راسخون

نیستان

Mehdi__alizadeh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 490
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

با پای دل طی کردم آن روز، از جبهه تا کرب و بلا را
بوسیدم آن خاکی که بوسید، نعش شهیدان خدا را
در زیر بمباران و آتش، جایی که پرپر می‌زد اصغر
در پاره‌های آهن و سنگ، با چشم دیدم کربلا را
لب تشنه یک ساعت به افطار، بر ساحل کارون و اروند
در خاک و خون افتاده دیدم بی‌دست و پا عباس‌ها را
بر شانه‌ی هورالهویزه، تا سر گذارم می‌نویسد
هم ناله‌ی نی‌های بی‌سر، صدها نیستان نینوا را
یا رب دل از دنیا گسستم یک عمر در غربت نشستم
بیرون بیار از سینه‌ی ابر، خورشید عالم‌تاب ما را

homban کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 379
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
از نیستان تا مرا ببریده اند............................