مامان من یه شاعره
شعر می نویسه تو  کتاب

 

 

بعضی شبا شعر می خونه
برای من تو رخت خواب


درباره هر چی بگی
شعرای با نمک می گه


از شب و بارون و تگرگ
از گل و قاصدک می گه



وقتی داره فکر می کنه
نمی رم اون دور و برا



یه گوشه بازی می کنم
خیلی یواش و بی صدا