چقدر پایین شهر جای ترسناکیه!!!!
چقدر ما پایین شهری ها برای بقیه ترسناکیم...
پایین شهر...
همون جایی که بی فرهنگ زیاد داره!!!!
همون جایی که معتاد زیاد داره!!!!
همون جایی که خلافکار زیاد داره!!!!
پایین شهری ها ناراحت نشن...شنیدم که میگم... فقط نمیدونم چرا من که سالهاست اینجا زندگی میکنم...تا حالا کسی رو چاقو به دست ندیدم...چرا همه همسایه هامون یا  با شرافت کارگری میکنن یا حتی قهرمان کشوری و المپیکی و....هستن... چرا قاب عکس شهدا تو کوچه پس کوچه های اینجا بیشتره...
چیزی که من اینجا دیدم اینه که...
پایین شهر...
کارگر زیاد داره...
زن سرپرست خانوار زیاد داره... زن هایی که تازگی ها از مردانگی کردن خسته شدن...زن هایی که تو مترو از شدت خستگی کنار دستم از حال میرن و..... اینجاهنوز تابستونها..یه دوچرخه بین همه ی بچه های کوچه دست به دست میشه...
اینجا هنوز یه عروسک بغل همه ی دختر های کوچه رو لمس میکنه...
اینجا هنوز زندگی هست،محبت هست،انسانیت هست،شرافت و ادب و آبرو هست....
اینجا هنوز....
اشتباه نشه...ما دلمون برای خودمون نمیسوزه. ..
دلمون برای کسایی میسوزه که هنوز نفهمیدن...
خاک با خاک فرق نداره...
هوا با هوا فرق نداره...
سرشت و وجود همه با هم یکی...
فقط یه چیزی این وسط فرق میکنه....
اندازه جیب ها و قلب هاست...
سرمایه ما قلبمون ...البته منظورم در اصطلاح بقیه بالاشهر نشین ها نیستن که  اونجا هم آدم با شرف خیلی زیاد داره و خودم دوستان خوبی دارم...حرفم با نگاه از بالا به پایین بعضی هاست...
حرفم با کسایی که ارزش وجودی آدم ها رو با منطقه زندگی میسنجن...
اصلا حرفم با خودمه...مهم نیست کجا باشم...مهم اینه که هر جا باشم تو اونجایی... مهم اینه که دستم فقط جلوی خودت درازه....مهم اینه که تو خونمون برکت تو هست...مهم اینه که هر لحظه یادمون هستی و سراغمون رو میگیری...مهم اینه  که تو همیشه با منی... مهم اینه که نگاهت کنار منه و خودت نزدیکتر از من به من ...رفیق همیشگی...شکرت که تو هنوز هستی...