راسخون

.ღ خــلوت با خــدا... ღ.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 



 

بی تو بودن صفایی نداره



 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 





















 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 


گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …

گفتی: فانی قریب 
من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم 
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم 
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه 
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰)

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟ 
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: 
الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب 
 (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه(غافر/۲-۳ ) 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا 
خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله 
به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌كنم 
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك 
گفتی: الیس الله بكاف عبده 
خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ 
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما 
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)



 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
 
به قلب رئوفش که دریای داغ است 
به چشمان از غصه گریان مهدی 
به لب های گرم علی یا علی اش 
به ذکر حسین و حسن جان مهدی 
به دست کریم و نگاه رحیمش 
به چشم امید فقیران مهدی 
به حال نیاز و قنوت نمازش 
به سبحان سبحان سبحان مهدی 
به برق نگاه و به خال سیاهش 
به عطر ملیح گریبان مهدی 
به حج جمیلش به جاه جلیلش 
به صوت حجازی قرآن مهدی 
به صبح عراق و شبانگاه شامش 
به آهنگ سمت خراسان مهدی 
به جان داده های مسیر عبورش 
به شهد شهود شهیدان مهدی 

مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان 
تفضل بفرما بر این بنده ی بی سر و پا 
مرا همدم و محرم و هم رکاب 
سفر های سوی خراسان و شام و عراقش بگردان 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﯾﻦ ﻣﺎﺭﻭ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻋﺼﺮ ﻓﺘﻨﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺷﺒﻬﻪ ﻫﺎ ﺣﻔﻆ ﮐﻦ 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

ﭼﻪ ﻣﯽ‌ﻛﻨﯿﻢ ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺮﺳﺪ ؟
ﺧﺪﺍ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ , ﺭﻭﺳﭙﯿﺪ ﺷﻮﯾﻢ
ﭼﻮ ﻛﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺼﻠﺢ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﺳﺪ
ﯾﻘﯿﻦ ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺍﺛﺮ ﻣﯽ‌ﻛﻨﺪ ﺩﻋﺎﯼ ﻓﺮﺝ
ﻭ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﯾﺖ ، ﺁﻥ ﺻﺎﺣﺐ‌ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺑﺮﺳﺪ 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 








siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خدایا این ماه قشنگ رو قشنگتر کن با اتحاد مسلمین علیه کفر. ماهی که مصادف شد با کشتار بیست هزار مسلمان در میانمار و شهرک سازی های جهود در بیت المقدس. خدایا ازت اتحاد مسلمین رو میخوام
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 



siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

d
یک نفر دلش شکسته بود 
توی ایستگاه استجابت دعا 
منتظر نشسته بود 
منتظر ولی دعای او 
دیر کرده بود .
او خبر نداشت که دعای کوچکش 
توی چارراه اسمان 
پشت یک چراغ قرمز شلوغ
گیر کرده بود .
***
برف ها کم کم اب می شود
شب ذره ذره افتاب می شود 
ودعای هر مسافری 
رفته رفته توی راه مستجاب می شود . 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389