راسخون

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

خدا
بزرگترین قوت قلب میدونی واسم چیه ؟؟؟؟
اینکه همیشه و همه جا منو میبینی
وقتی که سرمو فرو میکنم تو بالشو زار میزنم منو میبینی
وقتی باهات حرف میزنم و سرت غر میزنم منو میبینی
وقتی نماز صبمو خوابالو خوابالو میخونم منو میبینی
وقتی گناه میکنم منو میبینی

خدا
نگاهت به زندگیم نمیگم که مهربون نبوده تا حالا نه اصلا من بنده ی نمک نشناسی نیستم
ولی من چه خاکی تو سرم بریزم که توقعم ازت زیاده ؟
من یه مهربونیه قلمبه ازت میخوام
سفارشیه سفارشی

خدا مهربونیتو از من و بنده های دردمند دیگه ات دریغ نکن
:((( 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

دیدید وقتی کسی را تنبیه می کنی وقتی اشکش در میاد چقدر ترحم انسان عود می کنه و دل برای اون کتک خورده می سوزه ؟
در ارتباط میان خدا و بنده هم همچین رابطه ای حکمفرماست . یکی از عبارات بسیار لطیف در دعای جوشن « یا حبیب الباکین » هست .
ای کسی که گریه کننده ها را دوست داری . حالا اگه کسی را زیاد بهش گیر میده می خواد اشکش را در بیاره و بعد از روی ترحّم یک نیمه دستی هم بر سرش بکشه . وای که چه لذتی داره . حالا دوست نداری بهت گیر بده ؟ 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

مهربونی که نشه درکش کرد 
باید خیلی زیاد باشه دیگه 
مگه نه ؟؟؟
:(((((
پس چرا نیس ؟
این مهربونیه خدا 
تو زندگیه من گمه
:(((
همش یا بلا و اتفاقای بد و حال بگیره 
یا بی محلی و بی تفاوتیه خدا نسبت به خودم
:(((
شکرش
ولی من مهربونی میخوااااااااااااااااااااا ااااااام 
:(((( 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

خدا جان
مینو قربونت بره
ببین محرمتم داره میاد
به احترام امام حسین کاریم نداشته باش دیگه 
بزار یه قلپ آب خوش از گلوم پاییین بره
باشه ؟ 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

حال عجیبی دارم این روزا
ابری شدم نزدیک بارونم... 
 

hosinsaeidi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 23619
|
تاریخ عضویت : بهمن 1394 

با سلام ،        

گفتم : خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را

که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم

آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟خدایا ما را عاقبت به خیر گردان . 

     

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

نمیدونم چرا همیشه مثل بلبل حرف میزنم ....اما وقتی بحث حرف زدن با خدا میشه لال میشم 
شایدبرای اینه که میدونم خدا بهتر از خودم حرف دلم و میخونه 
پس نیازی به گفتن نیست 
خدا جون ......هر چی صلاحه همون بشه
 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

خدایا ازت ممنونم که اسم شیعه رو من گذاشتی. ولی خدا جون کمک کن دوست و همراه واقعی معصومین باشم.
در جریان هستم چه اشتباهاتی کردم. میبینی سرم پایینه اخه شرمندم.
خداجون ی خواهش:
منو عاشق راه حسین کن.
خداجون کمک کن حسینیا به اسم راضی نیستن.قلباشونو پر از نور حسین کن.
دستامو پایین نمیارم تا وقتی نور حسین(ع) رو تو قلبم نبینم. 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بمیرید؛ بمیرید؛ در این عشق بمیرید /// در این عشق چو مردید، همه روح پذیرید

بمیرید، بمیرید؛ وزین مرگ مترسید /// کز این خاک برآیید، سماوات بگیرید

بمیرید؛ بمیرید؛ وزین نفس ببُرید /// که این نفس، چو بند است و شما، همچو اسیرید

یکی تیشه بگیرید، پی حفرۀ زندان /// چو زندان بشکستید، همه شاه و وزیرید

بمیرید؛ بمیرید، به پیشِ شهِ زیبا /// بر شاه چو مردید، همه شاه و شهیرید
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

مرا به حال خود رها کن ای دوست ... که من جز آن رب العرش کس ندارم
مرا به حال خود رها کن ای دوست...که من جز ان روح القدوس کسی را کس ندانم 
مرا به حال خود رها کن ای دوست...که من را کسی جز ملک الحق یار نیست 
مرا جز او مرهم و یاری نیست ... 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

خدا ؟؟؟
دقیقا تصمیمت واسه دنیای من چیه ؟
قبلش بگو 
حداقل گالن ها رو آماده کنم واسه مراسم آبغوره گیری
چراااااااااااا
چرااااااااااااااااااااااا اااااااااااا نمیزاری دلم خوش باشه توی این دنیای کوفتی ؟
چرا نمیزارییییییییییییییی ؟؟؟؟ 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 



کمکم کن تا حرف دلم با تو را فقط در دل نگه دارم. چرا که از دلم هم تو آگاهی و هم خودم.پس جواب ده حرف دلم را که تنها بین من و توست
 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

-چطوری حاج پروردگار؟
* خوبم! تو چطوری؟
- شکر یه نفسی که بهمون دادی هی جلو عقب می‌کنه تا ببینم کی  خراب بشه و وایسه!
* جنس ژاپنی برات انداختم؛ حالا حالاها خراب نمی‌شه! 
- می‌دونی که این چن روزه خیلی بهم فشار اومد و هیچ لبخندی هم روی لبام نیومد!
* خب چی‌کنم؟
- یه شعر بگم، دور هم بخندیم؟* باز می‌خوای چرت و پرت بگی؟
- دستت درد نکنه؛ حالا او همه حرفای خوب‌خوب، شد چرت و پرت؟
* خب! حالا قهر نکن! بگو زود کار دارم!
-

آنکس که بداند و بداند که بداند /// باید برود غاز، به کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند /// بهتر برود خویش، به گُوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند و که نداند /// با پارتی و با پول، خر خویش براند

حالا اینجا رو گوش کن!

آنکس که نداند و نداند که نداند /// در پست ریاست، ابدالدهر بماند!



))))
- خوبه بابا یواش‌تر بخند آبرومونو بردی!

- عجب! بابا تو که گفتی چرت و پرته! یواش بابا! تبسم کن!
* خب حالا نمی‌خاد به من درس اخلاق بدی! ولی خودمونیم؛ عجب مملکتی داریدآ!
- ببین خدایی کردن کاری نداره‌آ! تو فقط بلدی اشک در بیاری! خب اینجوری خدایی کن! بیا جوک بگو؛ شعر بگو؛ والا!

- یه شعریم در مورد دخترا بگم و کلی بخندیم به این موجودات؟
* بگو زود 

- گر بمیرد دختری،...
* چی شد؟ چرا وایسادی؟
- راستش پشیمون شدم!

* کار دیگه‌ای نداری؟
- نه قربونت! خودت نگهدار خودت باش 
(* در پست ریاست ابدالدهر بماند بدبختا چی می‌کشن!)