صحیفه نور امام خمینی
بیانات امام خمینی در دیدار با جمعی از روحانیون
تاریخ: 1358/08/29
محرم امسال، ماه مبارزه با ام الفساد قرن آمریکا
بسم الله الرحمن الرحیم
این ماه محرم با ماه محرم سابق فرق ها دارد، از جمله فرق ها این است که ما در ماه محرم سابق مواجه بودیم با دستگاه ستمکار پهلوی چون دستگاه شاخه ای از فساد ام الفساد بود و در این ماه، در این ماه محرم مواجه هستیم با ام الفساد، با آنهائی که همه ملت های ضعیف را تحت سیطره خودشان قرار داده اند و در هر جا یک مأموری گذاشتند سر ملت ها برای چپاولگری. بحمدالله در آن مبارزه با آن شاخه کثیف به همت ملت عزیز ما و همت شما آقایان اهل منبر و خطبای سراسر کشور و خصوصاً قم که مبدأ خیرات همیشه بوده است، بحمدالله ملت ما با اتکال به خدای تبارک و تعالی و وحدت کلمه پیروز شد.
کارتر و امثال او، توده های بزرگ ملت ها را، جزء جهان حساب نمی کنند
آقای کارتر در یک کلامی گفته است که اگر چنانچه این اشخاص دیپلمات را که در این لانه جاسوسی هستند بخواهند بازداشت داشته باشند و آنها را محاکمه کنند خشم جهانیان برانگیخته می شود. جهان در نظر این مستکبرین غیر جهان است. مستکبرین، جهان را از آن دید خاص خود استکباری و آن بیماری روحی که در آنها هست نگاه می کنند و این بیماری موجب این شده است که توده های بزرگ ملت ها را اینها از جهان حساب نمی کنند. آقای کارتر خودش و یک عده ای که شاید تمام جمعیتشان را ما حساب بکنیم در تمام مملکت ها از این قریب سه میلیارد جمعیت دنیا پنجاه هزار نیستند. آنهائی که سران دولت هائی هستند که دیگران را وادار به جور و تعدی می کنند. این دید امثال ایشان این است که همه ملت ها، اینها چیزی نیستند، آنی که جزء جهان است و جهان است عبارت است از یک عده معدودی امثال کارتر و دار و دسته او و آنهائی که در سایر جاها هم مع الاسف جزء دار و دسته او شده اند، همه جهان را عبارت از این می دانند. این دید مستکبرین است که سایر قشرهای بزرگ ملت ها را آنهائی که دریایی هستند که کارتر و امثالش قطره است در مقابل آن دریاها، آنها را اینها نمی بینند یعنی این بیماری، اسباب این شده است که آنها را نبینند، از این جهت وقتی که در اریکه ریاست جمهور نشسته است و با آن دید بیمارگونه نگاه می کند و می بیند که چند تا وزیر در فلان جا و
صحیفه نور جلد 10 صفحه 212
چند تا مثلاً اشخاصی که راجع به مجالس خودشان هست و اینها، یا در جاهای دیگر عددی از این وابسته ها ممکن است که اینها خشمشان چه بشود، ایشان اینها را جهان حساب می کند و می گوید که اگر چنانچه این دیپلمات ها را (اینها را دیپلمات حساب می کند) اینهائی که جاسوسی شان به حسب شواهد ثابت شده است، اینها را دیپلمات حساب می کند و جهان را هم عبارت از همان که خودش بیند حساب می کند. این بیماری تا یک اندازه ای هم در محمدرضا بود و همین بیماری اسباب این شد که از بین رفت او. این بیماری که خودش را ببیند و چند تا از این تملق گوهایی که اطرافش هستند و آن دلقک هائی که دور و برش هستند، همین ها را ببیند و ملت را اصلاً به حساب نیاورد، نفهمد که هر مملکتی ملتش اساس هستند، دولت ها یک اقلیتی هستند که باید برای خدمت این ملت باشند و اینها فهمند که دولت خدمتگزار ملت باید باشد، نه حاکم بر ملت. این بیماری در آن آدم هم بود که خودش را همه چیز می دانست و خودش را فرمانفرما و خودش را همه ملت می دانست دیگر برای دیگران اصلاً چیزی قائل نبود و همین اسباب این شد که به این ملت این خیانت ها را کرد، همه آن خیانات هم روی همین خیال بود که نمی دید کسی را که بازخواست کند از ایشان، به نظرش نمی آمد که یک قدرت دیگری هم هست در مقابل سرنیزه و در مقابل مسلسل یک قدرت دیگری هم هست و این بیماری اسباب این شد که او مشغول شد به آن جنایات، روی همان زمینه که قدرتی غیر از خودش نمی دید و منتهی شد به اینکه دیدید و دیدیم. ایشان هم همان بیماری را یک قدری بیشتر دارد برای اینکه این بیماری در هر چه قدرت زیادتر باشد این بیماری در آن زیادتر است.
پناه دادن این مجرم (شاه) خودش یک شکست سیاسی است برای کارتر، لکن نمی تواند بفهمد
در شکست شاه، آمریکا (یعنی دولت آمریکا، ما هر وقت از آمریکا صحبت بکنیم یا از جای دیگری، مگر اینکه اسم ببریم، ملتشان مراد نیست ما با ملت ها هیچ مقابله ای نداریم. ملت ها هم با ما مقابله ندارند، ملت آمریکا) در شکست محمدرضا یک شکست اقتصادی خورد و یک قدری هم شکست سیاسی و هر چه هم کوشش کرد آقای کارتر برای اینکه محمدرضا را نگهدارد و اخیراً هم کراراً پیش ما فرستاد که مثلاً ایشان باشد و فلان و بعد هم بختیار را می خواست نگه دارد ولی نتوانست و شکست خورد. آن یک شکستی بود، گر چه بزرگ بود لکن در مقابل این شکست دوم که خواهد خورد کوچک است. پناه دادن یک نفری که مجرم است و قریب سی و چند سال مجرم بوده است و 35 میلیون جمعیت ما به مجرمیت او شهادت می دهند (یک عده ای ممکن است که بدانند و شهادت ندهند) لکن 35 میلیون جمعیت دانند و صدها میلیون جمعیت سایر ممالک دنیا می دانند که این آدمی مجرم بود، آدمی ستمکار بود، جنایتکار بود و این ملت را آنقدر در جنایت کشید و این ملت را آنقدر محروم کرد و آنقدر حبس و تبعید و کشتار کرد، پناه دادن این، خودش یک شکست سیاسی است در دنیا لکن بیماری که آقای کارتر به آن مبتلاست این را نمی تواند بفهمد و باقی گذاشتن این
صحیفه نور جلد 10 صفحه 213
اشخاصی که جاسوس هستند و در این لانه جاسوسی هستند و نفرستادن این مجرم ملت ما را به ملت ما برنگرداندن، این هم یک شکستی است که از این شکست دومی بالاتر است برای اینکه اگر ایشان نفرستند، ممکن است که اینها محاکمه بشوند و اگر محاکمه بشوند، کارتر می فهمد چه اش هست، چه خواهد شد.
ما روی موج های نفت نشسته ایم، و دنیا نفت می خواهد
کارتر گاهی ما را از نظامی، گاهی ما را از جهات اقتصادی می ترساند و خودش هم می داند که این طبل میان تهی است که دارد می زند و نه همچون عرضه نظامی دارد و نه از او گوش می کنند. باز این اشتباه روی همان بیماری که این ابرقدرت ها دارند، این باز یک اشتباهی است که گمان می کند که تمام کشورها مثل یک انگشتر در دست اوست که اگر یک وقت گفت که مثلاً گندم نفروشید به ایران، تمام کشورها دستشان را به سینه می گذارند و تعظیم می کنند و می گویند چشم، و ایشان فهمید این را که حتی در کشور خودش هم از او اطاعت نکردند، وزیر کشاورزی خودش هم گفت که امری است غیر صحیح. و ما چه احتیاجی داریم به گندم آمریکا، ما نفت داریم ما آن را داریم که آن سیاستمدار بزرگ انگلستان در زمان جنگ (چرچیل) وقتی که مواجه بودند با آلمان و تقریباً از ترس اینکه حالا دیگر باید شکست بخورند، وقتی که آمد در ظاهر در مجلس انگلستان صحبت کرد و مصیبت های خودش را که ما چه شدیم، چه شدیم، کجا شکست خوردیم، آخرش گفت که اما پیروزی مال آن است که روی موج های نفت نشسته است. ما روی موج های نفت نشسته ایم. شما غارت کردید ما را، نفت های ما را بردید در ازای آن به ما تفنگ و توپ دادید، آن توپ و تفنگی که و آن سلاح هایی که برای خودتان بود، نه برای ما. ما نفت داریم، دنیا نفت می خواهد، آمریکا را نمی خواهد دنیا. دنیا کارتر را نمی خواهد، دنیا نفت می خواهد. ما که نفت داریم، مملکت های دیگر به ما خضوع خواهند کرد، نه تو که می خواهی ریاست جمهوری پیدا بکنی راهش را نمی دانی تمام دست و پاهای این برای این است که در بعد از اینکه این دوره گذشت باز او را رئیس جمهور کنند لکن سوراخ دعا را گم کرد او خیال می کرد که اگر ارعاب کند مملکت ایران را و اگر بگوید ما حصار اقتصادی دور ایران می کشیم و به اقتصاد ایران ضرر زنیم ملت ملت او برای او دست می زنند و بعد هم چنین می شود که رئیس جمهور بشود لکن فهمید این معنا را که الان قشر بزرگی از ملت که سیاهپوست ها بودند از او جدا شدند. پانصد نفر از ملاهای، روحانیون مسیحی سیاهپوست برخلاف او چیز کردند. و برای ایران تظاهر کردند و بعد هم دیگران خواهند کرد جز آنی که آنها را از جهان می داند، بله آن عده، اگر جهان عبارت از آن عده ای است که رفیق و دوست آقای کارتر هستند، تمام جهان با اوست نه آمریکا و اما اگر جهان آنی است که هست و به دوش مستضعفین است، جهان عبارت از مستضعفین هستند، اگر جهان عبارت از آن واقعیتی است که هست، که مستضعفین هستند که جهان را اداره می کنند و این مستکبرین جز فساد ایجاد نمی کنند چیز دیگر، جهان اگر آن هست آن جهان با شما موافق نیست. آن جهان موافق نیست که
صحیفه نور جلد 10 صفحه 214
یک رئیس جمهوری که ادعا می کند که من طرفدار حقوق بشر هستم، آنقدر بشر را به تباهی بکشد و آنقدر بکشد. یک کسی که دعوی این می کند که من حقوق بشر را حفظ می کنم از او نمی پذیرند که تویی که می گویی من حقوق بشر را حفظ می کنم، ایران بشر هستند، ایرانی ها بشر هستند، چه شد که در حکومت شما این چند سال و در حکومت اسلاف شما پنجاه سال این ملت اینهمه زجر دیدند و نه شما و نه اسلاف شما که مدعی این هستید که ما طرفدار حقوق بشر هستیم و نه مجلس هایی که تأسیس کردید، شماها برای اینکه ما را بازی بدهید هیچ یک کلمه ای نگفتید که چرا محمدرضا این کارها را می کند بلکه طرفداری کردید از او، بلکه کوشش کردید که باقی بماند او. مضحک این بود که در آنوقتی که شدت خفقان در ایران بود کارتر می گفت که آزادی زیاد به ایران دادند از این جهت این صداها درآمده است!! مردم فریاد که می زنند می گویند آزادی می خواهیم چون آزادی شان زیاد است!! اینها تخمه کردند از آزادی!! این روی همان بیماری است که اینها دارند.
ملت از موضع بحق خود یک قدم به عقب نخواهد رفت
ایشان گمان نکند که ما یک قدم عقب برویم راجع به این مسأله ای که داریم و این چیزی که حق ماست در دنیا، همه دنیا می دانند که در همه قوانین بین المللی است که مجرم باید برگردد در همان محلی که جرم کرده است و در آنجا محاکمه بشود. ما این مجرم را از او خواهیم که در اینجا محاکمه بشود. بله اگر مجرم ما را برگرداندند، این خانه را هم که ما می بندیم، خانه جاسوسی اینجا دیگر قابل این نیست که یک سفارتخانه ای بشود، مگر این بساط جاسوسی به هم بخورد و بخواهند یک سفارتخانه ای بشود، مگر این بساط جاسوسی به هم بخورد و بخواهند یک سفارتخانه باشد، نه یک محل جاسوسی ممکن است، آن هم نه مسلم. ممکن است اگر او را برگرداندند و این لانه جاسوسی را به هم زدند، روابطی که برای ما نفع دارد محفوظ باشد و مادامی که آن شخص در آنجا هست ما روابطمان را قطع نمی کنیم از باب اینکه باید اینها را حفظشان کنیم. اینهایی که الان بین ما هستند اینها جاسوس هستند، نه دیپلمات. معلوم شد که ایشان باز با آن دیدی که دارند و روی آن بیماری روانی که دارند و امثال اینها دارند، جاسوس ها را هم جزو دیپلمات ها می دانند.اینها باید خودشان را عوض کنند. این سران کشورهایی که با ملت هایشان آنطور رفتار می کنند، با مستضعفین جهان آنطور رفتار می کنند، اینها باید افکارشان را عوض بکنند. این افکار دیگر در دنیا خریدار ندارد، این مال یک زمانی بود که آنوقت باز مردم بیدار نشده بودند. مردم در همه جا الان چشم و گوششان را باز کرده اند. ما می بینیم که در ظرف این چند سال و خصوصاً این دو سال آخر کشور ما تحول در آن پیدا شده، یعنی افراد یک افراد دیگر شدند، افراد همان هستند لکن افکارشان یک افکار دیگر شده، عوض شده است این افکار. همانطوری که ملت ها تغییر و تحول پیدا کردند و این ملت ها، آن ملت های خواب نیستند که شما حکومت کنید برشان و آنها تسلیم محض باشند، شماها هم، این سران کشورها اعم از آمریکا و غیر آمریکا باید خودشان را عوض بکنند، اگر خودشان را عوض نکنند، برای خودشان صلاح نیست و به تباهی کشیده می شوند.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 214
مادامی که ما با هم اختلاف داریم، این قدرت های بزرگ از ما استفاده می کنند
این را من گاهی با اشخاصی که از خارج آمدند گفتم که مشکل دولت ها یکی مشکله بین خودشان و ملت هایشان است. یک اشکال، اشکالی است که بین ملت ها و دولت هاست که دولت ها خودشان را فرمانفرما و ولی امر و همه چیز می دانند و برای ملت هیچ قائل نیستند از این جهت از پشتیبانی ملت محرومند. ما آن چیزی را که مشهودمان بود همین خود ایران بود که در ایران مادامی که حکومت خودش را مسلط بر مردم، فرمانفرمای مردم می دانست و شاهنشاه می دانست و آریامهر می دانست، ملت همراه او نبود. اگر ملت همراه او بود ممکن نبود که از اینجا جای دیگر برود. این تحول پیدا کرد به یک حکومت دیگری که این حکومت دیگر البته محتوایش تا حالا باز اسلامی نیست اما یک نسیمی از اسلام آمده، یک نسیمی آمده است همین مقدار که یک نسیمی آمده است دولت ها خودشان را فرمانفرما دیگر نمی دانند، همچو نیست که بفرستند و بگیرند و بزنند و حبس کنند، هیچ چنین چیزی نیست، وقتی که آنها فرمانفرما نداشتند، ملت پشتیبانشان است. شما می بینید که الان هر اشکالی که برای دولت پیدا بشود ملت خودش پیشقدم است برای رفع آن. اگر این دولت ها از آن بیماری که عرض کردم بیرون بیانید و حل این مشکل ها را بکنند، حالا من راجع به این دولت های اسلامی می گویم این را، آن دولت های خارجی سر جای خودشان، من برای این دولت های اسلامی می گویم که این دولت های اسلامی این مشکله را رفع بکنند، این مشکل کلیدش دست خودشان است، عبرت بگیرند از ایران و وضع این دو حال که زمان محمدرضا و این زمان. آن روز اگر یک مشکلی برای دولت پیدا می شد ملت اگر این مشکل را اضافه نمی کرد رفع هم نمی کرد، اگر می توانست، اضافه اش هم می کرد. امروز همین ملت اگر برای دولت یک پیشامدی بکند ملت خودش پیشقدم است. می بینیم که همان بیماری که محمدرضا به آن مبتلا بود و به طور زیادتر کارتر بر آن مبتلاست، آنها هم مبتلا هستند، آنها هم خودشان را می بینند و یک دسته ای که اقلیتی هستند و به آنها چسبیده اند برای منافعشان، ملت خودشان را نمی بینند، اصلاً توجه ندارند که ملت هم یک چیزی است. و لهذا برخلاف موازین اسلامی، برخلاف موازین عدل و انصاف هر چه ظلم می توانند بکنند به این مستضعفین بکنند جمع می کنند و می دهند به آن عده ای که دور و برشان جمع است. اگر مشکلی برایشان پیدا بشود، ابداً ملت با آنها همراه نیستند، پشت می کنند ملت به آنها. اگر این مشکله را حکومت ها رفع بکنند، حالشان خوب می شود. و اگر مشکله بین خودشان هم رفع بکنند که با هم اینقدر اختلافات نداشته باشند، از تحت یوغ این ابرقدرت ها در می آیند. مادامی که ما با هم اختلاف داریم، این قدرت های بزرگ استفاده از ما می کنند. مسلمین اگر با هم مجتمع بشوند، حکومت ها با هم تفاهم کنند ملت ها تفاهم خواهند کرد، ملت ها مخالف نیستند با هم، حکومت ها نمی گذارند که ملت ها با هم تفاهم کنند. اگر این مشکله حکومت برداشته بشود از ممالک اسلامی، هیچ قدرتی بالاتر از قدرت اسلام نیست و مسلمین برای اینکه بیش از یک میلیارد جمعیت دارند با خزائن فراوان.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 215
رمز بقای اسلام و پیروزی نهضت، حفظ سنگر مساجد و مراسم سوگواری سیدالشهدا و روضه خوانی
ما حالا بیائیم سراغ تکلیفمان در این زمان که مواجه هستیم با این قدرت بزرگ و با آن توهماتی که در ذهن این آقا هست. ما باید همانطوری که در این یک سال از محرم سال قبل و یک قدری جلوترش تا آنوقتی که سقوط کرد محمدرضا عمل کردیم، حالا هم همانطوری باید باشیم. حالا باید بیشتر قشرهای مختلف ملت به هم پیوند کنند. آن روز ممکن بود که یک دسته ای باشند که مثلاً به خیالشان که خوب شاه مملکت است (از این حرف ها داشتند) شاه مملکت است خوب از خودمان است، ظل الله است، از این مزخرفات. در صورتی که ظل الله یک مسأله ای است که اگر این صادر باشد از ائمه علیهم السلام برای حکومت ها کار را خیلی مشکل می کند برای اینکه ظل، سایه، آن چیزی است که از خودش هیچ ندارد، هر حرکتی هست از ذی ظل است. ظل الله پیغمبر اعظم است که از خودش هیچ نیست، هر چه هست وحی است، هر چه هست از خدای تبارک و تعالی است. اگر این مطلب را که وارد شده باشد که السلطان ظل الله، فاتحه همه سلاطین عالم را می خواند برای اینکه اینها ظل الله نیستند، اینها شیطانند. منتها این منطق ها با اشتباهاتی هم بود در کار. حتی از یک معممی فاضل هم هست، کسی نقل کرد که من در مکه بودم، در همین گیرودارهائی که شاید همان سال قبل بوده، در همان گیرودارهای ما، شماها، با این شخص - گفت - من در مسجدالحرام نشسته بودیم رو به کعبه، گفتم که خوب اینجا الان خوب است دعائی بکنیم گفت نه ما تکلیف مان این است که - عین آن به این معنا که - دعا کنیم برای حفظ او... خوب این منطق ها گاهی بود اما این منطق ها نسبت به قدرت های خارجی اگر هم باشد خیلی کمتر است. دیگر خیلی اشتباه باید باشد یا خیلی خیانتکار انسان باید باشد که ملتش اگر با خارج هم، آن هم خارجی که غیر خودمان هست، خارجی که معلوم نیست که حالا آن هم خیلی به مبانی مذهبش هم عمل که حتماً نمی کند، خوب معلوم نیست اقتدایش هم خیلی باشد و با ملت ما مخالف است، در ملت ما باز قشری باشد که خلاف ملت باشد و موافق او، این باید خیلی کم باشد و لهذا در این زمان باید این وحدت قوی تر باشد، اگر آنوقت هم یک نق و نقی بود، حالا دیگر نباید باشد باید همه دستجمعی با هم باشیم و این راه را برویم و مطمئن باشید که پیروز خواهید شد. حق پیروز است. حق پیروز است منتها ما رمز پیروزی را باید پیدا بکنیم که رمز پیروزی ما چه بوده است و رمز بقای شیعه در این طول زمان، از زمان امیرالمؤمنین سلام الله علیه تا حالا، در زمان هایی که شیعه جمعیتش کم بوده است، ناچیز بوده است، حالا الحمدلله زیاد است اما آنوقت کم بوده، نه اینکه زیاد در مقابل دیگران، رمز بقای این مذهب و بقاء ممالک اسلامی، ممالک شیعی باید ببینیم چه بوده است، ما آن رمز را باید حفظش بکنیم.
یکی از رمزهای بزرگی که بالاترین رمز است قضیه سیدالشهدا است. سیدالشهدا سلام الله علیه مذهب را بیمه کرد. با عمل خودش اسلام را بیمه کرد، نگه داشت و آن نهضتی که آن بزرگوار کرد و شکست داد ولو کشته شد لکن شکست داد بر اموی و بر دیگران، آن نهضت باید حفظ بشود. اگر ما
صحیفه نور جلد 10 صفحه 217
بخواهیم مملکتمان یک مملکت مستقلی باشد، یک مملکت آزادی باشد، باید این رمز را حفظ بکنیم، این مجالسی که در طول تاریخ برپا بوده است و با دستور ائمه علیهم السلام این مجالس بوده است، خیال نکنند بعضی از این جوان های ما که این مجالس، مجالسی بوده است که گریه در آن بوده است، حالا ما باید گریه دیگر نکنیم، این یک اشتباهی است که می کنند. حضرت باقر سلام الله علیه (شما بهتر می دانید) حضرت باقر سلام الله علیه وقتی که خواستند فوت کنند وصیت کردند که ده سال ظاهراً که در منا اجیر کنند کسی را، کسانی را که برای من گریه کنند. این چه مبارزه ای است؟ حضرت باقر احتیاج به گریه داشت؟ حضرت باقر می خواست چه کند گریه را؟ آنوقت هم در منا چرا؟ ایام حج و منا. این همین نقطه اساسی، سیاسی، روانی، انسانی است که ده سال در آنجا گریه کنند. خوب مردم می آیند می گویند چه خبر است چیست؟ می گویند این اینطور بود. این توجه می دهد نفوس مردم را به این مکتب و ظالم را منهدم می کند و مظلوم را قوی می کند. ما جوان ها دادیم. کربلا جوان ها داده، ما این را باید حفظش کنیم. این نمی شود اینطور باشد شما خیال بکنید که گریه است، خیر گریه نیست. یک مسأله سیاسی، روانی، اجتماعی است. اگر قضیه گریه است تباکایش دیگر چیست؟ تباکی می خواهد. تباکی دیگر یک چیزی شد؟ اصلاً حضرت سید الشهداء چه احتیاجی به گریه دارد؟ ائمه اینقدر اصرار کردند به اینکه مجمع داشته باشید، گریه بکنید، چه بکنید، برای اینکه این حفظ می کند این کیان مذهب ما را. این دستجاتی که در ایام عاشورا راه می افتند خیال نکنند که ما این را تبدیل کنیم به راهپیمائی. راهپیمائی است خودش اما راهپیمائی با یک محتوای سیاسی، همانطوری که سابق بود بلکه بالاتر، همان سینه زنی، همان نوحه خوانی همان ها، همان ها رمز پیروزی ماست. در سرتاسر کشور مجلس روضه باشد، همه روضه بخوانند و همه گریه بکنند. از این هماهنگ تر چه؟ شما در کجا سراغ دارید که یک ملتی اینطور هماهنگ بشود؟ کی اینها را هماهنگ کرده؟ اینها را سیدالشهدا هماهنگ کرده است. در تمام کشورهای اسلامی، ملت های اسلامی در روز عاشورا و تاسوعا و مثلاً هشتم و چندم، این دستجات با آن عظمت (البته جهات غیر شرعی اش باید حساب بشود، باید جهات شرعی محفوظ بماند) این دستجات با آن عظمت، با آن محتوا همه جا، کی می تواند یک همچنین اجتماعی درست کند؟ در کجای عالم شما سراغ دارید که این مردم اینطور هماهنگ باشند، بروید هندوستان همین بساط، بروید پاکستان همین بساط، بروید اندونزی همین بساط، بروید عراق همین بساط، بروید افغانستان، هر جا بروید همین بساط، کی اینها را هماهنگ کرده؟ این هماهنگی را از دست ندهید. این جوان ها را اغفال می کنند. این جوان های صاف دل ما، عزیز ما، صاف دل ما توجه به شیطنت اینهایی که تزریق می کنند، ندارند آنها دیگران تزریقشان می کنند اینها هم تزریق به اینها می کنند. یک وقت بود که این دست ناپاک اجنبی آمد و بین روحانیون و قشرهای جوان را جدا کرد از هم. این اساس داشت. اینطور نبود که همین طور بیخود بیخودی باشد. هی تزریق کردند به ماها. به قشر ماها هی تزریق کردند که این فکلی ها چه، این ریش تراش ها چه، این فکلی ها چه. تزریق کردند به اینکه این آخوندها را انگلیس ها آورده اند. ماها را از هم جدا کردند، کی نفعش را برد؟ آنهائی که
صحیفه نور جلد 10 صفحه 218
می خواستند نفت های ما را ببرند. آنهائی که می خواهند نفت ما را ببرند، اینطور ما را از هم جدا می کنند، کنارمان می گذارند و این هماهنگی که ما باید داشته باشیم از بین می رود وقتی که از بین رفت این هماهنگی هر چه دلشان خواست می کنند و ما هم هیچ کاری نمی کنیم. امروز هم که نزدیک محرم است می بینیم که گفته می شود (حالا امیدوارم که صحیح نباشد) گفته می شود که بعضی از این جوان های پاکدل ما بازی خورده اند اگر یک آقایی بخواهد مثلاً روضه بخواند می گویند که نه دیگر روضه لازم نیست. اینها ملتفت نیستند که آنهایی که با روضه مخالفند همان هایی بودند که با روحانیت مخالف بودند و همان هایی بودند که با دانشگاه مخالفند و همان ها هستند که با کارگر مخالفند و همان هایی هستند که با کشاورز مخالفند و همان ها هستند که می خواهند که ما را بدوشند و ما را ذلیل نگه دارند. این هماهنگی که در تمام ملت ما در قصه کربلا هست این بزرگترین امر سیاسی است در دنیا و بزرگترین امر روانی است در دنیا، تمام قلوب با هم متحد می شوند. اگر خوب راهش ببریم، ما برای این هماهنگی پیروز هستیم و قدر این را باید بدانیم و جوان های ما توجه به این مسائل داشته باشند.
دست هائی الان در کار است که می خواهند یکی یکی اشخاص مؤثر را از بین ببرند
جوان های ما ملتفت این معنا باشند که دست هایی الان در کار است که می خواهند یکی یکی اشخاص مؤثر را از بین ببرند، یکی یکی مجالس را از بین ببرند، مساجد را، محتوایش را از بین ببرند. ما همین مساجد و همین روضه ها و همین روضه های هفتگی هم باز همین ها، همین ها توجه مردم را و همان هماهنگی را ایجاد می کند. شما اگر دولت های دیگر بخواهند یک هماهنگی بین تمام قشرها پیدا کنند میسر نیست بر ایشان، با صدها میلیارد تومان هم برایشان میسر نیست ما را سیدالشهدا اینطور هماهنگ کرده. ما برای سیدالشهدایی که اینطور هماهنگ کرده اظهار تأسف نکنیم، ما گریه نکنیم؟ همین گریه ها نگهداشته ما را. گول این شیاطینی که می خواهند این حربه را از دست شما بگیرند گول اینها را نخورند جوان های ما، همین ها هست که ماها را حفظ کرده، همین ها هست که مملکت ما را حفظ کرده. تکلیف آقایان است روضه بخوانند. تکلیف مردم است دسته های شکوهمند بیرون بیاورند، دسته های سینه زن شکوهمند. البته از چیزهائی که برخلاف مثلاً چه هست از آنها پرهیز کنند اما دسته ها بیرون بیایند سینه بزنند، هر کاری که می کردند بکنند. اجتماعاتشان را حفظ کنند، این اجتماعات است ما را نگهداشته، این هماهنگی ها هست که ما را نگهداشته. گولشان می زنند این جوان های عزیز صاف دل را. می آیند توی گوشش می خوانند، خوب دیگر گریه می خواهیم چه کنیم؟ گریه می خواهیم چه کنیم یعنی چه؟ ما تا ابد هم اگر برای سیدالشهدا گریه بکنیم، برای سیدالشهدا نفعی ندارد، برای ما نفع دارد. همین نفع دنیائیش را شما حساب کنید، آخرتش سر جای خودش. همین نفع دنیائیش را حساب کنید و همین جهت روانی مطلب را که قلوب را چطور به هم متصل می کند. ما این سنگر را نباید از دست بدهیم و کسانی که کوشش دارند که این سنگر را از ما بگیرند آنهایی که از ما هستند و مردم صالحی هستند بازی خورده اند، پشت اینجا یک دست مرموز
صحیفه نور جلد 10 صفحه 219
فاسد مفسدی هست که می خواهد ملت ما را به تباهی بکشد و ما باید بیدار باشیم، ملت ما باید بیدار باشد.
از مناقشات دست برداشته و تسلیم رأی ملت شوید
و کلمه آخرم این است که من از همه ملت می خواهم، از همه قشرهای ملت که ما امروز مواجه با یک اجنبی هستیم، یک اجنبی که می خواهد این مملکت ما را به غارت هر چه هست ببرد، ما که الان مواجه با یک اجنبی هستیم، با یک کسی که جاسوسی، مرکز جاسوسیش برای همه ملت های مسلمین یا زیادتر از آنها - مستضعفین - در اینجا هم بوده است، دیگر ما نباید بنشینیم و هی نق بزنیم من به او و شما به او و آن به او. نویسنده های ما! گوینده های ما! کانون های عرض می کنم که، که هستند کانون های نویسنده! کانون های وکلای چه! همه مملکت مال خودتان است، آقا نگهش دارید این مملکت را، مملکت مال شماست، می خواهند ببرند، باید نگهش دارید. نگه داشتن به این است که هماهنگ بشوید. همین طوری که می بینید این درجه هایی که شما اسمشان را می گذارید مثلاً طبقه کذا طبقه پایین و من آنها را بالا می دانم، ببینید چطور هماهنگند، اینها الله اکبر می گویند، بروید بگردید، کاش فیلم از همه برمی داشتند بعد نشان می دادند ببیند کی ها الله اکبر می گویند. همین طبقه اند ما از اینها منت می کشیم، من دست اینها را می بوسم، ما مرهون همین طایفه هستیم که امشب می روند الله اکبر می گویند و فردا راهپیمائی می کنند. اینها را حفظ بکنید ننشینید شما و بنویسید و بگوئید و مناقشه بکنید و چه.
این مجلس خبرگانی که همه ملت یک دسته ای را تعیین کرده اند، دیگر هر کس در محل خودش یک کسی را وکیل کرد، شمائی که می گوئید دموکراسی، دموکراسی بهتر از این چه که شما پیدا کنید که در یک جایی یک کسی به روز گفته باشد تو رأی بده، در تمام ایران پیدا بکنید یک جایی که الزام کرده باشد یک کسی را که رأی بده. حتی تبلیغات هم کم شد ولی مردم می شناختند اینها را، هر کسی اهل بلد خودش را می شناخت و رأی به او می داده. با آن اکثریت قاطع که پیدا کردند اینها، چرا دیگر مناقشه می کنند؟ چرا بعدش هی چی گفتند مجلس خوب چیز، مجلس خوب. این مجلسی است که مردم می خواهند، شما چکاره اید؟ مجلسی که مردم خودشان اشخاصی را فرستادند، وکیل کردند، اینها وکیل مردم بودند و وکیل مردم یک قانونی را یک قوانینی را چیز کردند و من تا آن اندازه که نگاه کردم، بلکه شاید همه اش را نگاه کرده باشم انحراف اسلامی هیچ ندارد، هیچ ابداً شما آقایان و همه آقایان اهل منبر و همه خطبا و همه نویسنده ها و همه گوینده ها تأیید کنید. عیب است که ما بنشینیم هی چیز بکنیم تا قانون اساسی مان را نتوانیم درست بکنیم. این قانون اساسی، قانون اساسی صحیحی است. رأی بدهند به این دیگر، الزامی نیست می خواهند رأی ندهند خودشان می دانند. در این جهت هم باید آقایان بگویند به مردم، بیدار کنند مردم را در همه جا. این آقایان طلابی که از قم می روند به جاهای دیگر و برای ترویج، اینها هم باید بگویند این مطلب را و بمانند آنجا تا این کار انجام بگیرد. همچنین روز دوازدهم
صحیفه نور جلد 10 صفحه 220
است، چیزی نیست دیگر، خوب ایام عاشورا که هستند، دیگر نگذارند روز بعد از عاشورا برگردند، بمانند آنجا مردم را بیدار کنند، هدایت کنند مردم را. نویسنده های ما همین طور، گوینده های ما همین طور. فرض کن حالا یک چیزی هم مخالف رأی فلان فرض کنید که متجدد هست، خوب وقتی مردم رأی دادند او هم باید بگذرد از آن. مردم رأی دادند آنها وکیل شدند و گذشتند مطلب خود را، ثابت کردند این را حالا ما باید بگذاریم به آراء خود مردم و خود مردم هر چه رأی دادند. من امیدوارم که انشاءالله همانطوری که آن محرم برای ما هدیه آورد و مجرم فرعی را از بین برد، همین طور این محرم هم برای ما هدیه بیاورد و مجرم اصلی ما را به جای خودش بنشاند. خداوند همه شما را حفظ کند و موفق و مؤید باشید.
بیانات امام خمینی در جمع افسران نیروهای سه گانه ارتش جمهوری پاکستان در بازگشت از سفر حج
تاریخ: 1358/09/03
ما با همه ملت های مسلم برادریم و در شادی و غم آنها شریک هستیم
بسم الله الرحمن الرحیم
چه سعادتی داشتید که مشرف شدید به مکه معظمه مرکز وحی و به مدینه منوره مرکز رسالت. خداوند از شما برادران به طور شایسته این زیارت ها را قبول فرماید. ما با همه ملت های مسلم برادر هستیم و در شادی و غم آنها شریک هستیم و امید این را داریم که آنها هم با غم ها و شادی های ما شریک باشند. امروز ملت ما مقابل است با قدرت شیطانی بزرگ که در طول سیصد سال این اجانب بر ما ملت ها، بر ملت های مسلمین، بر ملت های شرق حکومت های غیر مشروع کرده اند و در طول پنجاه سال هم در حکومت این رضاخان و محمدرضا به این ملت با دست آنها ظلم و خیانت کردند و جنایات آنها اخیراً بالا گرفت و این جنایات به پشتیبانی از ابرقدرت ها خصوصاً آمریکا بود، به طوری که تحمل دیگر از این ملت ما برداشته شد و به اتکاء به خدای کریم و اسلام، با وحدت کلمه نهضت کردند و نظام شاهنشاهی را که یک نظام پوسیده غیرقانونی بود به هم زدند و جمهوری اسلامی را در اینجا برقرار کردند در این حال که ما مشغول هستیم برای سازندگی خرابی هائی که در طول این تسلط وحشت انگیز اجانب بر ما و تفاله های آنها که در این کشورها حکومت می کردند، امروز مواجه شدیم با دولت آمریکا و ما امیدواریم که ملت های برادر ما، ملت های اسلامی که همانطور که ما گرفتار بودیم بر ظلم و تعدی اجانب، آنها هم گرفتار بودند، امروز که ملت ما قیام کرده است آنها هم قیام کنند.
مسلمین باید در مقابل ابرقدرت ها ید واحده باشند
و موجب خرسندی است که پاکستان قیام کرده است و الان که من روزنامه را تیترش را دیدم، دیدم که نوشته است که تمام پاکستان بر ضد آمریکا قیام کرده است و دانشگاه ها ظاهراً نوشته بود که سه روز تعطیل شده است و این یک مژده ای بر ملت مظلوم ما هست که تنها نیست. مسلمین باید با هم ید واحده باشند (هم ید واحده علی من سواه) اینها باید دست واحد باشند، مجتمع باشند، یک باشند، خودشان را از هم جدا ندانند، مرزها را اسباب جدائی قلب ها ندانند. مرزها جدا، قلب ها با هم. مسلمین دارای قدرت بسیار هستند و دارای خزائن بسیار، اگر چنانچه با هم مجتمع بشوند، اگر چنانچه مسلمین با هم اتحاد پیدا کنند، با حفظ مرزهای خودشان، لکن قلب هایشان با هم متحد بشود، اینها جمعیت
صحیفه نور جلد 10 صفحه 224
بسیار کثیری هستند، یک میلیارد جمعیت شاید الان بیشتر باشند و خزائن بسیار دارند و احتیاج به هیچ کشوری ندارند و همه کشورها تقریباً به آنها محتاج هستند. مع الاسف در اثر تبلیغات سوئی که در طول تاریخ شده است و مردم را از این ابرقدرت ها ترسانده اند، تبلیغات خود آن ابرقدرت ها این بوده است که ملت های ما را، ملت های شما را از اینها بترسانند، به طوری که ما گمان بکنیم که این ابرقدرت ها آسیب پذیر نیستند، اگر ملتی نفس بکشد، آنها نفسش را خفه می کنند.
آمریکا در مقابل مسلمین نمی تواند خودنمائی کند
لکن ما دیدیم که اینها تبلیغاتی بود که صحیح نبود و قدرت های بزرگ هم با مقدرات یک مملکتی وقتی که خود ملت با هم مجتع شدند و نمی توانند بازی بکنند. و ما اتکال به خدا داریم، اتکال به اسلام داریم، پشتیبان ما اسلام و خداست و امید این را داریم که همه ملت های اسلامی به ما بپیوندند. این نزاعی که، مبارزه ای که الان بین کفر و اسلام است، این منازعه بین ما و آمریکا نیست، بین اسلام است و کفر، اگر چنانچه غلبه کنند خدای نخواسته اینها بر نهضت ما (که نخواهند کرد) این غلبه، غلبه بر اسلام است، غلبه بر مسلمین است. باید همه مسلمین بدانند که مقدرات ما الان تنها نیست که بین وجود و عدم است، مقدرات اسلام، مقدرات همه مسلمین است، همه مسلمین در این مسأله با هم باید شرکت کنند که اگر این نهضت خدای نخواسته به سستی گراید یا از بین برود حساب شرق و حساب تمام شرق و خصوصاً مسلمین خواهند به تباهی کشید. من از همه ملتهای اسلامی، از همه مسلمین، از همه ارتش های اسلامی، از همه قوای انتظامی اسلامی، از همه روسای جمهور ممالک اسلامی می خواهم که با این نهضت ما همراه باشند. با این مقابله ای که ما بین کفر و اسلام است، نه ما بین ایران و آمریکا، ما بین تمام کفر و تمام اسلام است. مسلمین بپاخیزند، برخیزند و در این معارضه پیروز شوند و پیروز خواهند شد و از این طبل های میان تهی نترسند، نترسند که آمریکا یک قدرت بزرگ است، یک قدرت شیطانی است و می تواند که با یک روز همه را به هم بزند، اینها تبلیغات است آمریکا نمی تواند این کار را بکند، در مقابل مسلمین نمی تواند آمریکا خودنمائی کند. دنیا توجهش الان به این مبارزه است، دنیا الان توجه به این دارد که در این مبارزه چه خواهد شد و خود مملکت آمریکا در آن اختلاف واقع شده است، سیاه های آمریکا که در تحت ظلم آمریکا بودند الان آنها هم موافقت با ما دارند و ممکن است آنها هم قیام بکنند باید مسلمین در یک چنین موقع حساسی که ما مقابل ایستادیم در مقابل آمریکا و در مقابل دسایس شیطانی او، با ما موافقت کنند، با ما همراهی کنند، ما و خود را از هم بدانند، مملکت ایران را با سایر ممالک، با پاکستان، با عراق، با اندونزی، با تمام این ممالک اسلامی یک بدانند و همه قیام کنند و همه تظاهر کنند در مقابل این ظلمی که این شخص به ما دارد کند.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 224
ملت ما شهادت را برای خود سعادت و شرف می داند
یک نفر مجرمی که پنجاه سال خانه های این مملکت را سوزانده است، مردم این مملکت را به حبس انداخته است، قتل های زیاد، قتل عام های زیاد کرده است و سنگفرش های خیابان ما را، اسفالت های خیابان ما را رنگین کرده است با خون جوان های ما، ذخائر ما را برداشته و دزدیده و برده است، اینها برده اند پناه داده اند یک چنین مجرمی را و مخالف همه قوانین دنیاست که هر مجرمی که در یک جائی جرم کرد باید در محل خودش، در همان جائی که جرم کرده محاکمه بشود. اینها با یک انگیزه های بچگانه این را برده اند نگه داشتند و حالا هم که مطالبه آنها را می کنیم، ما را می ترسانند از کشتی هایشان که آمدند در آب های نزدیک آب های خلیج و از طیاره هاشان و از اینها. ما از چه می ترسیم؟ ما از طیاره های اینها می ترسیم؟ ما از کشتی های اینها می ترسیم؟ ما اشخاصی هستیم که در این راه، شهادت را سعادت برای خودمان می دانیم. ملت ما الان هم از من می خواهند که دعا کنم که شهید بشوند، ملتی که شهادت را می خواهند، او را از چه می ترسانند؟ او را از مردن می ترسانند؟ اینها شهادت را شرف خودشان می دانند، آنها ما را از مردن می ترسانند؟ مردن برای آنها ترس دارد که قائل نیستند به ماوراء طبیعت. کسی که خدا را می شناسد، کسی که قیامت را اطلاع دارد بر آن، کسی که اعتقاد دارد به ماوراء طبیعت، این از چه می ترسد؟
آمریکا اشتباه می کند، آقای کارتر اشتباه می کند که خیال می کند که می تواند یک چنین کاری بکند، دنیا نمی گذارد که او چنین کاری بکند، خود ملت آمریکا نمی گذارد که او این کار را بکند. مگر یک کار آسانی است برای آمریکا که بیاید و ملت ما را قتل عام کند. یک کاری نیست که او بتواند این کار را بکند. بر فرض اینکه بتواند، ملت ما با چنگ و دندان آنها را نابود خواهند کرد و جوان های ما الان اعلام کرده اند که اگر اینها یک وقت بخواهند یک چنین کاری بکنند، سفارتخانه را با هر کس در آن هست منفجر می کنیم و اگر یک همچو بشود ما نمی توانیم این جوان هائی که الان در غرور جوانی هستند و ظلم دیدند، ما نمی توانیم آنها را کنترل کنیم. ما نمی توانیم جلوی یک ملتی را که پنجاه سال ظلم دیده است و پنجاه سال و بیش از سی و چند سال از یک آدمی ظلم دیده است، از یک آدمی قتل عام ها دیده است، برادرها را کشته اند، پدرها را کشته اند، زن ها و شوهرهایشان از بین رفته است، یک همچو ملتی را ما نمی توانیم کنترل کنیم که اگر آمریکا بخواهد یک غلطی بکند، مردم بنشینند همین طور نگاه کنند که آقا بیایند و چتربازهایشان بیایند و امتحان کنند، بیایند ببینند چطور می توانند این کار را بکنند؟ تمامشان را از بین خواهیم برد و خودمان هم کشته می شویم، آنها را هم از بین می بریم.
اگر ایران شکست بخورد مستضعفین شکست خورده اند
شما برادرها سلام مرا به ارتش خودتان برسانید و از قول من به آنها بگوئید که برادرهای شما در مقابل کفر گرفتار هستند، شما قیام کنید، ارتش پاکستان قیام کند در مقابل یک همچو ظلمی که الان
صحیفه نور جلد 10 صفحه 226
دارد به برادرهایشان می شود. یک همچو قیامی که الان ما کردیم، در مقابل کفر است، این نسبت به مقدرات شما هم تأثیر دارد. کسی خیال نکند که اگر ایران شکست بخورد، خودش باقی می ماند. اگر ایران شکست بخورد شرق شکست خورده است. اگر ایران شکست بخورد مستضعفین شکست خورده اند. باید همه با هم متحد، با هم قیام کنیم و این جرثومه فساد را از تاریخ بیرون کنیم و لااقل از ممالک خودمان اینها را برانیم که دیگر فکر اینکه بیایند در اینجا، مستشارهایشان بیایند در اینجا، مأمورینشان بیایند در اینجا، چپاولگرانشان بیایند در اینجا و ما را چپاول کنند، این فکر را از سر آنها باید ما بیرون کنیم و بیرون می کنیم این فکر را از سرشان.
خداوند انشاءالله به شما همه برادرها سلامت بدهد، عزت بدهد، عافیت بدهد. خداوند اسلام را تقویت کند. خداوند لشکر مسلمین را تقویت کند. خداوند روسای مسلمین را که علاقه مند به اسلام هستند، خدمت به مسلمین می کنند، آنها را حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مصاحبه خبرنگار ژاپنی با امام خمینی
تاریخ: 1358/09/05
مصاحبه خبرنگار ژاپنی با امام خمینی
خبرنگار ژاپنی: به نام تمام مردم ژاپن تشکر می کنم که اجازه داده اید که با شما مصاحبه کنیم. دفعه قبل، سال گذشته در نوفل لوشاتو بود که با شما یک مصاحبه ای کرده ایم که کوتاه بود. امسال را می خواهیم با عمق بیشتری واقعیت ایران را به مردم ژاپن نشان بدهیم و متأسفانه شناخت کاملی از ایران نداریم.
سؤال: می گویند که در مبارزه ای که علیه امریکا شروع کرده اید، در مورد سایر کشورها، شما ژاپن را در جمع این متجاوزین می بینید یا تبعیضی قائل هستید؟
جواب: (بسم الله الرحمن الرحیم) اول من راجع به آن حرفی که ایشان زده اند که ژاپنی ها اطلاع ندارند از اوضاع کشور ما، باید یک کلمه بگویم که چرا باید ژاپنی ها اطلاع نداشته باشند و چرا باید مطبوعات ژاپن و گروه تبلیغاتی ژاپن یک چنین مهمی که در دنیا واقع شده است و یک چنین ظلمی که در طول پنجاه سال بیشتر به ما شده است و یک چنین تعدی که دولت امریکا به ما روا داشته است، چرا نباید در مطبوعات ژاپن، در گروه تبلیغی ژاپن منعکس بشود تا مردم بی خبر باشند. این را من باید یک چنین احتمالی را بدهم که دست امریکا در کار است که نمی گذارد مسائل ما به دنیا برسد و مع الاسف به این اعترافی که شما کردید که ملت ژاپن اطلاع از مطالب ما ندارد، این احتمال پیش می آید که این فعالیت در ژاپن هم بوده است که نگذارند مسائل ما منعکس بشود و یا بالعکس منعکس بکنند. و اما راجع به سوالی که کردید راجع به ملت ها، حتی ملت امریکا و هر ملت دیگری، ملت ما و ما هیچ ابداً مخالفتی با آنها نداریم و از آنها هم به ما ظلمی نشده است که ما مخالفت با آنها داشته باشیم، مسائل روی دولت هاست. ما الان منتظر این هستیم که ببینیم دولت های اروپائی، دولت های آسیایی ژاپن در این غصه ای که ما داریم و این مظلومیتی که برای ماست و این تعدیاتی که دولت امریکا بر ما کرده است و این خلاف قوانینی که آقای کارتر می کند و یک نفر مجرم را پناه داده است و برای اینکه ما مطالبه آن مجرم را می کنیم، این هیاهو را در عالم راه انداخته است و ما را تهدید به حصر اقتصادی یا دخالت نظامی می کند، ما ببینیم که دولت های اروپایی و آسیایی،
صحیفه نور جلد 10 صفحه 230
دولت ژاپن در این قضیه چه عملی خواهند کرد، آیا با مظلوم ها موافقند یا با ظالم؟ آیا با ما که دادخواهی می کنیم از همه عالم، در همه عالم دادخواهی خودمان را بلند می کنیم و مع الاسف نمی گذارند که صدای ما برسد به دولت ها، حالا ما ببینیم که آیا ژاپن و امثال ژاپن در این امتحانی که برای همه پیش آمده است، مقابله یک ملت مظلوم که همه چیزش را پنجاه سال بیشتر است برده از بین و یک دولت ظالم که همه چیز ما را برده است، آیا دولت ها در این باب چه می کنند؟ ما در اینجا حسابمان با دولت ها جدا می شود. در همین مبارزه، حساب ما با دولت ها معلوم می شود که دولت هائی که طرفداری ظلم بکنند پیش ما ممتازند از دولت هائی که طرفداری مظلوم را بکنند و اگر ژاپن هم در آن طرف واقع بشود، در صف ظالم ها واقع بشود، ما در صف مظلومین هستیم و با او هم موافقتی نداریم و اگر در صف مظلوم ها واقع بشود و کمک به مظلوم ها بکند، ما همانطور که با ملت ژاپن هیچ مخالفتی نداریم با دولت هم نخواهیم مخالفت داشت.
سؤال: از زمانی که ما به ایران آمده ایم می بینیم که مردم ایران خیلی لطف دارند نسبت به ژاپنی ها و با محبت با آنها رفتار می کنند، می خواستیم بدانیم که آیا شما ژاپن را در اردوگاه غرب قرار می دهید یا اینکه او را متمایز می دانید از غرب؟
جواب: من جواب را الان دادم که ما با ملت ژاپن ابداً مخالفتی نداریم و با ملت امریکا هم مخالفتی نداریم، لکن آقای کارتر دارند منعکس می کنند در امریکا که ملت ایران با ملت امریکا مخالف است و این هم یکی از جنایاتی است که دارد واقع می شود در تاریخ که ما فریاد می زنیم که ما با آقای کارتر مخالف هستیم برای اینکه او برده است جانی ما را و حمایت از او می کند و او دارد منعکس می کند که ما با ملت امریکا مخالف هستیم و ملت امریکا را وادار می کند که از ما عصبانی بشوند و با ما مخالفت کنند، در صورتی که اینطور نیست. ما الان هم فریاد می زنیم که ما با کارتر که جانی ما را برده و حفظ کرده است و هیاهو در دنیا به راه انداخته است و برخلاف واقع دارد مطالب را منعکس جلوه می دهد و تحت تأثیر این قدرت های شیطانی صهیونیسم واقع شده است، ما از او فریاد می زنیم. ما با ملت ها به هیچ وجه مخالفت نداریم بلکه ما با مظلوم ها که ملت ها هم از طبقه مظلومین هستند موافق هستیم و با اشخاصی که ظلم می کنند، چه در مملکت خودشان و چه به ملت خودشان ظلم بکنند و چه به ملت های ضعیف ظلم بکنند، با آنها ما مخالف هستیم.
سؤال: ایشان می گویند که کتاب شما را که در فرانسه به اسم حکومت اسلامی درآمده است که همان ولایت فقیه است، خوانده اند و در این کتاب خوانده اند که اسلام باید مذهب عفو و اغماض
صحیفه نور جلد 10 صفحه 231
باشد، در حالی که پرسشی که از افکار عمومی در فرانسه شده نشان می دهد که 79 درصد مردم فکر می کنند که مبارزه شما بر ضد شاه انتقام گیری شخصی شما بوده است، در این باره نظرتان چیست؟
جواب: این هم از مسائلی است که ابرقدرت ها، قدرت های بزرگ برای ما پیش آورده اند، ملت ها به واسطه اعمال قدرت بزرگ قدرت ها اطلاع از مسائل ما پیدا نکردند. اگر اطلاع پیدا کرده بودند، رأی آنها غیر رأی دولت ها بود. منطق ملت ها با منطق دولت ها فرق دارد وقتی دولت ها مسائل را وارونه برخلاف واقع جلوه می دهند، البته ملت ها هم منحرف می شود افکارشان. اینکه شما می گوئید که در فرانسه یک چنین امری واقع شده است و عفو و اغماضی که در اسلام مطرح است آنها مبدل کردند به انتقامجویی، چنانچه آقای کارتر هم این مسائل را می گوید و در ملت خودش منتشر کرده است، اینها برای این است که مسائل ما پیش مردم معلوم نیست، مطالب ما را اگر بدانند که ما چه می گوئیم و در مقابل ما چه منطقی است، ما می گوئیم که ما پنجاه سال مظلوم واقع شده ایم و تاریخ ما، تاریخ عالم اگر چنانچه ضبط کنند تاریخ ایران را، شاهد بر این بوده است که ما از زمانی که رضاخان آمده است در ایران و او را انگلیسی ها آوردند و تا این وقتی که محمدرضا بود که او را امریکائی ها تأیید کردند و دنبال حرف های آنها بودند، ما در این پنجاه سال همه چیزمان به باد رفته است. ما یک ملت مظلوم هستیم. در این پنجاه سال، ذخایرمان که باید صرف مستمندان ما، زاغه نشینان ما بشود، برده شده است، به کاخ نشینان داده اند و ابرقدرت ها از آن استفاده کردند. ملت ما روی یک گنج بزرگی که آن نفت است، نشسته اند و گرسنگی می خورند و امریکا و امثال امریکا این مخزن های ما را می بردند، چپاول می کردند در این پنجاه سال و می دادند به اشخاصی که کاخ نشین هستند و قدرت طلب هستند و می دادند به اجانب و در مقابلش برای این ملت هیچ چیز نبود.
یک مطلب ما این است که ما می گوئیم که این آدم که الان امریکا او را نگه داشته است و از او حمایت می کند و دنیا را متزلزل کرده است امریکا برای خاطر یک نفر جانی، ملت ما می گویند که این جانی که به ما آنقدر خسارت مالی وارد آورده است و خسارات جانی این پدر و پسر برای ملت ما بار آورده اند، قتل عام هائی که در زمان این پدر و پسر واقع شده است و جوان هائی که از ما تلف شده است، قبرستان های ما را اینها آباد کردند و خانه های ما را خراب و مملکت را خراب، مملکت ما ویرانه ای شده است به واسطه بودن این شخص و پدرش در این مملکت و حکومت کردن آنها و به دست حکومت های بزرگ اینها را به ما سلطه داده اند و ما این مطلب را می گوئیم که ما یک ملت مظلوم هستیم که همه چیز ما را اینها از بین برده اند و ما حالا این مجرم خودمان را می خواهیم بیاوریم اینجا که این چیزهائی را که از ما
صحیفه نور جلد 10 صفحه 232
برده به بانک ها سپرده شده است، ما به دست بیاوریم و ما آن جانی اصلی را پیدا بکنیم که آن کسی که این آدم را وادار کرده است به این کار و مأمور کرده است و به ما مسلط کرده است، ما می خواهیم این آدم را پیدا بکنیم که مخازن خودمان را که برده است و در بانک ها هست، کشف بکنیم و بگیریم و اینهمه جمعیت که از ما کشته است، ما نمی توانیم از او انتقام بگیریم تا اینکه کسی بگوید انتقامجویی است. یک نفر آدم در مقابل یک نفر آدم باید قصاص بشود. یک نفر آدم که از اول حکومتش تا حالا بیش از صد هزار جمعیت را از ما کشته است، ما چطور می توانیم از او انتقام بگیریم تا این منطق بیاید پیش که شما می خواهید انتقام بگیرید. ما می خواهیم اموالمان را از او پس بگیریم، ما می خواهیم بیاید اینجا و معلوم بشود به مظلوم های دنیا که ظالم اصلی کی هست، کیست که دنیا را اینطور مشوش کرده، آنهائی که اینها را مأمور کرده اند، در حکومت هائی که به دست آنها در این مملکت های اسلامی و در سایر ممالکی که حکومت هایشان دست نشانده اینها هست، ببینیم که ظلم هائی که شده است از چه راهی شده است و کی این ظلم ها را کرده است و چه کسی وادار کرده است که این ظلم ها را بکنند. این را اگر چنانچه منطق دولت ها این است که این انتقامجویی است معلوم می شود منطق آنها غیر منطق مظلومان است، چنانچه همیشه اینطور بوده است که منطق ظالم یک منطق بوده است و منطق مظلوم ها منطق دیگر بوده است. ما با منطق مظلوم ها داریم صحبت می کنیم، نه با منطق ظالم ها.
ظالم ها البته از ما منافع ما را بردند و حالا که یک نفر کار گذاشته شده است که به آنها منفعتی نمی رسد آنها البته این مسائل را طرح می کنند و) قضیه انتقامجویی) والا اسلام تمامش عفو است، تمامش این است که کسانی که خلاف می کنند و البته مظلوم ها می توانند که از آنها چیز بگیرند، لکن اسلام مسأله عفو است. لکن منطق آقای کارتر و امثال آقای کارتر غیر از این مطلب است. مائی که یک نفر آدم را می خواهیم که بفهمیم که ریشه فساد، چه کسی است و به دنیا معرفی کنیم این ریشه فساد را، تا اینکه فساد در دنیا از بین برود، مائی که می خواهیم یک نفر آدمی که اموال ما را برده است بیاید اینجا و بگوید اموال شما کجاهاست، تا ما برویم سراغ اموالمان و این ملتی که گرسنگی می خورد و اموالش در بانک های خارجی مانده است و آقای کارتر هم جلوی اموال او را گرفته است و این مظلوم ها را گرسنگی می دهد، منطق ما این است. این را آقای کارتر اسمش را انتقامجوئی می گذارد و دولت هایی هم که تابع او هستند آنها هم اسمش را انتقامجویی می گذارند و در منطق مظلومین این اسمش انتقامجویی نیست، اسمش این است که می خواهند ملک خودشان را، مال خودشان را که باید صرف خودشان بشود، در بانک ها متمرکز نشود و آقای کارتر جلویش را نگیرند و بگذارند بیاید که مردم زندگی بکنند در اینجا.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 233
سؤال: حضرت امام به نظر بسیاری از ناظران از پیروزی انقلاب به این سو، به نظر می آید که نظم حکومت رو به انحطاط دارد، شما در این باره چه فکر می کنید؟
جواب: این منطق چپاولگر است. باید ما مقایسه کنیم انقلاب اسلامی ایران را با انقلاب هائی که در دنیا واقع شده است، ببینیم که آیا انقلاب هائی که در دنیا واقع شده است، به مجردی که انقلاب شد و پیروز شد مردم نظم همه چیزها فوراً برقرار شد یا اینکه اینطور نبوده است؟ ما به مجردی که انقلاب واقع شد و پیروز شدیم تمام راه ها باز بود بر دنیا، و تمام احزاب آزاد بودند و تمام جمعیت ها آزاد بودند و تا پنج ماه تمام این امور آزاد بود و ایران هم مشغول زندگی خودش بود و نظمش برقرار بود و بی نظمی به اینکه آنطوری که در مثل انقلاب اکتبر واقع شد، مثل انقلاب فرانسه واقع شد، این قتل و غارت ها نبود در ایران و الان هم ایران نظمش محفوظ است و خود مردم حفظ می کنند نظم را و این فرقی است که مابین انقلاب اسلامی با انقلاب های دیگر است. انقلاب اسلامی چون مردم مسلمان هستند، بدون اینکه یک ارتباطی بین حکومتی باشد که بخواهد یک نظمی را ایجاد بکند، مردم نظم را ایجاد کردند. به مجردی که انقلاب واقع شد و اوضاع آشفته شد، خود مردم اوضاع را به دست گرفتند و نظم را ایجاد کردند. و ما نظم را بعدها به طور کامل، خود ملت ایجاد می کند. ملت ما موافق با حکومت اسلامی است، رأی داده به حکومت اسلامی، رأی قاطع قریب به اتفاق داده است به حکومت اسلامی و موظف می داند ملت ما به قواعد اسلام عمل کند و یکی از قواعد اسلام حفظ نظم است، حفظ نظم را خود مردم دارند می کنند و این که گفته می شود که حکومت دارد رو به انحطاط می رود، نخیر حکومت دارد رو به اعتلا می رود، اشتباه می کنند آنها. ما یک ملتی بودیم که در تحت فشار ابرقدرت ها بودیم و الان از تحت فشار آنها بیرون آمدیم و داریم به پیش می رویم و این اعتلای ملت است. اعتلا به این نیست که شکم ما سیر باشد، اعتلا به این است که ما مسلکمان را و مکتبمان را به پیش ببریم و ما بحمدالله داریم مکتب را پیش می بریم و مکتبمان را گسترش خواهیم داد به همه ممالک اسلامی، بلکه در همه جا که مستضعفین هستند و ما رو به اعتلا هستیم و بشر را رو به اعتلا می خواهیم ببریم. چطور گفته می شود که ما رو به انحطاط هستیم؟ آنها خیال می کنند که انحطاط و اعتلا، سیر شدن شکم است. انسان حیوان نیست، انسان هست. انسان که بعد مسائل انسانی را باید مراعات بکند، مملکت ما مسائل انسانی را دارد طرح می کند، دارد رو به اعتلا می رود، نه دارد رو به انحطاط می رود، اینها همه از تبلیغاتی است که امثال کارتر می کنند. و آنها منطق آنها، اعتلا این است که همه نفت ها را ما به آنها بدهیم خودمان بنشینیم اینجا و تماشا کنیم و انحطاط این است که ما نفتمان را از آنها بگیریم و تو دهانشان بزنیم. اگر این انحطاط است ما منحطیم لکن این انحطاط نیست، این اعتلاست و ما مملکتمان را به پیش می بریم و دست
صحیفه نور جلد 10 صفحه 234
ظالم ها را کوتاه می کنیم از مملکت و اجازه نمی دهیم کسی دخالت در مملکتمان بکند و این اعتلاست، نه انحطاط.
سؤال: حضرت امام در نوفل لوشاتو شما وعده کردید که نه تنها آزادی ها حفظ می شوند، بلکه تعمیم نیز می یابند، در صورتی که بعد از پیروزی انقلاب دیده ایم که تظاهراتی بر ضد زنان شد و اقلیت های قومی مثل کردها تحت فشار قرار گرفتند و روزنامه ها و احزاب سیاسی ممنوع شد، آیا ممکن است این تناقض های ظاهری را برای ما روشن بفرمایید؟
جواب: این هم از همان ریشه همان اموری است که امثال کارتر پیش آوردند. باید دید که این تشنجاتی که در ایران واقع می شود، این را چه کسی دارد ایجاد می کند، قضیه کردستان را چه کسی دارد ایجاد می کند و ایجاد کرده است؟ و چه کسی کوشش می کند که قضیه کردستان را خاتمه بدهد و برادران کرد را از آن ظلم هائی که بر ایشان شده است نجات بدهد؟ ما کوشش داریم که تمام قشرهای ملتمان در رفاه باشند و همانطوری که اسلام طرح کرده است هیچ یک از افراد ملتمان مظلوم واقع نشوند و هیچ یک از افرادمان ظلم نکنند این یک مطلبی است اسلامی و ما در صدد همین معنا هستیم و ما از اول که انقلابمان واقع شد تمام آزادی ها در ایران بود و مجالی به تمام دستجات ما دادیم و هیچ ابداً جلوگیری از هیچی نشد، لکن توطئه ها شروع شد. وقتی که دیدند آزادند توطئه ها شروع شد، توطئه قلمی که می خواستند مسیر ملت ما را منحرف کنند و اینها همان اشخاصی بودند که جیره خوار شاه سابق یا جیره خوار امریکا و امثال امریکا بودند و می خواستند که نهضت ما را به تباهی بکشند و ما بعد از پنج ماه که به همه فرصت دادیم، توطئه گرها را پیدا کردیم، قلم هائی که توطئه گر بودند و می خواستند باز سلطه اجانب را بر مملکت ما مسلط کنند، آنها را گفتیم که نباید این کار را بکنند و باید محکمه ببیند که آیا اینها چکاره هستند و دیدیم که بعد از اینکه بررسی شد، اینها از اسرائیل خیلی شان ارتزاق می کردند و بلندگوی اسرائیل بودند، بلندگوی امریکا بودند منتها با صورت های دیگر و یک ملتی حق دارد که کسی که بخواهد ملتش را به تباهی بکشد و توطئه کند و باز همان مسائل سابق را برای او پیش بیاورد، از آن جلوگیری بکند والا ملت ما طرفدار آزادی است، طرفدار همه جور آزادی است ولیکن طرفدار توطئه نیست، طرفدار تباهی نیست.
زن هایی که تظاهر کرده اند همان زن هایی بودند که از تتمه آن مسائل بودند، آنهائی بودند که شاه آنها را به عنوان) آزاد زنان) به میدان آورده بود و آنها را به تباهی کشیده بود، آنها هم چون از این وضعی که آن تباهی آورد، آن آزادی هایی که آنها می خواستند، می خواستند که جوان ها آزاد باشند که هر کاری می خواهند بکنند و می خواستند با تباهی ها هم آغوش باشند،
صحیفه نور جلد 10 صفحه 235
می خواستند کارهای برخلاف عفت بکنند و می دیدند که اسلام با کارهای خلاف عفت، با کارهائی که مملکت را به تباهی می کشد و ملت را به عقب می راند موافق نیست، آنها بودند که آمدند در خیابان ها و با آن صورت هایی که مردم دیدند تظاهر کردند. والا جلوی آزادی هرگز گرفته نشده است و نمی شود و مردم آزادند، الا آنجائی که بخواهند تباهی بکنند و بخواهند ملت را به عقب برانند.
سؤال: مسأله سفارت ایالات متحده، کشورهای بسیاری را نگران کرده، فکر می کنند گروگانگیری یک سابقه خطرناکی خواهد شد، آیا شما واقعاً فکر می کنید که با گرفتن این 50 گروگان فشاری می آورید و در مقابل، شاه را می گیرید؟
جواب: کشورها معلوم می شود که در نظر شما هم همان هست که در نظر کارتر است. کشورها را این ابرقدرت ها خیال می کنند همان دستگاه دولتی است که وقتی دستگاه دولتی از یک چیزی ناراضی شد، کشور ناراضی است. در صورتی که دستگاه های دولتی نسبت به کشورها، نسبت به جمعیت هائی که اساس کشورها بر آنهاست، یک قطره ای در مقابل دریاست. باید دید که این عملی که ما کردیم چه بوده است و اگر این عمل منعکس بشود در دنیا به طور صحیح، ببینیم موافقین ما کیست، مخالفین ما کیست. آیا مظلوم ها در دنیا بیشتر است عددشان یا ظالم ها؟ وقتی که مطالعه بکنند در حال همه کشورهای دنیا می بینید که اکثریت قاطع با مظلوم هاست، ظالم ها یک عدد قلیلی هستند مجهز به جهاز شیطانی و مظلوم ها عدد کثیری هستند و همیشه در طول تاریخ ظالم ها عدد محدود بودند و مظلوم ها عددهای بسیار زیاد اگر مراد شما از ناراحتی، ناراحتی ظالم هاست، مطلب صحیحی است برای اینکه ظالم ها با امثال خودشان رفیق هستند و هر کسی به آن جنسی که دارد متمایل است، به اشباه خودش متمایل است. ظالم ها با ظالم ها همیشه هستند و اینها اقلیت هستند. اگر مطلب ما بر دنیا منعکس بشود، آنی که با آن مخالف است ظالم ها هستند که اقلیت دارند و آنی که موافق است مظلومین هستند که اکثریت قاطع دارند.
شما که می گوئید که ناراحت شدند و کشورها ناراحت شدند، همان منطق ابرقدرت ها را دارید تکرار می کنید و تحت تأثیر حرف های ابرقدرت ها واقع شدید که کشورها را عبارت از همان عده، همان پارک ها و همان عمارت های بزرگ و همان ها و همان کاخ نشین ها عبارت از ملت است و این جمعیت کثیر، بسیار کثیری که زاغه نشین هستند و خانه های گلی دارند، اینها اصلاً از کشور نیستند و از ملت نیستند. اگر این مقصود است ما اینها را از هم جدا کنیم و می گوئیم که آنی که از این عمل ناراحت است، این دسته کاخ نشین و ابرقدرت و سرنیزه به دست است و آن که اگر مطلب ما را در دنیا منعکس بشود با ما موافقند، و آن ملت ها هستند،
صحیفه نور جلد 10 صفحه 236
ملت ها که مثل یک دریائی هستند و یک سیل های خروشان هستند، آنها با ما موافقند. ما مسائلمان، مسائل مظلومین است و موافق با طبقات مظلوم و آنها با ما موافقند، اگر ظالم ها بگذارند صدای ما به آنها برسد و اگر نگذاشتند یا منعکس جلوه دادند، این مخالفت نیست، این مخالف آن عملی است که شده است که ما از آن عمل بری هستیم. ما تمام مسائلمان، مسائل مظلوم است در مقابل ظالم، غارت شده است در مقابل غارتگر، کشته شده است در مقابل کشنده. اینها مسائل ماست و از اینها خارج نیست. ما می خواهیم مملکتمان مال خودمان باشد، مستقل باشیم. ما می خواهیم آزاد باشیم، مطبوعاتمان آزاد باشد، قلم هایمان آزاد باشد. ما می خواهیم ذخائر مملکتمان خرج مملکتمان بشود، گرسنه ها را سیر کنیم، برهنه ها را لباس بدهیم، بی خانه ها را خانمان دار کنیم. ظالم ها با این منطق مخالفند، با این مطلب که لانه جاسوسی که به اسم سفارت در ایران بوده است و جوان های ما لابد مطلع شدند بر اینکه مسائل جاسوسی در اینجاست و رفتند و آنجا را قبضه کردند، ظالم ها با این مسأله جاسوسی موافقند همه شان. ظالم ها همه می خواهند که مسأله جاسوسی رواج پیدا بکند و لانه های جاسوسی در ممالک مظلوم باشد لکن منطق مظلوم غیر از این منطق است. منطق مظلوم که اکثریت قاطع دنیا را تشکیل می دهد این است که باید هر مملکتی آزاد باشد، هر مملکتی مستقل باشد، هر مملکتی ذخائرش خرج خودش بشود. این منطق مظلوم هاست. منطق ظالم ها این است که باید اینها را غارت کرد، اینها آدم اصلاً نیستند. این ابرقدرت ها ما را اصلاً آدم نمی دانند. مظلوم ها را در هر جا هست، در ممالک خودشان که هست. مظلوم ها را جزء بشر حساب نمی کنند. حقوق بشر می گویند، حقوق بشر یعنی حقوق ظالم ها، حقوق بشر یعنی اینکه حق دارند که تمام نفت های ما را ببرند و در ازاء آن چیزی ندهند الا برای خودشان نفع داشته باشد، باید همه این ملت ها بی چون و چرا تحت قدرت آنها باشند و نفس نکشند. اینها منطق ظالم هاست که اقلیت هستند و اینها که ناچار باید آنها نگران باشند از این امری که در ایران پیدا شده است بر اینکه همه ظالم ها را ما اعلام می کنیم که در خطر هستند و از بین خواهند رفت و مملکت ها، مملکت های مظلومین است و خدای تبارک و تعالی اراده فرموده است که زمین را به این مستضعفین بدهد و این مستکبرین را از صحنه تاریخ خارج بکند و ما ابتداست که قیام کردیم برای این معنا و تمام ملت های مظلوم را پشتیبانی می کنیم و تمام ملت های مظلوم باید ظالم ها را از صفحه روزگار بیرون کنند و از تاریخ بیرون برانند. آن که با ما مخالف است طبقه ظالم است و طبقه ظالم یک اقلیت ناچیزی است و آنی که با ما موافق است و اگر مطلب ما را بشنود بسیار خوشحال می شود راجع به این لانه جاسوسی، آن عبارت از طبقه مظلوم است. شما ببینید که الان در ممالکی که دولت هایشان اگر اجازه به ایشان بدهند (الان هم که اجازه ندادند دولت ها) در بسیاری از ممالک مظلوم ها موافقت خودشان را با ما اظهار کردند، تظاهرات کردند بر ضد امریکا، تظاهر کردند و ظالم ها نمی گذارند که آنها تظاهر کنند، پلیس نمی گذارد که آنها تظاهر
صحیفه نور جلد 10 صفحه 237
کنند. اگر این سرنیزه برداشته بشود، تمام ممالکی که مظلوم هستند و اکثریت قاطعی که مظلومین هستند، اینها بر وفاق ما هستند و این لانه جاسوسی را به منطق مظلومین این است که باید بسته بشود و منطق ظالمین این است که باید به حقوق خودشان برسند و این ظالم ها هستند کی می گویند حقی برای مظلومین نیست. این دستگاه هایی که برای حقوق بشر درست کردند، تمام دستگاه هایی است که برای چپاول بشر است. این دستگاه های شواری امنیت که با طمطراق اسمش را می برند، دیشب بعد از اینکه اجازه داد آقای کارتر به اینکه شورای امنیت باشد، می گوید که فقط راجع به این کسانی که گرفتار هستند و گروگان هستند، فقط راجع به اینها، اما راجع به شاه نباید شورای امنیت دخالت بکند. اما راجع به چیزهائی که آنها از ما برده اند، مظلومیتی که برای ما واقع شده است و ظلمی که بر ما شده است، اجازه ندارد شورای امنیت دخالت بکند. شورای امنیت را از اول تکلیف آن را معین کرده اند که باید راجع به گروگان ها تو بحث بکنی و راجع به شاه نباید تو بحث بکنی و راجع به این مظلومیت هائی که بر ما واقع شده و بر ملت ما واقع شده است نباید دخالت بکنی. او می داند که اگر دخالت، دخالت صحیح باشد خودش گرفتار خواهد شد، خودش به آن سرنوشتی که شاه پیدا کرده است خواهد گرفتار شد، از این جهت از اول معلوم کرده است که باید این نوکر مآب ها بنشینند و فقط گوش به فرمان آقای کارتر بدهند که ایشان اجازه بدهند که فقط راجع به این گروگان ها بحث بکنند. ما هرگز همچو بحثی را با آنها نمی کنیم و هرگز یک همچو شورای امنیتی را پذیرفته نداریم و نخواهیم پذیرفت.
بیانات امام خمینی در جمع پاسداران مرکز تهران
تاریخ: 1358/09/06
در رأس همه مسائل اسلامی ما، قضیه مواجهه با آمریکاست
بسم الله الرحمن الرحیم
شما غافلید که الان با امریکا که مجهز به همه جهازهای درجه اول دنیاست یعنی یک قوه ای است که در دنیا مقابل ندارد روبرو هستید، اما ما مجهزیم به یک قدرت بالاتر از او و آن توجه به خدا و به اسلام است. ولی نباید فراموش کنیم ما مواجهیم با یک چنین قدرت بزرگ که علاوه بر قدرت تسلیحاتی، قدرت های بزرگ شیطانی هم دارد که الان در همه دنیا فعالیت و تبلیغات می کند و وادار می کند ممالک دیگر را که آنقدر که بتوانند تجهیز کنند. از این جهت من آن چیزی را که به صلاح ملت و به صلاح اسلام است و به صلاح شماست باید عرض کنم و آن اینکه تشنج صحیح نیست. قوای شما باید الان همه مجتمع در یک راه باشد. قوای فکری تان، قوای غیر فکری تان همه باید در یک راه برود شما می خواهید برای اسلام خدمت بکنید. الان در رأس همه مسائل اسلامی ما، قضیه مواجهه با امریکاست. امروز اگر قوای ما از هم منفصل شوند، به نفع امریکاست و الان دشمن ما امریکاست و باید تمام تجهیزات ما به طرف این دشمن باشد. مبادا یک وقتی یک تبلیغات سوئی بشود و نظرهای ما تشتت پیدا کند و افکارمان افکار مختلف بشود و در نتیجه ما یک افکاری داشته باشیم و شما یک افکاری داشته باشید و دستجات دیگر افکار دیگری داشته باشند. باید الان همه افکار یک چیز باشند. چطور در آن وقتی که ما مواجه با این قدرت شیطانی داخلی بودیم هیچ دیگر تشتتی در کار نبود، همه با هم یک فکر داشتید و همه الله اکبر گفتید و مقابله با یک چنین قدرتی می کردید. شما الان می دانید که مقابله ما با یک قدرتی است که قدرتش صدها برابر و بلکه زیادتر از آن قدرت قبلی است. شما امروز یک چنین حالی دارید و مملکت تان یک چنین حالی دارد. مملکت شما الان یک حالی دارد که اگر دیر بجنبیم، برای همیشه تا آخر از بین رفتیم. همه باید یکصدا باشند. سروصدای امروز، فقط مقابله با امریکاست. امروز هر سروصدائی بلند بکنید که غیر از این مسیر باشد، بدانید که بردش را آنها دارند. شما این را بدانید که من به شماها علاقه دارم، به پاسدارها علاقه دارم، پاسدارها بودند که مملکت ما را در چنین زمانی که هیچ کس نمی توانست حفظ بکند، حفظ کردند. الان هم حفظ می کنند، این یک علاقه الهی است که ما به شما داریم و این را بدانید که یک مطلبی که برخلاف صلاح شما باشد، برخلاف صلاح اسلام است و ما نخواهیم زد، لکن اگر یک مطلبی را من الان گفتم به شما که
صحیفه نور جلد 10 صفحه 239
باید راه را چطوری رفت، بدانید که این هم صلاح شماست و هم صلاح مملکت تان.
مملکت اسلامی باید همه اش نظامی باشد
باید ما همه قوای مان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشور، باید اگر مسائلی برای ما پیش بیاید هرچه هم سخت باشد تحمل کنیم. باز من تکرار می کنم که بدانید شما با یک قدرتی مواجه هستید که اگر غفلت بشود، مملکت تان از بین می رود، غفلت نباید بکنید. غفلت نکردن به این است که همه قوا را و هر چه فریاد دارید سر امریکا بکشید، هر چه تظاهرات دارید بر ضد امریکا بکنید. قوای خودتان را مجهز بکنید و تعلیمات نظامی پیدا کنید و به دوستانتان تعلیم دهید، به همه اشخاصی که همین طوری راه می روند تعلیمات نظامی بدهید. مملکت اسلامی باید همه اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد. یکی از ابواب فقه باب رمی است، باب تیراندازی است، آن وقت تیراندازی بوده، حالا هم تیراندازی هست به یک طور دیگری.
در اسلام با اینکه رهان، یعنی یک چیزی را بگذارند برای چیزی که نظیر قمار بازی می شود حرام است، برای تیراندازی حرام نیست، برای اسب دوانی حرام نیست. سبق و رمایه یکی از مسائل فقه است برای اینکه برای همه افراد مستحب است که سواری را یاد بگیرند. حالا اتومبیل سواری و رانندگی را یاد بگیرند و برای همه است که تیراندازی را یاد بگیرند، فنون جنگی را یاد بگیرند. باید ملت ما جوان های شان مجهز باشند به همین جهاز و علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند مجهز به جهازهای مادی و سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند. اینطور نباشد که یک تفنگی که دست شان آمد ندانند که با آن چه کنند. باید یاد بگیرند و یاد بدهند. جوان ها را یادشان بدهید، همه جا باید اینطور بشود که یک مملکتی بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و الان هم الحمدلله آسیب پذیر نیست. الان هم ما پشتیبانمان خداست و ما برای او نهضت کردیم، برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم، و خدا با ماست و من امیدوارم که شکست برای شما نباشد.
امروز باید همه یک شعار بدهند
خداوند همه تان را حفظ کند و این معنائی را که عرض کردم توجه به آن داشته باشید به رفقائی که دارید، به دستجاتی که هستند و هر جا که هستند توجه بدهید که امروز یک روزی است که همه با هم یک مطلب را باید بگوئیم، همان که الان شعار مردم شده. الان محرم است و همه دستجات بیرون می آیند و دستجات باید عزاداری بکنند. عزاداری مهم است، در ضمن عزاداری همان شعارهائی هم که می دهند، بدهند ولی عزاداریشان هم باید باشد. خداوند همه شما را انشاءالله حفظ کند. من دعاگوی همه شما هستم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پیام امام خمینی در رابطه با تشکیل شورای امنیت برای رسیدگی به امر جاسوس های آمریکائی
تاریخ: 1358/09/06
پیام امام خمینی در رابطه با تشکیل شورای امنیت برای رسیدگی به امر جاسوس های آمریکائی
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها زمزمه آن است که شورای امنیت برای رسیدگی به امر گروگان ها که نزد ملت ما جاسوسی آنها ثابت است تشکیل شود. آقای کارتر پس از مانور نظامی و سیاسی راضی شده اند که شورای امنیت فقط برای رسیدگی به این امر تشکیل شود، غافل از آنکه ملت ما می دانند که هر شورایی یا محکمه ای که تحت نفوذ مستقیم آمریکا تشکیل شود، از اول رأی آنان دیکته شده است و محکومیت ملت مظلوم ما مورد استقبال آنان است. ملت ما با شورای امنیت فرمایشی که از اول تکلیف آن معلوم شده موافق نیست. رسیدگی به امر شاه مخلوع و امر جاسوسان در مرکز جاسوسی جز در ایران امکان ندارد زیرا علائم و شواهد جرم در ایران است و قابل انتقال به غیر از ایران نیست. ما قریب صدها هزار شهید دادیم و چندین میلیون شاهد و بیش از صد هزار معلول داریم که امکان ندارد به خارج روند و عرضه شوند و شهادت دهند. علاوه بر پرونده های بسیاری که در اینجا هست و رسیدگی به امر لانه جاسوسی باید در همان محل به اصطلاح سفارت صورت گیرد زیرا شواهد جرم در همان محل است با توجه به مراتب فوق تشکیل هر محکمه یا شورائی بر خلاف موازین قضائی و از نظر ملت ما مردود است. ملت عزیز ما باید بدانند که در این میدان پیروز و به خواست خداوند تعالی و با اتکاء به قدرت اسلام و ایمان، نقشه های شوم قدرتمندان یکی پس از دیگر نقش بر آب خواهند شد. من برای چندمین بار تکرار می کنم که در این امر حیاتی قشرهای ملت با هر مسلکی که دارند و با هر فکر سیاسی یا مذهبی که دارند لازم است وحدت خود را حفظ نموده و علیه جنایات بیشمار دولت امریکا موضعی خصمانه گرفته و اشکال تراشی و تفرقه اندازی که به سود دشمنان کشور ماست، نباشد.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به جنبش های آزادیبخش جهان
تاریخ: 1358/09/04
سازمان های آزادیبخش مجتمع در الجزایر
بسم الله الرحمن الرحیم
تلگرام برادران محترم در پشتیبانی از ملت مظلوم ایران در قیام برای احقاق حق خود از دولت امریکا موجب تشکر گردید. شما می دانید که خیانتکاری که در طول حکومتش ایران را به تباهی کشیده و ملت شریف ما را در عزای فرزندان رشید خود نشانده و ذخائر کشور ما را به تاراج برده است، اکنون در پناه دولت آمریکا به سر می برد. از حقوق مسلم یک ملت است که جانی تبهکار را به محاکمه دعوت کند و از حقوق مسلم بین المللی است که تبهکار باید در محل تبهکاریش محاکمه شود. آقای کارتر با زور سرنیزه تمام حقوق انسانی را نقض می کند و در مقابل ملتی که می خواهد حقوق خویش را مطالبه کند، به توطئه و ارعاب، دخالت نظامی و محاصره اقتصادی پرداخته است. در منطق آقای کارتر جواب درخواست بحق یک ملت را باید با قدرت و قوای نظامی داد و در این منطق، منطق قرون وسطائی و حکومت جنگل بر تمام ارزش های انسانی و قوانین بین المللی حکومت دارد.
این است منطق همه زورمندان و مستکبران در مقابل ملت ها و توده های ستمدیده. قدرت هائی که با تعلیمات انسانی آسمانی مهار نشده است، چشم ها را کور و عقل ها را آفت زده می کند. یکی از اشتباهات بزرگ آقای کارتر و امثال او آن است که عمق نهضت اسلامی عصر حاضر و نسل معاصر را نشناخته اند. آنان با افکار جنون آمیز قدرتمندان و بیماری روحی مستکبران به نهضت های معاصر و ملت های از قید اسارت روحی رها شده می نگرند و این اشتباهی است فتنه انگیز. باید ملت های اسلامی با وحدت ایمانی و قدرت الهی، آنان را برای همیشه از این اشتباه بیرون آورند، باید شرق و جمیع مستضعفین و ابرقدرت ها و مستکبرین خود را بیابند و خود گمشده را پیدا کنند. آنان از اسارت تبلیغات بلندگوهای شیطانی بیرون آمده و قدرت خدائی توده ای خویش را دریابند و اینان به زبونی واقعی خود در مقابل ملت های بپا خاسته واقف شوند تا آرامش، دنیا را فرا گیرد و دست ستمگران از جنایات کوتاه شود. برادران شجاع من که برای آزادی وطن های خود قیام کرده اید، ملت های خود را هشدار دهید و مغزها را از آثار تبلیغات چند صد ساله و خود باختگی در مقابل غرب و مستکبرین شستشو دهید و به نهضت ما که نهضت اسلامی و مستضعفین است بپیوندید، که امروز اسلام عزیز در مقابل کفر و منطق در برابر زور واقع شده است و نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی
صحیفه نور جلد 10 صفحه 228
باشد، نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنکه به منطقه ای خاص متعلق باشد. ای مسلمانان جهان! و ای مستضعفین بپا خاسته! و ای دریای بی پایان انسان ها! بپا خیزید و از کیان اسلامی و ملی خویش دفاع کنید. اسرائیل بیت المقدس را از مسلمین گرفت و با مسامحه دولت ها مواجه شد. اکنون چنانکه آثارش ظاهر شده است، امریکا و شاخه فاسد آن اسرائیل در صدد است که مسجدالحرام و مسجدالنبی را قبضه کند. باز هم مسلمانان نشسته و تماشاگرند و بی تفاوت. برخیزید و از اسلام و مرکز وحی دفاع کنید و از این هیاهوها نهراسید که امروز اسلام به شما محتاج است و شما در قبال خداوند متعال مسؤول هستید. به خداوند تعالی اتکال نمائید و با وحدت کلمه به پیش روید. ما به پیروی از اسلام بزرگ از جمیع حمایت می کنیم و از شما و هر سازمانی در جهان که برای نجات کشور خویش بپا خاسته است پشتیبانی می کنیم. ما از مبارزات برادران فلسطینی و مردم جنوب لبنان در مقابل اسرائیل غاصب کاملا پشتیبانی می نمائیم و به خواست خدای تعالی بر دشمنان بشریت و اسلام پیروز خواهیم شد و امید است که نصر خدائی و فتح مسلمانان نزدیک باشد. از خداوند تعالی سلامت و سعادت همه را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به مناسبت روز عرفه
تاریخ: 1358/08/30
پیام امام خمینی به مناسبت روز عرفه
بسم الله الرحمن الرحیم
ولکم فی رسول الله اسوه حسنه
صلوات و سلام خداوند بر رسول خدا پیامبر عظیم الشان که یک تنه قیام فرمود در مقابل بت پرستان و مستکبرین و پرچم توحید را به نفع مستضعفین به اهتزاز درآورد و از قلت عده و عدد نهراسید و با عده قلیل بدون ساز و برگ جنگی کافی و با نیروی ایمان و قدرت تصمیم بر سرکشان و ستمکاران تاخت و ندای توحید را در کمتر از نیم قرن بر بزرگترین معموره جهان به گوش جهانیان رسانید.
همه شما ای زائران بزرگوار بیت الله الحرام که از چهار سوی عالم به طرف خانه خدا، مرکز توحید و محل وحی و مقام ابراهیم و محمد، دو ابرمرد بت شکن و پرخاشگر بر مستکبرین، شتافتید و خود به مواقف کریمه ای که در عصر وحی زمین هائی خشک و کوهسارهائی بی آب و سبزه بود لکن محل هبوط ملائکه الله و هجوم جنود الله و توقف انبیاء الله و عباد الله الصالحین بود رساندید، حال بشناسید این مشاعر بزرگ را و مجهز شوید از مرکز بت شکنی برای شکستن بت های بزرگ که به صورت قدرت های شیطانی و چپاولگران آدمخوار درآمده اند و از این قدرت های تهی از ایمان نهراسید و با اتکال به خدای بزرگ در این مواقف عظیمه پیمان اتحاد و اتفاق در مقابل جنود شرک و شیطنت ببندید و از تفرق و تنازع بپرهیزید (و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم) رنگ و بوی ایمان و اسلام که اساس پیروزی و قدرت است با تنازع و دسته بندی های موافق با هواهای نفسانیه و مخالف با دستور حق تعالی زدوده می شود و اجتماع در حق و توحید کلمه و کلمه توحید که سرچشمه عظمت امت اسلامی است، به پیروزی می رسد.
ای مسلمانان جهان! شما را چه شد که در صدر اسلام با عده بسیار کم قدرت های عظیم را شکستید و امت بزرگ اسلامی - انسانی ایجاد نمودید، اکنون با قریب یک میلیارد جمعیت و دارا بودن مخازن بزرگ که بالاترین حربه است در مقابل دشمن. اینچنین ضعیف و زبون شدید؟ آیا می دانید که تمام بدبختی های شما در تفرقه و اختلاف بین سران کشورهای شما بالنتیجه بین خود شماست؟ از جای برخیزید و قرآن کریم را به دست گرفته و به فرمان خدای تعالی گردن نهید و تا مجد و عظمت اسلام عزیز را اعاده کنید بیائید به یک موعظه خداوند گوش فرا دهید، آنجا که می فرماید: (قل انما
صحیفه نور جلد 10 صفحه 222
اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی) همه قیام کنید و برای خدا قیام کنید، قیام فرادی در مقابل جنود شیطانی باطن خودتان و قیام همگانی در مقابل قدرت های شیطانی اگر قیام و نهضت ما الهی و برای خدا باشد پیروز است. ای مسلمانان و ای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملت ها پرخاش کنید. ای زائران خانه خدا! در مواقع مشاعر الهی به هم بپیوندید و از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را بخواهید.
ای گویندگان! نویسندگان! در اجتماعات بزرگ، عرفات و مشعرومنا و مکه معظمه و مدینه منوره مسائل اجتماعی و سیاسی مناطق خود را به گوش برادران ایمانی برسانید و از هم طلب نصرت کنید. ای زائران خانه خدا! توطئه های راست و چپ بخصوص آمریکای چپاولگر و متجاوز و اسرائیل جنایتکار را به گوش عالمیان برسانید و از آنان استمداد کنید و جنایات این جنایتکاران را بشمارید و به خداوند متعال برای اصلاح حال مسلمین و قطع ایادی جنایتکاران التجاء پیدا کنید. و من به خواست خدای قادر مژده نصرت و پیروزی به شماها می دهم. (انه علی ذلک قادر والسلام علی رسول الله و علی ائمه المسلمین و علی عبادالله الصالحین و رحمه الله و برکاته) .
ذی الحجه الحرام 1399
روح الله الموسوی الخمینی
فرمان امام خمینی به حجت الاسلام ربانی املشی
تاریخ: 1358/09/06
فرمان امام خمینی به حجت الاسلام ربانی املشی
بسمه تعالی
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ مهدی ربانی املشی دامت افاضاته
با توجه با مشکلاتی که در منطقه گیلان پیش آمده مقتضی است جنابعالی که در منطقه هستید مسافرتی به نقاط مختلف استان کرده و از نزدیک مشکلات را بررسی کرده و با مشورت علمای اعلام محل جناب حجت الاسلام آقای احسانبخش و آقایان محترم دیگر ایدهم الله تعالی در رفع آنها سعی کافی را مبذول دارید، اهالی محترم منطقه را با اتحاد کلمه و پرهیز از اختلاف و تفرقه در این موقعیت حساس دعوت نمائید. بدیهی است که سازمان های مختلف دیگر مانند سپاه پاسداران و ستاد جهاد سازندگی و گروه های دیگر نیز همکاری های لازمه را در این مورد با جنابعالی خواهند داشت و از ارشاد و راهنمائی های آن جناب بهره مند خواهند شد از خدای تعالی موفقیت همگان را خواستارم.
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به ملت ایران پیرامون همه پرسی قانون اساسی
تاریخ: 1358/09/07
پیام امام خمینی به ملت ایران پیرامون همه پرسی قانون اساسی
بسم الله الرحمن الرحیم
خواهران و برادران! محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی امیه که اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند رهائی بخشید. اسلام از اول پیدایش، با خون شهیدان و مجاهدان آبیاری شد و به ثمر رسید. اسلام در کشور ما می رفت تا به تباهی کشیده شود که با خون شهیدان ملت ما حیات خود را باز یافت.
در این موقع که بحمدالله تعالی قانون اساسی را نوشتند و به تصویب علماء اعلام و روشنفکران رسید، عناصر توطئه گر که با قدم و قلم می خواستند جمهوری اسلامی تصویب نشود و رأی نیاورد، اینک می خواهند به ثمر نرسد. قانون اساسی یکی از ثمرات عظیم، بلکه بزرگترین ثمره جمهوری اسلامی است و رأی ندادن به آن به هدر دادن خون شهیدان ماست. مبادا تحت تأثیر دشمنان اسلام رفته و از رأی دادن و حضور در حوزه های رأی گیری خودداری کنید. اسلام بزرگتر از آن است که به واسطه یک اشکالی قابل رفع از اساس آن صرف نظر نمائید. اگر اشکالی باشد ممکن است در متمم که در نظر گرفته اند رفع شود. عزیزان کرد و عرب و بلوچ و ترکمن و سایر قشرهای محترم! اسلام برای همه و به نفع همه است و جمهوری اسلامی انشاءالله تعالی تأمین تمام نابسامانی ها را می کند. عناصری که در اطراف از آن جمله مناطق کرد نشین و مناطقی که برادران اهل سنت هستند تبلیغ می کنند که مانع از رأی دادن به قانون اساسی شوند دوستان شما نیستند، دلسوز برای شما و کشور شما نیستند از این تکلیف شرعی شما را باز ندارند، شما را باز در مقابل برادران خود قرار ندهند.
اینجانب در روز اخذ آراء رأی مثبت دهم و از تمام برادران و خواهران عزیز خود از هر قشری و در هر مسلکی هستند تقاضا می کنم که به این قانون سرنوشت ساز رأی مثبت بدهند. عزیزان من! امروز که ما در مقابل یک قدرت شیطانی قرار داریم، کشور ما را می خواهند به تباهی بکشند، نگذارید اساس جمهوری اسلامی سست شود و دشمنان اسلام دلشاد شوند. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و توفیق همگان را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
مصاحبه امام خمینی با پنج نفر از خبرنگاران مطبوعات اروپا
تاریخ: 1358/09/08
مصاحبه امام خمینی با پنج نفر از خبرنگاران مطبوعات اروپا
بسم الله الرحمن الرحیم
من آنچه از خبرنگارها انتظار دارم این است که مطالب من تصحیح نشود، همانطور که من گفته ام بخواهند منتشر کنند، بی کم و زیاد باشد، خودشان تصرف نکنند، عقاید خودشان را داخل نکنند در آن چیزی که من گفته ام، تحت تأثیر تبلیغات سوء واقع نشوند، مسائل ایران را آنطوری که من می گویم، همانطور منعکس کنند.
سؤال: ما از کشورهای کوچک اروپائی می آئیم که ما هم در تحت فشار امپریالیسم امریکا هستیم و خیلی از شما تشکر می کنیم که وقت دادید و این کشورها را مخاطب قرار دادید. بعد از حوادث اخیر به نظر می رسد مداخله امریکا در ایران به نام حفظ جان گروگان ها تهدیدی جدی برای صلح جهانی خواهد بود. آیا حضرت امام تصور می فرمایند که امریکائیان حاضر به مواجهه با چنین خطری برای محمدرضای جنابتکار باشند یا آنها مقاصد دیگری دارند؟
جواب: ممکن است که آنها مقاصد دیگری داشته باشند چون ما آنطور بشر دوستی در کارتر و آنهائی که مصادر امورند سراغ نداریم که حس بشر دوستی آنها را وادار کرده باشد که محمدرضا را برنگردانند و دلیل این است که اینها در همین موضوع هم اگر چنانچه بشر دوست بودند، این معنا را نمی گفتند که ما برای خاطر مثلاً چند تا بشر، 35 میلیون بشر را یا در محاصره اقتصادی می گذاریم که به خیال آنها، اینها از گرسنگی تلف بشوند، یا اینکه ما جنگ راه می اندازیم که مملکت خودشان و مملکت ما و بسیاری از ممالک دیگر به خاک و خون کشیده بشود. اینها به نظر می آید که قضیه، قضیه انسان دوستی نیست. قضایای دیگر در کار است که یک احتمال که شاید از احتمالات دیگر قوی تر باشد این است که آنها می دانند که به وسیله این شخص فاسد، چه جرم هائی ارتکاب کرده اند، خودشان مطلع هستند از این. شاید بسیاری از جرم هائی که محمدرضا ارتکاب کرده است، غیر از او و رؤسای جمهور اطلاع نداشته باشند، حتی شاید خود دستگاه دولتی هم، نه دولتی ما و نه دولتی آنها، شاید، و این اسراری باشد، این حد جرائم اسراری باشد پیش رئیس جمهور وقت و محمدرضا. آنچه به نظر
صحیفه نور جلد 10 صفحه 244
می رسد آقای کارتر خوف این معنا را دارد، وحشت زده شده الان که اگر چنانچه محاکمه بشود محمدرضا و ما او را محاکمه بکنیم، علاوه بر جرائم خودش که ثابت خواهد شد، جرائم دیگران که رؤسای جمهور وقت بوده اند و خصوصاً آقای کارتر که در اخیر رئیس جمهور بوده، جرائم آنها هم ثابت خواهد شد و همانطوری که ما تقاضای محاکمه محمدرضا را کرده ایم و می کنیم و محاکمه انشاءالله خواهیم کرد، آنوقت تقاضای محاکمه رؤسای جمهور را هم خواهیم کرد. آنهائی که در این جرائم شریک بوده اند، هر مقامی که می خواهد باشد، کارتر باشد یا نیکسون باشد یا جانسون باشد و یا هر که باشد، ما تقاضای این را کنیم که آنها را محاکمه کنند و خوفی که الان کارتر دارد این است، او خوف این را دارد که جرائمش ثابت بشود و ما تعقیب کنیم او را برای جرائم و شانس او در ریاست جمهوری که طمعش را دارد، از بین برود. از این جهت به دست و پا افتاده است، به وسائل مختلف الان او دست و پا کند. شاید روزی نباشد که یکی، دو تا، سه تا از وزارت خارجه ما برای ما اوراقی می آید که از خارج آمده است، از ممالک مختلف که آنها تشبث کرده اند و آنها سفارش اینکه این گروگان ها را رها کنید و یک قدری مثلاً چه بکنید و این مسائل. بنابراین انگیزه ای که آقای کارتر دارند، ما شاید شک نداشته باشیم که این انگیزه، انگیزه انسان دوستی نیست، این انگیزه، انگیزه این است که خوف دارد، او الان وحشتزده شده است و حق هم دارد که وحشتزده بشود برای اینکه آدمی که خائن هست، خائف است، می ترسد و ایشان خیال کرده بود که با یک مانورهائی که پیش بیاورد می تواند در امریکا برای خودش یک مقامی تحصیل کند و تمام نظرش هم به این است که در دوره آتیه هم رئیس جمهور بشود، تمام نظر او این است. اصل این ابرقدرت ها، ما آنطوری که تجربه بر ایمان ثابت شده است، این قدرت های بزرگ، چه ابرقدرتها، چه قدرتهای مادون آنها، اینها اصلش به اینکه به بشر نظر داشته باشند حتی به بشر مملکت خودشان، اینها سودجو هستند، خودشان را می بینند، غیر خودشان چیزی را نمی بینند و برای خودشان فعالیت می کنند، حالا یک عده ای هم از مملکت خودشان به باد فنا برود، از ممالک دیگر به باد فنا برود، اینها شانس پیدا بکنند در ریاست جمهور چند سال، دیگر عالم هر چه می خواهد بشود، شده است. از این جهت من احتمال این را می دهم. من یک قصه ای دارم در پاریس، یکی از مقامات بالا آمده بودند پیش من، آنجا صحبت از اینکه یک وقت در چین که شلوغی واقع شده بوده است، چه شده بوده است که، حالا تفصیل را خوب یادم نیست و خوف این را داشتند که سفارتشان را که در چین هست آنجا چه بکنند، آن شخص گفته بود، برای من ترجمه کرده بودند، اینطور ترجمه کردند که می گوید که ما افرادی که از خودمان در آنجا بود، برایمان خیلی مطرح نیست، مبل ها مهم است، آنکه برای ما مهم است، آن مبل ها قیمتی بودند و ما خوف این را داشتیم که آن مبل ها از بین برود اما افراد بروند، بروند. اینطوری است مسأله، آنهائی که تربیت انسانی ندارند، آنهائی که مهذب
صحیفه نور جلد 10 صفحه 245
نیستند، آنهائی که تحت فرمان های آسمانی تربیت نشده اند، آنها غیر از خودشان هیچ نمی بینند و تمام منافع را برای خودشان می خواهند آقای کارتر هم از آن اشخاصی است که تربیت آسمانی ندارد. اگر چنانچه شنیده باشید، این چند روز، یک دفعه رفته است کلیسا و دعا کرده که این افراد خارج بشوند، شما بدانید که این دعای او هم مثل دعاهای محمدرضاست که مشهد می رفت و دعاکرد. اینها همان مثلی است که یکی از حکمای ما عبید زاکان گفته است که مژدگانی که گربه عابد شده است، همین است مسأله. بنابراین هیچ احتمال این معنا که ایشان برای خاطر محمدرضا یک کاری را بکند و انسان دوستی وادار کرده باشد که آن کار را بکند، ما همچو احتمالی را نمی دهیم. حالا این امر محول به خود این آدم است که ببینیم چطور تشخیص می دهد، آیا تشخیص می دهد که برای به دست آوردن ریاست جمهوری این است که یک جنگی در دنیا راه بیندازد و مملکت خودش را به خرابی بکشد؟ اینطور تشخیص می دهد تا وارد بشود به جنگ؟ آن هم در جنگ شکست خواهد خورد. احتمال اینکه او در جنگ پیروز بشود نیست در کار و یا تشخیص می دهد که اگر چنانچه روی موازین عقلی و عقلائی رفتار کند که یک مجرمی که به این مملکت پنجاه و چند سال جرم کرده و جوان های ما را کشته و همه ذخائر ما را برده است و از بین برد و مملکت را به تباهی کشیده، او را تحویل بدهد. وقتی تحویل داد ما هم این اشخاصی را بر فرض اینکه اینها مجرم باشند که مجرم هم هستند، اینها را ما مجرم می دانیم که در اینجا هستند لکن اگر او را تحویل داد و اموال ما را هم تحویل داد، آنوقت ما مضایقه نداریم که اینها را عفوشان کنیم.
سؤال: مطبوعات غرب دائماً در مورد دیکتاتوری و هرج و مرج در ایران گزارشات دروغین طرح می نمایند، از آنجائی که اولین بار است که شما اروپا را مخاطب قرار می دهید، پاسختان در مورد این اکاذیب چیست؟
جواب: خود شما دارید می گوئید که دروغ دارند می گویند. من متأسفم از اینکه غرب با آن هیاهو که در دنیا راه انداخته است راجع به تمدن، راجع به انسانیت غرب و اینها، آنوقت این دستگاه مخابراتی آنها که حساسترین دستگاه است، اینطور باشد که مطالبی که در ایران اصلاً وقوع پیدا نکرده، آنها در آنجا تبلیغ می کنند و نشر می دهند و اگر یک چیزی اینجا یک طور تحقق پیدا کرده، آنجا عکسش را منتشر می کنند. این چه ممالکی است که مطبوعاتشان اینطور است. این آزادی که این آقایان به این مطبوعات داده اند این آزادی سالم است؟ صحیح است؟ مطبوعاتی که لسان یک مملکت است، آبروی یک مملکت به آنها بسته است، اینها بنا بگذارند اینطور اراجیف را بنویسند؟ دروغ ها را بنویسند؟ مملکت را بگویند که دیکتاتوری است؟ کجای مملکت ما دیکتاتوری است؟ بیایند ببینند اشخاص، ببینند کجای این مملکت
صحیفه نور جلد 10 صفحه 246
دیکتاتوری است؟ چه دیکتاتوری کرده اند اینجا؟ اینجا همه دارند به آزادی رفتار می کنند، همه کاری را دارند می کنند و ما تا پنج ماه همچنین آزاد قرار دادیم همه جبهه ها و همه جناح ها را که اشخاصی که خیانتی به این مملکت کرده بودند، مشغول فعالیت و توطئه شدند. بعد از آنکه مشغول فعالیت و توطئه شدند که الان در همان لانه جاسوسی آمریکا جرم بعضی از این روزنامه نویس ها، بعضی از این مجله نویس ها، توطئه، آنها در اینجا پرونده دارند و منعکس خواهد شد. ما بعد از چهار، پنج ماه به آنها مهلت دادیم، همه احزاب آزاد، همه روزنامه ها آزاد، همه قلم ها و قدم ها و گفتارها آزاد. یکوقت ملتفت شدیم که دست های خارجی در کار است، مثل صهیونیسم و امریکا و اینها و دارند توطئه می کنند و می خواهند مملکت ما را به خرابی بکشند و از این جهت دادگاه، بعضی از این روزنامه هائی را که ثابت شد که اینها از امریکا و از صهیونیسم الهام می گیرند و توطئه می کنند، آنها را جلوشان را گرفته اند تا محاکمه بشوند، آنها بعد باید محاکمه بشوند اما گفته می شود که اینجا دیکتاتوری است، چه دیکتاتوری در اینجا هست؟ خوب شما که الان آمدید و در اینجا هستید، یک قدری گردش کنید اطراف مملکت را، گردش کنید، چه دیکتاتوری را شما ملاحظه می کنید در اینجا؟ و اما آشفتگی - عرض می کنم که - اینطور امور، این لازمه هر رژیمی است که تبدیل به رژیم دیگر می شود. مگر فرانسه که ادعا می کند که متمدن ترین مثلاً ممالک است، بعد از اینکه در آنجا انقلاب شد، مثل انقلاب ما به این سفیدی و به این خوبی بود؟ چقدر آنجا کشته شده اند، در انقلاب شوروی چقدر آدم کشته شده است و سایر انقلابات. ما مدعی هستیم که انقلاب ما در عالم نظیر نداشته است برای اینکه اسلامی بوده است و چون اسلامی بود و تمام افراد ملت شرکت در این امر داشتند، یک انقلابی نبود که یک حکومتی بیاید و حکومتی را ببرد، یا یک نظامی بیاید و یک حکومتی را ساقط کند، آنطور نبود. یک ملتی قیام کرد و ملتی که اسلامی بود، ملتی که خودش را پایبند اخلاق و پایبند اسلام می دانست و می داند، اینها قیام کردند و حریف خودشان را بیرون کردند و غلبه کردند. همان روزی که غلبه کردند، تمام پایگاه ها، تمام فرودگاه ها باز بود، در صورتی که در انقلابات دیگر فرودگاه ها در آن بسته می شود، تمام مطبوعات را از بین می برند، تمام روزنامه ها را از بین می برند و نمی گذارند منتشر بشوند. همین حالا هم که گاهی جاها که ما می شنویم که یک کودتائی شده است، دنبالش اختناق تام است و ما مدعی این معنا هستیم که هیچ انقلابی مثل انقلاب ما از باب اینکه ما تابع اسلام بودیم و اسلام دستور داشته و ما عمل می کردیم به آن دستور، آنطور نبوده است به این آرامی که بعد از پیروزی بر یک همچون قدرتی، حتی آنها هم که به این ملت، آنقدر زیاد به این ملت خیانت کردند، جنایت کردند، آنها را هم نریختند و بکشند، آنها را گرفتند و آوردند و آن هم عده ای شان را آوردند و نگهشان داشتند و در حبس هم که نگه داشتند، آنقدری که به ما اطلاع دادند و اشخاصی که ما فرستادیم و دیدند که در حبس هم با آنها خوشرفتاری کردند،
صحیفه نور جلد 10 صفحه 247
در صورتی که مجرم بودند، تا وقتی محاکمه کردند و بعد از آنکه محاکمه ثابت شد که این یک آدم، چقدر آدم کشته، چقدر خیانت کرده، آنوقت به جزای خودش رساندند. و اما سایر قشرهای ملت سر جای خودشان هستند و ما آشفتگی که نگرانی داشته باشد، ابداً نداریم. ما از همه انقلاب هایی که در عالم شده است، الان کم آشفته ترین هستیم و هیچ آشفتگی در مملکت ما نیست ولی خوب از آن تفاله های سابق، از آن اشخاصی که میل ندارند این مملکت به آرامش خودش باقی باشد، از آنها البته هستند. از خارج هم به آنها الهام داده می شود، به آنها کمک می شود، اینها یک مقداری هستند و لکن ما نگران از اینها هیچ نیستیم برای اینکه اساس امور دست خود ماست و ما کنترل امور را داریم و ابداً نگرانی در این کار نیست و اگر گفته اند که یک خلاف نظم و اینهاست، اینها هم جزو همان هاست که این روزنامه نویس هائی که اجیرند، اینهائی که الان هم از شاه اجرت می گیرند، الان هم الهام می گیرند از سایر کشورها، آنها اینطور اراجیف را درست کرده اند و الا مسائل اینطور نیست.
سؤال: بعضی احزاب سیاسی در ایران چنین برداشت می نمایند که مجلس خبرگان طرح قانون اساسی را بر مبنای اصول اسلامی تدوین نموده ولی حقوق آنها را برای هرگونه فعالیت سیاسی در آینده نادیده گرفته اند، نظر حضرت امام چیست؟
جواب: این (بعضی از احزاب سیاسی) یا قانون اساسی را نگاه نکرده اند و به خودشان زحمت ندادند که قانون اساسی را نگاه کنند و روی آن مقاصد فاسدی که دارند، شروع کردند حرف می زنند و یا دیده اند و عمداً می خواهند خلاف بگویند. اصل بیست و ششم از قانون اساسی موجود، این قانون اساسی ما، احزاب و جمعیت ها و انجمن های سیاسی و انجمن های اسلامی، اقلیت های مذهبی آزادند. و شرط این است که توطئه نکرده باشند برای اینکه مملکت ما را، ملیت ما را، جمهوری اسلامی ما را نقض کنند. این متن قانون اساسی است لکن گرفتاری که ما از این، بعضی از این احزاب سیاسی، بعضی از اینها که منحرفند، گرفتاری که ما از اول داشتیم این بوده است که از اول که این ملت آمده است و با فریاد الله اکبر و با فریاد اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، قیام کرده است و همین ملت که فریاد کرد و کشته داده است، این ملت غلبه کرده است، از آن اول که اینها غلبه کردند، دستجات اینها روئیدند، یا از خارج آمدند و یا در داخل که در انزوا بودند بیرون آمدند. از سوراخ ها بیرون آمدند و شروع کردند کارشکنی، تا توانستند، شروع کردند به اینکه این جمهوری باشد، جمهوری اسلامی لازم نیست، اسلامیش بیخود است، بعد هم یک دسته دیگر جمهوری دموکراتیک باشد، اسلامیش لازم نیست، بعد هم یک دسته دیگر جمهوری اسلامی دموکراتیک باشد. مردم ما، ملت ما، صددرصد اگر نگوئیم، 2/98 درصد رأی داده اند به
صحیفه نور جلد 10 صفحه 248
جمهوری اسلامی بعد یک دسته که جزء همان کمتر از دو قسمتی که از صد باقی مانده است، اینها شروع کردند به اینکه می خواستند که نگذارند اولاً که رأی مردم بدهند، حالا که رأی دادند، شروع کردند به اینکه اخلال کنند بعد از آنکه از آن مرحله گذشت، همچنین قدم به قدم، سیاستشان سیاست قدم به قدم بود، از آن مرحله گذشت و دیدند که مردم رأی شان را داده اند، آمدند دنبال اینکه نگذارند قانون اساسی نوشته بشود، قانون اساسی را خواستند نوشته بشود. بعد که قانون اساسی را شروع کردند به نوشتن اینها باز شروع کردند اشکالتراشی. بعد که آراء مردم را جستجو کردند راجع به اینکه - وکلای تان را - مردم می خواستند وکلایشان را تعیین بکنند، اینها شروع کردند به سمپاشی که وکلا تعیین نشوند. بعد که وکلا تعیین شدند و مجلس، مجلس خبرگانی که مردم با یک آراء زیاد، اکثریت قاطع تعیین کردند، اینها شروع کردند به اینکه هی اشکال کنند به خبرگان یا اشکال کنند به اصولی که خبرگان گذرانده اند. بعد از اینکه از آن هم گذشت و حالا مجلس خبرگان قانون را تدوین کرده است، تثبیت کرده است و بعد هم بناست که به همه پرسی گذاشته بشود یعنی دموکراسی بالاتر از همه دموکراسی دنیا، یک دفعه رأی عمومی برای افراد، یک دفعه رأی عمومی باز برای قانون، الان هم اینها به دست و پا افتاده اند که اشکال بکنند به قانون اساسی یک اشکالشان این است که شما می بینید که برای احزاب سیاسی در آتیه چیزی نمانده. ما می خواهیم ببینیم احزاب سیاسی و سایر جمعیت ها غیر از اینکه به آنها بگویند که همه شما آزاد هستید، سانسور هرگز نخواهد بود، اینها غیر از این چه می خواهند؟ می خواهند که، اینکه می گویند که برای ما مجال نگذاشته، برای آن شرط است که نقض ملیت ما را نکنند. این آقایان می خواهند نقض ملیت ما را بکنند؟ نقض جمهوری اسلامی ما را بکنند، این آقایان می خواهند نقض جمهوری اسلامی بکنند؟ توطئه بر ضد اسلام نکنند. این آقایان می خواهند توطئه برضد اسلام بکنند که می گویند که (برای ما جای فعالیت نگذاشته اند) معلوم می شود، ما از اینجا می شناسیم اینها را و ملت ما باید اینها را بشناسند که در عین حالی که قانون اساسی ما می گوید که همه احزاب، همه جمعیت ها، اقلیت های مذهبی و انجمن های اسلامی و انجمن های دیگر همه آزاد هستند، فقط گفته اند که شرطش این است که شما نقض ملیت ما را نکنید، نخواهید ملت ما را از بین ببرید، ملیت ما را نخواهید از بین ببرید، نقض جمهوری اسلامی ما را نکنید، نقض قانون اساسی ما را نکنید، نقض اسلام را نکنید، این شرطی که کرده اند اینها را ناراحت کرده که این آقایان اهل این هستند که می خواهند ملت ما را از بین ببرند، ملیت ما را از بین ببرند، می خواهند مملکت ما را تجزیه کنند که همچون آزادی به آنها ندادیم، می خواهند که قانون اساسی را بعد از اینکه تصویب هم شد و مردم هم گفتند، باز نقض بکنند. اگر نمی خواهند نقض بکنند، پس شما آزادی دارید، اگر می خواهید نقض بکنید، خوب اظهار کنید که ما می خواهیم نقض کنیم ملیت مملکتمان را، این مملکت را ما می خواهیم
صحیفه نور جلد 10 صفحه 249
ملیتش را اصلاً نقض بکنیم، این مملکت را ما می خواهیم که قانون اساسیش را نقض بکنیم، ما می خواهیم که جمهوری اسلامی را نقض بکنیم، جمهوری اسلامی که مردم همه قریب به اتفاق آراء رأی به آن داده اند. شما چند نفر که حالا تازه یا از خارج آمده اید یا از این سوراخ ها که بودید یا خیر، بسیاری از اینها هم در آن دستگاه جزء عمال آنها بودند و جزء سیا بودند که بعدها یکی یکی پیدا خواهند شد و در این لانه جاسوسی هم اسماء بعضی از آنها پیدا شده است، بسیاری از اینها از این قماش مردمند. بنابراین قانون اساسی ما که تصریح می کند که همه آزادند، اینها می گویند که برای ما آزادی قرار نداده اند.
سؤال: مذهب اسلام همیشه به خداوند رحیم اشاره می نماید، آیا تصور می فرمائید که عدالت خلق هم نسبت به سرنوشت جاسوسان آمریکائی قبل یا بعد از محاکمه آنان با گذشت رفتار خواهد کرد؟
جواب: مذهب اسلام عفو دارد، در موقعش گذشت های زیادی دارد، در موقعش برای مجرم هائی که جرمشان ثابت بشود حدود دارد، از آن طرف عفو دارد، از آن طرف برای مجرم در قوانین اسلام حد قرار داده شده است و جزا قرار داده شده است. بنابراین اینها اگر چنانچه مجرم باشند و جرمشان ثابت باشد، به حسب اسلام جزا برایشان هست لکن بر ولی امر است که در بعضی وقت ها که صلاح می داند عفو بکند. ما هم اگر چنانچه امریکا مجرم ما را تحویل ما بدهد و اموالی که در آنجاها هست و جلوگیری کرده اند، یا در بانک های آنها هست، به ما تحویل بدهند، ما بر فرض اینکه اینها مجرم باشند، همچنین اختیاری از طرف شارع داریم به اینکه عفو بکنیم و ممکن است عفوشان بکنیم.
سؤال: آیا حضرت امام تصور می فرمایند که دول عربی که از اعمال جنایتکارانه امریکائی ها حمایت می کنند، توسط ملت هایشان که به اسلام وفادارند به مجازات خواهند رسید؟
جواب: ما خیلی مایل هستیم که دول عربی که دیده اند یک مملکتی، مطلعند که یک کشوری بیش از پنجاه سال و در زمان محمدرضا سی و چند سال به آن تباهی کشیده شده است و جوان های ما را آنطور قتل عام کرده است، خانه های ما را آنطور خراب کرده است، مملکت ما را آنطور به تباهی کشیده، اقتصاد ما را از بین برده، فرهنگ ما را از بین برده، ما متوقع بودیم که دولت های اسلامی با ما در این امر موافق باشند که ما می خواهیم یک مجرمی را از یک مجرمی بگیریم. ما میل داشتیم که این ممالک اسلامی، این رؤسای ممالک اسلامی که مطلعند از این جرم ها، نروند طرف ظالم و مجرم بزرگ و خودشان را به او متصل کنند - بیایند طرف - به حسب دستور اسلام بیایند طرف مظلومین و دادخواهی بکنند، بیایند و ببینند
صحیفه نور جلد 10 صفحه 250
مملکت ما چطور شده است و آنها طرفداری از ما بکنند، آنها مسلمند و ما مسلمیم. این شخص مجرم است، مجرم بزرگتر کارتر است که دارد ظلم به ما می کند - چه شده است که - باید دولت اسلامی بگوید من مسلم هستم و قرآن کریم او را وادار کرده است به اینکه با مسلمین ید واحد باشند و برادر باشند، چه شان شده است که اینها اینطور خودشان را در مقابل یک قدرتی باخته اند و بنابر اینکه باید به حسب اسلام با ما موافق باشند، اظهار موافقت با آنها می کنند؟ و باید این را بدانند که ممکن است که برای آنها هم همان پیش بیاید که برای محمدرضا پیش آمد و بهتر این است که نصیحت ما را گوش کنند و با ملت ما موافقت کنند و امریکا را محکوم کنند و این حربه ای که در دست آنهاست که حربه نفت است، این حربه را به کار ببرند. خارج به شما، اجانب به شما احتیاج دارند، شما به آنها احتیاج ندارید، چرا خودتان را ذلیل می کنید در مقابل اشخاص دیگر؟ خدای تبارک و تعالی می فرماید: عزت برای مؤمنین است، مؤمنین باید عزیز باشند، چرا خودتان را ذلیل می کنید برای یک خیال هائی که کردید که نمی شود این ابرقدرت ها چه بشود؟ امروز دیگر آن روزها نیست که نشود، همه کاری می شود، از این جهت محتمل است که اگر چنانچه اینها برنگردند به آن چیزی که دستور اسلام است، ملت های خودشان را هم، خود آنها هم به آنها همان کنند که ملت ما به محمدرضا کرد.
سؤال: آیا تصور فرمائید سایر تمایلات و عقاید مذهبی و معنوی از قبیل کلیسای کاتولیک یا کلیسای ارتدکس در مبارزه شما علیه بی عدالتی اجتماعی و ستمگری شما را یاری خواهند کرد؟
جواب: آقای پاپ یک کسی را فرستاد اینجا و با ما مذاکره کرد و نظرش این بود که ما این اشخاصی را که در این لانه جاسوسی، جاسوسی می کردند رها کنیم. ما مسائلی را با آقای پاپ در میان گذاشتیم و جرائمی که در اینجا واقع شده بود و محتمل است که مثلاً به ایشان درست نرسیده باشد، به وسیله فرستاده اش برای ایشان شرح دادیم و گله کردیم از ایشان که شمائی که یک پدر روحانی خودتان را حساب می کنید و خودتان را نایب مسیح، عیسی مسیح می دانید باید آنطوری که عیسی مسیح رفتار می کرد، شما بکنید. اگر عیسی مسیح الان بود پیش ما، آقای پاپ و سایر رؤسای روحانی احتمال این را می دادند که او متصل بشود به کارتر و به شاه مخلوع و این ملت مظلوم را رها کند؟! این احتمال را آقای پاپ یا سایر روحانیون مسیح، روحانیون همه مذاهب این را احتمال می دادند که اگر عیسی مسیح بیاید در بین ماها، این به طایفه مظلومین متصل می شود یا به طایفه ظالم ها؟ ما مظلومین که پنجاه سال جوان های ما کشته شده اند، ذخائر ما برده شده است، فرهنگ ما به تباهی کشیده شده است، اختناق در این مملکت واقع شده است، همه چیز در زیر سلطه این پدر و پسر از بین رفته است و حالا ملت
صحیفه نور جلد 10 صفحه 251
ما قیام کرده است و او را کنار گذاشته است و آقای کارتر هم او را برده است، مجرم ما را برده است و آنجا نگه داشته است و ما از او مطالبه می کنیم که این مجرم ما را بدهد. این اشخاصی هم که گروگان هستند در اینجا، اینها هم معلوم نیست پیش ما که اصلش اینکه مأمور سفارت باشند، سفیر که اینها نیستند، کاردارشان هم که در اینجا نیست، اصل اینکه اینها از اجزاء سفارت باشند و از دیپلمات ها باشند، این پیش ما اصلاً ثابت نیست بلکه خلافش بیشتر واضح است. این عده را ما عقیده مان این است که اینها آمده اند اینجا فقط برای جاسوسی و برای اینکه مملکت ما را به تباهی بکشند و شواهد زیاد الان در همین لانه جاسوسی هست. خوب ما اگر چنانچه عیسی مسیح سلام الله علیه تشریف بیاورند و این مطالبی را که ما به پاپ گفتیم، خدمت ایشان عرض بکنیم، ایشان ترتیب اثر به حرف ما نمی دهند؟! ایشان طرفداری از کارتر می کنند؟! طرفداری از شاه می کنند؟! یا طرفداری از این ملت مظلوم می کنند؟ اگر اعتقاد ایشان این است که نه، این طرفداری از ظالم می کند، این خلاف مذهب مسیح است. مذهب مسیح این نیست. پس آقای پاپ هم همچو اعتقادی ندارد. وقتی اعتقادشان این شد که پیغمبر بزرگ عیسی مسیح سلام الله علیه اگر تشریف داشتند، به داد این ملت مظلوم می رسیدند، دادخواهی می کردند از دشمن های این ملت مظلوم، حالا این روحانیون مسیح که آقای پاپ خودش را نایب حضرت مسیح می داند و روحانیون دیگر هم که آنها هم معتقد به مسیح هستند و خودشان را روحانیون مذهب مسیح می دانند، تابع مسیح می دانند، بعد از اینکه می دانند که اگر مسیح بود، با ما بود، خوب حالا آنها هم باید با ما باشند. قاعده این است که (به حسب مذهب مسیح من حرف می زنم، به حسب مقام مسیح من دارم می گویم) مقام بزرگ مسیح این اقتضا را می کند که اعتراض کند به ظالم، ظالم را از ظلمش باز دارد. شما هم که روحانیت مسیح هستید و ملت ها هم که تابع حضرت مسیح هستند، آن ملت ها هم باید تبعیت از حضرت مسیح بکنند. مگر ملت ها هم عقیده شان بر این است که حضرت مسیح نعوذ بالله موافق با ظالم هست؟! و مخالف با مظلوم؟! و من گمان ندارم یک نفر مسیحی پیدا بشود یک همچو حرفی بزند. وقتی اینطور شد، ما، ملت امریکا که مسیحی هستند، ملت های دیگری که مسیحی هستند، علاوه بر اینکه به روحانیت مسیح توجه می کنیم و این حرف را می زنیم به آنها هم می گوئیم که شما ملت هائی که خودتان را مسیحی می دانید و تابع عیسی مسیح سلام الله علیه می دانید احتمال این را می دهید که حضرت مسیح اگر اینجا بودند مخالفت با ما می کردند و موافقت با کارتر؟! این احتمال را می دادید؟! احتمال می دهید که اگر عیسی مسیح نعوذ بالله به جای کارتر بود، این اعمال را می کرد؟ جوان های ما را تا حالا عده ای کشته اند، جوان های ما را پلیس آنقدر اذیت کرده، سگ ها را به جان آنها انداخته است، این ملت مسیح احتمال این را می دهند که حضرت مسیح راضی به این امر باشند؟ یا نمی دهند؟ اگر احتمال می دهند که حضرت مسیح به ظلم راضی باشد، این با مسیحیت منافات دارد، این کفر به حضرت
صحیفه نور جلد 10 صفحه 252
مسیح است. ما منزه می کنیم حضرت مسیح را از همچو احتمالی و اگر این احتمال را نمی دهد، با ما باید باشد. مجرد اینکه آقای کارتر سرنیزه دارد و طیاره دارد، تانک دارد، توپ دارد، قدرت دارد، این نباید ملت ها را، دولت ها را، نه فقط دولت های مسلم را، نه، ملت های مسلم را، دولت مسیحی را، ملت های مسیحی را باید وادار کند به اینکه، اگر شما مسیحی هستید، اگر یهودی هستید، اگر مسلم هستید، اگر زرتشتی هستید، به هر مذهبی که هستید رؤسای مذهب شما با ما موافقند و مخالف با کارتر و امثال کارتر، شماها هم باید با ما موافق باشید. ما همان مطلبی را که به آقای پاپ گفتیم و گفتیم ما پیش شما دادخواهی می خواهیم، ما می خواهیم شما برسید به این امر ما، ما ملت مظلومی هستیم، شما برسید به این جنایاتی که اینها کردند و این جنایت بزرگی که الان کارتر دارد به ما می کند، ما الان متوجه به تمام مسیحیون دنیا و تمام یهودی های دنیا و تمام زرتشتی های دنیا و تمام مسلمین دنیا می گوئیم، تمام شماها مسؤول هستید برای اینکه همه شماها اگر چنانچه مذهب خودتان را تصدیق کرده باشید، لازمه تصدیق مذهب خودتان این است که صاحبان مذهب شما و کسانی که مذهب شما را آوردند، اینها در صف مظلومین هستند، نه در صف ظالم ها، شما هم باید در صف مظلومین باشید، شما باید موافقت با ما بکنید، نه موافقت با کارتر.
سؤال: سیاست جمهوری اسلامی ایران نسبت به دول اروپائی چیست؟ آیا فکر می کنید که کشورهای اروپائی می توانند به اقتصاد ایران کمک کنند؟ و اگر جواب مثبت باشد، شرایط ایران برای قبول این کمک چیست؟
جواب: ما با همه ملت های عالم می خواهیم دوست باشیم، با همه دولت های عالم به حسب طبع اولی می خواهیم دوست باشیم، می خواهیم که روابط حسنه، با احترام متقابل نسبت به همه داشته باشیم، مگر اینکه دولت هائی باشند که با ما خلاف رفتار کرده باشند و بخواهند به ما ظلم بکنند، تحمیل بکنند، سلطه جوئی کنند بر ما، که ما با آنها مخالف هستیم و هرگز اجازه نخواهیم داد که آنها دخالتی در مملکت ما بکنند و آن سلطه جوئی هائی که آنوقت کردند، بکنند و با آنها البته نمی توانیم روابط داشته باشیم و با دولت هائی که با ما روابط حسنه داشته باشند، ما هم با آنها روابط حسنه داریم و اگر چنانچه ما احتیاج به یک چیزی داشتیم و آنها هم احتیاج به یک چیزی داشتند، خوب تبادل می شود. آنها فرض کنید که نفت می خواهند، ما تا یک عدد معدودی، محدودی ممکن است که بعضی از چیزها را بخواهیم، این یک مطلبی است که، یک مبادله ای است که بین افراد هست، بین ممالک هم هست، البته امرش با دولت هست و امرش با شورا عجالتاً و بعد هم با دولت ها.
پیام امام خمینی در رابطه با پرهیز مردم از اختلاف
تاریخ: 1358/09/15
ملت شریف و مبارز ایران ایدهم الله تعالی
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و مبارز ایران ایدهم الله تعالی
در این موقع حساس که کشور عزیز و اسلام بزرگ روبرو با آمریکای خونخوار است و لازم است همه قشرها با هم هماهنگ و همصدا در مقابل دشمن بزرگ بایستند و فرصت به دست عمال اجانب و ریشه های گندیده طرفداران رژیم سابق ندهند، مع الاسف گاهی شنیده شود که اشخاصی بی خبر از عمق مسائل، تحت تأثیر بدخواهان غائله بپا می کنند و خدای نخواسته موجب اختلاف و شکاف می شوند. من اکیداً از همه ملت شریف می خواهم که از مطالبی که باعث اختلاف و بهره برداری دشمن است احتراز کنید و به مراجع عظیم الشان و علمای اعلام احترام گذارید. برادران بدانید فاجعه ای که در منزل حضرت آیت الله شریعتمداری پیش آمد، به دست توطئه گران است که باید محکوم شود و توجه داشته باشند که این نحو امور را توطئه گران تکرار نکنند. من از همه قشرهای جوان دانشگاهی و مدارس علوم دینیه و روشنفکران و دانشمندان و نویسندگان عاجزانه استدعا می کنم در این وقت حساس از هر گونه اختلاف دست برداشته و دشمن بزرگ را هدف قرار دهند. من امروز این امر را تکلیف شرعی الهی و وظیفه ملی می دانم. از خداوند تعالی وحدت کلمه ملت و عظمت اسلام و مراجع عالیقدر و پیروزی ملت مسلمان را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی
مصاحبه خبرنگار روزنامه فرانسوی لوموند (اریک رولو) با امام خمینی
تاریخ: 1358/09/09
مصاحبه خبرنگار روزنامه فرانسوی لوموند (اریک رولو) با امام خمینی
سؤال: شما آمریکا را در حقیقت شدیداً ناراحت کرده اید و یا به زانو درآورده اید، از لحاظ اخلاقی توهین به آنها کرده اید، آیا زیادتر از این تا به کجا می خواهید بروید؟ به کجا می خواهید بروید؟ به کجا بسط می شود؟ آیا داخل جنگ می شوید؟
جواب: (بسم الله الرحمن الرحیم) ما اول باید حساب ملت آمریکا را از دولت آمریکا جدا کنیم. ما به هیچ وجه مقابل با ملت آمریکا نیستیم. آقای کارتر است که به این ناراحتی دامن می زند از طریق جنگ اعصاب و ممکن است به دخالت نظامی منجر شود و ما به هیچ وجه ملت آمریکا را تحقیر نکرده ایم. آقای کارتر است که دشمن ما و ملت را که غارتگر ما و ملت است نگه داشته و در دنیا برخلاف واقع هیاهو بپا کرده است. جوانان ما جاسوسان را نگه داشته اند تا ثابت کنند اینها چکاره اند.
سؤال: افکار عمومی آمریکا ضربه خورده و گفته می شود کارتر انتخاب دیگری جز جنگ ندارد و حتی از بمباران قم و گروگانگیری امام صحبت است، حضرتعالی چه فکر می کنید؟
جواب: اما راجع به ضربه به افکار عمومی آمریکا، این اشتباه است. مسائل پیش عموم مردم نیست زیرا دولت آمریکا نمی گذارد اخبار صحیح به آنها برسد، فقط این رویدادها به یک گروه معدودی رسیده است ممکن است آن عده ای که طرفدار کارتر هستند یا جزء دستگاه او هستند یک ناراحتی هائی پیدا کنند لکن ملت آمریکا اینطور نیستند. ما این حرف ها را زیاد شنیده ایم. شاه سابق اگر یک کاری می کرد که ملت مخالف آن بود می گفت که ملت همه موافقند، حالا هم همین طور است. آقای کارتر پیش ملتش طرد می شود و آقای کارتر باید کاری غیر از ریاست جمهوری پیدا کند چون به طوری که معلوم می شود نمی تواند ریاست کند. کسی که اعصابش ضعیف است و برای یک امر جزئی هیاهو راه می اندازد، قابل این نیست که رئیس جمهور آمریکا شود و به ملت آمریکا حکومت کند.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 254
سؤال: رؤسای دولت هائی که در تونس جمع بودند، به نفع ایران موضع نگرفتند (منظور کشورهای عربی است) چگونه می توانید روی همبستگی اعراب حساب کنید؟
جواب: ما امیدواریم همانطوری که ملت های عرب با ما موافقند، دولت های عرب هم با ما موافق باشند و دولت های عرب اگر به مسائل ایران توجه کنند که چه بوده و ما چه می خواهیم، ما آزادی از همه قید و بندهائی که تا حالا گرفتارش بودیم می خواهیم، ما می خواهیم مستقل باشیم و منافع ممالک اسلامی به جیب دیگران نرود، این چیزی نیست که با ما مخالفت کنند. ممکن است بعضی از رؤسای مسلمین هم روی اشتباهات و تبلیغاتی که بر ایشان شده، یک اشتباهاتی کنند لکن من امیدوارم که آنها از اشتباه بیرون بیایند و همه ممالک اسلامی با هم متحد بشوند و حساب خودشان را از حساب ابرقدرت هائی که می خواهند آنها را بچاپند، جدا کنند.
سؤال: شما موضع دانشجویان ایرانی را تأیید کردید، آیا نگهداری گروگان ها با قوانین اسلامی مطابقت دارد، حتی در موقع جنگ؟
جواب: آنچه من به شما گفتم مثل اینکه اشتباه به شما رسیده و شاید باز این اشتباه را دستگاه های تبلیغات صهیونیستی کرده باشند. آنچه من گفتم این بود که ما نمی توانیم ملتی را که اینقدر از آمریکا ضربه دیده، اگر چنانچه آمریکا شاه را نگه دارد و این امر طولانی شود یا بخواهد مملکت ما را بمباران کند، ما نمی توانیم جوانان را کنترل کنیم. مردم ما پنجاه سال است که از آمریکا ضربه خوده اند. ممکن است که جوان های ما اینجاها را خودشان به هم بزنند. من اینطور گفتم، نه اینکه ما ابتدائاً این کار را می کنیم. الان هم آنها در کمال خوشی و آسایش هستند و تبلیغات آقای کارتر برخلاف این است لکن واقع این است. من فرستادم تحقیق کردم، به گروگان ها هیچ صدمه ای نرسیده است و اسلام با همه مردم دنیا می خواهد با خوبی رفتار کند. بله، اسلام با کسانی که توطئه گر هستند و بخواهند برخلاف مصالح مسلمین و مصالح بشر عملی بکنند با آنها هم سختگیری می کند.
سؤال: درباره بحران کنونی ایران چه فکر می کنید؟
جواب: بحران کنونی ایران یک بحرانی نیست که ما از آن خوفی داشته باشیم. اما راجع به اینکه یک وقتی جنگی پیش می آید، ولو اینکه یک مطلبی است از شیخ الرئیس بوعلی سینا نقل می کنند که گفته است من از گاو می ترسم برای اینکه اسلحه دارد، عقل ندارد، حال این ابرقدرت ها
صحیفه نور جلد 10 صفحه 255
اسلحه دارند، مع الاسف عقل ندارند و آقای کارتر هم ثابت کرد این مطلب را، معذلک نخواهند گذاشت چنین کاری بکنند. ملت ها و دولت های بزرگ نمی گذارند که چنین جنگی پیش بیاید. جنگ پیش آمده معنایش جنگ جهانی سوم است و همین ابرقدرت ها از این جنگ می ترسند. ما ابداً از این مسائل ترسی نداریم برای اینکه وضعمان این است که می بینید، وضع ملتمان این است که می بینید. ما قائلیم که اگر از این عالم رفتیم، به جای بهتری منتقل می شویم، اگر کسی از یک عالم بدی به یک جای خوبی برود، از چه می ترسد؟ ما هیچ ترسی نداریم، آنها باید بترسند که خیال می کنند عالم دیگری نیست، یا ظالم هستند و از رفتن به آن عالم ترس دارند. ما نه از آن بحران اقتصادی می ترسیم، نه از جهات دیگر و ما بنا گذاشتیم که خودمان بکاریم و خودمان هم زراعت را برداریم و محصولش را هم خودمان بخوریم و به کسی راه ندهیم تا بیاید منافعمان را ببرد، بنابراین بحرانی برای ما نیست. اروپا از این مسائل و بحران ها می ترسد و او هم حق دارد که بترسد و جلوگیری کند از این مسائل دولت فرانسه جلوگیری کند و سایر دولت ها جلوگیری کنند و کارتر را سر عقل بیاورند که مجرم ما را به دست ما بدهد، همه مسائل حل می شود.
سؤال: روحانیت شیعه همیشه در رأس مبارزات بوده است ولی آیا این هم صحیح است که روحانیت که در جهان به این پیچیدگی قادر به اداره مملکت نبوده، در کارهای تکنیکی از غیر روحانی استفاده نکنیم؟
جواب: این هم جزء تبلیغات سوئی است که برضد روحانیت می شود. آیا آقای کارتر که رئیس جمهور است همه کارها را خودش در آمریکا انجام می دهد؟ نه، افرادی را وا می دارد که کارها را انجام دهند. روحانیت نمی خواهد خودش کارخانه راه بیندازد یا طیاره ببرد. اینهائی که می گویند روحانیت باید دخالت نداشته باشد، نمی فهمند یا می فهمند و مردم را اغفال می کنند، این اشتباه است، روحانیت نظارت بر اوضاع دارد، کارها دست کارشناس های غیر روحانی است. روحانیون نظارتی بر امور دارند که غلط کاری نشود، یک وقت کودتا نشود، یک وقت ظلم به مردم نشود، روحانیت می خواهد جلو غارتگری و ستم و دزدی را بگیرد.
سؤال: سؤال آخرم این است، این مشکل به نظر می رسد که آمریکا بتواند شاه را پس بدهد و اگر این راه حل نباشد، چه راه حلی به نظر شما می رسد؟
جواب: ما سؤال می کنیم که چرا نمی تواند؟ چیزی که موافق همه قوانین بین المللی است، در همه قوانین است که اگر کسی به ملتی ظلم کرده، مال ملت را خورده است، مجرم است، باید بیاید
صحیفه نور جلد 10 صفحه 256
در همان محل محاکمه شود. آقای کارتر در این مورد لج کرده، معلوم می شود ایشان یک آدم لجوجی هست یا اینکه نمی خواهد واقعیت مسائل را ادراک کند. مملکت خودش و مملکت دیگران و مملکت های عالم را به آتش می کشد که یک نفر آدم را آنجا چون رفیق و دوست سابقش بوده و جیبش را پر کرده، حالا دلش نمی خواهد او بیاید اینجا و محاکمه شود و مبادا معلوم شود که جیب آقای کارتر هم پر شده است و ما از او مطالبه کنیم، این یک مسأله ای نیست که نتواند اگر بخواهد روی قواعد عمل کند، می تواند و کسی جلوی او را نمی گیرد، حتی همه مملکت خودش هم از او تشکر می کنند که آن بساط را به هم زده و اگر چنانچه شاه را پس ندهند، هر چه می خواهد پیش آید ما پافشاری می کنیم و از هیچ چیز نمی ترسیم. شیخ الرئیس ولو این کلمه را گفته لکن ما نمی ترسیم از این اسلحه ای که دست بی عقل است، ما نمی ترسیم برای اینکه ما نمی خواهیم به این عالم خیلی عشق داشته باشیم برای اینکه این عالم چیزی ندارد. اینجا جز گرسنگی خوردن، ظلم کشیدن، تو سری خوردن از قدرت های بزرگ چیزی برای ملت ما نمانده است که بترسیم یا ملت ما بترسند، ما تا همه جا حاضریم برای این امر.
پیام امام خمینی به ملت ایران در رابطه با زلزله
تاریخ: 1358/09/10
پیام امام خمینی به ملت ایران در رابطه با زلزله
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و خیرخواه ایران! خواهران وبرادران ارجمند! با آنکه می دانم با احساس مسؤولیت و حس تعاونی که در همه قشرهای محترم است، برای نجات برادران و خواهران خود در این فصل سرما به مناطق زلزله زده خواهید رفت و با توان خود به مسلمانان و اطفال ناتوان کمک خواهید کرد لکن اینجانب نیز با احساس تکلیف از شما عزیزان می خواهم که فرصت را از دست نداده و به این عبادت اسلامی و انسانی بشتابید. راضی نشوید که شما و اطفال عزیزتان در آسایش باشید و خواهران و برادران و عزیزان آنان در رنج.
بدانید که این حوادث دردناک جنبه آزمایش و امتحان نیز دارد. همانطور که در زلزله قبل با آن همت بزرگ انسانی آنچنان به کمک شتافتید که در مدت کوتاهی زائد بر احتیاجات اولیه اسباب رفاه آنان را فراهم کردید، امیدوارم که در این ایام هم که سرما بیشتر است همانطور عمل کنید. اینجانب اجازه می دهم که از سهم امام (ع) و سادات محسوب نمائید. از خداوند متعال توفیق و سعادت و سلامت همگان را خواستار و نجات برادران و خواهران را خواهانم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان مجلس خبرگان
تاریخ: 1358/09/15
استقبال ملت ازقانون اساسی موجب یاس دشمنان اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقایان که در این مدت برای قانون اساسی و برای مجلس خبرگان زحمت کشیدید، تشکر می کنم و امیدوارم که خدمت شما به اسلام مورد نظر صاحبان اسلام باشد و موفق باشید که از این به بعد هم همه با هم خدمت کنیم برای اسلام.
این قانون اساسی که تحت نظر علما و کارشناسان اسلام تهیه شده، موجب نگرانی بعضی اشخاص هست و من هیچ نگران نیستم. قانون اساسی صحیح است و اگر بعض طوائف خیال می کنند که آن چیزی که آنها می خواهند در قانون اساسی نیست، این یک اشتباهی است و این را باید بدانند که اسلام برای همه است و قانون اساسی همه دردها را انشاءالله دوا می کند. و امیدواریم که اگر فرض کنید که یک نقیصه ای در کار باشد، بعدها در مجلس شورا این نقیصه رفع بشود. نگران نباشند هیچ یک از طوائف لکن توجه به یک مسأله داشته باشند و آن این است که قدم به قدم، از اول این نهضت تا حالا مواجه با مخالفت دسته ها بودیم و الان که از این جهت هم مأیوس شدند، گمان می کردند که قانون اساسی مورد توجه مردم نیست. خیلی خوشحال شده بودند از اینکه در این، راجع به شوراهای شهر، مردم خیلی اقبال نکردند و آرزویشان این بود که در قانون اساسی هم مردم اقبال نداشته باشند، لکن دیدند که این قانون اساسی بهتر اقبال شد برایش، از اصل جمهوری اسلامی. حالا البته من درست به تحقیق نمی دانم نسبت چی است لکن تا حالا به ما گفتند نسبت از آن بالاتر است. حالا مأیوس شدند بعض طوائف، می بینند خوب این قدم هم برداشته شد.
امروز غائله به پا کردن، به نفع آمریکا و به ضرر اسلام است
دیگر چه بکنند؟ حالا افتادند به اینکه تظاهر کنند ما قانون اساسی را نمی خواهیم. با قلدری یک حرف داشتند که بگویند قانون فلان جا یک اشکالی دارد، بیائید این اشکال را مثلاً رفع کنید. یک وقت این است که افتادند به قلدری و یک دسته از اشخاص مغرض، از بستگان رژیم منحوس پهلوی، از بستگان امریکا افتادند میان مردم، یک دسته اشخاص ساده لوح هم تحت تأثیر واقع می شوند و خیال می کنند که اینها یک نظر صحیحی دارند. در صورتی که مسأله اینطور نیست، آنها نظر صحیح ندارند و
صحیفه نور جلد 10 صفحه 260
اینها اول تا حالا قدم به قدم که مخالفت کردند، حالا این قدم هم برداشته شد و دیدند همه ملت تقریباً موافق با قانون اساسی هستند، حالا می خواهند با قلدری کار را به پیش ببرند. یعنی خیال می کنند که در مقابل یک ملتی که همه این ریشه های فساد را دارد می کند و کنده است، باز می شود که یک عده ای قلدری کنند و بگویند که ما نمی خواهیم این را. چطور می شود در مقابل یک ملت چند نفر بگویند ما نمی خواهیم؟ اختیار دست شما نیست که بخواهید یا نخواهید. بخواهید یا نخواهید، این قانون اساسی تصویب شد و مردم به آن رأی دادند، قریب به اتفاق به آن رأی دادند و دیگر دست و پا کردن صحیح نیست.
و من امروز به همه ملت، به همه طوائف، به همه دیگر گروه ها عرض می کنم که امروز شما مخالفتان امریکاست، مخالفتان دولت های بزرگ است. امروز مملکت شما مقابل با یک همچو قدرت هائی است.
شما اگر اسلام را قبول دارید، خوب مملکت اسلامی را هم باید قبول داشته باشید، و اسلام در خطر است. و اگر چنانچه ملی هستید، خوب ملت شما در خطر است، کشور شما در خطر است. امروز بیائید باز تظاهر کنید و این او را بزند و اینطور مسائل واقع بشود، نه امری است که عقل او را قبول بکند، برخلاف موازین عقلی است و برخلاف شرع است بلا اشکال و از گناهان کبیره است که معلوم نیست که اگر کسی الان اسلام را صدمه بزند اصلاً قابل این باشد که توبه اش هم حتی قبول بشود. باید اشخاص روشن، اشخاص صحیح، این ریشه هائی که می خواهند این کارها را بکنند، این فسادها را ایجاد کنند، غائله می خواهند درست بکنند، اینها را نصیحت کنند، به اینها بگویند که آخر شما مسلمان هستید، چرا مسلمان باید با اسلام مخالفت کند. شما نمی دانید که دارید با اسلام مخالفت می کنید، شما نمی دانید که اگر اختلاف بین خود ما واقع بشود نتیجه اش را امریکا می برد و دولت های بزرگ. شما نمی فهمید این را، یا می فهمید و تعمد دارید. ملت حالا باید موازین دستش باشد، کسانی که امروز غائله ایجاد می کنند، اختلاف ایجاد می کنند این کسان را بشناسند که اینها عمل شان صحیح نیست و به اسم فلان آقا یک غائله ایجاد می کنند، به اسم فلان شخص یک غائله ایجاد می کنند. اینها نه مورد نظر فلان آقا و فلان انسان است، اینها یک اشخاصی هستند می خواهند غائله ایجاد کنند و این غائله هم به نفع آمریکا تمام می شود، به ضرر اسلام تمام می شود، مخالف شرع اسلام است، از گناهان بسیار بزرگ است. امروز این اختلافات را از آن دست بردارند.
لزوم حفظ آرامش، جهت رفع گرفتاری ها
من این را اعلام می کنم که اگر کسی به من سب بکند، فحش بدهد، عکس مرا پاره کند، احدی حق ندارد که به او تعرض کند. حرام است تعرض کردن به کسی که به من سب کند، به من فحش بدهد، عکس مرا پاره کند، مرا بزند، هر کاری بکند، احدی حق ندارد در این وقتی که ما گرفتار هستیم در این
صحیفه نور جلد 10 صفحه 261
مصیبت بزرگ، با او مقابله بکند تا اینکه به زد و خورد برسد و غائله ایجاد بشود. امروز آرامش ما می خواهیم. غائله نگذارید ایجاد بشود. باید همه با هم دست به هم بدهیم و ایجاد غائله نشود و همه دست به هم بدهید، آرامش خودتان را حفظ کنید و همه توجه به این داشته باشید که این چیز، گرفتاری هائی که برای ملت ما پیش آمده این گرفتاری ها رفع بشود. این را به همه می گویم، به کردها عرض می کنم، به بلوچ ها عرض می کنم، به ترک ها عرض می کنم، به فارس ها عرض می کنم، به سیستانی ها عرض می کنم، به بلوچستان ها عرض می کنم، به عرب ها عرض می کنم، به همه ملت ها عرض می کنم که امروز اسلام در مقابل کفر واقع شده قضیه ایران نیست قضیه اسلام است، اسلام امروز در مقابل کفر واقع شده. همه ملت ها باید با ما موافقت کنند، همه اختلافاتشان را کنار بگذارند و با ما موافقت بکنند. سر یک امور جزئی چرا باید با هم اختلاف بکنند؟ من دیشب شنیدم که یک اختلافی اینجا واقع شد. خدا می داند که چقدر متأسفم از این معنا که یک عده جاهل، یک عده اشخاص که بی اطلاع از مسائل و از ریشه های مسائل هستند، این یک چیزی، یک کسی یک کاری می کند یک کس دیگر می زند او را. اشخاصی هستند می خواهند غائله ایجاد کنند. در همان سابق هم اینطور بود که یکی از خود سازمانی ها یکی را می کشت مردم خیال می کردند آن کشته شده است می ریختند به هم، بعد غائله ایجاد می شد. حالا ممکن است که یکی کسی از همان ریشه هائی که سابق بوده حالا باشد یک غائله ایجاد کند، یک کسی را بکشد، یک کسی را بزند، بعد اسباب این بشود که یک مملکتی به هم بریزد. این کار برخلاف شرع است، برخلاف انسانیت است، بر خلاف ملیت است. دست از این کارها بردارند، برخلاف انسانیت است. چرا این کارها را می کنند؟ چه شده است که حالا شما به جان هم افتادید؟ چرا باید به جان هم بیفتید؟
خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و این مملکت را از شر دشمنان انشاءالله حفظ کند و ما را بیدار کند از این خواب.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بیانات امام خمینی در دیدار با نماینده کیم ایل سونگ رئیس جمهور کره شمالی
تاریخ: 1358/09/16
عمال آمریکا با چماق می خواهند قانون اساسی را نقض کنند
بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقای رئیس جمهور و همچنین از ملت کره تشکر می کنم که در یک همچو موضع حساسی که کشور ما هست، آنها هم بر حسب خلق انسانیت طرفداری از ما می کردند. ما در طول پنجاه و چند سال گرفتار آمریکا و دولت های بزرگ بودیم و آلت فعلشان هم رضاخان و محمدرضا پهلوی بودند که آنقدر به این ملت فشار آوردند و آنقدر قتل و غارت کردند که بالاخره ملت به جان آمد و با تمام قوا با نداشتن هیچ اسلحه در مقابل اسلحه های مدرن ایستادند و با قدرت ایمان پیش بردند. آمریکا از آن قدم اول با وضع ما مخالف بود، تا توانست برای حفظ شاه فعالیت کرد، دست و پا کرد، برای من پیام فرستاد و بعد از اینکه شاه بیرون رفت و بختیار آمد، باز کوشش می کرد و تعقیب کردند که بختیار باقی باشد. بعد از اینکه بختیار رفت، اینها مشغول فعالیت شدند برای اینکه نهضت ما به ثمر نرسد و قدم به قدم دنبال کردند. آنهائی که دنبال او بودند، از عمال آمریکا بودند، از ریشه های فاسد رژیم سابق بودند، غائله ها بپا کردند که از اول رفراندم برای جمهوری اسلام نشود و بعد که در این قدم شکست خوردند، قدم دوم پیش آمد و برای انتخابات مجلس خبرگان باز کارشکنی کردند عمال خبیث آمریکا و بعد که در آن قضیه هم شکست خوردند، راجع به رفراندم قانون اساسی مشغول شدند به کارشکنی، صندوق ها را شکستند، مردم را بازداشتند از رأی دادن، ولی مردم ایران بحمدالله در این قدم فاتح شدند و رأی قریب صددرصد به این قانون اساسی دادند. در عین حال که بعد از اینکه مردم هم نمایندگانشان رفت و نمایندگانشان را تعیین کردند برای بررسی قانون اساسی و همان نمایندگان مردم بودند که قانون اساسی را بررسی کردند و تصدیق کردند و بعد هم به رفراندم گذاشته شد، مردم قریب به اتفاق رأی دادند بر قانون اساسی معذلک آمریکا از پا ننشسته است و غائله ها بپا می کند و عجیب این است که اشخاصی که مدعی این هستند که روی اساس آزادی، روی اساس دموکراسی عمل می کنند (و هیچ دموکراسی بالاتر از این عملی که ما انجام دادیم که دو مرتبه به آراء عمومی قرار داده شده است، نیست) معذلک حالا متوسل به چماق شده اند و با چماق می خواهند قانون اساسی را نقض کنند و قانون اساسی را تغییر بدهند غافل از اینکه ملت همان ملتند و مردم همان مردمند و ایمان مردم همان ایمان مردم است. اگر صد دفعه این قانون اساسی را بخواهند اصلاح بکنند، نمایندگان ملت باز
صحیفه نور جلد 10 صفحه 263
نمایندگانی هستند که علاقه به اسلام دارند، علاقه به کشور خودشان دارند و همین طوری که این قانون را اینها تصویب کردند آنها تصویب می کنند و اگر چنانچه صد دفعه به رفراندم بگذارند، مردم همان مردم هستند، مسلمان ها همان مسلمان ها هستند، علاقه مردم به کشور، به اسلام همان علاقه است و باز همان رأی را خواهند داد و اینها بیخود دست و پا می کنند و شلوغکاری می کنند. و این آشوبی که الان در آذربایجان بپا کردند این هم با دست عمال آمریکا دارد انجام می گیرد و مردم شریف آذربایجان بدانند که عمال آمریکا هستند که الان دست به کار هستند و وادار می کنند مردم را به این آشوب ها و به اینکه یک وقت منجر به برادرکشی بشود.
آشوبی هم که در قم انجام شد باز به دست همان ها بود و آنها بودند که می خواستند نگذارند قانون اساسی تصویب شود. حالا هم با قانون اساسی مخالفند. مخالفت با قانون اساسی مخالفت با اسلام است و شما بیدار باشید، برادران آذربایجانی بیدار باشند که امروز که مواجه هستیم با یک همچو قدرتی و اسلام مواجه با کفر است و اسلام در خطر است، اینهائی که آشوب دارند بپا می کنند، در هر جای از مملکت که آشوب بپا بکنند، اینها اشخاصی هستند که مخالف با اسلام هستند و می خواهند که اسلام متحقق نشود، جمهوری اسلامی متحقق نشود و باید درست متوجه باشند. البته اگر چنانچه قانون اساسی یک اشتباهاتی فرض کنید در آن بشود (با اینکه نشده است، لکن اگر هم باشد) بعدها که مستقر شد حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی مستقر شد، رئیس جمهوری تعیین شد، مجلس تحقق پیدا کرد، باز ممکن است که رسیدگی بشود، اگر نقصی داشته باشد، باز نمایندگان مردم این کار را بکنند. چماق کشی نمی تواند کاری را انجام بدهد، اشخاصی که چماق دارند می کشند و آشوب در آذربایجان بپا کرده اند، بعضی از آنها پرونده شان موجود است که روابط با آمریکا دارند، مردم بازی نخورند از اینها.
ما مجلسی را قبول داریم که ظلمهای آمریکا را بررسی کند، نه این مجالس فرمایشی
خداوند انشاءالله ملت ما را نجات بدهد از شر آمریکا. من امیدوارم که اگر صدای ما به مردم عالم برسد، ملت ها همه موافقند، اگر ملت آمریکا هم بفهمند ما چه می گوئیم و کارتر و امثال کارتر در مملکت ما چه کردند در عرض این چندین سال، در عرض این پنجاه سال چه کردند با این مملکت ما، آنها هم با ما موافق می شوند و ما امیدواریم که در همین نزدیکی که پرونده های اینها تمام شود و پرونده های رؤسای جمهوری آمریکا درست تشکیل شود ما دولت آمریکا را با یک مجلسی از همه اشخاص حقوقدان مملکت ها، از همه فرستاده های دولت ها دعوت کنیم اینجا و بررسی کنند راجع به ظلم هائی که آمریکا راجع به این مملکت کرده است و ظلم هائی که وسیله آمریکائی ها به این مملکت شده است بررسی کنند تا معلوم بشود که آمریکا چکاره است در دنیا و چه می کند با ضعفا و چه می کند با مردم و ما امیدواریم در آن قدم هم پیروز بشویم و ما آمریکا را محکوم کنیم. این مجالسی که اینها درست کرده اند و ما را محکوم کردند، این از اول معلوم بود که ما محکوم هستیم، برای اینکه مجلسی
صحیفه نور جلد 10 صفحه 264
است به فرمایش خود کارتر تحقق پیدا می کند و آنها تخلف از قول ابرقدرت ها نمی کنند، بنابراین آن مجالس پیش ما ابداً ارزش ندارد و هر چه محکوم کنند ما را، غلط می کنند، محکوم کردند، غلط کردند، اشتباه کردند و ما اینهائی که در اینجا هستند، اینها را ما از اجزاء سفارتخانه بودند، یک مطلبی بود که ممکن بود حق با آنها باشد اما ما اینجا را نه سفارتخانه می دانیم، اینجا مرکز جاسوسی است و نه آن افرادی که در آنجا هستند از سفرا و از اجزاء سفارتخانه می دانیم و دیپلمات می دانیم، هیچ این حرف ها نیست، اینها همه جاسوس هستند و مجرم هستند و مجرمین باید در خود این مملکت رسیدگی به حالشان بشود و ما انشاءالله این مجلس را تهیه می کنیم برای رسیدگی به تمام این اوضاع و از ملت ها دعوت می کنیم که نمایندگانشان را در این مجلس بزرگ بفرستند و ما آمریکا را به او برسیم که باید چه بکنیم با او.
و من باز از همه ملت هائی که با این ملت ضعیف، با این ملت مظلوم موافقت کردند، پشتیبانی کردند، تشکر می کنم و از خدای تبارک توفیق همه انسان ها را، همه مستضعفین را می خواهم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته