راسخون

صحیفه نور امام خمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیام تسلیت امام خمینی به آیت الله خوانساری

تاریخ: 1359/12/05

 

پیام تسلیت امام خمینی به آیت الله خوانساری

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای خوانساری دامت برکاته امروز مسموع شد که به حضرتعالی مصیبت بزرگ واقع شده است. این واقعه اسفناک موجب تأثر گردید. از خداوند تعالی برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای حضرتعالی و بازماندگان آن محترم صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم و سلامت و سعادت حضرتعالی را خواستارم و امید دعای خیر برای حسن عاقبت دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پاسخ امام خمینی به تلگرام حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی در مورد وقایع 14 اسفند

تاریخ: 1359/12/16

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی در مورد وقایع 14 اسفند

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای گلپایگانی دامت برکاته
پس از اهدای تحیت و سلام، تلگرام جنابعالی که از نگرانی آن حضرت در قضایای شوم دانشگاه در روز پنج شنبه 591214 حکایت می کرد و اصل، تلفن های بسیاری در دنباله جنایت منحرفین از اطراف نیز واصل گردید. به جنابعالی و عموم ملت شریف اطمینان می دهم که با خواست خداوند تعالی با اینگونه مخالفت های با اسلام، برخورد شدید خواهد شد و به دستگاه قضائی گفته ام که قضیه را تحقیق و مجرمین را شناسائی و محاکمه کنند و نتیجه را به اینجانب اطلاع دهند تا تکلیف آنان به حسب موازین اسلامی معین شود. باید گروه ها و دسته های منحرف سیاسی و غیر سیاسی بدانند که من با احساس تکلیف، با آنان برخورد اسلامی و حدود اسلامی می کنم و به شرارت های ضد اسلامی خاتمه می دهم. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. حضرتعالی مردم را دعوت به آرامش فرمائید.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تلگرام امام خمینی به آیت الله حاج شیخ بهاءالدین محلاتی

تاریخ: 1359/12/16

 

تلگرام امام خمینی به آیت الله حاج شیخ بهاءالدین محلاتی

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای شیخ بهاءالدین محلاتی دامت برکاته
از قراری که شنیده شد جنابعالی در اثر نقاهت در بیمارستان تشریف دارید، این خبر موجب تاثر گردید. اینجانب برای صحت و سلامتی آن جناب دعا کرده و شفای کامل و طول عمر جنابعالی را از خدای تعالی مسئلت می نمایم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانیه امام خمینی خطاب به مردم و مسئولین کشور

تاریخ: 1359/12/25

 

بیانیه امام خمینی خطاب به مردم و مسئولین کشور

بسم الله الرحمن الرحیم
به اطلاع عموم می رساند برای صیانت کشور و جمهوری اسلامی در این موقع حساس و برای حفظ مصالح اسلام و مسلمین مطالب زیر ابلاغ می شود:
1 - معیار در اعمال نهادها قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ کس چه متصدیان امور کشوری و لشگری و چه اشخاص عادی جائز نیست و متخلف به مردم معرفی می شود و مورد مؤاخذه قرار می گیرد. بنابراین دخالت هر یک از مقامات در امور مربوط به مقامات دیگر بر خلاف قانون است و دخالت کننده به مردم معرفی می گردد.
2 - مقامات فعلی، ریاست جمهوری، دولت ریاست دیوانعالی، دادستانی کل کشور، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، قانونی می باشند و کسی حق ندارد در مصاحبه ها و نطق ها و رسانه ها به یکی از این مقامات توهین و یا آنان را تضعیف نماید و متخلف به ملت معرفی و مورد مؤاخذه قرار می گیرد.
3 - به همان نحو که آقای رئیس جمهور را به فرماندهی کل قوا منصوب نمودم، باید ایشان را به این مقام بشناسند و فرماندهان قوای مسلح از ایشان بر طبق مقررات اطاعت کنند.
4 - شورای دفاع به نحوی که در قانون اساسی است، مأمور می شود و نمایندگان اینجانب آقای خامنه ای و آقای چمران می باشند.
5 - مسائل دفاع در شورا مطرح و رسیدگی می شود و پس از تصویب، تصمیم در اجرا با فرماندهی کل قواست و قوای مسلح باید اوامر ایشان را اجرا نمایند.
6 - برای رسیدگی به شکایات نسبت به مسائل جنگ و سایر مسائل مورد اختلاف بین مقامات جمهوری اسلامی، هیأتی تعیین خواهد شد مرکب از یک نماینده از طرف رئیس جمهور و یکی از طرف دیگر و یکی از سوی اینجانب که کوشش در حل شکایات نمایند و رأی اکثریت هیأت مذکور معتبر است و در صورت تخلف یکی از مقامات، باید متخلف را به مردم معرفی کنند و مورد مؤاخذه قرار گیرد.
7 - چون در سخنرانی های رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس دیوانعالی کشور، رئیس مجلس شورای اسلامی، گروه های منحرف و مخالف با جمهوری اسلامی توطئه کرده و موجب فساد می شوند،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 129

اینان تا پایان جنگ تحمیلی سخنرانی نکنند. مصاحبه های سالم و سازنده و ارشادی مانع ندارد.
8 - از آنجا که روزنامه ها و رادیو تلویزیون عاملی مهم برای ارشاد یا تفرقه و نفاق هستند، هیأت 3 نفری فوق، آنها را دقیقاً مورد بررسی قرار می دهند و در صورتی که 2 نفر از هیأت مذکور، آنها را مضر تشخیص دهند، مراتب را به مردم ابلاغ و به دادستانی کل کشور اطلاع می دهند تا به وظیفه قانونی عمل کند.
9 - اکیداً از مقامات رسمی خواستارم تا با کمک یکدیگر مشکلات کشور را حل نمایند و برادرانه با یکدیگر همکاری نمایند.
10 - ائمه جمعه و جماعات ایدهم الله تعالی در خطبه ها و منابر و سایر گویندگان کوشش فرمایند که آرامش در کشور برقرار باشد و از هر سخنی که موجب نگرانی مردم و تفرقه شود خودداری نمایند و مردم را در پشتیبانی از ملت و تمام ارگان جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی و قوای مسلح و مردمی تشویق فرمایند.
والسلام
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع بانوان عضو مؤسسه 12 فروردین قم

تاریخ: 1359/12/25

 

نقشه این بود که با توطئه کشف حجاب، فاسد کنند جامعه را

بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر شما بانوان معظم که با نصیحت های خودتان می خواهید ما را به راه راست وادارید. درود بر بانوان سراسر کشور که در این نهضت شریف، معلم مردان بودند و حالا هم به همان نحو باقی ماندند. ایادی اجانب، این قشر محترم که ساختمان صحیح کشورها به دست توانای آنها بجاست کوشیدند که از شما بانوانی که باید ایران را بسازید و باید مردان را بسازید عروسک هائی درست کنند و دست ملعبه های فاسد بسپارند و بحمدالله موفق نشدند. نقشه این بود که این قشر موثر که از دامن آنها زنان و مردان موثر تربیت می شود طوری کنند که اطفال خودشان را از دامن های خودشان برانند و در جاهای دیگری که اطفال در آنجا جمع می شوند انباشته کنند و شما را از مهر مادری و آنها را از سرپرستی مادرانشان جدا کنند که نتوانند این افرادی که باید در دامن های شما تربیت بشوند، از شما جدا بشوند و نتوانند برای کشور خودشان و برای اسلام عزیز عمل کنند. نقشه این بود که با توطئه کشف حجاب مفتضح در زمان قلدر نافهم، رضاخان، این قشر عزیز را که جامعه را باید بسازند تبدیل کنند به یک قشری که فاسد کنند جامعه را و این نقشه نه اختصاص به شما بانوان داشت بلکه جوانان مرد را هم همین طور بکشانند به مراکز فساد و آنطور که می خواهند آنها را تربیت کنند که اگر چنانچه کشورشان به دست هر کس بیفتد بی تفاوت باشند یا مؤید.
اگر این نهضت و انقلاب اسلامی هیچ نداشت جز این تحولی که در بانوان و در جوانان ما پیدا شد این یک امری بود که کافی بود برای کشور ما، اینهائی که در گوشه و کنار به گوش اشخاص می خوانند که این انقلاب کاری انجام نداد اینها اشخاصی هستند که این تحولی که در شما پیدا شده است چون مضر به حال آنها و قدرت های چپاولگر است این را چیزی حساب نکنند و با تبلیغات سوءشان بخواهند به شما بباورانند، باور بیاورند که چیزی نشده است. چه بهتر از این که در یک همچو جلسه ای که شما بانوان هستید و فعالیت اخلاقی و زحمت های همه جانبه برای مستمندان و برای آوارگان می کشید، از این تحول بهتر چه؟ اگر در رژیم سابق بود، نه این اجتماعات بانوان بود و نه این فعالیت همه جانبه آنها که نیمی از جمعیت در ایران هستند و این نیم آن نیم دیگر را هم تربیت می کند، نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است برای اینکه زنان، بانوان علاوه بر اینکه خودشان

صحیفه نور جلد 14 صفحه 131

یک قشر فعال در همه ابعاد هستند قشرهای فعال را در دامن خودشان تربیت می کنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است و از خدمت همه کس بالاتر است و این امری است که انبیا می خواستند و می خواستند که بانوان قشری باشند که همه آنها تربیت کنند جامعه را و شیرزنان و شیرمردانی به جامعه تقدیم کنند، لکن آنهائی که می خواهند این کشور را از همه مواهب محروم کنند، از مواهب اسلامی، اخلاقی، اعمال صالحه و آنها را به مراکز فساد بکشانند، آنها هستند که الان که شما وارد شدید در جامعه و خدمت به جامعه، می بینند که نقشه های آنها نسبت به بانوان و نسبت به مردان باطل شده است. از این جهت فریاد آنها بلند است که چیزی نشده است و این زمان مثل زمان رژیم سابق است و هیچ تغییری با زمان رضاخان و پسرش نکرده، اینها تبلیغاتی است که برخلاف آن چیزی که مشاهد است برای همه بانوان سرتاسر کشور و مردان سرتاسر کشور که آن تحولی که در انسان ها پیدا شده، و آن ارزشی که امروز در کشورهای اسلامی و خصوصاً در کشور ایران پیدا شده است این است که در رژیم سابق شان و مرتبت عبارت از آرایش مهوع و لباس های کذا و منزلگاه های کذا بود و امروز ارزش، ارزش انسانی است، ارزش اخلاقی است، ارزش انسانی است که به واسطه همین تحول در قشر بانوان دیگر آنهائی که با آرایش های فاسد و لباس های فاخر می خواستند فخر فروشی کنند در بین جامعه نسوان ما محکومند و خجالت زده اند. آن روز بانوان اسلامی ما خجلت می کشیدند که با لباس اسلامی و لباسی که در او مراعات شده باشد، طبقات ضعیف هم اگر این کار را می کردند، خجالت می کشیدند در بین قشرهای فاسد مرفه بروند. امروز امر بعکس است و یکی از این اشخاصی که دارای آنطور کارهای فاسد و آرایش فاسد و خودنمائی های مفسد بودند آنها احساس شرم می کنند در بین شما. این تحول یک تحولی است که بالاترین تحول است در جامعه، جامعه ما از بانوان زمان یعنی بعضی بانوان زمان محمدرضا و رضا برگشتند به یک بانوانی که زینب گونه شدند و تابع فاطمه. آن روز تابع آرایش اروپائی بودند و باید از اروپا طرح لباس بیاید امروز تابع مکتب هستند و آنچه اسلام بپسندد مقبول است و این یک تحولی است که بالاترین تحولات است در جامعه ما. نگه دارید این تحول را، توجه کنید به اینکه دست های فاسد و قلم های فاسد و گفتارهای فاسد شما را به اغفال نکشاند و شما را برنگرداند به حال سابق. این راه را شما ادامه بدهید و توده های میلیونی مردان ما هم ادامه بدهند و می دهند و توده های میلیونی بانوان ما هم ادامه بدهند و می دهند و هیچ توجه به صحبت ها و قلم ها و سخنرانی هائی که می شود نکنید و خودتان مستقل فکر کنید و تابع افکار دیگران نباشید و خودتان برای کشور خودتان کوشش کنید که مفید باشید و شما هدایت کنید مردان را و هدایت کنید و نصیحت کنید دولتمردان را، شما مادران خوبی برای اطفال باشید و ناصحان خوبی برای جامعه و زحمتکشان خوبی برای مستمندان، و هستید بحمدالله. شما جامعه ای که در سرتاسر کشور الان مشغولید برای همه اموری که کشور ما احتیاج به آن دارد، سرپرستی اطفالی که بی پناه هستند و خدمت به مستمندان و رفتن پیش آوارگان و مستمندان و دلجویی کردن از آنها، این خدمت ارزشمند است و پیش خدای تبارک و تعالی بسیار ارزش دارد.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 131

 

باید اختلافات از بین برود و اخلاق اسلامی انسانی را در تمام قشرها توسعه بدهند

و خداوند شما را و همه بانوان را و همه مردان را هدایت کند که به همین راه مستقیمی که شماها می روید آنها هم بروند و همان راه صحیحی که بدون غل و غش و بدون هوای نفس شماها دنبال کردید قشرهایی که در ایران هستند، همه همان راه را بروند، و شما و همه ملت توجه کنید که این صحبت هائی که می شود و اشتباهاتی که گاهی از دولتمردان می شود اینها آنقدر چیزی نیست که به جمهوری اسلامی ما لطمه وارد کند و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که زوردتر بین قشرهائی که اختلاف بینشان هست چه در بالا و چه در توده جمعیت این اختلافات از بین برود و همه با هم دنبال این باشند که این کشور را به راه مستقیم هدایت کنند و این کشور را آباد کنند و اخلاق اسلامی انسانی را در تمام قشرها توسعه بدهند. من سفارشم به تمام قشرهای ملت از بانوان گرفته تا جوانان و مردان این است که شما راجع به این مسائلی که در ایران طرح می شود فکر نکنید که باید حتماً شما هم اختلاف با هم پیدا بکنید. اختلافات رده بالا رفع می شود انشاءالله و شماها هم دامن به اختلاف نزنید، دامن زدن شما به اختلافات باعث می شود که رده های بالا هم اختلافاتشان را نتوانند حل کنند. و اما اگر چنانچه تودهای مردم با هم باشند و گوش به مسائلی که در رده های بالا طرح می شود ندهند و خودشان توجه کنند که با وحدت کلمه می توانند این جامعه را به سعادت خودش برسانند و اختلاف کلمه شاید خدای نخواسته موجب این بشود که عنایت خاص خدا که به شما سایه افکنده بود یک وقت خدای نخواسته برداشته بشود و کشور شما آن شود که در سال های طولانی مبتلای به آن بودید. اگر چنانچه اختلافاتی بین طبقات افراد باشد و این اختلافات موجب شود که خدای نخواسته در جنگ مغلوب شویم یا خدای نخواسته طول بکشد حل این مشکل، این گناهش به گردن آنهائی است که دامن به اختلافات می زنند و تشنج در کوچه و بازار ایجاد می کنند. مسلمین، مؤمنین معتقدین به خدای تبارک و تعالی مجال ندهند به این قشرهائی که در بین مردم هستند و از تفاله های رژیم سابقند و همین طور از اشخاصی که در بین اینها هستند از فاسد و مفسد، اگر چنانچه به اینها گوش بدهند، اینها می خواهند شما را به دامن غرب یا به دامن شرق بکشانند بیدار باشید که اختلافات را خودتان رفع بکنید. و اگر اختلافی هست، آنها را موعظه کنید که دست از اختلافات بردارند و من از خدای تبارک و تعالی سعادت ملت های اسلامی و سعادت شما بانوان و همه بانوان اسلام و سعادت همه قشرهای ملت را می خواهم و از خدای تبارک و تعالی پیروزی لشکر اسلام و قوای مسلحه اسلام را بر قوای کفر مسألت می کنم. خداوند شماها را سعادتمند کند و در خدمت به همنوعان خودتان توفیق دهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1359/12/28

 

امروز تمام ملت ما در صحنه گرفتاری ها و در صحنه جنگ حاضرند و خود را در جبهه می بینند

بسم الله الرحمن الرحیم
البته در این سالی که به ما گذشت ماجراهای زیاد، گرفتاری های زیاد برای ملت ما رخ داد ولی من به نظرم می رسد تا گرفتاری ها نباشد، سختی ها نباشد، جنگ ها نباشد و کشتار دادن ها و سایر اثرات آن نباشد، انسان از آن خمودی و از آن راحت طلبی که در ذاتش هست بیرون نمی آید. البته جنگ و لو احق آن بسیار ناگوار بود برای ملت ما لکن درازای او جوان های ما آنهائی که در جبهه ها می گذرانند و مردمی که جنگ را لمس می کنند، آنچنان مقاومتی از خودشان به خرج دادند که متوقع نبود، و این از برکات زحمت ها و ناگواری ها و جنگ ولو احق جنگ بود. اگر در یک رژیم هائی که ملت شرکت نداشتند با دولت در همه امور و حاضر در صحنه نبودند در همه گرفتاری ها و زحمت ها، جنگی واقع می شد، فقط در یک کناری بود، بدون اینکه تحرکی از خود ملت و جوان هایی که احتیاج به تحرک دارند واقع می شد و این جنگ بی فایده بود. و اما امروز که تمام ملت ما نه فقط جوان ها و آنهائی که در جبهه ها هستند، بلکه پیرمردها و پیرزن ها و دختر بچه های نابالغ در صحنه گرفتاری ها و در صحنه جنگ حاضرند و همه خود را در جبهه می بینند. من وقتی که در تلویزیون می بینم این بانوان محترم را که اشتغال دارند به همراهی کردن و پشتیبانی کردن از لشکر و از قوای مسلح ارزشی برای آنها در دلم احساس می کنم که برای کسی دیگری نمی توانم اینطور ارزش قائل بشوم. آنها کارهائی که می کنند یک کارهائی است که دنبالش توقع اینکه یک مقامی داشته باشند یا یک پستی را اشغال کنند یا یک چیزی را از مردم خواهش کنند هیچ این مسائل نیست، بلکه سربازان گمنامی هستند که در جبهه ها باید گفت مشغول به جهاد هستند و ما اگر فایده ای از این جمهوری اسلامی نداشتیم، الا همین حضور ملت به همه قشرهایش در صحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، این یک معجزه ای است که جای دیگر من گمان ندارم تحقق پیدا کرده باشد و این یک هدیه الهی است که بدون اینکه دست های بشر در آن دخالت داشته باشند، خدای تبارک و تعالی به ما اعطا فرموده است. و ما باید قدر این نعمت را بدانیم و اقتدا کنیم به این زن ها و بانوان و بچه های پشت جبهه و آنهائی که در خود شهرهای مخروبه نیمه مخروبه حاضرند. ماها باید از اینها اخلاق اسلامی و ایمان و توجه به خدا را یاد بگیریم. ماها

صحیفه نور جلد 14 صفحه 134

ممکن است که کارهائی که حتی خیلی هم مفید است، برای جامعه بکنیم، لکن برای خودمان مفید نباشد. ممکن است که ماها کارهائی انجام بدهیم که به صلاح جامعه است و جامعه از آن استفاده کند و جامعه را به پیش ببرد، لکن ما را به عقب ببرد و در پیشگاه خدای تبارک و تعالی نه اینکه اجری نداریم، بلکه انحطاط پیدا بکنیم.
ما باید از این قشرهای توده ای مردم که بی توقع به کشور خدمت می کنند و به همه شما هم دارند خدمت می کنند به آنها اقتدا بکنیم و خودمان را اصلاح بکنیم. اگر ما هم آن روحیه را پیدا می کردیم آنوقت کارهامان همه یک وجهه پیدا می کرد، و افراد اگر کارهایشان به وجهه واحد باشد یعنی مقصد خدا باشد توجه به او، انسان را وادار به کار بکند، هیچ اختلافی متصور نیست. تمام چیزهائی که بشر به آن مبتلا هست اینها از خود آدم است. تمام یعنی کارهائی که به دست بشر انجام می گیرد بلکه کارهائی هم که از غیب به ما وارد می شود، چه بسا اینهمه زلزله ها و سیل ها و طوفان ها برای این باشد که ما خودمان را اصلاح نکردیم. ما اگر چنانچه خودمان را اصلاح کنیم و اینهائی که مؤثرند در بین توده ها، اینهائی که مردم نظر می کنند ببینند که اینها چه می کنند آنها هم تبعیت کنند. ما اگر آن اشخاصی که مورد توجه مردمند و مردم اعمال آنها را و اقوال آنها را تحت نظر دارند، اگر چنانچه وجهه واحد باشد، شما که صحبت می کنید برای خدا باشد، او هم که می شنود برای خدا باشد، او که می نویسد، او هم همین طور، هیچ اختلافی نخواهد واقع شد. اگر اختلاف نظر هم باشد، با طرز الهی حل می شود، نه با طرز شیطانی. عمده اصلاح همان مرکز خود است. همه مصیبت های ما از خود ماست، و باید اصلاح از خود ما شروع بشود. من توقع نداشته باشم که خودم اصلاح نشده بخواهم دیگری را اصلاح کنم. این خیال باطل است. اگر چنانچه خود آن گوینده اصلاح شده باشد، می تواند دیگران را اصلاح بکند.
 

یکی از ادله محکم اثبات کمال مطلق، همین عشق بشر به کمال مطلق است

و این بشر یک خاصیت هائی دارد که در هیچ موجودی نیست، منجمله این است که در فطرت بشر طلب قدرت مطلق است، نه قدرت محدود، طلب کمال مطلق است، نه کمال محدود. علم مطلق را می خواهد، قدرت مطلقه را می خواهد و چون قدرت مطلق در غیر حق تعالی تحقق ندارد، بشر به فطرت حق راخواهد و خودش نمی فهمد، یکی از ادله محکم اثبات کمال مطلق همین عشق بشر به کمال مطلق است. عشق فعلی دارد به یک کمال مطلق نه به توهم کمال مطلق، به حقیقت کمال مطلق. عاشق فعلی بدون معشوق فعلی محال است. در اینجا توهم و ساختن نفسی تاثیر ندارد برای اینکه فطرت دنبال واقعیت کمال مطلق است نه دنبال یک توهم کمال مطلق، تا کسی می گوید بازیخورده است. فطرت بازی نمی خورد. در فطرت همه بشر این است که کمال مطلق را می خواهد و برای خودش هم می خواهد و همه بشر انحصار طلب است، کمال مطلق را می خواهد که خودش داشته باشد و این کمال مطلق آنجائی که همه پیدا بکنند یک می شوند، متعدد نیست تا اینکه آنجا دیگر انحصار باشد همه یک است. شما تصور کنید که اگر یک نفر، فرض کنید حکومت یک شهری باشد در قلبش راضی نیست

صحیفه نور جلد 14 صفحه 135

برای اینکه می بیند که دلش می خواهد که حکومت یک استان باشد وقتی استاندار شد باز راضی نیست دلش می خواهد که تمام یک کشور در دست او باشد، بعد که به دستش آمد راضی نیست می خواهد که کشورهای دیگر هم تحت سلطه او باشد شما می بینید که الان این دو قدرتی که در عالم هست، در زمین است این دو قدرت هیچ کدام راضی به آن ابرقدرتی خودشان نیستند. دولت آمریکا می خواهد که روسیه شوروی نباشد و خودش باشد، شوروی هم می خواهد که آمریکا نباشد و خودش باشد و توهم این را می کنند که کافی است برایشان و حال اینکه اگر تمام زمین را به یکی بدهند می رود دنبال اینکه ندارد، قانع نمی شود به آنچه دارد دنبال آن چیزی است که ندارد برای اینکه عشق به کمال مطلق دارد عشق به قدرت مطلقه دارد اگر تمام عالم را، تمام این کهکشان ها و تمام این سیارات و ثوابت و هر چه هست در تحت سلطه یک نفر بیاید باز قانع نمی شود برای اینکه اینها کمال مطلق نیست، تا نرسد به آنجائی که اتصال به دریای کمال مطلق پیدا نکند و فانی در آنجا نشود برایش اطمینان حاصل نمی شود (بذکر الله تطمئن القلوب) نه به ریاست جمهوری و نه به نخست وزیری و نه به قدرت قدرت های بزرگ و نه به دارابودن همه ملک و ملکوت، آنی که اطمینان می آورد و نفس را از آن تزلزل که دارد و خواهش که دارد بیرون می آورد، آن ذکر الله است، نه ذکر الله به اینکه در لفظ، ما لا اله الا الله بگوئیم ذکر الله که در قلب واقع می شود یاد خدا، توجه به او (بذکر الله تطمئن القلوب) و بعد در آیات دیگر می فرماید که (یا ایتها النفس المطمئنه، ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی) اگر انسان بخواهد خصوصیات این آیه شریفه را این آیات شریفه را بگوید طولانی است لکن من یک اشاره به آن می کنم و آن اینکه آن توجه به نفس مطمئنه است یعنی آن نفسی که دیگر هیچ خواهشی ندارد رسیده است اینطور نیست که حالا نخست وزیر شده می گوید این کم است باید رئیس جمهور بشوم، رئیس جمهور شده است می گوید این کم است من باید رئیس جمهور کشورهای اسلامی باشم، اینجا رسیده می گوید این کم است، به هر جا برسد کم است. تمام عالم را اگر یک لقمه کنند و به دست او بدهند وقتی فکر می کند می بیند نقیصه دارد، خواهش غیر این است، آنوقت مطمئن می شود که به کمال مطلق برسد. کمال مطلق آن وقتی است که یا ذکر او باشد غیر او نباشد در کار. توجه به ریاست، توجه به سلطنت، توجه به عالم ماده توجه به عالم های دیگر به غیب به شهادت هیچ نباشد، یاد منعطف شده باشد به یاد خدا آنجا نفس مطمئن می شود آنوقت است که مورد این خطاب واقع می شود که (یا ایتها النفس المطمئنه) ای نفسی که به آنجا رسیدی که مطمئن شدی، از لغزش بیرون رفتی و توجه نداری به جای دیگر (یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک) حالا دیگر هیچ جا دیگر برای تو نمی شود تو راجع شو برگرد به خدای خودت، ربک، رب، (نفس مطمئنه فادخلی فی عبادی) نه عباد الله، عباد صالحین، هیچ نه (عبادی) با این ریزه کاری، وقتی که واقع شدی در اینکه در عباد واقع شدی آنوقت (فادخلی جنتی) نه الجنته، آن جنت مال دیگران است آن جنت با همه عرض و طولش مال (عباد صالح) است (عبادی) نیست مال (عبادی) آنچه دیگر هیچ نیست جز عبادت آن هم عبادت (هو) وقتی آنجا رسیدی، (ادخلی جنتی) جنت لقاء ، جنت ذات نه جنت دیگران، جنت شما هم که انشاءالله همه وارد بشوید در آن جنت با

صحیفه نور جلد 14 صفحه 136

این جنت فرق دارد. آن جنت عباد صالح، عباد الله الصالحین است، اما این جنتی است، جنتی که انتساب به هیچ چیز ندارد الا به هو. آن وقت نفس مطمئنه وارد شده است در یک منبع نور، در یک کمال مطلق و رسیده است به آن چیزی که عاشق او بود، به هیچ چیز عشق ندارد خیال می کند قدرت های بزرگ خیال می کنند که اینها قدرت رسیدن به زمین و هر چه در اینهاست کافی شان است. دلیل بر اینکه کافی نیست می بینید که در فطرت همه هست که یک قدرتی من داشته باشم که هیچ محدود به حدی نباشد اگر به آن بگویند که خوب حالا همه قدرت ملک و ملکوت را داری لکن یک قدرت دیگری هم هست، می خواهی یا نمی خواهی جواب مثبت است. هیچ کس نیست که بگوید همه قدرت هائی که در عالم هست، عالم ملک و ملکوت و جبروت هست هر چه که هست به تو دادم و تو فرمانفرمای عالم ملک و ملکوت شوی لکن یک چیز دیگری هست بالاتر از این می خواهی یا نه نمی خواهی؟ می گوید می خواهم فطرت انسانی می گوید می خواهم، هیچ کس از شما و هیچ کس نیست که وقتی عرضه به او داشتند بگوید من نمی خواهم. یک کسی عالم به همه علوم دنیا و آخرتی هست تمام علوم در این محفظه اش موجود است، به او بگویند یکی علوم دیگری هم در یک عالم دیگری هست آن را می خواهی یا همین بس است دیگر هیچ فطرتی نیست که بگوید بس است. می گوید ایکاش که بود، ایکاش که به ما می رسید. آنجائی که تمام می شود و ایکاش ها تمام می شود؟ آنجائی است که انسان به علم مطلق برسد و فانی بشود این قطره در آن دریا، پس شما که در این عالم هستید و خیال می کنید که من اگر فلان را داشتم کافی بود بدانید که کافی نیست، ممکن است که آن چیزی را که شما تخیل می کنید که می خواهید آن یک چیزی باشد یک نفر آدم عادی می گوید یک خانه ای داشته باشیم و یک زندگی مثلاً بخور و نمیری تا نرسیده است خیال می کند این را می خواهد همچنین که رسید او یک چیز بزرگتری را می خواهد تا نرسیدند به آنکه ریاست جمهوری بهتان برسد می گوئید که این را می خواهم، همچی که رسیدید به اینجا می بینید نه این نیست آنیکه من می خواهم این نیست بالاتر را می خواهید آن هم که رفته بالاتر شما می بینید که الان فرض کنید که رئیس جمهور آمریکا نصف قدرت این سیاره را دارد و خیال می کند که اینکه کم است آنیکه من می خواهم این نیست خیال می کند که اگر شوروی را هم شکست بدهد و منزوی کند و همه این سیاره در تحت قدرت او بیایند بس است این نمی فهمد که اینجور نیست، این نمی فهمد که عاشق خداست نه عاشق دنیا، دلیل این است که وقتی رسید به آنجا می بیند کافی نیست اگر به او گفتند در سیاره مشتری هم یک چیزهائی هست می خواهی به او برسی هیچ ممکن نیست که بگوید نه، می گوید آری. هیچ سیر نمی شود انسان. دنبال این نباشید که خیال کنید ما رسیدیم به اینجا خوب، خوب است الحمدلله. اختلافاتی که پیدا می شود برای همین است که اشتباهاتی هست. اشتباه در مقصد است مقصد فطرت را نداریم ما ندیدیم ما نمی دانیم ما کتاب فطرت را نخوانده ایم، ما چون آشنا به کتاب فطرت نیستیم خیال می کنیم که ما می خواهیم که برسیم به یک قدرتی و در انحصار ما باشد این قدرت، وقتی رسیدید می بینید آنکه من می خواستم این نیست در دل باز آشفتگی هست و آشفتگی رو به تزاید هم می شود یعنی الان اگر که فرض کنید که به فلان رئیس

صحیفه نور جلد 14 صفحه 137

جمهور آمریکا بگویند به اینکه خوب شما چه می خواهید، عاشق چه هستید، میل دارید چه بکنید، همش این است که شوروی که یک خاری در چشم من است این نباشد. به آن هم بگویند چی؟ می گوید، آمریکا یک خاری در چشم من او نباشد. نمی فهمند اینها که نه آن قدرت آمال است نه آن قدرت یک چیز دیگر است. در تمام فطرت ها بلا استثنا - تمام فطرت ها بی استثنا - عشق به کمال مطلق است عشق به خداست، عذاب برای این است که ما نمی فهمیم. ما جاهلیم عوضی می گیریم مسائل را اگر روی همین فطرت ما پیش برویم به کمال مطلق می رسیم اینکه انسان را معذب خواهد کرد این است که کمال را عوضی گرفته است. خیال می کند کمال رئیس شدن است رئیس اداره شدن است. رئیس اداره که می شود، می بیند اینکه کم است اداره چه است رئیس یک کشور شدن است وقتی رسید سراغ کشور دیگر آن هم وقتی رسید می رود سراغ دیگری همه عالم را به او بدهند باز سیر نمی شود برای این است که کمال مطلق آرزوی انسان است فطرت انسان (فطرت الله التی فطر الناس علیهاً) که این فطرت توحید است فطرت کمال مطلق است تا آنجا نرسید هی می خواهید، دنبال یک گمشده ای شما هستید عوضی می گیرید آن گمشده را، ماها همه عوضی می گیریم. هر کس خیال می کند اینکه آن چیزی که دیگری دارد کاش مال من بود وقتی پیش دیگری می رود می گوید آن چیزی که آن دارد کاش پیش من بود هر دوشان هم برسند به آن مطلب می بینند نه این آن نبود دنبال چیزی شما هستید که آن کمال مطلق است یعنی همه در فطرتشان خداست و این اثبات می کند که یک همچو کمال مطلقی تحقق دارد. عشق فعلی محال است بی عاشق فعلی، بی معشوق فعلی از ادله محکم نبوت کمال مطلق است پس اینقدر دنبال این ورق و آن ورق و این جبهه و آن جبهه و این طرف و آن طرف نگردید. زحمت ندهید خودتان را شما سیر نخواهید شد دنبال این بروید که شما را یک چیزی که شما را شاداب کند، مطمئن کند نفس شما را. هر چه زیادتر دست تان بیاید تزلزل زیادتر می شود. انسان فطرتش این طوری است. چون کمال مطلق را می خواهد، عوضی گرفته است وقتی که اینجا را گرفت می بینند این نیست، یک چیز زیادتری من می خواهم دیگر رئیس جمهور آمریکا دیگر قانع نیست به اینکه یک کشور، دو تا کشور، ده کشور مال او باشد. شما قانعید که یک اداره دیگری را دست تان بدهند چون حالا نمی دانید که، اما وقتی اگر هر یک از شما را به جای رئیس آمریکا بگذارند یا شوروی بگذارند همان آشوبی که زیادتر الان در دل آنها هست و در دل شما شعله اش کمتر است همان آشوب در قلب شما زیادتر می شود و اگر همه دنیا را به شما بدهند آشوب زیادتر خواهد شد، تزلزل زیاد می شود آنی که انسان را از تزلزل بیرون می آورد آن ذکر خداست، یاد خداست که تزلزل ریخته می شوند، اطمینان پیدا می شود، وقتی اطمینان پیدا شد و ذکر خدا و یاد خدا شد آنوقتی است که مخاطب می شود به این خطاب (یا ایتها النفس المطمئنه) در روایتی است که خطاب به حضرت سیدالشهداست آنوقت است که به شما می گویند که (فادخلی فی عبادی) نه فی عبادالله نه فی عبادات دیگر، فی عبادی همان یک عنایت خصوصی است مال خودم، این بشر مال خودش است وقتی اینطور شد جنتش هم، فرق دارد با جنت های دیگر. شما خیال نکنید که بهشت شماها و ماها مثل بهشت رسول الله است خیر، آن وضع

صحیفه نور جلد 14 صفحه 138

دیگر است، جنتی است، الجنه مال همه انشاءالله، لکن وقتی به آنجا رسید جنتی است دیگر، دیگر دل جای دیگر نمی رسد پس دنبال چه می گردید شماها که با قلم تان با زبانتان، با چه تان کوشش می کنید که مثلا یک چیزی دستتان بیاید شما خیال می کنید که درست می شود مطلب دستتان که آمد دیگر مطمئن می شوید نه وقتی دستتان آمد زیادتر متزلزل می شوید نگرانی ها بیشتر می شود برای این درویشی که یک گوشه ای نشسته و فرض کنید که یک لقمه نانی پیدا می کند تشویش خاطر کمتر است از رئیس جمهور آمریکا. او تشویش خاطرش زیادتر است نا آسوده تر است، متزلزل تر است، نگران تر است.
 

انسان خودش حجاب است اگر خودتان را از بین برداشتید تمام نگرانی ها تمام می شود

کاری بکنید نگرانی ها رفع بشود نه زیاد کنید نگرانی ها را. هر چه بروید جلو نگرانی ها زیاد می شود کاری بکنید که این پرده هائی که بین شما و بین خدای تبارک و تعالی است اینها ریخته بشود و پرده بزرگ خودتان هستید، انسان خودش حجاب است، تو خود حجاب خودی. فکر بکنید بخواهید اطمینان قلبی پیدا کنید، بخواهید آسایش داشته باشید نه تزلزل و نگرانی انسان در همین دنیا هم این نگرانی ها، تو جهنم انسان را نگه می دارد این نگرانی هائی که برای انسان است اینها یک بعدی از جهنم است کوشش کنید این نگرانی ها رفع بشود، رفع شدن نگرانی ها به این نیست که یک پست اگر دارید دو تا داشته باشید، نه اضافی نگرانی است. کاری بکنید که این وحشت نفسی که در انسان هست، این نگرانی و این چیزهائی که دنبال این خودخواهی هاست، اینها رفع بشود، خودتان را از بین بردارید خودتان حجابید اگر خودتان را از بین برداشتید تمام نگرانی ها تمام خواهد شد. همه این نگرانی ها را آدم خیال می کند که من دارم کوشش می کنم و می خواهم در این پست باشم. برای خدا می خواهم این کار را بکنم این خیالاتی است که انسان می کند، انسان چون خودش را خیلی دوست دارد، خیال می کند که هر کاری که می کند خوب است و هر کاری که می کند برای خداست، لکن اگر خودش را عرضه کند به یک کسی که خدا را می شناسد، آنوقت به او می فهماند که نه کار تو برای خودت بوده همه کارها برای خودت است اگر رسیدی به آنجائی که این خود را کنار بگذاری و کار بکنی این کار را برای خود نیست قهراً وقتی خود نباشد دیگر نزاع هم نیست دعوا هم نیست. انبیا با هم نزاع نداشتند، همه انبیا اگر جمع بشوند در یک جائی با هم هیچ اختلافی ندارند برای اینکه وجهه، وجهه واحد است و خود کنار رفته است دیگر خودی در کار نیست. (جزنا و هی الخامده) این در روایتی است که می فرماید که ما از این صراط این صراط را می گویند که در متن جهنم است یعنی رو نیست که اینکه آب از زیرش می رود وسط است مثل یک پلی که وسط آب غرق شده باشد پل در آن، صراط محیط هست جهنم بر صراط و شما باید از آنجا عبور کنید نه اینکه آن بالا هست و ما می افتیم تویش خیر، وسط است اگر چنانچه توانستید عبور کنید. مؤمن وقتی که می خواهد عبور کند عبور باید بکند، جهنم هم هست برایش لکن جهنم صدا می کند که نور من را داری از بین می بری زود رد شو. در روایات ماست که انبیا، که ائمه علیهم السلام فرموده اند این راجع به همه اولیاست دیگر، که ما از

صحیفه نور جلد 14 صفحه 139

صراط گذشتیم در صورتی که خاموش بود جهنم (جز ناوهی الخامده) برای اینکه این خمود از خود شروع می شود وقتی جهنم در خود آدم خامد است آن جهنم هم برایش خامد است آن جهنمی که به ما می رسد آنی است که از خودمان درست کردیم هیچ چیز ما نمی بینیم اضافه از آنکه خودمان کردیم، (ذلک بما کسب ایدیکم) ما خودمان درست کردیم جهنم، در روایت است که پیغمبر اکرم وقتی به معراج رفتند دیدند که در بهشت یک دسته ای هستند که مشغول کار هستند گاهی هم می ایستند گاهی هم مشغول می شوند سؤال کرد از جبرئیل که اینها چه است قصه چه است؟ گفته بود اینها اعمال مردم است وقتی که اینجا می رسد مصالح هست اینها عمل می کنند وقتی آنها از کار باز می مانند اینها هم رها می کنند هیچ چیز از خارج به شما نمی رسد هر چه هست از خود شماست و کوشش کردند انبیا و خدای تبارک و تعالی همه انبیا را فرستاده برای اینکه شما را از این ورطه نجات بدهد از اینکه خودتان دارید درست می کنید از اینکه خودتان مهیا کردید برای آن عالم. همه انبیا آمده اند که ما را نجات بدهند از این چیزی که خودمان با دست خودمان درست کردیم و کم مؤفق شدند که هواهای نفسانی ما غلبه کرد بر دعوت های آنها. مقصودم از این مزاحمت این بود که گمان نکنند ابرقدرت ها و گمان نکنند دولتمردها و گمان نکنند هیچ کس از افراد که من قانعم به اینکه حالا بشوم فلان رئیس. آشوبی که در قلب شماست بیشتر می شود حالائی که این حد را دارید اگر به آن یک قدری توجه کنید و قانع بشوید آشوب هست اما کم است وقتی هر چه زیادتر شد آشوب زیادتر می شود، نگرانی ها زیادتر می شود پس چرا انسان دست و پا بزند برای زیاد کردن آشوب خودش برای اینکه ناراحتی خودش را زیاد بکند دست و پا بزند برای اینکه مثل عنکبوت تار دور خودش بتند تمام کارهائی که ما می کنیم مثل همین عنکبوت ها در آن عالم ظاهر می شود که ما خودمان داریم با دست خودمان خودمان را به بند می کشیم چرا می خواهید این مقام را پیدا کنید که این مقام برای شما یک چیزی است که صورتش مشوه است در آنجا. چرا دنبال این هستید که زحمت های خودتان را زیاد کنید؟ سلمان هم حکومت مدائن بود وقتی سیل آمد و زلزله آمد سیل آمد، سیل آمد، پوستی که زیرش بود برداشت رفت بالا گفت (نجعل مخففون) من چیزی ندارم که آب ببرد یک پوستی هست آن هم برداشتم، حاکم آنجا بود. اما آنهائی که زیاد کردند، روی هم گذاشتند، روی هم گذاشتند، چه اموال دنیا را روی هم گذاشتند و چه ریاست ها را روی هم گذاشتند آنجا آنهائی هستند که در آن عالم گرفتاری شان زیاد است و چرا ما اینقدر زیاد کنیم گرفتاری ها را.
 

برای نجات اسلام از شر این قدرت ها همه کوشش کنیم

ما برای این ملت عمل بکنیم ما تمام هممان را صرف کنیم که این کشوری که به این حال در آمده است و همه هم با ما دشمن هستند این را نجاتش بدهیم و همه به فکر نجات باشیم نه به فکر اینکه برای خودمان باشد. برای نجات یک بشر، برای نجات یک ملت، برای نجات اسلام از شر این قدرت ها همه کوشش کنیم، شما اگر یک خانه هم داشته باشید بخواهید تدبیر کنید این خانه را، تا زن و مرد و بچه و کلفت و اینهائی که هستند، همفکر نباشند، نمی توانید یک خانه را اداره کنید. یک کشور را وقتی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 140

بخواهید اداره بکنید، اگر همفکر نباشید، اگر همت همه اداره این نباشد، اگر همه در فکر مردم باشید، آنها عباد خدا هستند، بنده های خدا هستند اینهائی که در مرزها دارند کشته می شوند و اینهائی که گرفتار اوضاع جنگ هستند و اینهائی که آواره شدند و در این زمین ها و در این چادرهای بی همه چیز دارند زندگی می کنند. اینها بنده های خدا هستند و از ماها از من افضلند و محتمل است که از شماها هم افضل باشند چرا ما به فکر آنها نباشیم؟ فکر نجات امت نباشیم؟ چرا یک ذره از آن چیزی که در دل انبیا بود در دل ما نباشد (ولعلک باخع نفسک) شاید تو می خواهی خودت را هلاکت کنی! غصه می خورد از بس برای این مردم، غصه پیغمبر برای این کفار بود، این کفار، غصه می خورد که اینها نمی فهمند دارند چه می کنند، اینها دارند برای خودشان جهنم می سازند. چرا ما یک ذره ای، یک بارقه کوچکی از این نفس های مطمئنه شریف در قلب مان نباشد که برای این امت کار بکنیم نه برای خودمان؟ اگر همه کوشش کنید که برای امت کار بکنید همه چیز اصلاح می شود، همه ما بنای مان بر این باشد که این سال جدید انشاء الله که به خیر برایتان باشد. بیایید به فکر این باشیم که ما برای این امت هر کاری می خواهیم بکنیم، این مقام را برای امت خرج کنیم این پست را برای امت بگیرم. اگر این مطلب حاصل بشود، ولو به یک مرتبه نازلش هم باشد، این سال جدید سال صلح و سال صفا واقع می شود. و من امیدوارم که خداوند دست ما را بگیرد و ما را به وظایف خودمان آشنا کند و عیوب نفسانی ما را به ما بفهماند و راه نجات از آن نفسانیات را به ما هدایت کند.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیام رادیو تلویزیونی امام خمینی به مناسبت حلول سال نو

تاریخ: 1360/01/01

 

آن روز مبارک است بر ما که سلطه جهانخواران بر ملت های مستضعف شکسته شود

بسم الله الرحمن الرحیم
من این سال نو را به همه مسلمین جهان و ملت های مظلوم تحت فشار ابر قدرت ها و ملت شریف رزمنده ایران تبریک عرض می کنم. مبارک باد بر شما ملت بپاخاسته و بیدار که تمام توان خودتان را در مقابل قدرت های بزرگ که همه بسیج شده اند بر ضد شما، به میدان آوردید و همانطور که در اول نهضت با هم همدست و متحد بودید، امروز هم در این سال جدید هم با هم هستید و من امیدوارم که بیشتر از پیش با هم برادر و همفکر و هم رزمنده باشید.
آن روز مبارک است بر ما که سلطه جهانخواران بر ملت مظلوم ما و بر سایر ملت های مستضعف شکسته شود و تمام ملت ها، سرنوشت خودشان را به دست خودشان بگیرند و دولت ها بیدار بشوند و ببینند که با داشتن آنهمه ابزار و آنهمه انسان و قوای انسانی و آنهمه اراضی و سیع و ذخایر زیرزمینی، برای اینکه ما توجه نکردیم به دستورات اسلام که بین همه مسلمان ها عقد اخوت بسته است و همه را دعوت به اعتصام به حبل الله و پیروی از خط اسلام می فرماید، نکردیم. و من امیدوارم که در این سال جدید هم ملت ما و دولت ما و همه آنهائی که در اداره کشور دخالت دارند، از لشکری و کشوری ها همه با هم برادر باشند و این نعمت بزرگی که در قرآن کریم او را نعمت اخوت ذکر می فرماید و همین نعمت اخوت را موجب این می داند که ما از همه گرفتاری ها نجات پیدا کنیم. من در این سال جدید امیدوارم که همه با هم برادر باشند و همه با هم در مصالح این کشور پیش بروند و دست قدرت ها را از کشور خودشان کوتاه کنند. و همه مسلمین جهان توجه بکنند به این آیاتی که در قرآن کریم برای وحدت مسلمین نازل شده است و مسلمین را دعوت به وحدت و اعتصام به حبل الله که همان اسلام است فرموده است، همه توجه کنند و این سال نو را با مبارکی و میمنت در زیر پرچم پرافتخار اسلام و دستورات نورانی خدای تبارک و تعالی مجتمع بشوند و دست قدرت های بزرگ را که هیچ فکر نمی کنند الا برای مصالح خودشان و چپاول کردن ذخائر ملت های ضعیف، با هم باشند همه، تا این دست های چپاولگر قطع بشود و ملت ها و دولت های اسلامی همه با هم مجتمع باشند، همه با هم برادر باشند، برابر باشند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 146

 

امیدواریم امسال سال اخوت ایمانی و و حدت کلمه وعود به اوایل نهضت باشد

حکومت ها در فکر سلطه بر ملت خودشان و سرکوبی ملت خودشان نباشند و ملت در فکر خنثی کردن اعمال دولت نباشند، اگر آنها به اسلام برگشتند و توجه به احکام اسلام کردند، همانطوری که ملت ما با دولتش، با همه ارگان های دولتی دوست هست و نه ارگان های دولتی می خواهند بزرگی به ملت بفروشند، سلطه گری کنند به ملت و نه ملت در صدد این است که به دولت خودش یک کاری بکند که خنثی بشود اعمالش ، همه با هم هستند و همه با هم انشاء الله این کشور را به پیش می برند و نمی گذارند که قدرت هائی که در کمین نشسته اند و تفاله های آنها در بین کشور ما هم هست، اینها نمی گذارند اینها بتوانند کاری انجام بدهند. و ما امیدواریم که امسال سال اخوت ایمانی و وحدت کلمه وعود به اوایل نهضت باشد، همانطوری که می بینیم که بحمدالله هست باز تحکیم بشود این وحدت و تمام افراد این مملکت درصدد این باشند که برای این کشور خدمت کنند و خدمتگزاری به اسلام و کشور اسلامی داشته باشند تا اینکه این سال بر همه ما نوروز باشد و بر همه ما مبارک باشد و پیروزی اسلام در این سال انشاء الله تحقق پیدا بکند و تمام اقلیت هائی که در این کشور هستند، اقلیت مذهبی که در این کشور هستند و رسمی هستند، در زیر لوای اسلام با رفاه و آسودگی زندگی کنند.
 

دولت با تمام قوا مشغول این است که امور را پیش ببرد

و انشاء الله این آثار شوم جنگ نابکار صدامی که دست نشانده قدرت های بزرگ است از بین برود و تمام کشور ما توجه به این معنا داشته باشند که آثار جنگ البته این مسائل هست و ما همه این آثار را از دشمن ها می دانیم، نه از دوست ها. دولت با تمام قوا مشغول این است که امور را به پیش ببرد و مردم را در رفاه نگه دارد، لکن آثار جنگ است. در آن سالی که متفقین آمدند به ایران، من خوب یاد دارم که در قم که ما بودیم تقریباً تمام دکان های نانوایی بسته شده بود و قحطی وجود پیدا کرده بود که حتی یک روز که اواخر امور بود من با یک بچه ای که همراه من بود داشتیم می رفتیم، یکدفعه این بچه به من گفت (آی نون) ، که نان را، مدت ها بود نان سنگک را ندیده بود. شما می دانید که ما الان در حال جنگ هستیم و به حسب حال جنگ، آن هم جنگ با تمام ابر قدرت ها و آن هم اینکه ما را محصور کردند. مدت هاست ما محصور اقتصادی هستیم و مشغول جنگ هستیم، معذلک با کوشش خود ملت و با کوشش دولت اینجا باز رفاه نسبی هست و من امیدوارم که این جنگ به زودی تمام بشود و لشکر اسلام بر کفر غلبه کند و انشاء الله این مملکت یک مملکت با رفاهی، یک مملکت با سعادتی باشد که ملت های ما، ملت ما در این کشور با سعادت و سلامت باشند و خداوند متحول کند قلوب و ابصار ما را، بصیرت ما را به یک قلوب نورانی و یک بصیرت واقعی که مسائل را درست ارزیابی کنیم. و کسانی که می خواهند این ملت را می خواهند که سست کنند و می خواهند به واسطه تبلیغات سوئی که اخیراً بیشتر می کنند که این مملکت در آن کاری نشده است، این مثل رژیم سابق است، مثل اوقاتی است که

صحیفه نور جلد 14 صفحه 148

آنها بودند این تبلیغات،از کمبودی ها تبلیغ می کنند، از وضع اقتصادی انتقاد می کنند، اینها توجه ندارند که در عین حالی که ما در این دو سال تمام توانمان صرف این شده است که این قدرت بزرگ را نگذاریم دخالت کنند و تفاله های آنها را نگذاریم به این ملت ظلم کنند، معذلک در همین مدت کوتاه از تمام زمانی که مدرسه ساخته شده است و این پنجاه سالی که آنها راجع به کارهائی که کرده اند، اسفالت هایی که کرده اند، ساختمان هائی که کرده اند، این دو سال چندین برابر آن بوده است، لکن کوردلان اینها را به حساب نمی آورند و می گویند دولت نمی تواند کار بکند و اسلام نمی تواند اداره بکند مملکت را. این اسلام است که امروز اداره می کند مملکت را و این اسلام است که تمام افراد این مملکت را دور خودش جمع کرده است و نمی گذارد که این جنگ تأثیر سوء خودش را زیادتر از این مقدار که در آن محیطها هست انجام بدهد.
 

مملکت ما در این سال، مملکتی باشد که فقط قانون حکم کند

و من امیدوارم که خداوند این سال را، سال رحمت، سال برکت، سال صفا، سال برادری، سال برابری قرار بدهد و تمام ملت و دولت و دست اندرکارها تماماً مجتمع باشند و با هم این کشور را به سلامتی و سعادت، همه چیزهائی که احتیاج دارد تهیه کنند و کارسازی کنند و از کارهای ناشایستی هم که در کشور واقع می شود و این لازمه یک انقلاب است جلوگیری کنند و مملکت ما در سال آینده و در این سال، در همین سالی که هستیم مملکتی باشد که قانون فقط حکم کند. هیچ کس غیر قانون حکم نکند و تمام مجری قانون باشند و کسی در حدود غیر قانونی عمل نکند و همه در حدود خودشان عمل کنند و انشاء الله سعادت و سلامت برای تمام مسلمین و برای خصوص کشور ما و کشور عراق باشد که این جرثومه فساد کنار برود و مسلمین عراق و ایران آزاد باشند. و امیدوارم که سعادت و سلامت برای همه باشد و انشاء الله فلسطین آزاد بشود و بیت المقدس، آن که مسجد همه مسلمین است به حال اول برگردد و آنهائی که به مسلمین ظلم و ستم می کنند انشاء الله خداوند دفع شر آنها را بکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیام امام خمینی به ملت ایران در آستانه سال نو

تاریخ: 1359/12/29

 

پیام امام خمینی به ملت ایران در آستانه سال نو

بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه سومین سال جمهوری اسلامی و روزهای بزرگداشت والاترین شخصیت اسلام حضرت صدیقه کبرا سلام الله علیها که با خواست خداوند متعال نقشه شوم ابر قدرت های شرق و غرب که کمر به نابودی اسلام بزرگ و شکست جمهوری اسلامی بسته بودند و تنها راه موفقیت خود را در ایجاد اختلاف بین توده های عظیم ملت شریف پنداشته و می پندارند تا از این توطئه شیطانی ایجاد یاس و ناامیدی در قشرهای میلیونی بنمایند و به مقاصد شوم خویش برسند نقش بر آب شد و دولتمردان محترم، جناح های وابسته به اجانب و تفاله های عقب مانده آنان را که در سرهای بی ایمان خود، و با اسم های گوناگون حتی به اسم اسلام، آن هم آمریکائیش در صفوف مسلمانان و مؤمنان به خدای بزرگ و اسلام عزیز رخنه کرده و حکومت به اصطلاح خلقی و جمهوری دموکراتیک را طرح ریزی نموده بودند شناسائی نموده و دست برادری به هم داده اند تا در سایه وحدت و اتفاق، نقشه شیطانی آنان را باطل و امید طمأنینه را به ملت برگردانند و توطئه گران اصلی و دنباله روهای آنان را در این مرحله نیز مأیوس نمودند. این سال جدید را به تمام ملت شریف بخصوص شهدای زنده و بازماندگان آنان و آسیب دیدگان عزیز تبریک عرض می کنم و پیروزی اسلام را بر کفر و قوای مسلح جمهوری اسلامی را بر قوای گول خورده بعث کافر عراق و سایر وابستگان به غرب و شرق که چشم طمع بر نابودی اسلام و جمهوری اسلامی و سلطه همه جانبه بر ذخایر کشور عظیم مان دوخته اند از خداوند متعال خواستارم. اینک مطالبی را که به صلاح امت مسلمان و خصوص ملت انقلابی ایران به نظر می رسد تذکر می دهم، باشد که ملت عزیز با به کار بردن آن به پیروزی نهائی و افراشته شدن پرچم پرافتخار اسلام و برچیده شدن بساط ظلم و ستمگری نایل آید:
1 - اخیراً به واسطه حوادثی ملت ما از دشمن های اصلی، چه ابر قدرت شرق و چه غرب که در رأس همه آنها آمریکای جهانخوار است و تمام بدبختی های بشر از جنایات آنان است و ما در حال جنگ با آنان هستیم و تمام گرفتاری و کمبودهائی که در کشور ما به چشم می خورد از آنان است، غفلت نموده و می رفت تا دشمن حقیقی از یاد برود و به جای آن دشمنی های خانگی بنشیند که با خواست خداوند متعال این حیله هم در هم شکست و ما نباید فراموش کنیم که تقریباً ملت قهرمان ما با خیانتکاران سراسر دنیا طرف است و لازمه چنین مبارزه ای باید بیش از اینها گرفتاری داشته باشد. در

صحیفه نور جلد 14 صفحه 142

جنگ دوم بین الملل با آنکه ما طرف جنگ نبودیم آنچنان قحطی شد که نان و مایحتاج عمومی به سختی پیدا می شد و اکنون که ما در جنگ چنانی هستیم باید ملت ما تحمل لوازم مبارزه با قدرت های بزرگ را داشته باشد و با دولت همکاری کند و به تبلیغاتی که از جانب منحرفین می شود اعتنا نکند تا پیروزی نهایی را به دست آورد.
2 - چه نیکوست که این سال جدید را سال رحمت و عطوفت و برادری اعلام کنیم و کوشش نمائیم در تألیف قلوب و از خداوند رحمان بخواهیم که قلوب ما را به هم نزدیک و ما را به نعمت اخوت اسلامی مفتخر و از پرتگاه افتراق و خودبینی و خودخواهی که پایانش در این جهان ذلت و اسارت و در آن جهان ظلمت و جهنم است نجات بخشد
برادران و خواهران اسلامی! اگر استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را می خواهید و همان را که در به دست آوردن آن جوانان عزیز خود را فدا کردید و رنج و فشار جنگ تحمیلی را تحمل کردید، کوشش کنید در این سال جدید از قید شیطان نفس بیرون آئید و با پیوند جدید و وحدت کلمه و پناه به زیر پرچم پر افتخار اسلام عزیز، خود و اسلام عزیزتر از خویش را از آسیب و شر ابرقدرت ها و تفاله های وابسته به آنان نجات و با اعتصام به حبل الله بر قدرت های شیطانی غلبه کنید.
3 - از عموم ملت عظیم الشأن و خصوص دولتمردان می خواهم که از تجربه تلخی که از اختلاف بعد از اتحاد اول پیروزی که در ماه های اخیر به اوج خود رسید و روزگار را بر همه تاریک و تلخ کرد، عبرت بگیرند و بر آن باشند که مدتی هم تجربه برادری و اتحاد را به کار برند و با محبت و رحمت همکاری و همفکری را اگر چه با تکلیف هم باشد، پیشه خود قرار دهند و به کمک هم برای ساختن کشور بشتابند و نسبت به یکدیگر با عفو و اغماض رفتار نمایند. اگر خدای نخواسته از آن بد دیدند، فرصت فراوان است و میدان باز، ولی مطمئن باشند که وعده خداوند متعال بر آن دست است که اخوت ایمانی و دوستی و محبت با یکدیگر موجب نجات است.
4 - از عموم علمای عظیم الشأن و ائمه جمعه و جماعات تقاضا دارم که با دیده رحمت و عطوفت به جمهوری اسلامی و متصدیان امور نظاره کنند و با ارشاد و موعظه حسنه، خطاکاران را تربیت کنند و کجی ها را راست فرمایند که این شیوه انبیاء عظام و اولیاء خداوند است و تأثیر موعظه حسنه در نفوس بسیار زیادتر است از عیب جوئی و بدگوئی و ممکن است قلم ها و زبان های عیب جو در بعضی از نفوس عصیان بیاورد و به جای اثر مثبت و نیکو اثر منفی و بد به جا گذارد و به جای اصلاح، موجب افساد شود. باید حضرات اعلام بدانند که با وجود اشتباه و خطا در متصدیان امور آثار نیک و مثبتی که در کشور به دست متصدیان و به کمک ملت عزیز انجام گرفته بسیار بیشتر است از اشتباهات و خطاها و چنانچه تمام قلم ها و زبان ها به ارشاد آنان به کار افتد و با دیده رحمت و سنت انبیا (علیهم صلوات الله) با آنان رفتار شود، به زودی با تأیید خداوند رحمان، امور اصلاح و نقیصه ها مرتفع می شود.
5 - از متصدیان امور در جمهوری اسلامی خصوصاً قشر روحانی تقاضا دارم که در تدبیر امور

صحیفه نور جلد 14 صفحه 143

کشور و حل و فصل قضایا از خط اسلام به طور دقیق پیروی کرده و تحت تأثیر گروه گرائی و طرفداری از قشری و مخالفت با قشری دیگر قرار نگرفته و با عدل اسلامی و عطوفت متوقع از جمهوری اسلامی با مردم و مراجعین رفتار و حکومت اسلامی را در انظار واژگونه جلوه ندهند و از سوء رفتار و کاغذبازی های رژیم سابق شدیداً احتراز نمایند که جمهوری اسلامی ودیعه ایست الهی به دست همه ملت خصوصاً شما و مسؤولیت شما نزد خالق و خلق بسیار است.
6 از فرهنگیان و متصدیان تعلیم و تربیت و قضات و متصدیان دادگستری و دادگاه های انقلاب می خواهم که به مأموریت بزرگی که به آنان سپرده شده و مسؤولیت عظیمی که به عهده گرفته اند توجه نمایند که با انحراف فرهنگ، کشور به انحراف کشیده می شود و نوباوگان و جوانان که امید ملت اسلام هستند اماناتی بس بزرگ و شریفند که خیانت در آن خیانت به اسلام و کشوراست و این نوباوگان و جوانان که در آتیه، سرنوشت کشور به دست آنان است و باید تربیت صحیح اسلامی در جمیع مدارس به طور جدی اجرا شود تا کشور از آسیب مصون گردد. و دستگاه های دادگستری و دادگاه های انقلاب و قضاوت دستگاه بسیار امر مهمی است که سر و کار با جان و آبرو و مال ملت دارد و اهمیتی که اسلام به قضاوت داده است به کمتر چیزی داده است. امروز دستگاه دادگستری و دادگاه های انقلاب پاسبان آبرو و حیثیت جمهوی اسلامی و اسلام است و انحراف در قضا مردم را از این دستگاه مأیوس و به جمهوری اسلامی و روحانیون بدبین می نماید. مسؤولان بالای قضائی موظفند در نهادهای مذکور نظارت کامل داشته و از انحرافات جلوگیری نمایند و روحانیونی که در امر قضا گماشته شده اند بدانند که بالاترین مسؤولیت را به عهده گرفته و انحراف به هر نحو از آنان متوقع نیست و با آنان سخت گیری خواهد شد.
از مسؤولین می خواهم که وضع زندان ها را تحت نظر قرار دهند و سفارش اکید کنند که با زندانیان رفتار اسلامی - انسانی کنند و چه نیکوست که گویندگان متعهد در زندان ها حاضر شده و آنان را تحت تربیت اسلامی اخلاقی قرار دهند و لازم است که در حفظ سلامت بیشتر و بهداشت بهتر آنان برنامه هایی داشته باشند که زاید بر سختی زندان از سختی های دیگر رنج نبرند و با صلاحدید رؤسای زندان اجازه ملاقات بیشتری دهند، خصوصاً در این ایام، که گناهکاران نیز افرادی هستند همچون خود ما.
7 - شورای انقلاب فرهنگی لازم است با کوشش فراوان و افزایش گروه های متعهد و متخصص کار خود را به نتیجه رسانده و در باز شدن دانشگاه ها در این سال حد اعلای توان خود را به کار برند. از خداوند توفیق آنان را برای این امر مهم خواهانم.
8 - از قوای مسلح، ارتش، ژاندارمری، سپاه پاسداران، شهربانی، بسیج، قوای مردمی، عشایر، پیشمرگان و غیر آنان که در جبهه ها به فداکاری در راه اسلام و کشور عزیز اشتغال دارند، امیدوارم که با تمام جدیت و پشتیبانی یکدیگر و وحدت کلمه و انسجام کامل و پیروی از فرماندهان، دلاورانه کشور عزیز اسلامی را از لوث وجود مهاجمین وابسته به قدرت های جهنمی پاک و با هجوم به

صحیفه نور جلد 14 صفحه 144

لشکر کفر آنان را مجال پایداری ندهند و بر فرماندهان قوای مسلح است که با در نظر گرفتن نیرو درنگ را جایز ندانسته، فرصت را از دست ندهند که خداوند متعال با قوای اسلامی است.
9 - اینجانب پشتیبانی خود و ملت شجاع مبارز را از تمام قوای مسلح تکرار می کنم و به آنان اطمینان می دهم که فداکاری آنان مورد قدردانی و افتخار ملت است و فرماندهان قوای مذکور در زیر پرچم پر افتخار اسلام و مورد حمایت ملت بزرگ ایران می باشند و من عهده دار حمایت آنان می باشم. لازم است تذکر دهم که گوش به شایعه پراکنی های مشتی بی وطن نداده و بااطمینان خاطر به سلحشوری خود ادامه دهند.
10 - من متواضعانه از ملت عزیز می خواهم که پشتیبانی خود را از قوای مسلح ادامه داده و کشور عزیز اسلامی را با حمایت بی دریغ خود از آسیب دهر نگاه دارید. و نیز اکیداً تقاضا می کنم که از آوارگان جنگی که با هجوم کفار بعثی عراق عزیزان و خانمان خود را از دست داده اند حمایت برادرانه و خواهرانه خود را ادامه دهید و نگذارید اینان تلخی آوارگی را احساس نمایند. رحمت خدا بر شما خواهران و برادران ارزشمند که با همت بزرگ خود، هم پشتوانه جنگ تحمیلی بوده و هم یاران وفادار آوارگان جنگی و البته دولت هم تمام کوشش را در این امر انسانی نموده و می نماید لکن حمایت ملت موجب تقویت روحی قوای مسلح و دولت خواهد بود.
11 - اکنون که نقشه های شوم دشمنان خارجی و داخلی اسلام و مسلمین با بیداری و وفاداری ملت و دولت باطل گردید و توطئه هایشان برای اختلاف بین دولتمردان که در نتیجه اختلاف بین قشرهای ملت می شد با هوشیاری ملت عزیز خنثی شد، از راه شایعه افکنی و تبلیغات بی پایه که به خیال خامشان موجب دلسردی و بی تفاوتی ملت سلحشور اسلامی گردد مشغول به فعالیت مذبوحانه شدند که به گمان باطل خود ملت را از صحنه خارج و اسلام و مسلمین را به پرتگاه هلاکت بکشند و راه را برای اربابان ستمگر خویش صاف نمایند، بر ملت هوشیار و عزیز است که به شایعات و قلم های مسموم که مع الاسف گاهی به دست دوستان جاهل نیز می باشد اعتنا نکنند و اسلام عزیز را که از دسترنج زحمت های طاقت فرسای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و اصحاب کبارش به ما رسیده است با بیهوده گویی مشتی توطئه گر و جاهل از دست ندهند.
12 - به متفکران و روشنفکران و قلمداران، چه به اسلام وفادار و چه به کشور و میهن علاقه مند و چه به شرف و ارزش انسانی پایبند می باشند و چه در فاجعه آوارگان بی سرپرست و راندگان از منازل و شهرها و روستاهای خود بی تفاوت نیستند و احساس رنج می کنند، تذکر می دهم که مخالفت بعضی از شما با حکومت اسلامی برای شما نفعی ندارد و شما از آن بهره ای نخواهید برد و جز با تعویق پیروزی نهایی و ادامه جنگ، کشور و ملت خود را به خرابی و هلاکت می کشانید و راهی برای دشمنان ایران و اسلام باز می کنید نتیجه ای نخواهید برد پس به خود آئید و در این جهاد مقدس با ملت همفکر و همقدم باشید تا پیروزی به دست آید و شما از شرف پیروزی نیز بهره مند شوید و مردانگی را در حمایت از ملت و ستمکشان بدانید.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 145


13 - امید است امسال سال حکومت قانون باشد. در اسلام همه کس حتی پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله در مقابل قانون بی امتیاز در یک صف هستند و احکام قرآن و اسلام بر همه جاری است و شرف و ارزش انسان ها در تبعیت از قانون است که همان تقواست و متخلف از قانون مجرم و قابل تعقیب است و بر دستگاه های قضایی است که از متعدیان به جان و شرف و مال بندگان خدا دفاع کنند و آنان را به سزای خود بنشانند. و من برای چندمین بار اعلام می کنم که هر گروه و شخصی اگرچه از بستگان و اقربای اینجانب باشند، خود مسؤول اعمال و اقوال خود هستند و اگر خدای نخواسته تخلف از احکام اسلام کردند، دستگاه قضایی موظف است آنان را مورد تعقیب قرار دهد و هر کس و هر دستگاه، چه قضات شرع و چه دادگاه ها و چه غیر اینها، هر کس تعدیات خود را به اسم من و یا به انتساب به من اجرا کنند مجرم و مفتری است. و اخیراً درود بی پایان خود را تقدیم مجاهدان اسلام و شهدای راه حق و معلولان و آوارگان جنگرده می نمایم و رحمت واسعه خداوند را برای همگان از پیشگاه مقدس پروردگار مسئلت می نمایم و از درگاه مقدسش تقاضا می نمایم که این سال جدید را بر همه مسلمین و مستضعفین جهان و بر ملت عزیزمان مبارک گرداند و این سال را سال پیروزی اسلام قرار دهد.
والسلام علی عبادالله الصالحین

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان انجمن های اسلامی مدارس سراسر کشور

تاریخ: 1360/01/11

 

شما دو تعهد دارید: یکی اسلامی بودن خودتان، یکی اسلامی کردن آنجائی که این انجمن ها در آنجا هست

بسم الله الرحمن الرحیم
من نسبت به انجمن های اسلامی همه کشور، اعم از انجمن های اسلامی دبیرستان های سراسر کشور یا سایر انجمن های اسلامی که در همه جا بحمدالله تحقق پیدا کرده است، چند کلمه ای صحبت دارم: یکی اینکه این نامگذاری، که انجمن اسلامی در هرجا باشد، این یک تعهدی است از طرف انجمن نسبت به اسلام و آن تعهد اسلامی بودن و اسلامی کردن است. فقط اسم نیست که گروهی دور هم جمع بشوند و اسم خودشان را انجمن اسلامی بگذارند، این یک تعهد است که شما برای خاطر اسلام در سرتاسر کشور و در تمام جاهائی که در آنجا از اسلام هست همه چیز، شما متعهدید که اسلامی باشید و اسلام را در آنجاها که هستید پیاده کنید. پس شما دو تعهد دارید: یکی اسلامی بودن خودتان، یکی اسلامی کردن آنجائی که این انجمن ها در آنجا هست. راجع به اسلامی کردن خودتان دو تا مطلب هست: یکی اینکه توجه به این معنا باشد که در این انجمن ها اشخاص منحرف، غیرمتعهد به اسلام بلکه دشمن اسلام نباشد. آنهائی که نمی خواهند اسلام در این کشور تحقق پیدا بکند و از اسلام سیلی خورده اند، آنها در همه جاهائی که با اسم اسلام یک انجمنی هست، یک مساجدی هست، و جاهای دیگر، اینها کوشش دارند که در آنجاها نفوذ کنند. تکلیف انجمن های اسلامی، چه در مدارس و چه در سایر جاهای کشور که بحمدالله همه جا هست، تکلیف اولی این است که اشخاصی که در این انجمن ها وارد می شوند شناسائی شده باشند، سابقه قبل از انقلابشان و در انقلاب چه کردند و چه بودند و قبل از انقلاب اینها داخل چه امری بودند و چه کارهائی کردند، خانواده های اینها خانواده های متعهد به اسلام است؟ خود این فرد قبل از انقلاب متعهد به اسلام بوده است بعد از انقلاب هم به همان حال باقی مانده است؟ یا نه ممکن است که یک اکثریتی از این انجمن ها اشخاص متعهد، سالم، مؤمن به انقلاب و مؤمن به اسلام باشند، لکن اگر یک اقلیت ولو دو نفر هم در بین انجمن ها، هر انجمنی، منحرف باشد، یک وقت می بینید که همان دو نفر منحرف انجمن اسلامی را به انحراف می کشند و انجمن اسلامی آنجائی را که می خواهد اسلامی بکند رو به انحراف می برد این یکی از مهمات انجمن اسلامی است. شاید مکرر این مطلب به من گفته شده است که در انجمن های اسلامی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 151

اشخاصی هستند که اسلامی نیستند، اشخاصی هستند که به اسم اسلام و صورت اسلام در این انجمن آمدند و می خواهند انحراف ایجاد کنند. این یکی از وظایف انجمن هاست که باید توجه داشته باشند این اشخاصی که در این انجمن ها وارد می شوند چه جور اشخاصی هستند. سوابق شان را، لواحق شان را، خانوادگی شان را باید بررسی بکنید و آنوقت فرد را بپذیرید، اینطور نباشد که شما بدون توجه یک وقت اشخاصی که انحراف دارند، اشخاصی که تعهد به اسلام ندارند، اشخاصی که با اسلام دشمن هستند، مخالف هستند، اینها وارد بشوند و خدای نخواسته اصل انجمن اسلامی را به فساد بکشند و اصل آن ارگانی که این انجمن ها برای اصلاح آنها تحقق پیدا کرده است، یک وقت رو به فساد برود. این یکی از تکالیف شماهاست که به همه آنهائی که انجمن های اسلامی را بوجود می آورند، این باید بسیار توجه به آن بشود، یک جهت دیگر راجع به اسلامی بودن خود این انجمن هاست. اسلام ابعاد مختلفی دارد که اگر یک نفر یا یک جمع بخواهند واقعاً مسلم باشند، باید تمام ابعاد را در نظر بگیرند. اسلام یک بعد، بعد عقائد است، عقائد اسلامی. باید انجمن های اسلامی عقائد اسلامی را داشته باشند، اینطور نباشد که یک فرد یا افرادی پایبند به عقائد اسلامی نباشند و انجمن اسلامی درست کرده باشند. اگر معتقد به تمام اصول اسلام نباشند، اینها نمی توانند انجمن اسلامی تشکیل بدهند یا اسلام را بخواهند پیاده بکنند. و یک بعد دیگر، اخلاق اسلامی است. چه بسا اشخاصی عقائد اسلامی را به حسب واقع هم تا حدودی دارند لکن اخلاق اسلامی را ندارند. آن چیزی که مهم است برای شما که انجمن اسلامی تشکیل می دهید و خصوصاً برای شما حاضرین که انجمن های اسلامی دبیرستان ها را متکفل هستید و دوستان شما متکفل هستند، این یک امر بسیار مهمی است که شما عهده دار شدید. و باید شما از خودتان شروع کنید و خودتان را به اخلاق اسلامی آرایش بدهید و از اخلاقی که برخلاف اسلام است، تحرز کنید، برای اینکه شما می خواهید در دبیرستان هائی که هستید اسلام را در آنجا پیاده کنید، نمی خواهید که فقط یک اسمی باشد که دیگران چون انجمن دارند پس ما هم انجمن داشته باشیم. شما می خواهید که اسلام را در دبیرستان ها، که بسیار اهمیت دارد پیاده کنید و این تابع این است که خود شما هم عقائد اسلامی تان صحیح باشد و هم اخلاق اسلامی داشته باشید. چنانچه یکی از بعدهای دیگر، اعمال اسلامی است، تعهد به ظواهر اسلام، به او امر و نواهی اسلام و عمل کردن به احکام اسلام است. اگر چنانچه آن جمعیتی که تشکیل انجمن اسلامی دادند خدای نخواسته در اعمال، انحرافی داشته باشند، اینها نمی توانند بگویند که ما انجمن اسلامی هستیم و آمدیم که اسلام را در اینجا که هستیم پیاده بکنیم. اول باید از خودتان شروع کنید. هر کسی از خودش باید شروع کند و عقائد و اخلاق و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد و بعد از اینکه خودش را اصلاح کرد، آنوقت دنبال این باشد که دیگران را اصلاح کند، و خصوصاً شما که در دبیرستان ها هستید و همه آنهائی که سر و کارشان با بچه ها، نوباوگان، جوانان هست، این یک عهده بزرگی است برای شما که شما در آنجاها که هستید می خواهید که دبیرستان را با هر چه در دبیرستان هست، به صورت اسلامی در بیاورید. و این یک تعهد بزرگی است و آنهائی که در آنجا هستند، در

صحیفه نور جلد 14 صفحه 152

دبیرستان ها هستند، در دبستان ها هستند، بعد هم در دانشگاه ها وارد می شوند، اینهائی هستند که آتیه یک کشور در دست آنهاست و اگر آنها به طور تعهد اسلامی، اخلاق اسلامی تربیت شدند و به جامعه تحویل داده شدند، آنها می توانند که یک کشور را اصلاح کنند و از استقلال کشور دفاع کنند.
 

با تعهد به اسلام امکان ندارد که بروند و وابسته به غیر بشوند

تمام این اموری که فاسد است، چه اموری که در رژیم سابق واقع می شد از حیث وابستگی به قدرت های اجنبی و چه آنهائی که خودشان طرفدار بودند که وابسته کنند این ملت را و این کشور را به کشورهای ابر قدرت، اینها تمام برای این است که تعهدهای اسلامی را اینها نداشتند. اگر چنانچه یک فرد یا افرادی اسلام را بدانند چی است، اسلام را بفهمند نسبت به قدرت های دیگر چه جور باید معامله کنند، استقلال که در اسلام باید باشد توجه به آن بکنند، با تعهد به اسلام امکان ندارد که بروند و وابسته به غیر بشوند، آن هم غیری که برخلاف اسلام است و دشمن اسلام است. تمام گرفتاری های ما برای همین است که رجال ما در سابق، چه آنهائی که در مجلس بودند و چه آنهائی که دولت را در دست داشتند و چه آنهائی که ارتش را در دست داشتند در سابق، قضیه اسلام پیش آنها مطرح نبود اکثراً چون مطرح نبود، آنهائی که در تربیت بچه ها وارد بودند اصلاً کاری به اینکه این بچه تربیت اسلامی بشود تا یک روح بزرگ پیدا بکند که تحت سلطه اجانب واقع نشود و تحت سلطه داخل هم واقع نشود، وقتی اینها خودشان تعهد اسلامی نداشتند، بچه های ما هم همانطور تربیت می شوند. گروه گروه در دانشگاه ها می رفتند و گروه گروه از دانشگاه ها بیرون می آمدند و از اسلام خبری نبود و از تعهد اسلامی و اخلاق اسلامی خبری نبود.
 

باید شماها که انجمن اسلامی در دبیرستان ها تشکیل می دهید، خود شما الگو باشید

باید شماها که انجمن اسلامی در دبیرستان ها تشکیل دهید، بعد از اینکه خودتان توجه داشته باشید به اسلام و تعهد داشته باشید به احکام اسلام و اخلاق اسلام و اعمال اسلامی، باید خود شما الگو باشید، از برای اینکه بچه ها با عمل شما تربیت بشوند و شما دعوت کنید آنها را با اعمال خودتان به اسلام و اخلاق و اعمال اسلامی. اگر این خدمت بزرگ را شما بکنید و تمام کسانی که سرو کارشان با جوان هست، سر و کارشان با کودک ها هست، اینها متعهد به اسلام باشند و متعهد به احکام اسلام باشند، که در احکام اسلام تمام چیزهائی که در اداره یک کشور احتیاج به آن هست، هست در اسلام، اسلام را اگر کسی تعهد به آن داشته باشد، امکان ندارد که او زیر بار ظلم برود، زیر بار وابستگی به کفار برود، خودش را تابع کفار قرار بدهد. تمام این فسادها برای این است که اسلام در این کشورها به آن معنائی که هست، تحقق پیدا نکرده و آنهائی که تربیت جوان ها و بچه ها و بزرگ ها و آنهائی که در دبستان یا بالاتر هستند، آنها تربیت صحیح نشدند، و بعد در جامعه که آمدند و کشور را در تحت سیطره خودشان در آوردند، یک اشخاص غیر متعهد بودند و ابائی از این نداشتند که کشور خودشان وابسته به

صحیفه نور جلد 14 صفحه 153

غیر باشد و احتیاج به خارج داشته باشد.
 

باید کوشش کنید که جوان ها و نیمسال ها و خردسال ها را مستقل از حیث افکار و فرهنگ بار بیاورید

شما حالا باید از اول شروع کنید و قصدتان بر این باشد که خودتان مستقل در همه چیز باشید، در فرهنگ مستقل باشید، در صنعت مستقل باشید، در زراعت مستقل باشید. وقتی که بنای بر این معنا گذاشتید و با این عزم وارد میدان شدید، می توانید که کشور خودتان را نجات بدهید و کشور خودتان را مستقل کنید و بیمه کنید استقلال کشور خودتان را برای همیشه. الان ما اول کارمان هست، ما با یک کشوری وارد شدیم به یک کشوری وارد شدیم که همه چیزش وابسته به اجانب بود. تمام کارهائی که در اینجا می شد تقلید از خارج بود. اگر مدرسه تأسیس می کردند، یک مدرسه وابسته بود و اگر چنانچه نظامی تربیت می کردند، یک نظامی وابسته بود. می گویند که در آنوقتی که کندی را ترور کردند، در مدرسه های ما برای این بچه های کوچک یک شعرهای عزا درست کردند، عزا برای کندی گرفتند. و امروز که یک برادر دیگر او را ترور کردند، حالا چه این ترور موفق باشد یا نباشد، و به حال ما هم فرقی نمی کند، حالا اینطور نیست که دیگر برایش عزا بگیرند. در هر صورت، شما باید متحول بشوید از آن رژیم و آن ریشه هائی که دوانده بود در همه جا (همه جای کشور را آنها منقلب کرده بودند به یک اخلاق وابسته) باید کوشش کند ملت ایران و کوشش کنند آنهائی که با جوان ها و با نیمسال ها و با خردسال ها سر و کار دارند، کوشش کنند که اینها را مستقل از حیث افکار و مستقل از حیث فرهنگ بار بیاورند اینها هستند که بعدها این کشور را در دست می گیرند و اگر شما اینها را تربیت خوب بکنید، هر کاری که آنها بکنند، برای شما ثواب دارد.
 

شما به واسطه همین اسمی که روی خودتان گذاشتید مسؤول هستید

در هر صورت، شما یک تکلیف بزرگی عهده دارید. انجمن های اسلامی در هر جا که هستند، این اسمی که روی خودشان گذاشتند، تکلیف می آورد برای آنها. یک روز از شما سؤال می شود که شما، انجمن اسلامی اسم خودتان را گذاشتید، لکن به اسلام تعهد نداشتید. اگر خدای نخواسته انحرافی در شما باشد یا بگذارید انحرافی در انجمن ها باشد، یا بگذارید انحرافی در تعلیماتی که می خواهد بشود، بشود، شما به واسطه همین اسمی که روی خودتان گذاشتید مسؤول هستید. سؤال می شود که تو که گفتی من داخل انجمن اسلامی هستم، چرا خودت اسلامی نبودی و چرا بچه هائی که در تحت تربیت معلمینی که شما در آنجا بودید، تربیت شدند اسلامی نشدند و چرا انحراف در این انجمن های اسلامی بوده است؟
در هر صورت، ما همه مکلف هستیم و همه این بار سنگین و امانت بزرگی که به عهده ما هست، و آن اسلام است و آن کشور اسلامی، این بار سنگین را ما باید به مقصد برسانیم. و ما باید تماممان چه

صحیفه نور جلد 14 صفحه 154

دولت و چه ملت، و خصوصاً کسانی که سرو کار شان با جوان ها و بچه ها هست، این یک امانت بزرگی است به عهده همه شماها و همه ما که ما این امانت را به آنجائی که باید برسد برسانیم و اسلام را انشاء الله در تمام نواحی این مملکت پیاده کنیم و خودمان از خودمان شروع کنیم و دیگران را هم انشاءالله دعوت کنیم.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع خانواده های شهدا و معلولین جنگ تحمیلی

تاریخ: 1360/01/13

 

بیانات امام خمینی در جمع خانواده های شهدا و معلولین جنگ تحمیلی

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
خوزستان، دین خودش را به اسلام ادا کرد. خوزستان برای اسلام و برای ارزش های انسانی و برای شرافت خود و کشور خود کوشش کرد و کوشش می کند و مردانه ایستاده است و شهدای بزرگوار خود را نزد خدای تبارک و تعالی فرستاد. خوزستان در این عرصه، اسوه است از برای سایر اهالی کشور، غرب و جنوب اسوه هستند از برای سایر کشور. اینها که در مناظر ما هستند، این شهدا که تصویر مبارکشان در پیش ماست، اینها به سوی خدا شتافتند و لبیک گفتند به دعوت اسلام و سعادت را برای خودشان تحصیل کردند و شرافت و عزت را برای غرب و جنوب، بلکه برای همه ایران، بلکه برای بشریت. آنچه که مایه تسلی ماها هست در این مصیبت ها که همه با هم شرکت داریم این است که ما از خدا هستیم و به سوی خدا بر می گردیم. ما از خود چیزی نداریم، هر چه داریم اماناتی است که خدا به ما عنایت فرموده است و (انالله) ما همه مال خدا هستیم، ملک خدا هستیم، و عاقبت به سوی او بر می گردیم. سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خودشان را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو. ما همه خواهیم مرد، لکن آنها سعادت را برای خودشان و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند. انسان که باید این راه را برود و مردنی است، چه بهتر که این سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپرد، موت اختیاری، شهادت، رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا. در بستر مردن، مردن است و چیزی نیست، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرفرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسان ها. شما اهالی غرب و جنوب خوزستان و سایر مرزهای کشور در مقابل ستمکاران و مهاجمان به اسلام ایستادگی کردید و همچون شهدای صدر اسلام شهید تقدیم کردید و از شما شهدای بسیار برای ملت باقی ماند و شرافت این ملت را بیمه کردید و خدای تبارک و تعالی از شما راضی باشد و اسلام برای شما سرفرازی قائل است و ملت پشتیبان شما و سایر رزمندگان است و شهادت هائی که حاصل شده و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 161

شهدایی که شما تقدیم کردید به اسلام، شهدای همه ملت است و مصیبت ها برای همه ملت است و سرافرازی برای همه ملت. خودش به سعادت این جوان های عزیز برومند که عکس های بعضی از آنها در این مجلس حاضر است و موجب تأثر و سرفرازی است.
 

آنچه از دنیاست فانی و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی است

من به شما اهالی خوزستان و سایر مرز نشینانی که مورد تهاجم واقع شدید تبریک عرض میکنم و تذکر می دهم به شما دو جمله از کتاب خدا را (لاتاسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بمااتیکم) این تعلیم خدای تبارک و تعالی است به انسان ها از اول تا آخر که در پیشامدها اگر چنانچه پیشامدی بود که برای شما ضرری داشت، به حسب ظاهر و چشم های ظاهر بین، شما محزون نباشید که اینها ضرر نیست، نه تأسف بخورید و نه محزون باشید و آن چیزی که از دستتان رفته است، برای اینکه به ظاهر از دست رفته است و در واقع آنها باقی هستند و برای شما شرافت تحصیل کرده اند و نه فرحناک باشید برای چیزهائی که به دست می آید از دنیا، برای آنکه آنچه از دنیاست فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدای تبارک و تعالی (عند ربهم یرزقون) آنهاالان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزهای معنوی و روزهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه که داشتند و آن جان خودشان بود تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد و ماها عقب ماندیم. ما باید تأسف بخوریم که نتوانستیم این راه را برویم.
اینها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند و ما عقب ماندیم و نتوانستیم در این قافله سیر کنیم و در این راه راهرو باشیم. ما از خدا هستیم همه، همه عالم ازخداست، جلوه خداست و همه عالم به سوی او برخواهد گشت، پس چه بهتر که برگشتن اختیاری باشد و انتخابی و انسان انتخاب کند شهادت را در راه خدا و انسان اختیار کند موت را برای خدا و شهادت را برای اسلام. خداوند تمام شهدای در راه اسلام را و تمام کسانی که در راه اسلام معلول شدند، در راه اسلام خانمان خودشان را از دست دادند، در راه اسلام به آوارگی رسیده اند، خداوند تمام آنها را به سعادت های ابدی برساند. این مصیبت ها بر همه ما وارد است و آن شرافتی که این جوان ها تحصیل کردند، برای انسانیت است، شرافت انسانی است، ارزش انسانی را آنها به ثبوت رساندند، خدایشان رحمت کند و خدایشان بپذیرد. و من به تمام کسانی که بازمانده اند، باز مانده اند در این، بازماندگان این شهدا، به همه آنها، هم تسلیت عرض می کنم و هم تبریک . مبارک باد بر اهالی خوزستان و بر اهالی جنوب و غرب، این خدمتگزاری و این جان نثاری و این پایداری. کسانی که در اینجا رفت و آمد دارند و برای این طرفی ها صحبت می کنند از روحیه عظیم بزرگ شما اهالی خوزستان و اهالی جنوب و غرب صحبت های زیاد می کنند و شما را به این روحیه بزرگ ستایش می کنند و من امیدوارم که ملت ایران با این روحیه بزرگی که دارد به تمام قدرت های فاسد غلبه کند و من امید این دارم که به زودی کشور ما از لوث این

صحیفه نور جلد 14 صفحه 162

جنایتکاران پاک شود و دوستان ما در هر جا هستند به محل خودشان برگردند. و تنفر و عیب بر دشمنان اسلام و دشمنان شما و رحمت و عزت و شرف بر شما برادران و خواهران و رحمت بر شهداء شما.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تلگرام امام خمینی به آیت الله العظمی مرعشی نجفی

تاریخ: 1360/01/16

 

تلگرام امام خمینی به آیت الله العظمی مرعشی نجفی

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای آقا سید شهاب الدین مرعشی نجفی دامت برکاته - اسپانیا
تلگرام تبریک آنجناب به مناسبت روز دوازده فروردین سالروز جمهوری اسلامی واصل و موجب تشکر گردید. از خدای تعالی شفای کامل جنابعالی و مراجعت به وطن مألوف را مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

فرمان امام خمینی به آیت الله مهدوی کنی

تاریخ: 1360/01/12

 

فرمان امام خمینی به آیت الله مهدوی کنی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنی دامت افاضاته
جنابعالی را به نمایندگی خویش تعیین نمودم تا با نماینده ای که جناب آقای بنی صدر و نماینده دیگری که جناب حجت الاسلام آقای بهشتی و جناب حجت الاسلام آقای هاشمی رفسنجانی و جناب آقای رجائی تعیین می نمایند، موارد تخلفات از حقوق قانونی هر یک رسیدگی بنمایند و نیز در زمان جنگ که زمانی استثنائی است به اقوال و اعمال هر کس که موجب اختلاف و تشنج در کشور می شود رسیدگی بنمایند و نیز در همین زمینه، مطبوعات و رسانه های گروهی را مورد بررسی قرار دهید تا هر کس و هر چه به حسب رأی اکثریت متخلف و تخلف به شمار آمد، در مرتبه اول به آنان تذکر دهید تا در اصلاح خود بکوشند و در مرحله بعد به وسیله رسانه های گروهی به مردم شریف کشور معرفی و در تمام موارد فوق به دادستان کل کشور گزارش دهید و دادستان کل کشور شرعاً موظف است تا با بیطرفی کامل، پس از طی کردن مراحل قانونی موافق موازین شرعی و قانونی با آنان عمل نمایند. انتظار می رود که آنچه را به عهده آقایان گذاشته شده است که یک تکلیف شرعی است، قاطعانه و بدون غمض عین عمل نمایند. لازم به تذکر است که برای اتحاد بیشتر بین نمایندگان، هیچ کدام از سه نماینده در خارج از جلسه، حق بازگوکردن نظر خود و اظهار مخالفت با رأی اکثریت را که موجب تضعیف هیات گردد، نداشته و در صورت تخلف که موجب جنجال است، دادستان کل کشور با خود نماینده متخلف چون سایرین عمل خواهد نمود. لازم است نمایندگان و افرادی که آنان را تعیین می نمایند و همه نویسندگان و گویندگان برای حل معضلات جامعه، دست در دست یکدیگر دهند و در حدود قانونی وظائف خویش برای پیشبرد مقاصد عالی اسلام تلاش نمایند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از گودنشینان و اقشار مختلف جنوب شهر تهران

تاریخ: 1360/01/16

 

طبقه محروم بود که این نهضت را به ثمر رساند

بسم الله الرحمن الرحیم
گروه های مختلفی در اینجا حاضرند و من برای اینکه شاید غفلت کنم از اسم بعض از گروه ها از این جهت معذورم که هریک، هر یک را اسم ببرم. همه ملت اسلام و تابع قرآن و از گروه زحمتکشان این کشور هستید. انقلاب اسلام، این انقلاب مهم اسلامی رهین کوشش های این طبقه است، طبقه محروم، طبقه گودنشین، طبقه ای که این نهضت را به ثمر رساند و توقعی هم نداشت. من شما طبقه را، گودنشینان را، از آن کاخ نشینان بالاتر می دانم (اگر آنها لایق این باشند که با شما مقایسه بشوند.) من وقتی که در حال انقلاب می دیدم که یک پیرمردی از آن گودنشین ها از آن منزل محقر خرابه بیرون می آمد و می گفت که ما با بچه هایمان صبح که می شودرویم برای تظاهر، یک موی شما بر همه آن کاخ نشین ها و آنهائی که در این انقلاب هیچ فعالیتی نداشتند، بلکه کارشکنی هم تا آن اندازه که می توانستند می کردند و الان هم هر مقدار که بتوانند می کنند، یک موی شما بر همه آنها ترجیح دارد، بلکه مقایسه یک موی شما به آنها نباید صحیح باشد.
شما این انقلاب را به ثمر رساندید و گروه هائی که در سر تأسر کشور این انقلاب را به ثمر رساندند، همان زن و مرد محروم و همان هایی که مستضعف هستند و کاخ نشین ها آنها را استضعاف می کنند و اینها ثابت کردند که کاخ نشین ها هستند که ضعیفند پوسیده اند و برای این ملت هیچ کاری نکرده اند و نخواهند کرد. این دانشگاه بود، جوان های دانشکاه که آنها هم از محرومین و مستضعفین اند و این طبقه محروم جامعه بود که از همه رفاه ها محروم بود لکن قلبش مملو از عشق به اسلام و ایمان بود و با آن عشق و با آن ایمان این حرکت را دنبال کرد و شهید داد و در مقابلش چیزی مطالبه نکرد. آنهائی که هیچ خطی در این میدان نداشتند و جز خرابکاری از آنها کاری ساخته نیست و الان هم در گوشه و کنار کشور مشغول به خرابکاری هستند، آنها بودند که کنار نشسته بودند و منتظر این بودند که یک طرف غلبه کند و آنها بیایند و بهره برداری کنند، میوه چینی کنند. وقتی که دیدند که جمهوری اسلامی آنطور میوه چینی هائی را که اینها می خواهند موافق برنامه اش نیست، آنها هم مشغول به خرابکاری شدند و هر جا که یک خرابی پیش آمد، آنها تأیید کردند، یا وارد شدند در کردستان، در بلوچستان. الان هم که در جنوب و غرب ما گرفتاری جنگ را داریم، همان ها هستند که نمی گذارند که

صحیفه نور جلد 14 صفحه 165

این ملت توجه بکند، به جنگ و مشغول به تبلیغات هستند در خیابان ها و در کوچه ها و محله ها. شما هستید که کشور را از دست ابر قدرت ها نجات دادید و این طبقه عزیز محروم که در ازاء خدمتش غیر از خدا از کس دیگری چیزی نمی خواهد و ما همه رهین ملت شما هستیم و اگر لایق باشیم، خدمتگزار شما. شما بودید که در میدان ها، در خیابان ها اجتماع کردید و با مشت گره کرده در مقابل توپ و تانک و مسلسل و اینها ایستادید و با ایستادگی و شجاعت، زن و مرد شما، بزرگ و کوچک شما فداکاری کرد و شهید داد تا غلبه کرد و الان هم که در جبهه ها جنگ هست باز این طبقه محرومند که در تلویزیون نشان می دهد مشغول خدمت هستند. آن کاخ نشین ها یک شاهی خدمت در این جنگ نکردند و نخواهند کرد. آنها اگر مشغول افساد و فساد نباشند، بی تفاوت هستند. و بحمدالله من باید از نیروهائی که در جنگ هستند، تشکر کنم و تقدیر. و دیروز یک شجاعت بی سابقه ای نیروی هوائی به خرج داد و جنگنده های اینها تا آخرین نقطه عراق رفت و آنها را در آنجا سرکوب کرد. من باید از قبل همه ملت، امیدوارم که ملت این حق را به من داده باشد، که از همه این جنگنده ها و همه این خدمتگزارها که دارند در سرحدات جان خودشان را فدای اسلام و کشور می کنند تشکر کنم و ملت پشتیبان آنهاست و بحمدالله دیروز یک شجاعت نمونه ای به خرج دادند و بدون اینکه خسارتی بر خودشان وارد بشود، کوبیدند عراق را و فهماندند که اگر چنانچه خوف این نبود که اشخاص بیگناه یک وقت در این امور پایمال بشوند (به ملت عراق اینها علاقه دارند) اگر این خوف نبود، به دولت عراق می فهماندند که او لایق این نیست که در مقابل این جوان های ما ایستادگی کند. دیروز که این فرماندهان ارتش اینجا بودند، وقتی می خواستند بروند، آقای فکوری فرمانده نیروی هوائی به طور مخفی به من گفتند که ما یک کاری می خواهیم بکنیم و ذکر نکردند که آن کار چیست و بعد معلوم شد که این کار بسیار مهم انجام گرفت و گوشمال سختی به صدامیان زدند.
و همین طور نیروی زمینی و پاسدارها و همه در این مسائل فعالیت شجاعانه ای می کنند و مورد تقدیر ملت هستند، آنها هم از طبقه محرومند، همه این خلبان ها و همه این پاسدارها و همه این ژاندارمری و ارتش، همه آنها هم از این طبقه هستند. پس انقلاب ما مرهون این طبقه هست،این طبقه هستند که این نهضت را بپا کردند و قیام کردند و به پیش بردند و همین طبقه هستند که الان در سرحدات مشغول فداکاری هستند و همین طبقه هستند که برای ملت ما ارزش ایجاد می کنند و شجاعت آنها به همه دنیا ثابت می کند که این طبقاتی که مشغول به فعالیت هستند، در شجاعت فوق آن چیزی است که تصور می کنند.
 

ما امروز نیز شاهد فداکاری های طبقه محروم هستیم

ما هر روز شاهد یک پیروزی هائی در جبهه ها هستیم که همه اینها سرتاسر این جبهه ها را هستند آنجاها و فعالیت می کنند و آنها هم از همین طبقه محروم و لکن طبقه فوق همه طبقات هستند، چنانچه شما هم و همه کسانی که زن و مردی که در پشت جبهه هستید، همه مشغول به فداکاری و مشغول به جنگ هستید، آنها در جبهه جنگ می کنند و شما در پشت جبهه و این از خصوصیات انقلاب اسلامی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 166

است،این از خصوصیات انقلاب اسلام است، این از چیزهائی است که اسلام تعلیم کرده است بر شما و شما از روز اول قیام کردید و برای اسلام قیام کردید و الان هم چون حکومت خودتان را اسلامی می دانید و ارتش خودتان را اسلامی می دانید از این جهت همه با هم بدون اینکه در فکر این باشید که یک افتخاری برای خود شخص خودتان ایجاد کنید، مشغول هستید به فداکاری و شاید در دنیا نظیر نداشته باشد این نحوی که در ایران، ملت از ارتش پشتیبانی می کند در دنیا شاید بی نظیر باشد و شاید در طول تاریخ هم نظیری برایش نتوانیم پیدا بکنیم که بچه های کوچک و جوان های نیمسال و زن ها، پیرزن ها، عروس ها، دامادها همه با هم در این جبهه حاضرند و صحنه جنگ صحنه ای است که ملت همه در آن حاضر هستند، من امیدوارم که شما ملت بزرگ و شما ملتی که محروم هستید لکن پیش خدا عزیز هستید، گمان نکنید که کاخ نشین ها بسیار مرفه هستند، آنها دل هایشان لبریز از تزلزل است، آنها قلب هایشان آرام نیست، تزلزلی که در بین کاخ نشین ها هست، در بین کوخ نشین ها نیست، آرامشی که این طبقه محروم دارند، آن طبقه ای که به خیال خودشان در آن بالاها هستند ندارند.
شما اگر توجه کنید، قدرت های بزرگ را ببینید، می بینید که آنقدر اضطرابی که در سران قدرت های بزرگ هست در شما اشخاصی که برای خدا عمل می کنید و از خدا می خواهید اجر را، در شما این اضطراب نیست، این یک نعمتی است که خدا به شما داده و شاید ماها هم نتوانیم درست بفهمیم نعمت خفیه الهی را. نعمت طمأنینه، نعمت آرامش، نعمت سکینه قلب، اطمینان قلب، در شما گروه ها و در گروه های به نظر آنها مستضعف هست و در آن بالاها نیست آن بالاها همه اضطراب است در کاخ های بزرگ نشستند و غصه می خورند، شما در کوخ ها نشستید و آن غصه ها را ندارید. این از الطاف خداست بر شما و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی عنایتش را بر سر شما ملت عزیز و همه ملت های اسلامی مستدام دارد. انشاء الله به زودی این مستکبرین به جای خودشان بنشینند و آنهائی که به شما ظلم کردند و ستم و هجوم کردند، انشاءالله خداوند آنها را فانی کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوائی، خلبانان و گروهی از پرسنل نیروی هوائی

تاریخ: 1360/01/18

 

من امیدوارم که این پیوند محفوظ باشد، پیوند شما آقایان نیروی هوائی و دریایی و زمینی و سایر قوای مسلح با روحانیون و پیوندتان با ملت

بسم الله الرحمن الرحیم
من کم کم به بزرگی این عملی که آقایان انجام دادند و طرح ریزی که آقایان کردند، هر چه بیشتر صحبت شد بیشتر عمق مطلب را فهمیدم. این مسأله ثابت کرد که بحمدالله جوانان عزیز ما به اتکاء به ایمان و به خدا کارها را طوری انجام دادند که نظیر اعجاز بود و من اگر از دعا چیزی بالاتر می دانستم، آن را به آقایان هدیه می کردم لکن دعای برای شما که من می کنم و کردم از همه هدیه ها بالاتر است و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که شما آقایان در همه مراحل موفق باشید و کشور خودتان و اسلام عزیز را حفظ کنید و آن ریشه های فاسدی که در کشور هست، با جدیت خودتان از بین ببرید و من از همه ارتش، چه نیروهای هوایی، چه نیروهای زمینی و چه نیروهای دیگر، دریایی و از همه قوای مسلح همیشه پشتیبانی کرده ام و می کنم و از قول ملت هم همین عمل را انجام داده و می دهم و شما را سزاوار این می دانم که ملت همه پشت سر شما و پشتیبان شماها باشند، و من امیدوارم که این پیوند محفوظ باشد، پیوند شما آقایان نیروی هوایی و دریایی و زمینی و سایر قوای مسلح با روحانیین و پیوندتان با ملت. و شما این مطلب را باید درست توجه بکنید که این روحانیین که در بین شما می آیند و یک کارهایی را انجام می دهند (در آن حدودی که باید انجام بدهند) اینها به صلاح هم شما و هم کشور و هم اسلام است. دست هایی می خواستند که شما را از روحانیین جدا کنند و ملت را به شما بدبین کنند. باید شما توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه روحانیین همراه شما باشند، البته آنها در حدود آن چیزی که مأموریت دارند باید عمل کنند و به قوت خودش هم باید باقی باشد و آنها پشتیبان شما هستند و وقتی که نماینده روحانیین در پادگان ها باشند این برای شما نفع دارد و اگر کسی این معنا را بگوید که اینها برای شما مثلاً ضرر دارد، این صحیح نیست. ملت به واسطه همین معنا پشتیبان شما باقی می ماند و من امیدوارم که این ارتباطی که الان حاصل است بین همه قشرها، این ارتباط محفوظ بماند و کشور ما با همین ارتباط می تواند پیش برود. اگر چنانچه مثلا یک گله ای هم هست از بعضی از روحانیین جوان، این را باید به مراجعه به مثلاً من یا اشخاصی که در آنجاها هستند آن حل بشود و حدود معلوم باشد. نه آقایان جلوگیری کنند از آن حدودی که آنها باید عمل بکنند و نه آنها تعدی کنند از

صحیفه نور جلد 14 صفحه 168

آن حدودی که دارند، به طوری که هر کس مشخص باشد که چه باید بکند. روحانی که در آنجا باید تبلیغات بکند مشخص باشد و نباید کسی جلوگیری از تبلیغات او بکند. اگر یک وقت دیدید که یک کسی گفت باید جلوگیری کرد، بدانید دشمن شماست، دوست شما نیست و آنها هم نباید از این حدودی که دارند تجاوز کنند برای اینکه تجاوز از حدود، در اسلام جایز نیست هر کسی حد خودش را باید عمل بکند و این یک سفارشی است که من به شما آقایان که هستید و همه قوای مسلح این معنا را می گویم که - در چیز زمینی - در آن پادگان هائی که مال لشکر هست، در نیروی زمینی، در آنجا از قراری که شنیدم یک مقدار بد رفتاری شده است با روحانیون، در صورتی که روحانیون آنجا که باشند پشتیبانی شما را بیمه می کنند، ملت پشتیبان شما خواهد بود و اگر اینها نباشند، برای شما یک چیزهائی درست می کنند اشخاص که شما را از چشم ملت بیندازند. آنها هم باید در حدود خودشان، هم روحانیینی که هستند به آن مأموریتی که دارند باید عمل بکنند و تجاوز هیچ نکنند و هم آنها که مشغول فعالیت خودشان هستند جلوگیری نباید بشود. اگر چنانچه روحانیون هم در یک جایی مثلاً از آن حدودی که دارند تخلف کردند باید اطلاع بدهند تا جلوگیری بشود. در هر صورت من میل دارم که یک انسجامی ما بین شما و روحانیت و مابین شما و ملت، بین خودتان، همه قوای مسلح باشد و این انسجام است که تواند این کشور را نجات بدهد.
وقتی که شما که دارید فداکاری می کنید و یک همچو معجزه ای را تقریباً ایجاد کردید، وقتی ببینید تمام ملت پشت سر شما ایستاده اند و از شما قدردانی می کنند روحیه شما زیادتر خیلی خواهد شد، به خلاف اینکه شما یک کاری بکنید ملت کاری به این کار نداشته باشد. در رژیم سابق اگر یک کاری می کردند، ملت اگر بر خلافش یک چیزی نمی گفت موافقش هم نبود، او کار خودش را می کرد و کاری به این حرف ها نداشت اما امروز شما می بینید که ملت در همه جا، در همه امور کار دارد و این از خصوصیات اسلام است و از خصوصیات کشور اسلامی است و جمهوری اسلامی، که مردم خودشان در صحنه باشند و خودشان ناظر امور باشند. شما می بینید در این جنگی که شما دارید می کنید و فداکاری که شما می کنید، دیگران هم هر کس به اندازه خودش دارد فداکاری می کند، پشتیبانی می کند و در همه جا الان مشغولند به اینکه، توافق دارند در این معنا که باید این پیشرفت بکند و با کمال جدیت حتی آن بچه های کوچولو قلک هایشان را می آورند و شکنند و می دهند. این سابقه ندارد در جایی این برای این است که اینها از اسلام یک بادی آمده است و من امیدوارم که اسلام به آن معنایی که هست، در ایران پیاده بشود. اگر پیاده بشود، شما پیروزیتان صد در صد در همه جا هست و من باز هم تقدیر می کنم، از این طرحی که دادید، از این اجرائی که کردید و از این امر بزرگی که شما انجام دادید، من تقدیر می کنم، چنانچه از همه قوای مسلح تقدیر می کنم که مشغولند به فداکاری و مشغولند به کارهایی که محول به آنهاست انشاءالله همه موفق و مؤید و منصور باشید و پیروز باشید انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بیانات امام خمینی در جمع رئیس و اعضای دادگا9ه های انقلاب اسلامی

تاریخ: 1360/01/19

 

می خواهند در جامعه، روحانیت را منزوی کنند و کنار بگذارند

بسم الله الرحمن الرحیم
این کاری که شما در آن دخیل هستید، چه آقایانی که مقام قضاوت را دارند و چه آنهائی که مقام دادستانی را دارند و چه آنهائی که سروکارشان با زندانی ها و با این نحو زندانی هاست، این کار کار بسیار مشکلی است و ارزنده. اما مشکل است برای اینکه مسأله قضاوت همیشه اینطور است که یک طرف ناراضی است، همچو نیست که دو نفر آدمی که با هم اختلاف دارند اگر قاضی تشخیص داد که یکی از آنها مجرم است، مجرم هم روی موازین اسلامی تصدیق بشود و صحبتی نکند لااقل شاید در تمام افرادی که محاکمه می شوند و اینها محکوم می شوند، محکومین ناراضی اند، چه محکومیت بحق باشد که انشاءالله هست و چه خدای نخواسته محکومیت به ناحق باشد. خوب آن که به ناحق است، صحیح است که ناراضی باشد اما مسأله، مسأله مشکلی است. شمائی که متکفل این امر هستید و سرو کارتان با یک همچو وضعیتی هست که در مقام قضاوت آنطوری است بعدش هم وقتی منتهی شود به حبس وضعش آنطوری است که شما دارید می گوئید، کار، بسیار کار مشکلی است لکن ارزنده است. می ارزد به اینکه انسان در کارهای مشکل که وارد می شود به اشکالاتش هم یک قدری تن در بدهد. من الان نمی توانم یک مسأله همچو شسته و رفته ای عرض کنم، لکن آنی که من عرض می کنم راجع به همه قضاتی که لابد اکثرا روحانیون هستند دیگر، یا همه یک مطلبی که راجع به قضات من عرض می کنم این است که مسأله قضاوت یک مسأله ای است که در اسلام شاید در رأس مسائل باشد و سروکارش با جان مردم است، با مال مردم است، با نوامیس مردم است. این از مسائل بسیار مشکل و حلش هم بسیار مشکل و شرایط قاضی هم خیلی زیاد و ما امروز آنقدر قاضی که دارای همه شرایط باشد نداریم ولی خوب مشغولند به اینکه انشاء الله تهیه کنند.
لکن آنهائی که حالا متکفل هستند و تشخیص داده شدند، چه در قم و در تهران به اینکه صلاحیت اینکه رسیدگی بکنند دارند، اینها باید بسیار توجه به این معنا بکنند که امروز آن که هدف اولی است، روحانیت است. برای همه این دستجات آن که هدف اولی است که می خواهند در جامعه اینها را منزوی کنند و کنار بگذارند، روحانیین اند و اگر چنانچه این قضاتی که سروکارشان با مردم و با مجرمین است و آنها هم اهل این هستند که داد و قال بکنند و اظهار نگرانی بکنند و این مسائلی که

صحیفه نور جلد 14 صفحه 170

می گوئید، اگر بنا باشد خدای نخواسته یک وقت یک جائی یک خلافی واقع بشود، خوب این خلاف را آنها دامن می زنند، تبلیغ می کنند، و چه می کنند، زیاد جلوه می دهند، اینطور نیست که یک مردمی باشند متعهد به اسلام باشند که نخواهند دروغ بگویند.
 

شما گرفتار یک جمعیتی هستید که خودشان، خودشان را بیهوش می کنند و داغ می کنند برای اینکه گردن شما بگذارند

همین دیشب یا دیروز بود که یک آقائی به من گفت که من رفتم منزل فلان شخص، شخصیت، وقتی از پیش آن شخص بیرون آمدم بعضی از اشخاصی که در دفتر این آقا بودند گفتند که شکنجه شده اگر بخواهید ببینید اینجا یکی هست، ایشان گفتند بله من می خواهم ببینم. ایشان گفتند که من رفتم دیدم که یک شخصی روی چیزش را باز کرد آنجا، گفت که اینها با سیگار هست و من را داغ کردند، من را چه کردند. و اسم فلان آدم هم با همین سیگار رویش ثبت بود، اسم یکی از مقامات محترم قضائی، اسم او را می گفت که آن شخص مدعی بود که اینها با سر سیگار اینجوری کردند و من را شکنجه کردند و داغ کردند و آن اسم هم رویش بود یعنی آن اسم را به قول او با سر سیگار آنجا نوشته بود. ایشان گفتند که من ابتدائاً به نظرم آمد که خالکوبی کردند. بعد با او صحبت کردم گفتم که کی شما را گرفت؟ گفت که یک دسته ای تو بیابان آمدند و یک اتومبیل بود و من را گرفتند و شکنجه کردند و چه گفتند. خوب شناختی آنها را؟ گفت نه سرو کله شان را بسته بودند آنها. گفتم که کجا شما را این شکنجه را دادند؟ گفت که در همان اتومبیل این شکنجه را دادند و آنها هم پاسدار بودند. گفتم خوب تو که می گوئی سرو کله شان را بسته بودند از کجا می گوئی پاسدار بودند، شاید رفقای خودت بودند. گفت، ماند و نتوانست جواب بدهد. بعد من گفتم که تو از این منافقین هستی و اینجا آمده ای شکایت می کنی، پاشو برو. اینها یک همچو وضعی دارند بلکه من شنیده ام از یک نفر آدم که در چیز قضائی بود که در فلان جا (حالا یادم نیست مثل اینکه شیراز را می گفت) که بعضی از اینها، آن رفیق خودشان را بیهوش می کنند و شکنجه می کنند برای اینکه بگویند شکنجه ما داریم. شما سرو کارتان با یک همچو مردمی است. شما بخواهید که هیچ ناملایم نداشته باشید در یک همچو مسائل مشکلی، این نمی شود یک همچو چیزی، شما مشکلات زیاد دارید و این مشکلات هم بسیاریش تحمیل می شود به روحانیون که اینها هستند که چه می کنند، شاید زیاد از این ورو آن ور اینطور شکایات می آید و بسیاریش اصلش هیچ اصلی ندارد، ممکن هست که تویش هم یک چیزی باشد و همین طور دادستانی ها، آنها هم بالاخره ناراضی درست می کنند برای اینکه قاضی بحق هم باشد، آن طرف ناراضی می شود و وقتی ناراضی شد داد و قال می کند، آنوقت این مال اشخاص عادی است اما آنهائی که از اول انقلاب می خواستند که یک مسائلی برای خودشان باشد، در انقلاب کاری نکرده بودند لکن می خواستند بهره برداری کنند و حتی مثلاً رئیس جمهور باشند، خوب نشدند، بعدش شروع کردند به کارهائی که همه می دانید و شما سرو کارتان با یک همچو اشخاصی هست که در همه جا توطئه است، در حبس هم توطئه است، در

صحیفه نور جلد 14 صفحه 171

بیرون حبس هم توطئه است، درجبهه ها هم الان هست، همه جا هست این مسائل منتها شما در یک محیط محدود هستید و آنها هم در آن محیط محدود تمام همشان این است که وضع زندان را به آنطوری که می گویید، بکنند، من اعتقادم این است که شماها اینکه در یک جای محدودی که خودتان نشسته اید و یکی هم من هستم که با شما نشسته ام، این مسائل راگوئید، این مسائل باید در جامعه به مردم عرضه بشود یعنی به شماها نسبت زیاد دادند و من مکرر از بعض آقایانی که می شناسند شماها را، شماها را تطهیر کردند، گفتند دروغ است این حرف ها. خوب شما پیش من گوئید که دروغ است این حرف ها، خودتان هم پیش من این شکایات را دارید، لکن جامعه نمی داند. آنها بین مردم پخش می کنند به هر طوری که می خواهند، مع الاسف بعضی مقامات هم باور می کنند، همین باور دامن زده می شود به آن، شما در یک محیطی هستید با این گرفتاری مواجه هستید لکن گرفتاریتان را به مردم نمی گوئید، آنها که برای شما گرفتاری پیش می آورند آنها می روند داد و قال می کنند و عکس مسأله را نشان می دهند، بعضی از شما را یک آدم کذا و کذا نشان می دهند در صورتی که من از اشخاص مورد اطمینان منجمله آقای محمدی شنیده ام، اشخاص بسیار متعهد و مسلم و چیز. اما خوب، بین من و ایشان است این حرف، شما هم در یک همچو محیط کوچک دارید این حرف ها را می زنید و من آنی که می گویم این است که کار مشکل است لکن باشید شما یک قدری مقاومت داشته باشید، البته من نه اینکه خودم مقاومتی دارم اما میل دارم شما داشته باشید. شما الحمدالله جوان هستید و باز آن مقاومت جوانی را دارید. در این مشکلات هر کس زیادتر گرفتار باشد و مقاومت کند زیادتر پیش خدا آبرو دارد، ارج دارد. البته شما الان گفتید که ما اینقدر کار زیاد هست که ما به آن نتوانستیم برسیم لکن این مقداری هم که رسیده ایم این همه صداها بلند شده است. من هم می دانم این معنا را، من هم می دانم که آن که قاضی است، آن که رئیس محبس است، آن که دادستان است، آن که وکیل مدافع است، همه اینها گرفتاری دارند، هر کدام به اندازه یک مقداری که سعه شعارشان تا آن اندازه است، لکن مردمی که در خارج هستند نمی دانند، آن مردم خیال می کنند که همچو که یک کسی رفت در حبس، اول شروع می شود به کتک زدن و داغ کردن و چه کردن و بعد هم تا آخر همین طور. شما هم از این ور می گوئید که این مسائل هیچ نیست در آنجا بلکه آنها دارند ما را داغ می کنند و ما را شکنجه می دهند، آنها پاسبان ها را دارند کتک زنند و پاسبان ها به آنها حرفی نمی زنند. این مسأله باید برای مردم روشن بشود، باید گفته بشود به مردم. آن آقایانی که آمدند و حبس ها را دیدند، باز تا حالا نیامدند پیش من که مسائل را به من درست بگویند، جسته و گریخته من بعضی وقت ها از مثلاً بعض اشخاص محترم می شنوم که مسائل، مسائل دروغ بوده، آنطور نبوده. وقتی شما گرفتار یک جمعیتی هستید که خودشان، خودشان را بیهوش می کنند و داغ می کنند برای اینکه گردن شما بگذارند و وقتی شما گرفتار یک جمعیتی هستید که بچه های کوچکشان در خیابان ها می آیند و فریاد می زنند و داد می زنند برای اینکه مردم را وادار کنند که با آنها مقابله کنند، توقع این را نداشته باشید که آرام و راحت در آنجا باشید، شما باید توقع این را داشته باشید که هر روز همین بساط داشته باشید و زیادتر از این هم داشته باشید. لکن کار یک کار

صحیفه نور جلد 14 صفحه 172

مهم شریفی است برای اینکه هم قضاوت در عین حالی که بسیار شغل مهم شریفی است لکن خوب خطر برای قاضی دارد و مسأله خطرناکی است و هم زندانبانی و رئیس زندان شدن و پاسدار در زندان شدن و اینها همه اش از چیزهای مشکل است، سر و کار با یک عده ای که به هیچ چیز پایبند نیستند، آنهائی که می خواهند اصل اساس را از بین ببرند، سر و کار با اینها هست، وقتی سر و کار با اینها هست، با آنهائی که به این انقلاب اسلامی هیچ وقت عقیده نداشتند و نخواهند داشت و این انقلاب اسلامی را مضر به حال خودشان و اربابانشان می دانند، شما سر و کارتان با اینهاست، توقع این را نداشته باشید که آنها مثل یک اشخاص عادی با شما رفتار کنند، این مسائل واقع می شود.
 

محبس یک جائی است که تربیت باید بشوند مردم در آن محبس اسلامی

لکن شما کوشش کنید که همین طوری که می گوئید که ما رفتارمان خوب است، رفتار را خوب کنید با اینها. آنهائی که می شود واقعا با آنها چیز شد، موعظه شان کرد، نصیحت کرد، فلان کرد، از بین آنها ببرید یک جای دیگر نصیحت شان کنید، اشخاص بیایند، روحانیون بیایند، با آنها صحبت کنند، خودتان صحبت کنید بلکه اینها تربیت بشوند. محبس یک جائی است که تربیت باید بشوند مردم در آن محبس اسلامی. من آنوقتی که در حبس بودم این اشخاصی که در آنجا زندانبان بودند، آنها می آمدند پیش من می نشستند صحبت می کردند، یک دفعه که من دیدم یک جائی صدا بلند شد و مثل اینکه یک شکنجه ای در آنجا بود، شکجنه ها را اگر بود جاهای دیگر می بردند، مثل اینکه آنها می خواستند به من هم بفهمانند که اینها هم هست در کار، من بعدش که آمدند آنجا گفتم آقا این چه بساطی است که شما درست کردید؟ زندان باید تربیت کند اشخاص را، باید یک مکتب باشد زندان، وقتی می آیند آنجا اگر یک دزدی است دزدی اش را از او بگیرید و بیرونش بفرستید، تربیتش کنید. البته آنها عذر آوردند که نه مسأله اصلش شکنجه ای در کار نبود و یک پاسبانی کرده بود، یک سیلی به آن زدند و فلان، ولی دروغ می گفت. در هر صورت زندان اسلامی باید روی همان موازین اسلامی باشد، همانی که وقتی که شخص اول اسلام، حضرت امیر را ضربت به او می زند بعد که می بردندش سفارش می کند که این را به همان غذائی که خودتان مثلاً ماها می خوریم بدهید به آنها و همانطور چه بکنید. وقتی مواجه بشوند اینها با یک اخلاق صالح و خوبی، یک دسته شان که توطئه گرند و اینها که اصلا دنبال این مسائل نیستند، اما یک دسته دیگر از مردم، اینها کم کم آرام می شوند، کم کم همانطوری که گفتید بعضی هایشان تربیت شدند، تربیت می شوند و باید اینها را با اخلاق خوب و با رفتار خوب و اینها تربیت کرد و کار، کار بسیار مشکلی است هر که باشد از دم در می رود لکن من دعا می کنم که شما مقاومتتان زیادتر باشد و رفتارتان هم انشاء الله همانطوری که تا حالا هست، خوب باشد با آنها.
 

آنها باطل خودشان را منتشر می کنند و شما حق خودتان را بیان نمی کنید

و اینهائی که می گوئید، باید گفته بشود به مردم. شما بیائید پیش من بگوئید، هیچ اثری ندارد،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 173

فرض کنید من هم اعتقادم این شد اما این جامعه است که آنها سمپاشی می کنند و شما حق خودتان را بیان نمی کنید، اینها باطل خودشان را دارند منتشر می کنند و همانطوری که می گوئید جوری می کنند که دیگر پاسدار نخواهد آنجا بماند و بگوید که خوب، ما را در جامعه دارند، اینها دارند اینجا ما را کتک می زنند مردم هم از آن طرف می گویند که ما شکنجه گر هستیم. یک همچو مواجهه ای الان هست بین اشخاصی که می خواهند اصل این نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی را در بین همه جامعه ها از بین ببرند و مشوه کنند و بد نام کنند و وقتی انسان با اینها مواجه شد خوب، باید خیلی با استادی عمل بکند که اینها خیلی دسستشان یک مسأله ای نیاید. البته کار، کار بسیار مشکلی است و انشاء الله اجر دارید در این کار و من امیدوارم که خداوند به شما قدرت بدهد که در مقابل این ناملایماتی که هست شما پایدار باشید لکن باز هم تکرار می کنم، من هر یک از این آقایانی که آمدند و مطالبی که عمل کردند و گفتند، به من گفتند، به اینها گفتم این فایده ندارد باید بروید عرضه کنید به مردم، بگوئید بیایند بگویند، بگوئید مسائل این است، بیایند خلافش را بگویند و بیایند مردم ببینند، اشخاص بیایند ببینند، از مقامات اشخاص را بفرستند بیایند ببینند این جاها را، اشخاصی که از خارج می آیند، بیایند ببینند این زندان ها را، بیایند ملاحظه کنند مسأله چه جوری است و از آن ور ببینند اینها چه دارند می گویند تا انشاءالله امیدوارم که انشاءالله این امور به تدریج درست بشود و دل های خودتان را قوی کنید که شما پیروز هستید انشاءالله.