راسخون

همراه با بانوی بقیع...

ehsan007060 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10952
|
تاریخ عضویت : فروردین 1393 

⬛️ در مصيبت حضرت #فاطمه_زهرا (س)

🌹🌹امام على عليه السلام  هنگام خاكسپارى فاطمه عليها السلام فرمود:
▪️▪️سلام بر تو ـ اى رسول خدا ـ از من و دخترت ، كه در كنارت آرميده و زودتر[از ديگران] به تو رسيده.
▪️▪️ اى رسول خدا ! از جدايى دردانه دخترت صبرم لبريز گشته و تاب توان از كفم رفته است. اما ، يادآورى فراق جانگداز تو و مصيبت بزرگ از دست رفتن تو در اين هنگام، مايه تسلاّى من است زيرا هرگز از ياد نمى برم آن لحظاتى را كه سرت به سينه من بود و در آغوش من جان دادى و من با دست خود سر تو را بر سنگ آرامگاهت نهادم.
▪️▪️ همه ما از آن خداييم و همگى به سوى او باز مى گرديم.
▪️▪️ اينك امانتى [كه به من سپرده بودى ]بازگردانيده شد و گروگان دريافت شد.
▪️▪️امّا از اين پس، اندوه من [از غم فراق شما ]هميشگى خواهد بود و شبهايم به بيدارى خواهد گذشت تا آن گاه كه خداوند سرايى را كه تو در آنى، برايم برگزيند.
▪️▪️ بزودى دخترت تو را از ستمها و حق كشيهايى كه امّتت، همداستان، در حقّ او روا داشتند آگاه خواهد ساخت.
▪️▪️ همه وقايع را از او بپرس و اخبار اوضاع و احوال را از وى جويا شو.
▪️▪️ اين ستمها در حالى شد كه هنوز از رفتن تو مدتى نگذشته ، و يادت از ميان نرفته بود.
▪️▪️ بدرودتان باد، بدرودى وداع گونه، نه از سر نفرت و بيزارى.
▪️▪️ پس اگر از نزد شما بروم، به سبب ملال و بى علاقگى نيست و چنانچه بمانم نه از آن روست كه به آنچه خداوند به شكيبايان وعده داده است، بد گمانم.

⚛ نهج البلاغه، خطبه 202 ⚛ _

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

💕:
جـایِ سیلی بـر رُخِ مـاهَت نشست
بشڪنـد دستی‌ڪه بـازویت شکست

تـا قیامت موردِ لـعــــــنِ خـداست
آن‌ڪه راهـت را میـان کوچه بـست

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

سَر در گم سِرّ سحرم مادر گل ها
دل مردۀ اسرار دَرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
ای محور درد همه ی عالم وآدم
ای هالۀ احساس وکرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
هم اسوۀ مهر و مدد و گوهر علمی
هم سورۀ طاهای حرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫
در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گل ها

💔ایام فاطمیه تسلیت باد🌹

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

فاطمیه آمد و محزون شدم
ازغم لیگای حق مجنون شدم
فاطمیه آمد و دارم به دل
فاطمیه ناله ها دارم به دل
فاطمیه فاطمه گریان بود
سینه اش ازمیخ دَر پرخون بود

یا علی حلالم کن
امامِ بی یاور یاعلی خداحافظ
ازهمه تنهاتر یاعلی خداحافظ
یاعلی حلالم کن،گریه به حالم کن

نمانده جزاشکم نمانده جزآهم
گریه کن ای مولا به عمرکوتاهم
غریب نخلستان یاعلی خدا نگهدارت
به لب رسیده جان یاعلی خدا نگهدارت
یاعلی حلالم کن،گریه به حالم کن

اگرچه ای مولابه کس نمی گویم
توخود گواهی ازکبودی رویم
مدینه بی زهرا همه بُود قبرت
الهی ای مولا خدا دهد صبرت
یاعلی حلالم کن،گریه به حالم کن

کلام حق هدیه به روح پاکم کن
شبانه غسلم دِه شبانه خاکم کن
مانده برای من،مخفی وسربسته
بازوی مجروح و پهلوی بشکسته
یاعلی حلالم کن ،گریه به حالم کن

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

بر مشامم می رسد بوی عزای فاطمه
می شوم آماده ی گریه برای فاطمه

در عزایش بر تنم دارم لباس نوکری
این لباس نوکری باشد عطای فاطمه

من کجا و گریه در بزم عزای او کجا ؟
اشک چشمانم بُوَد لطف خدای فاطمه

بر جراحات عمیق فاطمه مرهم نهد
هر کسی گرید میان روضه های فاطمه

مِهر زهرا را خدا با طینتم کرده عجین
افتخارم این بُوَد هستم گدای فاطمه

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

ای دل مددی که بی امان گریه کنیم
چون ابرِ بهار و آسمان گریه کنیم
امروز که روز رفتن فاطمه است
با مهدی صاحب الزمان گریه کنیم

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

لَگدی خورد به دَر،، در که نه،دیوار شِکَست..

خانه لَرزید و تَمامِ تَنِ تَب دار شِکَست...

سَمت دیوار و دَر آنقَدر هُجوم آوردند...

عاقِبَت پَهلوی آن مادَر بیمار شِکَست...

توی آتَش نِگران بود و به خود می پیچید...

استخوانهای ضَعیف تَنَش اِنگار شکست...

کاش درهای مَدینه وَسَطش میخ نَداشت...

سینه ی زخمی او با نوک مسمار شِکَست...

فِضّه دل خون شد و با بُغض صِدا زد: ثانی...

پای خود را به تَنِ فاطِمه نگذار، شِکَست...

چه کُنَد با غَم نامردیِ این شَهر،عَلی...

سینه اش پرشده از غُصّه تَلَمبار، شِکَست...

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

-تو را فاطمه می خوانم، ای بریده از تمام بدی ها که وجودت آیینه ای است پاک شده از زنگارهای غبار!
-تو را زهرا می گویم، که خورشیدوار، بر وسیع ترین افقِ آسمان، می درخشی، بی آن که غروبی برای تو باشد.
-تو را مبارکه می سرایم، که آوازه ی برکت و کرامتت، موج وار، اقیانوسِ هفت آسمان را به تلاطم می آورد.
-تو را راضیه می خوانم، که میان موج مصیبت ها و سختی ها، ایستادی و قایق زندگی ات همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد.
-تو را مرضیه می گویمت بانو! که زیستنِ تو، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو، همه همان بود که خدایت خواسته بود.
-تو را طاهره می نامم، که ناب تر از شبنم های صبحگاهی بر گلبرگ تاریخ نشسته ای و پاک تر از همه ی بوستان های بهشت و زلال تر از کوثری.

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

مردی که کَنده بود، درِ قلعه را زِ جا
وا میکند پس از تو، درِ خانه را به زور...