پهلوان بی طاقت

 
 

یکی از صاحب دلان صحنه زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ آورده.

 

گفت: این را چه حالت است؟

 

گفتند: فلانی دشنام دادش.

 

گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی دارد و طاقت سخنی نمی آرد.