چت انقلابی
يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم
ما هم دهه فجر جشن میگرفتیم،بعد روز ۲۲ بهمن میرفتیم مشت محکمی به دهانآمریکا و دیگر ابرقدرتهای جهان میزدیم.
از طرف مدرسه ساعت می گفتند که جمع بشیم و با هم حرکت کنیم.
بیشتر وقت ها هم با خانواده می رفتیم. چون تا محل راهپیمایی فاصله داشتیم گاهی با اتوبوس (اگه هماهنگ میشد) و گاهی هم با موتور بابام میرفتیم
با موتور واقعا حال میده ...
به ما هم میگفتند از طرف مدرسه میخوایم بریم راهپیمایی و فردا فلان ساعت اماده باشید ...
من هرگز زیر بار نمیرفتم و خوشم نمیومد ...
یه سال باهاشون رفتم هر جا کیک و بیسکویت میدادن من تا میومدم برم بگیرم چون پرچم دستم بود معلممون یقه من و میگرفت و میگفت وایسا تو صف ... دق کردم اون سال بچه های دیگه رو میدیدم که کیک و بیسکویت ها رو با چه آب و تابی کنار جوی آب میخوردن و منم اشک میریختم و از این میسوختم که معلممون میگفت دلت برای بابا مامانت تنگ شده ، بمیرم ، الان تموم میشه میریم ...
میخواستم همونجا بشینم بزنم تو سر خودم ...
برای همین دیگه سالهای بعد باهاشون نرفتم ... میگفتم سرما خورده بودم و ... به یه بهانه ای نمی رفتم ...
از قضا سال بعدش من داشتم برای خودم کیک میخوردم دیدم یه نفر داره من و نگاه میکنه ، دیدم ای وای بر من معلممونه ... سرفه کنان و عطسه کنان الکی رفتم پیشش گفتم بابام به زور من و اورد اینجا وگر نه من حالم خوب نیست ...
قبول نیست.
به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن
خخخخخخخخخخخخخخخخ
يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم
سلام آقا محسن خدایی... آره آهنگای انقلابی هم خوب فاز میداد!!!!!!!!!!!!!
...........................
با موتور واقعا حال میده ...
به ما هم میگفتند از طرف مدرسه میخوایم بریم راهپیمایی و فردا فلان ساعت اماده باشید ...
من هرگز زیر بار نمیرفتم و خوشم نمیومد ...
یه سال باهاشون رفتم هر جا کیک و بیسکویت میدادن من تا میومدم برم بگیرم چون پرچم دستم بود معلممون یقه من و میگرفت و میگفت وایسا تو صف ... دق کردم اون سال بچه های دیگه رو میدیدم که کیک و بیسکویت ها رو با چه آب و تابی کنار جوی آب میخوردن و منم اشک میریختم و از این میسوختم که معلممون میگفت دلت برای بابا مامانت تنگ شده ، بمیرم ، الان تموم میشه میریم ...
میخواستم همونجا بشینم بزنم تو سر خودم ...
برای همین دیگه سالهای بعد باهاشون نرفتم ... میگفتم سرما خورده بودم و ... به یه بهانه ای نمی رفتم ...
از قضا سال بعدش من داشتم برای خودم کیک میخوردم دیدم یه نفر داره من و نگاه میکنه ، دیدم ای وای بر من معلممونه ... سرفه کنان و عطسه کنان الکی رفتم پیشش گفتم بابام به زور من و اورد اینجا وگر نه من حالم خوب نیست ...
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
قبول نیست.
به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن
خخخخخخخخخخخخخخخخ
امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده
اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!
قبول نیست.
به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن
خخخخخخخخخخخخخخخخ
امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده
اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
وای خدا سر صبحی مردم از خنده، کلی خندیدم. مرسی از همتون.
.................................
اتفاقا دیشب داشتم برای بابام تعریف میکردم همین داستان و میخندیدم ، بابام هم فقط من و زیر چشمی نگاه میکرد و زیر لب یه چیزایی می گفت ...
خداییش این تیکه آخر خیلی باحال بود، کلی خندیدم!!!
من نوکرتم امید جان ، آقایی ..
نفرمایید...خواهش میکنم....
يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم
سلام آقا محسن خدایی... آره آهنگای انقلابی هم خوب فاز میداد!!!!!!!!!!!!!
سلام اميد جهان جان
آهنگ الله الله رضا رويگري رو هم خيلي دوست داشتم . تو مدرسه ولوم صداي بلندگو دست من نبود ولي تو خونه صداي تي وي رو زياد ميکردم
يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم
سلام آقا محسن خدایی... آره آهنگای انقلابی هم خوب فاز میداد!!!!!!!!!!!!!
سلام اميد جهان جان
آهنگ الله الله رضا رويگري رو هم خيلي دوست داشتم . تو مدرسه ولوم صداي بلندگو دست من نبود ولي تو خونه صداي تي وي رو زياد ميکردم
دیگه پونه نداشت خداییش
قبول نیست.
به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن
خخخخخخخخخخخخخخخخ
امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده
اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!
متأسفانه به دلیل تورم و گرونی و اینکه ماهواره و رسانه های نامرد غربی اعلام میکنن ، مردم ایران برای کیک و ساندیس میان ، الان چند سالی میشه از کیک و بیسکویت خبری نیست ...
پارسال گرسنه رفتم گفتم کیک و بیسکویت میدن خاطره ساز میشه میشینم کنار جدولا مثل بچگیام میخورم ، تا لنگ ظهر یکی نبود یه لیوان اب بده دست من بدبخت ...
منم که لجم گرفته بود با هرچه توان داشتم میگفتم ، مرگ بر امریکا
خلاصه یاد قدیما بخیر ، همه چیش خوب بود ... نون خالی هم اگه بود ، صفا بود ...
درویشی و دل خوشی بود ...
برای ابجی سلما و بقیه دوستان دعا میکنم امسال سالی پر از کیک و بیسکویت باشه براتون ، ان شاءالله ..
قبول نیست.
به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن
خخخخخخخخخخخخخخخخ
امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده
اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
وای خدا سر صبحی مردم از خنده، کلی خندیدم. مرسی از همتون.
دقیقا چی خنده داره؟
کیک نخوردن من؟ یا کتکایی که آقا علیرضا (فامیلشون رو نمیدونم) میخوردن و یا اشک هایی که بخاطر کیک و بیسکوییت ها ریختن؟
خوب نیست آدم به ناراحتی های بقیه بخنده
توجه توجه
با توجه به ماهیت این تاپیک، چتامون داره غیر انقلابی میشه!!!
من به این نتیجه رسیدم کیک هایی که سهم من بوده رو آقا علیرضا خوردن.
وقتی من مشت به دهن آمریکا میزدم، از فرصت استفاده کردن وسهم منو برداشتن گذاشتن توکوله پشتی!!!
قبول نیست.
به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن
خخخخخخخخخخخخخخخخ
امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده
اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
وای خدا سر صبحی مردم از خنده، کلی خندیدم. مرسی از همتون.
دقیقا چی خنده داره؟
کیک نخوردن من؟ یا کتکایی که آقا علیرضا (فامیلشون رو نمیدونم) میخوردن و یا اشک هایی که بخاطر کیک و بیسکوییت ها ریختن؟
خوب نیست آدم به ناراحتی های بقیه بخنده
وای خدااااااااا
نه آخه خیلی قشنگ تعریف میکنید. من این حسّ تخیّل و صحنه سازیم هم فوق العاده خوبه!!!
میگید: که کیک میدادن ولی حواسم نبوده!!!! میخواستم مشتم به هدف بخوره!!!!