.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
امشب از اعماق وجودم، با تو به گفت وگو می نشینم،
به خاطر تمام الطاف و نعمت هایی که به من دادی، تو را سپاس می گویم.
و از تو می خواهم که مرا یاری کنی تا تمام صفات خوب و زیبا را در وجودم شکوفا کنم.
معبودا! تقدیر مرا آنگونه که صلاح من در آن است برایم رقم بزن. شاید من در انتخاب راه اشتباه
کرده باشم،
از تو می خواهم که راه درست را به من نشان دهی، راهی که مرا به تو برساند
خدایا.....
بودنت برای من کافی ست
در گذر تنهایی
چقدر وفاداری تو
هنگام بی کسی
راحت بودن من با تو....
پیشم هستی بدون هیچ بهانه ای
گوش می دهی به من
نوازش تو با نسیم دعایم
دلگرمی تو در اوج دردهایم
و گریه هایم...
چقدر با شکوه است
هنگام رحمت تو
هیچ کس نیست
فقط تو
و مناجات من
مهرآفرینا!
سجاده ام را به سمت قبله نیاز می گشایم
تا ذره ذره وجودم را به معراج
نگاهت، پرواز دهم
می ایستم به قامت دربرابرت تاعظمتت راسپاس گویم
به رکوع می روم تا بزرگی ات را به یاد بیاورم
و به سجده می افتم تا بر بندگی ام مهر عشق بزنم…
چه آرامش پایان ناپذیری در نگاه توست
چه لحظه های مهرافروزی در ذکر یاد ت…
پروردگارا! دستان دعایم را
به عرش الهیت برسان ،
دلم را به حلاوت دوستیت
و چشمان باران زده ام رابه دیدارت
نورانی گردان .
این روزهـــا عجیب احساس دلتنگی میکنم
نمیدانم از دوستانم جدا مانده ام یا از خــــــدا . . ..
.
.
خـــدایا
تو پـــــناهِ منی
وقتی راهها با هــــمه ی وسعتشان
تـــنگ می شوند
خدایا ....دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت !نزدیـــک ؛بی خطــــر ،بخشــــنده ....بی منّــــــــــــ ـــــت ... !!!
"" خـــــــــدای مــــهــــــربــــانـــــ م ...""
خدای عزیزم! مرا گفتی از رگ گردن به تو نزدیک ترم!
آخ! چه زیــبـــــا گـفـتـی...
اگر ذره ای از محبتت نباشد زندگانی بر من تمام است...
.........
خدایا بار دگر محبتت را بر من روا دار
دلم برای دوست داشتن های راستین تنگ شده
بارالها! توخود برای همه هستی ولی من به خود مغرورم!چون معبودی دارم که وجودم را فرگرفته واگرگاهی وجودت را در وجودم حس نمی کنمدلیلش غفلت وگستاخیم بیش نیست!خدایا ازسختی ها نجاتم دهاگرسختی هاجان مراهم به لب آورند توخود آگاهی !اگر زبانم به چرت وپرت آلوده شود توخود آگاهی !امیدت درقلبم سوسو میزند وبی نورنمی شودای معبود من…..
خدا امسال به ما مهلت بده می خواهم برای عشقم زار زار گریه کنم!!!
خیلی وقته براش گریه نکردم.
من این عشقم را خیلی وقته دارمش
عشق من
امام حسین علیه السلام
است.
جلوه گل عندلیبان را غزل خوان می کند
از غم گل بلبل شوریده افغان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
من گلی دارم که عالم راگلستان می کند
شعر از: شاعر شوریده
بارالها! توخود برای همه هستی ولی من به خود مغرورم!چون معبودی دارم که وجودم را فرگرفته واگرگاهی وجودت را در وجودم حس نمی کنمدلیلش غفلت وگستاخیم بیش نیست!خدایا ازسختی ها نجاتم دهاگرسختی هاجان مراهم به لب آورند توخود آگاهی !اگر زبانم به چرت وپرت آلوده شود توخود آگاهی !امیدت درقلبم سوسو میزند وبی نورنمی شودای معبود من…..