انگشتر پيامبر
| حضرت رسول (ص) چون ميخواست ملل غير عرب را به اسلام دعوت كند امر فرمود انگشتري از نقره بسازند و نقش آن خاتم در سه سطر چنين بود. محمد در يك سطر و رسول در يك سطر و الله در يك سطر مجموع آن (محمد رسول الله) و نامهها را با آن خاتم مهر ميفرمود و آن را در انگشت داشت تا وفات يافت. پس از آن حضرت، ابوبكر آن را گرفت و در دست داشت تا در گذشت و سپس به عمر رسيد و آن را نگاه داشت تا وفات يافت. آنگاه عثمان آن را گرفت و چند سال در انگشت او بود تا آنكه عثمان دستور داد براي تأمين آب آشاميدني مردم مدينه چاهي حفر نمايند و روزي بر لب آن چاه نشسته بود و با آن خاتم بازي ميكرد و در انگشت خود ميگردانيد. ناگاه از انگشتش بيرون آمد و در چاه افتاد. مردم به جستجوي آن پرداختند و مقدار زيادي گل از چاه بيرون آوردند ولي آن را نجستند و حتي براي پيدا كردن آن مالي بسيار جايزه معين كرد اما آن انگشتر پيدا نشد و عثمان سخت غمگين شد و مردم آن را به فال بد گرفتند. |
||
|
امام صادق علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دو انگشتر داشت که بر یکی از آن ها نوشته شده بود:« » و بر دیگری:« » (خداوند راست گفت.)
عبدالله بن سنان می گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که صحبت از انگشتر پیامبر اکرم به میان آمد. امام فرمود:« دوست داری آن را به تو نشان دهم؟»
گفتم:« آری.»
امام دستور داد ظرف کوچک دربستهای را بیاورند. آن را گشود و از میان پنبه، حلقهای نقرهای که نگین سیاهی داشت خارج کرد. بر آن نگین نوشته شده بود:« »
سپس فرمود:« آری، نگین انگشتر پیامبر سیاه بوده است.»
در روایتی دیگر، امام باقر علیه السلام فرمود:« انگشتر پیامبر از جنس نقره بود و نقش آن جمله « » بود.»
منابع:
- بحارالانوار، ج16، ص95 --- قرب الاسناد
- بحارالانوار، ج16، ص96 --- الخصال