راسخون

بخش اول:وظائف بانوان.......

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

راه سوم اينست كه زن و مرد دست از لجاجت و سرسختی برداشته‏با عقل و تدبير رفتار كنند،مخصوصا مرد مسئوليت‏بيشتری دارد،تقريبامی‏توان گفت كه كليد حل اين مشكل در دستاو قرار دارد،اوست كه اگرقدری بردباری و از خود گذشتگی بخرج دهد هم خودش را بدردسرنمی‏اندازد،هم همسر بيمارش را از اين مهلكه نجات خواهد داد.

اكنون روی سخن با مرد است.

آقای محترم!اولا بدين نكته توجه داشته باش كه همسر تو در عين‏وسواسيگری ترا دوستدارد،به زندگی و فرزندانش علاقه‏مند است،ازجدايی وحشت دارد،از اوضاع اسفناك زندگیشما قالبا در عذاب وشكنجه است،اگر شما را دوست نمی‏داشت‏حسادت نمی‏كرد،نمی‏خواهداوضاع چنين باشد ليكن چه كند بيمار است؟بيماری فقطدل درد و آپانديس و زخم معده ورماتيسم و سرطان نيست،بلكه امراض‏عصبی نيز بخش مهمی از بيماريها بشمار می‏روند،خانم شما گر چه دربيمارستان روانی بستری نيست ليكن به طور تحقيق يك بيمارروانی‏است،اگر قبول نداری به يك روانپزشك مراجعه كن،با يك چنين‏خانمی با ديدهدلسوزی و ترحم بايد نگاه كرد نه با ديده انتقام و كينه‏جويی،به حال زار و افكار پريشانشترحم كن،كسی با بيمار دعوا و داد و قال وكشمكش نمی‏كند،در مقابل بی‏ادبيها وناسازگاری‏هايش عكس العمل‏شديد نشان نده،دعوا و داد و فرياد راه نينداز،به كتك و دشناممتوسل مشو،به دادگاه حمايت‏خانواده مراجعه نكن،قهر و باد نكن،دم از طلاق و جدايی نزن،هيچيك از اين كارها نمی‏تواند بيماری اين خانم را معالجه‏كند بلكه شديدترش می‏گرداند،رفتار تند و نامهربانيهای ترا دليل بر صدق‏عقيده‏اش می‏گيرد.

راه كار اينست كه تا می‏توانی اظهار محبت كنی،ممكن است ازوسواسيگريها و ناسازگاريهایاو بتنگ آمده قلبا منزجر شده باشی ليكن‏چاره‏ای نيست‏بايد به طوری اظهار محبت كنی كهيقين پيدا كند كه شش‏دانگ دل تو مسخر اوست و شخص ديگری در آنجا راه ندارد.

ثانيا سعی كن با هم تفاهم نماييد،چيزی را از او مخفی نكن،بگذارنامه‏هايت را حتی قبل ازخودت بخواند،كليد كمد اختصاصی يا صندوق‏اسناد و مدارك را در اختيارش قرار بده اگرميل داشت‏بدانها مراجعه‏كند،بگذار جيب و بغلت را بررسی كند،اجازه بده تمام اعمال وحركاتت‏را تحت نظر بگيرد،از اين قبيل كارها نه تنها اظهار ناراحتی نكن بلكه آنرايك امرعادی و از لوازم صفا و صداقت‏خانوادگی محسوب بدار،بعد ازمشاغل روزانه اگر كاری نداریزودتر به منزل بيا.و اگر كاری پيش‏آمد كرد قبلا به همسرت بگو:من به فلان جا می‏روم و درفلان ساعت‏برميگردم،سعی كن از موعد مقرر تخلف نشود،چنانچه اتفاقا نتوانستی سرموعدحاضر شوی هنگام مراجعت علت تاخير را بالصراحه بيان كن،مواظب باش در تمام اينمراحل كوچكترين دروغی از تو صادر نشود،و الابد گمانی او تشديد خواهد شد،در كارها باوی مشورت كن،هيچ عملی را ازاو مخفی نكن بلكه كارهای روزانه‏ات را برايش شرح بده،صداقت وراستی را هيچگاه از دست نده،خواهش كن در هر جا نقطه ابهامی دارد كه‏اسباببدگمانی او می‏شود بدون پروا توضيح بخواهد،و عقده‏ايرا در دل نگيرد.

ثالثا ممكن است جنابعالی شخص پاك و حتی از قصد خيانت هم‏منزه باشی ليكنبدگمانيهای زنها نيز غالبا بی‏منشا نيست،لابد در اثرغفلت و صداقت،عملی از تو صادر شده كهدر روح او اثر گذاشته و رفته‏رفته توليد سوءظن نموده است،لازم است در اعمال و رفتاركنونی وگذشته‏ات دقت نمايی و عامل اصلی و منشا بدگمانی همسرت را يافته و دررفع آنكوشش كنی،اگر با خانمهای بيگانه خيلی شوخی و شيرين زبانی‏می‏كنی اين عمل را ترك كن.چه ضرورتی دارد خانمها ترا جوانی‏خوش اخلاق و خوش تيپ بشمارند ليكن همسرت بدبينشده زندگی‏داخلی شما به بدترين وجوه بگذرد؟چه لزومی دارد با خانم منشی خودت‏شوخیو خنده بكنی تا همسرت خيال كند با او سر و سری داری؟اصلا درصورتيكه همسرت بدبيناست چه ضرورتی دارد كه منشی زن استخدام‏كنی؟در مجالس با خانمهای بيگانه گرم نگير،زياد بآنها توجه نكن،پيش‏همسرت از آنها تعريف نكن،اگر به زن بيوه بيچاره‏ای می‏خواهیاحسان‏كنی چه بهتر كه قبلا با همسرت مشورت كنی بلكه می‏توانی اين عمل خيررا به وسيلهاو انجام دهی.نگو:مگر من اسير و برده هستم كه اينقدر مقيدزندگی كنم؟نه خير اسير و بردهنيستی ليكن مرد عاقل و با تدبيری هستی‏كه با همسرت پيمان وفا و همكاری بسته‏ای،بدينجهت‏بايد زن داری كنی‏و با عقل و تدبير بيماری او را بر طرف سازی،بايد با فداكاری ورفتارعاقلانه،خطر بزرگی را كه متوجه كانون مقدس خانوادگی شما شده مرتفع‏كنی،دراينصورت هم به همسر بيمارت بزرگترين خدمت را نموده‏ای هم‏فرزندان بيگناهت را ازسرگردانی و غم و اندوه نجات داده‏ای،هم خودت را از ضررهای روحی و مادی رها كرده‏ای،البته مردی كه در يك چنين‏موقع حساسی فداكاری كند در نزد خدا هم پاداش بزرگیخواهد داشت.

حضرت علی عليه السلام فرمود:در هر حال با زنها مدارا كنيد.باخوبی با آنها سخن بگوييد تاافعالشان نيكو گردد. (6)

امام سجاد عليه السلام فرمود:يكی از حقوقی كه زن بر شوهر دارداينست كه جهالت ونادانيهای او را ببخشد. (7)

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر مرديكه با همسربد اخلاقش بسازد خداوند متعال،در مقابل هر دفعه كه صبر كند،به مقدارثواب صبر حضرت ايوب عليه السلام،به او ثواب عطاخواهد كرد. (8)

اكنون بايد چند مطلب را به خانمها يادآوری كنم.

مطلب اول-خانم محترم،موضوع خيانت‏شوهرت،مثل همه‏موضوعات ديگر،احتياج به دليلو برهان دارد،ماداميكه خيانت او با ادله‏قطعيه باثبات نرسيده شرعا و وجدانا حق نداری ویرا متهم سازی،آياسزاوار است‏به صرف يك احتمال،شخص بيگناهی را مورد تهمت قراردهی؟اگر كسی بدون دليل و برهان ترا متهم كند آيا ناراحت نمی‏شوی؟

مگر با يك يا چند شاهد سفيهانه و غير عقلايی می‏توان موضوع مهمی مثل‏خيانت را باثباترسانيد؟

خداوند بزرگ در قرآن مجيد ميفرمايد:ای كسانيكه ايمان آورده‏ايداز بسياری از گمانهااجتناب كنيد،زيرا بعض گمانها گناه است. (9)

امام صادق عليه السلام فرمود:بهتان زدن به شخص بيگناه از كوههای بزرگ سنگين‏تر است. (10)

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر كس به مرد مؤمن يا زن‏مؤمنه تهمت‏بزند خدا درقيامت او را بر تلی از آتش نگه ميدارد تا به كيفراعمالش برسد. (11)

خانم محترم،دست از نادانی و احساسات خام و عجله بردار،متين‏و عاقل باش،موقعيكهعصبانی و ناراحت نيستی در گوشه‏ای خلوت كن،قرائن و شواهد خيانت‏شوهرت را در نظربگير،بلكه روی كاغذ يادداشت‏كن،سپس وجوه و احتمالات قضيه را در مقابل آن بنويس،آنگاهمانند يك‏قاضی درستكار و با انصاف،در مقدار دلالت آنها تامل كن،اگر ديدی‏يقين‏آور نيستندباز هم مانع ندارد،تحقيق كنی ليكن موضوع را مسلم وقطعی نگير و به صرف سوءظن وتوهم بی‏دليل زندگی را به خودت وشوهرت تلخ نكن.

مثلا وجود يك سنجاق سر در اتومبيل چندين علت می‏تواند داشته‏باشد:

1-متعلق باشد به يكی از خويشان شوهرت مانند:خواهر،خواهرزاده،برادرزاده،عمه و عمه‏زاده،خاله و خاله‏زاده.ممكن است‏يكی‏از آنها را سوار ماشين كرده و سنجاق مال او باشد.

2-شايد مال خودت باشد،و قبلا كه به ماشين سوار شده‏ای ازسرت افتاده باشد.

3-شايد يكی از دوستان يا خويشانش را با خانمش سوار ماشين كرده و سنجاق متعلق به آنخانم باشد.

4-شايد خانم درمانده‏ای را سوار كرده به منزلش برساند.

5-شايد يكی از دشمنانش عمدا سنجاق را در ماشين انداخته تاترا بدبين نموده اسباببدبختی شما را فراهم سازد.

6-شايد منشی خودش يا يكی از همكارانش را سوار كرده وسنجاق متعلق به او باشد.

7-احتمال هفتم اينست كه معشوقه‏اش را سوار نموده عياشی‏رفته باشد:اين احتمال به طورحتم از ساير احتمالات بعيدتر است و نبايدزياد بدان ترتيب اثر داد.در هر صورت احتمالیبيش نيست،نبايد آنرا يك‏دليل قطعی و مسلم فرض كرد،و ساير احتمالات را به كلی ناديدهگرفت،وداد و فرياد و بی‏آبروئی راه انداخت.

اگر شوهرت دير به منزل می‏آيد دليل خيانتش نيست،شايداضافه كار داشته باشد،شايد كارفوق العاده‏ای پيدا كرده،شايد به منزل يكی‏از دوستان يا همكاران يا خويشانش رفته باشد،شايد در يك جلسه علمی يادينی شركت نموده باشد،شايد برای تفريح سالم و قدم زدن دير بهمنزل‏آمده باشد.

اگر خانمی از شوهرت تعريف كرد و او را جوان خوش تيپی شمردتقصير او چيست؟خوشاخلاقی دليل خيانت نيست،چه كند اگر بد اخلاق‏باشد كسی به او مراجعه نمی‏كند،انتظارداری بد اخلاقی كند تا همه او رابد اخلاق شمرده يك فرسخی از او فرار كنند؟

اگر به زن بيوه و يتيمانش احسان می‏كند دليل خيانتش نمی‏شود،شايد آدم خيرخواه ودلسوزی باشد و از باب نوع پروری و دستگيری از بيچاره‏گان و برای رضای خدا به آنها احسانكند.

اگر شوهرت جعبه يا كمد مخصوصی دارد يا اجازه نمی‏دهدنامه‏هايش را بخوانی دليلخيانتش نيست،زيرا بسياری از مردها ذاتامحافظه‏كار و راز نگهدارند،و دوست ندارند كسی ازامورشان مطلع شود،شايد شغلش ايجاب ميكند كارهايش را مخفی بدارد،شايد ترا رازنگهدارنمی‏داند.

به هر حال،يك دليل احتمالی بيش از يك احتمال نتيجه نمی‏دهد،نبايد آنرا يك دليل قطعیبدون ترديد محسوب داشت.

مطلب دوم-در هر جا سوءظن پيدا كردی فورا موضوع را باشوهرت در ميان بگذار،به قصدكشف حقيقت،نه به عنوان اعتراض،رسماو بدون پروا بگو:من نسبت‏به فلان كار بد گمانهستم،خواهش ميكنم‏واقع مطلب را بيان بفرماييد تا خاطرم آسوده گردد،آنگاه خوببه‏حرفهايش گوش بده،و در اطراف آنها تامل كن،اگر بدگمانی تو بر طرف‏شد كه چه بهتر،ليكن اگر قانع نشدی می‏توانی بعدا در اطراف قضيه‏تحقيق كنی تا حقيقت‏برايت روشن گردد،اگر در ضمن تحقيق به‏موضوعی برخورد كردی كه شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلافواقع‏توضيح داده صرف اين دروغ را دليل خيانت او نگير،زيرا ممكن است‏شخص بيگناهیباشد ليكن چون از بدگمانی تو اطلاع داشته عمدا مطلب‏را بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظنتو زياده گردد،بهتر است در اين‏مورد هم باز به خودش مراجعه كنی و علت‏خلافگوئيش رابپرسی،البته مردكار خوبی نكرده كه مرتكب دروغ شده و بهتر بود حقيقت را می‏گفتزيراچيزی از صداقت‏بهتر نيست.ليكن اگر او اشتباه كرد تو نادانی و جهالت‏بخرج نده،بلكه باتصميم قاطع از او بخواه كه ديگر دروغ نگويد،اگرتوضيح خواستی و شوهرت نتوانست توضيحقانع كننده‏ای بدهد،عجز ازجواب را يك دليل مسلم و قطعی خيانت مشمار،زيرا ممكن استمطلب‏را واقعا فراموش نموده باشد،يا اينكه چون از بدگمانی تو اطلاع داشته‏دست و پایخويش را گم كرده نتوانسته جواب قانع كننده‏ای بدهد.دراينجا سخن را كوتاه كن و در يكموقع مناسب مطلب را در ميان بگذار وعلت قضيه را بپرس.و اگر اظهار داشت:واقع رافراموش نموده‏ام از اوبپذير زيرا انسان محل سهو و نسيان است،اگر باز هم ترديد داشتهباشی‏می‏توانی از راههای ديگر در صدد تحقيق بر آيی.

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

مطلب سوم-موضوع بد گمانی خودت را با هر كس در ميان‏نگذار،زيرا ممكن است واقعادشمن شما يا حسود باشد،بدين جهت گفتارترا تاييد و چندين قرينه دروغ نيز بدان بيفزايد تازندگی شما را از هم‏بپاشد،ممكن است‏شخص نادان و زود باور و بی‏تجربه‏ای باشد و بهقصددلسوزی گفته ترا تاييد نمايد بلكه شواهد پوچ ديگری بدان اضافه نموده‏ذهن ترا خرابترگرداند،بنابراين صلاح نيست‏با افراد نادان و بی‏تجربه‏مشورت نمايی،حتی مادر و خواهر وخويشانت،البته مشورت خوب است،اگر در جايی ضرورت پيدا كرد يكی از دوستان عاقل وكاردان و باهوش وخيرخواه را در نظر بگير و مطلب را با او در ميان بگذار و از افكارش‏استفادهكن.

مطلب چهارم-اگر شواهد و دلائل خيانت‏شوهرت قطعی نبود،ودوستان و خويشانت نيزتصديق كردند كه دلائل مزبور قانع كننده نيست وشوهرت بيگناه است،و شوهرت نيز بادليل و برهان و قسم و التماس عدم خيانت‏خودش را اثبات ميكند ليكن با همه اينهابدگمانی ووسواسيگريهای تو برطرف نمی‏شود يقين بدان كه بيمار هستی،وبدبينی‏ات در اثربيماری عصبی و روانی پيدا شده است.لازم است‏به يك‏روانپزشك حاذق مراجعه نمايی و ازدستوراتش پيروی كنی.

مطلب پنجم-راه كار تو همان بود كه گفته شد،داد و فرياد و بهانه وناسازگاری نه تنها مشكلترا حل نمی‏كند بلكه مشكلات ديگری بدان‏اضافه خواهد كرد.به دادگاه حمايت‏خانواده نيزمراجعه نكن،دم از طلاق‏و جدايی نزن،آبروی شوهرت را نريز.از اين قبيل كارها نتيجهخوبی‏نخواهی گرفت،ممكن است كار به لجبازی و عناد بكشد و شوهرت ناچارشود ترا طلاقبدهد و زندگی را از هم بپاشد.در آنصورت نيز تو نتيجه‏خوبی نخواهی گرفت و تا آخر عمرقرين تاسف خواهی شد،مواظب باش‏تصميم خطرناكی نگيری دست‏بخودكشی و انتحار نزن،زيرا به وسيله اين‏عمل زشت‏خودت را نابود می‏سازی در آخرت نيز به عذاب دوزخمعذب‏خواهی شد،حيف نيست انسان برای يك فكر بيجا بزندگی خودش خاتمه‏بدهد؟آيابهتر نيست‏با عقل و بردباری قضيه را اصلاح كنی؟

مطلب ششم-اگر بدگمانی تو بر طرف نشد و احتمال ميدهی يايقين داری كه شوهرت بهزنهای ديگر نظر دارد باز هم تقصير تو است،زيرامعلوم می‏شود آنقدر هوش و كاردانی و عرضهنداشته‏ای كه شش دانگ قلب‏شوهرت را مسخر گردانی تا جايی برای زنهای ديگر نماند،هنوزهم ديرنشده،دست از نادانيگری و لجبازی بردار و با اخلاق خوش و رفتار نيك واظهار محبتچنان در قلب شوهرت جای باز كن كه جز تو كسی را نبيند وجز تو كسی را نخواهد.

پی‏نوشتها:

1-اطلاعات 4 ديماه 1350.

2-اطلاعات 7 ديماه 1350.

3-اطلاعات 29 ديماه 1348.

4-اطلاعات 17 تير ماه 1349.

5-اطلاعات 25 تير ماه 1349.

6-بحار ج 103 ص 223.

7-بحار ج 76 ص 367.

8-بحار ج 74 ص 5.

9-سوره حجرات:12.

10-بحار ج 75 ص 194.

11-بحار ج 75 ص 194.

 

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

به حرف بدگويان گوش نده

يكی از صفات زشتی كه در بين مردم شيوع دارد صفت عيبجويی وبدگويی از ديگران است.اين صفت كثيف علاوه بر زشتی ذاتی كه داردمفاسد بيشماری را نيز ايجاد ميكند،سبببدبينی و سوءظن می‏شود،نفاق ودشمنی بوجود می‏آورد،مردم را بجان هم می‏اندازد،رشته‏های انس و مودت‏را قطع ميكند،صفا و صميميت را از بين می‏برد،كانون گرم خانوادگیراسرد می‏كند،در بين زن و مرد جدايی می‏افكند،باعث قتل و جنايت‏می‏شود.

متاسفانه اين عيب بزرگ به طوری در بين ما شايع شده كه زشتی‏خود را از دست داده است،نقل هر مجلس و زينت‏بخش هر محفل و يك‏سرگرمی رسمی بشمار می‏رود،كمتر مجلسیاتفاق می‏افتد كه از كسی‏بدگويی نشود،مخصوصا اگر مجلسی زنانه باشد،وقتی دو زن با همبرخوردنمودند بدگويی و ولنگاری شروع می‏شود،از اين بد بگو از آن بد بگو،پشت‏سر اين بدبگو پشت‏سر آن بد بگو،گويا در عيبجويی مسابقه‏گذاشته‏اند،بدتر از همه اينكه گاهی ديگرانرا رها كرده به شوهران‏يكديگر مشغول می‏شوند،بالاخره عيب و نقصی برای شوهر ديگریپيداكرده می‏گويد،يا از قيافه و شكلش مذمت می‏كند،يا از شغل و كارش‏بدگويی می‏نمايد،يابه مراتب تحصيلاتش ايراد می‏گيرد يا از اخلاق وآدابش انتقاد ميكند يا به اوضاع مالی‏اشخرده‏گيری ميكند،اگرنفت فروش باشد ميگويد شوهرت بوی نفت می‏دهد چگونه با اوبسرمی‏بری؟اگر كفاش باشد می‏گويد چرا به كفاش شوهر كردی؟اگر راننده‏باشد ميگويد:شوهرت هميشه در سفر است،خيری نمی‏بينی،اگر قصاب باشد می‏گويد:بوی دنبه ميدهد.اگر اداری باشد ميگويد:در زندگی و محل‏شغل آزادی ندارد،اگر ندار و كم درآمد باشدميگويد:چگونه با اين شوهرندار می‏سازی؟حيف از تو خانم به اين خوشگلی كه شوهرتزشت وبد تركيب است،شوهرت كوتاه قد يا سياه رنگ يا لاغر اندام است،چرا به‏يك چنينمردی شوهر كردی؟مگر پدر و مادرت از تو سير شده بودند كه‏ترا به يك چنين مردی شوهردادند؟تو كه صدها خواستگار داشتی،حيف‏نبود به يك مرد بی‏سواد كوتاه فكر شوهر كنی و ازتمام خوشيها محروم‏گردی؟نه سينما نه تفريح،پس چی؟

راستی چه شوهر بد اخلاقی داری هر وقت او را می‏بينم صورتش‏درهم كشيده و عبوس است،چه طور با او زندگی ميكنی؟واه!بعد از اين‏همه تحصيلات رفتی به يك دهاتی شوهر كردی؟

سخنان مذكور و صدها مانند اينها است كه در بين خانمها رد و بدل‏می‏شود.اصولا با اين قبيلولنگاريها عادت كرده‏اند،در آثار و نتائج‏سخنانشان اصلا فكر نمی‏كنند،فكر نمی‏كنند كهممكن است‏با يك جمله‏كوتاه زنی از شوهرش دلسرد شده كار به طلاق و جدايی بلكه به قتلوجنايت منتهی شود.

اينگونه زنها واقعا شيطانی هستند به صورت انسان،دشمن آسايش‏و خوشی خانواده‏هاهستند،همانند شيطان ايجاد نفاق و دشمنی و اختلاف‏می‏كنند،كانونهای گرم زناشويی را بهزندانهای تاريك و دردناك تبديل‏می‏سازند.چه بايد كرد؟اينهم يكی از صفات زشت وبی‏ادبيهای اجتماع مااست،با اينكه اسلام شديدا از اين عمل نهی كرده ما حاضر نيستيماين‏خوی پليد را از خود دور سازيم.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:ای كسانيكه به زبان مدعی‏اسلام هستيد ليكن ايماندر دلتان راه نيافته،از مسلمانها بدگويی نكنيد ودر صدد عيبجويی نباشيد.زيرا هر كس ازمردم عيبجويی كند خدا نيز درعيوب او دقت‏خواهد نمود،و در آن صورت رسوا خواهد شد ولو درخانه‏اش باشد. (1)

اين زنهای ديو صفت‏يكی از چند منظور را می‏توانند داشته باشند:

يا به قصد دشمنی و كينه‏توزی بدگويی ميكنند تا خانواده‏ای را از هم‏بپاشند،يا رشك و حسدبه عيبجويی وادارشان ميكند،يا منظورشان تفاخرو خودستايی است و به وسيله بدگويی ازديگران ميخواهند خوبی خودشان‏را جلوه دهند،يا به علت اينكه در خودشان عيب و نقصیسراغ دارند به‏منظور عقده‏گشايی انتقاد ميكنند،يا قصدشان اغفال و فريب دادنخانم‏ساده‏لوحی است،يا منظورشان تظاهر به خيرخواهی و دلسوزی است،گاهی هم جزسرگرمی و ارضای يك عادت كثيف نفسانی هدفی ندارند،به‏هر حال آنچه مسلم است اينكهقصد خيرخواهی و دلسوزی ندارند،اين‏خوی زشتی كه در بين زن و مرد ما كاملا رواج داردآثار بسيار خطرناك وبدی در بردارد،چه دوستيهايی را بر هم زده!چه جنگ و ستيزه‏هايیبوجودآورده!چه زندگيهای گرمی را از هم متلاشی نموده و چه قتل و جنايتهايی رابوجودآورده است؟!

خوانندگان محترم،مسلما نمونه‏های فراوانی از اين قبيل حوادث‏سراغ دارند ليكن باز همبداستان زير توجه فرمائيد:

«زنی بنام...در دادگاه گفت:مردی بنام...برای بر هم زدن صميميت من و شوهرم تامی‏توانست از او بد ميگفت.ميگفت...بدرد تونمی‏خورد،حيف از توست كه با او زندگی می‏كنی،ترا درك نمی‏كند،عاطفه ندارد،از شوهرت طلاق بگير تا با تو ازدواج كنم...در اثر القاآتاوگمراه شده با كمك هم شوهرم را كشتيم.» (2)

خانم محترم،اكنون كه بمقاصد پليد اين افراد پی بردی چاره كاربدست تو است،اگر بهسعادت و خوشبختی خودت و شوهر و فرزندانت‏علاقه داری مواظب باش تحت تاثير القاآتاين شيطانهای انسان نما قرارنگيری،گول دلسوزيهای ظاهری آنها را نخور،يقين بدان كهدوست تونيستند،بلكه دشمن سعادت و خوشبختی تو هستند،قصدشان اينست كه ترابهبدبختی و سيه روزی بيندازند،ساده لوح و زودباور و خوشبين نباش،بازيركی و هوش مقاصدپليدشان را درياب،و به مجرد اينكه خواستند ازشوهرت عيبجويی كنند جلوشان را بگير،بدون ملاحظه و خجالت‏بگو:اگرميخواهيد دوستی و رفت و آمدمان برقرار باشد بعد از اينحق نداريد يك‏كلمه درباره شوهر من بدگويی كنيد،شوهرم را دوست دارم و هيچ عيبیهم‏ندارد،كاری به زندگی و شوهر و فرزندان من نداشته باشيد.

اگر اين صراحت لهجه را از تو ديدند و فهميدند به شوهر وفرزندانت علاقه‏داری از گمراهكردنت مايوس ميگردند و برای هميشه ازشر ولنگاريها و بدگوييهای آنها راحت می‏شوی.فكرنكن رنجيده خاطرمی‏شوند و رفاقتتان برهم می‏خورد،زيرا اگر دوست واقعی باشند نهتنهارنجش پيدا نمی‏كنند بلكه از تذكرات خردمندانه تو متنبه شده تشكرمی‏نمايند،و اگردشمنانی هستند بصورت دوست،همان به كه رفت و آمد را ترك كنند،و اگر ديدی حاضرنيستند دست از اين خوی پليد بردارندصلاحت در اينست كه بطور كلی با آنها قطع رابطهكنی.زيرا دوستی ومعاشرت با آنها ممكن است‏بدبختی و سيه‏روزی ترا فراهم سازد.

رضايت‏شوهر نه مادر

دختر ماداميكه در خانه پدر و مادر زندگی ميكند بايد رضايت آنهارا فراهم سازد،ليكن وقتیكه پيمان زناشويی را امضاء نمود و بخانه شوهرقدم نهاد وظيفه‏اش تغيير ميكند.

در آنجا بايد شوهرداری كند و رضايت و خشنودی او را بر همه چيزمقدم بدارد،حتی درجاييكه بين خواسته‏های پدر و مادر و بين خواسته‏های‏شوهرش تزاحم پيدا شد صلاحش دراينست كه از شوهر اطاعت نموده‏اسباب رضايت او را فراهم سازد،گر چه پدر و مادرشرنجيده شوند،زيرابا جلب رضايت‏شوهر،رشته انس و محبت كه بهترين ضامن بقایعقدزناشويی است محكم ميگردد،ليكن اگر مطابق ميل مادرش رفتار كردممكن است آنپيمان مقدس متزلزل يا از هم گسيخته شود،زيرا بسياری ازمادرها از تربيت صحيح و رشدفكری بهره كافی ندارند.

آنها هنوز اين مطلب را درك نكرده‏اند كه بايد دختر و داماد رابحال خود آزاد گذاشت تا با هممانوس شده تفاهم نمايند،برنامه زندگی رابر طبق اوضاع و شرائط خودشان تهيه نموده باجراگذارند،و اگر در اين‏بين بمشكلی برخورد نمودند با مشورت و تفاهم حل كنند.

چون اين مطلب را كه عين صلاح است درك نكرده‏اند در صددهستند بخيال خودشان،دامادرا بر طبق دلخواه بار بياورند،بدين جهت مستقيم و غير مستقيم در امور آنها دخالت ميكنند.در اين راه از دخترشان‏كه جوان است و سرد و گرم روزگار را نچشيده و بهمه مصالححقيقی‏خودش آگاه نيست استفاده می‏نمايند.او را آلت و ابزار نفوذ در داماد قرارمی‏دهند،مرتبا دستور می‏دهند با شوهرت چگونه رفتار كن،چه بگو،چه‏نگو.دختر ساده‏لوح هم چونمادرش را خيرخواه و آشنای بمصالح می‏دانداز او اطاعت نموده نقشه‏هايش را پياده ميكند.اگر داماد تسليم خواسته‏های‏آنها شد حرفی نيست ليكن اگر خواست اندكی مقاومتی نشانبدهد كار به‏نزاع و كشمكش و لجبازی خواهد كشيد،در آنصورت آن زنهای نادان‏ممكن استآنقدر پافشاری كنند كه دختر و دامادشان را فدای لجبازی وخيره‏سری خويشتن ساختهزندگی آنها را از هم بپاشند،بجای اينكه دختررا بزندگی و سازگاری تشويق نموده دلداريشبدهند مرتبا از شوهرش‏بدگويی ميكنند:دخترم را بدبخت كردم.چه شوهر بدی نصيبش شد!چه‏خواستگارهای خوبی برايش آمدند!پسر عمويت چه زندگی خوبی دارد!

دختر خاله‏ات چه سر و لباسی دارد!فلانی برای خانمش فلان لباس راخريده!دختر خانم مناز كی كمتر است؟چرا بايد اينطور زندگی كند؟آخ‏بميرم برای دختر بدبختم!

با اين قبيل سخنان كه بعنوان دلسوزی و خيرخواهی ادا می‏شوددختر ساده‏لوح را از شوهر وزندگی دلسرد نموده اسباب نارضايتی وبهانه‏گيری او را فراهم می‏سازند.به وسيله اينتلقينات سوء وادارش‏ميكنند ناسازگاری و بهانه‏جويی كند،و كار را به شوهرش سخت‏بگيرد،درموارد لازم خودشان نيز بحمايت‏برخاسته قولا و عملا او را تاييدمی‏نمايند،و برای پيروزی،بهمه چيز حتی طلاق گرفتن و بدبخت كردن دخترشان حاضرند.

به داستانهای زير توجه فرماييد:

«زن 30 ساله‏ای بنام...مادر 50 ساله‏اش را كه باعث جدا شدن اواز شوهرش شده بود كتك زد.زن گفت:از بس مادرم نزد من از شوهرم بدگفت و او را متهم به بی‏اعتنايی نسبت‏بخانوادهكرد با شوهرم اختلاف پيداكردم،و حاضر شدم از او طلاق بگيرم،ولی فورا پشيمان شدم.ليكن اين‏پشيمانی سودی نداشت.زيرا شوهرم شش ساعت پس از جدا شدن از من‏دخترخاله‏اش را نامزد كرد و من از فرط ناراحتی مادرم را كتك زدم.» (3)

«مرد 39 ساله‏ای بنام...از دست زن و مادر زنش فرار كرد و درنامه‏ای كه بجای گذاشته نوشتهاست:بخاطر اينكه زنم راضی نشد به‏آبادان بيايد و با رفتار ناشايست‏خود مرا آزار ميداد ازدست او فرار كردم.

مسئول مرگ من زن و مادر زنم می‏باشند.» (4)

«مردی كه از دخالتهای مادرزنش ناراحت‏بود خودكشی كرد». (5)

مردی كه از دخالتهای بيجای مادرزنش بتنگ آمده بود او را ازتاكسی بيرون انداخت‏» (6)

ناگفته پيداست دختريكه از اين قبيل مادران نادان و خودخواه‏اطاعت كند و از افكارغلطشان سرمشق بگيرد بدون ترديد به سعادت وخوشبختی خودش لطمه غير قابل جبرانیوارد خواهد ساخت.

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

بنابراين،هر زنی كه به سعادت خويشتن و ادامه پيمان زناشويی علاقه دارد نبايد بی‏فكر وتامل تحت تاثير افكار مادرش قرار گرفته آنها راصد در صد صحيح و بر طبق مصالح واقعیبپندارد.

يك زن دانا و باهوش احتياط و عاقبت انديشی را از دست‏نمی‏دهد،در گفتار و پيشنهادهایمادر و پدرش خوب دقت می‏كند و عواقب‏و نتائج آنها را مورد بررسی قرار می‏دهد،وبدينوسيله مادرش رامی‏شناسد،اگر ديد به زندگی و سازگاری و انتخاب يك روشعقلائی‏تشويقش ميكند می‏فهمد كه آدم فهميده و كاردان و خيرخواهی است،دراينصورتمی‏تواند رضايتش را فراهم كند و از راهنماييهای عاقلانه‏اش‏بهره‏مند گردد،ليكن اگر ديد باگفتار جاهلانه و پيشنهادات غير عقلائی‏خودش اسباب دلسردی و ناسازگاری او را فراهممی‏سازد يقين پيدا ميكندكه شخص نادان و كج‏سليقه و بد اخلاقی است.

در اينجا يكی از دو طريق را می‏تواند انتخاب كند:يا بر طبق‏دستورات و راهنماييهای مادرشناسازگاری و بهانه‏جويی را شروع كند وبا شوهرش اعلان جنگ و ستيز بدهد،يا گوش بهحرف مادرش ندهد واسباب رضايت‏شوهرش را فراهم سازد.ليكن يك زن دانا و با هوشهرگزروش اول را انتخاب نخواهد كرد،زيرا فكر ميكند كه من اگر به حرف‏مادرم گوش كردميكی از اين نتيجه‏ها عائدم خواهد شد:يا بايد تا آخر عمربا شوهرم در حال نزاع و كشمكش وقهر و دعوا باشم و آب خوش ازگلوی خودم و شوهرم و فرزندانم پايين نرود،يا طلاق بگيرم وبه خانه پدر ومادرم مراجعت كنم،در آنصورت يا ناچار ميشوم تا آخر عمر در خانه پدر ومادر وتحت تكفل آنها باشم،با اينكه ميدانم حاضر نيستند مرا به عنوان‏يك عضو اصلی خانوادهبپذيرند،بلكه مرا به عنوان يك عضو زائد و سربار خودشان محسوب می‏دارند،لذا سعی دارندمرا از زندگی خودشان‏بيرون كنند،پس ناچارم با خواری و خفت زندگی كنم و از خواهرانوبرادرانم زخم زبان و سرزنش بشنوم،و اگر بخواهم از خانه پدر و مادربيرون بروم و جدازندگی كنم كجا بروم و چگونه تنها زندگی كنم؟و اگرشوهری برايم پيدا شد معلوم نيست ازشوهر اولم بهتر باشد،زيرا معمولامردهايی بخواستگاری زنهايی مثل من می‏آيند كههمسرشان مرده باشد ياطلاق گرفته باشد،و غالبا بی‏بچه هم نخواهند بود،در آنصورتناچارمی‏شوم از بچه‏هايش پرستاری كنم،و صدها اشكال و دردسر از اين راه‏ايجاد خواهد شد،و اصلا معلوم نيست آن شوهر احتمالی از اين شوهرم‏بهتر باشد،شايد او هم عيبهای بيشتر وبدتری داشته باشد و ناچار گردم بااو بسازم،ممكن است در اثر ايرادها و ناسازگاريهای منجان شوهرم‏بستوه آمد با يك تصميم خطرناك،چشم از زندگی بپوشد و از شهر و ديارفراركند يا احيانا دست‏بخودكشی بزند،ممكن است در اثر لجبازيها وكشمكشها خودم بستوه آيمبه طوريكه جز خودكشی چاره‏ای نجويم و با آن‏عمل غير مشروع دنيا و آخرتم را بر باد دهم.

آنگاه كه در اطراف و جوانب قضيه خوب تامل كرد و نتائج وآثارش را بررسی نمود و آينده‏اشرا در نظر مجسم گردانيد با يك تصميم‏قاطع بنا می‏گذارد كه به ولنگاريها و بدگوييها وپيشنهادهای غير منطقی‏مادر يا ساير بستگانش خاتمه داده شوهرش را نگهداری كند.

در اين هنگام به مادرش می‏گويد:مادر جان اكنون كه مقدرم بوده بااين مرد پيمان زناشويیرا امضا كنم صلاحم در اينست كه با كوشش وجديت تمام اين زندگی مشترك را كه می‏تواندمرا خوشبخت كند حفظ كنم،و با اخلاق و رفتار خوب اسباب رضايت‏شوهرم را فراهم سازم،اوست كه می‏تواند مرا خوشبخت گرداند،شريك زندگی و يار غمخوار من‏است،كسی را بهتر ازاو سراغ ندارم،برنامه زندگيمان را خودمان بايدطرح كنيم،و اگر مشكلی داشته باشيم حلخواهد شد،و دخالتهای توممكن است‏به كلی مرا بدبخت كند،اگر ميخواهی رفت و آمد وخويشی مامحفوظ بماند در زندگی داخلی ما اصلا دخالت نكن و از شوهرم بدگويی‏منما و الاناچار می‏شوم با شما قطع رابطه كنم.

اگر با پند و اندرز دست از گفتار و رفتارشان برداشتند می‏تواند باآنها رفت و آمد كند ليكناگر حاضر نشدند خودشان را اصلاح نمايندصلاح زن در اينست كه به طور كلی با آنها قطعرابطه كند و بدينوسيله‏خودش را از يك خطر بزرگ يعنی از هم پاشيدن كانون خانوادگیبرهاند.

و با فكر آزاد به زندگی ادامه دهد.

در اين صورت ممكن است در بين خويشانش از عزت و احترام اوكاسته شود ليكن در عوض،محبت و رضايت‏شوهرش چند برابر شده نزداو عزيز و محترم خواهد گشت.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«بهترين زنان شما زنی است‏كه زياد بچه‏دار شود،شوهردوست و عفيف و محجوب باشد.در مقابل‏خويشانش تسليم نباشد ليكن مطيع شوهرشباشد،برای شوهرش زينت‏كند،خودش را از بيگانگان محفوظ بدارد.حرف شوهرش را بشنودو ازوی اطاعت كند.وقتی با هم خلوت نمودند بر طبق اراده او رفتار كند اما درهر حال،شرم وحيا را از دست ندهد.

سپس فرمود:بدترين زنان شما زنی است كه در مقابل خويشانش مطيع باشد ليكن زير بارشوهرش نرود،عقيم و كينه‏توز باشد،از كارهای‏زشت پروا نداشته باشد،در غياب شوهرشزينت و آرايش كند،درخلوتگاه از خواسته‏های شوهرش امتناع ورزد.عذرش را نپذيرد وگناهش‏را نبخشد». (7)

در خانه هم تميز و زيبا باشيد

مرسوم اكثر خانمها چنين است:وقتی می‏خواهند به گردش برونديا در مجلس جشنیشركت نمايند يا به مجلس شب نشينی و مهمانی بروندآرايش ميكنند،بهترين لباسها رامی‏پوشند و به بهترين وجهی كه برايشان‏مقدور است از منزل خارج ميشوند،ليكن هنگاميكهبه منزل برگشتند فورالباسهای خوب و زيبا را از تن خارج ساخته لباسهای معمولی ومندرس رامی‏پوشند،در داخل خانه مقيد به پاكيزگی و نظافت نيستند،آرايش وزينت‏نميكنند،با موهای ژوليده و لباسهای به اصطلاح،خانه‏داری در منزل‏ميگردند،لباسهایلكه‏دار و جورابهای پاره را در خانه می‏پوشند،در صورتيكه بايد كار بر عكس باشد.زن بايد درخانه و برای شوهرش‏آرايش و دلبری كند،بايد برای شوهرش كه شريك زندگی و يار ومونس‏دائمی و پدر فرزندانش ميباشد زينت و دلربايی كند،بايد دلش را بدست‏آورد تا دلبرانكوچه و خيابان نتوانند در دلش جا باز كنند،ديگران چه‏ارزشی دارند كه برايشان آرايش وزينت كند؟!حيف نيست زن آرايش وزيبايی خويش را در مقابل چشم چرانی بيگانگان قراردهد و برای جوانان‏و بانوان اشكالاتی بوجود آورد؟

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:«هر زنيكه خودش را خوشبو كند و ازمنزل خارج شود تا به خانهبر نگردد از رحمت‏خدا دور خواهد بود (8) ».

رسول خدا فرمود:«بهترين زنان شما زنی است كه مطيع شوهرش‏باشد.برای او آرايش كندولی زينتش را برای بيگانگان ظاهر نسازد.وبدترين زنان شما زنی است كه در غياب شوهرشزينت كند (9) ».

خانم گرامی،بدست آوردن دل يك مرد آن هم برای هميشه كارساده‏ای نيست.پيش خود نگو:او كه مرا دوست دارد پس چه احتياجی‏دارم به سر و وضع خودم برسم و برايش دلربايی كنم؟بايد عشق او رابرای هميشه نگهداری كنی.

يقين بدان كه شوهرت دوست دارد هميشه تميز و مرتب و زيبا باشی‏و لو به زبان نياورد،اگر برطبق خواسته‏های باطنی او رفتار نكنی و در منزل‏به خودت نرسی ممكن است در خارجمنزل چشمش به زنان تميز آرايش‏كرده بيفتد و از تو دلسرد شده و از راه منحرف گردد،وقتیخانمهای تميزو مرتب را ديد و آنها را با سر و وضع كثيف و نامرتب تو مقايسه كرد خيال‏ميكندفرشتگانی هستند كه از آسمان نازل شده‏اند!تو هم در خانه برايش‏آرايش كن و لباس خوببپوش و دلبری و طنازی كن تا بفهمد كه تو ازآنها كمتر نيستی بلكه بهتر و زيباتر هستی،درآنصورت می‏توانی بدوام‏عشق او اميدوار باشی و برای هميشه دلش را مسخر گردانی.

به نامه يك شوهر توجه فرماييد:

«خانم بنده در خانه با خدمتكارمان قابل تشخيص نيست.به خدا گاهی اوقات فكر ميكنم ایكاش يكی از اين لباسهای قشنگ و مامانی راكه برای محيط كار و مهمانی دوخته در خانهمی‏پوشيد و دست از سر،اين‏بلوزهای كهنه و دامن‏های گشاد برميداشت.چند بار به او گفتم:عزيزم‏لااقل روزهای جمعه و تعطيل يك دست از آن لباسهای قشنگ را بپوش.

با ترشرويی گفت:من در مقابل تو يا بچه‏ام مقيد نيستم.اما اگر يك روزسر و وضعم نامرتبباشد جلو همكارهايم خجالت ميكشم (10) ».

ممكن است‏بگوييد:در منزل زيبا گشتن با شغل خانه‏داری وآشپزی سازگار نيست،ليكن اگرارزش اين عمل را بدانيد به طور حتم‏می‏توانيد اين مشكل را حل كنيد.چه مانع دارد برایانجام كارهای خانه‏لباس مخصوصی داشته باشيد كه در موقع كار از آن استفاده كنيدليكن‏وقتی از كار فارغ شديد و وقت آن رسيده كه شوهرتان به منزل بيايد بدنتان‏را تميزكنيد،موها را شانه بزنيد،لباسهايتان را تغيير دهيد،و مرتب و منظم‏در انتظار او باشيد.

حضرت باقر عليه السلام فرمود:«بر زن لازم است‏خودش راخوشبو كند،بهترين لباسهايش رابپوشد،به بهترين وجه زينت كند و باچنين وضعی صبح و شب با شوهرش ملاقات كند (11) ».

امام صادق عليه السلام فرمود:«زن نبايد آرايش و زينت را ترك‏كند گر چه به يك گلوبندباشد،نبايد دستش را بدون خضاب بگذارد گر چه‏به كمی از حنا باشد،حتی زنهای پير همنبايد زينت و آرايش را ترك‏نمايند (12) ».

پی‏نوشتها:

1-بحار ج 57 ص 218

2-اطلاعات 27 آبان 1350

3-اطلاعات هفتگی شماره 1628.

4-اطلاعات 9 آذر ماه 1348

5-اطلاعات 12 ارديبهشت 1349

6-اطلاعات 13 ارديبهشت 1349

7-بحار جلد 103 ص 235

8-بحار ج 103 ص 247.

9-بحار ج 103 ص 235

10-اطلاعات 3 اسفند ماه 1351.

11-بحار ج 103 ص 228.

12-شافی ج 2 ص 138.

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

برايش مادری كن

انسان در مواقع گرفتاری و بيماری احتياج به پرستار و غمخواردارد،دلش ميخواهد كسی باوی همدردی كند،به وسيله نوازش و دلجويی‏دردهايش را تسكين دهد.به وسيله دلداريها وتقويتهای روحی اعصابش‏را آرامش بخشد،مردها همان كودكان سابق هستند كه بزرگشده‏اند،هنوزهم احتياج به نوازشها و محبتهای مادر دارند،مرد وقتی با زنی پيمان‏زناشويیبست انتظار دارد كه در مواقع گرفتاری و بيماری درست ماننديك مادر مهربان از ویپرستاری و دلجويی كند.

خانم محترم،اگر شوهرت مريض شد بيش از سابق مهربانی كن،اظهار همدردی و تاسف كن،چنان وانمود كن كه از بيماری او شديداناراحت هستی،دلداريش بده،اسباب استراحت رابرايش فراهم ساز،بچه‏ها را ساكت كن تا اعصابش آرام گردد،اگر احتياج به دكتر و داروداردوسيله‏اش را فراهم ساز،هر غذايی را كه ميل دارد و برايش خوبست فوراتهيه كن،دم به دماز او احوالپرسی و دلجويی كن،سعی كن هر چه بيشتر دركنار بسترش بنشينی،اگر از شدتدرد خوابش نمی‏برد سعی كن تا ميتوانی‏بيدار بمان،وقتی بخواب رفتی گاهی كه بيدارميشوی سری باو بزن و اگرخواب نيست احوالپرسی كن،اگر شب را به بيخوابی گذراندهبامداداظهار ناراحتی كن،در روز اتاق را خلوت كن شايد خوابش ببرد،نوازشهاو دلسوزيهای تودردهايش را تسكين ميدهد و در بهبوديش كمك ميكند،به‏علاوه،اين قبيل كارها را از علائموفا و صميميت و محبت‏حقيقی‏می‏شمار،در نتيجه،به زندگی دلگرم ميشود،نسبت‏به تو علاقهبيشتری پيداميكند،اگر مريض شدی همين عمل را نسبت‏به تو انجام ميدهد. آری اين عمليك نوع شوهرداری است و رسول خدا فرمود:

«جهاد زن اينست كه خوب شوهرداری كند (1) ».

راز نگهدار باش

معمولا خانمها ميل دارند از اسرار و رموز شوهرشان با اطلاع‏شوند،ميخواهند از وضع كسب،مقدار درآمد،موجودی،اسرار كسبی،تصميمات آينده‏اش با خبر شوند.و بطور خلاصه ازشوهرشان انتظار دارندكه تمام اسرارش را در اختيار آنها بگذارد و چيزی را پنهان نكند،برعكس‏اكثر مردها هم حاضر نيستند تمام اسرارشان را در اختيار همسرشان قراردهند،وهمين موضوع گاهی سبب دلخوری و حتی بدبينی ميشود.

خانم شكايت ميكند كه شوهرم به من اعتماد ندارد،اسرارش را ازمن مخفی ميكند،با من يكرنگ و صريح نيست،گويا سر و سری دارد.

نميگذارد نامه‏هايش را بخوانم،درآمد و مقدار موجودی خودش را به من‏نميگويد،با من درددل نميكند،در جواب سؤالهای من طفره ميرود و حتی‏گاهی دروغ ميگويد،اتفاقا مردها همبی‏ميل نيستند كه اسرار و رموززندگی‏شان را در اختيار همسرشان قرار دهند.ليكن عذرشاناينست كه‏زنها راز نگهدار نيستند،دهانشان در و دروازه ندارد،ظرفيت ندارند مطلبی‏را بهطور كلی كتمان كنند،هر چه را شنيدند فورا برای ديگران بازگوميكنند،با اندك بهانه‏ایممكن است اسرار انسان را فاش كنند و اسباب‏دردسر او را فراهم سازند.اگر كسی بخواهداسرار انسان را كشف كند به‏آسانی می‏تواند همسرش را فريب داده به وسيله او به مقصدخويش نائل گردد،ممكن است‏بعض خانمها از دانستن مطالب سری سوء استفاده‏نمايند وحتی آنها را اسباب نفوذ در شوهر قرار داده در صورت عدم تمكين‏اسباب گرفتاری او را فراهمسازند.

البته عذر مردها تا حدودی موجه است،زنها زودتر از مردها تحت‏تاثير عواطف و احساساتقرار ميگيرند،معمولا احساساتشان بر تعقلشان‏غلبه دارد،وقتی عصبانی شوند خويشتن داریبرايشان دشوار است،درآنمواقع ممكن است از دانستن اسرار سوء استفاده نموده اسبابگرفتاری‏مرد را فراهم سازند.شايد خوانندگان از اين قبيل حوادث زياد سراغ‏داشته باشندليكن از باب نمونه به داستان زير توجه فرماييد:

«زنی بنام...راز شوهرش را فاش كرد و او محكوم به يك سال‏زندان شد،خانم ميگويد:منشوهرم را از جان و دل دوست دارم ولی اخيرابه من كم محبت‏شده بود،اين كار را كردم تا ازاين به بعد بيشتر دوستم‏بدارد،اين خانم گردنبند گرانقيمت‏خواسته بود ولی...زير بار نرفت.اوهم‏تقلب در ازدواجشان را فاش كرد تا بزندان بيفتد (2) ».

بنابراين اگر زن ميل داشته باشد كه شوهرش كاملا يك رنگ بوده‏چيزی را از او مخفی نكندبايد بقدری راز نگهدار و با احتياط باشد كه‏بدون اجازه شوهرش برای هيچكس و در هيچحال چيزی را نقل نكند،حتی برای خويشان و دوستان صميمی خودش اسرار شوهرش رافاش‏نكند،در راز نگهداری اين مقدار كافی نيست كه اسرارش را به ديگری‏بگويد و سفارشكند به كسی نگو،زيرا او هم به طور حتم دوستانی دارد،ممكن است اسرار شما را در اختيارآنها قرار دهد و سفارش كند به كسی نگوييد،يك وقت انسان متوجه ميشود كه اسرارش فاششده است.

بنابراين شخص عاقل اسرارش را به احدی نميگويد.

حضرت علی عليه السلام فرمود:«سينه عاقل صندوق اسرارش‏ميباشد (3) ».

علی عليه السلام فرمود:«خوبيهای دنيا و آخرت در دو چيز جمع‏است:راز نگهداری و دوستیبا خوبان،و تمام بديها در دو چيز جمع شده:

فاش كردن اسرار و دوستی با اشرار» (4) .

مديريت او را بپذير

هر مؤسسه يا اداره يا كارخانه يا كارگاه و بالاخره هر تشكيلات‏اجتماعی احتياج به يك مديرمسئول دارد.گر چه بايد بين افراد آن مؤسسه‏تعاون و همكاری وجود داشته باشد ليكن به هرحال بدون مدير بخوبی‏اداره نخواهد شد.اداره يك منزل يقينا از اداره هر مؤسسه‏ای دشوارتروبا ارزش‏تر است و احتياج بيشتری به مدير دارد.

در اين جهت ترديد نيست كه بايد در بين اعضای يك خانواده‏تفاهم كامل و تعاون و همكاریوجود داشته باشد ليكن وجود يك‏سرپرست عاقل و با تدبير هم برايشان ضرورت دارد،هرخانه‏ای كه يك‏مدير با تدبير و نافذ الكلمه‏ای نداشته باشد به طور حتم اوضاع منظمورضايتبخشی نخواهد داشت،سرپرستی خانه يا بايد به عهده مرد باشد و زن‏از او اطاعت كند،يا به عهده زن باشد و مرد فرمانبرداری كند،ليكن از آنجا كه اينكار غالبا از مردها بهتر ساختهاست چون تعقلاتشان‏بر احساساتشان غلبه دارد خداوند حكيم اين مسؤوليت‏بزرگ را بردوش‏او نهاده در قرآن شريف ميفرمايد:

«مردان سرپرست زنانند،زيرا خدا بعض افراد را بر بعض ديگربرتری داده است و برای اينكه ازمالهای خويش خرج كرده‏اند.پس زنان‏شايسته فرمانبردارند (5) ».

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

بنابراين صلاح خانواده در اينست كه مرد را به عنوان بزرگ وسرپرست‏خانواده بشناسند و بانظر و صلاحديد او كار كنند،اين موضوع‏بدانمعنا نيست كه مقام زن كوچك شده باشد بلكهحفظ نظم و انضباطمنزل چنين اقتضائی را دارد،اگر خانمها احساسات خام و تعصبهایبيجارا كنار بگذارند وجدان خودشان نيز بدين موضوع قضاوت ميكند.

خانم...ميگويد:ما در ايران رسم خوبی داشتيم كه متاسفانه به‏تدريج‏خلل يافته است.سنت اينبود كه هميشه مرد در خانواده ايرانی‏رئيس خانواده بود ولی امروز وضع منزل متزلزل شده وخانواده در موردانتخاب رئيس سرگردان مانده است.ولی بهتر است زن امروزی كه دربسياریاز موارد اجتماعی حقی برابر با مرد يافته است در خانه مرد را به‏عنوان رئيس قبول داشتهباشد...بايد به همه كسانی كه ميخواهند ازدواج‏كنند اين فكر قديمی توصيه شود كه وقتیقدم به خانه بخت ميگذارند بالباس عروسی وارد خانه شوهر شوند و با كفن خارج شوند (6) ».

البته اين مطلب هست كه گرفتاريهای زندگی و مشاغل روزانه مردغالبا اجازه نميدهد كه درتمام امور خانواده دخالت كند و در واقع می‏توان‏گفت كه قسمت عمده كارها عملا در اختياركدبانوی خانه است و اكثريت‏قريب به اتفاق كارها بر طبق ميل و اراده او انجام ميگيرد ليكنبه هر حال‏حق حاكميت و سرپرستی مرد بايد محترم شمرده شود.اگر در جايی اظهارعقيده ودخالت كرد و لو در امور جزئی خانه‏داری باشد نبايد در مقابل‏پيشنهادش استقامت‏بخرج دادو بدينوسيله حق حاكميت او را مورد انكارقرار داد،و الا به شخصيتش لطمه وارد شده خودشرا مسلوب الاراده‏و همسرش را يك زن بی‏ادب و حق نشناس و لجباز حساب ميكند،اززندگیدلسرد و به همسرش كم علاقه ميشود.چون شخصيتش جريحه‏دارشده ممكن است در صددتلافی و انتقام بر آيد و حتی در مقابل خواسته‏های‏بجا و معقول همسرش سر سختی نشاندهد.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«زن خوب به حرف شوهرش‏گوش ميدهد و مطابقدستوراتش عمل ميكند». (7)

زنی از رسول خدا پرسيد:«زن نسبت‏به شوهرش چه وظيفه‏ای‏دارد؟فرمود:بايد از وی اطاعتكند و از فرمانش تخلف ننمايد (8) ».

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«بدترين زنها زن لجباز ويك دنده است (9) ».

رسول خدا فرمود:«بدترين زنها كسانی هستند كه هم نازا و هم كثيف و لجباز و نافرمانباشند (10) ».

خانم گرامی،شوهرت را به عنوان بزرگ و سرپرست‏خانواده‏بپذير،با نظر و مشورت وی كارهارا انجام بده،از دستوراتش تخلف‏نكن،اگر در كاری دخالت كرد در مقابلش سرسختی نشاننده،و لو اينكه‏از امور خانه‏داری باشد كه تو بهتر از آن اطلاع داری،شوهرت را عملايك فردمسلوب الاختيار قرار نده،بگذار گاه گاه در كارها دخالت كند وبدين رياست صوری دلخوشباشد،موضوع رياست او را عملا به‏فرزندانت نشان بده،به آنها تذكر بده در كارها از پدرشاناجازه بگيرند واز فرمانش تخلف ننمايند.از كودكی آنها را بدين رفتار عادت بده تا حرف‏شنو وفرمانبردار و با ادب بار آيند،و احترام تو و شوهرت محفوظ بماند.

در سختيها سازگار باش

دنيا برای هيچكس يكسره نميرود،و چرخ روزگار هميشه بر طبق‏دلخواه نمی‏چرخد،زندگیهزاران نشيب و فراز دارد،ممكن است انسان‏به بيماری سختی مبتلا شود،ممكن است‏بيكار وخانه‏نشين گردد،ممكن‏است مال و ثروتش را از دست داده تهيدست‏شود،و صدها از اينقبيل‏حوادث كه برای همه كس امكان وقوع دارد.

زن و شوهری كه دست‏بيعت را به هم داده پيمان زناشويی را امضاميكنند بدان منظور استكه در همه حال با هم و يار و غمخوار همديگرباشند،بايد پيمان زناشويی چنان استوار و رشتهالفت و محبت‏به قدری‏نيرومند باشد كه در همه حال بر سر عهد و پيمان خويش باقی بمانند،در خوشی و ناخوشی با هم باشند،در بيماری و سلامتی،در حال وسعت وتنگدستی با همباشند.

خانم محترم،اگر روزگار با شوهرت نساخت و تهيدست‏شد مباداغمی بر غمهايش بيفزايی وبنای ايراد و ناسازگاری را بگذاری.اگر به‏بيماری سختی مبتلا شد و مدتی در خانه يابيمارستان بستری گشت رسم‏وفاداری و انسانيت چنان است كه مانند سابق بلكه بيشتراظهار محبت‏نموده با كمال صفا از وی پرستاری كنی،از پرستاری و خرج كردن دريغ‏نكن،اگرشوهرت ندارد ليكن تو داری باز هم از اموال خودت برای بهبوداو خرج كن،اگر تو مريضميشدی او تا قدرت داشت از مال خودش برای‏معالجه تو صرف ميكرد تا بهبود حاصل كنی،اكنون كه او ندارد ليكن توداری آيين وفاداری و عاطفه اقتضا دارد كه اموالت را در راه اوصرف‏كنی،اگر در اين موقعيت‏حساس بدادش نرسيدی ترا يك زن بی‏وفا وخودخواهیمی‏شمارد كه مال دنيا را بر وجود شوهر ترجيح ميدهد،در اينصورت مهر و علاقه‏اش نسبت‏بهتو كم ميشود،و حتی ممكن است‏به‏قدری دلسرد شود كه ترا لائق مقام همسری ندانستهطلاق را ترجيح دهد.

به داستان زير توجه فرماييد:

«مردی...به دادگستری آمده بود تا همسرش را طلاق گويد.اظهارداشت:بيمار بودم دكترگفته بود بايد تحت عمل جراحی قرار گيرم.از زنم‏خواستم پس‏انداز خود را به عنوان وام دراختيارم بگذارد حاضر نشد و ازخانه من قهر كرد.ناچار در يك بيمارستان دولتی تحت عملجراحی قرارگرفتم و اينك كه بهبود يافته‏ام محال است‏با او زندگی كنم.چون پول را برمنترجيح داد و چنين زنی را نمی‏توان يك همسر ناميد (11) ».

هر فرد با وجدانی تصديق ميكند كه حق با مرد مذكور بوده است.

چنين زن خودخواهی كه در يك چنين موقعيت‏حساسی كه جان شوهرش‏در معرض خطربوده حاضر نشده پس‏انداز خويش را برای نجات‏شوهرش خرج كند،او را رها كرده و به خانهپدرش رفته لايق مقام محترم‏همسری نيست.

خانم محترم،مواظب باش در چنين مواقعی انسانيت و عاطفه را ازدست ندهی،اگر شوهرتبه بيماری سختی مبتلا شد كه تا آخر عمردامنگير اوست‏يا به زندان محكوم شد مبادا با زورقانون طلاق بگيری و اوو فرزندانت را تنها و بی‏سرپرست رها كرده كنار بكشی،آياوجدانت‏راضی ميشود كه شوهر بيچاره‏ات را كه در ايام خوشی با هم بوده‏ايد اكنون‏كهدرمانده گشته تنها رها كرده بروی؟از كجا كه خودت چند روز ديگر به‏همين بليه گرفتارنشوی؟بر فرض اينكه طلاق گرفتی و شوهری هم پيداكردی از كجا كه برايت‏بهتر بشود؟دست از خودخواهی و هوسبازی‏بردار.از خود گذشتگی و فداكاری بخرج بده،عاطفه و وجدانداشته باش،برای رضای خدا و برای حفظ حيثيت و شرافت‏خودت با شوهر وفرزندانت‏به هرحال بساز،بردباری و صبر داشته باش،فرزندانت راخوب تربيت كن و عملا به آنها درسفداكاری و سازگاری بياموز،ومطمئن باش كه در دنيا و آخرت بهترين پاداش را خواهی داشت،زيرا اين‏عمل تو بهترين مصداق شوهرداری است كه در رديف جهاد قرار داده شده‏است.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«جهاد زن در اينست كه‏خوب شوهرداری كند (12) ».

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

قهر نكن

معمول بعض زنها اينست كه وقتی از دست‏شوهرشان ناراحت‏شدند قهر ميكنند،صورتشان رادر هم كشيده حرف نميزنند.در گوشه‏ای‏نشسته دست‏به هيچ كاری نمی‏زنند.غذا نمی‏خورند،بچه‏ها را ميزنند،يواش يواش غرولند ميكنند.به عقيده آنها قهر و دعوا بهترين وسيله‏ای‏استكه ميتوان بدان متوسل شد و از شوهر انتقام گرفت،ليكن برنامه‏مذكور نه تنها شوهر را تنبيهنميكند بلكه ممكن است عواقب بسيار بدی رادر برداشته باشد،زيرا ممكن است‏شوهرت نيزمقابله به مثل نموده قهركند،در اينصورت تا چند روز بايد با حالت ناراحتی زندگی كنيد،توغربزنی او غر بزند،تو اوقات تلخی كنی او اوقات تلخی كند،تو حرف نزنی‏او حرف نزند،تابالاخره خسته شويد و به وساطت‏يكی از خويشان يادوستان يا با يك بهانه ديگر با هم آشتیكنيد،اما اين آخرين قهر و دعوای‏شما نيست‏بلكه طولی نميكشد كه باز از دست‏شوهرتناراحت ميشوی وقهر و دعوا شروع ميشود يعنی يك عمر را بايد با حالت قهر و دعوا و كينه‏وكدورت زندگی نماييد،بدينوسيله هم خودتان را بدبخت‏خواهيد كرد هم‏فرزندان بيگناهتانرا به بدبختی و سيه روزی خواهيد انداخت.

اكثر جوانانی كه از خانه و زندگی فرار ميكنند و در دامهای‏رنگارنگ فساد واقع ميشوند ازفرزندان همين خانواده‏ها هستند.

از باب نمونه به داستانهای زير توجه فرماييد:

«جوانی بنام...گفت:پدر و مادرم هر روز با يكديگر دعوا ميكنند،و هر كدام از آنها به خانه يكیاز بستگانشان ميروند،من نيز ناچار دركوچه و خيابان سرگردان ميشوم.كم كم گول ديگرانرا خوردم و بدزدی دست زدم‏».

دختر ده ساله‏ای بنام...به مددكاران اجتماعی گفت:درست‏بيادم‏نيست ولی همينقدر ميدانمكه يك شب پدر و مادرم دعوايشان شد.روز بعدمادرم رفت و چند روز بعد پدرم مرا به عمه‏امسپرد.مدتی نزد عمه‏ام بودم تااين پيره زن مرا از عمه‏ام گرفت و به تهران آورد.چند سالی استنزد اونگهداری ميشوم.آنقدر رنج می‏برم كه ديگر نميخواهم به خانه‏اش بروم.

خانم آموزگار گفت:امسال هم مثل هميشه سال تحصيلی آغاز شد و دبستان...از عده‏ای ازدانش آموزان نام نويسی كرد...اين دختر هم يكی از آنهابود.سال تحصيلی به آرامی ميگذشتو شاگردان مشغول تحصيل بودند.

ولی...در كلاس آرام نبود و نمی‏توانست درس بخواند.دائم مانند اشخاص‏مريض سرش راميان دستها ميگذاشت و به فكر فرو ميرفت.حتی چند روزبعد از ظهر كه مدرسه تعطيل شددر گوشه‏ای از حياط نشست هر چه‏اصرار كرديم به خانه برود قبول نكرد.پريروز هم اينصحنه تكرار شد.به‏آرامی علت‏به خانه نرفتن او را پرسيدم.گفت:نزد پير زنی به نام...

نگهداری ميشوم.مرا اذيت ميكند.ديگر نمی‏خواهم به خانه باز گردم.

پرسيدم پدر و مادرت كجا هستند؟چند دقيقه گريست‏سپس گفت آنها از هم‏جدا شدند.ومن به دست اين پيره زن افتادم‏» (13)

ممكن است‏شوهرت در مقابل قهرهای تو عكس العمل شديدتری‏نشان داده به ناسزاگوئی وكتك كاری برسد.آنگاه تو ناچار شوی به عنوان‏قهر به خانه پدرت بروی و شكايت او را نزد آنهاببری.و با دخالت آنهااختلافات شما شديدتر و عميق‏تر گردد،ممكن است‏شوهرت از اين قهر ودعواهای متوالی بستوه آيد و جدايی را بر اين زندگی كثيف ترجيح بدهد.

در اينصورت هم شوهرت را بدبخت كرده‏ای هم خودت را ليكن به طورحتم تو بيشتر از اومتضرر خواهی شد،شايد ناچار شوی تا آخر عمر تنهابمانی يا سر بار پدر و مادرت گردی.حتمابعدا پشيمان خواهی شد ليكن‏پشيمانی سودی ندارد.

«زنی ميگفت:با جوانی ازدواج كردم اما زندگی ما ديری نپاييد.نه‏من از رموز شوهرداریاطلاع داشتم،نه او راه و رسم زنداری راميدانست،دائما با هم كشمكش داشتيم،يك هفته منقهر ميكردم و هفته بعداو،فقط جمعه‏ها با پا در ميانی بستگان با هم آشتی ميكرديم،اين قهروآشتی‏ها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدريج‏به فكر پيدا كردن همسرديگری افتاد،منهم به علت كمی سن اهميتی به طلاق نميدادم و حاضر به‏تجديد نظر در رفتارم نبودم،از همجدا شديم،اطاقی برای خودم اجاره‏كردم و به تنهايی زندگی ميكردم،خيلی زود متوجهخطرات شدم،اغلب‏كسانی كه با هم آشنا ميشديم در صدد اغفالم بودند،تصميم گرفتم باشوهرم‏آشتی كنم،به خانه‏اش رفتم.در آنجا با خانمی روبرو شدم كه خود را همسراو معرفینمود،با چشم گريان به اطاقم بازگشتم‏» (14)

«زن جوان 22 ساله‏ای كه با وجود يك فرزند طلاق گرفته و به‏منزل پدرش رفته بود شبعروسی خواهرش دست‏بخودكشی زد» (15) .

بنابراين قهر و دعوا نه تنها درديرا دوا نميكند بلكه ممكن است‏صدها گرفتاری و دردسربوجود آورد.

خانم محترم،از قهر و دعوا جدا اجتناب كن،اگر از شوهرت‏عقده‏ای داشتی قدری صبر كن تاحواست جمع شود،آنگاه با نرمی وملايمت موضوع ناراحتی خودت را با شوهرت در ميانبگذار،مثلا با زبان‏خوش نه به عنوان اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهين كردی،يافلان حرف را به من زدی،يا به فلان پيشنهاد من عمل نكردی،آيا سزاواراست نسبت‏به مناينقدر كم لطف باشی؟با اين قبيل حرفها هم عقده‏ات‏حل ميشود،هم شوهرت تنبيه ميگردد.و به طور حتم در صدد تلافی‏بر خواهد آمد.ترا يك خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگیمی‏شناسد وهمين احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبی خواهد گذاشت.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«هر گاه دو نفر مسلمان با هم‏قهر كنند و تا سه روز صلحنكنند از اسلام خارج خواهند شد و در بينشان‏ولايتی باقی نخواهد ماند.پس هر كدام از آنهاكه در صلح پيش قدم شود درقيامت زودتر به بهشت‏خواهد رفت‏». (16)

پی‏نوشتها:

1-بحار ج 103 ص 247

2-اطلاعات 19 ديماه 1350

3-بحار ج 75 ص 71

4-بحار ج 74 ص 178

5-سوره نساء آيه 34 الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض‏و بما انفقوا مناموالهم فالصالحات قانتات .

6-اطلاعات 17 مرداد ماه 1351.

7-بحار ج 103 ص 235

8-بحار ج 103 ص 248

9-مستدرك ج 2 ص 532.

10-شافی ج 2 ص 129.

11-اطلاعات 25 آذر ماه 1350.

12-بحار ج 103 ص 247

13-اطلاعات 28 مهر ماه 1348.

14-اطلاعات 8 آذر ماه 1350.

15-اطلاعات 17 اسفند ماه 1348.

16-بحار ج 75 ص 186.

 

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

اگر عصبانی شد سكوت كن.

مرد در خارج منزل با صدها مشكل و گرفتاری مواجه ميشود،باافراد مختلف سر و كار پيداميكند،آنگاه با افكار پريشان و اعصاب خسته‏وارد منزل ميگردد،چنين شخصی اگر باكوچكترين حادثه ناگواری‏برخورد كند عصبانی ميشود،در آن حال ممكن است از خود بيخودشده به‏زن و فرزندانش توهين كند.خانمی كه فهميده و با هوش باشد گرفتاريها ومشكلاتشوهرش را در نظر مجسم نموده به حال زار او ترحم ميكند، دندان بر سر جگر گذاشته درمقابل عصبانيتها و داد و فريادهای او سكوت‏ميكند.وقتی مرد عكس العملی نديد به زودی ازعصبانيت می‏افتد.و ازكردار خويش پشيمان ميشود.بلكه در صدد عذرخواهی و تلافی برميآيد.

ساعتی بعد كدورتها رفع شده زن و شوهر به حالت اول باز ميگردند.باهمان مهر و صفایسابق بلكه زيادتر به زندگی ادامه ميدهند.

اما اگر خانم موقعيت‏حساس و خطرناك شوهرش را درك نكرد ودر مقابل عصبانيت اوعكس العمل نشان داد،جوابش را داد،داد زد،جيغ‏كشيد،دشنام داد،نفرين كرد،در اينصورتآتش خشم مرد شعله‏ور ميگردد.

از خود بيخود شده درجه فحش و ناسزاگويی را بالا ميبرد.كم كم زن و مردمانند دو گرگدرنده به جان هم می‏افتند.ممكن است در اثر يك حادثه‏جزئی طلاق و جدايی بميان آيد،وكانون گرم خانوادگی از هم بپاشد،بسياری از طلاقها در اثر همين حوادث كوچك بوجودآمده است،حتی‏ممكن است مرد در اثر شدت عصبانيت كه خودش يك نوع جنون است‏مانندكوه آتش‏فشان يك دفعه منفجر گردد و جنايت و قتل فجيعی ببارآورد.به داستان زير توجهفرماييد:

«مردی...خود و همسر و نادختريش را با گلوله كشت،زندگی اين‏زن و شوهر از همان آغاززناشويی با اختلاف و تلخ كامی توام بود.هربامداد و شامگاه به علت عدم توافق و همآهنگی بهمشاجره ميپرداختند.

شوهر كه خسته از سر كار به خانه آمده بود،اعصابش ناراحت‏بود.

مشاجره بينشان شروع شد.مرد همسرش را كتك زد.زن ميخواست‏به‏كلانتری برود كه مرد باگلوله،خود و او و نادختريش را كشت‏». (1)

آيا بهتر نيست‏خانم در اين موقع،موقعيت‏خطرناك و حساس‏شوهرش را در نظر بگيرد وچند دقيقه دندان بر سر جگر بگذارد وعكس العملی از خويش نشان ندهد؟و بدينوسيله ازانحلال پيمان مقدس‏ازدواج و خطرات احتمالی و قتل و جنايت جلوگيری كند؟

آيا سكوت چند دقيقه مشكل‏تر است‏يا تن دادن به اين همه نتائج وآثار تلخ؟!مبادا خيال كنيدما ميخواهيم بدينوسيله از مرد دفاع كنيم و او رابی‏تقصير معرفی نماييم.نه هرگز چنينقصدی نداريم.البته مرد هم تقصيردارد.نبايد دق و دل ديگران را به سر خانواده بيگناهشخالی كند-دربخش آينده در اين باره بحث‏خواهد شد-بلكه منظور اين است:اكنون كه‏مردنتوانسته اعصابش را كنترل كند و با جهت‏يا بی‏جهت عصبانی شده‏همسرش بايد با عقل وفراست موقعيت‏خطرناك او را درك كند و برای‏حفظ كانون مقدس زناشويی و جلوگيری ازخطرات احتمالی،فداكاری‏نموده دندان بر سر جگر بگذارد و سكوت اختيار كند.

معمولا خانمها چنين فكر ميكنند:اگر در مقابل خشم شوهرم‏سكوت كنم احترام ووقعيت‏خودم را از دست ميدهم و خوار و خفيف‏ميشوم.در صورتيكه قضيه كاملا بر عكساست.اگر مرد در حال عصبانيت‏همسرش را مورد توهين و دشنام قرار داد و از او عكس العملینديد بعدا به‏طور حتم پشيمان خواهد شد.سكوت او را يك نوع فداكاری و ادب‏زندگیميشمارد،و علاقه‏اش چند برابر خواهد شد.در حال عادی فكرميكند كه با اينكه به همسرمتوهين كردم و ميتوانست پاسخ دهد ليكن‏بردباری نمود و سكوت اختيار كرد معلوم ميشودزن فهميده و دانايی است،به من و زندگی علاقه‏مند است. در اينصورت يقينا از كردار خويشپشيمان خواهد شد.اگرهمسرش را مقصر بداند عفوش ميكند و اگر بيخود عصبانی شدهدرمحكمه وجدان محكوم ميگردد و عذرخواهی مينمايد.پس چنين زن‏فداكاری نه تنهاكوچك نميشود بلكه شخصيت و بزرگی او برای شوهرش‏و ديگران باثبات خواهد رسيد.

پيغمبر اسلام فرمود:«هر زنيكه در مقابل بد اخلاقی‏های شوهرش‏بردباری كند خدا ثوابآسيه دختر«مزاحم‏»را به وی عطا خواهد كرد» (2) .

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«بهترين زنان شما زنی است‏كه هر گاه شوهرش راخشمناك ديد بگويد:در مقابل خواسته‏های تو تسليم‏هستم.تا از من راضی نشوی خواب بهچشمم نخواهد رفت‏» (3) .

رسول خدا فرمود:«عفو و بخشش عزت و بزرگی صاحبش رازيادتر ميكند.عفو داشته باشيد تاخدا شما را عزيز گرداند» (4) .

سرگرميهای مرد

بعضی از مردها دوست دارند در خانه اشتغالات و سرگرميهای‏مخصوصی داشته باشند،ياانواع تمبرها را جمع‏آوری ميكنند.يا عكسهای‏مختلف را جمع‏آوری ميكنند،يا نمونه خطها وامضاها را تهيه مينمايند،ياكتابهای خطی و چاپی را جمع ميكنند،يا به پرورش حيوانات ازقبيل مرغ‏و بلبل و قناری ابراز علاقه ميكنند،يا به نقاشی و كارهای هنری می‏پردازند،يا بهگلكاری علاقه نشان ميدهند،يا به خواندن كتاب و مجلات‏مشغول ميشوند.

اين قبيل سرگرميها را ميتوان از بهترين تفريحات سالم شمرد.نه‏تنها ضرری ندارند بلكهمنافعی هم در بر دارند.مرد را به خانه مانوس وعلاقه‏مند می‏سازند،نگرانيهای روحی وخستگيهای اعصاب را برطرف‏ميسازند،بيكاری و فراغت غم و غصه توليد ميكند،و اشتغال بهكار يكی‏از طرق معالجه بيماران روانی بشمار ميرود.كسانيكه هميشه مشغولياتی‏داشتهباشند كمتر به ضعف اعصاب و بيماريهای روانی مبتلا ميشوند،چون‏به خانه علاقه‏مندهستند و اشتغالات دائمی دارند از ولگردی در خيابانها وآلوده شدن به عادتهای خطرناك و پانهادن به مراكز فساد تا حدی‏مصونيت دارند.

بنابراين،خانمها بايد اين قبيل اشتغالات را محترم بشمارند،مردرا مورد تحقير و سرزنش قرارندهند و كارهايش را احمقانه و بيفائده‏نشمارند،بلكه تشويقش كنند،و در موارد لازم با اوهمكاری نمايند.َ

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

خانه‏داری

خانه محيط كوچكی بيش نيست ليكن نعمت‏بسيار گرانبهايی‏است.وقتی مرد از كارهایروزانه و سر و صداهای خارج خسته شد به‏خانه پناه ميبرد،وقتی از كشمكشها و تزاحمات وناملايمات زندگی بتنگ‏آمد برای استراحت‏به خانه ميرود،حتی وقتی از گردش و تفريح همخسته‏شد بدانجا پناه ميبرد،آری خانه بهترين آسايشگاهی است كه انسان‏می‏تواند بدون هيچقيد و بندی در آنجا استراحت نمايد،جای انس و مودت،صفا و صميميت،آرامش و استراحتاست،پرورشگاه مردان وزنان با فضيلت است.كارخانه شخصيت‏سازی و كلاس تعليم وتربيت‏كودكان است،اجتماع كوچكی است كه اجتماع بزرگ انسانها را بوجودمی‏آورد،ترقی وتنزل و صلاح و فساد اجتماع بزرگ مربوط به همين‏اجتماع كوچك است،اجتماع كوچكخانوادگی با اينكه جزء اجتماع‏بزرگ محسوب ميشود.در عين حال،از يك نوع استقلالداخلی‏برخوردار است،بدين جهت اصلاح اجتماع را بايد از اصلاح خانواده‏هاشروع كرد.

اداره اين پايگاه حساس زندگی و كلاس تعليم و تربيت اجتماعی به‏عهده بانوان است.يعنیترقی و تنزل و صلاح و فساد اجتماع در اختياربانوان و به اراده آنهاست،بنابراين،خانه‏داریشغل بسيار آبرومند وپر افتخاری است.

كسانيكه محيط خانه را كوچك می‏شمارند و از شغل شريف‏خانه‏داری عار دارند به حقيقتمعنای خانه‏داری و ارزش آن پی نبرده‏اند.

يك خانم خانه‏دار بايد افتخار كند كه در يك چنين پست‏حساسی‏قرار گرفته برای پيشرفت وترقی ملت فداكاری ميكند.

خانمهای تحصيل كرده نيز در اين ميان مسؤوليت‏بيشتری دارند،بايد برای ديگران سرمشقزندگی باشند و عملا به آنها درس خانه‏داری وشوهرداری بياموزند،بايد عملا اثبات كنند كه باسواد بودن نه تنها به‏خانه‏داری و شوهرداری لطمه نمی‏زند بلكه راه و رسم زندگی را به آنهايادميدهد.

يك خانم تحصيل كرده بايد زندگی را با بهترين وجه اداره كند و به شغل شريف خانه‏داریافتخار نمايد و بدين وسيله لياقت و برتری‏خانمهای تحصيل كرده را اثبات كند،نه آنكه به عذربا سواد بودن دست‏به‏سياه و سفيد نگذارد و بدينوسيله بانوان با سواد را بدنام گرداند،درس‏خواندن برای بيكار گشتن و زير بار مسؤوليت نرفتن نيست‏بلكه برای‏كدبانو شدن ودرس زندگی آموختن است.به داستان زير توجه فرماييد:

«مردی كه با دختر ديپلمه‏ای ازدواج نموده بود در دادگاه گفت:

همسرم در خانه دست‏به سياه و سفيد نميگذارد و هر بار كه باو اعتراض‏ميكنم ميگويد:ظرفشويی و رختشوئی و بچه‏داری كار يك زن ديپلمه‏نيست.اگر از رفتار من ناراحت هستیطلاقم بده و با يك كلفت ازدواج‏كن.گفت:پريشب عده‏ای از آشنايان و اقوام همسر ديپلمه‏ام رابه شام‏دعوت نمودم.موقع شام سفره را پهن كردم و ديپلم قاب گرفته همسرم را درسفرهنهادم و گفتم:ببخشيد شام ناقابلی است كه خانم حقير هر شب بخوردبنده ميدهد.صلاحديدم از شما هم بدينوسيله پذيرايی كنم (5) ».

به هر حال،خانه‏داری و كدبانوگری شغل شريف و آبرومندی است‏كه مراتب لياقت وهنرنمايی بانوان را باثبات ميرساند.بد نيست در اين‏باره قضاوت خود بانوان تحصيل كرده رابشنويد:

خانم...عقيده داشت:كدبانوی واقعی زنی است كه سازگار باشد واز نظر مادی اهل افراط وتفريط نباشد.يك زن كدبانو موقعی می‏تواندبگويد كه دارای صفت‏خاص يك كدبانو است كهاز وضع درآمد شوهر ووضع خانوادگی خود اطلاع كامل داشته باشد.به نظر من يك زن اداریهم‏ميتواند كدبانوی خوبی باشد».

خانم فريده نوروز شميرانی ليسانسيه ميگفت:كدبانو بايد علاوه براينكه به امور خانه واردباشد همراه خوبی برای همسرش،مادر خوبی‏برای فرزندانش و مهماندار خوبی برای خانه‏اشباشد.

خانم دكتر محترم فصيحی پزشك اطفال ميگفت:به نظر من‏كدبانوی واقعی كسی است كهكار اداری نداشته باشد.زيرا در كشور ماسرويسهای اداری از نظر وضع غذا و كمبود مهدكودك و غيره نمی‏تواندنياز كارمندان را برآورده سازد.يك مادر كارمند نگران اينست كهغذای‏شوهرش دير شده يا كودكش تنها مانده است.

خانم صغری يكتا ناظمه فنی دانشكده پزشكی ميگفت:زن كدبانو بابودجه كم ميتواندخانه‏ای تميز و آراسته داشته باشد.با شوهرش در غم وشادی شريك باشد.از حال روحی واجتماعی شوهرش غافل نباشد.

خانم ايران نعيمی ميگفت:كدبانو زنی است كه از تفريحات‏غير ضروری بكاهد و هدفش بهتركردن وضع خانه باشد و از تنظيم بودجه‏خانوادگی اطلاع داشته باشد. (6)

نظافت

يكی از وظائف مهم خانه‏داری تميز كردن منزل و اسباب و لوازم‏زندگی است.نظافت‏بهبهداشت و حفظ سلامتی اهل خانه كمك ميكند وجلو بسياری از بيماريها را ميگيرد.زندگیكردن در خانه تميز مسرت‏بخش‏و دل‏پذير است،مرد را به سوی منزل متمايل ميسازد،اسبابآبرو وسربلندی خانواده است،بدين جهت رسول خدا فرمود:«دين بر نظافت پايه‏گذاری شدهاست.» (7)

باز هم رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«اسلام نظيف است،شما هم در پاكيزگی كوششكنيد،زيرا فقط پاكيزگان داخل بهشت‏ميشوند. (8) »

خانه را هميشه تميز نگهداريد،روزی يك مرتبه جارو و گردگيری‏كنيد،در طول شبانه‏روز اگرجايی كثيف شد فورا تميزش كنيد و نظافت‏آنرا برای موقع معين جارو كردن نگذاريد،در وديوار و سقف اتاقها راگردگيری كنيد،تار عنكبوتها را بگيريد،ميز و مبل و صندلی و سايراثاث‏خانه را گردگيری كنيد،شيشه‏های در و پنجره را تميز كنيد،زباله وخاكروبه‏ها را درظرف سرپوشيده‏ای بريزيد و از حدود اتاقها و آشپزخانه‏دور گردانيد مبادا غذاهای شما راآلوده گرداند،زود بزود آنرا خالی كنيدمبادا متعفن گردد و توليد ميكرب كند،كثافت وخاكروبه‏ها را در كوچه ودرب خانه نريزيد زيرا به بهداشت عمومی لطمه ميزند به علاوهتوليدميكرب می‏كند و چه بسا به وسيله باد و مگس بشما منتقل شود و سلامت‏خودتان را درمعرض خطر قرار دهد،تا ميتوانيد نگذاريد بچه‏ها در باغچه‏يا كنار حياط بول كنند و اگر ازجهت ناچاری آنها را در گوشه‏ای از حياطمی‏نشانيد فورا آنجا را تميز و با آب بشوييد تا بد بو ومحل نشو و نمای‏ميكربها نگردد،به طور كلی سعی كنيد هيچ نقطه‏ای از منزل شمامحل‏كثافت و توليد ميكرب واقع نشود.

ظرفهای كثيف و چرب را روی هم نريزيد بلكه هر چه زودتر آنها را بشوييد،زيرا اگر نشستهروی هم بماند ممكن است توليد ميكرب كنند وسلامت‏شما را به خطر بيندازند،ظرفها را باآب تميز دست نخورده بشوييدو اگر با آب راكد يا حوض می‏شوييد بعدا آب پاكيزه روی آنهابريزيد زيراممكن است آب حوض در اثر ماندن آلوده شده باشد و به سلامت‏شما لطمه‏بزند،بعد از شستن در جای محفوظی بگذاريد يا پارچه تميزی روی آنهابيندازيد،لباسهای كثيفمخصوصا كهنه بچه‏ها را از حدود اتاقها وآشپزخانه دور كنيد و در جای محفوظی نگهداريد تامگسها كه حامل انواع‏ميكرب هستند در آنجا اجتماع نكنند،و زود بزود آنها را بشوييد.

لباسهای خودتان و فرزندانتان هميشه نظيف و پاكيزه باشدمخصوصا لباسهای زيرپوش كههميشه با بدن تماس دارند.

گوشت و حبوبات و ساير پختنيها را قبل از طبخ خوب بشوييد،مخصوصا سبزيجات راچندين مرتبه با دقت‏بشوييد،زيرا ممكن است‏به‏ميكرب و تخم انگل آلوده باشد و بهلامت‏شما لطمه بزند.

ميوه‏ها را قبل از خوردن تميز بشوييد چون اكثر آنها سمپاشی‏ميشوند و امكان دارد سمومآنها به شما سرايت كند،ممكن است اثر فوری‏نداشته باشند ليكن بدون شك بی‏تاثير همنخواهند بود.

قبل از غذا خوردن دستهای خودتان و اطفالتان را تميز بشوييد،اگر با قاشق و چنگال همغذا ميخوريد،باز هم بهتر است دستتان رابشوييد،مبادا آلوده باشد و به سلامت‏شما لطمهبزند،بعد از صرف غذادست و دهانتان را بشوييد،دندان‏ها را خلال كنيد زيرا ممكن استاجزاءغذا گوشه و كنار دهان و لابلای دندانها بماند و توليد ميكرب نمايد.

اگر بتوانيد بعد از صرف هر غذا دندانها را مسواك كنيد بسيار خوب است ليكن اگر برايتانميسر نيست اقلا شبها قبل از خواب مسواك‏را از دست ندهيد.بدينوسيله هم دندانهايتان رااز خطر پوسيدگی و فسادنجات ميدهيد هم به سلامتی خودتان كمك شايانی مينماييد.

ناخنهايتان را اقلا هفته‏ای يكبار كوتاه كنيد،زيرا وقتی ناخن بلندشد محل نشو و نمایميكربها ميشود و سلامتی شما را جدا در معرض خطرقرار ميدهد،اگر بتوانيد يك روز درميان برای شستشو به حمام برويدبسيار مهم است ليكن اگر نمی‏توانيد اقلا هفته‏ای يكبار راترك نكنيد.

موهای زير بغل و ساير مواضع را به وسيله دارو و يا تراشيدن‏برطرف سازيد زيرا ممكن استانواع ميكربها در آنجا توليد و تكثيرنمايند و به سلامتی شما لطمه بزنند.

خوردنيها را در دسترس مگسها قرار ندهيد زيرا ممكن است آنهارا آلوده سازند.

شارع مقدس اسلام درباره نظافت‏سفارشهای زيادی نموده كه به‏پاره‏ای از آنها از باب نمونهاشاره ميشود:

امام صادق عليه السلام فرمود:«خدا زيبا بودن و زينت كردن رادوست دارد.و تظاهر به نداریو فقر را مكروه دارد.دوست دارد آثارنعمتهايش را بر بنده‏اش ببيند.لباسش نظيف و پاكيزهباشد،بوی خوش‏استعمال كند.خانه‏اش را زينت نمايد.خانه و اطرافش را جاروب كند.قبل‏ازغروب چراغ را روشن كند.زيرا اين عمل فقر را از خانه دور ميكند وروزی را زياد ميگرداند (9) ».

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«آدم كثيف بد بنده‏ای است‏» (10) .

حضرت علی عليه السلام فرمود:«تارهای عنكبوت را ازخانه‏هايتان بگيريد زيرا ترك كردن آنهاباعث نداری ميشود» (11) .

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«خاكروبه‏ها را شب در خانه‏نگذاريد بماند زيرا جايگاهشيطان ميشود» (12) .

پيغمبر اسلام فرمود:«خاكروبه‏ها را پشت درب منزل نريزيد زيراجايگاه شيطان ميشود» (13) .

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«لباس انسان بايد هميشه‏پاكيزه و تميز باشد» (14) .

پيغمبر اكرم فرمود:«دستمال چرب را در خانه نيندازيد زيرا جايگاه‏شيطان ميشود» (15) .

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«شستن ظرفها و تميز كردن‏اطراف خانه روزی را زيادميكند» (16) .

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«ظرفها را بدون روپوش‏نگذاريد زيرا شيطان آب دهن درآنها انداخته از آنها استفاده ميكند» (17) .

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«ميوه‏ها دارای سمومی هستند.

آنها را خوب بشوييد آنگاه ميل كنيد» (18) .

حضرت كاظم عليه السلام فرمود:«يك روز در ميان،به حمام رفتن‏انسان را فربه ميكند» (19) .

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«اگر بر امتم دشوار نميشدواجب ميكردم در موقع هروضويی مسواك كنند» (20) .

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«ناخن گرفتن در روز جمعه ازبيماری جذام و جنون وپيسی و كوری جلوگيری ميكند» (21) .

روايت‏شده كه:«زير ناخنها خوابگاه شيطان است‏».

حضرت علی عليه السلام فرمود:«شستن دستها قبل از غذا و بعد ازآن عمر را زياد ميگرداند واز چركين شدن لباسها مانع ميشود و چشم رانورانی ميگرداند» (22) .

پی‏نوشتها:

1-اطلاعات 17 تير ماه 1349.

2-بحار ج 103 ص 247.

3-بحار ج 103 ص 239.

4-بحار ج 71 ص 419

5-اطلاعات 3 آذر ماه 1350.

6-اطلاعات 28 فروردين ماه 1351

7-محجة البيضاء ج 1 ص 166

8مجمع الزوائد ج 5 ص 132

9-بحار ج 79 ص 300

10-بحار ج 76 ص 175

11-شافی ج 1 ص 208

12-بحار ج 76 ص 175

13-بحار ج 76 ص 177

14-شافی ج 1 ص 208

15-شافی ج 1 ص 215

16-بحار ج 76 ص 176

17-بحار ج 76 ص 176

18-شافی ج 2 ص 124

19-شافی ج 1 ص 209

20-شافی ج 1 ص 210

21-شافی ج 1 ص 211

22-شافی ج 2 ص 123

 

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

منزل مرتب

يك منزل مرتب كه هر يك از اسباب و لوازم زندگی در جای‏مخصوص و مناسب قرار گرفتهباشد از جهاتی بر يك منزل شوريده ودرهم و برهم مزيت دارد.

اولا نظم و ترتيب مخصوص به منزل صفا و رونق و زيبايی‏می‏بخشد،تماشای تكراری خانه نهتنها موجب ملال نميشود بلكه‏مسرت‏بخش و دلپذير خواهد بود.

ثانيا انجام كارهای خانه‏داری را آسان ميكند،اوقات كدبانوی خانه‏بيهوده تلف نميشود زيرا بههر چيز احتياج پيدا كرد ميداند كجاست،برای پيدا كردن آن معطل نميشود،در نتيجه كارهابآسانی انجام می‏پذيرد و خانم‏را وامانده و خسته نميگرداند.

ثالثا رونق و صفای محيط مرتب منزل كه از ذوق و سليقه كدبانوی‏خانه حكايت ميكند مرد رابه خانه و زندگی علاقه‏مند ساخته از خطرات‏ولگردی و وقوع در دامهای فساد محفوظشميدارد.

رابعا چنين خانه مرتبی اسباب آبرو و سرافرازی خانواده بوده‏هر كس آنرا ببيند از زيبايی آنلذت می‏برد و به ذوق و سليقه كدبانوی خانه‏آفرين خواهد گفت.

با خريد و تهيه اسباب لوكس زندگی زيبا نميشود بلكه نظم و ترتيب‏خاص زيبايی بوجودميآورد،خود شما حتما خانواده‏های مرفه و ثروتمندی‏را ديده‏ايد با اينكه از انواع و اقسامگوناگون لوازم لوكس زندگی‏برخوردارند اما زندگی آنها چون درهم و برهم است صفا و رونقیندارد وديدن آن ملال‏آور است،به عكس خانواده‏های فقيری را ديده‏ايد كه در عين‏فقر و نداری،زندگی زيبا و مسرت‏بخشی دارند،چون همان اسباب و لوازم‏مختصر،مرتب و منظم و تميزاست،اصولا مگر زيبايی جز نظم و ترتيب‏خاص چيز ديگری است؟

بنابراين،يكی از وظائف مهم خانه‏داری رعايت نظم و ترتيب‏است،خانمهای خوش سليقه وكدبانو خودشان بهتر ميدانند اسباب و لوازم‏خانه را چگونه مرتب سازند ليكن در عين حاليادآوری نكات زير بی‏فائده‏نيست:

اسباب و لوازم منزل را درجه‏بندی نموده برای هر نوعی از آنهاجای مخصوصی انتخابنماييد،همه ظرفها را يك جا روی هم نريزيد، ظرفهايی را كه مورد احتياج هميشگی است دردسترس قرار دهيد،اسباب‏شيرينی خوری و آجيل خوری را در يك جا قرار دهيد،ظرفهای‏شربت‏خوری جای مخصوص داشته باشند،يك جا را اختصاص بدهيد به‏اسبابچايخوری،اسباب و ظروف غذاخوری را در يك جا قرار بدهيد،قاشق و كارد و چنگال جایمخصوصی داشته باشند،اسباب و لوازم‏ميوه‏خوری را در يك جا بگذاريد،ظرفهایماست‏خوری و مرباخوری‏جای مخصوصی داشته باشند،و به طور خلاصه اسباب و لوازمزندگی به‏قدری مرتب باشد كه خود شما و شوهرتان و فرزندانتان جای مخصوص‏آنها رابدانند به طوريكه اگر در شب تار هم خواستيد آنها را پيدا كنيدبتوانيد مستقيما به سراغشانبرويد.

شايد بعض خانمها بگويند:برنامه مذكور برای اعيان و اشراف‏خوب است كه زندگی مفصلیدارند،اما برای زندگانی فقيرانه ما اين همه‏تشريفات ضرورت ندارد،ليكن خاطر نشان ميشودكه اسباب و لوازم‏زندگی به هر حال بايد مرتب باشد،چه فقير چه غنی.شخص فقير همبايدهمان اسباب و لوازم مختصر خويش را مرتب سازد،مثلا همه ظروف‏خانه‏اش را ميتوانددر يك جاظرفی قرار بدهد ليكن هر گوشه‏ای از آنرابرای يك نوع ظرف اختصاص بدهد،لباسهای تابستانی را در يك جا ولباسهای زمستانی را در جای ديگر قرار بدهيد،لباسهایخودتان را دريك جا و لباسهای شوهرتان را در يك جا و لباسهای فرزندانتان را درجایمخصوص بگذاريد،لباسهای مورد احتياج هميشه را در دسترس‏بگذاريد و لباسهای ديگر رادر جايی محفوظتر،لباسهای نشسته را درجای مخصوص بريزيد،رختخوابهای مورد لزوم دردسترس باشد ليكن رختخوابهای مهمانداری را كنار بگذاريد،بعد از صرف غذا ظرفهای‏چربو نشسته را فورا جمع كنيد و برای شستن در جای معين بگذاريد،هريك از اسباب و لوازمزينت اتاق را در جای مناسب قرار دهيد كه هميشه‏در آنجا باشد،لباسهای خودتان وفرزندانتان در گوشه و كنار اتاق پراكنده‏نباشد بلكه آنها را در كمد مخصوص يا روی چوبلباسی بيندازيد،به‏كودكانتان توصيه كنيد كه اسباب و لوازم خودشان را از قبيل لباس وكتاب‏هميشه در جای مخصوص بگذارند،مطمئن باشيد كه اگر شما نظم و ترتيب‏را كاملارعايت كنيد كودكانتان نيز با همين وضع عادت خواهند كرد.

زنهای بی‏انضباط برای اينكه خودشان را بيگناه معرفی كنندشوريدگی منزل را به گردنبچه‏ها ميگذارند،در صورتيكه اين موضوع‏اشتباه است زيرا بچه‏ها از پدر و مادر تقليدمينمايند،اگر پدر و مادر منظم‏باشند آنها هم منظم تربيت ميشوند،بچه‏ها در آغاز امر بارعايت نظم وترتيب مخالف نيستند بلكه بدان اظهار علاقه مينمايند.ليكن وقتیاوضاع‏نامنظم داخلی را مشاهده نمودند از آنها درس زندگی ميآموزند.

پول و اوراق بهادار از قبيل چك و سفته و اسناد و مدارك را درجای محفوظی بگذاريد كه دردسترس بچه‏های كوچك نباشد،زيرا ممكن‏است در اثر غفلت از بين بروند و ضررهايی به شماوارد گردد،زدن و تنبيه‏كردن بعد از عمل سودی ندارد،علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد،بچه‏نادان گناهی ندارد،تقصير از جانب مادر بی‏انضباط است كه اشياءارزشدار را در دسترس اوقرار داده است.

به داستان زير توجه فرماييد:«مردی سه هزار تومان به همسر خودسپرد و تاكيد كرد پولها رادر محل امنی نگهداری كند...پولها را لب تاقچه گذاشت و برای انجام كار كوچكی بيرون رفتوقتی به اطاق برگشت پولهارا نديد.هراسان به اطراف نگاه كرد ديد طفل پنجساله چيزی رادر باغچه‏حياط می‏سوزاند و شادی ميكند.مادر به قدری عصبانی شد كه طفل‏پنجساله رابلند كرد و به زمين كوبيد،طفل جابجا مرد،مادر وحشت زده به‏جسد بيجان طفل نگاهميكرد شوهرش از در وارد شده توضيح خواست،زن جريانرا تعريف كرد،مرد عصبانی شد وكتك مفصلی به همسرش زد،سوار موتور سيكلت‏شد تا ماجرا را به كلانتری گزارش دهد،اماهيجان وناراحتی او سبب شد كه با يك تاكسی تصادف كند و مجروح شود اكنون‏حال مردوخيم است. (1) »

به عقيده شما مقصر واقعی در اين جريان كيست؟قضاوت آنرا به‏عهده خود خوانندگانميگذارم.برای اين قبيل حوادث نظائر فراوانی‏سراغ داريد حتی در زندگی خود شما نيزبوقوع پيوسته است.

داروها و مواد خطرناك و سمی را حتی نفت و بنزين را در جايی‏بگذاريد كه دست‏بچه‏هایكوچك و غير مميز بدانها نرسد،زيرا ممكن‏است در اثر نادانی آنها را بخورند و تلف شوند،آنگاهبايد عمريرا داغدارباشيد،احتياط كردن ضرر ندارد ليكن در اثر غفلت و بی‏احتياطیصدهاخطر در كمين شما است،اطفال بيگناهی كه در اثر غفلت و نامرتبی پدر ومادر تلفشده و ميشوند فراوانند كه برخی از آنها در صفحات روزنامه‏ها ومجلات منعكس ميشود.ازباب يادآوری به نمونه‏های زير توجه فرماييد:

خواهر و برادر خردسالی بنام اصغر 6 ساله و عالم چهار ساله‏محتويات يك ظرف پر ازمحلول‏«د.د.ت‏»را به جای دوغ نوشيدند،و عالم در گذشت،اين دو بچه در خانه تنها بودند،هنگامی كه احساس تشنگی‏كردند چون آب در دسترس نداشتند محلول گرد«د.د.ت‏»را بهتصور دوغ‏نوشيدند.

مادر بچه‏ها در بيمارستان اظهار داشت:«ديشب مقداری‏«د.د.ت‏»را حل كردم تا در زير زمينخانه نزديك لانه موشها بپاشم كه اين حادثه‏رخ داد.» (2)

«دو كودك به جای آب ظرف نفت را سركشيدند و يك كودك‏پنجساله ده قرص پا دردمادرش را خورد،در بيمارستان بستری شدند. (3) »

در خاتمه يادآور ميشوم كه البته نظم و انضباط خوب است ليكن نه‏بحديكه از شما وشوهرتان سلب آسايش كند،اگر از حد متعارف و عادی‏گذشت‏به وسواسيگری و سلب آزادیمنجر ميشود كه خود آن يكی ازمشكلات بعضی خانواده‏ها بشمار ميرود و ممكن است‏سببجدايی وافتراق واقع شود.به نمونه زير توجه فرماييد:

«مردی ميگويد:از دست پاكيزگی‏های عجيب و غريب همسرم‏ديوانه شدم،از اداره خسته وكوفته ساعت 5/4 بعد از ظهر كه برميگردم‏بايد حتما هفت مرتبه دست و پايم را در آب حوضكه يخ بسته كر بدهم،كفشم را جای مخصوص بگذارم و سرپايی مخصوص منزل را بپوشم.توی‏دستشويی سرپايی مخصوص گذاشته،در آشپزخانه و هال و همه جای‏خانه،لباس را بايدبه جالباسی مخصوص بياويزم و از جالباسی‏مخصوص بردارم،اگر اجازه بدهد سيگار بكشمبايد حتما در اتاق مخصوص بكشم كه همه جا بو نگيرد،خلاصه من كه يك عمر به راحتیوآزادی گذرانده‏ام در عرض چهار سال زندگی زناشويی از هر زندانی‏بدبخت‏تر شده‏ام،چهلزومی دارد كه آدم آنقدر زياد اهل نظافت‏بی‏جهت‏باشد.اين وسواس است و من از وسواسبيزارم (4) ».

در هيچ كاری افراط و تفريط خوب نيست‏بلكه ميانه‏روی در هرحال اصلح است،نه بقدریبی‏انضباط باش كه اوضاع زندگيتان شوريده‏و بی‏حساب باشد نه آنقدر در حفظ انضباطزياده‏روی كن كه به‏وسواسيگری منجر شود و راحتی را از شما بگيرد.

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

تهيه غذا

يكی از امور مهم خانه‏داری پخت و پز و تهيه غذاست.مراتب‏كاردانی و سليقه بانوان را باثباتميرساند.يك خانم كدبانو و با ذوق باصرف بودجه كم بهترين و خوشمزه‏ترين غذاها را تهيهميكند.اما يك‏خانم بی‏سليقه هم زياد بودجه صرف ميكند و هم غذايش دلچسب نخواهدبود.خانمی كه بتواند غذاهای لذيذ و مطبوع تهيه كند.بدين وسيله‏شوهرش را به خانه و زندگیعلاقه‏مند ميسازد،و كمتر اتفاق ميافتد كه به‏هوس خوردن غذاهای لذيذ به مهمانخانه و هتلبرود.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«بهترين زنان شما زنی است‏كه خودش را خوشبو كندو در طبخ غذا مهارت داشته باشد و اقتصاد را ازدست ندهد.چنين زنی يكی از عمال وكاركنان خدا خواهد بود.و عامل‏خدا هرگز با شكست و پشيمانی مواجه نخواهد شد (5) ».

در اينجا نمی‏توان در فن طباخی وارد شد و انواع غذاها و طرزتهيه آنها را تشريح كرد و اصولااز عهده نگارنده ساخته نيست،ليكن‏خوشبختانه كتابهای خوبی در اين باره به وسيله آشنايانبه فن طباخی وتغذيه نوشته شده در دسترس است،ميتوانيد آنها را بخوانيد و از تجربيات‏وسليقه شخصی خودتان نيز استفاده نماييد و غذاهای خوشمزه و مفيد تهيه‏كنيد،ليكن تذكرچند مطلب ضرورت دارد:

مطلب اول-غذا خوردن فقط برای لذت بردن و پر كردن شكم‏نيست.بلكه منظور بزرگتریدر كار است.انسان بدانجهت غذا ميخورد كه‏مواديرا كه برای حفظ سلامت و ادامه حياتسلولهای بدن ضرورت داردبه آنها برساند،مواد لازم در انواع غذاها و ميوه‏ها و سبزيجات وحبوبات وگوشتها پراكنده‏اند،و به طور كلی به شش دسته تقسيم ميشوند:

اول-آب.

دوم-مواد معدنی مانند:كلسيم،فسفر،آهن،يد،مس.

سوم-مواد نشاسته‏ای.

چهارم-چربيها.

پنجم-پروتئين.

K . C ويتامين اويتامين B ويتامينششم-انواع ويتامينها مانند:ويتامين

بيشتر وزن بدن انسان را آب تشكيل ميدهد.آب غذاهای جامد راحل ميكند تا به وسيله رودهجذب شوند،درجه حرارت بدن را تنظيم ميكند،مواد معدنی برای رشد و نمو استخوانها ودندانها و تنظيم كار عضلات‏ضرورت دارند،مواد نشاسته‏ای و قندی توليد انرژی ميكنند،چربيها نيز انرژی و حرارت توليد ميكنند،پروتئين برای رشد بدن و تجديد سلولهای‏كهنهضرورت دارد.ويتامينها برای رشد بدن و استحكام استخوانها وتقويت اعصاب و تنظيمدستگاههای بدن و سوختن غذاها در سلولهاضرورت دارند.

مواد مذكور برای حفظ سلامت انسان و ادامه حيات او كمال‏ضرورت را دارد،هر يك از آنهاآثار خاصی دارد و گوشه‏ای از حوائج‏بدن‏را تامين ميكند،فقدان يا كمبود يا زيادی هر يك ازاينها به حيات و سلامت‏انسان لطمه ميزند،و ممكن است‏بيماريهای صعب العلاج و خطرناكیرابوجود آورد.سلامت و بيماری،طول عمر و كوتاهی آن،سلامت اعصاب وبيماريهای روانی،شادی و افسردگی،زشتی و زيبايی و به طور كلی كليه‏حوادثی كه در بدن رخ ميدهد مربوط بهكيفيت تغذيه انسان است.

ما از آنچه ميخوريم ساخته شده‏ايم،اگر انسان بداند چه چيز و چه‏مقدار بخورد كمتر بيمارخواهد شد،بدبختی اينجاست كه بدون توجه به‏احتياجات غذايی بدن و خواص و آثارخوردنيها شكمش را از غذاهای‏خوشمزه پر ميكند و سلامت‏خويشتن را در معرض خطر قرارميدهد،وقتی‏بخود ميآيد كه كار از كار گذشته و كارخانه ظريف بدن فرسوده و مختل‏شدهاست،در آنهنگام به اين طبيب و آن طبيب،اين دارو و آن دارو پناه‏ميبرد ليكن افسوس كهرنگ و روغن نمی‏تواند كارخانه فرسوده را ترميم‏كند،بدين جهت پيغمبر اسلام فرمود:«شكممركز همه بيماريها است‏» (6) .

اتفاقا انتخاب غذا معمولا بر عهده بانوان است،پس صحت وسلامت‏خانواده در دست آنهاست،بنابراين يك بانوی خانه‏دار مسؤوليت‏بسيار سنگينی بر دوش دارد كه اگر اندكی در اين بارهسهل انگاری كندممكن است‏خودش و شوهرش و فرزندانش را در معرض بيماريهای‏سختقرار بدهد،علاوه بر اينكه يك طباخ ماهری است‏بايد يك‏غذاشناس كامل بلكه يك طبيبحاذق باشد،نبايد منظورش فقط پر كردن‏شكم اهل خانه باشد بلكه در وهله اول بايد مواديراكه برای حفظ سلامت وتامين حوائج غذائی بدن ضرورت دارد در نظر بگيرد،و تشخيصبدهد كه‏مواد لازم در كدام يك از خوردنيها و به چه مقدار وجود دارد،آنگاه برطبق‏نيازمنديهای گوناگون بدن از خوردنيها انتخاب كند و جزء برنامه خوراك‏قرار دهد،درعين حال سعی كند غذاهای لازم و مفيد را به صورتی‏خوشمزه و دلپذير در آورده در اختيارخانواده قرار دهد.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«وظيفه زن نسبت‏به‏شوهرش اينست كه چراغ خانهرا روشن كند و غذای نيكو و شايسته تهيه‏ببيند (7) ».

زنی به رسول خدا عرض كرد:«خدمت كردن زن در خانه شوهر چه‏فضيلتی دارد؟فرمود:درمقابل هر كاريكه برای اداره امور منزل انجام دهدخدا نظر لطفی به او ميفرمايد.و كسيكهمورد نظر خدا واقع گردد معذب‏نخواهد شد (8) ».

مطلب دوم-احتياجات غذائی افراد هميشه يكسان نيست‏بلكه‏نسبت‏به سنين و احوالمختلف اختلاف پيدا ميكند،مثلا اطفال و جوانان‏چون در حال رشد و نمو هستند به موادمعدنی مخصوصا كلسيم نياز بيشتری دارند،بايد در برنامه غذائی آنها چيزهايی را داخل كردكه از حيث‏مواد معدنی غنی باشند،همچنين افراد مذكور چون دارای حركت و فعاليت‏زيادهستند و بيشتر انرژی مصرف ميكنند به مواد انرژی‏زا مانند چربيها ومواد قندی ونشاسته‏ای بيشتر احتياج دارند،در تغذيه آنان بايد اين موضوع‏رعايت‏شود.

و همچنين احتياجات غذائی افراد نسبت‏به نوع شغلشان مختلف‏است:مثلا يك مرد كارگراحتياج بيشتری به چربيها و مواد قندی ونشاسته‏ای دارد،زيرا لازمه شغلش كوشش و فعاليتزياد است،اما كسيكه‏شغل راحت و آسانی داشته باشد به قدر يك كارگر احتياج به موادمذكورندارد.برنامه غذای تابستان با زمستان نيز يكسان نيست،برنامه غذای يك‏بيمار نيزنميتواند با برنامه غذای افراد سالم يكسان باشد،معمولا بايدبرای بيمار غذای سبك و مقویتهيه كرد،در مورد غذای او بايد ازپزشك دستور گرفت،به هر حال يك خانم خانه‏دار بايد همهاين نكات رارعايت كند و بر طبق احتياجات افراد غذا برايشان تهيه كند.

مطلب سوم-يكی از نكات حساس و قابل توجه اينست كه وقتی‏سن انسان از چهل تجاوز كردمعمولا در معرض ابتلا به بيماری چاقی‏قرار ميگيرد،شايد بعضيها چاقی را علامت‏سلامتمزاج بشمارند ليكن‏اين موضوع كاملا اشتباه است،چاقی يكی از بيماريهای خطرناكشمرده‏ميشود و عوارض ناگواريرا به دنبال دارد،اشخاص چاق در معرض ابتلای‏به بيماريهایقلبی،فشار خون،سخت‏شدن شريانها،بيماريهای كليه و كبدو كيسه صفرا و مرض قندميباشند،به تصديق پزشكان و تاييد آمارهای‏شركتهای بيمه افراد لاغر بيشتر از افراد فربهعمر ميكنند،وقتی سن انسان از چهل تجاوز كرد فعاليت‏بدن كمتر ميشود،در نتيجه،ميزان‏سوخت و ساز آن نيز تقليل می‏يابد،بنابراين به چربيها و مواد قندی ونشاسته‏ای كمتراحتياج پيدا ميكند،در اين سنين دستگاه توليد نيروی بدن‏كه كالوريها را به انرژی تبديلميسازد كمتر كار ميكند،در نتيجه،كالوريهاتبديل نشده در اطراف كمر و اطراف شرايين واعضاء بدن جمع شده توليدچاقی ميكنند،بهترين علاج چاقی كم خوری است مخصوصاچربيها و موادنشاسته‏ای و قندی.

خانمی كه به شوهرش علاقه‏مند است‏به مجرديكه آثار و علائم‏چاقی را در او مشاهده نمودبايد فورا در برنامه غذائی او تجديد نظر كند،مواظب باشد پر خوری نكند،از مصرف چربيها وشيرينيها و خامه‏ممنوعش سازد،مواد قندی و نشاسته‏ای مانند نان و برنج از عواملمهم‏چاقی هستند،كاری كند كه مرد از اينها كمتر مصرف نمايد،به جای اينهااز موادپروتئين‏دار مانند:تخم مرغ و جگر و گوشت گوسفند و گوساله وپرندگان و ماهی و پنير بيشتردر برنامه غذايی او بگنجاند،زيرا اينها هم‏رفع گرسنگی ميكنند و هم كالری كمتری دارند،لبنيات نيز در اين سنين‏مناسب است،اگر از جانب طبيب ممنوع نباشد ميوه‏جات وسبزيجات نيزمناسب است،در اين باره با پزشك نيز مشورت كنيد و دستور بگيريد،رعايتهمه اين نكات برای خانمی كه به شوهرش علاقه‏مند است كاملاضرورت دارد،در واقع حياتو سلامت‏شوهر به دست اوست،چون هرغذايی نزدش گذاشت ناچار تناول خواهد كرد.

ليكن اگر از شوهرت سير شده‏ای و هوس بيوه شدن نموده‏ای وميخواهی به طوری او رابقتل برسانی كه مورد تعقيب پليس قرار نگيری و كسی از جنايت تو مطلع نشود خيلی آساناست،غذاهای بسيار چرب وشيرين و خوشمزه تهيه كن و نزد شوهرت بگذار و با اصرار زيادبه‏پرخوری تشويقش كن،تا ميتوانی نان و برنج در برنامه غذايش بگنجان،يك سفره رنگارنگو زيبا برايش پهن كن،در اينصورت او تا بتواندشكمش را از اين غذاهای لذيذ پر ميكند.

اگر بدين برنامه عمل كردی مطمئن باش فاصله چندانی با بيوه‏شدن نداری،بزودی او را ازدست‏خواهی داد،در عين حال از خدمات وپذيرائيهای تو اظهار رضايت‏خواهد نمود.

ممكن است‏خواننده گرامی بگويد:برنامه غذائی مذكور برای طبقه‏يك و ثروتمندان خوباست كه به انواع غذاهای لذيذ و گرانقيمت‏دسترسی دارند اما برای طبقه سه كه اكثريت ملترا تشكيل ميدهند و باتلاش شبانه روزی لقمه غذای ساده‏ای بدست می‏آورند قابل عملنيست،اينگونه افراد چگونه می‏توانند برای تامين حوائج عمومی بدن برنامه‏غذائی داشتهباشند؟!

ليكن خواننده گرامی بايد بدين مطلب توجه داشته باشد كه‏خوشبختانه مواد ضروری تغذيهبدن در همين غذاهای ساده و طبيعی بقدركافی وجود دارد.اگر كدبانوی خانه از فن تغذيه وطبخ اطلاع كامل داشته‏باشد می‏تواند از همين حبوبات و ميوه‏جات ساده مانند نخود و لوبياوعدس و گندم و سيب و پياز و گوجه و هويج و انواع مختلف سبزيجات‏غذائی درست كند كههم مطبوع باشد و هم مطابق بهداشت و حفظ الصحه‏ليكن كاردانی و سليقه لازم دارد.

پی‏نوشتها:

1-اطلاعات 23 بهمن ماه 1348

2-اطلاعات دوشنبه 26 تير ماه 1351

3اطلاعات 11 اسفند ماه 1348

4-اطلاعات 3 بهمن ماه 1350

5-وسائل ج 14 ص 15

6-بحار ج 62 ص 290

7-مستدرك ج 2 ص 551

8-بحار ج 103 ص 251

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

مهمانداری

يكی از اموريكه برای هر خانواده‏ای كم يا بيش اتفاق ميافتدمهمانداری است،به طوريكهميتوان آنرا از لوازم حتمی زندگی دانست،مهمان نوازی رسم خوبی است،دلها را با هم مربوطميكند،باعث مودت ومحبت ميشود،كينه‏ها و كدورتها را برطرف ميسازد،همنشينی و رفت وآمدبا دوستان و خويشان يكی از بهترين تفريحات سالم بشمار ميرود.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«رزق مهمان از آسمان‏نازل ميشود.وقتی آنرا خورد،گناهان ميزبان آمرزيده می‏شود (1) ».

امام رضا عليه السلام فرمود:«سخاوتمند از غذای مردم ميخورد تااز غذايش بخورند.اما بخيلاز غذای مردم نمی‏خورد مبادا از غذايش‏بخورند (2) ».

رسول خدا فرمود:«همنشينی با دوستان ايجاد محبت ميكند (3) ».

امام محمد تقی عليه السلام فرمود:«نشستن با دوستان دل را زنده وعقل را بارور ميكند و لواندك باشد (4) ».

روان انسان در اين دريای متلاطم زندگی به آرامش احتياج دارد،چه آرامشی بهتر از اينسراغ داريد كه جمعی از دوستان و خويشان با وفادر انجمنی گرد آيند،مشكلات زندگی راموقتا به دست فراموشی بسپارند،با سخنان شيرين و دلپذير محفل انسشان را با صفا سازند،هم تفريح وتجديد نيرو كنند هم پيوند دوستی را مستحكم سازند.

آری مهمانداری رسم بسيار خوبی است و كمتر كسی پيدا ميشود كه حسنش را انكار كندليكن دو محذور بزرگ بوجود آمده كه اكثرخانواده‏ها تا بتوانند از زير بارش شانه خالیميكنند و تا ضرورت اقتضانكند تن بدان نميدهند.

مشكل اول-تجملات زندگی و چشم و همچشميهای بيجا زندگی‏را دشوار ساخته است،اسباب و لوازم منزل كه برای رفع احتياج وتحصيل راحتی بوده از صورت حقيقی خارج شدهو به صورت تجمل وخودنمائی در آمده است،و همين موضوع مهمانيها و رفت وآمدهای‏دوستانه را تقليل داده است،شايد اكثر مردم بی‏ميل نباشند كه با دوستانوخويشانشان رفت و آمد كنند ليكن چون نتوانسته‏اند بر طبق دلخواه اسباب‏و تجملاتزندگی را فراهم سازند و زندگی خويشتن را ناقص می‏پندارنداز رفت و آمد با دوستان امتناعدارند،يك فكر غلط دست و پای مردم رابسته دنيا و آخرتشان را تباه خواهد ساخت.

خانم محترم،مگر دوستان برای تماشای اسباب لوكس به منزل شماميآيند،اگر چنينمنظوری دارند بهتر است‏به فروشگاهها و موزه‏ها بروند،مگر نمايشگاه اشياء لوكس بازكرده‏ايد و برای خودنمائی آنها را به منزل‏دعوت مينماييد؟رفت و آمد برای انس و محبت وتفريح است نه برای فخرو مباهات و خودنمائی،مهمانها برای پر كردن شكم و تماشا به منزلشمانميآيند بلكه مهمانی را يك نوع احترام ميشمارند،آنان هم از اين رقابتها وتجمل پرستيهابتنگ آمده‏اند و سادگی را دوست دارند ليكن اينقدر جرئت‏ندارند كه اين رسم غلط را پايمالسازند و خودشان را از اين قيد و بنداختياری آزاد نمايند اگر شما با سادگی از آنان پذيرائیكنيد نه تنها بدشان‏نميآيد بلكه خشنود هم خواهند شد،بعدا از همين روش ساده شما پيروینموده بدون تكلف و سختی از شما پذيرايی خواهند كرد،در اينصورت‏ميتوانيد با كمالسادگی رفت و آمد كنيد و از نعمت انس و مودت بهره‏مندگرديد،بنابراين،اين مشكل را بهآسانی ميتوان حل كرد ليكن قدری‏جرئت و شجاعت لازم دارد.

مشكل دوم-كارهای سنگين و دشوار مهمانداری است.خانم‏ناچار است در ظرف چند ساعتوسائل پذيرايی چندين نفر را فراهم‏سازد،و به همين علت غالبا بعض غذاها مطابق دلخواه ازكار در نمی‏آيد،در آنصورت مرد از يك طرف ناراحت ميشود كه پول خرج كردم در عين‏حالآبرويم ريخت،زن از طرف ديگر ناراحت است كه زحمت كشيدم درعين حال پيش مهمانهاآبرويم ريخت و زن بی‏سليقه‏ای معرفی شدم،بدتراز همه جواب نق نق‏های شوهرم را چهبگويم؟بدين جهت كمتر مجلسی‏پيدا ميشود كه بدون اضطراب و دلهره خاتمه پذيرد،همينامر باعث‏شده‏كه خانواده‏ها غالبا از مهمانی كردن گريزانند و از تصور آن بخود ميلرزند،البتهما هم تصديق داريم كه مهمانداری كار آسانی نيست،ليكن عمده‏اشكال از اينجا پيدا شده كهخانم مهماندار راه و رسم مهمانداری را خوب‏نميداند و ميخواهد در ظرف دو سه ساعتكارهای بسيار زياد و دشواری‏را انجام دهد،در صورتی كه اگر كاردان و با تدبير باشد ميتواندبخوبی وآسانی بهترين مجلس را برگزار كند،اكنون دو نمونه مهمانداری را برايتان‏مجسمميسازيم هر كدام را بهتر پسنديديد ميتوانيد انتخاب نماييد:

نمونه اول-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:شب جمعه‏مهمان داريم،ده نفر ازدوستان را برای صرف شام دعوت نموده‏ام،خانم‏كه از مهمانداريهای گذشته خاطرات تلخیدارد از شنيدن نام مهمان قلبش به تپش افتاده بدين عمل اعتراض ميكند،بالاخره مرد بادليل و برهان والتماس و درخواست او را قانع ميسازد كه ترتيب اين مهمانی ضرورت‏دارد وبهر جور شده بايد وسيله آنرا فراهم سازی،از آنوقت تا روزپنجشنبه با نگرانی و اضطراب بسرميبرند،بالاخره روز پنجشنبه فرا رسيددر اين روز بايد وسائل پذيرائی فراهم شود،خانم يا آقابرای خريد جنس‏از منزل خارج ميشود،در بين راه فكر ميكند چه چيزهايی را بايدخريداری‏نمايد.بالاخره چند رقم جنس مورد لزوم را خريده نزديك ظهر به منزل‏برميگردد،عمليات خانم بعد از ظهر شروع ميشود،ناهار را خورده ونخورده از جا برخاسته مشغول كارميشود،ليكن كار كه يكی دو تا نيست،خودش را در مقابل انبوهی از كارهای دشوار مشاهدهميكند مثلا بايدسبزيها را پاك نموده بشويد و خرد كند،سيب زمينی و پياز را خرد كند،لپه‏هارا پاك كند،برنج را پاك نموده خيس كند،گوشتها را خرد كند،ميخواهد دو سه رقم خورشبپزد و احيانا مرغ سرخ كند،كباب بپزد،چلوبپزد،قند خرد كند،ظرفها را بشويد،اتاق پذيرايیرا مرتب سازد،همه اين‏كارها را ميخواهد دست تنها يا با يك كمك انجام دهد،با عجلهواضطراب مشغول ميشود،ميخواهد سبزی خرد كند ولی نميداند كاردكجاست،قدری اينطرف و آنطرف ميگردد تا پيدايش كند،ميخواهدخورش بپزد،می‏بيند فراموش كرده پيازبخرد،برنج را بار گذاشته می‏بيندنمك نيست،يكی را ميفرستد دنبال خريد پياز و نمك،بهريك از وسائل‏طباخی احتياج پيدا كند بايد مدتی بگردد تا پيدايش كند،به سر خدمتكاردادميزند،به دخترش نفرين ميكند،با پسرش دعوا ميكند،در وسط كار نفت‏چراغ طبخ يا گازتمام ميشود،ای خدا ديگر چه كنم؟ در همين حال زنگ درب منزل بصدا در آمده مهمانهايكی پس ازديگری وارد ميشوند،مرد بيچاره كه از اضطراب و ناراحتيهای همسرش‏خبر دارداز آنان استقبال ميكند،پس از سلام و تعارف بسراغ چای ميرودليكن مشاهده ميكند كههنوز سماور را روشن نكرده‏اند،به پسر يا دخترش‏داد ميزند چرا سماور را روشن نكرده‏ايد،بالاخره بعد از ساعتی چای‏درست ميشود اما می‏بيند قند خرد كرده ندارند،تازه مشغولخرد كردن قندميشوند،بالاخره بعد از چندين مرتبه رفت و آمد چند استكان چاینزدمهمانها ميگذارد،چشمش به مهمانهاست ولی دلش در آشپزخانه است،زيرا ميداند درآشپزخانه غوغاست،در مقابل سخنان شيرين دوستان لبخندسردی تحويل ميدهد اما دلشدر اضطراب و از عاقبت اين مهمانی بيمناك‏است،بدتر از همه اينكه مهمان زن هم داشتهباشند يا مدعوين از خويشان‏باشند،در اينصورت مرتبا از مرد می‏پرسند پس خانم كجاتشريف دارد؟

مرد جواب ميدهد مشغول كار است الآن خدمت ميرسد،گاهی خانم‏ناچار ميشود دربحبوحه كار سری به مهمانها بزند،با لبهای خشكيده وقلب لرزان سلام و تعارفی ميكند امامگر ميتواند چند دقيقه نزد آنها بماند؟

فورا عذرخواهی كرده برميگردد،بالاخره غذا تهيه ميشود ليكن غذاييكه‏در چنين شرائط واوضاعی تهيه شود تكليفش معلوم است،بعد از اينكه ازآشپزخانه نجات پيدا كرده تازهميخواهد سبزی پاك كند،ماست و ترشی ومربا در ظرفها بريزد،شربت و دوغ سالاد درستكند،ظرفهای غذاخوری‏و تميز و آماده كند،بدبختی اينجاست كه وسائل و ظرفها همجای‏مخصوصی ندارند،هر يك از آنها را در جايی بايد پيدا كند،بالاخره شام‏حاضر ميشود،مهمانها غذا خورده خداحافظی ميكنند. نتيجه-اما غذاها يكی شور شده يكی بی‏نمك،يكیسوخته يكی‏نپخته،از كثرت اضطراب بعض غذاها را فراموش نموده‏اند سر سفره‏بگذارند،اماخانم در حدود ساعت دوازده از كار خلاص خواهد شد،اما باتن خسته و اعصاب ناراحت،ازظهر تا حال نتوانسته دقيقه‏ای استراحت‏كند،فرصت نداشته ساعتی با خويشان يا خانممهمانها بنشيند صحبت كند،حتی نتوانسته به طور كامل سلام و احوالپرسی كند.

اما مرد جز ناراحتی و اضطراب چيزی عائدش نشده با اينكه پول‏زيادی خرج كرده غذایمطبوعی نداشته،از تاسيس مجلس پشيمان است،ممكن است از شدت ناراحتی دعوا كند وخانم خسته را مورد سرزنش‏قرار دهد.

زن و شوهر نه تنها از اين مهمانی سودی نبرده‏اند بلكه ممكن است‏اسباب اختلاف وكشمكش واقع شود،اگر سالم در رفتند تصميم ميگيرندبعد از اين هوس مهمانداری ننمايند.

اما مهمانها چون به حالت اضطراب و پريشانی ميزبانها توجه دارندبه آنان خوش نخواهدگذشت.از خوردنيها و آشاميدنيها لذت نخواهندبرد،پيش خود ميگويند كاش اصلا به چنينمجلسی نرفته بوديم تا اين همه‏اسباب مزاحمت فراهم سازيم.

يقين دارم هيچيك از خوانندگان يك چنين مهمانی پر دردسری رانمی‏پسندد و تركش را برفعلش حتما ترجيح خواهد داد.

آيا ميدانيد علت اين همه ناراحتی و دردسر چيست؟تنها علتش‏همان نامنظم بودن زندگی وعدم آشنايی خانم به فن مهمانداری است.و الامهمانداری اينقدرها هم مشكل نيست. اكنونبه نمونه دوم توجه فرماييد:

نمونه دوم-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:ده نفر ازدوستان را برای صرف شامشب شنبه دعوت نموده‏ام،خانم پاسخ ميدهد:

بسيار خوب،برای شام چی تهيه كنيم؟در اين مورد با هم مشورت نموده‏تصميم ميگيرند،آنگاه با صبر و حوصله تمام احتياجات و لوازم پذيرايی رابا قيد مقدار يك بيك روی كاغذياداشت مينمايند.باز هم يك مرتبه ديگربا دقت آنرا ميخوانند مبادا چيزی فراموش شدهباشد.با يك بررسی ثانوی‏آنچه را در خانه موجود دارند رويش خط ميكشند،و چيزهايی را كهبايدخريد در صورت جداگانه‏ای يادداشت مينمايند،در سر فرصت آنها راخريداری نموده درمنزل ميگذارند،روز پنجشنبه كه هنوز يك روز به فرارسيدن موعد مقرر باقی مانده بعضكارهای روز جمعه را جلو مياندازند،مثلا خانم و آقا و فرزندانشان در موقع فراغت همكارینموده سبزيها راتميز كرده خرد ميكنند،سيب زمينی و پياز را شسته آماده ميسازند،برنجراتميز كرده خيس ميكنند،لپه‏ها را پاك ميكنند،قندها را خرد ميكنند،نمكدانها را نمككرده در جای خودش ميگذارند،ظرفهای مورد احتياج‏را تميز و آماده ميكنند،خلاصه:كارهايی را كه ميتوان جلو انداخت‏به طورتفريح انجام ميدهند.

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

صبح روز جمعه بعد از صرف صبحانه خانم بعضی كارها راانجام ميدهد مثلا گوشتها را خردكرده كنار ميگذارد مرغهارا تميز كرده سرخ ميكند،سبزی و سيب زمينی را سرخ كردهكنارميگذارد،خلاصه بعضی كارها را پيش از ظهر انجام ميدهد،معلوم است همه اين كارها رابا صبر و حوصله انجام ميگيرد و بر خانم چندان دشوار نخواهد بود،هم اين كارها را انجامميدهدهم به ساير امور خانه‏داری ميرسد،بعد از صرف ناهار و استراحت مشغول‏بقيه كارهاميشود،اما كار زيادی ندارد زيرا اكثر كارها قبلا انجام گرفته واسباب و لوازم زندگی هم مرتباست،در ظرف يكی دو ساعت،بدون دادو قال و عجله و شتاب بقيه كارها را انجام ميدهد،بهطوريكه اوائل شب‏ديگر كار ندارد،آنگاه خودش را تميز و لباسهايش را عوض ميكند.سماورراروشن نموده در انتظار آمدن مهمانهاست،اگر از خويشان و محارم‏باشند به استقبالشانميرود،بدون اضطراب و نگرانی از آنها پذيرايی‏ميكند،در ضمن گاهی هم سری به آشپزخانهميزند،موقع شام با كمال‏راحتی سفره را آماده ميكند،اگر لازم باشد از شوهر و فرزندانش نيزدراين موقع استمداد مينمايد،به زودی و آسانی شام آماده ميشود.

مهمانها با كمال آسايش و خوشی شام را صرف ميكنند و به اين‏صورت خاتمه می‏پذيرد.

نتيجه-اما مهمانها علاوه بر خوردن غذاهای لذيذ و مطبوع ازنعمت انس و مودت نيزبرخوردار شده با كمال آسايش گفته و شنيده‏اند،هرگز خاطره خوش آن شب و چهره بشاشميزبان را فراموش نخواهندكرد،پذيرايی گرم او و سليقه و كاردانی كدبانوی خانه را ستايشخواهند كرد.

اما مرد ساعاتی از شب را با كمال آسودگی در كنار مهمانها نشسته‏بهترين تفريحات سالم راداشته است،از اينكه توانسته به نحو دلخواه ازدوستانش پذيرايی كند شاد و خوشحال است،واز وجود چنين بانوی‏كاردانی كه با ذوق و سليقه خويش مجلس را به خوبی برگزار نموده برخودمی‏بالد،بيش از پيش بخانه و چنين بانوی شايسته‏ای علاقه‏مند خواهد شد. اما خانمچون لوازم پذيرائی را با صبر و حوصله و به طور عادی‏تهيه نموده خسته و وامانده نميشود،عصبانی و ناراحت نيست،پيش‏شوهرش و مهمانها هميشه سر بلند است،و خوشنود است كهتوانسته بدون‏اضطراب و نگرانی به بهترين وجه از مهمانها پذيرايی كند،بدينوسيله‏لياقت وكاردانی خويش را باثبات رسانده دل شوهرش را بدست آورده‏است.بعد از اينكه اين دو روشرا ملاحظه فرموديد هر كدام را كه‏پسنديديد ميتوانيد انتخاب كنيد.

امين خانه

مخارج منزل را معمولا مردها تامين ميكنند،مرد شبانه روز زحمت‏ميكشد و درآمدش را درطبق اخلاص نهاده تقديم خانواده ميكند،اين‏بيگاری دائمی را يك وظيفه شرعی و وجدانیدانسته از روی عشق وعلاقه انجام ميدهد،برای رفاه و آسايش خانواده هر گونه رنج و ناراحتیراتحمل ميكند و از خوشی آنها لذت می‏برد،اما از بانوی خانه‏دار انتظار داردكه قدر پول رادانسته بيهوده خرج نكند،از وی انتظار دارد كه در خرج‏خانه نهايت دلسوزی و عاقبتانديشی را بعمل آورد،يعنی اشياء و لوازم‏زندگی را درجه‏بندی نموده ضروريات اوليه را ازقبيل خوراك و پوشاك‏ضروری و كرايه منزل و پول آب و برق و دكتر و دارو،بر ساير امورمقدم‏بدارد.در مرتبه دوم اشياء نيمه ضروری را از قبيل فرش و اسباب و لوازم‏زندگی بر امورغير ضروری مقدم بدارد،ولخرجی و اسراف و تبذير وبخششهای بيجا را يك نوع ناسپاسی وقدر نشناسی ميشمارد.

مرد اگر به خانه و كدبانوی خانه اعتماد پيدا كرد و فهميد كه نتيجه زحماتش بيهوده صرفنميشود به كسب و كار و ازدياد ثروت علاقه‏مندشده به فكر تن پروری و ولخرجی نخواهدافتاد،اما اگر ديد نتيجه‏زحماتش بباد ميرود و خانم خانه‏دار لباس غير ضروری و اسباب تجملوزينت‏خودش را بر همه چيز مقدم ميدارد و مشاهده نمود كه با اينكه شبانه‏روز زحمتميكشد و در خانه ميآورد اما برای مخارج ضروری زندگی‏هميشه لنگ بوده ناچار است قرضكند،ملاحظه كرد كه نتيجه زحماتش‏كه در خانه ميآيد مانند مال كافر حربی به دست‏خانم وفرزندانش غارت‏ميشود،در اينصورت اعتمادش از خانه سلب ميشود،از كار و كوشش‏دلسردميگردد،پيش خود فكر ميكند وجهی ندارد اينقدر زحمت‏بكشم وبخور و نخور كنم و دراختيار خانواده قدرنشناس بگذارم كه در مصارف‏بيهوده صرف كنند،من برای تامينضروريات زندگی و حفظ آبرويم‏زحمت ميكشم ليكن خانواده‏ام به فكر زندگی نبوده جزهوسبازی وولخرجی منظوری ندارند،ممكن است رفته رفته در اثر اين افكار به فكرولخرجی وعياشی بيفتد،و اوضاع زندگی شما متلاشی گردد.

خانم محترم،گر چه شوهرت دار و ندار خويش را در خانه آورده دراختيار تو ميگذارد ليكنخيال نكن مالك حقيقی آنها هستی بلكه شرعا وقانونا شوهرت مالك است،تو امين خانههستی.بنابراين جميع تصرفات‏بايد با اجازه و رضايت او باشد،بدون رضايت او حق نداریچيزی به‏كسی ببخشی يا سوغات و چشم روشنی ببری حتی برای خويشان خودت‏يا خويشاناو،تو امانتدار خانواده هستی و در اين باره مسؤوليت داری،اگر خيانت كنی در روز بازپسينمورد بازخواست قرار خواهی گرفت.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«زن نگهبان و امانتدار اموال شوهرش ميباشد و دراين باره مسؤوليت دارد (5) ».

رسول خدا (ص) فرمود:«بهترين زنان شما زنی است كه خودش‏را خوشبو نمايد،غذایمطبوع تهيه كند،در خرج خانه اقتصاد را رعايت‏كند.چنين بانويی يكی از عمال و كاركنانخدا ميباشد.و كسيكه برای خداكار كند هرگز با شكست و پشيمانی روبرو نخواهد شد (6) .».

«زنی به رسول خدا عرض كرد:شوهر چه حقی بر همسرش دارد؟

فرمود:بايد مطيع او باشد،از فرمانش تخلف نكند،بدون اجازه او چيزی به‏كسی ندهد (7) ».

رسول خدا (ص) فرمود:«بهترين زنان شما زنی است كه كم خرج‏باشد (8) ».

اوقات فراغت را تلف نكنيد

كارهای خانه‏داری به قدری زياد است كه يك بانوی خانه‏دار اگربخواهد بخوبی انجام وظيفهكند اكثر اوقاتش را اشغال خواهد كرد.

مخصوصا اگر دارای چندين فرزند قد و نيم قد باشد.ليكن در عين حال اكثربانوان اوقاتفراغتی هم دارند.

هر كسی مواقع بيكاری خويش را به يك جور ميگذراند.دسته‏ای‏از بانوان آنها را بيهوده تلفنموده كار سودمندی انجام نميدهند.يا بدون‏هدف در خيابانها پرسه ميزنند،يا زن ديگری راپيدا كرده به سخنانی‏مشغول ميشوند كه صد من آنها يك قران ارزش ندارد.يا به سخنانمكرر ونغمه‏هايی گوش ميدهند كه جز تضييع وقت و ضعف اعصاب و فساد اخلاق‏نتيجه‏ای دربر ندارد.اين دسته يقينا ضرر ميكنند زيرا اولا اوقات فراغت‏نيز از عمر انسان محسوبميشوند،و تلف نمودن آنها پشيمانی دارد.

دوران زندگی چنان كوتاه است كه هنوز چشم نگشوده بايد ديده فرو بنديم.

شگفتا اگر اندك پولی را از دست‏بدهيم اندوهگين ميشويم ليكن از تلف‏شدن عمر ملالیبخاطر نميآوريم!يك انسان عاقل ساعتها بلكه دقائق عمرگرانمايه خويش را غنيمت‏شمردهحداكثر استفاده را از آنها می‏برد.ازهمين اوقات فراغت چه استفاده‏های ارزنده‏ای ميتوان برد!ثانيا خودبيكاری زيانبخش بوده آثار و عواقب بدی را در بر دارد.بسياری از بيماريهای عصبی وروانی كه اكثر خانمها از آنها شكوه دارند در اثربيكاری بوجود ميآيند.آدم بيكار به فكر فروميرود و برای خويشتن غم وغصه پيدا ميكند.پشت‏سر غم و غصه هم ضعف اعصاب و پريشانیروح‏خواهد آمد.خوشبخت كسی است كه غرق كار باشد و بدبخت كسی است‏كه اوقاتفراغتی داشته باشد كه درباره خوشبختی و بدبختی خويشتن‏فكر كند.اشتغال به كار بسيارلذت بخش ميباشد.اشخاص بيكار غالباپژمرده و افسرده‏اند.

حيف نيست انسان عمر گرانمايه خويش را بيهوده تلف كند ونتيجه‏ای از آن نگيرد؟!

خانم محترم،شما ميتوانيد از همين اوقات فراغت گر چه كم وكوتاه باشند استفاده‏هایهنگفتی ببريد.ميتوانيد به كارهای علمی بپردازيد.

بر حسب ذوق خودتان و مشورت با شوهرتان يك رشته علمی را انتخاب‏كنيد.كتابهای مربوطبه آن رشته را تهيه نموده در ساعتهای فراغت‏مشغول مطالعه شويد و روز بروز بر فضائل وكمالات خودتان بيفزاييد.

انتخاب رشته به سليقه شما بستگی دارد.فيزيك و شيمی،هيئت ونجوم،جامعه‏شناسی،حقوق،روانشناسی،تفسير قرآن،فلسفه و كلام،علم‏اخلاق،تاريخ و ادبيات هر يك از اين رشته‏ها يا علومديگر را ميتوانيدانتخاب كنيد و در اطرافش به مطالعه و تحقيق بپردازيد.بعد ازاينكه‏بخواندن كتاب مانوس شديد از كتاب خواندن لذت خواهيد برد و درك‏ميكنيد كه چهحقائق شيرين و دلپذيری در كتابها وجود دارد.

بدينوسيله بهترين سرگرمی و تفريح را خواهيد داشت.و روز بروزبر فضائل و كمالات شماافزوده خواهد شد و اگر پشتكار داشته باشيد در همان رشته تخصص پيدا ميكنيد و ميتوانيدبدينوسيله خدمات علمی‏ارزنده‏ای از خودتان بيادگار بگذاريد.ميتوانيد مقالات سودمندیتهيه‏نموده برای روزنامه‏ها و مجلات بفرستيد.ميتوانيد كتابهای مفيدی بنويسيدو در اختيارمردم بگذاريد.بدينوسيله هم شخصيت و احترام شما زيادميشود،هم آثار گرانبهايی از خودتانبيادگار ميگذاريد و ممكن است ازهمين راه درآمدی هم پيدا كنيد.مبادا خيال كنيد كه باانجام امور خانه‏داری‏نميتوان بدين موفقيت‏های بزرگ نائل شد.اگر سعی و همت داشتهباشيدپيروزی شما حتمی خواهد بود.گمان نكن بانوان بزرگ كه آثار گرانبهايی‏از خويشتنبيادگار گذاشته‏اند بيكار بوده‏اند.

آنان نيز شغل خانه‏داری را انجام ميداده‏اند ليكن اوقات فراغت‏خودشان را بيهوده تلفنميكرده‏اند.بانو دورتی كارنگی كه يك كتاب‏ارزنده و پر فروشی تاليف نموده بانوی خانه‏داریبوده كه هم امور خانه رابخوبی انجام ميداده هم در كارهای علمی به شوهرش ديل كارنگیكمك‏ميكرده هم به مطالعه و نوشتن كتاب اشتغال داشته است.مينويسد:من خودقسمتاعظم اين كتاب را در فرصت دو ساعتی كه روزانه هنگام خواب‏طفل كوچكم بدست ميآوردمنوشتم.بسياری از مطالعات ضروری را درمواقعی كه زير دستگاه خشك كننده مو درآرايشگاه نشسته بودم انجام‏دادم. (9) در ميان بانوان،دانشمندان و نويسندگان زبردستی ديدهميشود كه‏خدمات علمی گرانبهايی انجام داده و آثار بزرگی از خويشتن باقی‏گذاشته‏اند.شماهم اگر همت و پشتكار داشته باشيد ميتوانيد در اين قبيل‏كارها دوشادوش مردها پيشرفتنماييد.اگر شوهر شما يك نفر دانشمند و اهل تحقيق باشد ميتوانيد در كارهای علمی باوكمك و همكاری كنيد.يامشتركا به مطالعه و تحقيق بپردازيد.حيف نيست‏يك خانم تحصيلكرده‏يك مرتبه تحصيلاتش را كنار بگذارد و از مطالعه و تحقيق دست‏بردارد؟!

حضرت علی عليه السلام فرمود:هيچ گنجی بهتر از دانش نيست. (10) حضرت‏باقر عليه السلامفرمود:هر كس شبانه‏روز خويش را در طلب دانش صرف‏كند رحمت‏خدا شامل حالش خواهدشد. (11)

اگر حوصله مطالعه و تحقيق نداريد ميتوانيد يك رشته از كارهای‏هنری و دستی را يادبگيريد و در اوقات فراغت مشغول باشيد مثلا خياطی،گلدوزی،نقاشی،گلسازی،بافندگیكارهای خوبی هستند هر يك از آنهارا كه دوست ميداريد ياد بگيريد و انجام دهيد.بدينوسيلههم سرگرمی‏خوبی خواهيد داشت هم ذوق و هنر خويش را نمايان می‏سازيد،هم‏درآمدی پيداميكنيد كه ميتوانيد به بودجه خانوادگی كمك نماييد.

اسلام نيز كارهای دستی را برای سرگرمی بانوان انتخاب نموده‏رسول خدا صلی الله عليه وآله ميفرمايد:اشتغال بريسندگی برای بانوان‏سرگرمی خوبی است. (12)

پی‏نوشتها:

1-وسائل ج 16 ص 557

2-وسائل ج 16 ص 520

3-بحار ج 74 ص 355

4-بحار ج 74 ص 353

5-مستدرك ج 2 ص 550

6-وسائل ج 14 ص 15

7-بحار ج 103 ص 248

8-مستدرك ج 2 ص 532

9-آئين شوهرداری ص 172.

10-بحار،ج 1 ص 165.

11-بحار ج 1 ص 174.

12-بحار ج 103 ص 258.

 

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

شغل بانوان

درست است كه بر مردان واجب است مخارج خانواده را تامين‏كنند و بانوان شرعا در اين بارهمسؤوليتی ندارند،ليكن خانمها نيز بايد شغل و كاری داشته باشند.در اسلام از فراغت وبيكاری مذمت‏شده است.

امام صادق عليه السلام فرمود:خداوند متعال خواب زياد و فراغت زياد رامبغوض ميدارد (1) بازهم حضرت صادق عليه السلام فرمود:خواب زياد،دين‏و دنيای انسان را ضايع و تلف می‏كند (2) حضرت زهرا عليها السلام هم درخانه كار ميكرد و زحمت می‏كشيد (3)

انسان چه نيازمند باشد چه نباشد،بايد شغل و كاری داشته باشد وعمر خويش را بيهوده هدرندهد.كار كند و جهان را آباد نمايد.اگر محتاج‏بود درآمدش را صرف خانواده ميكند و اگر نبوددر امور خيريه و كمك به‏مستمندان بمصرف می‏رساند.بيكاری ملال‏آور و خسته كننده است،و چه‏بسا باعث‏بيماريهای روانی و جسمانی و فساد اخلاق ميشود.

بهترين كار برای بانوان شوهردار كاری است كه در داخل منزل‏انجام بگيرد.امور خانه‏داری وبچه‏داری و شوهرداری بهترين و آسانترين‏اشتغالات بانوان است.بانوانی خوش سليقه و فداكارمی‏توانند خانه رابصورت بهشت‏برين و مهد پرورش كودكان خوب و استراحتگاهشوهران‏مجاهد و پر تلاش خويش در آورند.و اين كار بسيار بزرگ و ارزنده‏ای‏است.رسول خداصلی الله عليه و آله فرمود:جهاد زن به اين است كه خوب‏شوهرداری كند (4)

ام سلمه از رسول خدا صلی الله عليه و آله پرسيد:كار كردن زن در خانه چه مقدار فضيلتدارد؟فرمود:هر زنی كه بمنظور اصلاح امور خانه‏چيزی را از جائی بردارد و در جای ديگربگذارد خدا نظر مرحمت‏باوخواهد كرد و هر كس كه مورد نظر خدا واقع شود بعذاب الهیگرفتارنخواهد شد.ام سلمه عرض كرد:يا رسول الله!پدر و مادرم بقربانت،برای‏زنان ثوابهایبيشتری بفرمائيد.رسول خدا فرمود:هنگاميكه زن آبستن‏ميشود خدا به او اجر كسی راميدهد كه با نفس و مالش در راه خدا جهادميكند.هنگاميكه بچه‏اش را بر زمين نهاد به اوخطاب می‏رسد گناهانت‏آمرزيده شد.اعمالت را از سر بگير.و هنگامی كه بچه‏اش را شيرميدهدخدا در برابر هر مرتبه شير دادن ثواب آزاد كردن يك بنده در نامه عملش‏نوشتهميشود (5)

خانمهای خانه‏دار علاوه بر كارهای خانه‏داری گاهی فراغت‏ديگری هم پيدا ميكنند،كه آنها رانيز نبايد بيهوده صرف كرد.در آن اوقات‏خوبست اشتغالات مرتبی را برای خودشان انتخابكنند و همواره مشغول‏باشند:می‏توانند كتابهای سودمند بخوانند و در رشته‏های مفيدتحقيق وكنجكاوی كنند،و بر علوم و اطلاعات خويش بيفزايند.و نتيجه‏تحقيقاتشان را بصورتكتاب يا مقاله در اختيار ديگران قرار دهند.

می‏توانند بكارهای هنری مانند نقاشی،خطاطی،گلدوزی،خياطی،بافندگی،بپردازند.بااشتغال به اين كارها می‏توانند هم به اقتصاد خانواده‏كمك كنند هم به توليد و ترقی اقتصادیجامعه.بعلاوه در اثر اشتغال بكاراز ابتلاء به بيماريهای روانی و ضعف اعصاب نيز تا حد زيادیمحفوظخواهند ماند.امير المؤمنين عليه السلام فرمود:خدا مؤمنی را كه به حرفه و كاریمشغول و امين باشد،دوست دارد (6)

بهر حال خوب است‏بانوان نيز شغل و كاری داشته باشند و بهترين‏كار برای آنها كاری استكه در داخل منزل انجام ميگيرد،تا به خانه‏داری‏و شوهرداری و بچه‏داری نيز خوب برسند.

اما بعض بانوان ميل دارند يا احساس ضرورت می‏كنند كه درخارج منزل بكاری مشغولباشند.بهترين و مناسب‏ترين شغلها برای‏بانوان اشتغالات فرهنگی يا پرستاری است.می‏تواننددر دبستان يادبيرستان يا كودكستان به تعليم و تربيت دختران كه هم شغل بسيارارزنده‏ایاست و هم با آفرينش لطيف آنها سازگار است مشغول باشند.ياشغل پزشكی بيماريهای زنانيا پرستاری را انتخاب نمايند.اين قبيل‏اشتغالات هم با طبع لطيف و مهربان بانوان تناسبدارد،هم در انجام آنهانيازی به خلطه و معاشرت با مردان بيگانه را ندارند يا كمتر پيداميكنند.

به بانوانی كه می‏خواهند در خارج منزل به كاری اشتغال داشته‏باشند توصيه ميشود به نكاتزير توجه نمايند:

1-در انتخاب شغل با شوهرتان تفاهم كنيد و بدون اجازه او شغل‏نگيريد،كه اين امر آرامش وصفای خانوادگی را بر هم ميزند و زندگی رابر شما و فرزندانتان تلخ ميگرداند.و اين حقشوهر است كه اجازه بدهد ياندهد.به شوهران اين قبيل خانمها توصيه ميشود كه اگر درشغل همسرشان‏مانعی نمی‏بينند لجبازی نكنند و اجازه بدهند به شغل مورد پسندشمشغول‏باشد،هم به مردم خدمت ميكند هم به اقتصاد خانواده.

2-در خارج منزل و در محل كار حجاب اسلامی را كاملا رعايت نماييد.ساده و بی‏آرايش بهمحل كار برويد از خلطه و معاشرت با مردان‏بيگانه حتی القوه اجتناب كنيد.اداره جای كار وخدمت است نه جای‏رقابت و خودنمائی.شخصيت‏به لباس و زر و زيور نيست‏بلكه به متانتوسنگينی و كاردانی و انجام وظيفه است.آرامش و وقار و سنگينی يك زن‏مسلمان را حفظكنيد.هم محترم باشيد هم احساسات و عواطف لطيف‏همسرتان را جريحه‏دار نسازيد.لباسهای زيبا و آرايش و زر و زيورتان رادر خانه و برای همسرتان بگذاريد.

3-در عين حال كه شما در خارج كار ميكنيد اما شوهر وفرزندانتان انتظار دارند از كارخانه‏داری و شوهرداری و بچه‏داری نيزغفلت نكنيد:با كمك و همكاری شوهرتان نظافتمنزل و طبخ غذا وشستن ظروف و لباسها و ساير امور خانه را تنظيم كنيد و در مواقعمناسب‏با هم انجام دهيد.منزل شما بايد مانند منزل ساير مردم بلكه بهتر اداره شود.

كار كردن خارج منزل مجوز اين نيست كه بكارهای منزل نرسيد و شوهر وفرزندانتان راناراحت‏سازيد.كار خارج منزل مقدمه،و منزل آسايشگاه‏شما است.از تنظيم آسايشگاه غفلتنكنيد.

به شوهران چنين بانوانی نيز توصيه ميشود كه در امر خانه‏داری وبچه‏داری حتما باهمسرشان تعاون و همكاری نمايند.از او انتظار نداشته‏باشند كه هم به شغلش ادامه بدهد وهم كارهای منزل را به تنهائی انجام‏دهد.چنين انتظاری نه مقتضای شرع است نه مطابقانصاف و وجدان،نه‏رسم صفا و محبت و آئين همسرداری.انصاف اقتضا دارد كه كارهای منزل‏رادر بين خودشان تقسيم نمايند و هر يك از آنها با تناسب حال و وقت،كارهائی را بپذيرد وانجام دهد. 4-اگر بچه‏دار است،يا او را به كودكستانی بسپارد يا نزد شخص‏امين و دلسوز ومهربانی بگذارد و به محل كار برود.مبادا او را تنها دراتاق بگذارد و برود كه كار بسيار ناروا وخطرناكی است.علاوه برخطرات احتمالی،موجب ترس و عقده و بيماريهای روانی خواهد شد.

5-اگر احساس ضرورت ميكنيد كه به شغل ديگری غير ازمشاغل مذكور مشغول باشيد،حتما با همسرتان تفاهم نمائيد و با اجازه وصلاحديد او كار بگيريد.و اگر موافقت نكرد از آنشغل منصرف شويد.ودر صورت موافقت‏سعی كنيد شغلی را انتخاب كنيد كه كمتر بامردان‏بيگانه در تماس و ارتباط باشيد كه نه بصلاح خودتان ميباشد نه بصلاح‏جامعه.و بهرحال حجاب اسلامی و ساده و بی‏آرايش بيرون رفتن را حتمارعايت كنيد.

13691367 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2603
|
تاریخ عضویت : آذر 1394 

بچه‏داری

يكی از وظائف سنگين و حساس بانوان بچه‏داری است.بچه‏داری‏كار آسانی نيست‏بلكه شغلبسيار پر مسئوليتی است.مقدس‏ترين وارزنده‏ترين شغلی است كه دستگاه آفرينش بر عهدهبانوان گذاشته است.

در اينجا بايد چند مطلب به طور اختصار مورد بررسی قرار گيرد:

1-ثمره ازدواج

گر چه كمتر اتفاق ميافتد كه زن و مرد به منظور بچه‏دار شدن تن به‏ازدواج بدهند،معمولاعوامل ديگری و از جمله تمايلات جنسی محرك‏آنان ميباشد.ليكن طولی نميكشد كه هدفطبيعی آفرينش روشن شده‏عشق به فرزند ظاهر ميگردد.وجود فرزند ميوه درخت زناشويیو يك‏آرزوی طبيعی است.ازدواج بی‏فرزند مانند درخت‏بی‏بار است.وجودفرزند پيوند زناشويیرا استوار ميسازد،مرد و زن را به خانه و زندگی‏علاقه‏مند ميگرداند محيط خانه را با صفا وطراوت ميكند.مرد را به تلاش وكوشش بيشتر وادار و زن را به خانه و كاشانه دلگرم ميسازد.

ازدواج در آغاز كار بر پايه‏های لرزان و ناپايدار هوسرانی وتمتعات جسمانی و معاشقه‏هایزودگذر و عشقهای دروغين بنا ميشود بدين‏جهت همواره در معرض انحلال و جدايی است،نيرومندترين عاملی كه ميتواند پايداری آنرا تضمين كند همان بچه‏دار شدن است.جوانیوهوسرانی بزودی ميگذرد،تمايلات جنسی فروكش ميكند،عشقهای ظاهربه سردی ميگرايد.تنها يادگاری كه از آن دوران باقی ميماند و اسباب‏آرامش و دلگرمی مرد و زن را فراهمميسازد وجود فرزند است.بدين‏جهت امام سجاد عليه السلام فرمود:سعادت انسان در اينستكه فرزندان‏صالحی داشته باشد كه به آنان استعانت جويد. (7)

پيغمبر اسلام (ص) فرمود:فرزند صالح گياه خوشبويی است ازگياهان بهشت. (8)

رسول خدا فرمود:بر تعداد فرزندانتان بيفزاييد زيرا من در قيامت‏به زيادی شما بر ساير مللافتخار خواهم كرد. (9)

چقدر نادانند افراديكه با بهانه‏های بيجا از بچه‏دار شدن خودداری‏مينمايند و بدينوسيله باناموس آفرينش انسان مبارزه ميكنند؟!

2-تربيت فرزند

مهم‏ترين و حساس‏ترين وظيفه بانوان پرورش و تربيت فرزنداست.در اين باره پدر و مادر هردو مسئوليت دارند ليكن ثقل اين كارمعمولا بر دوش مادران ميباشد.

زيرا آنها هستند كه ميتوانند مرتبا از كودكان خويش مراقبت وحفاظت نمايند.اگر مادران بهوظيفه سنگين و مقدس مادری آشنا باشند و با برنامه صحيح نونهالان اجتماع را پرورشدهند ميتوانند اوضاع عمومی‏يك اجتماع بلكه جهان را به طور كلی دگرگون سازند.بنابراينترقی وتنزل،پيشرفت و عقب‏ماندگی اجتماع در دست‏بانوان و به اختيار آنهاست.

بدين جهت پيغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زير پای مادران است. (10)

اطفالی كه هم اكنون در محيط كوچك خانه پرورش می‏يابند مردان‏و زنان آينده اجتماعخواهند بود.هر درسی را كه در محيط خانه و در دامن‏پدر و مادر فرا گيرند در اجتماع فردا بهمرحله عمل خواهند رسانيد.اگرخانواده‏ها اصلاح گردند اجتماع نيز حتما اصلاح خواهد شد.چون‏اجتماع به غير از همين خانواده‏ها چيزی نيست.اگر كودكان امروز،تندخو،ستيزه‏گر،متجاوز،چاپلوس،دروغگو،بد اخلاق،كوتاه فكر،بی‏اراده،تو سری خور،زور شنو،ترسو،خجول،نادان،خودخواه،پول پرست،لاابالی پرورش يابند جامعه بزرگ فردا نيز به همين صفاتواخلاق زشت گرفتار خواهد شد.اگر امروز تو سری خور شما بودند فرداتو سری خورستمگران خواهند شد.اگر امروز با تملق و چاپلوسی از شماچيزی گرفتند فردا هم در مقابلزورگويان چاپلوسی خواهند كرد.

و بالعكس اگر كودكان امروز درستكار،شجاع،بلند همت،خوش اخلاق،خيرخواه،بردبار،دلدار،با ايمان،زور نشنو،غير متجاوز،عدالتخواه،بزرگ نفس،حقگو،امانتدار،دانا،روشنفكر،راستگو،صريح اللهجه تربيت‏شوند فردا هم همين صفات عالی را به صورت‏كاملتری ظاهر خواهندساخت.

بنابراين،پدران و مادران و بالاخص مادران در قبال فرزندان خويش و اجتماع بزرگترين وسنگين‏ترين مسؤوليت را خواهند داشت.

اگر مطابق نقشه صحيح و برنامه دقيق تربيتی در تربيت كودكان خويش‏اقدام نمايندبزرگترين خدمت را نسبت‏به اجتماع آينده خواهند نمود.واگر در انجام اين وظيفه بزرگسهل‏انگاری كنند در قيامت مسؤول خواهندبود.بدين جهت امام سجاد عليه السلام فرمود:حق فرزندت اينست كه‏بدانی كه او از تو ميباشد.بد باشد يا خوب با تو نسبت دارد.درقبال‏پرورش و تاديب او و راهنمايی‏اش به سوی خدا و كمك كردنش به‏فرمانبرداری مسؤوليتداری.رفتارت با او رفتار كسی باشد كه يقين دارددر مقابل احسان كردن به او پاداش نيكخواهد داشت و در مقابل‏بد رفتاری كيفر بد خواهد ديد. (11)

در اينجا بايد يادآور شويم كه چنان نيست كه هر بانويی از شغل‏مادری و تربيت صحيح آگاهباشد بلكه رموز آنرا بايد ياد گرفت.ليكن دراين اوراق كوتاه نميتوان وارد فن تربيت‏شد ومباحث دقيق آنرا موردتجزيه و تحليل قرار داد.آن خود بحث دقيق و دامنه‏داريست كه بهكتاب‏جداگانه‏ای نيازمند است (12) .خوشبختانه كتابهايی در اين باره تاليف شده دراختيارخوانندگان قرار دارد.مادران علاقه‏مند ميتوانند آنها را تهيه ومطالعه نمايند و از تجربياتخودشان نيز استفاده كنند.اگر بانوی با هوش وعلاقه‏مندی باشد ميتواند علاوه بر تربيتكردن فرزندان،خدمات علمی‏ارزنده‏ای هم انجام دهد.با بكار بستن دستورهای تربيتی وملاحظه آثار ونتائج آنها بزودی در فن تربيت تخصص پيدا خواهد كرد.در آنصورت ميتواند بهوسيله اطلاعات جالبی كه در اين باره بدست آورده در راه اصلاح‏و تكميل كتابهای تربيتیخدمات علمی و ارزنده‏ای انجام دهد.

ليكن يادآوری يك نكته ضرورت دارد.بسياری از مردم از معنای‏صحيح تربيت غافل بوده بينتعليم و تربيت فرق نميگذارند.تربيت را نيزيك نوع تعليم می‏پندارند.خيال ميكنند با ياددادن يك سلسله مفاهيم ومطالب سودمند دينی يا تربيتی و به وسيله پند و اندرزهای حكما وشعراء ونقل سرگذشت مردان نيك ميتوان كودك را كاملا تحت تاثير قرار داد ومطابق دلخواهتربيتش نمود.مثلا گمان ميكنند اگر آيات و روايات مربوطبه مذمت دروغگويی را به اطفالياد دادند و وادارشان كردند چندين حديث‏و داستان درباره فضيلت راستگويی از بر كنند،وحتی در حضور مردم‏بخوانند و جايزه بگيرند،راستگو تربيت‏خواهند شد.در صورتيكه درموردتربيت‏به اين مقدار نميتوان اكتفا نمود.البته از بر كردن آيه و حديث وداستانهای آموزندهبی‏اثر نيست.ليكن آثاری را كه از تربيت انتظار داريم‏نبايد از اين قبيل برنامه‏های صوریانتظار داشته باشيم.اگر در صدد تربيت‏صحيح و كامل باشيم بايد كودك را در شرائط و اوضاعخاصی قرار دهيم‏و محيط صالح و مناسبی برايش بوجود آوريم كه طبعا راستگو و صالحودرستكار پرورش يابد.محيط نشو و نما و پرورش كودك اگر محيطراستی،درستی،امانتداری،ايمان،پاكيزگی،انضباط،شجاعت،خيرخواهی،مهر،وفا،صميميت،عدالت،كار و كوشش،عفت،آزادی،بلند همتی،غيرت،فداكاری باشد،كودك نيز با همين صفات خو گرفته‏تربيت ميشود.وهمچنين اگر در محيط خيانت،نادرستی،دروغ،حيله بازی،چاپلوسی،كثافت،تعدی و تجاوز،عدم رعايت‏حقوق،عدم آزادی،بغض و كينه توزی،ستيزه‏گری،لجبازی،كوتاه فكری،نفاق ودورويی پرورش يافت‏خواه ناخواه بدين صفات زشت‏خو گرفته فاسد وبد عمل تربيت‏خواهد شد.و در اينصورت پند و اندرزهای دينی و ادبی‏گر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد كرد.صدها آيه و روايت وشعر و داستان به مقدار يك عمل آموزنده تاثير نخواهد كرد-دو صدگفته‏چون نيم كردار نيست پدر و مادر دروغگو نميتوانند بوسيله آيه و حديث‏كودك راراستگو تربيت نمايند.پدر و مادر كثيف و بی‏انضباط با عمل‏خودشان بچه را كثيف وبی‏انضباط بار ميآورند.كودك بيش از آنمقداركه به سخنان شما توجه دارد در اعمال ورفتارتان دقت ميكند.

بنابراين پدر و مادرانيكه در صدد اصلاح و تربيت فرزندان خويش‏هستند بايد قبلا محيطخانوادگی و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشان‏را اصلاح كنند تا فرزندانشان خواه ناخواهصالح و شايسته تربيت‏شوند.