"بوسه "؛ ابزار ترور موساد
خبرگزاري فارس: رژيم صهيونيستي براي اجرايي كردن اهداف شوم خود در ترور افراد از ابزارهاي مختلفي از جمله "مرض بوسه " استفاده ميكند.
به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از ايران ديپلماتيك، رونن برگمن كارشناس نزديك به تشكيلات امنيتي اسرائيل در روزنامه بديعوت آحارونوت در گزارش مفصلي تحت عنوان "نمايش خاموش " نوشت در حالي كه دخالت در ترور محمود المبحوح را در ماه ژانويه 2010 تكذيب كرد، در نوامبر 2009 تلاش كرده بود تا او را از طريق مسمومكردن به قتل برساند.
گزارش برگمن اطلاعات پليس دبي را تاييد ميكند كه 9 نفر در فاصله ششم تا هشتم نوامبر 2009 وارد دبي شده بودند و با تعقيب كردن محمود المبحوح سعي كردند تا از طريق آلوده كردن به سمّ كشنده وي را به قتل برسانند.
بر اساس اين نقشه، سم وارد بدن وي ميشد و ظرف چند ساعت بعد و هنگامي كه تيم ترور دبي را ترك ميكردند، المبحوح را از پاي در ميآورد. اين نقشه به مرحله اجرا درآمد ولي عمل نكرد. آثار بيماري در بدن المبحوح خيلي شديد ظاهر شد و او مجبور شد به سوريه مراجعت كند. او هشيارياش را به شدت از دست داد.
پزشك به وي اطلاع داد كه نشانههايي از بيماري موسوم به "مرض بوسه " در او مشاهده ميشود. مرض بوسه نوعي بيماري عفوني است كه از طريق ويروس در بدن ايجاد شده و سلولهاي ايمني بدن را هدف قرار ميدهد. آثار اين بيماري در بزرگسالان با شدت زياد و به صورت فراگيرشدن دانههاي قرمز بر روي پوست بدن، احساس درد، خونريزي، خستگي، مشكلات تنفسي و ... ظاهر ميگردد. ابتلا به اين بيماري از طريق بزاق دهان در نتيجه بوسيدن فرد ديگر و يا وارد شدن ويروس در خون صورت ميگيرد.
بوسه؛ ابزار جديد ترور موساد
اما اين امر براي المبحوح و دكترش به منزله هشداري تلقي نشد كه ممكن است او را مسموم كرده باشند. پس از شكست اين تلاش، موساد تلاش كرد تا بار ديگر المبحوح را بي سر و صدا ترور كند. همه چيز مهيا بود تا آنها براي اجراي نقشه مجدد خود در كشتن هدف مورد نظرشان اقدام كنند اما موساد اذعان كرد كه من در محاسبه و ارزيابي توانائي پليس دبي دچار اشتباه شدم. من فكر ميكردم توانائي پليس دبي در استاندارد كشورهاي خاورميانه است و توانائي مقابله و حفاظت از مسائل و حوادث غير مترقبه ندارد.
برگمن مينويسد آدمكشهاي موساد سه اشتباه مرتكب شده بودند: اول اينكه دوربينهاي مراقبتي پراكنده و گسترده در سطح هتلها، مراكز تجاري وخيابانهاي دبي را به حساب نياورده بودند. از كارتهاي اعتباري بينالمللي مخصوص و كميابي از نوع بدهي- كارت (Dept card) كه توسط اسرائيل صادر ميشود و بنام يووال طال (Yuval tal ) معروف است، استفاده ميكردند. اين كارتها اجازه ميدهند تا مكان افراد و گردش مالي آنها به سرعت رديابي شود. سوم اين كه امارات عربي متحده را يك كشور معمولي تلقي ميكردند كه به رغم مواضع ضداسرائيلي اين كشور ميتوانند اقدامات خود را در اين كشور مانند رفتن به پيك نيك به مرحله اجرا در آورند.
در چنين مواردي راههاي فرار بسيار كم بوده و ريسك آنها بسيار بالاست و از همين رو آنها دچار اشتباه ديگري نيز شدند. برخي بخشهاي اطلاعاتي موساد از انتخاب دبي به عنوان محل اجراي اين ترور انتقاد ميكنند و معتقدند بهتر بود آنها منتظر ميماندند تا سر فرصت اين اقدام را در جاي ديگري انجام ميدانند. اين گزارش در پايان از تغيير چهره عناصر اجرا كننده ترور به عنوان اتباع كشورهاي خارجي، بدون در نظر گرفتن دوربينهايي كه آنها را حتي در داخل حمام هتلها تحت نظر داشتند، انتقاد ميكند زيرا به عنوان مثال وقتي كه اين افراد دوش ميگرفتند و مجبور بودند كلاه گيسهاي خود را بردارند، شناسايي شده بودند و همين امر به پليس دبي كمك كرد كه آنها بتوانند جنايت را رمزگشايي كرده و هويت عوامل درگير در ترور را شناسايي نمايند.