بخش اول:وظائف بانوان.......
راه سوم اينست كه زن و مرد دست از لجاجت و سرسختی برداشتهبا عقل و تدبير رفتار كنند،مخصوصا مرد مسئوليتبيشتری دارد،تقريبامیتوان گفت كه كليد حل اين مشكل در دستاو قرار دارد،اوست كه اگرقدری بردباری و از خود گذشتگی بخرج دهد هم خودش را بدردسرنمیاندازد،هم همسر بيمارش را از اين مهلكه نجات خواهد داد.
اكنون روی سخن با مرد است.
آقای محترم!اولا بدين نكته توجه داشته باش كه همسر تو در عينوسواسيگری ترا دوستدارد،به زندگی و فرزندانش علاقهمند است،ازجدايی وحشت دارد،از اوضاع اسفناك زندگیشما قالبا در عذاب وشكنجه است،اگر شما را دوست نمیداشتحسادت نمیكرد،نمیخواهداوضاع چنين باشد ليكن چه كند بيمار است؟بيماری فقطدل درد و آپانديس و زخم معده ورماتيسم و سرطان نيست،بلكه امراضعصبی نيز بخش مهمی از بيماريها بشمار میروند،خانم شما گر چه دربيمارستان روانی بستری نيست ليكن به طور تحقيق يك بيمارروانیاست،اگر قبول نداری به يك روانپزشك مراجعه كن،با يك چنينخانمی با ديدهدلسوزی و ترحم بايد نگاه كرد نه با ديده انتقام و كينهجويی،به حال زار و افكار پريشانشترحم كن،كسی با بيمار دعوا و داد و قال وكشمكش نمیكند،در مقابل بیادبيها وناسازگاریهايش عكس العملشديد نشان نده،دعوا و داد و فرياد راه نينداز،به كتك و دشناممتوسل مشو،به دادگاه حمايتخانواده مراجعه نكن،قهر و باد نكن،دم از طلاق و جدايی نزن،هيچيك از اين كارها نمیتواند بيماری اين خانم را معالجهكند بلكه شديدترش میگرداند،رفتار تند و نامهربانيهای ترا دليل بر صدقعقيدهاش میگيرد.
راه كار اينست كه تا میتوانی اظهار محبت كنی،ممكن است ازوسواسيگريها و ناسازگاريهایاو بتنگ آمده قلبا منزجر شده باشی ليكنچارهای نيستبايد به طوری اظهار محبت كنی كهيقين پيدا كند كه ششدانگ دل تو مسخر اوست و شخص ديگری در آنجا راه ندارد.
ثانيا سعی كن با هم تفاهم نماييد،چيزی را از او مخفی نكن،بگذارنامههايت را حتی قبل ازخودت بخواند،كليد كمد اختصاصی يا صندوقاسناد و مدارك را در اختيارش قرار بده اگرميل داشتبدانها مراجعهكند،بگذار جيب و بغلت را بررسی كند،اجازه بده تمام اعمال وحركاتترا تحت نظر بگيرد،از اين قبيل كارها نه تنها اظهار ناراحتی نكن بلكه آنرايك امرعادی و از لوازم صفا و صداقتخانوادگی محسوب بدار،بعد ازمشاغل روزانه اگر كاری نداریزودتر به منزل بيا.و اگر كاری پيشآمد كرد قبلا به همسرت بگو:من به فلان جا میروم و درفلان ساعتبرميگردم،سعی كن از موعد مقرر تخلف نشود،چنانچه اتفاقا نتوانستی سرموعدحاضر شوی هنگام مراجعت علت تاخير را بالصراحه بيان كن،مواظب باش در تمام اينمراحل كوچكترين دروغی از تو صادر نشود،و الابد گمانی او تشديد خواهد شد،در كارها باوی مشورت كن،هيچ عملی را ازاو مخفی نكن بلكه كارهای روزانهات را برايش شرح بده،صداقت وراستی را هيچگاه از دست نده،خواهش كن در هر جا نقطه ابهامی دارد كهاسباببدگمانی او میشود بدون پروا توضيح بخواهد،و عقدهايرا در دل نگيرد.
ثالثا ممكن است جنابعالی شخص پاك و حتی از قصد خيانت هممنزه باشی ليكنبدگمانيهای زنها نيز غالبا بیمنشا نيست،لابد در اثرغفلت و صداقت،عملی از تو صادر شده كهدر روح او اثر گذاشته و رفتهرفته توليد سوءظن نموده است،لازم است در اعمال و رفتاركنونی وگذشتهات دقت نمايی و عامل اصلی و منشا بدگمانی همسرت را يافته و دررفع آنكوشش كنی،اگر با خانمهای بيگانه خيلی شوخی و شيرين زبانیمیكنی اين عمل را ترك كن.چه ضرورتی دارد خانمها ترا جوانیخوش اخلاق و خوش تيپ بشمارند ليكن همسرت بدبينشده زندگیداخلی شما به بدترين وجوه بگذرد؟چه لزومی دارد با خانم منشی خودتشوخیو خنده بكنی تا همسرت خيال كند با او سر و سری داری؟اصلا درصورتيكه همسرت بدبيناست چه ضرورتی دارد كه منشی زن استخدامكنی؟در مجالس با خانمهای بيگانه گرم نگير،زياد بآنها توجه نكن،پيشهمسرت از آنها تعريف نكن،اگر به زن بيوه بيچارهای میخواهیاحسانكنی چه بهتر كه قبلا با همسرت مشورت كنی بلكه میتوانی اين عمل خيررا به وسيلهاو انجام دهی.نگو:مگر من اسير و برده هستم كه اينقدر مقيدزندگی كنم؟نه خير اسير و بردهنيستی ليكن مرد عاقل و با تدبيری هستیكه با همسرت پيمان وفا و همكاری بستهای،بدينجهتبايد زن داری كنیو با عقل و تدبير بيماری او را بر طرف سازی،بايد با فداكاری ورفتارعاقلانه،خطر بزرگی را كه متوجه كانون مقدس خانوادگی شما شده مرتفعكنی،دراينصورت هم به همسر بيمارت بزرگترين خدمت را نمودهای همفرزندان بيگناهت را ازسرگردانی و غم و اندوه نجات دادهای،هم خودت را از ضررهای روحی و مادی رها كردهای،البته مردی كه در يك چنينموقع حساسی فداكاری كند در نزد خدا هم پاداش بزرگیخواهد داشت.
حضرت علی عليه السلام فرمود:در هر حال با زنها مدارا كنيد.باخوبی با آنها سخن بگوييد تاافعالشان نيكو گردد. (6)
امام سجاد عليه السلام فرمود:يكی از حقوقی كه زن بر شوهر دارداينست كه جهالت ونادانيهای او را ببخشد. (7)
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر مرديكه با همسربد اخلاقش بسازد خداوند متعال،در مقابل هر دفعه كه صبر كند،به مقدارثواب صبر حضرت ايوب عليه السلام،به او ثواب عطاخواهد كرد. (8)
اكنون بايد چند مطلب را به خانمها يادآوری كنم.
مطلب اول-خانم محترم،موضوع خيانتشوهرت،مثل همهموضوعات ديگر،احتياج به دليلو برهان دارد،ماداميكه خيانت او با ادلهقطعيه باثبات نرسيده شرعا و وجدانا حق نداری ویرا متهم سازی،آياسزاوار استبه صرف يك احتمال،شخص بيگناهی را مورد تهمت قراردهی؟اگر كسی بدون دليل و برهان ترا متهم كند آيا ناراحت نمیشوی؟
مگر با يك يا چند شاهد سفيهانه و غير عقلايی میتوان موضوع مهمی مثلخيانت را باثباترسانيد؟
خداوند بزرگ در قرآن مجيد ميفرمايد:ای كسانيكه ايمان آوردهايداز بسياری از گمانهااجتناب كنيد،زيرا بعض گمانها گناه است. (9)
امام صادق عليه السلام فرمود:بهتان زدن به شخص بيگناه از كوههای بزرگ سنگينتر است. (10)
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر كس به مرد مؤمن يا زنمؤمنه تهمتبزند خدا درقيامت او را بر تلی از آتش نگه ميدارد تا به كيفراعمالش برسد. (11)
خانم محترم،دست از نادانی و احساسات خام و عجله بردار،متينو عاقل باش،موقعيكهعصبانی و ناراحت نيستی در گوشهای خلوت كن،قرائن و شواهد خيانتشوهرت را در نظربگير،بلكه روی كاغذ يادداشتكن،سپس وجوه و احتمالات قضيه را در مقابل آن بنويس،آنگاهمانند يكقاضی درستكار و با انصاف،در مقدار دلالت آنها تامل كن،اگر ديدیيقينآور نيستندباز هم مانع ندارد،تحقيق كنی ليكن موضوع را مسلم وقطعی نگير و به صرف سوءظن وتوهم بیدليل زندگی را به خودت وشوهرت تلخ نكن.
مثلا وجود يك سنجاق سر در اتومبيل چندين علت میتواند داشتهباشد:
1-متعلق باشد به يكی از خويشان شوهرت مانند:خواهر،خواهرزاده،برادرزاده،عمه و عمهزاده،خاله و خالهزاده.ممكن استيكیاز آنها را سوار ماشين كرده و سنجاق مال او باشد.
2-شايد مال خودت باشد،و قبلا كه به ماشين سوار شدهای ازسرت افتاده باشد.
3-شايد يكی از دوستان يا خويشانش را با خانمش سوار ماشين كرده و سنجاق متعلق به آنخانم باشد.
4-شايد خانم درماندهای را سوار كرده به منزلش برساند.
5-شايد يكی از دشمنانش عمدا سنجاق را در ماشين انداخته تاترا بدبين نموده اسباببدبختی شما را فراهم سازد.
6-شايد منشی خودش يا يكی از همكارانش را سوار كرده وسنجاق متعلق به او باشد.
7-احتمال هفتم اينست كه معشوقهاش را سوار نموده عياشیرفته باشد:اين احتمال به طورحتم از ساير احتمالات بعيدتر است و نبايدزياد بدان ترتيب اثر داد.در هر صورت احتمالیبيش نيست،نبايد آنرا يكدليل قطعی و مسلم فرض كرد،و ساير احتمالات را به كلی ناديدهگرفت،وداد و فرياد و بیآبروئی راه انداخت.
اگر شوهرت دير به منزل میآيد دليل خيانتش نيست،شايداضافه كار داشته باشد،شايد كارفوق العادهای پيدا كرده،شايد به منزل يكیاز دوستان يا همكاران يا خويشانش رفته باشد،شايد در يك جلسه علمی يادينی شركت نموده باشد،شايد برای تفريح سالم و قدم زدن دير بهمنزلآمده باشد.
اگر خانمی از شوهرت تعريف كرد و او را جوان خوش تيپی شمردتقصير او چيست؟خوشاخلاقی دليل خيانت نيست،چه كند اگر بد اخلاقباشد كسی به او مراجعه نمیكند،انتظارداری بد اخلاقی كند تا همه او رابد اخلاق شمرده يك فرسخی از او فرار كنند؟
اگر به زن بيوه و يتيمانش احسان میكند دليل خيانتش نمیشود،شايد آدم خيرخواه ودلسوزی باشد و از باب نوع پروری و دستگيری از بيچارهگان و برای رضای خدا به آنها احسانكند.
اگر شوهرت جعبه يا كمد مخصوصی دارد يا اجازه نمیدهدنامههايش را بخوانی دليلخيانتش نيست،زيرا بسياری از مردها ذاتامحافظهكار و راز نگهدارند،و دوست ندارند كسی ازامورشان مطلع شود،شايد شغلش ايجاب ميكند كارهايش را مخفی بدارد،شايد ترا رازنگهدارنمیداند.
به هر حال،يك دليل احتمالی بيش از يك احتمال نتيجه نمیدهد،نبايد آنرا يك دليل قطعیبدون ترديد محسوب داشت.
مطلب دوم-در هر جا سوءظن پيدا كردی فورا موضوع را باشوهرت در ميان بگذار،به قصدكشف حقيقت،نه به عنوان اعتراض،رسماو بدون پروا بگو:من نسبتبه فلان كار بد گمانهستم،خواهش ميكنمواقع مطلب را بيان بفرماييد تا خاطرم آسوده گردد،آنگاه خوببهحرفهايش گوش بده،و در اطراف آنها تامل كن،اگر بدگمانی تو بر طرفشد كه چه بهتر،ليكن اگر قانع نشدی میتوانی بعدا در اطراف قضيهتحقيق كنی تا حقيقتبرايت روشن گردد،اگر در ضمن تحقيق بهموضوعی برخورد كردی كه شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلافواقعتوضيح داده صرف اين دروغ را دليل خيانت او نگير،زيرا ممكن استشخص بيگناهیباشد ليكن چون از بدگمانی تو اطلاع داشته عمدا مطلبرا بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظنتو زياده گردد،بهتر است در اينمورد هم باز به خودش مراجعه كنی و علتخلافگوئيش رابپرسی،البته مردكار خوبی نكرده كه مرتكب دروغ شده و بهتر بود حقيقت را میگفتزيراچيزی از صداقتبهتر نيست.ليكن اگر او اشتباه كرد تو نادانی و جهالتبخرج نده،بلكه باتصميم قاطع از او بخواه كه ديگر دروغ نگويد،اگرتوضيح خواستی و شوهرت نتوانست توضيحقانع كنندهای بدهد،عجز ازجواب را يك دليل مسلم و قطعی خيانت مشمار،زيرا ممكن استمطلبرا واقعا فراموش نموده باشد،يا اينكه چون از بدگمانی تو اطلاع داشتهدست و پایخويش را گم كرده نتوانسته جواب قانع كنندهای بدهد.دراينجا سخن را كوتاه كن و در يكموقع مناسب مطلب را در ميان بگذار وعلت قضيه را بپرس.و اگر اظهار داشت:واقع رافراموش نمودهام از اوبپذير زيرا انسان محل سهو و نسيان است،اگر باز هم ترديد داشتهباشیمیتوانی از راههای ديگر در صدد تحقيق بر آيی.
مطلب سوم-موضوع بد گمانی خودت را با هر كس در مياننگذار،زيرا ممكن است واقعادشمن شما يا حسود باشد،بدين جهت گفتارترا تاييد و چندين قرينه دروغ نيز بدان بيفزايد تازندگی شما را از همبپاشد،ممكن استشخص نادان و زود باور و بیتجربهای باشد و بهقصددلسوزی گفته ترا تاييد نمايد بلكه شواهد پوچ ديگری بدان اضافه نمودهذهن ترا خرابترگرداند،بنابراين صلاح نيستبا افراد نادان و بیتجربهمشورت نمايی،حتی مادر و خواهر وخويشانت،البته مشورت خوب است،اگر در جايی ضرورت پيدا كرد يكی از دوستان عاقل وكاردان و باهوش وخيرخواه را در نظر بگير و مطلب را با او در ميان بگذار و از افكارشاستفادهكن.
مطلب چهارم-اگر شواهد و دلائل خيانتشوهرت قطعی نبود،ودوستان و خويشانت نيزتصديق كردند كه دلائل مزبور قانع كننده نيست وشوهرت بيگناه است،و شوهرت نيز بادليل و برهان و قسم و التماس عدم خيانتخودش را اثبات ميكند ليكن با همه اينهابدگمانی ووسواسيگريهای تو برطرف نمیشود يقين بدان كه بيمار هستی،وبدبينیات در اثربيماری عصبی و روانی پيدا شده است.لازم استبه يكروانپزشك حاذق مراجعه نمايی و ازدستوراتش پيروی كنی.
مطلب پنجم-راه كار تو همان بود كه گفته شد،داد و فرياد و بهانه وناسازگاری نه تنها مشكلترا حل نمیكند بلكه مشكلات ديگری بداناضافه خواهد كرد.به دادگاه حمايتخانواده نيزمراجعه نكن،دم از طلاقو جدايی نزن،آبروی شوهرت را نريز.از اين قبيل كارها نتيجهخوبینخواهی گرفت،ممكن است كار به لجبازی و عناد بكشد و شوهرت ناچارشود ترا طلاقبدهد و زندگی را از هم بپاشد.در آنصورت نيز تو نتيجهخوبی نخواهی گرفت و تا آخر عمرقرين تاسف خواهی شد،مواظب باشتصميم خطرناكی نگيری دستبخودكشی و انتحار نزن،زيرا به وسيله اينعمل زشتخودت را نابود میسازی در آخرت نيز به عذاب دوزخمعذبخواهی شد،حيف نيست انسان برای يك فكر بيجا بزندگی خودش خاتمهبدهد؟آيابهتر نيستبا عقل و بردباری قضيه را اصلاح كنی؟
مطلب ششم-اگر بدگمانی تو بر طرف نشد و احتمال ميدهی يايقين داری كه شوهرت بهزنهای ديگر نظر دارد باز هم تقصير تو است،زيرامعلوم میشود آنقدر هوش و كاردانی و عرضهنداشتهای كه شش دانگ قلبشوهرت را مسخر گردانی تا جايی برای زنهای ديگر نماند،هنوزهم ديرنشده،دست از نادانيگری و لجبازی بردار و با اخلاق خوش و رفتار نيك واظهار محبتچنان در قلب شوهرت جای باز كن كه جز تو كسی را نبيند وجز تو كسی را نخواهد.
پینوشتها:
1-اطلاعات 4 ديماه 1350.
2-اطلاعات 7 ديماه 1350.
3-اطلاعات 29 ديماه 1348.
4-اطلاعات 17 تير ماه 1349.
5-اطلاعات 25 تير ماه 1349.
6-بحار ج 103 ص 223.
7-بحار ج 76 ص 367.
8-بحار ج 74 ص 5.
9-سوره حجرات:12.
10-بحار ج 75 ص 194.
11-بحار ج 75 ص 194.
به حرف بدگويان گوش نده
يكی از صفات زشتی كه در بين مردم شيوع دارد صفت عيبجويی وبدگويی از ديگران است.اين صفت كثيف علاوه بر زشتی ذاتی كه داردمفاسد بيشماری را نيز ايجاد ميكند،سبببدبينی و سوءظن میشود،نفاق ودشمنی بوجود میآورد،مردم را بجان هم میاندازد،رشتههای انس و مودترا قطع ميكند،صفا و صميميت را از بين میبرد،كانون گرم خانوادگیراسرد میكند،در بين زن و مرد جدايی میافكند،باعث قتل و جنايتمیشود.
متاسفانه اين عيب بزرگ به طوری در بين ما شايع شده كه زشتیخود را از دست داده است،نقل هر مجلس و زينتبخش هر محفل و يكسرگرمی رسمی بشمار میرود،كمتر مجلسیاتفاق میافتد كه از كسیبدگويی نشود،مخصوصا اگر مجلسی زنانه باشد،وقتی دو زن با همبرخوردنمودند بدگويی و ولنگاری شروع میشود،از اين بد بگو از آن بد بگو،پشتسر اين بدبگو پشتسر آن بد بگو،گويا در عيبجويی مسابقهگذاشتهاند،بدتر از همه اينكه گاهی ديگرانرا رها كرده به شوهرانيكديگر مشغول میشوند،بالاخره عيب و نقصی برای شوهر ديگریپيداكرده میگويد،يا از قيافه و شكلش مذمت میكند،يا از شغل و كارشبدگويی مینمايد،يابه مراتب تحصيلاتش ايراد میگيرد يا از اخلاق وآدابش انتقاد ميكند يا به اوضاع مالیاشخردهگيری ميكند،اگرنفت فروش باشد ميگويد شوهرت بوی نفت میدهد چگونه با اوبسرمیبری؟اگر كفاش باشد میگويد چرا به كفاش شوهر كردی؟اگر رانندهباشد ميگويد:شوهرت هميشه در سفر است،خيری نمیبينی،اگر قصاب باشد میگويد:بوی دنبه ميدهد.اگر اداری باشد ميگويد:در زندگی و محلشغل آزادی ندارد،اگر ندار و كم درآمد باشدميگويد:چگونه با اين شوهرندار میسازی؟حيف از تو خانم به اين خوشگلی كه شوهرتزشت وبد تركيب است،شوهرت كوتاه قد يا سياه رنگ يا لاغر اندام است،چرا بهيك چنينمردی شوهر كردی؟مگر پدر و مادرت از تو سير شده بودند كهترا به يك چنين مردی شوهردادند؟تو كه صدها خواستگار داشتی،حيفنبود به يك مرد بیسواد كوتاه فكر شوهر كنی و ازتمام خوشيها محرومگردی؟نه سينما نه تفريح،پس چی؟
راستی چه شوهر بد اخلاقی داری هر وقت او را میبينم صورتشدرهم كشيده و عبوس است،چه طور با او زندگی ميكنی؟واه!بعد از اينهمه تحصيلات رفتی به يك دهاتی شوهر كردی؟
سخنان مذكور و صدها مانند اينها است كه در بين خانمها رد و بدلمیشود.اصولا با اين قبيلولنگاريها عادت كردهاند،در آثار و نتائجسخنانشان اصلا فكر نمیكنند،فكر نمیكنند كهممكن استبا يك جملهكوتاه زنی از شوهرش دلسرد شده كار به طلاق و جدايی بلكه به قتلوجنايت منتهی شود.
اينگونه زنها واقعا شيطانی هستند به صورت انسان،دشمن آسايشو خوشی خانوادههاهستند،همانند شيطان ايجاد نفاق و دشمنی و اختلافمیكنند،كانونهای گرم زناشويی را بهزندانهای تاريك و دردناك تبديلمیسازند.چه بايد كرد؟اينهم يكی از صفات زشت وبیادبيهای اجتماع مااست،با اينكه اسلام شديدا از اين عمل نهی كرده ما حاضر نيستيماينخوی پليد را از خود دور سازيم.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:ای كسانيكه به زبان مدعیاسلام هستيد ليكن ايماندر دلتان راه نيافته،از مسلمانها بدگويی نكنيد ودر صدد عيبجويی نباشيد.زيرا هر كس ازمردم عيبجويی كند خدا نيز درعيوب او دقتخواهد نمود،و در آن صورت رسوا خواهد شد ولو درخانهاش باشد. (1)
اين زنهای ديو صفتيكی از چند منظور را میتوانند داشته باشند:
يا به قصد دشمنی و كينهتوزی بدگويی ميكنند تا خانوادهای را از همبپاشند،يا رشك و حسدبه عيبجويی وادارشان ميكند،يا منظورشان تفاخرو خودستايی است و به وسيله بدگويی ازديگران ميخواهند خوبی خودشانرا جلوه دهند،يا به علت اينكه در خودشان عيب و نقصیسراغ دارند بهمنظور عقدهگشايی انتقاد ميكنند،يا قصدشان اغفال و فريب دادنخانمسادهلوحی است،يا منظورشان تظاهر به خيرخواهی و دلسوزی است،گاهی هم جزسرگرمی و ارضای يك عادت كثيف نفسانی هدفی ندارند،بههر حال آنچه مسلم است اينكهقصد خيرخواهی و دلسوزی ندارند،اينخوی زشتی كه در بين زن و مرد ما كاملا رواج داردآثار بسيار خطرناك وبدی در بردارد،چه دوستيهايی را بر هم زده!چه جنگ و ستيزههايیبوجودآورده!چه زندگيهای گرمی را از هم متلاشی نموده و چه قتل و جنايتهايی رابوجودآورده است؟!
خوانندگان محترم،مسلما نمونههای فراوانی از اين قبيل حوادثسراغ دارند ليكن باز همبداستان زير توجه فرمائيد:
«زنی بنام...در دادگاه گفت:مردی بنام...برای بر هم زدن صميميت من و شوهرم تامیتوانست از او بد ميگفت.ميگفت...بدرد تونمیخورد،حيف از توست كه با او زندگی میكنی،ترا درك نمیكند،عاطفه ندارد،از شوهرت طلاق بگير تا با تو ازدواج كنم...در اثر القاآتاوگمراه شده با كمك هم شوهرم را كشتيم.» (2)
خانم محترم،اكنون كه بمقاصد پليد اين افراد پی بردی چاره كاربدست تو است،اگر بهسعادت و خوشبختی خودت و شوهر و فرزندانتعلاقه داری مواظب باش تحت تاثير القاآتاين شيطانهای انسان نما قرارنگيری،گول دلسوزيهای ظاهری آنها را نخور،يقين بدان كهدوست تونيستند،بلكه دشمن سعادت و خوشبختی تو هستند،قصدشان اينست كه ترابهبدبختی و سيه روزی بيندازند،ساده لوح و زودباور و خوشبين نباش،بازيركی و هوش مقاصدپليدشان را درياب،و به مجرد اينكه خواستند ازشوهرت عيبجويی كنند جلوشان را بگير،بدون ملاحظه و خجالتبگو:اگرميخواهيد دوستی و رفت و آمدمان برقرار باشد بعد از اينحق نداريد يككلمه درباره شوهر من بدگويی كنيد،شوهرم را دوست دارم و هيچ عيبیهمندارد،كاری به زندگی و شوهر و فرزندان من نداشته باشيد.
اگر اين صراحت لهجه را از تو ديدند و فهميدند به شوهر وفرزندانت علاقهداری از گمراهكردنت مايوس ميگردند و برای هميشه ازشر ولنگاريها و بدگوييهای آنها راحت میشوی.فكرنكن رنجيده خاطرمیشوند و رفاقتتان برهم میخورد،زيرا اگر دوست واقعی باشند نهتنهارنجش پيدا نمیكنند بلكه از تذكرات خردمندانه تو متنبه شده تشكرمینمايند،و اگردشمنانی هستند بصورت دوست،همان به كه رفت و آمد را ترك كنند،و اگر ديدی حاضرنيستند دست از اين خوی پليد بردارندصلاحت در اينست كه بطور كلی با آنها قطع رابطهكنی.زيرا دوستی ومعاشرت با آنها ممكن استبدبختی و سيهروزی ترا فراهم سازد.
رضايتشوهر نه مادر
دختر ماداميكه در خانه پدر و مادر زندگی ميكند بايد رضايت آنهارا فراهم سازد،ليكن وقتیكه پيمان زناشويی را امضاء نمود و بخانه شوهرقدم نهاد وظيفهاش تغيير ميكند.
در آنجا بايد شوهرداری كند و رضايت و خشنودی او را بر همه چيزمقدم بدارد،حتی درجاييكه بين خواستههای پدر و مادر و بين خواستههایشوهرش تزاحم پيدا شد صلاحش دراينست كه از شوهر اطاعت نمودهاسباب رضايت او را فراهم سازد،گر چه پدر و مادرشرنجيده شوند،زيرابا جلب رضايتشوهر،رشته انس و محبت كه بهترين ضامن بقایعقدزناشويی است محكم ميگردد،ليكن اگر مطابق ميل مادرش رفتار كردممكن است آنپيمان مقدس متزلزل يا از هم گسيخته شود،زيرا بسياری ازمادرها از تربيت صحيح و رشدفكری بهره كافی ندارند.
آنها هنوز اين مطلب را درك نكردهاند كه بايد دختر و داماد رابحال خود آزاد گذاشت تا با هممانوس شده تفاهم نمايند،برنامه زندگی رابر طبق اوضاع و شرائط خودشان تهيه نموده باجراگذارند،و اگر در اينبين بمشكلی برخورد نمودند با مشورت و تفاهم حل كنند.
چون اين مطلب را كه عين صلاح است درك نكردهاند در صددهستند بخيال خودشان،دامادرا بر طبق دلخواه بار بياورند،بدين جهت مستقيم و غير مستقيم در امور آنها دخالت ميكنند.در اين راه از دخترشانكه جوان است و سرد و گرم روزگار را نچشيده و بهمه مصالححقيقیخودش آگاه نيست استفاده مینمايند.او را آلت و ابزار نفوذ در داماد قرارمیدهند،مرتبا دستور میدهند با شوهرت چگونه رفتار كن،چه بگو،چهنگو.دختر سادهلوح هم چونمادرش را خيرخواه و آشنای بمصالح میدانداز او اطاعت نموده نقشههايش را پياده ميكند.اگر داماد تسليم خواستههایآنها شد حرفی نيست ليكن اگر خواست اندكی مقاومتی نشانبدهد كار بهنزاع و كشمكش و لجبازی خواهد كشيد،در آنصورت آن زنهای نادانممكن استآنقدر پافشاری كنند كه دختر و دامادشان را فدای لجبازی وخيرهسری خويشتن ساختهزندگی آنها را از هم بپاشند،بجای اينكه دختررا بزندگی و سازگاری تشويق نموده دلداريشبدهند مرتبا از شوهرشبدگويی ميكنند:دخترم را بدبخت كردم.چه شوهر بدی نصيبش شد!چهخواستگارهای خوبی برايش آمدند!پسر عمويت چه زندگی خوبی دارد!
دختر خالهات چه سر و لباسی دارد!فلانی برای خانمش فلان لباس راخريده!دختر خانم مناز كی كمتر است؟چرا بايد اينطور زندگی كند؟آخبميرم برای دختر بدبختم!
با اين قبيل سخنان كه بعنوان دلسوزی و خيرخواهی ادا میشوددختر سادهلوح را از شوهر وزندگی دلسرد نموده اسباب نارضايتی وبهانهگيری او را فراهم میسازند.به وسيله اينتلقينات سوء وادارشميكنند ناسازگاری و بهانهجويی كند،و كار را به شوهرش سختبگيرد،درموارد لازم خودشان نيز بحمايتبرخاسته قولا و عملا او را تاييدمینمايند،و برای پيروزی،بهمه چيز حتی طلاق گرفتن و بدبخت كردن دخترشان حاضرند.
به داستانهای زير توجه فرماييد:
«زن 30 سالهای بنام...مادر 50 سالهاش را كه باعث جدا شدن اواز شوهرش شده بود كتك زد.زن گفت:از بس مادرم نزد من از شوهرم بدگفت و او را متهم به بیاعتنايی نسبتبخانوادهكرد با شوهرم اختلاف پيداكردم،و حاضر شدم از او طلاق بگيرم،ولی فورا پشيمان شدم.ليكن اينپشيمانی سودی نداشت.زيرا شوهرم شش ساعت پس از جدا شدن از مندخترخالهاش را نامزد كرد و من از فرط ناراحتی مادرم را كتك زدم.» (3)
«مرد 39 سالهای بنام...از دست زن و مادر زنش فرار كرد و درنامهای كه بجای گذاشته نوشتهاست:بخاطر اينكه زنم راضی نشد بهآبادان بيايد و با رفتار ناشايستخود مرا آزار ميداد ازدست او فرار كردم.
مسئول مرگ من زن و مادر زنم میباشند.» (4)
«مردی كه از دخالتهای مادرزنش ناراحتبود خودكشی كرد». (5)
مردی كه از دخالتهای بيجای مادرزنش بتنگ آمده بود او را ازتاكسی بيرون انداخت» (6)
ناگفته پيداست دختريكه از اين قبيل مادران نادان و خودخواهاطاعت كند و از افكارغلطشان سرمشق بگيرد بدون ترديد به سعادت وخوشبختی خودش لطمه غير قابل جبرانیوارد خواهد ساخت.
بنابراين،هر زنی كه به سعادت خويشتن و ادامه پيمان زناشويی علاقه دارد نبايد بیفكر وتامل تحت تاثير افكار مادرش قرار گرفته آنها راصد در صد صحيح و بر طبق مصالح واقعیبپندارد.
يك زن دانا و باهوش احتياط و عاقبت انديشی را از دستنمیدهد،در گفتار و پيشنهادهایمادر و پدرش خوب دقت میكند و عواقبو نتائج آنها را مورد بررسی قرار میدهد،وبدينوسيله مادرش رامیشناسد،اگر ديد به زندگی و سازگاری و انتخاب يك روشعقلائیتشويقش ميكند میفهمد كه آدم فهميده و كاردان و خيرخواهی است،دراينصورتمیتواند رضايتش را فراهم كند و از راهنماييهای عاقلانهاشبهرهمند گردد،ليكن اگر ديد باگفتار جاهلانه و پيشنهادات غير عقلائیخودش اسباب دلسردی و ناسازگاری او را فراهممیسازد يقين پيدا ميكندكه شخص نادان و كجسليقه و بد اخلاقی است.
در اينجا يكی از دو طريق را میتواند انتخاب كند:يا بر طبقدستورات و راهنماييهای مادرشناسازگاری و بهانهجويی را شروع كند وبا شوهرش اعلان جنگ و ستيز بدهد،يا گوش بهحرف مادرش ندهد واسباب رضايتشوهرش را فراهم سازد.ليكن يك زن دانا و با هوشهرگزروش اول را انتخاب نخواهد كرد،زيرا فكر ميكند كه من اگر به حرفمادرم گوش كردميكی از اين نتيجهها عائدم خواهد شد:يا بايد تا آخر عمربا شوهرم در حال نزاع و كشمكش وقهر و دعوا باشم و آب خوش ازگلوی خودم و شوهرم و فرزندانم پايين نرود،يا طلاق بگيرم وبه خانه پدر ومادرم مراجعت كنم،در آنصورت يا ناچار ميشوم تا آخر عمر در خانه پدر ومادر وتحت تكفل آنها باشم،با اينكه ميدانم حاضر نيستند مرا به عنوانيك عضو اصلی خانوادهبپذيرند،بلكه مرا به عنوان يك عضو زائد و سربار خودشان محسوب میدارند،لذا سعی دارندمرا از زندگی خودشانبيرون كنند،پس ناچارم با خواری و خفت زندگی كنم و از خواهرانوبرادرانم زخم زبان و سرزنش بشنوم،و اگر بخواهم از خانه پدر و مادربيرون بروم و جدازندگی كنم كجا بروم و چگونه تنها زندگی كنم؟و اگرشوهری برايم پيدا شد معلوم نيست ازشوهر اولم بهتر باشد،زيرا معمولامردهايی بخواستگاری زنهايی مثل من میآيند كههمسرشان مرده باشد ياطلاق گرفته باشد،و غالبا بیبچه هم نخواهند بود،در آنصورتناچارمیشوم از بچههايش پرستاری كنم،و صدها اشكال و دردسر از اين راهايجاد خواهد شد،و اصلا معلوم نيست آن شوهر احتمالی از اين شوهرمبهتر باشد،شايد او هم عيبهای بيشتر وبدتری داشته باشد و ناچار گردم بااو بسازم،ممكن است در اثر ايرادها و ناسازگاريهای منجان شوهرمبستوه آمد با يك تصميم خطرناك،چشم از زندگی بپوشد و از شهر و ديارفراركند يا احيانا دستبخودكشی بزند،ممكن است در اثر لجبازيها وكشمكشها خودم بستوه آيمبه طوريكه جز خودكشی چارهای نجويم و با آنعمل غير مشروع دنيا و آخرتم را بر باد دهم.
آنگاه كه در اطراف و جوانب قضيه خوب تامل كرد و نتائج وآثارش را بررسی نمود و آيندهاشرا در نظر مجسم گردانيد با يك تصميمقاطع بنا میگذارد كه به ولنگاريها و بدگوييها وپيشنهادهای غير منطقیمادر يا ساير بستگانش خاتمه داده شوهرش را نگهداری كند.
در اين هنگام به مادرش میگويد:مادر جان اكنون كه مقدرم بوده بااين مرد پيمان زناشويیرا امضا كنم صلاحم در اينست كه با كوشش وجديت تمام اين زندگی مشترك را كه میتواندمرا خوشبخت كند حفظ كنم،و با اخلاق و رفتار خوب اسباب رضايتشوهرم را فراهم سازم،اوست كه میتواند مرا خوشبخت گرداند،شريك زندگی و يار غمخوار مناست،كسی را بهتر ازاو سراغ ندارم،برنامه زندگيمان را خودمان بايدطرح كنيم،و اگر مشكلی داشته باشيم حلخواهد شد،و دخالتهای توممكن استبه كلی مرا بدبخت كند،اگر ميخواهی رفت و آمد وخويشی مامحفوظ بماند در زندگی داخلی ما اصلا دخالت نكن و از شوهرم بدگويیمنما و الاناچار میشوم با شما قطع رابطه كنم.
اگر با پند و اندرز دست از گفتار و رفتارشان برداشتند میتواند باآنها رفت و آمد كند ليكناگر حاضر نشدند خودشان را اصلاح نمايندصلاح زن در اينست كه به طور كلی با آنها قطعرابطه كند و بدينوسيلهخودش را از يك خطر بزرگ يعنی از هم پاشيدن كانون خانوادگیبرهاند.
و با فكر آزاد به زندگی ادامه دهد.
در اين صورت ممكن است در بين خويشانش از عزت و احترام اوكاسته شود ليكن در عوض،محبت و رضايتشوهرش چند برابر شده نزداو عزيز و محترم خواهد گشت.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«بهترين زنان شما زنی استكه زياد بچهدار شود،شوهردوست و عفيف و محجوب باشد.در مقابلخويشانش تسليم نباشد ليكن مطيع شوهرشباشد،برای شوهرش زينتكند،خودش را از بيگانگان محفوظ بدارد.حرف شوهرش را بشنودو ازوی اطاعت كند.وقتی با هم خلوت نمودند بر طبق اراده او رفتار كند اما درهر حال،شرم وحيا را از دست ندهد.
سپس فرمود:بدترين زنان شما زنی است كه در مقابل خويشانش مطيع باشد ليكن زير بارشوهرش نرود،عقيم و كينهتوز باشد،از كارهایزشت پروا نداشته باشد،در غياب شوهرشزينت و آرايش كند،درخلوتگاه از خواستههای شوهرش امتناع ورزد.عذرش را نپذيرد وگناهشرا نبخشد». (7)
در خانه هم تميز و زيبا باشيد
مرسوم اكثر خانمها چنين است:وقتی میخواهند به گردش برونديا در مجلس جشنیشركت نمايند يا به مجلس شب نشينی و مهمانی بروندآرايش ميكنند،بهترين لباسها رامیپوشند و به بهترين وجهی كه برايشانمقدور است از منزل خارج ميشوند،ليكن هنگاميكهبه منزل برگشتند فورالباسهای خوب و زيبا را از تن خارج ساخته لباسهای معمولی ومندرس رامیپوشند،در داخل خانه مقيد به پاكيزگی و نظافت نيستند،آرايش وزينتنميكنند،با موهای ژوليده و لباسهای به اصطلاح،خانهداری در منزلميگردند،لباسهایلكهدار و جورابهای پاره را در خانه میپوشند،در صورتيكه بايد كار بر عكس باشد.زن بايد درخانه و برای شوهرشآرايش و دلبری كند،بايد برای شوهرش كه شريك زندگی و يار ومونسدائمی و پدر فرزندانش ميباشد زينت و دلربايی كند،بايد دلش را بدستآورد تا دلبرانكوچه و خيابان نتوانند در دلش جا باز كنند،ديگران چهارزشی دارند كه برايشان آرايش وزينت كند؟!حيف نيست زن آرايش وزيبايی خويش را در مقابل چشم چرانی بيگانگان قراردهد و برای جوانانو بانوان اشكالاتی بوجود آورد؟
پيغمبر اسلام (ص) فرمود:«هر زنيكه خودش را خوشبو كند و ازمنزل خارج شود تا به خانهبر نگردد از رحمتخدا دور خواهد بود (8) ».
رسول خدا فرمود:«بهترين زنان شما زنی است كه مطيع شوهرشباشد.برای او آرايش كندولی زينتش را برای بيگانگان ظاهر نسازد.وبدترين زنان شما زنی است كه در غياب شوهرشزينت كند (9) ».
خانم گرامی،بدست آوردن دل يك مرد آن هم برای هميشه كارسادهای نيست.پيش خود نگو:او كه مرا دوست دارد پس چه احتياجیدارم به سر و وضع خودم برسم و برايش دلربايی كنم؟بايد عشق او رابرای هميشه نگهداری كنی.
يقين بدان كه شوهرت دوست دارد هميشه تميز و مرتب و زيبا باشیو لو به زبان نياورد،اگر برطبق خواستههای باطنی او رفتار نكنی و در منزلبه خودت نرسی ممكن است در خارجمنزل چشمش به زنان تميز آرايشكرده بيفتد و از تو دلسرد شده و از راه منحرف گردد،وقتیخانمهای تميزو مرتب را ديد و آنها را با سر و وضع كثيف و نامرتب تو مقايسه كرد خيالميكندفرشتگانی هستند كه از آسمان نازل شدهاند!تو هم در خانه برايشآرايش كن و لباس خوببپوش و دلبری و طنازی كن تا بفهمد كه تو ازآنها كمتر نيستی بلكه بهتر و زيباتر هستی،درآنصورت میتوانی بدوامعشق او اميدوار باشی و برای هميشه دلش را مسخر گردانی.
به نامه يك شوهر توجه فرماييد:
«خانم بنده در خانه با خدمتكارمان قابل تشخيص نيست.به خدا گاهی اوقات فكر ميكنم ایكاش يكی از اين لباسهای قشنگ و مامانی راكه برای محيط كار و مهمانی دوخته در خانهمیپوشيد و دست از سر،اينبلوزهای كهنه و دامنهای گشاد برميداشت.چند بار به او گفتم:عزيزملااقل روزهای جمعه و تعطيل يك دست از آن لباسهای قشنگ را بپوش.
با ترشرويی گفت:من در مقابل تو يا بچهام مقيد نيستم.اما اگر يك روزسر و وضعم نامرتبباشد جلو همكارهايم خجالت ميكشم (10) ».
ممكن استبگوييد:در منزل زيبا گشتن با شغل خانهداری وآشپزی سازگار نيست،ليكن اگرارزش اين عمل را بدانيد به طور حتممیتوانيد اين مشكل را حل كنيد.چه مانع دارد برایانجام كارهای خانهلباس مخصوصی داشته باشيد كه در موقع كار از آن استفاده كنيدليكنوقتی از كار فارغ شديد و وقت آن رسيده كه شوهرتان به منزل بيايد بدنتانرا تميزكنيد،موها را شانه بزنيد،لباسهايتان را تغيير دهيد،و مرتب و منظمدر انتظار او باشيد.
حضرت باقر عليه السلام فرمود:«بر زن لازم استخودش راخوشبو كند،بهترين لباسهايش رابپوشد،به بهترين وجه زينت كند و باچنين وضعی صبح و شب با شوهرش ملاقات كند (11) ».
امام صادق عليه السلام فرمود:«زن نبايد آرايش و زينت را ترككند گر چه به يك گلوبندباشد،نبايد دستش را بدون خضاب بگذارد گر چهبه كمی از حنا باشد،حتی زنهای پير همنبايد زينت و آرايش را تركنمايند (12) ».
پینوشتها:
1-بحار ج 57 ص 218
2-اطلاعات 27 آبان 1350
3-اطلاعات هفتگی شماره 1628.
4-اطلاعات 9 آذر ماه 1348
5-اطلاعات 12 ارديبهشت 1349
6-اطلاعات 13 ارديبهشت 1349
7-بحار جلد 103 ص 235
8-بحار ج 103 ص 247.
9-بحار ج 103 ص 235
10-اطلاعات 3 اسفند ماه 1351.
11-بحار ج 103 ص 228.
12-شافی ج 2 ص 138.
برايش مادری كن
انسان در مواقع گرفتاری و بيماری احتياج به پرستار و غمخواردارد،دلش ميخواهد كسی باوی همدردی كند،به وسيله نوازش و دلجويیدردهايش را تسكين دهد.به وسيله دلداريها وتقويتهای روحی اعصابشرا آرامش بخشد،مردها همان كودكان سابق هستند كه بزرگشدهاند،هنوزهم احتياج به نوازشها و محبتهای مادر دارند،مرد وقتی با زنی پيمانزناشويیبست انتظار دارد كه در مواقع گرفتاری و بيماری درست ماننديك مادر مهربان از ویپرستاری و دلجويی كند.
خانم محترم،اگر شوهرت مريض شد بيش از سابق مهربانی كن،اظهار همدردی و تاسف كن،چنان وانمود كن كه از بيماری او شديداناراحت هستی،دلداريش بده،اسباب استراحت رابرايش فراهم ساز،بچهها را ساكت كن تا اعصابش آرام گردد،اگر احتياج به دكتر و داروداردوسيلهاش را فراهم ساز،هر غذايی را كه ميل دارد و برايش خوبست فوراتهيه كن،دم به دماز او احوالپرسی و دلجويی كن،سعی كن هر چه بيشتر دركنار بسترش بنشينی،اگر از شدتدرد خوابش نمیبرد سعی كن تا ميتوانیبيدار بمان،وقتی بخواب رفتی گاهی كه بيدارميشوی سری باو بزن و اگرخواب نيست احوالپرسی كن،اگر شب را به بيخوابی گذراندهبامداداظهار ناراحتی كن،در روز اتاق را خلوت كن شايد خوابش ببرد،نوازشهاو دلسوزيهای تودردهايش را تسكين ميدهد و در بهبوديش كمك ميكند،بهعلاوه،اين قبيل كارها را از علائموفا و صميميت و محبتحقيقیمیشمار،در نتيجه،به زندگی دلگرم ميشود،نسبتبه تو علاقهبيشتری پيداميكند،اگر مريض شدی همين عمل را نسبتبه تو انجام ميدهد. آری اين عمليك نوع شوهرداری است و رسول خدا فرمود:
«جهاد زن اينست كه خوب شوهرداری كند (1) ».
راز نگهدار باش
معمولا خانمها ميل دارند از اسرار و رموز شوهرشان با اطلاعشوند،ميخواهند از وضع كسب،مقدار درآمد،موجودی،اسرار كسبی،تصميمات آيندهاش با خبر شوند.و بطور خلاصه ازشوهرشان انتظار دارندكه تمام اسرارش را در اختيار آنها بگذارد و چيزی را پنهان نكند،برعكساكثر مردها هم حاضر نيستند تمام اسرارشان را در اختيار همسرشان قراردهند،وهمين موضوع گاهی سبب دلخوری و حتی بدبينی ميشود.
خانم شكايت ميكند كه شوهرم به من اعتماد ندارد،اسرارش را ازمن مخفی ميكند،با من يكرنگ و صريح نيست،گويا سر و سری دارد.
نميگذارد نامههايش را بخوانم،درآمد و مقدار موجودی خودش را به مننميگويد،با من درددل نميكند،در جواب سؤالهای من طفره ميرود و حتیگاهی دروغ ميگويد،اتفاقا مردها همبیميل نيستند كه اسرار و رموززندگیشان را در اختيار همسرشان قرار دهند.ليكن عذرشاناينست كهزنها راز نگهدار نيستند،دهانشان در و دروازه ندارد،ظرفيت ندارند مطلبیرا بهطور كلی كتمان كنند،هر چه را شنيدند فورا برای ديگران بازگوميكنند،با اندك بهانهایممكن است اسرار انسان را فاش كنند و اسبابدردسر او را فراهم سازند.اگر كسی بخواهداسرار انسان را كشف كند بهآسانی میتواند همسرش را فريب داده به وسيله او به مقصدخويش نائل گردد،ممكن استبعض خانمها از دانستن مطالب سری سوء استفادهنمايند وحتی آنها را اسباب نفوذ در شوهر قرار داده در صورت عدم تمكيناسباب گرفتاری او را فراهمسازند.
البته عذر مردها تا حدودی موجه است،زنها زودتر از مردها تحتتاثير عواطف و احساساتقرار ميگيرند،معمولا احساساتشان بر تعقلشانغلبه دارد،وقتی عصبانی شوند خويشتن داریبرايشان دشوار است،درآنمواقع ممكن است از دانستن اسرار سوء استفاده نموده اسبابگرفتاریمرد را فراهم سازند.شايد خوانندگان از اين قبيل حوادث زياد سراغداشته باشندليكن از باب نمونه به داستان زير توجه فرماييد:
«زنی بنام...راز شوهرش را فاش كرد و او محكوم به يك سالزندان شد،خانم ميگويد:منشوهرم را از جان و دل دوست دارم ولی اخيرابه من كم محبتشده بود،اين كار را كردم تا ازاين به بعد بيشتر دوستمبدارد،اين خانم گردنبند گرانقيمتخواسته بود ولی...زير بار نرفت.اوهمتقلب در ازدواجشان را فاش كرد تا بزندان بيفتد (2) ».
بنابراين اگر زن ميل داشته باشد كه شوهرش كاملا يك رنگ بودهچيزی را از او مخفی نكندبايد بقدری راز نگهدار و با احتياط باشد كهبدون اجازه شوهرش برای هيچكس و در هيچحال چيزی را نقل نكند،حتی برای خويشان و دوستان صميمی خودش اسرار شوهرش رافاشنكند،در راز نگهداری اين مقدار كافی نيست كه اسرارش را به ديگریبگويد و سفارشكند به كسی نگو،زيرا او هم به طور حتم دوستانی دارد،ممكن است اسرار شما را در اختيارآنها قرار دهد و سفارش كند به كسی نگوييد،يك وقت انسان متوجه ميشود كه اسرارش فاششده است.
بنابراين شخص عاقل اسرارش را به احدی نميگويد.
حضرت علی عليه السلام فرمود:«سينه عاقل صندوق اسرارشميباشد (3) ».
علی عليه السلام فرمود:«خوبيهای دنيا و آخرت در دو چيز جمعاست:راز نگهداری و دوستیبا خوبان،و تمام بديها در دو چيز جمع شده:
فاش كردن اسرار و دوستی با اشرار» (4) .
مديريت او را بپذير
هر مؤسسه يا اداره يا كارخانه يا كارگاه و بالاخره هر تشكيلاتاجتماعی احتياج به يك مديرمسئول دارد.گر چه بايد بين افراد آن مؤسسهتعاون و همكاری وجود داشته باشد ليكن به هرحال بدون مدير بخوبیاداره نخواهد شد.اداره يك منزل يقينا از اداره هر مؤسسهای دشوارتروبا ارزشتر است و احتياج بيشتری به مدير دارد.
در اين جهت ترديد نيست كه بايد در بين اعضای يك خانوادهتفاهم كامل و تعاون و همكاریوجود داشته باشد ليكن وجود يكسرپرست عاقل و با تدبير هم برايشان ضرورت دارد،هرخانهای كه يكمدير با تدبير و نافذ الكلمهای نداشته باشد به طور حتم اوضاع منظمورضايتبخشی نخواهد داشت،سرپرستی خانه يا بايد به عهده مرد باشد و زناز او اطاعت كند،يا به عهده زن باشد و مرد فرمانبرداری كند،ليكن از آنجا كه اينكار غالبا از مردها بهتر ساختهاست چون تعقلاتشانبر احساساتشان غلبه دارد خداوند حكيم اين مسؤوليتبزرگ را بردوشاو نهاده در قرآن شريف ميفرمايد:
«مردان سرپرست زنانند،زيرا خدا بعض افراد را بر بعض ديگربرتری داده است و برای اينكه ازمالهای خويش خرج كردهاند.پس زنانشايسته فرمانبردارند (5) ».
بنابراين صلاح خانواده در اينست كه مرد را به عنوان بزرگ وسرپرستخانواده بشناسند و بانظر و صلاحديد او كار كنند،اين موضوعبدانمعنا نيست كه مقام زن كوچك شده باشد بلكهحفظ نظم و انضباطمنزل چنين اقتضائی را دارد،اگر خانمها احساسات خام و تعصبهایبيجارا كنار بگذارند وجدان خودشان نيز بدين موضوع قضاوت ميكند.
خانم...ميگويد:ما در ايران رسم خوبی داشتيم كه متاسفانه بهتدريجخلل يافته است.سنت اينبود كه هميشه مرد در خانواده ايرانیرئيس خانواده بود ولی امروز وضع منزل متزلزل شده وخانواده در موردانتخاب رئيس سرگردان مانده است.ولی بهتر است زن امروزی كه دربسياریاز موارد اجتماعی حقی برابر با مرد يافته است در خانه مرد را بهعنوان رئيس قبول داشتهباشد...بايد به همه كسانی كه ميخواهند ازدواجكنند اين فكر قديمی توصيه شود كه وقتیقدم به خانه بخت ميگذارند بالباس عروسی وارد خانه شوهر شوند و با كفن خارج شوند (6) ».
البته اين مطلب هست كه گرفتاريهای زندگی و مشاغل روزانه مردغالبا اجازه نميدهد كه درتمام امور خانواده دخالت كند و در واقع میتوانگفت كه قسمت عمده كارها عملا در اختياركدبانوی خانه است و اكثريتقريب به اتفاق كارها بر طبق ميل و اراده او انجام ميگيرد ليكنبه هر حالحق حاكميت و سرپرستی مرد بايد محترم شمرده شود.اگر در جايی اظهارعقيده ودخالت كرد و لو در امور جزئی خانهداری باشد نبايد در مقابلپيشنهادش استقامتبخرج دادو بدينوسيله حق حاكميت او را مورد انكارقرار داد،و الا به شخصيتش لطمه وارد شده خودشرا مسلوب الارادهو همسرش را يك زن بیادب و حق نشناس و لجباز حساب ميكند،اززندگیدلسرد و به همسرش كم علاقه ميشود.چون شخصيتش جريحهدارشده ممكن است در صددتلافی و انتقام بر آيد و حتی در مقابل خواستههایبجا و معقول همسرش سر سختی نشاندهد.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«زن خوب به حرف شوهرشگوش ميدهد و مطابقدستوراتش عمل ميكند». (7)
زنی از رسول خدا پرسيد:«زن نسبتبه شوهرش چه وظيفهایدارد؟فرمود:بايد از وی اطاعتكند و از فرمانش تخلف ننمايد (8) ».
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«بدترين زنها زن لجباز ويك دنده است (9) ».
رسول خدا فرمود:«بدترين زنها كسانی هستند كه هم نازا و هم كثيف و لجباز و نافرمانباشند (10) ».
خانم گرامی،شوهرت را به عنوان بزرگ و سرپرستخانوادهبپذير،با نظر و مشورت وی كارهارا انجام بده،از دستوراتش تخلفنكن،اگر در كاری دخالت كرد در مقابلش سرسختی نشاننده،و لو اينكهاز امور خانهداری باشد كه تو بهتر از آن اطلاع داری،شوهرت را عملايك فردمسلوب الاختيار قرار نده،بگذار گاه گاه در كارها دخالت كند وبدين رياست صوری دلخوشباشد،موضوع رياست او را عملا بهفرزندانت نشان بده،به آنها تذكر بده در كارها از پدرشاناجازه بگيرند واز فرمانش تخلف ننمايند.از كودكی آنها را بدين رفتار عادت بده تا حرفشنو وفرمانبردار و با ادب بار آيند،و احترام تو و شوهرت محفوظ بماند.
در سختيها سازگار باش
دنيا برای هيچكس يكسره نميرود،و چرخ روزگار هميشه بر طبقدلخواه نمیچرخد،زندگیهزاران نشيب و فراز دارد،ممكن است انسانبه بيماری سختی مبتلا شود،ممكن استبيكار وخانهنشين گردد،ممكناست مال و ثروتش را از دست داده تهيدستشود،و صدها از اينقبيلحوادث كه برای همه كس امكان وقوع دارد.
زن و شوهری كه دستبيعت را به هم داده پيمان زناشويی را امضاميكنند بدان منظور استكه در همه حال با هم و يار و غمخوار همديگرباشند،بايد پيمان زناشويی چنان استوار و رشتهالفت و محبتبه قدرینيرومند باشد كه در همه حال بر سر عهد و پيمان خويش باقی بمانند،در خوشی و ناخوشی با هم باشند،در بيماری و سلامتی،در حال وسعت وتنگدستی با همباشند.
خانم محترم،اگر روزگار با شوهرت نساخت و تهيدستشد مباداغمی بر غمهايش بيفزايی وبنای ايراد و ناسازگاری را بگذاری.اگر بهبيماری سختی مبتلا شد و مدتی در خانه يابيمارستان بستری گشت رسموفاداری و انسانيت چنان است كه مانند سابق بلكه بيشتراظهار محبتنموده با كمال صفا از وی پرستاری كنی،از پرستاری و خرج كردن دريغنكن،اگرشوهرت ندارد ليكن تو داری باز هم از اموال خودت برای بهبوداو خرج كن،اگر تو مريضميشدی او تا قدرت داشت از مال خودش برایمعالجه تو صرف ميكرد تا بهبود حاصل كنی،اكنون كه او ندارد ليكن توداری آيين وفاداری و عاطفه اقتضا دارد كه اموالت را در راه اوصرفكنی،اگر در اين موقعيتحساس بدادش نرسيدی ترا يك زن بیوفا وخودخواهیمیشمارد كه مال دنيا را بر وجود شوهر ترجيح ميدهد،در اينصورت مهر و علاقهاش نسبتبهتو كم ميشود،و حتی ممكن استبهقدری دلسرد شود كه ترا لائق مقام همسری ندانستهطلاق را ترجيح دهد.
به داستان زير توجه فرماييد:
«مردی...به دادگستری آمده بود تا همسرش را طلاق گويد.اظهارداشت:بيمار بودم دكترگفته بود بايد تحت عمل جراحی قرار گيرم.از زنمخواستم پسانداز خود را به عنوان وام دراختيارم بگذارد حاضر نشد و ازخانه من قهر كرد.ناچار در يك بيمارستان دولتی تحت عملجراحی قرارگرفتم و اينك كه بهبود يافتهام محال استبا او زندگی كنم.چون پول را برمنترجيح داد و چنين زنی را نمیتوان يك همسر ناميد (11) ».
هر فرد با وجدانی تصديق ميكند كه حق با مرد مذكور بوده است.
چنين زن خودخواهی كه در يك چنين موقعيتحساسی كه جان شوهرشدر معرض خطربوده حاضر نشده پسانداز خويش را برای نجاتشوهرش خرج كند،او را رها كرده و به خانهپدرش رفته لايق مقام محترمهمسری نيست.
خانم محترم،مواظب باش در چنين مواقعی انسانيت و عاطفه را ازدست ندهی،اگر شوهرتبه بيماری سختی مبتلا شد كه تا آخر عمردامنگير اوستيا به زندان محكوم شد مبادا با زورقانون طلاق بگيری و اوو فرزندانت را تنها و بیسرپرست رها كرده كنار بكشی،آياوجدانتراضی ميشود كه شوهر بيچارهات را كه در ايام خوشی با هم بودهايد اكنونكهدرمانده گشته تنها رها كرده بروی؟از كجا كه خودت چند روز ديگر بههمين بليه گرفتارنشوی؟بر فرض اينكه طلاق گرفتی و شوهری هم پيداكردی از كجا كه برايتبهتر بشود؟دست از خودخواهی و هوسبازیبردار.از خود گذشتگی و فداكاری بخرج بده،عاطفه و وجدانداشته باش،برای رضای خدا و برای حفظ حيثيت و شرافتخودت با شوهر وفرزندانتبه هرحال بساز،بردباری و صبر داشته باش،فرزندانت راخوب تربيت كن و عملا به آنها درسفداكاری و سازگاری بياموز،ومطمئن باش كه در دنيا و آخرت بهترين پاداش را خواهی داشت،زيرا اينعمل تو بهترين مصداق شوهرداری است كه در رديف جهاد قرار داده شدهاست.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«جهاد زن در اينست كهخوب شوهرداری كند (12) ».
قهر نكن
معمول بعض زنها اينست كه وقتی از دستشوهرشان ناراحتشدند قهر ميكنند،صورتشان رادر هم كشيده حرف نميزنند.در گوشهاینشسته دستبه هيچ كاری نمیزنند.غذا نمیخورند،بچهها را ميزنند،يواش يواش غرولند ميكنند.به عقيده آنها قهر و دعوا بهترين وسيلهایاستكه ميتوان بدان متوسل شد و از شوهر انتقام گرفت،ليكن برنامهمذكور نه تنها شوهر را تنبيهنميكند بلكه ممكن است عواقب بسيار بدی رادر برداشته باشد،زيرا ممكن استشوهرت نيزمقابله به مثل نموده قهركند،در اينصورت تا چند روز بايد با حالت ناراحتی زندگی كنيد،توغربزنی او غر بزند،تو اوقات تلخی كنی او اوقات تلخی كند،تو حرف نزنیاو حرف نزند،تابالاخره خسته شويد و به وساطتيكی از خويشان يادوستان يا با يك بهانه ديگر با هم آشتیكنيد،اما اين آخرين قهر و دعوایشما نيستبلكه طولی نميكشد كه باز از دستشوهرتناراحت ميشوی وقهر و دعوا شروع ميشود يعنی يك عمر را بايد با حالت قهر و دعوا و كينهوكدورت زندگی نماييد،بدينوسيله هم خودتان را بدبختخواهيد كرد همفرزندان بيگناهتانرا به بدبختی و سيه روزی خواهيد انداخت.
اكثر جوانانی كه از خانه و زندگی فرار ميكنند و در دامهایرنگارنگ فساد واقع ميشوند ازفرزندان همين خانوادهها هستند.
از باب نمونه به داستانهای زير توجه فرماييد:
«جوانی بنام...گفت:پدر و مادرم هر روز با يكديگر دعوا ميكنند،و هر كدام از آنها به خانه يكیاز بستگانشان ميروند،من نيز ناچار دركوچه و خيابان سرگردان ميشوم.كم كم گول ديگرانرا خوردم و بدزدی دست زدم».
دختر ده سالهای بنام...به مددكاران اجتماعی گفت:درستبيادمنيست ولی همينقدر ميدانمكه يك شب پدر و مادرم دعوايشان شد.روز بعدمادرم رفت و چند روز بعد پدرم مرا به عمهامسپرد.مدتی نزد عمهام بودم تااين پيره زن مرا از عمهام گرفت و به تهران آورد.چند سالی استنزد اونگهداری ميشوم.آنقدر رنج میبرم كه ديگر نميخواهم به خانهاش بروم.
خانم آموزگار گفت:امسال هم مثل هميشه سال تحصيلی آغاز شد و دبستان...از عدهای ازدانش آموزان نام نويسی كرد...اين دختر هم يكی از آنهابود.سال تحصيلی به آرامی ميگذشتو شاگردان مشغول تحصيل بودند.
ولی...در كلاس آرام نبود و نمیتوانست درس بخواند.دائم مانند اشخاصمريض سرش راميان دستها ميگذاشت و به فكر فرو ميرفت.حتی چند روزبعد از ظهر كه مدرسه تعطيل شددر گوشهای از حياط نشست هر چهاصرار كرديم به خانه برود قبول نكرد.پريروز هم اينصحنه تكرار شد.بهآرامی علتبه خانه نرفتن او را پرسيدم.گفت:نزد پير زنی به نام...
نگهداری ميشوم.مرا اذيت ميكند.ديگر نمیخواهم به خانه باز گردم.
پرسيدم پدر و مادرت كجا هستند؟چند دقيقه گريستسپس گفت آنها از همجدا شدند.ومن به دست اين پيره زن افتادم» (13)
ممكن استشوهرت در مقابل قهرهای تو عكس العمل شديدترینشان داده به ناسزاگوئی وكتك كاری برسد.آنگاه تو ناچار شوی به عنوانقهر به خانه پدرت بروی و شكايت او را نزد آنهاببری.و با دخالت آنهااختلافات شما شديدتر و عميقتر گردد،ممكن استشوهرت از اين قهر ودعواهای متوالی بستوه آيد و جدايی را بر اين زندگی كثيف ترجيح بدهد.
در اينصورت هم شوهرت را بدبخت كردهای هم خودت را ليكن به طورحتم تو بيشتر از اومتضرر خواهی شد،شايد ناچار شوی تا آخر عمر تنهابمانی يا سر بار پدر و مادرت گردی.حتمابعدا پشيمان خواهی شد ليكنپشيمانی سودی ندارد.
«زنی ميگفت:با جوانی ازدواج كردم اما زندگی ما ديری نپاييد.نهمن از رموز شوهرداریاطلاع داشتم،نه او راه و رسم زنداری راميدانست،دائما با هم كشمكش داشتيم،يك هفته منقهر ميكردم و هفته بعداو،فقط جمعهها با پا در ميانی بستگان با هم آشتی ميكرديم،اين قهروآشتیها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدريجبه فكر پيدا كردن همسرديگری افتاد،منهم به علت كمی سن اهميتی به طلاق نميدادم و حاضر بهتجديد نظر در رفتارم نبودم،از همجدا شديم،اطاقی برای خودم اجارهكردم و به تنهايی زندگی ميكردم،خيلی زود متوجهخطرات شدم،اغلبكسانی كه با هم آشنا ميشديم در صدد اغفالم بودند،تصميم گرفتم باشوهرمآشتی كنم،به خانهاش رفتم.در آنجا با خانمی روبرو شدم كه خود را همسراو معرفینمود،با چشم گريان به اطاقم بازگشتم» (14)
«زن جوان 22 سالهای كه با وجود يك فرزند طلاق گرفته و بهمنزل پدرش رفته بود شبعروسی خواهرش دستبخودكشی زد» (15) .
بنابراين قهر و دعوا نه تنها درديرا دوا نميكند بلكه ممكن استصدها گرفتاری و دردسربوجود آورد.
خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب كن،اگر از شوهرتعقدهای داشتی قدری صبر كن تاحواست جمع شود،آنگاه با نرمی وملايمت موضوع ناراحتی خودت را با شوهرت در ميانبگذار،مثلا با زبانخوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهين كردی،يافلان حرف را به من زدی،يا به فلان پيشنهاد من عمل نكردی،آيا سزاواراست نسبتبه مناينقدر كم لطف باشی؟با اين قبيل حرفها هم عقدهاتحل ميشود،هم شوهرت تنبيه ميگردد.و به طور حتم در صدد تلافیبر خواهد آمد.ترا يك خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگیمیشناسد وهمين احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبی خواهد گذاشت.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«هر گاه دو نفر مسلمان با همقهر كنند و تا سه روز صلحنكنند از اسلام خارج خواهند شد و در بينشانولايتی باقی نخواهد ماند.پس هر كدام از آنهاكه در صلح پيش قدم شود درقيامت زودتر به بهشتخواهد رفت». (16)
پینوشتها:
1-بحار ج 103 ص 247
2-اطلاعات 19 ديماه 1350
3-بحار ج 75 ص 71
4-بحار ج 74 ص 178
5-سوره نساء آيه 34 الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعضو بما انفقوا مناموالهم فالصالحات قانتات .
6-اطلاعات 17 مرداد ماه 1351.
7-بحار ج 103 ص 235
8-بحار ج 103 ص 248
9-مستدرك ج 2 ص 532.
10-شافی ج 2 ص 129.
11-اطلاعات 25 آذر ماه 1350.
12-بحار ج 103 ص 247
13-اطلاعات 28 مهر ماه 1348.
14-اطلاعات 8 آذر ماه 1350.
15-اطلاعات 17 اسفند ماه 1348.
16-بحار ج 75 ص 186.
اگر عصبانی شد سكوت كن.
مرد در خارج منزل با صدها مشكل و گرفتاری مواجه ميشود،باافراد مختلف سر و كار پيداميكند،آنگاه با افكار پريشان و اعصاب خستهوارد منزل ميگردد،چنين شخصی اگر باكوچكترين حادثه ناگواریبرخورد كند عصبانی ميشود،در آن حال ممكن است از خود بيخودشده بهزن و فرزندانش توهين كند.خانمی كه فهميده و با هوش باشد گرفتاريها ومشكلاتشوهرش را در نظر مجسم نموده به حال زار او ترحم ميكند، دندان بر سر جگر گذاشته درمقابل عصبانيتها و داد و فريادهای او سكوتميكند.وقتی مرد عكس العملی نديد به زودی ازعصبانيت میافتد.و ازكردار خويش پشيمان ميشود.بلكه در صدد عذرخواهی و تلافی برميآيد.
ساعتی بعد كدورتها رفع شده زن و شوهر به حالت اول باز ميگردند.باهمان مهر و صفایسابق بلكه زيادتر به زندگی ادامه ميدهند.
اما اگر خانم موقعيتحساس و خطرناك شوهرش را درك نكرد ودر مقابل عصبانيت اوعكس العمل نشان داد،جوابش را داد،داد زد،جيغكشيد،دشنام داد،نفرين كرد،در اينصورتآتش خشم مرد شعلهور ميگردد.
از خود بيخود شده درجه فحش و ناسزاگويی را بالا ميبرد.كم كم زن و مردمانند دو گرگدرنده به جان هم میافتند.ممكن است در اثر يك حادثهجزئی طلاق و جدايی بميان آيد،وكانون گرم خانوادگی از هم بپاشد،بسياری از طلاقها در اثر همين حوادث كوچك بوجودآمده است،حتیممكن است مرد در اثر شدت عصبانيت كه خودش يك نوع جنون استمانندكوه آتشفشان يك دفعه منفجر گردد و جنايت و قتل فجيعی ببارآورد.به داستان زير توجهفرماييد:
«مردی...خود و همسر و نادختريش را با گلوله كشت،زندگی اينزن و شوهر از همان آغاززناشويی با اختلاف و تلخ كامی توام بود.هربامداد و شامگاه به علت عدم توافق و همآهنگی بهمشاجره ميپرداختند.
شوهر كه خسته از سر كار به خانه آمده بود،اعصابش ناراحتبود.
مشاجره بينشان شروع شد.مرد همسرش را كتك زد.زن ميخواستبهكلانتری برود كه مرد باگلوله،خود و او و نادختريش را كشت». (1)
آيا بهتر نيستخانم در اين موقع،موقعيتخطرناك و حساسشوهرش را در نظر بگيرد وچند دقيقه دندان بر سر جگر بگذارد وعكس العملی از خويش نشان ندهد؟و بدينوسيله ازانحلال پيمان مقدسازدواج و خطرات احتمالی و قتل و جنايت جلوگيری كند؟
آيا سكوت چند دقيقه مشكلتر استيا تن دادن به اين همه نتائج وآثار تلخ؟!مبادا خيال كنيدما ميخواهيم بدينوسيله از مرد دفاع كنيم و او رابیتقصير معرفی نماييم.نه هرگز چنينقصدی نداريم.البته مرد هم تقصيردارد.نبايد دق و دل ديگران را به سر خانواده بيگناهشخالی كند-دربخش آينده در اين باره بحثخواهد شد-بلكه منظور اين است:اكنون كهمردنتوانسته اعصابش را كنترل كند و با جهتيا بیجهت عصبانی شدههمسرش بايد با عقل وفراست موقعيتخطرناك او را درك كند و برایحفظ كانون مقدس زناشويی و جلوگيری ازخطرات احتمالی،فداكارینموده دندان بر سر جگر بگذارد و سكوت اختيار كند.
معمولا خانمها چنين فكر ميكنند:اگر در مقابل خشم شوهرمسكوت كنم احترام ووقعيتخودم را از دست ميدهم و خوار و خفيفميشوم.در صورتيكه قضيه كاملا بر عكساست.اگر مرد در حال عصبانيتهمسرش را مورد توهين و دشنام قرار داد و از او عكس العملینديد بعدا بهطور حتم پشيمان خواهد شد.سكوت او را يك نوع فداكاری و ادبزندگیميشمارد،و علاقهاش چند برابر خواهد شد.در حال عادی فكرميكند كه با اينكه به همسرمتوهين كردم و ميتوانست پاسخ دهد ليكنبردباری نمود و سكوت اختيار كرد معلوم ميشودزن فهميده و دانايی است،به من و زندگی علاقهمند است. در اينصورت يقينا از كردار خويشپشيمان خواهد شد.اگرهمسرش را مقصر بداند عفوش ميكند و اگر بيخود عصبانی شدهدرمحكمه وجدان محكوم ميگردد و عذرخواهی مينمايد.پس چنين زنفداكاری نه تنهاكوچك نميشود بلكه شخصيت و بزرگی او برای شوهرشو ديگران باثبات خواهد رسيد.
پيغمبر اسلام فرمود:«هر زنيكه در مقابل بد اخلاقیهای شوهرشبردباری كند خدا ثوابآسيه دختر«مزاحم»را به وی عطا خواهد كرد» (2) .
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«بهترين زنان شما زنی استكه هر گاه شوهرش راخشمناك ديد بگويد:در مقابل خواستههای تو تسليمهستم.تا از من راضی نشوی خواب بهچشمم نخواهد رفت» (3) .
رسول خدا فرمود:«عفو و بخشش عزت و بزرگی صاحبش رازيادتر ميكند.عفو داشته باشيد تاخدا شما را عزيز گرداند» (4) .
سرگرميهای مرد
بعضی از مردها دوست دارند در خانه اشتغالات و سرگرميهایمخصوصی داشته باشند،ياانواع تمبرها را جمعآوری ميكنند.يا عكسهایمختلف را جمعآوری ميكنند،يا نمونه خطها وامضاها را تهيه مينمايند،ياكتابهای خطی و چاپی را جمع ميكنند،يا به پرورش حيوانات ازقبيل مرغو بلبل و قناری ابراز علاقه ميكنند،يا به نقاشی و كارهای هنری میپردازند،يا بهگلكاری علاقه نشان ميدهند،يا به خواندن كتاب و مجلاتمشغول ميشوند.
اين قبيل سرگرميها را ميتوان از بهترين تفريحات سالم شمرد.نهتنها ضرری ندارند بلكهمنافعی هم در بر دارند.مرد را به خانه مانوس وعلاقهمند میسازند،نگرانيهای روحی وخستگيهای اعصاب را برطرفميسازند،بيكاری و فراغت غم و غصه توليد ميكند،و اشتغال بهكار يكیاز طرق معالجه بيماران روانی بشمار ميرود.كسانيكه هميشه مشغولياتیداشتهباشند كمتر به ضعف اعصاب و بيماريهای روانی مبتلا ميشوند،چونبه خانه علاقهمندهستند و اشتغالات دائمی دارند از ولگردی در خيابانها وآلوده شدن به عادتهای خطرناك و پانهادن به مراكز فساد تا حدیمصونيت دارند.
بنابراين،خانمها بايد اين قبيل اشتغالات را محترم بشمارند،مردرا مورد تحقير و سرزنش قرارندهند و كارهايش را احمقانه و بيفائدهنشمارند،بلكه تشويقش كنند،و در موارد لازم با اوهمكاری نمايند.َ
خانهداری
خانه محيط كوچكی بيش نيست ليكن نعمتبسيار گرانبهايیاست.وقتی مرد از كارهایروزانه و سر و صداهای خارج خسته شد بهخانه پناه ميبرد،وقتی از كشمكشها و تزاحمات وناملايمات زندگی بتنگآمد برای استراحتبه خانه ميرود،حتی وقتی از گردش و تفريح همخستهشد بدانجا پناه ميبرد،آری خانه بهترين آسايشگاهی است كه انسانمیتواند بدون هيچقيد و بندی در آنجا استراحت نمايد،جای انس و مودت،صفا و صميميت،آرامش و استراحتاست،پرورشگاه مردان وزنان با فضيلت است.كارخانه شخصيتسازی و كلاس تعليم وتربيتكودكان است،اجتماع كوچكی است كه اجتماع بزرگ انسانها را بوجودمیآورد،ترقی وتنزل و صلاح و فساد اجتماع بزرگ مربوط به هميناجتماع كوچك است،اجتماع كوچكخانوادگی با اينكه جزء اجتماعبزرگ محسوب ميشود.در عين حال،از يك نوع استقلالداخلیبرخوردار است،بدين جهت اصلاح اجتماع را بايد از اصلاح خانوادههاشروع كرد.
اداره اين پايگاه حساس زندگی و كلاس تعليم و تربيت اجتماعی بهعهده بانوان است.يعنیترقی و تنزل و صلاح و فساد اجتماع در اختياربانوان و به اراده آنهاست،بنابراين،خانهداریشغل بسيار آبرومند وپر افتخاری است.
كسانيكه محيط خانه را كوچك میشمارند و از شغل شريفخانهداری عار دارند به حقيقتمعنای خانهداری و ارزش آن پی نبردهاند.
يك خانم خانهدار بايد افتخار كند كه در يك چنين پستحساسیقرار گرفته برای پيشرفت وترقی ملت فداكاری ميكند.
خانمهای تحصيل كرده نيز در اين ميان مسؤوليتبيشتری دارند،بايد برای ديگران سرمشقزندگی باشند و عملا به آنها درس خانهداری وشوهرداری بياموزند،بايد عملا اثبات كنند كه باسواد بودن نه تنها بهخانهداری و شوهرداری لطمه نمیزند بلكه راه و رسم زندگی را به آنهايادميدهد.
يك خانم تحصيل كرده بايد زندگی را با بهترين وجه اداره كند و به شغل شريف خانهداریافتخار نمايد و بدين وسيله لياقت و برتریخانمهای تحصيل كرده را اثبات كند،نه آنكه به عذربا سواد بودن دستبهسياه و سفيد نگذارد و بدينوسيله بانوان با سواد را بدنام گرداند،درسخواندن برای بيكار گشتن و زير بار مسؤوليت نرفتن نيستبلكه برایكدبانو شدن ودرس زندگی آموختن است.به داستان زير توجه فرماييد:
«مردی كه با دختر ديپلمهای ازدواج نموده بود در دادگاه گفت:
همسرم در خانه دستبه سياه و سفيد نميگذارد و هر بار كه باو اعتراضميكنم ميگويد:ظرفشويی و رختشوئی و بچهداری كار يك زن ديپلمهنيست.اگر از رفتار من ناراحت هستیطلاقم بده و با يك كلفت ازدواجكن.گفت:پريشب عدهای از آشنايان و اقوام همسر ديپلمهام رابه شامدعوت نمودم.موقع شام سفره را پهن كردم و ديپلم قاب گرفته همسرم را درسفرهنهادم و گفتم:ببخشيد شام ناقابلی است كه خانم حقير هر شب بخوردبنده ميدهد.صلاحديدم از شما هم بدينوسيله پذيرايی كنم (5) ».
به هر حال،خانهداری و كدبانوگری شغل شريف و آبرومندی استكه مراتب لياقت وهنرنمايی بانوان را باثبات ميرساند.بد نيست در اينباره قضاوت خود بانوان تحصيل كرده رابشنويد:
خانم...عقيده داشت:كدبانوی واقعی زنی است كه سازگار باشد واز نظر مادی اهل افراط وتفريط نباشد.يك زن كدبانو موقعی میتواندبگويد كه دارای صفتخاص يك كدبانو است كهاز وضع درآمد شوهر ووضع خانوادگی خود اطلاع كامل داشته باشد.به نظر من يك زن اداریهمميتواند كدبانوی خوبی باشد».
خانم فريده نوروز شميرانی ليسانسيه ميگفت:كدبانو بايد علاوه براينكه به امور خانه واردباشد همراه خوبی برای همسرش،مادر خوبیبرای فرزندانش و مهماندار خوبی برای خانهاشباشد.
خانم دكتر محترم فصيحی پزشك اطفال ميگفت:به نظر منكدبانوی واقعی كسی است كهكار اداری نداشته باشد.زيرا در كشور ماسرويسهای اداری از نظر وضع غذا و كمبود مهدكودك و غيره نمیتواندنياز كارمندان را برآورده سازد.يك مادر كارمند نگران اينست كهغذایشوهرش دير شده يا كودكش تنها مانده است.
خانم صغری يكتا ناظمه فنی دانشكده پزشكی ميگفت:زن كدبانو بابودجه كم ميتواندخانهای تميز و آراسته داشته باشد.با شوهرش در غم وشادی شريك باشد.از حال روحی واجتماعی شوهرش غافل نباشد.
خانم ايران نعيمی ميگفت:كدبانو زنی است كه از تفريحاتغير ضروری بكاهد و هدفش بهتركردن وضع خانه باشد و از تنظيم بودجهخانوادگی اطلاع داشته باشد. (6)
نظافت
يكی از وظائف مهم خانهداری تميز كردن منزل و اسباب و لوازمزندگی است.نظافتبهبهداشت و حفظ سلامتی اهل خانه كمك ميكند وجلو بسياری از بيماريها را ميگيرد.زندگیكردن در خانه تميز مسرتبخشو دلپذير است،مرد را به سوی منزل متمايل ميسازد،اسبابآبرو وسربلندی خانواده است،بدين جهت رسول خدا فرمود:«دين بر نظافت پايهگذاری شدهاست.» (7)
باز هم رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«اسلام نظيف است،شما هم در پاكيزگی كوششكنيد،زيرا فقط پاكيزگان داخل بهشتميشوند. (8) »
خانه را هميشه تميز نگهداريد،روزی يك مرتبه جارو و گردگيریكنيد،در طول شبانهروز اگرجايی كثيف شد فورا تميزش كنيد و نظافتآنرا برای موقع معين جارو كردن نگذاريد،در وديوار و سقف اتاقها راگردگيری كنيد،تار عنكبوتها را بگيريد،ميز و مبل و صندلی و سايراثاثخانه را گردگيری كنيد،شيشههای در و پنجره را تميز كنيد،زباله وخاكروبهها را درظرف سرپوشيدهای بريزيد و از حدود اتاقها و آشپزخانهدور گردانيد مبادا غذاهای شما راآلوده گرداند،زود بزود آنرا خالی كنيدمبادا متعفن گردد و توليد ميكرب كند،كثافت وخاكروبهها را در كوچه ودرب خانه نريزيد زيرا به بهداشت عمومی لطمه ميزند به علاوهتوليدميكرب میكند و چه بسا به وسيله باد و مگس بشما منتقل شود و سلامتخودتان را درمعرض خطر قرار دهد،تا ميتوانيد نگذاريد بچهها در باغچهيا كنار حياط بول كنند و اگر ازجهت ناچاری آنها را در گوشهای از حياطمینشانيد فورا آنجا را تميز و با آب بشوييد تا بد بو ومحل نشو و نمایميكربها نگردد،به طور كلی سعی كنيد هيچ نقطهای از منزل شمامحلكثافت و توليد ميكرب واقع نشود.
ظرفهای كثيف و چرب را روی هم نريزيد بلكه هر چه زودتر آنها را بشوييد،زيرا اگر نشستهروی هم بماند ممكن است توليد ميكرب كنند وسلامتشما را به خطر بيندازند،ظرفها را باآب تميز دست نخورده بشوييدو اگر با آب راكد يا حوض میشوييد بعدا آب پاكيزه روی آنهابريزيد زيراممكن است آب حوض در اثر ماندن آلوده شده باشد و به سلامتشما لطمهبزند،بعد از شستن در جای محفوظی بگذاريد يا پارچه تميزی روی آنهابيندازيد،لباسهای كثيفمخصوصا كهنه بچهها را از حدود اتاقها وآشپزخانه دور كنيد و در جای محفوظی نگهداريد تامگسها كه حامل انواعميكرب هستند در آنجا اجتماع نكنند،و زود بزود آنها را بشوييد.
لباسهای خودتان و فرزندانتان هميشه نظيف و پاكيزه باشدمخصوصا لباسهای زيرپوش كههميشه با بدن تماس دارند.
گوشت و حبوبات و ساير پختنيها را قبل از طبخ خوب بشوييد،مخصوصا سبزيجات راچندين مرتبه با دقتبشوييد،زيرا ممكن استبهميكرب و تخم انگل آلوده باشد و بهلامتشما لطمه بزند.
ميوهها را قبل از خوردن تميز بشوييد چون اكثر آنها سمپاشیميشوند و امكان دارد سمومآنها به شما سرايت كند،ممكن است اثر فورینداشته باشند ليكن بدون شك بیتاثير همنخواهند بود.
قبل از غذا خوردن دستهای خودتان و اطفالتان را تميز بشوييد،اگر با قاشق و چنگال همغذا ميخوريد،باز هم بهتر است دستتان رابشوييد،مبادا آلوده باشد و به سلامتشما لطمهبزند،بعد از صرف غذادست و دهانتان را بشوييد،دندانها را خلال كنيد زيرا ممكن استاجزاءغذا گوشه و كنار دهان و لابلای دندانها بماند و توليد ميكرب نمايد.
اگر بتوانيد بعد از صرف هر غذا دندانها را مسواك كنيد بسيار خوب است ليكن اگر برايتانميسر نيست اقلا شبها قبل از خواب مسواكرا از دست ندهيد.بدينوسيله هم دندانهايتان رااز خطر پوسيدگی و فسادنجات ميدهيد هم به سلامتی خودتان كمك شايانی مينماييد.
ناخنهايتان را اقلا هفتهای يكبار كوتاه كنيد،زيرا وقتی ناخن بلندشد محل نشو و نمایميكربها ميشود و سلامتی شما را جدا در معرض خطرقرار ميدهد،اگر بتوانيد يك روز درميان برای شستشو به حمام برويدبسيار مهم است ليكن اگر نمیتوانيد اقلا هفتهای يكبار راترك نكنيد.
موهای زير بغل و ساير مواضع را به وسيله دارو و يا تراشيدنبرطرف سازيد زيرا ممكن استانواع ميكربها در آنجا توليد و تكثيرنمايند و به سلامتی شما لطمه بزنند.
خوردنيها را در دسترس مگسها قرار ندهيد زيرا ممكن است آنهارا آلوده سازند.
شارع مقدس اسلام درباره نظافتسفارشهای زيادی نموده كه بهپارهای از آنها از باب نمونهاشاره ميشود:
امام صادق عليه السلام فرمود:«خدا زيبا بودن و زينت كردن رادوست دارد.و تظاهر به نداریو فقر را مكروه دارد.دوست دارد آثارنعمتهايش را بر بندهاش ببيند.لباسش نظيف و پاكيزهباشد،بوی خوشاستعمال كند.خانهاش را زينت نمايد.خانه و اطرافش را جاروب كند.قبلازغروب چراغ را روشن كند.زيرا اين عمل فقر را از خانه دور ميكند وروزی را زياد ميگرداند (9) ».
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«آدم كثيف بد بندهای است» (10) .
حضرت علی عليه السلام فرمود:«تارهای عنكبوت را ازخانههايتان بگيريد زيرا ترك كردن آنهاباعث نداری ميشود» (11) .
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«خاكروبهها را شب در خانهنگذاريد بماند زيرا جايگاهشيطان ميشود» (12) .
پيغمبر اسلام فرمود:«خاكروبهها را پشت درب منزل نريزيد زيراجايگاه شيطان ميشود» (13) .
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«لباس انسان بايد هميشهپاكيزه و تميز باشد» (14) .
پيغمبر اكرم فرمود:«دستمال چرب را در خانه نيندازيد زيرا جايگاهشيطان ميشود» (15) .
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«شستن ظرفها و تميز كردناطراف خانه روزی را زيادميكند» (16) .
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«ظرفها را بدون روپوشنگذاريد زيرا شيطان آب دهن درآنها انداخته از آنها استفاده ميكند» (17) .
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«ميوهها دارای سمومی هستند.
آنها را خوب بشوييد آنگاه ميل كنيد» (18) .
حضرت كاظم عليه السلام فرمود:«يك روز در ميان،به حمام رفتنانسان را فربه ميكند» (19) .
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«اگر بر امتم دشوار نميشدواجب ميكردم در موقع هروضويی مسواك كنند» (20) .
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«ناخن گرفتن در روز جمعه ازبيماری جذام و جنون وپيسی و كوری جلوگيری ميكند» (21) .
روايتشده كه:«زير ناخنها خوابگاه شيطان است».
حضرت علی عليه السلام فرمود:«شستن دستها قبل از غذا و بعد ازآن عمر را زياد ميگرداند واز چركين شدن لباسها مانع ميشود و چشم رانورانی ميگرداند» (22) .
پینوشتها:
1-اطلاعات 17 تير ماه 1349.
2-بحار ج 103 ص 247.
3-بحار ج 103 ص 239.
4-بحار ج 71 ص 419
5-اطلاعات 3 آذر ماه 1350.
6-اطلاعات 28 فروردين ماه 1351
7-محجة البيضاء ج 1 ص 166
8مجمع الزوائد ج 5 ص 132
9-بحار ج 79 ص 300
10-بحار ج 76 ص 175
11-شافی ج 1 ص 208
12-بحار ج 76 ص 175
13-بحار ج 76 ص 177
14-شافی ج 1 ص 208
15-شافی ج 1 ص 215
16-بحار ج 76 ص 176
17-بحار ج 76 ص 176
18-شافی ج 2 ص 124
19-شافی ج 1 ص 209
20-شافی ج 1 ص 210
21-شافی ج 1 ص 211
22-شافی ج 2 ص 123
منزل مرتب
يك منزل مرتب كه هر يك از اسباب و لوازم زندگی در جایمخصوص و مناسب قرار گرفتهباشد از جهاتی بر يك منزل شوريده ودرهم و برهم مزيت دارد.
اولا نظم و ترتيب مخصوص به منزل صفا و رونق و زيبايیمیبخشد،تماشای تكراری خانه نهتنها موجب ملال نميشود بلكهمسرتبخش و دلپذير خواهد بود.
ثانيا انجام كارهای خانهداری را آسان ميكند،اوقات كدبانوی خانهبيهوده تلف نميشود زيرا بههر چيز احتياج پيدا كرد ميداند كجاست،برای پيدا كردن آن معطل نميشود،در نتيجه كارهابآسانی انجام میپذيرد و خانمرا وامانده و خسته نميگرداند.
ثالثا رونق و صفای محيط مرتب منزل كه از ذوق و سليقه كدبانویخانه حكايت ميكند مرد رابه خانه و زندگی علاقهمند ساخته از خطراتولگردی و وقوع در دامهای فساد محفوظشميدارد.
رابعا چنين خانه مرتبی اسباب آبرو و سرافرازی خانواده بودههر كس آنرا ببيند از زيبايی آنلذت میبرد و به ذوق و سليقه كدبانوی خانهآفرين خواهد گفت.
با خريد و تهيه اسباب لوكس زندگی زيبا نميشود بلكه نظم و ترتيبخاص زيبايی بوجودميآورد،خود شما حتما خانوادههای مرفه و ثروتمندیرا ديدهايد با اينكه از انواع و اقسامگوناگون لوازم لوكس زندگیبرخوردارند اما زندگی آنها چون درهم و برهم است صفا و رونقیندارد وديدن آن ملالآور است،به عكس خانوادههای فقيری را ديدهايد كه در عينفقر و نداری،زندگی زيبا و مسرتبخشی دارند،چون همان اسباب و لوازممختصر،مرتب و منظم و تميزاست،اصولا مگر زيبايی جز نظم و ترتيبخاص چيز ديگری است؟
بنابراين،يكی از وظائف مهم خانهداری رعايت نظم و ترتيباست،خانمهای خوش سليقه وكدبانو خودشان بهتر ميدانند اسباب و لوازمخانه را چگونه مرتب سازند ليكن در عين حاليادآوری نكات زير بیفائدهنيست:
اسباب و لوازم منزل را درجهبندی نموده برای هر نوعی از آنهاجای مخصوصی انتخابنماييد،همه ظرفها را يك جا روی هم نريزيد، ظرفهايی را كه مورد احتياج هميشگی است دردسترس قرار دهيد،اسبابشيرينی خوری و آجيل خوری را در يك جا قرار دهيد،ظرفهایشربتخوری جای مخصوص داشته باشند،يك جا را اختصاص بدهيد بهاسبابچايخوری،اسباب و ظروف غذاخوری را در يك جا قرار بدهيد،قاشق و كارد و چنگال جایمخصوصی داشته باشند،اسباب و لوازمميوهخوری را در يك جا بگذاريد،ظرفهایماستخوری و مرباخوریجای مخصوصی داشته باشند،و به طور خلاصه اسباب و لوازمزندگی بهقدری مرتب باشد كه خود شما و شوهرتان و فرزندانتان جای مخصوصآنها رابدانند به طوريكه اگر در شب تار هم خواستيد آنها را پيدا كنيدبتوانيد مستقيما به سراغشانبرويد.
شايد بعض خانمها بگويند:برنامه مذكور برای اعيان و اشرافخوب است كه زندگی مفصلیدارند،اما برای زندگانی فقيرانه ما اين همهتشريفات ضرورت ندارد،ليكن خاطر نشان ميشودكه اسباب و لوازمزندگی به هر حال بايد مرتب باشد،چه فقير چه غنی.شخص فقير همبايدهمان اسباب و لوازم مختصر خويش را مرتب سازد،مثلا همه ظروفخانهاش را ميتوانددر يك جاظرفی قرار بدهد ليكن هر گوشهای از آنرابرای يك نوع ظرف اختصاص بدهد،لباسهای تابستانی را در يك جا ولباسهای زمستانی را در جای ديگر قرار بدهيد،لباسهایخودتان را دريك جا و لباسهای شوهرتان را در يك جا و لباسهای فرزندانتان را درجایمخصوص بگذاريد،لباسهای مورد احتياج هميشه را در دسترسبگذاريد و لباسهای ديگر رادر جايی محفوظتر،لباسهای نشسته را درجای مخصوص بريزيد،رختخوابهای مورد لزوم دردسترس باشد ليكن رختخوابهای مهمانداری را كنار بگذاريد،بعد از صرف غذا ظرفهایچربو نشسته را فورا جمع كنيد و برای شستن در جای معين بگذاريد،هريك از اسباب و لوازمزينت اتاق را در جای مناسب قرار دهيد كه هميشهدر آنجا باشد،لباسهای خودتان وفرزندانتان در گوشه و كنار اتاق پراكندهنباشد بلكه آنها را در كمد مخصوص يا روی چوبلباسی بيندازيد،بهكودكانتان توصيه كنيد كه اسباب و لوازم خودشان را از قبيل لباس وكتابهميشه در جای مخصوص بگذارند،مطمئن باشيد كه اگر شما نظم و ترتيبرا كاملارعايت كنيد كودكانتان نيز با همين وضع عادت خواهند كرد.
زنهای بیانضباط برای اينكه خودشان را بيگناه معرفی كنندشوريدگی منزل را به گردنبچهها ميگذارند،در صورتيكه اين موضوعاشتباه است زيرا بچهها از پدر و مادر تقليدمينمايند،اگر پدر و مادر منظمباشند آنها هم منظم تربيت ميشوند،بچهها در آغاز امر بارعايت نظم وترتيب مخالف نيستند بلكه بدان اظهار علاقه مينمايند.ليكن وقتیاوضاعنامنظم داخلی را مشاهده نمودند از آنها درس زندگی ميآموزند.
پول و اوراق بهادار از قبيل چك و سفته و اسناد و مدارك را درجای محفوظی بگذاريد كه دردسترس بچههای كوچك نباشد،زيرا ممكناست در اثر غفلت از بين بروند و ضررهايی به شماوارد گردد،زدن و تنبيهكردن بعد از عمل سودی ندارد،علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد،بچهنادان گناهی ندارد،تقصير از جانب مادر بیانضباط است كه اشياءارزشدار را در دسترس اوقرار داده است.
به داستان زير توجه فرماييد:«مردی سه هزار تومان به همسر خودسپرد و تاكيد كرد پولها رادر محل امنی نگهداری كند...پولها را لب تاقچه گذاشت و برای انجام كار كوچكی بيرون رفتوقتی به اطاق برگشت پولهارا نديد.هراسان به اطراف نگاه كرد ديد طفل پنجساله چيزی رادر باغچهحياط میسوزاند و شادی ميكند.مادر به قدری عصبانی شد كه طفلپنجساله رابلند كرد و به زمين كوبيد،طفل جابجا مرد،مادر وحشت زده بهجسد بيجان طفل نگاهميكرد شوهرش از در وارد شده توضيح خواست،زن جريانرا تعريف كرد،مرد عصبانی شد وكتك مفصلی به همسرش زد،سوار موتور سيكلتشد تا ماجرا را به كلانتری گزارش دهد،اماهيجان وناراحتی او سبب شد كه با يك تاكسی تصادف كند و مجروح شود اكنونحال مردوخيم است. (1) »
به عقيده شما مقصر واقعی در اين جريان كيست؟قضاوت آنرا بهعهده خود خوانندگانميگذارم.برای اين قبيل حوادث نظائر فراوانیسراغ داريد حتی در زندگی خود شما نيزبوقوع پيوسته است.
داروها و مواد خطرناك و سمی را حتی نفت و بنزين را در جايیبگذاريد كه دستبچههایكوچك و غير مميز بدانها نرسد،زيرا ممكناست در اثر نادانی آنها را بخورند و تلف شوند،آنگاهبايد عمريرا داغدارباشيد،احتياط كردن ضرر ندارد ليكن در اثر غفلت و بیاحتياطیصدهاخطر در كمين شما است،اطفال بيگناهی كه در اثر غفلت و نامرتبی پدر ومادر تلفشده و ميشوند فراوانند كه برخی از آنها در صفحات روزنامهها ومجلات منعكس ميشود.ازباب يادآوری به نمونههای زير توجه فرماييد:
خواهر و برادر خردسالی بنام اصغر 6 ساله و عالم چهار سالهمحتويات يك ظرف پر ازمحلول«د.د.ت»را به جای دوغ نوشيدند،و عالم در گذشت،اين دو بچه در خانه تنها بودند،هنگامی كه احساس تشنگیكردند چون آب در دسترس نداشتند محلول گرد«د.د.ت»را بهتصور دوغنوشيدند.
مادر بچهها در بيمارستان اظهار داشت:«ديشب مقداری«د.د.ت»را حل كردم تا در زير زمينخانه نزديك لانه موشها بپاشم كه اين حادثهرخ داد.» (2)
«دو كودك به جای آب ظرف نفت را سركشيدند و يك كودكپنجساله ده قرص پا دردمادرش را خورد،در بيمارستان بستری شدند. (3) »
در خاتمه يادآور ميشوم كه البته نظم و انضباط خوب است ليكن نهبحديكه از شما وشوهرتان سلب آسايش كند،اگر از حد متعارف و عادیگذشتبه وسواسيگری و سلب آزادیمنجر ميشود كه خود آن يكی ازمشكلات بعضی خانوادهها بشمار ميرود و ممكن استسببجدايی وافتراق واقع شود.به نمونه زير توجه فرماييد:
«مردی ميگويد:از دست پاكيزگیهای عجيب و غريب همسرمديوانه شدم،از اداره خسته وكوفته ساعت 5/4 بعد از ظهر كه برميگردمبايد حتما هفت مرتبه دست و پايم را در آب حوضكه يخ بسته كر بدهم،كفشم را جای مخصوص بگذارم و سرپايی مخصوص منزل را بپوشم.تویدستشويی سرپايی مخصوص گذاشته،در آشپزخانه و هال و همه جایخانه،لباس را بايدبه جالباسی مخصوص بياويزم و از جالباسیمخصوص بردارم،اگر اجازه بدهد سيگار بكشمبايد حتما در اتاق مخصوص بكشم كه همه جا بو نگيرد،خلاصه من كه يك عمر به راحتیوآزادی گذراندهام در عرض چهار سال زندگی زناشويی از هر زندانیبدبختتر شدهام،چهلزومی دارد كه آدم آنقدر زياد اهل نظافتبیجهتباشد.اين وسواس است و من از وسواسبيزارم (4) ».
در هيچ كاری افراط و تفريط خوب نيستبلكه ميانهروی در هرحال اصلح است،نه بقدریبیانضباط باش كه اوضاع زندگيتان شوريدهو بیحساب باشد نه آنقدر در حفظ انضباطزيادهروی كن كه بهوسواسيگری منجر شود و راحتی را از شما بگيرد.
تهيه غذا
يكی از امور مهم خانهداری پخت و پز و تهيه غذاست.مراتبكاردانی و سليقه بانوان را باثباتميرساند.يك خانم كدبانو و با ذوق باصرف بودجه كم بهترين و خوشمزهترين غذاها را تهيهميكند.اما يكخانم بیسليقه هم زياد بودجه صرف ميكند و هم غذايش دلچسب نخواهدبود.خانمی كه بتواند غذاهای لذيذ و مطبوع تهيه كند.بدين وسيلهشوهرش را به خانه و زندگیعلاقهمند ميسازد،و كمتر اتفاق ميافتد كه بههوس خوردن غذاهای لذيذ به مهمانخانه و هتلبرود.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«بهترين زنان شما زنی استكه خودش را خوشبو كندو در طبخ غذا مهارت داشته باشد و اقتصاد را ازدست ندهد.چنين زنی يكی از عمال وكاركنان خدا خواهد بود.و عاملخدا هرگز با شكست و پشيمانی مواجه نخواهد شد (5) ».
در اينجا نمیتوان در فن طباخی وارد شد و انواع غذاها و طرزتهيه آنها را تشريح كرد و اصولااز عهده نگارنده ساخته نيست،ليكنخوشبختانه كتابهای خوبی در اين باره به وسيله آشنايانبه فن طباخی وتغذيه نوشته شده در دسترس است،ميتوانيد آنها را بخوانيد و از تجربياتوسليقه شخصی خودتان نيز استفاده نماييد و غذاهای خوشمزه و مفيد تهيهكنيد،ليكن تذكرچند مطلب ضرورت دارد:
مطلب اول-غذا خوردن فقط برای لذت بردن و پر كردن شكمنيست.بلكه منظور بزرگتریدر كار است.انسان بدانجهت غذا ميخورد كهمواديرا كه برای حفظ سلامت و ادامه حياتسلولهای بدن ضرورت داردبه آنها برساند،مواد لازم در انواع غذاها و ميوهها و سبزيجات وحبوبات وگوشتها پراكندهاند،و به طور كلی به شش دسته تقسيم ميشوند:
اول-آب.
دوم-مواد معدنی مانند:كلسيم،فسفر،آهن،يد،مس.
سوم-مواد نشاستهای.
چهارم-چربيها.
پنجم-پروتئين.
K . C ويتامين اويتامين B ويتامينششم-انواع ويتامينها مانند:ويتامين
بيشتر وزن بدن انسان را آب تشكيل ميدهد.آب غذاهای جامد راحل ميكند تا به وسيله رودهجذب شوند،درجه حرارت بدن را تنظيم ميكند،مواد معدنی برای رشد و نمو استخوانها ودندانها و تنظيم كار عضلاتضرورت دارند،مواد نشاستهای و قندی توليد انرژی ميكنند،چربيها نيز انرژی و حرارت توليد ميكنند،پروتئين برای رشد بدن و تجديد سلولهایكهنهضرورت دارد.ويتامينها برای رشد بدن و استحكام استخوانها وتقويت اعصاب و تنظيمدستگاههای بدن و سوختن غذاها در سلولهاضرورت دارند.
مواد مذكور برای حفظ سلامت انسان و ادامه حيات او كمالضرورت را دارد،هر يك از آنهاآثار خاصی دارد و گوشهای از حوائجبدنرا تامين ميكند،فقدان يا كمبود يا زيادی هر يك ازاينها به حيات و سلامتانسان لطمه ميزند،و ممكن استبيماريهای صعب العلاج و خطرناكیرابوجود آورد.سلامت و بيماری،طول عمر و كوتاهی آن،سلامت اعصاب وبيماريهای روانی،شادی و افسردگی،زشتی و زيبايی و به طور كلی كليهحوادثی كه در بدن رخ ميدهد مربوط بهكيفيت تغذيه انسان است.
ما از آنچه ميخوريم ساخته شدهايم،اگر انسان بداند چه چيز و چهمقدار بخورد كمتر بيمارخواهد شد،بدبختی اينجاست كه بدون توجه بهاحتياجات غذايی بدن و خواص و آثارخوردنيها شكمش را از غذاهایخوشمزه پر ميكند و سلامتخويشتن را در معرض خطر قرارميدهد،وقتیبخود ميآيد كه كار از كار گذشته و كارخانه ظريف بدن فرسوده و مختلشدهاست،در آنهنگام به اين طبيب و آن طبيب،اين دارو و آن دارو پناهميبرد ليكن افسوس كهرنگ و روغن نمیتواند كارخانه فرسوده را ترميمكند،بدين جهت پيغمبر اسلام فرمود:«شكممركز همه بيماريها است» (6) .
اتفاقا انتخاب غذا معمولا بر عهده بانوان است،پس صحت وسلامتخانواده در دست آنهاست،بنابراين يك بانوی خانهدار مسؤوليتبسيار سنگينی بر دوش دارد كه اگر اندكی در اين بارهسهل انگاری كندممكن استخودش و شوهرش و فرزندانش را در معرض بيماريهایسختقرار بدهد،علاوه بر اينكه يك طباخ ماهری استبايد يكغذاشناس كامل بلكه يك طبيبحاذق باشد،نبايد منظورش فقط پر كردنشكم اهل خانه باشد بلكه در وهله اول بايد مواديراكه برای حفظ سلامت وتامين حوائج غذائی بدن ضرورت دارد در نظر بگيرد،و تشخيصبدهد كهمواد لازم در كدام يك از خوردنيها و به چه مقدار وجود دارد،آنگاه برطبقنيازمنديهای گوناگون بدن از خوردنيها انتخاب كند و جزء برنامه خوراكقرار دهد،درعين حال سعی كند غذاهای لازم و مفيد را به صورتیخوشمزه و دلپذير در آورده در اختيارخانواده قرار دهد.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«وظيفه زن نسبتبهشوهرش اينست كه چراغ خانهرا روشن كند و غذای نيكو و شايسته تهيهببيند (7) ».
زنی به رسول خدا عرض كرد:«خدمت كردن زن در خانه شوهر چهفضيلتی دارد؟فرمود:درمقابل هر كاريكه برای اداره امور منزل انجام دهدخدا نظر لطفی به او ميفرمايد.و كسيكهمورد نظر خدا واقع گردد معذبنخواهد شد (8) ».
مطلب دوم-احتياجات غذائی افراد هميشه يكسان نيستبلكهنسبتبه سنين و احوالمختلف اختلاف پيدا ميكند،مثلا اطفال و جوانانچون در حال رشد و نمو هستند به موادمعدنی مخصوصا كلسيم نياز بيشتری دارند،بايد در برنامه غذائی آنها چيزهايی را داخل كردكه از حيثمواد معدنی غنی باشند،همچنين افراد مذكور چون دارای حركت و فعاليتزيادهستند و بيشتر انرژی مصرف ميكنند به مواد انرژیزا مانند چربيها ومواد قندی ونشاستهای بيشتر احتياج دارند،در تغذيه آنان بايد اين موضوعرعايتشود.
و همچنين احتياجات غذائی افراد نسبتبه نوع شغلشان مختلفاست:مثلا يك مرد كارگراحتياج بيشتری به چربيها و مواد قندی ونشاستهای دارد،زيرا لازمه شغلش كوشش و فعاليتزياد است،اما كسيكهشغل راحت و آسانی داشته باشد به قدر يك كارگر احتياج به موادمذكورندارد.برنامه غذای تابستان با زمستان نيز يكسان نيست،برنامه غذای يكبيمار نيزنميتواند با برنامه غذای افراد سالم يكسان باشد،معمولا بايدبرای بيمار غذای سبك و مقویتهيه كرد،در مورد غذای او بايد ازپزشك دستور گرفت،به هر حال يك خانم خانهدار بايد همهاين نكات رارعايت كند و بر طبق احتياجات افراد غذا برايشان تهيه كند.
مطلب سوم-يكی از نكات حساس و قابل توجه اينست كه وقتیسن انسان از چهل تجاوز كردمعمولا در معرض ابتلا به بيماری چاقیقرار ميگيرد،شايد بعضيها چاقی را علامتسلامتمزاج بشمارند ليكناين موضوع كاملا اشتباه است،چاقی يكی از بيماريهای خطرناكشمردهميشود و عوارض ناگواريرا به دنبال دارد،اشخاص چاق در معرض ابتلایبه بيماريهایقلبی،فشار خون،سختشدن شريانها،بيماريهای كليه و كبدو كيسه صفرا و مرض قندميباشند،به تصديق پزشكان و تاييد آمارهایشركتهای بيمه افراد لاغر بيشتر از افراد فربهعمر ميكنند،وقتی سن انسان از چهل تجاوز كرد فعاليتبدن كمتر ميشود،در نتيجه،ميزانسوخت و ساز آن نيز تقليل میيابد،بنابراين به چربيها و مواد قندی ونشاستهای كمتراحتياج پيدا ميكند،در اين سنين دستگاه توليد نيروی بدنكه كالوريها را به انرژی تبديلميسازد كمتر كار ميكند،در نتيجه،كالوريهاتبديل نشده در اطراف كمر و اطراف شرايين واعضاء بدن جمع شده توليدچاقی ميكنند،بهترين علاج چاقی كم خوری است مخصوصاچربيها و موادنشاستهای و قندی.
خانمی كه به شوهرش علاقهمند استبه مجرديكه آثار و علائمچاقی را در او مشاهده نمودبايد فورا در برنامه غذائی او تجديد نظر كند،مواظب باشد پر خوری نكند،از مصرف چربيها وشيرينيها و خامهممنوعش سازد،مواد قندی و نشاستهای مانند نان و برنج از عواملمهمچاقی هستند،كاری كند كه مرد از اينها كمتر مصرف نمايد،به جای اينهااز موادپروتئيندار مانند:تخم مرغ و جگر و گوشت گوسفند و گوساله وپرندگان و ماهی و پنير بيشتردر برنامه غذايی او بگنجاند،زيرا اينها همرفع گرسنگی ميكنند و هم كالری كمتری دارند،لبنيات نيز در اين سنينمناسب است،اگر از جانب طبيب ممنوع نباشد ميوهجات وسبزيجات نيزمناسب است،در اين باره با پزشك نيز مشورت كنيد و دستور بگيريد،رعايتهمه اين نكات برای خانمی كه به شوهرش علاقهمند است كاملاضرورت دارد،در واقع حياتو سلامتشوهر به دست اوست،چون هرغذايی نزدش گذاشت ناچار تناول خواهد كرد.
ليكن اگر از شوهرت سير شدهای و هوس بيوه شدن نمودهای وميخواهی به طوری او رابقتل برسانی كه مورد تعقيب پليس قرار نگيری و كسی از جنايت تو مطلع نشود خيلی آساناست،غذاهای بسيار چرب وشيرين و خوشمزه تهيه كن و نزد شوهرت بگذار و با اصرار زيادبهپرخوری تشويقش كن،تا ميتوانی نان و برنج در برنامه غذايش بگنجان،يك سفره رنگارنگو زيبا برايش پهن كن،در اينصورت او تا بتواندشكمش را از اين غذاهای لذيذ پر ميكند.
اگر بدين برنامه عمل كردی مطمئن باش فاصله چندانی با بيوهشدن نداری،بزودی او را ازدستخواهی داد،در عين حال از خدمات وپذيرائيهای تو اظهار رضايتخواهد نمود.
ممكن استخواننده گرامی بگويد:برنامه غذائی مذكور برای طبقهيك و ثروتمندان خوباست كه به انواع غذاهای لذيذ و گرانقيمتدسترسی دارند اما برای طبقه سه كه اكثريت ملترا تشكيل ميدهند و باتلاش شبانه روزی لقمه غذای سادهای بدست میآورند قابل عملنيست،اينگونه افراد چگونه میتوانند برای تامين حوائج عمومی بدن برنامهغذائی داشتهباشند؟!
ليكن خواننده گرامی بايد بدين مطلب توجه داشته باشد كهخوشبختانه مواد ضروری تغذيهبدن در همين غذاهای ساده و طبيعی بقدركافی وجود دارد.اگر كدبانوی خانه از فن تغذيه وطبخ اطلاع كامل داشتهباشد میتواند از همين حبوبات و ميوهجات ساده مانند نخود و لوبياوعدس و گندم و سيب و پياز و گوجه و هويج و انواع مختلف سبزيجاتغذائی درست كند كههم مطبوع باشد و هم مطابق بهداشت و حفظ الصحهليكن كاردانی و سليقه لازم دارد.
پینوشتها:
1-اطلاعات 23 بهمن ماه 1348
2-اطلاعات دوشنبه 26 تير ماه 1351
3اطلاعات 11 اسفند ماه 1348
4-اطلاعات 3 بهمن ماه 1350
5-وسائل ج 14 ص 15
6-بحار ج 62 ص 290
7-مستدرك ج 2 ص 551
8-بحار ج 103 ص 251
مهمانداری
يكی از اموريكه برای هر خانوادهای كم يا بيش اتفاق ميافتدمهمانداری است،به طوريكهميتوان آنرا از لوازم حتمی زندگی دانست،مهمان نوازی رسم خوبی است،دلها را با هم مربوطميكند،باعث مودت ومحبت ميشود،كينهها و كدورتها را برطرف ميسازد،همنشينی و رفت وآمدبا دوستان و خويشان يكی از بهترين تفريحات سالم بشمار ميرود.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«رزق مهمان از آسماننازل ميشود.وقتی آنرا خورد،گناهان ميزبان آمرزيده میشود (1) ».
امام رضا عليه السلام فرمود:«سخاوتمند از غذای مردم ميخورد تااز غذايش بخورند.اما بخيلاز غذای مردم نمیخورد مبادا از غذايشبخورند (2) ».
رسول خدا فرمود:«همنشينی با دوستان ايجاد محبت ميكند (3) ».
امام محمد تقی عليه السلام فرمود:«نشستن با دوستان دل را زنده وعقل را بارور ميكند و لواندك باشد (4) ».
روان انسان در اين دريای متلاطم زندگی به آرامش احتياج دارد،چه آرامشی بهتر از اينسراغ داريد كه جمعی از دوستان و خويشان با وفادر انجمنی گرد آيند،مشكلات زندگی راموقتا به دست فراموشی بسپارند،با سخنان شيرين و دلپذير محفل انسشان را با صفا سازند،هم تفريح وتجديد نيرو كنند هم پيوند دوستی را مستحكم سازند.
آری مهمانداری رسم بسيار خوبی است و كمتر كسی پيدا ميشود كه حسنش را انكار كندليكن دو محذور بزرگ بوجود آمده كه اكثرخانوادهها تا بتوانند از زير بارش شانه خالیميكنند و تا ضرورت اقتضانكند تن بدان نميدهند.
مشكل اول-تجملات زندگی و چشم و همچشميهای بيجا زندگیرا دشوار ساخته است،اسباب و لوازم منزل كه برای رفع احتياج وتحصيل راحتی بوده از صورت حقيقی خارج شدهو به صورت تجمل وخودنمائی در آمده است،و همين موضوع مهمانيها و رفت وآمدهایدوستانه را تقليل داده است،شايد اكثر مردم بیميل نباشند كه با دوستانوخويشانشان رفت و آمد كنند ليكن چون نتوانستهاند بر طبق دلخواه اسبابو تجملاتزندگی را فراهم سازند و زندگی خويشتن را ناقص میپندارنداز رفت و آمد با دوستان امتناعدارند،يك فكر غلط دست و پای مردم رابسته دنيا و آخرتشان را تباه خواهد ساخت.
خانم محترم،مگر دوستان برای تماشای اسباب لوكس به منزل شماميآيند،اگر چنينمنظوری دارند بهتر استبه فروشگاهها و موزهها بروند،مگر نمايشگاه اشياء لوكس بازكردهايد و برای خودنمائی آنها را به منزلدعوت مينماييد؟رفت و آمد برای انس و محبت وتفريح است نه برای فخرو مباهات و خودنمائی،مهمانها برای پر كردن شكم و تماشا به منزلشمانميآيند بلكه مهمانی را يك نوع احترام ميشمارند،آنان هم از اين رقابتها وتجمل پرستيهابتنگ آمدهاند و سادگی را دوست دارند ليكن اينقدر جرئتندارند كه اين رسم غلط را پايمالسازند و خودشان را از اين قيد و بنداختياری آزاد نمايند اگر شما با سادگی از آنان پذيرائیكنيد نه تنها بدشاننميآيد بلكه خشنود هم خواهند شد،بعدا از همين روش ساده شما پيروینموده بدون تكلف و سختی از شما پذيرايی خواهند كرد،در اينصورتميتوانيد با كمالسادگی رفت و آمد كنيد و از نعمت انس و مودت بهرهمندگرديد،بنابراين،اين مشكل را بهآسانی ميتوان حل كرد ليكن قدریجرئت و شجاعت لازم دارد.
مشكل دوم-كارهای سنگين و دشوار مهمانداری است.خانمناچار است در ظرف چند ساعتوسائل پذيرايی چندين نفر را فراهمسازد،و به همين علت غالبا بعض غذاها مطابق دلخواه ازكار در نمیآيد،در آنصورت مرد از يك طرف ناراحت ميشود كه پول خرج كردم در عينحالآبرويم ريخت،زن از طرف ديگر ناراحت است كه زحمت كشيدم درعين حال پيش مهمانهاآبرويم ريخت و زن بیسليقهای معرفی شدم،بدتراز همه جواب نق نقهای شوهرم را چهبگويم؟بدين جهت كمتر مجلسیپيدا ميشود كه بدون اضطراب و دلهره خاتمه پذيرد،همينامر باعثشدهكه خانوادهها غالبا از مهمانی كردن گريزانند و از تصور آن بخود ميلرزند،البتهما هم تصديق داريم كه مهمانداری كار آسانی نيست،ليكن عمدهاشكال از اينجا پيدا شده كهخانم مهماندار راه و رسم مهمانداری را خوبنميداند و ميخواهد در ظرف دو سه ساعتكارهای بسيار زياد و دشواریرا انجام دهد،در صورتی كه اگر كاردان و با تدبير باشد ميتواندبخوبی وآسانی بهترين مجلس را برگزار كند،اكنون دو نمونه مهمانداری را برايتانمجسمميسازيم هر كدام را بهتر پسنديديد ميتوانيد انتخاب نماييد:
نمونه اول-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:شب جمعهمهمان داريم،ده نفر ازدوستان را برای صرف شام دعوت نمودهام،خانمكه از مهمانداريهای گذشته خاطرات تلخیدارد از شنيدن نام مهمان قلبش به تپش افتاده بدين عمل اعتراض ميكند،بالاخره مرد بادليل و برهان والتماس و درخواست او را قانع ميسازد كه ترتيب اين مهمانی ضرورتدارد وبهر جور شده بايد وسيله آنرا فراهم سازی،از آنوقت تا روزپنجشنبه با نگرانی و اضطراب بسرميبرند،بالاخره روز پنجشنبه فرا رسيددر اين روز بايد وسائل پذيرائی فراهم شود،خانم يا آقابرای خريد جنساز منزل خارج ميشود،در بين راه فكر ميكند چه چيزهايی را بايدخريدارینمايد.بالاخره چند رقم جنس مورد لزوم را خريده نزديك ظهر به منزلبرميگردد،عمليات خانم بعد از ظهر شروع ميشود،ناهار را خورده ونخورده از جا برخاسته مشغول كارميشود،ليكن كار كه يكی دو تا نيست،خودش را در مقابل انبوهی از كارهای دشوار مشاهدهميكند مثلا بايدسبزيها را پاك نموده بشويد و خرد كند،سيب زمينی و پياز را خرد كند،لپههارا پاك كند،برنج را پاك نموده خيس كند،گوشتها را خرد كند،ميخواهد دو سه رقم خورشبپزد و احيانا مرغ سرخ كند،كباب بپزد،چلوبپزد،قند خرد كند،ظرفها را بشويد،اتاق پذيرايیرا مرتب سازد،همه اينكارها را ميخواهد دست تنها يا با يك كمك انجام دهد،با عجلهواضطراب مشغول ميشود،ميخواهد سبزی خرد كند ولی نميداند كاردكجاست،قدری اينطرف و آنطرف ميگردد تا پيدايش كند،ميخواهدخورش بپزد،میبيند فراموش كرده پيازبخرد،برنج را بار گذاشته میبيندنمك نيست،يكی را ميفرستد دنبال خريد پياز و نمك،بهريك از وسائلطباخی احتياج پيدا كند بايد مدتی بگردد تا پيدايش كند،به سر خدمتكاردادميزند،به دخترش نفرين ميكند،با پسرش دعوا ميكند،در وسط كار نفتچراغ طبخ يا گازتمام ميشود،ای خدا ديگر چه كنم؟ در همين حال زنگ درب منزل بصدا در آمده مهمانهايكی پس ازديگری وارد ميشوند،مرد بيچاره كه از اضطراب و ناراحتيهای همسرشخبر دارداز آنان استقبال ميكند،پس از سلام و تعارف بسراغ چای ميرودليكن مشاهده ميكند كههنوز سماور را روشن نكردهاند،به پسر يا دخترشداد ميزند چرا سماور را روشن نكردهايد،بالاخره بعد از ساعتی چایدرست ميشود اما میبيند قند خرد كرده ندارند،تازه مشغولخرد كردن قندميشوند،بالاخره بعد از چندين مرتبه رفت و آمد چند استكان چاینزدمهمانها ميگذارد،چشمش به مهمانهاست ولی دلش در آشپزخانه است،زيرا ميداند درآشپزخانه غوغاست،در مقابل سخنان شيرين دوستان لبخندسردی تحويل ميدهد اما دلشدر اضطراب و از عاقبت اين مهمانی بيمناكاست،بدتر از همه اينكه مهمان زن هم داشتهباشند يا مدعوين از خويشانباشند،در اينصورت مرتبا از مرد میپرسند پس خانم كجاتشريف دارد؟
مرد جواب ميدهد مشغول كار است الآن خدمت ميرسد،گاهی خانمناچار ميشود دربحبوحه كار سری به مهمانها بزند،با لبهای خشكيده وقلب لرزان سلام و تعارفی ميكند امامگر ميتواند چند دقيقه نزد آنها بماند؟
فورا عذرخواهی كرده برميگردد،بالاخره غذا تهيه ميشود ليكن غذاييكهدر چنين شرائط واوضاعی تهيه شود تكليفش معلوم است،بعد از اينكه ازآشپزخانه نجات پيدا كرده تازهميخواهد سبزی پاك كند،ماست و ترشی ومربا در ظرفها بريزد،شربت و دوغ سالاد درستكند،ظرفهای غذاخوریو تميز و آماده كند،بدبختی اينجاست كه وسائل و ظرفها همجایمخصوصی ندارند،هر يك از آنها را در جايی بايد پيدا كند،بالاخره شامحاضر ميشود،مهمانها غذا خورده خداحافظی ميكنند. نتيجه-اما غذاها يكی شور شده يكی بینمك،يكیسوخته يكینپخته،از كثرت اضطراب بعض غذاها را فراموش نمودهاند سر سفرهبگذارند،اماخانم در حدود ساعت دوازده از كار خلاص خواهد شد،اما باتن خسته و اعصاب ناراحت،ازظهر تا حال نتوانسته دقيقهای استراحتكند،فرصت نداشته ساعتی با خويشان يا خانممهمانها بنشيند صحبت كند،حتی نتوانسته به طور كامل سلام و احوالپرسی كند.
اما مرد جز ناراحتی و اضطراب چيزی عائدش نشده با اينكه پولزيادی خرج كرده غذایمطبوعی نداشته،از تاسيس مجلس پشيمان است،ممكن است از شدت ناراحتی دعوا كند وخانم خسته را مورد سرزنشقرار دهد.
زن و شوهر نه تنها از اين مهمانی سودی نبردهاند بلكه ممكن استاسباب اختلاف وكشمكش واقع شود،اگر سالم در رفتند تصميم ميگيرندبعد از اين هوس مهمانداری ننمايند.
اما مهمانها چون به حالت اضطراب و پريشانی ميزبانها توجه دارندبه آنان خوش نخواهدگذشت.از خوردنيها و آشاميدنيها لذت نخواهندبرد،پيش خود ميگويند كاش اصلا به چنينمجلسی نرفته بوديم تا اين همهاسباب مزاحمت فراهم سازيم.
يقين دارم هيچيك از خوانندگان يك چنين مهمانی پر دردسری رانمیپسندد و تركش را برفعلش حتما ترجيح خواهد داد.
آيا ميدانيد علت اين همه ناراحتی و دردسر چيست؟تنها علتشهمان نامنظم بودن زندگی وعدم آشنايی خانم به فن مهمانداری است.و الامهمانداری اينقدرها هم مشكل نيست. اكنونبه نمونه دوم توجه فرماييد:
نمونه دوم-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:ده نفر ازدوستان را برای صرف شامشب شنبه دعوت نمودهام،خانم پاسخ ميدهد:
بسيار خوب،برای شام چی تهيه كنيم؟در اين مورد با هم مشورت نمودهتصميم ميگيرند،آنگاه با صبر و حوصله تمام احتياجات و لوازم پذيرايی رابا قيد مقدار يك بيك روی كاغذياداشت مينمايند.باز هم يك مرتبه ديگربا دقت آنرا ميخوانند مبادا چيزی فراموش شدهباشد.با يك بررسی ثانویآنچه را در خانه موجود دارند رويش خط ميكشند،و چيزهايی را كهبايدخريد در صورت جداگانهای يادداشت مينمايند،در سر فرصت آنها راخريداری نموده درمنزل ميگذارند،روز پنجشنبه كه هنوز يك روز به فرارسيدن موعد مقرر باقی مانده بعضكارهای روز جمعه را جلو مياندازند،مثلا خانم و آقا و فرزندانشان در موقع فراغت همكارینموده سبزيها راتميز كرده خرد ميكنند،سيب زمينی و پياز را شسته آماده ميسازند،برنجراتميز كرده خيس ميكنند،لپهها را پاك ميكنند،قندها را خرد ميكنند،نمكدانها را نمككرده در جای خودش ميگذارند،ظرفهای مورد احتياجرا تميز و آماده ميكنند،خلاصه:كارهايی را كه ميتوان جلو انداختبه طورتفريح انجام ميدهند.
صبح روز جمعه بعد از صرف صبحانه خانم بعضی كارها راانجام ميدهد مثلا گوشتها را خردكرده كنار ميگذارد مرغهارا تميز كرده سرخ ميكند،سبزی و سيب زمينی را سرخ كردهكنارميگذارد،خلاصه بعضی كارها را پيش از ظهر انجام ميدهد،معلوم است همه اين كارها رابا صبر و حوصله انجام ميگيرد و بر خانم چندان دشوار نخواهد بود،هم اين كارها را انجامميدهدهم به ساير امور خانهداری ميرسد،بعد از صرف ناهار و استراحت مشغولبقيه كارهاميشود،اما كار زيادی ندارد زيرا اكثر كارها قبلا انجام گرفته واسباب و لوازم زندگی هم مرتباست،در ظرف يكی دو ساعت،بدون دادو قال و عجله و شتاب بقيه كارها را انجام ميدهد،بهطوريكه اوائل شبديگر كار ندارد،آنگاه خودش را تميز و لباسهايش را عوض ميكند.سماورراروشن نموده در انتظار آمدن مهمانهاست،اگر از خويشان و محارمباشند به استقبالشانميرود،بدون اضطراب و نگرانی از آنها پذيرايیميكند،در ضمن گاهی هم سری به آشپزخانهميزند،موقع شام با كمالراحتی سفره را آماده ميكند،اگر لازم باشد از شوهر و فرزندانش نيزدراين موقع استمداد مينمايد،به زودی و آسانی شام آماده ميشود.
مهمانها با كمال آسايش و خوشی شام را صرف ميكنند و به اينصورت خاتمه میپذيرد.
نتيجه-اما مهمانها علاوه بر خوردن غذاهای لذيذ و مطبوع ازنعمت انس و مودت نيزبرخوردار شده با كمال آسايش گفته و شنيدهاند،هرگز خاطره خوش آن شب و چهره بشاشميزبان را فراموش نخواهندكرد،پذيرايی گرم او و سليقه و كاردانی كدبانوی خانه را ستايشخواهند كرد.
اما مرد ساعاتی از شب را با كمال آسودگی در كنار مهمانها نشستهبهترين تفريحات سالم راداشته است،از اينكه توانسته به نحو دلخواه ازدوستانش پذيرايی كند شاد و خوشحال است،واز وجود چنين بانویكاردانی كه با ذوق و سليقه خويش مجلس را به خوبی برگزار نموده برخودمیبالد،بيش از پيش بخانه و چنين بانوی شايستهای علاقهمند خواهد شد. اما خانمچون لوازم پذيرائی را با صبر و حوصله و به طور عادیتهيه نموده خسته و وامانده نميشود،عصبانی و ناراحت نيست،پيششوهرش و مهمانها هميشه سر بلند است،و خوشنود است كهتوانسته بدوناضطراب و نگرانی به بهترين وجه از مهمانها پذيرايی كند،بدينوسيلهلياقت وكاردانی خويش را باثبات رسانده دل شوهرش را بدست آوردهاست.بعد از اينكه اين دو روشرا ملاحظه فرموديد هر كدام را كهپسنديديد ميتوانيد انتخاب كنيد.
امين خانه
مخارج منزل را معمولا مردها تامين ميكنند،مرد شبانه روز زحمتميكشد و درآمدش را درطبق اخلاص نهاده تقديم خانواده ميكند،اينبيگاری دائمی را يك وظيفه شرعی و وجدانیدانسته از روی عشق وعلاقه انجام ميدهد،برای رفاه و آسايش خانواده هر گونه رنج و ناراحتیراتحمل ميكند و از خوشی آنها لذت میبرد،اما از بانوی خانهدار انتظار داردكه قدر پول رادانسته بيهوده خرج نكند،از وی انتظار دارد كه در خرجخانه نهايت دلسوزی و عاقبتانديشی را بعمل آورد،يعنی اشياء و لوازمزندگی را درجهبندی نموده ضروريات اوليه را ازقبيل خوراك و پوشاكضروری و كرايه منزل و پول آب و برق و دكتر و دارو،بر ساير امورمقدمبدارد.در مرتبه دوم اشياء نيمه ضروری را از قبيل فرش و اسباب و لوازمزندگی بر امورغير ضروری مقدم بدارد،ولخرجی و اسراف و تبذير وبخششهای بيجا را يك نوع ناسپاسی وقدر نشناسی ميشمارد.
مرد اگر به خانه و كدبانوی خانه اعتماد پيدا كرد و فهميد كه نتيجه زحماتش بيهوده صرفنميشود به كسب و كار و ازدياد ثروت علاقهمندشده به فكر تن پروری و ولخرجی نخواهدافتاد،اما اگر ديد نتيجهزحماتش بباد ميرود و خانم خانهدار لباس غير ضروری و اسباب تجملوزينتخودش را بر همه چيز مقدم ميدارد و مشاهده نمود كه با اينكه شبانهروز زحمتميكشد و در خانه ميآورد اما برای مخارج ضروری زندگیهميشه لنگ بوده ناچار است قرضكند،ملاحظه كرد كه نتيجه زحماتشكه در خانه ميآيد مانند مال كافر حربی به دستخانم وفرزندانش غارتميشود،در اينصورت اعتمادش از خانه سلب ميشود،از كار و كوششدلسردميگردد،پيش خود فكر ميكند وجهی ندارد اينقدر زحمتبكشم وبخور و نخور كنم و دراختيار خانواده قدرنشناس بگذارم كه در مصارفبيهوده صرف كنند،من برای تامينضروريات زندگی و حفظ آبرويمزحمت ميكشم ليكن خانوادهام به فكر زندگی نبوده جزهوسبازی وولخرجی منظوری ندارند،ممكن است رفته رفته در اثر اين افكار به فكرولخرجی وعياشی بيفتد،و اوضاع زندگی شما متلاشی گردد.
خانم محترم،گر چه شوهرت دار و ندار خويش را در خانه آورده دراختيار تو ميگذارد ليكنخيال نكن مالك حقيقی آنها هستی بلكه شرعا وقانونا شوهرت مالك است،تو امين خانههستی.بنابراين جميع تصرفاتبايد با اجازه و رضايت او باشد،بدون رضايت او حق نداریچيزی بهكسی ببخشی يا سوغات و چشم روشنی ببری حتی برای خويشان خودتيا خويشاناو،تو امانتدار خانواده هستی و در اين باره مسؤوليت داری،اگر خيانت كنی در روز بازپسينمورد بازخواست قرار خواهی گرفت.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«زن نگهبان و امانتدار اموال شوهرش ميباشد و دراين باره مسؤوليت دارد (5) ».
رسول خدا (ص) فرمود:«بهترين زنان شما زنی است كه خودشرا خوشبو نمايد،غذایمطبوع تهيه كند،در خرج خانه اقتصاد را رعايتكند.چنين بانويی يكی از عمال و كاركنانخدا ميباشد.و كسيكه برای خداكار كند هرگز با شكست و پشيمانی روبرو نخواهد شد (6) .».
«زنی به رسول خدا عرض كرد:شوهر چه حقی بر همسرش دارد؟
فرمود:بايد مطيع او باشد،از فرمانش تخلف نكند،بدون اجازه او چيزی بهكسی ندهد (7) ».
رسول خدا (ص) فرمود:«بهترين زنان شما زنی است كه كم خرجباشد (8) ».
اوقات فراغت را تلف نكنيد
كارهای خانهداری به قدری زياد است كه يك بانوی خانهدار اگربخواهد بخوبی انجام وظيفهكند اكثر اوقاتش را اشغال خواهد كرد.
مخصوصا اگر دارای چندين فرزند قد و نيم قد باشد.ليكن در عين حال اكثربانوان اوقاتفراغتی هم دارند.
هر كسی مواقع بيكاری خويش را به يك جور ميگذراند.دستهایاز بانوان آنها را بيهوده تلفنموده كار سودمندی انجام نميدهند.يا بدونهدف در خيابانها پرسه ميزنند،يا زن ديگری راپيدا كرده به سخنانیمشغول ميشوند كه صد من آنها يك قران ارزش ندارد.يا به سخنانمكرر ونغمههايی گوش ميدهند كه جز تضييع وقت و ضعف اعصاب و فساد اخلاقنتيجهای دربر ندارد.اين دسته يقينا ضرر ميكنند زيرا اولا اوقات فراغتنيز از عمر انسان محسوبميشوند،و تلف نمودن آنها پشيمانی دارد.
دوران زندگی چنان كوتاه است كه هنوز چشم نگشوده بايد ديده فرو بنديم.
شگفتا اگر اندك پولی را از دستبدهيم اندوهگين ميشويم ليكن از تلفشدن عمر ملالیبخاطر نميآوريم!يك انسان عاقل ساعتها بلكه دقائق عمرگرانمايه خويش را غنيمتشمردهحداكثر استفاده را از آنها میبرد.ازهمين اوقات فراغت چه استفادههای ارزندهای ميتوان برد!ثانيا خودبيكاری زيانبخش بوده آثار و عواقب بدی را در بر دارد.بسياری از بيماريهای عصبی وروانی كه اكثر خانمها از آنها شكوه دارند در اثربيكاری بوجود ميآيند.آدم بيكار به فكر فروميرود و برای خويشتن غم وغصه پيدا ميكند.پشتسر غم و غصه هم ضعف اعصاب و پريشانیروحخواهد آمد.خوشبخت كسی است كه غرق كار باشد و بدبخت كسی استكه اوقاتفراغتی داشته باشد كه درباره خوشبختی و بدبختی خويشتنفكر كند.اشتغال به كار بسيارلذت بخش ميباشد.اشخاص بيكار غالباپژمرده و افسردهاند.
حيف نيست انسان عمر گرانمايه خويش را بيهوده تلف كند ونتيجهای از آن نگيرد؟!
خانم محترم،شما ميتوانيد از همين اوقات فراغت گر چه كم وكوتاه باشند استفادههایهنگفتی ببريد.ميتوانيد به كارهای علمی بپردازيد.
بر حسب ذوق خودتان و مشورت با شوهرتان يك رشته علمی را انتخابكنيد.كتابهای مربوطبه آن رشته را تهيه نموده در ساعتهای فراغتمشغول مطالعه شويد و روز بروز بر فضائل وكمالات خودتان بيفزاييد.
انتخاب رشته به سليقه شما بستگی دارد.فيزيك و شيمی،هيئت ونجوم،جامعهشناسی،حقوق،روانشناسی،تفسير قرآن،فلسفه و كلام،علماخلاق،تاريخ و ادبيات هر يك از اين رشتهها يا علومديگر را ميتوانيدانتخاب كنيد و در اطرافش به مطالعه و تحقيق بپردازيد.بعد ازاينكهبخواندن كتاب مانوس شديد از كتاب خواندن لذت خواهيد برد و دركميكنيد كه چهحقائق شيرين و دلپذيری در كتابها وجود دارد.
بدينوسيله بهترين سرگرمی و تفريح را خواهيد داشت.و روز بروزبر فضائل و كمالات شماافزوده خواهد شد و اگر پشتكار داشته باشيد در همان رشته تخصص پيدا ميكنيد و ميتوانيدبدينوسيله خدمات علمیارزندهای از خودتان بيادگار بگذاريد.ميتوانيد مقالات سودمندیتهيهنموده برای روزنامهها و مجلات بفرستيد.ميتوانيد كتابهای مفيدی بنويسيدو در اختيارمردم بگذاريد.بدينوسيله هم شخصيت و احترام شما زيادميشود،هم آثار گرانبهايی از خودتانبيادگار ميگذاريد و ممكن است ازهمين راه درآمدی هم پيدا كنيد.مبادا خيال كنيد كه باانجام امور خانهدارینميتوان بدين موفقيتهای بزرگ نائل شد.اگر سعی و همت داشتهباشيدپيروزی شما حتمی خواهد بود.گمان نكن بانوان بزرگ كه آثار گرانبهايیاز خويشتنبيادگار گذاشتهاند بيكار بودهاند.
آنان نيز شغل خانهداری را انجام ميدادهاند ليكن اوقات فراغتخودشان را بيهوده تلفنميكردهاند.بانو دورتی كارنگی كه يك كتابارزنده و پر فروشی تاليف نموده بانوی خانهداریبوده كه هم امور خانه رابخوبی انجام ميداده هم در كارهای علمی به شوهرش ديل كارنگیكمكميكرده هم به مطالعه و نوشتن كتاب اشتغال داشته است.مينويسد:من خودقسمتاعظم اين كتاب را در فرصت دو ساعتی كه روزانه هنگام خوابطفل كوچكم بدست ميآوردمنوشتم.بسياری از مطالعات ضروری را درمواقعی كه زير دستگاه خشك كننده مو درآرايشگاه نشسته بودم انجامدادم. (9) در ميان بانوان،دانشمندان و نويسندگان زبردستی ديدهميشود كهخدمات علمی گرانبهايی انجام داده و آثار بزرگی از خويشتن باقیگذاشتهاند.شماهم اگر همت و پشتكار داشته باشيد ميتوانيد در اين قبيلكارها دوشادوش مردها پيشرفتنماييد.اگر شوهر شما يك نفر دانشمند و اهل تحقيق باشد ميتوانيد در كارهای علمی باوكمك و همكاری كنيد.يامشتركا به مطالعه و تحقيق بپردازيد.حيف نيستيك خانم تحصيلكردهيك مرتبه تحصيلاتش را كنار بگذارد و از مطالعه و تحقيق دستبردارد؟!
حضرت علی عليه السلام فرمود:هيچ گنجی بهتر از دانش نيست. (10) حضرتباقر عليه السلامفرمود:هر كس شبانهروز خويش را در طلب دانش صرفكند رحمتخدا شامل حالش خواهدشد. (11)
اگر حوصله مطالعه و تحقيق نداريد ميتوانيد يك رشته از كارهایهنری و دستی را يادبگيريد و در اوقات فراغت مشغول باشيد مثلا خياطی،گلدوزی،نقاشی،گلسازی،بافندگیكارهای خوبی هستند هر يك از آنهارا كه دوست ميداريد ياد بگيريد و انجام دهيد.بدينوسيلههم سرگرمیخوبی خواهيد داشت هم ذوق و هنر خويش را نمايان میسازيد،همدرآمدی پيداميكنيد كه ميتوانيد به بودجه خانوادگی كمك نماييد.
اسلام نيز كارهای دستی را برای سرگرمی بانوان انتخاب نمودهرسول خدا صلی الله عليه وآله ميفرمايد:اشتغال بريسندگی برای بانوانسرگرمی خوبی است. (12)
پینوشتها:
1-وسائل ج 16 ص 557
2-وسائل ج 16 ص 520
3-بحار ج 74 ص 355
4-بحار ج 74 ص 353
5-مستدرك ج 2 ص 550
6-وسائل ج 14 ص 15
7-بحار ج 103 ص 248
8-مستدرك ج 2 ص 532
9-آئين شوهرداری ص 172.
10-بحار،ج 1 ص 165.
11-بحار ج 1 ص 174.
12-بحار ج 103 ص 258.
شغل بانوان
درست است كه بر مردان واجب است مخارج خانواده را تامينكنند و بانوان شرعا در اين بارهمسؤوليتی ندارند،ليكن خانمها نيز بايد شغل و كاری داشته باشند.در اسلام از فراغت وبيكاری مذمتشده است.
امام صادق عليه السلام فرمود:خداوند متعال خواب زياد و فراغت زياد رامبغوض ميدارد (1) بازهم حضرت صادق عليه السلام فرمود:خواب زياد،دينو دنيای انسان را ضايع و تلف میكند (2) حضرت زهرا عليها السلام هم درخانه كار ميكرد و زحمت میكشيد (3)
انسان چه نيازمند باشد چه نباشد،بايد شغل و كاری داشته باشد وعمر خويش را بيهوده هدرندهد.كار كند و جهان را آباد نمايد.اگر محتاجبود درآمدش را صرف خانواده ميكند و اگر نبوددر امور خيريه و كمك بهمستمندان بمصرف میرساند.بيكاری ملالآور و خسته كننده است،و چهبسا باعثبيماريهای روانی و جسمانی و فساد اخلاق ميشود.
بهترين كار برای بانوان شوهردار كاری است كه در داخل منزلانجام بگيرد.امور خانهداری وبچهداری و شوهرداری بهترين و آسانتريناشتغالات بانوان است.بانوانی خوش سليقه و فداكارمیتوانند خانه رابصورت بهشتبرين و مهد پرورش كودكان خوب و استراحتگاهشوهرانمجاهد و پر تلاش خويش در آورند.و اين كار بسيار بزرگ و ارزندهایاست.رسول خداصلی الله عليه و آله فرمود:جهاد زن به اين است كه خوبشوهرداری كند (4)
ام سلمه از رسول خدا صلی الله عليه و آله پرسيد:كار كردن زن در خانه چه مقدار فضيلتدارد؟فرمود:هر زنی كه بمنظور اصلاح امور خانهچيزی را از جائی بردارد و در جای ديگربگذارد خدا نظر مرحمتباوخواهد كرد و هر كس كه مورد نظر خدا واقع شود بعذاب الهیگرفتارنخواهد شد.ام سلمه عرض كرد:يا رسول الله!پدر و مادرم بقربانت،برایزنان ثوابهایبيشتری بفرمائيد.رسول خدا فرمود:هنگاميكه زن آبستنميشود خدا به او اجر كسی راميدهد كه با نفس و مالش در راه خدا جهادميكند.هنگاميكه بچهاش را بر زمين نهاد به اوخطاب میرسد گناهانتآمرزيده شد.اعمالت را از سر بگير.و هنگامی كه بچهاش را شيرميدهدخدا در برابر هر مرتبه شير دادن ثواب آزاد كردن يك بنده در نامه عملشنوشتهميشود (5)
خانمهای خانهدار علاوه بر كارهای خانهداری گاهی فراغتديگری هم پيدا ميكنند،كه آنها رانيز نبايد بيهوده صرف كرد.در آن اوقاتخوبست اشتغالات مرتبی را برای خودشان انتخابكنند و همواره مشغولباشند:میتوانند كتابهای سودمند بخوانند و در رشتههای مفيدتحقيق وكنجكاوی كنند،و بر علوم و اطلاعات خويش بيفزايند.و نتيجهتحقيقاتشان را بصورتكتاب يا مقاله در اختيار ديگران قرار دهند.
میتوانند بكارهای هنری مانند نقاشی،خطاطی،گلدوزی،خياطی،بافندگی،بپردازند.بااشتغال به اين كارها میتوانند هم به اقتصاد خانوادهكمك كنند هم به توليد و ترقی اقتصادیجامعه.بعلاوه در اثر اشتغال بكاراز ابتلاء به بيماريهای روانی و ضعف اعصاب نيز تا حد زيادیمحفوظخواهند ماند.امير المؤمنين عليه السلام فرمود:خدا مؤمنی را كه به حرفه و كاریمشغول و امين باشد،دوست دارد (6)
بهر حال خوب استبانوان نيز شغل و كاری داشته باشند و بهترينكار برای آنها كاری استكه در داخل منزل انجام ميگيرد،تا به خانهداریو شوهرداری و بچهداری نيز خوب برسند.
اما بعض بانوان ميل دارند يا احساس ضرورت میكنند كه درخارج منزل بكاری مشغولباشند.بهترين و مناسبترين شغلها برایبانوان اشتغالات فرهنگی يا پرستاری است.میتواننددر دبستان يادبيرستان يا كودكستان به تعليم و تربيت دختران كه هم شغل بسيارارزندهایاست و هم با آفرينش لطيف آنها سازگار است مشغول باشند.ياشغل پزشكی بيماريهای زنانيا پرستاری را انتخاب نمايند.اين قبيلاشتغالات هم با طبع لطيف و مهربان بانوان تناسبدارد،هم در انجام آنهانيازی به خلطه و معاشرت با مردان بيگانه را ندارند يا كمتر پيداميكنند.
به بانوانی كه میخواهند در خارج منزل به كاری اشتغال داشتهباشند توصيه ميشود به نكاتزير توجه نمايند:
1-در انتخاب شغل با شوهرتان تفاهم كنيد و بدون اجازه او شغلنگيريد،كه اين امر آرامش وصفای خانوادگی را بر هم ميزند و زندگی رابر شما و فرزندانتان تلخ ميگرداند.و اين حقشوهر است كه اجازه بدهد ياندهد.به شوهران اين قبيل خانمها توصيه ميشود كه اگر درشغل همسرشانمانعی نمیبينند لجبازی نكنند و اجازه بدهند به شغل مورد پسندشمشغولباشد،هم به مردم خدمت ميكند هم به اقتصاد خانواده.
2-در خارج منزل و در محل كار حجاب اسلامی را كاملا رعايت نماييد.ساده و بیآرايش بهمحل كار برويد از خلطه و معاشرت با مردانبيگانه حتی القوه اجتناب كنيد.اداره جای كار وخدمت است نه جایرقابت و خودنمائی.شخصيتبه لباس و زر و زيور نيستبلكه به متانتوسنگينی و كاردانی و انجام وظيفه است.آرامش و وقار و سنگينی يك زنمسلمان را حفظكنيد.هم محترم باشيد هم احساسات و عواطف لطيفهمسرتان را جريحهدار نسازيد.لباسهای زيبا و آرايش و زر و زيورتان رادر خانه و برای همسرتان بگذاريد.
3-در عين حال كه شما در خارج كار ميكنيد اما شوهر وفرزندانتان انتظار دارند از كارخانهداری و شوهرداری و بچهداری نيزغفلت نكنيد:با كمك و همكاری شوهرتان نظافتمنزل و طبخ غذا وشستن ظروف و لباسها و ساير امور خانه را تنظيم كنيد و در مواقعمناسببا هم انجام دهيد.منزل شما بايد مانند منزل ساير مردم بلكه بهتر اداره شود.
كار كردن خارج منزل مجوز اين نيست كه بكارهای منزل نرسيد و شوهر وفرزندانتان راناراحتسازيد.كار خارج منزل مقدمه،و منزل آسايشگاهشما است.از تنظيم آسايشگاه غفلتنكنيد.
به شوهران چنين بانوانی نيز توصيه ميشود كه در امر خانهداری وبچهداری حتما باهمسرشان تعاون و همكاری نمايند.از او انتظار نداشتهباشند كه هم به شغلش ادامه بدهد وهم كارهای منزل را به تنهائی انجامدهد.چنين انتظاری نه مقتضای شرع است نه مطابقانصاف و وجدان،نهرسم صفا و محبت و آئين همسرداری.انصاف اقتضا دارد كه كارهای منزلرادر بين خودشان تقسيم نمايند و هر يك از آنها با تناسب حال و وقت،كارهائی را بپذيرد وانجام دهد. 4-اگر بچهدار است،يا او را به كودكستانی بسپارد يا نزد شخصامين و دلسوز ومهربانی بگذارد و به محل كار برود.مبادا او را تنها دراتاق بگذارد و برود كه كار بسيار ناروا وخطرناكی است.علاوه برخطرات احتمالی،موجب ترس و عقده و بيماريهای روانی خواهد شد.
5-اگر احساس ضرورت ميكنيد كه به شغل ديگری غير ازمشاغل مذكور مشغول باشيد،حتما با همسرتان تفاهم نمائيد و با اجازه وصلاحديد او كار بگيريد.و اگر موافقت نكرد از آنشغل منصرف شويد.ودر صورت موافقتسعی كنيد شغلی را انتخاب كنيد كه كمتر بامردانبيگانه در تماس و ارتباط باشيد كه نه بصلاح خودتان ميباشد نه بصلاحجامعه.و بهرحال حجاب اسلامی و ساده و بیآرايش بيرون رفتن را حتمارعايت كنيد.
بچهداری
يكی از وظائف سنگين و حساس بانوان بچهداری است.بچهداریكار آسانی نيستبلكه شغلبسيار پر مسئوليتی است.مقدسترين وارزندهترين شغلی است كه دستگاه آفرينش بر عهدهبانوان گذاشته است.
در اينجا بايد چند مطلب به طور اختصار مورد بررسی قرار گيرد:
1-ثمره ازدواج
گر چه كمتر اتفاق ميافتد كه زن و مرد به منظور بچهدار شدن تن بهازدواج بدهند،معمولاعوامل ديگری و از جمله تمايلات جنسی محركآنان ميباشد.ليكن طولی نميكشد كه هدفطبيعی آفرينش روشن شدهعشق به فرزند ظاهر ميگردد.وجود فرزند ميوه درخت زناشويیو يكآرزوی طبيعی است.ازدواج بیفرزند مانند درختبیبار است.وجودفرزند پيوند زناشويیرا استوار ميسازد،مرد و زن را به خانه و زندگیعلاقهمند ميگرداند محيط خانه را با صفا وطراوت ميكند.مرد را به تلاش وكوشش بيشتر وادار و زن را به خانه و كاشانه دلگرم ميسازد.
ازدواج در آغاز كار بر پايههای لرزان و ناپايدار هوسرانی وتمتعات جسمانی و معاشقههایزودگذر و عشقهای دروغين بنا ميشود بدينجهت همواره در معرض انحلال و جدايی است،نيرومندترين عاملی كه ميتواند پايداری آنرا تضمين كند همان بچهدار شدن است.جوانیوهوسرانی بزودی ميگذرد،تمايلات جنسی فروكش ميكند،عشقهای ظاهربه سردی ميگرايد.تنها يادگاری كه از آن دوران باقی ميماند و اسبابآرامش و دلگرمی مرد و زن را فراهمميسازد وجود فرزند است.بدينجهت امام سجاد عليه السلام فرمود:سعادت انسان در اينستكه فرزندانصالحی داشته باشد كه به آنان استعانت جويد. (7)
پيغمبر اسلام (ص) فرمود:فرزند صالح گياه خوشبويی است ازگياهان بهشت. (8)
رسول خدا فرمود:بر تعداد فرزندانتان بيفزاييد زيرا من در قيامتبه زيادی شما بر ساير مللافتخار خواهم كرد. (9)
چقدر نادانند افراديكه با بهانههای بيجا از بچهدار شدن خودداریمينمايند و بدينوسيله باناموس آفرينش انسان مبارزه ميكنند؟!
2-تربيت فرزند
مهمترين و حساسترين وظيفه بانوان پرورش و تربيت فرزنداست.در اين باره پدر و مادر هردو مسئوليت دارند ليكن ثقل اين كارمعمولا بر دوش مادران ميباشد.
زيرا آنها هستند كه ميتوانند مرتبا از كودكان خويش مراقبت وحفاظت نمايند.اگر مادران بهوظيفه سنگين و مقدس مادری آشنا باشند و با برنامه صحيح نونهالان اجتماع را پرورشدهند ميتوانند اوضاع عمومیيك اجتماع بلكه جهان را به طور كلی دگرگون سازند.بنابراينترقی وتنزل،پيشرفت و عقبماندگی اجتماع در دستبانوان و به اختيار آنهاست.
بدين جهت پيغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زير پای مادران است. (10)
اطفالی كه هم اكنون در محيط كوچك خانه پرورش میيابند مردانو زنان آينده اجتماعخواهند بود.هر درسی را كه در محيط خانه و در دامنپدر و مادر فرا گيرند در اجتماع فردا بهمرحله عمل خواهند رسانيد.اگرخانوادهها اصلاح گردند اجتماع نيز حتما اصلاح خواهد شد.چوناجتماع به غير از همين خانوادهها چيزی نيست.اگر كودكان امروز،تندخو،ستيزهگر،متجاوز،چاپلوس،دروغگو،بد اخلاق،كوتاه فكر،بیاراده،تو سری خور،زور شنو،ترسو،خجول،نادان،خودخواه،پول پرست،لاابالی پرورش يابند جامعه بزرگ فردا نيز به همين صفاتواخلاق زشت گرفتار خواهد شد.اگر امروز تو سری خور شما بودند فرداتو سری خورستمگران خواهند شد.اگر امروز با تملق و چاپلوسی از شماچيزی گرفتند فردا هم در مقابلزورگويان چاپلوسی خواهند كرد.
و بالعكس اگر كودكان امروز درستكار،شجاع،بلند همت،خوش اخلاق،خيرخواه،بردبار،دلدار،با ايمان،زور نشنو،غير متجاوز،عدالتخواه،بزرگ نفس،حقگو،امانتدار،دانا،روشنفكر،راستگو،صريح اللهجه تربيتشوند فردا هم همين صفات عالی را به صورتكاملتری ظاهر خواهندساخت.
بنابراين،پدران و مادران و بالاخص مادران در قبال فرزندان خويش و اجتماع بزرگترين وسنگينترين مسؤوليت را خواهند داشت.
اگر مطابق نقشه صحيح و برنامه دقيق تربيتی در تربيت كودكان خويشاقدام نمايندبزرگترين خدمت را نسبتبه اجتماع آينده خواهند نمود.واگر در انجام اين وظيفه بزرگسهلانگاری كنند در قيامت مسؤول خواهندبود.بدين جهت امام سجاد عليه السلام فرمود:حق فرزندت اينست كهبدانی كه او از تو ميباشد.بد باشد يا خوب با تو نسبت دارد.درقبالپرورش و تاديب او و راهنمايیاش به سوی خدا و كمك كردنش بهفرمانبرداری مسؤوليتداری.رفتارت با او رفتار كسی باشد كه يقين دارددر مقابل احسان كردن به او پاداش نيكخواهد داشت و در مقابلبد رفتاری كيفر بد خواهد ديد. (11)
در اينجا بايد يادآور شويم كه چنان نيست كه هر بانويی از شغلمادری و تربيت صحيح آگاهباشد بلكه رموز آنرا بايد ياد گرفت.ليكن دراين اوراق كوتاه نميتوان وارد فن تربيتشد ومباحث دقيق آنرا موردتجزيه و تحليل قرار داد.آن خود بحث دقيق و دامنهداريست كه بهكتابجداگانهای نيازمند است (12) .خوشبختانه كتابهايی در اين باره تاليف شده دراختيارخوانندگان قرار دارد.مادران علاقهمند ميتوانند آنها را تهيه ومطالعه نمايند و از تجربياتخودشان نيز استفاده كنند.اگر بانوی با هوش وعلاقهمندی باشد ميتواند علاوه بر تربيتكردن فرزندان،خدمات علمیارزندهای هم انجام دهد.با بكار بستن دستورهای تربيتی وملاحظه آثار ونتائج آنها بزودی در فن تربيت تخصص پيدا خواهد كرد.در آنصورت ميتواند بهوسيله اطلاعات جالبی كه در اين باره بدست آورده در راه اصلاحو تكميل كتابهای تربيتیخدمات علمی و ارزندهای انجام دهد.
ليكن يادآوری يك نكته ضرورت دارد.بسياری از مردم از معنایصحيح تربيت غافل بوده بينتعليم و تربيت فرق نميگذارند.تربيت را نيزيك نوع تعليم میپندارند.خيال ميكنند با ياددادن يك سلسله مفاهيم ومطالب سودمند دينی يا تربيتی و به وسيله پند و اندرزهای حكما وشعراء ونقل سرگذشت مردان نيك ميتوان كودك را كاملا تحت تاثير قرار داد ومطابق دلخواهتربيتش نمود.مثلا گمان ميكنند اگر آيات و روايات مربوطبه مذمت دروغگويی را به اطفالياد دادند و وادارشان كردند چندين حديثو داستان درباره فضيلت راستگويی از بر كنند،وحتی در حضور مردمبخوانند و جايزه بگيرند،راستگو تربيتخواهند شد.در صورتيكه درموردتربيتبه اين مقدار نميتوان اكتفا نمود.البته از بر كردن آيه و حديث وداستانهای آموزندهبیاثر نيست.ليكن آثاری را كه از تربيت انتظار داريمنبايد از اين قبيل برنامههای صوریانتظار داشته باشيم.اگر در صدد تربيتصحيح و كامل باشيم بايد كودك را در شرائط و اوضاعخاصی قرار دهيمو محيط صالح و مناسبی برايش بوجود آوريم كه طبعا راستگو و صالحودرستكار پرورش يابد.محيط نشو و نما و پرورش كودك اگر محيطراستی،درستی،امانتداری،ايمان،پاكيزگی،انضباط،شجاعت،خيرخواهی،مهر،وفا،صميميت،عدالت،كار و كوشش،عفت،آزادی،بلند همتی،غيرت،فداكاری باشد،كودك نيز با همين صفات خو گرفتهتربيت ميشود.وهمچنين اگر در محيط خيانت،نادرستی،دروغ،حيله بازی،چاپلوسی،كثافت،تعدی و تجاوز،عدم رعايتحقوق،عدم آزادی،بغض و كينه توزی،ستيزهگری،لجبازی،كوتاه فكری،نفاق ودورويی پرورش يافتخواه ناخواه بدين صفات زشتخو گرفته فاسد وبد عمل تربيتخواهد شد.و در اينصورت پند و اندرزهای دينی و ادبیگر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد كرد.صدها آيه و روايت وشعر و داستان به مقدار يك عمل آموزنده تاثير نخواهد كرد-دو صدگفتهچون نيم كردار نيست پدر و مادر دروغگو نميتوانند بوسيله آيه و حديثكودك راراستگو تربيت نمايند.پدر و مادر كثيف و بیانضباط با عملخودشان بچه را كثيف وبیانضباط بار ميآورند.كودك بيش از آنمقداركه به سخنان شما توجه دارد در اعمال ورفتارتان دقت ميكند.
بنابراين پدر و مادرانيكه در صدد اصلاح و تربيت فرزندان خويشهستند بايد قبلا محيطخانوادگی و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشانرا اصلاح كنند تا فرزندانشان خواه ناخواهصالح و شايسته تربيتشوند.