راسخون

***** پند های درس آموز *****

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

علامه طباطبایی:

گاهی یک عصبانیت ،بیست سال انسان را از سیر وسلوک عقب می اندازد.
 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

مام موسی کاظم علیه السلام:
صبر بر تنهایی،نشانه قوت عقل است.


تحف العقول،ص۳۸۷ 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

روزى از آیت الله بهجت سؤال شد: در هنگام نماز چگونه مى توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟ فرمودند:
یکى از عوامل حضور قلب این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا براى تحصیل حضور قلب باید مقدماتى را فراهم کرد، باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم و این یکى از عوامل تحصیل حضور قلب مى باشد.
 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن» (ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله)، ص 58) 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

هرچند رفتار همسرتان آزار دهنده است اما برای کاهش سطح این رفتار لازم است؛
_ به نقاط قوت همسرتان توجه بیشتری کنید.
_ بهانه اصلی همسرتان را کشف کنید و مشخص کنید شکایت اصلی او چیست.
_ مقابله به مثل و بیان ایراد خانواده همسرتان هیچ کمکی به حل مسئله نمی کند که به لجاجت و مقاومت وی دامن می زند. پس از این کار اجتناب کنید.
_ در بسیاری از موارد همسر شما نیازمند تائید شما است و قصد او از چنین کاری متقاعد کردن شما مبنی بر همراهی و حق دادن به او است. از اینرو دفاع شما از خانواده تان درست در نقطه مقابل خواسته ایشان قرار دارد و وی را برای ایراد گرفتن بیشتر تحریک می کند.
_ در مواقع عصبانیت و ناراحتی موقعیت را ترک کنید و در موقعیت مناسب احساس خود را به وی منتقل کنید
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

قطره عسلی بر زمین افتاد.


مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...





باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، 




پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد...




مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد... اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک شده و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...




او در همین حال ماند تا آنکه نهایتا جان داد...




می گویند:

دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود. 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

غار علیصدر تماشایی است؛ آب غار ، زلال، مثل اشک چشم است؛ دمای آب ثابت و مطبوع؛ دمای هوا ثابت و مطبوع؛ زمستان و تابستان هم ندارد؛
ولی با اینهمه هیچ جنبنده ای در آن نمی جنبد! حیات در آنجا معنا ندارد! یعنی از ماهی و مرغابی هم خبری نیست که نیست !

می دانی چرا؟
چون از نور خورشید ، و از تابش آفتاب خبری نیست؛

زندگی بدون خدا مثال همین غار علیصدر را دارد. 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

شيخ عبدالزهرا کعبي

يکي از تشرفات پرشور شيخ عبدالزهرا کعبي به هنگام روضه خواني اباعبدالله درصحن وسراي کربلا از زبان گيرا وتاثيرگذار خودش :
يک روز بعد ازظهر وارد صحن مطهر امام حسين عليه السلام شدم شخصي درمقابل يکي ازحجره هاي صحن شريف کتابهاي مذهبي مي فروخت
ومن با وي سابقه آشنايي داشتم .
چون مرا ديد گفت :( کتابي دارم که شايد براي شما نافع باشد ودرآن اشعاري وجود دارد که زيبنده ي شما ميباشد وقيمت ان اين است که يکبار آنرابرايم بخواني ) آن اشعار گمشده من بود و مدتي درجستجوي آن بودم آن را گرفتم ودر هنگامي که به خواندن آن مشغول بودم ناگهان ديدم سيدي از بزرگان عرب دربرابرم ايستاده وبه اشعار من گوش ميدهد وگريه ميکند .چون به اين بيت رسيدم :
اًيٌقتل ظماناً حسين بکربلاء * وفي کل عضوٍ من انامِلِه بحر
آيا حسين عليه السلام در کربلا تشنه لب کشته ميشود درحاليکه درهر بندي از انگشتان او دريايي از فضيلت موج ميزند .
گريه آن بزرگوار شديد شد وروبه ضريح امام حسين عليه السلام نموده ، اين بيت را تکرار مي فرمود وهمچون مادر جوان مرده ميگريست .همين که اشعار را به پايان رساندم ديگر آن بزرگوار را نديدم . براي ديدن ايشان از صحن خارج شدم تاشايد آن جناب را بيابم ولي ايشان را نديدم . به هر کجا رونمودم اثري نيافتم .درآن هنگام به يقين دانستم او حضرت حجت و امام منتظر بوده است .

علامه اميني در کتاب ارزشمند غدير فرموده است : در ميان اصحاب ما چنين معروف است که در هرمکاني اين قصيده خوانده شود موجب تشريف فرمايي سرور عالم امکان حضرت بقية الله الاعظم به آن مکان ميشود .

دوستان گرامي و خوانندگان محترم اين قصيده درکتاب الغدير جلد 7صفحه 14و ترجمه ان نيز در کتاب ترجمه الغدير ج 13صفحه 41 آم 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

لقمان به پسرش نصیحت كرد:
دو چيز را فراموش نكن!!!!
ياد خدا
ياد مرگ
دو چيز را فراموش كن:
بدی ديگران درحـــق تو،،،،،
خوبی تودرحـــق ديگران.....
 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

نامه طلبه جوان به علامه طباطبايي (ره) 
وپاسخ و #دستور_العمل ايشان 

بسم الله الرحم الرحیم

محضر مقدس نخبة المجتهدین حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای علامه محمد حسین طباطبایی دام مجده سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
خداوند ان شاء الله خیر دنیا و آخرت عطایت فرماید و با اولیا و انبیا محشورت سازد.
برادر عزیز! فراوان احساس کمبودی می کنم. هر چه دست و پا می زنم و تلاش می کنم و به هر جهت می نگرم دریا در نظرم وسیعتر جلوه می کند. ندانم در چه مسیری روی گردانم. کدام سفینه را سوار شوم تا به ساحل خوشبختی برسم؟ از شما بردار عزیز استمداد می طلبم. نمی دانم مرا چه می شود.مدتی است خود را چنان بینم که بر آسمان افکارم ابرهای سنگین و تیره و تار برآمده و عالم مرا غمناک ساخته اند حتی غرشی نیست تا ببارد و آسمانی صاف بینم. عامل این تیرگی چیست; نمی دانم.
در لا به لای این حالات فکر می کنم اگر سؤال مرا در این موضوع پاسخ گویید راحت شوم.
برادر عزیز! با روشن بینی خود و حقیقت خواهی خود اگر بتوانید حالت مرا درک کنید و آنچنان جوابم گویید که ناخودآگاه جرقه ای در من به وجود آید که تا ابد (مرگ) روشن باشم. آیا می توانید راهنمایی کنید تا عاشق خدا شوم.
2-عاشق پیامبر شوم.
3 - عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟ اگر راز عشق، مرا آموزید و معشوق را به نیکی برایم بشناسانی ولو بروی خود می روم. اگر حالت عشق در من بتوانی سازی و دستم گرفته به کوی عشق رهبری نمایید و با اشاره معشوق را بنمایی دوان دوان می روم حتی لحظه ای آرام نمی گیرم.
اما چه کنم جاهلم و عاشق نیستم.
موقعیت نویسنده: طلبه پایه معلومات: پایان دوره دبیرستان، دیپلم. علوم اسلامی: لمعه و اصول الفقه، سن:23 سال.
استاد عزیز، از قرآن جز خواندن (بدون تعارف) چیزی نمی دانم. از سخنان معصومین تقریبا بیگانه ام. چگونه و به چه اندازه بر آنها وارد شوم و چگونه استفاده کنم؟ صبر کنم تا رشد علمی بیابم و یا به موازات تحصیل ... طریق استفاده را نیز بیان فرمایید.

جواب علامه به نامه 

به عرض شریف می رساند نامه شریف زیارت شد. قبلا نیز یک نامه دیگری رسیده بود که تا کنون پاسخ آن نوشته نشده. اصولا در زمستان گذشته در اثر کسالت مزاج و ناراحتی اعصاب نه تنها نامه جناب عالی بلکه نامه های زیاد دیگری که در این مدت رسیده تا امروزها برای هیچ کدام نتوانسته ام جواب بنویسم. امروزها که کمی حالم رو به بهبودی است تدریجا جواب می فرستم. به هر حال عذر گذشته را می خواهم.
عرض کنم روشی که برای ما در همه حال و همه شرایط در حد ضرورت است روش بندگی و به عبارت دیگر روش خداشناسی است و راه آن طبق آنچه از کتاب و سنت برمی آید همانا یاد خدا و امتثال تکالیف عملی است. یعنی همان مراقبه و محاسبه است که در نامه اولی خدمتتان عرض شد. فعلا به این ترتیب که: 
هر صبح که از خواب بیدار می شوید تصمیم بگیرید که خدا را فراموش نخواهید کرد. آنگاه به طور استمرار خود را در برابر خدا تصور کنید
و شب وقت خواب به حساب کارهای روز بپردازید.
اگر غفلتی شده استغفار و توبیخ نفس، و اگر نشده حمدی به خدا بکنید.
و ضمنا برای تقویت ذکر تا چهل روز، روزی هزار مرتبه طرف صبح با توجه تام کلمه طیبه لااله الاالله بگویید.
حال بندگی که از این روش به دست می آید الگو و مقیاس همه حالات زندگی است.
والسلام علیکم
محمد حسین طباطبایی
 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

🔰 امام علی علیه السلام:

🌿در حالی که در واقع از کمترین مال برخوردار هستید،در ظاهر بهترین حال را از خود نشان دهید.

👈بحارالانوار ،ج75،ص8 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

علامه اواخر عمر این بیت را می خواند وگریه می کرد:
کاروان رفت وتو درخواب وبیابان در پیش
کی روی؟ ره زکه پرسی؟چه کنی؟چون باشی؟!
 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

در قرآن کريم در سوره مبارک #حشر راجع به کفار آمده است که ايشان در دنيا به ظاهر با همديگر جمع اند امّا در دل، از يکديگر متفرقند لذا جهنّميان در قيامت برخلاف بهشتيان که همدلند و رويشان به طرف هم است، با هم همدل نيستند و از يکديگر روي گردانند
که: «يوم يفرّ المرء من اخيه و امّه و ابيه و صاحبته و بنيه»
قرآن #بهشتيان را نسبت به هم همرو مي‌داند و مي‌فرمايد: ايشان در بهشت با «کأس معيني» که در دست دارند به همديگرتعارف مي‌کنند.
اما در مورد اهل جهنّم مي‌فرمايند: ايشان در قيامت هم از دست برادرانشان در فرارند و هم از دست خواهرشان. هم از پدر و مادر خود گريزانند و هم از همسر خود که نزديکترين فرد جسمي و محرمي با آنها است فرار مي‌کنند.
اين سلسله اشخاص در آيات را بايد بيشتر توجه کرد.

خداوند در ابتداي آيه شريفه فرمود: در روز قيامت حتي دو برادر نيز با مشاهدة حال يکديگر از هم فرار مي‌کنند، يعني برخلاف آنچه که در عالم دنيا مشهود است و معمولاً‌ دو برادر خواهان نزديکي و رويارويي بيشتر با يکديگرند اما در قيامت دو برادر پس از ظهور آنچه در باطن دارند از همديگر نيز فرار مي‌کنند، و حتي نزديکتر از دو برادر نيز که پدر و مادر فردند از فرزند خود خواهند گريخت. از پدر و مادر نزديکتر به انسان، همسر انسان است.

در آيه شريفه فرمود: در روز #قيامت نه تنها برادر از برادر و پدر و مادر از فرزند بلکه همسر جهنّميان نيز با مشاهده احوالشان از ايشان گريزان خواهد بود. بعد از همسرتنها کسي که بيشترين انس و الفت را با انسان دارد فرزند انسان است. زيرا همسر در ابتدا غير بود و بعد با انسان انس گرفت که نعوذ بالله شايد برسد روزي که اين انس با يک طلاق منقطع گردد امّا #فرزند جگر گوشه انسان است و علْقه و ارتباط فيمابين پدر و فرزند با هيچ امري گسستني نيست که؛ «الولد سرّ أبيه»، فرمود: بلکه از همسر نزديکتر به انسان نيز که همان فرزندانند از جهنمي خواهند گريخت.

در دنيا معمولاً برادر و برادر، زن و شوهر، فرزندان و پدر و مادر به هم نزديکند که اگر قرار باشد هر کدام اينها منزلي داشته باشند سعي مي‌کنند در محيطي کنار همديگر زندگي کنند
اما قرآن کريم مي‌فرمايد: چه بسا همين‌هايي که به ظاهر باهمند، در دل با همديگر نيستند. هر کسي که دلش به دل ديگري راه داشت قطعاً اين دو دل به هم رو مي‌کنند و چون رو مي‌کنند چهره ها و بدنشان نيز به يکديگر رو مي‌کنند. امّا اگر دلي به دلي ديگر راه نداشت مي‌بينيد که بدن و چهره‌هايشان نيز از يکديگر روي بر مي‌گردانند و هر وقت به هم مي‌رسند، از هم پشت مي‌کنند در اين هنگام گرچه به ظاهر با هم جمع مي‌شوند اما اگر اهل دلي در بين آنها باشد که چشم دل اوباز باشد خواهد ديد که آنها از يکديگر پشت کرده اند. اما اگر دو دل با هم #مأنوس باشند #اهل #باطن در خواهند يافت که اين دو به هم رو کرده‌اند ولو اينکه يکي مثلاً در آمل و ديگري در فلان نقطه از دورترين نقاط کشور باشد.

آنچه ملاک است رو کردن قلبها» است، بايد اين را دنبال کرد که اگر دلها به هم رو کنند قهراً موّفقيّت هست در غير اين صورت راهي جز افتراق و جدائي نخواهد بود. زيرا نهايت راه يا همچون بهشتيان اجتماع است ويا همانند دوزخيان افتراق است. لذا بايد در ادامه جلساتمان به اين معني بيشتر عنايت کنيم.
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

امام على عليه السلام:
«به كودكانتان نماز بياموزيد، و هر گاه بالغ شدند، آنها را براى ترك آن، مؤاخذه كنيد»
غرر الحكم، ح6305 
 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389