خوش می‌گذرد

برای خیلی‌هایمان پارک و کافی‌شاپ و شهربازی و رستوران، تفریحات معمولی و سفر رفتن، حد اعلای تفریح و خوش‌گذرانی است. اما نظرتان درباره سفر در زمان چیست؟ موزه هرآن‌چه را برای سفر به دلِ تاریخ لازم داریم، در اختیارمان قرار می‌دهد. بنابراین هر تصور منفی که از موزه رفتن دارید را فراموش کنید؛ باور کنید در موزه هم می‌توان تفریح کرد و خوش‌گذراند. به‌ویژه اگر موزه‌گردی همراه با بچه‌ها باشد. 
 
تماشای کنجکاویِ سرکوب‌نشده بچه‌ها و کمک به آن‌ها برای شناخت جهان، لذت فوق‌العاده‌ای دارد.
 
 برای امتحان کردن این لذت می‌توانید با فرزندتان به موزه‌های جالب برای بچه‌ها مثل موزه‌های حیات وحش یا موزه‌های اسباب‌بازی سری بزنید.
 
 
یاد می‌گیریم
آنچه در موزه یاد می‌گیریم، معمولا نه در کتابی پیدا می‌شود، نه از زبان هیچ معلمی می‌شنویم! موزه با همه حواس ما کار دارد و همه توجه ما را می‌طلبد. موزه هرآنچه را می‌داند؛ تاریخ زندگی بشر، تجربیات، دانسته‌ها و حقایق و واقعیت‌های جهان را بدون هیچ فیلتر و دستکاری و تغییری در اختیارمان می‌گذارد. موزه راوی بی‌طرف و بی‌توقعی است؛ آشنا و آشتی نبودن با موزه مساوی است با بستن درهای دانش و آگاهی به روی خودمان.
 
 
از هویتمان حمایت می‌کنیم
موزه، حافظ هویت ماست. درست مثل پدربزرگ پیری که سینه‌اش پر از قصه‌ و ماجراست؛ تا گوش شنوایی نباشد، تا بچه‌ها و نوه‌ها اشتیاقی برای دانستن نداشته‌باشند، کاری از دستش ساخته نیست. شرح قهرمانی‌ها و سختی‌ها و خوشی‌ها و پند و عبرت‌ها یک روز در خاک دفن می‌شود بی آن‌که کسی از آن‌ها باخبر باشد. این بی‌خبری نسل‌به‎نسل عمیق‌تر می‌شود تا روزی که دیگر کسی یادش نمی‌آید اصلا پدربزرگی وجود داشته، گذشته‌ای وجود داشته. هویت جمعی تکیه‌گاه محکمی است، نشناختن و ندانستنش پشت آدم را خالی می‌کند، آدم را آسیب‌پذیر می‌کند. همان‌قدر که ما برای حفظ هویتمان به موزه نیاز داریم، موزه هم برای ادامه حیاتش، برای پاسداری از این هویت به حمایت و کمک ما نیاز دارد.