بخش اول:وظائف بانوان.......
شوهرداری
شوهرداری يعنی مواظبت و نگهداری شوهر.شوهرداری كار سهلو آسانی نيست كه از هر زنبیلياقت و نادانی ساخته باشد،بلكه كاردانی وذوق و سليقه و زيركی مخصوص لازم دارد،زنيكه بخواهد شوهرداری كندبايد دل او را بدست آورد،اسباب رضايتخاطرش را فراهمسازد.مواظباخلاق و رفتارش باشد،به كارهای نيك تشويقش كند،از كارهای بدنگهداريشكند،مواظب بهداشت و حفظ الصحه و تغذيه او باشد.سعی كنداو را به صورت يك شوهرآبرومند و محبوب و مهربان در آورد تا برایخانوادهاش بهترين سرپرست و برای فرزندانشبهترين پدر و مربی باشد.
خداوند حكيم قدرت فوق العادهای به زن عطا فرموده است.
سعادت و خوشبختی خانواده در دست اوست،بدبختی خانواده نيزدر دست اوست.
زن ميتواند خانه را به صورت بهشتبرين در آورد،و ميتواند بهصورت جهنم سوزانی تبديلشسازد،ميتواند شوهرش را به اوج ترقیبرساند و ميتواند به خاك سياهش بنشاند.زن اگر بهفن شوهرداری آشناباشد و وظائفی را كه خدا برايش مقرر فرموده انجام دهد ميتواند ازيكمرد عادی بلكه از يك مرد بیعرضه و بیلياقتيك شوهر لائق و آبرومندبسازد. يكی ازدانشمندان مينويسد:زن قدرت عجيبی دارد،مثل قضا وقدر است،هر چه بخواهد همانست. (14)
اسمايلز ميگويد:اگر زن با تقوی و خوش خلق و كدبانويی در خانهمحقر و فقيری باشد آنخانه را محل آسايش و فضيلت و خوشبختیميسازد.
ناپلئون ميگويد:اگر ميخواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتی رابدانيد به زنان آن ملتبنگريد.
بالزاك ميگويد:خانه بیزن عفيف،قبرستان است.
شوهرداری به قدری در نظر اسلام اهميت داشته كه آنرا در رديفجهاد در راه خدا قرار داده،حضرت علی (ع) ميفرمايد:جهاد زن بايناست كه خوب شوهرداری كند. (15) با توجه باينكهجهاد در راه خدا برایترقی و عظمت اسلام و دفاع از كشورهای اسلامی و اجرایعدالتاجتماعی بزرگترين عبادت است ارزش شوهرداری معلوم ميشود.
رسول خدا (ص) فرمود:هر زنيكه بميرد در حاليكه شوهرشراضی باشد داخل بهشتميشود. (16)
رسول خدا (ص) فرمود:زن نميتواند حق خدا را ادا كند مگر اينكهحق شوهرش را ادا كند (17) .
پینوشتها:
1-سوره روم آيه 21
2-مجمع الزوائد ج 4 ص 252.
3-بحار الانوار ج 103 ص 217.
4-بحار ج 103 ص 222.
5-سوره روم آيه 21.
6-وسائل الشيعه ج 14 ص 3.
7-وسائل الشيعه ج 14 ص 3.
8-وسائل الشيعه ج 14 ص 23
9-وسائل الشيعة ج 14 ص 5
10-وسائل الشيعة ج 14 ص 6
11-وسائل الشيعة ج 14 ص 23
12-وسائل الشيعة ج 14 ص 17
13-بحار الانوار ج 43 ص 117
14-در آغوش خوشبختی ص 142.
15-بحار الانوار ج 103 ص 252.
16-محجة البيضاء ج 2 ص 70.
17-مستدرك ج 2 ص 552.
محبت:
همه مردم تشنه دوستی و محبتند.دوست دارند محبوب ديگرانباشند.دل انسان به محبتزنده است.كسيكه بداند محبوب كسی نيستخودش را بيكس و تنها ميشمارد.هميشهپژمرده و افسرده است.خانممحترم،شوهر شما نيز از اين احساس غريزی خالی نيست.او همتشنهعشق و محبت است.قبلا از محبتهای بیشائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آنهنگام كهپيمان زناشويی بستيد خودش را در اختيار تو قرار داد.
انتظار دارد محبتهای آنها را جبران كنی و از صميم قلب دوستش بداری.
رشته دوستی را از همه بريده و به تو پيوند كرده انتظار دارد تو تنها،باندازههمه دوستشبداری.شب و روز برای آسايش و رفاه تو زحمت ميكشد وحاصل دسترنجخويش را در طبقاخلاص نهاده تقديم تو ميكند.شريكزندگی و مونس دائمی و غمخوار واقعی تو است.حتی ازپدر و مادرتبيشتر به سعادت و خوشی تو عنايت دارد.قدرش را بدان و از صميم قلبدوستشبدار.اگر او را دوستبداری او هم بتو علاقهمند خواهد شد.زيرامحبتيك پيوند دو طرفیاست و دل به دل راه دارد.مهربانی و اظهارمحبت واقعا اعجاز ميكند.يك پسر بيستسالهشهرستانی كه برای درسخواندن به تهران آمده بود عاشق صاحب خانه كه بيوه 39 سالهایبود شد.
زيرا اين زن با مهربانيهای خود جای مادر را در قلب او گرفته بود و خلاءدوری از مادر را پركرده بود. (1)
اگر محبت دو طرفه شد بنيان زناشويی استوار ميشود و خطرجدايی برطرف ميگردد.
مغرور مشو كه شوهرم با يك نگاه دوستم داشت و عشق او هميشهپايدار خواهد ماند،زيراعشقی كه با يك نگاه بيايد دوامی نخواهد داشت.
اگر ميخواهی عشق او پايدار بماند با رشته محبتهای دائمی آنرا نگهداریكن.اگر شوهرت رادوستبداری هميشه دلش شاداب و خرم است.دركسب و كار دلگرم و به زندگی علاقهمنداست.و در همه كارها موفقيتخواهد داشت.اگر بداند محبوب واقعی همسرش ميباشد حاضراستبرای تامين سعادت و رفاه خانوادهاش تا سر حد فداكاری كوشش كند،مرديكه كسریمحبت نداشته باشد كمتر اتفاق ميافتد به امراض روحی وضعف اعصاب مبتلا گردد.خانمگرامی اگر شوهرت بداند دوستش نداریاز تو دلسرد ميشود،به زندگی و كسب و كار بيعلاقهميگردد،به پريشانی وبيماريهای روانی گرفتار ميشود،از خانه و زندگی فرار ميكند،و درميدانزندگی سرگردان ميگردد.ممكن است از ناچاری به مراكز فساد پناه ببرد.
پيش خود فكر ميكند چرا زحمتبكشم و حاصل دسترنجم را بافرادیتقديم كنم كه دوستمندارند.بهتر است دنبال عياشی و خوشگذرانی بروم وبرای خودم دوستهای واقعی پيدا كنم.
خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بينداز و بدينوسيلهبخانه و خانواده جلبش كن.ممكن استشوهرت را قلبا دوستبداریليكن اظهار نكنی اما اين مقدار كافی نيست.بايد آنرابه زبان بياوری بلكهبايد از رفتار و گفتار و حركاتت آثار عشق و علاقه نمايان باشد.چه مانعداردگاه گاه بگويی:عزيزم واقعا ترا دوست دارم؟اگر از سفر آمد لباس نويا دسته گلی تقديمش كنیو بگويی:خوب شد آمدی دلم برايت تنگ شدهبود.وقتی در سفر استبرايش نامه بنويس و ازفراق و جدايی اظهار دلتنگی كن.اگر در محل كار شوهرت تلفن هست و در منزل نيز تلفنداريدگاهی بوسيله تلفن احوال پرسی كن اما نه زياد.اگر از موقع معمول ديرتر بهخانه آمداظهار كن:در انتظار مقدمتبودم و از دير آمدنت ناراحتشدم.
در غياب او نزد دوستان و خويشان از او تعريف كن.بگو:واقعا چهشوهر خوبی دارم،دوستشدارم.اگر كسی خواستبدگويی كند دفاع كن،هر چه بيشتر اظهار عشق و علاقه كنی بيشتربه تو علاقهمند ميشود.درنتيجه پيمان زناشويی شما استوارتر و خانواده خوشبختتریخواهيد بود.
شكسپير ميگويد:چيزيكه در زن قلب مرا تسخير ميكند مهربانیاوست نه روی زيبايش.منزنی را بيشتر دوست دارم كه مهربانتر باشد.
خداوند بزرگ در قرآن شريف به محبت و علاقهايكه در بين زن وشوهر وجود دارد اشارهفرموده آنرا يكی از آيات قدرت خويش شمردهميفرمايد:
يكی از آيات خدا اينست كه همسرانی برايتان آفريده تا بدانهاآرامش پيدا كنيد و ميان شمادوستی و مهربانی نهاد. (2)
حضرت رضا عليه السلام فرمود:بعض زنها برای شوهرشانبهترين غنيمت هستند:زنانيكه بهشوهرشان اظهار عشق و محبت كنند. (3)
پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:بهترين زنان شما،زنهايیهستند كه دارای عشق ومحبتباشند. (4)
امام صادق عليه السلام فرمود:وقتی كسی را دوست داری باو خبر بده. (5)
احترام شوهر
هر كسی به شخصيتخويش علاقهمند است.خودش را دوستدارد.دلش ميخواهد ديگران بهشخصيت او احترام بگذارند.هر كسشخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع ميشود.ازتوهين كنندگانمتنفر است.خانم محترم حب ذات و علاقه به احترام يك امر غريزیاستليكن همه كس حاضر نيست احساس درونی شوهر شما را اشباع كند و بهوی احترامبگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بیادببرخورد ميكند و بسا اوقات موردتوهين قرار ميگيرد.و به شخصيتش لطمهوارد ميشود.از شما كه يار و غمخوارش هستيدانتظار دارد اقلا در خانهاحترامش كنيد و شخصيت تحقير شدهاش را زنده گردانيد.بزرگداشت اوشما را كوچك نميكند ليكن به او نيرو و توانايی میبخشد و برای كوششوفعاليت آمادهاش ميگرداند.خانم گرامی به شوهرت سلام كن.هميشه بالفظ شما او را مخاطبقرار بده.موقع سخن گفتن كلامش را قطع نكن.
جلو پايش برخيز و به او احترام كن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن.
اگر با هم به مجلسی ميرويد او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلكه بانام فاميل و لقبمخاطب قرار بده.در حضور ديگران از او تجليل و تعريفكن.به فرزندانتسفارش كن ازپدرشان احترام كنند.و اگر بیادبی كردندتوبيخشان كن.در حضور مهمانها نيز احترامشبگذار و باندازه آنها بلكهزيادتر از او پذيرايی كن.مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت راناديده بگيری و تمام توجهتبه مهمانها معطوف باشد.وقتی درب منزل را ميزندسعی كنخودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالشبروی.آيا ميدانی همين عملكوچك چه اثر نيكويی در روح شوهرتخواهد گذاشت؟شايد در خارج منزل با دهها مشكلمواجه بوده و با روحپژمرده وارد منزل شود.استقبال كردن شما با لب خندان روح تازهایدركالبد خسته او دميده دلش را آرامش ميدهد.ممكن استخانمها از اينسخن تعجب نمودهبگويند:چه پيشنهاد عجيبی!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگويد!شخص بيگانه وغريبی نيست تا احتياجی باستقبال وخوش آمد داشته باشد.
تسقط الآداب بين الاحباب.البته اين طرز تفكر از تربيت غلط ماپيدا شده،كی گفته كهدوستان و خويشان لازم نيست ادب و احترام رارعايت كنند.مهمانی بمنزل شما وارد ميشوداز او استقبال ميكنيد،خوش آمد ميگوئيد،احترام ميكنيد،پذيرائی مينمائيد.
و اين عمل را يك رفتار عقلائی و يكی از اداب و رسوم زندگیميشماريد.البته چنين است،ازمهمان بايد احترام كرد ليكن از شماانصاف ميخواهم مردی كه از صبح تا شب برای تامينزندگی و رفاه وآسايش شما تلاش ميكند،و در اين راه با صدها مشكل روبرو شده،آنگاهحاصلدسترنجخويش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را ميكوبد كهبرايگان در اختيار شمابگذارد،آيا ارزش آنرا ندارد كه برای خوشنودی واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرماييد و بالب خندان يك خوش آمد گفتهدلش را شاد گردانيد؟
نگو:چون با هم مانوس و خصوصی هستيم انتظار احترام ندارد، بلكه از شما بيشتر از ديگرانانتظار احترام دارد.اگر احترام نكرديد وسكوت كرد دليل آن نيست كه توقع ندارد،بلكه برایرعايتشما ازخواسته درونی خويش صرف نظر نموده است.
خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت.رشته محبت در ميانتان استوارتر و پيمان زناشويیبا دوامتر خواهد شد.به خانه و زندگی وكسب و كار دلگرم ميشود،ونتيجهاش عائد شما میگردد.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:وظيفه زن اين است كه تادرب خانه به پيشواز شوهرشبرود و به وی خوش آمد بگويد. (6)
امام صادق عليه السلام فرمود:هر زنی كه از شوهرش احترام كند وآزارش نرساند خوشبختو سعادتمند خواهد بود. (7)
پيغمبر اسلام فرمود:زن موظف استبرای شوهرش طشت و حولهحاضر كند و دستهايش رابشويد. (8)
مواظب باش به شوهرت توهين و بیادبی نكنی،ناسزا نگوئی،دشنام ندهی،بیاعتنائی نكنی،بر سرش داد نزنی،نزد ديگران آبرويش رانريزی،با لقبهای زشت صدايش نزنی.اگر به او توهينكردی او نيز به توتوهين خواهد نمود.قلبا از هم مكدر ميشويد،عقده روحی و كينهپيداميكنيد،صفا و محبت از ميانتان برطرف ميشود،دائما در حال نزاع وكشمكش خواهيدبود.اگر به زندگی ادامه بدهيد بطور يقين زندگی خوشی نخواهيد داشت.كينههای روحی وعقدههای روانی ممكن است توليد خطركند و باعث جنايتشود.از داستانهای زير عبرتبگيريد:
مرد 22 سالهای بنام...همسر 19 ساله خود را به علت اينكه وی راخر كور خطاب كرده بود با15 ضربه چاقو بقتل رسانيد.وی در دادگاهگفت:يكسال پيش با...ازدواج كردم.در آغاز زندگیمرا شديدا دوستميداشت.ولی بزودی تغيير رويه داد و بنای ناسازگاری را گذاشت.بر سرهرمساله كوچكی به من فحاشی ميكرد و حتی مرا بخاطر اينكه يكی ازچشمهايم كمی چپاست«خر كور»خطاب ميكرد.در روز حادثه شوهرخود را خر كور خطاب ميكند.او چنانخشمگين ميشود كه به جانهمسرش افتاده او را با 15 ضربه چاقو از پای در ميآورد. (9)
مرد 71 سالهای كه زنش را كشته در علت قتل او ميگويد:ناگهانرفتار...نسبتبه من تغييركرد.بیاعتنا شد.يك بار هم مرا پيرمرد غيرقابل تحمل صدا كرد.با اين حرف نشان داد كهدوستم ندارد.دچارسوءظن شدم و با دو ضربه تبر او را كشتم. (10)
شكايت و درد دل
هيچكس نيست كه ناراحتی و گرفتاری و درد دل نداشته باشد.
هر كسی دوست دارد غمخوار و محرم رازی پيدا كند،گرفتاريهای خويشرا برايش شرحبدهد.حس ترحمش را تحريك نموده دلش را كباب كند.
و بدينوسيله غمی از دل خودش برداشته آرامش خاطری بدست آورد.ليكن هر سخن جايی وهر نكته مقامی دارد.برای درد دل نيز موقعيت مناسب لازماست.در هر جا و هر زمان و با هرشرايطی نبايد شكايت را شروع كرد.
خانمهاييكه نادان و خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهرداریبیاطلاعند آنقدرظرفيت و حوصله ندارند كه مشكلات را تحمل نمايند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخيربياندازند.هنگامی كه شوهر بيچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل ميشود تا دمیبياسايد از همانساعت اول با شكايتها و درد دلهای همسر نادانش مواجه ميشود و از خانهوكاشانه بيزار ميگردد:
مرا با اين بچههای جوانمرگ شده رها كردی و رفتی،احمدجوانمرگ شده شيشه درب اتاق راشكست.منيژه با پروين دعوا كردند.ازسر و صدای بچهها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،ديوانهشدم.تكليف مرابا اين بچههای شيطان معلوم كن.آخ از دستبهرام.جوان مرگ شدهاصلادرس نميخواند.امروز كارنامهاش را از مدرسه فرستادند چند نمره تكداشت.حيف از منكه برای اينها زحمت ميكشم.از صبح تا حال بقدریكار كردم كه از حال و كار افتادم.كسیبفريادم نميرسد.
اين بچهها هم كه دستبه سياه و سفيد نميگذارند.كاش اصلا بچهنداشتم.راستی امروزخواهرت آمد اينجا.نميدانم چرا با من سر دعواداشت،خيال ميكرد ارث پدرش را خوردهام.امان از دست مادرت،رفتهاينطرف و آنطرف پشتسرم بدگويی كرده.من از دست اينها بهتنگآمدهام.حيف از من كه در يك چنين خانهای زندگی ميكنم.وای دستم راببين رفتم غذابپزم كارد آشپزخانه دستم را بريد.راستی ديروز رفتم مجلسعروسی سهراب.كاش اصلا نرفتهبودم.آبرويم پاك رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهايی!!خدا بخت وشانس بدهد.مردمچقدر زنهايشان را دوست دارند.چه لباسهايی برايش خريده بود.
اينها را ميگويند شوهر.وقتی وارد مجلس شد همه باو احترامكردند.بله مردم فقط به لباسنگاه ميكنند.آخر چی چی من از او كمتره كهبايد اينقدر افاده كند.بله بخت و اقبال دارهشوهرش دوستش ميداره،مثلتو نيست.من كه ديگر نميتوانم در خانه خراب شده برای تو وبچههايتجان بكنم هر فكری داری بكن.
خانم محترم،اين رسم شوهرداری نيست.تو خيال ميكنی شوهرتبرای تفريح و خوشگذرانیاز خانه بيرون رفته است.برای كسب و كار وتهيه روزی خارج شده است.از صبح تا حال باصدها گرفتاری مواجه بودهكه تو تاب تحمل يكی از آنها را نداری.از گرفتاريهای اداری ياكسبی اواطلاع نداری.نميدانی با چه اشخاص بدجنس و حيله باز و موذی برخوردنموده و چهعقدههايی در روحش گذاشتهاند.از روح پژمرده و اعصابخسته او خبر نداری.اكنون كه ازگرفتاريهای خارج فرار كرده و به خانهپناه آورده شايد دمی استراحت كند،به جای آنكه غمیاز دلش بر داریهنوز نرسيده در شكايت و نق نق را باز ميكنی.آخر اين بدبخت چكند كهمردشده،در خارج منزل با آن همه گرفتاريها مواجه است در خانه هم باشكايتها و ايرادها وبهانهجوئیهای تو مواجه ميشود.انصاف خوب است.
قدری هم به فكر او باش.در اين حال جز اين چارهای ندارد كه يا داد وفرياد راه بيندازد تا ازشكايتهای بيجا و زخم زبانهای تو نجات پيدا كند يااز خانه فرار كند و به يك قهوهخانه يامهمانخانه يا سينما يا جای ديگرپناهنده شود.يا واله و سرگردان در خيابانها پرسه بزند. خانمگرامی،برای رضای خدا و برای حفظ شوهر و خانوادهاتاز اين شكايتها و نق و نقهای بيجادستبردار،زيرك و دانا باشوقتشناس باش.اگر هم واقعا درد دل داری قدری صبر كن تاشوهرتاستراحت كند،اعصابش راحتشود.آنگاه كه سر حال آمد.و موقعيتمناسبی پيدا شدميتوانی مطالب لازم و ضروری را به عنوان مشورت نهاعتراض،با او در ميان بگذاری و درصدد چاره جويی بر آييد.اما اگر بهشوهر و خانوادهات علاقه داری از ذكر وقايع و حوادثجزئی و غيرضروری بهر حال خودداری كن.و با نق نقهای دائمی اعصاب شوهرت راخستهنكن.بگذار به كار خود برسد.او هم به قدر كافی گرفتاری دارد.بهداستان زير توجه فرماييد:
خانمی به نام...ميگويد:من از اول زن نق نقويی بودم.هر روزنق نقهای من بيشتر و شديدترمیشد.تا آنجا كه پس از هشتسال زندگیمشترك با...چند جمله بود كه تقريبا هر شب بااندكی تغيير بين ما رد وبدل میشد.آن هم از وقتی كه شوهرم وارد خانه میشد تا وقتی شامبخوردو توی رختخواب برود:وای خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس كاركردم.كارهای اينخانه بیصاحب مانده هم كه تمام نمیشود.هر طرفش رابگيری باز يك طرفش روی زميناست.
-آخر اين كارهای تو چيست كه تمام نمیشود؟
-آه چه ميدانم همين كارهای لعنتی است.آب،جارو،ظرفشويی،رختشويی،غذا پختن،راست وريس كردن اوضاع خانه،تر و خشك كردنبچهها.
-عزيزم اين كارها كه تو ميگويی همه جا هست توی همه خانهها همه زنها اين كارها راميكنند.تو چرا سر من منت ميگذاری؟
-وای منت،چه منتی؟جانم به لب رسيده پدرم در آمده تو چهمیفهمی؟همين ميروی وپشت ميز اداره مینشينی و پول ميگيری و میآيیخانه.ديگر چه ميدانی خانه چطور مرتبشده چطور نظافتشده؟
-ای وای خانم جان بس كن.
-خوب بله آقا حوصله شنيدنش را هم نداری.من پدرم در آمدهمريض شدهام دارم میميرم.
-عزيزم مريض شدهای برو دكتر.
-با كدام پول؟
-ای ناشكر اين همه پول از من ميگيری باز هم...
-كدام پول،چه پولی؟همهاش خرج زندگيت ميشود.آن هم چهزندگی همهاش پر از بدهكاری،قسطهای عقب افتاده.امروز مجبور شدماز كسبه سر محله نسيه كنم.
و بعد شوهر بيچارهام وقتی از اين همه نق نق جانش به لب میآمدلحاف را روی سرشمیكشيد و میخوابيد.مادرم غالبا در جريان زندگی مابود و بارها مرا نصيحت ميكرد كهدست از اين نق نقها بردارم.و من گوشنميدادم تا يك روز وقتی شوهرم سر كار رفته بود بهمن گفت:هر چهنصيحت كردم گوش ندادی حالا بكش كه سزايت همين است.شوهرت...
من مثل ديوانه از جا پريدم.نه باور نمیكنم.
بسيار خوب حالا كه باور نمیكنی تحقيق كن تا بدانی.تا ساعتدو بعد از ظهر كه شوهرم...ازسر كار بيايد خونم خونم را میخورد.وقتیآمد اول با عصبانيتبعدا با گريه موضوع را در ميانگذاشتم.گفت:ميدانی تو زندگی را برای من كوفت ميكردی.هيچوقت فكر نمیكردی كهمنروزی دو سرويس كار ميكنم تا چرخ زندگيمان بگردد.شب خسته و كوفتهبه خانه میآيم،حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم كه تو ديگر حقنداری با حرف زدن از كارهای خانهمرا از زندگی بيزار كنی.ولی تو اينكار را ميكردی و هنوز هم ميكنی.واقعا مرا از زندگی بيزاركردهای.گاهیفكر كردهام كه اگر صاحب بچه نبوديم بهتر بود از هم جدا شويم.از اينجهتتصميم گرفتهام در جايی آرامش پيدا كنم و پيدا كردم.
-من درستشش ماه زحمت كشيدم تا مجددا شوهرم را به زندگیعلاقهمند كنم ولی اينبرايم تجربهای شد كه ديگر شوهرم را كه در خارجبه اندازه كافی خسته میشود در خانه باشرح ملال خودم خستهتر نكنم.
حالا فهميدهام كه خانه جای استراحت مرد است نه جای عذاب (11)
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه به وسيله زبانشوهرش را اذيت كند نمازهاو ساير اعمالش قبول نميشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را برای تهجد و عبادت برخيزد،وبندههايی آزاد كند وثروتش را در راه خدا انفاق نمايد.زنيكه بد زبان باشد وبدينوسيلهشوهرش را بيازارد نخستين كسی است كه داخل دوزخ ميشود. (12)
رسول خدا فرمود:هر زنيكه شوهرش را در دنيا اذيت كندحور العين به او ميگويند:خدا ترابكشد.شوهرت را اذيت نكن.اين مرد ازشما نيست و لياقت او را نداريد بزودی از شما مفارقتنموده به سوی ماميآيد. (13)
نميدانم منظور خانمها از اين غرغرها چيست؟اگر ميخواهند توجهشوهر را جلب نمودهخودشان را محبوب و زحمتكش و خيرخواه جلوهدهند،مطمئن باشند كه نتيجه معكوسخواهند گرفت.نه تنها محبوبيتی پيدانميكنند بلكه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.و اگرمنظورشان اينست كهاعصاب شوهرشان را ناراحت كنند تا از كار و زندگی سير شود وبهبيماريهای اعصاب مبتلا گردد و از خانه فرار كند و برای تخدير اعصاب بهاعتيادهایخطرناك گرفتار شود و به مراكز فساد قدم بگذارد و بالاخرهدق كش شود البته بدانند كهموفقيت و پيروزی آنها حتمی است.
خانم محترم،اگر به شوهر و زندگی علاقه داری از اين رفتار زشتو غير عقلائی دستبردار.آيااحتمال نميدهی كه شكايتهای بيجای توباعث قتل و جنايتی شود يا كانون خانوادگی شما رامتلاشی سازد؟بهداستان زير توجه كن:
«وقتی...به خانه آمد همسرش در حاليكه دختر سه سالهاش را دربغل داشتبه شوهرش گفت:دو نفر از همكاران او به منزل آمده ناسزاگفتند.مرد سخت ناراحتشد و در اثر جنون آنیچاقويش را در شكمفرزند خردسالش فرو كرد و به قتل رسيد.مرد به چهار سال زندانمحكومشد. (14) »
يك پزشك در دادگاه ميگويد:«در تمام مدت زندگی ما،همسرمحتی يكبار رفتاری كه شايستهيك زن خوب و كدبانو است نداشت.خانهما هميشه نامرتب و درهم است.فريادها وبهانهجوئيها و دشنامهای زنندهاو مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر ميشود با پرداخت پنجاههزار تومان پول از شر او خلاص شود.و با خوشحالی ميگويد راستش را بخواهيد اگرتمامثروت و حتی مدرك پزشكیام را ميخواست ميدادم تا زودتر خلاصشوم.» (15)
پینوشتها:
1-اطلاعات 20 اسفند 1348 شماره 13140.
2-سوره روم:21.
3-مستدرك ج 2 ص 532.
4-بحار ج 103 ص 235.
5-بحار ج 74 ص 181.
6-مستدرك ج 3 ص 551.
7-بحار ج 103 ص 253.
8-مستدرك ج 2 ص 551.
9-اطلاعات 14 ارديبهشت 1351.شماره 13787.
10-اطلاعات اول آذر ماه 1350 شماره 13652.
11-مجله اطلاعات هفتگی شماره مخصوص نوروز سال 1352.
12-بحار ج 76 ص 363.
13-محجة البيضاء ج 2 ص 72.
14-اطلاعات 27 آبان 1350 شماره 13651.
15-اطلاعات 13 ديماه 1350 شماره 13689.
خوش اخلاق باش
كسيكه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتاری كند،با لب خندانسخن بگويد،در مقابلحوادث و مشكلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زيادند،همه دوست دارند با اومعاشرت و رفت و آمد كنند،عزيزو محترم است،به ضعف اعصاب و بيماريهای روانی مبتلانميشود،برمشكلات و دشواريهای زندگی پيروز ميگردد،از زندگی لذت ميبرد،و برمعاشرانشخوش ميگذرد.
امام صادق عليه السلام فرمود:«هيچ زندگانی گواراتر از خوشاخلاقی نيست.» (1)
اما كسيكه بد اخلاق باشد،با صورت درهم كشيده با مردم ملاقاتكند،در مقابل حوادث وناملايمات داد و فريادش بلند شود،بيخود داد وقال راه بيندازد،تند خو و بد زبان باشد زندگیتلخ و ناگواری خواهدداشت،خودش هميشه ناراحت و معاشرينش در عذابند،مردم از او متنفرواز معاشرتش گريزانند،آب خوش از گلوی خودش و معاشرانش پائيننميرود،خواب و خوراكدرستی ندارد.برای انواع بيماريها مخصوصاضعف اعصاب كاملا آمادگی دارد،هميشه اوقاتشتلخ و آه و نالهاش بلند است،دوستانش كماند،محبوب كسی نيست.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«آدم بد اخلاق نفس خودشرا در رنج و عذاب دائمقرار ميدهد.» (2)
خوش اخلاقی برای همه لازم است مخصوصا برای زن و شوهرضرورت دارد،زيرا هميشه با همهستند و ناچارند با هم زندگی كنند.
خانم محترم،اگر ميخواهی به خودت و شوهر و بچههايتخوشبگذرد اخلاقت را اصلاح كن،هميشه شاد و خندان باش،اوقات تلخی ودعوا نكن،خوش برخورد و شيرين زبان باش،بااخلاق خوش ميتوانیخانهات را بصورت بهشتبرين درآوری،حيف نيستبا بداخلاقی آنرابهصورت جهنم سوزانی تبديل كنی و خودت و شوهر و فرزندانت در آنمعذب باشيد؟توميتوانی فرشته رحمتباشی،محيط خانه را با صفا ونورانی گردانی،چرا آنرا به صورت زندانتاريكی در ميآوری؟لب خندان وشيرين زبانی تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور وشادمانی ميگرداند،غم و اندوه را از دلشان بر طرف ميسازد.آيا ميدانی:بامداد كهرزندانتبهمدرسه يا سر كار ميروند اگر با تبسم و گرمی از آنها بدرقه كنی چه تاثيرنيكوئی درروح و اعصابشان خواهی گذاشت.
اگر به زندگی و شوهرت علاقه داری بد اخلاقی نكن،زيرا اخلاقخوب بهترين پشتوانه پيمانزناشويی است.
اكثر طلاقها در اثر بد رفتاری زن و شوهر و عدم توافق اخلاقی پيداميشود.آمار طلاقها اينمطلب را تاييد ميكند.عدم توافق اخلاقی نخستينعلتبروز اختلافات خانوادگی است.
به عنوان نمونه به آمار سالهای 47 و 48 و 49 اشاره ميكنيم:«درسال 1347 از 16039 پروندهشكايت كه به دادگاه خانواده رسيده است،12760 پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقی بودهاست.در سال 1348 ازميان 16058 پرونده اختلافات زناشويی 11246 پرونده به عدمتوافقميان زن و شوهر اختصاص داده شده است.يعنی با يك آمار خيلی سادهمیبينيم كهبيش از هفتاد درصد اختلافات زناشويی به واسطه عدم توافقاخلاقی بروز ميكند. (3) »
خانم محترم،با خوش اخلاقی عشق و محبتشوهرت را جلب كنتا به زندگی و خانوادهعلاقهمند شود،با شوق و ذوق كار كند و اسباب رفاهشما را فراهم سازد،اگر خوش اخلاقیكردی دنبال شب نشينی و عياشینمیرود و زودتر به خانه ميآيد.
زنی به شورای داوری شكايت كرد كه:«شوهرم هميشه ناهار و شامرا بيرون خانه ميخورد.
شوهر جواب داد:علت اينست كه زنم اصلا سازگاری ندارد وبد اخلاقترين زن دنياست.
زن ناگهان خيز برداشت و در حضور اعضای داوری شوهرش راكتك زد. (4) »
اين خانم نادان خيال ميكرد با شكايت و فحش و كتك ميتوانشوهر را به خانه جلب كرد،درصورتی كه يك راه عقلی و ساده داشت وآن خوشرفتاری و خوش اخلاقی بود.
زنی در شورای داوری گفت:شوهرم 15 ماه است كه با من حرفنميزند و مخارج ما را بهوسيله مادرش میفرستد.
مرد در جواب گفت:چون از دستبد اخلاقيهای زنم بتنگ آمدهبودم تصميم گرفتم صحبتنكنم و مدت 15 ماه استباينكار ادامهميدهم. (5) »
اكثر مشكلات زناشويی را با هوشياری و اخلاق خوش ميتوان حلكرد.اگر شوهرت كممحبت است،اگر به خانه و زندگی علاقه ندارد،اگردنبال عياشی ميرود،اگر دير به خانه ميآيد،اگر شام و ناهار را بيرون صرفميكند،اگر بد رفتاری ميكند،اگر تندخويی و دعوا ميكند،اگرثروتش رابباد ميدهد،اگر دم از طلاق و جدايی ميزند همه اينها و صدها مانند اينها رابوسيلهخوشرفتاری و اخلاق خوش ميتوان حل كرد.تو اخلاق و رفتارترا عوض كن و نتيجه اعجازآميز اخلاق خوب را تماشا كن.
امام صادق عليه السلام فرمود:«خدا به آدم خوش اخلاق ثوابجهاد ميدهد،صبح و شببرايش ثواب نازل ميشود. (6) »
حضرت صادق عليه السلام فرمود:هر زنيكه شوهرش را اذيت كندو اندوهگينش سازد و ازرحمتخدا دور است.و هر زنيكه به شوهرشاحترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارشباشد خوشبخت ورستگار است». (7)
به رسول خدا صلی الله عليه و آله عرض شد:«فلان شخص زن خوبی است.روزها روزه دارد وشبها عبادت ميكند.ليكن بد اخلاق استهمسايگانش را آزار ميرساند».
فرمود:«هيچ خير و خوبی ندارد.و از اهل دوزخ ميباشد (8) ».
توقعات بيجا
امكانات مالی و درآمد همه افراد يكسان نيست.همه نميتوانند دريك سطح زندگی كنند.هرخانوادهای بايد حساب دخل و خرج خودشانرا بكنند و بر طبق درآمدشان خرج كنند.انسانهمه طور ميتواند زندگیكند.عاقلانه نيست كه برای تهيه امور غير ضروری دستبه قرض ونسيهبزند.
خانم محترم،تو كدبانوی خانه هستی،عاقل و فهميده باش،حسابخرج و دخلتان را بكن.ببين چطور ميتوانيد خرج كنيد كه آبرويتان محفوظبماند و هميشه پولدار باشيد،عاقبتانديش باش،چشم و همچشميهایبيجا را كنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تنخانمی ديدی و وضعاقتصادی شما اقتضای خريد آنرا ندارد،شوهرت را به تهيه آن وادار نكن،اگر چيز لوكس و قشنگی را در منزل همسايه مشاهده نمودی به شوهرتاصرار نكن كه بايدآنرا تهيه كنی،اگر فلان دوستيا خويش و قوم شماخانهاش را با فرشهای زيبا و گرانقيمت واسباب لوكس زينت كرده لازمنيستخودتان را بسختی بيندازيد تا از او تقليد كنيد،تو كهميدانی وضعاقتصادی و در آمد شما ايجاب نميكند چرا شوهرت را به وام گرفتن ونسيهگرفتن و قسطی خريدن و كارهای غير مشروع وادار ميكنی؟
آيا عقلائی است كه برای رقابتبا ديگران از بانك وام بگيريد وفلان جنس غير ضروری ولوكس را بخريد و در خانه بگذاريد،آيا صلاحاست كه زندگی خودتان را بر وام گرفتن و نسيهكردن و قسطی خريدنپايهگذاری كنيد و يك سری اشياء غير ضروری را در خانهجمعآورینمائيد.
آيا بهتر نيست قدری صبر كنيد تا اوضاع مالی شما بهتر شود؟هرماه مقداری از درآمدتان راپسانداز كنيد،وقتی وضع اقتصادی شما خوبشد و توانستيد جنس مورد نظرتان را تهيهنمائيد با پول نقد آنرا خريداریكنيد.
بيشتر اين رقابتها و ولخرجيها از خانمهای نادان و خودخواهسرچشمه ميگيرد.با ديدن يكچيز لوكس فورا بهوس افتاده و سر به جانشوهر بيچاره گرفته كه بايد آنرا تهيه كنی.به قدرینق نق و پافشاری نمودهكه ناچار ميشود وام بگيرد يا قسطی بخرد و خودش را بيچاره كند وهميشهقرضدار باشد.
گاهی ناچار ميشود زندگی زناشويی را بر هم بزند و زنخودخواهش را طلاق بدهد تا از شرتقاضاهای بيجا و سرزنشها وزخمزبانهای او خلاص شود يا خودكشی كند تا از اين زندگی پر ازايراد وبهانه نجات پيدا كند.به داستانهای زير توجه فرمائيد:
«مردی در دادگاه ميگفت:مدتی است زنم به واسطه القاآت زنهمسايه پايش را توی يككفش كرده كه بايد يا برايش تلويزيون بخرم ياطلاقش بدهم.در ماه فقط 300 تومان حقوقميگيرم،صد تومانش اجارهخانه استبا دويست تومان ديگر بايد يكماه تمام مخارج خانوادهسه نفريمان را تامين كنم،كجا ميتوانم تلويزيون بخرم؟ (9) ».
مردی در دادگاه ميگويد:«خانم دلش لباسهای آخرين مدلميخواهد.خانم ميخواهد خودشرا عين يك زن مرد پولدار در بياورد،آخربه خدا به دين به مذهب تمام حقوق من 900 توماناست،300 تومان آنراكرايه خانه ميدهم.شما بگوئيد من با 600 تومان شام و ناهار تهيه كنميابرای خانم پوستيژ و كفش و كلاه بخرم؟»در آخر به مادر زنش ميگويد:دختر مال شما.چشم،طلاقش ميدهم ودور هر چه زن استخط ميكشم (10) ».
مردی كه خودكشی كرده بود وقتی بهوش آمد گفت:«من شاگردرانندهام،سه سال استازدواج كردهام،زنم توقعات خارج از حد دارد،چون نميتوانم توقعاتش را برآورده كنم مرتبامرا سرزنش ميكند،سرزنشهای او بالاخره مرا بستوه آورد و تصميم بخودكشی گرفتم (11) ».
زنی به شوهرش ميگويد:«يا سيگار خارجی بكش يا طلاقم بده (12) ».
اينگونه زنها اصلا معنا و هدف ازدواج را درك نكردهاند.
زناشويی را يك نوع بردهگيری تصور نمودهاند.بدين منظور شوهركردهاند كه به خواستهها وهوسهای كودكانه خويش جامه عمل بپوشند.
شوهری را ميخواهند كه مانند يك نوكر بیاجر و مزد بلكه يك اسيربرايشان زحمتبكشد وحاصل دسترنجخويش را دو دستی تقديم خانم كند تا در راه بلند پروازيها و هوسهای خامخويش به مصرف برساند.
كاش باين مقدار قناعت ميكردند و توقعات بيش از حد نداشتند.
گاهی توقعاتشان به قدری زياد است كه مجموع درآمد شوهر كفايتنميكند،اصولا كاری بادرآمد شوهر ندارند،چيزی را كه هوس كردندحتما بايد تهيه شود،هر چه بشود بشود،گر چهشوهر ورشكستشود يادستبكارهای غير مشروع بزند،خانم خواسته و بايد تهيه شود.
يكی از عوامل بزرگ ورشكست مردها همين توقعات بيجایخانمها و چشم و همچشميهاست،سرزنشها و نق نقهای زن است كه مردرا به كارهای غير مشروع وادار ميكند،اينگونه زنهای ازخود راضی وخودخواه ننگ بانوان بشمار ميروند.گيرم با اين توقعات و ايرادها طلاقگرفتیآنوقت كارت اصلاح ميشود،نه،مطمئن باش هرگز بآرزوهايتنخواهی رسيد،ميروی در خانهسر بار پدر و مادرت خواهی شد و تا آخرعمر بايد از نعمت انس و محبت و بچهداری محرومشوی،خيال ميكنیمردها برای خواستگاری تو صف كشيدهاند،نه،چنين نيست،زنهائيكهطلاق ميگيرند كمتر شانس ازدواج دارند،بر فرض اينكه شوهر ديگریپيدا كردی ازكجا كه بهتر از شوهر اولتباشد؟
آيا بهتر نيست عاقبتانديش باشی؟حساب دخل و خرجتان رابكنيد و به مقدار درآمدتانخرج كنيد؟مگر خوشی و آسايش فقط با كفشو لباس و تلويزيون و يخچال فراهم ميشود؟بهجای اين بلند پروازيها وهوسهای خام به زندگی و خانهداری و شوهرداری بكوش.با اظهار مهرومحبت محيط خانه را با صفا و نورانی كن.با زندگی ديگران كاری نداشتهباش.بر طبقدرآمدتان خرج كنيد.و از نعمت انس و محبت لذت ببر،با شوهر و فرزندانتبگوييد و بخنديد،در مخارج روزانه صرفهجويی كن،تااوضاع مالی شما بهتر شود و زندگی آبرومندی پيدا كنيد،شايد در آيندهبتوانی به خواستههای خودت برسی،حتی اگر شوهرت ولخرج است وبيش ازتوانايی خويش خرج ميكند جلوش را بگير،نگذار برای خريداشياء غير ضروری وام بگيرد ياقسطی بخرد،زندگی شما مشترك است،هر چه او داشته باشد در واقع مال شما است،نترسنه ثروتش را بديگریميدهد نه در خانه ديگری صرف ميكند،به جای خريد اشياء تجملی وغيرلازم وسائل ضروری منزل را تهيه كنيد،برای حوادث و پيشآمدها كهخواه ناخواه برایهمه كس اتفاق ميافتد پسانداز داشته باشيد.
پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:«هر زنيكه با شوهرشسازگار نباشد و او را برچيزهائيكه فوق توانايی اوست وادار كند اعمالشمورد قبول خدا واقع نميشود و در قيامتمورد غضب پروردگار جهان قرارميگيرد (13) ».
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه با شوهرشناسازگاری كند و به آنچه از جانبخدا رسيده قناعت ننمايد و بر شوهرشسختگيری كند و بيش از حد توانايی خواهش كنداعمالش قبول نميشود وخدا بر او خشمناك خواهد بود (14) ».
پيغمبر اسلام فرمود:«بعد از ايمان به خدا نعمتی بالاتر از همسرموافق و سازگار نيست (15) ».
شوهرت را دلداری بده
دشواری زندگی بر دوش مرد است.مخارج خانواده را بهر طورشده بايد تامين كند،در خارجمنزل با صدها مشكل مواجه ميشود،ممكناست مورد توهين يا توبيخ رئيس قرار بگيرد،ممكن استبا اذيت وكارشكنی همكارانش برخورد كند،ممكن است مطالباتش را نتواندوصولكند،ممكن است محل چك و سفتههايش را نتواند تامين كند،ممكن استبه كسادیبازار و عدم درآمد برخورد نموده باشد،ممكن استشغلمناسبی پيدا نكند،گرفتاريهای مرديكی دو تا نيست،در زندگی روزمره باصدها از اين قبيل حوادث برخورد ميكند،آنهم نه يكمرتبه و دو مرتبهبلكه دائما و پيوسته،كمتر اتفاق ميافتد روزيكه ناراحتی تازهای نداشتهباشد،بيخود نيست كه عمر مردها غالبا كوتاهتر از زنهاست.آخر اعصابيكنفر چقدر ميتواندحوادث و ناراحتیها را تحمل كند!
انسان در اينگونه مواقع احتياج شديدی دارد به شخص دلسوزمهربانيكه دلداريش بدهد وروح و اعصابش را تقويت كند.
خانم گرامی،شوهر شما دلسوز ندارد،احساس غربت و تنهايیميكند،از مشكلات فرار نمودهبه محيط خانه و شما پناه ميآورد،بهدلجوييهای تو نيازمند است،اگر با روی درهم كشيده واوقات تلخ واردمنزل شد و آثار ناراحتی را در چهرهاش مشاهده نمودی سلام و تعارف توازهمه روزه گرمتر باشد،اسباب استراحت و غذا و چای او را زود فراهمكن،درباره موضوعاتديگر اصلا صحبت نكن،ايراد نگير،تقاضا نكن،از گرفتاريهای خودت شكايت و درد دل نكن،بگذار خوب استراحت كند، اگر گرسنه استسير شود،اگر سرما خورده گرم شود،اگر گرماخوردهخنك شود،آنگاه كه از خستگی در آمد و اعصابش راحتشد با زبانخوش سببناراحتیاش را بپرس اگر ديدی باز هم ميل نداردصحبت كند اصرار نكن،اما اگر شروع به درددل كرد خوب گوشبده،تمام حواست پيش او باشد،از خنده بيجا جدا اجتناب كن،بلكه ازشنيدن عوامل ناراحتی او اظهار تاسف كن،طوری وانمودكن كه بيش از خودش از عواملگرفتاری او اندوهگين هستی،با اظهار محبت و دلسوزی زخمهای دلش را مرهمبگذار،بانرمی و ملايمت دلداريش بده،موضوع را در نظرش كوچك وبیاهميت جلوه بده،او را در قبالحل مشكل تشجيع كن.بگو:اينگونهحوادث از لوازم لا ينفك زندگی است و برای همه كساتفاق ميافتد،چندان مهم نيست،انسان ميتواند با نيروی صبر و استقامتبر مشكلاتپيروزگردد،اما به شرط اينكه خودش را نبازد،اصولا مردانگی وشخصيت انسان در اينگونه مواردظاهر ميشود،غصه نخور،صبر و كوششكن تا مشكل حل شود،اگر احتياجی به راهنمايی داردو راهی به نظرتميرسد پيش پايش بگذار و اگر راه صحيحی به نظرت نرسيد پيشنهاد كنبايكی از دوستان يا خويشان عاقل و خير خواه مشورت كند.
خانم محترم،شوهرت در مواقع گرفتاری به مهربانيها و دلجوييهایتو نيازمند است.بايد بداداو برسی و مانند يك پرستار مهربان بلكه يكروانپزشك دلسوز از او دلجويی كنی،از اين بالاتربگويم،بايد شخصيتخويش را باثبات رسانی و شوهرداری كنی،آری پرستار و روانپزشككجاميتوانند مانند يك بانوی فداكار شوهرداری كنند؟غافلی كه مهربانيهاو دلداريهای تو چه اثرمعجز نمايی در روح شوهرت ميگذارد!دل واعصابش را آرام ميكند،به زندگی دلگرم ميشود،برای مبارزه با مشكلاتآماده ميگردد،میفهمد كه در اين جهان تنها و بيكس نيست،به وفاوصميميت تو اطمينان پيدا ميكند،دوستدار و عاشق تو و اخلاقت ميشود،پيمان زناشويیشما استوار و محكم ميگردد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«در دنيا چيزی بهتر از همسرشايسته وجود ندارد.زنيكهشوهرش از ديدار او مسرور و شاد گردد (16) ».
حضرت رضا عليه السلام فرمود:«يك دسته زنها آنهايی هستند كهزياد بچهدار ميشوند،مهربان و با عاطفه هستند،در سختيها و پيش آمدهایروزگار،در امور دنيا و آخرت پشتيبانشوهرشان هستند،بزيان او كارنميكنند و گرفتاريهايش را زياده نميگردانند (17) ».
پینوشتها:
1-بحار ج 71 ص 389.
2-بحار جلد 73 ص 298.
3-اطلاعات 15 آذر 1350.
4-اطلاعات 3 بهمن 1350.
5-اطلاعات سوم شهريور 1349.
6-بحار ج 71 ص 377.
7-بحار ج 103 ص 253.
8-بحار ج 103 ص 253.
9-اطلاعات 6 بهمن 1350.
10-اطلاعات اول آذر 1350.
11-اطلاعات 26 مرداد 1349.
12-اطلاعات 26 اسفند 1350.
13-بحار ج 103 ص 244.
14-بحار ج 76 ص 367.
15-مستدرك ج 2 ص 532.
16-بحار ج 103 ص 217.
17-مستدرك ج 2 ص 534.
سپاسگزار باش
پول پيدا كردن كار آسانی نيست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را برای رفاه وآسايش خويش ميخواهد و ذاتا بدان علاقهمنداست،اگر به كسی احسان كرد و مالی را كه بهريشه جانش بسته است دراختيار او قرار داد انتظار دارد قدردانی كند،اگر مورد سپاسگزاریقرارگرفت تشويق ميشود،به احسان و نيكوكاری راغب ميگردد،نه تنها نسبتباين شخصاحسان بيشتری خواهد كرد بلكه به مطلق نيكی علاقهمندميگردد،به حديكه ممكن است كمكم به صورت يك عادت ثانوی و يك خوی طبيعی تبديل شود و مشتاق احسان و كار خيرگردد،اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را ناديده گرفتند به كار خير بیرغبت ميشود،پيشخود ميگويد:حيف نيست كه به اين مردم نمك نشناس احسان كنم و اموالمرا دراختيارشان بگذارم؟حق شناسی و شكرگزاری يكی از اخلاقپسنديده است،و بزرگترين رمزجلب احسان ميباشد،حتی خداوند بزرگهم كه نيازی به ديگران ندارد سپاسگزاری ازنعمتهايش را شرط ادامهنعمتشمرده ميفرمايد:«اگر سپاسگزاری كنيد نعمتهايم را افزونميكنم (1) ».
خانم محترم،شوهر شما نيز يك بشر عادی است،از قدردانیخوشش ميآيد،هزينه زندگی راتامين ميكند،حاصل دسترنجخويش را درطبق اخلاص نهاده رايگان تقديم شما ميكند،اينعمل را يك وظيفهاخلاقی و شرعی محسوب ميدارد،و از انجام دادن آن لذت میبرد،ليكنازشما انتظار دارد كه وجودش را مغتنم شمرده از كارهايش قدردانی كنيد،هر گاه اسباب ولوازم زندگی را خريداری نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالی نماييد،و سپاسگزاریكنيد،هر گاه برای تو يا فرزندانتكفش و لباس يا چيز ديگری آورد فورا از دستش بگير واظهار خورسندیكن،چه مانع دارد بگويی:متشكرم؟اگر ميوه و شيرينی يا چيز ديگریبهخانه آورد زود از دستش بگير و در جای خود بگذار،اگر بيمار شدی وبرای معالجهاتكوشش كرد تا شفا يافتی تشكر كن،اگر ترا به تفريح ومسافرت برد سپاسگزاری كن.اگر پولتوجيبی گرفتی قدردانی كن،مواظب باش كارهايش را كوچك مشماری،بیاعتنائی و مذمتنكنی،ناديده نگيری،اگر كارهايش را مورد توجه قرار داده تشكر كردی احساس غرور وشخصيت ميكند،به زندگی و خرج كردن تشويق ميشود،باز همسعی ميكند توجه شما رابسوی خويش جلب كند و به وسيله احسان دلتانرا بدست آورد،اما اگر كارهايش را كوچكشمردی و به نظر بیاعتنائینگاه كردی دلسرد ميشود،پيش خود ميگويد:حيف نيستزحمتبكشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمك نشناسی كنم كه قدرم را نميدانندواحسانهايم را كوچك ميشمارند،رفته رفته به خانه و زندگی بیعلاقهميگردد،تا بتواند از زيربار خرج كردن شانه خالی ميكند،به كسب و كاربیرغبت ميشود،ممكن استبه فكرخوشگذرانی بيفتد،اموالش را خرجديگران كند،مرد بيچاره بيك تعريف خالی و تشكر مفت ومجانی دلخوشاست از اين هم دريغ داريد؟!
اگر يكی از خويشان يا دوستان يك جفت جوراب بیارزش يادسته گل بیقابليتبشما تقديمنمود صدها مرسی متشكرم را نثارش ميكنيدليكن احسانهای دائمی شوهرتان را به رویمبارك نياورده از يك اظهارتشكر بیمايه هم دريغ ميكنيد؟!
راه و رسم شوهرداری چنين نيست.اصلا منافع شخصی خودتانرا تشخيص نميدهيد،تكبر وخودخواهی بلای بزرگی است،گمان ميكنيداگر تشكر كنيد كوچك ميشويد در صورتی كه برمحبوبيتشما افزودهميشود،حق شناس و با ادب شناخته ميشود.
امام صادق عليه السلام فرمود:«بهترين زنهای شما زنی است كهوقتی شوهرش چيزی آوردسپاسگزاری كند و اگر نياورد راضی باشد (2) ».
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«هر زنی كه به شوهرش بگويد:
از تو خيری نديدم تمام اعمالش باطل و از درجه اعتبار ساقط ميگردد. (3) »
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«كسی كه از احسان مردمقدردانی نكند شكر خدای رانيز بجای نميآورد (4) ».
عيبجويی نكن
هيچكس بیعيب نيست،يا كوتاه استيا دراز،يا سياه رنگ استيا رنگ پريده،يا چاق استيالاغر اندام يا دهانش بزرگ استياچشمهايش كوچك،يا بينیاش بزرگ استيا سرش طاس،ياتندخواستيا ترسو،يا كم حرف استيا پر مدعا،يا دهانش بدبو استيا پاهايش،يا بيمار استياپر خور،يا ندار استيا بخيل،يا آداب زندگی را بلد نيستيا بد زبان است،يا كثيف استيابیادب.
از اين قبيل عيوب در هر مرد و زنی وجود دارد.
آرزوی هر مرد و زنی اينست كه همسر ايدهآلی پيدا كند كه از تمامعيوب و نواقص خالی بودهنقطه ضعفی نداشته باشد.ليكن كمتر اتفاقميافتد كه به مطلوب خيالی خويش دستيابد.
گمان نميكنم در دنيا زنی پيدا شود كه شوهرش را صد در صد كاملو بیعيب بداند.
زنهاييكه در صدد عيبجويی باشند خواه ناخواه عيب يا عيبهايی رادر شوهرانشان پيداميكنند،يك عيب كوچك و بیاهميت را كه نبايد آنراعيب شمرد در نظر خودشان مجسمميسازند و آنقدر دربارهاش فكر ميكنند كه كم كم به صورت يك عيب بزرگی كه قابل تحملنيست جلوهگر ميشود،خوبيهای شوهر را يكسره ناديده گرفته هميشه به آن عيب كوچكتوجهدارند،چشمشان به هر مردی بيفتد دقت ميكنند كه دارای آن عيب هستيانه،آنها مردباصطلاح ايدهآلی را در مغز خويش مجسم مينمايند كه حتیكوچكترين عيبی هم نداشتهباشد و چون شوهرشان با آن صورت خيالیتطابق كامل ندارد،هميشه آه و ناله دارند،ازازدواجشان اظهار پشيمانیميكنند،خودشان را شكستخورده و بدبخت ميشمارند.كم كممطلب راعلنی كرده گاه و بيگاه از شوهرشان عيبجويی مينمايند،ايراد و بهانهميگيرند،غرغرميكنند،طعنه میزنند:آداب معاشرت را بلد نيستی،منخجالت ميكشم با تو در مجالسشركت كنم،برو با اين بينی گندهات،دهانتبوی لاشه گنديده ميدهد،چقدر سياه و زشتی!
ممكن است مرد عاقل و بردبار باشد و در مقابل بیادبيهای زنسكوت كند ليكن قلبا مكدرميشود،كينهاش را در دل ميگيرد،بالاخرهكاسه صبرش لبريز ميشود و در صدد انتقام برمیآيد،يا به زد و خوردمیكشد يا مقابل به مثل ميكند،او هم در صدد بر میآيد از همسرشكهبه طور حتم بیعيب نيست عيبجويی كند،او بگو و اين بگو،اين بگو و اوبگو،اگر محبت وصفائی در ميانشان بود به كلی زائل ميگردد.كينه يكديگررا در دل ميگيرند،دائما در صددعيبجويی هستند،پيوسته جنگ و جدالدارند.در نتيجه،اگر با همين وضع به زندگی ادامهبدهند بدترين زندگی راخواهند داشت،در شكنجه و عذاب خواهند بود تا يكی از آنها بميرد واينزندگی ننگين از هم بپاشد،و اگر يكی از آنها يا هر دو لجاجتبخرج بدهندو به دادگاهحمايتخانواده و طلاق متوسل شوند گر چه عقدههای درونی خود را حل كرده و انتقامگرفتهاند ليكن هر دو متضرر ميشوند،پيمانزناشويی را برهم ميزنند ولی معلوم نيستبعدابتوانند با ديگری ازدواجكنند و بر فرض وقوع معلوم نيست زن يا شوهر بهتری نصيبشانشود.
امان از نادانی و لجاجتبعضی خانمها!در بعضی از امور بسيارجزئی به قدری پافشاریميكنند كه حاضر ميشوند زندگی خودشان رامتلاشی سازند.برای اينكه به سبك مغزی وكوتاه فكری آنها پیببريد بهداستانهای زير توجه فرماييد:
«زنی بنام...از شوهرش بنام...شكايت كرد كه شوهرم در موقعخواب انگشتش را میمكد.چون حاضر نيست دست از اين كارش برداردتقاضای طلاق ميكنم (5) ».
«زنی به بهانه اينكه دهان شوهرش بوی بد ميدهد به خانه پدرشمراجعت نمود و اظهارداشت تا بوی دهانش را برطرف نكند به خانهنخواهد رفت ولی با شكايتشوهر دادگاه زن وشوهر را سازش داد ولیوقتی به خانه رفت ديد هنوز دهانش بو ميدهد لذا به اتاق ديگر رفت.شوهركه ناراحتشده بود زنش را بقتل رسانيد (6) ».
«خانم دندان پزشك از شوهرش طلاق ميگيرد.ميگويد هم شان مننيست.زيرا سه سال بعداز من درجه دكترا گرفته است» (7) .
«يك زن 27 سالهای كه از خانه شوهرش قهر كرده در پاسخ بهعرضحال او نوشت:شوهرم زيادمیخورد من قادر نيستم غذای مورد نياز او را تهيه كنم (8) ».
«زنی به اين علت كه شوهرش روی زمين مینشيند،با دست غذامیخورد،از آداب معاشرتبیاطلاع است،صورتش را هر روز اصلاحنميكند درخواست طلاق كرد (9) ».
ليكن همه خانمها چنين نيستند.در بين آنها افراد فهميده و باهوشی هست كه واقعياتزندگی را حساب ميكنند و هرگز در صددعيبجويی بر نميآيند.
خانم محترم،شوهر شما يك بشر عادی است ممكن استبیعيبنباشد اما در مقابل،خوبيهای فراوانی نيز دارد.اگر به زندگی و خانوادهاتعلاقهمندی در صدد عيبجوئی بر نيا.عيبهای كوچك او را ناديده بگير،بلكهاصلا عيبشان مشمار،شوهرت را با يك مرد خيالی كه درخارج وجودندارد مقايسه نكن بلكه او را من حيث المجموع با ساير مردها مقايسه كن،ممكناست مردی عيب مخصوص شوهرت را نداشته باشد ليكن دارایعيوب ديگری است كه شايدبمراتب بدتر از او باشد،اصولا عينك بدبينیرا از چشم خويش بردار و خوبيهای شوهرت راببين،آنوقتخواهی ديدكه خوبيهای او بمراتب بيشتر از بديهايش ميباشد،اگر يك عيب داردو درعوض صدها خوبی دارد.
محاسن و خوبيهايش را مورد نظر قرار بده و خرسند باش،مگرخودت بیعيب هستی كهانتظار داری شوهرت بیعيب باشد،نهايت اينكهخودخواهی و خودپسندی اجازه نميدهدعيبهای خودت را ببينی،اگر شك داری از ديگران بپرس.
رسولخدا فرمود:«عيبی بالاتر از اين نيست كه انسان عيوبديگران را ببيند اما از عيبهایخودش غافل باشد (10) ».
چرا يك عيب كوچك را به قدری بزرگ ميكنی و دربارهاشغصه ميخوری كه بنياد زندگی وكانون انس و مودت را بر هم میزنی؟
عاقل و با هوش باش،دست از هوسبازی و سبك مغزی بردار،عيبهایكوچك را نديده بگير،بااظهار محبت كانون خانوادگی را گرم كن تا ازنعمت انس و محبتبرخوردار گردی،مواظبباش عيب شوهرت را نه درحضور و نه در غيابش بزبان نياوری زيرا رنجيده خاطر و مكدرميگردد،در صدد عيبجويی بر ميآيد،محبت و علاقهاش كم ميشود،پيوسته در حالجدال وستيزه خواهيد بود،اگر با همين وضع بزندگی ادامه دهيد زندگیناگواری خواهيد داشت،واگر كار به طلاق و جدايی خاتمه يابد كه بد ازبدتر.
البته اگر عيب قابل اصلاحی داشته باشد ميتوانی در صدداصلاحش بر آيی،ليكن در صورتیامكان موفقيت داری كه با نرمی و مداراو صبر و حوصله و بصورت خيرخواهی و خواهش وتمنا رفتار كنی،نه بهعنوان عيبجويی و اعتراض،سرزنش و ايراد،قهر و دعوا.
از غير شوهرت چشم بپوش
خانم محترم،ممكن است قبل از ازدواج برای خواستگاری شماآمده باشند،ممكن استافرادی را در نظر داشته در انتظار خواستگاری آنها بودهايد،شايد آرزو داشتهايد شوهرتانثروتمند باشد،دارای فلانشغل باشد،تحصيل كرده باشد،زيبا و خوشگل باشد ووووو.
اين قبيل آرزوها قبل از ازدواج مانعی نداشت ليكن اكنون كهمردی را برای همسریبرگزيدهای و پيمان مقدس زناشويی را امضاكردهايد كه تا آخر عمر با هم باشيد،يار و مونس وغمخوار هم باشيد بايدگذشته را يكسره فراموش كنی،بر افكار و آرزوهای گذشته خطبطلانبكشی و از غير شوهرت بطور كلی چشم بپوشی،دلت را از اضطراب وپريشانی نجاتبده،غير شوهرت را از دل بيرون كن و ششدانگ آنرا دراختيار او قرار بده،خواستگار سابقت رافراموش كن،باو نگاه نكن،بفكرش نباش،چكار داری ناراحتشده يا نه؟اصلا چرا از احوالشجويامیشوی؟اين حالت دو دلی جز پريشانی روح چه نتيجهای دارد؟و بسااوقات اسباببدبختی ترا فراهم میسازد.
بعد از اينكه با مردی پيمان زناشويی بستيد و قول و قرار گذاشتيدتا آخر عمر با هم باشيدچرا چشم چرانی ميكنی،به اين مرد و آن مرد نگاهميكنی و شوهرت را با آنها مقايسهمینمايی؟اين چشم چرانيهای غلط جزپريشانی و اضطراب روح و آه و حسرت دائم چهسودی دارد؟
حضرت علی عليه السلام فرمود:«هر كس چشم خويش را آزادبگذارد هميشه اعصابشناراحتخواهد بود و به آه و حسرت دائم گرفتارخواهد شد (11) ».
وقتی با نظر خريداری به مردها نگاه كردی و شوهرت را با آنهامقايسه نمودی ناچار بهمردهايی برخورد ميكنی كه عيب شوهرت را ندارند خيال ميكنی افراد برگزيده و بیعيبیهستند كه از آسمان نازل شدهاند بااينكه ممكن است آنها دارای دهها عيب باشند كه اگر ازآنها اطلاع داشتیشوهر خودت را بر آنها ترجيح ميدادی.اما چون از عيوب مخفی آنهااطلاعنداری و فقط خوبيهايشان را مشاهده مينمايی خودت را شكستخورده و مغبون در ازدواجمیپنداری و اسباب بدبختی خويشتن را فراهممیسازی.
«زن 18 سالهای به نام...كه از خانه فرار كرده بود ديشب به وسيلهماموران پاسگاه ژاندارمرینعمت آباد دستگير شد.در پاسگاه گفت:سهسال پيش به عقد...در آمدم ولی به تدريج احساسكردم كه او را دوستندارم.چهره شوهرم را با قيافه بعضی از مردها مقايسه میكردم وافسوسمیخوردم كه چرا زن اين مرد شدم» (12) .
خانم گرامی،اگر میخواهی بدبخت و سيه روز نشوی،به ضعفاعصاب و پريشانی روح مبتلانگردی،با خوشی و آسايش زندگی كنیدست از هوسبازی و چشم چرانی و آرزوهای خامبردار.غير از شوهرتهمه را نديده بگير،از مردهای ديگر تعريف نكن،به فكر آنها نباش.دردلتنگو:كاش فلان شخص بخواستگاريم آمده بود،كاش با فلان شخصازدواج كرده بودم،كاششوهرم دارای فلان شغل بود،كاش فلان قيافه راداشت.كاش و كاش و كاش.نميدانم اين افكارغلط و آرزوهای خام چهنتيجهای به حال تو دارد؟چرا زندگی را به خودت و شوهرت تلخميكنی؟
چرا مهر و صفا را از بين میبری و بنياد ازدواج را متزلزل میسازی؟ازكجا ميدانی اگر با فلانمرد ازدواج كرده بودی صد در صد راضی بودی؟تو از ظاهر او بيش از اين خبر نداری شايددارای عيوبی باشد كه اگر مطلعبودی شوهر خودت را بر او ترجيح ميدادی.از كجا ميدانی كهخانم آنمردها كاملا راضی هستند؟
خانم محترم،اگر شوهرت احساس كند كه به مردهای ديگر نظرداری بدبين ميشود،مهر وعلاقهاش كم ميشود به زندگی و خانوادهبیعلاقه ميگردد،مواظب باش از مردهای ديگرتعريف نكنی با آنها گرمنگيری،خنده و شوخی نكنی،مرد اينقدر حساس است كه نميتواندتحملكند كه همسرش حتی به تصوير مرد بيگانهای اظهار علاقه كند.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«هر زن شوهرداريكهچشمش را از نگاه كردن به غيرشوهرش پر كند مورد غضب شديدپروردگار جهان واقع خواهد شد (13) ».
حجاب اسلامی
زن و مرد گر چه در بسياری از امور اشتراك دارند ليكن امتيازاتويژهای نيز دارند.يكی ازامتيازات مهم آنان اينست كه زن موجودی استظريف و لطيف و زيبا و محبوب.زن دلبراست و مرد دلداده زن جاذباست و مرد مجذوب،مرد دوستدار است و زن دوست داشتنی.هنگاميكهمرد با زنی ازدواج ميكند میخواهد تمام خوبيها و زيبائيهای اين موجودظريف رادر انحصار خويش ببيند.زنی را دوست دارد كه زيبائيها،دلبريهاو طنازيها،شوخيها وخوشمزهگيها،و همه چيزش را در انحصار شوهرشقرار دهد و نسبتبه مردان بيگانه جدااجتناب نمايد.مرد بسيار غيور است و نمیتواند تحمل كند كه مرد بيگانهای به همسرش نگاهكند يا با او درارتباط و آميزش باشد،بگويد و شوخی كند و بخندد و چنين عملی راتجاوز بهحق مشروع خويش ميداند.و از همسرش انتظار دارد كه بارعايت پوشش و حجاب اسلامی وبا تقيد به ضوابط شرعی و قوانيناخلاقی و با حفظ متانت و حجب و حياء اسلامی شوهرش رادر اينخواسته مشروع كمك و ياری نمايد.هر مرد مؤمن و غيوری چنينخواستهای را دارد.اگر همسرش به اين وظيفه اسلامی و اجتماعی عملكرد او نيز با آرامش خاطر زندگی ميكندو برای تامين نيازمنديهایخانوادهاش تلاش مينمايد و بر محبتش اضافه ميگردد.و همينصفا ومحبتسبب ميشود كه او نيز به زنان بيگانه بیتوجه باشد.اما اگر مردمشاهده كرد كههمسرش تقيدی به حجاب و پوشش اسلامی ندارد وزيبائيهايش را در معرض ديد مردانبيگانه قرار ميدهد و با آنها نيز درارتباط و تماس استشديدا ناراحت ميشود زيرا حقانحصاری خويش راتضييع شده و در معرض ديد ديگران میبيند.و مسؤوليت اين امر رابرعهده همسرش میداند.چنين مردی همواره پريشان خاطر و بدبين است.
محبت و صفايش نسبتبه خانواده تدريجا كم ميشود.
بنابراين صلاح جامعه و بانوان در اين است كه پوشيده و محجوبباشند و متين و بدون آرايشاز منزل خارج شوند و زيبائيهای خودشان رادر معرض ديد همگان قرار ندهند.
رعايتحجاب يك وظيفه اسلامی است.خدا در قرآن میفرمايد:
به زنان مؤمن بگو:از مردان بيگانه چشم بپوشند.و فروج و اندام خويشتنرا از نگاه ديگرانمحفوظ بدارند،و محل زيبائيها و زينتهای خويش را برای اجانب آشكار نسازند،مگر آنچه راكه طبعا آشكار است (مانندصورت و دستها) و روسريهای خودشان را بر سينهها بيندازند (تاخوبپوشيده شود) و زينت و جمالشان را جز برای شوهر و پدر و پدر شوهر وپسران خود وپسران شوهر،و برادران و فرزندان برادر و فرزندان خواهر...آشكار نسازند (14)
آری رعايتحجاب و پوشش اسلامی از جهات مختلف به نفعبانوان است:
1-بهتر میتوانند مقام و منزلت و ارزش وجودی خودشان را دراجتماع محفوظ بدارند،وخويشتن را از معرض ديد چشمهای بيگانگاننگه دارند.
2-بانوان با رعايت پوشش اسلامی بهتر میتوانند مراتبوفاداری و علاقه خودشان را نسبتبههمسرشان باثبات رسانند و درآرامش و صفا و گرمی خانواده كمك نمايند و از بوجود آمدنبدبينی واختلافات و مشاجرات جلوگيری بعمل آورند.و در يك كلام،بهترمیتوانند دل شوهررا بدست آورند و جايگاه خويش را تثبيت نمايند.
3-با رعايتحجاب اسلامی جلو چشم چرانيها و لذتجوئيهایغير مشروع بصری مردان بيگانهرا ميگيرند و بدين وسيله از اختلافات وبدبينيهای خانوادهها میكاهند و به استحكام و ثباتو آرامش آنها كمكمينمايند.
4-با رعايت پوشش اسلامی بهترين كمك را به نسل جوان ومردان مجردی كه امكان ازدواجندارند انجام ميدهند و از فسادها و انحرافها و ضعف اعصابهای جوانان كه نتائجسوئش درنتيجه عائد خودبانوان خواهد شد جلوگيری ميكنند.
5-اگر همه بانوان حجاب اسلامی را كاملا رعايت نمايند،هرزنی كه همسرش از منزل خارجميشود اطمينان دارد كه در برابر بد حجابيهاو طنازيها و خودنمائيهای زنان كوچه و بازار قرارنميگيرد-تا دلش راببرند و از محبت و علاقهاش نسبتبه خانواده بكاهند.
آری اسلام چون از آفرينش ويژه زن آگاه است و او را يك ركنمهم اجتماع ميداند كه نسبتبهصلاح و فساد جامعه نيز مسؤليت دارد،ازاو میخواهد كه در انجام اين مسؤليتبزرگفداكاری نمايد و با رعايتحجاب اسلامی از مفاسد و انحرافهای اجتماعی جلوگيری كند و درثباتو آرامش و عظمت ملتخويش بكوشد.و يقين بداند كه در انجام اينمسؤوليتبزرگالهی بهترين پاداش را از خداوند بزرگ دريافتخواهدنمود.خانم گرامی!اگر به آرامش و ثباتخانواده و اعتماد و اطمينانشوهرت علاقه داری،اگر به مصالح واقعی جامعه بانوانمیانديشی،اگر بهسلامت روانی جوانان و جلوگيری از انحراف و لغزش آنان فكر میكنی،اگرمیخواهی بانوان را از معرض چشم چرانی بيگانگان و فريب دادن وبانحراف كشيدن آناننجات دهی،و اگر میخواهی رضايتخدا را جلبكنی و يك مسلمان مؤمن و فداكار باشی،پوشش و حجاب اسلامی راهمواره رعايت كن.و زيبائيها و آرايش خودت را در معرض ديدبيگانگانقرار نده.گر چه در داخل منزل و با خويشان نزديك باشد.داخل منزل وخارج آن،درمجالس مهمانی و در خارج فرقی ندارد.برادر شوهر،پسربرادر شوهر،شوهر خواهر شوهر،شوهر خواهر خودت شوهر عمهات، شوهر خالهات،پسر عمهها،پسر دائيها،همه اينها به تونامحرم هستندواجب استحجاب اسلامی را رعايت كنی گر چه در منزل خودتان يا درمجلسمهمانی باشيد.اگر نسبتباينها حجاب را رعايت نكنی هم مرتكبگناه ميشوی هم شوهرت راقلبا ناراحت ميكنی.ممكن استشوهرت برزبان نياورد ولی يقين داشته باش كه ناراحتميشود و به صفا و صميميتخانوادگی شما لطمه وارد ميگردد.
اما نسبتبه محارم مانند،پدر شوهر و پدر خودت برادر خودت،فرزندان برادر،فرزندان خواهر،رعايتحجاب لازم نيست.ليكن تذكراين نكته لازم است كه بهتر است نسبتباينها هم تاحدی حريم قائلشوی.و آرايش كرده و با لباسهائی كه برای شوهرت میپوشی،نزد اينهانيزظاهر نشوی.گر چه شرعا جايز باشد.زيرا اكثر مردها حتی در اينموارد ناراحت ميشوند،وحفظ اعتماد و آرامش قلبی آنها لازم و مفيداست و برای بقاء و ثبات و آرامش خانواده سودمندميباشد.
پینوشتها:
1-سوره ابراهيم«ع»:7
2-بحار ج 103 ص 239.
3-شافی ج 2 ص 139.
4-وسائل ج 11 ص 542.
5-اطلاعات 3 ديماه 1348
6-اطلاعات 7 آذر 1350.
7-اطلاعات 17 بهمن 1350.
8-اطلاعات 10 اسفند 1350.
9-اطلاعات 8 اسفند 1350.
10-بحار-ج 73 ص 385.
11-بحار جلد 104 ص 38.
12-اطلاعات 3 اسفند 1350.
13-بحار جلد 104 ص 39.
14-سوره نور آيه 31
خطاهای شوهرت را ببخش
به غير از معصوم همه كس خطا و لغزش دارد.دو نفر كه با همزندگی ميكنند و از جهتیتشريك مساعی و همكاری دارند بايد لغزشهایيكديگر را ببخشند تا زندگی آنها ادامه پيداكند.اگر بخواهند در اين بارهسختگيری كنند ادامه همكاری غير ممكن ميشود.دو نفر شريك،دو نفرهمسايه،دو نفر رفيق،دو نفر همكار،دو نفر زن و شوهر بايد در زندگیاجتماعی دارایگذشتباشند.هيچ زندگی اجتماعی به مقدار زندگیخانوادگی احتياج به گذشت ندارد.اگراعضاء يك خانواده بخواهند سختگيری بعمل آورند و خطاهای يكديگر را تعقيب كنند يازندگی آنها ازهم میپاشد يا بدترين زندگی را خواهند داشت.
خانم محترم،ممكن است از شوهر شما خطا يا خطاهايی صادرشود.ممكن است از روی خشمو غضب به شما اهانت كند.ممكن استناسزائی از دهانش بيرون آيد.ممكن است از خودبيخود شده شما رابزند،ممكن استيك مرتبه به شما دروغ بگويد،ممكن است كاری راانجامدهد كه مورد پسند شما نباشد،از اين قبيل خطاها برای هر مردیامكان دارد،اگر بعدااحساس كردی كه از كردار خويش پشيمان شده او راببخش و موضوع را تعقيب نكن.اگرعذرخواهی كرد فورا قبول كن.اگرپشيمان شده ليكن زير بار عذرخواهی نمیرود در صددنباش مجرميت ویرا باثبات رسانی،زيرا به شخصيت او لطمه وارد ميشود،ممكن استدرصدد تلافی برآيد،خطاهای شما را تعقيب كند،ممكن است كارتان بهنزاع و جدال و حتیجدائی بكشد اما اگر سكوت كردی و خطايش راناديده گرفتی در شكنجه وجدان قرارمیگيرد و به طور مسلم از كردارخويش پشيمان خواهد شد،آنگاه شما را يك زن با گذشتفهميده فداكارعاقل خواهد شناخت،میفهمد كه به زندگی و خانواده و شوهرعلاقهمندهستی،قدر ترا میشناسد و محبتش چند برابر خواهد شد.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«زن بد،عذر شوهرش رانمیپذيرد و خطاهايش رانمیبخشد (1) ».
حيف نباشد زن آنقدر كم گذشتباشد كه يك خطای جزئیشوهرش را نتواند تحمل كند وبدان علت پيمان مقدس زناشويی را بر هم بزند؟!
«زنی به رئيس دادگاه حمايتخانواده گفت،شوهرم قبل از ازدواجبه من نگفت كهدمتسربازی را انجام نداده و اين موضوع را از منمخفی كرده بود.چند روز پيش متوجهشدم كه به همين زودی بايد بخدمتبرود.و من نمیتوانم با مردی كه به من دروغ گفتهزندگی كنم (2) ».
با خويشان شوهرت بساز
يكی از مشكلات زندگی،اختلاف زن و بستگان شوهر است.
اكثر زنها با مادر و برادر و خواهر شوهرشان ميانه خوبی ندارند،وبالعكس،پيوسته نزاع و قهرو دعوا دارند.از يك طرف زن كوشش ميكندشش دانگ شوهرش را تصاحب كند به طوريكهبه ديگری حتی مادر وبرادر و خواهرش توجه نداشته باشد.سعی ميكند علاقه آنها را قطعكند،بدمیگويد،دروغ میسازد،قهر و دعوا ميكند.از طرف ديگر مادر شوهر،خودش را مالكپسر و عروس ميداند.سعی ميكند به هر طور شده پسرشرا نگهدارد،نگذارد يك زن تازه وارد،شش دانگ او را تصاحب كند.
بدينمنظور به كارهای عروس ايراد ميگيرد،بدگويی ميكند،دروغ جعلميكند.هر روز جنگ ودعوا دارند مخصوصا اگر در يك منزل زندگیكنند.اگر يكی از آنها يا هر دو نادان و لجبازباشند ممكن است كار بهجاهای باريك حتی ضرب و خودكشی منتهی شود.ماهی نيست كهچندينعروس از دست مادر شوهر خويش خودكشی نكنند.شما میتوانيد اخبارآنها را درجرائد بخوانيد.
از باب نمونه:«تازه عروسی...كه از بدرفتاريهای مادر شوهرشبتنگ آمده بود خود را آتش زد (3) ».
«زنی به علتبدرفتاری و بهانهگيری مادر شوهرش خودسوزیكرد (4) ».
آنها شب و روز در مبارزه و زورآزمايی هستند ليكن غم و غصه وناراحتی آن مال مرد است.
عمده اشكالش اينست كه دو طرف نزاع افرادی هستند كه مردنمیتواند به آسانی از آنهادستبردارد.از يك طرف همسرش را میبيندكه از پدر و مادر چشم پوشيده و با صدها اميد وآرزو به خانه شوهر آمدهاست،آمده تا مستقل و صاحب خانه و زندگی باشد.وجدانش ميگويدبايداسباب خوشی و رضايتخاطر او را فراهم سازم و از وی حمايت كنم.بهعلاوه همسر دائمیو شريك زندگی اوست نمیتواند از حمايت او دستبردارد.از طرف ديگر فكر ميكند:پدر ومادرم سالها برايم زحمتكشيدهاند.با صدها اميد و آرزو بزرگم كردهاند،با سوادم نمودهاند،شغلبرايم تهيه كردهاند،زن برايم گرفتهاند،اميد و آرزو داشتهاند بهنگامناتوانی دستشان رابگيرم.خلاف وجدان است قطع رابطه كنم و اسبابناراحتی آنها را فراهم سازم.به علاوه،دنياهزار نشيب و فراز دارد،سختیو سستی دارد،بيماری و ناتوانی دارد،گرفتاری و درماندگی دارد،دشمنیو دوستی دارد،تصادف و مرگ دارد.در اين مواقع حساس احتياج بهمددكار دارم و تنهاكسانيكه ممكن استبهنگام گرفتاری دستم را بگيرند و از خودم و خانوادهام حمايت كنندپدر و مادر و خويشانم میباشند.در ايندنيای تاريك نمیتوانم بیپناه باشم و خويشانمبهترين پناهند.پسنمیتوانم از آنها دستبردارم.
در اينجاست كه يك مرد عاقل خودش را در بين دو محذور بزرگمشاهده ميكند.يا بايدگوش به حرف همسرش بدهد و دست از پدر و مادربردارد،يا مطابق ميل پدر و مادر رفتاركند و همسرش را برنجاند،وهيچيك از اين دو امر برايش امكان پذير نيست.
بدين جهت ناچار استبا هر دو بسازد.و تا حد امكان هر دو راراضی نگه بدارد.آن هم كار بسياردشواری است.ليكن اگر زن حرف شنوو عاقل باشد و سرسختی و لجاجتبخرج ندهد حلمشكل آسان ميگردد.
از اين رهگذر است كه مرد از همسرش كه از همه كس به اونزديكتر و مهربانتر است انتظاردارد كه در حل اين مشكل به وی كمككند.عروس اگر در مقابل مادر شوهر قدری تواضعكند،حالت تسليم بخودبگيرد،به او احترام كند،اظهار محبت نمايد،در كارها با او مشورتكند،گرم بگيرد،مانوس شود،استمداد كند همان مادر شوهر بزرگترين پشتيبانشخواهد شد.
انسان كه میتواند با اخلاق خوش و اظهار محبتيك طائفه رادوست و غمخوار خويشگرداند آيا حيف نيست كه به واسطه لجاجت وتكبر و خودخواهی اين همه يار و ياور را ازستبدهد؟
آيا فكر نميكند كه در نشيب و فرازها و سختيها و گرفتاريهایروزگار به ياری ديگران نيازمنداست،و در آن مواقع حساس كمتر كسی بهفكر انسان است،تنها خويشان و اقاربند كه بداد اومیرسند. آيا بهتر نيست كه با اخلاق خوش و مهربانی با خويشانش معاشرتو رفت و آمدكند تا از لذائذ انس و محبتبرخوردار گردد و يك طائفهدوست و پشتيبان واقعی داشته باشد؟
آيا سزاوار استبا بيگانگان طرح دوستی بريزد و دوست و رفيقپيدا كند ليكن با خويشان واقاربش قطع رابطه كند؟در صورتيكه به تجربهثابتشده كه در مواقع گرفتاری اكثر دوستانانسان را رها ميكنند ولیهمان خويشان متروك به ياريش میشتابند،زيرا پيوند خويشی يكپيوندطبيعی است كه به آسانی بريده نمیشود.
در مثلهای عاميانه گفته شده:خويش و اقوام اگر گوشت انسان رابخورند استخوانش را دورنمیريزند.
حضرت علی عليه السلام فرمود:«انسان هيچگاه از خويشانشبینياز نمیشود،و لو مال و اولادهم داشته باشد.به ملاطفت و احترام آنهااحتياج دارد.آنها هستند كه با دست و زبان از اوحمايت ميكنند.خويشان واقارب بهتر از او دفاع مینمايند.در مواقع گرفتاری زودتر از ديگرانبهياريش میشتابند.هر كس از خويشانش دستبكشد يك دست از آنهابرداشته ليكندستهای زيادی را از دستخواهد داد (5) ».
خانم محترم،برای خوشنودی شوهرت،برای راحتی و آسايشخودت،برای اينكه يك طائفهدوست و حامی واقعی پيدا كنی،برای اينكهمحبوب شوهرت واقع شوی بيا و با خويشانشوهرت بساز.از لجاجت وخودخواهی و تكبر و جهالت دستبردار.عاقل و دانا باش.افكارشوهرت را پريشان نساز.فداكاری و شوهرداری كن تا نزد خدا و خلق محبوب باشی.
با شغل شوهرت بساز
هر كس شغلی و هر شغل لوازمی دارد:يكی راننده است كه اكثرعمرش را در راهها بسرمیبرد و نمیتواند مانند افراد ديگر هر شب بهمنزل بيايد،يكی پاسبان است كه بعضی شبها ياهمه شب بايد پاسداری كند،يكی طبيب است كمتر وقت فراغت دارد با خانوادهاش بنشيند يابه تفريحبرود،يكی استاد يا دانشمند اهل مطالعه است كه ناچار استشبها مطالعهكند،يكشغلش ايجاب ميكند زياد در سفر باشد،يكی نفت فروش استبوی نفت ميدهد،يكی مكانيكاست لباسهايش چرب و بوی روغن ميدهد،يكی ذغال فروش و هميشه سياه است،يكی كارگرشبانه استشبها بايد بهكارخانه برود.ووو...
بالاخره كمتر شغلی پيدا ميشود كه كاملا بیدردسر باشد.چارهاینيستبايد امور دنيا بچرخد،نان پيدا كردن آسان نيست،مرد چارهای نداردجز اينكه با مشكلات بسازد،ليكن در اينجامشكل ديگری توليد ميشود،وآن مشكل ناسازگاری و نق نق خانواده است.
زنها معمولا شوهری را دوست دارند كه هميشه در وطن باشد،اولشب به منزل بيايد.اوقاتفراغتی داشته باشد كه به شب نشينی و گردش وتفريح بروند،شغل نظيف و آبرومند و پردرآمدی داشته باشد،ليكنمتاسفانه شغل بسياری از مردها با خواسته همسرانشان وفقنمیدهد.
يك سری اشكالات خانوادگی از همين جا شروع ميشود،رانندهايكه چند شبانه روز در بيابانهازحمت كشيده،با صدها ناراحتی مواجه شده نه خواب حسابی داشته نه خوراك منظم بعد ازچند شبانه روزبا اعصاب خسته وارد منزل ميشود تا چند ساعت استراحت كند و ازاحوالخانوادهاش با اطلاع شود،هنوز از در نرسيده غر و لند خانم شروعميشود:اين چه زندگیاست كه ما داريم،من بدبخت را با چند تا بچهميگذاری و معلوم نيست كجا ميروی؟همهكارها را خودم بايد انجام دهم.ازدست اين بچههای شيطان خسته شدم.اصلا رانندگی كارخوبی نيست،ياشغلت را تغيير بده يا تكليف مرا روشن كن،من نمیتوانم تا آخر عمر بهاينطور زندگی كنم.
بيچاره مرديكه بعد از اين ايراد و بهانهها و غر و نقها با فكرپريشان و اعصاب خسته میخواهددنبال رانندگی برود.سرنوشت چنينرانندهای و مسافرانش معلوم است.
طبيبی كه از صبح تا نيمههای شب با دهها بيمار مختلف سر و كارداشته و اعصاب و مغزشپيوسته در كار بوده اگر در خانه هم با ايراد و نقو نقهای همسرش مواجه شود چه حالی پيداميكند؟و با چنين اعصاب ومغزی چگونه میتواند طبابت كند؟
كارگری كه تمام شب زحمت كشيده و خواب به چشمش نرفتهصبح كه برای استراحتبهمنزل ميآيد اگر با ايراد و بهانهجوييهایهمسرش برخورد كند چگونه میتواند باز دنبال كاربرود؟
دانشمنديكه كارش مطالعه و تحقيق است اگر همسر غير موافقیداشته باشد كه به كارشايراد بگيرد چگونه میتواند موفق گردد؟
در اينگونه موارد است كه زن فهميده و دانا از زن نفهم و خودخواهتميز داده ميشود. خانممحترم،ما نمیتوانيم اوضاع جهان را بر طبق ميل خودمانبچرخانيم ليكن میتوانيمخودمان را با وضع موجود وفق دهيم.شوهرتانبرای تهيه روزی ناچار استشغلی داشته باشدو شغل او هم لوازمی دارد،شما میتوانيد زندگی خودتان را بر طبق شغل او مرتب سازيد بهطوريكههم آزادانه به شغل خويش ادامه دهد هم شما آسوده زندگی كنيد،تنها بهفكر خودتو آسايش خودت نباش قدری هم به فكر راحتی شوهرت باش،دانا و فداكار باش،شوهرداریكن،اگر شوهرت راننده است و بعد از چندشب با اعصاب خسته به منزل آمد با آغوش باز ولب خندان از وی استقبالكن،اظهار مهر و علاقه كن تا خستگيهايش برطرف گردد،نق نقنكن،ازشغلش ايراد مگير.مگر رانندگی چه عيبی دارد؟
او برای رفاه و آسايش شما شب و روزش را در بيابانها ميگذارند،به جای قدردانی به شغلشايراد ميگيری؟و از خانه و زندگی گريزانشميكنی؟شغل او هيچ عيبی ندارد.برای اجتماعخدمت ميكند،برای تهيهروزی زحمت ميكشد،اگر تنبلی ميكرد يا دنبال كارهای غيرمشروعمیرفتبهتر بود؟كار او عيب ندارد،عيب از تو است كه توقع داری هرشب در خانهباشد و نمیتوانی خودت را با وضع موجود سازش دهی.
آيا بهتر نيست كه خودت را با اين نوع زندگی عادت دهی و با كمالآسودگی زندگی كنی وهنگاميكه شوهرت به خانه آمد از او استقبال كنی وبا سخنان شيرين به كسب و كار تشويقشكنی و با لب خندان تا درب خانهبدرقهاش نمايی و با يك خداحافظی گرم تا ملاقات بعددلشادش سازی؟
اگر چنين كردی به كسب و كار و خانه و زندگی علاقهمند ميگردد.
دنبال خوشگذرانی نمیرود.اعصابش سالم میماند،تصادف نميكند، زودتر به خانه میآيد،برای رفاه و آسايش شما بيشتر زحمت میكشد.
اگر شوهرت يك كارگر شبانه استبرای تامين مخارج شما ازاستراحتشب چشم پوشینموده است،خودت را با اينگونه زندگی عادتبده،اظهار نارضايتی نكن.
اگر از تنهايی حوصلهات سر میرود میتوانی مقداری از كارهایخانه را در شب انجام دهی.مقداری از شب را به خياطی و گلدوزی وخواندن كتاب بگذرانی،وقتی شوهرت از كارخانه بهمنزل آمد فوراصبحانه را حاضر كن،اتاقی برايش خلوت كن تا بخوابد و رفع خستگیكند،بچهها را عادت بده سر و صدا نكنند،و نزديك استراحتگاه شوهرتنروند.به آنها بفهمان كهپدرتان شب نخوابيده و بايد روز استراحت كند.
بلكه خودت و بچهها هم میتوانيد شبها كمتر بخوابيد و روز با شوهرتقدری استراحتنماييد،مزاحم او نشو بگذار خوب بخوابد،بدين نكتهتوجه داشته باش كه شوهرت تمام شب رابيدار بوده و روز برايش به منزلهشب استبايد بدون سر و صدا استراحت كند.
يك چنين خانمی بايد دو برنامه داشته باشد يكی برای خودشديگری برای شوهرش.مبادا بانق نق و اوقات تلخی روح خستهاش راخستهتر كنی.بگذار اعصابش سالم باشد تا برای تامينمخارج شمازحمتبكشد.به كارش ايراد نگير،كار او چه عيبی دارد؟اگر بيكاری وتنبلی ميكرديا دنبال ولگردی میرفتبهتر بود؟افتخار كن كه چنين شوهرزحمتكشی داری كه برای تهيهروزی خواب شب را بر خودش حرامنموده،از جديت و استقامت او قدردانی كن،با لب خندانتا درب منزلبدرقهاش كن.
اگر شوهرت يك طبيب يا يك دانشمند اهل مطالعه است،و شب وروز برای اجتماع زحمتمیكشد از زحماتش قدردانی كن،به وجودچنين شوهر ارزندهای افتخار كن.
البته لازمه شغلش اينست كه اوقات فراغت زيادی ندارد ليكن تومیتوانی برنامه زندگیخودت را با شغل او تطبيق دهی.انتظار نداشتهباش دست از شغلش بردارد تا مطابق ميل تودر آيد.بگذار با فكر آزاد بهكار و مطالعات خودش مشغول باشد.وقتی مشغول كار استمیتوانیكارهای خانه را انجام دهی،و بقيه را بخواندن كتاب بپردازی يا با اجازهاو،به منزلخويشان و دوستانتبروی.اما سعی كن هنگاميكه موقعاستراحتشوهرت فرا میرسد درمنزل حاضر باشی.قبلا برايش وسيلهپذيرايی آماده كن.وقتی وارد شد با لب خندان و خلقخوش استقبالشكن.با اظهار محبت گرم و شيرين زبانی خستگی اعصابش را برطرفساز.مبادا از كارش ايراد بگيری و اعصاب خستهاش را خستهتر كنی.
اگر خوب شوهرداری كنی نه تنها اسباب عظمت و ترقی او رافراهم ساختهای بلكه در خدمتاجتماعی او نيز سهيم خواهی شد.
هر زنی لياقت همسری چنين مردان پر كاری را ندارد با فداكاريهاو رفتار پسنديدهاتياقتخويش را باثبات رسان.
اگر شوهرت شغلی دارد كه لباسهايش كثيف و چركين میشود لابدآنرا مناسب وضع خودشتشخيص داده كه انتخاب نموده است،خردهگيری و ايراد و نق نق نكن.نگو:اين چه شغلكثيفی است انتخابكردهای بايد آنرا ترك كنی.
خانم محترم،كار كردن عيب نيست هر چه و هر كه باشد،بيكاری و تنبلی و دنبال كارهای غيرمشروع رفتن عيب است،بايد از يك چنينمردی قدردانی كنی كه برای تهيه روزی زحمتمیكشد و عرق میريزد،باايراد و بدگويی،اسباب دلسردی او را فراهم نساز،اصرار نكنحتماشغلش را تغيير دهد،لابد آنرا مناسب شناخته كه دنبالش میرود.
تو از وضع كسب و كار بیاطلاعی،خيال ميكنی تغيير شغل كارآسانی است،اصولا چه عيبیدارد كه اصرار داری تغييرش بدهد،مگر نفتفروشی و ذغال فروشی و تعمير موتور آلات مثلاچه بدی دارند؟تنها عيبیكه میتوانی بتراشی كثيف شدن لباس است.حل آن هم چنداندشوارنيست،اگر شوهرت لباس مخصوص كار ندارد با زبان خوش از او تقاضاكن لباس كارتهيه كند،و زود بزود لباسهايش را شست و شو و تميز كن،به هر حال موضوع آن قدر مهمنيست كه به طلاق و جدايی منجر شود،ايراد و بهانه جويی بعض خانمها واقعا تعجبآور است.
زنی در شورای داوری گفت:«شوهرم تغيير شغل داده بوی نفتميدهد از اين وضع خستهشدهام (6) ».
پینوشتها:
1-بحار جلد 103 ص 235.
2-اطلاعات 10 آبان 1354.
3-اطلاعات 13 اردی بهشت 1349.
4-اطلاعات 16 اردی بهشت 1349.
5-بحار جلد 74 ص 101.
6-اطلاعات 13 مرداد 1349
اگر ناچاريد در غربت زندگی كنيد...
گاهی انسان ناچار است در غربت زندگی كند،كارمند دولت است.
در ارتش يا شهربانی يا ژاندارمری انجام وظيفه ميكند،فرهنگی است،تاجر يا پيشهور ياكارگری است كه بايد در غربت زندگی كند،اين قبيلافراد ناچارند برای هميشه يا به طورموقت در غربت زندگی كنند،مردناچار است دوری از وطن را تحمل كند ليكن اين موضوع بامذاق بعض خانمها جور نمیآيد،زيرا دوست دارند نزد پدر و مادر و خويشان ودوستانشانباشند.با در و ديوار و كوچههای محل تولدشان مانوس شدهاند.بدينجهت تاب و تحمل دوریرا ندارند،به شوهرشان ايراد و بهانه میگيرند،نق نق ميكنند:تا كی در غربت زندگی كنم؟تاكی به فراق پدر و مادر مبتلاباشم؟دوست و آشنا ندارم،اين چه جايی است مرا آوردهای؟ديگرنمیتوانم اينجا بمانم هر فكری داری بكن.
اين عزيزان بیجهتبا اين قبيل حرفها اعصاب شوهرشان راناراحت مينمايند،آن قدر كوتاهفكرند كه شهر يا قريه محل تولدشان رابهترين نقطهای میپندارند كه در آن میتوان زندگیكرد،گمان ميكنند:تنهادر همانجا میتوان خوش بود و بس.
بشر به سطح وسيع زمين اكتفا نكرده به كرات آسمانی قدمميگذارد،اما اين خانم تنگ نظرحاضر نيست چند فرسخ دورتر از محلتولدش زندگی كند،ميگويد:چرا دوستانم را رها كنم وبروم در غربت تنهازندگی كنم؟گويا اين خانم آنقدر برای خودش شخصيت قائل نيستكهبتواند در غربت نيز دوستان و آشنايان با وفا و صميمی تهيه كند.
خانم محترم،دانا و بلند همت و فداكار باش،تنها به فكر خودتنباش،شغل مخصوص شوهرتايجاب كرده كه در غير وطن زندگی كند،مستخدم دولت است مگر میتواند به محلماموريتش نرود؟!تاجر يا كاسبيا كارگری است كه در غربتبهتر میتواند كسب و كار كند،چرامزاحمش ميشوی و نمیگذاری پيشرفت كند؟تو كه ميدانی شوهرت ناچاراست در خارجوطن زندگی كند چرا با ايراد و بهانههای بيفائده اسبابناراحتی و كدورتش را فراهممیسازی؟وقتی ديدی شغلش ايجاب ميكند كه به شهر يا ده يا كشور ديگری منتقل شود فورااظهار موافقت كن،اثاثمنزل را جمع و جور كرده ببنديد و در ماشين بگذاريد و با صفا ورفاقتبهمحل جديد برويد،خودت را اهل همانجا حساب كن و با دلگرمی وبشاشت طرحزندگی نوين را بريز،وضع خودت را با اوضاع و شرائطمحيط موافق ساز،با زنهای پاكدامن وخوش اخلاق طرح دوستی و الفتبريز ليكن چون تازه وارد هستی و به اخلاق و روحياتاهالی آنجا كاملاآشنا نيستی در انتخاب دوستان تازه احتياط كن و در اين باره حتماباشوهرت مشورت كن،خودت را يك فرد غريب حساب نكن،بلكه سعیكن با محيط تازه وساكنان آنجا مانوس شوی.
هر مكانی امتيازات ويژهای دارد،میتوانی با تماشای مناظر طبيعیيا بناهای ديدنی آنجا رفعخستگی كنی،با اظهار مهر و محبت كانونخانوادگی را گرم و با صفا كن،شوهرت را دلداریبده.به كسب و كارتشويقش كن،وقتی با محيط آشنا شدی خواهی ديد كه برای زندگیهيچعيبی ندارد بلكه شايد از محل تولدت بهتر باشد،در بين دوستان تازه،افرادی را پيداميكنی كه از دوستان سابق بلكه پدر و مادر و خويشانتمهربانتر و دلسوزتر خواهند بود.
اگر در قريه يا دهی اقامت نمودهايد كه اسباب و تجملات زندگیشهری را ندارد خودت را ازقيد آنها آزاد كن،با زندگی بیآلايش و طبيعیآنجا انس بگير،خوبيها و مزايای آن گونه زيستنرا در نظر بگير،گر چهبرق و كولر و پنكه و يخچال ندارد ليكن آب و هوای سالم وغذاهایبیتقلب دارد كه در شرها كمتر پيدا ميشود،خيابان اسفالت و تاكسیندارد ليكن ازسر و صدا و دود ماشينها و كارخانجات نيز در امان هستی. قدری در زندگی هموطنان وهمكيشانت تامل كن،ببين چگونه درخانههای محقر و خشت و گلی،با كمال مهر و صفا وخوشی زندگیميكنند،و به اسباب و لوازم شهری و كاخهای زيبا اصلا اعتنا ندارند،درحوائجضروری و محروميتهای آنها بينديش و اگر میتوانی خدمتی انجامدهی دريغ مدار.به شوهرتنيز سفارش كن برای رفاه و آسايش آنهاكوشش كند.
اگر عاقل و دانا باشی و به وظيفهات عمل كنی میتوانی با كمالآسايش و راحتی خاطر،درغربت زندگی كنی و به پيشرفت و ترقیشوهرت كمك نمايی،در آنصورت يك بانوی شريفشوهردار و يكخانم فداكار معرفی میشوی،نزد مردم و شوهرت عزيز و محترم خواهیبود وبدينوسيله رضايتخدا را نيز فراهم خواهی نمود.
اگر در خانه كار ميكند...
اگر شغل مرد در خارج منزل باشد همسرش در غياب او آزادیدارد،ليكن اگر در منزل كاركند همسرش مقيد خواهد شد،ممكن استشاعر يا نويسنده يا نقاش يا دانشمند اهل مطالعهباشد،اين قبيل افرادمعمولا محل كارشان منزل است،ناچارند هميشه يا اكثر اوقات درمنزلاشتغال داشته باشند،و از همين جهت زندگی آنها با سايرين تفاوت خواهدكرد،اتفاقاكارشان يك كار فكری و ذوقی است كه احتياج شديدی بهمحيط آرام و بیسر و صدا دارد،يكساعت كار با حواس جمع بر چندينساعت كار در محيط شلوغ و پر سر و صدا برتری دارد.
در اينجا مشكل بزرگی پيدا میشود،از يك طرف مرد به محيط آرام و بیسر و صدا احتياجدارد از طرف ديگر خانم میخواهد در خانهآزادانه زندگی كند.
اگر زن بتواند امور خانهداری را طوری انجام دهد كه با اشتغالاتفكری شوهرش مزاحمنباشد كار ارزندهای انجام داده حقا خانم شوهردارو شايستهای خواهد بود،زيرا تهيه يكمحيط آرام كار آسانی نيستمخصوصا برای افراد بچهدار،فداكاری و تدبير لازم دارد،گر چهدشواراست ليكن برای ترقی و موفقيت مرد ضرورت دارد.
زن اگر همكاری داشته باشد میتواند شوهرش را به صورت يكمرد آبرومند و مفيدی درآورد كه هم به اجتماع خدمت كند و هم اسبابافتخار او باشد.
اين خانم بايد توجه داشته باشد كه گر چه شوهرش دائما يا اكثراوقات در خانه است ليكنبيكار نيست،نبايد انتظار داشته باشد زنگدرب خانه را جواب دهد،بچهداری كند،گاهیسری به آشپزخانه بزند،دركارهای خانه كمك كند،با بچههای شيطون دعوا كند،موقعی كهمردمشغول كار استبايد او را نديده گرفت و فرض كرد اصلا در خانه نيست.
خانم محترم،وقتی شوهرت ميخواهد به اتاق كار برود اسباب ولوازم مورد احتياجش را ازقبيل كتاب،قلم،كاغذ،دفتر،مداد،مدادتراش،سيگار،كبريت،زير سيگاری همه را نزدش حاضركن كه برای پيدا كردنآنها معطل نشود،اگر به بخاری يا پنكه احتياج دارد آماده كن،آنگاهكهاسباب و لوازم كارش كاملا آماده شد از اتاق بيرون برو و او را به حالخود بگذار،در اطرافاتاقش آهسته راه برو بلند بلند حرف نزن،مواظبباش بچهها سر و صدا نكنند،به آنها بفهمانكه اكنون موقع بازی شما نيست زيرا پدر در اتاق مشغول كار است و از سر و صدای شماناراحتمیشود،بازی را بگذاريد برای ساعتهای بيكاری او،در موقع كار راجع بهامور زندگیصحبت نكن زيرا رشته افكارش قطع میشود و تا بخواهددوباره حواسش را جمع كند بيكارمیماند،در راه رفتن از كفشهایبیصدا استفاده كن،صدای زنگ درب را كوتاه كن كه مزاحماو نشود،جواب تلفن را بده و اگر كسی با او كار داشتبگو:مشغول كار است اگرممكن است درفلان ساعت تلفن بفرماييد،برنامه رفت و آمد و مهمانداریرا به ساعتهای استراحت او بينداز،از دوستان و خويشانت كه قصد ديداردارند عذرخواهی نموده بگو:چون سر و صدای ما ممكناستبااشتغالات آقا مزاحمت داشته باشد خواهشمندم فلان وقت تشريف بياوريد،آنها هم اگردوستان شما باشند از اين پيشنهاد رنجيده خاطر نخواهند شدبلكه به كاردانی و شوهرداریشما تحسين خواهند كرد،در عين حال كه بهامور خانهداری مشغول هستی مراقب شوهرتنيز باش،اگر چيزی طلبكرد فورا حاضر كن و از اتاق خارج شو.
شايد خانمها اينگونه زندگی را غير ممكن شمرده در دل خويشبگويند:مگر برای يك زنامكان دارد كه كارهای دشوار خانهداری راانجام دهد در عين حال به شوهرش رسيدگی كندو خانه را به صورتیدر آورد كه كوچكترين مزاحمتی برای او پيدا نشود؟!البته تصديق دارمكهاينگونه زندگی چون يك برنامه غير عادی است تا حدودی دشوار به نظرمیرسد ليكن اگربه ارزش و اهميت كارشان واقف باشند و تصميم بگيرندكوشش و فداكاری كنند با كاردانی وتدبير میتوانند مشكل را حل كنند.
مراتب لياقت و شايستگی زن در اينگونه موارد ظاهر میشود،و الا اداره يك زندگی عادی ازهمه كس ساخته است.
خانم محترم،نوشتن يك كتاب ارزنده علمی يا تهيه يك مقالهجالب و سودمند يا سرودناشعار نغز و دلپذير يا تهيه يك تابلوی نقاشیگرانقدر،يا حل مشكلات علمی كار آسانی نيست،ليكن با همكاری و ازخود گذشتگی تو امكان پذير ميگردد.
آيا حاضر نيستی در اين باره فداكاری كنی و با مختصر تغييری درطرز زندگی معمولی مردم،شوهرت را كه از هر جهت لياقت دارد بهصورت يك مرد دانشمند ارزندهای در آوری كه عمومملت از خدماتشاستفاده كنند،تو نيز از منافع مادی و آبروی اجتماعی او بهرهمند گردی؟
به ترقی شوهرت كمك كن
بشر بالذات قابليت ترقی دارد،عشق به كمال در نهادش نهفته وبرای تكامل آفريده شده است،هر كس،در هر مقام و با هر شرائط و در هرسنی باشد،میتواند به ترقيات خويش ادامه دادهكاملتر گردد،انسان كهبرای هر گونه كمالی آماده است نبايد هيچگاه به موجوديتخويشقناعتنموده هدف آفرينش را از دستبدهد،تا زنده استبايد بكوشد تا كامل وكاملتر گردد.
هر انسانی خواهان ترقی است ليكن همه كس موفق نمیگردد.
همتبلند و كوشش فراوان لازم دارد،بايد زمينه كار را فراهم ساخت وموانع را بر طرف نمودآنگاه كوشيد تا به مقصد رسيد،شخصيت مرد تاحدود زيادی به خواستههای همسرشبستگی دارد،زن میتواند به پيشرفتو ترقی شوهرش كمك نموده او را در مسير ترقی قراردهد چنانكه میتواند مانع ترقياتش واقع گردد،هر چه بخواهد بدون شك همان است.
خانم محترم،در حدود شرائط و امكاناتی كه برايتان موجود است،شخصيتبزرگتر و عاليتریرا برای شوهرت در نظر بگير و برای رسيدنبه آن تشويقش كن،اگر ميل دارد به تحصيلاتخويش ادامه دهد يا به وسيلهمطالعه و خواندن كتاب به معلوماتش بيفزايد نه تنها مخالفتنكن بلكهتشويق و تحسينش كن،برنامه زندگی را طوری مرتب كن كه با كارهای اومنافاتنداشته باشد،سعی كن اسباب آسايش و راحتی او را فراهم سازیتا با فكر آزاد به ترقياتخويش ادامه دهد.
اگر سواد ندارد با خواهش و تمنا وادارش كن در كلاسهای شبانهيا در خارج مدرسه بهتحصيلات خويش ادامه دهد،اگر تحصيل كرده استتشويقش كن رشته علمی خودش راتعقيب كند،به وسيله مطالعه و خواندنكتابهای مربوط به آن فن به معلومات خويش بيفزايد،اگر طبيب استوادارش كن در هر روز مقداری از اوقاتش را به خواندن مجلات وكتابهایپزشكی اختصاص بدهد،اگر دبير يا آموزگار يا قاضی يا استاد يامهندس است از وی بخواهاوقات فراغتخويش را بخواندن كتابهایمربوط به فن خودش يا كتابهای علمی و اخلاقی وتاريخی بگذراند،و بهطور خلاصه شوهر شما هر كس و در هر مقامی باشد،حتی كارگر وكاسب،برای ترقی و تكامل آمادگی دارد.
نگذاريد از مسيری كه دستگاه آفرينش برايش پيشبينی كردهمنحرف شود و از مطالعه وتكامل دستبردارد،به تحقيقات علمی وخواندن كتاب عادتش بدهيد،نگذاريد شخصيت او دريك حد معينمتوقف بماند. اگر فرصت تهيه كتاب را ندارد شما میتوانيد با مشورت او وسايردوستان اين كار را بر عهده بگيريد،كتابهای سودمند علمی و اخلاقی وتاريخی و دينی وبهداشتی و اقتصادی و ادبی را كه بر طبق صلاح وسليقهاش باشد تهيه نموده در اختيارشبگذاريد،و بخواندن تشويقشكنيد،خودتان نيز كتاب و مجلههای سودمند را بخوانيد.و درضمن خواندناگر به مطالبی برخورد كرديد كه برای شوهرتان نيز مفيد است عين آنرايادداشت نموده در اختيارش قرار دهيد.
اين كار فوائد بيشماری در بر دارد:
اولا اگر مدتی بدين برنامه ادامه بدهد شخص دانشمند و فاضلیخواهد شد كه خودش سربلند و تو به وجودش مفتخر خواهی شد.بهعلاوه،در رشته خودش يك نفر متخصص خواهدشد كه هم خودشاستفاده میكند و هم منافع بيشماری به اجتماع میرساند.
ثانيا چون به ندای آفرينش لبيك گفته سرگرم مطالعه و تحقيقاست كمتر اتفاق میافتد كهبه ضعف اعصاب و بيماریهای روانی مبتلاگردد.
ثالثا چون در طريق ترقی قرار گرفته و به خواندن كتاب علاقهمندشود به خانه و زندگیدلبستگی پيدا میكند،دنبال ولگردی نمیرود،بهمراكز فساد و شبنشينیهای زيانبخشقدم نمیگذارد،به دام تبهكاران واعتيادات خطرناك گرفتار نمیشود.
مواظب باش منحرف نشود
مرد بايد در كسب و كار و معاشرتها و رفت و آمدهايش آزادی عمل داشته باشد تا بتواند برطبق ذوق و سليقه خويش كوشش و جديت كند،اگركسی بخواهد او را محدود و كنترل كندناراحتشده به شخصيتش لطمهوارد میشود،زن دانا و با هوش در كارهای عادی شوهرشدخالت نمیكندو در صدد نيست تمام اعمالش را تحت نظر بگيرد،زيرا میداند كه سلبآزادیاز مرد و كنترل كارهايش نتيجه خوبی ندارد،بلكه ممكن استباعكس العمل شديد او مواجهشود.
مردان عاقل و با تجربه احتياجی به مراقبت ندارند،زيرا عواقبامور را میسنجند،فكر نكردهدر كاری اقدام نمیكنند،فريب نمیخورند،میتوانند مصالح خويش را تشخيص دهند،دوستو دشمن را میشناسند،ليكن همه مردها چنين نيستند،در بين آنها افراد سادهلوح وزودباوری پيدامیشوند كه ممكن است تحت تاثير ديگران قرار بگيرند،فريبدشمناندوستنما را بخورند.
در بين مردم شيادانی پيدا میشوند كه در كمين اينگونه افرادهستند،به صورت خيرخواهیدر دامشان میافكنند،بلكه طبع سركشانسان و محيط فاسد و آلوده اجتماع برای انحرافافراد كفايت میكنند،بيچاره غافل وقتی به خود میآيد كه در دام فساد گرفتار شده،آنگاه كارازكار گذشته و فرار از دام كار دشواری است.
شما اگر نظری به اطراف خويشتن بيفكنيد دهها از اين افرادبيچاره و ساده را پيدا میكنيدكه بدون قصد در دام فساد و بدبختی گرفتارشدهاند،هيچيك از آنها نمیخواسته بدين بلاهاآلوده گردد،ليكن بدوناينكه توجه داشته باشد و عاقبت امر را بسنجد طعمه محيط فسادگشتهاست. از اين رهگذر است كه اينگونه مردها احتياج به مراقبت دارند،اگريك فردخيرخواه و دانا اعمالشان را تحت نظر بگيرد به صلاح واقعی آنهااست.
بهترين كسی كه میتواند اين وظيفه سنگين را بر دوش بگيردهمسر اوست،يك بانوی دانا وبا تدبير میتواند با رفتار خيرخواهانه وعاقلانهاش بزرگترين خدمت را نسبتبه شوهرشانجام دهد،اينگونهخانمها بايد توجه داشته باشند كه صلاح نيستبه طور رسمی دركارهایشوهرشان دخالت و امر و نهی كنند زيرا كمتر مردی پيدا میشود كه حاضرباشدلتبلا اراده ديگری حتی همسرش واقع شود،بدين جهت كنترلشديد او ممكن است عكسالعمل نامطلوبی داشته باشد،ليكن اگر دانا وعاقل باشد میتواند به طور غير رسمی و ازدورادور معاشرتها و رفت وآمدهای شوهرش را تحت نظر بگيرد.
اگر ديد شوهرش ديرتر از معمول به خانه میآيد يك مرتبه يا دومرتبه يا سه مرتبه را عادیبگيرد زيرا معمولا برای مردها كارهايی پيش آمدمیكند كه ناچارند در مواقع فراغت دنبالآنها بروند،ليكن اگر تكرار شد واز حد متعارف گذشتبايد در صدد تحقيق برآيد،ليكن تحقيقموضوع همكار آسانی نيست،حوصله و كاردانی لازم دارد،بايد از تندی و اعتراضاجتناب كند،در ضمن صحبتبا نرمی و مهربانی سئوال كند شما كه ديرتراز معمول به منزل تشريفمیآوريد كجا میرويد؟با بردباری و زيركی درمواقع مختلف آنقدر مطلب را تعقيب كند تاحقيقتبرايش روشن گردد،اگر فهميد اضافه كار دارد يا برای رفع گرفتاريهای مربوط به كسبوكارش كوشش میكند يا در جلسات علمی و دينی و اخلاقی شركت مینمايد مزاحمشنشود بگذارد آزادانه تلاش كند،اگر احساس كرد باافراد تازهای طرح دوستی ريخته كوششكند از احوال آنها با اطلاع شود،اگر ديد با افراد صالح و خوش سابقه و خوش اخلاق رفاقت ورفت و آمدمیكند مزاحمش نشود بلكه تشكر كند كه با چنين افرادی طرح دوستیريختهاست.
قدر اين توفيق را بداند و وسائل پذيرائی را برايشان فراهم سازد،زيرا انسان به دوست و رفيقاحتياج دارد و رفيق خوب نعمتبزرگیبشمار میرود،ليكن اگر متوجه شد كه به مراكز فسادراه يافته يا با افرادفاسد معاشرت مینمايد كه ممكن است او را منحرف سازند،بايد فورادرصدد جلوگيری بر آيد.زن مسئوليتبزرگی پيدا میكند كه انجام دادن آن،يك امر ضروریو حياتی محسوب میشود،اگر اندكی سهل انگاری يابیاحتياطی به عمل آورد ممكن استزندگی آنها از هم بپاشد.در يكچنين مواقعی است كه مراتب كاردانی و هوش و تدبير بانوانظاهرمیگردد،بايد بردبار و عاقبت انديش باشد،داد و فرياد و ناسازگاری و قهرو دعوا غالبانتيجه معكوس دارد.
در اينجا زن دو وظيفه دارد:
اولا بايد در زندگی داخلی و رفتار و اخلاق خودش و اوضاععمومی منزلش بررسی كامل ودقيقی به عمل آورد،ببيند چه علتی باعثشده كه شوهرش از خانه كه محل آسايش و امن وامان و كانون گرم محبتاستبيزار شده و به مراكز فساد روی آورده است،مانند يك قاضیباانصاف علت قضيه را كشف كند آنگاه در صدد اصلاح بر آيد،شايدبد اخلاقی و ستيزهجويی ياايراد و غر غر خانم علت قضيه باشد،شايد اوضاع خانهاش درهم و برهم است،شايد خانم درمنزل به آرايش و سر ولباس خودش توجه ندارد،شايد به شوهرش اظهار محبت نمیكند،شايدغذای لذيذ و دلخواه برايش تهيه نمیكند،شايد قدردانی و سپاسگزارینمیكند.
اين قبيل عيبهاست كه مرد را نسبتبه خانه و زندگی بیعلاقهمیكند به طوری كه برایفراموش كردن عقدههای روحی خويش دنبالولگردی و سرگرميهای ناروا میرود.در صورتلزوم میتواند از خود مردتحقيق كند و عقدههای روحی او را دريابد.
اگر زن عيوب خويش را برطرف ساخت و خانه را به صورتدلخواه شوهرش در آورد میتواندبه موفقيتخودش اميدوار باشد،در آنصورت مرد كم كم به خانه و زندگی علاقه پيدا میكندو خواه ناخواهمجذوب خوش اخلاقی و مهربانيهای همسرش قرار میگيرد و از مراكزفساددور میگردد.
دومين وظيفهاش اينست كه تا میتواند نسبتبه شوهرش اظهارمحبت كند،با نرمی وملايمت پند و اندرزش دهد،با مهربانی و دلسوزینتيجه معاشرتهايش را تشريح كند،حتیالتماس و گريه و زاری كند،بگويد:از صميم قلب ترا دوست دارم،به وجود شوهری مثل توافتخارمیكنم،وجود ترا بر همه چيز ترجيح میدهم،تا پای جان به فداكاری وهمكاری حاضرم،فقط يك غصه در دل دارم كه چرا مرد به اين خوبی درفلان مجلس فساد شركت میكند يا بافلان كس رفت و آمد دارد يا به فلانعمل بد عادت كرده است،اين قبيل اعمال برای شخصیمثل شما زيبندهنيست،خواهشمندم دست از اين عمل برداری،آنقدر التماس و اصرار كند تادل مرد را مسخر گرداند.
ممكن است مرد به اخلاق و عادات زشتخو گرفته باشد و بزودیتحت تاثير قرار نگيرد ليكندر هر حال زن نبايد مايوس شود،بايد بردباریو استقامتبيشتری به خرج دهد،و با تصميمقاطع در تعقيب هدف كوششنمايد.
زن قدرت و نفوذ عجيبی دارد،در هر موضوعی تصميم بگيرد پيروزمیشود،به هر طرفبخواهد شوهرش را میبرد،اگر تصميم بگيردشوهرش را از وادی انحراف نجات دهد حداقلصدی هشتاد شانسموفقيت دارد،اما به شرط اينكه عاقل و با تدبير و كاردان باشد.
به هر حال،تا میتواند نبايد به تندی و خشونت و قهر و دعوامتوسل شود،مگر اينكه نرمی وملايمت را بینتيجه بداند،در صورتی كهچارهای نباشد میتواند به هر طريقی كه اميدموفقيت دارد،حتی قهر ودعوا متوسل شود،ليكن باز هم مهربانی و دلسوزی را از دست ندهد،حتیتندی و خشونتش از روی دلسوزی باشد نه به عنوان انتقام و كينه جويی.
آری نگهداری و مراقبت از مرد يك نوع شوهرداری است وشوهرداری وظيفه زن است،چونكار مهم و دشواری بوده رسول خداصلی الله عليه و آله آن را در رديف جهاد قرار داده فرمود:
جهاد زن اينست كه خوب شوهرداری كند (1) .
پینوشتها:
1-بحار جلد 103 ص 247
زنهای وسواسی
بد نيست زن نسبتبه شوهرش مختصر مراقبتی داشته باشد ليكننه به حدی كه به بدگمانیو وسواسيگری منتهی شود،بدبينی يك بيماریخانمانسوز و صعب العلاجی است،متاسفانهبعضی خانمها بلكه بسياری ازآنها به اين مرض مبتلا هستند.
يك زن وسواسی خيال میكند شوهرش به طور مشروع ياغير مشروع به او خيانت میكند،فلان زن بيوه را گرفته يا میخواهد بگيرد،با منشی خود سر و سری دارد،به فلان دختر دلبسته است،چون دير بهمنزل میآيد لابد دنبال عياشی میرود،چون با فلان زن صحبت كردبه اونظر دارد،چون فلان خانم به او احترام كرد لابد با هم رابطه دارند،چوننسبتبه فلان زنبيوه و كودكانش احسان میكند میخواهد او را بگيرد،چون در اتومبيلش يك سنجاق سرپيدا شد معلوم میشود محبوبهاش را بهگردش برده است،چون فلان زن برايش نامه نوشتمعلوم میشود زناوست،چون فلان دختر از او تعريف كرد كه مرد خوش تيپ و خوشاخلاقیاست معلوم میشود عاشق و معشوقند،چون فلان وقتبه حمامرفت معلوم میشود خيانتكرده است،چون اجازه نمیدهد نامههايش رابخوانم معلوم میشود نامههای عاشقانه است،چون به من كم محبتشدهمعلوم میشود معشوقه ديگری دارد،چون به من دروغ گفتمعلوم میشودخيانتكار است،چون در فال شوهرم نوشته بود:با متولد خرداد ماهاوقاتخوشی را خواهيد گذراند معلوم میشود زن ديگری دارد،چون دوستم بهمن گفت:شوهرت به فلان خانه رفتحتما در آنجا زنی دارد،چون فالگيرگفت:يك زن مو بور چشم سياهقد بلند با تو دشمنی میكند معلوم میشود هووی من است.
خانمهای وسواسی با اين قبيل شواهد پوچ خيانتكاری شوهرشانرا باثبات میرسانند،حسبدبينی تدريجا در آنها تقويتشده به يقينتبديل میگردد،از بس در اين باره فكر میكنند ازدر و ديوار قرينهمیتراشند،شبانهروز فكر و ذكرشان همين مطلب است،با هر كهمینشيننددم از خيانت و بیوفايی میزنند،با هر دوست و دشمنی مطلب را درميانمیگذراند،آنها هم فكر نكرده به عنوان دلسوزی گفتارش را تاييد نمودهصدها داستان وحكايت از خيانت مردها نقل میكنند.
ايراد و ناسازگاری شروع میشود،اوقات تلخی و بد اخمیمیكند،به كارهای خانه و فرزندانشنمیرسد،هر روز قهر و دعوا میكند،به خانه پدر و مادرش میرود،به شوهرش بیاعتنايیمیكند،مثل سايه اورا تعقيب میكند،جيب و بغلش را میگردد،نامههايش را با حرص وولعمیخواند،تمام اعمال و حركاتش را كنترل میكند،هر حادثه بیربطی رادليل محكمی برخيانتشوهرش به حساب میآورد.
با اينگونه رفتار زندگی را به خودش و شوهر بيچاره و فرزندانبیگناهش تنگ میكند،خانه راكه بايد محيط صفا و مودت و آسايش باشدبه زندان سختبلكه جهنم سوزانی تبديل میكند،در آتشی كه روشن كردهخودش معذب است و شوهر و فرزندان بيگناهش را نيز میسوزاند،هر چهمرد دليل بياورد،سوگند ياد كند،التماس و گريه كند و بخواهد عدم خيانتخويش رااثبات كند ممكن نيست آن زن وسواسی حسود دنده كج قانعگردد.
خوانندگان محترم به طور حتم از اين گونه افراد سراغ دارند ليكن در عين حال بد نيستبهداستانهای زير توجه فرمائيد:
«خانمی در دادگاه حمايتخانواده ميگويد:تعجب نكنيد كه چرابعد از 12 سال زندگیمشترك و وجود سه بچه قد و نيم قد تصميم به جدايیگرفتهام،حالا ديگر مطمئنم كهشوهرم به من خيانت ميكند،چند روز پيشدر خيابان تخت جمشيد او را با يك خانم شيكسلمانی رفته ديدم،حتمامعشوقه او و متولد خرداد ماه بود،من هر هفته مجلهای را كه فالمفصلیدارد میخوانم،بيشتر هفتهها در فال شوهرم نوشته است:با متولد خرداد ماهاوقاتخوشی را خواهيد گذراند،من متولد بهمن هستم پس منظورش زنديگری است.
به علاوه اصلا حس میكنم كه شوهرم ديگر محبتهای گذشته راندارد،و به آرامی اشكهايشراپاك میكند.
شوهرش ميگويد:خانم شما بگوييد چه كنم؟كاش اين مجلهها فكراينطور خوانندگانشان رامیكردند،و كمتر از اين دروغها سر هم میكردند،باور كنيد روزگار من و بچههايم از دست اينفكرها سياه شده است،اگردر فال من نوشته باشد:در اين هفته پولی میرسد بلائی بروزگارممیآوردكه پولها را چه كردی؟يا اگر نوشته باشد:نامهای به دستت میرسد كه وایبه حالم،فكر میكنم حالا كه اين زن با استدلال رفتارش عوض نمیشودهمان به كه از هم جدا شويم (1) ».
مردی در دادگاه گفت:«يكماه پيش از يك مهمانی به خانه بازمیگشتم،يكی از همكارانم را كهبه همراه همسرش به آن مهمانی آمده بودبا اتومبيل به منزلشان رساندم،صبح روز بعدهمسرم از من خواست كه او را به خانه مادرش ببرم،قبول كردم و به اتفاق سوار اتومبيلشديم،در راههمسرم به صندلی عقب نگاه كرد در حالی كه يك سنجاق سر را به مننشانمیداد پرسيد اين سنجاق متعلق به كدام زن است؟من كه از ترس يادمرفته بود چه كسیسوار اتومبيلم شده نتوانستم توضيحی بدهم،او را بهخانه مادرش رساندم،شب كه برایبردنش رفتم برايم پيغام فرستاد كهديگر حاضر نيستبه خانه باز گردد،علت را پرسيدم ازپشت در گفت:بهتراستبا همان زنی كه سنجاق سرش در اتومبيل بود زندگی كنی (2) ».
زن جوان ضمن طرح شكايت اظهار داشت:«شوهرم اغلب شبها بهعنوان اينكه در ادارهاشكار دارد دير بخانه میآيد،همين امر موجبناراحتی من شده است،مخصوصا موقعی كه چندتن از زنهای همسايهگفتند شوهرت دروغ میگويد:شبها به جای كار اضافی در اداره درجایديگر سرگرم خوشگذرانی استسوءظن مرا نسبتبه او بيشتر نموده،حاضر نيستم بامردی كه به من دروغ میگويد زندگی كنم.
در اين هنگام شوهر زن چندين نامه از جيب خود بيرون آورد و درروی ميز رئيس دادگاه قرارداد و خواهش كرد نامهها را با صدای بلندبخواند تا همسرش متوجه شود كه دروغ نگفتهام وبیجهت همه شب با دادو فرياد و اعتراضات بيجای خود اعصاب مرا ناراحت میكند.
در اين هنگام رئيس دادگاه شروع بخواندن نامهها نمود،يكی ازنامهها حكم اضافه كار بود كهبه موجب آن به جوان مزبور ابلاغ شده بود كهاز ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر در برابر دريافتدستمزد چهار ساعت كاراضافی بايد انجام دهيد،نامههای اداری ديگر نيز ثابت مینمود كهبايد برای شركت در كميسيونهای مختلف در ساعات مقرر حضور يابد.
زن جوان جلو ميز رئيس دادگاه آمد پس از ديدن نامهها گفت:منهر شب كه شوهرممیخوابيد جيبهايش را جستجو میكردم ولی هيچيكاز اين نامهها را نديدم.
رئيس دادگاه گفت:ممكن است آنها را در كشوی ميز گذاشته و بهخانه نياورده باشد.
مرد جوان گفت:سوءظن همسرم به قدری مرا رنج میدهد كه دچارسوءظن شدهام،و شبهادر اثر ناراحتی خوابم نمیبرد،فكر میكنم همسرمحاضر نيستبا من زندگی كند.
در اين موقع زن جوان خودش را به شوهرش رسانيد و در حاليكهاز شدت شوق گريه میكردپوزش خواست و از دادگاه خارج شدند». (3)
دكتر دندان پزشك به دادگاه شكايت نموده گفت:«همسرمبینهايتحسود است،من پزشكدندان هستم،خانمها نيز به من مراجعهمینمايند،همين مطلب باعثحسادت همسرممیشود و هر روز بر سر اينموضوع با هم نزاع داريم،او معتقد است من نبايد زنها را معالجهكنم،منهم نمیتوانم به خاطر حسادتهای بيجای او مريضهای هميشگی خودم رازدستبدهم،من همسرم را دوست دارم او هم مرا دوست دارد ولی اين فكربيجا زندگی را بماتنگ كرده است...چند روز پيش ناگهان وارد مطب شد،دستم را گرفت و بزور خارج نمود،بهخانه رفتم و بين ما دعوا شد،گفت:
برای ديدن تو به مطب آمدم،در اطاق انتظار كنار دختر خانمی نشستم،صحبت از طرز كارمن شده،آن دختر بدون اينكه همسرم را بشناسد به او گفته بود:مرد خوب و خوش تيپیاست.گفته يك دختر سبب شده كه مرا باخفت و خواری به منزل ببرد». (4)
زنی به شورای داوری شكايت نموده گفت:«يكی از دوستانم گفت:
شوهرت به خانه زنی رفت و آمد دارد،او را تعقيب كردم متوجه شدم حقيقتدارد،به قدریناراحتشدم كه به خانه پدرم رفتم،اكنون از شما میخواهمكه شوهر خطاكارم را تنبيه كنيد.
شوهر در ضمن تاييد سخنان زن گفت:برای خريد دارو بهداروخانه رفتم،در ضمن خريدمتوجه شدم:زنی كه برای خريد شيرخشك به داروخانه آمده پولش كم است،به او كمككردم،بعدا كه فهميدمزن بيوه و بيچارهای استبه كمكهايم ادامه میدادم.
داوران پس از تحقيق متوجه حسن نيتشوهر شدند و آنها را آشتیدادند». (5)
مطلب مذكور مشكل بزرگی است كه برای بسياری از خانوادههااتفاق میافتد،دبختخانوادهايكه به چنين بلائی گرفتار شوند،روزخوش ندارند،آب خوش از گلويشان پاييننمیرود،بيچاره كودكانبيگناهی كه در يك چنين محيط بدبينی و نزاع و كينهتوزی زندگیمیكنند،آنچه مسلم است اينكه آثار سوئی در روح آنها خواهد گذاشت،در اينمحيطعقدههايی پيدا میكنند كه معلوم نيست در آينده سر از كجا در آورد.
زن و مرد اگر با همين حال صبر كنند و به زندگی ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود،و اگر در مقابل يكديگر سر سختی و لجاجت نشان بدهند كارشان به طلاق و جدايی منتهیخواهد شد،در آنصورت نيز زن ومرد هر دو بدبخت میشوند،زيرا مرد از يك طرف خسارتهایزيادی رابايد متحمل شود،از طرف ديگر معلوم نيستبه اين آسانيها بتواند همسرمناسبیپيدا كند،بر فرض اينكه همسری انتخاب كرد معلوم نيستبهتر ازاين باشد،زيرا ممكن استعيب بدبينی را نداشته باشد ليكن امكان داردعيب يا عيبهای ديگری را داشته باشد كه بهمراتب بدتر از عيب بدگمانیباشد،به علاوه،فرزندانش بدبخت و دربدر خواهند شد،و آنگهی بامشكلبزرگتری كه عبارتست از ناسازگاری نامادری با فرزندان مواجه خواهدشد.
مرد اگر فكر كند اين زن وسواسی را طلاق میدهم و از شرشنجات پيدا میكنم،آنگاه با زنبیعيب و نقصی وصلت مینمايم و با خاطرآسوده زندگی را آغاز ميكنم بايد بداند كه اين فكرخامی بيش نيست وچنين موفقيتی خيلی بعيد است،بر فرض اينكه اين را طلاق بدهی و بازنديگری ازدواج كنی باز هم با مشكلات تازهای روبرو خواهی شد.
طلاق گرفتن سبب آسايش و خوشبختی زن نيز نخواهد شد،زيراگر چه از شوهرش به خيالخود انتقام گرفته ليكن خودش را بدبخت نمودهاست،معلوم نيستبه اين آسانيها شوهریپيدا كند،شايد تا آخر عمر بيوهبماند و از نعمت انس و مودت و تربيت فرزند محروم گردد،برفرض اينكهخواستگاری هم برايش پيدا شد معلوم نيست از شوهر سابقش بهتر باشد،شايدناچار شود با مردی كه همسرش مرده يا طلاق گرفته وصلت كند،آنوقت مجبور است در فراقفرزندان خودش بسوزد و بچههای ديگران رابزرگ كند،و دهها مشكل ديگر كه برايش توليدخواهد شد،بنابراين نه قهر و دعوا میتواند زن و مرد را از اين بن بستخطرناك نجات دهدنهطلاق و جدايی،ليكن راه سومی نيز وجود دارد كه بهترين راه است.