.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
خدا جونم ممنون
ممنون که میتونم بگم:
ممنون کهمیتونم بگم:
ممنون که میتونم بگم:
خدایا برای نماز و روزه دلیلی پیدا کردم و قانع شدم که باید برایت سجده کرد.اما هنوز دلیلی برای دوست داشتنت نیافتم.
سلام خدای مهربونم!
خدایا منو ببخش!شرمنده ام دم از دوستی با تو میزنم اما.... شرمنده ام !
کمکم کن .گناهانم رو ببخش. دست منو هم بگیر تا بعد از مرگم کنار خوبان و دوستانت قرار بگیرم نه همجوار دشمنانت.
خدایا هیچ چیز ازت نمی خوام. کل حاجاتم فدای دوستی و محبت تو !هر چی میخوای ازم بگیری بگیر ولی خودت رو نگیر!تنهام نذار!
غریبم و بدبخت ،منو رها نکن .
یا اما رضا ع منو ببخشید آقاجون !خودم هم همیشه می تونم از همین راه دور با شما صحبت کنم نیازی به واسطه نیست،آن هم...
شرمنده ام.شرمنده ام.
من دارم در زمین تو خانه های قلبم را یکی یکی به مردم دنیا اجاره می دهم...به آنهایی که خانه های قلبم را یکی یکی خراب می کنند و بدون دادن غرامتش خانه را ترک می کنند...
و
تو داری در آسمانت دور از من و این قلب کاروان سرا.......در رویایت با من میچرخی و....در نگاه دلسوزانه فرشتگانت برایم عاشقانه آواز انتظار و فراق می خوانی....
اما
من دارم درزمینت.......گوش هایم راپی صدای شکستن آجرهای خانه های قلبم میکشانم.....آنقدربه آهنگش خو کرده ام که.....نمی شنوم صدایت را....کرشده ام..
اما
توداری درآسمانت عاشقانه میلیاردها فاصله را با دستان خدایی ات برای من تزیین می کنی و با شور و شوق با عشق با اشک با آه با انتظار با فراق....
فاصله های ستارگان و سیاره ها را تنظیم می کنی با تمام حساسیت های خداوندی ات برمدار حکمتت
مدار میلیاردها کهکشان ها را می سازی و چنان زاویه ها را مطابق میل نگاه من قرار می دهی.....به امید
اینکه....شاید....شاید....شاید..ش اید..اگر یک روز به به دیدنت آمدم...در مسیر مسافرتم حوصله چشمانم سرنرود...
اما...
من دارم در زمین تو آینه چشمانم رادر خیابان های دنیا می چرخانم شایدنقاشی از یک آشنا درآن نقش ببندد....
هر کس دراینه ام نقشی میبندد ازجنس بی وفایی ومی رود....پوزخندی میزند...
وخودش را درآینه چشمانم نگاه میکندوموهایش را مرتب میکند و با بی خیالی می گذردتا سراغ اینه دیگری برود....حتی تشکر هم نمی کند...
اما..
تو داری در آسمانت پیش فرشته ها درمورد من میگویی وباعشق صدایم میزنی....واز زیبایی ام میگویی
ازناتوانیم پیش خودت....از دستان کوچکم....ازقدرت قلبی که در وجودم دارم...وفرشتگانت برایت
میگریند...برای تنها بودنت....وتو هم گریه ات میگیرد تا ان راپنهان کنی...ازتمام فرشتگانت..
اما...
من دارم در زمینت اشک هایم را از نگاههای سرد بنده هایت مخفی میکنم ودرتنهایی خودم میگریم...
اما...
تو......هرلحظه صدایم میزنی...ازاینکه کنارت نیستم میگریی.....میترسی مبادا قلبهای سنگین....روح لطیفم
را بیازارد....وفریاد میزنی.....به ستاره هانگاه کن.....بنده ام..میشنوی؟صدای معشوق تنهایت را؟تمام این
ستاره ها پیش کش یک لحظه نگاهت به آسمان.....حالا یک قدم بردار....تمام کهکشان ها را زیر قدمت پهن می کنم.
خدایا شرمنده نکن.
ازاین اجاره کردن ها خسته شدم...همه خانه ها رابا خاک بندگی واخلاصم یکسان میکنم....
قلبم مادیگرنیازی به این خانه ها ندارد....تو برای قلب هایمان خانه عرشت رابا بهترین منبع افرینش ساخته ایی....
می خواهم شکوه محبت تو را حس کنم...رنگهای شکسته....حوصله چشمانم راسر برده....
معشوق من راه آسمان راباز کن...چشمانم بهانه ات راکرده اند...
من دارم با تمام اشکم درآغوش خدایی ات شکایت دنیارا میکنمومی گویم ای کاش همه می دانستیم اینجا خانه اصلی ماست
و
توداری با هاله های ستارالعیوب وبالش یا مقلب القلوبت بساط ارامش راپهن میکنی...وبرایم لالایی میخوانی...
چقدرزیبا می خوانی:
اقرا بسم رب الذی خلق..
سلام خدا
امیدوارم دلت از بدی من گرفته نباشه که دلم بیشتر می گیره
خدایا خوشبحال کسایی که امسال اعتکاف مهمان تو هستند خدایا به دلشون بنداز مارو هم دعا کنند و جای خالی ماروهم پر کنند...
خدایا اول ماه رجب ازت می خوام کمکم کنی تا بیشتر هواتو داشته باشم و ...
آمین
خدایا حسرت گذشته داره منو داغون میکنه میخوام بیام پیشت میخوام از دنیا و مادیات و آدما جدا بشم
خدایا چقدر باید چشمام پر اشک باشه و دلم پر درد ؟!
خدایا خسته شدم ...