آفات سستي و بيکاري1
در مکتب هدايت بخش اسلام به معضل بيکاري و سستي توجه خاصي شده و ضمن نکوهش کساني که با کسالت (بي حوصلگي) زندگي ميگذرانند، آفات و مضرات آن را گوشزد نموده است. در اينجا به تناسب به برخي از اين مضرات اشاره ميگردد.
- سستي عامل تباهي
اسلام کار و تلاش را گوهر ذاتي انسان ميداند، گوهري که مايه عزت و کرامت او و سبب دوام زندگي و حيات آدمي است. در اين مکتب، سعادتمندي و رسيدن به کمال مطلوب، در پي کار و تلاش ميسر است. هر قدر جامعهاي در وادي کار و تلاش کوشاتر و بر رفع مشکلات موفقتر باشد، ميزان ماندگاري و ثبات آن، بيشتر خواهد بود؛ در مقابل هر جامعهاي که از سعي و تلاش خود بکاهد و سستي و تنبلي را روية خود سازد، از ميزان دوام و پايداري آن کاسته خواهد شد و رو به تباهي خواهد گذارد. به تعبير امام علي (ع):
«في التواني و العجز انتجت الهلکه»؛
در تنبلي و احساس ناتواني، نابودي و تباهي پديد ميآيد.[1]
اين حقيقتي ميباشد که تاريخ بارها آن را گواهي نموده و شهادت داده است که سرنوشت هر ملتي بدست خود آن رقم ميخورد.[2]هر گاه ملتي با هميت و غيرت ملي خويش، به کار و کوشش جمعي پرداخت، عرصههاي وسيعي از توسعه و موفقيت را کسب نمود و در مقابل هر گاه اجازه داد که سستي در جامعه، به بخشي از فرهنگ عمومي تبديل شود، نابودي و تباهي را براي خويش رقم زده است.