صحیفه نور امام خمینی
بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور، نخست وزیر و کلیه اعضای هیأت دولت جمهوری اسلامی
تاریخ: 1360/08/23
باید هماهنگی میان ملت و دولت را به هر قیمتی که شده حفظ کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
من گمان می کنم که بعضی تحولاتی که بعد از انقلاب در ایران پیدا شد، این تحولات بود که ما را به مسائلی که تاکنون رسیده ایم، رسانده است و منجمله از تحولات این هماهنگی ملت با دولت است، این در رأس شاید سایر تحولات باشد. ما باید این هماهنگی را با هر قیمتی که شده است، با هر زحمتی که شده است حفظ کنیم. اگر خدای نخواسته از دست ما این هماهنگی بیرون برود، کارهای شما فشل خواهد شد و مملکت به همان مسائلی که سابق بود خدای نخواسته کشانده خواهد شد. ما الان در ایران، گمان ندارم که در جای دیگری، لااقل آنجاهائی که ما اطلاع از آنها داریم، این معنا باشد که اینجور هماهنگی بین ملت و دولت باشد. ما بنای بر این نداریم، یعنی دولت ما بنای بر این ندارد که یک مسأله ای را در یک اتاق سر بسته این مسأله را خودش طرح بکند و تحمیل کند بر ملت مثل قضیه پیشنهاد فهد. دولت های منطقه، همه دولت ها، ما حالا دولت های منطقه بیشتر در نظرمان هست، دولت های منطقه اگر عموماً گفته نشود، به طور اکثریت قاطع اینطورند که خودشان یک چیزی را طرح می کنند کاری به این ندارند که - ملت - مصالح ملت چیست، نظر ملت چیست، مردم چکاره هستند. اگر یک جائی هم فرض کنید که یک مجلس شورائی باشد، یک صورتی است که مثل مجلس شورای زمان محمدرضا و زمان رضا شاه که یک صورتی است که خوب ما هم مجلس داریم، و الا مجلس به آن معنائی که واقعاً برگزیده های خود ملت باشند، بدون تحمیل نظر خود ملت باشد، بدون اینکه تحمیل بشود، من گمان ندارم که جائی را شما بتوانید پیدا کنید که اینطور باشد که صد در صد ملت است و همه امور در دست ملت است و دولت برگزیده از ملت است و خدمتگزار ملت. ما نمی خواهیم که، و شما هم نمی خواهید که برگردد مسأله به مساله زمان محمدرضا یا زمان رضا خان. و اگر سست ما بیائیم و این هماهنگی را حفظ نکنیم، خوف این معنا هست که آنهائی که از اسلام سیلی خوردند و آنهائی که نگران اوضاع ایران، بلکه نگران اوضاع منطقه هستند، یک کاری بکنند، یک راهی را پیش بگیرند که ملت را خسته کنند، اختلاف ایجاد کنند بین افراد ملت، اختلاف ایجاد کنند بین دولت و ملت، و یک راهی باز کنند که یک رضا شاهی را دوباره بیاورند به عنوان رئیس جمهور اسلامی، به عنوان شاهنشاهی نمی آورند، به عنوان رئیس جمهور صد در صد اسلامی، بسیاری از مسائل اسلامی را هم از من و شما
صحیفه نور جلد 15 صفحه 215
بیشتر عمل کند. از این جهت در رأس برنامه های دولت باید این مطلب باشد که این هماهنگی را حفظ بکنند، خیال نکنند که ما دولت هستیم و باید مسأله ای را که ما طرح می کنیم ملت بپذیرد، چه روی مصالحش باشد، چه نباشد. شما می بینید که خودشان می روند طرح درست می کنند، می روند در آمریکا بین مصر و تل آویو و واشنگتن یک طرحی درست می کنند و بعد هم می گویند که این طرح باید اجرا بشود، کاری ندارند به اینکه ملت مصر چکاره است، ملت فلسطین چکاره است، لبنان چکاره است، ظلم هائی که به اجرا بشود، کاری ندارند به اینکه مصر چکاره است، ملت فلسطین چکاره است، لبنان چکاره است، ظلم هائی که به اینها شده است چه، اینها را هیچ کار ندارند، روی مصالح خود قدرتمندها این مطالب را پیش می آورند و دولت ها، ملت ها را به هیچ حساب می کنند، همین طوری که شما دیدید که در زمان محمد رضا و رضا شاه، دولت، ملت را هیچ حساب می کرد چنانچه آن کسی که در رأس بود، آن خائنی که در رأس بود، همه را هیچ حساب می کرد، رضا خان همه را هیچ حساب می کرد، و محمدرضا هم اینطور بود و این اسباب این می شد که آنها بتوانند سلطه خودشان را تحمیل کنند، برای اینکه غیر از یک نفر کسی نیست، با یک نفر می شود تفاهم کرد. اینکه اینها نمی خواهند پای ملت در کار باشد، برای اینکه با ملت تفاهم کردن کار آسانی نیست اما با یک نفر رئیس جمهور، با یک نفر نخست وزیر، با یک نفر شاه، اینها می توانند تفاهم کنند و مسائل شان را به او بگویند و این هم به مردم تحمیل کند، مردم هم که در صحنه نیستند و ابرقدرت ها نمی خواهند باشند. دولت هائی را هم که سر کار می آورند با همین میزان کار می آورند که به ملت ها کار نداشته باشید شما، شمائید که حاکم هستید، شما باید همه کارها را خودتان انجام بدهید.
الان این تحولی که در ایران است این مساله را از بین برده، مساله اینکه ما رئیس جمهوری داریم که باید حتما به مردم حکومت کند و نخست وزیر و هیات دولتی داریم که همه امور دست اینهاست و ملت چکاره است، ما هستیم که هستیم. این مسأله در ایران مطرح نیست و یکی از تحولات بزرگی است که ایران به خواست خدای تبارک و تعالی به دست آورده و این تحول موجب این شده است که کارهای شما پیش برود. شما نمی توانید کارهائی که الان در ایران هست انجام بدهید الا با هماهنگی ملت، هماهنگی با ملت هم این است که شما توجه کنید به خواست های اینها. مردم یک استاندار خوب می خواهند، این که تقاضای صحیحی است، خوب، شما یک استانداری که فرض کنید در فلان جا هست و با مردم نمی سازد، این استاندار را بردارید یک استاندار دیگر بگذارید، تفاهم کنید. علما هم فرض کنید که در بلاد هستند، آنها نمی خواهند که سلطنتی بکنند، حکومتی بکنند، آنها مصالح مردم را ملاحظه می کنند، فرض کنید می گویند فلان رئیسی که در اینجا هست این با مصالح مردم سازگار نیست، این کاری ندارد، خوب این را آنجای دیگر می گذارندش یا اگر آدمی است که واقعاً هر جا بگذارند خراب است، کنارش می گذارند و چه می کنند. مقصود من این است که تفاهم بین دولت و ملت و تفاهم اساس بین ملت و دولت وقتی است که بین روحانیت و ملت باشد. اینکه دیدید که در همه این زمانها روحانیت مورد هجمه بود، زمان رضا شاه را شاید هیچ یک از شما ادراک نکرده باشد
صحیفه نور جلد 15 صفحه 216
درست که بداند چه می کردند. تمام صدمه ها بر روحانیت بود، این روی همین معنا بود که آنها می دیدند که روحانیت با ملت دست شان توی هم است و اگر چنانچه اینها زنده بمانند و اینها دارای یک هویتی باشند، اگر یک کاری بخواهند بکنند، اینهایند که می توانند صدا کنند، خوب رضا شاه هم دید که در خیلی از جاها قیام از طرف روحانیت شد، از خراسان شد، از اصفهان شد، از جاهای دیگر هم شد، از آذربایجان شد، از این جهت اینها می خواهند، اساس مطلب این است که ملت را از مسائل روز کنار بگذارند، تماس با ملت نداشته باشد هم مسائل روز و این یک ضرری است که بر دولت ها وارد می شود و خودشان ملتفت نیستند. شمائی که الان متوجه این مطلب هستید و احساس این مطلب را کردید که هر چه دارید از مردم است، اگر مردم نبودند، اگر این مردم خصوصاً این مستضعفین، خصوصاً این جنوب شهری های به اصطلاح پابرهنه ها اگر اینها نبودند شماها یا در حبس الان بودید یا در تبعید بودید یا در انزوا، همه شما. یا باید بنشینید توی خانه هایتان و نتوانید یک کلمه صحبت بکنید یا اگر صحبت کردید باید حبس بروید، زجر بکشید، باید تبعید بشوید و امثال ذلک. این ملت است که آمد شما را از اینهمه گرفتاری ها بیرون آورد و آورد با رای خودش مجلس درست کرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد و آنها هم دولت درست کردند، همه چیزهائی که ما داریم از این مردم است خصوصاً از این مستضعفین، آن بالائی ها به مردم کاری ندارند، آنها مشغول کار خودشان هستند، آنها ناراضی می خواهند درست کنند و نکته اش هم معلوم است که از آن شهواتی که به طور آزاد داشتند حالا نمی توانند داشته باشند، آن شهوات آزادانه ای که آنها داشتند، هر کاری دلشان بخواهند بکنند، هر مجلسی بخواهند تهیه کنند، هر بساطی بخواهند درست کنند، حالا دیگر در جمهوری اسلامی نمی شود این معنا، از این جهت آنها یا کارشکنی می کنند یا کاری به شماها ندارند. اما آنی که شما رااز آن رنج و از آن عذاب و از آن گرفتاری بیرون آورد و آورد به مقام دولت رساند این مردم بودند، تا این مردم را دارید خوف اینکه بتوانند به شما آسیب برسانند، هیچ نداشته باشید، برای اینکه آنها آسیب را با یک نقشه هائی درست می کنند، نمی آیند بریزند ملت را بکشند، آنها ملت را می خواهند از آن کار بکشند، نمی خواهند مملکت، خراب کنند، می خواهند مملکت آباد باشد از آن چیز ببرند. آنها با یک نقشه هائی بین دولت و ملت شکاف ایجاد می کنند، بین دولت و روحانیت شکاف ایجاد می کنند، این شکاف کم کم اگر زیاد شد، اسباب نارضایتی شد، مردم از دولت منحرف می شوند. شما یا باید با سرنیزه با مردم رفتار کنید یا بروید کنار. این موهبت الهی که به شما شده است و به همه ما شده است و به همه مسلمین شده است. این موهبت الهیه را همین طور بگیرید و محکم نگه دارید. هم به آقای رئیس جمهور این را عرض می کنم و هم به آقای نخست وزیر و هم به همه شما، هر کدام شما در هر جائی که هستید مامورینی که می خواهید بفرستید به اطراف، این مامورین را درست توجه کنید که با ساخت مردم موافق باشند، همانطوری که خود شما می خواهید با مردم همفکر باشید، اینها هم با مردم همفکر باشند، با روحانیون همفکر باشند طوری باشد که هماهنگی داشته باشد و عمال دولت هماهنگی با مردم داشته باشد، با روحانیت که داشته باشد با مردم هم دارد و این اسباب این می شود که بین دولت و ملت همیشه
صحیفه نور جلد 15 صفحه 217
همبستگی هست و این موجب این می شود که ایران مصون بماند، نتواند کسی در آن کاری بکند. عمده آنچه کار می شود از آن ایجاد اختلاف است، حالا توانستند بین این ملت و ملت دیگر و ملتهای دیگر، ملتها را نتوانستند، بین ملت ها و دولتهایشان. خیلی آسان است، این دولت ها را امر می کنند که شما طرح فلان را بده. مردم ناراضی می شوند از این، کاری هم از آنها نمی آید اختلاف پیدا می شود، کم کم این اخلاف می رسد به آنجائی که ممکن است سقوط بیاید.
انبیا خودشان را خدمتگزار می دانستند، نه حاکم
الان در منطقه اینطوری است که یک عده معدودی می خواهند بر همه منطقه حکومت کنند و هیچ کار نداشتند چنانکه ملت چکاره است و ملت چه می خواهد و ما با ملت، - باید - همه ملت ها باید این مطلب را بدانند که امروز مثل دیروزها نیست، امروز مردم توجه پیدا کردند به اینکه نباید یک اقلیتی بر یک اکثریتی قاطع حکومت کنند. این مطلب پیدا شده در ذهن مردم، در بلاد اسلامی این مسأله طرح است الان که باید مایک جمهوری اسلامی داشته باشیم. ما نباید یک جمهوری دموکراتیک داشته باشیم به اصطلاح اینها، یک مسأله غربی داشته باشیم، اسمش را عوض کنیم، سال شاهنشاهی را برداریم یک شاهنشاهی دیگری جایش بگذاریم به طور مسائل غربی. الان همه ملت ها، تقریباً ملتهای اسلامی همه توجه به این مسئله پیدا کرده اند که آنی که در ایران هست ما می خواهیم، آنی که در ایران پیدا شده است. شما این را حفظش کنید. آنی که در ایران شده است ادامه اش مشکل است، باید این ادامه را با همه اشکالاتی که دارد بدهید این ادامه را و باید انشاءالله همه تان خودتان را احساس کنید که، واقعاً احساس کنید خدمتگزارید، انبیا اینطور احساس را داشتند، انبیا خودشان را خدمتگزار می دانستند نه اینکه یک نبی ای خیال کنند حکومت دارد به مردم، حکومت در کار نبوده، اولیاء بزرگ خدا، انبیاء بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند برای اینکه مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند به آنها، شما هم احساس قلبی تان این مطلب باشد که واقعاً ما آمدیم که به این مردم خدمت کنیم و این خدمت به مردم، خدمت به خودمان است یعنی ما اگر این مملکت را با این وضعی که الان دارد به پیش ببریم، با این حاضر بودن مردم در صحنه به پش ببریم و با این همراهی مردم با دولت، هر قصه ای که برای دولت پیش می آید مردم پیشقدم هستند، شما ملاحظه بفرمائید بیشترها با فشار (الان هم جاهای دیگر اینطور است با فشار) یک سربازی را می بردند در جبهه، شما دیدید که به من گفته بودند که شما بگوئید، من نشده یک وقت صحبت کنم، خودشان گفتند، به مجرد اینکه گفتند به اینکه ما سرباز لازم داریم، ما اشخاص لازم داریم، آنجا اینقدر جمعیت رفت اسم نوشت که صدایشان در آمد که نه نمی خواهیم دیگر بس مان است. در صورتی که می روند به جنگ، می روند به قتال، می روند به کشته شدن. یک همچو مملکتی که اینطور شده است و به خواست خدا این مطلب شده است، با تأیید خدا این مطلب شده است، این را باید حفظش کرد، باید قدرش را دانست. ما باید خدمت کنیم به اینها. من واقعاً گاهی وقت ها که می بینم بعضی از این جوانها اینطور هستند، من خجلت می کشم که اینها چه
صحیفه نور جلد 15 صفحه 218
می گویند، ما چه می گوئیم، اینها چه حالی دارند و ما چه حالی داریم. اینها را خدا به دست ما داده. این کار، کاری است الهی، کاری نیست که یک بشر بتواند انجام بدهد، همه بشر هم جمع بشوند یک نفر را نمی توانند داوطلب مرگ کنند، آن خداست که این کار را کرده.
بنابراین آن چیزی که در رأس برنامه های دولت است تفاهم بین ملت و دولت و آن هم نه اینکه هی بگوئیم تفاهم داریم. شمائی که وزیر دارائی هستید آن افرادی که می فرستید به اطراف، افرادی باشند که صالح باشند، افرادی باشند که با مردم بسازند نخواهند بروند آنجا مثل سابق انجام بدهند. آن کسی هم که وزیر کشور است می خواهد بفرستد، حکومت هائی که می فرستند، استانداری ها که می فرستند، استانداری هائی باشند که با علما، با مردم بسازند نه اینکه اختلاف پیدا کنند، آن اختلاف کم کم زیاد بشود، در یک جائی اختلاف بین حاکم و ملای آنجا بشود، باز اختلاف بین بیاید به سطح پائین تر، مردم با آن اختلاف پیدا کنند، مردم هم هیچ وقت حاکم را نمی گیرند و ملا را دست از او بردارند. مردم ملاها را می خواهند برای اینکه اساس اسلام هستند، مردم اسلام می خواهند، اینها هم معرفی هستند، معروفند به اینکه اینها اسلامی هستند. بنابراین هر یک از شما که می خواهید یک مأموری در یک جائی بفرستید مأمور را درست ملاحظه کنید ببینید چکاره است و چه بوده است و چه باید باشد و به او سفارش کنید که تو مأموریتت تا آن حدود است که با مردم بسازی، با روحانیون بسازی، نروی آنجا معارضه بکنی. و ما باید همین مسائل را حفظ بکنیم، اگر چنانچه این مسائل حفظ بشود، شما خیال نکنید از خارج بتوانند به شما یک صدمه ای بزنند، انشاءالله که نمی توانند و انشاءالله خداوند شما را حفظ می کند. و شما اگر در خدمت مخلوق باشید، در خدمت این بندگان خدا که خدا علاقه به آنها دارد باشید، خداوند هم حفظ می کند شما را، انشاءالله موفق و مؤید باشید. و دولت، شما خودتان باهم، آقای رئیس جمهور با شما، شما با آقای رئیس جمهور، همه با مجلس، همه این ارگان ها با هم دست به هم بدهید که این باری که افتاده بلندش بکنید، انشاء الله موفق خواهید شد.
بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد بزرگداشت 22 بهمن
تاریخ: 1360/08/24
تبلیغات اساس انسجام یک ملت است
بسم الله الرحمن الرحیم
مسأله تبلیغات همانطور که می دانید از مسائل بسیار پر اهمیت است و مع الاسف باید بگوئیم که از اول نهضت تا به حال تبلیغاتمان در خارج صفر بوده است و فقط در داخل مسائل را برای یکدیگر گفته ایم. می دانید که هر روز در خارج، دولت و ملت ایران را وحشی معرفی می کنند. البته آنها که بر ضد ما تبلیغات می کنند خود متوجهند که ما آنگونه نیستیم ولی آنها همه چیز خودشان را از دست داده اند، باید ما را وحشی قلمداد کنند، ولی متأسفانه برای کسانی تبلیغ می کنند که هیچ نمی دانند. ما هم که به فکر چاره نیستیم و سفارتخانه هایمان هم کاری انجام نداده اند و با وضعی که دارند کاری هم نمی توانند انجام دهند. مسأله ای که شما می خواهید دنبال کنید یعنی مسأله هماهنگی بین تمام نهادها، بسیار مهم است. شما باید احساس کنید که صلاح دین و مکتب ما و صلاح مملکت ما این است که همه با هم یک کار را دنبال کنیم. واضح است که اگر هر گروه یک کار را انجام دهند، گر چه ممکن است در ابتدا اختلافی نباشد ولی بألاخره در طول مدت، اختلاف می شود. از آنجا که تبلیغات اساس کار است و موجب تشتت و یا انسجام یک ملت است، شما هماهنگی و اتحادتان را حفظ کنید و تنها در حفظ اتحاد و هماهنگی است که پیروز می شویم و الا شکست خواهیم خورد و دوباره تحت سلطه قدرتی دیگر قرار خواهیم گرفت. دولت و مجلس و از آن مهمتر خود شما هستید که باید منسجم شوید. سعی کنید اختلاف گروهی اساس اختلاف در تبلیغ نشود. بنایتان را بر این بگذارید که برای اسلام و حق خدمت کنید که در این صورت است که اختلاف پیدا نمی کنید. اختلاف مال شیطان است، در رحمان اختلاف نیست. اگر گروه ها برای خدا کار کنند و با هم مشورت کنند و با افرادی که اطلاعاتشان بیشتر از آنهاست، همکاری نمایند، شاید بتوانند تبلیغات را راه بیندازند. امروز روزنامه ها و رادیوها دائماً ما را مورد حمله قرار می دهند، شما هم باید در مقابل آنها به تکلیفتان عمل کنید. عمده آن است که انسان تکلیفش را در مقابل خدا ادا نماید و الا اگر بخواهد خودنمایی کند، از اول شکست خورده است. من به همه شما دعا می کنم و توجه می دهم که سعی کنید کتاب هایی که صد در صد اسلامی است چاپ نمائید. خداوند اجر مبلغین حقیقی را که انبیا هستند به شما عطا کند. انشاءالله موفق باشید.
والسلام علیکم ورحمه الله
بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مسؤولین شرکت کننده در سمینار بنیاد شهید سراسر کشور، اعضای خانواده های شهدای شهرستان کرج و مجروحین و معلولین انقلاب اسلامی
تاریخ: 1360/08/26
رحلت علامه طباطبائی ضایعه ای برای مسلمین
بسم الله الرحمن الرحیم
رحلت علامه طباطبائی ضایعه ای برای مسلمین من قبلاً باید از این ضایعه ای که برای حوزه های علمیه و مسلمین حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبائی است اظهار تأسف کنم و به شما و ملت ایران و خصوص حوزه های علمیه تسلیت عرض کنم. خداوند ایشان را با خدمتگزاران به اسلام و اولیاء اسلام محشور فرماید و به بازماندگان ایشان و به متعلقین و شاگردان ایشان صبر عنایت فرماید. آقای کروبی قبل از اینکه من بیایم اینجا با من ملاقات کردند و از متصدیان امور آن بنگاه های شهید در همه شهرستانها و از مأمورین دولتی که تماس با این مسائل دارند و خصوصاً از ملت بزرگ ایران که در این مسائل کوشا هستند اظهار تشکر کردند و من هم از همه تشکر می کنم و امیدوارم که خداوند شما جوانهای عزیز را که در خدمت اسلام هستید و شما جوانهای معلول را که در خدمت اسلام صحت خودتان را از دست دادید و شهدای عزیز ما و بازماندگان شهدای عزیز ما را حفظ کند و به شما شفا عنایت کند و به ما و به همه صبر در این امور.
البته بنیاد شهید، یک بنیادی است که من تاکنون یک کلمه انتقاد از آن نشنیده ام و آقای کروبی خدمتگزار خوبی است برای شهدا و معلولین و امیدوارم که همه شماها موفق باشید که خدمت خودتان را افزون کنید و این شهدا را و این خانواده شهدا را و این معلولین را و این بازماندگان شهدا را مثل عائله خودتان محسوب کنید و در راه خدمت به آنها کوشش کنید که این خدمت بسیار ارجمندی است، بسیار بزرگی است و مطمئن باشید که خداوند تبارک و تعالی به شما اجر در دو دنیا عنایت می فرماید.
حفظ جمهوری اسلامی یک تکلیف الهی است برای همه
من در محضر شما آقایان و در محضر ملت یک مطلب از مسائل داخلی باید عرض کنم و یک مطلب هم از مسائل منطقه. در مسائل داخلی آنطور که احساس می شود و به من اطلاع داده شده است یک جریانی در کار است که می خواهند با این جریان ایجاد اختلاف بین ملت بکنند. اینها که از هیچ راهی تاکنون نتوانسته اند توفیق پیدا بکنند هر جور اقدامی کردند، اقدام نظامی کردند، هجمه به کشور
صحیفه نور جلد 15 صفحه 221
ما کردند، جنگ ایجاد کردند در داخل، جنجال ها و کارهائی راه انداختند، ترورها را کردند و انفجارات را انجام دادند و دیدند که با این، ملت ما مستحکم تر شده است و از میدان خارج نمی شود و البته هم باید خارج نشود، برای اینکه ملتی که برای خدا قیام کرده است و برای اسلام قیام کرده است و حکومت اسلامی را به دست آورده است با این مسائل کنار نخواهد رفت و این در گرانبهائی که به او رسیده است، با چنگ و دندان حفظ خواهد کرد. بعد از اینکه از این راه های مختلف اینها مأیوس شدند و طرفی نبستند باز به آن مسئله ای که در همه دنیا مطرح است که اختلاف ایجاد کنید تا بتوانید سلطه پیدا کنید و حکومت کنید، دوباره یک جریان اختلافی در ایران یعنی جریانی که با آن جریان می خواهند ایجاد اختلاف بکنند به چشم می خورد. من بعضی از آن جریانات را عرض می کنم و به ملت تنبه می دهم که بیدار باشند و یک وقت خدای نخواسته، یک وقتی بیدار نشوند که کار از دست گذشته باشد. منجمله از جریانات این است که به من کراراً اطلاع دادند که بعض از جوانها و بعض از بی خبرها یا اشخاصی که با طرح وارد شدند و آنها را اغفال کرده اند، به بعضی مراجع بزرگ اسلام اهانت می کنند، در شهرهای مختلف این مطلب دیده می شود و شما بدانید که این مطلب اهانت کردن به مراجع جز اینکه یک اختلافی در بین ملت ایجاد کند و جز اینکه یک مطلب بر خلاف رضای خدائی واقع بشود، نتیجه ندارد. من از عموم ملت تقاضا می کنم که هر جا یک همچو مسائلی دیدند، این جوانها اگر گول خورده اند، آنها را نصیحت کنند و اگر کسی است که مخصوصاً از این گروه های اختلاف انداز در بین آنها وارد شده، شناسائی کنند و به مراکزی که باید اطلاع بدهند، اطلاع بدهند. امروز ما از روزهای قبل بیشتر احتیاج به همبستگی داریم. امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ریزی می کنند برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف هائی است که خدا دارد، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد، اهمیتش بیشتر است، برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می کند برای اسلام. همه انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند. پیامبر اکرم آن همه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آن همه زحمات را متحمل، متکفل شدند و جانبازی ها را کردند همه برای حفظ اسلام است. اسلام یک ودیعه الهی است پیش ملت ها که این ودیعه الهی برای تربیت خود افراد و برای خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینی است. یعنی همه - چیز هستیم - مکلف هستیم حفظ کنیم تا آن وقتی که یک عده ای قائم بشوند برای حفظ او که آنوقت تکلیف از دیگران برداشته می شود. امروز ایجاد اختلاف، هر اختلافی باشد، و کارهائی که اختلاف انگیز است، هر کاری باشد و با هر اسمی باشد، این مضر به اسلام است و مضر به انقلاب است. و از همین رشته است اینکه باز یک جریانی در کار است که نسبت به علمای بلاد، نسبت به اهل علم، نسبت به ائمه جماعات اهانت بکنند و این یک چیزی است که، جریانی است که اگر چنانچه خدای نخواسته این جریان به توفیق خودش که به خیال خودش این است که روحانیت را از
صحیفه نور جلد 15 صفحه 222
مردم بگیرد، اگر این امر به توفیق خودشان برسد، شما مطمئن باشید که شکست خواهیم خورد. برای اینکه روحانیون در همه بلاد حافظ اسلامند و حافظ مقاصد اسلامی هستند و از اول هم بودند.
اگر روحانیون نبودند ما الان از اسلام اطلاعی نداشتیم
اگر روحانیون نبودند، ما الان از اسلام اطلاعی نداشتیم. این مجاهدت روحانیون هست که از خود شما هستند - آنها هم - مجاهدت آنهاست که برای ما اسلام را تاکنون نگه داشته است و در هر مسأله و گرفتاری که برای اسلام پیش می آمده باز پیشقدم همین ها بودند و همین ها بودند که قیام می کردند، حالا یا موفق می شدند یا سرکوب می شدند. در همین مدتی که من اطلاع دارم و من شاهد بودم قیام های مختلفی بر ضد رضاخان و محمدرضا شد و این قیام ها همه از مبدأش روحانیون بودند، از آنجا شروع می شد لکن چون ملت باز درست مجتمع با هم نشده بودند موفق نمی شدند یا کم موفق می شدند.اگر شما، اگر ملت ما این طایفه را حفظ نکنید، بدانید که سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد که روحانیون این کار را درست کردند و دست استبداد را کوتاه کردند لکن دوباره بواسطه اینکه ملت مجتمع نبود و با روحانیت آنطور سازش، اطاعت محکم نداشت، مشروطه را آنها بپا کردند و دیگران آمدند و مشروطه را همان استبداد غلیظتر با اسم مشروطه، یک اسم بی مسمائی بود و گفته می شد که ما مجلس داریم و مشروطه داریم و مشروطه خواه هستیم لکن استبداد به تمام معنای خودش، به تمام کلمه خودش بر ما حکومت می کرد، چه در زمان قاجار که من یادم است و چه بعد از او زمان رضاخان که بدترین زمانها بر این ملت گذشت و چه زمان محمدرضا، اگر چنانچه شما توجه به این نکنید که روحانیت را اینها می خواهند از صحنه بیرون کنند و در پیش ملت روحانیت را بد نمایش بدهند. همین امروز صبح که اینجا من قبل از اینکه بیایم خدمت شماها یکی از علمای اصفهان آمد شکایت زیاد از اینکه با روحانیون رفتار بد می شود، چه آن مطلب درست به عرض ایشان رسیده بود یا نادرست، من کلی مطلب را می گویم که جریانی است که روحانیت را کنار بگذارند. شما دیدید که در زمان قبل از این جمهوری های اخیر، اوایل امر یک جریانی بود که این روحانیت ها، روحانیون شاخص را پیش ملت رسوا کنند با دروغ و حیله، آقای بهشتی رحمه الله علیه که یک نفر آدمی بود که مجاهد برای اسلام بود، به درد می خورد، فعال بود، دانشمند بود، مدیر بود، مدبر بود، دیدید که در صحنه کشور چه فضاحت ها در آوردند اشرار، و مردم را منحرف کردند، مردم یک وقت بیدار شدند که بهشتی ای در کار نبود. من خوف این را دارم که خدای نخواسته ملت ما یک وقت بیدار بشود که روحانیت کنار رفته است و سلطه اجانب بر این مملکت بازگشته است و آنوقت تأسف ها فایده نداشت. همانطوری که در زمان امام حسین سلام الله علیه آنطور درست کرده بودند چهره پسر پیغمبر را که مردم کوفه ای که پدر او را دیده بودند، مجاهدات او را دیده بودند، همین مردم کوفه برای کشتن پسر پیغمبر مسابقه می کردند و مردم کوفه یک وقت متوجه شدند که امام حسین دیگر نبود. من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا
صحیفه نور جلد 15 صفحه 223
زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می روید، یک وقتی متوجه بشوید که خدای نخواسته با انعزال این مردم، اینهائی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه زحمتهای شما و خونهائی که دادید، هدر ببرد. رضاخان هم اول که آمد در همین سینه زنی ها می رفت سینه می زد، در تکیه ها می رفت دور تکیه ها می گردید و شمع روشن می کرد، آنوقت که پایش محکم شد تمام آثار اسلام را این نانجیب خواست از بین ببرد. در سرتاسر ایران مجلس روضه آشکار، یکی نبود. اگر یک مجلسی بود، نصف شب بود، قبل از اذان صبح بود. شما خوف این را داشته باشید که اگر تشکر این نعمتی که خداوند به شما داده و آن اسلام است و تشکرش به وحدت کلمه است و تشکرش به احترام به اولیاء اسلام است، این تشکر را بجا نیاورید، خداوند عنایتش را برگرداند و خدای نخواسته ما را برگرداند به سالهائی که قبلاً بود و تلخی هایش در کام ما هست. این یک رشته ای است که من به همه ایران تکلیف خودم را ادا می کنم و عرض می کنم که بیدار باشید که دارند یک دسته ای که یا بازی خورده اند و متوجه نیستند و یا در بین آنها از همین منافقین، از همین گروه های منحرف وارد شدند و می خواهند شما را از هم جدا کنند، دسته ها مختلف ایجاد کنند، طرفدارهای آن مرجع، طرفدارهای آن مرجع و طرفدارهای آن ملا و طرفدارهای آن ملا درست کنند و کم کم ملاها را کنار بگذارند و این پیروزی که برای شما حاصل شده است از دست شما بگیرند. این یک رشته است که عرض کردم.
یک رشته دیگری که باز فی الجمله به من اطلاع دادند، بعضی اختلافاتی است که بین گروه های متعهد است. گروه هائی که متعهد به اسلام هستند، خدمتگزار به اسلام هستند، در بعضی از بلاد همین گروه ها با بعض گروه های دیگری که آنها هم متعهد به اسلام و خدمتگزار هستند ایجاد اختلاف دارند می کنند. من به این گروه ها هر جا و هر کس است، تمام گروه ها این تنبه را می دهم که توجه داشته باشید که دست جنایتکار خارجی ها از هر راهی می خواهند اختلاف ایجاد کنند. اگر شما برای اسلام می خواهید خدمت بکنید، همه با هم یک صدا باشید تا بتوانید خدمت بکنید. اگر هر کدام بخواهید یک صدای علیحده داشته باشید و یک بساط علیحده ای داشته باشید، آن هم با هم به خلاف برخیزید، اختلاف با هم بکنید، مطمئن باشید که این اختلاف بین گروه های متعهد با اینکه حسن نیت دارند، به جائی می رسد که یک وقت خدای نخواسته بین دو گروه متعهد در سرتاسر کشور مخالفت بیفتد و یک وقت منتهی بشود به جنگ مسلحانه و دشمن های شما از خدای می خواهند که بین شما یک همچو چیزهائی واقع بشود. و من البته اطمینان دارم که شما هوشیارتر از این هستید که یک همچو مسائلی پیدا بشود لکن من تذکر را لازم می دانم که بدهم. تمام اموری که از او بوی نفاق و بوی اختلاف می آید باید کنار گذاشت. شما الان از تمام اطراف دنیا هدف هستید، یعنی این انقلاب اسلامی ایران همچو در دنیا چهره پیدا کرده است که همه قدرت های بزرگ را به وحشت انداخته است که نبادا این انقلاب به آن چهره واقعی که دارد همه جا توجه به آن بکنند و یک وقت ابرقدرت ها ببینند که ممالک اسلامی و
صحیفه نور جلد 15 صفحه 224
ممالک دیگر هم از دست آنها رفت، از این جهت کوشش می کنند، به همه قوا کوشش می کنند که اینجا که هسته مرکزی این انقلاب و نهضت اسلامی است، اینجا را بکوبند، کوبیدن و بهترین کوبیدن ها آن است که از داخل این مسأله واقع بشود، اختلاف داخلی، خودمان توی سر خودمان بزنیم.
من اعلام خطر می کنم به واسطه طرح فهد
بیدار باشید شما و همه، و همه مسلمانها که نبادا یک همچو اغفالی بکنند ما را و غفلتی بکنند، با یک صورت مناسبی بیایند جوانها را بازی بدهند که این جمهوری اسلامی هم مثل زمان محمدرضا شاه است بلکه بدتر، آخوندها هم که جز فساد، کاری انجام نمی دهند. از این حرفهائی که بازی بدهند جوانها را. این راجع به مسائل داخل که اهمیت دارد. در مسائل منطقه، مهمترین چیزی که الان مورد صحبت است این طرح هائی است که به دست آمریکا و صهیونیست و بعضی نوکرهای آنها ریخته شده است و این طرح هائی است که دولتهای اسلامی می خواهند، دولت های عرب می خواهند این طرح را طرح بکنند و تحمیل بکنند بر همه. این طرح هیچ نقطه مثبت ندارد. آنهائی که گمان کرده اند نقطه های مثبتی در این طرح هست یا توجه به مسائل ندارند یا طور دیگری است. نکته مثبت در این طرح ها هیچ نیست. کشور ما، ملت ما که این همه شهدا داده است و این همه معلولینی که الان بسیاریشان در اینجا هستند و خداوند آنها را شفا بدهد تقدیم کرده است، برای اسلام است و ما اسلام را منحصر به ایران نمی دانیم. اسلام، همه جا اسلام است. مصر هم همین اسلام است و سودان هم همین اسلام است و عراق هم همین اسلام است و حجاز همین اسلام است و سوریه و سایر جاها. ما نمی توانیم حساب خودمان را از حساب سایر مسلمین جدا کنیم. ما با این همه خسارتی که بر ما وارد شده است و اینهمه شهید که دادیم و معلول که دادیم و آواره که پیدا کردیم، همه اینها برای اسلام بوده، ایران هم از باب اینکه یک کشور اسلامی است ما این زحمات را برایش کشیدیم. ما نمی توانیم که اعراب را و مقدرات اعراب را از خودمان جدا بدانیم، مقدرات سایر کشورها را از خودمان جدا بدانیم. همه جا اسلام است و همه مسلمین - که ما هم جمله آنها هستیم - مؤظفیم که اسلام را در هر جا حفظ کنیم. ما مکلف هستیم که آن مقداری که می توانیم هدایت کنیم این کشورهای اسلامی را که امروز در فکر این طرح بسیار بسیار مضر هستند و می خواهند آن طرح را تصویب کنند. ما باید به ملتهای مسلمین و اسلام و به کشورهای اسلامی تذکر بدهیم. من اعلام خطر می کنم برای این مسأله و برای اسلام به واسطه این طرح. آنهائی که این طرح را داده اند یا جاهلند و یا تحت تأثیر آمریکا و صهیونیسم واقع شده اند. آنهائی که در این طرح نقطه مثبت قائل هستند آنها هم همین طور. اگر هیچ نقطه ای در این نبود جز اینکه اسرائیل به رسمیت شناخته شود، یکی از موارد این پیشنهادها این است که اسرائیل به رسمیت شناخته بشود و تأمین داده بشود به اسرائیل، اگر هیچ نبود الا این و تمام نقاط دیگر، نقاط مثبت بودند، آن نقاط مثبت همه بر خلاف بود. معنی اینکه تأمین داده بشود به اسرائیل این است که این اسرائیل که سال های طولانی است زمینهای مسلمین را غصب کرده اند و کشتار دستجمعی در فلسطین و در لبنان و در
صحیفه نور جلد 15 صفحه 225
جاهای دیگر ایجاد کردند، مسلمین را بی خانمان کردند و اعراض و نفوس مسلمین را در خطر، معرض خطر قرار دادند و دستخوش مقاصد فاسدشان کردند، حالا همه مسلمانها این را تأمینش بدهند! یعنی اینکه اگر یک کسی خواست تعرض بکند به این غاصب، به این دولتی که دولت غاصب جانی است، همه مسلمانها و همه دولتهای منطقه مؤظفند که با او مخالفت کنند برای حفظ اسرائیل. اسرائیلی که خون مسلمین را مکیده است و فلسطین را و قدس را آنطور کرده است و لبنان را به آن صورت در آورده است و مسلمین را قتل و غارت کرده است، حالا همه مؤظفیم که برای خاطر اینکه یک دستمزدی به او بدهیم، همه حافظ او باشیم، همه تأمین کنیم او را! آن کسی که از اول که وارد شده است در قدس و فلسطین، همه کارهایش غاصبانه بوده است، حالا ما به رسمیت بشناسیم! یعنی مملکتهای عرب، این رژیم فاسد، فاسق، کافر را به رسمیت بشناسند، دستمزد بدهند به اسرائیل بعد از آنهمه جنایات. اگر نقطه مثبتی که بعضی ها می گویند، این است که یکی از مواد این است که اسرائیلی خارج بشود تا جنگ کذا، - از - تا آن حدودی که در جنگ کذاست، این از نقاط منفی این است. این معنایش این است که اسرائیل اینهمه جاها را که گرفته است مال خودش، حالا یک چند جا را رها کند مثل این است که ما بیائیم با عراق مصالحه کنیم که خوزستان یک مقدارش مال ما و یک مقداریش مال شما. این از نقاط منفی اوست و سایر نقاط تمام در خدمت اسرائیل است و می خواهد اسرائیل را حاکم کند بر اعراب و من اخطار می کنم بر ملت های اسلامی و خصوصاً ملتهای عرب و بر ارتش های اسلامی و ارتش های دولت های عربی که گذشتن این طرح در یک جای سربسته بدون توجه ملت ها جز اینکه شما را به اسارت اسرائیل در آورد و تا آخر عمر نوکر اسرائیل باشید و دست بسته و چشم بسته به اختیار اسرائیل و آمریکا در آئید هیچ چیز دیگری نیست. برای ملت های اسلامی و برای عرب هیچ ننگی بالاتر از این نیست که تسلیم این طرح فاسد خراب صد در صد مخالف با اسلام بشود. ننگ عرب است که قبول کند این آقائی اسرائیل را. من به همه اخطار می کنم که اگر این طرح بگذرد، فردا اسرائیل مکه و مدینه را از چنگ شما بیرون می آورد.
بیدار باشند ملت ها و بیدار کنند دولت ها را و مخالفت کنند با این طرح کافر فاجر. این طرح را که می خواهند بریزند، آمریکا چنگ و دندان نشان داده برای اینکه تسلیم کند اینها را، کماندوهای خودش را پیاده کرده است در منطقه و لشکرهای خودش را در منطقه پیاده کرده است، مانورها را نمایشگرها را آورده است نمایش بدهند، بترسانند اهل منطقه را. اگر دولت ها بترسند، ملتها زنده باشند و نترسند. اگر ما همه از بین برویم، بهتر است از اینکه ذلیل باشیم زیر دست صهیونیسم و زیر دست آمریکا. و این یک قدم بلندی است که به دستور آمریکا این قدم بلند برداشته شده است برای ذلت عرب و ذلت مسلمین. ننگ بر آن اعرابی که برای خاطر سلطه کمی که به کشوری پیدا کنند و برای خاطر استفاده هائی که پیدا کنند تن به یک همچو ذلتی بدهند و ننگ بر همه ما اگر چنانچه ساکت بنشینیم. و اگر چنانچه دولت ها هم، دولت های بی توجه به مسائل یا متعمد در اینکه خیانت به اسلام بکنند و به ملت عرب بکنند و به مسلمین بکنند، این طرح را بگذرانند، هیچ ارزشی ندارد برای اینکه
صحیفه نور جلد 15 صفحه 226
ملتها با این مخالفند. هیچ ملتی از ملتهای اسلامی نیست که موافق با این باشد که نوکر اسرائیل باشد و ذلیل اسرائیل و ذلیل آمریکا باشد. اگر فرضاً هم این دولتها بگذرانند این را، ارزش یک پشیز ندارد این گذراندن ها و مسلمانها و ملتها با این مخالفند. باید این دولت ها این مطلب را از سر خودشان بیرون کنند که همانطوری که سابق می کردند حالا باید بکنند، یعنی خودشان را قیم بدانند نسبت به ملت ها. یک نفر شیخ یا یک نفر رئیس جمهور یا یک نفر ملک به اصطلاح خودشان چه حقی دارد که بر یک مملکت حکومت کند و یک مملکتی را بخواهد به مصالح اسرائیل فدا کند. باید حکومتها بیدار بشوند، با گذراندن این طرح گور خودشان را می کنند. نباید دیگر از این به بعد این فکر بیاید در سر این حکومت ها که کار با ماست و به ملت ها مربوط نیست. شما در مقابل ملت هیچ کاره اید. ملتها هستند که باید کارها به تصویب آنها برسد. البته ما هم گرفتار یک همچو مسأله ای بودیم در زمان رضاخان، در زمان محمدرضا خان همین مسأله بود که به ملت کار نداشتند، ملت چکاره است؟ آنها ملت را هیچ کاره می دانستند. هر چه هست اعلیحضرت است، غیر اعلیحضرت خبری نیست. لکن ملت ایران شکست این را و فهماند که هر چه هست ملت است و حکومت ها باید بر طبق امیال ملت عمل بکنند، بر طبق مصالح ملت عمل بکنند و حکومت ما و مجلس ما و همه ارگانهای لشکری و کشوری ما الان همین طور هستند، خدمتگزار ملت هستند. هیچ یک از آنها نیست که این فکر در کله اش بیاید که بخواهد یک حکومتی بکند، تحمیلی به ملت بکند. ملتهای دیگر هم باید همین کار رابکنند. چاره ای ندارند جز اینکه در مقابل این قرارداد داد و طرح فاسد قیام کنند، نهضت کنند، جان بدهند تا این طرح را نگذارند عملی بشود. بر فرض اینکه آنها این طرح را تصویب کنند، مخالفت کنند و بدانند که با مخالفت ملت نمی شود این طرح درست بشود.
من از خدای تبارک و تعالی بیداری همه ملت های اسلام را، بیداری همه دولتها را، بیداری همه جوانها را، من این پیامی که دارم به مدارس کشورها هم هست به دانشگاه ها، به همه جا.
هر کس با طرح فهد مخالفت نکند خائن به اسلام است
این جوانهای دانشگاهی، این نویسنده ها، این گوینده ها، این علما، این ارتشی ها، همه اینها با این طرح خبیث که اسارت ملت عرب را و اسارت اسلام را ثبت می کند به خیال خودشان، و به دست اسرائیل می دهد، مخالفت کنند. هر کس مخالفت نکند، خائن به اسلام است. و بدانید که ملت ها اگر با یک چیزی مخالفت کردند، دولت ها نمی توانند اجرا بکنند. امروز مثل سابق نیست که یک دولتی بیاید هر غلطی می خواهد بکند. خیر، باید موافق امیال صحیح ملت عمل بکند. نوکر ملت باید باشد، نه آقای ملت. او کاخ طلا درست نکند با پول ملت و ملتش ضعیف ترین و فقیرترین ملت هاباشد. انشاءالله خداوند به همه ما و به همه شما و به همه ملتهای اسلامی یک روشنائی عنایت کند و یک نور هدایتی عنایت کند که همه ما در خدمت اسلام و در خدمت خدای تبارک و تعالی و اطاعت رسول خدا باشیم.
بیانات امام خمینی در جمع سرپرستان و مسؤولین بنیاد مستضعفان و بنیاد امور جنگزدگان، گروهی از جانبازان انقلاب اسلامی، مهاجرین مناطق جنگی و اقشار مختلف مردم تهران
تاریخ: 1360/09/03
این دست غیب است که این تحولات را در کشور ما ایجاد کرده است
بسم الله الرحمن الرحیم
این دست غیب است که این تحولات را در کشور ما ایجاد کرده است. اگر شما گمان کنید که تمام بشر و تمام قوای انسانی جمع بشوند و بتوانند یک قلب را تحویل و تحول بدهند، هرگز نخواهد شد. این خداست که در یک شب کانه قلب های این ملت را متحول کرد و تمام این ملت را در مقابل آن قدرت های بسیار عظیم شیطانی به ایستادگی وا داشت و دست همه قدرتها را از کشور شما کوتاه کرد. و این قدرت الهی است که به جنگزده های ما، به عزیزان ما که آواره شده اند از محل خودشان، قدرت عنایت کرده است که در مقابل نارسائی ها و در مقابل زحمت ها و کمبودها ایستادگی کنند، بلکه خودشان کمک کار باشند و این قدرت الهی است که شما جوانها را وادار می کند که در بنیاد مستضعفین به خدمت مستضعفین باشید.
این ملت را خدای تبارک و تعالی بادست عنایت خودش و با قدرت کامله خودش قدرتمند کرد و متحول کرد به انسانهای الهی، انسانهائی که برای خدا قیام کردند و برای خدا ادامه می دهند، برای خدا در جبهه ها جنگ می کنند و برای خدا در خارج جبهه خدمت می کنند، برای خدا در بنیاد مستضعفین خدمت می کنند و برای خدا زحمت و مشقت را خریداری می کنند. و این قدرت خدای تبارک و تعالی است که جوانهای ما راعاشق شهادت کرده است که این عزیزان بیایند اینجا و از آنها کسانی اصرار کنند که من دعا کنم شهید بشوند و من به آنها عرض می کنم که پیروز باشید و انشاءالله ثواب شهید دارید.
شما عزیزان که متکفل امور هستید کار جنگزدگان را به خوبی اداره بکنید
شما عزیزان که متکفل امور جنگزدگان هستید و متکفل تدبیر در این امر هستید که کار جنگزدگان را به خوبی اداره کنید و من می دانم که کار بسیار مشکل است، کاری است که نمی شود با فوریت انجام داد و کاری است که اگر به طور معمولی بخواهد دولت انجام بدهد، قدرت این مطلب را ندارد لکن این دست خداست که عنایت کرده است و جوانهای ما را وادار کرده است به اینکه به این
صحیفه نور جلد 15 صفحه 229
برادران و خواهران و کودکان جنگزده خدمت کنند و آنها را در این مصیبت هایی که وارد بر آنها شده است، تسلیت عنایت کنند. و این خدای تبارک و تعالی است که جنگزده ها را، در صورتی که اگر به طور معمول بود، باید بسیار نارضایتی داشته باشند، لکن معذلک در هر جا هستند کمک کار هستند و مقاوم هستند و امروز آقای میر سلیم که به من اطلاع دادند، گفتند جنگزده ها یک قدرتی شده اند در مقابل صدام، این امری است که با دست غیبی الهی انجام گرفته است و دست عنایت حق تعالی بر سر شماست و آسیبی انشاءالله نخواهد دید. ما البته می دانیم که هم در فعالیتهای جهاد مستضعفین، بنیاد مستضعفین و هم در فعالیت اداره کننده امور جنگزدگان یک نواقص هست و علاوه شیطان هائی هستند که این برادرهایی که برای خدا دارند کار می کنند، آنها را می خواهند سست کنند و بعضی مسائل به آنها می گویند لکن خداست که قلب های شما را نگه داشته است و شما را هشیار کرده است که کید کائدین و مکیدها را خنثی کنید و خودتان در صحنه باشید. ما خدا را شکر می کنیم که این ملت، سرتاسر کشور، زن و مرد، بزرگ وکوچک در خدمت به اسلام کمر بسته اند و دست از این بر نخواهند داشت انشاءالله تا اینکه به پیروزی نهائی برسد.
من رنج هائی که در جنوب و در غرب به برادران و خواهران ما وارد می شود، می دانم و متأثر هستم و همه مؤمنین و همه مسلمین متأثر هستند لکن شما بدانید که اینطور دست و پا کردن و اینطور بر خلاف موازین همه کشورهای عالم و همه جنگ های دنیا عمل کردن و از خارج و دور، موشک به شهرها انداختن و اینطور کارهای ناجوانمردانه کردن، اینها از ضعف آنهاست. آنها که رانده شدند از آبادان و شکست مفتضحانه خوردند و امید است که انشاءالله از جاهای دیگر هم رانده شوند و شکست مفتضحانه بخورند، آنها نمی توانند مقابله کنند. از دور، از راه های دور موشک پرتاب می کنند، آن هم در خانه های مسکونی، در مساجد، در بیمارستان ها و جاهائی که مردم بیگناه هستند، لکن ما بر حقیم، ملت ایران بر حق است و ما در مقابل ظلم ایستادیم، از اول هم که ملت ایران قیام کرد، در مقابل ظلم ایستاد و در مقابل کفر ایستاد و مقصدش این بود که جمهوری اسلامی باشد و از قید و بند گرفتاری های خارجی رهائی یابد. و این مقصد، مقصدی است الهی و این مطلب، مطلبی است که اسلام امر فرموده است و شما برادرهائی که در جبهه جنگ می کنید و شما برادرهائی که آسیب جنگی دیدید و شما برادر و خواهرهائی که مصیبت دیدید برای خدا بوده است و خداوند تبارک و تعالی جبران خواهد کرد. و من امیدوارم که به زودی جبران بشود و خانه ها بهتر از اول ساخته بشود و انشاءالله زندگی عادی خودشان را این مسلمین عزیز و این ساکنین جنوب و غرب، زندگی اصیل خودشان را از سر بگیرند. عمده این است که چون ما بحق هستیم و ما اسلام را می خواهیم و ما پیاده شدن احکام اسلام را می خواهیم، تمام ضربه هائی که وارد می شود، تمام اینها قابل تحمل است.این ضربه ها به ما تنها وارد نشده است، شما در طول تاریخ از زمان آدم ع تاکنون ملاحظه می کنید که تمام انبیا و تمام اولیا و تمام بزرگان دین در مقابل ظلم ایستاده اند و صدمه دیده اند، ایستاده اند و با آتش
صحیفه نور جلد 15 صفحه 230
آنها را سوزانده اند و با اره آنها را دو نیم کرده اند و در کربلا آنطور کردند با اولاد رسول الله، لکن چون برای خدا بود و چون حق بودند، تمام مشکلات آسان می شود. مشکلات، مشکلات مادی است، مشکلات مادی در مقابل معنویات نمی تواند عرض اندام کند، آنهائی که به معنویت مجهزند، آنهائی که به خدا متصل هستند و آنهائی که به مبدأ و حق متصل هستند، آنها را امور مادی از مقاصد خودشان باز نمی دارد.
کسی که انجام وظیفه برای خدا می کند پیروز است
و شما توجه داشته باشید، شمائی که خدمت به مستضعفین می کنید و شمائی که خدمت به جنگزدگان می کنید و امید است انشاءالله و هست اینطور که انگیزه های شما انگیزه های اسلامی انسانی باشد، شما بدانید که در یک طاعت بزرگ هستید و همیشه به طاعت حق تعالی قیام کردید و ثواب شما، ثواب عبادتهای پنجاه شصت ساله دیگران است و من امیدوارم که این کشور با همین قدرت که تا اینجا آمده است و با همین تعهد و با همین بیداری که از اول قیام کرده است و تا اینجا رسانده است، باقی باشد این نهضت و این انقلاب و قیام تا صاحب اصلی انشاءالله بیاید و ما و شما و ملت ما امانت را به او تسلیم کند و شما عزیزان متعهد، عزیزان متعهد و عزیزانی که برای خدای تبارک و تعالی کار می کنید از هیچ امری از امور، از انتقاداتی که ممکن است بعضی از جناح های فاسد بکنند، چه در بنیاد مستضعفین و چه در بنیاد جنگزدگان، دلسرد نباشید برای اینکه شما برای خدا انجام وظیفه می کنید و کسی که انجام وظیفه برای خدا می کند پیروز است. با قدرت، کارهای خودتان را انجام بدهید و با قدرت بهتر از سابق رسیدگی کنید به امور و شما بدانید که رسیدگی به امور مستضعفان و رسیدگی به امور جنگزدگان که اینها بندگان خدا هستند و خداوند به آنها عنایت دارد، از عبادات بزرگ است. خداوند انشاءالله به همه شما توفیق عنایت کند و به جنگزده های ما و به آنهائی که جوان از دستشان رفته است، آنهائی که خانمانشان از دستشان رفته است، صبر و اجر عنایت فرماید.
والسلام علیکم ورحمه الله
فرمان امام خمینی به حجت الاسلام سید محمد مهدی دستغیب
تاریخ: 1360/09/05
فرمان امام خمینی به حجت الاسلام سید محمد مهدی دستغیب
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج سید محمد مهدی دستغیب دامت افاضاته
به منظور تصدی امور دو آستانه مبارکه حضرت احمد ابن موسی ابن جعفر، شاهچراغ و حضرت می رسید محمد علیهما السلام، جنابعالی را به تولیت دو آستانه مذکور منصوب می نمایم. امیدوارم موفق و موید باشید.
والسلام علیکم ورحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز تشکیل بسیج مستضعفان
تاریخ: 1360/09/04
پیام امام خمینی به مناسبت سالروز تشکیل بسیج مستضعفان
بسم الله الرحمن الرحیم
درود بی پایان نثار ملت شریف عظیم الشان ایران که با همت والای خود در مقابل هر پیشامد و خطری شجاعانه و عاشقانه ایستاده و مقاومت نموده و در راه خداوند تعالی و جمهوری اسلامی که کفیل پیاده نمودن احکام روشنی بخش و مترقی اسلام است از هیچ کوشش و بذل جان و مال دریغ ننموده. و سلام بر قوای مسلح و رزمندگان پرشور و عاشق لقاءالله که در راه هدف مقدس سر از پای نشناخته و جان برکف به دفاع از حق و میهن عزیز خود در جبهه ها و پشت جبهه و جهاد مقدس تا پیروزی نهایی ادامه می دهند. و رحمت و برکات خداوند بزرگ بر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب اسلامی است و به کوشش ارزنده خود ادامه داده و بحمد الله تعالی با همت جوانان برومند و داوطلبان گروه میلیونی، رزمنده تربیت و امید آن است که با شرکت فعال قشرهای معظم ملت و شور و شعفی که در جوانان عزیز از برکت اسلام مشاهده می شود ارتش 20 میلیونی که نگهبان جمهوری اسلامی و کشور عزیز از شر جهانخواران متجاوز است تحقق یابد.
شما عزیزان و جوانان بزرگوار باید بدانید که حفظ و حراست اسلام و کشور اسلامی و دین حق از بزرگترین طاعاتی است که از صدر عالم تاکنون انبیاء معظم و اولیاء بزرگ صلوات الله علیهم اجمعین در راه آن کوشش جانفرسا نموده و از هیچ فداکاری دریغ ننموده اند و تربیت و تعلیم و تعلم فنون نظامی در راه این هدف ارزنده ترین ارزش هاست و تا شما جوانان بیدار و سایر قشرهای ملت بزرگ با این شور و شعور در صحنه حاضرید به کشور و جمهوری اسلامی آسیبی نخواهد رسید. شما ملت معظم که می خواهید از دین خدا دفاع کنید و نگهبان کشور ولی الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفداء باشید، مطمئن باشید که دست قدرت خداوند قادر بر سر شما سایه افکنده و عنایات غیبی شامل حال شماست و شر اشرار و توطئه های شرق و غرب را خنثی خواهد فرمود. ملت عزیز با توجه به اینکه قدرت های جهنمی از هر طرف در صدد به شکست کشاندن جمهوری اسلامی که دست آنان را از چپاول اموال این ملت مظلوم کوتاه کرده می باشد، باید همگی تشریک مساعی در رفع مشکلات کشور عزیز نمایند و در پیشبرد اهداف اسلام بزرگ از هیچ کوششی دریغ ننمایند و هر گروه و دسته ای در هر مقام است در این هدف عالی اسلامی کوشا باشند.
مجلسیان در تصویب لوایحی که از ارگان ها به آنان می رسد با تحقیق و تدقیق و مراعات موازین
صحیفه نور جلد 15 صفحه 232
اسلامی تسریع نمایند و مواردی که احتیاج به تشخیص متخصصین دارد، از آنان دعوت و مشورت و نظر خواهی نمایند. و شورای نگهبان در نظارت به قوانینی که می گذرد، چه مربوط به مسائلی باشد که تماس با احکام اولیه شرعی دارد یا احکام ثانویه، با مراعات همه جوانب نظر دهند. و دولتمردان در اجرای قوانین مذکور تسریع و در عدم تجاوز از حدود قانون سختگیری نمایند و متجاوزان از هر قشر و دسته ای باشند به دادگاه ها بسپارند تا به مجازات برسند. و شورای قضائی در کار پرزحمت و ارزنده خود با سرعت عمل، مسأله مهم مشکل قضا را حل نماید و متخلفان از موازین اسلامی را به دادگاه ها دعوت و به مجازات شرعی برسانند. و رزمندگان و قوای مسلح نظامی و غیرنظامی و کمیته ها و نیروهای مردمی از عشایر و سایر قشرها در پیشبرد جنگ در جبهه ها و در جلوگیری از شرارت منافقان و منحرفان با تشریک مساعی و کمک اطلاعاتی میلیونی مردم متعهد از کوشش شبانه روزی دریغ ننمایند. و جهاد سازندگی و بنیاد مستضعفان و متصدیان امور جنگزدگان و آوارگان بر قدرت فعال خود بیفزایند. و بسیج مستضعفان که سالروز آن را به ملت ایران و جوانان متعهد و مؤمن تبریک می گویم، در تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان مساعی جمیله خود را روز افزون کنند.
و نویسندگان و روشنفکران متعهد و رسانه های گروهی بر حجم تبلیغات خود افزوده و تبلیغات دامنه دار دشمنان جمهوری اسلامی ایران را خنثی نمایند. و شورای فرهنگی کوشش کنند که با کمک مستضعفان و دانشمندان، دانشگاه ها باز و به کار خود ادامه دهند و بر عالمان دانشمند است که دعوت شورا را در این امر حیاتی لبیک گویند. و ملت شریف که انقلاب اسلامی را به پیش بردند، در تمام مشکلات جنگی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی با متصدیان این امور همراهی و همفکری نمایند. و حوزه های مقدسه علمیه در تمام کشور در تربیت قضات شرع و مبلغان و فقها و دانشمندان بیش از پیش کوشش نمایند که امروز احتیاج به این قشرها بیش از سابق است و تکلیف مهم بیشتری متوجه آنان است. و علمای اعلام و ائمه جماعات و خطباء محترم بر حجم ارشاد و رهنمودهای خود بیفزایند و قشرهای میلیونی مردم را متوجه طرق نگهبانی از اسلام و احکام مقدسه آن و حراست از جمهوری اسلامی نمایند و به توده های متعهد میلیونی اسلامی لزوم تشریک مساعی در تمام امور کشوری و لشگری و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را گوشزد نمانید و به آنان توصیه کنند که برای کمک به اقتصاد کشور که امروز از اهم مسائل است، از اسراف، تبذیر و استعمال امور تشریفاتی و تجملی اجتناب نمایند و از سپردن پولهای خود اگر چه اندک باشد، به بانکهای دولتی برای به راه افتادن چرخ های اقتصاد و کمک به دولت اسلامی دریغ ننمایند و از کمک کردن به جنگ و جنگزدگان غفلت ننمایند و از شرکت در بسیج مستضعفان و تعلیم و تربیت دیدن برای حراست از اسلام عزیز کوشا باشند.
و کوتاه سخن آنکه امروز جمهوری اسلامی ودیعه ای است که از جانب خداوند متعال به ملت ایران سپرده شده و همه ما از زن و مرد و پیر و جوان در حفظ این ودیعه مسؤول هستیم و باید تمام قشرها با اتکال به خداوند تبارک و تعالی و وحدت کلمه و اجتناب از اختلاف، جمهوری اسلامی را
صحیفه نور جلد 15 صفحه 233
نگهبان باشیم و راه مستقیم انسانیت و اسلامیت را به توفیق الهی ادامه دهیم. از خداوند متعال توفیق همگان را در خدمت به خلق خدا و آئین مقدس او خواستارم.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه استان های فارس، کهکیلویه، بویراحمد و بوشهر
تاریخ: 1360/09/02
روحانیون در هر کجا هستند، جلوگیری نمایند از دستهائی که اختلاف ایجاد می نمایند
بسم الله الرحمن الرحیم
از همه آقایان علمای اعلام استان فارس که زحمت کشیده و به اینجا تشریف آورده اند تا از خدمتشان استفاده نمائیم و عرض ارادت کنیم تشکر می کنم.
ابرقدرت ها و قدرتها وقتی دیدند توطئه هائی که تاکنون چیده اند به نتیجه نرسیده است، به فکر افتاده اند تا در داخل به اختلافات دامن بزنند که اگر اختلافات داخل اوج بگیرد دیگر احتیاجی به توطئه خارجی هم نیست. در داخل هم دو نوع اختلاف در رأس می باشد: یکی اینکه بین مردم با روحانیت جدایی بیندازند که در زمان رضاخان هم این توطئه ها بود و الان بیشتر است، زیرا با اتحاد مردم و روحانیت، کارهای بسیار مثبت انجام می گیرد. لذا آقایان توجه داشته باشند که هر کجا دست هائی را یافتند که می خواهد بین خود روحانیون و روحانیت و مردم اختلاف ایجاد نماید، جلویش بایستند که این از مسائل بسیار مهمی است که باید به آن توجه شود و ائمه جمعه در خطبه های جمعه و ائمه جماعات این مسأله را گوشزد نمایند. شاید همین منحرفین و منافقین باشند که نسبت به بعضی از مراجع اهانت می کنند و به اسم اینکه من با فلان مرجع یا فلان شخص دوست هستم، به مرجع و یا روحانی بزرگی اهانت می کند و این خود مبدأ دودستگی می شود. باید آقایان روحانیون در هر کجا که هستند جلوگیری نمایند و از طرف دیگر، آقایان توجه دارند که آن کسانی که با روحانیت مخالفند، متر صدند تا نقطه ضعفی پیدا کنند و بزرگ نمایند تا وجهه اش را در میان مردم از دست بدهد. لذا روحانیون باید توجه نمایند که کاری نکنند تا عده ای دست بگیرند. مطلب دوم اینکه باز دسته ای در کار هستند تا بین ارگان هائی که از خود مردم هستند، مناقشاتی ایجاد نمایند. آقایان بلاد باید با کمال جدیت جلویش را بگیرند. امیدوارم امروز که دست خارجی ها از کشورمان کوتاه شده است و مردم، دولت و ارتش و سپاه و روحانیون متحدند برای آرامش و پیشرفت کارها اقدام نمایند و نگذارند اختلافی بوجود آید. اگر با اتکاء به خدای تبارک و تعالی و توجه به ذات مقدس حضرت حق تعالی و توجه به استمداد از ولی عصر سلام الله علیه کارهایمان را پیش ببریم، انشاءالله آسیبی نخواهیم دید. خداوند همه آقایان را حفظ بفرماید و هم ما را متوجه به تکالیف شرعیه الهی بفرماید.
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان دانشکده افسری، اعضای دایره مدیریت مهمات لجستیکی، پرسنل پایگاه نیروی هوائی شیراز و هوانیروز تهران و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
تاریخ: 1360/09/11
یکی از ثمرات بزرگ این جنگ، تحرک بی سابقه ای است که در جوانان حاصل شده است
بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان ارتشی ها و پرسنل های ارتش که از نقاط مختلف تشریف آورده اند من دعاگوی همه هستم و از آنها تشکر می کنم.
بسیاری از امور است که انسان از آن خوشش نمی آید، لکن وقتی که تحقق پیدا کرد می بیند خیرش در آن بوده است عسی ان تکرهوا شیئا وهو خیر لکم . ما و ملت اسلامی ما جنگجو هجوم گر نبوده ایم و نیستیم و از این جنگ تحمیلی هم خوشمان نمی آمد و کراهت داشتیم که دو طایفه از مستضعفان به تحریک مستکبران و تحریک آمریکا و اغفال حزب بعث به روی یکدیگر حربه بگشایند و آتش، لکن همه می دانید و همه هم در جهان می دانند که این جرم متوجه به حزب بعث و صدام و صدامیان است. در عین حالی که ما از جنگ گریزان هستیم، لکن دفاع که حق هر انسانی است و واجب است بر هر انسانی دفاع از خود و دفاع از کشور خود و دفاع از دین خود، ما به عنوان دفاع در مقابل این قدرت ها ایستادیم.
این جنگ پیش آمد و یک سال و نیم تقریباً طول کشیده است و ثمرات بزرگی برای ما داشته است که اول غافل بودیم و کم کم متوجه شدیم. یکی از ثمرات بزرگ این، این تحرک بی سابقه است که در جوانهای ما در جبهه ها و پشت جبهه ها این تحرک بزرگ حاصل شده است و کانه از آن رخوت و سستی که برای اشخاصی است نشسته اند و کارهای معمولی را می کنند این رخوت و سستی از بین رفته است و جای خودش را به فعالیت و تحرک داده است که امروز ارتش ما، سپاهیان ما، بسیج ما و عشایر ما و ملت ما، چه در جبهه و چه در خارج جبهه فعالند و متحرک و در مقابل همه ناگواری ها ایستاده اند و جنگ را برای خودشان گوارا می دانند برای اینکه جنگ ما دفاع است هجوم نیست و جنگ دفاعی از تکلفهای شرعی و وجدانی و انسانی همه است و از چیزهائی که ما متوجه قبلا نبودیم و بعد متوجه شدیم این است که این مشتی که شما جوانان ما و ارتش ما و پاسداران ما و سایر قوای مسلح و امدادی به دهان این مهاجمین زدید این یک عبرتی می شود از برای دیگر حکام جوری
صحیفه نور جلد 15 صفحه 241
که شاید یک وقت در مغز خودشان این تخیل پیش آمده است که ایران به هم ریخته است و خوب است که ما هم یک هجومی بکنیم.
تبلیغات خارجی و خصوصاً تبلیغات رادیوهای منحرف مثل بی.بی.سی و رادیوی آمریکا و رادیوهای دیگری که ملاحظه می شود، اینها به عالم جلوه داده بودند که ایران به واسطه اینکه یک نظم و یک ترتیب خاصی ندارد آشفته است و در هم ریخته است و جای این است که هر کس که بتواند و از این خوان نعمت یک چیزی بردارد! و همین موجب این شده بود که صدام بی خرد را اغوا کردند که برو و فتح قادسیه را تجدید کن و ایران یک لقمه چرب و نرمی است که به آسانی می شود آن را بلعید! و این احمق هم بدون اینکه توجه به اطراف قضایا بکند به واسطه آن غرور شیطانی که داشت و آن اغواهائی که شیاطین به او کردند و او را وادار کردند به اینکه حمله به ایران بکند این کار ابلهانه را کرد و جزای خودش را دید و دارد می بیند.
ما با تکبیر این جبهه ها را فتح می کنیم
این فتح هائی که از برای شما پیش آمده و انشاءالله پیش خواهد آمد، این ثابت کرد که بوق های تبلیغاتی همه بر خلاف واقع بوده است. گر چه ملت ها اکثراً می دانستند لکن ممکن بود که در بین آنها هم گروه هائی باشند که ندانند مسائل را. فهمیدند که ایران امروز از دیروز و از دیروزها قوی تر و منسجم تر و بهتر از آنوقت است که آن رژیم شیطانی یا رژیم های شیطانی سابق بر او بوده اند. امروز ایران یکپارچه تحرک است، یکپارچه فعالیت است، یکپارچه هوای عشق به شهادت و هوای عالم غیب است. در رژیم های سابق اسمی از این مسائل نبود. اشخاصی که در آن رژیم ها تربیت شده بودند غایت حرفشان این بود که ملت باید چه باشد و ملی گرائی به آن وضع بد، و دست اجانب به همه جای این کشورها دراز شده بود و هر کس را به عنوان ملی گرائی مقابل دیگری قرار داده بود. امروز ایران ثابت کرد که ما با همه ملتهای اسلامی و با همه مستضعفان جهانی، با همه آنها هستیم و خود را از آنها و آنها را از خود می دانیم و با کسانی که بخواهند تهاجم کنند یا به ایران یا به جاهای دیگری، ما با آنها در جنگ هستیم. ما همه ممالک اسلامی را از خود می دانیم و خودمان را هم از ممالک اسلامی می دانیم. ما می خواهیم به امر خدای تبارک و تعالی همه با هم مجتمع باشیم و همه ید واحده باشیم و بر ضد مستکبرین جهان.
از اموری که در این جنگ که ما مکروه داشتیم، پیش آمد برای ما، این بود که به واسطه شجاعت سربازان دلیر ما و شجاعت ملت بزرگ ما که توانست این مطلب را تثبیت کند که کسی نمی تواند به این مملکت رخنه کند و کسی نمی تواند آسیب به این کشور برساند. برادران عزیز من!آنچه که مهم است برای همه ما و برای همه ملت ایران این است که توجه به خدای تبارک و تعالی را ازش غفلت نکنند، توجه به اینکه ما برای خدا قیام کردیم، نهضت کردیم، انقلاب کردیم و برای خدا به پیش می رویم.
صحیفه نور جلد 15 صفحه 242
الان من گاهی که وصیت نامه بعض از شهدا را می بینم یا وضع جبهه ها را می بینم یا شعارهائی که در جبهه ها همان شبی که فردا احتمال دارد که شهید بشوند می بینم، می بینم که ملت الهی شده است. فرق است ما بین یک جمعیتی که در شبی که فردا برای او خطر است و می خواهد به لشکر کفر هجوم ببرد به مناجات خدا می ایستد با آن کسانی که وقتی که خواهند به جنگ بیایند اول با فشار است و بعد هم که محال آنها را بینند آلات لهو و لعب در آنجا هست. فرق است مابین آنهائی که برای خدا قیام کرده اند و آنهائی که برای طاغوت.
شما در راه خدا دارید جنگ می کنید و این علامت ایمان شماست و آنها در راه طاغوت دارند جنگ می کنند و این علامت کفر آنهاست. مادامی که این مطلب در بین شما باقی است توجه به خدا و یاری خواستن از مبداء قدرت شما قدرتمند هستید. شما را این وحدت کلمه در زیر سایه توحید و در زیر پرچم اسلام به این فتح ها و پیروزی ها می رساند. این تکبیرهایی که در شبی که برای شهادت کمر بستید می گوئید، اینها پشتیبان شماست. جنود غیبیه همانطور که در صدر اسلام پشتیبان لشکر اسلام بود و آن لشکر کوچک اسلام بر لشکر روم با آن بساط و بر لشکر ایران آنوقت با آن بساط غلبه کرد، به واسطه آن تاییدات غیبی و ملائکه الهی بود. شما امروز همان وضعیت را دارید. برای خدا قیام کردید و مقابل مستکبرین و مقابل کفار و مطمئن باشید که جنود غیبیه با شماست و هر یک شما در مقابل چندین نفر از آنها می توانند عرض اندام کند. شما می دانید که تمام کشورها تقریبا پشتیبان صدامند و به او هم پول می رسانند و هم اسلحه می رسانند و هم نفرات می فرستند بسیاریشان، و ما بحمدالله نه احتیاج به پول دیگران داریم و نه احتیاجی به پرسنل دیگران داریم و نه احتیاج به تأیید دیگران. ما که اتکائمان به خداست از کی تأیید بخواهیم؟ ما که اتکائمان به مبدأ غنی مطلق است از کی خواستار جهات مادی بشویم؟ ما که با تکبیر این جبهه ها را فتح می کنیم از کی بخواهیم که با ما همراهی کند؟ ما از خدا می خواهیم. ما از خدا می خواهیم که با آن جنود غیبیه که دارد و با آن ملائکه الله که هست به ما کمک بفرماید و می فرماید، لکن شرط این است ما به عهد خود باقی باشیم، عهدی که با اسلام داریم، حفظ اسلام، حفظ کشور اسلامی، حفظ نوامیس اسلامی. ما باید این توجه را هیچ وقت از خود بیرون نکنیم، از مغز خود بیرون نکنیم که ما بندگان خدا هستیم و در راه او و در سبیل او حرکت می کنیم و پیشروی می کنیم. اگر شهادت نصیب شد سعادت است و اگر پیروزی نصیب شد سعادت است.
آمریکا می خواهد با تمام قوا بین مسلمین اختلاف بیندازد
ما در عین حال که غلبه بر دشمن را نزدیک می دانیم، معذلک نصیحت آنها را لازم می دانیم. من نصیحت می کنم به ارتش عراق که بی خود برای طاغوت خودتان را به جهنم نفرستید. من نصیحت می کنم به کسانی که پشتیبانی از صدام می کنند - از دولتهای منطقه - که خودتان را به زحمت نیندازید و پشتیبانی طاغوت نکنید و در مقابل اسلام و قرآن مجید صف آرائی نکنید. من نصیحت می کنم به حزب بعث که خود آنها قبل از اینکه کنار کنند آنها را، خودشان کنار بروند صدام هم برود به
صحیفه نور جلد 15 صفحه 243
پاریس و آنجا پیش رفقایش یک دولت تشکیل بدهد. من صلاح اینها را می دانم که دست از این کارها بردارند و بی خود خودشان را زحمت ندهند و خون جوانان ریخته نشود. ما نمی خواستیم که به ملت عراق و ملت ایران اینهمه خسارات وارد بشود به واسطه شیطنت هائی که دست های ماورای اینها عمل می کند و وادار می کند اینها را به هجوم. صدام چه جوابی تهیه کرده است برای ارتش عراق و برای فرماندهان ارتش، چه جوابی تهیه کرده است که بی خود میلیاردها دلار به خودشان خسارت وارد کرده اند که مجبور شده است از جاهای دیگر وام بگیرد. من به همه حکومتهای منطقه نصیحت می کنم که از پشتیبانی صدام دست بردارید و بترسید از آن روزی که خدای تبارک و تعالی بر شما غضب کند و بر شما آن بیاید که به محمدرضا آمد و به صدام. از غضب خدا بترسید ای حکومتهای منطقه و بهوش بیائید و با اسلام و قرآن مقابله نکنید. همه ملتهائی که در منطقه هستند همه اسلامی هستند و اسلام را می خواهند. شما چرا یک اقلیت های بسیار ضعیف در مقابل اسلام ایستاده و همه توان خودتان را صرف می کنید که صدام را تقویت کنید در مقابل قرآن کریم در مقابل اسلام؟ من همه شماها را نصیحت می کنم، همه دولتها را نصحیت می کنم که به راه اسلام برگردند و مقاتله با کفار بکنند، نه مقاتله با مسلمین، قتال در راه خدا بکنند، نه قتال در راه طاغوت.
امروز اگر بر اینها ثابت نشده باشد که این طرح هائی که آمریکا می دهد مخالف با مصالح خود منطقه هست و مخالف با مسلمین هست، باید بسیار نادان باشند. آمریکا باز از طرحها دست بردار نیست. آمریکا می خواهد با تمام قوا بین مسلمین اختلاف بیندازد. شما ببینید که در این طرحی که اخیراً دادند، بین طوایفی از مسلمین، بین حکومتهای مسلمین اختلاف واقع شد و بیشتر خواهد شد و اگر این طرح هم شکست خورد و شکست خورده است، طرح دیگر خواهد داد و باید مسلمین توجه داشته باشند که طرح آمریکائی برای شرق و برای ملل اسلامی و دولت های اسلامی صرفه ندارد. باید همه مسلمین توجه کنند و به حکومتهای خود تذکر دهند که زیر بار طرحهای آمریکائی که از این بعد، یکی بعد از دیگری خواهد آمد نروند و بازی نخورند از این شیاطین. اینها می خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و ذخایر شما را بچاپند. آمریکا نظر سوء به شما دارد. شما را برای مصالح خودش می خواهد استخدام کند و استخدام کرده است. چرا شما ذخایر خودتان را در راه مقاصد شوم و پلید آمریکا صرف می کنید؟ و چرا در مقابل اسلام ایستاده اید و در مقابل مسلمین؟ شما می بینید که دولت مصر، دولت غاصب مصر به صراحت می گوید که ما کسانی که از اسلام اسم می برند سرکوب می کنیم. امریکا به شما به نظر یک بنده نگاه می کند، به نظر یک برده نگاه می کند و شما را از هر طرف که می خواهد می کشاند. صدام اگر عقل داشت و آمریکا به او می گفت حمله به ایران بکن، خلاف او را می کرد، لکن خدای تبارک و تعالی عقل را از سر اینها برداشته است که بر ضد خود و بر ضد کشور خود و بر ضد ملت خود عمل می کنند.
صحیفه نور جلد 15 صفحه 243
وحدت کلمه، شما را بر همه قدرتهای جهان پیروز کرد
من از همه شما دوستان، از همه شما برادران ارتشی ایران و پاسداران ایران می خواهم که توجه داشته باشید که در بین خودتان خدای نخواسته یک وقت اختلافی حاصل نشود. شما گمان نکنید که قدرتهای بزرگ دست برداشته اند و امروز شما را به حال خود گذاشته اند. آنها هر روز در نقشه هستند و هر روز در کمین هستند که شما را با هم اختلاف ایجاد کنند، بین شما اختلاف ایجاد کنند و آنها بهره بردارند. شما می بینید که در هر جائی که سپاه پاسداران و ارتش و سایر قوای مسلح با هم می شوند پیروزی عظیم نائل می شود. شما می بینید که وحدت کلمه، شما را بر همه قدرتهای جهان پیروز کرد. شما می بینید که این طعمه ای در دهان آمریکا بود اسمش ایران بود، با وحدت کلمه از دهان او بیرون کشیدید و استقلال را برای خودتان تثبیت کردید. شما می بینید که اگر یک اختلاف بین شما بیفتد خدای تبارک و تعالی خواهد - خدای نخواسته - نظر عنایت را بردارد و آن روز همان خواهد شد که در زمانهای سابق بر ایران می گذشت. همه بهوش باشید، زن و مرد، جوان و پیر، همه بهوش باشید، ارتشی و غیرارتشی بهوش باشید که مبادا رخنه کنند این اشخاصی که فاسد هستند رخنه کنند بین شما و خدای نخواسته اختلاف ایجاد کنند. با هم باشید و ید واحده باشید علی من سواکم چنانچه دستور است. تفرقه پیدا نکنید و با هم اعتصام به حبل الله کنید و در راه خدا به پیش بروید که شما پیروزید.
فرمان امام خمینی به نخست وزیر در مورد سرپرستی بنیاد مستضعفین
تاریخ: 1360/09/13
فرمان امام خمینی به نخست وزیر در مورد سرپرستی بنیاد مستضعفین
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای میر حسین موسوی نخست وزیرایدهم الله تعالی
جنابعالی را مسؤول بنیاد مستضعفین قرار می دهم. امیدوارم زیر نظر اشخاص متدین و متعهد و کاردان، این بنیاد را به نفع مستضعفان اداره نمائید. انشاءالله در خدمت به اسلام و مسلمین خصوصاً مستضعفین موفق باشید.
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع اعضای ستاد برگزاری نماز جمعه تهران، گروهی از مسلمانان جنوب شرقی آسیا، دانشجویان تربیت معلم، کارکنان سازمان صدا و سیما و پرسنل نیروی هوایی جمهوری اسلامی
تاریخ: 1360/09/18
حوزه های علمیه سراسر کشور تکلیف شرعی الهی دارند که مبلغ بفرستند و احکام اسلام را به مردم بفهمانند
بسم الله الرحمن الرحیم
گروه های مختلفی که جناب آقای رئیس جمهور اسم بردند، چون ما همه مشترک در مقصد هستیم دیگر لازم نمی بینم یکی یکی را اسم ببرم. من مسائلی که مشترک بین همه ما هست فی الجمله عرض می کنم. این انقلاب اسلامی ایران باید بگوئیم که یک جهش ناگهانی بود که ملت ما در هر امری که از امور پیش می آمد، تازه کار بود برای اینکه در رژیم های سلطنتی و خصوصاً در این پنجاه و چند سال اخیر برای هیچ یک از گروه ها فرصت اینکه در مسائل فکر کنند، قبل از اینکه عمل کنند نبود. حوزه های علمیه ایران، چه حوزه های علمیه قدیمی و چه دانشگاه ها یک وضعی داشتند که با این جهش باید آن وضع را متحول کنند و تهیه قبلی نداشتند. ناگهان تکلیف هائی به دوش همه آمد و چون مهیا نبودند هیچ یک از قشرهای ملت، از این جهت بار سنگین بود لکن معذلک بحمدالله همت والای همه قشرهای ملت این بار سنگین را هم دارد به پیش می برد لکن کافی نیست این مقدار. حوزه های علمیه علوم شرعیه فعالیت هایشان در رژیم های سابق و خصوصاً این پنجاه و چند سال اخیر بسیار محدود بود، هم برنامه های تحصیلی شان محدود بود و هم فعالیت های خارجی شان که آن در حد تقریباً صفر بود. مسأله قضاوت که یک مسأله مهم اسلامی است، حوزه های علمیه چون از این مسأله منزوی شده بودند و آنها را منزوی کرده بودند، مهیا نبودند که یک همچو بار سنگینی را به زودی از دوش خودشان بردارند و چون حدود و تعزیرات و قضا و امثال اینها در آن رژیم ها اصلاً مطرح نبود، رجالی که باید اینها را تکفل کنند و عمل کنند بسیار ناقص بودند حوزه ها از این جهات، نه از باب اینکه تقصیری کرده باشند، از باب اینکه مجالی برای آنها نبود. خطبای ما در سرتاسر کشور خطابه ها و صحبت هایشان محدود به یک مسائل کوچک بود و راجع به مشکلات کشور حق اینکه اظهار نظری بکنند نداشتند و لهذا در این امر آنها هم مهیا نبودند. نماز جمعه آنطوری که آقای رئیس جمهور سلمه الله فرمودند، از باب اینکه به حسب فتوای فقهی واجب تخییری بود توجه به اینکه این قسم از لنگه تخییر چه اهمیتی دارد، نداشتند و اگر نماز جمعه ای هم در بعضی از بلاد انجام می گرفت، آن چیزی که
صحیفه نور جلد 15 صفحه 248
باید ائمه جمعه به مردم القا کنند،قدرت نداشتند، نمی توانستند راجع به فساد حکومت یک کلمه بگویند، نمی توانستند راجع به گرفتاری های عمومی ملت، اجتماعی ملت یک کلمه صحبت کنند. خطبای ما و ائمه جماعت و جمعه ما تماسی که با مردم داشتند یک تماس بسیار محدود و در یک مسائل محدود، و مهمات مسائل اسلام در طاق نسیان گذاشته شده بود از باب اینکه امکان نداشت برای این طوایف نظرهائی که دارند ابراز کنند. دادگاه های ایران، سرتاسر ایران به دست اشخاصی که صلاحیت برای قضاوت نداشتند، الا شاید بسیار کم، از این جهت دادگاه های ما هم یک نحو آشفتگی داشت که باید متحول بشود به یک دادگاه های اسلامی. با نبودن افراد از باب اینکه مهیا نبودند حوزه ها برای تسلیم افراد، آن هم الان باز گرفتاری و کمبودی دارد.
مردم عادی هم سرتاسر مملکت، چه بازاری ها و چه کشاورزها و چه آنهائی که کارمند دولت یا کارگر هستند، آنها هم، آنهائی که در ادارات بودند یک وظایف تحمیلی داشتند که تخلف از آن نمی توانستند بکنند و آنهائی که خارج از ادارات بودند که اکثریت مردم بودند، به کارهای عادی خودشان مشغول بودند، ابداً راجع به امور اجتماعی، راجع به اموری که مشکلات است برای کشور و راجع به مسائلی که در سیاست کشور و در اقتصاد کشور و در سایر گرفتاری های کشور دخالت داشت هیچ نظری نداشتند، از باب اینکه مجال نمی دادند به آنها که دخالتی بکنند، اختناق بزرگی برای همه طوایف بود و اداره می شد این کشور، یک اداره ظالمانه بدست یک عده قلیل و تحمیل می کردند مسائل خودشان را بر جامعه و نمی گذاشتند که جامعه یک نظری در کارها به طور استقلال بکند. از آن طرف بین طوایف مختلفه کوشش داشتند که اختلاف ایجاد کنند و به اختلاف حکومت کنند، اختلاف ایجاد کنند بین برادرهای اهل سنت و شیعی مذهب اختلاف ایجاد کنند در هر نقطه ای بین اشخاصی که در آن نقطه یا احزابی که در آنوقت بود و همه اقسام اختلاف را ایجاد کنند و با این اختلاف نگذارند که توجه به مسائل بشود.
امروز که ما فجاة رسیدیم به یک آزادی و از آن اختناق فکری و عملی خارج شدیم می بینیم که مشکلات فراوانی در پیش داریم که باید این مشکلات را با همت همه کشور و همه قشرهای ملت این مشکلات را از سر راه برداریم. حوزه های علمیه سراسر کشور خصوصاً حوزه قم، حوزه مشهد، حوزه اصفهان باید کوشش کنند که امروز که می توانند، مبلغ بفرستند به آن نحوی که بشناسد جامعه را و بفهمد که مشکلات چه است و باید چه بکند و چه بگوید، تربیت کنند و قاضی تربیت کنند و مخصوصاً مبلغین را زیاد احتیاج به آن است. در سرتاسر کشور، ما احتیاج به مبلغ داریم، علاوه بر آن در خارج کشور احتیاج به مبلغ بیشتر داریم و الان ما کمبود داریم، ما نباید امروز را مقایسه به دیروزها بکنیم. حوزه های علمی آنوقت در اختناق بسر می بردند، نمی توانستند که قاضی تحویل جامعه بدهند، از آنها پذیرفته نبود، نمی توانستند یک مبلغی که بتواند مسائل جامعه و مشکلات جامعه را به گوش مردم برساند تحویل جامعه بدهند. امروز را ما نباید، حوزه های علمیه نباید مقایسه کنند با دیروزها، امروز باید همه علماء بلاد و همه مراجع و همه مدرسین و دانشمندان حوزه های علمیه کوشش کنند که این
صحیفه نور جلد 15 صفحه 249
تکلیفی که به عهده همه آمده است به طور شایسته انجام بدهند. شاید سرتاسر کشور حدود مثلا سه چهار هزار نفر ما قاضی لازم داریم و چندین هزار نفر مبلغ لازم داریم. بلادی هست که الان یک نفر مبلغ، یک نفر روحانی آنجا نیست. این حوزه هائی که افراد زیاد درشان هست، اجتماع زیاد هست، باید توجه به این مسأله داشته باشند که آمدن و درس خواندن به حسب امر خدای تبارک و تعالی مقدمه انذار است، مقدمه این است که بروند در بلاد خودشان یا بلاد دیگر مردم را تربیت کنند، مشکلات کشور را گوشزد کنند. امروز دیگر ما عذری نداریم که بگوئیم نمی توانستیم، امروز می توانیم همه کارها را بکنیم و البته محتاج به صرف وقت است، صرف طولانی وقت است و چون تکلیف است باید بکنیم. مدرسین حوزه ها، خصوصاً حوزه علمیه قم، فضلای حوزه های قم و مشهد و سایر حوزه ها باید ترتیبی بدهند که این احتیاجی که در سرتاسر کشور به ملا هست، به مبلغ هست، به قاضی هست این را رفع کنند. اگر چنانچه الان وضع قضا بر خلاف یک موازینی که باید بشود، خدای نخواسته انجام بگیرد، این عهده ماست که نگذاریم انجام بگیرد، به عهده علمای بلاد و علمای حوزه های علمیه است که نگذارند اینطور بشود. افراد بیایند در حوزه ها و بروند، باید رفت و آمد باشد، یک دسته معلم و مدرس ثابت و یک دسته های اکثریتی وقتی که آمدند و کار خودشان را انجام دادند، خودشان را مؤظف بدانند که بروند در بین مردم، در یک جا متورم نشود و در یک جا هیچ. اینطور نباشد که یک شخصی در حوزه هیچ نحو فعالیت نداشته باشد و معذلک بماند، این به حسب وضع کشور ما مشروع نیست. امروز کسانی که کارخودشان را تمام کردند، تحصیل خودشان را تمام کردند لکن در حوزه ها فعالیت تدریسی و فعالیت های تبلیغی و اینها ندارند، اینها باید بروند در بلاد دیگر که محتاج هستند و در آنجا ادای وظیفه کنند. باید اشخاص، همان طلاب جوان که مشغول به تحصیل هم هستند علاوه بر اینکه ایام تعطیل را باید بروند و تبلیغ کنند سرتاسر کشور و آنوقت ها هم، تا اندازه ای می روند، در غیر ایام تعطیل هم به حسب نوبت، قرار داد، نگذارند همه جای ایران، یعنی بسیاری از جاهای ایران بی روحانی بماند، بسیاری از جاهای ایران بی مبلغ بماند باید اینها تکلیف دارند، تکلیف شرعی الهی دارند که تبلیغ کنند و احکام اسلام را به مردم بفهمانند. تحصیل وسیله است از برای تربیت، آیه نحل می فرماید که چرا نمی روید تحصیل کنید تا برگردید مردم را انذار کنید. تحصیل برای این است که مردم انذار بشوند، به مردم مسائل گفته بشود. البته حوزه ها باید باشد، حوزه های فقه باید باشد لکن این مساله را هم باید منسی نشود. ممکن است که در سال یک عده قابل اینکه هم درس بخوانند و هم تبلیغ بکنند و هم مردم را آگاه کنند، در غیر ایام تعطیل هم به حسب نوبت قرار بدهند که یعنی مدرسین آنجا، مراجع قرار بدهند به حسب نوبت، یک عده ای چند ماه اینجا، دو سه ماه اینجا، دو سه ماه هم جای دیگر. ما می خواهیم تکلیف الهی را ادا کنیم. همانطورکه تحصیل یک تکلیفی است، تبلیغ بالاتر است از او، تحصیل مقدمه تبلیغ است، مقدمه انذار مردم است.
صحیفه نور جلد 15 صفحه 249
باید در دانشگاه علوم معنوی هم تدریس بشود
دانشگاه ها هم همین طور است، ما یک وقت چشم باز کردیم، ایران چشم باز کرد، دانشگاه چشم باز کرد دید از آن اختناق بیرون آمده است، آنوقت یک دسته ای بودند که هر مطلب فاسدی را داشتند در دانشگاه به مغز جوانهای پاک ما وارد می کردند و کسی هم حق نداشت یک کلمه بگوید، لکن حالائی که این اختناق فکری و اختناق عملی از بین رفته است عذری از برای دانشگاهی ها، روشنفکرها و اشخاصی که می توانند این دانشگاه را به طور صحیح اداره کنند، عذری نمانده است، جواب خدا باید بدهند. باید در دانشگاه همانطوری که علوم مادی تدریس می شود، علوم معنوی تدریس بشود. باید آن امور انسانی، امور تربیتی به دست اشخاصی که بدانند تربیت اسلامی چه و بدانند اسلام چه است. گمان نکنند این بعض از این اشخاص که در اسلام راجع به جامعه چیزی نیست یا راجع به فرض کنید که امور تربیتی کم است، اسلام عمیق تر از همه جا و از همه مکتب ها راجع به امور انسانی و راجع به امور تربیتی دارد که در رأس مسائل اسلام است، چنانچه امور اقتصادی دارد. ما نمی توانیم امروز همانطور که انبار می کردند از غرب برای ما سوغات می آوردند و در دانشگاه های ما بچه های ما را فاسد می کردند امروز هم بنشینیم که مغزهائی که تربیت غربی دارند برای ما تربیت کنند بچه های ما را. باید تربیت، تربیت قرآنی باشد. قرآن غنی ترین کتاب های عالم است در تربیت، در تعلیم و تربیت، منتها متخصص لازم دارد. اینطور نیست که بعضی گمان کردند که ما دو تا آیه را بلدیم پس ما قرآن شناسیم، اسلام شناسیم. کسانی که قرآن را از رو نمی توانند درست بخوانند خودشان را اسلام شناس حساب می کنند، کسانی که اطلاع از احکام اسلام ندارند، از اقتصاد اسلام ندارند، از فرهنگ اسلام ندارند، از علوم عقلی اسلام اطلاع ندارند، اینها می گویند که در اسلام نیست. خوب، تو که اطلاع نداری، به چه مناسبتی یک همچو حرفی می زنی؟ متخصص لازم است و در این امر باید از حوزه های علمیه متخصص بیاورند، دستشان را دراز کنند پیش حوزه های علمیه که در آنجا این نحو متخصصین هست و دانشگاه را باز کنند، لکن علوم انسانی اش را به تدریج از دانشمندانی که در حوزه های ایران هست و خصوصاً در حوزه علمیه قم استمداد کنند.
ائمه جماعات و جمعات توجه بدهند مردم را به مسائل سیاسی - اجتماعی
و همین طور ما در سابق، جماعت و جمعه، جماعت داشتیم، جمعه هم کمی داشتیم، بین برادرهای اهل سنت ما رایج تر بود، لکن نه آنها و نه ما نمی توانستیم مسائل روز را در خطبه های جمعه بیان کنیم، مسائل سیاسی را بیان کنیم از باب اینکه اختناق بود. امروز که این اختناق برداشته شده است باید ائمه جماعات و ائمه جمعات همه شان توجه کنند به اینکه تکلیفشان این است که مسائل را به ملت بگویند، توجه بدهند مردم را به مسائل سیاسی، به مسائل اجتماعی، خصوصاً ائمه جمعه که بحمدالله امروز در سرتاسر کشور جمعه ها بسیار خوب است و مردم هم باید بیشتر باز توجه کنند، مردم خودشان را غنی ندانند راجع به مسائل. این مسائل، مسائلی است که باید بروند و گوش کنند و عمل
صحیفه نور جلد 15 صفحه 251
کنند و همین طور ناگهان ما بیدار شدیم از خواب که محتاج بودیم به پاسدار، لکن مردم خودشان این مسأله را حل کردند و امروز هم که احتیاج باز هست و در جبهه ها احتیاج هست، باید داوطلب ها زیادتر باشند و بروند و نگذارند که در آنجا جوانهائی که هستند، خسته بشوند. در هر صورت همانطوری که عرض کردم ما ناگهان وارد شدیم در یک رژیمی که منسی شده بود به حسب واقع، احکام اسلام در این رژیم ها اصلاً نبود. احکام اسلام که باید اداره کند کشور را، باید اداره کند مملکت را، اصلا منسی بود و افکار غرب اداره می کرد ما را، مستشارهای غرب می آمدند و خواستند ما را اداره کنند. آنروز همه عذر داشتید، از باب اینکه قدرت نداشتید اما امروز که بحمدالله فهمیدید قدرت دارید، اجتماع کردید، قدرت نمائی کردید، خدای تبارک و تعالی به شما قدرت عنایت کرد و این خارها را از سر راه برداشتید. امروز دیگر همه ملت مؤظف است به وظیفه الهی که در صحنه حاضر باشد. اگر غفلت کند از این باب، گرگ ها خواهند آنها را خورد. باید در صحنه حاضر باشند. ائمه جمعه و جماعات مردم را ارشاد کنند و حضور آنها در صحنه گوشزد کنند و بحمدالله خود مردم حاضرند. توجه کنند به اینکه ما در نیمه راه هستیم، ما راه را طی نکردیم، راه ما آن روز تمام می شود که همه احکام اسلام جاری بشود و آن روز به کمال می رسد که مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین خارج بشوند. و من از خدای تبارک و تعالی خواستارم که شما برادرها را که در نماز جمعه آنطور فعالیت می کنید و تنظیم می کنید امور را و امر مهمی است این امر، و آنهائی که در کارهای دیگر مشغول هستند، همه را موفق کند و همه ما موفق به عمل به اسلام و امور تربیتی بشویم.
بیانات امام خمینی در جمع ائمه اهل تشیع و تسنن استانهای یزد و هرمزگان
تاریخ: 1360/09/10
این انقلاب یک انقلاب منحصر به فردی است
بسم الله الرحمن الرحیم
البته آقایان توجه دارند و داشتند به اینکه این انقلاب یک انقلاب منحصر به فردی است که از خود مردم و با اسم اسلام و با تکبیر همه جانبه همه ملت تحقق پیدا کرده است و خدای تبارک و تعالی بر همه ملت ایران منت گذاشته است که قلوب همه را متوجه کرده است به همین جمهوری اسلامی و همه خواهان اسلام و خواهان جمهوری اسلامی هستند. و البته توجه هست به اینکه انقلاباتی که در دنیا واقع شده است، تمام انقلابات را باید بگوئیم که ضایعاتش بیشتر از این انقلاب بوده است و برداشتش کمتر بوده است و آن برداشتی که این انقلاب کرده است که آن تحقق اسلام و احکام اسلام است، در هیچ جا همچو برداشتی نشده است. اگر هم اسم جمهوری روی جمهوری اسلامی روی بعضی از کشورها بوده است، محتوایش نبوده است. و همین طور توجه دارید که مشکلات بعد از انقلاب در کشورهای بزرگ دنیا الان هم رفع نشده است. شوروی که یکی از ابرقدرت های عالم است، الان شصت و چند سال که انقلاب کردند و الان هم در مشکلات هستند، همه جور مشکلات و نمی توانند مشکلاتشان را رفع کنند.
و ایران یکی از ویژگی های بزرگش این است که الان ما یک دولتی و یک ملتی جدای از هم نداریم، یک ارتشی و یک ملتی و یک دولتی جدای از هم نداریم. ملت با ارتش، با دولت، همگام است و مشکلات اگر برای دولت پیش بیاید، اگر برای ارتش پیش بیاید، برای هر جهتی، برای یک طرف مملکت مثل زلزله مثلاً پیش بیاید، خود این مردم بهتر از دولت مشغول می شوند به فعالیت، چنانچه در کرمان این زلزله ای که پیش آمد، دیدید که با فعالیت حضرت آقای صدوقی و توجه مردم، بسیاری از مشکلات رفع شد و من الان هم امید این معنا را دارم که چون مردم حاضر در صحنه هستند، مشکلات برطرف بشود. البته مسأله پاکسازی ادارات در دست اجراست.
علمای بلاد همفکری کنند با دولت و ارشاد کنند مردم را
الان این بازرسی عمومی که بناست به فعالیت وارد بشود و شده است، این مسائل را امیدواریم که با فعالیت و با همفکری همه مردم و خصوصاً علماء بلاد از اموری که بسیار اهمیت دارد قضیه این
صحیفه نور جلد 15 صفحه 238
است که علماء بلاد هدایت کنند مردم را، همفکری کنند با دولت و ارشاد کنند مردم را و نگه دارند مردم را در این حال نهضتی که هستند و الان در حال انقلابند، مردم را در صحنه نگه دارند و مردم را از اینکه یک اختلافی خدای نخواسته بخواهند درش ایجاد کنند و در جاهائی ایجاد کنند، مردم را تنبه بدهند به اینکه دستهای خبیثی هست که می خواهند نگذارند این انقلاب به ثمر برسد. از این جهت یکی از امور مهمی که به عهده علمای بلاد و خصوصاً ائمه جمعه هست همین است که در خطبه هایشان که یک فرصتی است که مردم مجتمعند و مطالب را می شود گفت، تنبه بدهند مردم را که غفلت نکنند از این دستهائی که به خیانت می خواهند این انقلاب را متلاشی کنند. تمام توطئه هائی که در خارج و در داخل بوده است تاکنون، خنثی شده است و بحمدالله جنگ هم دارد به پیروزی ختم می شود و کشور هم کشور خود شماست و اسلامی است و تعهد به اینکه ما باید اسلام را حفظ بکنیم.
از تکالیف اولیه خدای تبارک و تعالی است حفظ اسلام، و همه ما و همه ملت و همه علما و همه می دانید که مکلف به این هستید که این هدیه الهی را حفظ بکنید و الان اسلام به دست ما سپرده شده است. ما سابق اگر عذری داشتیم به اینکه قدرتها را نمی گذارند ما کاری انجام بدهیم و قدرتهائی بودند که مخالف بودند، علما را مانع می شدند از اینکه در پستهای خودشان، وظایف خودشان را انجام بدهند، امروز دیگر ما همچو عذری نداریم و همه آقایان در هر جا که هستند می توانند که مسائلشان را، مشکلاتشان را، مشکلات مردم را گوشزد کنند و مردم را هدایت کنند و همین طور دولت را هدایت کنند، ادارات را هدایت کنند و انشاءالله من امیدوارم که به زودی مشکلات رفع بشود.
وحدت کلمه نعمتی است که خدا به ما داده، باید این وحدت را حفظ کنیم
البته انقلاب بوده است و یک دسته هم اشخاص فاسد که از اول انقلاب معلوم شد نقشه داشتند. ما حالا کم کم توجه پیدا می کنیم اینها از اول که نهضت شده است و انقلاب شده است و آن روزی که فهمیدند به اینکه این انقلاب پیروز می شود، اینها مشغول نقشه کشی خودشان بودند و لهذا در زمان انقلاب که یک مقداری چیز بود چیزهائی بود که نمی شد نظمش را حفظ کنیم، اینها مشغول شدند به اینکه اسلحه بدزدند، اسلحه ها را دزدیدند. شما الان می بینید که گاهی نشان می دهند یک خانه تیمی چقدر اسلحه تویش هست و چقدر مواد منفجره در آن هست و چقدر چیزهای دیگری هست در آن. اینها برای این است که اول وارد این مسأله که شدند کاری به اسلام و کاری به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی نداشتند، آنها یک مقصد خاصی داشتند و دنبال آن مقصد دویدند و افرادشان را فرستادند هر جا و غارت کردند اموال مسلمین را. و انشاءالله من امیدوارم که با همت مردم، مهم همین توجه خود مردم است، با همت مردم و گزارش دادن از این به اینکه این خانه ها در کجاها هست که باز هم یک مقداری هستش، انشاءالله این هم به زودی حل بشود و همه ما مشغول بشویم به اینکه اسلام را در این مملکت پیاده کنیم و اگر نقیصه ای هست در هر جا، انشاء الله رفع بشود.
و من امیدوارم که با همت همه آقایان، علمای اعلام همه بلاد و با اجتماع همه، برادرهای اهل
صحیفه نور جلد 15 صفحه 239
سنت و برادرهای اهل شیعه مجتمع باهم باشند و از اختلافی که می خواهند فاسدها و مفسدها ایجاد کنند بین ماها، از این اختلافات پرهیز کنند. و هر کس در محل خودش مردم را تنبه بدهد به اینکه این اختلاف جز برای اینکه به هم بزنند اوضاع ایران را و باز مسلط کنند به ما آن قدرتهای بزرگ را، چیز دیگری عایدمان نمی شود و البته از اول هم این اختلافات یا از جهل پیدا شده است یا از اینکه باز دستهائی در کار بوده است که نگذارند یک مملکتی وحدت کلمه داشته باشد. و شما الان و همه برادرهای ما در هر جا که هستند، الان دیدند که با وحدت کلمه چه برکتی خدای تبارک و تعالی به ما عطا فرموده است. این را حفظ بکنیم و این نعمتی است که خدا به ما داده، باید تشکر کنیم و تشکرش به اینکه با چنگ و دندان این وحدت را حفظ کنیم و اسلام را انشاءالله پیاده کنیم و همه ما در زیر سایه اسلام و پرچم توحید با هم انشاء الله زندگی کنیم تا ظهور ولی عصر سلام الله علیه.
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
پاسخ امام خمینی به تلگرام فرمانده سپاه پاسداران و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی
تاریخ: 1360/09/21
پاسخ امام خمینی به تلگرام فرمانده سپاه پاسداران و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
سرکار سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی جناب آقای محسن رضائی فرمانده سپاه پاسداران
تلگراف شما مبنی بر پیروزی بزرگ در محور گیلانغرب و سرپل ذهاب واصل شد. بحمد الله تعالی نیروهای رزمنده ایران که با اعتماد به خدای بزرگ و انگیزه محافظت اسلام عزیز و دفاع از کیان کشور اسلامی ایران در تمام جبهه های نبرد با نیروهای شیطانی به پیروزمندی غرورآفرینی دست یافتند موجب سرافرازی امت اسلامی و قشرهای ملت عظیم الشأن ایران، سرزمین شهدای فضیلت و پایگاه دلیران پیروزمند در دو جبهه معنوی و ظاهری گردید.
این بار جلوه عظمت الهی در جبهه گیلانغرب و سرپل ذهاب درخشیدن گرفت و کشور را در آن محور از لوث وجود بستگان آمریکا تطهیر فرمود. ومارمیت اذرمیت و لکن الله رمی اسلام بزرگ و اسلامیان، تاریخ کشور، این فداکاری ها و جوانمردی های دلیران نظامی و انتظامی و مردمی را فراموش نمی کند و افتخار بزرگ فرماندهان و سربازان و پاسداران و نگهبانان کشور حضرت مهدی ارواحنا لمقدمه الفداء در تارک ایران ثبت است، چنانچه ننگ و عار و ذلت و رذالت برای آمریکائیان داخل و خارج که برای خدمتگزاری به ابر جنایتکار جهان به روی اسلام و مسلمانان آتش می گشایند ثبت خواهد شد.
بگذار تا تبهکاران بین المللی و بوق های مزدور جناح های جنایتکار، این پیروزی های عظیم را به حساب نیاورند و با تبلیغات انحرافی بر ننگ صدامیان آمریکائی پرده پوشی کنند.
اینجانب به پیروی از ملت عظیم الشأن ایران این پیروزی بزرگ را به رزمندگان و فرماندهان محور غرب و سرپل ذهاب تبریک عرض نموده و از خداوند متعال پیروزی نهائی اسلام را بر کفر جهانی خواستارم.
سلام و درود بر همه رزمندگان در تمام جبهه ها و آفرین بر رزمندگان محور غرب و سر پل ذهاب.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
فرمان امام خمینی به نخست وزیر در مورد سرپرستی بنیاد مستضعفین
تاریخ: 1360/09/13
فرمان امام خمینی به نخست وزیر در مورد سرپرستی بنیاد مستضعفین
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای میر حسین موسوی نخست وزیرایدهم الله تعالی
جنابعالی را مسؤول بنیاد مستضعفین قرار می دهم. امیدوارم زیر نظر اشخاص متدین و متعهد و کاردان، این بنیاد را به نفع مستضعفان اداره نمائید. انشاءالله در خدمت به اسلام و مسلمین خصوصاً مستضعفین موفق باشید.
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در دیدار با سرپرست سازمان تربیت بدنی و اعضای تیم ملی کشتی آزاد ایران
تاریخ: 1360/09/21
پهلوان ها از ایام سابق توجه خاصی به اسلام داشتند
بسم الله الرحمن الرحیم
این چهره های شما و این حال بشاشتی که در چهره های شما دیده می شود، این خودش پیروزی است و من امیدوارم که شماها انقلاب ایران را عملاً صادر کنید به کشورهای دیگری که می روید و امیدوارم که در جهان شما پیروز باشید و مهم این است که در کنار این پیروزی ها همانطور که توجه داشتید و دارید، انشاءالله پیروزی بر نفس خودتان هم داشته باشید. پهلوان ها از سابق ایام، اینها که در زورخانه ها آنوقت چه می کردند، توجه خاصی به اسلام داشتند مخصوصاً در صحبت هاشان، در کارهاشان همه با ذکر خدا و ذکر امیرالمؤمنین سلام الله علیه توأم بود و این در روحیه هایشان تأثیر داشت. این ذکرها در روحیه ها تأثیر دارد و شما با اخلاق خوش خودتان و با رفتار خودتان و با کردار خودتان انشاءالله که این وجهه اسلامی جمهوری اسلامی را صادر کنید به خارج. وقتی که شما پهلوان های عزیز و شما قهرمانان در خارج از کشور رفتید و پیروزی چشمگیر به دست آوردید و دیدند مردم که شما وضع روحی تان هم یک وضع خاصی است، با دیگران فرق دارد، اعمال تان هم با دیگران فرق دارد، این موجب این می شود که اینهمه بوق هائی که بر ضد اسلام و مسلمین و بر ضد ملت ما هست اینها خنثی بشود. شما می دانید که الان همه کوشش های قدرتهای بزرگ این است که ایران را منزوی کنند بکلی و اصلاً از نقشه دنیا ساقطش کنند. و اینها نمی دانند که خدا را نمی شود منزوی کرد، اسلام را نمی شود منزوی کرد و این جوانهای اسلام که بحمدالله در صحنه حاضرند و برای اسلام کوشش می کنند، برای پیروزی اسلام فداکاری می کنند، اینها را نمی شود منزوی کرد و شما جای خودتان را در دنیا انشاءالله باز می کنید و نام ایران و نام اسلام را همه جا مشهور می کنید و بیرق اسلام را سرافراز کنید و ملت مسلمان را مفتخر می کنید. و آنی هم که قسمت من هست این است که دعا کنم به شما و من دعا می کنم و سلامت و سعادت و توفیق همه شما را از خدای تبارک و تعالی خواستارم و پیروزی شما را خواستارم. خداوند این پهلوان های اسلامی را بر همه نقاط دنیا پیروز کند. خداوند تاییدتان کند انشاءالله.
والسلام علیکم ورحمه الله
بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت امنا و رؤسای دانشکده های مختلف دانشگاه ملی و مسؤولان بیمارستان های وابسته به این دانشگاه
تاریخ: 1360/09/22
دانشگاه باید بوسیله افراد متعهد اداره شود
بسم الله الرحمن الرحیم
شما آقایان می دانید که دانشگاه یک کشوری اگر اصلاح شود، آن کشور اصلاح می شود برای اینکه کسانی که در رأس امور اجرائی و قانونگذاری یا قضاوت واقع می شوند، این دانشگاهیان و روحانیون می باشند. بنابراین با اصلاح این دانشگاه، امور کشور اصلاح می شود و با انحراف دانشگاه کشور منحرف می شود. حتی اگر یک استاد هم منحرف باشد، ممکن است اثرش برای یک کشور چشمگیر باشد و جمعی از جوانان را منحرف کند و در دراز مدت یک غائله ای بزرگ درست شود. شما توجه داشته باشید کسانی که می خواهند همه چیز ما را از بین ببرند در همه جا فعالیت می کنند خصوصاً در دانشگاه برای اینکه اگر دانشگاه در خدمت غرب باشد، کشور در خدمت غرب است. بنابراین دانشگاه باید بوسیله افراد متعهد اداره شود و بکلی متحول شود. اینکه شما می گوئید از دانشگاه به جبهه جنگ می روند و شهید می دهند، یک امر تازه ای است و این همان تحولی است که در این نهضت پیدا شده است. این یک تحول الهی است که استاد دانشگاه با کمال گشاده روئی به جبهه می رود و شهید و مجروح می شود.
امروز در کشور ما هیچ قدرتی نمی تواند دخالت کند و دخالت هم ندارد. ما امروز دیگر در کشورمان هیچ مستشاری نداریم، نه در ارتش و نه در دانشگاه و نه در جای دیگر که بخواهد کاری بر خلاف انجام دهد. و ما باید خودمان کشورمان را نگه داریم. دانشگاه باید خود را مجهز کند برای اینکه جوانان را بسازد. آتیه این کشور را شما باید از همین الان پی ریزی کنید. ما نباید فقط به فکر خودمان و زمان حال باشیم، باید به فکر آینده کشور باشیم تا آینده اسلام و کشور محفوظ بماند. امروز حتی افراد دور افتاده کشور که در بیابانها زندگی می کنند هم، این مطلب را احساس کرده اند که آمریکا دشمن آنهاست و باید این دشمن نباشد. همین دیروز به من گفتند رعیتی که در دورترین مناطق کشور است که شاید در آنجا هیچ فرهنگی هم نباشد می گوید ما زراعت می کنیم برای اینکه از قید و بند اسارت آمریکا و شوروی خارج شویم. این یک احساسی است که خداوند در قلب این ملت انداخته است که همه ملت احساس کردند که ما باید از زیر بار ابرقدرتها بیرون رویم و خودمان زندگی مان را
صحیفه نور جلد 15 صفحه 260
اداره کنیم و می توانیم چنین باشیم. چنانچه می بینیم ظرف این دو سه سال همه مشکلات را خود مردم حل کردند. این جنگ که برای ما یک مسأله مشکلی بود، خود این ملت حل کرد. فقط در ابتدای جنگ ما را غافلگیر کردند و به واسطه خیانت بعضی افراد که در آن موقع سر کار بودند، بود که اینها توانستند قدری پیشروی کنند. شما می بینید در بین انقلاب هائی که در دنیا صورت گرفته، هیچ انقلابی مثل انقلاب ما نبوده است که ضایعاتش کم و ثمره اش زیاد باشد. ثمره این انقلاب خروج از تحت سلطه شرق و غرب است که این کم ثمره ای نیست. در هیچ کجای دنیا اینطور نبوده است که از همه سلطه ها بریده شوند، اگر از یک طرف بریده اند با طرف دیگر پیوند کرده اند، ولی ما امروز دیگر نیازی به قدرتهای بزرگ نداریم و خودمان با کمک یکدیگر کشور را به پیش می بریم. این توطئه هائی هم که می شود به جائی نمی رسد و انشاءالله ما سر سفره خودمان می نشینیم و نان و پنیر خودمان را می خوریم.