مقالات پزشکی
حدود یک درصد افراد جامعه به لکنت زبان مبتلا هستند. این اختلال گفتاری که معمولاً بین سنین 2 تا 7 سالگی آغاز می شود، به صورت های متنوعی بروز می کند اما در همه ی آن ها، نوعی اختلال غیر ارادی در ریتم و روانیِ کلام دیده می شود. شیوع آن در پسران، سه تا چهار برابر دختران است؛ درصورتی که پدری مبتلا به لکنت باشد،20 درصد فرزندان پسر و 10 درصد فرزندان دختر نیز مبتلا خواهند شد.
معمولاً لکنت به یک باره اتفاق نمی افتد، بلکه در عرض چند هفته تا چند ماه و به تدریج شکل می گیرد. این افراد، هنگام صحبت دچار مکث ها، کشیدن ها یا تکرارهای غیرارادی کلمات می شوند و گاهی برای پرهیز از قطع کلام، کلماتی غیر از آن چه قصد بیان آن را داشته اند، جایگزین می کنند. برخی مبتلایان ممکن است موقع حرف زدن، حرکات اضافی در بدن (تیک)، تغییر شکل هایی در صورت و یا پلک زدن های مکرر نیز داشته باشند. مبتلایان به لکنت، اغلب برای پیش گیری از قطع کلام و بیان سریع موضوع، با سرعت بالایی حرف می زنند که همین امر، موجب تشدید لکنت می گردد. مجموعه ی این علایم، برای شان تنش زا و آزاردهنده است و همین تنش، لکنت را تشدید می کند.
اغلب علایمی از اضطراب اجتماعی، احساس شرم و یا امتناع از رفتن به مدرسه و دانشگاه را نیز نشان می دهند. بنابراین در بسیاری از موارد برای پیش گیری از این احساس شرم، به انزوا طلبی و کناره گیری تدریجی از فعالیت های گروه ی روی می آورند. همین اجتناب، موجب افزایش اضطراب، تثبیت باور ناتوانی در حرف زدن و درنتیجه، تشدید بیماری شان می گردد. در طی زمان، مواقعی از شدت و ضعف در روند بیماری دیده می شود. گاهی فرد برای چندهفته تا چندماه می تواند بدون لکنت حرف بزند اما پس از مدتی (و معمولاً با یک استرس) دوباره دچار لکنت می شود. آموزش خانواده برای برخورد مناسب با فرد دچار لکنت، در کاهش استرس و کمک به روند بهبودی، نقش قابل توجهی دارد.
اگرچه شکایت اصلی بیماران، مکث های غیرارادی هنگام حرف زدن است، اما آن چه بیش از همه موجب تشدید لکنت می شود، تمایل به سریع صحبت کردن است. این افراد اغلب سعی می کنند پیش از بروز لکنت و به سرعت، حرف هایشان را بزنند. به همین علت، استفاده از تمرینات تنفسی و تشویق فرد به کاهش سرعت کلام، می تواند در بهبودی مؤثرباشد. این واقعیت که بیش تر مبتلایان موقع شعرخوانی، بدون لکنت، کلمات و عبارات را بیان می کنند، نشان دهنده ی اهمیت ریتم در روانیِ کلام است. هم چنین کودکان مبتلا، هنگام حرف زدن با حیوانات خانگی و عروسک های خویش نیز به راحتی و بدون لکنت صحبت می کنند. این موضوع، اهمیت استرس و احساس تحت ارزیابی بودن را در تشدید لکنت نشان می دهد.
علت لکنت زبان
در مورد علت ایجاد لکنت، نظریات مختلفی مانند تعارض های دوران کودکی، ترس ها، یادگیری، اِشکال مرکز کلام در مغز، وراثت و عادت مادر به تند حرف زدن مطرح شده اما هیچ کدام به اثبات نرسیده است. به نظر می رسد لکنت، تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل ژنتیک و محیطی عارض می شود. «مؤسسه ی گفتار آمریکا» معتقد است، لکنت، یک بیماری و یا حتی نشانه ای از یک بیماری نیست بلکه رفتار ناکارآمدی ست که آموخته شده و می تواند تغییرکند. بر همین اساس هنگام درمان، باید بر یادزدایی این اختلال و جایگزینی آن با یادگیری فنون صحیح بیان، تأکیدنمود. هم چنین باید این بیماران را یاری داد تا دیدگاه جدیدی نسبت به لکنت پیداکنند. لازم است به آنان کمک کنیم تا از داشتن لکنت، احساس شرم نکنند و به راحتی به حرف زدن ادامه دهند.
گفتاردرمانی (چنان چه با حوصله و درست به کار گرفته شود)، یکی از درمان های مناسب لکنت محسوب می شود. کاهش سرعت کلام، شروع نرم و آسان جملات و همین طور حرکت ملایم و نرم بین هجاها، سیلاب ها و کلمات، از بهترین تکنیک های گفتاردرمانی محسوب می شود. از تکنیک های مختلف هیپنوتیزمی نیز می توان برای تقویت اثر گفتاردرمانی استفاده کرد. هدف اصلی تکنیک های هیپنوتیزمی، کمک به مراجع برای غلبه بر اضطراب، افزایش عزت نفس، رعایت ریتم مناسب تنفس، تن آرامی و شمرده و آهنگین صحبت کردن است. هیپنوتراپی با استفاده ی درست از تکنیک های تقویت اعتمادبه نفس و روش قدرتمندی به نام تکنیک «اتاق های کنترلِ ذهن» می تواند موجب کاهش قابل توجه لکنت گردد.
قسمت عمده ی ذهن یا همان «ناخودآگاه»، اثر قدرتمندی بر رفتارهای شخص می گذارد اما از دیدِ او پنهان است و در شرایط معمول، فرد قادر به درک و شناسایی آن نیست. «ناخودآگاه» منشأ اغلب افکار، احساسات و رفتارهای ماست. خیلی از حس ها و حرکت های ما تحت اختیار «ناخودآگاه» اتفاق می افتند بدون این که ما نسبت به آن ها هوشیارباشیم و یا به طور ارادی در آن نقشی داشته باشیم.
به نظر می رسد «لکنت زبان» نیز نوعی رفتار غیرارادی ست که تحت کنترل «ناخودآگاه» اتفاق می افتد و فرد از علت دستور نابه جایی که مغز به عضلات مربوطه می دهد، بی اطلاع است. با این توضیح، «هیپنوتیزم» به دلیل دست یابی به ذهن «ناخودآگاه» می تواند در کنترل و تخفیف لکنت، اثر قابل ِتوجهی داشته باشد.
در پایان، بیان چند نکته ی مهم را ضروری می دانیم.
1- مقدار بهره مندی بیمار از فواید هیپنوتراپی، به میزان توانایی او برای هیپنوتیزم شدن بستگی دارد.
2- هیپنوتیزم، یک درمان کمکی مؤثر در لکنت است، بنابراین استفاده ی هم زمان از گفتاردرمانی، معمولاً نتایج بهتری را به همراه خواهد داشت.
به دلیل ماهیت مزمن لکنت زبان، یادگیریِ استفاده از خودهیپنوتیزم برای تقویت و تداوم اثر درمان، بسیار کمک کننده است.
همه ی افرادی که دچار لکنت زبان هستند، از هیپنوتراپی (به درجات مختلف) بهره ی درمانی خواهند برد.
مسوولیت های مادری یا پدری تمامی ندارند. وقتی بچه دار شوید، ناخودآگاه وظایف زیادی پیدا خواهید كرد. شما باید علاوه بر غذا دادن، شستن لباس ها، رسیدگی مرتب، تحمل گریه و بی قراری های كودك در 24 ساعت و خواندن هزار باره داستان هایی كه فرزندتان دوست دارد، به فكر درآوردن پول و درآمد كافی برای زندگی، تهیه غذا، لباس های قشنگ و سایر هزینه های لازم و غیرلازم كه كودكتان را خوشحال می كند، باشید.
هدف شما از انجام تمام این سرمایه گذاری ها امید رسیدن به یك سود بزرگ است و آن چیزی نیست جز یك بچه دوست داشتنی، صالح و سالم كه شما را دوست داشته و قدردان محبت هایتان باشد. البته بهتر می شود اگر فرزند دوست داشتنی، پرمحبت و سالم شما، یك فرد باهوش و یا حتی نابغه نیز باشد. هر چند در گذشته تصور می شد هوش عاملی است كه تنها به وسیله ژنتیك تعیین می شود، ولی امروزه دانشمندان عقیده دارند محیطی كه فرزند شما در آن رشد می كند و نیز فردی كه كودك را بزرگ می كند نقش بسیار مهمی در تعیین میزان هوش كودك دارند. در واقع والدین می توانند كمك بسیار زیادی به باهوش تر شدن فرزندشان كنند.
30 امتیاز IQ تا 3 سالگی دكتر دیوید پرلماتر، یكی از متخصصان برجسته اعصاب كه كتاب های زیادی در زمینه افزایش هوش كودكان نوشته، عقیده دارد كودك از تولد تا 3 سالگی شانس به دست آوردن 30 امتیاز IQ را دارد. وظیفه شما به عنوان یك والد این است كه مطمئن شوید فرزندتان آن امتیازها را كاملا به دست آورده است. برای گرفتن كامل این امتیازها، باید تنها چند توصیه ساده را انجام دهید مانند تغذیه با شیر مادر به مدت حداقل یك سال، جلوگیری از مواجهه زودرس شیرخوار با تلویزیون و سعی در آموزش استفاده از ابزارآلات ساده موسیقی به بچه ها. البته با وجود آنكه موارد فوق همگی منطقی و ثابت شده هستند، ولی برخی از پزشكان آنها را توصیه نمی كنند. چراكه معتقدند وظایف والدین به اندازه كافی سخت و پیچیده است و نباید بار اضافی دیگری بردوش پدر و مادر قرار داد. به عقیده دكتر كیتلین استاد اطفال و ژنتیك دانشگاه پزشكی واشنگتن بهتر است والدین ذهنیت خود را تنها به پرورش یك سری خصوصیات خاص در فرزندانشان متمركز نكنند. توجه بیش از اندازه به پرورش یك سری خصوصیات خاص ممكن است موجب دست كم گرفته شدن دو مسأله اصلی یعنی تغذیه مناسب و عشق و محبت شود.
یك خبر خوب اگر شما جزو والدین رقابت جو هستید و دوست دارید همیشه از بقیه جلوتر باشید، لابد خوشحال خواهید شد اگر بدانید تغذیه مناسب نه تنها به سالم تر بودن فرزند شما كمك می كند، بلكه مغز وی را نیز قوی می كند. نكته ای كه هرگز نباید فراموش كنید آن است كه تغذیه فرزند شما از دوران بارداری و از داخل رحم مادر شروع می شود. پس از به دنیا آمدن، نوبت دوران شیرخوارگی و تغذیه با شیر مادر می رسد. به باور بسیاری از محققان شیرمادر یك غذا و وسیله بسیار مهم برای رساندن مواد مغذی و ضروری به نوزاد است. اگر چه نوزاد می تواند همین مواد را با استفاده از شیر خشك های كامل نیز دریافت كند، نباید فراموش كرد تغذیه با شیر مادر یك ارتباط عاطفی قوی میان مادر و فرزندش ایجاد می كند.
آن روی سكه به عقیده بسیاری از دانشمندان، والدین باید در نظر داشته باشند هوش اجتماعی یعنی واكنش هایی كه شخص در وضعیت ها و موقعیت های اجتماعی مختلف نشان می دهد به همان اندازه IQ مهم است. حتما تاكنون اشخاص زیادی را دیده اید كه علی رغم داشتن سطح IQ بالا، در پست های پایین مشغول به كار هستند و به حق خود نمی رسند. آنها مهارت های اجتماعی لازم برای آنكه خودشان را نشان داده و بر مشكلات موجود غلبه كنند، ندارند. شما نمی توانید بچه هایتان را فقط مجبور به درس خواندن و شاگرد اول شدن كنید و انتظار داشته باشید كه هوش و مهارت های اجتماعی خودبه خود در آنها ایجاد شوند. در این مورد، دكتر كتی پازك خاطر نشان می كند كه بازی كردن و انجام فعالیت های معمول روزانه نظیر ساختن یك خانه با استفاده از اسباب بازی ها و یا رفتن به سوپرماركت به یادگیری و افزایش هوش اجتماعی كمك می كند. زیرا فعالیت هایی سازنده، اجتماعی و معنی دار هستند. دكتر پازك استاد روان شناسی دانشگاه تمپل در پنسیلوانیا كتاب های زیادی در زمینه یادگیری كودكان نوشته است. به باور دكتر پازك، هر اندازه بچه ها نیاز به مداخله والدین در كارهایشان دارند، به همان اندازه نیز لازم است زمانی را برای خودشان داشته باشند. بچه ها در لحظات سكوت و آرامش می آموزند فضاهای درون خودشان را پر كنند و متوجه موارد جالب و غیرعادی شوند. اگر شما بخواهید تمامی فعالیت های فرزندتان را در تمام اوقات كنترل و در آنها مداخله كنید، خطرش این است كه به فرزندتان اجازه نخواهید داد تا بتواند خودش خلا های درونش را پر كند.
7 نكته برای تقویت هوش بچه1)تغذیه مناسب را از دوران بارداری شروع كنید: برای بچه ها ، داشتن تغذیه مناسب كاملا ضروری است. مادرها باید رساندن ویتامین ها و مواد مغذی لازم به فرزندانشان را حتی پیش از به دنیا آمدن آنها شروع كنند. برای اطمینان از اینكه در آینده فرزند باهوش و سالمی خواهید داشت، قبل از هر چیز باید برای فرزندتان یك رژیم غذایی مناسب و كامل در نظر بگیرید. به عقیده دكتر كیتلین، اگر چه تكامل مغزی پس از تولد روی می دهد و مغز قادر است خود را با تغییرات محیطی سازگار كند، اما تغذیه بد دوران بارداری دارای آثار منفی مشخص و برجسته ای است كه می تواند در تمام طول زندگی فرزند شما ادامه داشته باشد.
2)شیر مادر، 8 امتیاز: بسیاری از دانشمندان بر این باورند كه تغذیه شیر مادر در طی سال اول 8 امتیاز IQ برای فرزند شما به همراه خواهد داشت. شیرمادر یك نوع چربی بسیار مهم برای عملكرد مغزی دارد. یك خبر خوب برای مادرانی كه قادر نیستند به بچه هایشان شیر بدهند آن است كه امروزه سازندگان شیرخشك های جدید این نوع چربی را به ساختمان شیر خشك اضافه كرده اند.
3)تماس با تلویزیون را محدود كنید: برخی از مردم فكر می كنند كه تلویزیون در طول سال های رشد و تكامل برای بچه های آنها مضر است. ولی به گفته دكتر پرلماتر، تلویزیون فقط تا 2 سالگی مشكل زاست. طبیعت یك سویه و یك طرفه تلویزیون موجب جلوگیری از تشویق كودك به یادگیری و استفاده از مهارت های كلامی می شود. برای یادگرفتن استفاده مناسب از زبان، كودك باید بتواند پاسخ های صحیح و مناسب را از كسانی كه اطرافش هستند، بگیرد.
4) بازی كردن: دكتر پازك معتقد است، به همان اندازه كه مهم است یك كودك چه چیزی را یاد بگیرد، چگونگی یاد گرفتن آن مطلب نیز اهمیت دارد. به همین دلیل است كه وی والدین را تشویق می كند كه وقت بازی كافی به بچه هایشان بدهند. این موضوع به افزایش قدرت یادگیری طبیعی بچه ها در محیط های معمولی روزانه كمك می كند.
5) نواختن موسیقی، 6 امتیاز: مواجهه زودرس با آموزش های موسیقی اثر بسیار خوبی روی فرزند شما دارد. به گفته پرلماتر، مهارت بازی با یك ابزار موسیقی در 4 سالگی می تواند IQ بچه ها را تا 6 امتیاز بالا ببرد. ممكن است فكركنید فرزندتان در آن سن برای انجام این كار آماده نیست ولی واقعیت این است كه آنها در 4 سالگی می توانند به راحتی طرز استفاده از ابزار موسیقی را یاد بگیرند.
6)آرام و طبیعی باشید: اگر چه روش ها و دستورالعمل های متعددی برای بزرگ كردن بچه ها وجود دارند، ولی مهم ترین توصیه ای كه دانشمندان به والدین می كنند، حفظ آرامش، خونسردی و رفتار طبیعی است. دكتر گیتلین معتقد است باید والدین را تشویق كرد تا به استعدادها و غرایزشان اعتماد داشته باشند. روش های بسیار زیادی برای تربیت صحیح یك كودك وجود دارد كه اغلب آنها درست است و نباید در استفاده از آنها دچار آشفتگی شد.
7)مداخلات اجتماعی را تقویت كنید: تعیین اینكه یك كودك به چه مقدار مداخله اجتماعی نیاز دارد آسان نیست. ولی یك چیز مسلم است و آن اینكه این موضوع به فرزند شما كمك می كند مهارت های اجتماعی اش را (كه برای زندگی آینده بسیار ضروری هستند) توسعه دهد.
شیر مادر با داشتن همه مواد غذایی اصلی و حتی ریزمغذی ها، تركیبات دفاعی و بسیاری مواد دیگر از قبیل آنزیم ها، هورمون های مختلف و اسیدهای چرب غیر اشباع، از سوی سازمان جهانی بهداشت، به عنوان كامل ترین غذا برای شیرخواران معرفی شده است كه مصرف آن، كودكان را در مقابل بسیاری از بیماری های عفونی، تنفسی و گوارشی ایمن می كند.
دفاع نوزاد در اوایل عمر در مقابل عوامل عفونی خارجی كه به ویژه در محیط بیمارستان به عنوان آلوده ترین محیط دنیا فراوانند، بسیار ناچیز است. به همین علت نوزاد در مقابل میكروب ها، ویروس ها، انگل ها و قارچ های پراكنده در این محیط هیچگونه قدرت دفاعی ندارد و به سرعت به بیماری های گوناگون مبتلا می شود كه آمار مرگ نوزادان در بیمارستان ها با این عوامل بسیار بالاست.به همین دلیل نوزادان در روزهای اول تولد نیاز مبرم به تغذیه شیر از آغوش مادران دارند زیرا از این طریق میكروب های غیر بیماری زای بدن مادر به سطح پوست و مخاط دستگاه گوارش و تنفس منتقل می شوند و بدن شیرخوار را در مقابل میكروب های بیماری زای محیط مقاوم می كنند.حتی اگر مادر خود به یك بیماری مبتلا باشد، مواد مقاومت زا در بدن مادر تولید پادتن می كنند و این پادتن ها از طریق شیر به بدن شیرخوار منتقل می شود. بنابراین در آغوش گرفتن و تغذیه نوزاد با شیر مادر از ساعت اول عمر نقش عظیمی را در افزایش قدرت دفاعی و پیشگیری از بسیاری بیماری های عفونی در بدن كودك ایفا می كند.تغذیه نوزاد با شیر مادر، خطر ابتلا به چاقی را تا یك سوم در دوران كودكی كاهش می دهد و اثرات مفیدی در زندگی آتی و دوران بزرگسالی او به همراه خواهد داشت. اگر مادران كودكان را با شیر خود تغذیه كنند میزان چاقی های بزرگسالی در نسل های آینده بین 10 تا 15 درصد كاهش خواهد یافت.از این مساله گذشته مادرانی كه شیر می دهند از لحاظ عاطفی رابطه عمیقی را با كودكان خود برقرار كرده و این امر موجب می شود كه كودك آزاری از سوی این مادران كمتر اتفاق افتاده و در ابعاد وسیع تر بنیان خانواده ها نیز مستحكم تر شود.شیر دادن برای مادران نیز بسیار مفید است، زیرا بسیاری از سرطان ها از جمله سرطان دستگاه تناسلی در مادران شیرده كمتر اتفاق می افتد، این مادران كمتر در معرض ابتلا به عفونت های این دستگاه قرار دارند و از لحاظ ظاهری نیز از زیبایی اندام بیشتری برخوردارند زیرا تغذیه با شیر مادر از وزن مادر به صورت تدریجی می كاهد.
10 فرمان
1-هنگام شیر دادن نوزاد را بغل كرده، سر او را بالاتر نگه دارید، توجه كنید كه سینه شما روی بینی نوزاد را نپوشاند و مانع تنفس نوزاد نشود.2-در اوایل تولد به نوزاد از هر دو پستان خود شیر دهید.3-شیرمادر تا شش ماهگی برای رفع نیازهای شیرخوار كافی است و در این دوره به جز آب در مواقع نیاز یا استفاده از قطره هایی كه پزشك توصیه می كند، هیچ چیز دیگر به كودك ندهید.4-از شیردهی در حالت خوابیده خودداری كنید و حتما نوزاد را در آغوش گرفته و به او شیر دهید.5-خوردن مایعات زیاد توسط مادر و مك زدن پستان مادر بوسیله نوزاد شیر را زیاد می كند.6- بیماری های رایج مادران و مصرف دارو توسط مادر مانع از شیردادن به نوزاد نمی باشد، بجز چند مورد استثنایی كه بایستی توسط پزشك كودكان تجویز شود.7- استفاده از حوله گرم و مرطوب به مدت 10 تا 15 دقیقه روی پستان و نوك آن و یا حمام كردن یا ماساژ دادن به جاری شدن شیر كمك می كند.8-تغذیه با شیر مادر در شب هم باید ادامه داشته باشد.9-تغذیه با شیر مادر باید مطابق میل و درخواست كودك صورت گیرد.10-هرگز نباید آغوز را دور ریخت، آغوز بهترین و مهم ترین قسمت شیر مادر است.
والدین بایدبه طور معمول از نشانه های سرطان آگاهی داشته باشند. آنها باید متوجه علایمی که به مدت زیادی به طول می انجامند باشند و از روند طولانی شدن و بدتر شدن علایم غافل نشوند، اما این آگاهی نباید افکار والدین را مغشوش کرده و حتی تب ساده کودکان خود را به عنوان یکی از نشانه های سرطان تلقی کنند.چگونه متوجه خواهید شد که فرزندتان به سرطان مبتلا شده است؟
اگر تب کودکان بیشتر از 14 روز به طول انجامید و هیچ کدام از والدین و پزشکان قادر به بیان دلیلی برای آن نباشند انجام آزمایش کامل خونی و سایرتست ها به منظور ارزیابی حضور یا عدم حضور سرطان در کودکان امری ضروری محسوب می شود.
سایر نشانه ها که ممکن است نشانگر سرطان در کودکان باشند شامل موارد زیر هستند:
* حالت تهوع که بیشتر از هفت روز به طول بیانجامد و در هنگام برخاستن کودک از خواب در صبح بدتر شود. تهوعی که باعث اختلال خواب کودک و بیدار شدن او از خواب شبانه شود و هم چنین تهوعی که همراه با سردرد باشد باید به دقت ارزیابی شود. سردردهای معمول در کودکان ممکن است به عنوان یک زنگ هشدار تلقی شود. چنین سردردهایی ممکن است فراتر از یک میگرن ساده باشند. این سردردها با گذشت زمان بدتر شده و به تعداد و شدت و خامت آن ها افزوده می شود. تومورهای مغزی ممکن است باعث ایجاد سایر نشانه های نورولوژیکی همانند مشکلات راه رفتن، صرع یا تغییرات ناگهانی در شخصیت کودکان شوند.
* درد در استخوان یا عضله که به دنبال آن یک آسیب مشخص ایجاد نشده و پس از گذشت چند هفته بهبود نمی یابد. این نوع درد در عضلات با دردی که به طور معمول شب ها در کودکان ایجاد می شود متفاوت است. دردهای شبانه معمولاً در منطقه مشخصی ایجاد نشده، با ماساژ دادن بدن کودک برطرف شده و فعالیت کودکان را محدود نمی كند. درد استخوانی که مزمن شده، به مدت چند ماه یا حتی سال ها به طور متناوب قطع شده و سپس ادامه یابد می تواند یکی از نشانه های تومور طناب نخاعی باشد. البته والدین باید به خاطر داشته باشند که دردهای مزمن کمر در کودکان خیلی شایع نیستند.
* سرفه مزمن یا مشکلات تنفسی که به درمان معمول عفونت ها یا آسم پاسخ نمی دهند می توانند یکی از نشانه های سرطان در کودکان باشد.
* گسترش یک توده در شکم، گردن و بازوها
سایر نشانه های معمول که ممکن است زنگ هشدار و علامت حضور سرطان در کودکان باشد شامل فعالیت بسیار کم، از دست دادن اشتها، خونریزی آسان، کوفتگی و راش های قرمز رنگ، تغییرات سریع در بینایی، بزرگتر شدن کبد، طحال و یا کاهش وزن می باشند. از دست دادن وزن می تواند یک هشدار جدی و پیش آگهی در مورد وقایع جدی ای باشد که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد زیرا کودکان به طور طبیعی با کاهش وزن جدی مواجه نمی شوند. وزن کودکان ممکن است در هنگام یک بیماری حتی همانند آنفلوانزا یا ویروس های معده به اندازهنیم یا یک کیلو کم شود اما این کاهش وزن سریعاً به حالت اولیه و طبیعی خود باز می گردد. مورد دیگری که والدین را نگران می سازد تورم غدد یا لنف آدنوپاتی است. با این وجود در کودکان جوان غده های متورم مخصوصاً در ناحیه گردن تقریباً طبیعی و بدون خطر قلمداد می شوند.
تورم غده ای که پس از چند هفته بهبود نمی یابد می تواند یکی از علامت های وقوع سرطان باشد اما در عین حال والدین باید سایر نشانه ها از قبیل تب ادامه دار یا کاهش وزن یا تورم غدد در بیش از یک نقطه از بدن (همانند گردن و کشاله ران) را نیز ارزیابی کنند. در صورت عدم حضور سایر نشانه ها یک غده متورم ممکن است برای نوجوانان بزرگتر که در معرض خطر لنفوما هستند جای نگرانی به وجود بیاورد.
پزشک کودک شما ممکن است سایر نشانه های دیگر از قبیل عفونت های ناشی از بیماری خراش پنجه گربه را ارزیابی کند. او هم چنین در امتداد معاینات خود ممکن است تست هایی از قبیل تست سل، شمارش کامل خونی و عکس برداری از قفسه سینه را به منظور رد سایر عوامل جدی درخواست کند.
با متخصص اطفال در خصوص سرطان صحبت کنید
بسیار مهم است که در هنگام نگرانی از احتمال ابتلای کودکتان به سرطان، در مورد علایم و نشانه های این بیماری با پزشک کودکتان صحبت کنید. ممکن است شما برای نگرانی خود دلیل داشته باشید و در این صورت پزشک قادر خواهد بود با انجام یکسری از معاینات فیزیکی، شناسایی تاریخچه زندگی شما و کودکتان و انجام یکسری از آزمایشات غربالگری شما را از نگرانی آسوده سازد.
برای جلوگیری از خراب شدن دندان نوزادان(در برخی موارد به نام پوسيدگی شيشه نوزاد هم ناميده شده است)با به كاربستن توصیه های زیر میتوانید از بروز آن پیشگیری
نمایید. برای اطلاعات بیشتر با دندانپزشك خود مشاوره نمایید.
بهتر است كه شیشه بچه را در هنگام خواب در اختیار او قرار ندهید، ولی اگر مجبور هستید این كار را انجام دهید، شیشه را فقط از آب خالی پر كنید. هر مایع دیگری به جز
آب، حتی شیر و آبمیوه می تواند موجب خراب شدن دندان بچه شما شود.
شما می توانید برای غذا دادن به بچه از شیشه بچه در زمان مناسب آن استفاده نمایید، اما از این كار برای ساكت نگه داشتن بچه اجتناب نمایید، زیرا موجب خراب شدن
دندانهای او می شود. بچه را هنگام غذا دادن پیش خود نگه دارید و وقتی شروع به خوابیدن كرد شیشه را از او جدا كنید.
وقتی بچه خواب است نگذارید شیشه در دهان او باقی بماند.
اجازه ندهید كودك نو پای شما در حالیكه شیشه در دهان او قرار دارد در اطراف قدم بزند.
چه انتظاری باید از معاینه دندان های كودك داشته باشیم؟
دندانپزشك شما ممكن است برای قویتر شدن دندانهای كودك شما فلوراید اضافی به شكل ژل تجویز كند. این ژل درون یك قالب دندان ریخته شده و برای چند دقیقه در
دهان كودك شما قرار میگیرد تا فلوراید به دندانها منتقل شود. این ژل ها معمولاً از طعم های ملایم و دلپسند برخوردار هستند.
معاینه دندانپزشكی
برای داشتن لبخند زیبا و درخشان، می توانید دندانپزشك را همچون عضوی از خانواده خود به حساب آورید. برنامه زمانی منظمی برای معاینه دندانپزشكی افراد خانواده خود
تنظیم نمایید. اولین معاینه دندانپزشكی كودك قبل از سه سالگی او باید انجام پذیرد. معاینه دندانپزشكی در ابتدای زندگی بچه ها به آنها اجازه میدهد تجربه مثبتی از
سلامت دهان و دندان داشته باشند. بدین منظور وقتی به مطب دندانپزشكی می روید كودك نوپای خود را نیز به همراه خود ببرید تا با محیط مطب آشنا شده و با آن انس
بگیرد.
به شیرینی های كودكان توجه كنید!
كودكان زیر 7 سال در مقایسه با بقیه بچه ها و یا بزرگسالان بیشتر در معرض پوسیدگی دندان هستند. در واقع حفره های زود هنگام در كودكان مسئله ای بسیار جدی
میباشد.
میان وعده ها و پوسیدگی دندان
اگر فلوراید را به عنوان بزرگترین محافظ علیه پوسیدگی بپذیریم، میان وعده های مكرر بزرگترین دشمن دندان خواهند بود. شما هر روز با چالش وعده های غذایی مكرر روبرو
هستید. مهمترین مساله تعداد دفعات میان وعده های غذایی است. حقیقت آن است كه زمان و تعداد دفعات خوردن میان وعده ها از اهمیت بیشتری نسبت به آنچه كه
افراد خانواده شما می خورند برخوردار است!
چند نكته جالب براي خواب خوش و راحت
خواب به اندازه غذا، هوا و آب برای شما ضروری است. با این حال ممكن است كه شما در زندگی خود اختلال در خواب را تجربه كنید. یك سوم بزرگسالان گاهگاهی درجاتی از بیخوابی را گزارش می دهند.
روشهای مفید ارائه شده در زیر را امتحان كنید.
هرگز بیش از اندازه نخوابید
هرگز به دلیل كمبود خواب شب، بیش از اندازه نخوابید. این مهمترین قانون است. هر روز در ساعت مشخصی بیدار شوید، مخصوصا در صبح شبهایی كه دچار كم خوابی بوده اید. تا دیر وقت خوابیدن، فقط برای یكی، دو روز می تواند ساعت فیزیولوژیك شما را در چرخه دیگری قرار دهد. این مسئله شما را متعاقبا خواب آلوده ( كسل ) خواهد كرد و دیرتر بیدار خواهید شد.
هرگز به دلیل كمبود خواب شب، بیش از اندازه نخوابید
ساعت فیزیولوژیك خود را میزان كنید
نور، به شروع مجدد حالت فعال روزانه شما كمك می كند. بنابراین وقتیكه بیدار می شوید، بیرون بروید و كمی از نور آفتاب استفاده كنید . یا اگر این امر برایتان مشكل است، تمامی چراغها را دراتاق خود روشن كنید. سپس دور اتاق برای چند دقیقه ای قدم بزنید. ساق پاهای شما همچون پمپی عمل می كنند كه خون رابه گردش در می آورند و به منظور كمك به پیشبرد كارهای روزانه، اكسیژن بیشتری به مغز شما می رساند.
ورزش
در طول روز از لحاظ فعالیت های بدنی فعال باشید. این عمل مخصوصا در روز بعد از شب همراه بابد خوابی، مهم است. زمانیكه كمتر می خوابید، بایستی در طول روز فعالتر باشید. فعالیت كمتر داشتن یكی از بدترین چیزهایی است كه یك شخص بیخوابی كشیده می تواند انجام دهد.
بنظر می رسد كه ورزشهای پر تحرك ( پیاده روی سریع، شنا، راهپیمایی و غیره ) در لحظات پایانی بعد از ظهر به خواب راحت تر كمك كند. همچنین ، افرادی كه دچار بیخوابی هستند تمایل به عدم تحرك در یكی دو ساعت قبل از خواب دارند. مقداری نرمش انجام دهید. نرمش روزمره به افراد زیادی كمك كرده است.
چرت نزنید
در روز بعد از بیخوابی اصلا چرت نزنید.وقتیكه احساس خواب آلودگی كردید، بلند شوید و كاری انجام دهید. راه بروید، تختخواب را درست كنید یا كارهای عقب افتاده را انجام دهید.
در هنگام مطالعه ، مرتبا بلند شوید( هر سی دقیقه یكبار یا حتی بیشتر لازم بود) دور اتاقتان قدم بزنید. كمی نرمش انجام دهید. این كار به هدایت اكسیژن به مغز شما و به هوشیاری بیشتر كمك خواهد كرد.
برنامه به رختخواب رفتن خود را تنظیم كنید
اولا سعی كنید در حدود همان ساعت همیشگی هر شب به تختخواب بروید.منظم باشید بیشتر افراد در ساعت هفت صبح ، دوازده ظهر و شش بعد از ظهر گرسنه می شوند، چرا كه برای سالها در این ساعات غذا خورده اند. رفتن به موقع به رختخواب در حدود همان زمانیكه هر شب می روید می تواند خواب را مثل گرسنگی منظم كند.
راهكارهای دیگر
اتاق خواب
ـ همیشه ساعت خواب ثابتی داشته باشید
سی دقیقه یا یك ساعت قبل از خواب، مطالعه را كنار بگذارید و وارد بحثها یا فعالیت های محرك نشوید. كاری انجام دهید كه باعث آرامش شود. كتابی كه نیاز به فكر ندارد، بخوانید تماشای یك برنامه تلویزیونی هیجان انگیز را كنار بگذارید.
بعضی افراد در محیط پاكیزه ومرتب بهتر می خوابند، بنابراین آنها لحظه قبل از رفتن به تختخواب، دوست دارند اتاقشان را تمیز و مرتب كنند پس خودتان آنچه را كه همیشه باعث پیشبرد خواب شما می شود كشف كنید.
ـ حمام گرم بله، دوش نه
قبل از رفتن به تختخواب، یك حمام طولانی با آب بگیرید. این عمل به آرامش شما كمك می كند و عضلات شما را تسكین می دهد. ولی از طرف دیگر، دوش گرفتن شما را به بیدار ماندن متمایل می سازد. افرادی كه دچار بیخوابی هستند بایستی از دوش گرفتن در بعداز ظهر اجتناب كنند.
ـ فهرستی از آنچه می خواهید انجام دهید بنویسید
یك دسته كاغذ و یك قلم را دردسترس بگذارید. اگربه چیزی فكر می كنید كه می خواهید آنرا به خاطر بسپارید یادداشت كنید. سپس همان چیز را كه به آن فكر می كردید از ذهنتان خارج كنید به دلیل نگرانی از فراموش كردن آن مسئله لازم نیست در جای خود بیدار بمانید.
بنظر می رسد كه ورزشهای پر تحرك ( پیاده روی سریع، شنا، راهپیمایی و غیره ) در لحظات پایانی بعد از ظهر به خواب راحت تر كمك كند.
ـ نرمش كردن و آرامش
بعضی از افراد پی برده اند كه اگر همیشه، قبل از رفتن به تختخواب، برای چند دقیقه به نرمش كردن بپردازید درایجاد خواب، مؤثر واقع می شود. بعضی دیگر روشهای آرامش بخش را تمرین می كنند. بطور معمول كتا بخانه ها یا كتاب فروشیها، كتابهایی راجع به گسترش نرمش كردن و آرامش یافتن دارند.
ـ خوردن یا نخوردن
بعضی از مراكز خواب درمانی به منظور كمك به هوشیاری شما در طول روز، یك صبحانه و ناهار سبك توصیه می كنند. آنها معتقدند كه غذای سرشب را بعنوان غذای اصلی هر روزه خود در نظر بگیرید. این برنامه غذایی را حداقل چهار ساعت قبل از رفتن به رختخواب تنظیم كنید، به این ترتیب دستگاه گوارش بطور معقولانه ای تازمان آماده شدن شما برای خواب ، آرام خواهد شد.
ـ شیر گرم ؟
یك لیوان شیرگرم هنگام خواب به بعضی از افراد كمك می كند . شیر حاوی آمینو اسید و ترپیتو فان ضروری می باشد كه سروتونین، ماده شیمیایی، مغز را تحریك می كند كه یك نقش كلیدی در ایجاد خواب را بازی می كند. یك قطعه نان گندمی خالص به تاثیر آن می افزاید یا می توانید آنرا با خوردن قبل از خواب امتحان كنید. یك قطعه نان گندمی به جذب ترپیتوفان كمك خواهد كرد.
بدخوابی
ـ اجتناب از كافئین وغذاهای حاوی تیروزین زیاد
كافئین، ماده ای است در قهوه، چای، شكلات، ...که ایجاد تحریك زیاد و بیداری می كند. بعضی از متخصصان، مردم را تشویق به اجتناب از خوردن غذاهای حاوی تیروزین می كنند، برای مثال پنیر های حاصل از تخمیر شیر ( پنیر چدار بدترین نوع آن است ولی ماست مناسب می باشد ) و كالباس و ... باعث دوره های خواب غیر طبیعی، نامنظم و بیداری مكرر در صبح زود می شود.
ـ قرصهای خواب
بسیاری از افراد وقتی با مشکل بی خوابی مواجه می شوند از قرصهای خواب استفاده می کنند اما مطالعات نشان داده که استفاده از این قرصها در طولانی مدت بسیار مضر و زیان آور است. دلایلی كه برای اجتناب از خوردن قرصهای خواب مطرح می شوند عبارتند از: الگوهای خواب آشفته، فراموشی كو تاه مدت، صدمه به مهارتهای حركتی و .... همچنین تحقیقات دیگر نشان می دهند كه رایجترین قرصهای خواب تجویز شده به حافظه كوتاه مدت، زمان عكس العمل، تفكر و هماهنگی بینایی ـ حركتی ( همچون رانندگی كردن ) صدمه می زنند.
نشانه هاي افسردگي كدامند؟ چگونه مي توان متوجه اين علائم شد؟
افسردگی با 9 معیار دقیق تعریف می شود. این معیارها براساس محورهای چهارگانه DSM هستند که مشخصه هایی جهانی و تعریف شده اند.
1) خلق و خوی افسرده.
برای اطلاق خوددار بودن به فرد او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد. در میان کودکان یا بزرگسالان، این خلق و خو می تواند با تندخویی بروز پیدا کند.
2) بی علاقگی یا لذت نبردن از فعالیت هایی که معمولاً لذت بخش و جالب اند.
این نشانه هر روز و عملاً برای تمامی فعالیت ها دیده می شود.
3) حس خودکم بینی یا احساس گناه بیش از حد و نامتناسب.
این احساس تقریباً همیشه و تقریباً هر روز حضور دارد.
4) داشتن ایدۀ خودکشی به طور مکرر، خواه با نقشه یا بدون نقشۀ دقیق یا با اقدام به خودکشی
. فکر به مرگ (مثلاً گفتن «من ترجیح می دهم که مرده باشم») نیز از این دسته محسوب می شوند.
5) مشکلات خواب. ممکن است به شکل بی خوابی یا پرخوابی بروز کند.
این مشکلات هر روز در میان افراد افسرده دیده می شود.
6) آشفتگی یا کندشدن روانی_ حرکتی.
این نشانه نیز هر روز حضور دارد که یا توسط خود فرد افسرده گزارش می شود یا اطرافیانش مشاهده می کنند. در افسردگی، حرف فقط بر سر یک احساس بی قراری یا کندشدگی ساده نیست، بلکه این آشفتگی یا کندشدگی قابل ملاحظه و مشهود است.
7) مشکلات اشتها که هم به شکل بی اشتهایی و کاهش وزن و هم بالعکس با افزایش اشتها و اضافه شدن وزن می تواند روی دهد. این مشکلات بدون رژیم گرفتن به وجود می آیند. مشکلات اشتها هر روزیی اند.
8) مشکلات تمرکز.
این مورد اغلب با مشکل در اندیشیدن و حتی تردیدهای تکراری ظاهر می شود. پدیده ای قابل مشاهده و روزانه است و تنها احساس عدم موفقیت در متمرکز شدن نیست.
9) خستگی یا احساس بی انرژی بودن هر روز.
برای مطرح کردن افسردگی با یک تشخیص جدی، باید حداقل 2 مورد از 4 مورد اول در شخص دیده شود. و در ادامه، در افسردگی حداقل 5 مورد از این 9 معیار یافت می شوند.
اگر دقت کرده باشید دیده اید که در این لیست علائم، با سماجت و پافشاری تأکید شده که علائم باید هر روز و در تمام طول روز مشاهده شوند. این به این معناست که هر یک از ما ممکن است در روز ساعات یا دقایقی را با خلق و خوی افسرده پشت سر بگذارد. این حالات ممکن است که بر حسب اتفاقات زندگی برای همه پیش بیاید. اما معنی اش این نیست که فرد افسرده است. حال آنکه فرد افسرده در این حالت غرق می شود و به راحتی بیرون نمی آید.
هنگامی که نشانه های یک افسردگی واقعی را در خود دیدید، مهم است که به خودتان کمک کنید. مطمئناً برای این بیماری، درمان های دارویی و البته درمان های مکمل غیر دارویی (روان درمانی، ورزش، استراحت، تغییرات ضروری در شکل و قالب زندگی و کار و...) وجود دارد.
سردرد و دردهای دیگر، آیا علائم یک افسردگی پنهان اند؟
علاوه بر این، افسردگی پنهان هم وجود دارد، یعنی نوعی افسردگی که پشت علائمی کاملاً متفاوت با علائم کلاسیک و شناخته شدۀ افسردگی، پنهان می شود.
معیارهای بیرونی یک افسردگی پنهان کدام اند؟
افسردگی پنهان:
هنگامی که بدن رنج ذهنی اش را بیان می کند...
از سه هفته پیش ناتالی در رختخواب مانده است. او به شدت کمر درد دارد و احساس خستگی می کند به طوری که پزشکش تجویز کرده که کار نکند. او روحیه و شرایط قرار گرفتن پشت کامپیوتر در دفتر را به عنوان محرکی برای بازگشت سریع به سرکار ندارد.
او باید فیزیوتراپی انجام دهد؛ ناتالی به سختی خود را به جلسات درمانی که پزشک برایش در نظر گرفته می رساند. در واقع، ناتالی در یک مرحله از افسردگی پنهان زندگی می کند.
هنگامی که شخصی افسرده است، خلق و خویش در معرض آسیب قرار دارد. اما گاهی اوقات، مانند مورد ناتالی، افسردگی به شکلی نامتعارف و غیرعادی، یعنی پنهان، بروز پیدا می کند. در این مورد، ابتدا بدن حرف می زند. بدن است که رنج ذهنی و روحی را بیان می کند. بنابراین ناتالی که از مشکلات جسمی رنج می برد، بیش از آنچه که فکرش را بکند، دچار یک بیماری روحی و روانی شده است.
چه نوع مشکلات جسمی ممکن است در یک افسردگی پنهان مشاهده شوند؟
سردردها، کمر درد ، درد در ناحیۀ سینه، مشکلات گوارشی (درد شکم)، درد در اعضای مختلف بدن، سرگیجه و ... از آن دست مشکلات جسمی اند که ممکن است، در افسردگی پنهان مشاهده شوند.
مطمئناً، ناراحتی های شناخته شدۀ افسردگی نیز ممکن است مشاهده شوند، مانند مشکلات خواب یا اشتها، خستگی، خلق و خوی گرفته، مشکلات تمرکز، از دست دادن علاقه برای کارهای معمولاً خوشایند، کاهش تمایل جنسی...
چگونه بین یک بیماری جسمی و یک افسردگی پنهان فرق بگذاریم؟
پس از ابتلا به افسردگی، زمانی که مشکلات ظاهر می شوند، اغلب محو و مبهم اند و در یک ناحیۀ مشخص تمرکز نمی یابند. مشکلات خواب اغلب جزء نشانه های خاص افسردگی اند. بیشتر اوقات فرد صبح بسیار زود از خواب بیدار می شود و به سختی دوباره خوابش می برد.
چرا افسردگی پنهان می شود؟
اغلب اوقات، افراد برای اعتراف به افسردگی خجالت می کشند. آنها جرأت نمی کنند که این مورد را برای اطرافیان شان اعتراف کنند، اما غالباً، آنها این ناراحتی را پیش خودشان هم اعتراف نمی کنند. برای همین است که پی بردن به افسردگی توسط پزشک همیشه راحت نیست! حال آنکه یک افسردگی، چه بسا پنهان، یک افسردگی واقعی است. و باید با همان روش افسردگی توسط روان درمانی و با استفاده از درمان های ضد افسردگی مراقبت و معالجه شود.
معیارهای بیرونی یک افسردگی پنهان کدام اند؟
حداقل 2 معیار از این 5 مورد باید وجود داشته باشند(معیارهای خاص):
- خلق و خوی افسرده،
- از دست دادن علاقه یا تمایل برای فعالیت ها و کارها،
- احساس کوچک شدن، احساس شدید و نابه جای گناه ،
- ایدۀ تکرارشوندۀ خودکشی.
برای اطلاق افسردگی به فرد، باید در مجموع 5 معیار از معیارهایی که ذکر شد (معیارهای خاص) و معیارهایی که ذکر می شود (معیارهای غیرخاص)، در او وجود داشته باشد:
- مشکلات خواب (پرخوابی یا بی خوابی)
- آشفتگی یا کاهش فعالیت های روانی- جنبشی،
- مشکلات اشتها (افزایش یا کاهش اشتها و همراه با آن از دست دادن یا افزایش وزن)
- مشکلات تمرکز،
- خستگی یا از دست دادن انرژی.
در مجموع، هنگامی که شخصی از یک بیماری مزمن رنج می برد، خوب است که از او یک سری سئوال و جواب دربارۀ احتمال افسردگی انجام شود. اما دقت کنید که عکس آنچه گفته شد هم ممکن است. افسردگی های پنهان شرایطی دارند که وجود افسردگی را به ذهن متبادر می کنند ولی در واقع آنها در حال پنهان کردن یک بیماری مزمن هستند. این شرایط ممکن است برای برخی بیماری های التهابی بسیار خسته کننده (مانند spondylarthrite ankylosante) یا عفونی (مانند سل) و برخی بیماری های دیگر به وجود آیند. به همین دلیل، در هنگام بروز ناراحتی و مشکل در سلامتی تان، قبل از فکر کردن به افسردگی پنهان، ضروری است که مورد معاینۀ پزشکی قرار بگیرید.
این پرسش ها را از دکتر مریم رسولیان، روان پزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران، پرسیده ایم و ماحصل، گفتگویی شد که می خوانید.
خانم دکتر! در برخوردهایمان با دوستان و آشنایان، افرادی را می شناسیم که خیلی زود نگران می شوند و در ذهنشان همیشه بدترین حالت ممکن را تصور می کنند. اگر فرزندشان 10 دقیقه دیرتر به خانه برسد، چنان دچار اضطراب می شوند که انگار واقعا تصادف کرده. این را می توان یک اختلال روانی دانست؟
زود نگران شدن را روان پزشکان، اضطراب می نامند. افرادی که در مورد مسایل روزمره زندگی زود نگران می شوند و همواره درباره کارهای معمول زندگی پیش بینی منفی دارند، افرادی مضطرب هستند اما احساس اضطراب لزوما غیرطبیعی نیست و حتی در مواردی سبب افزایش کارایی افراد می شود. به عنوان نمونه، بیشتر دانش آموزان و دانشجویان در ایام امتحان دچار اضطراب می شوند و بهتر و بیشتر درس می خوانند؛
یعنی نسبت به روزهای معمول سال، توانایی بیشتری برای درس خواندن پیدا می کنند، کمتر می خوابند و دیرتر خسته می شوند؛ در حالی که افرادی که اضطراب بیمارگونه دارند، اگرچه کمتر می خوابند و نگران درسشان هم هستند اما به دلیل شدت اضطراب دچار کاهش تمرکز می شوند و افت عملکرد پیدا می کنند. این مقایسه در زمان امتحان هم صدق می کند؛ یعنی افراد مضطرب با وجود اینکه درس را بلد هستند، به دلیل شدت اضطراب نتیجه مطلوبی کسب نمی کنند.
پس اضطراب هم خوب و بد دارد؟
بله؛ اضطراب، احساسی ناخوشایند و فراگیر است که همه انسان ها آن را تجربه می کنند. وقتی اتفاق ناخوشایندی در زندگی فردی یا اجتماعی از افراد پیش می آید، اضطراب یک تجربه قابل انتظار و بهنجار به حساب می آید و به عبارتی لزوما تجربه اضطراب یک تجربه نابهنجار نیست. اگر فردی بعد از فهمیدن اینکه مبتلا به یک بیماری صعب العلاج شده، اضطراب را تجربه کند؛
این یک واکنش بهنجار و انطباقی است اما اگر در برابر یک سرماخوردگی هم طوری مضطرب شود که انگار مبتلا به یک بیماری وخیم شده، این یک تجربه بیمارگونه است. ابتلا به بیماری بدخیم یا وقوع حوادث ناگوار در زندگی هر فردی محتمل است.
افراد مضطرب در زندگی به این احتمال اهمیت زیادی می دهند و با روبه رو شدن با هر واقعه غیرقابل انتظار، ناخوشایندترین واقعه را حدس می زنند. وقتی فرزندتان 10 دقیقه دیرتر به منزل می رسد، اولین فکری که به ذهن شما به عنوان یک والد غیرمضطرب می رسد، این است که راه شلوغ بوده یا فرزندتان سر راه رفته است خرید یا با دوستش حرف می زند یا چیزی از این قبیل؛ اما والدین مضطرب فکر می کنند که فرزندشان تصادف کرده یا دزدیده شده یا چیزی از این قبیل.
این مقایسه نشان می دهد که ارتباط مستقیمی بین افکار و احساس های افراد وجود دارد اما نمی توان به طور قطع گفت که احساس اضطراب فکر بد را به دنبال دارد یا فکر بد احساس اضطراب را به همراه خود می آورد اما هر کدام که باشد، غیرطبیعی است و برای خود فرد و اطرافیان آزاردهنده است.
این اضطراب در چه جنسی و در چه گروه سنی رایج تر است؟
اضطراب و بیماری های اضطرابی در زنان و جوانان بیشتر دیده می شود. اصولا خانم ها تجربه های هیجانی بیشتری دارند و اختلال اضطراب منتشر و فوبیا (هراس) در زنان بیشتر دیده می شود اما در مورد وسواس، شیوع آن بین زنان و مردان تفاوت بارزی ندارد.
چقدر این حالت به تیپ شخصیتی افراد بستگی دارد؟
بین تجربه اضطراب و ویژگی های شخصیتی افراد، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اگرچه اصولا بین شخصیت و بیماری باید تفکیک قایل شد، بعضی از تیپ های شخصیتی مانند شخصیت های وسواسی، وابسته، اجتنابی یا مرزی، زمینه تجربه اضطراب را بیشتر از سایر شخصیت ها دارند.
آیا همه افراد به یک صورت اضطراب را تجربه می کنند؟
نه! بعضی از افراد اضطراب را بیشتر به صورت نشانه های جسمی مانند تپش قلب، تعریق، لرزش، تکررادرار، اسهال، سوزش سردل یا احساس گیر كردن لقمه در گلو تجربه می کنند اما در گروهی دیگر، افکار اضطرابی و نگرانی فکری نشانه غالب است و به عبارتی، بعضی اضطراب را با علایم جسمی و بعضی با علایم روانی تجربه می کنند.
اصولا اگر اضطراب گسترده بدون یک زمینه مشخص تجربه شود و نگرانی فرد در مورد مسایل روزمره زندگی و در اکثر امور دیده شود، به آن اضطراب منتشرگفته می شود. اختلال های اضطرابی شامل این موارد است: اضطراب منتشر، حمله هراس (پانیک)، ترس مرضی (فوبیا)، وسواس و اختلال استرس پس از حادثه (که بین مردم به نام موج انفجار رایج است). اگر اضطراب گسترده و نامحدود باشد، اضطراب منتشر است.
اگر نشانه های اضطرابی به صورت حاد، شدید و دوره ای تجربه شود، حمله هراس نامیده می شود. فوبیا به تجربه اضطراب در مواجهه با یک موقعیت یا شی ء ترسناک گفته می شود. وسواس، افکار تکراری و مزاحمی است که در اکثر موارد فرد برای کاهش اضطراب ناشی از این افکار مزاحم مجبور به انجام کارهای تکراری می شود.
مثلا فکر مزاحم یک نفر درباره اینکه بدنش نجس است، او را مجبور می کند که مکررا اقدام به شست وشو کند یا فکر می کند که در شمردن پول یا بستن در اشتباه کرده است و در نتیجه این کارها را مکررا تکرار می کند تا مطمئن شود. فرد وسواسی می داند که افکارش نادرست است اما وقتی فکر به ذهنش خطور می کند قادر به نادیده گرفتن فکرش نیست. در اکثر موارد فرق افراد وسواسی با افراد بهنجار در این است که افراد بهنجار هم افکاری مشابه افراد وسواسی به فکرشان می رسد اما فکر سریع از ذهنشان عبور می کند و آنها بر آن متمرکز نمی شوند.
مرز اضطراب و وسواس فکری کجاست؟
افکار اضطرابی، زمینه گسترده ای دارند و به یک موضوع خاص اختصاص ندارند اما معمولا وسواس به یک فکر یا رفتار خاص محدود می شود؛ مانند شست وشو، شمردن و افکار مزاحم مشخص. به عبارتی هر فرد وسواسی اضطراب هم دارد اما هر فرد اضطرابی وسواس ندارد.
كی باید نگران این رفتارها باشیم؟
وقتی این رفتارها برای فرد یا اطرافیان سبب آزار و محدودیت شود، اختلال به حساب می آید و نیاز به مداخله دارویی یا روان درمانی دارد.
می توان این رفتار را اصلاح كرد؟
مسلما مانند همه اختلال های دیگر، این اختلال هم درمان دارویی و روان درمانی دارد که بسته به نوع تشخیص روا ن پزشک بر مبنای ویژگی های شخصیتی یا تشخیص نوع اختلال، نوع درمان مشخص می شود و درمان ها بیش از 50 درصد موثر هستند. این بهبودی تاثیر بسیار واضحی بر کیفیت زندگی فرد و اطرافیان او دارد و کاهش اضطراب، حتی به میزان 10 درصد نیز در کیفیت زندگی اثر مثبتی خواهد داشت.
غیر از برخی دلایل آسیب شناسانه که باید تشخیص داده شوند، این معضلات خواب نشانه هایی طبیعی از فرا رسیدن پیری هستند. با این حال، برای حل مشکل شب های بد و کسل کننده چاره هایی ساده و مؤثر، بدون نیاز به استفاده از دارو وجود دارند. در این مقاله می خوانیم:
سازمان کلی خواب چیست؟
خواب از مراحل متفاوتی تشکیل شده است: خواب، خواب سبک، خواب عمیق و متناقض.
مرحلۀ خواب عمیق نیروبخش ترین مرحله از خواب و بخش متناقض موجب بروز رویاها و خواب دیدن می شود.
این مراحل متفاوت خواب، در یک چرخه سازمان یافته اند؛ که هر یک به واسطۀ یک زمان کوتاه بیداری از هم جدا می شوند. طی یک خواب شبانۀ کامل، چرخه های خواب با دفعات تکرار متفاوتی پشت سر هم می آیند، تکرارشان هم بستگی به این دارد که فرد چه قدر پرخواب یا کم خواب باشد. در واقع، طول مدت خواب مورد نیاز، برای داشتن احساسی خوب در صبح، درهرشخص نسبت به دیگری متفاوت است.
پیری و افزایش سن چه نقشی در وضعیت خواب بازی می کند؟
پا گذاشتن به سن، به میزان قابل توجهی شیوۀ خوابیدن افراد را تغییر می دهد:
طول کل خواب، با افزایش سن کاهش می یابد (خواب متفاوت در بستر بودن است) و برخی مراحل دستخوش تغییر می شوند، خصوصاً مرحلۀ خواب عمیق که کوتاه می شود.
خواب مجدد بین 2 چرخه طولانی تر است و اغلب به واسطۀ نگرانی و عوامل خارجی دیگر (سروصدای همسایه ها، دمای بالای اتاق خواب...) به تأخیر می افتد.
تمایل به خواب شبانه زودتر بروز می کند و صبح نیز فرد زودتر بیدار می شود.
سیستم تنظیم "هوشیاری/خواب" کارایی کمتری دارد زیرا برخی هورمون ها که عامل هم زمان کردن بدن با محیط هستند، مقدار کمتری ترشح می شوند.
تمام تغییرات خواب در افراد مسن و حساس (به جمع های خانوادگی، غذای زیاد و حاوی الکل، تغییر آهنگ زندگی هنگام تعطیلات) بیشتر می شود، این تغییرات بر روی کیفیت خواب اثر می گذارند. در نتیجه کیفیت خواب پایین می آید و همین عاملی می شود برای خواب آلودگی در روز و افزایش نیاز به خواب بعدازظهر.
هیچ نکتۀ غیرعادی و زیان آوری وجود ندارد، اما احساس بد خوابیدن به حدی افزایش می یابد که از میان هر 3 نفر بالای 65 سال، یکی از آنها از شب های بد و کسل کننده اش شکایت می کند.
باید خاطر نشان کرد که گاهی اوقات برخی از انواع بی خوابی عوامل پاتولوژیک ( آسیب شناسانه) دارند که باید جستجو و کشف شوند.
بهتر بخوابید: 11 توصیه برای بهبود کیفیت خواب
مشکلات خواب، متأثر از افزایش سن، اجتناب ناپذیر اند و با افزایش سن، پیامدهایش بیشتر هم می شوند. با این حال، برخی قواعد ساده سودمندی خود را ثابت کرده اند و ارزش امتحان کردن قبل از هر اقدامی را دارند:
1- ساعتی منظم را برای خوابیدن و بیدار شدن انتخاب و حفظ کنید (اما قبل از احساس تمایل به خواب به بستر نروید)؛
2- چرت هایتان را حذف و یا کم کنید. اگر ترجیح می دهید که این عادت را حفظ کنید، مدتش را حداکثر به یک ساعت محدود کنید تا خواب شبانه تان دچار اختلال زمانی نشود؛
3- هر روز زمانی برای فعالیت بدنی و ورزش داشته باشید، ولی هیچ وقت قبل از خواب ورزش نکنید؛
4- برای حفظ شدن ریتم روز و شب، روزها تا جایی که برای تان ممکن است، در معرض نور آفتاب قرار بگیرید (برای ترشح هورمونی)؛
5- در بستر نه تلویزیون تماشا کنید و نه چیزی بخوانید؛
6- قبل از خواب استراحت کنید (برای کم کردن تحرک) و همیشه یک "کتاب دعا" کنارتان داشته باشید و در موقع نیاز به آن رجوع کنید.
7- از مصرف محرک ها، خصوصاً در نیمۀ دوم روز اجتناب کنید (قهوه، چای، الکل، غذای زیاد در شب)؛
8- اگر شب احساس گرسنگی کردید، از غذاهای حاضری و یا لبنیات استفاده کنید (البته به جز مبتلایان به رفلاکس معده یا کسانی که ممنوعیت پزشکی و دارویی دارند)
9- محیط شبانۀ مناسبی برای خواب فراهم کنید، از جمله: درجه حرارت (بین 18 و 22 درجۀ سانتیگراد)، رختخواب مناسب، فضایی آرام، تاریک یا بسیار کم نور؛
10- لباس خانۀ راحت بپوشید؛
11- اگر بعد از نیم ساعت خواب تان نبرد، از رختخواب خارج شوید و یک فعالیت آرام کننده را بدون استفاده از نور خیلی قوی (مانند گوش دادن به موسیقی آرام، مطالعۀ مطالب سبک و سطحی) انجام دهید؛
روشن است که اگر اقدامات انجام شده برای اداره کردن مشکلات و دردسرهای خواب کافی نیستند، برای بررسی مجدد شرایط باید به پزشک خانوادگی تان مراجعه کنید. او برخی شرایط را از منظر آسیب شناسانه می سنجد و عوامل مختل کنندۀ خواب را خواهد یافت (گاهی اوقات یک سری پرسش و پاسخ درست و کامل برای تشخیص کافیست). به علاوه، ممکن است که او یک درمان دارویی مخصوص و مناسب پیشنهاد کند.
من دیگر ناخن هایم را نمی جوم
ناخن های جویده شده چندان زیبا و جذاب نیستند! با این حال، راه حل هایی برای متوقف کردن این عادت عجیب و ناخوشایند و بازگشت دست هایی زیبا وجود دارد.
عادت ناخوشایند جویدن ناخن ها
اگر نتوانید جلوی ناخن جویدن تان را بگیرید: حداقلش این است که با ناراحتی و تحمل استرس، به آرامی ناخن های تان را، یکی پس از دیگری از بین می برید.
بدون اینکه خودتان هم بدانید، شما مبتلا به عادت جویدن ناخن (onychophage) هستید! شما بدون اینکه متوجه باشید، با دندان هایتان، ناخن های تان را تکه تکه می کنید. در موارد جدی تر این بیماری، بیمار ممکن است پوست های اطراف ناخن ها را بکند و باعث خونریزی شان شود. این ناخن ها اصلاً ظاهر زیبایی ندارند...
جویدن ناخن ها، پدیده ای رایج بین بچه ها
اغلب جویدن ناخن از دوران کودکی شروع می شود. اثاث کشی و نقل مکان، بحث های بین خواهر و برادرها، طلاق و مشکلات درسی ممکن است، به این ناراحتی در بین بچه هایی که مضطرب اند، دامن بزند.
در موارد دیگر، جویدن ناخن ممکن است، مربوط به تقلید از دیگران باشد. ممکن است شما از یک دوست یا یک بزرگتری که تحسین اش می کنید، جویدن ناخن را تقلید کنید. در اغلب موارد، این پدیده قبل از سن بلوغ، خود به خود، متوقف می شود. در برخی موارد هم، این عادت باقی می ماند. و در این بین هیچ یک از انگشت ها هم استثنا نیستند و جویده می شوند! ظاهراً همه حق جویده و گاز گرفته شدن دارند!!
روشی برای تخلیۀ استرس
همۀ ما راهی برای تخلیۀ احساسات و استرس های زندگی روزانه مان داریم.
بعضی افراد ورزش کردن را انتخاب می کنند و برخی کارهای هنری را... . برای برخی دیگر تخلیۀ عصبی از راه انگشت های شان تبدیل به راهی برای رسیدن به رهایی شده است!
عده کمی، مانند دوران کودکی برای خاطر جمع شدن، شصت می مکند! این نشانۀ یک بیماری عمیق است که شما نمی توانید ابرازش کنید و این حالت تهاجمی را به چندین شکل برمی گردانید، در واقع قادر نیستید آن را به گونه ای دیگر بیان کنید. نگران نباشید، با همۀ این ها، راه حل هایی وجود دارد که شما بفهمید برای کنترل این میل چگونه باید عمل کرد.
این راه حل ها عمل می کنند!
_ هیچ کاری به اندازۀ خلاص شدن از این عادت، برای مواظبت و نگه داری از دست های شما مؤثر و مهم نیست. در این زمینه باید اقداماتی انجام دهید!
با سوهان زدن مرتب ناخن ها، دیگر آنها را با دهان نمی گیرید و با مرطوب کردن دست تان، ناخن ها را از جای شان نمی کنید، ضمناً با این کار پوسته های کنده شده و وسوسه انگیز هم کمیاب می شوند!
به علاوه، با رضایت از انجام این کار، دیگر کمتر هوس می کنید، ناخنی را که به دقت مانیکور کرده اید، خراب کنید.
به هر حال، شما به بدن خود احترام می گذارید!
کار را با یک کرم مخصوص بر روی پوست شروع کنید، تا پوسته های کوچک نرم شوند! سپس پوسته ها را به کمک ناخن گیربگیرید. ناخن ها را کوتاه کنید و سوهان بزنید. در پایان هم فراموش نکنید که دست های تان را، خصوصاً دور هر ناخن را با کرم مرطوب کنید.
_ به ناخن های تان لاک تلخ بزنید. این کار می تواند شما را از به دهان بردن انگشت ها منصرف کند، البته این راه حل برای کسانی که تلخی آزارشان نمی دهد، قطعاً بی فایده است. قبل از هر چیز، می توانید به لایه های سخت کننده هم فکر کنید؛ این مواد، ناخن های سست شده در اثر مکش را تقویت می کنند.
_ از حرف زدن دربارۀ این مشکل با یک متخصص، ترجیحاً روانشناس، نهراسید. او می تواند به شما کمک کند که بفهمید علت جویدن ناخن تان ریشه در ذهن و افکارتان دارد. او به شما کمک خواهد کرد تا شرایطی (دغدغۀ رئیس را داشتن، در حالت نشسته جلوی تلویزیون، بر روی فرمان اتومبیل تان و...) را که باعث اقدام شما به جویدن ناخن می شوند، رفع کنید. ضمناً برای لحظه هایی که تاب مقاومت در برابر وسوسۀ ناخن جویدن را ندارید، راه کار ارائه می کند.
_ چیزی بجوید.
با این کار خودتان را مشغول می کنید و چیزی به غیر از ناخن های تان، در دهان و زیر دندان های تان خواهد بود. این چیز می تواند، آدامس یا بهتر از آن تکه ای از ساقۀ شیرین بیان باشد.
_ تمرینی عالی برای وارد کردن ضربۀ نهایی!
انگشت های تان را به دهان تان نزدیک کنید، بدون اینکه انگشت ها لب ها را لمس کنند. این کار را چند بار تکرار کنید سپس بدون اینکه به انگشتان تان دندان بزنید، آنها را بین لب ها بگذارید، و به این ترتیب تمرین را به پایان ببرید. آفرین! شما موفق شدید که خودتان را کنترل کنید!
_ شاید یکی از غیرقابل مقاومت ترین وسوسه ها، صدای ناخن ها در برخورد با دهان باشد، برای فرار از این وسوسه، انگشتان تان را به سمت چیزهای سخت و صاف (میز، فرمان ماشین...) هدایت کنید. این کار فوراً تمایل مقاومت ناپذیر جویدن ناخن را آرام می کند.
_ گذاشتن ناخن مصنوعی هم ترفند خوبی است. هرچه ناخن کلفت تر باشد، عملاً جویدن شان هم غیرممکن تر و سخت تر خواهد شد. پیش یک پروتزکار حرفه ای بروید و ناخن را تا حد ممکن کوتاه انتخاب کنید. مرتب پرشان کنید و تا زمانی که ناخن طبیعی خودتان بروید، نگه شان دارید.
ناخن های تان را تقویت کنید
از بس که ناخن ها را جویده اید، سست و شکننده شده اند؟ با مالیدن مرتب روغن دانۀ گندم یا روغن بادام شیرین که طعم ناخوشایندی هم دارد، یک دوره درمان زیبایی را به ناخن های تان هدیه بدهید. یک درمان غذایی مکمل نیز، بر پایۀ سیستین، سیلیسیم و ویتامین ها، مانند اکرینال ناخنی، را شروع کنید.
ناخن های دست به طور متوسط در ماه 3 میلیمتر رشد می کنند، برخلاف ناخن های پا که رشدشان تنها 1.5 میلیمتر است.
استرس دارای اثرات جسمی و روانی است كه می تواند احساسات مثبت و منفی در ما پدید آورد. به عنوان یك تأثیر مثبت، استرس می تواند ما را وادار به فعالیت و تحرك كند؛ اما تأثیرات منفی آن ممكن است باعث احساس بی اعتمادی، عصبانیت، بدگمانی و افسردگی شود. افسردگی نیز به نوبه خود می تواند باعث بروز ناراحتی های جسمی مانند انواع درد، مشكلات گوارشی، ناراحتی های پوستی مثل جوش ها، بی خوابی، فشار خون بالا، زخم معده و ناراحتی های قلبی شود.
پس از هر رویداد مهم در زندگی مانند از دست دادن یك عزیز، فرزند دار شدن، ارتقای شغلی، شروع یك ارتباط جدید و ...، نیاز به كسب تعادل خواهیم داشت و حین رسیدن به این تعادل، استرس را تجربه می كنیم. متناسب با واكنش ما در دستیابی به ساختن زندگی، استرس می تواند باعث پیشرفت ما و یا مانع از آن شود.
چگونه می توانیم استرس را از زندگی خود حذف كنیم؟
همان طور كه می دانید، استرس مثبت موجب پیشرفت و تحرك بیشتر در زندگی شده و جذابیت آن را در نظر ما می افزاید. همه ما برای پیشرفت به مقدار خاصی از استرس نیاز داریم، با وجود مقدار خاصی استرس مثبت است كه نیاز به پیشرفت را احساس می كنیم.
ضرب العجل ها، رقابت ها، رویارویی با مشكلات و حتی نا امیدی ها و غم ها به زندگی ما عمق و انرژی بیشتری می دهند. هدف ما حذف استرس نیست، بلكه می خواهیم بیاموزیم چگونه آن را اداره نماییم و چگونه از آن استفاده نماییم تا برای ما سودمند باشند.
استرس ناكافی و یا فقدان استرس نیز مضر است و می تواند احساس كسلی یا افسردگی به وجود آورد. از سوی دیگر، استرس زیاد هم ممكن است باعث شود احساس كنیم مشكلات بسیاری ما را احاطه كرده اند.
بهترین راه حل برای رهایی از مشكلاتی كه ممكن است استرس زیاد و یا فقدان استرس برای ما به وجود آورند این است كه مطلوب ترین سطح استرس را بیابیم. مطلوب ترین سطح استرس آن است كه باعث تحریك و انگیزش ما برای پیشرفت شود اما احساس دلشوره و نگرانی را در ما ایجاد نكند.
چگونه می توانیم بگوییم مطلوب ترین سطح استرس برای ما كدام است؟
هیچ سطح استرس واحدی برای همه افراد وجود ندارد. همه ما مخلوقاتی منحصر به فرد با نیاز های خاص خود می باشیم. بدین ترتیب، موضوعی كه باعث مضطرب شدن فردی می شود ممكن است در فرد دیگری حس خوشحالی و نشاط را برانگیزد. حتی اگر بپذیریم موضوع خاصی برای همه نگران كننده است، هر كدام از ما تمایل دارد كه واكنش های متفاوتی نسبت به آن نشان دهد.
كسی كه عاشق بحث و جدل و كارهای پرافت و خیز است و همیشه دوست دارد تغییر شغل بدهد در صورت داشتن شغلی ثابت و شرایطی پایدار و منظم دچار استرس خواهد شد و برعكس، فردی كه همیشه شرایط شغلی پایدار و منظمی داشته است در صورت رویارویی با شرایط شغلی پرافت و خیز و دارای محدودة وظایف گسترده دچار استرس خواهد شد.
مسائلی كه ما را دچار استرس می كنند و مقدار استرسی كه در حالت اضطراب قادر به تحمل آن هستیم با افزایش سن تغییر می یابد. مشخص شده است كه اغلب بیماری ها با استرس های مضمن و فرو ننشستة افراد در ارتباطند. اگر دچار علائم استرس می باشید از حد مطلوب استرس فراتر رفته اید. در این حالت باید از استرس موجود در زندگی خود بكاهید و یا توانایی خود را برای اداره نمودن آن افزایش دهید.
چگونه می توانیم استرس خود را بهتر اداره كنیم؟
تشخیص استرس های فرو ننشسته و آگاهی از تأثیرات آن ها بر زندگی برای كاهش اثرات مضر آن كافی نیست. از آنجا كه استرس می تواند ریشه های متعددی داشته باشد، راه های بسیاری نیز برای اداره نمودن آن وجود دارد. یكی از راه های مقابله با استرس، تغییر دادن منبع استرس و یا نحوه واكنش به آن می باشد.
نكات زیر می توانند برای كنترل بهتر استرس مفید باشند:
1- از مسائلی كه باعث به وجود آمدن استرس در شما می شوند و احساسات و واكنش هایی كه به آن ها نشان می دهید كاملاً آگاه شوید.
به اضطراب خود توجه كنید و آن را نادیده نگیرید. به راحتی از كنار مشكلات خود عبور نكنید. دریابید كه كدام وقایع باعث اضطراب شما می شوند. دقت نمایید كه در درونتان راجع به مفهوم این وقایع چگونه می اندیشید. دریابید كه بدنتان چگونه به استرس پاسخ می دهد، آیا دچار اضطراب می شوید و یا با مشكلات جسمی مواجه می گردید؟ اگر چنین است این علائم دقیقاً كدامند؟
2- مسائلی را كه قادر به تغییر آن ها هستید، بشناسید.
- آیا می توانید مسائلی را كه باعث به وجود آمدن استرس در شما می شوند با حذف كامل آن ها و یا پرهیز از رویارویی با آن ها تغییر دهید؟
- آیا می توانید شدت آن ها را كاهش دهید؟ برای كنترل بهتر این مسائل به جای اداره روزانه یا هفتگی، آن ها را در یك بازده زمانی طولانی تر اداره نمایید.
- آیا می توانید مدت قرارگیری خود در معرض استرس را كوتاه تر نمایید؟ همیشه می توانید به خود زنگ تفریحی بدهید، فرضیه های فیزیكی را رها نمایید.
- آیا می توانید برای انجام تغییرات ضروری وقت و انرژی لازم را اختصاص دهید؟ هدف سازی، تكنیك های مدیریت زمان، روش های شاد زیستن و... می توانند مفید باشند.
3- شدت واكنش های خود نسبت به استرس را كاهش دهید.
واكنش هایی كه به استرس نشان می دهیم بسته به میزان درك و آگاهی از خطری كه ممكن است ما را تهدید كند می تواند متفاوت باشد. این خطر ممكن است روحی یا جسمی باشد. شما چگونه اید؟
آیا مسائلی را كه باعث به وجود آمدن استرس می شوند در حالتی غیرواقعی و بزرگتر از آنچه كه هست می بینید و موقعیت مشكلی را كه با آن روبرو شده اید بی دلیل به یك فاجعه تبدیل می سازید؟
- آیا انتظار دارید همه را از خود راضی نگه دارید؟
- آیا نسبت به مسائل واكنش های شدید نشان داده و آن ها را كاملاً بحرانی و پیچیده می بینید؟
- آیا احساس می كنید همیشه باید در همة موقعیت ها پیروز باشید؟
اگر چنین است باید برای پذیرفتن دیدگاه های متعادل تر تلاش نمایید. سعی كنید به جای اینكه استرس را مسئله ای بیابید كه بر شما چیره خواهد شد، آن را موضوعی ببینید كه می توانید با آن مقابله كنید.
براساس گزارش دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت، متعادل نمودن احساسات بیش از اندازه ، می تواند بسیار مفید واقع شود. برای جنبه های منفی و ”چه می شد اگر“ها وقت و انرژی صرف نمایید.
4- روش تعادل واكنش های جسمی خود نسبت به استرس را بیاموزید.
- چند نفس عمیق و آرام، ضربان قلب و سرعت تنفس شما را به حالت عادی بر می گرداند. تكنیك های تمدد اعصاب می تواند از فشارهای وارد بر عضلات بكاهد.
- تجوز دارو توسط پزشك نیز می تواند به طور كوتاه مدت در متعادل كردن واكنش های جسمی فرد نسبت به استرس مؤثر باشد. چون تجویز دارو به تنهایی راه حل مناسبی برای ملایم كردن این واكنش ها نمی باشد، لذا فراگیری روش های ارادی متعادل سازی این واكنش ها برای ملایم سازی آن ها به طور بلند مدت ارجع تر می باشند.
5- جسم خود را بسازید.
برای مراقبت از قلب و عروق، 3 تا 4 بار در هفته ورزش كنید، تمرینات ریتمیك طولانی مدت، مانند پیاده روی، شنا، دوچرخه سواری و دومیدانی جزو بهترین تمرینات می باشند. از همه گروه های غذایی به صورت متوازن استفاده نمایید. خود را به وزن متعادل برسانید. از نیكوتین، كافئین بیش از اندازه و دیگر محرك ها پرهیز نمایید. كمی فراغت و تفریح را دركنار كار فراموش نكنید. هر وقت كه می توانید به خود زنگ تفریحی بدهید، حتی برای چند دقیقه از محیط كار خود خارج شده و استراحتی كنید. به اندازه كافی بخوابید و در حفظ برنامه استراحت و خواب خود تا سر حد امكان جدی و سخت گیر باشید.
6- روح خود را بسازید.
ارتباط ها و دوستی های مشترك خود را افزایش دهید. اهداف خود را دنبال كنید اهداف واقع گرایانه كه برای خود شما مهم و با معنی هستند نه اهدافی كه دیگران آن ها را برای شما در نظر می گیرند. همیشه انتظار كمی نا امیدی، شكست و ناراحتی را داشته باشید. همیشه با خود آرام و مهربان باشید. دوست خود باشید.
آیا احساس می کنید مدام در زندگی تان با شکست مواجه می شوید ؟ بسیاری از مردم فکر می کنند زمانی که مشکل خاصی برایشان پیش می آید باید به یک روان پزشک مراجعه کنند یا اینکه کسی که به این مراکز مراجعه می کند باید مشکل روانی حادی داشته باشد . خیر این صحبت های اصلا صحیح نمی باشد .
مهم ترین نشانه ای که شما را برای رفتن به این مکان های آگاه می کند ، خواب است . اگر زیادی می خوابید و یا اینکه به کمبود خواب مبتلا هستید ، نشانه ای است که موضوعی خاطر شما را آزار می دهد .
برای اینکه سرچشمه و دلیل اصلی مشکلتان را پیدا کنید نیاز به گذر زمان دارید ، زیرا شاید در ابتدا شما متوجه نباشید چه موضوعی آزارتان می دهد و باعث اختلال در خواب شما شده است . اجازه دهید زمان سپری شود تا موضوعی که باعث رنجش شما شده است به وضوح قابل رویت می شود .
بسیاری از افراد می گویند نمی دانند به چه دلیل در یک لحظه دچار افسردگی و غم می شوند در صورتی که تا چند لحظه پیش خوشحال و شاد بودند .
شما باید به تمام اتفاقاتی که باعث می شود به این حالات دچار شوید را یادداشت کنید و بعد از مدتی به یک جمع بندی می رسید و متوجه می شوید چه موضوعی خاطر شما را آزار می دهد .
گاهی اوقات شما به تنهایی نمی توانید دلیل اصلی را پیدا کنید و به کمک احتیاج دارید . در این زمان است که به شما پیشنهاد می کنیم به یک مشاوره مراجعه کنید .
در ابتدا باید بگوییم زمانی که برای مشاوره مراجعه می کنید باید مشاوره خود را از تمام حقایق زندگی تان آگاه کنید . هرگز به او دروغ نگویید یا از گفتن موضوعی خجالت نکشید . مشاور شما محرم راز شماست .
در این مقاله چند توصیه که اکثر روان شناسان به شما ارائه می دهند را توضیح می دهیم.
* قضاوت های دیگران در مورد خودتان را فراموش کنید . اول به خودتان اهمیت بدهید :
مشاوران توصیه می کنند از کسی انتظار انجام کاری را نداشته باشید ، خودتان تمام کارهایتان را انجام دهید . زیرا گاهی اوقات توقعات و انتظارات شما از دیگران چه فرزند ، همسر و ... و برآورده نشدنش باعث افسردگی شما می شود.
* بهترین ورزش برای افراد افسرده :
بهترین ورزش برای افراد افسرده ، پیاده روی می باشد .
توصیه می کنیم ورزش پیاده روی را انجام دهید ترجیحا در محیط های باز مانند پارک، بوستان و ... . پیاده روی در هر سنی که باشید باعث می شود ذهن شما از افکار سیاه و منفی خالی شود . پیاده روی یک ورزش بسیار ساده و بدون هیچ هزینه ای است اگر با افرادی که بسیار شاداب و مثبت بین هستند نیز همراه شوید فایده این پیاده روی چند برابر می شود .
شما با انجام این کار بعد از چند هفته تاثیر فوق العاده ای را در خود احساس می کنید. این تاثیر در بدن و روح شما مشهود خواهد بود .
خارج شدن از حالی که در حال حاضر به شما حکم فرما شده است ، از یاس و ناامیدی ، تعریف کردن این موضوع و در میان گذاشتن مشکلتان با شخصی امین است و از همه مهمتر شخصی که آگاهی دارد و بتواند شما را در حل مشکلتان یاری دهد و توصیه هایی را به شما منتقل کند و این شخص مسلما کسی جز یک مشاور نمی باشد .
باتری حافظه ات را پُر کن
به عنوان نمونه، اگر آنقدر جدول حل کرده اید که حتی توی خواب هم می توانید این کار را انجام دهید، موقع آن است که خود را به چالشی جدید بکشانید تا بتوانید توانایی مغزتان را به بهترین نحو پرورش دهید. کنجکاوی در محیط اطراف و جهان اطرافتان، اینکه آنچه در اطرافتان می گذرد، چگونه اتفاق می افتد و چگونه شما می توانید آن را بفهمید باعث می شود مغزتان با سرعت بالاتر و موثرتری فعالیت کند. به کار بستن مواردی که در این مطلب آمده است، به شما کمک می کند به خواسته ای که درباره پرورش هوش و حافظه تان دارید، برسید.
1 بازی کنید
برنامه های پرورش ذهن و بازی ها راه های خارق العاده ای هستند برای اینکه مغزتان را به چالش بکشید. سودوکو، جدول و بازی های الکتریکی. همه آنها می توانند سرعت فعالیت مغز و حافظه تان را افزایش دهند. این بازی ها بر منطق دایره لغات و ریاضی و... تکیه دارند. آنها جنبه تفریحی هم دارند و شما می توانید روزانه اندکی از وقت خود را صرف آنها کنید و از آنها سود ببرید. البته روزانه فقط 15 دقیقه از وقتتان را به بازی اختصاص دهید نه بیشتر.
2 مدیتیشن یادتان نرود
مدیتیشن روزانه احتمالا بهترین کاری است که شما می توانید برای سلامت جسم و مغز و روانتان انجام دهید. مدیتیشن نه تنها باعث آرامش شما می شود بلکه باعث پرورش مغز هم خواهد شد. شما با به وجود آوردن حالت متفاوت روانی، مغزتان را به صورتی جدید و جذاب به کار می گیرید و این باعث بالا بردن فعالیت مغزی تان می شود.
3 مغزتان را تغذیه کنید
مغزتان به چربی های مفید و سالم احتیاج دارد پس روی روغن ماهی سالمون، آجیل ها مانند گردو، روغن تخم کتان و روغن زیتون تمرکز و چربی های اشباع شده را از رژیم غذایی تان حذف کنید.
4 داستان های خوبتان را بازگو کنید
خاطره ها و اتفاق هایی که برایتان افتاده اند را تفسیر کرده و آنها را بازگو کنید و لحظه هایتان را با دیگران سهیم شوید. تمرین کنید که داستان های جدید و قدیمی تان را به طوری دلچسب، تاثیرگذار و مفرح تعریف کنید.
5 تلویزیون را خاموش کنید
افراد بالغ روزانه بیش از 4 ساعت را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند. تلویزیون می تواند جانشین روابط شود و روی سبک زندگی تاثیر بگذارد. تلویزیون را خاموش کنید و وقتتان را صرف تمرین های ورزشی برای بدن و مغزتان کنید و به ابعاد دیگر زندگی تان بپردازید.
6 مغز سالم در بدن سالم است
تمرین های ورزشی، تمرین های فوق العاده ای برای مغز نیز هستند. وقتی بدنتان را حرکت می دهید مغزتان باید یاد بگیرد که چگونه ماهیچه ها را هماهنگ کند، فاصله ها را تخمین بزند و تعادل را برقرار کند. تمرین های متفاوت و گوناگون انجام دهید تا مغزتان را به چالش بکشید.
7 چیزهای متفاوت بخوانید
کتاب ها، قابل حمل و پر از شخصیت های جالب و اطلاعات و واقعیت های جذاب و نامتناهی هستند. در زمینه های متفاوت و گسترده مطالعه کنید.
اگر عادت دارید کتاب های تاریخی بخوانید، سعی کنید رمان های معاصر، کتاب های نویسنده های خارجی و کلاسیک را بخوانید. با این کار مغزتان را به کار می گیرید تا تصورات جدید و متفاوتی داشته باشد. همچنین با آشنایی با فرهنگ ها و مردمان جدید می توانید داستان های جالبی برای تعریف کردن داشته باشید.
8 مهارت جدیدی یاد بگیرید
یادگیری مهارت های جدید باعث می شود ناحیه های مختلفی از مغزتان به کار بیفتد. حافظه تان به کار می افتد شما حرکت های جدید یاد می گیرید و می توانید بین چیزهای مختلف رابطه برقرار کنید.
خواندن آثار ادبی، درست کردن غذا و ساختن هواپیما با خلال دندان همه این کارها مغز شما را به چالش می کشد و چیزی جدید برای فکر کردن به شما می دهد.
9 تغییرات به وجود آورید
همه ما برنامه های روتین و کارهای روزمره مان را دوست داریم. ما عادات و دل مشغولی هایی داریم که می توانیم ساعت ها آنها را انجام دهیم ولی هرچه که انجام آن برای ما عادت شده است کمتر مغزمان را به فعالیت وامی دارد. برای اینکه واقعا مغزتان را جوان و پویا نگه دارید، آن را به چالش بکشید.
راهی را که هر روز به سوپرمارکت می روید عوض کنید. برای باز کردن در اتاقتان از دست دیگرتان استفاده کنید. دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه اینها مغزتان را مجبور می کند تا بیدار شود و توجهی دوباره به مسایل داشته باشد.
10 مغزتان را پرورش دهید
برنامه ها و کتاب ها و وب سایت ها و در کل تحقیقات زیادی برای پرورش مغز وجود دارند که همه آنها بر 3 پایه اصلی: به یادآوری، تجسم کردن و تحلیل کردن بنا شده اند. هر روز مغزتان را روی این 3 اصل به کار گیرید تا در هر زمینه ای و هرچه بیشتر آماده شود.
اگر شما مدت زیادی است که زیر سلطۀ استرس هستید و از مشکلات گوارشی رنج می برید، باید دو مأموریت را به طور هم زمان انجام دهید: کاستن استرس ها و متعادل کردن تغذیه تان.
استرس باعث بروز مشکلات گوارشی می شود
استرس واکنش دفاعی و عادی بدن است اما باید دقت کرد، زیرا در دراز مدت استرس عملکرد معده و روده را مختل می کند. ضمناً استرس عامل فزایندۀ عارضۀ رفلاکس معده و مری، زخم معده و اثنی عشر و سندروم کولون تحریک پذیر است.
ضروری است که برای کاهش مشکلات گوارشی، به طور هم زمان با استرس مقابله کنید و تغذیه تان را نیز بهبود ببخشید.
تغذیۀ مناسب چیست؟
از ریزه خوری ، خصوصاً خوردن مواد غذایی غنی از قند و چربی و فاقد فیبر های غذایی اجتناب کنید.
سه بار در روز، با اختصاص زمان کافی غذا بخورید: در فضایی آرام به راحتی بنشینید و غذایتان را میل کنید.
از منابع غنی منیزیم به مقدار زیاد استفاده کنید، منیزیم را در این مواد غذایی می یابید: غلات کامل، آجیل میوه های ، شکلات، محصولات دریایی، سخت پوستان، سبزی های خشک، گوشت سفید و...
ویتامین های گروه B را فراوان مصرف کنید: غلات کامل، موز، میوه ها و سبزی جات خشک، ماهی آزاد، مرغ، سبزی های تازه، مخمر آب جو و... حاوی این ویتامین اند.
برنامه غذایی تان را پر کنید از ویتامین C که در میوه ها و سبزی های نپخته موجود است.
به عبارت دیگر، لازم است که مقدار قند های فوری، مواد هیجان آور و محرک ( الکل، کافئین...) و مواد غذایی تصفیه شده مانند نان سفید را کاهش دهید. در عوض، مواد غذایی کامل و فیبرها (میوه ها و سبزیجات) را در الویت قرار دهید، این مواد باعث سهولت بسیار در جریان هضم غذا و گوارش می شوند.
چگونه می توان استر س را مدیریت کرد؟
تغذیۀ سالم و متنوع یکی از عواملی است که باعث کاهش استرس می شود، زیرا به مقدار کافی ویتامین C، B، منیزیم و دیگر ویتامین ها و مواد معدنی را به بدن می رساند.
به میزان کافی بخوابید، برنامۀ زمانی منظمی برای خوابیدن و برخاستن برای خود در نظر بگیرید.
یک فعالیت جسمی و ورزشی منظم انجام دهید.
همچنین تمرین های ریلکیشن مانند یوگا، مدیتیشن، سّفرولوژی و... برای خود ترتیب دهید.
در طی روز زمانی برای استراحت خود اختصاص دهید.
راحت، رها و مثبت باشید!