تحلیلی ادبی حسنی
سلام بر شیفتگان مکتب حسنی و حسینی
صفحه ای دیگر گشودیم تا منسجم تر شود فعالیت هایمان پیرامون معصوم چهارم و امام دوم شیعیان
دل نوشته هایی بر مبنای روایات و عقل بشری
http://gharibhasan.rasekhoonblog.com
زمانی برای دیدن
خلافت اندک پیامبر (ص) بر شبه جزیره ، حاکمیت نسبی علی (ع) و حکومت چند ماهه حسن (ع) بر دارالخلافه کوفه ، فرصتی بود از جانب خداوند برای اتمام حجت بر تمام جهانیان .
خداوند به خوبی می داند که مردم غافل همواره سد راه تشکیل مدینه فاضله خواهند شد و همیشه کسانی هستند که اسارت در بند وعده های شیطان را بر بندگی خدا مقدم دارند ؛ از آن رو که خود آنها نیز باید بدانند ، ناگزیر محمد تن به رنج و مصیبت داد . برای محمد ، گذشته و آینده همچون حال بسیار روشن است ؛ ولی آنچه خداوند از او می خواهد انجام تکلیف است .
محمد به درستی می داند که یکی از ارکان اصلی در حکومت های زمینی ، مردم هستند و مردم یعنی همه مردم ؛ چه خوب و چه بد . ازاین رو ، خروج حاکمیت از جایگاه اصلی آن اجتناب ناپذیر است .
با بهانه بندگان چه می توان کرد ؟ اگر محمد نتواند حکومت تشکیل دهد و نتواند چهره خداوند را به روشنی برای مردم توصیف کند ، آنها در روز جزا همه کارهای بدشان را توجیه خواهند کرد ؛ لذا ، محمد مجبور به زور شد ، مجبور شد برای لحظاتی با انگشتانش چشم های آنان را باز نگه دارد ، تا نگویند ندیدیم .
و محمد رفت ... تا همه مردم بدانند او نیز بشری است فانی و الگویی زمینی ؛ اما خلفای راشدین می خواستند برای مردم اثبات کنند که هر دیده ای را نمی توان باور کرد . پیامبر یکی بود و تکرار نشدنی .
در این میان ، مردم خسته و به ستوه آمده جستجوگرانه به دنبال بوی پیامبر، به علی رسیدند و به جانش افتاده و خدا را طلب کردند . محال بود علی بعد از آن همه جفا و بی وفایی ، رجوع مردم را پذیرا باشد ؛ تنها علتی که او را به این سمت سوق داد ، تداعی کردن همان منظره ای بود که پیامبر در گذشته ای نه چندان دور مردم را به آن آشنا کرده بود و تنها علی می داند غربت زدایی چقدر سخت است .
دستهایی آشکارا و پنهانی دوباره شروع به کار کرد تا آنچه را که خلفای پیشین نتوانستند انجام دهند به پایان برساند . تا اثبات کند که بشر لیاقت حکومت آسمانی را ندارد و بگوید هنوز هم قوه شهوانی اش بر قوه روحانی او غالب است .
هنگامی که مردم دست در دستان پسر شیطان می گذاشتند و با او بیعت می کردند ، خداوند سومین و آخرین فرصت خود ، شبیه ترین فرد به پیامبر ، حسن را نیز از آنها دریغ کرد و به حال خودشان رهایشان ساخت . خلافت و امامت دیگر با هم یکجا جمع نشد تا همه بدانند کسی که نور را نبیند کور است و بهتر آنکه در تاریکی بماند ؛ ولی منبع رحمت الهی اجازه نداد تا دریچه امید به روی شان بسته شود . روزنه ای برای آنها باز گذاشته شد . این مردم زمانی خواهند توانست از هدایت هدایتگران الهی بهره مند شوند که همگی از عمق وجودشان خدا را بخوانند و بخواهند از او ظهور قائمش را .
شاگرد و استاد
وقتی عده ای فردی را قبول داشته باشند ، کسانی که با او ارتباط دارند را نیز دارای ارزش می دانند . مثل دانشمندان که شاگردان آنها به واسطه وجود استادشان در دید مردم افرادی موجه محسوب می شوند .
غالب شاگردان دوست دارند نفر اول بعد از استاد باشند ؛ چنانچه دیگران بگویند : الحق یاور شایسته ای برای استاد و جانشین لایقی بعد از نبود ایشان خواهد بود . عده ای حقیقتاُ این گونه می شوند . چنین افرادی وجودشان به تناسب بزرگی شان از هر گونه دعوی برتری تهی می شود . در عوض ، افراد مقابل آنها ، اگر از زبان هم بهره نبرند به عمل فریاد خواهند زد تا آقایی و سروری دروغین خود را برای دیگران اثبات کنند
در حالت معمول ، تمایل ذاتی انسان به کمال و برتری طلبی ارتقاء دهنده شخصیت فرد و سطح اجتماعی اش می شود ؛ اما هنگامی که این نیاز درونی از مجاری قابل قبول و رقابت سالم تحقق نیابد ، طرف ضعیف برای این که آب بیشتری به زمین های خود برساند شروع به تغییر مسیر رودخانه می کند .
حال تعریف جدیدی از این مقوله را در عالم سیاست دنبال می کنیم . به طور کل می توان گفت اختلافات داخلی که بعد از بروز هر انقلابی دهان باز می کند ریشه در همان کردار دسته دوم دارد ؛ یعنی همان دسته ای که می خواهند به زور خود را به دیگران تحمیل کنند . جدال دائمی آنها با دسته اول و یا هم فکران خودشان مدام باعث می شود تا رفته رفته آرمان های آن انقلاب کم رنگ و کم رنگ تر شود .
می توان این جریان را در طول تاریخ به نظاره نشست ؛ ابوبکر ، عمر و عثمان جزء دسته دوم بعد از رحلت رسول خدا (ص) می باشند . از آنجا که پیامبر (ص) خود شاگرد اول را مشخص کرده و تکلیف جانشینی معلوم بود ، شاگردان دیگر تصمیم گرفتند با هم هم داستان شوند و با تمام قدرت رقیب را از میدان به در کنند و کردند آنچه را در سر داشتند .
دریغ آنکه با بستن باب علم این شاگرد ، سنت الهی « زندگی در گمراهی » را برای خود جاری ساختند .
زنهار که پیامبر (ص) نیز بدان جماعت تکراری همیشه تاریخ ، بارها هشدار داده بود : « حسد مانند آتش که هیزم را می خورد ، ایمان را ضایع می سازد . » آری ! حسدی که امیر المؤمنین (ع) را به نام دین در بند می کند ؛ پاره تنی را میان در و دیوار پاره پاره می کند ؛ فرق مرد خدا را در خانه خدا می شکافد ؛ جام زهر به سبط اکبر می نوشاند و فرزندان رسول خدا (ص) را در پیشگاه خدا به قربانگاه می فرستد . این حسد ، ایمان که هیچ ، تمام هستی انسان را از بین خواهد برد .
شاه کلید
وقتی چند نفر از بچه ها برای حج دانشجویی ثبت نام اینترنتی کردند موج رقابتی جدیدی در بین سایرین شروع شد . من نیز در اواسط راه به سادگی به این جمع اضافه شدم ؛ آنقدر ساده که باور قبولی اش برایم قابل تصور نبود .
در حالی که هنوز چند روزی تا مراسم قرعه کشی مانده بود ، اعلام شد مراسم بعد از ظهر در نمازخانه انجام خواهد شد . من نیز از قبل برنامه هایی برای خود چیده بودم تا قبولی خود را تضمین کنم ( مثل چند روزه قبل از قرعه کشی ، قرائت چند جزء از قرآن ، زیارت شاه ری و طلب حاجت در آن مکان ، خواندن ادعیه های مختلف و ... ) ولی هیچ کدام را تا آن لحظه انجام نداده بودم . طبیعی بود که در این مدت کوتاه نیز نمی توانم .
به یاد صحبت استاد حسین محدث زاده ( نوه شیخ عباس قمی ) افتادم که مرا بشارت به «کارگشا» یی داده بود که ارتباط پیچیده ای با قفل های شناخته شده و ناشناخته این جهان خلقت داشت . این سرّی بود که از جد خود آموخته بود ( نیتی پاک + هزار صلوات بر محمد (ص) و آلش + قرائت سوره یاسین هدیه به پیشگاه امام حسن مجتبی (ع) + طلب حاجت )
کریم اهل بیت (ع) این تحفه ناچیز شما را قبول کرده و در جوابی فراتر از وجودتان ، ادای حاجت شما را از خداوند خواستار می شود . آنکس که او را کریم نهاده ، کرم خود را نیز به او می نمایاند . از این رو نمی توان شکی در برآورده شدن آن کرد .
ولی من وقت این کار را هم نداشتم ؛ زیرا سفارش شده این اعمال در روز پنج شنبه انجام شود و امروز پنج شنبه نبود . ندای قلبم را شنیدم که می گفت کریم که حد کرم ندارد ؛ پس من آن ندا را اجابت کردم و آنچه را که برایم فرستاده بودند بر زبان جاری .
زمان موعود فرا رسید . من در کجا بودم ؟ در نمازخانه ؟ نه . در آسایشگاه . مشغول چه کار ؟ عبادت ؟ نه . نظافت . سر و صدای بچه ها درون ساختمان بلند شد . کسانی که از محل قرعه کشی خوشحال بازگشته بودند ، ساختمان و افراد داخل آن را یکجا روی سرشان گذاشتند . اسامی قبولی ها را نیز با خود آورده بودند و نفر به نفر می خواندند . صدای آنها بلند بود . گویی لحظه ای اسم خودم را شنیدم ؛ ولی اعتنا نکردم . نمی خواستم مطمئن نشده ، دلخوش شده باشم . یکی از همان دانشجویانی که گفتم خود را به من رسانید و گفت : مژدگانی می دهی یا نه ؟ و آنجا بود که حس پرواز را تجربه کردم .
تکرار تاریخ (1)
« فی أی صورة ما شاء رکبک » ( به هر صورتی که خواست ، تو را ترکیب نمود . ) [ انفطار 8]
هنگامی که از امام حسن مجتبی (ع) تفسیر آیه فوق پرسیده شد ایشان فرمودند : « خدای عزوجل هنگامی که علی در صلب ابوطالب بود او را بر صورت محمد قرار داد و علی شبیه ترین مردم به رسول خدا بود و حسین بن علی شبیه ترین مردم به فاطمه ؛ و من شبیه ترین مردم به خدیجه کبری می باشم . »
در نگاه اول فهم این حدیث کمی مشکل است ولی وقتی با جستجو در تاریخ ، خصوصیات صورتی و سیرتی اهل بیت (ع) را مرور می کنیم به نکات قابل توجهی بر می خوریم که ذکر آنها به ما یادآور می شود همان گونه که تاریخ تکرار می شود ، شخصیت های گذشته نیز در افرادی از آینده متبلور خواهند شد .
در مورد شباهت حضرت خدیجه (س) و امام حسن (ع) فرازهای زیر بازگو کننده گوشه ای از فصل مشترک این دو دوره متفاوت است .
الف – فدا کردن تمام هستی و سرمایه
1 – حضرت خدیجه(س) : هستی ( در شعب ابوطالب ) ؛ سرمایه ( بخشش به پیامبر در راه توسعه اسلام )
2 – امام حسن (ع) : هستی ( شهادت توسط زهر ) ؛ سرمایه ( بخشیدن مکرر تمام اموال در راه خداوند )
ب – فدا کردن جان در درگیری غیر مستقیم
1 – حضرت خدیجه(س) : رنج های طاقت فرسا در شعب ابوطالب
2 – امام حسن (ع) : ده سال رنج بعد از پذیرش آتش بس و نوشیدن جام زهر
پ – مقاومت در برابر طاعنان برای حفظ و گسترش اسلام
1 – حضرت خدیجه(س) : تحمل وقیعت طاعنان ازدواج با پیامبر و حصول فراگیر شدن اسلام
2 – امام حسن (ع) : تحمل طعنه طاعنان صلح و حفظ اسلام راستین
تکرار تاریخ (2)
زمان می گذرد ، داستان تاریخ تکرار می شود و شخصیت های خود را باز سازی می کند .
دوره های تاریخی : انقلاب ایران / صدر اسلام
1 – قیام 15 خرداد و شروع هجرت / شروع هجرت و تشکیل حکومت در مدینه
2 – 22 بهمن و پیروزی انقلاب / فتح مکه و پیروزی اسلام بر شبه جزیره
3 – دوران کوتاه حکومت تا قبل از جنگ تحمیلی / دوران کوتاه حکومتداری پیامبر (ص)
4 – حمله عراق به پشتیبانی جامعه جهانی به ایران / حمله دسته جمعی غاصبان خلافت به منصب علی (ع) و سکوت اکثریت صحابه
5 – اشغال خرمشهر / حکومت خلفای سه گانه
6 – فتح خرمشهر / خلافت علی (ع)
7 – سال های پایانی جنگ و اختلاف بین نیرو های داخلی / خلافت امام حسن (ع)
8 – صلح 598 در برابر ابرقدرت ها / آتش بس امام حسن (ع) در برابر نیرو های شامی
9 – هر دو رهبر ( امام خمینی (ره) و امام حسن (ع) ) به نوشیدن جام زهر اذعان کردند .
10 – ظهور امام زمان (عج) / قیام امام حسین (ع)
تکرار تاریخ (3)
زمان می گذرد ، داستان تاریخ تکرار می شود و شخصیت های خود را باز سازی می کند . تفاوتی ندارد در کدام قسمت از این کره خاکی باشید ، سرگذشت ها یکی است و عبرت ها تکراری . این نوشته به بررسی دو برگ از تاریخ خواهد پرداخت تا ضمن آشنایی با داستان تاریخ به تقابل همیشگی اسلام و یهودیت نیز اشاره کرده باشیم .
سرزمین های میزبان : آمریکا ( مقصد مهاجرت یهودیان ) / ایران ( مقصد مهاجرت علویان )
الف – بدست گرفتن سنگر های اقتصادی با استفاده از سرمایه های خود / بدست گرفتن سنگر های اعتقادی با استفاده از دین فطری اسلام و میراث گران بهای به جا مانده از جدشان
شیعیان ( نوادگان پیامبر اسلام (ص) ) چون معتقد به برتری قوم خاصی نبودند ، با بی وفایی اعراب ، به سرزمین مستعد ایران مراجعت کرده و محیطی را به وجود آوردند که مردم آگاهانه خودشان از بین مذاهب و فرق مختلف شیعه اثنی عشری را برگزیدند ؛ ولی یهودیت افراطی چون قوم بنی اسرائیل را برتر از سایر اقوام به حساب می آوردند ، نیازی به تبلیغ در خود احساس نکرد ؛ زیرا می خواست این برتریت را برای قوم خود حفظ کند .
ب – بدست گرفتن حکومت و ایجاد نظام سرمایه داری برای بقای خود / تشکیل حکومت های کوچک منطقه ای برای ترویج دین اسلام و گرایش مردم از روی علاقه نه از سر اجبار .
پ – بازگشت دوباره یهودیان به قدرت با استفاده از تشکیل اولین کشور کاملاً یهودی اسرلئیل / بازگشت علویان ( شیعیان ) به قدرت با انقلاب در ایران و تشکیل جمهوری اسلامی .
یهودیان با نفوذ در آمریکا از امکانات آن برای رسیدن به اهدافشان بهره گیری کردند ( از جمله اثبات برتری شان بر سایر اقوام ) و از آنجا که می خواستند خالص باقی بمانند ، با حفظ منافع در آمریکا ، کشوری را برای خود درست کرده تا یهودیان تمام نقاط دنیا بدان جا مراجعت کنند و برای کشور گشایی چه جایی بهتر از سرزمین موعود در همسایگی دشمنان دیرین خود . آنها در این تقابل جدید ( بین اسلام و یهودیت نوین ) در منطقه خاور میانه نیازمند ابزارات مبارزه بودند که به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم .
1 – تشکیل فرقه های جعلی برای مقابله با اسلام راستین ( آنها به خوبی می دانستند که نام اسلام از بین رفتنی نیست ، پس تصمیم گرفتند چهره آن را تغییر دهند . )
2 – تأمین سرمایه خود از طریق بازار کشور های اسلامی
3 – عادی سازی روابط با کشور های مسلمان ( عرب )
4 – تهیه فیلم هایی برای تلقین عقاید خود به جهانیان
5 – هدایت سردمداران آمریکایی از طریق نظام سرمایه داری با نظرات لابی قدرتمند صهیونیستی .
تکرار تاریخ (4)
همان گونه که چرخ تاریخ می چرخد و دوره هایش را به سان شماره های ساعت تکرار می کند . شخصیت ها نیز بار ها و بار ها تکرار را می پذیرند ؛ آنچه جلب توجه می کند این است که این تکرار ها از نسلی به نسل دیگر نیز انتقال می یابد .
نمی توان گفت که دشمنی از راه وراثت منتقل می شود ؛ ماهیت دشمنی که در نسل های آینده بروز پیدا می کند محصول تربیت و هنجار پذیری در خانواده ها و در سطح بعدی در میان قومیت هاست . البته در جوامع امروزی به علت افزایش سطح آگاهی و رشد عقلانیت بشر ، عنصر اجتماع نیز پا به پای خانواده و حتی گاهی جلو تر از آن گام بر می دارد و همواره قالب های متفاوتی بر کالبد انسانی می نهد .
آنچه مورد بحث ماست تاریخ صدر اسلام و دوران جاهلیت پیش از آن است . آنجا که روزگار ، دو شجره بنی هاشم و بنی امیه را مدام بر یک مدار می نهاد و هر کدام بر خلاف جهت دیگری به حرکت در می آمد . آری ! محمد (ص) را در مقابل قدرت ابوسفیان بلند کرد ؛ معاویه پسر ابی سفیان را در مقابل پسر عموی محمد قدرت داد و به فرزندش جام زهر نوشانید ؛ و یزید بن معاویه را بر فرزند دیگر مسلط گردانید . مهم نیست آل امیه و اموی صفتان در تاریخ چه کردند ؛ خداوند آنان را به هیچ نیز حساب نمی کند و فقط برای عبرت آیندگان پرده از ماهیت آنان چنین بر می دارد : « دل هایشان همانند پیشینیانشان در بی فهمی شبیه هم است . » [ بقره 118 ]
آنچه مهم است آن چیزی است که می ماند . اثری جاودان و الگویی پایدار از دروس شرافت و جوانمردی و شوکت آل محمد (ص) .
دانش استدلالی
مردمی که شما برایشان استدلال می کنید 3 دسته اند :
اول : کسانی که هیچ اطلاعاتی پیرامون مباحث مطرح شده ندارند .
دوم : افرادی که اطلاعات غلطی را در ذهن انباشته کرده اند .
سوم : افرادی که به حقیقت پی برده و به علت های مختلف در مقابل آن جبهه گیری می کنند .
دسته اول به راحتی سخنان شما را می پذیرند ؛ به همان راحتی که دسته دوم سخنان دسته سوم را پذیرفتند . با دسته سوم هم نمی توانید تبادلی داشته باشید ؛ چنانچه خداوند نیز به رسولش فرمود آنها را به حال خود واگذار که بر ورودی هایشان از جهان خلقت به واسطه اعمالشان مهر نهاده ام . هدف ما اصلاح دسته دوم با استدلال پیرامون شبهات ایجادی توسط دسته سوم است .
برای طی این مسیر ، دانستن نکاتی لازم و ضروری است .
1 – هیچ گاه نباید خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق بدانیم . این عمل باعث قطع ارتباط و عدم تأثیر گذاری بر دیگران خواهد شد .
2 – از اینکه در دسته اقلیت قرار بگیرید نهراسید . امیر المؤمنین (ع) در اینباره می فرماید : « هرگاه شما ملاکی برای انتخاب مسیر دارید ، دیگر اقلیت و اکثریت برایتان مهم نیست . » تاریخ شاهد اکثریت های باطل فراوانی بوده است :
خلفای راشدین و دنبال کنندگانشان در مقابل علی (ع)
معاویه و پیروانش در برابر حسن (ع)
و یزید و سفاکانش رو به روی حسین (ع)
تحلیلی تازه از صلح و شهادت امام مجتبی (ع)
1 – تبدیل مبارزه رو در رو به یکی از اشکال جنگ نامتقارن ( قیام زیر زمینی )
2 – شرایط تحمیلی که باعث تغییر تاکتیک شد عبارتند از :
الف – پوشش چند لایه و ضد نفوذ معاویه از قالب های اسلامی
ب – نافرمانی سپاهیان امام در برابر جاذبه های مادی معاویه ( نظیر ثروت و قدرت )
پ – حفظ اسلام راستین با حفظ جان اندک شیعیان باقیمانده
3 – امام حسن (ع) ایفاگر نقش هسته مبارزات ؛ و یارانش زنجیره های محافظ پیرامون ثقل اصغر ( امامت ) و در نهایت همگی محافظان ثقل اکبر ( کلام خدا )
4 – نحوه مبارزات متناسب با عمل جبهه مقابل انتخاب شد ؛ یعنی پاتک تبلیغاتی در برابر تبلیغات گسترده دستگاه معاویه بر ضد آل علی برای از بین بردن اسلام ناب محمدی . این پاتک با استفاده از نقل احادیث صحیح و تفسیر ایات قران در سخنرانی هایی افشاگرانه بر ضد حکومت امی انجام می شد .
5 – زنجیره ذکوری چون حجر بن عدی و زیارانش ، رشید هجری و عدی بن حاتم طائی و زنجیره زنانی چون ام الخیر بارقیه ، سوده بنت عماره همدانی و زرقا بنت عدی بن غالب
6 – با وجود این که کم ضررترین و بهترین راهکار ممکن انتخاب شده بود ، حلقه های این زنجیر یکی پس از دیگری از بین رفته و هسته آن را نیز دگرگون کردند ؛ ولی زخمه هایی بر پیکره ظلم ایجاد شد تا در آینده ای نه چندان دور افراد دیگری از آنها بهره برداری کنند .
7 – دستاوردهای قیام زیر زمینی امام حسن ( ع ) :
الف – شکل گیری قیام زیر زمینی دیگری با محوریت امام حسین (ع)
ب – سست شدن پایه های بنی امیه با بیداری بیشتر مردم
پ – باقی گذاشتن میراثی ارزشمند و نایاب از احادیث معتبر برای شیعیان و حقیقت جویان آینده