راسخون

صحیفه نور امام خمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری برادر محمد علی رجایی

تاریخ: 1360/05/11

 

اگر ما به تکلیف خود عمل کنیم باکی از این نداریم که شکست بخوریم

بسم الله الرحمن الرحیم
این روز مبارک عید سعید فطر را بر همه ملت ایران و همه مستضعفان جهان و مسلمین کشورهای اسلامی و خصوص حضار این مجلس تبریک عرض می کنم.
من آنچه که لازم است به طور نصیحت به آقای رئیس جمهور و به همه دست اندرکاران جمهوری اسلامی از لشکری و کشوری عرض کنم این است که آنچه که به سر انسان می آید از خیر و شر، از خود آدم است. آنچه که انسان رابه مراتب عالی انسانیت می رساند کوشش خود انسان و آنچه که انسان را به تباهی در دنیا و آخرت می کشد خود انسان و اعمال خود انسان است. این انسان است که خدای تبارک و تعالی به طوری خلق فرموده است که راه راست و کج را می تواند انتخاب کند و تمام انبیا از صدر عالم تا آخر برای این آمده اند که این آدم را از آن راه کج و راه های باطل هدایت کنند به صراط مستقیم انسانیت که یک سرش اینجاست و سر دیگرش عندالله است. ما خودمان را اگر توانستیم اصلاح کنیم، کنترل کنیم و تربیت کنیم خودمان را، مراقبت کنیم از خودمان، در همه امور موفق خواهیم شد و اگر چنانچه خدای نخواسته در آن مقاصد اسلامی یا انسانی که داریم، موفق نشویم، معذلک آن توفیق الهی که برای اشخاص صحیح و متعهد هست برای ما هم هست. ما نباید نگران این باشیم که آیا در کارهایی که انجام می دهیم، چه کارهای شخصی و در بین خودمان و خدای خودمان و چه در کارهای اجتماعی که به عهده کسانی هست، نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم، باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم. نگرانی از خود ماست. اگر ما به تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای ما تعیین فرموده است عمل بکنیم، باکی از این نداریم که شکست بخوریم، چه از شرق و چه از غرب و چه داخل و چه خارج و اگر به تکالیف خودمان عمل نکنیم، شکست خورده هستیم. خودمان، خودمان را شکست دادیم.
 

هر چه آراء زیادتر باشد، مسئولیت زیادتر است

امروز باید همانطوری که در سابق به رئیس جمهور سابق بعضی مطالب را تذکر دادم، به آقای رجائی هم تذکراتی بدهم. قضیه مقام و ریاست هر چه باشد، این وقتی که نظر انسان یک نظر محدود

صحیفه نور جلد 15 صفحه 79

دنیائی باشد، این مقامات، انسان را از خودش بیخود می کند، اینها را مقام می داند. شما حساب کنید که این سیاره ای که ما در آن زندگی کنیم به اسم زمین، در مقابل منظومه شمسی چقدر است و این منظومه شمسی که ما یکی از سیارات کوچکش را در آن زندگی می کنیم، در مقابل کهکشان چقدر است و این کهکشان هائی که تاکنون کشف شده است که گفته می شود که تا آنقدر که از ستاره های نورانی کشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نوری است. یعنی اگر نور آن ستاره ای که در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما، شش میلیارد سال نوری طول می کشد و آن چیزی که ماورای اینهاست و باز کشف نشده است، حتماً بدانید که بیش از این معانی است. اینها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند. ما باید چقدر ضعیف باشیم که در این ذره ای که خودش و آن منظومه ای که این یکی از ستاره های کوچکش است، اصلا به حساب نمی آید و اگر گم بشود نمی توانند پیدایش بکنند در این غائله بزرگ عالم، ما چقدر از این سیاره در اختیارمان هست؟ یک ایران. ایران یک قطعه کوچکی است در مقابل این سیاره و حکومت ایران هم یک حکومت ناچیز کوچکی است در این سیاره و سیاره ما هم یک چیز کوچکی است در مقابل منظومه شمسی و منظومه شمسی ما هم یک چیز بسیار کوچک است در مقابل منظومه های دیگر و همه آنها از خداست و خالق او خداست. ما اگر بندگی خدا را بپذیریم و قلب ما منور بشود به نور بندگی خدا و عبودیت، این امر ناچیزی که به حساب در عالم نمی آید، در ما تأثیر نباید بکند. شما دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردی بودید و بعد از این هم معلوم نیست کی از اینجا بروید، ممکن است خدای نخواسته همین حالا که بیرون رفتید یا همین حالا یک بمبی اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخوانند. وقتی مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بکند؟ مگر ریاست جمهور چه هست؟ کسی که دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست؟ همه عالم چه هست؟ همه عالم در مقابل عظمت خدای تبارک و تعالی چیزی نیست. تمام این عالم مادی در مقابل عالم های معنوی که هست قدر محسوسی ندارد، آنوقت ما برای یک کدخدای ده یا یک کدخدای شهر، یا کدخدای یک کشور خیال بکنیم که خیر، ما الان یک چیزی هستیم و دیگران را به نظرمان کوچک بیایند وخودمان را بزرگ. اگر شما ملاحظه کردید در نفس خودتان که غیر از خدا از او کسی اطلاع ندارد و خودتان هم تا یک حدودی اطلاع دارید، اگر دیدید که این مقامی که خدای تبارک و تعالی مردم را دلشان را متوجه کرده است به شما و به شما داده اند، این مقام شما را محکوم خودش می کند و شما مرکوب او و او راکب شما هست، بروید خودتان را تصفیه کنید و بدانید این را که با دست خودتان خدای نخواسته خودتان را در دنیا و آخرت تباه نکنید.خدای تبارک و تعالی حاضر است، همه این عالم در محضر حق تعالی است و تمام خطرات قلبی ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما می گذرد، در مغز ما می گذرد در محضر حق تعالی است و ما باید برگردیم به محضر حق تعالی و آن جا در آن محضر دیگر حساب پس بدهیم. هر چه آراء زیادتر باشد مسوولیت زیادتر است. اگر آراء شما پنج میلیون بود، مسئولیت تان کمتر بود، حالا که سیزده میلیون بیشتر است مسئولیت شما حجمش زیادتر است، برای

صحیفه نور جلد 15 صفحه 80

اینکه شما جواب یکی یکی از این افرادی که به شما رأی دادند و شما را به عنوان رئیس جمهور اسلام، رئیس جمهوری کشور اسلامی تعیین کردند، هر یک از اینها فردا می آیند شما را می گیرند، جواب از شما می خواهند، من شما را تعیین کردم رئیس جمهوری اسلامی باشید و اسلام را در این کشور تأئید کنید و پیاده کنید و خدای نخواسته شما نکردید. اقلاً حدود سیزده میلیون و هزار و چند صد نفر می آیند سراغ شما و شما ببینید که می توانید جواب این را پیش خدا بدهید؟ این جمعیتی که آنجا در حساب جمع شدند و از شما باز خواست می کنند، اگر می توانید، جواب بدهید و نمی توانید و ما هیچ نمی توانیم. باید بنا، بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد، هر دو برای خدمت به این مردم، اینهائی که زحمت کشیدند و جان دادند، مال دادند، رنج کشیدند و شما آقایان را به این مقام رساندند. یک وقت نخست وزیر بودید و حالا هم رئیس جمهورید، جواب می خواهند اینها. اگر چنانچه شما پایتان را کج بگذارید، همین سیزده میلیونی که به شما امروز رأی دادند فردا مرده باد می گویند. انقلاب اینطور است، وضع انقلاب اینطور است طوری است که مردم دیگر سربسته و در بسته تسلیم کسی نمی شوند. مردم هر یکی شان نظر دادند. شما می بینید که وقتی که در تلویزیون نظرخواهی کنند از افراد، از زن، از مرد، از جوان، از پیر، همه نظر می دهند، اینطور نیست که بی تفاوت باشند. اگر هر یک از ما تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام، اگر هر یک از ما تخطی کنیم، علاوه بر آنکه در محضر خدای تبارک و تعالی در آن روزی که همه وارد می شوند و حساب است در کار، جوابی نداریم، همین مردم هم در همین جا به حساب می رسند، اینها نمی گذارند که، آن حسابش علیحده، همین مردم هم در همین جا به حساب می رسند، اینها نمی گذارند که، آن حسابش علیحده، همین مردم در همین جا شمائی که الان به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا خدای نخواسته تخطی کنید از آن راهی که راه ملت است و راهی که اسلام پیش پای همه ما گذاشته است، همین سیزده میلیون و زیادتر که به شما رأی دادند و اعتماد به شما کردند برمی گردند. آنجا هم حسابش، آنجا بدتر است. اینجا وقتی برمی گشتند خوب، شما می روید منزلتان می نشینید، اما آنجا کار مشکل است، باید شما حساب آنجا را بکنید. اگر چنانچه ما نفوسمان اینقدر به دنیا متوجه است و منکوس هستیم و استقامت نداریم، اگر چنانچه ما اینطور باشیم و خودمان دنبال اصلاحش نباشیم، این اخلاد الی الارض و توجه به ارض و رو کردن به مرتبه پایین و پشت کردن به معانی و معنویات اثرش این است که انسان در آن عالم، یک حیوان آنطور منکوس. همانطوری که اینجا کرده است، نقشه اش آنجاست. تمام چیزهائی که در اینجا واقع می شود یک صورتی در آنجا دارد. انسان مستقیم القامه اگر تمام توجهش به طبیعت شد، این استقامت قامتش را در آن طرف از دست میدهد، می شود مثل یک حیواناتی که سرشان رو به زمین است. و تمام عذاب هائی که در آن عالم است از خود ماست.
خداوند تبارک و تعالی مهیا نکرده یک چیزی را که ماورای خود مابه ما بدهند، همه اینها آنی است که ما خودمان به دست خودمان تهیه می کنیم و به آن می رسیم،اعمال ماست رد به ما می شود. شاید چندین آیه در قرآن کریم به این معنا اشاره بفرماید که این اعمال خودتان است، شما، از خارج به شما

صحیفه نور جلد 15 صفحه 81

هیچ چیز نرسیده است. در روایات معراج هم هست که پیغمبر اکرم دیدند که بعضی از اینها ملائکه ای که در آنجا هستند دارند یک کارهائی را انجام می دهند، درخت هائی را می کارند، چه میکنند، گاهی هم می ایستند. این را پرسیدند، جبرئیل عرض کرد (به حسب آنطور که نقل شده است) که اینها اعمالی است که مصالحش را خودشان دارند می فرستند، اینها اینجا درست می کنند وقتی آنها مشغول کار خیر هستند اینها هم مشغول هستند، مصالح می رسد. وقتی آنها نه، در جهنم هم همین است و اگر جهنم و بهشت هم خدای نخواسته ما قائل نباشیم، این دنیا مجازات ما را می دهد همین جا.
 

همه ما در مقابل اسلام مسئولیم

باید شما توجه کنید که مسئولیت شما از باب اینکه آرائتان خیلی زیاد است مسئولیت تان خیلی زیاد است. همچو نیست که آن آقایان دیگر نداشته باشند، آنها هم مسوولیت دارند، همه ما در مقابل اسلام مسئولیم. این اسلامی که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الان ما مسوول او هستیم، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم. یک روزی بود که ما بعضی مان عذر داشتیم یا همه مان، که نمی گذارند که ما عمل کنیم به اسلام. در رژیم سابق، خوب، خیلی ها می گفتند که از ما نمی آید، اگر می آمد، می کردیم. امروز اینطور نیست، امروز دست همه باز است. مجلس دستش باز است و هیچ کس آقا بالا سر او نیست. دولت هم دستش باز است و مجلس هم تاییدش می کند. رئیس جمهور هم دستش باز است و ملت تاییدش کرده اند. هیچ عذری برای ما نیست امروز. اگر چنانچه یک خرابی در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرویم، عذری نداریم. همه ما، چه آنهائی که لشکری هستند و اینجا هستند و نیستند و چه آنهائی که در کشور خدمت می کنند و چه مردم دیگر، همه ما مسوول هستیم کلکم راع و کلکم مسوول وقتی همه ما مسوول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم، باید فکر این کشور باشیم، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آورده اند و قدمشان روی چشم، باشیم. نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد. خیر، این از ضعف نفس انسان است، از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال میکند این یک چیزی است. این یک چیز اعتباری است که امروز دادند فردا هم تمام می گیرندش می رود سراغ کارش. شما برای این ملتی که در این چند سال آنقدر در طول تاریخ زحمت دیده هیچ، به مرئی و منظر ما اینهمه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روی کار آورده است، شما برای این ملت باید کار بکنید. این مملکتی که به دست شما افتاده است باید ارتش برای این کشور کار بکند، برای سپاه پاسداران، ژاندارمری، همه قوای مسلح باید برای این مملکت خدمت بکنند، این امانتی است دست شما. مساله، مساله اینجا نیست تنها، اینجا هم اگر خدای نخواسته ارتش یک سستی بکند و خدای نخواسته یک غلبه ای واقع بشود از غیر (که نخواهد شد) آن هم در همین دنیا ننگش بر پیشانی همه است. و مساله، مساله اینجا نیست، مساله جای دیگری است که ما از آن غافل هستیم. تمام اعمال شما، تمام جدیت های شما ثبت است و همه

صحیفه نور جلد 15 صفحه 82

عالم این چیزها را میکند در خودش و ما باید جواب بدهیم، ارتشی باید جواب بدهد، اگر خدای نخواسته کوتاهی بکند، و آنهائی هم که متکفل امور کشور هستند، آنها هم باید جواب بدهند. شما باید برای این پابرهنه ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمی آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضی نگاه می داشتند و به اصطلاح کدخدا را می دیدند و ده را می چاپیدند، شما باید توجهتان به این توده های مستضعفی که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبهه ها مشغول فداکاری هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکاری هستند و مستضعفند، آن بالاها اینها را ضعیف شمارند و می شمردند و اینها به حساب نمی آمدند و در رژیم سابق برای اینها کاری نشده بود، برای اینها کار کنید. قانع نشوید به اینکه بعضی جاها کار شده است، می دانم شده است، خیلی هم شده است اما نباید قانع شد، باید همه دست به دست هم بدهید که انشاء الله برای اینها یک زندگی مرفهی، یک وضع صحیحی پیش بیاید، درست بشود.
 

شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا کنیم

اینها حق دارند به ما و به شما، خیلی حق دارند، سیزده میلیون رأی به شما داده اند، اینها حق دارند به شما، باقی هم حق دارند به شما. و همین طور وقتی دولتی پیش می آید، آن هم دولتی است که مردم به آن حق دارند. اگر نبودند این مردم، شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را می کشیدید، دیگران هم که متعهد بودند، آنها هم در حبس بودند یا در جاهای دیگری. این ملت حق دارد، شما، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده، شما باید خدمت کنید به این مردم. شما، ما، همه باید خدمتگزار اینها باشیم و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم، اینها بندگان خدا هستند. خدای تبارک و تعالی علاقه دارد به این بندگان و ما مسوولیم باید خدمت بکنیم. و من امیدوارم که شما به حسب آن روحیه ای که دارید، آقای رجائی به حسب آن روحیه ای که دارند، این مقام ایشان را بازی ندهد، شما سوار مقام بشو مقام سوار شما نشود. این دو تا مثل راکب و مرکوبند. اگر انسان روحیه اش طوری باشد که سوار بشود بر هر مقامی که برای او پیش می آید و مهار کند او را، این به سعادت نزدیک می شود. و اگر ورحیه ضعیف باشد و وقتی که به یک مقامی رسید او سوار آدم بشود، او هر جا دلش بخواهد انسان را می برد تا به هلاکت می رساند. من از خدای تبارک و تعالی استدعا می کنم که شما را موفق کند به اینکه خدمت بکنید به این خلق و همه کسانی که دست اندرکار هستند، در هر جا، در مجلس هستند، در قوه قضائیه هستند، دولت هست، هر کس هست و همین طور قوای مسلح، اینها همه انشاءالله موفق بشوند و مائی که امروز در هجوم همه جانبه داخل و خارج هستیم و بحمد الله داخلش دیگر داخل آدم نیست، بله ما باید دست به دست هم بدهیم و این مملکت را نجات بدهیم. و این اشخاصی که حالا هم باز یک فسادهای دزدکی می کنند، مثل دزدها که می روند یک چیزی برمی دارند و فرار می کنند و اینجوری نباشد. ما انشاءالله امیدوارم موفق بشوید خدمت بکنید به این جامعه و من واقعا متأسفم از اینکه این مسائل پیش آمد و من در مدت های طولانی زحمت کشیدم که این کارها

صحیفه نور جلد 15 صفحه 83

پیش نیاید و نشود اینطور لکن شد و الخیر فی ماوقع . خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند، مؤید کند، مؤفق باشید همه. و من سفارش کنم به همه اشخاصی که در کنار رفتند و دارند کارهای خلاف می کنند، ما علاقه داریم که شما بیائید و خدمت کنید به مملکت خودتان. ما میل داریم که همه خدمتگزار به این کشور باشند، کشوری که از اطراف به آن هجوم آورده اند و دهان های ابرقدرت ها باز است برای بلعیدن او. شمائی که می گوئید ما علاقه داریم به این مملکت و علاقه داریم به این کشور، دست به دست هم بدهید، با هم بسازید این کشور را. چرا با هم جنگ و دعوا می کنید؟ خوب، کشتن یک دسته مردم که دارند خدمت می کنند به این مملکت، خدمت می کنند به این کشور، این طریقی است که خدمت به خلق است؟! این آقای محترم که حالا با زحمت تشریف آوردند و من خیلی خوشحال شدم از اینکه آقای خامنه ای سلمه الله آمدند و حاضرند، ایشان آخر چه کرده بود؟ خوب بگوئید آخر، یک کاری، یک کار خلافی، چه کرده بود ایشان که می خواستید ایشان را بکشید و موفق نشدید بحمدالله. دیگرانی که شما کشتید و از بین بردید، اینها چه کرده بودند، جز یک هو و جنجالی شما می کردید که چه و چه و چه، انحصار طلب، انحصار طلب. و مساله اینطورها نبوده، ما هم ریشه هایش را می دانیم، لکن از خدای تبارک و تعالی می خواهیم که همه را خدا هدایت کند و همه برگردند به دامن اسلام و همه خدمتگزار باشند. و من میل ندارم اینهائی که از ایران رفتند، بیشتر از این خودشان را مفتضح کنند. آنها هم نروند با آن انگل هایی که رفتند و فرار کردند بروند با هم بنشینند و صحبت کنند. آنها هم بفهمند که وظیفه این است که به این کشور خدمت بکنند، وظیفه این است که این مملکت را حفظ بکنند. شاید بعد از یک ده بیست سال دیگر شما برگشتید به ایران، یک راهی داشته باشید، همچو جدا نشوید از ملت و بروید سراغ کارتان، حالا بروید با بختیار نمی دانم چه. گرچه بختیار گفته من نمی پذیرم، اما لازم نیست شما بروید، شما همه تان خدمتگزار باشید و برگردید به این مملکت، مملکت شما را قبول می کند. من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که همه ما را به راه راست و به صراط مستقیم هدایت بفرماید و این جمهوری اسلامی را به ثمر برساند و ما را خدمتگزار این کشور قرار بدهد و همه مان نسبت به هم محبت داشته باشیم و در محیط دوستی، خدمت به این مملکت بکنیم. دشمنی برای چه؟ چرا باید دشمن باشیم با هم؟ با هم دوست باشیم در ساختن کشور.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تلگرام تسلیت امام خمینی به مناسبت رحلت آیت الله محلاتی

تاریخ: 1360/05/17

 

تلگرام تسلیت امام خمینی به مناسبت رحلت آیت الله محلاتی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج آقا مجدالدین محلاتی دامت افاضاته - شیراز
خبر تاسف انگیز و بسیار ناگوار رحلت حضرت آیت الله محلاتی رضوان الله علیه موجب تاثر گردید. آن بزرگوار در طول زندگی پربرکت خود یکی از اسطوره های روحانیت و پشتوانه های نهضت اسلامی بودند و در خدمت به اسلام و مسلمین و پیشرفت انقلاب اسلامی پیشقدم و در رژیم منحط سابق شاهد حبس و رنج و همچون سایر علمای اعلام متعهد، مورد اهانت و در راه اسلام و اهداف آن کوشا بودند. مع الاسف در این موقع که ایران احتیاج به این شخصیت های مؤثر دارد، شاهد فقدان این شخصیت محترم شدیم.
اینجانب به جنابعالی و فامیل محترم و اهالی محترم فارس تسلیت عرض نموده و سلامت و سعادت عموم مسلمین و فامیل محترم را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان جدید پایگاه های هوایی کشور و جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1360/05/21

 

پیروزی شما (قوای مسلحه) ، پیروزی همه ملت است

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم حالا که امور به دست افراد متدین و متعهد افتاده است، در سایر جاها هم همین طور بشود. و اینطور نیست که شما کار کنید و دیگران استفاده کنند. پیروزی شما، پیروزی همه ملت است و ملت از شما قدردانی می کند. امروز به دنبال شما دعا زیاد است و بعد از خدا، امید است شما مملکت تان را حفظ کنید.
رهبر مستضعفان جهان در بخش دیگری از سخنانشان فرمودند: قضایائی که اتفاق می افتد، قابل اجتناب نیست. بمب اندازی و آتش سوزی و غیره مساله زیاد مهمی نیست. بحمدالله ارتش و مردم و پاسداران همه با هم هستند. از خداوند پیروزی همه شما را خواهانم.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور، نخست وزیر و اعضای هیأت دولت

تاریخ: 1360/05/31

 

اسلام از ما توقع دارد و باید این دین را ادا کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم
مطالبی که جنابعالی و آقای نخست وزیر گفتند همه اش مطالب صحیح است و من هم امیدوارم انشاء الله که موفق بشوید در این ماموریت،لکن مردم به جای برنامه دادن، عمل می خواهند. هیچ دیگر شماها عذری ندارید و ما هیچ کدام دیگر عذری نداریم. در طول این مدت هی عذرهائی بود و واقعا هم عذر بود. مردم دین خودشان را به جمهوری اسلامی تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان مردم عمل کردند، اشکال در ماهاست باید ما جواب مردم را بدهیم. مردم به آقای رئیس جمهور به آن شور و به آنطور رأی دادند و بحق هم رای دادند برای اینکه آقای رئیس جمهور را از خودشان می دانند، کسی نیست که، من خیلی از حکومت ها را یادم هست، حکومت یک خمین که یک قصبه بود، حکومت ولایت ثلاث که مرکزش گلپایگان بود، این حکومت ها وقتی که راه می افتند، جلوشان یک کسی بود که یک عصائی هم دستش بود و اشخاصی هم اطراف بودند هر جا می رفتند آنطور یال و کوپال داشتند لکن در عمل همه اش ظلم بود، همه اش تعدی به مردم، یال و کوپال ها را درست کردند برای برای اذیت مردم. من بچه بودم که حکومت گلپایگان یک نفر آدم شرع هم بود، یکی از متدین ترین افرادی که سراغ داشتم این را از توی اتاقی که نشسته بودند وقتی که حکومت با آنها با خشونت صحبت می کرد و ما بیرون بودیم، نمی دانم حالا آنجا صحبت چه بود، ایشان می دیدند، کشیدند آن مرد محترم را آوردند توی حیاط پایش را بستند به چوب و کتک زدند به او. وضع اینطور بود، وضع زمان بعد هم که به اینطور نبود به طور بدتر بود. حالا بحمدالله هی گفته می شود که خوب چه شده است، چه شده است، اینها نمی دانند چه شده است و یا می دانند و می خواهند شیطنت کنند.اینها رئیس جمهورشان این آقاست و نخست وزیرشان این آقا و وزیر کشورشان آن آقا،سایر وزراشان این آقا، نه آن بساط حکومت حتی خمین را دارند تا برسد به آنجایی که عین الدوله چه کرد و فرض کنید که دیگران چه بساطی داشتند. خوب، این یک کاری شده است که عین الدوله هایی که در هر محلی بودند مردم را کباب می کردند و آنهمه ظلم می کردند و حکومت های اینها اجاره ای بود یعنی در تهران این که راس بود آن خراسان را به یک کسی تیول می کرد و اصفهان را به یک کسی، این به حسب اختلاف سعه از آنها پول می گرفت و این مختار بود برود آنجا که کسی که مثلاً آنوقت بیست هزار تومان می داد و بیست هزار تومان آنوقت

صحیفه نور جلد 15 صفحه 104

دو سه میلیون حالا بود، این باید برود بیست هزار تومان این آقا را بدهد یک بیست هزار تومان هم برای خودش تهیه کند، دیگر هرچه مردم می خواستند که شکایت کنند بنابراین بود که دیگر شکایت ها را گوش ندهد. آن حاکم بیست هزار تومان را آنجا بدهد برود آنجا فعال مایشاء،هرچه مردم شکایت کنند، دیگر مردم مایوس شدند که شکایت بکنند و شکایت هم نمی کردند مردم. حالا وضع اینطور شده است که یک وضع اسلامی است یعنی از خود مردمند و از خود جامعه برخاسته اند و برای خود جامعه می خواهند عمل بکنند و همه شان هم بحمدالله مسلمان و متعهد و بنابراین دارند که خدمت بکنند. خوب، این حرف ها همه درست اما در مقام عمل باید یک عمل مثبت نشان داده بشود. این مردم زحمت کشیدند در این مدت، غالباً فداکاری کردند و اینقدر هم توقع ندارند که چه بشود اما خوب اسلام از ما توقع دارد و ما باید ادا کنیم این دین را. مردم جانشان را، بچه هایشان را، جوان هایشان را فدا کردند و معذلک خوب به شما رأی دادند، وکلایشان به آقایان وزرا... خودشان به ایشان، اینها کار خودشان را کردند و انصافاً از اول انقلاب تا حالا آن که کار خودش را صد در صد صحیح انجام داد ملت بود، صد در صد کار خودش را خوب انجام داد یعنی در همه مشکلات با دولت موافقت کرد، در کجا شما سراغ دارید که جنگ در یک طرف بشود و از آن طرف مملکت خود مردم پا بشوند بروند کمک کنند پا بشوند در پشت جبهه وسایل فراهم کنند اینها یک نمونه هایی است که مال اسلام است، مردم چون متعهد بودند و مسلم بودند و عقائد اسلامی داشتند خودشان را مؤظف می دانستند که کشورشان را حفظ کنند و کمک کنند به آقایان. حالا نوبت آقایان است که در مقابل اینهمه زحمتی که آنها کشیدند و محبتی که آنها کردند و فداکاری که آنها کردند حالا نوبت آقایان است که من نمی گویم جبران، آنها نکردند برای اینک یک چیزی بگیرند از شما، اما وجدان اقتضای این را می کند که در همه جا کارها به نفع مملکت و به نفع اسلام و به نفع این جمعیت ها و خصوصاً این مستمندان که در همه کشور هستند باید همه دست به هم بدهید و اینطور نباشد که مثلا آقای رئیس جمهور کنار بنشیند و محول کند به دولت، و نیستند اینطور، من می دانم همه اینطور نیستند. آقای رئیس جمهور هم از خود ملت است و مملکت خودش هست و برای خودش کار می کند. همه وزارتخانه ها هم هر چه می توانند وقتی دیدند لازم است به یکدیگر کمک کنند به اوضاع بیایند کمک بکنند. اجنبی نیستند از هم که او بخواهد کار او را بشکند او بخواهد کار او را بشکند یا کمک به او نکند مردم هم حاضرند که وقتی یک مشکلی را دیدند برای هر یک از شما مردم حاضرند به اینکه عمل بکنند، نوبت، نوبت شماست که باید این دین را به این مردمی که شما را نشاندند سر این مسند دین خودتان را عمل بکنید ادا کنید به مردم.
 

افراد کار شکن در وزارتخانه ها باید شناسائی و کنار گذاشته شوند

و یکی از مسائل مهم قضیه افرادی است که در وزراتخانه هاست، افرادی که ممکن است باشد هست البته، که اینها علاوه بر اینکه خدمت نمی کنند کارشکنی هم می کنند هست الان این، یک دسته ای هستند که اینها فقط برای اینکه چیزی گیرشان بیاید و یک حقوقی گیرشان بیاید و یک قدری نق

صحیفه نور جلد 15 صفحه 105

بزنند و یک قدری هم کارشکنی بکنند، پا بشوند بروند منزلشان. اینها باید شناسائی بشود درست. و این افراد کنار گذاشته بشود و هر طوری دیگر که البته صلاح میدانید به تدریج البته.
 

سفارتخانه ها آبروی کشور اسلامی ما هستند

البته مسأله سفارتخانه ها کار مهمی است. سفارتخانه ها از اول که جمهوری اسلامی بپا شد من از آن روز اول به وزرای خارجه که شدند یکی بعد از دیگری این مطلب را هی گفته ام این سفارتخانه ها باید تصفیه بشود، باید درست بشود، آنها. کسانی که رفته اند و دیدند و آمدند، آنها می گویند که اینها همان بساط سابق را دارند. چند وقت پیش از این یکی آمده بود گفته بود همان بساط سابق را دارند گاهی فرق مختصری کرده. این سفارتخانه ها آبروی کشور اسلامی ماست، اگر آنجا بد باشد، مردم آنها را، آن مردم خارج آنها را نگاه می کنند وقتی دیدند که یک سفارتخانه ای در وفق دولت اسلامی نیست، بر وفق اسلام نیست، وضعش همان وضع طاغوتی است از آن قیاس می کنند که خوب داخل هم همین است فرق نمی کند. یکی از مهمات این است که البته با آقای وزیر خارجه است که این کارها را انجام بدهند و جدیت کنند در این امر. قضیه وزارت ارشاد که از مهمات است، در وزارت ارشاد، باید ارشاد بکنند مردم را، باید تبلیغ بکنند اسلام را، باید عمل بکنند به مسائلی که اسلام را ترویج می کند. و همه وزارتخانه ها،وزارت کشور از وزارتخانه های بسیار وسیع است بحمدالله در راسش هم آقای مهدوی واقع شدند که خوب ما از سابق ایشان را ارادت داشتیم و حالا هم ارادت داریم و بعدها هم ارادت خواهیم داشت به ایشان. و ایشان هم باید یک قدری با فعالیت دیگری و زیادتری و الان دیگر کسی نیست که عذر بیاورد که من می خواستم بکنم و فلانی نگذاشت، سابق عذر می آوردند که ما وزیر خارجه نتوانستیم درست کنیم و واقعا هم این هم یکی از مصیبت ها بود که خوب تا آخر وزارت خارجه درست نشد و سایر کارها هم هی کارشکنی می شد.
 

مقام برای خدمت به مردم است

الان این مسائل بحمدالله نیست، اختیار دست خود شماهاست و شماها باید برای این ملت خدمت کنید و خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. اگر در ذهنتان بیاید که، بیاورید که من وزیرم و باید مردم از من چه بکنند بدانید اصلاح نشدید.
در ذهنتان حتی خلجان بکند، آقای رئیس جمهور در ذهنش خلجان بکند که من شخص اول مملکت هستم و چه و کذا، این اصلاح نشده است خلجانش هم از شیطان است. آن خلجانش هم، او عمل نمی کند اما در ذهنش این خلجان را هم بیرون کند. و همین طور هر یک شماها خدمتگزار این مملکت هستید، خدمتگزار این ملت هستید و برای این ملت هم شکرانه اینکه این دست تعدی متعدی ها قطع شد و رژیم منحوس شاهنشاهی که از اول غلط بوده از بین رفت و مملکت دست شماها افتاد که از خود مردم هستید و با خود مردم هستید، مهم این است در مقابل عمل هم وزارتخانه ها را درست تصفیه

صحیفه نور جلد 15 صفحه 106

کنید. ببینید افرادی که واقعاً می خواهند نگذارند کارها انجام بگیرد، می خواهند مردم را ناراضی کنند، هستند. البته اشخاصی که بنایشان بر این است که ناراضی کنند، اینها را باید تصفیه بکنید و بخواهید هم که در هر عملی رضایت همه مردم را به دست بیاورید این امکان ندارد، بألاخره در هر عملی اگر تصفیه باشد، یک دسته تصفیه شده مخالف می شوند یک دسته رفقای تصفیه شده مخالف می شوند. شما همان نظرتان به این باشد که تکلیف شرعی الهی خودتان را که مقامی را دارید و باید به این مقام خدمت کنید. این آلت است برای خدمت به مردم، خودش چیزی نیست، اگر خدمت به مردم کردید، مقام برای شما صلاحیت دارد، خوب است و اگر نشد مقام چیزی نیست. من دعا می کنم انشاءالله خداوند شماها را موفق کند، مؤید کند و کابینه ای که بحمدالله شاید در طول تاریخ ما همچو کابینه ای به این صحت و به این خوبی و با این چهره های نورانی نداشتیم حالا انشاءالله نورافشانی کنند و مردم را هم برسند بهشان و خصوصاً طبقه مستضعفین را که باید به آنها رسیدگی بشود، در هر امری از امور رسیدگی بشود، با حفظ موازین اسلامی و شرعی به همه امور رسیدگی بشود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان و اعضای شورایعالی سپاه پاسداران، گروهی از دبیران کارآموز، مدیران و اعضای شورای سرپرستی و انجمن اسلامی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1360/05/27

 

نونهالان امانت هائی هستند در دست معلمین و دبیران

بسم الله الرحمن الرحیم
شما عزیزان که مرکب از سه گروه در اینجا تشریف آوردید، شغل های سازنده و با اهمیت و مسئولیت های با اهمیت به عهده شماهاست. دبیرانی که باید متکفل تربیت جوانان ما و نونهالان ما باشند، خدمتشان ارزش دارد و مسئولیت شان هم زیاد است برای اینکه در محل تعلیم و تربیت واقع شده اند و هر کس در هر جا که در محل تربیت و تعلیم واقع شد، این جوانهائی که پیش آنها تحصیل می کنند و این نونهالانی که امید آتیه کشور اسلامی هستند اینها امانت هائی هستند در دست معلمین و دبیران و کسانی که متکفل امور اینها هستند و باید تربیت ها به طوری اسلامی و سازنده باشد که نسل آتیه انشاءالله یک نسل تربیت شده اسلامی و مفید برای جامعه اسلامی باشد.
و کسانی هم که در صدا و سیمای ایران هستند و کارگر آنجا، چه آنهائی که انجمن های اسلامی را متکلفند و چه دیگران، آنها هم کارشان مهم است و باید به طوری در آنجا نقش داشته باشند که آنجا هم یک مرکز تربیتی باشد و می دانید که صدا و سیما هر دوشان الان در هر جا که هست گوش و چشمشان به این آلات هست و شما مسؤولید که آنها را اشباع کنید از اخلاق فاضله و مسائل مورد احتیاج جمهوری اسلامی که هم شغل شریف است و هم مسوولیت دار.
و برادران عزیز سپاه پاسداران و کسانی که فرماندهان آنها هستند در سراسر کشور که از اول انقلاب جوشیدند از متن اسلام و متن ملت و نگهداری کردند این جمهوری را و به پیش بردند این نهضت را کارشان ارزنده و بسیار ارزنده و مسئولیت شان بسیار زیاد. اما ارزندگی کار، معلوم است که هم در جبهه ها و هم در پشت جبهه ها اشتغال دارند به تأمین امنیت کشور و این از بزرگترین کارهای ارزشمند است که همه ما و همه کشور به آن مکلف هستیم، هر کس به آن مقداری که مقدور اوست. و اما مسؤولیت، برای اینکه اگر چنانچه خدای نخواسته در سپاهی که پاسدار اسلام اسمش را گذاشته است و برای پاسداری از اسلام و احکام اسلام و کشور اسلامی مشغول فعالیت است یک قدم خلاف برداشته بشود، به دست بعضی از کسانی که جوان هستند، ممکن است در جوانی یک تندی هائی باشد، خدای نخواسته یک خلافی واقع بشود، آن مسئولیت، بسیار مسئولیت بزرگی است علاوه بر اینکه

صحیفه نور جلد 15 صفحه 96

خود عمل، عمل مسؤلیت داری است، سپاه را هم ممکن است که مشوه کند روی آنها را و دشمنان شما بگویند که سپاه کذا و کذا. و لهذا بر سپاه است که حفظ نظم را و انتظامات را بکند و به مراتب بالاتر گوش کند و با یک برنامه صحیحی که شوراهایشان تنظیم می کنند آنها هم عمل کنند و خودشان را مؤظف بدانند بر اینکه باید همه سرباز اسلام باشند و باید همه مراعات نظم را بکنند و همه فرمان فرماندهان را اطاعت کنند که اگر این نظم و انتظامات فرماندهی و فرمانبرداری نباشد، خدای نخواسته سپاه موفق به مقصد اصلی خودش نخواهد شد و این یک امری است که علاوه بر اینکه برای سپاه مراعاتش لازم است، برای سربازهای ارتش و ژاندارمری و سایر قوای مسلح باز لازم است که روی اساس، نظام و مراتب را حفظ کردن و گوش کردن به طرح هائی که فرماندهان طرح کرده اند و به آنها امر می کنند. اگر بخواهید کشورتان را حفظ کنید و اگر بخواهید مردم کشورتان را از تعدیات حفظ کنید، باید مراعات تمام مسائلی که در ارتش هست و در سپاه هست و در سایر قوای مسلح است به طور کامل بکنید و من امیدوارم که موفق بشوید شما، چنانچه تاکنون موفق شده اید از این به بعد هم موفق بشوید و کشور خودتان را از هر آسیبی که خدای نخواسته پیش بیاید حفظ کنید.
 

ملت در مقابل قدرت های شرق و غرب ایستاده اند

و ملت ما عموما، چه قوای مسلحه و چه کسانی که دست اندر کار هستند در یکی از پست ها و چه سایر قشرهای میلیونی ملت باید این جهت را همیشه توجه داشته باشند که شما در مقابل همه قدرتها ایستادید، تمام قدرت هائی که شرق و غرب، در شرق و غرب زندگی می کنند، شرقی یا غربی هستند، و تمام وابستگان آنها امروز با این جمهوری اسلامی به اعتبار اینکه برنامه این جمهوری، اسلام است و اسلام برای جلوگیری از همه ظلم ها و ستم ها و تعدی ها و چپاول ها آمده است، تمام اینها با ملت ما مخالفند و شما در مقابل همه آنها ایستادید و مشت خودتان را گره کردید و از اول گفتید: (نه شرقی و نه غربی) ، نه به طرف شرق ما می رویم و نه به طرف غرب، ما استقلال داریم، آزادی آنطوری که در اسلام است داریم و جمهوری اسلامی را می خواهیم. و بحمدالله تاکنون موفق بودید و اساس ظلم و ستم را از کشور خودتان زدوده اید و آنهائی که اساس بودند برای ستمکاری و چپاولگری، با دست توانای شما و با قدرت اسلامی شما همه رخت بربستند و اگر تفاله هائی هم باشند، آنها هم خواهند رفت.
باید همه ما و شما و همه ملت ما و همه قوای مسلح ما و تمام اقشار ملت ما در سراسر کشور باید با هوشیاری و توجه مهیا باشند از برای حفظ جمهوری اسلامی که این همه دشمن دارد.
ما امروز از همه اطراف مردم، دولت ها، نه ملت ها دولت ها غالباً توجه به این دارند که به یک نحوی این جمهوری اسلامی را به هم بزنند که لااقل اسلامی نباشد، هر چه می خواهد باشد، اسلامی نباشد برای اینکه آنها نمی توانند تحمل اسلام را بکنند. اسلامی که اساسش بر عدل است و بزرگتر مقامش با کوچکتر مقامش در مقابل عدل علی السواء هستند و رئیس جمهورش با یک نفر بازاری در مقابل اسلام و در مقابل قوانین اسلام علی السواء هستند،بلکه بر بالاترها بیشتر باید تحمیل

صحیفه نور جلد 15 صفحه 97

بشود تا پائین ترها، یک همچو حکومتی را این قدرتهائی که عادت کردند بر ستمگری و چپاولگری، نمی توانند تحمل کنند. پس شما یک رژیمی را سر کار آوردید و یک مکتبی را در این مملکت پیاده کردید و بنا دارید پیاده کنید که همه مکتب های انحرافی با او مخالفند. کسی که یک همچو کار بزرگ معجزه آسائی کرده است باید بایستد و ناگواری هائی که پیش می آید یا چیزهائی که در مملکت حاصل می شود یا توطئه هائی که از اطراف برای کشور ما در دست اجراست در مقابل باید بایستد.
 

ملت ما با ترور شخصیت ها شکست نمی خورد

البته شما گمان نکنید که اینهائی که این کارهای ابلهانه را می کنند اینها چندان قدرتی دارند. این مگس ها در آخر عمرشان یک حرکت شدیدی می کنند و دور خودشان، آنوقتی نزدیک می شود مرگشان، می چرخند و نفس های آخر را می کشند. الان مثل اینها، مثل آن مگس هائی هست که لحظات آخر عمر خودشان را دارند طی می کنند. از این جهت یک حرکتی می کنند، این حرکت همان حرکتی است که مگس ها در آخر عمر می کنند، اینها چیزی نیستند، آنهائی که قابل ذکر بودند رفتند و شکست خوردند و از بین رفتند. رژیم سلطنتی دو هزار و پانصد ساله با آن همه قدرت و با آن همه طرفدار در مقابل شما ملت مسلمان و متعهد به اسلام نتوانست بماند. این چند تا بچه صغیری که اینها وادار می کنند و این مفسدین وادار می کنند به اینکه این بچه های گول خورده یک خرابکاری بکنند، این همان حال مگسی است که در آخر عمرش یک جولانی می خواهد بکند و نفس آخرش را بکشد. قابل آدم اینها نیستند و ملت ما گمان نکند که چهار نفر آدم را اگر اینها کشتند، هر چند این آدم شخصیتش بزرگ باشد، این اسباب این بشود که ما و ملت ما شکست بخورند. ملت ما امروز بیدارند و همه اشخاصی هستند که برای کشور خودشان و ملت خودشان حاضرند برای هر خدمت و هر فداکاری، مثل یک رژیمی نیست که اگر آن سر کرده اش از بین برود، یک وقتی به هم بخورد اوضاع، این مال آنهائی است که، رژیم هائی است که ملت با آنها نیست. اگر یک وقتی در زمان سابق یک شاهی می مرد، یک مملکت به هم می خورد که شاه مرده است و شلوغ می شود و چه، برای اینکه مردم با شاه و شاه بازی موافق نبودند، از این جهت وقتی که شاه از بین می رفت شلوغی زیاد می شد، اما یک ملتی که خودشان اساس سلطنت و شاهنشاهی را از بین برده اند، این ملت اینطور نیست که حالا اگر یک کسی از بین برود و رئیس جمهور مثلا خدای نخواسته از بین برود یا کسان دیگری از بین بروند، این اسباب این بشود که خیر، کشور ما دیگر شکست خورد. رئیس جمهور هم مثل یکی از شماهاست، شماها او را قرار دادید رئیس جمهور، وقتی که خدای نخواسته او از بین برود، شما یکی دیگر را قرار می دهید. بحمدالله افراد هستند نباید ما و ملت ما خیال کنند که اگر توطئه ها منتهی به این شد که فلان روحانی را بکشند، فلان امام جمعه را بکشند، فلان رئیس را بکشند، یک خبری می شود. این در جاهائی خبر می شود که بستگی دارد اساس ملت شان و ملیت شان بر آنها، جاهائی که اینطور نیست و هر یک از افراد خودشان امامند، خودشان رئیسند، خودشان همه کاره هستند، یک همچو ملتی دیگر دنبال این نیست که اگر فلان را

صحیفه نور جلد 15 صفحه 98

بکشند، اگر خمینی را بکشند، چه خواهد شد، نه، این حرفها نیست در کار. همه شما بحمد الله هستید و کشور خودتان را حفظ می کنید و مسأله، مسأله اسلام است. در صدر اسلام یک وقت در یک جنگی فریاد زدند منافقین به اینکه پیغمبر شهید شد. در قرآن آمده است که خوب، پیغمبر شهید بشود، ولی اسلام که هست پیغمبر شهید شد، پیغمبر رحلت فرمود، علی ابن ابیطالب شهید شد، اسلام هست. اسلام یک مرتبه ای است، یک اساسی است که شالوده او را خدا ریخته است و خدا همیشه است و اسلام هم همیشه، خداوند حفظ میکند این اسلام را ولو من نباشم، تو نباشی، فلان رئیس نباشد. قویدل باشید، دلتان را به قرآن کریم و اسلام محکم کنید، رشته خودتان را با خدای تبارک و تعالی محکم کنید و خوف این را نداشته باشید که یک وقت بیایند اینجا را بمباران کنند و یک 200 نفر هم بکشند، این چیز مهمی نیست، یک مملکت است این امور درش واقع می شود.
شما می دانید که الان بزرگترین ممالک به حسب آلات و امثال ذلک آمریکاست یا شوروی. در هر دقیقه ای گفته می شود یک نفر یا دو نفر در آمریکا کشته می شود، معذلک آمریکا سرجای خودش هست در صورتی که شما یک پشتوانه ای دارید که آن پشتوانه را آمریکا ندارد، سایر دولت های الحادی هم ندارد او را و آن پشتوانه خداست. شما برای خدا قیام کردید،ملت ما زن و مردش، بزرگ و کوچکش برای خدا قیام کرد و برای خدا تا حالا ایستاده است و چیزی که برای خداست دیگر عمد ندارد که بگوئیم بعد از دو سال دیگر چه می شود. وقتی که یک امر برای خدا شد، جاوید است. جمهوری اسلامی که با دست توانای شماها ملت بزرگ اسلام تحقق پیدا کرد این پشتوانه اش خدای تبارک و تعالی است و کسی که یا چیزی که این پشتوانه را داشته باشد جاوید است.
شماها توجه داشته باشید، چه سپاه پاسداران و چه سایر قوای انتظامی و نظامی و غیر انتظامی و چه سایر ملت همه توجه داشته باشند که ما وظیفه داریم که این اسلامی که الان به ما رسیده حفظش کنیم، تا آن فرد آخری هم که خدای نخواسته کشته می شود مؤظف است برای حفظ اسلام، برای دفاع از ملت، دفاع از کیان اسلامی، دفاع از کشور اسلامی تا آن آخر زن و مرد، بچه و بزرگ مکلفند که دفاع کنند. مسأله دفاع یک امر عمومی است برای همه، هر کس قدرت دارد دفاع کند، به هر مقدار که قدرت دارد دفاع کند از کشور اسلام، باید دفاع کند. اسلام و احکام اسلام آنقدر اهمیت دارد که پیغمبرها برای احکام خدا و برای خدا خودشان را فدا کردند و در اسلام از صدر اسلام به بعد بزرگان اسلام خودشان را فدا کردند برای اسلام. وقتی یک همچون مطلبی است و یک همچون امانتی از جانب خدای تبارک و تعالی به ما سپرده شده است ما مؤظف هستیم همه مان برای حفظش. و نباید بترسیم از اینکه چند نفر کشته شدند، چند نفر را با بمب کشتند، چند نفر را انفجار حاصل شد، هیچ ابداً این حرفها نیست، اسلام نه وابسته به من هست و نه وابسته به تو، اسلام از خداست و همه ما مکلف برای حفظ او هستیم و با قدرت و قوت حفظ می کنیم او را.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 98

 

قدرت ها نتوانستند مردم را متوقف کنند

شما شاهد بودید از اول انقلاب تا حالا که از آن قدم اولی که برای انقلاب برداشته شد یک جمعیتی مخالف بودند، یک طایفه ای، لااقل شاه و بستگان شاه معدوم مخالف بودند و سر سخت برای کوبیدنش بودند. هر قدمی که جلو رفت یک طایفه ای از بین رفتند و یک دسته ای دیگری از آنها، کوچکتر، آنها هم می خواستند که این جمهوری را از بین ببرند. این جمهوری قدم به قدم پیش آمد و قدم به قدم پایش را محکم تر کرد. کجا شما سراغ دارید که در عرض دو سال، دو سال و نیم اینطور انسجام پیدا شده باشد و اینطور همه چیزهائی که یک کشوری لازم دارد و یک حکومتی لازم دارد تحقق پیدا کرده باشد. این عراق با همه چیزهائی که گفته می شود و آن همه هم طرفدار دارد و همه قدرت های فاسد هم طرفدارش هستند، باز قانون اساسی ندارد. یک جمعیتی هستند،یک حزبی هستند که این حزب آمدند زمام امور کشور را به دستشان گرفتند و با زور و فشار و حبس و زجر و اینها دارند یک حکومت جابرانه می کنند و تا حالا که مدت چندین سال، بیست سال بیشتر است که اینها آمدند، باز یک قانون اساسی ندارد. این کشور شما که همه مخالفند با او، با آن کشور عراق، همه با عراق تقریبا همه موافقند، تقریبا البته، نه همه، اما تقریباً، معذلک نتوانسته یک قانون اساسی برای خودش درست کند، نمی تواند در آنجا یک رای گیری بکند. رأی از کی بگیرد؟ ملت که با او موافق نیست، با سر نیزه باید ببرند مردم را دم صندوق ها. شما در این وقت کم و با آن دشمن های سرسخت زیاد که در خارج کشور هستند و در داخل هم تفاله هایشان هست، در این وقت تمام چیزهائی را که لازم دارد یک حکومتی درست کردید، بعد هم دیدید که یک کسی خلاف کرده گذاشتیدش کنار، یک کسی را آوردید که به نظر همه تان شخص مکتبی است و دولتتان هم در ظرف دو سه روز همه چیزش درست شد. دو سه روز طول کشید، چیزی که دو سال، یک سال و نیم نتوانست، برای خاطر انحرافاتی که بود نمی شد درست بشود و ما هم هر چه جدیت کردیم که بعضی ها را آدم کنیم نتوانستیم. در ظرف دو روز، سه روز، یک هفته، همه وزرا را تعیین کردند، رئیس جمهور هم امضاء کرد و مجلس هم امضاء کرد و شد یک دولتی. الان شما یک دولت قانونی که امیدوارم که به درد ملت برسد و این ضعفا و فقرا را و این مستضعفین را اداره کند ،الان شما همه چیزتان تمام است.
نتوانستند همه این قدرت ها که شما را در یک جائی متوقف کنند، آنها می خواستند از آن اول متوقف کنند. اول، اول می خواستند شما را متوقف کنند، یک دفعه رفراندم شد، خوب، یک دفعه دیگر بکنید. اگر آن دفعه هم شده بود، دفعه سوم، لکن نتوانستند اینها، حالا همه چیز شما محکم شده و پاتان محکم روی زمین هست و کشور خودتان در دست خودتان و اشخاصی که از طرف خودتان هست، است. وقتی که همه آنها بودند شما پیش بردید، حالا که همه رفتند از چه می ترسید؟ کی را ما داریم دیگر؟ ارتشمان از خودمان است، سپاه پاسدارانمان از خودمان است،قوای دیگر مسلح مان از خودمان است، مردم هم با آنها برادر هستید و با هم هستند در خوبی و بدی. وقتی مسأله اینطور است کی می تواند که در این کشور بتواند یک کاری بکند؟ اصلاً چه معنا دارد کودتا در یک همچو کشوری؟ کی،

صحیفه نور جلد 15 صفحه 100

کی کودتا می تواند بکند؟ یک دسته ای در پاریس نشسته اند و منتشر می کنند که ما از پاریس داریم راه می افتیم می آئیم برای ایران. خوب، تشریف بیاورید راه باز است. اگر شما می توانستید کاری بکنید چرا رفتید؟ کسی که فرار کرده حالا می گوید ما دیگر با هم منسجم شدیم. کی ها منسجم شده اند؟ آخر ما که می شناسیم شما را، ملت ما که می دانند که شماها کی هستید. حالا ما دیگر با هم منسجم شدیم و بنا داریم، راه افتادیم، می گویند راه افتادیم ما، راه افتادیم و داریم می آئیم.
 

ملت باید از کید آمریکا غافل نباشد

ملت باید توجه داشته باشد، البته اینها حرف های لاطائلی است که گفته می شود، لکن معذلک ملت باید بیدار باشد. از کید آمریکا غافل نباشد. اینها خودشان قابل آدم نیستند. اگر اینها قابل آدم بودند وضعشان اینطور نمی شد. اینها از ملت بریده بودند و نمی دانستند چه بکنند و فرار کردند، رفتند. اما آمریکائی که سیلی خورده است از شما، آمریکائی که دل بسته بود به ایران و نفت ایران و ذخائر ایران، این آمریکا را شما بیرونش کردید. غافل نباشید که یک قدرتی است و دارد، یک بست و بندهائی هست و یک همچو کارهائی یک وقتی می خواهد بکند، لکن تا شما بیدارید و زنده اید و ایستاده اید کاری نمی توانند بکنند. اینطور نیست که آمریکا یک لشگری از آمریکا راه بیندازد بیاید ایران بخواهد خرابکاری بکند. آمریکا با دست همین ها می خواهد کار بکند. نقشه اش هم این است که با همین هائی که در پاریس و در جاهای دیگر جمع شدند، یک همچو کارهائی راه بیندازد. باید ملت ما توجه داشته باشد با همان قدرت ایمانی که داشت، با همان قدرت اسلامی که داشت که خودش را برای خداداند و خودش را فدای اسلام می کند بایستد و متوجه باشد که اگر در صحنه باشید و بایستید و هر کدام وظیفه خودتان بدانید که حفظ بکنید کشور خودتان را و برادران خودتان را حفظ بکنید، هیچ قدرتی نمی تواند این کار را بکند. مهم این است که شما ایستاده باشید و قائم به امر باشید و حکومت را از خودتان جدا ندانید و ننشینید به اینکه همه کارها را باید حکومت بکند. یا باید ارتش بکند. خیر، ارتش هم وظیفه دارد، شما هم دارید، من هم دارم، حکومت هم وظیفه دارد، معممین هم وظیفه دارند، وکلا هم وظیفه دارند، همه دارند. حفظ اسلام، دیگر ننوشته بر پیشانی ارتش که باید حفظ کند.
 

اسلام را همه باید حفظ کنیم

اسلام را همه باید حفظ کنیم. واجب است بر همه ما، همه شما که اگر توطئه ای دیدید و اگر رفت و آمد مشکوکی را دیدید، خودتان توجه کنید و اطلاع بدهید. یک بیچاره ای به من نوشته بود که شما که گفتید که همه اینها باید تجسس بکنند یا نظارت بکنند، خوب، در قرآن می فرماید که: ولا تجسسوا راست است، قرآن فرموده است، مطاع هم هست امر خدا، اما قرآن حفظ نفس آدم را هم فرموده است که هر کسی باید (لاتقتلوا انفسکم) . این اشکال را به سیدالشهدا بکنید. وقتی که اسلام در خطر است همه شما موظفید که با جاسوسی حفظ بکنید اسلام را. احکام اسلام برای مصلحت مسلمین

صحیفه نور جلد 15 صفحه 101

است، برای مصلحت اسلام است، اگر ما اسلام را در خطر دیدیم، همه مان باید از بین برویم تا حفظش کنیم. اگر دماء مسلمین را در خطر دیدیم، دیدیم یک دسته دارند توطئه می کنند که بریزند و یک جمعیت بیگناهی را بکشند، بر همه ما واجب است که جاسوسی کنیم. بر همه ما واجب است که نظر کنیم و توجه کنیم و نگذاریم یک همچو غائله ای پیدا بشود. حفظ جان مسلمان بالاتر از سایر چیزهاست، حفظ خود اسلام از جان مسلمان هم بالاتر است. این حرف های احمقانه ای است که از همین گروه ها القا می شود که خوب، جاسوسی که خوب نیست.جاسوسی، جاسوسی فاسد خوب نیست اما برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمین واجب است. ما الان یک امانتی در دستمان هست و آن اسلام است عذر نداریم به اینکه ما بنشینیم کنار بگوئیم دیگران بروند حفظش بکنند. امانت مال دیگران نیست. این امانت، امانتی است که خدا پیش، برای همه ما هست، نگهدارش همه ما هستیم، نمی توانیم بنشینیم بگوئیم که دولت این کار را بکند، نمی توانیم بنشینیم بگوئیم ارتش این کار را بکند. وقتی کشور اسلام مورد تهدید دشمن های اسلام هست دفاع از کشور اسلام و نوامیس مسلمین بر همه ما، بر تمام ما واجب است، با همه کوشش واجب است. وقتی یک همچو مطلبی پیش آمد و شما هم بحمدالله همه کشور ما، هم زن و مردش آماده برای این مسأله هستند، دیگر خوف این نیست که از پاریس یک دسته راه بیفتند بیایند چه بکنند یا از یک جای دیگر می خواهند بیایند چه،نه،این خوفی نیست. یک دفعه هم تجربه اش را کردند و صدام را رها کردند تا پرید به ایران و سیلی اش را هم خورد. الان هم بیچاره گرفتار این است که چطوری از زیر این بار فرار کند. ما هیچ وقت سر دعوا با کسی نداشتیم، ما برای حفظ اسلام دفاع باید بکنیم، برای حفظ مملکت اسلامی دفاع باید بکنیم. او حمله کرده است و آمده است و شهرهای ما را گرفته است و خرابکاری دارد می کند، بر همه ما واجب است که این شر را از سر مسلمان ها دفع کنیم. ما وارد کشور آنها نشدیم که ما مجرم باشیم، آنها مجرمند که وارد شدند. یک کسی، دزدی می آید منزل یک کسی، اگر این دزد باید دفعش کنند، دزد تقصیر کار است یا آن که دفع کرده؟ صاحبخانه که تقصیر ندارد، دزد آمده این هم باید دفعش کند. حتی اگر به کشتن او هم منجر بشود باید دفعش بکند، مجرم اوست. اینهائی که در سرحدات ولو فرض بکنید که اینهائی که به سرحدات حمله میکنند به ما، ولو فرض کنید که مسلمان هستند، لکن چون حمله کردند دفاع واجب است و کشتن آنها تا دفعشان واجب است. نه اینکه ما سر جنگی داریم، ما می خواهیم عالم در صلح باشد. ما می خواهیم همه مردم، همه مسملمین و غیر مسلمین همه در صلح و صفا باشند، لکن معنایش این نیست که اگر یک کسی بخواهد بریزد در منزل یک کسی و تعدی کند، ما بگوئیم که سر صلح داشته باشید و تن بدهید به ظلم. نه، همانطوری که ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است. دفاع از ناموس مسلمین و جان مسلمین و مال مسلمین و کشور مسلمین یکی از واجبات است. ما داریم به این واجب عمل می کنیم، کشور ما دارد به این واجب عمل می کند، آنها در جبهه و دیگران در پشت جبهه دارند به این واجب عمل می کنند. آن که می آید و فرض کنید که یک ماده منفجره ای را می خواهد پرت کند یک جائی، اگر او را گرفتند و حبسش کردند و اگر هم کار را کرده است یک وقت

صحیفه نور جلد 15 صفحه 102

او را کشتند، این دفاع است، این فساد را از بین بردن است، این دفع فساد است. آن که این کار را دارد می کند مفسد است، نه شمائی که دارید دفع می کنید او را. شما که نمی خواهید که در یک خانه ای ماده منفجره بریزید، شما می خواهید که در منزلتان آن ریخته نشود. این به این است که این اشخاصی که گول خوردند مؤعظه کنیم ما، دائما هم موعظه می کنیم که این جوانها را گول زدند، خودشان رفتند دارند آب سرد می خورند و این جوانها و بچه ها را گول زدند، تا اینها آمدند دارند خرابکاری می کنند و خودشان را گاهی به کشتن می دهند و خودشان را به زحمت وا می دارند. ما اگر هر کس بیاید و توبه کند، توبه اش را، خدا توبه اش را قبول می کند. ما فرض بکنیم که یک کسی هم چون آدم را کشته ولی دمش باید او را بکشد باز میل داریم که توبه کند و لااقل آن دنیایش صحیح باشد. ما میل داریم همه صلح و صفا باشد. همه عالم در صلح و صفا باشند. ما اگر قدرت داشتیم، اصلا باروت را از بین می بردیم و قوای منفجره را از بین می بردیم که اقلا خالی بشود از این جنایت ها. ما نمی خواهیم با کسی دعوا بکنیم، نه با عراق دعوا داریم و نه با فرض کنید جاهای دیگر دعوائی ما نداریم، آنها دعوا دارند، وقتی دعوا دارند تو دهنی می خورند و خوردند، حالا هم از هر جائی هم همچو چیزی پیدا بشود همین مردمند و همین پاسداران هستند و همین ارتش است و همین جوانهای زن و مرد ما، از هر جا تعدی بشود تو دهنی می خورند.
ما که اسلام را خواستیم و می خواهیم، اسلام اجازه نمی دهد که ما تعدی کنیم به یک کشوری، لکن فرموده است که اگر به شما تعدی کردند، بزنید تو دهنشان، اگر یک دسته ای از مسلمین را، در جنگ های سابق این هست، اگر یک دسته ای از مسلمین را کفار سپر قرار دادند، فرض کنید که عراق فاسد یک دسته ای از مسلمین بیگناه را سپر قرار داد و پشت آنها ایستاد که بریزد ایران را بگیرد، بر ما واجب است که مسلمان و غیر مسلمانش را بکشیم. مسلمان ها شهید هستند و به بهشت می روند و کافرهایش کافرند و به جهنم، دفاع واجب است.
و تا شما هستید بحمدالله و تا سپاه پاسداران هستند بحمد الله و تا ارتش هست و تا ملت متعهد به اسلام و فداکار برای اسلام هست این جمهوری هست و این خرابکاری هائی که می بینید اینها چیزی نیستند. خداوند انشاء الله به همه شما سلامت و سعادت عنایت کند و دست ستمکاران را قطع کند و لشکر ایران را پیروز کند.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از افسران و درجه داران شهربانی جمهوری اسلامی و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان خارج از کشور

تاریخ: 1360/06/02

 

برای خاطر قطع ایادی ستمکاران دنیا از ایران، ما مورد ظلم زیاد واقع شدیم

بسم الله الرحمن الرحیم
از قرار مذکور از برادرهای خارج از کشور هم، از پاکستان و اندونزی و بعضی جاهای دیگر هم، اینجا تشریف دارند و امیدوارم که این سفری را که آنها کرده اند به طور شایسته در مسائل ایران و گرفتاری های ایران توجه کنند و کشورهای خودشان را مطلع کنند.
ما در این انقلاب پیروزی های فوق تصور داشتیم و مظلومیت های زیاد. بزرگترین پیروزی تحول یک رژیم دو هزار و پانصد ساله مستکبر و ستمگر به یک رژیم اسلامی که در راه اسلام می خواهد قدم بردارد و انشاءالله بردارد و برای خاطر همین پیروزی عظیم که به دست ملت و برادرهای ارتشی و ژاندارمری و پاسبان های شهربانی که همه متصل شده اند به ملت و این پیروزی را به دست آوردند، برای خاطر همین پیروزی که دنبالش قطع ایادی ستمکاران دنیا از ایران و امید آنکه از جهان باشد، ما مورد ظلم زیاد واقع شدیم. ظلم از طرف ابرقدرت ها که منافع خودشان را از دست داده اند در ایران و از دست رفته احتمال می دهند در سایر کشورهای اسلامی و کشورهای مستضعف هست از آنها خیلی بعید نبود برای اینکه آنها از اسلام سیلی خورده اند و این سیلی را نمی توانند تحمل کنند، از این جهت به مخالفت با ما برخاسته اند و به مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی که تمام مقصدش این است که احکام اسلام را در این کشور پیاده کند.این سیلی که خورده اند آنها، موجب این شد که از همه اطراف به ما هجوم بیاورند و ایادی خودشان را از داخل و خارج تجهیز کنند برای سرکوبی این جمهوری اسلامی یعنی برای سرکوبی اسلام. آنها به حسب موازین خودشان به خودشان حق می دهند که مخالفت کنند.
 

مقابله با اسلام به اسم روحانیت اهل سنت

لکن ما از طرف برادرهای اسلامی مان هم و کسانی که دست پرورده دیگران هستند و آنها را ما برادر حساب نمی کنیم، از آنها هم مورد ظلم و ستم واقع شدیم. منجمله تبلیغات دامنه داری که از طرف بعض روحانیینی که به ظاهر روحانی و در واقع اجیر دولت ها در ممالک اسلامی،بعضی از آنهائی که

صحیفه نور جلد 15 صفحه 108

شاید از رژیم شاه هم بهره برداری می کردند، در طول این مدتی که جمهوری اسلامی راه خودش را گرفته و به پیش می رود آنها ساکت ننشسته اند و با اسم اسلام با اسلام طرف شدند، مقالات نوشتند. آنهائی که برای بگین تبلیغ می کنند و برای صهیونیسم و به نفع آنها، برای جمهوری اسلامی ما و علیه ما تبلیغ می کنند با اسم روحانیت اهل سنت. در صورتی که روحانیون اهل سنت، این قشر مزدور را از خودشان نباید حساب کنند، لکن ما مورد ظلم نسبت به از طرف اینها هم واقع شدیم. البته این صحبت هائی که آنها می کنند و در خارج پخش می کنند ارزشی آنقدر ندارد، حتی پیش آنهائی که آنها را وادار می کنند به این معانی، لکن این برادرهای ما که از ممالک دیگر در اینجا حاضر هستند و آمده اند راجع به جمهوری اسلامی تحقیقات بکنند خوب است یک مقداری زیادتر بمانند و یک تحقیقاتی بیشتر بکنند.
از اولی که این جمهوری اسلامی در ایران تحقق پیدا کرد تاکنون اینها مطالعه کنند و ببینند که چه می گوید و چه می خواهد.آیا ملتی که از اول فریاد زده است که ما اسلام را می خواهیم و جمهوری اسلامی را می خواهیم و با فریاد الله اکبر و لااله الاالله بدون اینکه ساز وبرگ صحیحی داشته باشد غلبه کرده است بر آنهائی که به اسلام اعتقاد نداشتند یا بر ضد اسلام عمل می کردند آیا باز سزاوار است که در بین مسلمین کسی پیدا بشود که مدعی اسلام است و مدعی روحانیت اسلامی، با یک همچو رژیمی که تمامی همش به این است که اسلام را در این مملکت پیاده کند و در سایر ممالک تبلیغ کند، با این باید مخالفت کرد؟
 

ما اسرائیل را قابل آدم نمی دانیم تا اینکه با او ربطی داشته باشیم

ما توقع نداریم از امثال سادات و صدام که سر سپرده کشورهای قدرتمند هستند و سر سپرده آمریکا هستند و در مملکت اسلامی پایگاه برای کفار و برای ستمگران و برای آمریکا می سازند و اجازه می دهند که بسازند. ما از آنها توقع نداریم، برای اینکه آنها به اسلام اعتقادی ندارند و آنها نوکرند، نوکر آمریکا هستند و هر چه او امر کند عمل می کنند. چنانچه این هجومی که به کشور اسلامی کردند بدون هیچ بهانه، به امر قدرتهای بزرگ و خصوص آمریکا انجام گرفت. از آنها ما توقعی نداریم، البته آنها باید با طرق مختلف با ما مخالفت کنند و ما هم نشستیم اینجا که مخالفت های آنها را خنثی کنیم و گوش کنیم. آنها برای یک کشوری که از اول با این طایفه صهیونیسم ملعون مخالفت کردند و ما که قبل از این انقلاب در زمان رژیم منحط پهلوی دائما مخالفت کردیم با آن رژیم فاسد، آنها ما را متهم می کنند به اینکه ما از اسرائیل اسلحه می آوریم. ما اسرائیل را قابل آدم نمی دانیم تا اینکه با او ربطی داشته باشیم. ما بیش از بیست سال است که در هر جا صحبت شده است، در هر جا اعلامیه پخش شده است یکی از اموری که در رأس مسائل ما بوده است اسرائیل بوده است و ستمگری اسرائیل، در صورتی که بسیاری از سران ممالک اسلامی یک قدم همراه نبودند که مخالفت با اسرائیل کنند.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 109


همین صدامی که این بساط را درست کرد و با آنطور که می گویند با نظر خودش برای نجات از این ننگی که بار آورده و حمله به ایران اسلامی کرده است و به شکست رسیده است، برای سرپوش روی این جنایت اسرائیل را وادار می کند که یک مرکزی را که آنها دارند، آن مرکز را بمباران کنند تا یک وسیله ای بشود برای اینکه گفته بشود اسرائیل مخالف با صدام است، مخالف با دولت بعث عراق است. دنبال او یک بهانه ای پیدا می کنند، یک بهانه پوچی پیدا می کنند که خیر، اسرائیل با صدام مخالف است لکن با ماها پیوند دارد. این یک حرف پوچ بچگانه است که به خیال خودشان می خواهند ما را در بین ممالک اسلامی طرفدار اسرائیل حساب کنند. در صورتی که ما از اولی که در این امور و در این نهضت وارد شدیم، یکی از مسائل مهم ما این بود که اسرائیل باید از بین برود و آنها نمی توانند که یک همچو مطلب فاسدی را به کرسی بنشانند، لکن این برادرهایی که از خارج از کشور آمده اند اینجا، بررسی کنند این مسائل را، ببینند که ما با سلاح اسرائیل می خواهیم جنگ بکنیم یا با سلاح ایمان جنگ می کنیم.
ما امروز کشورمان یک کشور اسلامی است و منسجم و همه قوای مسلحه ما با هم منسجم و با ملت هم منسجم. شما الان این برادرهای شهربانی ما را می بینید که در بین روحانیینی که با آنها در تماس هستند آمده اند اینجا وزیر یک سقف، روحانیین و شهربانی مجتمع شده اند و خدمتگزاری خودشان را به اسلام و به کشور اسلامی اعلام می کنند و البته هم در همین راه هستند و من از خدای تبارک و تعالی توفیق همه قوای مسلح را می خواهم و بخصوص شهربانی که خدمتگزار در شهرهاست و البته باید بیشتر از این خدمت کند و من امیدوارم که موفق بشود.
 

کاخ سفید اعلام کرد که از این منافقین باید پشتیبانی کرد

و این گرفتاری های جزئی که در سطح کشور هست و در بین شهرها هست و این دزدهائی که طرفداری آنها را آمریکا می کند و اعلام می کند که باید آمریکا طرفدار این منافقین باشد، اینها را انشاءالله به زودی شرشان از ایران کنده بشود و هیچ اینها قابل ذکر نیستند. اینها یک دزدهائی هستند که گاهی یک جایی یک چیزی منفجر می کنند. کاری که یک دزدی می کند، اینها هم او را می کنند، هیاهوشان خیلی است، صحبت خیلی می کنند ولی واقعیتی اینها ندارند. البته ما بسیار متأثریم از این جوانهائی که از اینها گول خورده اند و خودشان و عائله خودشان و زندگی خودشان را برای اینهائی که امریکا اعلام می کند که طرفداری از اینها لازم است، تباه می کنند.
ما برای این متأثر هستیم و از آنها باز می خواهیم که دست ازاین امریکائی هائی که با صورتهای مختلف در کشور ما ظاهر می شوند و شده اند بردارید و بیائید وارد اسلام بشوید که ضد هر قدرت فاسد است اینها مدعی از اول ادعای این را می کردند که ما مسلمان هستیم و برای اسلام کذا. و من هم از آن اول فهمیدم که دروغ می گویند و بعد هم ما مخالف با آمریکا هستیم، اینها. این هم معلوم بود دروغش لکن آمریکا فاش کرد این مطلب را، اعلام کرد، کاخ سفید اعلام کرد که از این

صحیفه نور جلد 15 صفحه 110

منافقین باید پشتیبانی کرد. و این آدمی که و این آدم هائی که می گفتند که ما مخالفیم با این کشورهای ستمگر، در کشورهای ستمگر رفته اند و با اسلام می خواهند مخالفت کنند، با ملت خودشان می خواهند مخالفت کنند، لکن اینها هیچ دیگر عنوانی ندارند در این کشور، حرف می زنند، مقاله می نویسند لکن در اینجا هیچ جای پائی ندارند.اگر داشتند، اگر از این مملکت یک عشر راه هم می داشتند، می ماندند اینجا لکن اینطور نیست و اینها راهی دیگر برای اینکه بیایند در این کشور ندارند و همان جاها باید مقاله بنویسند و هیاهو بکنند و با ارباب های خودشان بست و بند کنند به خیال اینکه کاری ازشان می آید و کاری ازشان نمی آید.
و من از همه ملت ایران خواستار هستم که باهوشیاری توجه کنند به این خرابکاری هایی که اینها می کنند و پند بگیرند از آن مادری که پسر خودش را آورد و محاکمه کرد که آن یکی از نمونه های اسلام است و دیگران هم اینطور باشند. نصیحت کنند اول اولادهای خودشان، برادرهای خودشان، فرزندان خودشان را و اگر نپذیرفتند، آنها را معرفی کنند تا به وظیفه اسلامی خودشان و به وظیفه ایمانی و ملی خودشان عمل کرده باشند.
و من از تمام قوای مسلح خواستارم که انسجامشان همانطوری که تاکنون بوده است از حالا به بعد هم منسجم تر بشوند و مخصوصاً شهربانی در شهرهایی که هست در تمام کشور، قدرت خودش را زیاد کند و پرسنل خودش را قوی کند و با این اشراری که دزد هستند و مردم را گاهی می کشند و روحانیون را گاهی می کشند، با اینها مقابله کنند و اینها را بفهمند کجا هستند و بررسی کنند و انشاءالله شر اینها را از این کشور بکنند، گرچه اینها چیزی نیستند که ذکری از آنها بشود.
بحمدالله الان کشور ما تمام ارگان هائی که باید درش تحقق پیدا بکند پیدا کرده است و تمام ارگان ها با هم منسجم هستند و آن چیزی را که دیگران می خواستند که بین سران این کشور اختلاف ایجاد کنند و دولت را با مجلس مقابل کنند، قوه قضائی را با دیگران، آنها نتوانستند و امروز تمام ارگان های دولتی با هم منسجم و مقصد اسلام و تمام قوای مسلح با هم منسجم و مقصد اسلام و ایران و تمام ملت با آنها همراه و همفکر و یک همچو ملتی که تمام ارگان هایش با هم منسجم هستند، این دیگر آسیب بردار نیست.
و من امیدوارم که توجه همه افراد ملت ما در این معنا باشد که تا وحدت خودشان را حفظ کنند آسیب نخواهند دید و دشمنان شما دنبال این هستند که اختلاف ایجاد کنند و نتوانستند و انشاءالله نمی توانند.
و این یک مشت جوان گول خورده انشاءالله بیدار می شوند و به دامن اسلام و ملت برمی گردند و حالا که خیانت سران خودشان را به کشور فهمیدند و آمریکائی بودن آنها را به صراحت فهمیدند دیگر عذری ندارند که آنها را طرفدار اسلام یا طرفدار ملت بدانند، اینها باید برگردند به دامن اسلام و راه توبه باز است. اگر خود آنها پیشقدم بشوند و بیایند، قبل از اینکه آنها را بگیرند، به دامن اسلام برگردند، توبه آنها مقبول است و من امیدوارم که این امر تحقق پیدا بکند و آن سرانی هم که در خارج

صحیفه نور جلد 15 صفحه 111

هستند و فاسد هستند اگر چنانچه آنها هم توجه بکنند و راه خطای خودشان را بفهمند باز راه توبه هست گرچه می دانم که آنها توبه نمی کنند. و من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه کشورهای اسلامی و سعادت همه قوای مسلح اسلام و ایران و سلامت همه برادران را از خدای تبارک و تعالی خواستارم و امیدوارم که پرسنل شهربانی هم با توجهی که از طرف روحانیون به آنها هست تمام نقیصه ها را رفع کنند و ایران را برای خودشان به طور شایسته تقویت کنند تا طمع دیگران ببرد از این کشور و انشاءالله کشور مستقل و آزاد برای خود شما باشد.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع اقشار مختلف مردم به مناسبت شهادت برادران: محمد علی رجائی و دکتر محمد جواد باهنر

تاریخ: 1360/06/09

 

منطق ملت ما، منطق قرآن است

بسم الله الرحمن الرحیم
منطق ما، منطق ملت ما، منطق مومنین، منطق قرآن است، انا لله و انا الیه راجعون با این منطق هیچ قدرتی نمی تواند مقابله کند. جمعیتی که، ملتی که خود را از خدا دانند و همه چیز خود را از خدا می دانند و رفتن از اینجا را به سوی محبوب خود،مطلوب خود می دانند، با این ملت نمی توانند مقابله کنند. آن که شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن کوردلان نمی توانند مقابله کنند. اینها یک اشتباه دارند و آن اینکه شناخت از اسلام و شناخت از ایمان و شناخت از ملت اسلامی ما ندارند. آنها گمان می کنند که با ترور شخصیت ها، ترور اشخاص می توانند با این ملت مقابله کنند و ندیدند و کور بودند که ببینند که در هر موقعی که ما شهید دادیم ملت ما منسجم تر شد.
ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قرآن قیام کرده است این ملت را با ترور نمی شود عقب راند. آنها گمان می کنند که افکار مؤمنین و ملت بپاخاسته ما همچون افکار غربزده ها و غرب است که جز به دنیا فکر نمی کنند و جز متاع دنیا جا نمی بینند، اینها هم آنطورند.
ملتی که از اول، از صدر اسلام پیشوایان آن جان خودشان را فدا کردند برای هدف خودشان که آن خدا و اسلام است، به این مسائل و به این امور از بین نخواهند رفت و سستی نخواهند داشت. ملت ما، ملت عزیز ما در تاریخ خوانده است که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه با دست یکی از همین منافقین، با دست یکی از همین اشخاصی که بصورت، اسلام و از اسلام جدا بودند فرق مبارکش شکافت. ملت ما چون علی ابن ابیطالب را فدا کرده است از برای اسلام، فدا کردن امثال این شهدا برای ملت ما یک مسأله مهم نیست، گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند در نظر همه ما عزیز و ارجمندند و آقای رجائی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و همرزم بودند و مرحوم شهید رجائی به من گفتند که من 20 سال است که با آقای باهنر همراه بودم، و خداوند خواست که با هم از این دنیا هجرت کنند و به سوی او هجرت کنند.کسی که هجرت را به سوی خدا می داند و شهادت را فوز عظیم می داند و شهدایی که در صدر اسلام و از صدر اسلام تاکنون داده است عالیتر و بالاتر از تمام افرادی هستند که در این قرن موجودند مثل

صحیفه نور جلد 15 صفحه 113

علی ابن ابیطالب سلام الله علیه و حسن ابن علی سلام الله علیه و حسین ابن علی و اصحاب او سلام الله علیهم و سایر ائمه ما علیهم السلام، آنها همه عمر خودشان را صرف کردند تا اسلام را حفظ کنند و ماهم تمام عمرمان را باید صرف کنیم تا اسلام را که به دست ما سپرده است حفظ کنیم.
من در عین حال که شهادت این دو بزرگوار برای من بسیار مشکل است در عین حال می دانم که آنها به رفیق اعلی متصل شده اند و برای آنها آرامش هست و اینطور گرفتاری هایی که الان برای ما هست دیگر برای آنها نیست و آنها رسیدند به مطلوب خودشان و از این جهت به آنها و به خانواده های آنها و ملت اسلامی تبریک عرض می کنم که چنین شهدایی تقدیم می کنند. در عین حالی که مصائب اینها مشکل است برای ما، لکن کشور ما و ملت ما با تمام قدرت ایستاده اند تا همچو شهدایی تقدیم کنند و هیچ راه عقب نشینی ندارند و فکر نمی کنند به سستی. آن کوردلانی که گمان کرده اند که جمهوری اسلامی با نبود چند نفر از بین خواهد رفت و سقوط خواهد کرد، آنها افکارشان، افکار اسلامی نیست و از اسلام خبری ندارند و از ایمان اطلاعی ندارند و افکارشان، افکار مادی و برای دنیا کار می کنند و به هوای دنیا هستند.
باید دید که اینهایی که اینطور کارها را انجام می دهند انگیزه آنها چیست. انگیزه آنها این است که برای این ملت بعد یک دسته دیگری از صنف خودشان بیایند و حکومت کنند؟ اینها مگر نشناخته اند این ملت را که کسی که انحراف دارد از اسلام و کسی که سرکرده تروریست ها هستند، کسانی که سر کرده اینها هستند و اینها را وادار به خرابکاری می کنند در بین ملت جای ندارند.
ما حکومتمان و افرادی که در راس حکومت بودند چون از همین مردم هستند و از اشخاصی نیستند که از آن بالاها، یعنی آن پائین ها آمده باشند و حکومت کرده باشند بر ملت، از این جهت ملت ما آرام است، دلش مطمئن است به اینکه وقتی که این شهدا نباشند، به جای آنها داوطلبانی برای شهادت حاضر به صحنه هستند. ما در عین حال که برای این شهدا متأثر هستیم و اینها اشخاص ارزنده ای برای ملت و ما و برای جمهوری ما بودند لکن ما باز در صف های دنبال آنها افراد داریم و اشخاص متعهد داریم و اشخاص مؤمن متعهد به اسلام داریم و دنبال او ملت داریم و ملتی که هیچ گونه عقب نشینی در این مسائل نخواهد کرد و با این ترتیب جمهوری اسلامی آسیبی نخواهد دید.
 

جمهوری اسلامی ما وضعی دارد که ملت، خود را از دولت می دانند

در زمان های سابق، زمان رژیم هایی که در سابق بودند، رژیم های سلطنتی وضع اینطور بود که اگر یک سلطانی کشته می شد یا می مرد کشور به هم می خورد. نکته او این بود که آن سلطان و عمال آن سلطان به قدری ظلم کرده بودند بر مردم و بر توده های میلیونی مردم که به مجرد اینکه او از بین می رفت خود مردم قیام می کردند بر ضد حکومت، لکن جمهوری اسلامی ما وضعی دارد که خود ملت یک فردی را می آورند و خود ملت یک فردی را کنار می گذارند و خود ملت وقتی که یک فردی شهید شد به جای او باز یکی را انتخاب می کنند و خود را از دولت می دانند و دولت را از خود می دانند و خود را از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 114

رئیس جمهوری مکتبی می دانند و رئیس جمهوری مکتبی را از خود می دانند از این جهت ولو اینکه رئیس جمهور شهید بشود، نخست وزیر شهید بشود و هر مقامی شهید بشود، ملت ما هیچ خم به ابرو نمی آورند و کسانی دیگر را به جای آنها انتخاب می کنند.
الان سرتاسر کشور ما را اگر چنانچه ملاحظه کنید، تهران با آن جمعیت کثیری که الان در نزدیک دانشگاه متمرکز هستند و سایر شهرها هم مثل تهران، ما بین این جمهوری و جمهوری های عالم و مابین این دولت و دولتهای سابق این کشور می توانید حکومت کنید که چه فرق ها هست. اگر صدر اعظمی در زمان سابق کشته می شد امکان نداشت که مردم، توده مردم، بازار مردم هیچ عکس العملی از خود نشان بدهند الا سرور، الا مسرت.
و امروز که یک نفر از ما و دو نفر شهید معظم از ما رفته است سرتاسر کشور ما به عزا نشسته است و سرتاسر کشور ما انسجام خودش را حفظ می کند و حفظ کرده است و فردا که اعلام می کنند برای انتخاب رئیس جمهور، همه این مردم برای انتخاب حاضرند.
من می دانم که در خارج الان عنصرهایی که با این جمهوری اسلامی بلکه با اسلام مخالف هستند و بوق های خارج و تبلیغاتی، خواهند گفت که این دو نفر که شهید شدند ایران به هم می خورد و خواهند گفت که در عزای اینها مردم بی تفاوت بودند و یا خوشحال بودند و آنها با اینکه می دانند، کوردلانه اینطور انتشارات و تبلیغات را انجام می دهند. الان ببینید که سرتاسر کشور ما امروز در سوگ هستند و در همه خیابان ها و کوچه ها، بازارها در سوگ نشسته اند و الان که به من اطلاع داده اند گفتند جمعیت بیشتر از آنوقتی است که 72 تن شهید شدند.
ملت ما اینطور است اگر بعد از این هم خدای نخواسته اشخاصی شهید بشوند ملت ما همین ملت است و نهضت ما همین نهضت. و آن عمده این است که کاری که برای خداست، نه برای افراد، نه برای اشخاص، نه برای شخصیت ها، این کار رکود نمی کند با رفتن افراد و با رفتن شخصیت ها. کشوری از رفتن شخصیت های خود تزلزل پیدا می کند که ملت او و افراد آن ملت دل به شخص بسته باشند، دل به اشخاص بسته باشند، اما کشوری که دل او به خدا پیوسته است و برای خدا قیام کرده است و از اول، نه شرقی و نه غربی و جمهوری اسلامی را ندا داده است و با بانگ الله اکبر صغیر و کبیر و زن و مردش در صحنه حاضر شده اند و این نهضت را و این انقلاب را بپا کرده اند، همین ملت هستند، برای اینکه خدا هست. رجائی رفت، دیگران اگر نیستند خدا هست. در جنگی که در صدر اسلام بود، ندا در دادند منافقین به اینکه پیغمبر شهید شد، لکن بعضی گفتند اگر شما پیغمبر را می پرستید، شهید شد، به شهادت او ترتیب اثر بدهید و اگر خدا را می پرستید خدا هست ولو پیغمبر رحلت بفرمایند. امیرالمؤمنین سلام الله علیه جان خودش را فدا کرد برای اسلام و شهید شد و اسلام به جای خودش بود. امام حسین سلام الله علیه خود و تمام فرزندان و اقربای خودش را فدا کرد و پس از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 115

شهادت او اسلام قویتر شد.
با رفتن شهدایی با اینکه بسیار ارزشمند بودند و هستند، با رفتن شهدا در عین حال که ما متأثر هستیم، لکن چون ما توجه مان به خداست و برای خداست و ملت ما برای خدا قیام کرده است، با رفتن اشخاص هیچ سستی به خودشان راه نمی دهند و گرفتار این خطا نیستند که افراد یک مسأله ای را ایجاد می کنند.
 

ابن ملجم از عاملین بمب گذاری مردتر است

خدای تبارک و تعالی از اول با شما بوده است و مادامی که شما در صحنه باشید و انشاءالله هستید و خواهید بود، خدای تبارک و تعالی شما را پشتیبانی می کند شما قوی خواهید بود. قوای مسلحه ما در جبهه های جنگ باید توجه بکنند که آنها برای خدا می جنگند نه برای رئیس جمهور و برای نخست وزیر و برای دیگران، آنها دل را قویتر کنند و هر چه اشخاص فاسد به این کشور صدمه وارد می کنند آنها قویتر در مرکز خودشان مشغول به مجاهده و مبارزه باشند. و گمان نکنید که اینها از روی قدرت یک همچو کارهایی را انجام می دهند، یک بمب در یک جا منفجر کردن، یک بچه 12 ساله هم می تواند او را بگیرد یک جایی بگذارد و خود او منفجر بشود، این قدرتی نیست، این کمال ضعف است. من ابن ملجم را از اینها مردتر می دانم برای اینکه او آمد و در حضور مردم کار خودش را کرد و خداوند او را لعنت کند، و اینها آن مردانگی آن نامرد را هم ندارند و به طور دزدی یک کاری انجام می دهند و خودشان را اصلاً ظاهر نمی کنند. اینهایی که از اینجا فرار کردند و از خارج دستور می دهند که مردم را اقتیال کنند و به طور دزدکی بکشند، اینها تز نامردهاست. من امیدوارم که کشور ما به همان طوری که در مقابل همه قدرت ها ایستاد و ایستادگی کرد و زن و مردش و جوان و پیر مردش و بچه و بزرگش در مقابل، مشت ها را گره کرد و ایستاد و قدرت های بزرگ را از مملکت راند و به جهنم فرستاد، انشاءالله الان هم در صحنه هستند و همه اینها ایستاده اند در مقابل اینطور گرفتاری ها صبر می کنند و منطق اینها این است که از خدا هستیم و به سوی خدا می رویم. ما که از خدا هستیم و همه چیز ما از خداست، در راه خدا داریم صرف می کنیم و باکی نداریم و اینطور نیست که گمان کنیم که از اینجا که رفتیم دیگر خبری نیست. آنها باید بترسند که قیامت را هم در همین جا خیال می کنند که هست، بعثت را هم در همین جا خیال می کنند و آن را بعثت امت می دانند نه بعثت انبیا، و قیامت را هم منکر هستند. آنها باید بترسند که مرگ حیوانی را بر مرگ انسانی ترجیح می دهند. و اما جوانهای ما و سردمداران ما که برای شهادت حاضر و آغوش را باز کردند برای شهادت، اینها باکی از شهادت ندارند و ملت ما از این شهادت بسیار دیده است و در این چند سال اخیر صدها شهید داده و هزاران شهید و هزاران معلول، و پایدار ایستاده است و امثال این آقایان که شهید شده اند در عین حال که در نظر ما بسیار ارجمند هستند، لکن آنها پیش خدا رفتند و ما به جای آنها اشخاص داریم مکتبی، انسانی که به شهادت فکر می کند و داوطلب شهادت است.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 116


و من امیدوارم که ملت ما انسجام خودش را بیشتر کند و در صحنه بیشتر از سابق حاضر باشد و امثال این تفاله هائی که مانده اند از رژیم سابق و از اشخاصی که فرار کرده اند، اینها را انشاءالله با نظارت خودشان و با نظر خودشان هر جا دیدند معرفی کنند و قوای انتظامی و نظامی ها و خصوصاً شهربانی بیشتر قیام کند به امر انتظامات و نظام و سایر چیزها. و امیدوارم که شما پیروز باشید و شما پیروز هستید.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیام امام خمینی به مسلمانان جهان و زائران بیت الله الحرام

تاریخ: 1360/06/15

 

پیام امام خمینی به مسلمانان جهان و زائران بیت الله الحرام

بسم الله الرحمن الرحیم
جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاماً للناس قرآن کریم
درود بر حجاج بیت الله الحرام. سلام بر عموم مسلمانان جهان و سلام بر مسلمانان متعهدی که از جهان اسلام بسوی حق شتافته و در جوار خانه خدا وفود نموده اند.
فریضه حج در بین فرایض الهی از ویژگی های خاصی برخوردار است و شاید جنبه های سیاسی و اجتماعی آن بر جنبه های دیگرش غلبه داشته باشد، با آنکه جنبه عبادیش نیز ویژگی خاصی دارد.
مسلمانان متعهد که در این مجمع عمومی و سازمان الهی با لغو امتیازات متحدالشکل و بدون توجه به رنگ و زبان و کشور و منطقه، هر سال یک بار در مواقف شریفه مجتمع می شوند و با ساده ترین و بی آلایش ترین جهات مادی باتوجه به معنویت و وفود علی الله گردهم می آیند و به وظایف و آداب اسلامی عمل می کنند، باید از جهات سیاسی و اجتماعی آن غافل نباشند. علماء اعلام و خطبای معظم مسلمانان را به جهات سیاسی و وظایف بسیار خطیرشان آگاه سازند. وظایف خطیری که اگر مسلمانان جهان بکوشند و به آن توجه کرده و عمل کنند، عزتی که خداوند برای مؤمنین قرار داده است باز یابند و به مفاخر اسلامی -الهی که حق مسلمین است برسند و در پناه اسلام عزیز و زیر بیرق توحید و پرچم لااله الا الله از استقلال و آزادی حقیقی برخوردار شوند و دست مستکبران و عمال آنان را از کشورهای اسلامی قطع کنند و مجد و عظمت اسلامی را باز گردانند.
خداوند تعالی در آیه شریفه ای که در صدر ذکر شد، سرو انگیزه حج و غایت قرار داد کعبه و بیت الحرام را، نهضت و قیام مسلمانان برای مصالح ناس و توده های مستضعف جهان ذکر می فرماید. باید در این اجتماع عظیم الهی که هیچ قدرتی جز قدرت لایزال خداوند نمی تواند آن را فراهم کند، مسلمانان به بررسی مشکلات عمومی مسلمین پرداخته و در راه رفع آنها با مشورت همگانی کوشش کنند. یکی از بزرگترین و اساسی ترین مشکلات، عدم اتحاد بین مسلمین است که بعضی از به اصطلاح سران کشورهای اسلامی منشأ آن می باشند که مع الاسف برای رفع آن تاکنون اقدام چشمگیری نشده

صحیفه نور جلد 15 صفحه 124

است، بلکه جنایتکاران سودجو که از اختلاف ملت ها و دولت ها به سود خودشان بهره برداری می کنند، با دست عمال از خدا بی خبر خود به اختلافات دامن می زنند و هر گاه که شالوده وحدت بین مسلمانان ریخته می شود، با تمام نیرو به مخالفت برمی خیزند و بذر خلاف می افشانند.
امروز تمام دولت ها و بسیاری از ملت های مسلمان می دانند که ملت ایران پس از صدها سال گرفتاری به دست شاهان ستم پیشه و ستمکاران حرفه ای که اسلام عزیز را وسیله غارتگری و چپاول برای خود و قدرتهای بزرگ و اخیراً آمریکای جنایتکار قرار داده بودند و قرآن کریم و اسلام بزرگ را در معرض خطر می دیدند، بپا خاستند و با انقلاب کبیر خود، دولت اسلام را جایگزین رژیم غیر اسلامی و غیر قانونی شاهنشاهی نمودند و دست ابرقدرت ها و خصوصاً آمریکای جهانخوار را از سلطه بر اموال وانفس خود قطع نمودند و امید آن است که دیگر برادران مسلمان گرفتار در چنگال خونخواران و ستمکاران، از این انقلاب اسلامی بهره برداری کنند و دولت های اسلامی با پشتیبانی ملت های خود به انقلاب بزرگ ایران بپیوندند.
امروز دست جنایتکار آمریکا و دیگر قدرت های چپاولگر از آستین بعضی عمال سرسپرده و از خدا بی خبرشان بیرون آمده و از داخل و خارج با اسلحه و قلم های بدتر و جنایت بارتر از سلاح های گرم به این ملت مظلوم حمله ور شده و در صدد شکست انقلاب اسلامی و شکست اسلام عزیز بر آمده اند و از هیچ تهمت و افترا به ملتی که جز به احکام اسلام و قرآن کریم فکر نمی کنند، خودداری نمی کنند و با بهانه های بسیار موهوم، به سرکوبی این انقلاب اسلامی بپا خاسته اند. آنان که از اسلحه گرم برخوردارند همچون صدام، با اسلحه و آنان که سلاح گرم ندارند، با قلم های زهرآگین که از سلاح گرم جنایت بارتر است ملت مظلوم ما را زیر ضربات خود قرار داده اند. طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی از جنایاتی است که بدست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می برند و عمال از خدا بی خبر آنان از آن جمله وعاظ السلاطین که از سلاطین جور، سیاه روی ترند، ریخته شده و هر روز بر آن دامن می زنند و گریبان چاک کنند و در هر مقطع به امید آنکه اساس وحدت بین مسلمین را از پایه ویران نمایند، طرحی برای ایجاد اختلاف عرضه می دارند و اخیراً در بوق های تبلیغاتی تهمت مفتضحانه رابطه ایران با اسرائیل و خریداری اسلحه را پیش کشیده اند به امید آنکه اعراب را از ایران جدا کنند و بین مسلمانان دشمنی ایجاد نموده راه را برای ابرقدرت ها باز و سلطه آنان را هر چه بیشتر افزایش دهند لیکن چه شخص مطلعی است که نداند ایران دشمن سرسخت اسرائیل بوده و هست و نداند که یکی از موارد اختلاف ما با شاه مخلوع، روابط دوستانه او با اسرائیل بود و چه کسی است که نداند ما بیشتر از بیست سال است که در خطابه ها و اعلامیه ها اسرائیل را همردیف آمریکا در ستمگری و دنباله او در تجاوز و غارتگری محکوم کردیم و کیست که نداند در طول انقلاب اسلامی و در شور تظاهرات میلیونی، ملت مسلمان ایران، اسرائیل را در ردیف امریکا دشمن خود خواند و نفت را بر روی آنان بست و خشم و نفرت خود را نثار هر دو کرد. تعجب که این نغمه مشئوم از گلوی امریکا مادر نامشروع اسرائیل و صدام برادر کوچک بگین سر داده شد و بوق های تبلیغاتی آنان خصوصا امریکا

صحیفه نور جلد 15 صفحه 125

به طور وسیعی در پخش آن کوشیدند، چه! که آن ضربه که این دو از اسلام واقعی خورده اند، دیگران نخورده اند و آن نگرانی که آنان از وحدت برادران مسلمان عرب با ایران دارند، دیگران ندارند. آمریکا نگران منافع خود در منطقه است و صدام نگران سقوط و ننگ ابدی برای خویش است. باید مسلمانان و خصوصاً برادران عرب ما بدانند که مسأله اسرائیل و ایران نیست، مسأله اصلی برای جهانخواران شرق و غرب، اسلام است که تواند مسلمانان جهان را تحت پرچم پرافتخار توحید مجتمع و دست جنایتکاران را از کشورهای اسلامی و از سلطه بر مستضعفان جهان کوتاه و مکتب ارزشمند و مترقی الهی را بر جهان عرضه نماید. جهان عرب باید بداند امروز ضربه ای که صدام و سادات به آنها زده اند چنان وحشتناک است که تنها با اتحادشان می توانند جبران نمایند. امروز سادات با دستگیری وسیع برادران مسلمانمان در مصر خدمت خود را به اسرائیل به اتمام رسانده است. اتحاد او با آمریکا و اسرائیل آبروی ملت عرب را ریخته است. اتحاد با اسرائیلی که این روزها علاوه بر جنایاتش در منطقه، دست به جنایت بزرگ دیگری زده است و آن حفاری در مسجداقصی قبله اول مسلمین است که با سست شدن پایه های این مسجد خدای ناکرده قبله اول مسلمین خراب خواهد شد واسرائیل به آرزوی پست خود خواهد رسید.
هان ای مسلمانان جهان! و مستضعفان تحت سلطه ستمگران! بپاخیزید و دست اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرتمندان نهراسید که این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است. جهان باید بداند که ایران راه خدا را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکای جهانخوار، این دشمن کینه توز مستضعفین جهان، با آن مبارزه ای آشتی ناپذیر دارد و حوادث ایران نه تنها ما را برای لحظه ای عقب نخواهد نشاند، که ملت ما را در نابودی منافع آن مصمم تر خواهد کرد. ما مبارزه سخت و بی امان خود را علیه آمریکا شروع کرده ایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادی از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیافرازند. ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندانمان شهد پیروزی را خواهند چشید.
آیا برای مسلمانان جهان ننگ نیست که با اینهمه سرمایه های انسانی و مادی و معنوی، با داشتن چنین مکتب مترقی و پشتوانه الهی تن به سلطه قدرتمندان مستکبر و دزدان دریائی و زمینی قرن بدهند؟ آیا وقت آن نرسیده است که هواهای نفسانیه را کنار گذاشته و با یکدیگر دست مودت و اخوت داده و دشمنان بشریت را از صحنه خارج و به حیات ننگین ستم بارشان خاتمه دهند؟ آیا وقت آن نرسیده است که ملت مبارز و غیور فلسطین، بازی های سیاسی مدعیان مبارزه با اسرائیل را شدیداً محکوم نموده و با سلاح گرم، سینه اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین را بشکافند؟ آیا مسلمانان چه جوابی در مقابل خداوند عظیم که آنان را دعوت به اعتصام بحبل الله نموده و از تفرقه و نزاع نهی فرموده است دارند؟ آیا تکلیف خود نمی دانند که از ملت و دولت ایران که با جهاد مقدس پرچم کفر را سرنگون و پرچم پرعظمت اسلام را برافراشته است پشتیبانی کنند؟ آیا وعاظ السلاطین سرکوبی

صحیفه نور جلد 15 صفحه 126

انقلاب اسلامی ایران را از مخالفت با آمریکا و اسرائیل لازمتر شمارند؟ ما از برادران اسلامی خود در مشارق و مغارب ارض خواهیم که با جمهوری اسلامی ایران همصدا و هم جهت شده و با یاری خداوند متعال شر جنایتکاران را دفع و بساط چپاولگری را از کشورهای اسلامی و بلاد مستضعفین برچینند و به ندای خداوند متعال در این امر حیاتی پاسخ مثبت دهند. و از حجاج بیت الله الحرام تقاضا داریم که برای پیروزی اسلام در مواقف شریفه دعا کنند و پیام ملت ایران و ندای یا للمسلمین این ملت مظلوم را به کشورهای خود برسانند. و از خداوند متعال عاجزانه می خواهیم که توفیق وحدت کلمه و آشنائی به وظایف اسلام را به همگان عنایت فرماید.
والسلام علی عباد الله الصالحین و رحمه الله وبرکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت حجت الاسلام قدوسی و سرهنگ وحید دستگردی

تاریخ: 1360/06/15

 

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت حجت الاسلام قدوسی و سرهنگ وحید دستگردی

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با کمال تأسف و تأثر حجت الاسلام شهید قدوسی به دوستان شهید خود پیوست. شهیدی عزیز که سالیان دراز در خدمت اسلام بود و اخیراً مجاهدات او در راه انقلاب بر همگان روشن است. اینجانب سالیان طولانی از نزدیک با او سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف شناختم. شهادت بر او مبارک، و فود الی الله و خروج از ظلمات به سوی نور بر او ارزانی باد. راهی است که باید پیمود و سفری است که باید رفت، چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازی به لقاءالله رسیدن و این همان است که اولیاء معظم حق تعالی آرزوی آن را می کردند و از خدای بزرگ در مناجات خود طلب می کردند. گوارا باد شربت شهادت بر شهدای انقلاب اسلامی و خصوص شهدای اخیر ما که با دست جنایتکار منفورترین عناصر پلید به جوار رحمت حق شتافتند و افتخار برای اسلام و ننگ و نفرت برای دشمنان دژخیم ملت شریف آفریدند.
اینجانب شهادت دادستان کل انقلاب و سرهنگ وحید دستگردی که در رأس شهربانی و قوای انتظامی در حال انجام وظیفه بودند بدین تحفه الهی نائل شدند را به ملت ایران و به حوزه علمیه قم و به قوای مسلح تبریک و تسلیت عرض می کنم و از خدای تعالی رحمت برای آنان و صبر و شکیبائی برای خانواده محترمشان خواستارم.
ننگ و خسران بر کسانی که گمان می کنند با این شرارت ها ملت شریف ایران را که برای اقامه عدل اسلامی قیام نموده اند از صحنه مبارزه با کفر خارج نمایند و تن به عار و ذلت ابرقدرتهای جنایتکار می دهند. این کوردلان شکست خورده نمی بینند که مادران و پدران و فرزندان و همسران این شهدا چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار می نمایند و چون کوهی در مقابل حوادث ایستاده اند. گوئی اینان از شدت یأس به جنون کشیده شده اند و چو ن خود را مطرود ملت مسلمان می بینند از ملت ایران انتقام می کشند.
از خداوند تعالی هدایت برای جوانان گول خورده و خذلان برای سران از خدا بی خبر آنها خواستارم.
سلام و درود بر شهیدان راه حق. رحمت بر شهدای اخیر اسلام. والسلام علی من التبع الهدی
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پاسخ امام خمینی به تلگرام تسلیت آیت الله العظمی نجفی مرعشی

تاریخ: 1360/06/11

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام تسلیت آیت الله العظمی نجفی مرعشی

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج سید شهاب الدین نجفی مرعشی دامت برکاته
تلگرام تسلیت حضرتعالی در مورد شهادت رئیس جمهور محبوب و نخست وزیر عزیز و اصل و موجب تشکر گردید.
ملت ایران با این شهادت ها منسجم تر می گردند ولی این ضایعات وظیفه حوزه های علمیه را در قبال مسئولیتشان روشن تر گرداند.
از خداوند تعالی سلامت و توفیق آنجناب را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت دولت و نخست وزیر (کابینه 17 شهریور)

تاریخ: 1360/06/16

 

این ترورها، هر چه باشد در کشور ما هیچ تغییری نخواهد داد

بسم الله الرحمن الرحیم
البته این برنامه ای که جنابعالی ذکر کردید همین برنامه ای است که ما می خواهیم و من امیدوارم که موفق بشوید که از برنامه به خارج تحقق پیدا بکند و مثل دولت های زمان طاغوت نباشد که یکی می آمد برنامه می داد، دومی می آمد برنامه ای برخلاف می داد و همین طور، و در عمل هم جز ظلم و تعدی چیزی نبود.
یک دلیل بر اینکه رشد کرده است همه ارگان های ما، همین است که برنامه شما عین برنامه دولت سابق است، همچو نیست که شما حالا بخواهید یک برنامه دیگری درست کنید و چه. همه هم متحد هستید در اینکه هم امنیت داخلی و هم جنگ خارجی باید تأمین بشود و همین طور راجع به اقتصاد و رسیدگی به امور ضعفا که بالاترین چیز است. من امیدوارم که خداوند موفق کند شما را که این برنامه ها را تحقق بدهید انشاءالله، هم نزدیک مدت و هم بلند مدت، هم کوتاه مدت و هم بلند مدت را، انشاء الله موفق باشید. من خواستم چند تا نکته را عرض بکنم: یکی اینکه لابد همه آقایان دانند که در تبلیغات خارج، همه گروه ها تقریباً، همه رادیوهای فاسد تبلیغ کنند که ایران به یک مویی بند است، کانه دیگر اصلا رفته، دیگر این آخر عمرش هست، تمام می شود.ما می خواهیم ببینیم که عدم ثبات یک کشور از کجا باید سرچشمه بگیرد و آیا در ایران یک همچو مطلبی شده است یا نشده است. خوب، یکی این است که عدم ثبات برای این است که چند نفر آدم را در عین حال که بسیار عزیز بودند کشته اند، پس بنابراین حالایی که رئیس جمهور یک کشوری را می کشند، پس معلوم می شود که این مملکت ثبات ندارد. من چند نفر از رئیس جمهورها را می دانستم که، رئیس جمهورهای آمریکا را که کشته اند، لکن گفتم سوال کنم، گفتند که هشت نفر ترور شده اند که چهار نفرشان کشته شدند، چهارنفرشان هم که یکی اش این آخری بود، موفق نشدند که بکشند آنها را. خوب، هشت تا رئیس جمهور آمریکا که بزرگترین کشورهای سرمایه داری است کشته شده است، پس اگر رئیس جمهور وقتی کشته می شود ثبات از بین می رود، باید آمریکا هم ثباتش را از دست داده باشد. خوب، همین اولی که ریگان سرکار آمد ترور شد، همان تقریباً روزهای اول ترور شد، خوب چه شد که آمریکا به هم نخورد؟ و نباید هم به هم بخورد، بنا هم ندارد. دلیل بر اینکه این ترورها هر چه باشد، کشور

صحیفه نور جلد 15 صفحه 128

ما را هیچ در آن تغییر نداده، این، این است که یک نخست وزیری ترور می شود، همان روزش نخست وزیر دیگر تعیین می شود، یک رئیس جمهور ترور می شود، در موعد قانونی اش یا زودتر شاید، یک رئیس جمهور تعیین می شود.
به مجرد اینکه یک ملتی که 15 خرداد را با پانزده هزار نفر شهید به طوری که گفته شده است، پشت سر گذاشته است و 17 شهریور را با آنهمه کشتاری که در میدان شهدا شد پشت سر گذاشته است و ابداً کنار ننشسته، البته بین 15 خرداد تا زمانی که باز چیز شد، این طولانی شد، یک مقداری طولانی شد، لکن از آنوقتی که نهضت دوباره شروع کرد، خوب 17 شهریور یک قضیه ای بود برای ما و فرداست ظاهراً 17 شهریور، آن یک قضیه ای بود برای ایران و کسانی که مطلع از اسلام نیستند و روحیه مردم مسلم را نمی دانند، خیال می کردند شاید آنوقت دیگر خوب، تمام شد، سرکوب شدند و رفتند سراغ کارشان، چندین هزار نفر را در میدان شهدا به مسلسل بستند و مسأله دیگر تمام شد و ما دیدیم که دنبال او زیادتر شد همه چیزها، یعنی قدرت ملت که همان قدرت اسلام است و قدرت الهی است هیچ ابدا تزلزلی در آنها پیدا نشد و دنبال کردند مطلب را. در هر مطلبی که پیش می آید ما می بینیم که این ملت ما مستعدتر می شوند و بهتر پیش روند. بنابراین اگر تزلزل از ناحیه این است که افراد زیاد کشته شدند، در 17 شهریور و 15 خرداد هم چندین هزار کشته شده است و اگر این است که شخصیت ها از بین رفتند، البته ما متأسفیم و می دانیم که شخصیت های بزرگی از دست رفته اند و یادشان گرامی، لکن شخصیت ها اسباب این نمی شود که یک مملکتی که سی و چند میلیون جمعیت دارد و همه مصمم و همه حاضر، یک افرادی که وقتی که همین شخصیت ها به شهادت می رسند، خانواده هایشان و برادرهایشان و بچه های کوچکشان می آیند و صحبت می کنند و دلداری به مردم می دهند، بچه کوچک می آید می گوید که مردم باید به انسجام خودشان ادامه بدهند، یک همچو کشوری که اینطوری شده و این از برکت اسلام است که مردم اینطوری در صحنه حاضرند، وقتی اینطور شد دیگر معنا ندارد که کسی بگوید که به یک مویی بسته است و تزلزل حاصل شده است. خوب، یک نفر البته بسیار عزیز از دست ما رفته است، یک نفر دیگری به جای او می آید یا آمده است، اینها یک مطلبی است که آنها هی به آن می خواهند باد کنند و باد به آن بزنند و بزرگش کنند و اینها. هر قصه ای که در ایران واقع می شود، مشابهش در جاهای دیگر هم واقع شده است، حالا که در ایران واقع شد پس ایران چه خواهد شد، پس چه خواهد شد. نه اینکه اینها نمی فهمند، اینها می فهمند که مسأله ای نشده است، لکن می خواهند خوب صحبت کنند، باید یک صحبتی کرد و این مسأله اسباب هیچ چیز نشده. می گویند فلانی دلداری به مردم می دهد. مردم به ما دلداری دارند می دهند، نه من دلداری به مردم می دهم، این مردمند که دلداری به همه ما می دهند، این جمعیت ها و این زن و این مرد و این بچه و این بزرگ که همیشه حاضرند، دلداری به ما می دهند نه اینکه ما دلداری به آنها می دهیم. این مسائل اصلاً مسائلی نیست که متزلزل کند یک ملت را و یک دولت را. دولت ما الان همان دولت است و ملت ما همان ملت است و مجلس ما همان مجلس است و اگر خدای نخواسته باز هم خیانت کنند و این دولت را، ما ها را از بین ببرند باز هم همین مردمند

صحیفه نور جلد 15 صفحه 129

و باز هم همین ملتند و باز هم همین بساط. هیچ ما تزلزل روحی، هیچ نداریم ما، هیچ کداممان، بچه های کوچکمان ندارند، زن ها تزلزل ندارند، جمعیت های میلیونی مردم هیچ تزلزلی ندارند. البته آنها هر چه دلشان می خواهد گویند، ورشکسته هستند، رفته اند از بین، خوب ما متوقع نیستیم کسانی که ورشکسته اند و فرار کردند و رفتند، برای ما تعریف کنند، البته باید بگویند و بیشتر از اینها هم باید بگویند که خیر، اسلام چطور شد، اسلام.
 

سادات هم جزء اسلام شناس هاست، اخیرا هم کارتر، فردا بگین!

من فکر می کردم که اسلام شناسی، قبلاً یک مقاله ای کسی می نوشت می شد اسلام شناس، چند تا مقاله در روزنامه، در یک جا می نوشت می شد اسلام شناس گاهی یک کسی یک تاریخی می نوشت، می شد اسلام شناس، بعد کتاب سوزی هم می کرد مثل کسروی، بلکه دعوی نبوت هم می کرد. اسلام شناسی تقریباً رو به تورم است، خوب صدام هم اسلام شناس شده است، آقای سادات هم جزء اسلام شناس هاست که تشخیص دهد که فلان امر موافق اسلام است، موافق اسلام نیست، اخیراً آقای کارتر هم جزء اسلام شناس هاست، در یک جلسه ای که مسافرت کرده است، گفته است این کارهائی که در ایران، فلان می کند موافق اسلام نیست، خوب معلوم شد که ما اسلام شناس داریم که به ابعاد اسلام شناسی اضافه می شود فردا بگین هم اسلام شناس می شود و یا شده است این. هی می گویند موافق اسلام نیست، اسلام چطور. خوب شما که اسلام را نمی دانید با صاد می نویسند یا با سین می نویسند، شما به اسلام چکار دارید؟ یک کتاب می نویسد بعد می گوید من اسلام شناسم، اسلام را من می شناسم. آن یکی یک مقاله می نویسد، می گوید من اسلام شناسم و اشخاصی که مثلاً هشتاد سال زندگی کردند، هفتاد سال زندگی کردند همه اش هم در اسلام بودند، نه اینها نمی دانند، لکن آقای کارتر می داند و رفقای ایشان.
 

اگر یک روزی اینهائی که شکست خورده اند به ما خوب نوشتند، آنوقت ما مصیبت داریم

در هر صورت، این مسائل برای انقلابات هست که هم آنهائی که خارج و داخل ضرر دیدند، باید البته بد بگویند. ما نباید متوقع باشیم که اینهائی که شکست خوردند و رفتند، برای ما خوب بنویسند، یا ما نباید متوقع باشیم که روزنامه های آمریکا و کسان دیگر به ما چیزهای خوب بنویسند. خوب، آنها رفته اند از بین، منافعشان از دستشان رفته است، خوب کسی که تمام منافعش را شما از او گرفتید، ملت ما همه منافع آمریکا را گرفته، الان یکشاهی ندارد که یک سیر نمی تواند نفت از اینجا صادر کند و همین طور سایر کشورهایی که منافعشان از دستشان رفته نباید ما متوقع باشیم که اینها برای ما مقاله عرض بکنم که خوب بنویسند، البته آنها باید به ما فحش بدهند. اگر یک روزی اینها به ما خوب نوشتند، آنوقت است که ما مصیبت داریم. من یک وقتی این کلمه را گفتم که اینها

صحیفه نور جلد 15 صفحه 130

نمی فهمند، اگر می فهمیدند می آمدند تعریف از فلان آدمی که مثلاً پیش مردم یک ارزشی دارد، هی شروع می کردند تعریف کردن، همین اسباب این می شد که ارزشش از بین می رفت. اگر بگین به ما فحش بدهد ما ارزشمان شاید پیش مردم، اگر باشد، زیادتر بشود. به دولت ما بد بگوید بگین یا صدام یا دیگران که در این طریق هستند، آنها اگر به ما بد بگویند، من می گویم خوب حق دارند برای اینکه صدام می خواست که سه چهار روزه یک کشوری را بگیرد حالا یک سال است که باز می بینیم که او شکستش زیاد است و ما بحمدالله جلوتر داریم می رویم و انشاءالله زودتر هم جلو خواهیم رفت. وقتی صدام می بیند تمام آبرویش بسته به این است که یک کاری بکند، یک صلحی، یک صلحی که برای او لااقل یک قدری سرپوش باشد بکند و ایران حاضر نمی شود مذاکره کند مگر اینکه او کنار برود و از بین برود، خوب البته او باید دشمن بشود و بگوید که ما پنج هزار نفر را کشته ایم. همین چند روز که شکست فاحش در دو سه جا خوردند، او گفته است که ما پنج هزار نفر از ایرانی ها را کشتیم و چه کردیم و چه کردیم. خوب اگر این را نگوید، چه بکند؟ باید یک همچو چیزهایی بگوید. یا آنهایی که از اینجا شکست خوردند و رفتند، اگر این شیطنت ها را نکنند، چه بکنند؟
اگر از یک ملتی که آنها را بیرون کرده است و بجای آنها وفاداری خودش را به اسلام اعلام کرده است و در خیابان ها می ریزد و اعلام می کند و می گوید که ما خودمان حاضریم بیاییم شماها را حفظ کنیم و دولت خودمان را، مجلس خودمان را حفظ کنیم، این چیزی را که از ملت می بینند که در غیاب آنها، آنها فرار کردند و در غیاب آنها مردم اینطور سرشوق هستند و اینطور مردم متوجه به حفظ دولت خودشان هستند و مجلس خودشان هستند، خوب آنها باید به ما بد بگویند، نمی شود نگویند، باید ما را خونخوار حساب کنند که اینها آدمکشند و اینها. آنها خودشان این آدم ها را می کشند، بسیار مردم صالح خیلی خوبی هستند که رجائی را، آقای باهنر را نمی دانم آقای قدوسی را، اینها را کشته اند، خیلی آنها کارهای بزرگ کرده اند!!
 

ایران با ثبات ترین ممالک است و این انفجارات دلیل بر ثباتش هست

این کار بزرگی نیست که یک بمب بگذارند یک جائی، بکشند یک نفر را. این کارها، انفجارات، الان در همه دنیا هست چهارتایش هم اینجا باشد. ما وقتی مقایسه کنیم مملکت خودمان را بر همه ممالکی که در عالم هست، با ثبات تر از مملکت ما کدام مملکت است؟ کجاست که وقتی یک نخست وزیر ترور بشود به مجرد اینکه شد، یک نخست وزیر دیگری به جای او می آید و زمام امور را دست می گیرد؟ کجاست که یک رئیس جمهوری وقتی که با یازده میلیون به قول خودشان رأی دارد، وقتی مردم ببینند انحراف پیدا کرد همان یازده میلیون بر ضد او قیام می کند که نتواند در این کشور بماند و فرار کند با آن وضعی که داشته است و دنبالش رئیس جمهور تعیین کردند. کجاست که اینطور ثبات داشته باشد؟ کجاست که هیچ یک از ارگان هایی که الان هست، متزلزل نشده اند به واسطه کشتن یکی یا دو تا؟ در صورتی بود که یک شاه مردگی سابق البته اینطور بود تا یک کسی می مرد، شاهی

صحیفه نور جلد 15 صفحه 131

می مرد، فوراً در همه جا شلوغ می شد، حالا ما دیدیم رئیس جمهور شهید شد و همه ایران ثباتش محفوظ است و بالاتر شده است و همه برای او سینه زنند و عزاداری می کنند و از همه می خواهند که حفظ کنید دیگران را. چه ثباتی نیست؟ چه تزلزلی در ایران هست؟ همه جهاتش تمام است، همه جهاتش خوب است. البته ما خرابکاری هم زیاد شده است در ایران که ما باید اصلاحش بکنیم و شما آقایان باید اصلاح بکنید، باید همه، هر یک وزارتخانه خودش را بسیار در تحت نظر بگیرد و اشخاصی را که شناسند، اشخاصی را که سابقه شان را دارند بیاورند و اشخاص ناشناس را، اشخاصی که احتمالاً یک چیزی هست، امروز احتمالش منجز است، برای اینکه احتمال، احتمال کشتن یک مسلمی است یا چند تا مسلمان.
در هر صورت بحمدالله ایران با همه حرف هائی که همه بوق های خارجی دارند می زنند و ایران را کانه دیگر هیچ در ایران کسی نمی تواند در خانه خودش هم حتی زندگی کند و آنطوری که نمایش می دهند الان رفته از بین، دیگر خبری نیست در ایران جز اینکه چند نفر را هی می کشند، هی هر روز می کشند دیگر خبری در کار نیست رغم انف همه اینها، ایران باثبات ترین ممالک است الان و این انفجارات و اینطور چیزها دلیل بر ثباتش هست، اگر متزلزل بود، این کارها نمی شد، همان می گذاشتند به تزلزل خودش از بین برود. آنها طرحشان این بود که بگذارید خودشان، خودشان را از بین ببرند، دیدند نمی شود، حالا ایستاده اند که انفجار پیدا کند.
هیچ مملکتی با انفجار از بین نمی رود و هیچ مملکتی با ترور از بین نمی رود، تمام ترورها را روی هم وقتی که بگذارند تا آخر هم وقتی بشود، به اندازه 17 شهریور ما شهید نمی دهیم و مردم 17 شهریور را شهید دادند و آنطور شهید دادند و آنطور فداکاری کردند و ابداً تزلزلی در ایران حاصل نشد و پیش رفتند و آنوقت در آن حالی که آنها داشتند سرکوب می شدند، به پیش رفتند و شاه را از بین بردند و همه آنهائی که در اینجا منفعت داشتند منافعشان را قطع کردند.
حالا که بحمد الله دیگر ما مقابلی نداریم، چهار تا دزد که مقابل نمی شود، این دزدها همیشه بودند. همیشه ایران اینطور مسائل را داشته منتها ما از هر کسی از بعضی جاهایش اطلاع داریم، مثلاً ما دیدیم که در همان طرف های ما دزدها می ریزند یک ده را غارت می کنند، در زمان همان سلطنت سابق، رژیم قبل از این رژیم، می ریختند یک عده را غارت می کردند، می ریختند مردم را می کشتند. در همه جای ایران این شلوغی ها بود، منتها آنوقت وسائل نبود که همه جمع بشود توی روزنامه نوشته بشود، یا اخیراً نمی گذاشتند در روزنامه ها چیزی بنویسند یا آنوقت روزنامه ای نبود تا بنویسد، می آمدند غارت کردند، مردم را می کشتند، چه می کردند دزدهای سرگردنه، آنوقت از یک گردنه ای اگر مردم می خواستند رد بشوند، نمی توانستند رد بشوند معذلک ایران سرجای خودش بود. الان ما نه دزد سر گردنه اینقدرها داریم و نه اینقدرها کشتاری در کار هست، اینقدرها غارتگری در کار هست، اینها نیست. در هر صورت ما نمی ترسیم از اینکه به ما بگویند چه شد و ما بحمدالله در داخل مان وقتی که ملاحظه می کنیم، خوب بیایند اشخاصی هم که در خارج هستند و خیال می کنند یک همچو مسائلی است

صحیفه نور جلد 15 صفحه 132

بیایند ببینند و مطالعه کنند ایران را، ببینند دولتش آیا نقصی دارد؟ آیا تزلزلی در دولت هست؟ آیا مردم متزلزلند؟ بازارهای ایران بسته شده است؟ اعتصابات در کار است؟ از هیچ یک از اینها نیست، مردم زندگیشان سر جای خودش و به زندگی خودشان، روزمره خودشان دارند ادامه می دهند و همه هم حاضر در وقعه هستند و در صحنه هستند و کشور را از خودشا ن می دانند و دولت را از خودشان می دانند و همه چیزهابه دست خودشان هست و هر وقت هم هر یک از شما آقایان خدای نخواسته تخلفی بکنید خود مردم به حسابتان رسند، این مردمند که در صحنه هستند. بنابراین ما چه تزلزلی داریم که هی، هر روز در این مقالاتشان می نویسند و برای من می آید، این خبرگزاری ها می دهند برای من، هر روز نوشته می شود به اینکه ایران دیگر رفته از بین و تمام شد و عرض می کنم کجایش تمام شد؟ همین ایران هست و همین بازارها به جای خودش هست و وفور نعمت هم بحمدالله هست، البته گرانی هم هست، گرانی کجاست که نیست؟ جای دیگر مگر گرانی نیست؟ همه جای دنیا گرانی است، همه جای دنیاانفجار است، همه جای دنیا خرابکاری است، ایران را اگر مقایسه کنیم با ممالک دیگر، معلوم نیست که بیشتر از آنها این چیزها را داشته باشد، بنابراین ما چه گرفتاری داریم؟ شما با دل محکم و دژ شما اسلام است، پشتوانه شما خدای تبارک و تعالی است، صاحب این مملکت امام زمان سلام الله علیه است، با دل محکم مشغول کارتان بشوید و از هیچ یک از این مسائل نترسید.
البته باید اوضاع امنیتی هم با کمال دقت ملاحظه بشود برای اینکه هر یک از شما مؤظفید که خودتان را حفظ کنید، وظیفه اسلامی است که خودتان را حفظ کنید و علاوه بر این، وظیفه حالا بیشتر است از سابق از حفظ خود آدم و به مسائلی که مردم دارند رسیدگی کنید و کارها را انشاءالله بر وفق مراد اسلام و خودتان انجام بدهید و مؤفق و مؤید باشید انشاءالله و سلامت باشید انشاءالله.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی

تاریخ: 1360/06/17

 

اینها هر نفری از ماها و شما را شهید بکنند به نفع اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
من گاهی فکر می کنم که از اولی که این نهضت شروع شد، که باید گفت مبدأش 15 خرداد بود، تا حالا هر قصه ای که واقع شده است و هر چیزی که ما از دست دادیم، آیا ما در ازائش دریافتی کرده ایم یا نه. مثلا آنوقتی که قبل از 15 خرداد که خوب، یک اجتماع کوچکی برای مخالفت با آن چیزهائی که آنوقت واقع شده بود چیز شد، آنوقت اگر چنانچه شاه مخلوع به ما یک روی خوشی نشان می داد، این انقلاب حاصل نمی شد. اگر قبول می کرد، ما مسائل خیلی بزرگی آنوقت نداشتیم. اگر آنوقت قبول می کرد آنها را، خوب، قهر است می شدند آنهائی که چیز بودند و نمی رسید به این مسأله. آن سختی هائی که آنها کردند که حالا من بخواهم یکی یکی آنها را بگویم یادم هم نیست، طولانی هم هست، در ازای آن فشارها و آن گاهی فحاشی هائی که می آمدند بخصوص پیش آقایان می کردند، البته من راهشان ندادم اما یک وقت آمدند، گمان هم می کنم آنوقتی بود که مرحوم آقای حکیم یک تلگرافی کرده بود و آنها می خواستند جلو بگیرند از جواب گمانم این بود که شاید قبل هم بود آمدند که می خواهند چند نفری هستند، بیایند از طرف دستگاه شما را ببینند. من گفتم که من با آنها ملاقات نمی کنم از باب اینکه اینها اشخاصی هستند که اگر بیایند یک چیزی اینجا بگویند، دروغ می روند می گویند و من ملاقات نمی کنم. لکن با بعضی آقایان دیگر ملاقات کرده بودند و آن آقایی که با او ملاقات کرده بودند، عصر همان روز آمد با حال وحشتناک پیش من گفت که اینها آمدند و می گویند که ما می ریزیم در منزل هایتان، اگر جواب آقای حکیم را بدهید می ریزیم در منزل هایتان خودتان را چه کنیم، زن هایتان را چه می کنیم و از این حرف های اراذلی، و حالا باید چه بکنیم؟ گفتم شما هم باور کردید حرفشان را؟ گفت ما چه بکنیم؟ من همان وقت پاشدم جواب آقای حکیم را دادم. اگر آنوقت هم به ما اینها یک روی خوشی نشان می دادند و چه می کردند باز ما یک بهره حسابی نمی توانستیم برداریم، منتهی نمی شد به اینها و اگر 15 خرداد پیش نیامده بود و آن کشتار ناهنجار و ظلم و ستم بزرگ واقع نشده بود، باز ممکن بود که منتهی به این مسائل نشود. در هر قصه ای که واقع شد، یک بهره ای قهرا برداشته می شد. اگر چنانچه 17 شهریور آن مسائل واقع نمی شد و آنها گذاشته بودند مردم صحبتشان را می کردند، چه کردند، منتهی به این نمی شد که باید برود، یا آنها یک چیزهائی را که

صحیفه نور جلد 15 صفحه 138

آنها می خواستند آنوقت، شاید آنوقت خیلی چیزهای مهمی هم نبود، یا شاه معدوم می گفت که من حاضرم که عمل کنم به قانون اساسی و چه بکنم، خوب این صحبت ها پیش نمی آمد لکن آن شرارتی که آنها کردند، در مقابلش بهره اش این بود که منتهی شد به سقوط، سقوط شاهنشاهی 2500 ساله. در هر قصه ای که پیش آمد و به ما صدمه ای وارد شد، در ازای او یک بهره خوبی ما برداشتیم. شما می بینید که در زمانی که مرحوم آقای بهشتی زنده بودند، چه وضعی پیش آوردند این اراذل و ایشان را یک چهره دیگری نشان داده بودند که آن روز در خیابان ها هم بر ضد ایشان تظاهر می کردند، صحبت می کردند و نمی دانستند قصه را. شهادت ایشان اسباب این شد که یک بهره بزرگی ما برداشتیم و آن اینکه ثابت شد که آن انحراف بوده است، آن کار آنها انحرافی بوده است و همین طور هر قصه ای که اینها خواستند از آن بهره برداری کنند، ما بهره برداری کردیم و البته ما خیلی خسارت به ما وارد شد لکن خسارت در مقابل اسلام، یعنی ما مقصد داشتیم، هدف داشتیم و هدف ما یک هدف الهی بود و روحی بود. افرادی را که از دست می دادیم البته مهم بودند لکن در راه هدف، اگر بهره برداری برای هدف بود ارزش داشت و ما بهره برداری کردیم برای هدف. اگر این مسائل واقع نشده بود، شما، حزب شما هم می دانید چه جوری بود وضعش بین مردم؟ بین مردم شماها را یک صورت کریهی، حزب حاکم، الان هم دارند در خارج هی حزب حاکم، حزب حاکم می گویند و شماها را که در رأس حزب هستید، یک صورت مشوهی آنوقت نشان می دادند که شاید مردم غیر آگاه همه شاید قبول می کردند که مسأله این است و اینها هستند که دارند انحصار طلبی، اینها هستند که دارند همه چیز را برای خودشان چه کنند، اینها هستند که دارند اسلام را چه می کنند. از این مسائل هی پیش می آوردند لکن هر ضرری که به ما وارد شد یک نفعی هم پهلویش بود بزرگتر، یعنی ما عمده نظرمان این بود که برای اسلام نتیجه بگیریم، ما می خواستیم بهره برداری برای اسلام بکنیم. پانزده هزار جمعیت در 15 خرداد از دست مسلمانان آنطوری که می گفتند رفت و این نیروی بزرگی بود برای اسلام لکن در ازای آن یک ظلم 2500 ساله و ستم 2500 ساله مبدأ این خرابی و بعد تلف شدن او داشت. یا 17 شهریور که امروز است، خوب آن صدمه وارد شد به ایران و اشخاص شاید خیال می کردند دیگر مسأله تمام شد لکن بهره ای که اسلام از این برداشت، همان بهره هائی بود که در صدر اسلام از کشتن سیدالشهدا سلام الله علیه برداشته می شد.
آنهائی که توجه به این مسائل معنوی ندارند، در آنوقت اگر مثلا کسانی بودند، می گفتند که سیدالشهدا آمد اینجا و همین چرا آمد. خوب، (چرا) آنوقت می گفتند، مقدس هائی که آنوقت آنوقت آنجا بودند، اینها چرا را می گفتند که خوب چرا رفت؟ چرا بچه هایش را برد؟ اول هم از ایشان سؤال می کردند که چرا اینها را می برید. لکن شهادت سیدالشهدا که در اسلام بسیار ناگوار بود، چون در راه عقیده و مقصد بود و عقیده را پیش برد، یعنی همان شهادت، بساط بنی امیه را پیچید به هم و از بین برد، تمامش کرد. و در هر موقعی که هر چه واقع شد، خدای تبارک و تعالی حالا در این مواقعی که برای ما پیش آمد خدای تبارک و تعالی یک چیز زیادتری نصیب ما کرد قهرا بدون اینکه دیگر محتاج باشد به

صحیفه نور جلد 15 صفحه 139

اینکه تبلیغات اطرافش بشود و اینها.
شما دیدید که صبح آن روزی که مرحوم آقای بهشتی و آن هفتاد نفر مظلوم در آنجا، آنطور به وضع فجیع شهید شدند مردم فرق کردند، یکدفعه تمام صحبت ها برگشت. همان هائی که بهشان تزریق کرده بودند که این آدم چطور و کذا و کذاست و آنطور برای ایشان شعار ضد ایشان می دادند، یکدفعه شعارها برگشت و به نفع ایشان شد یعنی به نفع اسلام شد. حزب شما هم معرفی اش آنطوری که در آنوقت می کردند همین طورها بود که این حزبی است که حزب حاکم و انحصار طلب و کذا و کذا و چنان. خوب، من افراد البته تمام حزب را که من نمی شناختم و نمی شناسم لکن افرادی که این حزب را ایجاد کردند، خوب، من شناختم، من آقای خامنه ای را بزرگش کردم، من آقای هاشمی را بزرگ کردم، من آقای بهشتی را بزرگش کردم. دیدم اینها از اول تا آخر، بسیاری از اینها، خوب، من می شناختم که اینها اشخاصی نیستند که نه انحصار طلب به آن معنائی که آنها می گویند، البته انحصار به این معنا که باید اسلام باشد و غیر اسلام نباشد، همه ما انحصار طلبیم و اسلام اصلاً اینطوری است. پیغمبر اسلام هم لا اله الا الله این انحصار است دیگر یعنی فقط همین، دیگر غیر از این نه، ما هم حرفمان این است که فقط اسلام غیر از این نه. این انحصاری که می گویند، اگر این است، مسلمین همه انحصار طلبند، پیغمبرها هم همه انحصار طلب بودند و خدای تبارک و تعالی هم انحصار طلب، انحصار، این صحیح است. انحصار طلبی فی نفسه یک امر فاسدی نیست که هر انحصار طلبی فاسد است. انحصار که بخواهد همه چیز را به نفع مادیت تمام بکند، برای خود آدم باشد، این انحصار طلبی فاسد است. البته اگر چنانچه شما و ما و هر کدام اینها بخواهیم بهره برداری برای خودمان بکنیم از این شهدائی که خون خودشان را دادند، ما هم انحصار طلبی به آن معنای فاسدش هستیم، اما من که شماها را می شناختم و می دیدم اینطوری نیست مسأله و مقصد شما اسلام است، خوب من گاهی هم به اشخاص می گفتم که صحیح نیست. در هر صورت شهادت آقای بهشتی و این هفتاد نفر مظلوم یکدفعه متحول کرد مردم را به اینکه کم کم بیدار شدند. الان بعضی از آن اشخاص که در آنوقت چیزهائی مثلاً می گفتند، برگشتند و پشیمان شدند و اظهار ندامت می کنند و توبه می کنند و مثل قضیه تائبین شده است الان و هر قصه ای که واقع می شود اینطور است. آقای قدوسی خدا رحمتش کند، خوب من می شناختم چه آدمی است و چقدر به این آدم چیز کردند که مردم را دارد چه می کند، می کشد، چه می کند، فلان می کند، و من می دانستم چه آدمی است. محتاط، در احتیاط، حتی در این مالیات آنقدر از او شکایت می کردند که این آقا احتیاط می کند نمی گذارد یک چیزی را که باید خرج کرد، خرج کند لکن وقتی که به شهادت رسید، یک دفعه یک دسته بیدار شدند که اینها یک همچو افرادی را دارند شهید می کنند. اینها هر نفری از ماها و شما را شهید بکنند، به نفع اسلام است و ما از این خوفی نداریم و به ضرر آنهاست. اگر اینها از روی عقل عمل کرده بودند و آنطوری که بعضی جبهه های سیاسی عمل می کنند که آنها هم مثل همین هایند، اگر اینها از روی عقل عمل کرده بودند، حالا هم رئیس جمهور همان بود و هم آن وکلائی که فاسد بودند همان جا بودند و می توانستند که به تدریج کم کم بکشانند این

صحیفه نور جلد 15 صفحه 140

جمهوری اسلامی را به مسائل غربی، همه هم رو به غرب نماز خواندند لکن خدا خواست اینکه اینها نتوانند خودداری کنند و سیاست را نمی فهمیدند، نمی فهمیدند که چه جور باید رفتار کرد، ملت را نشناخته بودند، اسلام را توجه به آن نداشتند، ملت مسلم را نمی دانستند یعنی چه و این بود که دستپاچه شدند و زود خودشان را لو دادند، آنطور هر صحبتی که کردند لو دادند و یک قدری پایه شان سست شد تا وقتی که واقعاً قیام کردند و عرض می کنم که معلوم شد که اینها با کی ها مربوطند و از کجا آمدند و با کی روابط داشتند و با چه بوده و خودشان خودشان را از بین بردند. خدای تبارک و تعالی گاهی اینطور می کند که یک کسی خودش خودش را زمین بزند مثل، مثل آن که روی شاخه نشسته بود و پائینش را اره می کرد، اینطور شد که خودشان خودشان را از بین بردند و برای ما همه اینها صلاح بود، یعنی انسان می فهمد که خدای تبارک و تعالی عنایت دارد به این ملت با شهادت، همانطوری که عنایت به اسلام داشت و با شهادت بزرگان ما اسلام را بزرگ کرد، حالا هم همین طور است که خدای تبارک و تعالی عنایت به این کشور دارد و با دست دشمن ها این اسلام و این کشور را دارد حفظ می کند به دست خود آنها، به دست خود آنها خودشان را رسوا می کند و آن راهی که آنها پیش گرفته بودند که ما را منحرف کنند و ببرند آن طرف، با دست خودشان راه خراب شد. این از چیزهائی است که ما تدبیر نمی توانیم بکنیم، خداست که اینطور تدبیرها را می کند و ما دلمان بسته است به یک مبدائی که آن همه چیزها در دست اوست.
 

اینها هر عملی کردند انحرافشان معلوم شد و الان از ایران اینها همه شان دیگر مأیوسند

و آن چیزی که می خواهم به شما آقایان بگویم اینها از اول معلوم شد که بنای شیطنت داشتند، همانطوری که دولت های بزرگ اینطور هستند. آنها یکدفعه یک کسی را نمی آورند خلق الساعه در اینجا بگذارند که کار انجام بدهد. آنها از اولی که نقشه استعمار همه جا را کشیدند در هر جائی مامورینی دارند بسیار مقدس، بسیار خوب، در لباس ملیت، در لباس روحانیت، در همه چیزها دارند آنها. یک وقت آدم می بیند که این آدمی که سی سال می گفت که ای ملت، ملت، کذا، یک وقت بختیار از کار در می آید. باید خیلی توجه به این معنا داشته باشید که اینها، از آنها چیزی نباشد که در آن آنها باشد، ممکن است یک وقت یک جمعیتی را منحرف کنند با تبلیغات و با چیزها یواش یواش منحرف کنند و ممکن است وقتی که از انحراف عاجز شدند، انفجار درست کنند. یا انحراف است یا انفجار. الان اینها همه مایوسند از اینکه ملت ایران را اینها بتوانند منحرف کنند، اینها هر کاری کردند ملت ایران فهمید اینها منحرف هستند، هر صحبتی کردند انحرافشان معلوم شد، هر عملی کردند انحرافشان معلوم شد و الان مایوسند از اینکه بتوانند به طور سیاسی عمل بکنند، به طور سیاسی که از آن بهره برداری سیاسی بکنند. از ایران، اینها همه شان دیگر مایوسند، آمریکا هم مایوس است، البته آمریکا برای دراز مدت تا دویست سال بعد هم ممکن است نقشه هائی دارد، اما اینهائی که بطور بچگانه دارند عمل می کنند اینها دیگر کارشان، همه چیز تمام شد، اما وقتی کارشان تمام شده و مایوس از همه جا

صحیفه نور جلد 15 صفحه 141

شدند، مثل همان گربه ای که به شیر می پرد، وقتی مأیوس شد همان کار را کند. الان اینها دارند کارهای مایوسانه می کنند و می بینند که خودشان چیزی نیستند، می گویند خوب حالا که ما نیستیم اینها هم نباشند. چنانچه من به آقای رفسنجانی این را مکرر گفته ام که شما باید، این یکی از مسائل مهم است، مجلس الان یکی از مسائل مهم است و حتما بدانید هدف است مجلس، از اول هم بوده، مجلس هدف است و شما باید آنجا را یک اشخاصی که می خواهند حفاظت آنجا را بکنند یک اشخاصی باشند که صد در صد بشناسید اینها را، بدانید که اینها که می خواهند حفاظت کنند، چه اشخاصی هستند، یا همان که آدم را می خواهد حفاظت کند همان است که فاجعه به بار می آورد. در هر صورت در عین حالی که ما هر قضیه ای انجام گرفت و انجام بگیرد به نفع اسلام و به نفع ملت مسلمان ماست لکن ما هر یک از شما را لازم داریم، هر یک از شما لازم است برای این مملکت، رفتن هر یک از شما فاجعه است. آنها که رفتند فاجعه بود، بهره برداری هم شد ماها هم برویم همین است لکن باید ما نگذاریم اینطور بشود.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه آقایان را می خواهم و من امیدوارم که روزنامه شما که حالا دیگر آن مسائلی که قبل بود دیگر ندارد، یک روزنامه ای باشد که هدایت کند مردم را، هادی باشد برای همه روزنامه ها، باید همین طور باشد و شما موفق باشید که روزنامه تان یک روزنامه اسلامی آبرومند، مفید برای جامعه اسلامی و برای کشور اسلامی ما انشاء الله تعالی باشد.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع ائمه جماعات استان خراسان و گروهی از روحانیون کاروان های حج عازم بیت الله الحرام

تاریخ: 1360/06/18

 

دولت های قدرتمند، خصوص آمریکا در کشورهای مورد نظر خود، مطالعات بسیار دقیق کرده اند

بسم الله الرحمن الرحیم
من ابتدا از همه علمای اعلام، علمای خراسان، مشهد مقدس و علمای شهر ری و علمائی که با کاروان ها بنا دارند انشاء الله مشرف بشوند، تشکر می کنم که در این محل تنگ حاضر شدند و با هم ملاقات بکنیم و مسائلی که لازم است، تا اندازه ای عرض کنیم. دولت های قدرتمند خصوص آمریکا نقشه هایشان را از سالهای بسیار طولانی کشیدند و قبل از اینها هم، قبل از آمریکا انگلستان کسی بود که نقشه کش بود. اینها مطالعاتشان را در همه کشورهائی که در دنیا هستند خصوصا کشورهائی که مورد نظر است از حیث مخازن و از حیث محلی که، جغرافیائی که دارد، نقشه های بسیار دقیق کشیده اند و حتی کشور ما و سایر کشورهائی که نظیر ما هستند، آنها از مخازن و از جاهائی که مورد نظرشان هست از ما بهتر مطلعند، آنها کارشناس های خودشان را آن وقتی که ماشین و اتومبیل و اینها نبود، می فرستادند و با شتر همراه کاروان ها می رفتند و همه جا را گردش می کردند و با آن ابزاری که داشتند، آنجاهائی که ما مخازن زیرزمینی از هر حیث، چه نفت و چه طلا و چه سایر چیزها داشتیم، شناسائی کردند و این را من باز هم گفته ام که یکی از اهل علم حوزه علمیه قم که بعد خارج شده از این وضع، اهل همدان و از آقازاده های همدان بود، من سفری که رفته بودم به همدان، یک ورقه بزرگی آورد پیش من راجع به خود همدان بود، گفت این ورقه از وضع کشورهائی است (که حالا من یادم نیست، مثلاً انگلستان را گفت یا جای دیگر) گفت که این ورقه تمام دهات و تمام روستاها را و همه را دارد. و جالب این بود که در آن، نقاط زیادی بود. من پرسیدم این نقطه ها چیست. گفت این نقطه ها جاهائی است که در آن یک چیزهائی پیدا می شود، یک معدنی، یک چیزی زیرزمینی هست.آنوقت که با شتر می شد رفت، رفتند و همه جای ایران را حتی کویر را رفتند و دیدند، بعد که رفت و آمدها زیاد شد، البته بیشتر کارشناس ها هم ترقی کرده بودند و بیشتر اطلاعات داشتند و همین طور کارشناس هائی که مردم را می شناختند، وضع مردم را، چه گرایش هائی مردم دارند و چه دستجاتی در بین مردم هست، احزاب چه وضعی دارند، جبهه ها چه وضعی دارند، بازار وضعش چطور است، روحانیین چه وضعی دارند، رابطه بین روحانیون و مردم چطور است، خود روحانیون چه جور اشخاصی یا گروه هائی

صحیفه نور جلد 15 صفحه 143

هستند، همه اینها بررسی شده است و ماها غافل بودیم از شیطنت اینها و آن کارهائی که آنها به دست عناصر داخلی و گاهی هم به دست خودشان انجام می دادند، ما از آن غفلت داشتیم و آنها هوشیارانه عمل می کردند، از جمله چیزهائی که آنها بررسی دقیق کردند و دنبالش هم با تبلیغات و با طورهای دیگری عمل کردند، قضیه بررسی رابطه بین روحانیون با هم و رابطه بین روحانیون و مردم و کیفیت اینکه اینها در چه اوقاتی می توانند چه اعمالی را انجام بدهند و در چه زمانهائی می توانند اینها مردم را بسیج کنند. تمام این کارشناس های آنها در دفاترشان حتماً نوشته اند و دنبالش هم فعالیت کرده اند، نه فعالیت یک بعدی، فعالیت چندین بعدی، آنقدری که می توانستند روحانیون را در بین مردم خفیف می کردند و آنقدری که توانستند مردم رااز روحانیت جدا می کردند و بین خود روحانیین اختلاف ایجاد می کردند و اگر چنانچه این مطلب را کافی نمی دانستند و نمی دانستند، آنها با گماشتن بعضی عوامل خودشان با فشار کارها را انجا می دادند. شما، شاید کم از شما باشد که زمان رضاخان را درک کرده باشد. قضیه آمدن رضا خان به تهران و کودتای رضا خان یک امر عادی نبود که من باب اتفاق یک نفر آدم مثلاً عامی لشکری بیاید و کودتا کند و دنبالش هم آنطور اعمال باشد دنبال دنبالش هم آنطور اعمال. ابتدا این را آوردند و کلمه به کلمه آنطور که انسان حدس می زند به او برنامه دادند و راه نشان دادند. ابتدا با ظاهر مقدسی و علاقه به اسلام، علاقه به روضه حضرت سیدالشهدا، اینطور علاقه ها را به او نشان دادند و او هم خوب عمل می کرد. من در روضه ای که گمان می کنم که مال ارتش بود، در جوانی، در اوایل جوانی در روضه آنها رفته ام و دستجاتی که از ارتشی ها نوحه خوانی می کردند و سینه زنی می کردند دیدم. این ابتدائاً با این سلاح وارد شد در کشور ما، یعنی آوردندش در کشور ما. با قلدری، آنهائی که مراکز قدرت بودند، کنار گذاشت و عشایر و کسانی که قدرتی در ایران داشتند، آنها را با قلدری و نقشه شکست داد و کنار گذاشت و بعد از اینکه یک قدری استقرار پیدا کرد پایش، شروع کرد به آن نقشه دوم. نقشه دوم این بود که اسلام را هر چه می تواند، از آن قیچی کند. به روحانیون که مبدأ امور مردم بودند و مرجع مردم بودند، هر کدامشان در یک ده و یا در یک شهر یا در یک استان نفوذ داشتند و می توانستند یک وقت مردم را بسیج کنند، روحانیون را آنقدر تضعیف کرد، آنقدر با تبلیغات اینها را تضعیف کرد که شوفرها اینها را سوار نمی کردند یکی از دوستان من خدا رحمتش کند، گفت من اراک بودم می خواستم بیایم قم، رفتم که اتومبیلی را اجاره کنم برای آمدن، آن شخص گفت که ما قرار داده ایم با خودمان (آن شوفر گفت) که دو طایفه را سوار اتومبیل نکنیم: یکی فواحش را و یکی آخوندها را، اینطور تحقیر کردند. این تحقیر نه اینکه یک مطلبی بود که من باب اتفاق رضاخان می خواست این کار را بکند، این نقشه ای بود که روحانی از باب اینکه می توانست یک وقت یک کشوری را به هم بزند یا یک ناحیه ای را بسیج کند، این قدرت باید گرفته بشود، این قدرت را کوشش کردند و گرفتند، یعنی روحانیون را منزوی کردند و از هر جا هم که یک صدائی از آنها بلند شد و یک قیامی می کردند، آن را خفه می کردند، از مشهد بود، علمای مشهد یک وقت قیام کردند، گرفتند همه را مثل مرحوم آقازاده ای که آنوقت آنقدر قدرت داشت، او را هم گرفتند و

صحیفه نور جلد 15 صفحه 144

مرحوم آقا میر یونس آنوقت در مشهد بودند و عده زیادی از علما را گرفتند و آوردند در تهران و مرحوم آقازاده را با یک شبکلاه از توی خیابان می بردند به دادگاه برای محاکمه. یک نفری که در خراسان آنقدر قدرت داشت اینقدر او را تحت سلطه آوردند و این یک مسأله ای نبود که رضاخان با آقازاده مخالف باشد، نه، مسأله اساسی بود که باید آخوند نباشد، زور دنبالش، تبلیغات دامنه دار، اشعار اشخاصی که منحرف بودند و هکذا. و یک نقشه دیگری که قبلاً هم کشیده بودند و در عرض همین هم بود و توسعه اش دادند که ما همه اهل علم، الا، البته یک نادری باورشان آمده بود که باید اینجور باشد و او اینکه معممین را از سیاست جدا کنند، مجالسی که تشکیل می شود و اهل علم در آنجا خواهد صحبت بکند، نباید راجع به سیاست صحبت کند. آنقدر راجع به این معنا که (آخوند را به سیاست چه؟) ترویج کرده بودند که علما هم بسیاری از آنها باور کرده بودند و اگر یک کلمه ای گفته شد، می گفت این سیاست است، به ما ربطی ندارد. اگر یک ملائی دخالت می کرد به یک امری که مربوط به جامعه بود، مربوط به گرفتاری مردم بود، خواست یک وقت با دولتی مثلاً طرف بشود، سایر آقایان که باورشان آمده بود که نباید در سیاست دخالت کرد، او را به عنوان آخوند سیاسی از خودشان جدا می دانستند. وظیفه آخوند این بود که از منزل بیاید به مسجد و مسجد هم اگر می رود منبر، مسأله بگوید و اخلاق بگوید، یک کلمه راجع به گرفتاری های جامعه نباید بگوید، یعنی خودشان اینطور تربیت شده بودند و تبلیغات اینطور در مغزهای آنها اثر کرده بود. گاهی هم در مجلس فاتحه ای، رفت و آمد و دید و بازدید و این جمعیتی که باید اقتدا به پیغمبرها بکند و اقتدا به ائمه بکنند، بکلی از این بعدی که در رأس امور بود پیش انبیا و پیش ائمه ما، اینها بکلی از این خودشان را منعزل کرده بودند و هر کدامشان بیشتر دخالت نمی کردند، بیشتر منعزل بودند از مسائل، بلکه گاهی وقت اینکه بیشتر ملتفت مسائل نبودند، نمی فهمیدند، این در بین مردم بیشتر ارزش پیدا می کرد، مردم هم اینطوری تربیت کرده بودند که قربانش بروم این آقا نمی فهمند پنیر یعنی چه. اینطور نفوذ کرده بودند در همه جا که آقا یک کلمه نباید در سیاست دخالت بکند و آقا نباید مسائل را اصلش بفهمد. چه کار دارد آقا به این مسائل؟ نمازت را بخوان و برو مسأله ات را بگو و برو، آن هم مسأله، نه اینکه مسائل اسلامی و اصولی اسلام را، اگر می گذاشتند که آقایان مسائل اسلام را می گفتند، اگر می گذاشتند، مسائل اسلام همه چیز در آن بود لکن مسائل اسلام فقط در کتب استدلالیه مدفون شده بود و رساله ها نداشت از مسائل اصلی اسلام.
 

دخالت در سیاست در راس تعلیمات انبیاست

شما ببینید الان در مصر همین مسأله است. سادات تمام مساجد را از قراری که خبرگزاری ها نقل می کنند، تمام مساجد را تحت کنترل خودش در آورده و همه اینها را ممنوع کرده از اینکه در سیاست دخالت کنند. علمای مصر به قول سادات نباید در امور سیاسی دخالت بکنند، مسجد بروند، منبر هم بروند لکن همان مسائلی که متعارف بود سابقاً در اینجا و آنجا، همین اینها را باید بگویند دیگر غیر از این پا را فراتر نگذارند. ما امروز می فهمیم این معنا را، اگر چنانچه سابق بود و دیروز بود، ما

صحیفه نور جلد 15 صفحه 145

می گفتیم خوب راست می گوید، سادات راست می گوید: (آقایان چه کار دارند به سیاست؟) چنان برای اینکه خود آقایان هم دخالت نمی کردند. اما امروز ما می فهمیم، ملت ما می فهمد، علماء اسلام فهمند در ایران که این نقشه ای که سادات دارد انجام دهد، این همان طرحی است که سابقاً در ایران هم انجام گرفت. و لکن حالا چون علمای مصر یک قدری توجه به مسائل دارند، می خواهند در امور دخالت کنند، او وحشت کرده از اینکه مبادا اینها دخالت کنند و حکومت او را متزلزل کنند. هم ملت ها را اینها اغفال کرده بودند و هم علما را. آدم بسیار مقدس آن بود که هیچ کار به کار جامعه نداشته باشد، دولت هر کاری می خواهد بکند دولت است، تسلیم باشد در مقابل دولت، مأمورین دولت هر کاری می خواهند بکنند، تسلیم باشند در مقابل او و هیچ دخالتی نکنند. این البته اگر چنانچه شما آقایان هم دخالت نکنید و ماها هم هیچ دخالت نکنیم، احترامات محفوظ است، سلام را با خیلی مد هم سلام به آدم می گویند، دست هم ممکن است یک وقت ببوسند لکن به شرط اینکه حدود محفوظ باشد، سیاست مال ما و مسأله گوئی هم مال شما، مسجد مال شما، صحنه سیاست مال ما. اگر این مطلب را آقایان قبول بکنند محترم هم هستند واگر آمریکا خاطر جمع باشد که آقایان دیگر بنا ندارند در سیاست دخالت کنند، دستش را از روی این ملت و از این شیطنت ها برمی دارد، برای اینکه آنی که از او می ترسد، از آخوند می ترسد. اینها دیدند که آخوند همیشه دنبال این بود که یک صدائی درآورد، همان وقتی هم که در زمان رضاخان آن اختناق عجیب و غریب بود که هر کسی از همسر خودش می ترسید، آن اختناقی که در زمان رضاخان بود هیچ ربطی به آن اختناقی که در زمان محمدرضا بود نداشت. در همان زمان اختناق، خوب چندین قیام از علما شد، از آذربایجان شد، از اصفهان شد که از اصفهانش همه علماء ایران را دعوت کردند به قم و از مشهد شد، دیدند که خوب این مردم، این جمعیت با اینها باز هستند و آن نقشه ای که اینها را از هم جدا کنند و اینها را مرفوض کند انجام درست نگرفته است و این قیام ها در زمان اختناق هم هست، دنبال این بودند که این طایفه را کنار بگذارند و اگر این طایفه را کنار بگذارند، همه مقاصدشان با سهولت انجام گیرد. شما خیال نکنید که این قشرهای روشنفکر و ملی گرا و امثال ذلک کار از آنها می آید، اینها پیش مردم که حسابی ندارند، مردم به اینها کاری ندارند، آنی که از او می ترسند از جامعه می ترسند، از ملت ترسند،آنی که با ملت سر و کار دارد شما آقایان هستید. ایران در هر دهش یک اهل علم هست، حالا اگر نباشد هم خوب، خیلی نادر است و در هر شهری عده ای هستند، در هر استانی عده هائی هستند و اینهایند که آنها از آنها می ترسند می گویند که اینها مردم به آنها توجه دارند.
ائمه جماعات وقتی که در مسجد می روند هر کدام یک عده ای دارند و یک عده مرید دارند، یک عده مأموم دارند، اگر یک وقت صدایشان در آید، خوب، این اسباب زحمت می شود. این دژ را باید بشکنند، با هر قیمتی که شده است دنبال اینند که اینها را از بین ببرند، الان هم هستند، آنوقتی که اینها درست ادراک نکرده بودند و حدس می زدند، خوب حدسی بود هم که درست بود که این طایفه در بین مردم اینطور هستند که می توانند مردم را بسیج کنند، با اینکه نشده بود یک همچو امری، معذلک آنقدر

صحیفه نور جلد 15 صفحه 146

جدیت کردند با دست عمال خودشان، با روزنامه نویس ها، با همه بوق های تبلیغاتی که این جمعیت را از مردم جدا کنند و یک وقت همه عمامه ها را باید بردارند، عمامه ها را برداشتند، طلبه ها نمی توانستند در خیابان ها بروند، در زمان رضاخان اینطور بود، بعد هی هر چه گذشت، دیدند نه نمی شود، این جمعیت به اینطور از بین نمی رود، با زور و فشار، حبس و تبعید و امثال ذلک لکن خوب، جنبه هائی که جنبه های سیاسی بود و جنبه هائی بود که مردم را از اینها دلسرد کنند، اینها را از مردم جدا کنند، امثال اینها، همه اینها را آن روزی که اینها ندیده بودند باز مطلب را آنطور با جدیت دنبالش بودند، امروزی که دیدند و سیلی را خوردند از اسلام و ازاین روحانیت معظم اسلام و فهمیدند، احساس کردند این معنا را که اینها می توانند مردم را بسیج کنند. این بسیج عمومی که الان در ایران هر وقت یک فرض کنید سپاه پاسداران بگویند، مردم بسیج می شوند. این دنبال همین معناست که مسجدها مرکز این مسائل بود و شد و این کار در ذهن مردم وارد شد. علمای اسلام احساس کردند، اکثریت قریب به اتفاقشان احساس کردند که باید مااین سد عدم دخالت در سیاست را بشکنیم و ما باید وارد بشویم در امور، باید ما دخالت کنیم، باید اهتمام به امر مسلمین داشته باشیم. اهتمام بر امر مسلمین این نیست که این من بروم نماز بخوانم و او اقتدا کند. این که امر مسلمین نیست، این امر خداست. امور مسلمین عبارت است از امور سیاسی و اجتماعی مسلمین است. تمام انبیا از صدر بشر و بشریت، از آنوقتی که آدم علیه السلام آمده است تا خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم، تمام انبیا برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند و فرد را فدای جامعه می کردند. ما فردی بالاتر از خود انبیا نداریم، ما فردی بالاتر از ائمه علیهم السلام نداریم، این فردها خودشان را فدا می کردند برای جامعه. خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان برایشان دادیم و فرستادیم لیقوم الناس بالقسط غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، ظلم ها از بین برود، ستمگری ها از بین برود و ضعفا به آنها رسیدگی بشود، قیام به قسط بشود. دنبالش هم می فرماید وانزلنا الحدید تناسب این چیست؟ تناسب این است که با حدید باید اینها انجام بگیرد، با بینات، با میزان و با حدید فیه باس شدید یعنی اگر چنانچه شخصی یا گروهی بخواهند یک جامعه را تباه کنند، یک حکومتی را که حکومت عدل است، تباه کنند ،با بینات با آنها باید صحبت کرد، نشنیدند با موازین، موازین عقلی، نشنیدند با حدید.
اینهائی که دلسوزی می کنند برای این افراد فاسد، مفسد، مشغول به انفجار و ترور امثال ذلک، اینها لغت انبیا را نمی دانند چیست، آنها خیال می کنند که انبیا آمده اند مسأله بگویند، تمام شما کدام یک از انبیا را سراغ دارید که در امور اجتماعی به آنطور حادش شرکت نکرده و سردمدار نبوده است؟ موسی علیه السلام یک شبان با عصایش راه می افتد می رود سراغ فرعون، نمی آید توی بازار مسأله بگوید این هم هست البته اما می رود سراغ فرعون، خدا هم او را فرستد دنبال فرعون بروید او را دعوت کنید، دعوتش کنید، به قول لین هم دعوتش کنید و امثال ذلک، وقتی که قول لین نشد آنوقت قیام خواهد. پیغمبر اکرم کدام روز نشست همین طوری فقط مسأله بگوید، کاری به کار جامعه نداشته

صحیفه نور جلد 15 صفحه 147

باشد؟ اینهائی که می گویند آخوند چه کار دارد به امور سیاسی، پیغمبر اکرم کدام روزش از مسائل سیاسی خارج بود؟ دولت تشکیل می داد، با اشخاصی که بر ضد اسلام، ستمگر بر مردم بودند، با آنها مبارزه می کرد، جنگ می کرد. ما را آنطور می خواستند منزوی کنند که لباس جندی را می گفتند با عدالت منافات دارد. حضرت امیر لباس جندی داشت، با عدالت منافات داشت؟! حضرت سیدالشهدا نداشت لباس جندی؟ اینها با آن تبلیغات بسیار وسیع شان ما را منزوی کرده بودند، یعنی خود ما را به مغزهای ما آنقدر خوانده بودند که خودمان باور کرده بودیم که نباید ما در سیاست دخالت کنیم. نخیر، مسأله این نیست، مسأله دخالت در سیاست در رأس تعلیمات انبیاست، مسأله جنگ مسلحانه با اشخاصی که آدم نمی شوند و خواهند ملت را تباه کنند، در رأس برنامه های انبیا بوده است. ما همه تعلیمات انبیا را کنار گذاشتیم، فقط به آن تعلیماتی که با عرض می کنم دخالت نکردن در سیاست و دخالت نکردن در جامعه، اینها فقط همینش را گرفته ایم، نمازش را گرفته ایم و باقی را رها کردیم. مگر امکان دارد که انسان مسلمان باشد به فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن و امثال ذلک و در امر مسلمین دخالت نکردن؟ اگر اهتمام به امر مسلمین کسی نکند مسلم نیست، به حسب روایت منسوب الی رسول الله. ملت ما باید همانطور که بیدار شده است و هشیار و توجه به مسائل پیدا کرده و فهمیده است که اینهائی که با روحانیون مخالف هستند با ملت مخالفند، نه با روحانیون، اگر روحانیون کاری به کار دولت ها نداشتند خیلی هم محترم بودند و خیلی هم معزز اما یک احترام میان تهی آبرو پیش خدا رفته و این حاکم شهر به آدم احترام می گذارد. امروز همه فهمیدند این را، مگر آنهائی که خودشان را به نفهمی می زنند و آنهائی که مغزهایشان خشک است که نمی فهمند هیچ چیز را که این مسأله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است که انبیا برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط وارد کردن مگر می شود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امکان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتیاجات ملت ها کسی بدون اینکه دخالت کند، قیام بالقسط باشد؟ یقوم الناس بالقسط باشد؟ مگر می شد ما و شما با محمدرضا بسازیم که بیا، دیگر ما کاری به شما نداریم و ما خیلی هم آمد گفت دیگر که ای مراجع اسلام ای چه، ای چه، من دیگر از آن کارها دست برداشتم، همانی که مراجع اسلام را می گفت که این سیاه روزها و این کذا و کذا، بدگوئی می کرد به آنها، همان آمد گفت. چرا آمد گفت؟ برای اینکه دوباره بازی بدهد، خیال می کرد حالا دوباره می شود بازی داد. بازی یک وقت نخورید، یک وقت این شیاطین نیایند بگویند که به شما چه دخالت در اسلام، دخالت در سیاست، شما بروید سراغ مسأله گفتن تان، خیلی هم معزز هستید و اگر چنانچه مسأله می گفتید دیگر قتلی واقع نمی شد، برای دخالت در سیاست بود که چندین هزار معلول و مقتول دارید. این اشکال اولش به نبی اکرم وارد است، اگر ایشان هم به سرمایه دارهای مکه و حجاز کاری نداشت و توی مسجد می نشست و مسأله می گفت، جنگ پیش نمی آمد، کشتار نمی شد، عموی معظمش کشته نمی شد. و به سیدالشهدا وارد است، اگر سیدالشهدا می رفت پیش یزید و بیعت می کرد و مسأله گو، مسأله گفت، با او می ساخت و مسأله می گفت، یزید خیلی هم احترام می کرد و دستش هم

صحیفه نور جلد 15 صفحه 148

می بوسید، ولی تکلیف این بود؟ ما وحشت داریم از اینکه چند هزار آدم از ما کشته شده است؟ اگر ما وحشت داریم باید ما اصلاً طریقه انبیا را کنار بگذاریم، باید آن چیزی که انبیا آوردند، آن چیزی را که خدا امر کرده به آنها که بروید این سردمدارها را دعوت کنید، دعوت همین نبود که بروند بگویند آقا مسلمان شو، اگر چنانچه نشد دیگر بروند سراغ کارشان. نخیر، دعوت می کردند با شمشیر توی سرشان می زدند تا آدم بشوند، کشته می دادند و می کشتند. مگر شهادت یک امری است که انسان برای آن عقب نشینی بکند. هی گفته بشود به اینکه خوب اگر اینطور مسائل نبود، اگر ما با شاه کنار آمدیم دیگر اینقدر کشتار واقع نمی شد، پیغمبر هم اگر با ابوسفیان کنار می آمد، نمی شد، سیدالشهدا اگر با یزید، حضرت امیر هم اگر با مخالفینش که مخالف اسلام بودند، کنار می آمد دیگر کشتاری نمی شد، دیگر جنگ صفینی در کار نمی آمد، جنگ جملی در کار نمی آمد. چشم ها را، هم گذارند و خودشان را یا به نفهمی می زنند یا نفهمند و نمی بینند که انبیا چه کردند و چه زحمت هائی و چه جانفشانی هائی برای مقاصد خودشان کردند و اسلام از صدر اسلام تا آخر اولیاء خدا چه کردند و چه جانفشانی هائی کردند و چه فداکاری هائی کردند. اگر الان به شما ملت مسلمان و به شما روحانیون معظم اشکال بکنند که آقا اگر چنانچه نشسته بودید سر جایتان، خوب، چی تان لنگ بود؟ خوب، محمدرضا کارها را انجام داده بود، حالا آمریکا هم یک قدرش را ببرد، خوب به ما چه؟ مال دنیا که اینقدر ارزش ندارد، نفت هم یک چیز بو گندی است که ارزشی ندارد، ببرندشان جان ما را فارغ کند از نفت. اگر شما با آنها ساخته بودید، حالا دیگر این اجتماعات نبود و این راهپیمائی ها نبود و این زحمت ها نبود و این تعطیلات نبود و این کشتارها نبود و این گرانی ها مثلاً نبود و امثال ذلک، همه این حرف ها به انبیا وارد است. اگر شما خودتان را دنباله رو انبیا می دانید و ملت ما خودش را دنباله رو پیغمبر اکرم می داند، باید این مسائل را با کمال جدیت همانطوری که پیغمبر اکرم در همان وقتی که زمان رحلتش بود، همان وقت یک جیشی را فرستاده بود بیرون مدینه مهیا بودند که بروند به جنگ. کدام روز پیغمبر خالی از این مسائل سیاسی و اجتماعی بود، از جنگ بود، پیغمبر نمی دانست اگر در احد این قدر کشته می شد و در فلان، این همه عزیزان از بین می روند؟ لکن تکلیف بود، خدا گفته بود این را، پیغمبر هم نمی توانست تخلف کند، امر خدا بود. خدا بینات فرستاده و میزان فرستاده و حدید فرستاده لیقوم الناس بالقسط اگر شد با بینات، با میزان، موازین هر چه هست، اگر نشد حدید است، تو سر مردم با حدید زد تا اینکه اینها را آدم کرد، تا جامعه را جامعه صحیح کرد.
 

تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمده اند

تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمده اند، تمام. و همه آنها این مسأله را داشتند که فرد باید فدای جامعه بشود. فرد هر چه بزرگ باشد، بالاترین فرد که ارزشش بیشتر از هر چیز است در دنیا، وقتی که با مصالح جامعه معارضه کرد این فرد باید فدا بشود. سیدالشهدا روی همین میزان آمد رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا کرد، که فرد باید فدای جامعه بشود، جامعه باید اصلاح بشود. لیقوم

صحیفه نور جلد 15 صفحه 149

الناس بالقسط باید عدالت در بین مردم و در بین جامعه تحقق پیدا بکند. جان ها را دادند، مال ها را دادند، زحمت ها کشیدند، نمی شود گفت پیغمبر یک شب و روز راحت خوابیده باشد، تمام زمان عمرش صرف این شد که با هر ترتیبی که می شود، با قرآن، با احادیث خودش، با کلمات خودش، با موعظه های خودش، وقتی که می بیند نمی شود این، با شمشیر، با شمشیر می زند و اشخاصی که می خواهند این جامعه را از بین ببرند و ملت را تباه بکنند، آن با شمشیر، وقتی نمی شود با بینه و میزان عمل کرد، با حدید عمل می کند. ما همان ادعا می کنیم که ما امت رسول الله هستیم و شیعه علی ابن ابیطالب، ما باید مطالعه بکنیم ببینیم آنها چه کردند. شیعه این نیست که فقط بگوید من شیعه هستم، این است که ببیند چه کردند آنها، دنبال کند همان چیزهائی را که آنها کردند. پیغمبر اکرم چقدر جنگ در زمان او واقع شد برای اینکه اصلاح کند جامعه را، برای اینکه دست ستمکارها را کوتاه کند، دست این سرمایه دار چپاولگر را کوتاه کند، دست آن جبارهای ظالم را کوتاه کند، تمام عمرش مشغول این بود در مکه، به آنطور نمی توانست، به بینات و به میزان و به موعظه ها عمل می کرد تا وقتی که در صدد بود، نه اینکه نشسته بود همین طور، صدد بود آدم جمع می کرد تا وقتی که مدینه مهیا شد و ایشان هم آمدند مدینه، دیگر همه اش مسائل، مسائل جنگ بود و مسائل سیاست بود و اینها. اگر امت رسول الله هستیم، این رسول الله، اگر شیعه علی ابن ابیطالب هستیم، علی ابن ابیطالب چقدر در جنگ ها رفت در رکاب رسول الله بود تا آخر که رسول الله تشریف بردند، بعد یک جنگ باطنی داشت که صلاح این می دید که باید اجتماع محفوظ بماند و باید این استقرار پیدا بکند. آنروزی هم که بعد از مسائل ایشان با او بیعت کردند، آنروز هم مطلب خودشان را گفتند. اول برنامه شان را گفتند و مهمترین برنامه این بود که من حتی آن چیزهایی که صداق کردید از چپاولگری ها برای زن هایتان، آن هم ازتان می گیرم. از آنجا که ایشان را ندا را در داد، دیدند نمی شود با این زندگی کرد، این باهاش زندگی نمی شود، این غیر مسأله قبلی است، شروع کردند به چیز کردن و سه تا جنگ مهم انجام داد حضرت امیر، چقدر کشته شد از مسلمان ها، چقدر کشته شد از آن طرف، همه هم مسلمان بودند، مسلمان. آن مسلمان بازیخورده بود، آن طرف مسلمان بازیخورده بودند، این طرف مسلمانان هدایت شده بودند لکن وقتی مسلمانی هم بازی خورد و به جنگ با مسلمانهای هدایت شده برخاست، او هم جوابش حدید است، اگر بینات و میزان نتوانست کار خودش را بکند، جوابش حدید است.
 

علما اگر نباشند اسلام از بین می رود باید اینها باشند تا اسلام محفوظ بماند

حالا این مطلب را هم باید عرض کنم به عموم حوزه های علمیه، حوزه قم، حوزه مشهد و همه حوزه های علمیه که شما می بینید که در رأس اهداف خبیثه دولت های بزرگ واقع شدید، این برای چیست؟ برای اینکه ملت شما را به عنوان فقها، به عنوان علما، به عنوان علماء دینی می شناسد و تکلیف الهی خودش را تبعیت می داند، پس حفظ این حوزه ها، حوزه های فقاهت، حفظ این حوزه های علمی به همان معنائی که سابق بود باید بماند. جدیت بکنید در اینکه تحصیل بکنید و محصل زیاد

صحیفه نور جلد 15 صفحه 150

بکنید، ملا زیاد کنید. خیال نکنید که حالا ما دیگر احتیاجی نداریم، ما تا آخر احتیاج به علما داریم، اسلام تا آخر احتیاج دارد به این علما. این علما اگر نباشند اسلام از بین می رود. اینها کارشناس های اسلام هستند و حفظ کردند اسلام را تاکنون و باید اینها باشند تا اسلام محفوظ بماند. اسلام با روشنفکر محفوظ نمی ماند، روشنفکرش آن هست که آیه صریح قرآن را مسخره می کند. اسلام با شماها، با این طبقه تا اینجا رسیده است و باید شما با تمام جدیت فقیه درست کنید، ملا درست کنید. فقیه در همه چیز، منافات ندارد که فقیه باشد، دخالت در امور مسلمین هم بکند هیچ منافات با هم ندارد، اما طبقه جوان باید مشغول باشند به تحصیل و این حوزه های فقاهتی هر چه باید و هر چه بیشتر باید بشود و مراجع به اینها عنایت زیادتر بکنند و مدرسین عنایات زیادتر راجع به اینها داشته باشند و حوزه فقهی به همان معنائی که تاکنون بوده است حفظ کنید، که اگر این حفظ نشود فردا مردم دیگر شما را قبول نمی کنند. مردم معمم نمی خواهند، مردم عالم می خواهند، این منتها علامت علم است. اگر یک وقت خدای نخواسته حوزه های علمیه ما سست شدند در تحصیل، سست شدند در اینکه فقاهت را تقویت بکنند، بدانند که این یک خیانت بزرگی به اسلام است. و اگر چنانچه این فکر تقویت بشود که ما دیگر لازم نیست خیلی چه بکنیم و فقاهت تحصیل بکنیم، این یک فکر شیطانی است، موافق آمال امثال آمریکا در دراز مدت. اگر شما حوزه های فقاهتی را، شما آقایان خراسان، آقایان قم، آقایان تبریز، سایر جاها، هر جا یک حوزه علمیه دارد، اگر تقویت نکنید اینها را به همان فقه که تاکنون بوده است، به همان فقه سنتی و اگر فقها تحویل جامعه ندهید، علما تحویل جامعه ندهید مطمئن باشید نمی گذرد یک نیم قرن الا اینکه از اسلام هیچ اسمی دیگر نباید باشد. اگر فقهای اسلام از صدر اسلام تا حالا نبودند الان ما از اسلام هیچ نمی دانستیم. این فقها بودند که اسلام را به ما شناساندند و فقه اسلام را تدریس کردند و نوشتند و زحمت کشیدند و به ما تحویل دادند و ما باید همین جهت را حفظ بکنیم و یک تکلیف الهی شرعی است به اینکه حوزه ها باید تقویت بشود و البته در بین حوزه ها اشخاصی هستند که آنها دخالت در امور اجتماعی و سیاسی می کنند و باید هم بکنند. اما غفلت از اینکه ما دیگر به فقاهت کار نداشته باشیم، این غفلت اسباب این می شود که اسلام را خدای نخواسته منسی کنید بعد از چند وقت. باید حوزه ها به قوت خودش، بلکه هر روز قوتش زیادتر. حالا مزاحم ها دیگر رفتند، آنهائی که با عمامه شما کار داشتند حالا دیگر مدفون شدند، شما باید خودتان حفظ کنید اسلام را به حفظ فقاهت. اسلام همه اش توی این کتاب هاست. با حفظ فقاهت، با حفظ این کتب، با نوشتن، با بحث کردن، با حوزه های علمی تشکیل دادن از همه علوم اسلامی، آن کتبی که منسی شده بود، آن کتب را باز به صحنه آوردن و بحث کردن و حفظ کردن این دژ محکمی که تاکنون اسلام را نگه داشته است. ما مؤظفیم که اسلام به همانطوری که آمده است و به دست ما رسیده است ما هم تحویل بدهیم به نسل های آتیه انشاءالله، آنها هم به نسل های بعد و بعد تا صاحبش بیاید و تسلیم او بکنند. و من امیدوارم

صحیفه نور جلد 15 صفحه 151

که این آقایانی که می خواهند مکه مشرف بشوند با این کاروانها خیلی توجه به مسائل داشته باشند و حجاج را متوجه بکنند که حجاج ایرانی نمونه ای باشد از اسلام و از انقلاب اسلامی و آنطور نباشد که خدای نخواسته یک وقتی بعضی از افراد یک تخلفاتی بکنند که اسباب وهن باشد. باید موعظه کنند آقایان، باید علما جلسه داشته باشند در موارد مختلف، هر به مسائل و مظلومیت ایران را به مسلمین جهان عرضه کنند و بگویند که با ما دولت های بزرگ و آن اشخاصی که وابسته به آنهاست برای خاطر اینکه ما می خواهیم اسلام باشد، با ما چه می کنند. خداوند انشاءالله اسلام را تقویت کند و علمای اسلام را انشاء الله تقویت و تهذیب کند.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیام امام خمینی به مناسبت سومین سالروز یوم الله 17 شهریور

تاریخ: 1360/06/17

 

پیام امام خمینی به مناسبت سومین سالروز یوم الله 17 شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم
سالروز هفدهم شهریور که گزارشگر جنایات شاهنشاهی ضد انسانی و اسلامی است و از ایام الله و نشانگر مقاومت و شجاعت و ایستادگی ملت در مقابل ستمگران و جنایتکاران است، در خاطره ملت مبارز ایران زنده است و زنده خواهد بود.
ملت شجاع و رزمنده ایران در آن روز و روزهای اختناق و جنایت به دست دژخیمان شاه مطرود، نشان داد که تا رسیدن به هدفهای انسانی اسلامی خود چون سدی آهنین ایستاده و از قتل عام ها و کشتارهای وحشیانه دستجمعی هراس به خود راه نداده و راه خود را شجاعانه ادامه می دهد. از هفدهم شهریور تا امروز سالروز افتخارآمیز آن، هرگز سستی و فتوری در اراده آهنین ملت انقلابی ایران حاصل نشده، بلکه هر واقعه و فاجعه ای او را مصمم تر و منسجم تر می کند.
17 شهریور باید درسی باشد برای کوردلانی که گمان کرده اند با به شهادت رساندن چند نفر از سران متعهد کشور، می توانند سد عظیم مسلمانان نیرومند و شجاع را بشکنند. ملتی را که پانزدهم خرداد و هفدهم شهریور و ایام دیگر را پشت سر نهاده است و چون سیلی خروشان موانع را هر چه بزرگ باشد از سر راه خود برداشته و در هم پیچیده است، نمی شود با کارهای بزدلانه که جز از شکست خورده ها و مایوس ها و مطرودها صادر نمی شود، ارعاب کرد و این دریای متلاطم را از خروشیدن و به پیش رفتن بازداشت.
بگذار کوردلان جنایت پیشه و ورشکستگان، پشت به اسلام و ملت نموده، با لاف و گزاف از خشم و اندوه خود بکاهند و حکومت ایران را متزلزل بخوانند. بگذار بوق های تبلیغاتی که دست شان از مخازن ما قطع و امیدشان به یأس مبدل گردیده، خود را با تهمت ها و دغل کاری ها راضی نگه دارند و به ما تهمت ناروای رابطه با اسرائیل (دشمن بشریت) را بزنند. بگذار هر چه می خواهند ایران را بی ثبات و متزلزل و ورشکسته توصیف کنند. ایران اکنون با انسجام بیشتر و وحدت نظر بالاتر و قدرت زیادتر قوای مسلح به سوی هدف های اسلامی انسانی خود می رود و ملت هوشمند ایران با بیداری و هوشیاری برتر، بر پشتیبانی خود از دولت و مجلس و سایر ارگان ها افزوده است و این تفاله های آمریکائی را از سوراخ های خود بیرون کشیده و به مقامات مربوطه معرفی نمایند.ارتش و سپاه پاسدار و سایر قوای مسلح اکنون در جبهه ها با پیروزی به نبرد خود شجاعانه ادامه می دهند و به

صحیفه نور جلد 15 صفحه 136

زودی به خواست خداوند متعال، متجاوزان باطل را بیرون می رانند و دولت و مجلس و شورای قضائی و سایر دولتمردان با وحدت نظر و با کمال قدرت به کارهای خویش ادامه می دهند و ملت عزیز و عظیم و سازش ناپذیر در صحنه حاضر و به هیچ دولت و قدرتی اجازه دخالت در امر کشور را نمی دهد و ما بحمدالله و توفیق الهی از 15 خرداد تا 17 شهریور و تا امروز که سالروز آن است، با رسیدن به هدف های عالی اسلامی به راه خود ادامه می دهیم و از خداوند بزرگ عظمت اسلام و مسلمین و عزت مؤمنین و علو درجات شهدای 17 شهریور را خواستاریم.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع مردم سوگوار کشورمان و گروهی از مسلمانان سازمان امامیه پاکستان

تاریخ: 1360/06/10

 

اساس این است که مستکبران جهان احساس خطر کرده اند

بسم الله الرحمن الرحیم
من به ملت ایران و سایر ملت های مستضعف جهان در این قضایائی که مخالفین اسلام برای اسلام می خواهند پیش بیاورند هشدار می دهیم که باید هر چه این قضایا و این خرابکاری ها حجمش زیاد می شود، حجم انسجام ملت های مستضعف و مستضعفان جهان بیشتر بشود. اساس این است که مستکبران جهان، کسانی که از این ممالک اسلامی و از ممالک مستضعف بهره برداری می کردند و می کنند، احساس خطر کرده اند و چون که ایران را احساس کردند که مبدأ قیام عمومی مسلمین و مستضعفان است تمام قوای خودشان را چه در تبلیغات و چه در خرابکاری متمرکز کردند در ایران. و باید تمام برادرهای ما در همه اقطار عالم که از قراری که گفته شد بعضی از برادرهای پاکستانی اینجا آمده اند تمام برادرهای ایمانی که خداوند تعالی در قرآن کریم آنها را برادر خوانده است توجه کنند به اینکه اگر این نقطه بروز مخالفت با همه قدرت ها خدای نخواسته آسیب ببیند، اسلام تا سال های طولانی منزوی خواهد شد. و چون همه برادرهای ایمانی ما، در همه جا علاقه به اسلام دارند و اسلام را برای زندگی در این عالم و در آن عالم مفید و تنها پایگاه می دانند توجه کنند به اینکه تمام قدرت های عالم چه در سطح تبلیغاتی و چه در سطح خرابکاری و علوم نظامی قدرتشان را روی هم گذاشته اند که این نقطه ای که از اینجا شروع شد برای قطع ایادی مستکبران جهان شرقی و غربی، این را در همین جا خفه کنند و نگذارند جاهای دیگر توجه به اینجا داشته باشد.از خوف اینکه همانطور که در ایران دستشان قطع شد از سلطه های همه جانبه و از ذخائر ایران، در جاهای دیگر هم بشود.
همانطور که آنها مجهز شدند برای سرکوبی این انقلاب اسلامی در ایران از این خوفی که دارند، باید همه برادران اسلامی ما در هر جا که هستند و در هر کشوری که هستند، بلکه تمام مستضعفان جهان که در زیر سلطه قدرت های شیطانی و زیر چکمه نظامیان قدرت های شیطانی سرکوب شده اند، باید تمام آنها متوجه باشند و توجه به این معنا داشته باشند که این نقطه بروز مخالفت را حفظ کنند. اگر خدای نخواسته این نقطه ای که از اینجا شروع شده است، مخالفت با تمام ابرقدرت ها و با تمام شیاطین عالم، اگر این نقطه خدای نخواسته رکود پیدا بکند یا شکست بخورد، شکست همه مستضعفین جهان و همه مسلمین جهان و شکست اسلام در تمام ممالک اسلامی خواهد شد. و اگر چنانچه این

صحیفه نور جلد 15 صفحه 118

قدرتی که از ناحیه خدا به این ملت اعطا شد و توانائی آن را پیدا کرد که تمام قدرت های مجهز بر ضد ملت را خنثی کند و همه دست ها را از ذخائر خودش و از ملت خودش قطع بکند، اگر این محفوظ بماند امید این است که این مطلب در همه ممالک اسلامی و در همه جائی که مستضعفین جهان تحت سلطه مستکبرین بودند، در همه جا این مسأله انجام بگیرد.
 

انقلاب ایران انقلاب غیر وابسته است، بر اساس اسلام و نظیر انقلاباتی که بدست انبیا انجام می گرفت

در ایران اگر چنانچه بینندگان خارج و داخل توجه کنند، ایران یک کاری انجام داد که در تاریخ نظیر ندارد. تمام انقلاباتی که واقع شده است یک وابستگی به شرق و غرب داشته است و تمام انقلاباتی که واقع شده است در بین راه مشکلات بسیار بزرگ داشته اند و دارند لکن انقلاب ایران، انقلاب غیر وابسته است، یک انقلاب دولتی نیست، یک انقلاب ارتشی نیست، یک انقلاب حزبی نیست، یک انقلاب ملی است لکن بر اساس اسلام، انقلاب اسلامی است نظیر انقلاباتی که در طول تاریخ به دست انبیا انجام می گرفت که وابستگی در کار نبود، الا یک وابستگی و آن وابستگی به مبدأ وحی و وابستگی به خدای تبارک و تعالی.
ایران از همان بدو انقلاب و از قبل از بدو انقلاب که شالوده انقلاب ریخته می شد، مسیر، مسیر انبیاء بوده، مسیر، مسیر راه مستقیم نه شرقی و نه غربی بوده و جمهوری اسلامی بود و تاکنون هم ملت ما به همان مسیر باقی است و هر چه امور ناگوار، بلکه هر چه چیزهائی که تلخ است در ذائقه ها واقع می شود، این مسیر اسلامی محفوظ است و این مسیر به جلو می رود و قدرتمندتر به جلو می رود. و هر وقت که احتمال این داده می شود که در بین ملت یک ضعف و خطوری حاصل شده باشد، خدای تبارک و تعالی یک مسأله ای پیش می آورد و یک امری را به خواست خودش ایجاد می کند که ملت را بیدارتر و قویتر و منسجم تر می کند.
 

هر چه عزیزان این ملت را ترور می کنند، ملت ما آگاه تر می شود

البته این قضایایی که واقع شده است در طول این انقلاب و خصوصاً این دهه های آخر، این قضایا برای ما ناگوار و برای ملت ما سوگ آور است برای اینکه اشخاصی که ما از دست می دهیم هر یک از آنها یک ذخایریست و یک ذخیره ای است برای کشور ما و برای اسلام ما، هر یک اینها مردانی هستند که به تنهائی نظیر یک جمعیت هستند، متعهد و متوجه به خدا، اینها که در آن 7 تیر شهید شدند و اینها که در این زمان اخیر شهید شدند اینها هر کدام برای ملت ما بسیار ارزنده بودند و خدمتگزارانی بودند که هر کدام از آنها یک جمعیت بودند و متعهد بودند و به اسلام معتقد بودند. لکن در عین حال هر یک از آنها که از بین رفت، چه فردی و چه اجتماعی، ملت ما قویتر شد و انسجام ملت بیشتر شد و بیداری آنها زیادتر شد و اطلاع آنها بر مقاصد شوم آن قدرت های بزرگ و

صحیفه نور جلد 15 صفحه 119

مقاصد شوم این انگل هائی که برای آنها کار می کنند بیشتر واضح شد.
آنهائی که دعوی خدمت به خلق می کردند و فدائی بودند و مجاهد برای خلق، ملت ما دید که اینها یک جنایتکارانی هستند که بر ضد خلق هستند و به نفع قدرت های بزرگ تاکنون کار کرده اند و لهذا می بینیم که بعض سران اینها وقتی که محکوم به مرگ می شوند در رژیم سابق، قدرت های بزرگ جلوگیری از مرگ آنها می کنند و وقتی که در اینجا شکست می خورند و به خارج فرار می کنند، دولت ها و ابرقدرت ها و دستگاه های تبلیغاتی همه جانبه عالم از آنها حمایت می کنند و بر ضد ایران آنها را ترویج می کنند و از آنها نگهداری می کنند. و این به ملت ما درست روشن کرد که اینهائی که ادعای این می کردند که برای آزادی ایران و برای رفع گرفتاری های ایران و برای استقلال ایران می خواهند خدمت بکنند، تمام این ادعاها، ادعاهای پوچ بود و مشت آنها در بین راه باز شد و همه صحبت هائی که تاکنون کرده بودند، خود آنها بدست خودشان بر باد دادند و تمام ادعاهائی که در سال های طولانی و اخیراً بیشتر می کردند خودشان آن ادعاها را باطل کردند و وسیله این شد که قبر خودشان را، خودشان کندند و در بین ملت دیگر نه آبروئی دارند و نه حیثیت و هر چه که تبلیغات خارجی برای ترویج آنها زیادتر می شود، آبروی آنها بیشتر ریخته می شود و هر چه خرابکاری می کنند در داخل کشور و عزیزان این ملت را ترور می کنند یا آتش می زنند، یا خراب می کنند سقف ها را بر روی آنها، مشت آنها پیش ملت ما بازتر می شود و ملت ما آگاه تر می شود.
ملت ما یک ملت آگاه متعهد اسلامی هستند که دیگر امکان ندارد از تبلیغات سوئی که در همه کشورهای خارجی و مخالف با اسلام انجام می گیرد در این ملت اثر بکند و من امیدوارم که در ملت های دیگر هم این تبلیغات سوء اثر نکند و این بوق هائی که بر ضد کشور ما و بر ضد انقلاب اسلامی ما به راه افتاده است و از ترس اینکه مبادا این انقلاب به جای دیگر هم سرایت بکند در دست و پا افتاده اند من امیدوارم که ملتها بیدار بشوند و توجه داشته باشند که تمام این تبلیغات برای این است که اسلام را در همین جا خفه کنند و نگذارند اسلام به آن معنائی که هست، به آن معنای لاشرقیه و لاغربیه در جاهای دیگر هم پیاده بشود.
و لهذا ملت ما عازم و جازم و مستقیم و مدافع ایستاده است و از منافع اسلام دفاع می کند و اگر چنانچه هر کس و هر شخصیتی هم شهید بشود در این ملت اثری جز اینکه منسجم تر بشود و بیشتر تقویت روحی بشود ندارد. همانطوری که در صدر اسلام اگر چنانچه آن اشخاص متعهد کشته می شدند، مردم و لشکر اسلام قویتر می شدند و به پیش می رفتند و ملت ما از باب اینکه به غیراسلام نظر ندارد و خودش را متوجه به خدا کرده است و در راه خدا به پیش رود، از این امور مادی که اسباب سستی در افراد می شود، آنها از این امور بری هستند و انشاء الله تعالی تمام این کثافات کاری ها و خرابکاری هائی که در ایران می شود، به دست خود مردم و ملت با ترتیب قانونی اینها از بین خواهند رفت.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 119

 

با موازین قانونی و موازین اسلامی با اسرا عمل بکنید

و من یک کلمه می خواهم عرض کنم و آن اینکه تمام محاکمی که هستند و تمام دست اندر کارانی که هستند این مطلب را توجه بدهند که مبادا یک وقت اینطور شرارت هایی که در ایران می شود مثل یک همچو قصه ناگواری که برای ما پیش آمد و دو نفر از بهترین جوانان و بهترین کارکنان ایران از بین رفت، مبادا یک وقت کنترل خودشان را از دست بدهند و زائد بر آنچه حکم خداست و قانون اسلام است عمل کنند. مبادا این اسباب این بشود که خشونت زیاد با اسیرها بکنند و با زندانی ها بکنند و بدون دقت، بدون توجه یک وقت افرادی را بگیرند که خدای نخواسته گناهکار نبوده اند و گرفتار شده اند.
اسلام و مسلمین باید، مسلمین باید همانطوری که اسلام هست با تأنی، با طمانینه، بدون اینکه دست و پای خودشان را گم بکنند به کار خودشان ادامه بدهند و با اسرا رفتار خوب بکنند و آنچه که قانون اسلامی اقتضا می کند با آنها عمل بکنند و هرگز با عصبانیت و با دستپاچگی کاری را انجام ندهند و به طور متانت و طمأنینه بر موازین قانونی و بر موازین اسلامی با آنها عمل بکنند. مبادا یک وقت شهادت عزیزان ما اسباب این بشود که با شدت عمل بیشتر از آن مقداری که باید با آنها عمل بشود، عمل بکنند. با زندانیان رفتار خوب می کنند و بیشتر کنند و با اسرا رفتار خوب می کردند و می کنند و بیشتر کنند و محاکم با قدرت هر چه تمامتر به کار خودشان ادامه بدهند و مردم و ملت با قدرت تمام هر چه بیشتر توجه کنند و این کسانی که توطئه گر هستند توجه کنند و به محاکم صالحه و به مقامات انتظامی اطلاع بدهند، آنها هم با موازین قانونی و اسلامی عمل بکنند و مفسدین را به جزای خودشان برسانند و کسانی که بیگناه هستند از حبس خارج کنند و علی ای حال رفتارها، رفتارهای اسلامی باشد. جمهوری، جمهوری اسلامی است، رفتارها حتی با کسانی که قاتل شناخته شدند رفتار اسلامی باشد ولو اینکه با شدت عمل و شدت دید آنها را به جزای خودشان برسانند، اما فقط همان رساندن به جزا باشد و تعدی زیادتر نشود.
من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی عنایت خودش را بر این ملتی که مظلوم بوده است در طول تاریخ و می خواهد از زیر بار ظلم و ستم خارج بشود و می خواهد از زیر بار ستم ابرقدرت ها خارج بشود و مورد هجمه ابرقدرتها و انگل های دیگر هستند، خداوند آنها رااز شر دشمنان و دشمنان بشریت و اسلام نجات بدهد، همه را موفق کند و همه مسلمین راموفق کند که به احکام اسلام مو به مو عمل کنند و مخالفین اسلام را از صحنه بیرون کنند.