دوست نماها(1)
نظام اخلاقی اسلام: دوست نما ها
مشخصات کتاب
سرشناسه : سبحانیتبریزی، جعفر، ۱۳۰۸ -
عنوان و نام پدیدآور : نظام اخلاقی اسلام: تفسیر سوره حجرات/مولف جعفر سبحانی.
مشخصات نشر : قم: موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۳ ج. در یک مجلد.
یادداشت : کتابنامه؛ همچنین به صورت زیرنویس.
مندرجات : ج. ۱. نظام اخلاقی اسلام: تفسیر سوره حجرات .-- ج. ۲. احمد موعود انجیل: تفسیر سوره صف .-- ج. ۳. دوست نماها: تفسیر سوره منافقون.-
عنوان دیگر : احمد موعود انجیل: تفسیر سوره صف.
عنوان دیگر : دوستنماها: تفسیر سوره منافقون.
موضوع : تفاسیر (سوره حجرات).
موضوع : تفاسیر (سوره صف).
موضوع : تفایسر (سوره منافقون).
موضوع : اخلاق اسلامی.
رده بندی کنگره : BP۱۰۲/۸۲۷/س۲ن۶ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۸
شماره کتابشناسی ملی : ۱۰۳۸۷۸۷
مقدّمه
مقدّمه
تضادهای اجتماعی مایه تکامل جوامع بشری است
تضادهای اجتماعی و اختلاف های فکری و ایدئولوژی، مایه پیشرفت و تکامل جامعه انسانی است. نه تنها تضادهای مسلکی و فکری، که تضادهای طبیعی، اساس نظام آفرینش هستند و اگر تضاد و تباین از دستگاه طبیعت برچیده شود، نظام آفرینش از هم می پاشد. تضاد و کشمکش در مرکز منظومه و سیاراتی که بر گرد آن می گردند، حافظ نظام منظومه ماست; جاذبه نیرومند خورشید و نیروی «گریز از مرکز» سیارات، نظام موجود را به جهان بخشیده است و اگر، این تضاد از میان برود، اثری از زندگی و تکامل جانداران باقی نمی ماند. میکرب هایی که در هوا و محیط ما پراکنده هستند و با انسان سر جنگ و ستیز دارند، ارزنده ترین خدمت را به انسان انجام می دهند;زیرا گلبول های بدن ما را، در برابر خطرات داخلی و خارجی نیرومند می سازند و اگر چنین دشمنانی در محیط زندگی ما نبودند و بشر مدتی در محیط دور از میکرب می زیست در برابر ناملایمات بسیار ناتوان بوده و مقاومت خود را در مقابل حوادث ناگوار از دست می داد. چنین دشمنانی، حکم «واکسن» را دارند که قدرت و مقاومت سلول های بدن
------------------ صفحه 10
را در مقابل حوادث بد افزایش می دهند. در زندگی اجتماعی انسان، تضاد و رقابت، مایه تکامل انسان است; زیرا رقیب آیینه تمام نمای عیوب و بدی های انسان به شمار می رود; کوچک ترین لغزش را به رخ وی می کشد و احیاناً کاه را کوه جلوه می دهد. جامعه شناسان معتقدند که، احزاب مخالف و اقلیت های منتقد، وسیله تکامل و پیشرفت جامعه های متمدن هستند; زیرا رقیب منتقد است که به انسان هشدار می دهد و معایب کار را بی پروا می گوید و او را وامی دارد که مسیر زندگی را دگرگون ساخته، مسیر بهتری را برگزیند. جامعه هایی که در آن، رقابت و تضاد نباشد به سان تساوی سطوح ظروف مختلف آب ها می شود که آب را از جریان و غلغله باز می دارد و همه را به صورت آبی راکد که احیاناً به عفونت می انجامد، درمی آورد. مؤسسات تولیدی و یا فرهنگی که رقیب ندارند، از ترقی و تعالی بازمانده و پیوسته در جا می زنند; ولی مؤسساتی که رقیب و یا رقبایی دارند، هرکدام برای پیشرفت و گسترش اهداف خویش، دانش و بینش و نیروی خود را متمرکز ساخته تا بتواند در برابر رقیب مقاومت کند و احیاناً گام و یا گام هایی به جلو بنهد. در جامعه هایی که رقابت های صحیح و تفاوت های اصولی از میان افراد برداشته شود و تمام ثروت در اختیار دولت قرار گیرد و افراد به اندازه استعداد جسمی و فکری خود کار کنند و به اندازه نیاز حقوق بگیرند، استعدادهای نهانی شکفته نمی شود، روح ابتکار و نوجویی رخت برمی بندد. «نفس اماره» مایه تکامل عقل و قوای روحانی انسان است و روح تقوا و پرهیزگاری و حسّ خویشتن داری را در انسان پرورش می دهد و اگر تمایلات نفسانی و گرایش های مادی در انسان وجود نداشت، هرگز روح ملکوتی انسان نمی توانست بر قلّه های قدّوسیان پرواز کند و در آشیانه رضوان و ابدیت آرام گیرد.
------------------ صفحه 11
شیطان، با قوای اهریمنی خود، در کمین انسان نشسته و در صدد گمراهی و لغزاندن انسان است; ولی انسان با توجه به چنین دشمن نیرومند، قوای روحانی خود را بر ضد او بسیج می کند و چون از وجود چنین دشمنی، آگاهی کامل دارد برای پیروزی بر او می کوشد تا روح تقوا، روح مقاومت و خویشتن داری در برابر گناه را، در خود قوی و نیرومند سازد و گاه تا آن جا اوج می گیرد که در برابر گناه و طغیان به سر حدّ عصمت می رسد. دشمنان شناخته شده، مخالفان مارک دار ـ همان طور که گفته شد ـ مایه تکامل و موجب صعود بر قلّه های بلند کمالات مادی و معنوی اند. از وجود چنین دشمنی، هرگز نباید ترسید و نباید آن را خطرناک دانست; زیرا با توجه به این که وی شناخته شده است و منویات جدی دارد، عقل و خرد و علاقه به خویشتن، انسان را وادار می کند در برابر آن مجهز شود و در این راه نه تنها باید با سلاح مادی و معنوی او مسلح شود، بلکه باید بکوشد اسلحه ای بهتر از اسلحه او به دست آورد. در برابر این دسته، دشمنانی هم هستند نقاب دار و ناشناخته; دوست نمایانی که در درون درنده تر از گرگ و هر وحشی بیابانی اند. آنان در سنگر دوستی از پشت خنجر می زنند; به ظاهر دوستند و غم خوار، امّا در باطن، دشمنانی خوشحال; اصرار میورزند که امین و رازدارند، ولی در واقع خائن و جاسوسند و از اسرار زندگی و نقاط ضعف و قوت انسان، کاملاً باخبرند. پرهیز از چنین دشمنان ناشناخته، بسیار مشکل و احیاناً محال است. چنین دشمنی، همان نفاق و دورویی است که قرآن در مورد آن در سوره های مختلفی بحث و گفتگو نموده است و حتی سوره ای مستقل درباره منافقان فرو فرستاده است. امیرمؤمنان درباره این گروه چنین می فرماید: «من هرگز از هیچ یک از ملل جهان بر اسلام نمی ترسم، (بلکه) فقط از یک گروه می ترسم و آن کافران مسلمان نما و گروه منافق و
------------------ صفحه 12
دوچهرگانند که شیرین زبان و خوش گفتارند; ولی در واقع از دشمنان اسلام هستند; در گفتار با شما هماهنگی دارند، ولی یک گام با شما برنمی دارند».(1)
دو سوره از میان دیگر سوره ها
دو سوره از میان دیگر سوره ها
به دلیل اهمیت خاصی که شناسایی نقش منافقان در صدر اسلام دارد، نگارنده تصمیم گرفت دو سوره از سوره های قرآن را ـ که اوضاع و احوال منافقان در آنها بیش از سوره های دیگر وارد شده است ـ به زبان روز و به صورت دل پذیری تفسیر کند و تا آن جا که وقت و امکانات اجازه می دهد در مباحث این دو سوره تجزیه و تحلیلی به عمل آورد، تا از این طریق، فرزندان اسلام را با کتاب آسمانی خویش بیشتر آشنا سازد. این دو سوره عبارتند از: 1. سوره «برائت» (توبه)، که به صورت سلسله مقالاتی در بخش تفسیر مجله وزین و علمی درس هایی از مکتب اسلام منتشر شد و به خواست خدا فعلاً به صورت کتاب نیز منتشر می شود. 2. سوره «منافقون» که با آیات یازده گانه خود، پرده از روی منویات گروهی توطئه گر برداشته است، گروهی که از هر نوع خیانت و دسیسه بر ضد اسلام خودداری نمی کردند. مباحث مربوط به تفسیر این سوره نیز، به صورت سلسله مقالاتی در مجله یاد شده منتشر شد و هم اکنون با اضافات کامل به صورت کتاب در اختیار خوانندگان گرامی قرار می گیرد.
------------------
1 . نهج البلاغه عبده، ج3، ص 33.
------------------ صفحه 13
در تمام لحظه هــا شیطان بود اندر کمین
کید شیــطان را بدان ذاتش لعین ابن لعین
گرشناسی مکرو شیطان وکنی دوری زآن
بی گمان شادان بمانی ونگردی چهره چین
فی البداهه: منصور مقدم 13/8/1395