بانک سخنان امام خامنه ای
در اين شهر عزيز، سه نقطهى برجسته در ميان اين همه نقاط روشن، چشم را به خود جلب مىكند: اول، حرم مطهر و مضجع شريف حضرت فاطمهى معصومه است؛ آن بزرگوارى كه سرچشمهى جوشان و خروشان انقلاب، نخستين بار از كنار مرقد او جوشيد و بركاتش به همهى عالم و بخصوص به دنياى اسلام رسيد.
در اين كشورهاى اسلامى كه امروز ائمهى جمعه و جماعاتشان، تشكيلات به وجود مىآورند و مسجدها رونق پيدا مىكنند و كانون تحرك مىشوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يك مشت پيرمرد از كار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاى جوانان و كانون جنبشهاست. اين را شما كرديد. اين را حركت شما و قائد عظيمالشأنتان - آن مرد الهى - بود كه انجام داد.
در بعضى از مراكز سياسى يا سياسى - علمىِ امريكا گفتهاند ما نمىخواهيم يك ژاپن اسلامى بهوجود بيايد! ژاپن اسلامى يعنى شما. گفتهاند نمىخواهيم بگذاريم ملت ايران از خود پيشرفت علمى نشان دهد. اينها حركت ملت ايران را مىبينند؛ اين خودباورى را مىبينند.
در بلندمدت، هيچ چيز به اندازهى تعليم و تربيت اهميت ندارد.
در بين جمع برادران شوراى عالى قضايى ... آن كسى كه صددرصد با شهيد بهشتى همفكرى و همگامى داشت، مرحوم قدوسى بود.
در جامعهى اسلامى، كتابخوانى بايد همگانى و فراگير شود.
در اين دعاهايى كه از ائمه (عليهمالسّلام) به ما رسيده است، درسهاى بزرگى از معارف اسلام هست.
در جامعهى كتابخوان، پديدآورندهى كتاب و عرضهكنندهى آن، بايد گرامى داشته شود.
در چنين روزى در بحبوحهى طلوع خورشيد حق و عدل، كه با مشعلگردانى و تدبير الهىِ آن رهبر نستوه، از روزن دلهاى يكايك مردم اين مرز و بوم سركشيده بود، دست شوم استكبار، خشمگين و سرگردان، بىتدبير و هدف، جمعى از نونهالاندانشآموز را هدف گرفت و مشتى برگهاى نورس بهارى را بر زمين ريخت، تا خون آن جگرگوشگان معصوم، باز همزودتر دامن ديوان آدمىخوار را بگيرد و موج خشم آگاهانهى مردم، خس و خاشاك راه پيروزى را بروبد.
در حقيقت بركات عظيم روز عرفه آن را به معناى يك روز عيد و بركت و رحمت از طرف پروردگار به ما معرفى مىكند.
در حكومت اسلامى - يعنى حكومت فقيه عادل و فقيه متقى - هم حضور مردم هست، هم حضور معنويت و ارزشهاى اسلامى و حضور تقوا هست؛ اين، بالاتر از همه است.
در حقيقت، شما مسئولان كشور و همهى ما، مديون آحاد مردم و بخصوص ايثارگران از مردم هستيم كه با جان و توان و زحمات خودشان، اين امكان را براى ما فراهم كردند.
در خانوادههاى شما، دو فداكارى مطرح است؛ يكى فداكارى آن رزمنده است؛ آن كسى كه مىرود و جانش را در ميدان جنگ، كف دست مىگيرد. حالا اين كسى كه جانش را كف دست گرفته است، گاهى شهيد مىشود، گاهى جانباز مىشود. جانبازها هم از لحاظ ارزش معنوى، در آن حدى كه خود آنها كارى را انجام دادهاند، مثل شهدا هستند. هر دو به جبهه رفتهاند. هر دو جانشان را كف دست گرفتهاند. هر دو آماده شدهاند براى اينكه در راه خدا فداكارى كنند. اتفاقاً آن يكى به فيض شهادت نايل و اين يكى به فيض جانبازى نايل شد. بنابراين از اين جهت، هر دو يكسانند.
در خانواده همسر و مادر عضو اصلى است. زن در اين مجموعه، جاى بسيار اساسى و رفيعى دارد. به همين خاطر، وقتى اصل خانواده -يعنى زن - متزلزل است، در آنجا هيچچيزى در جاى خودش قرار ندارد.
در دانشگاههاى ما به طور جدى بايد روى آن چيزهايى كه مربوط به بخش پژوهش است، تكيه شود. مىتوان دانش فنى را وارد كرد - كمااينكه الان داريم اين كار را مىكنيم؛ دانش فنىِ يك پديدهى صنعتى را وارد مىكنيم - ليكن اين مثل آن است كه ما در چاهى آب دستى بريزيم تا بتوانيم بعد همان آب را استخراج كنيم؛ براى بلند مدت، اين كار فايدهيى ندارد؛ بايد علم از درون بجوشد؛ آن هم بر طبق آنچه كه مورد احتياج كشور است. بنابراين بايد بر جريان علم در كشور، درونزايى حاكم باشد؛ اين كار بايد در دانشگاهها جدى گرفته شود؛ افزايش سهم بودجهى پژوهش، يكى از اين كارهاست.