صحیفه نور امام خمینی
تفتاء جمعی از مؤمنین از محضر امام خمینی پیرامون صرف وجوه شرعیه و سهمین در تبلیغات انتخاباتی
تاریخ: 1363/03/12
استفتاء جمعی از مؤمنین از محضر امام خمینی پیرامون صرف وجوه شرعیه و سهمین در تبلیغات انتخاباتی
بسمه تعالی
بعضی ها نقل می کنند که حضرتعالی اجازه فرموده اید از سهم مبارک امام علیه السلام در راه تبلیغات انتخاباتی صرف نمایند، آیا این واقعیت دارد؟
بسمه تعالی
پاسخ امام خمینی:
این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد. در صورتی که کسی خدای ناکرده از سهمین و وجوه شرعیه در اینگونه امور خرج کرده است باید برگرداند.
پیام تسلیت امام خمینی به آیت الله خوئی
تاریخ: 1363/04/11
پیام تسلیت امام خمینی به آیت الله خوئی
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله خوئی دامت برکاته
با تأسف و تاثر، مصیبت وارده بر جناب عالی و فامیل محترم را تسلیت عرض می کنم و از خداوند تعالی برای آن مرحوم محترم مغفرت و برای جناب عالی و بازماندگان او صبر جمیل و اجر جزیل مسالت می نمایم و از خداوند تعالی عاجزانه می خواهم که دشمنان اسلام و دشمنان حوزه های مقدس علمیه را به سزای خودشان برساند و در دنیا و آخرت آنان را روسیاه فرماید و مجد حوزه علمیه مبارکه نجف اشرف و سایر اعتاب مقدسه را با نابودی حزب عفلقی بعث عراق خذلهم الله تعالی به حال اول برگرداند و علمای اسلام و ملت شریف عراق را از چنگال صدام و صدامیان نجات مرحمت فرماید. و از جناب عالی و سایر علما و فضلای نجف و اهالی محترم عراق خواهانم که برای پیروزی لشکر اسلام بر فریب خوردگان لشکر کفر عفلقی، تحت قبه های نورانی ائمه اطهار علیهم السلام خصوصاً سید اولیاء سلام الله علیه دعا فرمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی
پیام تسلیت امام خمینی به آیت الله خوئی
تاریخ: 1363/04/11
پیام تسلیت امام خمینی به آیت الله خوئی
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله خوئی دامت برکاته
با تأسف و تاثر، مصیبت وارده بر جناب عالی و فامیل محترم را تسلیت عرض می کنم و از خداوند تعالی برای آن مرحوم محترم مغفرت و برای جناب عالی و بازماندگان او صبر جمیل و اجر جزیل مسالت می نمایم و از خداوند تعالی عاجزانه می خواهم که دشمنان اسلام و دشمنان حوزه های مقدس علمیه را به سزای خودشان برساند و در دنیا و آخرت آنان را روسیاه فرماید و مجد حوزه علمیه مبارکه نجف اشرف و سایر اعتاب مقدسه را با نابودی حزب عفلقی بعث عراق خذلهم الله تعالی به حال اول برگرداند و علمای اسلام و ملت شریف عراق را از چنگال صدام و صدامیان نجات مرحمت فرماید. و از جناب عالی و سایر علما و فضلای نجف و اهالی محترم عراق خواهانم که برای پیروزی لشکر اسلام بر فریب خوردگان لشکر کفر عفلقی، تحت قبه های نورانی ائمه اطهار علیهم السلام خصوصاً سید اولیاء سلام الله علیه دعا فرمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی
فرمان امام خمینی به حجت الاسلام آشتیانی
تاریخ: 1363/04/23
فرمان امام خمینی به حجت الاسلام آشتیانی
بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ علی اکبر آشتیانی دامت افاضاته
بدین وسیله جناب عالی به سمت ریاست اداره عقیدتی سیاسی ژاندارمری جمهوری اسلامی منصوب می شوید که انشاء الله تعالی بر طبق موازین مقرر و هماهنگ با اداره عقیدتی سیاسی ارتش و شهربانی نیازمندی ها را برطرف نموده و وظایف محوله را به نحو احسن انجام دهید. بدیهی است تمام اعضای ژاندارمری با شما همکاری و هماهنگی لازم را خواهند نمود. از خدای تعالی موفقیت آن جناب را مسألت دارم.
روح الله الموسوی الخمینی
پاسخ امام خمینی به نامه سرپرست بنیاد مستضعفان در مورد استفاده از اراضی شهری و دارایی های خاندان پهلوی جهت تأمین مسکن برای افراد محروم و بی سرپناه
تاریخ: 1363/05/10
پاسخ امام خمینی به نامه سرپرست بنیاد مستضعفان در مورد استفاده از اراضی شهری و دارایی های خاندان پهلوی جهت تأمین مسکن برای افراد محروم و بی سرپناه
بسمه تعالی
آنچه مربوط به خاندان پهلوی و عمال آنهاست، مجازید.
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور، رئیس دیوان عالی کشور، نخست وزیر، اعضای هیأت دولت و گروه کثیری از مسؤولین لشکری و کشوری به مناسبت میلاد امام رضا (علیه السلام)
تاریخ: 1363/05/18
از صدر اسلام تا آخر نگذاشتند که یک حکومت دلخواه اسلام به وجود بیاید
بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً این عید سعید را بر همه آقایان و همه ملت بزرگ ایران و همه مسلمانان جهان بلکه همه مستضعفان تبریک عرض می کنم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که به برکت این عید مبارک، برکاتش را بر مسلمین بفرستد و مسلمین را بیدار کند و دست ستمکاران را از بلاد مسلمین کوتاه بفرماید. من بسیاری از اوقات از دو امر متأسفم که یکی اش از دیگری بیشتر تأسف دارد. یکی این که در تمام دوره از صدر اسلام، نبوت، تا آخر نگذاشتند که یک حکومت دلخواه اسلام وجود پیدا بکند. زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن همه گرفتاری و جنگ ها و آن مخالفت ها بود و نشد که حکومت به طور دلخواهی که ایشان می خواهند، متحقق بشود. در زمان سایر ائمه علیهم السلام، ائمه علیهم السلام هم، حتی زمان حضرت امیر که مواجه بود با آن جنگ های داخلی و آن منافق هایی که از کفار بدتر هستند و نگذاشتند حکومت شکل بگیرد به طوری که دلخواه باشد. اگر گذاشته بودند، مهلت داده بودند، ولو در یک دوره کوتاهی حکومت تحقق پیدا کرده بود، آن الگویی که آنها به عالم نشان می دادند، برای بشر تا آخر یک درس بزرگی بود و ما باید متأسف باشیم برای این امر که محروم شدیم از یک همچو برکت بزرگی.
ما باید متأسف باشیم که از قرآن دستمان کوتاه است
و امر دوم که باز نگذاشتند و نشد که ائمه ما علیهم السلام آن طوری که می خواستند بروز بدهند حقایق را، این هم بسیار مورد تأسف است، تأسف این از تأسف او بالاتر است، این چه علمی بوده است که نزدیک وفات، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بیخ گوشی به حضرت امیر (علیه السلام) فرموده است و ایشان به حسب روایت می فرماید که (هزار باب از علم (یاهزار علم، هر کدام چه) برای من حاصل شد) . این علم معمولی که دست ما هست، دست فقها هست، دست فلاسفه هست، دست عرفا هست، این نیست. آن چه بوده است که حضرت امیر می گوید که من علم جم دارم، (هیهنا علوم جمه) لکن حمله نیست،
صحیفه نور جلد 19 صفحه 27
این علم فقه نبوده، علم فقه را تعلیم کرده اند، هیچ در او قصوری نشده است، این فلسفه و این چیزهایی که دست ماهاست اینها هم نبوده است و این مورد تأسف است که مهلت ندادند به اینها، نشد.
در آنوقت حمله ای که آنها می خواستند نبود و آن علوم با خود آنها به ملاءاعلی رفت و ما باید تا آخر دنیا تأسف از این بخوریم که از آن هیچ بهره نداریم و او بلااشکال از این علوم رسمی که دست بشر است و دست مسلمین است، از اینها خارج است، برای این که اینها حمله داشتند، آن که حمله نداشته است، آنکه مورد تأسف خود ائمه علیهم السلام بوده است که پیدا نکردند کسانی را که به آنها تعلیم بدهند آن علوم را و قرآن که مخزن همه علوم است، نشد که آنها تفسیر کنند و آن معارف که در قرآن هست آنها بیان کنند برای ما. اینها از تأسف هایی است که ما باید در گور ببریم. قرآن الان در حجاب است، مستور است این قرآن. بعضی آیات قرآن است که گرچه بشر یا فلاسفه یا عرفا تا یک حدودی در موردش صحبت کردند، لکن آنکه باید باشد، نشده است و نمی شود. قرآن هم برای (من خوطب به) آمده است. (انما یعرف القرآن من خوطب به) :همانا قرآن را کسی می شناسد که به وسیله آن به او خطاب شده است.اگر مقصود معانی عرفیه بود، که مردم همه می فهمند معانی عرفیه را، این چی بوده است؟ و ما باید تا آخر متأسف باشیم. حضرت رضا سلام الله علیه که با آن نیرنگ ایشان را بردند، الزاماً بردند به آن جا و خواستند ایشان را چه بکنند، معلوم بود که از اول بنابراین نیست، نگذاشتند که اینها یک حکومتی به دستشان بیاید، یک مجالی به دستشان بیاید که لااقل تعلیمات را بکنند. برای حضرت صادق (علیه السلام) هم که مجال بود برای این که علم فقه را باید توسعه بدهند و بیان کنند و بعضی از مسائل البته غیرفقهی هم بوده است، لکن سرگرمی ایشان به آن علومی که نمی شد که معطل بماند و علم شریعت بود، این هم باز نگذاشتند، نشد. حمله هم نداشتند، حمله فقه بود، اما حمله آن علوم نبود.
بنابراین، ما باید در این امور متأسف باشیم که از قرآن دستمان کوتاه است. این تفسیرهایی که بر قرآن نوشته شده است از اول تا حالا، اینها تفسیر قرآن نیستند، اینها البته یک ترجمه هایی، یک بویی از قرآن بعضی شان دارند، والا تفسیر این نیست. در هر صورت (انالله واناالیه راجعون) ، آن که از دست ما رفت، حکومت عدل الهی هم که تحقق پیدا نکرد که ما بفهمیم باید چه بکنیم.
این که ایران را می کوبند، به ایران خیلی کار ندارند، به اسلام کار دارند
حالا هم که خدای تبارک و تعالی توفیق به این ملت داد و دست عنایتی به سر اینها کشید، می بینید که با این حکومت چه می کنند. مجال نمی دهند که عرضه بکنند دست اندرکاران ما اسلام را. هر مطلبی که در عالم واقع می شود، یک فسادی واقع می شود، دست ایرانی ها در آن هست و دست حکومت ایران در آن هست! این تبلیغات است دیگر. در بحراحمر یک چیزی واقع می شود، در کانال سوئز یک
صحیفه نور جلد 19 صفحه 28
چیزی واقع می شود، این ایرانی هایند که این کار را می کنند البته این تبلیغات سوء یک جهت، ولو برخلاف هست، لکن یک جهت حسن هم دارد و آن این است که دنیا می فهمد که یک قصه ای در ایران هست. در شب و روز تبلیغات بر ضد ایران و اسلام و اینها هست. اینکه اسلام را این طور، ایران را این طور می کوبند، اینها به ایران خیلی کار ندارند، به اسلام کار دارند. می دانند که اگر این چیزی که ایران می خواهد تحقق پیدا بکند، دست آنها از همه منافعشان در همه جا کوتاه می شود. شما ملاحظه می کنید امروز با همه این سختی ها و گرفتاری هایی که برای ایران پیش آمده است و یک دل و یک جهت دنیا برخلاف اسلام هست، و به اندازه انگشتان دست، ما در دنیا همراه نداریم، مع ذلک ببینید جلوه اسلام تا کاخ های کرملین هم کشیده شده است، تا کاخ های سفید هم کشیده شده است، در آمریکای لاتین هم رفته است، آفریقا هم رفته است، مصر هم رفته است، ملزم کرده آنها را به این که اظهار اسلام بکنند. ما می دانیم که آنها به اسلام اعتقاد ندارند، بلکه مخالفند، لکن این جلوه ای که از ایران منعکس شد به خارج، آنها هم که به اسلام اعتقاد ندارند حالا می گویند اسلام باید باشد، حدود اسلامی باید باشد. این، برکت این جلوه ای است که از ایران شده است، نه این که آنها مسلمان شده اند حالا. ادبه العصا، حتی صدام هم می گوید، نماز می خواند، حالا نماز غلطی خواند. همه زاهد و عابد و مسلمان شده اند و این، یک مسأله است، دست کم نباید این را گرفت. این یک مسأله ای است که به ما نوید می دهد که انشاء الله این نور الهی توسعه پیدا می کند و نصرت خدای تبارک و تعالی دنبال این که شما، ملت ایران می خواهد نصرت خدا را بکند، دنبال این نصرت خدا هست، وعده کرده خدا، لکن ما باید فکر این باشیم که ما نصرت اسلام را بکنیم، نصرت خدا را بکنیم. ما در فکر این باشیم که برای خدا کار بکنیم و نصرت دین خدا بکنیم. اگر ما این کار را انجام دادیم، وعده خدا بلااشکال تحقق پیدا می کند و نصرت او هم دنبال این هست. خوب! در این جنجال عظیم دنیا بر ضد ما، تکلیف ما چی است؟
این که من همیشه عرض می کنم که همه آقایان در هر جا هستند، چه علمای بلاد بلاد ایران و چه ائمه جمعه و جماعات و چه مجلس محترم شورای اسلامی و چه دولتمردان، آنها همه دست به دست هم بدهند تا این که این بار را بتوانند به مقصد برسانند، برای این است که یک گله هایی از هم دارند، یک نقایصی می بینند، البته تذکرش خوب است، اما های و هوی خوب نیست، انتقامجویی خوب نیست. باید ما در فکر اسلام باشیم. اگر در فکر خودمان هم هستیم، اگر فکر منافع خودمان هم هستیم، باید فکر اسلام باشیم که اسلام منافع ما را تأمین می کند. اگر ما اهل دین هستیم که باید اسلام را با چنگ و دندان حفظ بکنیم و اگر اهل دنیا هستیم، دنیای ما هم به اسلام بستگی دارد.
باید طریقه هایی را انتخاب کنیم که به طور سلامت با هم برخورد کنیم
امروز اگر چنانچه خدای نخواسته یک خللی وارد بشود در این جمهوری اسلامی، نمی دانید که با ما چه خواهند کرد، و می دانید انشاءالله، باید هم بدانید. باید احساس خطر بکنید برای جمهوری
صحیفه نور جلد 19 صفحه 29
اسلامی و همه احساس خطر بکنید. ما بین راه هستیم و نتوانستیم تا حالا آن که می خواهیم متحقق کنیم و تا همین مقداری هم که آمدیم، ملت ها متوجه شدند به ما، ملت ها بیدار شدند و بیدارتر می شوند. خود ما متوجه باشیم که کارهایی انجام بدهیم و طریقه هایی را انتخاب کنیم که به طور سلامت با هم برخورد کنیم. اگر هم اشکال داریم، مثل اشکال طلبه های مدرسه با هم رفتار کنیم، دوست اند با هم. خوب! آقایانی که بسیاری شان اهل مدرسه اند، دوست اند ، رفیق اند، برادرند، سر یک مبحثی داد و قال هم با هم می کنند، بعد از این که مباحثه تمام شد، با هم می نشینند چای می خورند و دوستی می کنند. شما با هم دشمنی ندارید. شما همه یک مقصد دارید و آن این است که به آن چیزی که اسلام فرموده است برسید. امید است که برسید انشاءالله. وقتی مقصد واحد باشد و مقصود همه یک مطلب باشد و آن اسلام، باید فکر بکنید که اگر یک صحبتی بر خلاف باشد که یک وقت خدای نخواسته به حیثیت جمهوری اسلامی صدمه بزند، از آن جلوگیری کنید، خودتان را باز دارید از او. در عین حالی که در همه جا باید مناقشه باشد، لکن مناقشات طلبگی، مناقشات علمی، در محضر علمای بزرگ هم مثل میرزای شیرازی که دو تا درس از قراری که برای من نقل کردند دو تا درس ایشان می گفتند و پنج ساعت هم طول می کشید، همه داد و قال ها بوده است، اما مخاصمه نبوده، مباحثه بوده. یک وقت مخاصمه هست، این طرف می خواهد او را بکوبد، آن طرف می خواهد او را بکوبد، این، نه راه اسلام است، نه مقصد اسلامی می تواند داشته باشد، مقصد اسلامی نمی شود. یک وقت مباحثه است و مطلب را گفتن است و صحبت کردن، این البته باید باشد. باید معایب را گفت، باید دنبال مطلب رفت، باید نقایص را گفت، لکن رویهمرفته ما باید همه امور را بسنجیم، یعنی، وضع امروزی ما با دنیا و گرفتاری ما در دنیا و در کشور خودمان. با این وضع ما باید برخورد بکنیم، یعنی، با این دید که مسائل را روی هم بریزیم و جنبه های مخالف و موافقش را با هم جمع بکنیم و درست تأمل بکنیم و تعمق بکنیم و آن وقت وارد کار بشویم.
از چیزهایی که من باید هم عرض کنم این است که یک مطلبی که وقتی واقع می شود در بین دولتی ها یا بین مجلسی ها یا نطق های مجلسی ها، یک وقت این است که رادیو این را ذکر نمی کرد، خود دربسته بود، این آن قدرها ضرر نداشت. اما حالا که بنابراین است و خوب هم هست که رادیو مردم را در جریان بگذارد، به مجرد این که یک اختلافی در مجلس پیدا می شود، منعکس می شود در همه ملت و آن که خیلی خطرناک است، این است که منعکس می شود در سپاه، در ارتش. ما که می خواستیم به همه دنیا که دنبال این هستند که ارتشش شان از امور سیاسی کنار باشد، آنها یک چیزی می فهمند که می گویند این را، ما که می خواهیم که سپاه و ارتش جندالله باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند، برای این که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم. این جهت را باید آقایان متوجه باشند. مملکت از خودتان است، مجلس از شماست، دولت از شماست، ارتش از شماست، سپاه از شماست، همه از شماست. شما باید توجه بکنید به این که مسائل شما منعکس می شود در همه کشور و همه دنیا. یک
صحیفه نور جلد 19 صفحه 30
کلمه ای که یکی در این جا می گوید، تعبیرش می کنند در تبلیغات دنیا و رسانه های گروهی دنیا، تاویل می کنند و شروع می کنند به ایران حمله کردن. با این که مقصد آن گوینده این نیست، لکن آنها یک راهی پیدا می کنند برای این که چه بکنند. در عین حالی که دولت می گوید که این مین گذاری ها ، این دزدی های دریایی و دزدی های هوایی به ما مربوط نیست و ما با آنها مخالفیم و ما جایز نمی دانیم که یک دسته مردم بی گناه را بردارند از یک طرف به یک طرف دیگر ببرند و آن قدر مورد خوف و ترس آنها بشوند، در عین حال این را یک کلمه ای نقل می کنند، می گویند: لکن در رادیوی ایران گفته است، تعریف کرده از اینهایی که ربودند چیز را. با آنهایی که البته این یک چیز غلطی است در رادیو و باید جلویش گرفته بشود جدا. رادیو نباید همین طور بی توجه و بدون فهم یک مسائلی را بگوید و ایران را مفتضح کند. اگر یک کلمه یک وقتی اینها گفتند، خوب، ربطی به دولت ندارد. لکن رادیو و چیز را آنها حساب می کنند که مربوط به دولت است و سخنگوی دولت است. باید اینها توجه به این مسائل بکنند و مع الاسف، درست گردانندگان اینها نمی توانند چیزها را بفهمند. چطور یک مطلبی که برخلاف عواطف دنیاست، بر خلاف اسلام است، بر خلاف عقل است، ما تأیید می توانیم بکنیم؟ از یک جایی یک دسته را بر می دارند می روند به یک دسته دیگر، یا مین گذاری می کنند در یک جایی، مین گذاری کردن در یک جا، معنایش این است که یک عده ای که اصلا گناهی ندارند، آنها هم از بین بروند. چطور اسلام اجازه این را می دهد؟ چطور ایران اجازه این را می دهد؟ چطور جندالله اجازه این را می دهد؟ چطور دولت ایران، مجلس ایران اجازه این را می دهند؟ لکن ببینید که ما در چه گرفتاری هستیم، که هر مطلبی که واقع می شود، گردن ما می گذارند. ما باید خیلی توجه بکنیم. یعنی شما همه آقایان پاسدار اسلام هستید، مجلس پاسدار اسلام است و دولت همین طور و ارتش همین طور و سپاه همین طور. برای سپاهی جایز نیست که وارد بشوند به دسته بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی ها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند. برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز می دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در کردارمان که در محضر خدای تبارک و تعالی واقع است، باید فکر بکنیم که این مطلبی را که ما امروز می خواهیم بگوییم، آیا در یک محیط سربسته است که هر چه بخواهیم بگوییم؟ یا در یک محیط سربازی است برای همه دنیا. وقتی مطلب این طوری است که ما یک کلمه ای که بگوییم در همه دنیا منتشر می شود، ما باید فکر بکنیم که این مطلبی که می خواهیم بگوییم، این صحبتی که می خواهیم بکنیم، آیا به صلاح کشورمان است؟ به مجرد این که خلاف سلیقه شماست، خوب! سلیقه شما این نیست، مطلب را می گویید، با آرامش می گویید، به جوری که دولت را، یا مجلس را یک وقت خدای نخواسته اسباب لکه دار شدن آنها نباشد، اسباب تضعیف نباشد. این یک مطلبی است همگانی و عهده این مطلب به عهده همه ما هست، (کلکم راع و کلکم مسؤول) همه
صحیفه نور جلد 19 صفحه 31
مسؤول هستیم در این مسائل. آنها از هر راهی که دستشان برسد شروع می کنند به تبلیغات. صدام هر وقت که مجال پیدا بکند، بدبخت می گوید: ما هر وقت بخواهیم، جزیره خارک را با خاک یکسان می کنیم. ما از روحیه او متوجه هستیم که اگر یک آن فرصت پیدا بکند و قدرت پیدا کند، جزیره خارک که هیچی، تهران را هم از بین می برد. یک همچون موجود خبیثی است، لکن نمی تواند. تودهنی خورده است او. خوب الان در عراق هم آشفته است کارش. قدرت های بزرگ هم معلوم نیست دیگر حالا صدام را همچو قبول داشته باشند. ولی آنها می گویند، ولو این که حالا در بین خودشان یک لافی زده باشند، یک صحبتی کرده باشند، رسانه های گروهی هم شروع می کنند، (پرزیدنت صدام حسین دیروز در بین مردم چی گفت) ، و آن جایی که نشان شجاعت به آنهایی که فرار کرده بودند، نشان شجاعت داد، در بین آنها چه گفت! اینها مسائلی است که گفته می شود. خوب! آدم چه بکند؟ لکن ما باید توجه بکنیم، ما باید واقعاً متوجه به خدا باشیم، ما باید خودمان را در محضر خدا ببینیم در همه وقت. و خدای تبارک و تعالی حاضر و ناظر است بر اقوال ما، بر قلوب ما، بر همه چیز حاضر است و در محضر او واقع می شود.
الان جمهوری اسلامی پای بند اشخاص نیست
این را من به اینهایی که در خارج رفتند و آنهایی که در جاهای دیگر هستند و دل خودشان را خوش کردند، می گویم که، این جمهوری اسلامی را شما نمی شناسید. هی می گویید ما اسلام شناسیم، ما نمی دانم جامعه شناسیم! شما ملت خودتان را نمی شناسید، اگر می شناختید به این روز نمی افتادید. اگر شما بشناسید ملت ایران را، می دانید که الان جمهوری اسلامی پای بند اشخاص نیست. هی ننشینید بگویید که کیک در حال احتضار است و دیگر لال شده و نمی دانم چی شده! این دلخوشی ها را به خودتان ندهید. شما حالا دو سه سال است که هی می گویید دو ماه دیگر این جمهوری از بین می رود. بحمدالله جمهوری به قدرت خودش باقی است، ارتش ما قدرتش باقی است، سپاه پاسداران ما، بسیج ما، ژاندارمری ما، همه، ملت ما، یک ملت بیداری است. یک ملتی است که جوان را می دهد و مادرهایی هستند که جوان هایشان را می دهند و باز هم می آیند مثل شیر غران می گویند که ما حاضریم باز. یک همچو ملتی را یک نفر برود یا باشد نمی شود. آن روز که مرکز حزب جمهوری را منفجر کردند و آن عزیزان را از بین بردند، گفتند: یکی دو نفر دیگر از بین برود، دیگر تمام شده است. آنها خیال می کنند به یکی دو تا یا چهار تا پنج تا امثال ماها جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی، همه افرادش الان توجه به مسائل دارند. الان در دهات هم انسان وقتی می بیند که یک صحبتی می کنند، آن دهاتی که پشت چیز ایستاده و دارد کار می کند، صحبت می کند، باز یک صحبت سیاسی و یک مسأله می گوید. با یک همچو ملتی نمی شود که شما خیال کنید بنشینید و هی فکر کنید که اگر کیک مرد، چه می شود؟ نه! نخواهد شد.
من امیدوارم که انشاء الله ماها توجه به مسائل، توجه به مصالح اسلامی داشته باشیم و روی
صحیفه نور جلد 19 صفحه 32
مصالح عمومی اسلامی، روی مصالحی که ما الان در کشورمان هست، روی گرفتاری هایی که ما الان در کشور داریم، با این انگیزه، آن وقت در هر جا صحبت می خواهیم بکنیم، بکنیم و هر مناقشه ای داریم مناقشه بکنیم، لکن با این توجه. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه آقایان را، خصوصا آقایانی که دست اندر کار هستند، مشغول خدمت هستند به این کشور عزیز، از خدای تبارک و تعالی سلامت همه را می خواهم و امیدوارم که خداوند به همه ما، به همه شما توفیق بدهد که به این ملت خدمت بکنیم. به این ملت مظلومی که در طول تاریخ مظلوم بوده است و ستم هایی که از شاهنشاهی دیده است هیچ کس ندیده از کسان دیگر، حالا که می خواهند یک نفس راحت بکشند، امیدوارم که ما خدمتگزارشان باشیم و بتوانیم خدمت کنیم به آنها.
حکم امام خمینی در مورد هفت تن از حضرات آیات و حجج اسلام به عنوان هیأت مؤسس مکتب جدید التأسیس بانوان در شهر قم
تاریخ: 1363/05/31
حکم امام خمینی در مورد هفت تن از حضرات آیات و حجج اسلام به عنوان هیأت مؤسس مکتب جدید التأسیس بانوان در شهر قم
بسم الله الرحمن الرحیم
از آن جا که علوم مطلقاً، خصوصاً علوم اسلامی اختصاص به قشری دون قشری ندارد و بانوان محترم ایران در طول انقلاب ثابت نمودند که همدوش مردان می توانند حتی در فعالیت های اجتماعی و سیاسی خدمت های ارزشمندی به اسلام و مسلمانان نمایند و در تربیت و تعلیم جامعه بزرگوار بانوان پیشتاز باشند و اکنون بحمدالله تعالی مؤسسه ای در شهر مقدس قم شهر علم و جهاد برای تعلیم و تربیت بانوان محترم در دست ساختمان است و امید است با کوشش علمای اعلام و مدرسین حوزه علمیه قم دامت برکاتهم این مقصد اسلامی جامه عمل پوشد و در رشد فکری و شکوفا شدن دانش اسلامی بانوان قدم مؤثری باشد. لهذا حضرات حجج اسلام آقایان حاج شیخ علی مشکینی، موسوی اردبیلی و حاج شیخ احمد جنتی و حاج شیخ محمد فاضل و حاج شیخ محمد علی شرعی و حاج رضا توسلی و حاج شیخ حسن صانعی دامت افاضاتهم را به عنوان هیات مؤسس این مکتب خواهران تعیین نمودم تا برای تعیین هیأت مدیره و تنظیم اساسنامه و تعیین نام مکتب و سایر امور موسسه، اقدامات مقتضی را بنمایند. امید است با تأیید خداوند متعال و دعای حضرت بقیه الله ارواحنالمقدمه الفدا این مؤسسه بتواند خدمت ارزنده ای به جامعه بانوان مسلمان و انقلابی ایران بنماید.
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت به مناسبت هفته دولت
تاریخ: 1363/06/04
کارهایی که جمهوری اسلامی در این چند سال با همه گرفتاریها برای مردم انجام داده، باید گفته بشود
بسم الله الرحمن الرحیم
من، هم تبریک موفقیت آقایان در کسب اعتماد مجلس را عرض می کنم و هم هفته دولت را. من باید عرض کنم که دولت ما دولتی است که از بس حسن نیت دارد، مسائل خودش را ذکر نمی کند و این از اول من مکرر این را گفته ام که شما کارهایی که می کنید به مردم بگویید. یک کاری شما در سیستان می کنید، در آن ور کشور مطلع نمی شوند. اگر آن جا یک کاری بکنید، آن طرف کشور مطلع نمی شوند. شما باید دایما مسائلی را که، خدمت هایی را که کردید و من می دانم خدمت های بسیار زیاد و ارزنده ای بوده است اینها را ذکر کنید برای مردم. مقدس مابی نکنید که مبادا خدای نخواسته چه بشود.
الان دنیا بر ضد شما، بر ضد حکومت شما، بر ضد اسلام حقیقتاً مجهز شده اند و می خواهند که یک چیزی پیدا کنند و علم کنند و هر چی دلشان می خواهد بگویند. یکی از اموری که ممکن است که گفته بشود این است که دولت برای مردم کاری نکرده. چنانچه دیدید که در بعضی افراد گفتند این را که دولت کاری برای مردم نکرده. خوب! این برای این است که البته بعضی شان سوء نیت دارند، لکن مردم باید بفهمند که دولت چه کرده است برای مردم. این قاعده اش بود که قبل از، از اولی که دولت تأسیس می شود هرکاری که انجام می دهند، برای مردم ذکر کنند که مردم بفهمند که چه کرده است دولت و چه کارهای بزرگی کرده است دولت. و حالا که مجال پیدا شده و هفته دولت است این باید بیشتر این مطلب تعقیب بشود و آقایان، از دوسه نفرشان، در یک روز مسائلی را که دارند، در وزارتخانه شان که هستند و کارهایی را که مردم برای مردم انجام دادند، کارهایی را که جمهوری اسلامی برای مردم در این چند سال با این همه گرفتاری ها که دارند انجام داده اند، این باید گفته بشود که مردم بفهمند که در این چند سال با همه گرفتاری ها چه شده، برایشان چه کرده است دولت. این یک مطلبی بود که باید عرض کنم که، ما قصور کردیم در آن و باید جبران بکنیم.
صحیفه نور جلد 19 صفحه 34
دولت شما، دولت محرومین است، یعنی باید برای محرومین کار کنید
مطلب دیگر این است که خوب شما هم می دانید که مردم این دولت را و این جمهوری را بپا کردند و آن هم، نه همه مردم، این مردم پابرهنه، این بازاری و این متوسطین و این محرومین. فشار روی اینها بوده است، یعنی فشار انقلاب روی دوش این محرومین بوده. شما -، اگر در خیابان ها، در تظاهراتی که مردم کردند در زمان رژیم سابق و بعد از او در اوایل انقلاب، اگر یک کسی بررسی کرده بود، می دید که در بین اینها از آنهایی که مرفه اند چند نفرند و محرومین چقدرند؟ محرومین اند که این کار را کردند. بنابراین، دولت شما دولت محرومین است، یعنی، باید برای محرومین کار بکنید. و از اموری که لازم است عرض کنم، این است که شما می دانید و ذکر هم کردید مکرر که دولت بدون پشتیبانی مردم نمی تواند کار انجام بدهد. یعنی آن دولت هایی می توانستند که بدون پشتیبانی مردم انجام بدهند کارشان را انجام بدهند که برای مردم نمی خواستند کار کنند، آنها می خواستند برای ارباب های خودشان کار بکنند و روی آن مبنا مجهز برای آن جهت بودند. اما کاری به این نداشتند که حالا در بلوچستان چه می گذرد، در کرمان چه می گذرد، در جاهای دیگر چه می گذرد؟ این را - به آن کاری نداشتند و شما که می خواهید برای همه خدمت بکنید، برای چهل میلیون جمعیت، یک دولت محدود نمی تواند کار بکند، باید چهل میلیون جمعیت را در صحنه نگه دارد و نگهداری به این است که شما بازار را می خواهید نگه دارید، بازار را شریک کنید در کارها، بازار را کنار نگذارید، یعنی، کارهایی که از بازار نمی آید و معلوم است که نمی تواند بازار انجام بدهد، آن کارها را دولت انجام بدهد. کارهایی که از بازار می آید، جلویش را نگیرید، یعنی، مشروع هم نیست. آزادی مردم نباید سلب بشود، دولت باید نظارت بکند. مثلاً، در کالاهایی که می خواهند از خارج بیاورند مردم را آزاد بگذارند، آن قدری را که می توانند، هم خود دولت بیاورد، هم مردم. لکن دولت نظارت کند در این که یک کالاهایی که برخلاف مصلحت جمهوری اسلامی است، برخلاف شرع است، آنها را نیاورند. این نظارت است. همچو نیست که آزادشان کنید که فردا بازارها پر بشود از آن لوکس ها و از آن بساطی که در سابق بود. اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد. یعنی نمی شود یک جمعیت کثیری را بدون شرکت خود جمعیت، بدون شرکت، مثل این است که ما بخواهیم چیز را کشاورزی را ما، خود دولت بکند، خوب! کشاورزی که نمی تواند دولت کشاورزی بکند. کشاورزی را دولت باید تأیید بکند تا کشاورزها کشاورزی کنند. تجارت هم همین جور است. صنعت هم همین جور است. صنایعی که مردم ازشان نمی آید، البته باید دولت بکند، کارهایی را که مردم نمی توانند انجام بدهند، دولت باید انجام بدهد. کارهایی که هم دولت می تواند انجام بدهد و هم مردم می توانند انجام بدهند، مردم را آزاد بگذارید که آنها بکنند، خودتان هم بکنید، جلوی مردم را نگیرید. فقط یک نظارتی بکنید که مبادا انحراف پیدا بشود، مبادا یک وقتی کالاهایی بیاورند که مخالف با اسلام است، مخالف با صلاح جمهوری اسلامی است. این یک مسأله ای است که بسیار مهم است در نظر من. من کراراً هم گفتم، آقایان هم وعده دادند
صحیفه نور جلد 19 صفحه 36
ولی نمی دانم چقدر عمل شده! در هر صورت این هم از مسائلی است که بسیار اهمیت دارد و ما باید چه بکنیم.
وزارتخانه ها و ادارات یک جوری باشد که نارضایی ایجاد نکند
مسأله دیگری که عرض می کنم، این است که آقایانی که الان رأی اعتماد گرفتند از مجلس و احساس می کنند که مسؤولیتشان زیادتر شده است برای این که خوب رأی دادند این بالایی مجلس دارد و من باید از مجلس تشکر کنم راجع به این، اینها باید حالا فکر این معنا باشند که مردم را داشته باشند و یکی از راه هایش این است که وزارتخانه ها و ادارات یک جوری باشد که نارضایی ایجاد نکند، به نظر می آید که اگر چنانچه در هر وزارتخانه ای از طرف یا آقای رئیس جمهور یا فرض کنید که آقای نخست وزیر یک چند، دو سه نفری باشند برای این معنا که اگر چنانچه در آن اداره، در آن وزارتخانه از خود اهالی وزارتخانه شکایت داشتند، به اینها بگویند. این اصل نفس این کار مؤثر است در این که در وزارتخانه ها اگر بنا باشد یک کاری انجام بشود، برخلاف نشود. شما می دانید که ما وارث یک کسی هستیم یک رژیمی هستیم، که سر تا پای اداراتش ، الا یک عده ای، دنبال این بودند که منافع خودشان را حفظ کنند و دنبال این بودند چه بکنند. از آنها، هستند الان در جمهوری اسلامی، نمی توانیم بگوییم نیستند، همه جا هستند و ممکن است که اینهایی که هستند بخواهند مردم را ناراضی کنند. اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند، چه، بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند. اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند، چه بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند. فرض کنید یک نفر برود در یک اداره ای، این جا کارش را خوب انجام ندهند، این به او مراجعه کند، آن به او مراجعه کند. من نمی گویم که هست این جور، لکن متوجه باشید که مبادا یک همچو مسائلی واقع بشود. و بهتر این است که یک همچو عملی انجام بگیرد که مردم هم توجه به این داشته باشند که یک مرجعی دارند که اگر در اداره یک کسی یک ضد انقلابی بود، خواست یک فضولی ای بکند، یک مرجعی دارند که به آن مرجع بروند مراجعه کنند. و هم، خود این عمل فی نفسه مؤثر در این است که جلوگیری کند از بعضی از امور. و بالاخره ما مردم را لازم داریم، یعنی، جمهوری اسلامی تا آخر مردم را می خواهد. این مردمند که این جمهوری را به این جا رساندند و این مردمند که باید این جمهوری را راه ببرند تا آخر، و این شما آقایان هستید که مردم را می توانید، وزارتخانه هایتان می تواند، اداراتتان می تواند راضی نگه دارد و می تواند خدای نخواسته اشخاصی در آن باشند که ناراضی باشند. و این را با قاطعیت عمل کنید. التزام شما ندارید که هر کس از سابق در این اداره بوده، حالا اگر چنانچه ضد انقلاب هم باشد، باید باشد. این را بیرونش کنید برود سراغ کارش، اگر یک کسی است می خواهد ضد انقلاب باشد، اما اگر کسانی هستند که از روی نادانی از چی خوب ارشادشان کنید، توجیه شان کنید که کارها را انجام بدهند و مردم را ناراضی نکنند. در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طوری که آقایان می گویند، بدون پشتیبانی مردم نمی شود کارکرد و پشتیبانی هم به این نیست که مردم الله اکبر
صحیفه نور جلد 19 صفحه 37
بگویند این -، این پشتیبانی نیست. پشتیبانی این است که همکاری کنند، همکاری این است که در تجارت همکاری کنند، شما مجال به آنها بدهید همکاری کنند. وقتی این مجال را شما دادید، مردم کمک شما هستند و این طور نیست که بازار، مثلاً، سرتاته اش راخدای نخواسته یک اشخاص فاسد، در یک بازار، البته پیدا می شود یک عده ای فاسد و یک عده ای سودجو هم پیدا می شود، معلوم است این، اما مردم صحیح و مردم متدین و مردم کاردان زیاد هست در بازار. عامه بازار هم آن طور نیست که خلافکار باشد. البته یک عده هم هستند. در چه جمعیتی است که نیست این چنین؟ همه جمعیت ها این طور. مثلاً یک عده فاسد هم درشان هست. بنابراین باید ما مجال بدهیم به همه اینها، همان طوری که در کشاورزی شما عمل می کنید، که پشتیبانی می کنید و کشاورزی را آنها می کنند، شما پشتیبانی را می کنید، در این طور امور هم چیزهایی را که مردم ازشان کار بر می آید، معنی پشتیبانی این است که خود آنها عمل بکنند، اگر این طور عمل بشود، هم سرمایه هایی که ممکن است نیاورده باشند، وارد می شود در بازار و هم در چیز بانک ها و هم مردم کمک کار می شوند و مطمئن می شوند، و هم اشخاصی که خیال می کنند که جمهوری اسلامی نمی خواهد برای مردم کار کند، می فهمند که کار می کند و چه می کند، و هم اشخاصی که در خارج هستند و ضد انقلاب نیستند، لکن بیخودی ترساندندشان، یعنی، تبلیغات خارجی این بیچاره ها را ترساندند که ای مبادا بروید تهران! همچو که از در وارد بشوید، فوراً پاسدارها شما را می گیرند و چه می کنند! خوب، این تبلیغاتی است که در دنیا دارد می شود بر ضد ما. ما باید یک کاری بکنیم که این تبلیغات را خنثی کنیم و با تبلیغات، ما زورمان به آنها نمی رسد برای این که ما یک تبلیغات محدود داریم، آنها یک تبلیغات غیر محدود دارند، دنیا دست آنهاست و تبلیغاتشان غیر محدود است.
باید به همه دولت ها بگوییم که دیگر خیال آمدن به این جا را از سرتان بیرون کنید
و باید هم این معنا را، ما به همه دولت ها، به همه جا بگوییم که دیگر خیال این که بخواهید بیایید این جا و دوباره یک کاری انجام بدهید، این را از سرتان بیرون کنید. یعنی، دنیا دیگر این را نمی تواند قبول کند. دنیا دیگر وضعش جوری شده است که نمی تواند قبول کند که همه بنده باشند و یک عده ای آقا باشند، این نمی شود. نمی شود که آمریکا و فرانسه و شوروی و یکی دو تا دیگر آقا باشند و همه، فرض کنید چندین میلیارد جمعیت دنبال آنها باشند و مطیع آنها باشند، این گذشت وقتش. باید اینها خودشان را تصحیح بکنند و بفهمند که مسأله گذشته است که شما بخواهید، که خیر، باز هم مثل سابق باشید. این سابق یک جور دیگری بود، دنیا الان جور دیگری شده، تحولات دیگری شده و ایران هم اثبات کرد این مطلب را که می شود در مقابل همه چیز ایستاد و باید آنها هم که نشستند آن جا و فساد می کنند و یک انفجاری می کنند و یک ترقه در می کنند، اینها بدانند که اینها دیگر تأثیری ندارد، جز این که مردم متنفرتر می شوند از آنها. هر چه هم بخواهند خودشان را تبرئه کنند، مردم می گویند شمایید برای این که وضعتان را جوری کردید که هر جا فسادی واقع بشود می گویند اینها هستند، منافقین
صحیفه نور جلد 19 صفحه 38
هستند -نمی دانم- سلطنت طلب هستند، این طوری. چرا باید وضعتان را اینجور بکنید که هر فسادی را به شما نسبت بدهند؟ آن وقت هم بنشینید آن جا، بگویید که ما بله، مردم با ما هستند و ما چطور هستیم و مردم چه بکنند و دستور بدهید! اینها حرف های بچه گانه ای است که عمرتان را ضایع می کنید و از ایران هم که فرار کردید و فرانسه هم که طرفدار شما هست. آن جا بروید بنشینید. همان جا از فرانسه ارتزاق کنید و از سایر جاها. البته این حرف هایشان هم برای همان است والا همچو نیست که این قدر نادان باشند که حالا ایران، همه شان چشم به راه آنها هستند که چرا نیامدید یا کاغذ فدایت شوم برایشان می نویسند! خود آنها می دانند این را، اما برای این که دل آنها را به دست بیاورند از این حرف ها می زنند و از این طرح ها می دهند که ارتزاق کنند. خوب! اگر همین است خوب بکنند، ارتزاقشان را بکنند و (اللهم اشغل الظالمین بالظالمین) انشاءالله، امیدوارم که هم موفق و مؤید باشید و عمده این است که برای این مستضعفینی که به شما خدمت کردند، خدمت بکنید و خدمت هم به این است که آنها را بازاری ها را در کار وادار کنید، شریک کنید. کسانی که می توانند صنعت کوچک درست کنند، آنها صنعت هایشان را حفظ بکنید و سایر کارها، آنهایی که البته دولت نمی تواند، آن دولت می تواند و دیگران نمی توانند، آنها باید بکنند. و من امیدوارم که انشاء الله موفق و مؤید باشید و سلامت.
پیام امام خمینی به ایثارگران جبهه های نور
تاریخ: 1363/06/05
پیام امام خمینی به ایثارگران جبهه های نور
بسم الله الرحمن الرحیم
ما را چه رسد که با این قلم های شکسته و بیان های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودان و اسیرانی که در جهاد فی سبیل الله جان خود را فدا کرده و یا سلامت خویش را از دست داده اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم. زبان و بیان ما عاجز از ترسیم مقام بلند پایه عزیزانی است که برای اعلاء کلمه حق و دفاع از اسلام و کشور اسلامی جانبازی نموده اند. الفاظ و عبارات توان توصیف آنانی را که از بیت مظلم طبیعت به سوی حق تعالی و رسول اعظمش هجرت نموده و به درگاه مقدسش بار یافته اند، ندارد. از مجاهدینی که سنگرهای نبرد را تبدیل به مساجد و میدان های جهاد را با بانگ تکبیر مهبط ملائکه الله نموده اند، چگونه سخن توان گفت؟ در اقدام شریف مادران بزرگواری که در دامن های مطهر خود چنین فرزندانی را برای اسلام تربیت کرده اند، چه می توان نثار کرد؟ و برای اسیرانی که در زندان های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می کشند، چگونه توان تعظم نمود؟ پس با اعتراف به عجز، برای شهیدان آرزوی رحمت خاص الهی و برای جانبازان، این شهیدان زنده، سلامت و برای اسرا و مفقودین عزیز و دلیر، آرزوی بازگشت به میهن و برای مادران و پدران و همسران و فرزندانشان، این نمونه های صبر و مقاومت، صبر و سعادت دارین و برای رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل پیروزی درخواست می نماییم. سلام و درود خداوند بر همگان و دعای خیر بقیه الله اعظم ارواحنا فداء شامل تمامی آنان باد.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی
پیام امام خمینی به مسلمانان جهان به مناسبت برگزاری کنگره عظیم عبادی - سیاسی حج و عید سعید قربان
تاریخ: 1363/06/07
پیام امام خمینی به مسلمانان جهان به مناسبت برگزاری کنگره عظیم عبادی - سیاسی حج و عید سعید قربان
بسم الله الرحمن الرحیم
مبارک باد عید سعید بزرگ قربان بر مسلمانان جهان و بر ملت بزرگ مجاهد ایران که با انقلاب کبیر خود دست جهانخواران را از تجاوز به میهن اسلامی شان قطع کردند. و به خواست خداوند متعال و حمایت حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداء خود را از سلطه ستمگران شرق و غرب آزاد و برای به ثمر رسیدن انقلاب بزرگ خویش با فداکاری های فوق طاقت به نهضت و جانبازی خود ادامه می دهند تا انشاء الله مقصد اعلی که اجرای احکام نورانی اسلام است در کشور پیاده شود.
عید سعید و مبارک در حقیقت آن روزی است که با بیداری مسلمین و تعهد علمای اسلام تمام مسلمانان جهان از تحت سلطه ستمکاران و جهانخواران بیرون آیند و این مقصد بزرگ زمانی میسر است که ابعاد مختلفه احکام اسلام را بتوانند به ملت های زیر ستم ارائه دهند و ملت ها را با اسلام ناشناخته آشنا کنند و فرصت ها را برای این امر بزرگ سرنوشت ساز مغتنم شمرده و از دست ندهند. و چه فرصتی بالاتر و والاتر از کنگره عظیم حج که خداوند متعال برای مسلمانان فراهم آورده است و مع الاسف ابعاد مختلف این فریضه عظیم سرنوشت ساز به واسطه انحراف های حکومت های جور در کشورهای اسلامی و آخوندهای فرومایه درباری و کج فهمی های بعضی از معممین و مقدس نماها در تمام کشورهای اسلامی در پرده ابهام باقی مانده است. کج فهمانی که حتی با تشکیل حکومت اسلامی مخالف و آن را از حکومت طاغوت بدتر می دانند. کج فکرانی که فریضه بزرگ حج را محدود به یک ظاهر بی محتوا کرده و ذکر گرفتاری های مسلمانان و کشورهای اسلامی را بر خلاف شرع و تا سرحد کفر می شمارند. وابستگان به حکومت های جابر انحرافی که فریاد مظلومانی را که از گوشه و کنار جهان در این مرکز فریاد جمع گردیده اند، زندقه و برخلاف اسلام وانمود می کنند. بازیگرانی که برای عقب نگه داشتن مسلمانان و بازکردن راه برای غارتگران و سلطه جویان، اسلام را در کنج مساجد و معابد محصور نموده اند و اهتمام به امر مسلمین را برخلاف اسلام و وظایف مسلمانان و علمای اسلام معرفی می کنند. و مع الاسف دامنه تبلیغات گمراه کننده به قدری بوده و هست که دخالت در هر امر اجتماعی و سیاسی را در جامعه مسلمین برخلاف وظایف روحانیون و علمای دین می دانند و دخالت در سیاست را گناهی نابخشودنی می خوانند و فریضه نماز جمعه را به یک صورت خشک، مقصور
صحیفه نور جلد 19 صفحه 42
کرده و تجاوز از این حد را ضد اسلام می دانند.و باید گفت اسلام، غریب و ناشناخته است و ملت اسلامی منزوی و ناآشنا به حقایق اسلامند.
اکنون بر علمای اسلام و نویسندگان و دانشمندان و هنرمندان و فیلسوفان و محققان و عارفان و روشنفکرانی که از این مسائل رنج می برند و به حال اسلام و مسلمین تأسف می خورند، در هر منطقه و دارای هر مذهب و مسلکی که هستند لازم است برای جلوگیری از این خطر عظیم که اسلام و مسلمین گرفتار آن هستند، دامن همت به کمر زنند و با هر وسیله ممکن در مساجد و محافل و مجالس عمومی، مسلمانان را هشدار دهند و از آنان غفلت زدایی نمایند و آنان را برای یک نهضت عمومی اسلامی مهیا کنند و باید بدانند که این امری است ممکن و شدنی، ولی محتاج به کوشش و فداکاری می باشد. ملت ایران اعزهم الله راه عذرها را مسدود نموده و اثبات نمود که در مقابل قدرت های بزرگ می توان ایستاد و حق انسانی خود را بازپس گرفت. و با اتکال به قدرت لایزال حق تعالی که وعده نصرت به شرط آن که حق را یاری دهیم عنایت فرموده است، هراس به خود راه ندهند که (ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم) . و برای تحقق اهداف اسلامی که در مقدمه آن کوتاه کردن دست قدرتمندان منحرف و مخالف اسلام از کشورهای اسلامی و رفع موانع داخلی و خارجی باشد، همت گمارند و با احزاب و حکومت هاو گروه هاو اشخاصی که با نهضت های اسلامی که بحمدالله تعالی در آستانه رشد و شکل گیری است مخالفند، مقابله نموده و مبارزه با آنان را در سرتاسر جهان سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و مطمئن باشند که با وعده صریح خداوند تعالی، توفیق پیشرفت حاصل شود و مظلومان از دست ستمگران نجات یابند.
اکنون که در آستانه فریضه مبارکه حج هستیم، لازم است توجهی به ابعاد عرفانی و روحانی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی آن داشته باشیم. باشد که این امر راهگشایی برای قدم موثر دیگر باشد. در این موضوعات بسیاری از دوستان متعهد مطالبی گفته اند. این جانب نیز اشاره ای گذرا تنها به بعض ابعاد آن می کنم، شاید تذکری از آن حاصل شود.
از آن جا که در این مناسک عجیب از اول احرام و تلبیه تا آخر مناسک اشاراتی عرفانی و روحانی است که تفصیل آنها در این مقال میسر نیست، اکتفا به بعض اشارات تلبیه هامی کنم. لبیک های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی به اسم جامع جواب می دهند. مساله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب، گویی گوینده از خود در این محضر بیخود شده و جواب دعوت را تکرار می کند و دنباله آن سلب شریک به معنای مطلق آن می نماید که اهل الله می دانند، نه شریک در الوهیت فقط. گرچه سلب شریک در آن نیز شامل همه مراتب تافنای عالم در نظر اهل معرفت است و حاوی جمیع فقرات احتیاطی و استحبابی است مثل الحمدلک والنعمه لک و حمد را اختصاص می دهد به ذات مقدس، همچنین نعمت را، و نفی شریک می کند و این نزد اهل معرفت غایت توحید است و به این معناست که هر حمدی و هر نعمتی که در جهان هستی تحقق یابد، حمد خدا و نعمت خداست بدون شریک و در هر موقف و مشعری و وقوف
صحیفه نور جلد 19 صفحه 43
و حرکتی و سکون و عملی این مطلب و مقصد اعلی جاری است و خلاف آن، شرک به معنای اعم است که همه ما کوردلان به آن مبتلا هستیم. بگذارم و بگذرم و از همه ابعاد آن مهجورتر و مورد غفلت تر، بعد سیاسی این مناسک عظیم است که دست خیانتکاران برای مهجوریت آن بیشتر در کار بوده و هست و خواهد بود. و مسلمانان امروز و در این عصر که عصر جنگل است، بیشتر از هر زمان موظف به اظهار آن و رفع ابهام از آن هستند، زیرا بازیگران بین المللی با اغفال مسلمین و عقب نگه داشتن آنان از یک سو و عمال سودجوی آنان از سوی دیگر و غفلت زدگان نادان از طرفی و آخوندهای درباری یا کج فهم از سوی دیگر و متنسکان جاهل از یک طرف دانسته یا ندانسته پشت در پشت هم ایستاده و در محو این بعد سرنوشت ساز و نجات دهنده مظلومان در فعالیت هستند. و لازم است متعهدان و بیداران و دلسوزان برای غربت اسلام و مهجوریت این بعد در احکام اسلام بویژه حج که این بعد در آن ظاهرتر و موثرتر است، با قلم و بیان و گفتار و نوشتار به کوشش برخیزند، خصوصاً در ایام مراسم حج که پس از این مراسم عظیم انسان ها می توانند در شهر و دیار خود با توجه به این بعد عظیم، مسلمانان و مظلومان جهان را بیدار و برای خروج مظلومان جهان از تحت فشارهای روزافزون ستمگران مدعی حمایت از صلح به حرکت وادارند. و پر واضح است که اگر در این کنگره عظیم جهانی که همه اقشار ملت های مظلوم اسلامی از هر مذهب و ملت و دارای هر زبان و مسلک و هر رنگ و قشر، ولی بازی واحد و لباس مشابه، دور از هر آلایش و آرایش اجتماع نموده اند، مسائل اساسی اسلام و مسلمین و مظلومان جهان از هر فرقه حل نشود و حکومت های مستکبر و زورگو سرجایشان ننشینند، از اجتماعات کوچک منطقه ای و محلی کاری برنخواهد آمد و راه حل فراگیری به دست نخواهیم آورد.
بیت الله الحرام اول بیتی است که برای ناس بنا شده، بیت همگانی است. هیچ شخصیتی و هیچ رژیمی و هیچ طایفه حق تقدم در آن را ندارد. اهل بادیه و صحرانشینان و خانه به دوشان با عاکفان کعبه و شهرنشینان و دولتمردان در آن یکسانند. این بیت معظم برای ناس بنا شده و برای قیام ناس و نهضت همگانی و برای منافع مردمی و چه نفعی بالاتر و والاتر از آن که دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر کشورهای مظلوم کوتاه شود و مخازن عظیم کشورها برای مردم خود آن کشورها باشد. بیتی که برای قیام تاسیس شده است، آن هم قیام ناس و للناس، پس باید برای همین مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود و منافع ناس را در همین مواقف شریف تأمین نمود و رمی شیاطین بزرگ و کوچک را در همین مواقف انجام داد. مجرد کلیدداری بیت و سقایت حجاج و عمارت مسجدالحرام کافی نیست و مربوط به مقصد نیست. ساده بودن بیت و مسجد همچون زمان ابراهیم و صدر اسلام و به هم پیوستن مسلمین در آن مکان بی آلایش و وافدین بی پیرایش، هزاران مرتبه بالاتر است از تزیین کعبه و بناهای مرتفع و غافل شدن از مقصد اصلی که قیام ناس و شهود منافع ناس است. (اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن امن بالله و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لایستون عندالله والله لایهدی القوم الظالمین) ، گویی آیه شریفه در عصر ما نازل شده و گویای حال
صحیفه نور جلد 19 صفحه 44
ماست. در عصر حاضر سرگرمی به سقایت و معیشت حجاج و به عمارت و تزیین مسجدالحرام غفلت از ایمان به خدا و روز جزا و کناره گیری از جهاد فی سبیل الله را ظلم و کسانی که چنین کنند را ظالم محسوب داشته است. ایمان به خدای تعالی و روز جزا انسان ها را به جهاد فی سبیل الله و قیام برای حق و عدل سوق می دهد و خداوند قومی را که چنین نباشند، هدایت نمی فرماید که اینان ظالمانند. خدای تعالی و رسول عظیم الشان صلی الله علیه وآله در روز حج بزرگ ندا دادند و فریاد سر دادند که خدا و رسول بری هستند از مشرکان، (واذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبران الله بری من المشرکین و رسوله) . در آن روز خط آمریکا و آخوندهای درباری تأمین کننده منافع شیطان بزرگ نبودند که فتوا دهند العیاذ بالله، خدا و رسول بر خلاف مناسک حج دستور داده و عمل کنند و باید حج از این مسائل به دور باشد. روزی که ولی الله الاعظم امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظاهر شوند و در کعبه ندای عدالت سردهند و بر خلاف ظالمان و کافران فریاد کشند، همین آخوندها هستند که او را تکفیر کنند و از ستمگران پشتیبانی نمایند.
خداوند انشاء الله تعالی اسلام و مسلمین را از شر ستم پیشگان نگهداری فرماید. اینک تذکراتی هر چند تکراری را به عرض برادران و خواهران می رسانم. امید است انشاء الله تعالی به دیده عنایت توجه نمایند.
1- مراتب معنوی حج که سرمایه حیات جاودانه است و انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیک می نماید، حاصل نخواهد شد، مگر آن که دستورات عبادی حج به طور صحیح و شایسته و مو به مو عمل شود و حجاج محترم و روحانیون معظم کاروان ها تمام هم خود را صرف در تعلیم و تعلم مناسک حج کنند و بر مسأله دانان است که از همراهان خود مواظبت کنند که خدای نخواسته تخلف از دستورات نشود. و بعد سیاسی و اجتماعی آن حاصل نمی گردد، مگر آنکه بعد معنوی و الهی آن جامه عمل پوشد و لبیک های شما جواب دعوت حق تعالی باشد و خود را محرم برای وصول به آستانه محضر حق تعالی نمایید و لبیک گویان برای حق، نفی شریک به همه مراتب کنید و از (خود) که منشاء بزرگ شرک است به سوی او جل و علا هجرت نمایید. و امید است برای جویندگان، آن موتی که دنبال هجرت است حاصل آید و اجری را که علی الله است دریافت نمایند و اگر جهات معنوی به فراموشی سپرده شود، گمان نکنید که بتوان از چنگال شیطان نفس رهایی یابید. و تا در بند خویشتن خویش و هواهای نفسانی خود باشید، نمی توانید جهاد فی سبیل الله و دفاع از حریم الله نمایید. شما عزیزان قدری به خود آیید و سلحشوران جمهوری اسلامی را که پیروزی های خدا پسندانه رابرای اسلام و کشور اسلامی کسب کرده اند و اکنون جمعی از شهدای زنده آنان با شما در مناسک حج شریک هستند، بنگرید و از تحول عظیمی که موجب این همه فداکاری در آنان شده است، عبرت بگیرید. و مسلمانان بدانند تا یک درجه از این تحولات در آنان حاصل نشود، شیطان نفس اماره و شیاطین خارج نخواهند گذاشت که به فکر امت اسلامی و مظلومان جهان باشند. از خداوند تعالی توفیق همگان را خواهانم.
صحیفه نور جلد 19 صفحه 45
2- شما از کشور پیروزمندی که سال ها تحت فشار ستم شاهی دست و پا زده و با عنایت خداوند تعالی و دعای خیر بقیه الله ارواحنا فداه قید و بندها را با تحمل مصیبات جانکاه گسیخته و هزاران شهید و جانباز در راه مقصد، تقدیم اسلام نموده است، عازم حج شده اید. شما حامل پیام ملتی هستید که با انقلاب خود کشوری را که می رفت با شرق زدگی و از آن بیشتر غرب زدگی در الحاد و فساد و فحشا غرق شود نجات داده و حکومت اسلامی را به جای حکومت طاغوتی جایگزین نموده اند. همان مردمی که تصمیم دارند با صدور پیام انقلاب اسلامی شان نه تنها کشورهای اسلامی که مستضعفان جهان را به اسلام عزیز و حکومت عدل اسلامی آشنا سازند. شما نمایندگان مردمی هستید که انقلاب اسلامی شان با عمر کوتاه خود و گرفتاری های طاقت فرسای حاصل از رویارویی با دو ابر قدرت و مقابله دو بلوک شرق و غرب با آن و خرابکاری های تروریست های وابسته به دو جناح ستمگر تنها و تنها به برکت اسلام و نورانیت آن و مقاومت مردم توانسته است کشورهای اسلامی را در شرق و غرب ارض و مظلومان جهان را در سراسر گیتی تکان داده و به اسلام جلب نماید و توانسته است ندای اسلام را هر چند ضعیف به گوش جهانیان رسانده و نظر آنان را به خود جلب کند. شما حجاج محترم بیت الله الحرام حامل پیام این ملت و نمایندگان این کشور هستید، در این صورت موقعیت شما بسیار حساس و وظیفه شما سنگین است، یا انشاء الله چنانچه انتظار می رود با رفتار شایسته و اخلاق اسلامی و انقلابی خود نظر همگان را جلب کرده و چهره انقلاب اسلامی را آن گونه که هست به نمایش ملت های جهان می گذارید و توجه آنان را با برخوردهای برادرانه و محبت آمیز به انقلاب بزرگ ایران جلب می نمایید و عملاً تبلیغات فاسد مغرضانه بوق های تبلیغاتی را خنثی می نمایید که در این صورت حج شما مقبول و اجر شما مضاعف خواهد بود. و یا خدای نخواسته بعضی از بی خبران برخلاف آنچه ذکر شد عمل می نمایند که امید است ننمایند که در این صورت در محضر خدا و خانه او و قبله مسلمانان مرتکب گناهی عظیم شده و از صف حجاج بیت الله الحرام و زایران قبر رسول خدا صلی الله علیه و اله و ائمه معصومین در بقیع خارج می شوند و با کوله باری از گناه به منازل خود بر می گردند.
3- بسیار محتمل است که عده ای از منحرفان و دشمنان انقلاب و اسلام برای بدنام کردن حجاج محترم و مشوه نمودن چهره انقلاب بلکه اسلام، در این سفر شرکت کنند و به صفوف حجاج محترم بپیوندند و دست به کارهای ناشایسته و مخالف دستورات اسلام زنند و گاه باعث شوند که بعض متدینین هم گول خورده و از آنها به تو هم آن که تکلیف انقلابی است، تبعیت کنند و به دست مخالفان انقلاب که با دقت درصدد یافتن نقاط ضعف و خرده گیری از حجاج ایرانی باشند بهانه دهند، مخالفانی که همراه کاروانان و راهپیمایان و اجتماعات در مواقف شریفه می باشند و مطالب را صد چندان کرده و به رسانه های گروهی مخالف مخابره نموده و موجب تضعیف انقلاب می شوند. در این صورت بر تمام حجاج محترم خصوصاً روسای کاروان ها و روحانیون محترم و اشخاص هوشیار لازم است تا با دقت بسیار مواظب حرکات و سکنات و رفتار حجاج باشند و به مجرد رویت یک امر
صحیفه نور جلد 19 صفحه 46
انحرافی طرف را نهی کنند و اگر دیدند اصرار دارد و در صدد فساد است، به نحوی که به ملایمت و موعظه حسنه نزدیک تر است از آن جلوگیری نمایند و به دیگران هشدار دهند که او را از صفوف خود خارج کنند و متوجه باشند که گاهی مفسدان می خواهند جارو جنجال و تشنج ایجاد کنند. باید از این گونه امور احتراز نمایند.
4- مسلمانان حاضر در مواقف کریمه از هر ملت و مذهب که هستند باید به خوبی بدانند که دشمن اصلی اسلام و قرآن کریم و پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، ابرقدرت ها خصوصاً آمریکا و ولیده فاسدش اسرائیل است که چشم طمع به کشورهای اسلامی دوخته و برای چپاول مخازن عظیم زیرزمینی و روی زمینی این کشورها از هیچ جنایت و توطئه ای دست بردار نیستند و رمز موفقیت آنان در این توطئه شیطانی تفرقه انداختن بین مسلمانان به هر شکل که بتوانند می باشد. در مراسم حج ممکن است اشخاصی از قبیل ملاهای وابسته به خود را وادار کنند که اختلاف بین شیعه و سنی ایجاد کنند و آن قدر به این پدیده شیطانی دامن زنند که بعض ساده دلان باور کنند و موجب تفرقه و فساد شوند. برادران و خواهران هر دو فرقه باید هشیار باشند و بدانند که این کوردلان جیره خوار با اسم اسلام و قرآن مجید و سنت پیامبر می خواهند اسلام و قرآن و سنت را از بین مسلمین برچینند یا لااقل به انحراف کشانند. برادران و خواهران باید بدانند که آمریکا و اسرائیل با اساس اسلام دشمنند، چرا که اسلام و کتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگری شان می دانند، چرا که ایران با پیروی از همین کتاب و سنت بود که در مقابل آنان بپاخاست و انقلاب نمود و پیروز شد. امروز توطئه بر ضد ایران و حکومت آن و حزب الله در حقیقت توطئه برای محو اسلام و کتاب و سنت است و ایران بهانه ای بیش نیست. اینان با ایران زمان شاه که حکومتش جان نثار آنان بود و ایران را در همه چیز وابسته به آنان کرده و نقشه اسلام زدایی را دنبال می کرد، بسیار موافق بودند و با ایران امروز که دستشان را از منابع و مخازن کشورمان قطع کرده و مستشاران و وابستگان به آنان را از کشور رانده است مخالفند. از طرف دیگر دشمن حقیقی آنها هم اسلام است، مگر آن که اسلامی ساخته و پرداخته بعض حکومت ها و آخوندهای بدتر از آنان باشد که با آن موافقند و آن اسلام نیز حامی آنان و مدافع منافع آنان است و از آن دیدگاه است که فریاد مظلومانه حجاج ایرانی را در مرکز وحی و مهبط (اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر ان الله بری من المشرکین و رسوله) در گلو خفه می کنند و به کفر آنان فتوا می دهند. پس در این مقطع زمانی تکلیف الهی حجاج است که اگر مطلبی از گویندگان شنیدند که بوی ایجاد اختلاف بین صفوف مسلمانان را می دهد، انکار کنند و برائت از کفار و سردمداران آنان را از وظایف خود در مواقف کریمه بدانند تا حج آنها حج ابراهیمی ابوالانبیاء صلواه الله علیه باشد و حج محمدی صلی الله علیه و آله و سلم. والا (ما اکثرا الضجیج واقل الحجیج) درباره آنها صادق است.
5- به حجاج محترم ایرانی که حامل پیام اسلام و قرآن کریمند و حامل پیام انقلاب اسلامی می باشند سفارش کرده و می کنم که در آن مواقف شریفه چه در مکه معظمه و چه در مدینه منوره مدارا با مسلمین و مسالمت را حتی با مامورین آن جا از دست ندهید و در آن مراکز که محل امن است به مقابله
صحیفه نور جلد 19 صفحه 47
برنخیزید و با همه با اخلاق انسانی اسلامی برخورد کنید و با نصیحت برادرانه و موعظه حسنه همه مسلمانان را از اعمال خشونت باز دارید و به دستور خداوند تعالی با جاهلان مدارا نمایید و با دقت متوجه حرکات و سکنات خود و دوستانتان باشید و اگر مخالفان شما برخلاف دستورات قرآن کریم با شما رفتار کردند، مقابله به مثل نکنید تا در پیشگاه خداوند تعالی آبرومند و مطیع باشید. و باید بدانید که انسان در اجتماعات بزرگ نظیر راهپیمایی ها تحت تأثیر واقع می شود و چه بسا که از خود بیخود شود و از یک شعار و فریاد بی توجه تبعیت کند و چه بسا که در اجتماعات حج و راهپیمایی ها که باید با آرامش و مسالمت انجام گیرد، یک و یا چند نفر منحرف جنجال انگیز شعاری دهند که با موازین اسلامی وفق ندهد، ولی با ظاهر شورانگیزشان در نفوس اثر گذارند و انحراف را تحمیل نمایند. لازم است حجاج محترم ایرانی با دقت با این مسائل توجه داشته باشند و کسانی که کارگردانان راهپیمایی های مسالمت آمیز هستند تمام شعارها را با دقت تنظیم کنند و قبل از شروع راهپیمایی عده ای که متوجه جهات مختلف هستند و از مسائل سیاسی و اجتماعی آگاهی دارند، با مشورت از نماینده این جانب جناب حجت الاسلام آقای موسوی خوئینی ها شعارهایی را تهیه نموده و مردم را توجیه نمایند و اعلام شود که همه موظف به تبعیت از شعارهای تنظیم شده هستند و به دیگر شعارها جواب ندهند و باید نظم و آرامش را حفظ نمایند.
6- ملت و دولت ایران در حالی که از بسیاری از دولت های منطقه مخالفت های بی جا دیده است، هرگز نمی خواهد از اخوت اسلامی چشم پوشی نموده و به اعمال قدرت دست زند. حکومت های منطقه در عوض آن که همه دست در دست هم منطقه را از دست قدرت بزرگ که به آنها به چشم وابسته می نگرند، نجات دهند و نیز به جای آن که در مقابل کسانی که ثروت های سرشار آنان خصوصاً نفت را به رایگان می برند بایستند و به جای آن که منطقه را از لوث وجود اسرائیل پاک کنند، همه کوشش خود را در معارضه با دولت و ملت ایران خلاصه کرده اند اینان با دشمن و متجاوز به ایران که اگر فرصت پیدا کند به همه منطقه تجاوز می نماید، همدست شده و بر ضد ایران که جرمی جز پیاده کردن احکام اسلام را ندارد، همکاری های همه جانبه می کنند. اینان باید بدانند که دولت ایران با قدرت عظیمی که از عنایات خداوند تعالی و پشتیبانی ملت چهل و چند میلیونی سرچشمه می گیرد، قدرت مقابله به مثل را دارد و این به وضوح ثابت شده است که آمریکا و دیگر قدرتمندان در موارد گرفتاری دولت های وابسته، تنها به اظهار پشتیبانی لفظی و احیاناً به فروش سلاح هایی ابتدایی با قیمت های بالا اکتفا نموده و هرگز مشکلی از آنان را نمی گشایند، که نمی توانند بگشایند، چرا که تصادم قدرت ها در جهان بیش از این اجازه دخالت آشکارای آنان را نمی دهد. با تمام این اوصاف ما همیشه دست برادری خود را برای از بین بردن نفوذ ابرقدرت هابه سوی کشورهای اسلامی دراز کرده ایم. شما حکومت های منطقه دیدید که صدام را آمریکا و همقطاران آن به چه بلیه ای دچار کردند، در حالی که ایران در انقلاب و آشفتگی بسر می برد، او را به نوید سرداری قادسیه وادار کردند تا از زمین و دریا و هوا به کشور ما هجوم آورد و خیانت بعضی از دست اندرکاران آن وقت نیز فرصتی بیشتر به او داد. مع ذلک با همه
صحیفه نور جلد 19 صفحه 48
آشوب ها و گرفتاری هایی که نیروهای سلحشور دریایی، هوایی و زمینی با آن دست به گریبان بودند، در کنار سپاه و بسیج و نیروهای مردمی دشمن را که مناطق وسیعی از کشور را غافلگیرانه مورد تجاوز قرار داده بود، در همان محل میخکوب نمودند و پس از مدتی نه چندان زیاد با همه پشتیبانی هایی که از اطراف به او می شد آنها را از کشور خود راندند. و وضعیت امروز این دشمن خدا را نیز می بینید و می دانید که دیگر دولت های منطقه در مقایسه با صدام چندان مهم نیستند. صدام امروز در این لجنزار مخوف برای یافتن راه نجات دست و پا می زند و فریادش به جایی نمی رسد. ایران اگر او را یک انسان متعادل می دانست، امید نجاتی برای او بود. ولی با روحیه جنون آمیزی که از او آشکار است، ملت ما اجازه نمی دهد که جنایات نابخشودنی او را نادیده بگیرند و او را برای ادامه خیانت به حال خود گذارند، پس او را در حال اضطراب جانکاه و موت و حیات تا موقع مقتضی نگاه می دارند. و این جانب به شما دولت های منطقه هشدار می دهم که با مشورت با عقلا و تفکر در آینده خود بدون توجه به وعده های آمریکا و دوستانش که می خواهند شما را گرفتار کنند و با تخیلات نابجا همچون صدام عفلقی شما را به دام می اندازند تا خود را در منطقه هر چه بیشتر حاضر کنند و سرنوشت منطقه را به دست گیرند، خود را از این مهلکه کنار گیرید و مطمئن باشید که دولتی چون دولت ایران که متعهد به اسلام است و از فرامین الهی تخطی نمی کند، اگر دست برادری او را فشار دهید هرگز ضرر نمی بینید و چه بهتر که دولت های منطقه تمام نیروی خود را برای محو اسرائیل از جغرافیا تجهیز کنند. اسرائیل مفسدی که فلسطینیان مظلوم را بدین روز انداخته و به لبنان قهرمان آن همه ظلم کرده و به کشورهای منطقه تعدی و تجاوز نموده است. چه چیز بهتر از این که دولت های منطقه دست در دست هم نهند و منطقه را از شر اسرائیل و آمریکای طرفدارش نجات دهند. و من کرارا تذکر داده ام که اسرائیل از نیل تا فرات را از خود می داند و شما را غاصب سرزمین های خویش می شمرد، گرچه اکنون جرات اظهار صریح آن را ندارد، چنانچه صدام برادر اسرائیل نیز برای سلطه بر منطقه تلاش می کند و بر فرض باطل با به قدرت رسیدن، آرامش را از همه سلب می نماید.
این جانب نصیحت برادرانه به شما نمودم، اکنون خود دانید. و به دولت های نظیر حکومت مصر هشدار می دهم که مبادا گول توطئه آمریکا را بخورد و به بهانه مین گذاری در دریای سرخ و کانال سوئز که سر و صدای آن را به قدری بلند کرده اند که انسان مطمئن می شود چیزی جز توطئه ابرقدرت ها نیست، دست به اعمال ماجرا جویانه ای بزند. و همان طور که همه می دانند تاکنون اصل قضیه در پرده ابهام است. از طرف دیگر آسیب دیدن چند کشتی و جنجال دولت استعمارگری چون آمریکا و انگلستان و فرانسه خود نشان دهنده نقشه حضور بیشتر آنان در منطقه است که هر چه این هیاهوها دامنه دارتر می شود، انسان به پوچ بودن دعوی مطمئن تر می گردد و در هر صورت اگر مصر با دولت و ملتی مثل ایران که برای بستن دست ستمکاران انقلاب نموده است بخواهد مقابله کند باید بداند که ملت های مسلمان و انقلابی جهان او را محکوم نموده و ساکت نخواهند نشست. صلاح حال امثال مصر آن است که سرنوشت خود را به دست آمریکا و دوستانش ندهد و خود را بی جهت وارد معرکه نکند.
صحیفه نور جلد 19 صفحه 49
از خداوند تعالی پیروزی اسلام و خذلان کفر و بیداری مسلمانان و تعهدشان را در پیشبرد مقاصد اسلامی خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
پیام امام خمینی به مناسبت رحلت آیت الله آشتیانی
تاریخ: 1363/06/16
پیام امام خمینی به مناسبت رحلت آیت الله آشتیانی
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
خبر تأسف و تاثر آور رحلت عالم متقی مهذب و فقیه ارزشمند و متعهد، حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم آقای حاج میرزا محمد باقر آشتیانی رحمه الله علیه موجب نگرانی و تالم شد. این جانب ایشان را از جوانی می شناختم و آنچه از ایشان دریافتم تقوا و صفای باطن، اخلاق کریمانه و اشتغال به علم و عمل بود. خاندان محترم ایشان از اساتین فقاهت و چهره های بارز بین علما و فقها بودند و خدمت ها به علم و حوزه های علمیه نمودند و (جزاهم الله عن الاسلام خیرا.) این جانب فقدان این بزرگوار را به حوزه های علمیه و علمای معظم خصوصاً علمای اعلام تهران دامت برکاتهم و به خاندان و بستگان محترمشان تسلیت عرض و از خداوند تعالی برای ایشان رحمت و غفران و برای بازماندگانشان صبر و سلامت و برای علمای اعلام سعادت و صحت و برای اسلام بزرگ قوت و قدرت و برای مجاهدان در راه خدا پایداری و استقامت و برای شهدای جبهه ها و غیر جبهه ها علو مقام و عظمت و برای بازماندگانشان شکیبایی و کرامت و برای مفقودین و اسرا رجوع به اوطانشان با سرفرازی و شهامت خواستارم و امیدوارم با دعای خیر حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه فداء این کشور اسلامی از شر اجانب محفوظ باشد.
روح الله الموسوی الخمینی
بیانات امام خمینی در جمع فقها و حقوقدانان شورای نگهبان
تاریخ: 1363/06/11
ما مکلفیم نگهبان آینده نظام و اسلام باشیم
بسم الله الرحمن الرحیم
من تذکراتی دارم که باید به شما آقایان عرض کنم. ما باید آینده را در نظر بگیریم و این گونه فکر نکنیم که وضع فعلی مان بگذرد، آینده هر چه باشد، باشد. ما مکلفیم تا علاوه بر این که وضع فعلی را حفظ کنیم، نگهبان آینده نظام و اسلام باشیم. ما باید پایه گذار خوب آینده باشیم. از موضوعاتی که باید در فکر آینده اش باشیم، وضع روحانیت است، وضع درسی روحانیت است. در مورد وضع درسی آنچه پرسیدم، گفته اند خوب است. البته خوب داریم تا خوب، یک موقعی خوب است که صاحب جواهر و شیخ مرتضی تربیت می شود و یک موقعی خوب است که ماها به وجود می آییم، بین این دو خیلی فاصله است. برای این که افرادی مثل صاحب جواهر تربیت شود باید دسته بسیاری ممحض بر تحصیل شوند، خود را مهیا کنند تا فقه را به صورت قدیم تحصیل نمایند.
وقتی تشریفات زیاد شد محتوا کنار می رود
مسأله دیگر، مسأله تشریفات حوزه های روحانیت است که دارد زیاد می شود. وقتی تشریفات زیاد شد، محتوا کنار می رود. وقتی ساختمان ها و ماشین ها و دم و دستگاه ها زیاد شد، موجب می شود بنیه فقهی اسلام صدمه ببیند، یعنی با این بساطها نمی شود شیخ مرتضی و صاحب جواهر تحویل جامعه داد. این موجب نگرانی است و واقعاً نمی دانم با این وضع چه کنم. این تشریفات اسباب آن می شود که روحانیت شکست بخورد. زندگی صاحب جواهر را با زندگی روحانیون امروز که بسنجیم، خوب می فهمیم که چه ضربه ای به دست خودمان به خودمان می زنیم. یک قصه هم قصه بعضی ائمه جمعه و بعضی از علمای بلاد است که با دخالت های بی مورد خود در امور دولت، اسباب این می شوند که مردم از آنها کنار گیرند. اگر مردم از روحانیون کنار گیرند، موجب می شود که روحانیون شکست بخورند و اگر روحانیون شکست بخورند، جمهوری اسلامی شکست می خورد. این مطلب را بارها گفته ام که روحانیون باید وضعی ارشادی داشته باشند، نه این که بخواهند حکومت کنند. کاری نباید بکنیم که مردم بگویند اینها دستشان به جایی نمی رسید، حالا که رسید دیدید این طور شدند. استبداد دینی خود تهمتی است که از کنارش نباید گذشت، رادیوها مرتب از آن سخن می گویند و ما را به
صحیفه نور جلد 19 صفحه 51
خودکامگی متهم می کنند. روحانیون نباید کاری کنند که شاهد دست دشمن بدهند. دخالت ما باید نهی از منکر و امر به معروف باشد، والا به استاندار بگوییم تو باید این کار را بکنی، والا بگوییم از این جا برو، این اولاً تضعیف دولت است و از آن گذشته موجب می شود که مردم از روحانیون متنفر شوند. این موضوعات را باید کاملاً در نظر داشته باشیم.
شورای نگهبان باید قوی و همیشگی باشد
اما مسأله شما. من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و عقیده ام هست که باید قوی و همیشگی باشد، ولی حفظ شورا مقداری به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتی باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین به تدریج کار می کنند. آمریکا برای پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طوری فکر کنید که این شورا برای همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده اید.
این که شما یکی و مجلس یکی، شما یکی و دولت یکی، ضرر می زند. شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می کنید. صحبت های شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونی خودتان عمل می کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونی وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف. گاهی ملاحظه می کنید که مصالح اسلامی اقتضا می کند که به عناوین ثانوی عمل کنید. به آن عمل کنید گاهی می بینید که باید نخست وزیر در کاری دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت اقتضا می کند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس دیگری بر نمی آید شما باید سعی کنید که نگویند می خواهید در تمام کارها دخالت کنید، حتی در مسائل اجرایی. البته خود این مسائل را می دانید و عمل می کنید، ولی من تذکر می دهم. شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوی یکدیگر بایستید، اسباب این می شود که شورای نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود و آن کسانی که علمایی را که قبلاً کار شورای نگهبان را می کردند، کنار گذاشتند، به این خاطر بود که کم کم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و به تدریج این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدار باشیم.
ما باید به فکر مردم باشیم و بر آنان سخت نگیریم که از صحنه خارج شوند
مسأله دیگر رفتار نهادها با مردم است. باید حرکت ما به صورتی باشد که مردم بفهمند که اسلام برای درست کردن زندگانی دنیا و آخرت آمده است تا ملت احساس آرامش کنند. این که آمده است (الاسلام یجب ماقبل) این یک امر سیاسی است. اسلام دیده است اگر بخواهد با کسانی که تازه مسلمان شده اند، سختگیری کند، هیچ کس به اسلام رو نمی آورد. (جب ماقبل) کرده است و از آنچه در
صحیفه نور جلد 19 صفحه 52
قبل کرده اند، گذشته است. در جایی دیدم کمیته صنفی گفته است تمام اصنافی که از چند سال قبل از انقلاب گرانفروشی کرده اند باید بیایند و مجازات شوند. این بر خلاف اسلام و رضای خداست. ما باید این قدر سخت نگیریم و به فکر مردم باشیم. مردم ما خیلی زحمت کشیده اند مردم عادی غیر از طبقه مرفه هستند، مردم عادی ما اسلام را پیاده کرده اند و تمام زحمات حکومت را متحمل می شوند. پس ما باید بسیار به فکر مردم باشیم و بر آنان سخت نگیریم که از صحنه خارج شوند. البته فاسدین را رها نکنید، اما این که این فرد با کی عکس انداخته است یا اسمش در کجاست و یا به استقبال چه کسی رفته است، نباید به این سبب ها برای مردم ناراحتی درست کرد. در قرآن هم کارها به تدریج انجام گرفته است. ما چهل و چند میلیون هستیم که اگر با هم باشیم. مطمئناً نه شوروی و نه آمریکا هیچ کاری نمی توانند بکنند. پس باید مردم را حفظ کرد. مجلس، دولت، شورای نگهبان و بقیه باید دست در دست یکدیگر بگذاریم تا ایران و این جمهوری را حفظ کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله
بیانات امام خمینی در دیدار با سرپرست و اعضای ستاد تبلیغات جنگ
تاریخ: 1363/06/18
بیانات امام خمینی در دیدار با سرپرست و اعضای ستاد تبلیغات جنگ
بسم الله الرحمن الرحیم
مهم این است که انقلاب اسلامی ما انقلابی است که به دست مردم صورت گرفته، مردم انقلاب کرده اند و مردم باید آن را به آخر برسانند. مردم قیام کرده اند، شاه را بیرون کرده و رژیم او را سرنگون نموده و نظام اسلامی را که به نفع مستضعفین است جایگزین آن کرده اند، پس، مردم باید پای کاری که کرده اند بایستند. هر چه عمل بزرگ باشد، دشمنش بیشتر و بزرگتر است.
امروز که تمام بوق های تبلیغاتی بر ضد اسلام و ایران است، بدین خاطر است که ایران را به سازش و تسلیم بکشند. انقلاب ما عظیم است و متکی به هیچ قدرتی نیست، نه قدرت شرق و نه قدرت غرب. انقلاب هایی که در دنیا می شود، به یکی از این دو ابرقدرت متکی است ولی انقلاب مردم ما انقلابی است متکی به خود مردم، پس مردم باید از پیامدهای انقلابشان گله نداشته باشند. امروز کشور ایران روی پای خودش ایستاده است، لذا زحمت ها و توطئه ها را هم باید تحمل کند. مردم ما باید دائما پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به یاد بیاورند، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قیام کردند، پایداری کردند، زحمت ها را متحمل شدند، در مکه با آن همه زحمت مواجه شده و در محاصره (شعب) آن همه رنج کشیدند و بعد در مدینه تمام ایام زندگی شان را با رنج و زحمت تمام کردند و حضرت حتی در بستر بیماری به جیش اسامه دستور حرکت دادند. ما هم تا آخر، زحمت ها و رنج های توطئه ابرقدرت ها را باید تحمل کنیم. ما موظف هستیم تا امر الهی را انجام دهیم. پس، از سختی ها نباید هراس داشته باشیم. آیا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل سختی ها عقب نشینی کردند؟ آیا حاضر به تسلیم و سازش شدند؟ ما هم که کار انبیا و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را انجام می دهیم باید بایستیم، باید مقاومت کنیم تا اسلام استقرار پیدا کند و عدالت برقرار شود و دست ظالم ها کوتاه گردد. این را باید دنبال کرد. مردم زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب او مقاومت کردند و از سختی نهراسیدند تا پیروز شدند. ما هم وقتی وارد این کار شدیم و تصمیم گرفتیم که دست بدین عمل بزرگ بزنیم، پیامدهایش را هم باید پذیرا باشیم.
اگر کمی عقب بنشینیم باید دست از اسلام بکشیم و تکلیف ما برخلاف این است
باید مردم توجه کنند که کاری بزرگ انجام داده اند و دشمن هم برای شکست آنها از هیچ کوششی دریغ نمی کند. مردم باید محکم و استوار برای آزادی و استقلال بایستند، اگر ما دستمان را به
صحیفه نور جلد 19 صفحه 59
سوی آمریکا و یا شوروی دراز کنیم، آسوده تا آخر زندگی می کنیم ولی مردم ما که این را نمی خواهند، پس باید این توطئه ها را کم و زیاد تحمل کنند. اوایل جنگ، فکر می کردند ظرف چند روز کار تمام می شود، حال می بینند خیر، جمهوری ما مستقر و ایستاده است. امروز دنیا به ایران چشم دوخته است، چه دوست و چه دشمن، که ببینند ایران چه می کند. در قدیم که ایران مطرح نبود، شاه بود و نوکری آمریکا که هر وقت می خواست، بگوید برو! و هر وقت نمی خواست، بگوید نرو! ولی امروز چه؟ امروز آمریکا و شوروی به یک کارگر ساده ایران قدرت گفتن چنین حرف هایی را ندارند. امروز دنیا با چنین ملت شجاعی روبروست که در مقابل تمام توطئه ها ایستاده و جلو رفته است و وظایفش را هم بهتر انجام می دهد اگر می بینید که در این جا هواپیما می دزدند، اولاً در آمریکا و سایر نقاط هم این دزدی ها فراوان است. دزدی هواپیما که کاری ندارد، شخصی بلند می شود با یک چاقو و یا گاهی فقط تشر می زند و خلبان هم باید از جان مسافران حفاظت کند و به احتمال این که نکند راست بگوید، به حرف او گوش می دهد. امروز دنیا، دنیای آشوب و جنگ و انفجار و هواپیما ربایی است و ایران از خیلی جاهای دنیا آرامتر است. ممکن است بعضی ها که این چیزها را ندیده اند، با خود بگویند! با قدرت ها باید ساخت. ولی باید بدانند که سازش، امروز نابودی تا آخر است، دفن اسلام است تا آخر دنیا. مردم باید محکم بایستند و از اسلام و کشور دفاع کنند و از توطئه ها به خود هراس راه ندهند که اگر کمی عقب بنشینند، باید دست از اسلام بکشیم و تکلیف ما برخلاف این است. مردم انقلاب کردند، باید پای زحماتش هم بنشینند. مردم، پیغمبران و پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را و ابراهیم (علیه السلام) را در نظر بگیرند، ببینند که با آنها چه مخالفت ها شد، ولی دست از هدفشان نکشیدند. اگر ما مسلمانیم، باید دنباله روی آنها باشیم. دنباله روی از آنان که فقط روزه و نماز و مسجد نیست. دنباله روی از آنان مبارزه برای حفظ اساس اسلام است. باید برای حفظ اساس اسلام تا آخر ایستاد و پیشروی کرد.
کارهایتان را بر اساس صدق و صداقت و صفا انجام دهید
مردم در مورد جنگ تصمیمشان را قوی تر کرده و در هفته جنگ به وظایفشان عمل نمایند. خداوند شما را تأیید کند. شما پیروزید در دنیا و آخرت، پیروزی شما نمونه است. پایداری کنید که پیروزی شما بر دو ابرقدرت است. پیروزی بر یک قدرت با تأیید و پشتیبانی ابرقدرت دیگر، کار مهمی نیست. شما باید مقابل دو ابرقدرت بایستید، مردم باید در مقابل دو ابرقدرت بایستند که ایستاده اند و خواهند ایستاد و از هیچ چیز نمی ترسند. صدام دست و پا می زند. این شب ها شاید خوابش نبرد. او مرتب می گوید که اگر ایران حمله کند خارک را می زنم. او اگر هر لحظه بتواند، خارک را با خاک یکسان می کند، او قدرت ندارد.
امیدوارم موفق و موید باشید و تبلیغاتتان همیشه بر اساس صدق و صداقت باشد، کارهایتان را بر اساس صدق و صداقت و صفا انجام دهید و همیشه مصالح ایران را در نظر بگیرید.
والسلام علیکم و رحمه الله
بیانات امام خمینی در دیدار با حجت الاسلام عباس واعظ طبسی، استاندار و مسؤولان نهادهای استان خراسان، جمعی از طلاب و مدرسین حوزه علمیه مشهد و گروهی از خدام و کارکنان آستان قدس رضوی به مناسبت عید غدیر
تاریخ: 1363/06/23
حضرت امیر شخصیتی است دارای ابعاد بسیار و مظهر اسم جمع الهی
بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً این عید بزرگ را بر مهمانان عزیزی که از محضر مقدس امام ثامن سلام الله علیه تشریف آوردند...، ما قدم های شما را بسیار گرامی می داریم. شما از مرکزی آمدید که مرکز نور است، مرکز علم الهی است، مرکزی است که باید همه در آن مرکز آستان بوسی کنید، و باید اظهار تأسف کنم که دست ما کوتاه است، و از شما آقایان، روحانیون و دیگر قشرها مستدعی هستیم که آن جا که رفتید عرض ارادت ما را برسانید. امروز که روز عید غدیر است و از بزرگترین اعیاد مذهبی است، این عید، عیدی است که مال مستضعفان است، عید محرومان است، عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا، حضرت امیر سلام الله علیه را منصوب فرمودند. باید ما تأسف بخوریم از این که نگذاشتند دست های خائن، برای جنگ هایی که در زمان تصدی ایشان به امور بود، آن جنگ ها و جنگ افروزها نگذاشتند که چهره این مرد بزرگ در ابعاد مختلفی که دارد نمایان بشود. این بزرگوار شخصیتی است که دارای ابعاد بسیار است و مظهر اسم جمع الهی است که دارای تمام اسماء و صفات است. تمام اسماء و صفات الهی در ظهور و در بروز در دنیا و در عالم، با واسطه رسول اکرم در این شخصیت ظهور کرده است. و ابعادی که از او مخفی است، بیشتر از آن ابعادی است که از او ظاهر است. همین ابعادی هم که دست بشر به آن رسیده است و می رسد، در یک مردی، در یک شخصیتی جمع شده است، جهات متناقض، جهات متضاد. انسانی که در حال این که زاهد و بزرگترین زاهد است، جنگجو و بزرگترین جنگجوست در دفاع از اسلام. اینها در افراد عادی جمع نمی شود، آن که زاهد است، به حسب افراد عادی، جنگجو نیست، آن که جنگجوست زاهد نیست. در عین حالی که در معیشت آن طور زهد می کردند و آن طور در خوراک و در آن طور چیزها به حداقل قناعت می کردند، قدرت بازو داشتند، آن قدرت بازو را و این هم جزء اموری است که جمعش، جمع متضادین است. در عین حالی که دارای علوم متعدده و دارای علوم معنویه و روحانیه و سایر علوم اسلامی است، در عین
صحیفه نور جلد 19 صفحه 61
حال می بینیم که در هر رشته ای، مردمی که اهل آن رشته اند او را از خودشان می دانند، پهلوان ها حضرت امیر را از خودشان می دانند، فلاسفه حضرت امیر را از خودشان می دانند، عرفا حضرت امیر را از خودشان می دانند، فقها حضرت امیر را از خودشان می دانند، هر قشری که اهل یک رشته است، حضرت امیر را از خودش می داند. و حضرت امیر از همه است، دارای همه اوصاف است و دارای همه کمالات.
بعض فقرات دعای کمیل از بشر عادی نمی تواند صادر بشود
بعضی کمالات حضرت که شاید یک قدری مخفی مانده باشد از ادعیه حضرت معلوم می شود. دعای کمیل یک دعای عجیبی است، بسیار عجیب. بعض فقرات دعای کمیل از بشر عادی نمی تواند صادر بشود. (الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک) کی می تواند این طور بگوید؟ کی این طور عشق به جمال خدا دارد که از جهنم نمی ترسد لکن می ترسد که وقتی در جهنم برود، نازل شده از مقام خودش و به مرتبه ای برسد که محروم بشود از عشق او؟ از فراق حضرت حق تعالی ناله می زند. این عشقی است که در باطن قلب او گداخته شده همیشه و تمام اعمالی که از او صادر می شود، از این عشق صادر می شود، از این عشق به خدا صادر می شود. ارزش اعمال روی این عشق و محبتی است که به حق تعالی هست، روی این فنا و توحیدی است که در انسان هست و این سبب شده است که (ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین.) فرضاً که این ضربت را کس دیگر از دفاع اسلام زده بود اما از روی عشق نبود، کارش هم اسباب این شده بود که اسلام ترویج پیدا کند، لکن چون مبداء، مبداء عشقی نبود، (افضل من عباده ثقلین.) نخواهد شد. انگیزه اعمال، انگیزه روحانیت اوست نه صورت او. شمشیر زدن، یک دست پایین آوردن است و یک کافر را کشتن، این دست پایین آوردن و کافر را کشتن، از خیلی اشخاص ممکن است صادر بشود، لکن گاهی اصلاً اجر ندارد و اصلاً فضیلت ندارد و گاهی فضیلت دارد تا برسد به آن جایی که (افضل من عباده ثقلین.) این روی آن عشق و توحیدی است که در قلب او هست، روی آن است که دست دست او نیست، چشم، چشم او نیست، ید الله است، عین الله است. اینها را ما با لقلقه لسان می گوییم و نمی توانیم تصورش را بکنیم، البته تصدیقش کردیم به این که این طور است اما تصورش را نمی توانیم بکنیم که چه جور است وضعیت.
ما که می گوییم شیعه حضرت علی هستیم، باید ببینیم شیوه حضرت علی چه بود
آنهایی که شیعه این مرد بزرگ هستند البته نمی توانند مثل او باشند، خود ایشان هم فرمود شما قدرت این را ندارید، حتی قدرت همین زهد ظاهریش را، چه برسد به معنویاتش، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمؤمنین سلام الله علیه هستیم. و خود او در دعای کمیل و سایر ادعیه هایش و در روش آن طور خوف از خدا داشت و آن طور از عاقبت می ترسید که منعکس شده است این در دعای
صحیفه نور جلد 19 صفحه 62
کمیل و در حالات او و ما اصلاً دنبال این مسائل نباشیم و بگوییم ما شیعه هستیم. آن طور بسط عدالت، اگر موفق شده بود، کرده بود که الگو شده بود برای همه حکومت های عالم، نگذاشتند. ما بگوییم شیعه هستیم و خدای نخواسته ظلم بکنیم، نمی شود این. اگر در روایات فرموده اند که پیروان علی، اهل سعادتند، باید ما ببینیم ما پیرو هستیم یا نیستیم؟ ما به وظایفمان، حتی به همان وظایف صوری مان عمل می کنیم یا نمی کنیم؟ ما در این جمهوری اسلامی چه کردیم و چه می خواهیم بکنیم؟ و با ما چه کردند و چه خواهند کرد؟ شما ملت عزیز با قدرت خودتان، با ایمان خودتان، با تحولی که درتان واقع شد، دست تبهکاران را در داخل و دست غارتگران را که از خارج دراز شده بود قطع کردید، شما یک حکومت طاغوتی را برداشتید و به جای او یک حکومت اسلامی گذاشتید. شمایی که این کار را کردید باید دنبالش باشید تا نگهش دارید، نمی شود که انسان یک کاری بکند و نیمه کاره رهایش کند. امروز که اسلام و جمهوری اسلامی در دست شما و ما و همه ملت ایران امانت است، اگر چنانچه خلاف بکنیم، خلاف مصالح جمهوری اسلامی بکنیم، خلاف مصالح اسلام بکنیم، به این امانت خیانت کردیم و در پیشگاه مقدس حق تعالی مجرم و خائن هستیم. خیانت همه اش این نیست که منافقین می کنند، آنها هم یک قسمش است. خیانت آن نیست که صدام می کند، آن هم یک قسمش است. آنهایی که در داخل با اسم های مختلف ضربه می خواهند بزنند به اسلام و با اسم امور مختلفه ای به حکومت اسلامی می خواهند ضربه بزنند، اینها هم خیانت کردند. گاهی خیانت اینها راه را باز می کند برای این که آنهایی که مثل صدام و منافقین هستند راهشان باز بشود و خیانت بالاتر را بکنند. ما که می گوییم که مسلمان هستیم، شیعه علی بن ابی طالب هستیم، باید ببینیم که شیوه علی بن ابی طالب چی بود، همین علی بن ابیطالب که رسول خدا او را به جای خودش نصب کرد، بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد با اشخاصی که به عقیده او غاصب مقام بودند، برای این که مصالح اسلام اقتضا می کرد. اگر حضرت آن وقت می خواست معارضه بکند، اسلام در خطر بود. مایی که می گوییم مسلمان هستیم، باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم، نه مصالح شخصی خودمان را. باید ببینیم که امروز ضربه زدن به مجلس شورای اسلامی، ضربه زدن به شورای نگهبان، ضربه زدن به رئیس جمهور، ضربه زدن به دولت اسلامی، این می سازد با شیعه بودن با علی بن ابی طالب؟ آن بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد، بچه هایش را به جنگ فرستاد.
کمک کنید به این دولتی که برای اسلام و کشور شما جان می کند
امروز مصالح اسلامی اقتضا می کند که همه ما با هم باشیم، هر روز یک نغمه ای بلند نکنیم برای تضعیف دولت، برای تضعیف مجلس، برای تضعیف شخصیت ها. من یک صحبتی می کنم که نصیحت می کنم به دولت که شما مردم را شریک کنید در این کار، برای این که تنهایی نمی توانید بکنید، و نمی تواند هم. یک دفعه می بینیم که شیاطین از اطراف به دولت حمله می کنند که معلوم شد تو خلاف شرع همیشه کردی. خدای تبارک و تعالی که پیغمبرش را نصیحت می کند که (یا ایهاالنبی اتق
صحیفه نور جلد 19 صفحه 63
الله) به حسب آن طوری که شما می گویید پیغمبر متقی نبوده تا خدا به او گفته (اتق الله) ! خدای تبارک و تعالی که به همه مؤمنین می فرماید (یا ایها امنوا اتقوا الله) معلوم می شود اینها متقی نبودند که خدا می گویند (اتقوا الله) این شیاطین چه می گویند به این ملت ما؟ اینها سلطنت طلبند و می خواهند سلطنت را در این جا دوباره برگردانند یا بازی خورده اند از آنهایی که می خواهند این کشور را دوباره به باد بدهند و تحت سلطه آمریکا قرار بدهند؟ می فهمند اینها چه می کنند؟ اینهایی که هر کدام خودشان اگر حکومت یک محله باشند نمی توانند اداره کنند آن جا را، چطور به خودشان اجازه می دهند که یک دولتی که در عین همه گرفتاری هایی که الان دارد و از شرق و غرب به او فشار دارند می آورند، این مملکت را دارد اداره می کند و به خوبی هم اداره می کند، چطور اجازه می دهند به خودشان که نسبت به این جسارت کنند و هر روز یک صورت درست کنند. خوب، ما افراد را نمی شناسیم اما خدای تبارک و تعالی که می شناسد، ما افکار شما را نمی توانیم بفهمیم اما خدا که می داند. شمایی که نمی توانید یک شهر را اداره کنید، اگر نانوایی یک شهر را به شما بدهند نمی توانید اداره اش کنید، چطور می گویید که چرا دولت نمی دانم چه نکرده، چه نکرده؟ شما می فهمید که کار دولت چی هست و تاکنون چه کرده است؟ شما می دانید که کارهایی که دولت در این چند سال با همه این فشارها کرده، عمقش از کارهایی که در طول سلطنت فاسد پهلوی بوده است، بسیار بیشتر است، چی می گویید به جان این دولت؟ دست بردارید، از خدا بترسید، از غضب خدا بترسید، شما خیال می کنید که اگر دولت ساقط بشود، شما روی کار می آیید؟ شما هیچ وقت نمی آیید روی کار. شما خیال می کنید به نفع اسلام این حرف ها را می زنید؟ شیطان در لباس شما، در باطن شما این حرف ها را می زند و به ضرر اسلام دارد می زند. دست بردارید از این مسائل، کمک کنید به دولت، کمک کنید به این دولتی که دارد جان می کند برای اسلام و برای کشور شما. چرا باید هر روز نق بزنید و هر روز هر جا فرصت پیدا می کنید یک چیزی بگویید به ضد دولت یا یک چیزی را هم منتشر کنید به ضد دولت؟ اینها مسائلی است که باید توجه داده شود به ملت ما. باید توجه کنند کسانی که در بین ملت هستند، علمای اعلام که در هر جا هستند باید تذکر بدهند به اینها، باید توجه بدهند به اینها که شما با دست خودتان می خواهید خودتان را دفن کنید. بترسید از آن روزی که خدا غضب کند به ما و ما را دوباره در همان جهنمی وارد کند که در سابق بودیم. شما یادتان رفته است که سرتاسر ایران چه خبر بود از فحشا؟ شما نمی دانید که ما در تحت استعمار آمریکا بودیم در این چند سال آخر و قبلاً انگلستان؟ شما این را نمی دانید و یا می دانید و می خواهید دوباره او بشود؟ یا حسد دارید و می خواهید که ولو خودتان کشته بشوید این جمهوری هم به هم بخورد؟
اگر با هم نباشید شکست می خورید
من نصیحت می کنم به شما، من در یک همچو روز مبارکی به شما یادآور می شوم که امام شما این طور نبود، امام شما مصالح اسلام را رویهمرفته ملاحظه می کرد، مصالح شخصی را ملاحظه نمی کرد. آن روزی که مصالح عمومی اقتضا می کرد تبعیت می کرد. آن روزی که - می خواست -
صحیفه نور جلد 19 صفحه 64
مصالح اسلام به این بود که خوارج را دور کند با شمشیر، می کرد. مشکلات را شما در نظر بگیرید، شیاطینی که از اطراف دنبال این هستند که یک چیزی پیدا کنند و در بوق ها بزرگش کنند در نظر بگیرید، چرا هر روز برای بوق های خارجی یک چیزی درست می کنید و خوراکی درست می کنید که آنها تبلیغ بر ضد شما بکنند؟ من تکلیف می دانم این را که عرض کنم والا نمی خواستم چیزی بگویم، لکن دیدم که یک تکلیفی است، که دوباره یک شیاطینی شروع کردند، یک حرفی من زدم، که فلانی این را که گفته معلوم شد دولت بر خلاف بوده. من گفتم دولت بر خلاف است؟ من نصیحت کردم، خدا هم نصیحت کرده پیغمبر را، خدا هم نصیحت کرده مؤمنین را. هر روز که این ائمه جمعه به مردم می گویند (اتقوا الله) یعنی همه تان بی تقوا هستید؟! روز جمعه الان در سرتاسر کشور از آداب نماز جمعه، از واجبات نماز جمعه در یک شیوه، احتیاط هم در دیگری این است که مردم را امر به تقوا بکنند، معنایش این است که خدا همه مردم را بی تقوا می داند که می گوید امر کنید به تقوا؟! من که می گویم یک کاری را بکنید، نه این است که شما تا حالا تخلف کردید و نه بگویید حالا بکنید. خیر، باید یک قدری بیدار بشوید توجه کنید، نگذارید یک وقت خدا به ما غضب بکند و شما را نشان بدهند به ملت که اینهایند که دارند این کارها را می کنند. این کار را نکنید، توجه کنید به مسائل. شما با شخصیاتی که دارید جانشان را فدای اسلام می کنند و هر روز در معرض اینند که کشته بشوند، با اینها مخالفت نکنید. کمک کنید به هم، با هم باشید، اگر با هم نباشید شکست می خورید، اگر شکست بخورید اسلام شکست می خورد، اگر خدای نخواسته در این نهضتی که شده است اسلام شکست بخورد دیگر سرش را تا سال های طولانی بلند نمی تواند بکند، برای این که ابرقدرت ها می فهمیدند اسلام قدرت دارد. شما این قدرت اسلام را حفظ کنید. از خدای تبارک و تعالی عاجزانه تقاضا می کنم که ما را بیدار کند، مسلمین را بیدار کند، حکومت هایی که در بلاد مسلمین هستند بیدارشان کند و ملت ما را پیروز کند و ارتش ما را پیروز کند و همه قوای مسلحه ما را با سعادت و سلامت پیروز کند و به همه و به همه ملت توفیق و سلامت وافر عنایت کند و همه ما خدمتگزار اسلام باشیم.
پیام تسلیت امام خمینی به مناسبت رحلت مرحوم آیت الله سید عبدالله شیرازی
تاریخ: 1363/07/05
پیام تسلیت امام خمینی به مناسبت رحلت مرحوم آیت الله سید عبدالله شیرازی
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
رحلت مرحوم آیت الله آقای حاج سید عبدالله شیرازی قدس سره موجب کمال تأثر است. وجود این گونه شخصیت های علمی و دینی و متعهد به مجاهدت علیه سردمداران کفر و ستم، سرمایه هایی برای حوزه های علمی و پشتوانه هایی برای کشورند و فقدان آنان ثلمه ای بر اسلام و مسلمین است. این جانب این ضایعه اسفناک را به محضر مقدس حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفداء و حضرات مراجع معظم و علمای اعلام دامت برکاتهم و حوزه های علمیه و بیت محترم و آقازادگان ایشان ایدهم الله تعالی تسلیت عرض و برای بازماندگان محترمشان صبر جزیل و اجر جمیل و برای آن بزرگوار رحمت واسعه حق تعالی را خواستارم.
والسلام علی عباد الله صالحین
روح الله الموسوی الخمینی