هفت صبح، بی سیم زدند دو نفر تو جاده ی بانه - سردشت به کمین گروهک ها خورده اند. بروید، ببنید کی هستند و بیاوریدشان عقب.

 

رسیدیم. دیدیم پشت ماشین افتاده اند. به هر دوشان تیر خلاص زده بودند. اول نشناختیم. توی ماشین را که گشتیم، کالک عملیاتی و یک سررسید پیدا کردیم. اسم فرمان ده گردان ها و جزئیات عملیات را تویش نوشته بودند.

 

بی سیم زدیم عقب. قضیه را گفتیم. دستور دادند باز هم بگردیم. وقتی قبض خمسش را توی داشبرد پیدا کردیم، فهمیدم خود زین الدین است.

 

 خاطره ای از شهید مهدی زین الدین

منبع : افسران