اشعار مناظره اي
اولی از یزید لعن....
انا المسموم ما عندی بتریاق و لاراق................................. ادرکاسا ونا ولها الا یا ایها الساقی
و حافظ (ره)
الا یا ایها الساقی ادر کا سا و نا ولها ...........................که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
و
سودی در جواب به حافظ
خواجه حافظ راشبی دیدم به خواب ........................گفتم ای در فضل و دانش بی همال
از چه بستی بر خود این شعر یزید................................... با وجود این همه فضل و کمال
گفت واقف نیستی زین مساله...................................... مال کافر هست بر مومن حلال
ولی کاتب نیشابوری این حرفو قبول نکرده و گفته
عجب در حیرتم از خواجه حافظ....................... به نوعی کش خرد زان عاجز آید
چه حکمت دید در شعر یزید او........................... که در دیوان نخست از وی سراید
اگر چه مال کافر بر مسلمان............................... حلال است و در او قیلی نشاید
ولی از شیر عیبی بس عظیم است........................... که لقمه از دهان سگ رباید
حافظ فرمود :
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند (۷۰۰ سال پیش)
ملک الشعرای بهار پرسید :
در میخانه نبود بسته چرا حافظ گفت؟
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند؟ (قرن گذشته)
شهریار پاسخ داد :
در میخانه نبود بسته ولی حرمت می
واجب آمد که ملائک در میخانه زدند (معاصر)
مرحوم شهريار :
برو اي گداي مسكين در خانه علي زن
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
مرحوم منزوي ( شاعر آذري زبان اهل بيت (ع) )
مزن اي گداي مسكين در خانه علي را
كه علي زند شبانه در خانه گدا را
امام خمینی رحمة الله علیه:
من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
امام خامنه ای در جواب امام رحمة الله علیه:
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
چشم بیمار که را دیدی و بیمار شدی