راسخون

چت انقلابی

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم

magam4u کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 976
|
تاریخ عضویت : آذر 1388 

ما هم دهه فجر جشن میگرفتیم،بعد روز ۲۲ بهمن میرفتیم مشت محکمی به دهان‌آمریکا و دیگر ابرقدرتهای جهان میزدیم.

از طرف مدرسه ساعت می گفتند که جمع بشیم و با هم حرکت کنیم.

بیشتر وقت ها هم‌ با خانواده می رفتیم. چون تا محل راهپیمایی فاصله داشتیم گاهی با اتوبوس (اگه هماهنگ میشد) و گاهی هم با موتور بابام میرفتیم

 

 

با موتور واقعا حال میده ...

 

به ما هم میگفتند از طرف مدرسه میخوایم بریم راهپیمایی و فردا فلان ساعت اماده باشید ...

 

من هرگز زیر بار نمیرفتم و خوشم نمیومد ...

یه سال باهاشون رفتم هر جا کیک و بیسکویت میدادن من تا میومدم برم بگیرم چون پرچم دستم بود معلممون یقه من و میگرفت و میگفت وایسا تو صف ... دق کردم اون سال بچه های دیگه رو میدیدم که کیک و بیسکویت ها رو با چه آب و تابی کنار جوی آب میخوردن و منم اشک میریختم و از این میسوختم که معلممون میگفت دلت برای بابا مامانت تنگ شده ، بمیرم ، الان تموم میشه میریم ...

میخواستم همونجا بشینم بزنم تو سر خودم ...

برای همین دیگه سالهای بعد باهاشون نرفتم ... میگفتم سرما خورده بودم و ... به یه بهانه ای نمی رفتم ...

از قضا سال بعدش من داشتم برای خودم کیک میخوردم دیدم یه نفر داره من و نگاه میکنه ، دیدم ای وای بر من معلممونه ... سرفه کنان و عطسه کنان الکی رفتم پیشش گفتم بابام به زور من و اورد اینجا وگر نه من حالم خوب نیست ...

 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

قبول نیست.

به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن

خخخخخخخخخخخخخخخخ  / به ما هم هر چی فک میکنم نمیدادن!! ای بابا،مُشتامون هدر رفت!!!

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم

سلام آقا محسن خدایی... آره آهنگای انقلابی هم خوب فاز میداد!!!!!!!!!!!!!  زنگای تفریح هم پخش میکردن! مخصوصاً اون شعر "بوی گل و سوسن و یاسمن آمد" اونو از همه بیشتر دوس داشتم!

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

...........................

با موتور واقعا حال میده ...

به ما هم میگفتند از طرف مدرسه میخوایم بریم راهپیمایی و فردا فلان ساعت اماده باشید ...

من هرگز زیر بار نمیرفتم و خوشم نمیومد ...

یه سال باهاشون رفتم هر جا کیک و بیسکویت میدادن من تا میومدم برم بگیرم چون پرچم دستم بود معلممون یقه من و میگرفت و میگفت وایسا تو صف ... دق کردم اون سال بچه های دیگه رو میدیدم که کیک و بیسکویت ها رو با چه آب و تابی کنار جوی آب میخوردن و منم اشک میریختم و از این میسوختم که معلممون میگفت دلت برای بابا مامانت تنگ شده ، بمیرم ، الان تموم میشه میریم ...

میخواستم همونجا بشینم بزنم تو سر خودم ...

برای همین دیگه سالهای بعد باهاشون نرفتم ... میگفتم سرما خورده بودم و ... به یه بهانه ای نمی رفتم ...

از قضا سال بعدش من داشتم برای خودم کیک میخوردم دیدم یه نفر داره من و نگاه میکنه ، دیدم ای وای بر من معلممونه ... سرفه کنان و عطسه کنان الکی رفتم پیشش گفتم بابام به زور من و اورد اینجا وگر نه من حالم خوب نیست ...

 

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ عجب داستانای باحالیه!

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

قبول نیست.

به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن

خخخخخخخخخخخخخخخخ  / به ما هم هر چی فک میکنم نمیدادن!! ای بابا،مُشتامون هدر رفت!!!

امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده‌

اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

قبول نیست.

به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن

خخخخخخخخخخخخخخخخ  / به ما هم هر چی فک میکنم نمیدادن!! ای بابا،مُشتامون هدر رفت!!!

امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده‌

اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

وای خدا سر صبحی مردم از خنده، کلی خندیدم. مرسی از همتون.​​​​​​​​​​​​​​

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 


.................................

اتفاقا دیشب داشتم برای بابام تعریف میکردم همین داستان و میخندیدم ، بابام هم فقط من و زیر چشمی نگاه میکرد و زیر لب یه چیزایی می گفت ...

خداییش این تیکه آخر خیلی باحال بود، کلی خندیدم!!!

 

 

من نوکرتم امید جان ، آقایی ..

 

نفرمایید...خواهش میکنم.... 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم

سلام آقا محسن خدایی... آره آهنگای انقلابی هم خوب فاز میداد!!!!!!!!!!!!!  زنگای تفریح هم پخش میکردن! مخصوصاً اون شعر "بوی گل و سوسن و یاسمن آمد" اونو از همه بیشتر دوس داشتم!

 

سلام اميد جهان جان آره هميشه توي مدرسه بوي سوسن و ياسمن و پونه مي پيچيد

آهنگ الله الله رضا رويگري رو هم خيلي دوست داشتم . تو مدرسه ولوم صداي بلندگو دست من نبود ولي تو خونه صداي تي وي رو زياد ميکردم

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

يادش بخير دوران مدرسه بخصوص دبستان . اون موقع ميگفتن هر کلاسي بهتر تزئين کنه برنده ميشه البته هيچي نميدادن فقط تو صف اعلام ميکردن فلان کلاس برنده شده چقدر ذوق و شوق داشتيم . کلاسا رو شره شره بندي ميکرديم . چقدر تو ايام دهه فجر مشت تو دهن آمريکا زديم . وقتي زنگ تفريح آهنگاي انقلابي رو پخش ميکردن چقدر حال ميکردم

سلام آقا محسن خدایی... آره آهنگای انقلابی هم خوب فاز میداد!!!!!!!!!!!!!  زنگای تفریح هم پخش میکردن! مخصوصاً اون شعر "بوی گل و سوسن و یاسمن آمد" اونو از همه بیشتر دوس داشتم!

 

سلام اميد جهان جان آره هميشه توي مدرسه بوي سوسن و ياسمن و پونه مي پيچيد

آهنگ الله الله رضا رويگري رو هم خيلي دوست داشتم . تو مدرسه ولوم صداي بلندگو دست من نبود ولي تو خونه صداي تي وي رو زياد ميکردم

دیگه پونه نداشت خداییش/ توی مدرسه عقده میشد، توی خونه خالی میشد!!!

magam4u کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 976
|
تاریخ عضویت : آذر 1388 

قبول نیست.

به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن

خخخخخخخخخخخخخخخخ  / به ما هم هر چی فک میکنم نمیدادن!! ای بابا،مُشتامون هدر رفت!!!

امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده‌

اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!

 

 

متأسفانه به دلیل تورم و گرونی و اینکه ماهواره و رسانه های نامرد غربی اعلام میکنن ، مردم ایران برای کیک و ساندیس میان ، الان چند سالی میشه از کیک و بیسکویت خبری نیست ...

پارسال گرسنه رفتم گفتم کیک و بیسکویت میدن خاطره ساز میشه میشینم کنار جدولا مثل بچگیام میخورم ، تا لنگ ظهر یکی نبود یه لیوان اب بده دست من بدبخت ...

منم که لجم گرفته بود با هرچه توان داشتم میگفتم ، مرگ بر امریکا

 

خلاصه یاد قدیما بخیر ، همه چیش خوب بود ... نون خالی هم اگه بود ، صفا بود ...

 

درویشی و دل خوشی بود ...

 

برای ابجی سلما و بقیه دوستان دعا میکنم امسال سالی پر از کیک و بیسکویت باشه براتون ، ان شاءالله ..

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

قبول نیست.

به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن

خخخخخخخخخخخخخخخخ  / به ما هم هر چی فک میکنم نمیدادن!! ای بابا،مُشتامون هدر رفت!!!

امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده‌

اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

وای خدا سر صبحی مردم از خنده، کلی خندیدم. مرسی از همتون.​​​​​​​

دقیقا چی خنده داره؟

کیک نخوردن من؟ یا کتکایی که آقا علیرضا (فامیلشون رو نمیدونم) میخوردن و‌ یا اشک هایی که بخاطر کیک و بیسکوییت ها ریختن؟ 

خوب نیست آدم به ناراحتی های بقیه بخنده

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

توجه          توجه

با توجه به ماهیت این تاپیک، چتامون داره غیر انقلابی میشه!!!

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

من به این نتیجه رسیدم کیک هایی که سهم من بوده رو آقا علیرضا خوردن.

وقتی من مشت به دهن آمریکا میزدم، از فرصت استفاده کردن و‌سهم منو برداشتن گذاشتن تو‌کوله پشتی!!!

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

قبول نیست.

به ما کیک و بیسکوییت نمی دادن

خخخخخخخخخخخخخخخخ  / به ما هم هر چی فک میکنم نمیدادن!! ای بابا،مُشتامون هدر رفت!!!

امسال اگه قسمت شد برم خوب نگاه کنم. شاید کیک میدادن من حواسم نبوده‌

اینقدری که میخواستم مشتم به هدف بخوره!

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

وای خدا سر صبحی مردم از خنده، کلی خندیدم. مرسی از همتون.

دقیقا چی خنده داره؟

کیک نخوردن من؟ یا کتکایی که آقا علیرضا (فامیلشون رو نمیدونم) میخوردن و‌ یا اشک هایی که بخاطر کیک و بیسکوییت ها ریختن؟ 

خوب نیست آدم به ناراحتی های بقیه بخنده

وای خدااااااااا  ​​​​​​​​​​​​​​

نه آخه خیلی قشنگ تعریف میکنید. من این حسّ تخیّل و صحنه سازیم هم فوق العاده خوبه!!!

میگید: که کیک میدادن ولی حواسم نبوده!!!! میخواستم مشتم به هدف بخوره!!!! ​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​خب اینا رو که آدم تصور میکنه، خندش میگیره!!! البته حس قوی میخواد، کار هر کس نیست!!!!