.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
خدايا چه بي حساب و بي صدا مي بخشي و ما...
چه حسابگرانه تسبيح مي گوئيم"
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد وال محمد الاوصیاء المرضیین بافضل صلواتک وعجل فرجهم واشدد ازرهم واجعل اعدائهم مخذولا مقتولا واولیائهم مسعودا مرضیا ولا تجعلنا من المفرطین والمفرطین واهدنا الصراط المستقیم(ای صراط امیر المومنین ویعسوب الدین علی بن ابی طالب صلی الله علیه واله وسلم).
به نام او
من را چه شده است؟ نكند من را از چشمت انداختهاى؟ نكند ديگر نمىخواهى جواب من را بدهى؟ نكند آنقدر باطن من زشت شده است كه خوشت نمىآيد من را راه بدهى؟ البته مىپرسد، نه اين كه بگويد: اين طورى شده است.خودت گفتى كه تمام درها را شب مىبندند فقط در رحمت من است كه بسته نيست، خودت گفتى كه همه دربان دارند، من دربان ندارم، آخر اگر بخواهى اين عمارت خراب شده را آباد نكنى، با اين قلب خراب، جنازه من را بياورند و در قبر بگذارند، در را ببندند و برگردند، تو از من بپرسى: بنده من! با خود چه آوردهاى؟ چه بگويم؟
الهی ...
با خاطری خسته ...
دلی به تو بسته....
دست از غیر تو شسته ....
در انتظار رحمتت نشسته ام
میدهی ...کریمی
نمیدهی...حکیمی
میخوانی....شاکرم
میرانی...صابرم
الهی...
احوالم چنانست که میدانی و اعمالم چنین است که میبینی
نه پای گریزی دارم و نه زبان ستیزی
الهی ...
الهی...
لَیتنی عَلِمتُ أمِن اَهلِ السعادةِ جَعَلتَنی وَ بِقُربِک و جِوارِکَ خَصَصتَنی !
الو سلام
منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد، حساب بندهایتان جداست؟
الو
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد کمی بلندتر
صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
الو، مرا ببخش، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم، دوباره، تا خدا خداست .
خدايا تو ميبيني و سکوت ميکني
ولي مردم نمي بينند و فرياد مي زنند
خدای من بمان
خدایا
نذار خدا
نذار.....
خدایا منو به حال خودم رها نکن
خدا هوای مامان و بابام رو داشته باش
یا راحم العبرات
(( انت علیم بذات الصدور ))
تو بر هرآنچه که از دلهای ما صادر میشه کاملا آگاهی
شاید به خودم دروغ بگم اما به تو نمیتونم راست نگم
چون
(( سمیع العلیم ))
هستی
هم بینایی هم شنوا
خدایا
(( ولا یمکن الفرارمن حکومتک ))
کجا میتونم فرار کنم و پنهان بشم که جزء فرمانروایی و حکومت تو نباشه ؟
خدایا
(( انا عبد الضعیف الحقیر المسکین المستکین ))
من بنده ی ضعیف و کوچک و فقیر و ذلیل توام
خدابا
(( یا غیاث المستغیثین ))
ای دادرس دادخواهان بدادم برس
من با کوله باری از گناه و معصیت اومدم
یه نیم نگاهی به این بنده ی آلوده بکن تا منم پاک بشم
مولای من !!!!!
مولای یا مولای
آقای من
(( انت المولای و اناالعبد ))
تو آقایی و من بنده
(( و هل یرحم اعبد الا المولای ؟))
و چه کسی غیر از آقا به بنش رحم میکنه
آقای من !!!
((ابکی لظلمت قبری))
من گریه میکنم برای تاریکی قبرم
(( ابکی لضیغ لحدی))
من گریه میکنم برای کوچک بودن لحدم
(( ابکی لخروج قبری عریانا))
گریه میکنم برای اون لحظه ایی که عریان از قبر بیون میام
((یا ستار العیوب))
ای پوشاننده ی عیب ها
(( یا غفارالذنوب))
ای درگذرنده ی گناهان
(( فغفرلی ))
پس از من بگذر
اشتباه کردم
نفهمیدم
نادونی کردم
(( فغفرلی تلک الذنوب العظام ))
ببخش گناهای زیاده منو یارب
(( فانه لا یغفرها غیرک))
آخه غیر از تو کسی نمیتونه گناهامو ببخشه
(( یا من اظهر الجمیل ))
ای خداییکه تموم خوبیهای منو نمایان میکنی
(( و ستر القبیح ))
و زشتی هاو اعمال بد منو میپوشونی
((ولم یهتک الستر عنی))
و اون پرده ی آبرویی رو که رو اهمال من کشیدی تا مردم نبینن هیچوقت نمیدری
(( یا واسع المغفره ))
ای کسیکه بخشش تو بی اندازست
(( یا باسط الیدین بالرحمه ))
ای کسیکه دست رحمت و مهربونیت همیشه بازه
(( یا منتهی کل شکوی))
ای کسیکه آخر همه شکایتها و درددلا به تو ختم میشه
(( یا مبتداء کل نجو ))
ای خداییکه اول همه یزمزمه ها به سوی توست
خدایا
با تو بودن
به یاد تو بودن
به امید تو بودن
قشنگترین معنای زندگیه
به زندگیم معنا بده خدا
می پرستمت ای تنها پرستیدنی
باید از غصه نوشت، باید از تنهایی گفت
حرفای زمینی رو، به همون بالایی گفت
وقتی که شب می رسه، زمین انگار مرده
تو همون لحظه که باز، دنیا خوابش برده
پاشو یه گوشه بشین، پر مهربونی باش
دستاتو ببر بالا، برو آسمونی باش
یه دعا از ته دل، با بال فرشته ها
بفرست به آسمون، بالاتر پیش خدا
مگه میشه از خودش، تورو محرومت کنه
برو باهاش حرف بزن، بذار آرومت کنه