صحیفه نور امام خمینی
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز 15 خرداد
تاریخ: 1361/03/15
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز 15 خردا
بسم الله الرحمن الرحیم
با سپاس بی حد به خداوند متعال، امروز به روز 15 خرداد 61 رسیدیم. سالروز خرداد 42 خمیر مایه نهضت مبارک ملت بزرگ ایران و روز بذر انقلاب اسلامی ماست. ملت عزیز باید این خمیر مایه و بذر پر برکت را در عصر عاشورای 83 جستجو کند، عصر عاشورای مصادف با ساعات شهادت نصرت آفرین سید مظلومان سرور شهیدان، عصر عاشورائی که خون طاهر و مطهر ثارالله و ابن ثاره به زمین گرم کربلا ریخت و ریشه انقلابات اسلامی را آبیاری نمود. ملت عظیم الشأن در سالروز شوم این فاجعه انفجارآمیزی که مصادف با 15 خرداد 42 بود با الهام از عاشورای آن قیام کوبنده را به بار آورد. اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود، معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع می شد. واقعه عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمی بقیه الله اروحنالمقدمه الفدا، در هر مقطع انقلاب ساز است. آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خویش را به ثبت رساندند، و در 15 خرداد 42 پهلویان و هواداران و سردمداران جنایتکارشان با دست ستمشاهی خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش بجا گذاشتند که ملت عظیم الشأن ایران بحمدالله تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستد.
سالروز 15 خرداد 60، با 61 که اینک شاهد آنیم فرق بسیار دارد. در سال 60 مع الاسف کشور و ملت شریف گرفتاری های زیاد داشت که گرفتاری جنگ تحمیلی و خیانت بعضی عناصر آتش افروز برای بیگانگان و خرابکاری های عناصر فاسد از منافقان تا دیگر گروهک های منحرف تروریست منجر به شهادت عده کثیری از عزیزان متعهد به اسلام و جمهوری اسلام گردید، ولی بحمدالله تعالی در سالروز 15 خرداد 61 رزمندگان قدرتمند ما با فداکاری و عاشق پیشگی که پشتوانه آنان عنایت حضرت باریتعالی و توجه خاص حضرت بقیه الله روحی لمقدمه الفدا، و پشتیبانی ملت بزرگوار در سراسر کشور است بر جنگ آفرینان پیروز شدند و اکنون قدم های آخر را بر می دارند و صدامیان تبهکار نفس های احتضار را می کشند و بساط مفسدان داخل و گروهک های مزدور با همت پاسداران، کمیته ها و پرسنل شهربانی و بسیج و همکاری ملت عزیز در هم پیچیده شد. در سال 60 با فعالیت زیاد خائنان و وابستگان به آمریکا می رفت تا میان سپاه پاسداران، این جوانان متعهد فداکار با ارتشیان
صحیفه نور جلد 16 صفحه 180
رزمنده عزیز که فداکاری همگان را در جبهه ها مشاهدیم با دست پلید جنایتکارانی سیاست باز و تروریست هائی جنایت پیشه با حیله هائی شیطانی شکاف پیدا شود و خداوند می داند که کشور مظلوم ما با این نقشه شوم به کجا کشیده می شد و به ملت شریف چه ها می گذشت و به سر اسلام چه ها می آمد و به خواست خداوند بزرگ و همت مجلس شورای اسلامی و پشتیبانی ملت شریف در سال 60، در سال 61 سالروز خرداد، این جرثومه های فساد و خیانت و این جنایت پیشگان آمریکائی از صحنه خارج و به قبرستان نسیان سپرده شدند.
امروز با سپاس به الطاف خداوند متعال نیروهای مسلح آنچنان از انسجام و وحدت برخوردار هستند که دل های بدخواهان پلید را به وحشت مرگبار افکنده اند و به رغم تبلیغات دروغین رسانه های گروهی دشمنان یاوه سرا، بین قوای مقننه و قضائیه و اجرائیه و بین آنان و ملت آنچنان وحدت کلمه و اخوت ایمانی برقرار است که تاریخ نظیر آن را ندیده و بازگو ننموده است. و اینجانب امیدوارم که این بارقه الهی که به برکت اسلام و تعهد به آن برای کشور ایران جلوه کرده است برای همیشه برقرار و پایدار باشد.
بگذار دشمنان شکست خورده و بدخواهان منزوی که دستشان از همه چیز کوتاه شده است خود را به این دروغ های مفتضح و آرزوهای بچگانه دلخوش کنند که ایران بر سر قدرت در تب و تاب است و روحانیون بر سر به دست گرفتن زمام امور صف بندی می کنند و ایران پس از فلانی در آتیه نزدیک به اغتشاش کشیده می شود و جمهوری اسلامی به جمهوری غیر مذهبی دموکراتیک مبدل می شود. و باید بدانند که این آرزوهای به خیال خود طلائی را به گور خواهند برد. و بحمدالله تعالی ایران عزیز به جائی رسیده است که بین همه ارگان ها و گروه ها اخوت ایمانی قرآنی برقرار است و به مرتبه ای از ثبات رسیده است که با مردن اشخاص، هر که باشد، آسیب نخواهد دید. و این رسانه های دروغ ساز گروهی آنچنان مبتلا به خلافگوئی و تناقض پراکنی شده اند که شاید به غیر از دوستان خیالپرداز و امیدپرور آنان کسی گوشش به این دروغ ها بدهکار نباشد.
ما در زندگی خود در این انقلاب اسلامی چیزهایی دیده ایم و قبل از آن صحنه هائی دیده بودیم باور نکردنی و شگفت انگیز، از دوره افتادن رضاخان در تکایا و شمع روشن کردن تا قرآن طبع نمودن محمدرضا و احرام حج بستن، از عابد و زاهد و مسلمان شدن صدام تا اسلام شناس شدن کارتر و تا به حکم جهاد مسلمانان علیه ایران تهدید کردن بلندگوی بگین و ریگان و شاید اگر زندگی ادامه پیدا کند اینان را در صف های جماعت و محراب عبادت ببینیم. درست در زمانی که جمهوری اسلامی برای حفظ سرزمین های اسلامی و حراست از حرمین شریفین، مسلمانان را به وحدت اسلامی دعوت می کند و یا للمسلمین می گوید، از مرکز وحی برای خنثی نمودن این فریاد پیشنهاد جهاد علیه این دعوت را کرده و به نفع آمریکا دشمن اسلام و اسرائیل که برای گرفتن از فرات تا نیل و سلطه بر حرمین شریفین کوشش می نماید، سینه چاک می زنند. در مدت قریب دو سال که صدام عفلقی به کشور اسلامی ایران تجاوز نمود و شهرهای مسلمان عرب ایرانی را خراب، و کوچک و بزرگ آن سامان را
صحیفه نور جلد 16 صفحه 181
با آتش توپ ها، و موشک ها و سایر سلاح ها به قتل رساند، دولت های جهانخوار و بستگان آنان او را محکوم نکردند و سازمان های حقوق بشر و امثال آنان دم فرو بسته بودند، ولی امروز که لاشه نیمه جان صدام و حزب کافر بعث عراق در بغداد نفس های آخر را می کشند همه بوق های تبلیغاتی و رسانه های گروهی جهانخواران و تمام وابستگان به آنان با تبلیغات و رفت و آمدهای پی درپی، صلح طلب شده اند و استمداد از اسرائیل و مصر و اردن می کنند و گاهی آمریکا ایران را تهدید می کند و هنوز نفهمیده است که ایران که برای کوتاه شدن دست آنان با انگیزه شهادت قیام نموده است و جهاد در راه خداوند را به جان و دل می خرد از تهدید امثال او باک ندارد. و اگر مسلمانان جهان از خواب برخیزند و با یاری خداوند دست اتحاد ایمانی به هم دهند هیچ قدرتی نمی تواند آنها را تهدید کند. و مقامات ایرانی آنان را به برادری و اتحاد در هر مقطع دعوت کرده اند. و امید است که به خود آیند و شرافت انسانی و اسلامی خویش را فدای قدرت های شیطانی نکنند و به جای آنکه با جمهوری اسلامی ایران که برای نجات آنان و کشورهای اسلامی حاضر به پشتیبانی از آنان است دست اخوت دهند، به مخالفت برنخیزند و خود را فدای صدام عفلقی و اربابانش نکنند. و در غیر این صورت ملت بزرگ و قوای مسلح برومند ایران در هر پیشامدی که به دست خود آنان تحقق پیدا کند خود را در پیشگاه مقدس خداوند بزرگ ملت های اسلامی مسوول نمی داند و ملت ایران نمی تواند در مقابل پیشامدهائی که اسلام یا کشورهای اسلامی را خصوصاً مهبط وحی و حرمین شریفین را تهدید می کند بی تفاوت باشد.
ملت ایران همچون سایر مسلمانان جهان در مقابل مشکلات و خطرهائی که برای اسلام در دست اجراست، در پیشگاه خدای قادر مسؤول است و امروز از خطرناکترین امور طرح کمپ دیوید و طرح فهد است که اسرائیل و جنایات او را تحکیم می کند. همه ما بویژه دولت عربستان در مقابل اسلام و قرآن کریم و نسل های آینده مسؤول می باشیم. و من خوف آن دارم که خدای نخواسته یک روز ملت ها و دولت های اسلامی به خود آیند که با دست آمریکای جنایتکار اسرائیل به خواست های ظالمانه و جنایتکارانه خود برسد و از مسلمین کاری ساخته نشود. من طرفداری از طرح استقلال اسرائیل و شناسائی او را برای مسلمانان یک فاجعه و برای دولت های اسلامی یک انفجار می دانم و مخالفت با آن را یک فریضه بزرگ اسلام می شمارم و به خداوند بزرگ از این نقشه ها که به دست مسلمان نماها برای اسلام کشیده می شود پناه می برم.
ملت بزرگ ایران سالروز 15 خرداد را که یوم الله است زنده نگه می دارد و افتخار قیام ملت را که با مشت گره کرده و خون طاهر خویش در مقابل ستم شاهی پهلوی ایستاده و پایه استوار انقلاب اسلامی را که سرنگونی قدرتمندترین جنایتکار منطقه را در پی داشت ریخت، از یاد نمی برد و الان فداکاری ها و مجاهدات جوانان برومند کشور اسلامی را که پایه گذاری خروج از ظلمات به سوی نور و از حقارت به سوی سرافرازی و از اسارت به سوی استقلال را نمود بزرگ می شمارد و عاشورای فریاد زن (هیهات مناالذله) و 15 خرداد و دیگر ایام الله را که در پی داشت و از نور الهی عاشورا فروغ و از شمس جمال حسینی گرمی و از پرتو هدایت او معرفت به وظیفه و از استقامت او در مقابل
صحیفه نور جلد 16 صفحه 182
باطل استواری فرا گرفت، ارجمند می دارد.
خداوند تعالی این ملت را که از 15 خرداد 42 تا 22 بهمن 57 و از آنوقت تاکنون برای اقامه عدل الهی از هر چه داشته است گذشته است و عزیزان برومند خود را که قامت رشید و بلند آنان چون ابدیت استوار و گرمی خودشان چون عشق به جمال جمیل حق روح افزا بود، به پای دوست به قربانگاه فرستادند، با نور هدایت خود ارشاد و با جلوه قدرت ازلی خود برومند و با بارقه روانبخش خود در احقاق حق و ابطال استوار و پایدار فرماید و این وحدت و صلابت را از آنان سلب ننماید.
ولا حول ولا قوه الا بالله
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
پاسخ امام خمینی به نامه اعضای هیات مؤسس بنیاد 15 خرداد
تاریخ: 1361/03/15
پاسخ امام خمینی به نامه اعضای هیات مؤسس بنیاد 15 خرداد
بسم الله الرحمن الرحیم
این بنیاد پر برکت که در راه جامعه است، مورد تأیید اینجانب است، چنانچه متصدیان محترم آن مورد وثوق و اطمینان می باشند. انشاءالله در این خدمت ارزنده اسلامی موفق باشند و امید است دولت و ملت شریف از پشتیبانی این بنیاد دریغ ننمایند و امید است بنیاد شریف برای روستاهای محروم و دور افتادگان اولویت قائل شوند. خداوند تعالی توفیق خدمت همگان را برای رفاه قشر مظلوم عنایت فرماید.
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه استان زنجان
تاریخ: 1361/03/16
کسی که بخواهد به جنت و لقاءالله برسد باید زحمت را تحمل کند و دلسرد نشود
بسم الله الرحمن الرحیم
اول باید از آقایان که زحمت کشیده و به اینجا تشریف آورده اند تشکر کنم. چیزی که امروز به آن مبتلا هستیم و ممکن است برای ما پیش آید، قضایائی است که بعد از پیروزی جنگ برای ما ممکن است پیش بیاید. آمریکا معلوم نیست به این زودی طمعش را از این کشور قطع کند. ملت ایران درصدد است به آن وضعی که سابق داشت و به آن اسارت هائی که از همه طرف برای او بود و به آن محرومیت هائی که در سابق داشت و آن خلاف موازین اسلامی که در سابق عمل می شد برنگردد. از این جهت ما باید خودمان را برای مقاومت مهیا کنیم. روحانیون باید این وظیفه را به طور شایسته عمل کنند و مردم را همیشه مهیا نگه دارند. بعضی از مردم شاید ندانند که چه قضیه ای واقع شده است. شخصیت هائی که از خارج می آیند و یا گاهی برای من پیام می فرستند، می گویند شما نمی دانید چه کرده اید و در دنیا چه شده است. حق هم همین است. ما آن کاری را که این ملت در پناه اسلام و امام زمان سلام الله علیه انجام داده است، عمقش را نمی توانیم بفهمیم، باید به تدریج فهمید که چه حادثه ای پیش آمده است. لکن تا آن اندازه ای که ما می دانیم و از لحن تمام رسانه های گروهی معلوم است این نیست که دشمنان ضربه خورده اند و اینهمه دروغپردازی ها و شیطنت ها امر عادی نیست. در دنیا جنگ ها، کشتارها و خیلی خرابی ها واقع می شود، اما وقتی که ملاحظه می کنیم، می بینیم که از آن مسائل کمتر منعکس می شود. اما می بینیم نسبت به مسائلی که به نفع ایران است، آن را کوچک جلوه می دهند و آنجا که به ضرر ایران است، بزرگ جلوه اش می دهند. ما باید آن مقاومت و روح اسلامی را حفظ کنیم و آن سختی ها که به خود پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وقتی که در مکه و مدینه بودند و بر حضرتش گذشته است، به یاد آوریم. باید فکر کنیم که پیغمبر چه کرده است، او یک بشر است، اما وظیفه دارد و خدا به او امر کرده است که باید استقامت کنی. همانطور که پیغمبر به استقامت و مقاومت مأمور است، هر کس که همراه اوست و به او گرویده است مأموریت دارد استقامت کند. (فاستقم کما امرت و من تاب معک) ما باید مردم را روشن کنیم به کاری که کرده اند و سابقه نداشته است. هر انقلابی که شده متکی به قدرتی بوده است، اگر از یک جبهه ضربه می دیده خودش را متکی به جبهه دیگر می کرده است. این کاری که شما و ملت ما کرده اند، نمونه است که در این سده های اخیر
صحیفه نور جلد 16 صفحه 185
به این شکل نبوده است که ملتی بخواهند خودش باشد و به آنچه که دارد بسازد و خودش را به جائی برساند که به دیگران احتیاج نداشته باشد. باید توده های مردم به این کار بزرگی که کرده اند آشنا بشوند. کار بزرگ است، ولی زحمت زیاد دارد. همین دیروز که مردم به خیابان ها ریختند و راهپیمائی کردند، صدام، ایلام را که مردم محرومی در آنجا زندگی می کنند، در حال راهپیمائی بمباران می کند که تاکنون چهل نفر شهید شده اند و دویست نفر مجروح. یک چنین جنایت بزرگی اگر از طرف ایران واقع می شد، می دیدید که رسانه های گروهی خارج چه می کردند، ولی حال که عراق یک چنین جرمی را مرتکب شده است، مسأله را به صورت جزئی نقل می کنند و دنبالش می گویند که صدام گفته است این به عنوان تلافی صورت گرفته است که ایران با بصره چه کرده است. صدام دروغی می گوید که عذری پیدا کند و یک چنین جنایتی را مرتکب شود و ما باید منتظر یک چنین جنایاتی باشیم. نباید بگوئیم چرا شده. چرایش معلوم است، شما اسلام را می خواهید و آنها می گویند نباید اسلام را بخواهید. دولت مصر با صراحت می گوید این جمهوری اسلامی نباید باشد و با دولت اسرائیل برای کوبیدن اسلام متحد می شود. مصر و اسرائیل با هم پیمان می بندند که بر ضد ایران به کمک عراق بروند. چرا باید کشورهای اسلامی به این وضع باشند که اسرائیل به لبنان حمله کند و آنها بی تفاوت باشند و برخی از آنها با اسرائیل دوستی داشته باشند؟ ما باید به راه خودمان ادامه دهیم و مقاومت کنیم. ائمه جمعه و جماعت باید به مردم بفهمانند که کاری که کرده اند زحمت دار است و کسی که بخواهد به جنت و لقاءالله برسد باید زحمت را تحمل کند و دلسرد نشود. امروز حفظ این دولت یک واجب شرعی است. من امیدوارم موفق باشید و همه موفق شوید به این جمهوری خدمت کنید و در تأیید همه مقامات و تحکیم وحدت بین خودمان و آشنا کردن مردم به وظایف خطیرشان کوشا باشیم و من هم امیدوارم به وظیفه خود که دعاگوئی است، موفق باشم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
پیام امام خمینی به مناسبت حمله رژیم اشغالگر قدس به جنوب لبنان و بمباران ایلام
تاریخ: 1361/03/17
پیام امام خمینی به مناسبت حمله رژیم اشغالگر قدس به جنوب لبنان و بمباران ایلام
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
من کلمه مبارکه استرجاع را نه برای جنایات اسرائیل و شهادت و آسیب بسیاری از مسلمانان مظلوم جنوب لبنان عزیز می گویم، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای شهرها و روستاهای آن کشور اسلامی که به دست جنایتکار رژیم صهیونیستی کافر اسرائیل، اشغال و خراب شده است، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای آواره شدن هزاران خواهران و برادران آن محیط مظلوم اسلامی، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای فلسطینی های مظلوم زیر ستم اسرائیل، گرچه آن هم استرجاع دارد، و نه برای شهادت بیش از چهل نفر زن و مرد و کودک شیرخوار ایلام که به دست جنایتکار صدامیان، در حال شعار بر ضد آمریکا و اسرائیل خونخوار، هدف بمب واقع، و آسیب بیش از دویست نفر مسلمان عشایری بی گناه و خرابی مسجد، تکیه، بیمارستان و خانه های مظلومان، گرچه آن استرجاع دارد، بلکه برای بی تفاوتی کشورهای اسلامی یعنی حکومت های آنها استرجاع می کنم و ایکاش فقط بی تفاوتی بود.
من استرجاع برای پشتیبانی بسیاری از حکومت ها از اسرائیل و صدام، این دو ولد نامشروع آمریکا می کنم. من و هر مسلمانی در هر جا هست باید استرجاع کنیم برای کمک های مادی و معنوی دولت های کشورهای اسلامی به آمریکا رأس جنایتکاران و اسرائیل و بعث عفلقی عراق، پیاده کننده منویات شوم آمریکا و صهیونیسم جهانی. هر مسلمان غیرتمند باید استرجاع کند برای پیشنهاد حکم جهاد با یک کشور مخالف اسرائیل به اتهام دروغین دریافت اسلحه از اسرائیل و کوشش در راه به رسمیت شناختن اسرائیل متجاوز به کشور اسلامی لبنان و به شهادت رساندن هزاران مسلمان بیگناه جنوب آنجا.
اسرائیل متجاوز جنایتکار تأیید باید شود و آمریکای راس متجاوزین، با ذخایر کشورهای مظلوم مستمند اسلامی، کمک مادی و با کوشش های رسانه های گروهی منطقه اسلامی، کمک سیاسی و معنوی شود و فلسطین و سوریه باید تنها بمانند. صدام صددرصد مخالف اسلام باید در تجاوز به ایران و هلاکت حرث و نسل ناحیه مسلمان عرب نشین و غیره آنان تأیید تبلیغاتی و کمک های مادی و نظامی شود و کشور اسلامی ایران که برای احیاء اسلام و قرآن کریم بپا خاسته باید تنها باشد.
صحیفه نور جلد 16 صفحه 187
اینها و مطالب بسیار دیگر، مصائبی برای مسلمانان است که باید دستجمعی استرجاع کنند، اینجانب مصیب های عظیمی را که بر برادران مظلوم بی یار و یاور جنوب لبنان وارد شده است و همچنین مصائب وارده بر مظلومان ایلام و دیگر مناطق جنگزده ایران تسلیت عرض نموده و برای شهدا در طول دفاع های مظلومانه این دو کشور اسلامی رحمت و مغفرت و برای بازماندگان آنان صبر و استقامت از خداوند تعالی مسئلت می نمایم و از خداوند تعالی می خواهم که این دولت های بی توجه به مصالح کشورهای اسلامی و بی اعتنا به احکام قرآن کریم را از خواب غفلت بیدار نماید و دشمنان اسلام و مسلمین را منکوب فرماید.
والسلام علی من اتبع الهدی
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان لشکرها و یگان های مستقل نیروی زمینی و مدیریت ها و معاونت های ارتش جمهوری اسلامی
تاریخ: 1361/03/23
اینهمه هیاهو و سر و صدا و مخالفت ابرقدرت ها، حکایت از عمق پیشرفت های نظامی و طبیعی شما می کند
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً من تشکر می کنم از اینکه در یک همچو روزی که انشاءالله مفتاح تمام پیروزی هاست، خدمت شما جوانان عزیز و رزمنده رسیدم. آنچه که از خارج همیشه به ما خبر می رسد و آنهائی که می روند اطلاع به ما می دهند و گاهی بعضی شخصیت ها به ما پیام می فرستند که شما عمق این کاری که کردید، خودتان هم نمی دانید. تمام این بررسی های ظاهری و پیشرفت های ظاهری این نیروهای اسلامی است. عمق این پیشرفت های ظاهری هم همانطوری که به ما گفته می شود، پیام می فرستند، برای خودمان هم باز خیلی واضح نیست که جمهوری اسلامی و این نهضتی که در ایران پیدا شده است، در همان عمق طبیعی و مادیش چه دگرگونی ای در همه ارزش ها ایجاد کرده است و شما باید بدانید که ملت ها، حتی آن ملت هائی که الهی هم نیستند، اینها همه شان که جزء مستضعفان جهان هستند و همیشه در تحت سلطه مستکبران بوده اند، امید دوخته اند به این نهضتی که در ایران حاصل شده است و این یک مسأله بزرگی است که در همین بعد طبیعی برای رزمندگان ما و برای ملت ما حاصل شده است که عمقش آنقدر زیاد است که همه قدرت های خارجی و همه رسانه های خارجی به ضد این قیام کرده اند. اگر این امر عادی بود نباید اینهمه هیاهو در دنیا راه بیفتد، اینهمه سر و صدا بلند بشود، اینهمه مخالفت بشود. هر چه عمق مخالفت رسانه های گروهی و قدرت های بزرگ زیادتر باشد، کشف می کند که عمق پیشرفت های نظامی و طبیعی شما بیشتر است. اگر یک امر عادی بود، نباید اینقدر امریکا دنبالش باشد که این را با هر حیله ای که باشد، در همین جا خفه کند. این یک امر غیر عادی است حاصل شده است و ما در عمق ظاهری این قضیه هم که ملاحظه کنیم، با همین ارزش های ظاهری که مورد بررسی رسانه های گروهی است، مورد بررسی مقامات نظامی دنیاست، این یک عمق زیادی دارد که کم کم دارد برای دنیا ظاهر می شود و تاکنون آن عمق معنوی که در این نهضت و در این ملت حاصل شده است، در خارج کمتر به این توجه شده است. تمام نظرها رفته است روی مسائل نظامی و پیشرفت های نظامی که تصدیق دارند که این یورش هایی که از طرف این
صحیفه نور جلد 16 صفحه 189
رزمندگان ایرانی حاصل می شود، اینها سابقه ندارد، وضعش یک وضع دیگری است غیر اوضاع جنگ های دنیا. اینها همه توجه به همین پیشرفت ها و شکست ها و امثال این دارند. نظر دارند به اینکه ایران با اینکه یک جمعیت محدودی هست، به چهل میلیون بیشتر نمی رسد این جمعیت و تمام قدرت ها هم با آن مخالفت کرده اند و بعد از انقلاب هم هست، که انقلاب خودش یک چیزی است که هر جا که حاصل می شود اوضاع را به هم می زند، نظام را به هم می زند، لکن وقتی ملاحظه کردند که امروز ما در سال چهارم انقلاب واقع هستیم و همه چیزمان بهتر از اول است، یعنی اگر اول یک نقصی در نظام ما داشتیم، نقصی در نیروهای نظامی و انتظامی داشتیم، نقصی در انسجام گروه هائی که همه مسلحند داشتیم، امروز آن نقص رفع شده است. اینها همه روی حساب های مادی حساب شده است، ما عمق این مسأله را از جهت معنوی واقعاً نمی توانیم ادراک کنیم. یک جمعیتی که در طول تاریخ و خصوصاً این رژیم سابق کوشش کردند که این جمعیت را از همه چیز بی خبر نگه دارند، از همه اوضاع دنیا، کوشش کردند که این جوان های ما که باید خدمت بکنند به این کشور، ابتلا پیدا کنند به مواد مخدره، به جاهائی که شهوانی هست. آنهمه مراکز شهوت و آنهمه مراکز فحشا درست کردند و عرضه کردند بر این ملت در طول این ده ها سال اخیر که شدت پیدا کرد و در زمان محمدرضا از همه وقت بیشتر شدت داشت و شما از جهت اخلاقی و فرهنگی ایران باید این معنا را اعتقاد کنید که اگر این انقلاب به داد ایران نرسیده بود، ایران در سراشیبی محو و فنا واقع شده بود که اصلاً اسمش از تاریخ باید محو بشود. به طوری تبلیغات شده بود که همه چیز ما را می خواستند وابسته کنند به غیر و به ما حالی کنند که شما هیچ کاری ازتان نمی آید، اصلاً جنگ معنا هیچ ندارد، شما نمی توانید اصلاً جنگ بکنید با هیچ جا اصلاً ما در این سه سال، نزدیک به چهار سال، یعنی وارد در چهار سال که شدیم این عمق پیشرفت ظاهری را به دنیا حالی کردیم، به حکومت های بزرگ دنیا به قدرت های بزرگ دنیا. این کاری که شما برادرها و دوستان شما و همقطارهای شما انجام دادند، حالی کردند به آنها که ما در عین حالی که یک جمعیت کمی هستیم، لکن توانائی این را داریم که با هر قدرتی مقابله کنیم.
خدا متحول کرد این جمعیت را به یک جمعیت حزب اللهی و این را شرق و غرب نمی توانند بفهمند
لکن آن عمق دومی که اساس مطلب است که عمق معنوی این قضیه باشد. آقا، یک کشوری که سال های طولانی زحمت کشیده اند، یک قشر از روشنفکر با قلم، با تبلیغ، با تعلیم زحمت کشیده اند، یک قشر مطبوعاتی و رسانه های گروهی با همه قدرت زحمت کشیده اند که این کشور را از خودش تهی کنند، یعنی اعتقادشان را گفت اینطور کنند، مغزشان را شستشو کنند و اینها را معتقد کنند به اینکه شما هیچ نیستید، باید تحت لوای یا شرق یا غرب، غرب می گفت تحت لوای غرب، شرق می گفت تحت لوای شرق، باید زندگی کنید والا هیچ کاری از شماها ساخته نیست. و شما یک وارد شد این انقلاب بر یک همچو جمعیتی که لااقل در این پنجاه سال، بیشتر از همیشه تحت اینطور تربیت ها بودند.
صحیفه نور جلد 16 صفحه 190
دانشگاهش اینطور تربیت می کرد و ارتشش را اینطور تربیت می کردند و همین طور همه چیزش را. عمق معنوی این، این است که در مدت کمتر از یک سال باید بگوئیم آنچنان تحول در این جمعیت حاصل شد و آنچنان منقلب شد این جمعیت به یک موجود دیگر، آن جمعیت رفاه طلب به یک جمعیت سلحشور و جنگجو، آن جمیعت میان تهی از کارهائی که باید خودش انجام بدهد به یک جمعیت متفکر در امور خودش، و زحمتکش برای کشور خودش و رفتن رو به کفا برای زندگی خودش و اگر به داد این جمعیت خدای تبارک و تعالی نرسیده بود، خدا می داند که مسأله فحشا را به کجا رسانده بودند. شما شاید خیلی هایتان مطلع باشید از آن قصه ای که در شیراز اتفاق افتاد و آن بساطی که درست کردند و آن عقدی که واقع شد ما بین یک پسر و یک مرد. اینها دنبال یک همچو چیزی بودند. می خواستند این کشور را به اینجا برسانند. خدا به فریاد این ملت رسید، ملت مظلوم، و متحول کرد این جمعیت را به یک جمعیت حزب اللهی، یک جمعیتی که همه چیزش را دارد برای خدا می دهد. این مسأله مهم است، این مسأله ای که آن اشخاصی که در صدد تهذیب هستند، در صدد تزکیه نفس هستند، پنجاه سال زحمت می کشند، بعد از زحمت های فراوان پنجاه ساله به یک مقامی می رسند و این جوان ها را خدای تبارک و تعالی آنطور در ظرف یک مدت بسیار کم متحول کرد به یک مقامی که آنهائی که پنجاه سال زحمت کشیده اند نرسیده اند به این مقام، نرسیده اند به آنجا که غیر از خدا اصلاً هیچی نخواهند، شهادت را اینطور طالب باشند. اینطور شهادت را در بر بگیرند. این یک مسأله مهمی است، ما همیشه باید در نظر داشته باشیم که این مسأله، مسأله عادی نیست که یک نفر آدم، صد نفر آدم، هزار نفر آدم یا همه بتوانند انجامش بدهند. یک کشور چهل میلیونی که با بی بند و باری می خواستند اینها را بار بیاورند و همه قدرت ها دنبال این معنا بودند و همه تبلیغات و همه گفتار و همه نوشته ها دنبال این بود، یکدفعه متحول بشود به یک کشوری که همه حزب الله هستند و همه آن چیزهائی که شهوی بود و آن چیزهائی که مربوط به شهوات نفسانیه بود، دور ریختند و ایستادند در مقابل قدرت های بزرگ و شکست دادند آنها را، این تحول، تحولی است که شرق و غرب نمی توانند بفهمند، آنها هر چیزی می توانند بفهمند، همین در سطح مادیت اشیا را ارزیابی می کنند که کدام پیروز شد، کدام پیروز نشد، در سطح معنویت اینها نمی توانند اصلاً تصور کنند که یک کشور چهل میلیونی چطور متحول شده است به یک چیزی که جوان هایشان را می دهند و گریه می کنند که کاش یکی دیگر هم داشتند. دست و پایشان را از دست داده اند و تأثرشان به این است که من ندارم که باز بروم. و این صحنه های بسیار نورانی که در جبهه ها، شما که هستید، بهتر از ما می دانید که چه صحنه هایی است، وقتی که آقایان می آیند اینجا با من صحبت می کنند، واقعاً انسان تعجب می کند از اینکه این چه شد، چه قضیه ای واقع شده است که اینطور تحول حاصل شد؟ البته چون قدرت خداست، تعجبی ندارد، با قدرت خدا واقع شده است و ما امروز و آخر، اول همه جا نصر را باید از خدا بدانیم، نصرت مال اوست، ما چیزی نیستیم، نصرت، نصرتی است که او به ما داده است.
صحیفه نور جلد 16 صفحه 190
تا حالا سابقه ندارد که روحانی و ارتشی و پاسبان و پاسدار در کنار هم باشند و در کنار هم جنگ بکنند
این قدرتی که الان در ایران هست که همه رویش حساب دارند می کنند، همه کشورها رویش حساب می کنند و بدون جهت بسیاری از کشورها هم ترسیده اند، این یک قدرتی است که خدا داده است، این یک چیزی نیست که ما بتوانیم تحصیلش بکنیم، این چیزی است که خدا به ما عنایت فرموده است بنابراین ما باید روی همین مسأله همیشه تکیه بکنیم، روی این مسأله که ما خودمان چیزی نیستیم و هر چه هست مبداء غیبی دارد و آن مبداء غیبی است که ما را کمک می کند، آقا، شوخی نیست که یک جمعیت کثیری با زحمت هائی یک دژی برای خودشان، به آن دژهای محکم درست بکنند و در پناه آن دژ باشند و یک جمعیت کمی از بیابان به آنها حمله بکنند و تسلیم بشوند آنها، تسلیم برای این است که می ترسند، ترس را که در آنها ایجاد کرده است؟ ما که جمعیت مان به اندازه آنها نبود، ما که در بیابان بودیم و در معرض اینکه آسیب ببینیم و آنها در پناهگاه ها بودند و در دژهایی که درست کرده بودند و این خوف را هم نداشتند، این یک خوفی بود که خدای تبارک و تعالی در قرآن هم از آن اطلاع داده است که در صدر اسلام خدا یک قسم از چیزهائی که پیروز می کرد کشور اسلامی را، همین بود که رعب در دل مقابلین آنها القا می فرمود. ما مرهون این رحمت های بزرگ الهی هستیم و در عین حال مرهون این ملت هستیم که اینطور همه با هم کمک می کنند. سابقه اصلاً ندارد، از اول تاریخ تا حالا سابقه ندارد که روحانی و ارتشی و پاسبان و پاسدار و امثال اینها در کنار هم باشند و در کنار هم جنگ بکنند اصلاً این سابقه ای ندارد. هیچ جا، نه حالا سابقه دارد، بعدها هم معلوم نیست که، مگر به برکت اسلام جای دیگر پیدا کند یک همچو چیزی که همه شان با هم باشند. و این صحنه هائی که در سنگرها که اینها همه با هم هستند برای من نقل می کنند، واقعاً صحنه هائی است که اعجاز آمیز است و قدر این صحنه ها را بدانید.
و اما بعضی مسائلی که ما الان در پیش داریم، شما می دانید که ما از اولی که این جنگ شروع شد تا حالا، چه آن روزی که صدام کوس قادسیه برای خودش می زد و چه امروز که دیگر اسمی از او نیست و رفته است آنجائی که خدا می داند، ما مسائلمان مسائلی بوده است که یکی بوده، آن هم برای این است که یک مسائلی که ما گفتیم، یک چیزی نبوده که می خواستیم تحمیل کنیم، یک چیزی بوده است که وقتی عرضه کنیم به همه عقلای دنیا و همه جنگنده های دنیا عرضه کنیم به آنها، از ما می پذیرند. ما از اول می گفتیم که شما ریختید در منزل ما، در شهرهای ما، در کشور ما، حمله کردید و غافلگیرانه وارد شدید در کشور ما و آن همه خرابی کردید و آنهمه جرم کردید و آنهمه کشتار کردید، باید بروید بیرون. یکی از شرایط ما این است که بروید بیرون. این را چه انسانی می تواند بگوید که این شرط، یک شرط تحمیلی است؟ خوب، دزد آمده در خانه ما و اثاث ما را برداشته و جمع کرده می گوید حالا بیا صلح کنیم، اینها مال من. خوب همین است دیگر، اینها دزدهائی بودند که ریختند به این کشور و هر چه هم بود در این شهرها برده اند، هر چه مردم مال داشتند، اگر یک مقدارش را توانستند خود اینها
صحیفه نور جلد 16 صفحه 192
حمل کنند از محلشان، کرده اند، اگر نه، آنها برده اند و از بین برده اند و آنهمه خرابی کرده اند و خرابی هائی که در هیچ جا متعارف نیست (مغول هم که به این حمله کرده، اینطور نبوده است که وقتی یک شهری را می گیرد تا آخر خرابش کند) شهرهای ما را اینطور کرده اند اینها. خوب ما می گوئیم که شما وارد شدید به ما و اینهمه جرم کردید، حالا می گوئید که بیائید با هم صلح کنیم، صلح کنیم یعنی خوزستان مال شما، یعنی آنقدری که شما گرفتید مال شما. نه، هیچ وقت، هیچ کس نمی پذیرد. ما می گوئیم شما بدون قید و شرط باید بیرون بروید، اگر هم بیرون نروید بیرونتان می کنیم، بهتر هم برای خودتان همین است که بیخود این جوان های بیچاره را به زور نیاورید و به کشتن بدهید، خودتان بروید بیرون. این یک مسأله ای است که همه عقلای دنیا می پسندند از ما که کسی آمده است منزل شما و خرابکاری کرده، حالا به او می گوئید بروید بیرون. اگر می خواهید یک تفاهمی بشود، باید بروید بیرون.
ما اگر صلح بکنیم، معنایش تشویق کردن این جانی است
مسأله دوم، مسأله خسارت هائی که وارد کردند، قضیه جبران خسارت یک جهت مادی دارد، یک جهت سیاسی و معنوی. جهت مادیش گرچه خیلی زیاد است برای ما، اینطوری که همه شهرها را خراب کرده اند و هر چه ما داشتیم، به هم زده اند و البته جوان های ماهر دانه ایش ارزش همه لشگر آنها را داشت و از دست ما گرفته شدند اینها. ارزش مادی قضیه خیلی زیاد نیست، عمده ارزش معنوی است و ارزش سیاسی مسأله، اگر بنا باشد که یک کسی بیاید، هر چه جرم دارد بکند و هر چه دستش می رسد جنایت وارد کند و بعد بگوید که خوب حالا دیگر صلح می کنیم، - من می رویم بیرون - من می روم بیرون. بسیار خوب، صلح می کنیم خوب، این جنایتی که کردی چی؟ اگر ما این مطلب را اغماض کنیم، نه از باب این است که یک مسأله مثلاً مادی را اغماض کردیم، یک مسأله معنوی را ما اغماض کردیم، یعنی یک ستمگر و یک گروه ظالم را ما تشویق کرده ایم به اینکه باز بکنید. فردا هم باز دوباره برگردند و همین بساط را در آورند بعد هم بگویند که آقا بسیار خوب، باز صلح می کنیم. هی خلاف کنند و هی بگویند صلح می کنیم. این باید جلویش گرفته بشود، در دنیا باید اینطور تعدیاتی که واقع می شود، جلویش گرفته بشود. یکی از مواردی که باید، جهتی که باید به او جلوگیری بشود این است که خسارت هایی که وارد شده باید بدهید. الان می گویید که ما، دروغی هم می گویند البته، که ما بیرون می رویم و قبول می کنیم فلان، خوب، بسیار خوب، الان بروند بیرون و همین حالا کارشناس ها هم بیایند و جریمه های اینها را ارزیابی کنند که چقدر بوده، یک گروه دیگر هم بیایند و ارزیابی کنند که کی مجرم است. ما اگر مجرم را امروز رهایش کنیم، امروزی که ما قدرت داریم، ما آن روزی هم که صدام آن کوس کذا را می زد، مسائلمان همین بود، امروز هم که قدرت دست ماست و صدامی در کار نیست، امروز هم همان حرف ها را ما می زنیم و آن حرف این است که مجرم باید معلوم بشود کی است، اگر ما مجرم هستیم، دنیا به ما هر چه می خواهد بگوید و اگر آنها مجرم هستند، باید همانطور حکومت بشود، به طور عدالت حکومت بشود. ما عدالت را می خواهیم، ما هیچ وقت طالب جنگ از اول نبودیم. اگر
صحیفه نور جلد 16 صفحه 193
چنانچه عراق به ما حمله نکرده بود، ما دفاع نمی کردیم. اما دفاع ما کردیم، ما جنگ نکردیم تا حالا. در عین حالی که رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اجازه بدهید ما وارد بشویم در آنجا و با آنها چه بکنیم، خوب ما هم، ما می خواهیم دفاع بکنیم، دفاع که یک مسأله عقلی است، یک مسأله ای است که حتی حیوانات هم اصلاً وقتی بخواهند حمله کنند دفاع می کنند. دفاع یک مسأله طبیعی است، ما همیشه دفاع کرده ایم تا حالا، هیچ وقت جنگ نکرده ایم. ما که می گوئیم که ما جنگجو نیستیم مثل شماها، ما صحیح می گوئیم و شاهد داریم و آن، این است که از ما دفاع است، شمائی که می گوئید ما صلح طلبیم، - می خواهید که - صلح طلبی شما مثل صلح طلبی اسرائیل است تا حالا، اسرائیل هم حالا می گوید بیائید صلح کنیم. یعنی چه؟ یعنی وارد شده است و شهرهای لبنان را گرفته است و حالا می گوید که ما، بیائید حالا دیگر آتش بس کنیم. آن روز آتش بس است که با مشت بزنند اسرائیل را بیرونش کنند از شهرهای خودشان و آنوقت بگویند که بسیار خوب، حالا آتش بس، بنشینید مجرم را بفهمیم کی است. آنوقت هم صلح همین طوری نباید بشود، مجرم باید معلوم بشود کی است. اسرائیل بیاید هر چه جرم دارد بکند، بعد بگوید که خوب، ما دیگر کاری نداریم، شما بروید سراغ کارتان، اینجا هم که ما گرفتیم مال خودمان، معنی آتش بس این است؟ همان آتش بس صدامی است، این آتش بسی است که اسرائیلی هم دارد چیز می کند، یعنی همه چیزمان را دادیم، حالا بس. (بسم الله) تشریف بیاورید حالا دیگر با هم چون، صورت هم را ببوسیم و اینهائی را هم که بردید، مال شما باشد. آتش بسی هم که اینها الان دارند اظهار می کنند، همان وقت هم که آتش بس کنند، سه ساعت بعدش آبادان را تیرباران می کنند و آدم می کشند، در صورتی که آبادان جنگجو نیست، آبادان یک جمعیتی دارند مشغول کسب خودشان هستند. اینها می گویند که اینها کردند و ما کردیم، کی؟ کدام وقت اینها به این شهرهای شما کاری کردند؟ اینها هم با شما جنگ دارند شما هم با اینها جنگ دارید. شمایی که می گوئید آتش بس، بسیار خوب، می گوئید که چون اینها به ما چی کردند، ما هم کردیم، اینها به شهر شما کردند یا به شما؟ شما باید تلافی به خود اینها بکنید، شما تلافی به آبادان می کنید، همان کارهائی که از اول به آبادان می کردید، حالا هم همان کارها را دارید می کنید و این آتش بس نیست. ما همان شرایطی که از اول گفتیم، حالا هم همان شرایط را می گوئیم، که یکی بیرون رفتن تمام این ارتشی های عراق و این جنگنده های عراق از کشور ما بدون قید و شرط، هیچ قید و شرطی در کار نیست. حالا که می گویند ما بیرون می رویم، - ایشان - اینها می گویند بیایند، ما بیرون می رویم که شما بیائید رد بشوید، لکن به شرط اینکه صلح باشد تمام بشود مسأله، یعنی به شرط اینکه ما هر چه ضرر به شما زدیم، هر چه جنایت کردیم هیچ. این مضحک است واقعاً، یک جمعیتی می خواهند بیایند کمک کنند شما را، شما می گوئید حالا که می خواهید کمک بکنید، پس دست بردارید از این ادعاهائی که دارید، شما مجرم را دیگر لازم نیست بشناسید، بیائید صلح بکنیم با هم، لازم نیست که اینهمه جریمه ها که وارد شده است به شما، تلافی بشود. این معنای آتش بس نیست، این معنای صلح نیست. ما همان مطلبی را که از اول گفتیم، همه دولتمردان ما همان مطلب را می گویند. باید بی قید و شرط اینها بیرون بروند، نروند،
صحیفه نور جلد 16 صفحه 194
بیرونشان می کنیم بی قید و شرط و اگر زیادتر بمانند برای خودشان ضرر زیادتر دارد، هر چه بمانند، ضررش برای آنها زیاد است و باید تمام چیزهائی که به ما وارد کرده اند، ما حالا مقدارش را نمی دانیم، کارشناس باید بیاید بگردد مقدارش را معلوم کند که چقدر مقدارش است، آن هم باید تحقق پیدا کند و باید مجرم هم معلوم بشود که کی هست. و ما بعد معنوی این کار را داریم. ما اگر عراق دست بردارد، این حزب بعث از عراق و برود گم شود سراغ کارش و مردم عراق خودشان، این مردم مظلوم خودشان برای خودشان حکومت تعیین کنند، یک شاهی از آنها نمی خواهیم برای اینکه آن بعد معنوی دیگر نیست در کار و آن مجرم رفت، تمام شد. آن بعد معنوی نیست در کار دیگر، ما بعد معنوی قضیه را باید چیز بکنیم. ما مسؤول این جوان ها هستیم، ما مسؤول این ارتش هستیم، ما مسؤول این زن ها و مردهائی که بچه هایش و جوانش را از دست داده اند، هستیم. مگر ما می توانیم که بی قید و شرط بگوئیم که بیائید صلح بکنیم، چون ما می خواهیم برویم کمک شما بکنیم؟ این مسلک اسلام نیست که ما بخواهیم کمک آنها بکنیم و یک رشوه هم بدهیم. بله، بعضی حکومت ها اینطوری هستند، نفت هایشان را می دهند و التماسشان هم می کنند، این حکومت، اسلامی نیست اینطور. ما آن چیزهائی که از اول گفته ایم، تا حالا سرش هستیم، یک قدم اینطرف و آنطرف نیست در کار، نمی خواهیم که تحمیل کنیم، یک چیز غیر عقلی و غیر عقلائی بگوئیم و نمی خواهیم از آن چیزی که هر عقلی می پذیرد، عقب بنشینیم، آن هم به واسطه آن بعد معنوی که دارد، به واسطه اینکه آدم جانی را نباید در جنایتش تشویق کرد. ما اگر صلح بکنیم. معنایش تشویق کردن این جانی است به جنایتش. ما صلح می خواهیم، خیلی هم می خواهیم اما صلح بی قید و شرط. معنایش این است که شما همین جا که هستید باشید، یا خیر، بروید بیرون، لکن دیگر باقیش هر چه هست شده است دیگر، هر چه می خواهد بشود شده است، نخیر، این به حیثیت اسلام ضرر می زند اینطور اغماض و حق ندارد کسی اینطور اغماض کند. البته راه دادن برای رفتن به سوریه برای طرف شدن با آنها یک مسأله ای نیست که شما به ما منت داشته باشید، ما به شما منت داریم اگر روی قواعد عادی باشد،البته چون یک تکلیف الهی است، به هیچ کس هم منت نداریم، اما نباید شما از ما یک چیزی بگیرید که می خواهیم بیائیم کمکتان. شمائی که می گوئید که ما با اسرائیل مخالف هستیم و می دانم که دروغ شما می گوئید که شرط اینکه شما بیائید از اینجا رد بشوید این است که صلح بشود و هر چی که ما کردیم دیگر هیچ، این معنی صلح است! این معنی راه دادن است! شما معلق می کنید راه دادن را به چیزی که نشود. دنیا باید این را بداند که ما حاضریم صلح کنیم، حاضریم پیش برویم در آنجا، لکن در عرض اینکه اینها دارند کنار می روند و یکی از شرایط را می گویند، ما خودمان می پذیریم در عرض این دو گروه بیایند. در همین پانزده روزی که اینها بنا دارند، فرض کنید که دروغ نمی گویند، می خواهند بروند، در عرض این بیاید یک گروه مورد توجه همه، بین المللی، بیاید رسیدگی کند به این جرم هائی که اینها کرده اند، به این خسارت هائی که به شهرهای ما وارد شده، به روستاهای ما وارد شده، البته یک خسارت هائی به ما وارد شده است که قابل جبران نیست و آن جوان های ماست، این دیگر قابل جبران نیست، اینها آنطرف باید در آن پیشگاه خدا باید اینها رسیدگی
صحیفه نور جلد 16 صفحه 195
بشود. در عرض اینکه شما می گوئید ما کنار می رویم و بیائید ما دیگر راه می دهیم به شما، در عرض اینکه شما کنار می روید یک گروه بیایند رسیدگی کنند به اینکه جنایات را چقدر بوده، چقدر ضرر زده اید شما به ایران و یک گروه هم توافق کنید بیاید که رسیدگی کند به اینکه مجرم کی است، اینها وقتی حاصل شد، اما راه دادن شما به ما برای رفتن آنجا، شما باید یک چیزی هم دستی بدهید که ما می خواهیم برویم با دشمن های شما جنگ بکنیم، اگر شما راست می گوئید که با اسرائیل مخالف هستید و نمی خواهید با این بهانه یک کلاهی سر ما بگذارید و خیال می کنید که ایران توجه به این مسائل ندارد و کسانی که در رأس امور هستند، توجه به این مسائل ندارند، شما اگر نمی خواهید که یک توطئه ای داشته باشید و یک کار خلافی بکنید، خوب، راه بدهید ما برویم.
اگر راست می گوئید که با اسرائیل مخالفید، باید از ما خواهش کنید که به شما کمک کرده و جلو این را بگیریم
راجع به مسائلی که ما از اول گفتیم همان مسائل هست. حالا ما قبول می کنیم از شما که بیائید بروید بیرون، قبول، بسم الله تشریف ببرید اما نه اینکه بیرون، تمام شد قضیه، این یکی از چیزهائی است که ما می خواستیم، دوتای دیگرش مانده است که بعد معنوی آن در نظر ماست، بعد سیاسی آن در نظر ماست نه بعد مادی آن، تا اینکه بگوئید که غمض عین کنید، طلبی دارید از ما نگیرید. شما مگر ما می توانیم که صرف نظر کنیم از یک چیزی که جانی را به جنایت خودش تشویق می کند؟ ما باید جانی را در دنیا رسوا کنیم و جرمی که کرده است، از او بگیریم تا این امور لااقل محدود بشود اگر از بین می رود لااقل محدود بشود. اینطور نشود که هر کسی افسار گسیخته بریزد شهرهای دیگران را از بین ببرد و اموال مردم را غارت کند و آتش بزند و بعد هم بگوید خوب، بسیار خوب، حالا دیگر صلح می کنیم. این صلح نیست، این معنایش این است که نخیر شما باید باج به ما بدهید تا ما با شما صلح کنیم و این امروز آن روزی نیست که شما این حرف ها را می زنید، شما دیگر این حرف ها را باید کنار بگذارید، شما دیگر قدرتی ندارید که بتوانید یک همچو مسائلی را بگوئید و شما خیال کنید که دیگران به شما تقویت می کنند، آن دیگران هم مثل شما می مانند. شما که مال خودتان بود، اینطور از کار درآمد، یک جمعیت کمی اینطور خرمشهر را گرفت، آنها که از خارج اجیر شما می خواهند بشوند، آنها برای شما می خواهند کار بکنند، برای خودشان می خواهند کار بکنند، آنها با یک فوت از بین می روند. بنابراین، مسأله این است که ما امروز که در اینجا مبتلا هستیم به یک همچو حزبی و در آنجا مبتلا هستیم به یک همچو رژیم فاسد، رژیم اسرائیل، ما در هر دو جبهه حاضریم به اینکه جنگ بکنیم. اینجا که از خودمان است و جنگ می کنیم، آنجا هم از خود ما هست. ما حاضریم، لکن راه دادن به ما برای رفتن، باید یک چیزی ما به شما بدهیم که شما راه بدهید، باید ما مجرم را دیگر کار نداشته باشیم، باید بنشینیم صلح کنیم دیگر با هم، دست گردن به هم بیندازیم که اینهمه آمدی جرم کردی، برای اینکه حالا می خواهی به من همراهی کنی، بیا به من یک چیزی هم به ما بده تا همراهی کنیم! نه، این مسأله
صحیفه نور جلد 16 صفحه 196
غیر عقلائی است و هرگز نخواهد شد. مسأله راه دادن یک چیزی است که شما باید التماس کنید که ما بیائیم برویم سراغ آن کار را بکنیم. ما داوطلب هستیم. شما باید از ما خواهش کنید که آقا بیائید با ما کمک کنید تا ما برویم جلوی این را بگیریم اگر راست می گوئید که با اسرائیل مخالفید و اگر مسأله این نیست با اسرائیل مخالف نیستید و می خواهید ما نرویم آنجا، شرط را اینطور قرار می دهید که حالا بدون همه قیدی مصالحه کنیم، آنوقت شما تشریف بیاورید ببرید، آن هم تشریف بیاورید حرفی است تا به صورت واقعی من امیدوارم که انشاءالله همانطوری که شما در جبهه های جنگ پیروز شدید و پیروز هستید و امیدوارم که همیشه پیروز باشید، همینطور در معنویات هم که مهم است، که این مادیات تابع آن معنویات است، این معنویات هر چه قوی بشود، شما قویتر خواهید شد. یک نفر آدم با ایمان می تواند با هزاران نفر بی ایمان مقابله کند و شما در این عرض مدتی که جنگ کرده اید، دیده اید که مسأله اینطوری است که ایمان وقتی که در میدان می آید، همه چیز را از بین می برد، مقابلش هر چه هست، از بین می برد.
انشاءالله خداوند ایمان همه ما را زیاد کند و شما را در این دو قطب معنویت و مادیت تقویت کند و اسلام را انشاءالله از شر همه قدرتمندان نجات بدهد و این تحولی که در ایران هست، انشاءالله باقی باشد و تا ظهور امام زمان این ملت بتواند این کشور را به طور شایسته تحویل ایشان بدهد انشاءالله.
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز تأسیس جهاد سازندگی
تاریخ: 1361/03/27
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز تأسیس جهاد سازندگی
بسم الله الرحمن الرحیم
27 خرداد، روز تأسیس جهاد سازندگی را به عموم ملت انقلابی و شریف ایران و به همه تلاشگران متعهد و مؤمن در راه تحقق آرمان های ملت مسلمان ایران تبریک می گویم، روزی که با تأسیس این ارگان عظیم، انقلاب اسلامی ما توانست به دورافتاده ترین مناطق کشور راه یابد و رسالت تاریخی و اسلامی خود را با تمام کارشکنی ها به اقصی نقاط کشور برساند. به راستی فرزندان اسلام، خواهران و برادران ایثارگر، با عضویت در این نهاد انقلابی، با فداکاری بی نظیر خود در میان دشوارترین شرایط زندگی و سخت ترین مناطق جغرافیائی کشور توانستند در مدتی کوتاه، اینهمه آثار زنده و ارزنده را در تمام ابعاد برای مردم ستمدیده ایران به ارمغان آورند. کم نیستند جهادگرانی که در راه بهبود زندگی مردم محروم و مستضعف ما شهید و یا معلول گردیده اند و کم نیستند خواهران و برادرانی که در بدترین شرایط، دست به اقدامات فرهنگی و عمرانی زدند و به بدترین شکل به دست گروهکهای از خدا بی خبر و منافقان دنیاپرست شهید گردیدند، چرا که این از خدا بی خبران خوب فهمیدند که این جوانان جهادگرند که بذر انقلاب را در دل هر روستائی می کارند و با آبادانی مناطق محروم است که هر روستائی و شهری محروم، سربازی می شود پاسدار انقلاب اصیل اسلامی خویش، چرا که آمریکا و ایادی مزدبگیرش خوب به این نتیجه رسیده اند با جهاد مقدس فرزندان اسلام است که نهال انقلاب اسلامی در روستاها و شهرهای دور افتاده این آب و خاک به گل می نشیند و تنها به همین دلیل است که هر جهادگری را مانند رزمنده ای در میدان نبرد می دانند که از انقلاب و اسلام و ایران دفاع می نماید.
نقش جهاد سازندگی در جنگ، کمتر از نیروهای نظامی نبوده و نیست و این اقراری است مکرر از سوی فرماندهان ارتشی و سپاهی ما که اگر جهاد نبود پیروزی با این سرعت به دست نمی آمد. باید اعتراف کرد که اینان بزرگترین آبرو را به انقلاب اسلامی خود داده اند و با تعهد به اسلام و ایمان به خدای تعالی در این راه بهترین نمونه و الگوئی برای همه جوانان مسلمان و متعهد اسلامی گردیدند. امروز در گوشه و کنار کشور و در میان دورافتاده ترین روستاهای محروم و بد آب و هوا که قدم بگذارید با ایثارگران جهاد سازندگی مواجه می شوید که خیلی زودتر از شما خود را بدانجا رسانده اند و با نداشتن امکانات لازم، با هر وسیله ای که در اختیار داشته و دارند، با تمام وجود در از بین بردن
صحیفه نور جلد 16 صفحه 204
کمبودها و مشکلات و بیماری ها و نارسائی های مردم کوشش می نمایند و در بسیاری از موارد برای ایجاد وسائل رفاهی از ایثار جان خود دریغ نکردند. من هرگاه از نزدیک با جوانان پرشور و پرتحرک جهاد سازندگی مواجه می شوم و یا در وسایل ارتباط جمعی آثار ارزنده فرهنگی و عمرانی آنان را شنیده و یا می بینم، از دل برای موفقیت و سربلندی آنان دعا می کنم. آفرین بر شما که اینگونه به اسلام و انقلاب اسلامی آبرو دادید. درود بر شما که برای تحقق آرمان های ملت مسلمان و انقلابی ایران و برای پیاده کردن برنامه های اسلام عاشقانه به استقبال شهادت شتافته اید و علیرغم تبلیغات واهی دشمنان، اختلاف زبان و لباس مانع تلاش فردی و جمعی شما در این راه نگردیده است و هم اکنون مشاهده می کنید که چگونه با لباس های محلی و زبان های قومی دست در دست یکدیگر در این گردهمائی مهم شرکت جسته اید.
امیدوارم همانگونه که در راه سازندگی کشور تمام نیروهای مادی و معنوی خود را به کار بسته اید، از سازندگی خود و دیگران نیز که مقدم بر همه سازندگی هاست غفلت نکنید و همانگونه که بارها یادآوری کرده ام سازندگی روح را بر سازندگی جسم مقدم دارید تا به خواست خدای تعالی با نیروی ایمان، کارها به بهترین و سریعترین وجه پیش رود و هر چه زودتر با کمک خداوند و یکدیگر این کشور را به خودکفائی و آبادی کامل برسانیم، (انشاءالله تعالی.)
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کشور، و فرمانداران سراسر کشور
تاریخ: 1361/03/25
امید است اداره شما عبادتگاه و خدمت های شما عبادت باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
اولاً باید از شما دوستان و عزیزان تشکر کنم، از راه های دور آمدید و ملاقات حاصل شد و من عذر این معنا را که بتوانم امروز بحث طولانی بکنم، امید است بپذیرید. و لهذا من اکتفا می کنم به اینکه به شماها دعا کنم.
من از خدای تبارک و تعال مسئلت می کنم که تمام کشور ایران، هر جائی که شما دوستان هستید و در هر شغلی که عزیزان ما اشتغال دارند، محلشان مهبط الهی باشد یعنی کارها برای خدا، برای خدمت به بندگان خدا، برای خدمت به اسلام باشد که این از بزرگترین عبادات است، خدمت به خلق خدا و خدمت به اسلام.
امید است که در هر جا شما هستید، اداره شما و پست های شما مبدل بشوند به یک عبادتگاه و خدمت های شما همه عبادت باشد. و من امیدوارم که در مقابل آن رژیم سابق، جاهائی که مأمورین بودند، مرکز معصیت بود، امروز شما با تعهد به اسلام و با تعهد به احکام اسلام و با تعهد به جمهوری اسلامی، در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه طبقات ضعیف را ملاحظه کنید و این خود یک عبادت بزرگ است برای شما و من امیدوارم که شما به این عبادت موفق باشید و غنیمت بدانید اینکه در یک رژیمی واقع شدید، در یک حکومتی واقع شدید که آن شغلی که سابق معصیت بود، امروز عبادت است و آن اتاقی که سابق در آن معصیت واقع می شد، امروز با خدمت به خلق خدا عبادتگاه است. و خداوند این عبادتگاه را برای شما حفظ کند و شما را موفق کند که به این عبادت بزرگ که خدمت به جمهوری اسلامی و خدمت به مردم است بیشتر موفق بشوید. و خداوند انشاءالله در جبهه های نبرد، اسلام را بر ضد کفر در هر جا هستند، در ایران، در لبنان، در فلسطین و جاهای دیگر پیروز کند. انشاءالله کسانی که ظلم به این ملت ها می کنند، ستم به این مردم می کنند و برخلاف اسلام عمل می کنند، خداوند تبارک و تعالی آنها را ادب کند. و امیدوارم که شما هر چه بیشتر موفق بشوید به اینکه برای این مردم مستمند کار بکنید و اجر آن را از خدای تبارک و تعالی بخواهید. خداوند به همه شما توفیق بدهد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس و مسؤولان شهربانی جمهوری اسلامی، آگاهی و دادستانی
تاریخ: 1361/03/29
بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس و مسؤولان شهربانی جمهوری اسلامی، آگاهی و دادستانی
بسم الله الرحمن الرحیم
وضع پلیس در دنیا و در رژیم سابق این بود که همه در خدمت قدرتمندان بودند و نقشه آنهائی که می خواستند در کشورها سلطه پیدا کنند و نمی توانستند که همه مردم را تحت نظارت قرار دهند این بود که نفر یا افراد مقتدری را بر سر همه بگمارند، مثل رضاخان که یک آدم قلدری بود و به اسم نجات ایران وارد شد و همه قدرت ها را در دست گرفت و در اختیار انگلیس قرار داد.
پلیس در دنیا در خدمت مردم و بیچاره ها نیست، در دنبال قلدرهاست و اینکه می بینید همه قدرت ها نسبت به ایران بد شده اند و هر موضوع کوچکی را بزرگ و هر امر بزرگی را کوچک می کنند، به خاطر این است که پلیس و ارتش امروز ما غیر از همه کشورهاست. پلیس با مردم مختلط است. الان پلیس با سایر ارگان ها با هم و همه در خدمت مکتبی هستند که سال ها کوبیده شده است. خدا خواست که این کشور را نجات داد و این هم یک نعمتی بود که همه متوجه این مسائل بشوند.
اینکه می گویم دنیا چیزهای کوچک خود را بزرگ و آنچه مربوط به ماست با بی توجهی از آن می گذرد، همین قضیه موزه عباسی بود که آنقدری که من مطلع هستم، راجع به آن اصلاً چیزی ذکر نکردند. در حالی که این موضوع یکی از مسائل مهم پلیسی بود که اگر یک کشور دوست آنها صد مرتبه کمتر این کار را انجام می داد آنها بزرگ می کردند.
اینها از ایران ترسیده اند، نه از افراد، بلکه از این انسجام و اینکه پلیس و ارتش و دولت در خدمت مردم هستند و مردم پشتیبان آنها می باشند که اگر برای یک پلیس در خیابان گرفتاری پیدا شود مردم در رفع آن همکاری می کنند.
این مطلب را باید همیشه در ذهن داشته باشید و به پرسنل خود تذکر دهید که هنوز دست ها در کار است و آنها غافل نشسته اند. آنها یک چیزی را از دست داده اند که آن چیز منشأ است که همه چیز را از دست آنها بگیرد. و این مسأله از منطقه هم گذشته و به خود آنها رسیده است. این به خاطر آن است که همه در خدمت اسلام هستند و پلیس هم در خدمت اسلام است. همین کارهای شما عبادت است و شما در مقابل خداوند تعالی برای کشف این مسأله ارزش دارید، چون شما به کشوری آبرو می دهید که برای خدا قیام کرد. و من باید از این کشفی که کردید تشکر کنم که زحمت کشیدید و ماه ها روی آن کار کردید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بیانات امام خمینی در جمع گروهی از علما، ائمه جماعات و روحانیون و وعاظ قم و تهران
تاریخ: 1361/03/30
این مجالس عزا یک سازماندهی سرتاسری کشورهای اسلامی است
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً باید تشکر کنم از آقایان روحانیون و آقایان خطبا که از تهران و از قراری که گفته اند، از قم تشریف آورده اند و خدمتشان رسیدیم و امیدوارم که همه موفق به خدمت به اسلام و مسلمین باشند.
مطالب زیاد است، لکن یک مطلب راجع به آقایان خطبا و علما عرض می کنم و یک مطلب هم راجع به مسائل روز که ابتلاء به آن داریم. آن مطلبی را که راجع به آقایان خطبا عرض می کنم این است که عمق این کاری را که شما دارید و عمق ارزش مجلس های عزاداری، کم معلوم شده است و شاید پیش بعضی هیچ معلوم نشده است. اینکه در روایات ما برای یک قطره اشک برای مظلوم کربلا آنقدر ارزش قائلند، حتی برای تباکی (به صورت گریه درآمدن) ارزش قائلند، نه از باب این است که سید مظلومان احتیاج به این کار دارد و نه این است که فقط برای ثواب بردن شما و مسلمین شما باشد، گرچه همه ثواب ها هست، لکن چرا این ثواب را برای این مجالس عزا آنقدر عظیم قرار داده شده است و چرا خداوند تبارک و تعالی برای اشک و حتی یک قطره اشک و حتی تباکی، آنقدر ثواب داده است؟ کم کم این مسأله از دید سیاسی اش معلوم می شود و انشاءالله بعدها بیشتر معلوم می شود، اینکه برای عزاداری، برای مجالس عزا، برای نوحه خوانی، برای اینها اینهمه ثواب داده شده است، علاوه بر آن امور عبادیش و روحانیش، یک مسأله مهم سیاسی در کار بوده است. آن روزی که این روایات صادر شده است، روزی بوده است که این فرقه ناجیه مبتلا بودند به حکومت اموی و بیشتر عباسی، و یک جمعیت بسیار کمی، یک اقلیت کمی در مقابل قدرت های بزرگ. در آنوقت برای سازمان دادن به فعالیت سیاسی این اقلیت، یک راهی درست کردند که این راه، خودش سازمانده است و آن، نقل از منابع وحی، به اینکه برای این مجالس اینقدر عظمت هست و برای این اشک ها، آنقدر در حول و بر این اشک ها و عزاداری ها، شیعیان با اقلیت آنوقت اجتماع می کردند و شاید بسیاری از آنها هم نمی دانستند مطلب چه هست، ولی مطلب، سازماندهی به یک گروه اقلیت در مقابل آن اکثریت ها. و در طول تاریخ، این مجالس عزا که یک سازماندهی سرتاسری کشورها هست، کشورهای اسلامی هست و در ایران که مهد تشیع و اسلام و شیعه هست، در مقابل حکومت هائی که پیش می آمدند و بنای بر این داشتند که اساس اسلام را از بین ببرند، اساس روحانیت را از بین ببرند، آن چیزی که در مقابل
صحیفه نور جلد 16 صفحه 208
آنها، آنها را می ترساند، این مجالس عزا و این دستجات بود. در دفعه اول که مرا از قم گرفتند و بردند، در بین راه این بعضی از این مأمورینی که بودند در آن اتومبیل من، می گفت که ما آمدیم سراغ شما، از این چادرهائی که در قم بود می ترسیدیم که مبادا اینها مطلع بشوند و ما نتوانیم انجام وظیفه کنیم. اینها که هیچ، قدرت های بزرگ از این چادرها می ترسند، قدرت های بزرگ از این سازمانی که بدون اینکه دست واحدی در کار باشد که آنها را مجتمع کند، خود به خود ملت را به هم جوشانده اند در سراسر یک کشور، کشور پهناور، در ایام عاشورا و در دو ماه محرم و صفر و در ماه مبارک، این مجالس است که مردم را دور هم جمع کرده است. و اگر یک مطلبی بخواهد برای اسلام خدمتی بکند و شخصی بخواهد که مطلبی را بگوید، سرتاسر کشور به واسطه همین گویندگان و خطبا و ائمه جمعه و جماعت یکدفعه منتشر می شود و اجتماع مردم در تحت این بیرق الهی، این بیرق حسینی، اسباب این می شود که سازمان داده شده باشد. اگر قدرت های بزرگ در منطقه های خودشان بخواهند که یک اجتماعی ایجاد کنند، با فعالیت های زیادی که شاید چند روز یا چند دهه می کنند، در یک شهری، یک عده فرض کنید صدهزار نفری، پنجاه هزار نفری، با خرج های زیاد و زحمت های زیاد مجتمع می شوند و به قول آن کسی که می خواهد صحبت کند، گوش می دهند لکن شما می بینید که برای خاطر همین مجالسی که مردم را به هم پیوند داده است، این مجالس عزائی که مردم را به هم جوش داده است، به مجرد اینکه یک مطلبی پیش می آید، در یک شهر نه، در سرتاسر کشور، تمام قشرهای مردم و عزاداران حضرت سیدالشهدا مجتمع می شوند و احتیاج به اینکه زیاد زحمت کشیده بشود و تبلیغات بشود، ندارد. با یک کلمه، وقتی مردم ببینند که این کلمه از حلقوم سیدالشهدا. سلام الله علیه بیرون می آید، همه با هم مجتمع می شوند. اینکه بعضی از ائمه (شاید امام باقر بوده، من الان خوب یادم نیست. می فرماید که برای من یک نفر نوحه سرا در منا بگذارید که آنجا برای من گریه بکند و عزا بگیرد، نه این است که حضرت باقر سلام الله علیه احتیاج به این داشته است و نه اینکه برای او شخصاً فایده ای داشته است، لکن جنبه سیاسی این را ببینید، در منا آنوقتی که از همه اقطار عالم آدم می آید آنجا، یک کسی بنشیند یا اشخاصی نوحه سرائی کنند برای امام باقر و جنایت کسانی که با او مخالفت کردند و او را مثلاً به شهادت رساندند، ذکر کند و این مسأله موجی باشد در همه دنیا این مجالس عزا را دست کم گرفتند.
هیچ قدرتی نمی توانست 15 خرداد را بیافریند، مگر قدرت خون سیدالشهدا (ع)
شاید غربزده ها به ما می گویند که ملت گریه و شاید خودی ها نمی توانند تحمل کنند که یک قطره اشک مقابل چقدر ثواب است، یک مجلس عزا چقدر ثواب دارد، نتواند هضم کنند و نتوانند هضم کنند آن چیزهائی که برای ادعیه ذکر شده است و آن ثواب هائی که برای دو سطر دعا ذکر شده است، نمی توانند این را ادراک کنند و هضم کنند. جهت سیاسی این دعاها و این توجه به خدا و توجه همه مردم را به یک نکته، این، این است که یک ملت را بسیج می کند برای یک مقصد اسلامی. مجلس عزا نه برای این است که گریه بکنند برای سیدالشهدا و اجر ببرند، البته این هم هست. و دیگران را اجر
صحیفه نور جلد 16 صفحه 209
اخروی نصیب کند، بلکه مهم، آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد و آن، این اجتماع تحت یک بیرق، اجتماع تحت یک ایده، و هیچ چیز نمی تواند این کار را به مقداری که عزای حضرت سیدالشهدا در او تأثیر دارد، تاثیر بکند. شما گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه زنی و نوحه سرائی نبود، 15 خرداد پیش می آمد. هیچ قدرتی نمی توانست 15 خرداد را آنطور کند، مگر قدرت خون سیدالشهدا، و هیچ قدرتی نمی تواند این ملتی که از همه جوانب به او هجوم شده است و از همه قدرت های بزرگ برای او توطئه چیده اند، این توطئه ها را خنثی کند، الا همین مجالس عزا. در این مجالس عزا و سوگواری و نوحه سرائی برای سید مظلومان و اظهار مظلومیت یک کسی که برای خدا و برای رضای او جان خودش و دوستان و اولاد خودش را فدا کرده است، اینطور ساخته جوانانی را که می روند در جبهه ها و شهادت را می خواهند و افتخار به شهادت می کنند و اگر شهادت نصیب شان نشود متأثر می شوند، و آنطور مادران را می سازد که جوان های خودشان را از دست می دهند و باز می گویند باز هم یکی دو تا داریم. این مجالس عزای سیدالشهداست و مجالس دعا و دعای کمیل و سایر ادعیه است که می سازد این جمعیت را اینطور و اساس را اسلام از اول بنا کرده است، به طوری که با همین ایده و با همین برنامه به پیش برود و اگر چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسأله چه هست و این عزاداری برای چه هست و این گریه برای چه اینقدر ارج پیدا کرده و اجر پیش خدا دارد، آنوقت ما را ملت گریه می گویند، ما را ملت حماسه می خوانند. اگر بفهمند آنها که حضرت سجاد سلام الله علیه که همه چیزش را در کربلا از دست داد و در یک حکومتی بود که قدرت بر همه چیز داشت، این ادعیه ای که از او باقی مانده است چه کرده است و چطور می تواند تجهیز بکند، به ما نمی گفتند که ادعیه برای چیست. اگر روشنفکران ما فهمیده باشند که این مجالس و این دعاها و این ذکرها و این مجالس مصیبت جنبه سیاسی و اجتماعی اش چیست، نمی گویند که برای چه این کار را بکنیم. تمام روشنفکرها و تمام غربزده ها و تمام قدرتمندها اگر جمع بشوند نمی توانند یک 15 خرداد را ایجاد کنند، آنچه این قدرت را دارد این است که در تحت لوای او همه مجتمعند. ما که داد می زنیم که ما اسلام را می خواهیم و جمهوری اسلامی را می خواهیم، برای اینکه در جمهوری اسلامی به نام اینکه اسلامی است و برای خداست، همه ملت مجتمع هستند و ما دیدیم که برای خاطر همین جمهوری اسلامی بودند و برای خاطر همین که برای خدا قیام کردند، این جمهوری اسلامی برخوردار از چه قدرتی از ملت و از سایر کشورها هم برخوردار شده است.
ما ملتی هستیم که با همین گریه ها قدرت 2500 ساله را از بین بردیم
ملت ما قدر این مجالس را بدانند، مجالسی است که زنده نگه می دارد ملت ها را، در ایام عاشورا زیاد و زیادتر و در سایر ایام هم غیر این ایام متبرکه، هفته هاست و جنبش های اینطوری هست. اگر بعد سیاسی اینها را اینها بفهمند، همان غربزده ها هم مجلس بپا می کنند و عزاداری می کنند، اگر چنانچه ملت را بخواهند و کشور خودشان را بخواهند. من امیدوارم که هر چه بیشتر و هر چه بهتر این مجالس
صحیفه نور جلد 16 صفحه 210
برپا باشد. و از خطبای بزرگ تا آن نوحه خوان در این تأثیر دارد. آن که ایستاده پای منبر چند شعر می گوید و چند شعر می خواند، با آن که در منبر است و خطیب است، اینها هر دو در این مسأله تأثیر دارند، تأثیر طبیعی دارند، گرچه خود بعضی اشخاص هم ندانند دارند چه می کنند، (من حیث لایشعر) . تقریباً ما به این مرتبه رسیده ایم که ملت ما یکدفعه یک انقلابی کرد و یک انفجاری درش حاصل شد که نظیر آن در هیچ جا نبود. یک ملتی که همه چیزش وابسته بود و این رژیم سابق همه چیز این را از دست داده بود و همه شرافت انسانی این کشور را از دست داده بود و همه چیز ما را وابسته کرده بود، یکدفعه یک انفجاری حاصل شد که نظیر آن در هیچ جا نبود. یک ملتی که همه چیزش وابسته بود و این رژیم سابق همه چیز این را از دست داده بود و همه شرافت انسانی این کشور را از دست داده بود و همه چیز ما را وابسته کرده بود، یکدفعه یک انفجاری حاصل شد که این انفجار در برکت همین مجالسی که همه کشور را، همه مردم را دور هم جمع می کرد و همه به یک نقطه نظر می کردند. این مسأله را باید آقایان خطبا و ائمه جماعت و ائمه جمعه، درست بیشتر از آنقدری که من می دانم، برای مردم تشریح کنند، تا اینکه گمان نکنند که ما یک ملت گریه هستیم. ما یک ملتی هستیم که با همین گریه ها یک قدرت دو هزار و پانصد ساله را از بین بردیم.
از باب اینکه تذکر به آقایان و مؤمنین نفع دارد، دو سه تا جمله هم اینطوری عرض می کنم و آن اینکه همه آقایانی که در هر جای از این کشور هستند و صدای من را می شنوند، چه از طبقه علما و ائمه جماعات و جمعه و چه از طبقه خطبا که آنها هم از علما هستند و کسانی که در بلاد (از روحانیون) متصدی این امور هستند، توجه به این معنا داشته باشند که امروز آبروی جمهوری اسلامی به دست شما بسته است. اگر خدای نخواسته یک دخالت های بیخود و بیجا، یک کارهائی که از روحانیون صحیح نیست، انجام بدهید، این جمهوری اسلامی لکه دار می شود، دولت باید به قدرت خودش باقی باشد و امروز دولت، دولت اسلامی است و بر همه ماها فریضه است که از این دولت اسلامی پشتیبانی بکنیم. مأمورینی که از دولت می آید، در همه جا، مأمورین دولت اسلامی است. اگر خدای نخواسته از یک مأمور که من حیث اینکه درست اطلاع بر مسائل ندارد یا اشتباه می کند، یک مطلبی که بر خلاف ذائقه شماست یا بر خلاف مسائل اسلامی است، از او صادر بشود، مقابله نکنید، تضعیف نکنید، او را نصیحت کنید. اگر چنانچه نصیحت را گوش نکرد، به مصادر امور مراجعه کنید. ائمه جمعه بلاد نصب و عزل نکنند و کسانی که در بین ارتش یا سایر ارگان ها انجمن های اسلامی دارند، اینها دخالت های غیر چیزهائی که بر عهده آنها نیست نکنند. ارشاد بکنند دولت را، ارشاد بکنند مأمورین دولت را و همه کسانی که در پیش آنها هست، آنها را ارشاد بکنند. و اگر چنانچه کسی هم به گوش به ارشاد نداد، به مصادر اموری که مسؤولیت دارند مراجعه کنند، حل خواهد شد. برای حفظ حیثیت اسلام که شماها پاسدار آن هستید و حفظ حیثیت جمهوری اسلامی که شماها نگهبانان آن هستید، از کارهائی که نباید انجام بدهید و از کارهائی که دخالت در امور اجرائی است که با کسی دیگری است که انجام بدهد، مستقیماً عمل نکنید، ارشاد بکنید همه را، نظر ارشادی داشته باشید. اگر یک مطلب اشتباهی از یک استاندار واقع شد یا از یک فرماندار، در منابر نبرید این را و آبروی او را بریزید، این امری است که خدا راضی نیست، به او بگوئید در خلوت و با او تفاهم کنید و از او بخواهید که رویه را تغییر بدهد. اگر نداد، به مصادر امور مراجعه کنید. مستقیماً بخواهید این کار را بکنید، حیثیت جمهوری اسلامی و
صحیفه نور جلد 16 صفحه 211
حیثیت اسلام در دنیا لکه دار می شود و شما حافظ این حیثیت هستید و فریضه است برای همه ما حفظ حیثیت این جمهوری اسلامی. شما می بینید که امروز همه قلم ها و همه زبان ها از ابرقدرت ها یا دولت های مرتبط به آنها، بر ضد این جمهوری اسلامی تجهیز شدند و همه با یک رویه خاصی عمل دارند می کنند، ما دیگر بهانه دست آنها ندهیم.
و من این یک کلمه را عرض بکنم، شاید قبلاً هم عرض کرده باشم، و آن اینکه من از اول که در این مسائل بودیم و کم کم آثار پیروزی داشت پیدا می شد، در مصاحبه هائی که کردم، چه با کسانی که از خارج آمدند، حتی در نجف و در پاریس و چه در حرف هائی که خودم زدم، این کلمه را گفته ام که روحانیون شغل شان یک شغل بالاتر از این مسائل اجرایی است و اگر چنانچه اسلام پیروز بشود، روحانیون می روند سراغ شغل های خودشان، لکن وقتی که ما آمدیم و وارد در معرکه شدیم دیدیم که اگر روحانیون را بگوئیم که بروید سراغ مسجدتان، این کشور به حلقوم آمریکا یا شوروی می رود. ما تجربه کردیم و دیدیم که اشخاصی که در رأس واقع شدند و از روحانیون نبودند، در عین حالی که بعضی شان هم متدین بودند، از باب اینکه آن راهی که ما می خواستیم برویم و آن راهی که مستقل باشیم و با نان و جو خودمان بسازیم و زیر فرمان قدرت های بزرگ نباشیم، آن راه، با سلیقه آنها موافق نبود. و لهذا چون آنجا دیدیم که ما نمی توانیم در همه جا یک افرادی پیدا بکنیم که صددرصد برای آن مقصدی که این ملت ما برای آن، جوان هاشان را دادند و اموالشان را دادند، نمی توانیم پیدا بکنیم، ما تن دادیم به اینکه رئیس جمهورمان از علما باشد و گاهی رئیس فرض کنید که نخست وزیرمان هم همین طور. و در جاهای دیگر هم که قبلاً گفته بودیم، بنا نداریم اینطور باشد و الان هم عرض می کنم هر روزی که ما فهمیدیم که این کشور را یک دسته از این افرادی که روحانی نیستند، به آنطور که خدای تبارک و تعالی فرموده است، اداره می کنند، آقای خامنه ای تشریف می برند سراغ شغل روحانی بزرگ خودشان و نظارت بر امور و سایر آقایان هم همین طور. ما اینطور نیست که هر جا یک کلمه ای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام، حالا ما آمدیم دیدیم اینجوری نیست، اشتباه کرده بودیم، بگوئیم ما سر اشتباه خودمان باقی هستیم. ما هر روزی فهمیدیم که این کلمه ای که امروز گفتیم اشتباه بوده و ما قاعده اش این است که یک جور دیگر عمل بکنیم، اعلام می کنیم که آقا این را ما اشتباه کردیم، باید اینجوری بکنیم. ما دنبال مصالح هستیم، نه دنبال پیشرفت حرف خودمان. (به من مهلت بدهید که عرایضم را به آقایان بکنم) . بنابر این مسأله یک چیزی نیست که آقایان به ما بگویند شما آن روز اینجوری گفتید. راست است، ما آن روز خیال می کردیم که در این قشرهای تحصیلکرده و متدین و صاحب افکار، افرادی هستند که بتوانند این مملکت را به آنجوری که خدا می خواهد، ببرند، آنطور اداره کنند، وقتی دیدیم که نه، ما اشتباه کردیم، آمدند بعضی شان خودشان را به ما جا زدند، ما هم که غیب نمی دانیم، و بعضی شان هم خوب بودند لکن رأیشان با رأی ما مخالف بود، ما از حرفی که در مصاحبه ها گفتیم، عدول کردیم و موقتاً تا آنوقتی که این کشور را به غیر روحانی می تواند اداره کند، آقایان روحانیون به ارشاد خودشان و به مقام خودشان برگردند و محول می کنند دستگاه های اجرائی
صحیفه نور جلد 16 صفحه 212
را به کسانی که برای اسلام دارند کار می کنند و تا مسأله اینطور است که ابهام پیش ما هست، احتمال هست. اگر در یک میلیون احتمال، یک احتمال ما بدهیم که حیثیت اسلام با بودن فلان آدم یا فلان قشر در خطر است، ما مأموریم که جلویش را بگیریم، تا آنقدری که می توانیم. هر چه می خواهند به ما بگویند، بگویند که کشور ملایان، حکومت آخوندیسم و از این حرف هائی که می زنند، و البته این هم یک حربه ای است برای اینکه ما را از میدان به در کنند. ما نه، از میدان بیرون نمی رویم. خوب، این مقدار از حرف ها بود که با آقایان عرض کردیم و امیدوارم که در ماه مبارک رمضان، این ماه بزرگ، هم دعا کنند به این جمهوری اسلامی و هم هدایت کنند مردم را که مردم در صحنه باقی باشند.
ما باید از راه شکست عراق دنبال لبنان برویم
مردم گمان نکنند که ما دیگر پیروز شدیم و احتیاج به وجود آنها نیست. احتیاج به وجود آنها هست و همیشه هست. دولت تنهائی نمی تواند همه امور را اداره کند، ملت را باید همراه داشته باشد. ما هم جنگ مان تمام نشده، الان در حال جنگ هستیم و تا در حال جنگ هستیم جوان های ما باید به جبهه ها کمک کنند. همانطوری که تا حالا جوان های عزیز ما در جبهه ها رفتند و بسیاری از آنها به لقاءالله و فیض شهادت رسیدند، امروز هم ما احتیاج به آنها داریم، توطئه ها رو به رشد است. مسأله ای که باید در این جنبه ای که مربوط به روز است عرض کنم، این ا ست که بعد از آنکه این قدرت های بزرگ و خصوصاً آمریکا در همه توطئه ها فلج شد و شکست خورد و می بیند که این جنگی هم که او برای ما بپا کرده است، این هم دارد به آخر می رسد انشاءالله، یک توطئه دیگری عمیق تر اجرا کرده است که در این توطئه، ما هم یک قدری بازی خوردیم و آن این است که یک نکته ای که پیش ما خیلی بزرگ است و ما نسبت به آن حساسیت زیاد داریم، آن غائله را پیش آورد تا اینکه ملت ما را از آن مطلبی که در کشور خودش می گذرد و از آن جنگی که در خودش می گذرد، غافل کند، قضیه هجوم اسرائیل به لبنان. آمریکا می دانست که ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسیت داریم و نسبت به اسرائیل هم از آن طرف حساسیت داریم، این دام را آمریکا درست کرد، یعنی آن نوکر خودش را فرستاد به اینکه حمله کند به لبنان و آنهمه خسارات وارد کند و آنهمه جنایات. و ما می دانیم که اگر میلیون ها جمعیت را از بین ببرند و یک مطلبی برای آمریکا حاصل بشود و یک نفعی برسد، می گوید همه بروند از بین. این را ما از ابرقدرت ها شناخته ایم. آنها در فکر این نیستند که در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد این مستمندان و بیچارگان چه می گذرد، آنها دنبال این هستند که صدام را در این طرف سرجای خودش نگه دارند و ایران که در نظر آنها خیلی اهمیتش بیشتر از لبنان و جاهای دیگری است، برای آنها محفوظ بماند. آمریکا می بیند که ما هم مرز با شوروی هستیم، آن هم در طول صدها کیلومتر و آن چیزی که آمریکا را به وحشت می اندازد، آن شوروی است و آن می ترسد از اینکه اگر چنانچه صدام از بین برود، شوروی بتواند در اینجاها یک غلطی بکند، لکن ما می دانیم که نمی تواند، بعد از اینکه ملت اینطور که هست و در صحنه هست، باشد، هیچ کس نمی تواند. علاوه بر آن، می بینند
صحیفه نور جلد 16 صفحه 213
که اگر چنانچه جنگ عراق پیش ببرد ایران، و عراق را، جنگش را به نفع خودش شکست بدهد عراق را، عراق به ایران متصل می شود، یعنی ملت عراق، ملت مظلوم عراق از زیر چنگال این حزب ستمگر، خودش را اخراج می کند و متصل می کند به ملت ایران و یک حکومتی خودش تأسیس می کند موافق میل خودش، اسلامی. و اگر ایران و عراق به هم پیوند پیدا کنند، و اتصال پیدا کنند، سایر این کشورهای کوچولویی که در منطقه هست، آنها هم به اینها می پیوندند و آمریکا از این منطقه زرخیز که برای او حاضر است هزاران لشکر خودش را از بین ببرد و هزاران مردم را از بین ببرد، محروم خواهد شد. این نقشه این است که بگین را وادار کند به اینکه تو حمله کن به لبنان، لبنان که تو حمله کردی، ایران حساسیت نسبت به او دارد و همه قوایش را متمرکز می کند در اینکه تو را از بین ببرد و اگر ایران از جنگ عراق غافل بماند، عراق کار خودش را انجام می دهد و ایران در اینجا هم نمی تواند کاری بکند. نقشه این است. باید همه ملت ما و همه دولتمردان ما توجه به این معنا داشته باشند که در عین حال که ما لبنان را با ایران از حیث مصالح و مفاسد جدا نمی دانیم، لکن باید کاری بکنیم که نتوانیم هم لبنان را و هم ایران را نجات بدهیم، از این کار اجتناب کنیم. اگر امروز تمام نظرها متوجه به لبنان بشود و تمام قدرت ها و گویندگان از لبنان بگویند و تمام نویسندگان از لبنان بگویند، این، توفیقی است برای آمریکا که ایران جنگ خودش را فراموش کرد، و هم عراق را از دست می دهد و هم لبنان را، نه می تواند در عراق کاری بکند و نه می تواند در لبنان. ما راه مان این است که باید از راه شکست عراق دنبال لبنان برویم، نه مستقلاً. شما ملاحظه کنید اخیراً تمام رسانه های گروهی، تمامش، آنچه که من دیده ام، رسانه های گروهی راجع به جنگ عراق و ایران دیگر صحبتی نمی کنند، شاید یک کلمه بگویند، همه رفتند سراغ لبنان، همه رادیوهائی که قبل از این حمله این مرد، این نامرد به لبنان آغاز شد، تمام حرف هایشان ایران بود و جنگ عراق، وقتی نقشه آمریکا اینطور شد که ایران را از جنگ عراق منصرف کنید و برش گردانید به آن جائی که حساسیت دارد و آن، راجع به لبنان است، از آن روز، این رادیوها و گویندگان خارجی راجع به ایران و این حرف ها چیزی نمی گویند. شما بدانید که این چیزی که از عراق در چند روز پیش، از آن مجلس عراق صادر شد که ما بلاد ایران را خالی می کنیم، این یک مسأله توطئه است. نه اینکه می خواهند خالی کنند، اینها می خواهند تخدیر کنند ما را، و جوان های ما را از جبهه منصرف کنند و داوطلبانی که باید وقتی اعلام می کنند که ما، ده هزار جمعیت، بیست هزار جمعیت می خواهیم، صد هزار می روند اسم نویسی کنند، سردشان کنند که نروند. وقتی نرفتند، عراق در این مسأله ممکن است خدای نخواسته پیروز از کار در بیاید. اگر عراق پیروز شد، مطمئن باشید که شما در لبنان هم هیچ کاری نمی توانید بکنید. باید ما این نقشه ای که آمریکا کشیده است برای ما، خنثی کنیم، یعنی همه گویندگان ما در سرتاسر کشور و همه ائمه جماعت ما در سرتاسر کشور، این مسأله را بگویند که ما باید از راهی که شکست عراق است، به لبنان برویم. عراق را نگذاریم سرجای خودش بایستد و جمع کند قدرت خودش را و دیگران هم به او کمک کنند و مرزهای خودش را قوی کند و بعد هم یک حمله ناگهانی به ما بکند، باز برگردد به آن چیزهائی که از اول بود. غفلت از این، انتحار است.
صحیفه نور جلد 16 صفحه 214
همه گویندگان مؤظفند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعت و چه خطبا و همه نویسندگان مؤظفند که این توطئه را افشا کنند و ذکر کنند و مردم را از توجه به جبهه جنگ خودمان غافل نکنند و بیدار کنند. ما می خواهیم که قدس را نجات بدهیم، لکن بدون نجات کشور عراق از این حزب منحوس نمی توانیم. ما لبنان را از خود می دانیم، لکن مقدمه اینکه لبنان را ما نجات بدهیم این است که عراق را نجات بدهیم. ما مقدمه را رها نکنیم و بی ربط برویم سراغ ذی المقدمه و همه چیز خودمان را صرف کنیم در آن و عراق برای خودش محکم کند جای خودش را.
من نمی دانم دیشب این اعلامیه ای که، اطلاعیه ای که صدام داده است و طولانی، خیلی طولانی است، آقایان ملاحظه کردند، اگر ملاحظه نکردند، دنبال کنند، پیدایش کنند. به نظر من می آید که این را نوشتند و آنهائی که نقشه در دستشان است، نوشتند و دادند دست صدام که او بخواند. و من آنطوری که از حال صدام در نظرم است این است که حال صدام این نیست که بتواند تفکر کند یا بتواند یک چیزی بنویسد. او این چیزها را از دست داده است. شما نمی دانید که چقدر هذیان در این گفتار است. اگر یک آدمی بود که به قدر یک جوان کلاس اول ادراک داشت، این را نمی خواند، این چیزی که برایش نوشتند، نمی خواند. نمی دانید چقدر از پیروزی های خودش نقل کرده، چقدر از شجاعت های لشکر خودش که در همه جبهه ها پیروز شدند، چقدر ذکر کرده است. این را بخوانید و بخندید. می گوید که ما این عقب نشینی مان پیروزی بزرگی است برای ملت عراق، ما ملت عراق را نجات دادیم از این کشور، مثلاً کی؟ از این کشور اسلامی، اینها ریختند در کشور ما و جنگ شروع کردند و ما جلو آنها را گرفتیم و عقب زدیم آنها را و بردیم تا آبادان و اهواز! یک آدمی که عقلش تا یک اندازه یک جوانی سر جا باشد، آنهمه از اول، آنهمه صحبت ها کرده و اشتلم ها خوانده و برای خودش سرداری کذا را نقشه چینی کرد و آن روز هم بازیش داده بودند، امروز هم برایش نوشته اند یک ورقه ای مثل یک ورقه هائی که می نویسند دست یک بچه می دهند بخواند، مفادش را خودش نمی داند چه است، لکن دیگران می فهمند. من میل دارم که آقایان پیدا کنند این را، کسانی که این اطلاعیه مطول را که یک ساعت بیشتر وقت من را صرف خودش کرد، مطالعه کنند، ببینند که این مرد چی دارد می گوید، اول چی می گفت، حالا چی می گوید. می گوید ما برای اثبات اینکه صلح طلبیم، صلح جو هستیم همه لشکر خودمان را امر می کنیم که از خاک ایران تا ده روز دیگر بیرون بروند. اگر راست می گوید این مطلب را، بسیار خوب، این یکی از مسائلی که ما داشتیم، حاصل، ولی چند تا مطلب دیگر داریم باید حاصل بشود، تا حاصل نشود ما در حال جنگ هستیم. یکی اینکه اینهمه خساراتی که به ما وارد گردید که خودش نوشته، این را اقرار کرده که خساراتی که بر ایران وارد شد، قابل شمارش نیست (شبیه به این تعبیر) و از یک طرف هم می گوید که ما هزاران اسیر گرفتیم و نمی فهمد این را که فردا باید جواب این را بدهد که تو هزاران اسیر گرفتی بیا تحویل بده. ما که می گوئیم هزاران اسیر گرفتیم، همه این اشخاصی که، نویسنده ها و مخبرین که از خارج آمدند، بردیم نشانشان دادیم که بابا اینها در این شهر، اینها هستند، در شهرهای دیگر هم آنجا، آنجا، آنجا. در تلویزیون هم نشان دادیم یک مقدارش را البته و
صحیفه نور جلد 16 صفحه 215
ما می گوئیم داریم این مقدار و هر وقت بخواهیم تحویل بدهیم، تحویل می دهیم. اما این آدمی که توجه به مسائل سیاسی ندارد، می گوید که خساراتی که به ایران وارد شده است قابل شمارش نیست، نمی شود ارزیابی کرد. فردا از تو می گیرند اینها را. ما از الان هم اعلام می کنیم که ما نه هیچ روزی جنگجو بودیم به این معنا که حمله کنیم به یک کشوری اسلامی، برای اینکه کشور اسلامی، ما همه کشورهای اسلامی را از خودمان می دانیم، بنای بر این نداشتیم که در یک کشوری دخالت کنیم و تا حالا هم دخالت نکرده ایم، و نه تاکنون ارتش ما، سپاه پاسداران ما به کشور عراق حمله کرده اند، از اول شما بودید که حمله کردید و همه دنیا می دانند این را. برای کی این حرف را می زنی، برای دلخوشی خودت این حرف را می زنی، چرا اینی که نوشتند، یک دفعه دیگر مطالعه نکردید؟ به یک کسی بگوئید بخواند که و بفهماند که این چه چیزی نوشته در اینجا. کی باور می کند در دنیا که ارتش ایران حمله کرده بعضی شهرهای آنها را گرفته، آنها آمده اند حالا دفاع کرده اند و عقب نشانده اند اینها را تا آوردند به خوزستان و حالا هم پیروزمندانه این شهرها را رها می کنند و می روند؟! بسیار خوب، تو بمیر و بدم، پیروزمندانه بیرون برو و بعد هم این چیزهائی را که ما از عراق می خواهیم یعنی از دولت عراق و این خساراتی را که شما می گوئید به شمارش نمی آید، از شما که به طور معقول مطالبه می کنیم و اگر ندادید، ما در حال جنگ هستیم، به طور اجبار از شما می گیریم. و بعد هم، و بعد هم باید به حسب وجدان دنیا و به حسب دستورات الهی، باید آن کسی که اینقدر جنایت وارد کرده است به کشور خودش و کشور ما، باید این مشخص بشود. باید اشخاص بیایند، اشخاصی که طرفین قبول دارند، بیایند بنشینند و ببینند که ما حمله کردیم به عراق یا او حمله کرده است. خرابی هائی که آنها وارد کرده اند، ببینند و بروند در شهرهای آنها هم ببینند، خرابی از ایران چه شده. ممکن است یکدفعه اشتباهی واقع شده باشد و بخواهند یک جای دیگر را بزنند، اشتباهاً یک جائی را هم زده باشند، اما هر روز، الان که اینها می گویند که ما یک طرفه آتش بس دادیم، هر روز از آبادان تنها بیست نفر، سی نفر زخمی و چند نفر شهید می شوند. این قضیه آتش بس آنهاست، مثل آتش بس بگین که آتش بس می کند و دنبالش اینطور جنایات می کند.
آن روزی که آمریکا و شوروی در کار نباشند، دنیا از این گرفتاری ها بیرون می آید
دنیا مبتلاست به یک همچو اشخاصی، دنیا مبتلاست به اینطور مغزهای پوک متفرعن که همه چیز را فدای یک روز سلطه خود می کنند. و چه وقت باید این دنیا از این گرفتاری بیرون بیاید؟ آن روزی که آمریکا در کار نباشد و آن روزی که شوروی در کار نباشد. و امیدوارم که خدای تبارک و تعالی با همه شماها و با همه ما و با همه ملت ما و عنایت داشته باشد و آن عنایاتی که از اول داشته است و ما خود هیچ بودیم و همه چیز را او به ما داد، این عنایات محفوظ باشد و در این ماه مبارک رمضان همه آقایان دست به دعا بلند کنند و به این جمهوری اسلامی و به لبنان و به فلسطین و به محرومان و مستضعفان دنیا دعا کنند.
پاسخ امام خمینی به نامه اعضای شورایعالی تبلیغات اسلامی
تاریخ: 1361/04/12
پاسخ امام خمینی به نامه اعضای شورایعالی تبلیغات اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت اعضای محترم شورایعالی تبلیغات اسلامی ایدهم الله تعالی
گزارش خدمات شورای مذکور را ملاحظه نمودم. از همکاری با حوزه علمیه قم و تشکیلات منسجم و هماهنگی که با مقامات ذیربط بوجود آورده اید تقدیر و تشکر می کنم. همه می دانیم در این موقع حساس که جمهوری اسلامی و اسلام عزیز مورد تهاجم تبلیغاتی رسانه های گروهی مرتبط با قدرت های بزرگ و وابستگان آنان قرار گرفته است و آنان در باطل خود آن فعالیت ها و تبلیغات وسیع را به راه انداخته اند، ما و شما و همه طرفداران اسلام برای حق خود باید به این حربه برنده روز، مجهز باشیم و چهره واقعی اسلام و جمهوری اسلامی را در داخل و بیشتر در خارج، در معرض شناخت همگان درآوریم و این وظیفه الهی و انسانی بر عهده ماست و در این زمینه تذکراتی را لازم می دانم:
1- با تشکر عمیق از علما و فضلای محترم حوزه علمیه قم که در هر گرفتاری وظیفه الهی خود را انجام داده اند و در نقاط مختلف کشور بویژه در جبهه های جنگ تحمیلی و مناطق دور افتاده محروم و مراکز کارگری حضور یافته و شایستگی خویش و حوزه های دینی و علمی را به ثبوت رساندند، لکن نظر به حساسیت موقع و موقعیت آنان در اولویت دادن به امور تبلیغی به نظر می رسد که فعالیت چشمگیرتر و دقت بیشتری برای این امر حیاتی اختصاص دهند و علاوه بر اوقات تعطیل، در ایام اشتغال نیز بخشی از اوقات شریف خود را در این امر صرف نمایند و با انتخاب افراد شایسته به طور متناوب نگذارند این پست حساس خالی بشود. از خداوند تعالی توفیق همگان را خواستارم.
2- لازم است نهادهای دولتی و ارگان های انقلابی و ذیربط در این وظیفه الهی با شورای مذکور همکاری جدی نمایند.
3- بدیهی است که تبلیغات خارج از کشور از ویژگی خاص و اهمیت مخصوصی برخوردار است و چون وزارت ارشاد عهده دار این امر است لازم است شورایعالی تبلیغات در جذب و آموزش نیروهای صالح و افرادشایسته برای اعزام به خارج از کشور و برای مقصد نشر فرهنگ اسلامی به وزارت ارشاد کمک و همکاری نمایند و با هماهنگی کامل این وظیفه الهی را عمل نمایند.
امید است خداوند قادر از عنایت خاص خود همگان را برخوردار فرماید.
روح الله الموسوی الخمینی
پاسخ امام خمینی به تلگرام تسلیت آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی
تاریخ: 1361/04/14
پاسخ امام خمینی به تلگرام تسلیت آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای مرعشی نجفی دامت برکاته
تلگرام محترم در تسلیت شهادت شهید محراب و فرزند اسلام حجت الاسلام والمسلمین مرحوم شهید صدوقی موجب تشکر گردید. اینجانب متقابلاً به جنابعالی و عموم ملت عزیز و حوزه های علمیه تسلیت عرض و از خداوند متعال رحمت برای این سرباز فداکار اسلام که عمری در خدمت به حوزه های علمیه و خدمت به محرومان گذراند و به دست منافقین انتقامجو که کارهایشان خلاصه در ضربه زدن به اسلام و طبقه محروم ملت است، مسئلت می نمایم.
در طول پیروزی انقلاب از اعمال وحشیانه منحرفان وابسته به امریکا ظاهر می شود که دشمنی با طبقه علما و روحانیون متعهد در رأس برنامه هاست و شهادت هر یک از این عزیزان مشت آنان را که مدعی طرفداری ملت از آنان است باز نموده. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین را خواستار و از جنابعالی امید دعای خیر برای نظام جمهوری اسلامی را دارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز فاجعه 7 تیر
تاریخ: 1361/04/06
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز فاجعه 7 تیر
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
با فرارسیدن سالروز هفتم تیر، خاطره قبل از آن فاجعه و پس از آن تجدید شد. قبل از آن، هجوم های ددمنشانه بازیگران آمریکائی به فرزندان راستین اسلام و انقلاب و نهادهائی که اینان برای مقصدی الهی در آنها فعالیت می کردند، از مجلس شورای اسلامی و دولت اسلامی و قوه قضائیه و دادگاه های انقلاب و شورای نگهبان و همه نهادهای اسلامی تا شخصیت های عزیزی که از قبل از انقلاب تا پیروزی آن در صحنه بوده و به خدمت و فداکاری ادامه می دادند و هر چه شخصیت ها برای انقلاب اسلامی عزیز مفیدتر و ارزشمندتر بودند، سنگینی توطئه برای شکستن شخصیت آنان افزونتر و دامنه تهمت ها و افتراها وسیع تر بود. آن کوردلان دلباخته به آمریکا و سر از پا نشاخته در راه رسیدن به هدف های شیطانی، به گمان آنکه توطئه آنان کارگر شده و با برداشتن این عزیزان متعهد از سر راه خود، ملت مسلمان و متعهد به سوی آنان روی آورده و مقاصد طاغوتی آنان به ثمر می رسد و با انگیزه آنکه پس از آن شهیدان، همه چیز به هم می ریزد و شاهد پیروزی خود و اربابان جهانخوار خویش را در آغوش می گیرند، دست به این جنایت بزرگ زدند و در لحظاتی دردناک هفتاد و چند نفر مؤمن متعهد و فرزندان برومند اسلام را که هر یک با فداکاری خود نخلی پربار بود، از دست ملت گرفتند که ناگهان صحنه های عظیم شورانگیز و انفجارات بزرگ آدم ساز، از آن فاجعه رخ داد، چنانکه در یک شب که مزدوران آمریکائی همه چیز را به هم ریخته و آشفته و جمهوری اسلامی را سرکوب شده پنداشتند و ملت عزیز را به سوی خود و پشتیبان خود می اندیشیدند، چهره نورانی اسلامی از ورای چهره های نورانی حزب الله جلوه نمود و تمام قصرهای تخیلی و آمال شیطانی آنان فرو ریخت. این سیه روزان، انفجاری ایجاد کردند که نور خدا را خاموش نمایند و خداوند قادر به دست مبارک حزب الله انفجاری در واکنش آن ایجاد فرمود، که انقلاب اسلامی و همه نهادهای آن چون سدی آهنی و صفی مرصوص از آسیب دهر مصون ماند.
(یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم و یا بی الله ان یتم نوره ولو کره الکافرون) . مگر شهدای بزرگوار هفتم تیر در مجاهدات سرسختانه خود و فداکاری بی دریغ در راه هدف چه می خواستند جز پیروزی انقلاب و سرنگونی پرچم شیطانی کفر و نفاق و جز افتادن ماسک ریا و تزویر
صحیفه نور جلد 16 صفحه 217
چهره های کریه و ددمنشانه به صورت خلقی و اسلامی؟ چه بسا اگر این شهادت های دلخراش واقع نمی شد، آنان با همان خوی شیطانی و با ظاهری فریبنده در صحنه بازی های سیاسی باقی می ماندند و بی امان ضربه های خویش را به انقلاب و فرزندان راستین آن وارد می کردند و برای اسلام و مسلمانان مظلوم سنگ راه می شدند و با ضربه نهائی آمریکا و دیگر ابرقدرت ها جمهوری را شکست می دادند یا لااقل پیروزی را به عقب رانده و راه را طولانی می کردند، ولی این فاجعه غمناک و شهادت های پی درپی به پیروزی اسلام انقلابی سرعت بخشید.
سپاس فراوان به درگاه خداوند متعال که با عنایات خاصه خود این کشور بقیه الله اروحنا لمقدمه الفدا و این ملت حزب الله را در تمام زمینه ها و مراحل به پیروزی و یا آستانه پیروزی رساند و قدرت جمهوری اسلامی و ارگان های او روز به روز افزایش یافته است.
امروز ملت عزیز ایران که نادانان گمان می کردند با جنایات غیر انسانی خویش و به شهادت رساندن شخصیات ارزنده آن از صحنه خارج می شوند و رمز حضور آنان را نمی توانستند و نمی توانند ادراک کنند، همچنان با قدرت الهی خود به پیش می روند و ما امیدواریم که با شکست توطئه اخیر آمریکا برای حفظ صدام و حزب غفلقی، قوای شجاع ما با شکست نهائی دولت عراق، راه را برای تاختن به سوی بیت المقدس باز نمایند، چنانچه امید است ما شاهد بی تفاوتی کشورهای منطقه که با هجوم اسرائیل و قتل و غارت اخیر آن در کشور اسلامی لبنان همه چیز آنان در خطر تباهی است نباشیم. ملت های مسلمان بدانند که با این سکوت مرگبار بعضی از دولت های منطقه و این تسلیم بی چون و چرای آنان در مقابل آمریکا و اسرائیل، امروز لبنان عزیز در حلقوم این جهانخوار و تفاله او فرو می رود و فردای نزدیک کشورهای عزیز دیگر. و اگر امروز دولت های منطقه با سلاح نفت و سلاح گرم در مقابل این جنایتکاران بایستند، مسأله اسرائیل و پس از آن آمریکا و هر قدرتمند چپاولگر دیگر حل می شود. ما تأسف شدید خود را از اینکه بعضی از دولت های اسلامی دست خود را به سوی آمریکا که جنایتکار اصیل و توطئه گر دست اول است دراز کرده اند و از گرگ آدم در، نجات خود را می خواهند، ابراز می داریم و شدیداً آن را محکوم می کنیم. و ملت سلحشور و دولت انقلابی ایران اگر مسأله جنگ عراق و توطئه برای اغفال ما از آنچه به آن مبتلا هستیم و نقشه برای شکست ما در دو جبهه نبود، به گونه ای دیگر عمل می کرد. و ما برای چندمین بار به دولت های اسلامی، خصوصاً دولت های منطقه روی آورده و از آنان می خواهیم و قاطعانه به آنان تذکر می دهیم که برای حفظ شرف و جان و ناموس و مال ملت های اسلامی بپاخیزند و با ما و دولت سوریه و فلسطینی ها متحد شده و در صف واحد از عزت و شرف اسلام و عرب دفاع کنند و برای همیشه دست این جنایتکاران را از کشورهای زرخیز خود قطع نمایند و فرصت را از دست ندهند که فردا دیر است.
اینجانب از پیشگاه مقدس حق جل و علی عظمت برای اسلام و مسلمین و بیداری برای دولت های اسلامی و عزت و شرف برای کشورهای اسلامی و رحمت برای شهدای اسلام در طول تاریخ خصوصاً شهدای هفتم تیر و صبر و شکیبائی برای ملت ایران و بازماندگان شهدا خواستارم و
صحیفه نور جلد 16 صفحه 218
هر چند برای همه شهدا و بویژه شهدای 7 تیر عظمت و بزرگواری قائلم و لکن شناخت من از شهید مظلوم بهشتی و ابعاد گوناگون او و شهید محمد منتظری و مجاهدات ارزشمند او بیشتر است و نمی توان تأسف شدید خویش را در فقدان آنان پنهان کرد.
انالله و اناالیه راجعون
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به مناسبت شهادت آیت اللَّه صدوقی
تاریخ: 1361/04/11
پیام امام خمینی به مناسبت شهادت آیت اللَّه صدوقی
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
طبع یک انقلاب، فداکاری است. لازمه یک انقلاب، شهادت و مهیا بودن برای شهادت است. قربانی شدن و قربانی دادن در راه انقلاب و پیروزی آن اجتناب ناپذیر است بویژه انقلابی که برای خداست و برای دین او، برای نجات مستضعفان است و برای قطع امید جهانخواران و مستکبران. ما در هر جمعه و در هر جماعت و در هر محفل اسلامی و در هر گردهمایی برای یاری الله در انتظار قربانی هستیم و در انتظار شهادت.
قربانی برای یک انقلاب بزرگ نشانه یک پیروزی و نزدیک شدن به هدف است. بی جهت نیست که درباره سید شهیدان جهان، منقول است که هر چه یاران بزرگوارش از دست می رفتند و هر چه به ظهر عاشورا نزدیکتر می شد رنگ مبارکش افروخته تر و ابتهاجش زیادتر می شد، هر شهیدی که می داد یک قدم به پیروزی نزدیکتر می شد. مقصد، عقیده است و جهاد در راه آن و پیروزی انقلاب، نه زندگی و دنیا و رنگ و بوی ننگین آن. این شهادت هاست که به ملت ما وعده پیروزی نهایی می دهد. مگر اسلام از شهادت هفتاد و دو تن برگزیدگان خدا در حکومت جبار بنی امیه خسارت دید و انقلاب عظیم ایران از شهادت هفتاد و چند تن در یک لحظه و هزاران جوانان بزرگوار عاشق خدا و شهادت خسارت دید که ما خوف خسارت در شهادت عالمی بزرگوار و بزرگی متعهد و فداکار داشته باشیم. مگر فقهای ارجمند و ائمه جمعه و جماعت والا مقام که در صف مقدم انقلاب بودند و هستند نباید در صف مقدم شهدا و جانبازان در راه دوست باشند. چه کسی اولی به شهادت است در زمانی که کفر بنی امیه اسلام را تهدید می کرد، از فرزند معصوم پیامبر اسلام و فرزندان و اصحاب او و چه کسی اولی به شهادت است در عصری که استکبار جهانی و فرزندان خلف آن در داخل و خارج، اسلام عزیز را تهدید می کنند، از امثال شهید بزرگوار ما و فقیه متعهد و فداکار اسلام شهید صدوقی عزیز رضوان الله علیه، شهید بزرگی که در تمام صحنه های انقلاب حضور داشت و یار و مددکار گرفتاران و مستمندان بود و وقت عزیزش صرف در راه پیروزی اسلام و رفع مشکلات انقلاب می شد و برای خدمت به خلق و انقلاب سر از پا نمی شناخت. هر جا زلزله می شد شهید صدوقی برای ترمیم خرابی ها آنقدر که توان داشت حاضر، هر جا که سیل می آمد او بود که در صف مقدم برای دستگیری خلق خدا حاضر بود. در
صحیفه نور جلد 16 صفحه 220
جبهه ها او و دوستان او و امثال او بودند که هر چند یک دفعه سرکشی کرده و آرامش قلب خلق الله بودند. این مدعیان خدمت به خلق و قیام برای خلق که در بیغوله ها خزیده و در حال انقلاب به چپاول اسلحه و مهمات بیت المال خلق فعالیت شبانه روزی نمودند، اینک که خداوند تعالی چهره کریه شان را آشکار کرد و دستشان را از مال و جان خلق الله کوتاه نمود، چنین خدمتگزارانی را از این خلق می گیرند و چون دزدان از سوراخ درآمده و غافلگیرانه اینگونه مردان فداکار برای ملت و توده های محروم را از محرومین می ستانند و آن را به حساب قدرت خویش می آورند و فتحی بزرگ برای خود و اربابان خود می دانند و با تمام رسوایی باز خود را برای حکومت این ملت اسلامی مهیا می کنند. غافل از آنکه هر شهادتی ملت را به هدف بزرگ نزدیکتر می کند، و آنان را در پیشگاه حق و خلق رسواتر و بی آبروتر. ما در عین حال که از شهادت و فقدان این بزرگان خدمتگزار به اسلام و محرومین در سوکیم، از نزدیک شدن به هدف اعلا که قطرات خون این شهیدان آن را نوید می دهند، دلگرم و خرسندیم. آنچه پیش ما مطرح است هدف بزرگ و شخصیت های این بزرگمردان شهید است که بحمدالله هدف نزدیک و شخصیت های اینان بارزتر و بزرگتر می شود. اینجانب دوستی عزیز که بیش از سی سال با او آشنا و روحیات عظیمش را از نزدیک درک کردم از دست دادم و اسلام خدمتگزاری متعهد را و ایران فقیهی فداکار و استان یزد سرپرستی دانشمند را از دست داد و در ازاء آن به هدف نهایی که آمال این شهیدان است نزدیک شد. من به پیشگاه مقدس بقیه الله الاعظم روحی فداه و ملت عزیز و اسلام عزیزتر تبریک و تسلیت عرض می کنم و از خداوند تعالی برای شهید عظیم رحمت و مغفرت و برای ملت بزرگ بویژه یزد متعهد صبر و اجر و برای خاندان محترم این بزرگوار خصوصاً فرزند برومند عزیزش صبر جمیل و اجر جلیل خواهانم. از خداوند متعال پیروزی اسلام و سرنگونی کفر را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی
فرمان امام خمینی به آیت اللَّه خاتمی
تاریخ: 1361/04/15
فرمان امام خمینی به آیت اللَّه خاتمی
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج آقا روح الله خاتمی دامت افاضاته
به دنبال شهادت جانگداز سومین شهید محراب صدوقی عزیز و اتفاق نظر علمای بزرگ یزد و محبوبیت در نزد اهالی محترم، جنابعالی را که موصوف به علم و تقوا می باشید به سمت نماینده و امام جمعه یزد منصوب می نمایم. انشاءالله ضمن انجام این فریضه بزرگ مردم را به کلیه وظایف خود در رابطه با اسلام عزیز و مسلمین و انقلاب خونین و مستحکم ملت شریف ایران آشنا فرمائید. انشاءالله جنابعالی در تمشیت امور و رسیدگی به احتیاجات مردم قاطعانه عمل می نمائید. امید است اهالی محترم و متدین یزد عموماً و حضرات علمای اعلام خصوصاً و نهادهای انقلابی فرصت را مغتنم شمرده همکاری های لازمه را در انجام هر چه باشکوهتر نماز وحدت آفرین و دشمن شکن جمعه با جنابعالی داشته باشند.
موفقیت همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان نهضت های آزادیبخش جهان - فرمانده، مدیران و سرپرستان دوایر سیاسی - ایدئولوژیک و پرسنل نیروی دریائی - وزیر، مدیران و کارکنان وزارت ارشاد اسلامی
تاریخ: 1361/03/23
امروز، ابتلای اسلام سکوت دول منطقه در قبال جنایات اسرائیل است
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً باید از آقایانی که در اینجا حاضر هستند، از نیروی دریائی و از وزارت ارشاد و از مهمانان عزیزی که از خارج آمده اند، تشکر کنم. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی بر این ملت های ضعیف عنایت کند و دست ستمکاران را قطع کند انشاءالله.
ابتلای اسلام، امروز این است که گوش هائی که باید به مسائل، به مشکلات مسلمین گوش بدهند، کر شده اند و زبان هائی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتند، لال شده اند و چشم هائی که باید مصیبت هائی که بر مسلمین وارد می شود ملاحظه کنند، کور شده اند. ما با این لال ها و کرها و کورها چه بگوئیم؟ آیا این دولت های منطقه مسأله لبنان را یک فاجعه نمی دانند؟ یک فاجعه برای اسلام نمی دانند؟ یک فاجعه برای مسلمین جهان نمی دانند؟ آیا حمله اسرائیل به لبنان و کشتار بی حد فاجعه نیست؟ برای اسلام فاجعه نیست برای مسلمان ها فاجعه نیست؟ آیا تصریح به اینکه این عمل با صوابدید امریکا واقع شده است، در گوش اینها وارد نمی شود؟ اگر کر نیستند چرا این فریاد و ناله عزیزان ما را در لبنان نمی شنوند؟ و اگر کور نیستند، چرا این کشته هائی که هر روز دارد در لبنان و ایران روی هم می ریزد و جوان های عزیزی که ما در جبهه ها و زن ها و بچه ها و مردهای پیر که در خارج جبهه ها و در شهرها به هلاکت می رسند، نمی بینند؟ اگر می بینند و فاجعه می دانند، چرا صحبتی در کار نیست؟ اگر علاقه به کیان اسلام، علاقه به قرآن کریم، علاقه به حرمین شریفین دارند، چرا امروز که دارد این معالم دینی زیر پا گذاشته می شود و تهدید می کند اسلام و قرآن و حرمین شریفین را، صحبتی نمی کنند؟ چرا باز کمک می کنند؟ چه شده است اینها را که در حضور آنها این مصائب واقع می شود و در محضر همه اینطور جنایت ها واقع می شود و علاوه بر اینکه سکوت کرده اند، تأیید می کنند. باز هم قرار داد کمپ دیوید را می خواهند تأیید کنند، باز هم طرح فهد را می خواهند تأیید کنند، باز هم اسرائیل را می خواهند بشناسند. این فاجعه ها را باید ما با کی در میان بگذاریم؟ با دولت هائی که چشم و گوششان را بسته اند و بدون اراده تسلیم امریکا شده اند؟ با ملت های مظلومی که تحت فشار این
صحیفه نور جلد 16 صفحه 198
دولت ها دارند جان می دهند؟
تا ملت ها آگاهی و انسجام پیدا نکنند محکوم به حکومت های فاسدند
باید با ملت ها در میان گذاشت، همانطوری که در ایران، ملت ایران بود که فاجعه ای که برای اسلام به دست امریکا و سرسپردگان او که رژیم منحوس پهلوی است، پیش می آمد، همین جوان های ایران بودند و همین ملت ایران بود و همین ارتش ایران بود و همین نیروهای دریائی و هوائی و زمینی ایران بود و همین سپاه پاسداران ایران بود و همین جوان های بسیج و عشایر ایران بود که با هم وظیفه فهمیدند، بیدار شدند و با هم مشت ها را گره کردند و با مشت، تانک ها را از صحنه بیرون کردند. تا ملت ها یک همچو بیداری پیدا نکنند و تا ملت ها یک همچو انسجامی پیدا نکنند، باید بدانند که محکوم به حکومت های فاسد و محکوم به امریکای جنایتکار و سایر ابرقدرت ها هستند. با داشتن آنهمه ذخائر، آنهمه امکانات که اگر یک هفته نفت خودشان را به روی این جنایتکارها ببندند تمام مسائل حل خواهد شد، معذلک می گویند که ما این کار را نمی کنیم. این مصیبت ها را ما به کجا باید عرض کنیم جز به ساحت مقدس خدای تبارک و تعالی؟ ما شکایت از این حکومت ها را به کجا ببریم جز به ساحت مقدس خدای تبارک و تعالی؟ ما چطور شکایت کنیم از آنهائی که ایران را که ایستاده است و می خواهد در مقابل همه قدرت ها بایستد و اسلام را محقق کند در دنیا، در مقابل این، طرح جهاد می دهند و اسرائیل که به جنگ با اسلام برخاسته است و با صراحت می گوید که از نیل تا فرات مال من است و حرمین شریفین را از خود می داند، سکوت کرده اند. ما این دردها را کجا ببریم، این مصیبت ها را پیش کی طرح کنیم؟ این سکوت های مرگبار را، سکوت هائی که تأیید می کند جنایتکاران را، این سکوت هائی که تشویق می کند ستمکاران را، باید به کی عرضه کنیم و از کی بخواهیم که عنایت کند و این سکوت ها را بشکند؟ جمعیت تان کم است؟ ثروتتان کم است؟ نفتتان ناچیز است؟ زمین هایتان کم است؟ مراکز مهمی که در سوق الجیشی بسیار معتبر است، شما دستتان نیست؟ همه امکانات هست، لکن یک چیز نیست و آن ایمان است. ایمان نیست.
آنچه که ملت ما را پیروز کرد ایمان به خدا و عشق به شهادت بود
ملت ایران هیچ نداشت و ایمان داشت و ایمان او را بر همه قدرت ها غلبه داد و مسلمان های همه کشورها، دولت هاشان همه چیز دارند لکن ایمان ندارند، آنچه که کشور ما را، ملت ما را پیروز کرد، ایمان به خدا و عشق به شهادت بود، عشق به شهادت در مقابل کفر، در مقابل نفاق، برای حفظ اسلام، برای حفظ قرآن کریم.
این مهمان های عزیز ما که آمده اند، اینها حامل پیام ایران باشند به ملت ها که خودتان باید به فکر باشید، ننشینید تا برای شما دست نشاندگان امریکا کار کنند. آنها در این گرفتاری که ایران دارد، برای باغ وحش خودشان شتر می خرند! این مصیبت را ما کجا ببریم؟ چهارده تا شتر برای باغ وحش فلان
صحیفه نور جلد 16 صفحه 199
سلطان منطقه از خارج می خرند و با طیاره ها می خواهند ببرند به آن محل. اینها دارند همه چیز ما را می برند و آنها شتر می خرند! من نمی دانم که این گوش ها کی باز می شود. با نفخ صور باید باز بشود؟ و این چشم ها کی بینا می شود و این زبان ها کی گویا می شود؟ (صم بکم عمی فهم لایعقلون.) همه اش سر لایعقلون است، (صم بکم عمی) هم دنبال (لایعقلون) است.
دولت عراق، اسرائیل را بهانه قرار داده برای فرار از چنگال عدل الهی
ما بحمدالله در جبهه داخل پیروز هستیم و رزمندگان ما از همه طبقاتی که بودند، چه نیروی دریائی که امروز بعضی از آنها در اینجا تشریف دارند و خدا حفظشان کند و چه نیروی زمینی و چه نیروی هوائی و چه سایر قوای مسلح مثل سپاه پاسداران و دیگران، در صحنه اند و ایستاده اند در مقابل هر پیشامدی. کشور ما که سرمایه های بزرگ خود که عبارت از جوان هاشان باشد، در طبق اخلاص گذاشته اند و برای اسلام. برای دین خدای تبارک و تعالی جهاد می کنند، برای هر پیشامدی که برای مسلمین می شود، اینها در صحنه اند، مضحک این است که دولت ما پیشنهاد می کند که راه بدهید ما برویم با دشمن های شما جنگ بکنیم و این را یکی از شرایط قرار می دهد، برای اینکه مأیوس از شماست و شما باید شرط قرار بدهید و آنها می گویند که باید از هر چیزی که ما کردیم بگذرید تا راهتان بدهیم، آن هم چه راه دادنی. اینها مصیبت نیست که بر اسلام وارد است که یک جمعیت فداکار می خواهند بروند با دشمن عرب، با دشمن اسلام، با دشمن حرمین شریفین، با دشمن همه منطقه جنگ بکنند، (خودشان که نشستند و بی تفاوت هستند، بلکه موافق هستند با آنها) از ما رشوه می خواهند که راه به آنها بدهید که اینها بروند آنجا، برای آنها جنگ بکنند؟ مثل یک نفر غریق که دارد در دریا غرق می شود و یکی می رود نجاتش بدهد می گوید چه به من می دهی تا اجازه بدهم مرا نجات بدهی. اینها، دولت عراق قضیه اسرائیل را بهانه قرار داده برای اینکه از چنگال انتقام و عدالت الهی فرار کند. بهانه قرار داده است که بگوید شما اگر بخواهید ما اجازه بدهیم بروید و ما غریق ها را نجات بدهید، باید از جنایاتی که به شما کردیم صرفنظر کنید و یک دولت، دو تا دولت، صلح باشند و متصالح باشند که وارد بشوند و از آنجا بروند سراغ نجات ما. این غیر از این است که (صم بکم عمی فهم لا یعقلون) ؟ مگر دولت ایران آنوقتی که شمابه خیال خودتان قدرت داشتید، غیر از این حرفی می زند که حالا می گوید؟ این همان را می گوید. دو تا مطلب دیگری که بزرگان این کشور عنوان کردند و شرط قرار دادند، این از باب این است که از شما مأیوس هستند، می گویند شرط صلح، شرط صلح این باشد که راه بدهید تا برویم. آن شرطی را که شما باید با ما بکنید، بگوئید ما به شرطی صلح می کنیم که شما بیائید از اینجا بروید. این، غیر از این است که تعقل ندارند و چشم و گوش آنها را هواهای نفسانی بسته است؟
ایران برای همه کشورها حجت است
دولتمردان ما که می گویند این بیچاره هائی که از عراق بیرون کردید و فرستادید به اینجا و ما با
صحیفه نور جلد 16 صفحه 200
آغوش باز آنها را پذیرائی می کنیم. اینها وطنشان آنجاست، یکی از شرایط ما این است که آنها را راه بدهید، این یک شرط غیر معقول است؟ یک شرطی است زائد بر آن که ما از اول گفتیم راه دادن اهالی یک کشور در محل خودشان و اجازه دادن اینکه آوارگان از آنجا که به زور بیرونشان کردید، برگردند به جای خودشان، این یک چیزی است که ما یک شرط زیادی کردیم؟! نه، این امری است طبیعی، دنبال آن شرائط ماست، ما اضافه نکردیم.
آتش بسی که صدام می گوید، آتش بسی که دنبالش آتش می گشاید. راهی که صدام می خواهد به ما بدهد، راهی است که نجات خودش را در آن راه می یابد، نه راه می خواهد برای اسرائیل بدهد. این، طرفین قضیه را ملاحظه کرده است، اگر ما قبول کنیم، پس مصالحه واقع شده است و صدامی ها نجات پیدا کردند و اگر قبول نکنیم، پس معلوم می شود که ما نمی خواهیم جهاد کنیم، نمی خواهیم با اسرائیل جنگ کنیم. ما به آنها می گوئیم که ما قبول داریم، شما کنار بروید و کارشناس ها بیایند ببینند که شما چه کردید در این کشور، چه جرم هائی را مرتکب شدید و کارشناس ها بیایند ببینند که کی این جنایت را مرتکب شده است. لکن ما جنایات را غمض عین کنیم، برای اینکه می خواهیم برای شما کار کنیم، اینها از عجایبی است که در تاریخ باز می ماند، از عجایبی است که تاریخ ضبط می کند که ایران می خواست برای نجات عرب، که اسرائیل بخصوص با عرب مخالف است و برای نجات حرمین شریفین و برای نجات کشورهای اسلامی که همه در تهدید اسرائیل هستند و برای مقابله با این سرطان فاسد می خواست برود و دولت ها از او رشوه می خواستند. اینها مسائلی است که در تاریخ ثبت می شود و ننگ هایی است که بر پیشانی این اشخاص ثبت خواهد شد.
تا کشورهای اسلامی، ملت های اسلامی، آن معنایی که در ایران پیدا شد، الگوی خودشان قرار ندهند و تا خودشان به خیابان ها نریزند و بخواهند از دولت های خودشان که با اسرائیل باید روبرو بشوید، گمان نکنید که این کر و کورها به تعقل برسند. ملت ها باید بایستند و بخواهند از ارتش های منطقه خودشان و از دولت های منطقه خودشان که بیایند و با این فلسطینی ها و با این سوری ها که مورد ظلم واقع شده اند، کمک کنند تا این غده سرطانی از بین برود. و اگر آنها هم تماشاگر باشند که ببینند چه می شود، آنها هم بی تفاوت باشند و عذر این باشد که دولت ها باید این کار را بکنند، اگر اینطور باشد، آنها هم در محضر خدا جواب صحیح ندارند. ایران حجت است بر همه کشورها. خدای تبارک و تعالی ممکن است که در آخرت، ایران را حجت قرار بدهد بر آنهائی که به ظلم ساخته اند و تسلیم ظالم شده اند و قیام نکرده اند. اگر اعتقاد به خدا و معاد دارند، جواب باید تهیه کنند برای خدای تبارک و تعالی. آن روز دیگر امریکا و اسرائیل نمی توانند به دادتان برسند. و اگر به این معانی اعتقاد ندارند، جواب برای ملت های مظلوم دنیا باید تهیه کنند، جواب نسل های آتیه که خدای نخواسته با این روشی که اینها دارند، آنها در دام خواهند افتاد، جواب باید تهیه کنند. اگر ارزش های ایمانی را هیچ حساب می کنند، ارزش های نظامی خودشان را، ارزش های ملی خودشان را، ارزش های انسانی را در نظر بگیرند و برای چهار روز حکومت کردن، زیر بار ذلت نروند، آن هم ذلت در تحت چکمه اسرائیل.
صحیفه نور جلد 16 صفحه 201
مسلمان ها باید از جا برخیزند، باید قیام کنند. خدا فرموده است (انما اعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی) . نگوئید تنها هستیم، تنهائی هم باید قیام بکنیم، اجتماعی هم باید قیام کنیم، با هم باید قیام کنیم. همه موظفیم به اینکه برای خدا قیامت کنیم و برای حفظ کشورهای اسلامی قیام کنیم، در مقابل این دو غده سرطانی که یکی حزب فاسد بعث عراق است و یکی اسرائیل و هر دو سر منشأش امریکاست.
اگر کشورهای اسلامی با هم قیام کنند اسرائیل بکلی از بین خواهد رفت
عذر نیست پیش خدای تبارک و تعالی، نه ما معذوریم و نه شما. عذر نیست که ما نداشتیم چیزی، همه چیز دارید. عذر نیست که ما قدرت نداریم، همه قدرتمندتر هستید. وقتی روی هم بایستید، روی هم دست برادری با هم بدهید، یک قدرت بزرگ جهانی را شما می توانید تحقق بدهید. عذر نیست که ما اسلحه نداریم، سلاحی که شما دارید دنیا ندارد و او سلاح نفت است. دنیا به سلاح شما احتیاج دارد، رگ حیات دنیاست. این سلاحی که خدای تبارک و تعالی به اختیار شما گذاشته است، برای خدای تبارک و تعالی از او استفاده کنید. این قدرتی که خدای تبارک و تعالی در بازوان شما گذاشته است، برای خدای تبارک و تعالی به کار بگیرید. خداوند انشاءالله بیدار کند این دولت ها را، خداوند انشاءالله هشیار کند این جمعیت های فراوانی که در عین حالی که همه چیز دارند، تحت فشار ظلم هستند. من امیدوارم که همانطوری که ایران تاکنون آمده است و دست ستمکارها را کوتاه کرده است و خود رو به یک تمدن خواهد رفت و ایران را یک ایران آزاد و مستقل قرار داده است، این آزادی و استقلال و این حضور جمعی، تا آخر باقی بماند. من امیدوارم که ملت های این کشورهای اسلامی به این مسائل توجه کنند و ننشینند تا اینکه وقت بگذرد. امروز، روزی است که اگر با هم قیام کنند، اسرائیل بکلی از بین خواهد رفت. من امیدوارم که این دولت هائی که در عین حالی که اسرائیل با صراحت می گوید که (من باید همه اینجاها را بگیرم) و اینجاها را ملک خودش می داند و شاهدیم که قدم قدم دارد پیش می رود، این دولت ها بیدار بشوند و با این ماده سرطانی که خطرش برای همه منطقه و برای اسلام است، قیام کنند و با حرف و صحبت و شوخی و مزاح مسائل را نگذرانند.
من امیدوارم که این دولت ها آنقدری که به باغ وحش خودشان اهمیت می دهند، به اسلام اهمیت بدهند. خداوند انشاءالله این قدرت هایی که برای اسلام کار می کنند پیروز کند و خداوند انشاءالله شما جوان های عزیزی که از اول انقلاب تا حالا و از حالا به بعد هم در صحنه حاضرید و برای اسلام کار می کنید، شما را تأیید کند. امیدوارم که خداوند تمام مسلمین جهان را تأیید کند و از زیر بار ستم قدرت های بزرگ خارج شوند.