ازدواج پیرمرد 110 ساله
"احمد محمد عیسی” تاکنون پنج بار ازدواج کرد و اکنون برای ازدواج ششم خود اعلام آمادگی کرد.
وی بعد از گرفتن قول ازدواج ازیک پیر زن ۸۲ ساله رسما آمادگی خود را اعلام کرد.
این پیرمرد ۱۱۰ ساله که قلب جوانی دارد،۲۰ نوه دارد و ۴۰ نبیره دارد.
گفتنی است که همه اعضای خانواده "محمد عیسی” با ششمین ازدواج وی موافق هستند.
توسل به نزدیکان امام حسین(ع) عامل اجابت دعا
توسل به نزدیکان امام حسین(ع) عامل اجابت دعا
جام جم آنلاین: آیتالله شیخ مجتبی تهرانی با معرفی 5 مکان دیگر که در اجابت دعا تأثیر دارند توسل به منتسبین امام حسین(ع) را عامل اجابت دعا عنوان کرد.
بحث ما در این رابطه بود که ماه مبارک رمضان ، ماه بازگو کردن کلام رب یعنی تلاوت قرآن است و ماه سخن گفتن با رب یعنی دعا کردن است. گفتیم دعا مأثور و غیرمأثور دارد و دارای آداب و شرایطی است و بالأخره عواملی هستند که روی اجابت دعا تأثیرگذارند. برخی از این عوامل را هم ذکر کردیم ، مثل عامل زمان و مکان. بحث به عوامل مکانیِ مؤثر بر دعا رسید و در این رابطه مکانهایی را هم به طور اختصار مطرح کردیم.
در جلسه گذشته به بحث ویژگیها و تأثیر «حائر حسینی» (ع) بر روی دعا رسیدیم و در آخر جلسه روایتی را مطرح کردیم که در آن، برای زائر امام حسین(ع) غیر از مسئله اجابت دعا، آثار دیگری را مطرح فرموده بودند؛ از قبیل شفا که در تربت حضرت است. روایتی میخوانم و بعد نکتهای را درباره مسئله امام حسین که درباره هیچ جای دیگر ندیدهام، عرض میکنم که البته راجع به اجابت دعا است و مرتبط با بحث است.
خصوصیات زیارت امام حسین (ع)
درباره بحث اجابت دعا که جلسه گذشته مطرح کردم، من فکر نمیکنم که چنین چیزی را نسبت به بقیه معصومین داشته باشیم. در آن روایت داشت که خداوند، امامت را در ذریه امام حسین قرار داد، شفا را در تربت او و بعد هم اجابت دعا را کنار قبر او گذاشته است.
در روایتی از امام ششم (ع) این تعبیر آمده است که «مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ لِلَّهِ وَ فِی اللَّهِ»، اگر کسی برای خدا و در راه خدا، قبر امام حسین را زیارت کند، یعنی رفتن و زیارت کردنش در ارتباط با خدا باشد، «أَعْتَقَهُ مِنَ النَّارِ»؛ خدا او را از آتش جهنم میرهاند.
در این روایت مسئله آمرزش گناهان مطرح شده است و اگر یادتان باشد در روایتی که جلسه گذشته خواندم، آمده بود که در قدم اول و هر قدمی که زائر برای زیارت حسین (ع) بر میدارد، شستوشو میشود. این هم، همان مطلب است ولی با تفاوت در تعبیر.
در ادامه روایت میفرماید: «وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ»؛ یعنی خداوند او را از زاری بزرگ، یعنی هول قیامت ایمن میسازد. این خیلی مهم است. در آن روز هولناک، که هولناکترین روزها است، او را از بیتابی و فزع، ایمن میکند. یعنی دومین چیزی که خداوند به زائر حسینی میدهد، این است. ما در باب قیامت داریم که آن روز، « یَومَ یَفِرُّ المَرء مِن أَخیه»(سوره عبس، آیه 34) است؛ یعنی برادر از برادرش میگریزد.
آیات قرآن را نگاه کنید. فرزند از پدر و مادر خودش فرار میکند. مادر از بچهاش فرار میکند. در قیامت یک فریادِ «وانفسا» از همه مردم بلند است، که من این مطلب را قبلاً بحث کردهام. حتی انبیاء هم در روز قیامت «وانفساه» میگویند. آنوقت حضرت میفرماید «وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ»؛ یعنی خداوند زائر حسین را در هولناکترین روز که روز قیامت است، در امن و امان قرار میدهد. این اثر زیارت امام حسین(ع) است.
سومین اثری که زیارت اباعبدالله دارد این است که: «وَ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهُ». (وسائل الشیعه، 14، 499) زائر حضرت هیچ حاجتی از خواستههای مادی و معنویاش را تقاضا نمیکند، مگر این که خدا به او میدهد.
یکی دیگر از ویژگیهای حرم امام حسین (ع)
اما آنچه میخواستم بگویم، خصوصیتی است که من در بقیه جاها ندیدهام. حالا من چند روایت را میخوانم تا مطلب روشن شود. در روایتی آمده است که امام صادق(ع) در مدینه بودند و روزی بیمار شدند؛ «أصابَهُ وَجَعٌ فَأَمَرَ مَنْ عِنْدَهُ أَنْ یَسْتَأْجِرُوا لَهُ أَجِیراً یَدْعُو لَهُ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ»؛ حضرت به اطرافیانشان فرمودند بروید کسی را اجیر کنید که از من نیابت کند و به کربلا برود و آنجا برای من دعا کند.
«فَخَرَجَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِیهِ»؛ یکی از غلامان و خدمتکارانِ حضرت از خانه بیرون رفت که یک نفر را اجیر کند و به کربلا بفرستد. «فَوَجَدَ آخَرَ عَلَى الْبَابِ»؛ بیرون که رفت، دید کسی کنار درب منزل است. حالا آن شخص میخواست خدمت حضرت برسد یا کار دیگری داشت، معلوم نیست. خلاصه کنار در بوده است. «فَحَکَى لَهُ مَا أمَرَ بِهِ»؛ غلام قضیه را برای او نقل کرد که الآن حضرت به من امر کردند که بروم و کسی را اجیر کنم و به کربلا بفرستم که آنجا برای شفای ایشان دعا کند. «فَقَالَ الرَّجُلُ أَنَا أَمْضِی»؛ کسی که کنار در بود، گفت من میروم.
این روایت، روایت خیلی زیبایی است. میخواستم از آن عبور کنم، ولی حیفم آمد. گفتم این را بخوانم تا ببینید قضیه از چه قراری است. بعد آن کسی که مقابل در بود، جملهای گفت که چه بسا در ذهن بعضی از شما هم بیاید. گفت: «لَکِنَّ الْحُسَیْنَ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ»؛ امام حسین، امامی است که اطاعت از او واجب است؛ «وَ هُوَ أیْضاً إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ»؛ و امام صادق هم امامی است که مفترض الطاع? است؛ «فَکَیْفَ ذَلِکَ»؛ گفت این یعنی چه؟ این چه کاری است؟ خوب او یک امام است، خود این آقا هم امام است؛ چرا باید یک نفر را اجیر کند که برود پیش آن امام، برای او دعا کند؟!
جایی که خدا دوست دارد از آنجا خوانده شود
«فَرَجَعَ إلَی مَولَاهُ»؛ خادم برگشت و نزد امام صادق(ع) آمد. «وَ عَرَّفَه قَولَهُ»؛ جریان را گفت که آقا من رفتم کنار در، دیدم کسی ایستاده، به او مطلب را گفتم، او هم گفت که من خودم میروم. اما یک چنین حرفهایی هم به ما زد که هر دو امام هستند و اطاعتشان واجب است، پس چرا باید این کار را کرد؟ «فَقَالَ(ع) هُوَ کَمَا قَالَ»؛ حضرت فرمودند حرفهایش درست بود.
نایب گرفتن برای دعا کردن در حرم حسینی
مطلب دیگری که از این روایت به دست میآید این است که لازم نیست حاجتمند، خودش در حرم حسینی باشد و برای خواستهاش دعا کند. راجع به اماکن دیگر، حاجتمند خودش به آنجا میرود و دعا میکند و حاجتش را از خدا میخواهد. یعنی اثرگذاری مکان بر روی دعا در جایی است که داعی ـدعا کنندهـ در آن مکان حضور یابد و خودش دعا کند، جز در ارتباط با حرم امام حسین(ع) که دعای نیابی هم در آنجا مستجاب است و تأثیر دارد.
از این روایت این به دست میآید که در باب حرم حسینی لازم نیست حاجتمند خودش در آن مکان حضور پیدا کند و دعا کند تا مستجاب شود. اگر نایب هم بفرستد و نایبش در آن مکان برای او دعا کند مستجاب است. این هم خصوصیتی است که ما در مورد اماکن دیگر نداریم.
امام صادق(ع) فرمودند: حرفهای او درست است هم من، هم امام حسین، امام مفترض الطاعه هستیم؛ ولی او این را نمیداند که آن مکان، روی اجابت دعا اثر دارد، به قدری هم اثر دارد که لازم نیست خود حاجتمند در آنجا حضور پیدا کند؛ بلکه اگر نایب هم به آنجا برود، باز هم آن مکان اثر دارد.
حائر حسینی ، در رتبه بیت الله الحرام
ما در فقهمان در بحث «صلاة مسافر» داریم که نماز مسافر شکسته است و میگوییم قصر واجب است مگر در اماکن اربعه. یعنی در فقه اماکنی مطرح است که در این مکانهای چهارگانه مسافر با اینکه مسافر است، مخیّر بین قصر و اتمام است. یعنی هم میتواند نمازش را تمام بخواند و هم شکسته.
یکی از آن مکانها، مسجدالحرام است که بالاترین مکان از نظر قداست است. بعد مسجدالنبی است و بعد از آن مسجد کوفه است؛ چهارمی هم حائر حسینی است. من مسئله شرعی گفتم. به رسالهها که مراجعه کنید، خواهید دید که همه این مسئله را دارند و این حکم، متفق علیه است. در اماکن اربعه با آن که مسافر هستی، میتوانی نمازت را کامل بخوانی. در تمامی اماکن مسافر باید نمازش را قصر بخواند، جز در این اماکن خاص. پس وقتی که در حرم حسینی وارد شدی، حتی اگر مسافر باشی هم میتوانی نمازت را تمام بخوانی. پس میبینیم این مسئله حتی به احکام فقهی هم سرایت کرده است. اینکه میبینید حرم حضرت یک چنین ارزشی پیدا کرده است و در کنار مساجد بزرگ قرار گرفته است، به این خاطر است.
حرم مطهر امام رضا (ع)
یکی دیگر از مکانهایی که در دعا مؤثر است، حرم مطهر امام هشتم است. من روایتی از امام هادی(ع) میخوانم که حضرت فرمود: «مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْیَزُرْ قَبْرَ جَدِّیَ الرِّضَا بِطُوسَ وَ هُوَ عَلَى غُسْلٍ وَ لْیُصَلِّ عِنْدَ رَأْسِهِ رَکْعَتَیْنِ وَ لْیَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ فِی قُنُوتِهِ فَإِنَّهُ یَسْتَجِیبُ لَهُ».(بحارالانوار، 99،49) اگر کسی حاجتی داشته باشد، مزار امام هشتم را در طوس زیارت کند، اول غسل کند، بعد برود بالا سر و دو رکعت نماز بخواند، در قنوت حاجتش را بخواهد که خدا هم از او میپذیرد و دعایش مستجاب میشود.
حرمهای ائمه اطهار
یک روایتی از امام هشتم است که از نظر طلبگی این مطلب از آن به دست میآید که قبور ائمه اطهار دارای این اثر هستند که اگر انسان در آنجا دعا کند دعایش مستجاب است. حضرت فرمودند: «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَیْءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا»؛ اینکه آدم بخواهد زحمت بکشد و راه بیفتد که به محل دفن کسی برود، ارزش چندانی ندارد مگر اینکه خودش را برای زیارت قبور ما به زحمت بیاندازد و بخواهد به زیارت ما بیاید.
منظور از «قبورنا» قبور ائمه اطهار است. بعد حضرت راجع به خودشان میفرماید: «أَلَا وَ إِنِّی مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِی مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِیَارَتِی اسْتُجِیبَ دُعَاؤُه وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ». (وسائل الشیعه، 14، 562) من با سمّ و ظالمانه کشته میشوم و در سرزمین غربت نیز دفن خواهم شد؛ پس اگر کسی به زیارت من بیاید، دعایش مستجاب است.
من خواستم از این روایت، این مطلب را عرض کنم که چه بسا از صدر این روایت اینطور ظاهر شود که اثر استجابت دعا نسبت به قبور تمام ائمه است. یعنی با توجه به این که در صدر روایت، سخن از قبور تمام ائمه است، این اثر استجابت دعا، هرچند که تصریح به قبر امام هشتم دارد، ولی نسبت به قبور دیگر ائمه هم ثابت است.
مسجد کوفه
در باب مساجد هم ما درباره مسجد کوفه از امیرالمؤمنین(ع) روایت داریم که حضرت فرمودند: «مَا دَعَا فِیهِ مَکْرُوبٌ بِمَسْأَلَةٍ فِی حَاجَةٍ مِنَ الْحَوَائِجِ إِلَّا أَجَابَهُ اللَّهُ وَ فَرَّجَ عَنْهُ کُرْبَتَه». (الکافی، 3، 491) اگر کسی که گرفتار است، در مسجد کوفه حاجتی از حوائجش را از خداوند بخواهد، خداوند آن را برآورده میکند و گرفتاریاش را برطرف میسازد.
مسجد سهله
درباره مسجد سهله هم از امام صادق(ع) روایت داریم که حضرت فرمودند: «مَا أَتَاهُ مَکْرُوبٌ قَطُّ فَصَلَّى فِیهِ بَیْنَ الْعِشَاءَیْنِ وَ دَعَا اللَّهَ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ کُرْبَتَه». (الکافی، 3، 495) هیچ دردمندی به این مسجد نمیآید که مابین نماز مغرب و عشا دعا کند، مگر آن که خداوند گره از کارش میگشاید. البته دعا در این مسجد، خصوصیت دارد؛ یعنی فرد باید اول نماز بخواند و ما بین نماز مغرب و عشا دعا کند که من این دو مورد را به عنوان نمونه گفتم.
مساجد
من در گذشته درباره تأثیر «مطلقِ مساجد» بحثم کردهام و الآن تکرار نمیکنم. در مورد مطلق مساجد هم عرض کردم که از ائمه ما این معنا رسیده است که من در جلسه گذشته هم به آن اشاره کردم که دستور دادهاند اول برو وضو بگیر، بعد به مسجد برو و دو رکعت نماز بخوان، بعد هم حاجتت را بخواه.
مقایسه ارزشی مکانها و زمانها
من بحث را جمع بندی کنم که به طور کلی عامل زمان و عامل مکان، در اجابت دعا مؤثر هستند؛ البته نه تأثیرگذاری که یکنواخت باشد. من دیگر نخواستم وارد این بحث شوم و بین این عوامل موازنه برقرار کنم. موازنه در زمانها را انجام دادم، ولی نمیرسم در مکانها موازنه کنم و البته بحث هم تمام نشد. بحث بالاتر هم، موزانه بین زمان و مکان است که بخواهیم برتری زمان و مکان را بر یکدیگر بررسی کنیم.
من فقط یک اشاره کنم که اثرگذاری این عوامل مطلق نیست. یعنی نمیتوانیم بگوییم که مطلقِ زمان بر مکان مقدم است یا مکان بر زمان مقدم است؛ اینها مطلق نیست. بلکه این به ارزش آنها بستگی دارد. مثلاً فرض کنید الآن راجع به حرم امام حسین(ع) دیدید که چقدر ارزشش بالا است. انسان خوب میفهمد که از نظر ارزشی حرم امام حسین(ع) در اوج قرار دارد و خیلی بالا است.
لذا باید اینها را موردی بحث کرد. من کلیِ این بحث را برای آنهایی که اهل بحث هستند گفتم که باید اینها را موردی بررسی کنیم تا بعداً بتوانیم بین این عوامل مقایسه کنیم. من تا اینجا بحثم را بستم و خیلی هم طول کشید، اما چارهای نبود.
تقسیم بندی ادعیه مأثور
گفتیم دعا بر دو قسم است، مأثور و غیرمأثور. تمام این بحثهایی که من تا به حال در این چهار سال کردم، در ارتباط با دعای غیرمأثور بود. تازه میخواهم وارد بحث دعای مأثور شوم.
دعاءُ المأثورِ عَلَی قِسْمَین؛ بنا بر یک تقسیم بندی دعاهای مأثور، یعنی دعاهایی که از معصومین بهدست ما رسیده است، دو قسم هستند؛ یک قسم «موقت» هستند و یک قسم «غیرموقت». این یک تقسیمبندی در مورد دعای مأثور است.
یک بحث دیگری همینجا مطرح است که حضرات دعاهای خود را در چه قالبی ریختهاند؟ من قبلاً به حفظ قالب اشارهای کردم، ولی حالا وارد آن میشوم. مثلاً صحیفه سجادیه دعاهایش را که میبینید، همه را قالبریزی کردهاند؛ یعنی در یک شکل خاص ریختهاند. بحث دیگر هم، بحث مضامین دعا است که مربوط به محتوای ادعیه است. إنشاءالله از جلسه آینده وارد این بحث میشوم.
توسل به منتسبین حسین(ع) هم کارساز است
بروم سراغ توسلم؛ من عرض کردم و در روایات و مقاتل ما هم آمده است که اهل بیت حسین(ع) در این سفر، یک ورود به کوفه داشتند، یک ورود به شام و یک ورود هم به مدینه دارند.
نقل شده است وقتی از زینالعابدین(ع) سؤال کردند در این سفر و در این حوادثی که پیش آمد، کجا به شما خیلی سخت گذشت، حضرت مکرر فرمود: «الشّام الشّام»؛ حادثههایی که آنجا اتفاق افتاد تلختر از همه این حوادث بود. حالا من میروم سراغ یک حادثه از حوادث شام و البته نکتهای را هم عرض میکنم که در رابطهای با بحث است.
بعضی از خصوصیاتی که حسین دارد این است که امامت در ذریه او، شفا در تُربتش، اجابتِ دعا در حائر حسینی است. این مطلب را خوب گوش کنید. یکی از چیزهایی که انسان به صورت وجدانی احساس میکند این است که توسل به کسانی که منتسب به حسین(ع) هستند هم مؤثر است. کسانی که در حادثه کربلا بودند مثل اباالفضل(ع) که اصلاً اسمش را باب الحوائج میگذارند یا دیگران، توسل به آنها هم حاجت میدهد و ما درباره آن قبلاً بحث کردهایم. توسل به ابالفضل و کسانی که در حادثه کربلا بودند در اجابت دعا، اثرگذاری دارد و درک این تأثیرگذاری هم وجدانی است…
بحث ما در این رابطه بود که ماه مبارک رمضان ، ماه بازگو کردن کلام رب یعنی تلاوت قرآن است و ماه سخن گفتن با رب یعنی دعا کردن است. گفتیم دعا مأثور و غیرمأثور دارد و دارای آداب و شرایطی است و بالأخره عواملی هستند که روی اجابت دعا تأثیرگذارند. برخی از این عوامل را هم ذکر کردیم ، مثل عامل زمان و مکان. بحث به عوامل مکانیِ مؤثر بر دعا رسید و در این رابطه مکانهایی را هم به طور اختصار مطرح کردیم.
در جلسه گذشته به بحث ویژگیها و تأثیر «حائر حسینی» (ع) بر روی دعا رسیدیم و در آخر جلسه روایتی را مطرح کردیم که در آن، برای زائر امام حسین(ع) غیر از مسئله اجابت دعا، آثار دیگری را مطرح فرموده بودند؛ از قبیل شفا که در تربت حضرت است. روایتی میخوانم و بعد نکتهای را درباره مسئله امام حسین که درباره هیچ جای دیگر ندیدهام، عرض میکنم که البته راجع به اجابت دعا است و مرتبط با بحث است.
خصوصیات زیارت امام حسین (ع)
درباره بحث اجابت دعا که جلسه گذشته مطرح کردم، من فکر نمیکنم که چنین چیزی را نسبت به بقیه معصومین داشته باشیم. در آن روایت داشت که خداوند، امامت را در ذریه امام حسین قرار داد، شفا را در تربت او و بعد هم اجابت دعا را کنار قبر او گذاشته است.
در روایتی از امام ششم (ع) این تعبیر آمده است که «مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ لِلَّهِ وَ فِی اللَّهِ»، اگر کسی برای خدا و در راه خدا، قبر امام حسین را زیارت کند، یعنی رفتن و زیارت کردنش در ارتباط با خدا باشد، «أَعْتَقَهُ مِنَ النَّارِ»؛ خدا او را از آتش جهنم میرهاند.
در این روایت مسئله آمرزش گناهان مطرح شده است و اگر یادتان باشد در روایتی که جلسه گذشته خواندم، آمده بود که در قدم اول و هر قدمی که زائر برای زیارت حسین (ع) بر میدارد، شستوشو میشود. این هم، همان مطلب است ولی با تفاوت در تعبیر.
در ادامه روایت میفرماید: «وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ»؛ یعنی خداوند او را از زاری بزرگ، یعنی هول قیامت ایمن میسازد. این خیلی مهم است. در آن روز هولناک، که هولناکترین روزها است، او را از بیتابی و فزع، ایمن میکند. یعنی دومین چیزی که خداوند به زائر حسینی میدهد، این است. ما در باب قیامت داریم که آن روز، « یَومَ یَفِرُّ المَرء مِن أَخیه»(سوره عبس، آیه 34) است؛ یعنی برادر از برادرش میگریزد.
آیات قرآن را نگاه کنید. فرزند از پدر و مادر خودش فرار میکند. مادر از بچهاش فرار میکند. در قیامت یک فریادِ «وانفسا» از همه مردم بلند است، که من این مطلب را قبلاً بحث کردهام. حتی انبیاء هم در روز قیامت «وانفساه» میگویند. آنوقت حضرت میفرماید «وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ»؛ یعنی خداوند زائر حسین را در هولناکترین روز که روز قیامت است، در امن و امان قرار میدهد. این اثر زیارت امام حسین(ع) است.
سومین اثری که زیارت اباعبدالله دارد این است که: «وَ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهُ». (وسائل الشیعه، 14، 499) زائر حضرت هیچ حاجتی از خواستههای مادی و معنویاش را تقاضا نمیکند، مگر این که خدا به او میدهد.
یکی دیگر از ویژگیهای حرم امام حسین (ع)
اما آنچه میخواستم بگویم، خصوصیتی است که من در بقیه جاها ندیدهام. حالا من چند روایت را میخوانم تا مطلب روشن شود. در روایتی آمده است که امام صادق(ع) در مدینه بودند و روزی بیمار شدند؛ «أصابَهُ وَجَعٌ فَأَمَرَ مَنْ عِنْدَهُ أَنْ یَسْتَأْجِرُوا لَهُ أَجِیراً یَدْعُو لَهُ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ»؛ حضرت به اطرافیانشان فرمودند بروید کسی را اجیر کنید که از من نیابت کند و به کربلا برود و آنجا برای من دعا کند.
«فَخَرَجَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِیهِ»؛ یکی از غلامان و خدمتکارانِ حضرت از خانه بیرون رفت که یک نفر را اجیر کند و به کربلا بفرستد. «فَوَجَدَ آخَرَ عَلَى الْبَابِ»؛ بیرون که رفت، دید کسی کنار درب منزل است. حالا آن شخص میخواست خدمت حضرت برسد یا کار دیگری داشت، معلوم نیست. خلاصه کنار در بوده است. «فَحَکَى لَهُ مَا أمَرَ بِهِ»؛ غلام قضیه را برای او نقل کرد که الآن حضرت به من امر کردند که بروم و کسی را اجیر کنم و به کربلا بفرستم که آنجا برای شفای ایشان دعا کند. «فَقَالَ الرَّجُلُ أَنَا أَمْضِی»؛ کسی که کنار در بود، گفت من میروم.
این روایت، روایت خیلی زیبایی است. میخواستم از آن عبور کنم، ولی حیفم آمد. گفتم این را بخوانم تا ببینید قضیه از چه قراری است. بعد آن کسی که مقابل در بود، جملهای گفت که چه بسا در ذهن بعضی از شما هم بیاید. گفت: «لَکِنَّ الْحُسَیْنَ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ»؛ امام حسین، امامی است که اطاعت از او واجب است؛ «وَ هُوَ أیْضاً إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ»؛ و امام صادق هم امامی است که مفترض الطاع? است؛ «فَکَیْفَ ذَلِکَ»؛ گفت این یعنی چه؟ این چه کاری است؟ خوب او یک امام است، خود این آقا هم امام است؛ چرا باید یک نفر را اجیر کند که برود پیش آن امام، برای او دعا کند؟!
جایی که خدا دوست دارد از آنجا خوانده شود
«فَرَجَعَ إلَی مَولَاهُ»؛ خادم برگشت و نزد امام صادق(ع) آمد. «وَ عَرَّفَه قَولَهُ»؛ جریان را گفت که آقا من رفتم کنار در، دیدم کسی ایستاده، به او مطلب را گفتم، او هم گفت که من خودم میروم. اما یک چنین حرفهایی هم به ما زد که هر دو امام هستند و اطاعتشان واجب است، پس چرا باید این کار را کرد؟ «فَقَالَ(ع) هُوَ کَمَا قَالَ»؛ حضرت فرمودند حرفهایش درست بود.
نایب گرفتن برای دعا کردن در حرم حسینی
مطلب دیگری که از این روایت به دست میآید این است که لازم نیست حاجتمند، خودش در حرم حسینی باشد و برای خواستهاش دعا کند. راجع به اماکن دیگر، حاجتمند خودش به آنجا میرود و دعا میکند و حاجتش را از خدا میخواهد. یعنی اثرگذاری مکان بر روی دعا در جایی است که داعی ـدعا کنندهـ در آن مکان حضور یابد و خودش دعا کند، جز در ارتباط با حرم امام حسین(ع) که دعای نیابی هم در آنجا مستجاب است و تأثیر دارد.
از این روایت این به دست میآید که در باب حرم حسینی لازم نیست حاجتمند خودش در آن مکان حضور پیدا کند و دعا کند تا مستجاب شود. اگر نایب هم بفرستد و نایبش در آن مکان برای او دعا کند مستجاب است. این هم خصوصیتی است که ما در مورد اماکن دیگر نداریم.
امام صادق(ع) فرمودند: حرفهای او درست است هم من، هم امام حسین، امام مفترض الطاعه هستیم؛ ولی او این را نمیداند که آن مکان، روی اجابت دعا اثر دارد، به قدری هم اثر دارد که لازم نیست خود حاجتمند در آنجا حضور پیدا کند؛ بلکه اگر نایب هم به آنجا برود، باز هم آن مکان اثر دارد.
حائر حسینی ، در رتبه بیت الله الحرام
ما در فقهمان در بحث «صلاة مسافر» داریم که نماز مسافر شکسته است و میگوییم قصر واجب است مگر در اماکن اربعه. یعنی در فقه اماکنی مطرح است که در این مکانهای چهارگانه مسافر با اینکه مسافر است، مخیّر بین قصر و اتمام است. یعنی هم میتواند نمازش را تمام بخواند و هم شکسته.
یکی از آن مکانها، مسجدالحرام است که بالاترین مکان از نظر قداست است. بعد مسجدالنبی است و بعد از آن مسجد کوفه است؛ چهارمی هم حائر حسینی است. من مسئله شرعی گفتم. به رسالهها که مراجعه کنید، خواهید دید که همه این مسئله را دارند و این حکم، متفق علیه است. در اماکن اربعه با آن که مسافر هستی، میتوانی نمازت را کامل بخوانی. در تمامی اماکن مسافر باید نمازش را قصر بخواند، جز در این اماکن خاص. پس وقتی که در حرم حسینی وارد شدی، حتی اگر مسافر باشی هم میتوانی نمازت را تمام بخوانی. پس میبینیم این مسئله حتی به احکام فقهی هم سرایت کرده است. اینکه میبینید حرم حضرت یک چنین ارزشی پیدا کرده است و در کنار مساجد بزرگ قرار گرفته است، به این خاطر است.
حرم مطهر امام رضا (ع)
یکی دیگر از مکانهایی که در دعا مؤثر است، حرم مطهر امام هشتم است. من روایتی از امام هادی(ع) میخوانم که حضرت فرمود: «مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْیَزُرْ قَبْرَ جَدِّیَ الرِّضَا بِطُوسَ وَ هُوَ عَلَى غُسْلٍ وَ لْیُصَلِّ عِنْدَ رَأْسِهِ رَکْعَتَیْنِ وَ لْیَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ فِی قُنُوتِهِ فَإِنَّهُ یَسْتَجِیبُ لَهُ».(بحارالانوار، 99،49) اگر کسی حاجتی داشته باشد، مزار امام هشتم را در طوس زیارت کند، اول غسل کند، بعد برود بالا سر و دو رکعت نماز بخواند، در قنوت حاجتش را بخواهد که خدا هم از او میپذیرد و دعایش مستجاب میشود.
حرمهای ائمه اطهار
یک روایتی از امام هشتم است که از نظر طلبگی این مطلب از آن به دست میآید که قبور ائمه اطهار دارای این اثر هستند که اگر انسان در آنجا دعا کند دعایش مستجاب است. حضرت فرمودند: «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَیْءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا»؛ اینکه آدم بخواهد زحمت بکشد و راه بیفتد که به محل دفن کسی برود، ارزش چندانی ندارد مگر اینکه خودش را برای زیارت قبور ما به زحمت بیاندازد و بخواهد به زیارت ما بیاید.
منظور از «قبورنا» قبور ائمه اطهار است. بعد حضرت راجع به خودشان میفرماید: «أَلَا وَ إِنِّی مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِی مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِیَارَتِی اسْتُجِیبَ دُعَاؤُه وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ». (وسائل الشیعه، 14، 562) من با سمّ و ظالمانه کشته میشوم و در سرزمین غربت نیز دفن خواهم شد؛ پس اگر کسی به زیارت من بیاید، دعایش مستجاب است.
من خواستم از این روایت، این مطلب را عرض کنم که چه بسا از صدر این روایت اینطور ظاهر شود که اثر استجابت دعا نسبت به قبور تمام ائمه است. یعنی با توجه به این که در صدر روایت، سخن از قبور تمام ائمه است، این اثر استجابت دعا، هرچند که تصریح به قبر امام هشتم دارد، ولی نسبت به قبور دیگر ائمه هم ثابت است.
مسجد کوفه
در باب مساجد هم ما درباره مسجد کوفه از امیرالمؤمنین(ع) روایت داریم که حضرت فرمودند: «مَا دَعَا فِیهِ مَکْرُوبٌ بِمَسْأَلَةٍ فِی حَاجَةٍ مِنَ الْحَوَائِجِ إِلَّا أَجَابَهُ اللَّهُ وَ فَرَّجَ عَنْهُ کُرْبَتَه». (الکافی، 3، 491) اگر کسی که گرفتار است، در مسجد کوفه حاجتی از حوائجش را از خداوند بخواهد، خداوند آن را برآورده میکند و گرفتاریاش را برطرف میسازد.
مسجد سهله
درباره مسجد سهله هم از امام صادق(ع) روایت داریم که حضرت فرمودند: «مَا أَتَاهُ مَکْرُوبٌ قَطُّ فَصَلَّى فِیهِ بَیْنَ الْعِشَاءَیْنِ وَ دَعَا اللَّهَ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ کُرْبَتَه». (الکافی، 3، 495) هیچ دردمندی به این مسجد نمیآید که مابین نماز مغرب و عشا دعا کند، مگر آن که خداوند گره از کارش میگشاید. البته دعا در این مسجد، خصوصیت دارد؛ یعنی فرد باید اول نماز بخواند و ما بین نماز مغرب و عشا دعا کند که من این دو مورد را به عنوان نمونه گفتم.
مساجد
من در گذشته درباره تأثیر «مطلقِ مساجد» بحثم کردهام و الآن تکرار نمیکنم. در مورد مطلق مساجد هم عرض کردم که از ائمه ما این معنا رسیده است که من در جلسه گذشته هم به آن اشاره کردم که دستور دادهاند اول برو وضو بگیر، بعد به مسجد برو و دو رکعت نماز بخوان، بعد هم حاجتت را بخواه.
مقایسه ارزشی مکانها و زمانها
من بحث را جمع بندی کنم که به طور کلی عامل زمان و عامل مکان، در اجابت دعا مؤثر هستند؛ البته نه تأثیرگذاری که یکنواخت باشد. من دیگر نخواستم وارد این بحث شوم و بین این عوامل موازنه برقرار کنم. موازنه در زمانها را انجام دادم، ولی نمیرسم در مکانها موازنه کنم و البته بحث هم تمام نشد. بحث بالاتر هم، موزانه بین زمان و مکان است که بخواهیم برتری زمان و مکان را بر یکدیگر بررسی کنیم.
من فقط یک اشاره کنم که اثرگذاری این عوامل مطلق نیست. یعنی نمیتوانیم بگوییم که مطلقِ زمان بر مکان مقدم است یا مکان بر زمان مقدم است؛ اینها مطلق نیست. بلکه این به ارزش آنها بستگی دارد. مثلاً فرض کنید الآن راجع به حرم امام حسین(ع) دیدید که چقدر ارزشش بالا است. انسان خوب میفهمد که از نظر ارزشی حرم امام حسین(ع) در اوج قرار دارد و خیلی بالا است.
لذا باید اینها را موردی بحث کرد. من کلیِ این بحث را برای آنهایی که اهل بحث هستند گفتم که باید اینها را موردی بررسی کنیم تا بعداً بتوانیم بین این عوامل مقایسه کنیم. من تا اینجا بحثم را بستم و خیلی هم طول کشید، اما چارهای نبود.
تقسیم بندی ادعیه مأثور
گفتیم دعا بر دو قسم است، مأثور و غیرمأثور. تمام این بحثهایی که من تا به حال در این چهار سال کردم، در ارتباط با دعای غیرمأثور بود. تازه میخواهم وارد بحث دعای مأثور شوم.
دعاءُ المأثورِ عَلَی قِسْمَین؛ بنا بر یک تقسیم بندی دعاهای مأثور، یعنی دعاهایی که از معصومین بهدست ما رسیده است، دو قسم هستند؛ یک قسم «موقت» هستند و یک قسم «غیرموقت». این یک تقسیمبندی در مورد دعای مأثور است.
یک بحث دیگری همینجا مطرح است که حضرات دعاهای خود را در چه قالبی ریختهاند؟ من قبلاً به حفظ قالب اشارهای کردم، ولی حالا وارد آن میشوم. مثلاً صحیفه سجادیه دعاهایش را که میبینید، همه را قالبریزی کردهاند؛ یعنی در یک شکل خاص ریختهاند. بحث دیگر هم، بحث مضامین دعا است که مربوط به محتوای ادعیه است. إنشاءالله از جلسه آینده وارد این بحث میشوم.
توسل به منتسبین حسین(ع) هم کارساز است
بروم سراغ توسلم؛ من عرض کردم و در روایات و مقاتل ما هم آمده است که اهل بیت حسین(ع) در این سفر، یک ورود به کوفه داشتند، یک ورود به شام و یک ورود هم به مدینه دارند.
نقل شده است وقتی از زینالعابدین(ع) سؤال کردند در این سفر و در این حوادثی که پیش آمد، کجا به شما خیلی سخت گذشت، حضرت مکرر فرمود: «الشّام الشّام»؛ حادثههایی که آنجا اتفاق افتاد تلختر از همه این حوادث بود. حالا من میروم سراغ یک حادثه از حوادث شام و البته نکتهای را هم عرض میکنم که در رابطهای با بحث است.
بعضی از خصوصیاتی که حسین دارد این است که امامت در ذریه او، شفا در تُربتش، اجابتِ دعا در حائر حسینی است. این مطلب را خوب گوش کنید. یکی از چیزهایی که انسان به صورت وجدانی احساس میکند این است که توسل به کسانی که منتسب به حسین(ع) هستند هم مؤثر است. کسانی که در حادثه کربلا بودند مثل اباالفضل(ع) که اصلاً اسمش را باب الحوائج میگذارند یا دیگران، توسل به آنها هم حاجت میدهد و ما درباره آن قبلاً بحث کردهایم. توسل به ابالفضل و کسانی که در حادثه کربلا بودند در اجابت دعا، اثرگذاری دارد و درک این تأثیرگذاری هم وجدانی است…
چه کاری انجام دهم تا حاجتم برآورده شود؟
چه کاری انجام دهم تا حاجتم برآورده شود؟
استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعى است. پیش از بیان آن، مفهوم دعا و مقدمهاى را متذکر مىشویم:
مفهوم دعا: دعا به معنى «خواندن» است، خواندنى که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاورى.
مقدمه:
انسان مرتبط با خدا مىکوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتى با کسى آشنا شدى و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمى او به شمار آمدى، در هنگام نیاز به خانهاش مىروى و شرط دوستى را به جا مىآورد و میثاق و محبت را استوار مىسازد. در را باز مىکند و شما را در اندرون پذیرایى مینماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.
براى استجابت دعا باید شرایطى را مهیا نمود و موانعى را برطرف ساخت. در ذیل به برخى از شرایط و موانع اشاره مىشود:
الف) شرایط استجابت دعا.
1 - ارتباط مداوم با خدا در هر حال:
خداوند به پیامبرش دستور مىدهد که «نفس خویش را در کمال شکیبایى در هر بامداد و شامگاه به دعا کردن و جلب خشنودى خدا وادار کن».(1)
قرآن کسانى را که فقط در هنگام گرفتارى و مشکلات دعا مىکنند، مورد نکوهش قرار داده است: «وقتى به انسان گرفتارى و غمى روى مىآورد، ما را در هر حال (خواب و بیدارى، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهى قطع نماید، به گونهاى که) گویى اصلاً ما را براى گرفتارى که به او رسیده بود، نخوانده است!».(2)
امام صادق (ع) مىفرماید: «کسى که پیشدستى در دعا نکند و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد، دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم». در روایت دیگرى آمده که «به او مىگویند: تا امروز کجا بودى؟!».(3)
در اصول کافى آمده که خداوند به حضرت داوود(ع) فرمود: «مرا در روزهاى خوش و آسایش یاد کن تا من دعاى تو را در روزهاى گرفتارى و سختى اجابت کنم».(4)
2 - دعا باید از صمیم قلب باشد.
تمام ذرات وجود انسان یک چیزى را بخواهد و طلب کند و دل و زیانش با عمل و رفتارش هماهنگ باشد.
3 - اعتماد به خدا و اطمینان به اجابت او:
امام صادق(ع) فرمود: «خدا دعایى را که از دل غافل و بى خبر برخیزد، مستجاب نمىکند پس وقتى دعا کنى، از عمق دل به او روى آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش».(5)
4 - قطع امید از غیر خدا و امید و اطمینان به خداوند.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه یکى از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست مىکند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدى جز به درگاه خدا نداشته باشد».(6) او به نقطهاى از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرتها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.
پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد.
5 - دعا باید در کنار تلاش و تدبیر باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الداعى بلا عمل کالرامى بلا وتر؛ کسى که دعا مىکند و به دنبال آن تلاش و عمل نمىکند، مانند آن است که بى چله کمان تیر مىاندازد».(7)
دعا نمىتواند جاى تلاش و برنامه ریزى در زندگى را بگیرد، بلکه مکمل آن مىتواند باشد.
6 - دعا باید با حالت تضرع و دلى شکسته باشد.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه دلتان شکست، دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود، شکسته نمىشود».(8)
7 - مکان دعا در استجابت تأثیر دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (ع) مخصوصاً حرم امام حسین(ع) و کنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهیم(ع) و کنار حجرالاسود.
8 - زمان دعا: دعاى پنهانى و در تاریکى شب زودتر به اجابت مىرسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع خوانده مىشود.(9)
قرآن مىفرماید: «پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانى و خفا بخوانید».
دعا در شبهاى ماه رمضان و رجب و دهه اول ذىالحجه و غیر آن دعا را به اجابت نزدیک مىکند.
9 - توسل به چهارده معصوم(ع) و آنها را بر پایه آیه شریفه «وابتغوا الیه الوسیله» وسیله و شفیع قرار دادن.
10 - غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.»(10)
به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار مىگیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید، و به بیراهه نرود. نشانى راه دعا را ذکر خواهیم کرد.
ب) موانع استجابت دعا
امام على(ع) مىفرماید: «المعصیة تمنع الاجابة؛(11) گناه مانع اجابت دعا است».
گناهان سه نوع تأثیر منفى در دعا مىگذارند:
1 - لذت دعا و مناجات را سلب مىکنند.
انسان دعا مىکند، اما لذت نمىبرد و رقت قلب پیدا نمىکند.
2 - مانع استجابت دعا مىشوند.
3 - توفیق دعا کردن یا شرکت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب مىکنند.
برخى از گناهان در عدم اجابت دعا تأثیر بیشتر دارند که در ذیل به نمونهاى از آنها اشاره مىکنیم.
امام سجاد(ع) فرمود: «گناهانى که مانع استجابت دعا مىشوند، عبارتند از: بددلى و سوءظن به مؤمنان و کارهاى آنان؛ طینت و درونى ناپاک داشتن؛ نفاق و دورویى با برادران و خواهران ایمانى؛ عدم اطمینان به اجابت دعا؛ تأخیر نمازهاى واجب (و نخواندن آن در اول وقت فضیلت) آن که وقت آن بگذرد؛ بدزبانى و فحاشى و اهانت کردن؛ نزدیک نشدن به خدا به وسیله صدقه و کارهاى نیک». (12)
نیز فرمود: «از جمله گناهانى که مانع استجابت دعا مىگردد، نافرمانى و رنجاندن خاطر پدر و مادر است».(13)
در برخى از روایات، بداخلاقى سبب باز گرداندن دعا معرفى شده است.
علل عدم اجابت دعاها از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)
مردى به حضرت عرض کرد: خداوند مىفرماید: «ادعونى استجب لکم» پس چرا ما دعا مىکنیم، ولى اجابت نمىشود، حضرت فرمود: چون دلهاى شما در هشت مورد خیانت و بى وفایى کرد:
1 - خدا را شناختید، ولى حقش را آن گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2 - به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟
3 - کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولى در عمل با آن مخالفت کردید.
4 - گفتید ما از آتش دوزخ مىترسیم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مىروید.
5 - گفتید ما به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولى کارهایى انجام مىدهید که شما را از بهشت دور مىسازد.
6 - نعمتهاى خدا را استفاده مىکنید، ولى شکر و سپاس گزارى نمىکند.
7 - خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، شما نیز او را دشمن گیرید.(14) شما به زبان او را لعن مىکنید، ولى در عمل با او دوستى مىنمایید و از او اطاعت مىکنید.
8 - عیبهاى مردم را برابر دیدگانتان قرار دادید و عیبهاى خود را پشت سرانداختید، در نتیجه کسى را ملامت مىکنید که خود به ملامت سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایى از شما مستجاب گردد، در صورتى که شما راهها و درهاى دعا را به روى خود بستهاید؟!
«پس تقوا پیشه کنید؛ کارهایتان را اصلاح کنید؛ امر به معروف و نهى از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.(15)
راه دعا از دیدگاه امام صادق(ع)
شخصى خدمت امام صادق(ع) عرض کرد: دو آیه در قرآن است که تأویل و معناى آن را نمىدانم. یکى «ادعونى استجب لکم» است، که ما هر چه دعا مىکنیم، اجابت نمىشود. حضرت فرمود: «من سر عدم اجابت دعایتان را به شما مىگویم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت کنى و آن گاه او را بخوانى، دعایت را اجابت مىکند، ولى تو با (دستورهاى) او مخالفت کرده، نافرمانىاش مىکنى. او نیز اجابت نمىکند. با این حال، اگر خدا را از راهش بخوانى - اگر چه گناهکار باشى - خدا دعایت را مستجاب مىکند».
آن شخص پرسید: راه دعا چیست؟ فرمود: «نماز (16) که خواندى، ابتدا تمجید کرده، او را به بزرگى مىستایى و به هر نحو که مىتوانى، حمد و ستایش مىکنى، سپس بر پیامبر(ص) و آلش درود مىفرستى و به تبلیغ رسالتش گواهى مىدهى، و بر ائمه هدى سلام مىدهى، آن گاه نعمتهاى خدا را بر خود مىشمارى و او را به خاطر آنها ستایش و شکر مىکنى. بعد به گناهان خود یکایک اعتراف مىکنى و هر کدام را که به یاددارى، اقرار مىنمایى. هر کدام را به خاطر ندارى، به طور سربسته به زبان مىآورى و از همه گناهان به درگاه خدا توبه مىکنى و تصمیم مىگیرى که دیگر گناه نکنى و از روى پشیمانى و صدق نیت و خلوص، و در بیم و امید از آنها
استغفار و طلب آمرزش مىکنى، سپس مىگویى: «اللهم انى أعتذر الیک من ذنوبى و استغفرک و أتوب الیک فأعنى على طاعتک و وفّقنى لما اوجبت علىّ من کل ما یرضیک فانى لم أر أحداً بلغ شیئاً من طاعتک الا بنعمتک علیه قبل طاعتک، فأنعم علىّ بنعمة أنال به رضوانک و الجنةَ. بعد از رعایت این مراتب، حاجت خود را بخواه، که امیدوارم خدا ناامیدت نکند و حاجتت را برآورد».(17)
چند تذکر:
1 - گاهى با وجود تمام شرایط دعا، دعا مستجاب نمىشود، چون به مصلحت ما نیست، یعنى چیزى را طلب مىکنیم که به سود ما نیست، اگر چه مىپنداریم به نفع ما و خیر است.(18)
2 - گاهى دعا مستجاب مىشود، ولى از روى مصالحى تحقق عملى آن به تأخیر مىافتد، حتى ممکن است تا بیست سال طول بکشد تا محقق گردد.
3 - در روایت است خداوند وقتى بندهاى را دوست داشته باشد، اجابت دعاى او را به تأخیر مىاندازد تا بندهاش با او راز و نیاز گوید.
از این رو مؤمنان ثابت قدم هیچ گاه از تکرار دعا مأیوس نمىشوند، بلکه مىگویند:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید.
4- گاهی اجابت دعاها در آخرت به صورت پاداش نمایان می شود و در دنیا خواسته اش بنابر مصالحی داده نمی شود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی شود. امام صادق(ع) می فرماید: «روز قیامت خداوند متعال می فرماید: ای بندة من! تو مرا خواندی و من اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی شد، برای آن ثواب و پاداش نیک که می بیند».(19)
از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد.
امام سجاد(ع) می فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می گردد یا در دنیا برآورده می شود یا بلایی را که می خواست به او برسد، از وی می گرداند».(20)
علاوه بر مطالب یاد شده، همیشه به این نکته توجه داشته باشید که نماز و روزه و دعا و غیره، مطلوبیت ذاتی دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ویژه خواسته های دنیوی نیست، بلکه نفس دعا و مناجات با خدا، صرف نظر از اجابت یا عدم اجابت، موضوعیت دارد و به اصطلاح طلب مهم تر از مطلوب است.(21)
چه کاری انجام دهم تا حاجتم برآورده شود؟
استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعى است. پیش از بیان آن، مفهوم دعا و مقدمهاى را متذکر مىشویم:
مفهوم دعا: دعا به معنى «خواندن» است، خواندنى که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاورى.
مقدمه:
انسان مرتبط با خدا مىکوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتى با کسى آشنا شدى و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمى او به شمار آمدى، در هنگام نیاز به خانهاش مىروى و شرط دوستى را به جا مىآورد و میثاق و محبت را استوار مىسازد. در را باز مىکند و شما را در اندرون پذیرایى مینماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.
براى استجابت دعا باید شرایطى را مهیا نمود و موانعى را برطرف ساخت. در ذیل به برخى از شرایط و موانع اشاره مىشود:
الف) شرایط استجابت دعا.
1 - ارتباط مداوم با خدا در هر حال:
خداوند به پیامبرش دستور مىدهد که «نفس خویش را در کمال شکیبایى در هر بامداد و شامگاه به دعا کردن و جلب خشنودى خدا وادار کن».(1)
قرآن کسانى را که فقط در هنگام گرفتارى و مشکلات دعا مىکنند، مورد نکوهش قرار داده است: «وقتى به انسان گرفتارى و غمى روى مىآورد، ما را در هر حال (خواب و بیدارى، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهى قطع نماید، به گونهاى که) گویى اصلاً ما را براى گرفتارى که به او رسیده بود، نخوانده است!».(2)
امام صادق (ع) مىفرماید: «کسى که پیشدستى در دعا نکند و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد، دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم». در روایت دیگرى آمده که «به او مىگویند: تا امروز کجا بودى؟!».(3)
در اصول کافى آمده که خداوند به حضرت داوود(ع) فرمود: «مرا در روزهاى خوش و آسایش یاد کن تا من دعاى تو را در روزهاى گرفتارى و سختى اجابت کنم».(4)
2 - دعا باید از صمیم قلب باشد.
تمام ذرات وجود انسان یک چیزى را بخواهد و طلب کند و دل و زیانش با عمل و رفتارش هماهنگ باشد.
3 - اعتماد به خدا و اطمینان به اجابت او:
امام صادق(ع) فرمود: «خدا دعایى را که از دل غافل و بى خبر برخیزد، مستجاب نمىکند پس وقتى دعا کنى، از عمق دل به او روى آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش».(5)
4 - قطع امید از غیر خدا و امید و اطمینان به خداوند.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه یکى از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست مىکند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدى جز به درگاه خدا نداشته باشد».(6) او به نقطهاى از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرتها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.
پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد.
5 - دعا باید در کنار تلاش و تدبیر باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الداعى بلا عمل کالرامى بلا وتر؛ کسى که دعا مىکند و به دنبال آن تلاش و عمل نمىکند، مانند آن است که بى چله کمان تیر مىاندازد».(7)
دعا نمىتواند جاى تلاش و برنامه ریزى در زندگى را بگیرد، بلکه مکمل آن مىتواند باشد.
6 - دعا باید با حالت تضرع و دلى شکسته باشد.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه دلتان شکست، دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود، شکسته نمىشود».(8)
7 - مکان دعا در استجابت تأثیر دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (ع) مخصوصاً حرم امام حسین(ع) و کنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهیم(ع) و کنار حجرالاسود.
8 - زمان دعا: دعاى پنهانى و در تاریکى شب زودتر به اجابت مىرسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع خوانده مىشود.(9)
قرآن مىفرماید: «پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانى و خفا بخوانید».
دعا در شبهاى ماه رمضان و رجب و دهه اول ذىالحجه و غیر آن دعا را به اجابت نزدیک مىکند.
9 - توسل به چهارده معصوم(ع) و آنها را بر پایه آیه شریفه «وابتغوا الیه الوسیله» وسیله و شفیع قرار دادن.
10 - غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.»(10)
به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار مىگیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید، و به بیراهه نرود. نشانى راه دعا را ذکر خواهیم کرد.
ب) موانع استجابت دعا
امام على(ع) مىفرماید: «المعصیة تمنع الاجابة؛(11) گناه مانع اجابت دعا است».
گناهان سه نوع تأثیر منفى در دعا مىگذارند:
1 - لذت دعا و مناجات را سلب مىکنند.
انسان دعا مىکند، اما لذت نمىبرد و رقت قلب پیدا نمىکند.
2 - مانع استجابت دعا مىشوند.
3 - توفیق دعا کردن یا شرکت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب مىکنند.
برخى از گناهان در عدم اجابت دعا تأثیر بیشتر دارند که در ذیل به نمونهاى از آنها اشاره مىکنیم.
امام سجاد(ع) فرمود: «گناهانى که مانع استجابت دعا مىشوند، عبارتند از: بددلى و سوءظن به مؤمنان و کارهاى آنان؛ طینت و درونى ناپاک داشتن؛ نفاق و دورویى با برادران و خواهران ایمانى؛ عدم اطمینان به اجابت دعا؛ تأخیر نمازهاى واجب (و نخواندن آن در اول وقت فضیلت) آن که وقت آن بگذرد؛ بدزبانى و فحاشى و اهانت کردن؛ نزدیک نشدن به خدا به وسیله صدقه و کارهاى نیک». (12)
نیز فرمود: «از جمله گناهانى که مانع استجابت دعا مىگردد، نافرمانى و رنجاندن خاطر پدر و مادر است».(13)
در برخى از روایات، بداخلاقى سبب باز گرداندن دعا معرفى شده است.
علل عدم اجابت دعاها از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)
مردى به حضرت عرض کرد: خداوند مىفرماید: «ادعونى استجب لکم» پس چرا ما دعا مىکنیم، ولى اجابت نمىشود، حضرت فرمود: چون دلهاى شما در هشت مورد خیانت و بى وفایى کرد:
1 - خدا را شناختید، ولى حقش را آن گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2 - به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟
3 - کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولى در عمل با آن مخالفت کردید.
4 - گفتید ما از آتش دوزخ مىترسیم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مىروید.
5 - گفتید ما به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولى کارهایى انجام مىدهید که شما را از بهشت دور مىسازد.
6 - نعمتهاى خدا را استفاده مىکنید، ولى شکر و سپاس گزارى نمىکند.
7 - خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، شما نیز او را دشمن گیرید.(14) شما به زبان او را لعن مىکنید، ولى در عمل با او دوستى مىنمایید و از او اطاعت مىکنید.
8 - عیبهاى مردم را برابر دیدگانتان قرار دادید و عیبهاى خود را پشت سرانداختید، در نتیجه کسى را ملامت مىکنید که خود به ملامت سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایى از شما مستجاب گردد، در صورتى که شما راهها و درهاى دعا را به روى خود بستهاید؟!
«پس تقوا پیشه کنید؛ کارهایتان را اصلاح کنید؛ امر به معروف و نهى از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.(15)
راه دعا از دیدگاه امام صادق(ع)
شخصى خدمت امام صادق(ع) عرض کرد: دو آیه در قرآن است که تأویل و معناى آن را نمىدانم. یکى «ادعونى استجب لکم» است، که ما هر چه دعا مىکنیم، اجابت نمىشود. حضرت فرمود: «من سر عدم اجابت دعایتان را به شما مىگویم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت کنى و آن گاه او را بخوانى، دعایت را اجابت مىکند، ولى تو با (دستورهاى) او مخالفت کرده، نافرمانىاش مىکنى. او نیز اجابت نمىکند. با این حال، اگر خدا را از راهش بخوانى - اگر چه گناهکار باشى - خدا دعایت را مستجاب مىکند».
آن شخص پرسید: راه دعا چیست؟ فرمود: «نماز (16) که خواندى، ابتدا تمجید کرده، او را به بزرگى مىستایى و به هر نحو که مىتوانى، حمد و ستایش مىکنى، سپس بر پیامبر(ص) و آلش درود مىفرستى و به تبلیغ رسالتش گواهى مىدهى، و بر ائمه هدى سلام مىدهى، آن گاه نعمتهاى خدا را بر خود مىشمارى و او را به خاطر آنها ستایش و شکر مىکنى. بعد به گناهان خود یکایک اعتراف مىکنى و هر کدام را که به یاددارى، اقرار مىنمایى. هر کدام را به خاطر ندارى، به طور سربسته به زبان مىآورى و از همه گناهان به درگاه خدا توبه مىکنى و تصمیم مىگیرى که دیگر گناه نکنى و از روى پشیمانى و صدق نیت و خلوص، و در بیم و امید از آنها
استغفار و طلب آمرزش مىکنى، سپس مىگویى: «اللهم انى أعتذر الیک من ذنوبى و استغفرک و أتوب الیک فأعنى على طاعتک و وفّقنى لما اوجبت علىّ من کل ما یرضیک فانى لم أر أحداً بلغ شیئاً من طاعتک الا بنعمتک علیه قبل طاعتک، فأنعم علىّ بنعمة أنال به رضوانک و الجنةَ. بعد از رعایت این مراتب، حاجت خود را بخواه، که امیدوارم خدا ناامیدت نکند و حاجتت را برآورد».(17)
چند تذکر:
1 - گاهى با وجود تمام شرایط دعا، دعا مستجاب نمىشود، چون به مصلحت ما نیست، یعنى چیزى را طلب مىکنیم که به سود ما نیست، اگر چه مىپنداریم به نفع ما و خیر است.(18)
2 - گاهى دعا مستجاب مىشود، ولى از روى مصالحى تحقق عملى آن به تأخیر مىافتد، حتى ممکن است تا بیست سال طول بکشد تا محقق گردد.
3 - در روایت است خداوند وقتى بندهاى را دوست داشته باشد، اجابت دعاى او را به تأخیر مىاندازد تا بندهاش با او راز و نیاز گوید.
از این رو مؤمنان ثابت قدم هیچ گاه از تکرار دعا مأیوس نمىشوند، بلکه مىگویند:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید.
4- گاهی اجابت دعاها در آخرت به صورت پاداش نمایان می شود و در دنیا خواسته اش بنابر مصالحی داده نمی شود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی شود. امام صادق(ع) می فرماید: «روز قیامت خداوند متعال می فرماید: ای بندة من! تو مرا خواندی و من اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی شد، برای آن ثواب و پاداش نیک که می بیند».(19)
از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد.
امام سجاد(ع) می فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می گردد یا در دنیا برآورده می شود یا بلایی را که می خواست به او برسد، از وی می گرداند».(20)
علاوه بر مطالب یاد شده، همیشه به این نکته توجه داشته باشید که نماز و روزه و دعا و غیره، مطلوبیت ذاتی دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ویژه خواسته های دنیوی نیست، بلکه نفس دعا و مناجات با خدا، صرف نظر از اجابت یا عدم اجابت، موضوعیت دارد و به اصطلاح طلب مهم تر از مطلوب است.(21)