دروغ
نسیم عطر طوفانها همه از عشق او در گوش من آواز می خوانند
پس اورا رها کردم نه طوفانی به پا برخواست نه دنیا رنگ دیگر شد
نه من از غصه دق کردم نه او از درد دوری مرد
من بعداز آن دانستم که عشق این اسم هر جایی
دروغی پوچ وتو خالی است
من بعداز آن دانستم که باید زندگی کردوزندگانی را دریافت
واین افسانه ها را زیر پا افکند......