یادنامه شهدای روحانی
عنوان : مهدي فرقاني فرد
|
مهدي فرقاني فرد
شهيدمهدي فرقاني فردفرزند محمدعلي در پانزدهم آذرماه سال 1344 در خانوادهاي متدين و مذهبي در شهر تهران چشم به جهان هستي گشود. وي دوران تحصيلات خود را از ابتدايي تا پايان دوره متوسطه با موفقيت سپري کرد و به سبب عشق و علاقه فراوان به فراگيري علوم و معارف اسلامي در مدرسه علميه رضوي قم به تحصيل علوم حوزوي مشغول شد. در دوران شکوفايي انقلاب اسلامي همگام با امت شهيد پرور در تظاهرات و راهپيمائيها شرکت فعال داشت و پس از پيروزي انقلاب در سنگر حوزه و بسيج به فعاليت پرداخت. وي فردي متواضع، خوش اخلاق، قانع و بسيار فکور بود و براي نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) و حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي بعنوان مبلغ راهي جبهههاي نور عليه ظلمت شد و در آخرين حضور خود در جبهه جنوب کشور به عنوان تک تير انداز در صف رزمندگان اسلام قرار گرفت. شهيد فرقاني فرد در بيستم ديماه سال 1365 در منطقه شلمچه به علت اصابت تير مستقيم دشمن زبون بعثي به فيض عظماي شهادت نا يل آمد و پيکرمطهرش در بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
قسمتي از وصيتنامه شهيد عزيز مهدي فرقاني فرد را باهم ميخوانيم:«اي پدر و اي مادرم، شما نيز شکرانه اين نعمت را به جا آوريد زيرا خداوند فرزندانتان را طلبيد و به شما بشارت اجري عظيم داد در مقابل اين نعمت هر کاري غير از شکر خدا نشانه ضعف ايمان است. مطمئن باشيد که من نمرده ام بلکه طبق وعده خدا شاهدم و مرده که نميتواند شاهد باشد... به کساني که ميگويند جوانان من تمام شدند چرا جنگ را تمام نميکنيد، بگوييد شهيدي گفت: به شما ربطي ندارد که از خون من دفاع کنيد، وارث خون من شما نيستيد.»
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : يوسف شاكري
|
يوسف شاکري
طلبه شهيد يوسف شاکري فرزند محمد، اول بهمن ماه سال 1342 در ميان خانوادهاي متدين در محيطي پاک و بي آلايش در دماوند متولد شد.
وي دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد و در محيط مدرسه و روستا در بسط و گسترش شعاع نهضت اسلامي نقش به سزايي را ايفاکرد.
شهيد شاکري از اخلاقي خوب و پسنديده، رويي گشاده و ايماني قوي برخوردار و بسيار رئوف و مهربان بود.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«قسم به کسيکه جانم در دست اوست، همانا اگر هزار زخم گلولههاي دشمن را بر بدنم احساس کنم، نزد من هزار بار از مردن بهتر است، چرا که از مولا علي(ع) درس گرفته ام و از حسين(ع) آموخته ام که اگر دين اسلام با خون من زنده ميشود پس چه بهتر که من کشته شوم و جانم را فداي دينم کنم.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به عضويت حزب جمهوري اسلامي در آمد و همچنان به فعاليتهاي صادقانه خود ادامه داد.
اين عاشق دلباخته مکتب اهل بيت با گشايش حوزه علميه امام صادق(ع) به دليل علاقه وافرش به فراگيري علوم طلبگي، در سال 1361 وارد حوزه شد و از اولين کساني بود که با شور و اشتياق فراوان به تحصيل در مکتب امام صادق(ع) همت گماشت و در کنار تحصيل براي مبارزه با دشمن زبون اسلام، در جبهههاي حق عليه باطل حضور يافت.
شهيد شاکري در آخرين حضور خويش در جبهههاي نبرد حق عليه باطل در تاريخ دهم اسفند ماه سال 1362 در منطقه عملياتي جزيره مجنون به ديدار يار شتافت و پيکر مطهر اين شهيد در روستاي اهران آرام گرفت.
روحش شاد و ياد و خاطرش گرامي باد |
عنوان : سيدعباس كشفي
|
سيدعباس کشفي
شهيد سيدعباس کشفي فرزند سيد محمود در نهم آذرماه سال 1344 در خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد.
وي دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد و براي ادامه تحصيل در علوم ديني و کسب معارف اسلامي همراه برادرش راهي شهرستان قم شد و در مدرسه رضويه ثبت نام کرد. وي به مدت 3 سال نسبت به کسب معارف، ادبيات صرف و نحو و منطق همت گماشت و در اين اثنا به فراگيري رشته حسابداري در مقطع متوسطه نيز مشغول بود.
شهيد کشفي از روحي بلند، ايماني قوي و اخلاقي پسنديده و رويي گشاده برخوردار بود. در لابلاي يادداشتهاي اين شهيد عزيز ميخوانيم:
«در دل نيمه شب رازو نياز با خدا انسان را ملکوتي ميکند، همين راز و نياز است که انسان را بر شيطان غالب ميکند، همين نمازهاست که به دهن کفار ميزند، همين نماز شب است که انسان را با تقوي ميکند، همين نماز شب است که انسان را به خدا نزديک ميکند و انسان را به اوج کمال ميرساند و همچنين نماز شب است که انسان را به سعادت هدايت ميکند.»
وي پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام به عضويت بسيج در آمد و چندين بار به عنوان مبلغ مذهبي براي نشر اسلام ناب محمدي(ص) در جبهههاي تحميلي حضور يافت. وي عليرغم مجروحيت در يکي از مناطق جنگي پس از بهبودي نسبي خود را براي شرکت در جبهه نبرد حق عليه باطل مهيا نمود و سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در 24 بهمن ماه سال 1364 در منطقه عملياتي والفجر 8(فاو) به ديدار حق شتافت و شهيد شد. پيکر مطهر اين شهيد عزيز در گلزار شهداي قم آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : حسن سربندي
|
حسن سربندي
طلبه شهيد حسن سربندي فرزند غلامعلي در دوم مردادماه سال 1346 در ميان خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد. وي دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد و براي تحصيل در علو م ديني و کسب معارف اسلامي در مدارس مختلفي چون مدرسه آيت الله مجتهدي، مدرسه مروي و مدرسه چيذر ثبت نام کرد و نسبت به کسب معارف، ادبيات صرف و نحو و ومنطق در محضر استاد آيت الله هاشمي همت گماشت.
شهيد سربندي از روحي بلند، ايماني قوي و اخلاقي پسنديده برخوردار بود و بدليل عشق و علاقه وافرش به ثامن الائمه امام رضا(ع) به ادامه تحصيل در شهر مقدس مشهد پرداخت. در لابهلاي يادداشتهاي اين شهيد عزيز ميخوانيم:
«خدايا تو شاهد و گواه باش که اين امت اسلام چگونه فداکاري ميکنند و چگونه بدون هيچ قيد و بندي مگر بواسطه خودت عاشقانه براي رضاي تو کار ميکنند.»
وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي به عضويت بسيج در آمد و چندين با ر به عنوان مبلغ مذهبي براي نشر اسلام ناب محمدي(ص) در جبهههاي جنگ تحميلي حضور يافت.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد بزرگوار ميخوانيم:«خدايا اگر خصم دون، پيکرم را پاره پاره کند، اگر دشمن زبون بدنم را چاک چاک کند، و خانه ام را ويران کند، خون گرمم را بي شرمانه بريزد، بدان هرگز به خاک نخواهم افتاد مگر اينکه قبل از نماز شهادت، اذان مکتب را سر دهم.»
زنده ياد سربندي همچون موجي بود که آسودگي و ماندن را عدم، ميپنداشت و سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش 27 بهمن ماه سال 1364 در منطقه عملياتي والفجر 8(فاو) به نور ابدي، سرچشمه لايزال هستي پيوست و پيکر مطهرش در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پررهرو باد |
عنوان : محمد ملوان
محمد ملوان
طلبه مفقودالاثر محمد ملوان فرزند ابراهيم در پانزدهم آبان ماه سال 1344 در ميان خانوادهاي متدين و مذهبي در تهران متولد شد.
وي دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد و به دليل علاقه وافري که به علوم ديني و روحانيت داشت به حوزه علميه قم رفت و به کسب معارف، ادبيات صرف و نحو و منطق همت گماشت.
اين انسان والا از روحي بلند، اخلاقي پسنديده، رويي گشاده برخوردار بود و به نماز اول وقت اهميت فراوا ن ميداد و به امام خميني(ره) علاقه زيادي داشت.
او همواره خانواده اش را به اتحاد و همبستگي، شرکت در نماز جمعه و راهپيمائيها سفارش ميکرد.
وي پس از پيروزي شکوهمندانقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي به عضويت بسيج درآمد و از آنجا راهي جبهههاي حق عليه باطل گرديد.
اين عاشق اهل بيت(ع) پس از پانزده ماه حضور مستمر در جبهههاي پيرانشهر، گيلانغرب، جنوب و مريوان و در آخرين حضور حماسه ساز خويش در هشتم آبان ماه سال 1362 در عمليات والفجر مفقودالاثر گرديد.
ياد و خاطرش گرامي باد
عنوان : احمد انصاري
|
احمد انصاري
شهيد احمد انصاري فرزند جمال در اول آذرماه 64 در تهران و در خانوادهاي متدين ديده به جهان گشود. وي از همان کودکي تعلق خاطري عميق به ائمه اطهار و اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) داشت و اغلب در مراسم عزادار ي ايشان شرکت مينمود.
شيهد انصاري تحصيلات خود را تا مقطع سوم راهنمايي، با موفقيت سپري کرد و پس از آن به سبب ضعف اقتصادي در خانواده و از سويي دگر گوني سياسي در ايران، تحصيل را رها کرد و با حضوري فعال در راهپيمائيها و تظاهرات آن دوره نقش به سزايي ايفا نمود.
شخصيت برجسته شهيد احمد انصاري به صفاتي چون ايمان، اخلاص، حسن خلق و رافت و مهرباني آراسته بود. وي پس از شروع جنگ تحميلي، راهي جبهههاي نور عليه ظلمت شد و پس از آن بواسطه عشق ديرينه به معرفت الهي به حوزه علميه راه يافت و به فراگيري علوم و معارف ديني پرداخت. وي ضمن تحصيل در حوزههاي علميه علم الهدي و حاج ابو الفتح، به دفعات عازم جبهه شد و در آخرين حضور خود، در اين دانشگاه انسان ساز، در مورخ 1/12/64 در حاليکه در هواپيما و در فراز آسمان اهواز در پرواز بود، مورد اصابت جنگندههاي بعثي قرار گرفت و عروجي ملکوتي يافت و شهيد شد. پيکر مطهر اين شهيد عزيز نيز، در گلزار بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پررهرو باد |
عنوان : مصطفي حجتي
|
مصطفي حجتي
شهيد روحاني مصطفي حجتي، فرزند قربان علي، در بيست و نهم دي ماه سال 1321 در حومه شهرستان مرند از آذربايجان شرقي ديده به جهان گشود. پدرش از روحانيون متقي و از شخصيتهاي مورد احترام آن ديار بود. وي از همان سنين کودکي درس تقوي و عدالت را در محضر پدر آموخت و پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و به سبب عشق به اسلام و روحانيت در مدرسه علوم ديني نمازي در شهرستان خوي مشغول به تحصيل شد.
او در سال 1334 به منظورادامه تحصيل و بهره مندي بيشتز از علو م و معارف اسلامي وارد حوزه علميه قم شد. دروس سطح و قسمتي از درس خارج را در محضر اساتيد گرانقدر حوزه فرا گرفت. در سال 1342 از ياران با وفاي امام خميني(ره) بود و با وجود جو اختناق و رعب و و حشت حاکم از سوي رژيم طاغوت نسبت به انتقال و توزيع اعلاميههاي امام(ره) در شهرستانهاي آذربايجان شرقي اهتمام ورزيد وي در بيداري امت شهيدپرور آن استان فعاليت به سزايي از خود نشان داد. در سال 1351 به تهران عزيمت نمود و در دوران شکوفايي انقلاب اسلامي در هدايت و راهپيمائيهاي منطقه غرب تهران نقش مهمي داشت.
وي در تهران امامت جماعت مسجد سيد الشهدا ء(ع) را به عهده گرفت و به ارشاد و راهنمايي مسلمين اهتمام ورزيد و در ديماه 1357 از جمله روحانيون و شخصيتهاي برجسته انقلاب، يکي ديگر از دسيسههاي رژيم طاغوت و استکبار جهاني را خنثي ساخت.
پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي در سنگر مسجد و کميته انقلاب اسلامي به فعاليت خود شدت بخشيد. روزو شب خود را براي حفظ دستاوردهاي انقلاب و نظام اسلامي سپري کرد. شهيد حجتي در غروب شنبه هشتم اسفند ماه سال 1360 نماز مغرب و عشاء را با حلاوتي ديگر ادا کرد و هنگام عزيمت به سوي منزل از سوي عوامل گروهک تروريستي منافقين هدف گلوله قرار گرفت و در دم به شهادت رسيد و پيکر مطهرش در بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راحش پر رهرو باد |
عنوان : حميدرضا شهسواري
|
حميدرضا شهسواري
شهيد حميدرضا شهسواري فرزند محمد، به سال 1346 در تهران و در خانوادهاي متدين متولد شد. وي تحصيلات خود را تا مقطع سوم دبيرستان با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از آن به لحاظ علاقه وافر به کسب علوم ديني، به حوزه راه يافت و در رشته فقه اسلامي مشغول به تحصيل شد.
شهيد شهسواري در زمان اوج گيري انقلاب اسلامي، به اتفاق خانواده در راهپيمائيهاي پر شکوه شرکت داشت و پس از انقلاب نيز ضمن تحصيل علوم ديني، با شرکت فعال در بسيج، در راستاي نشر فرهنگ غني اسلام و حفظ و حراست از آرمانهاي مقدس نظام اسلامي اهتمام ميورزيد. عشق به اسلام و ائمه معصومين(عليهم السلام) که از اوان کودکي در قلب و جان شهيد شهسواري جوانه زده بود، زمان جواني به اوج خود رسيده بود و او را به پيروي از فرامين ارزشمند ايشان رهنمون ميکرد.شهيد شهسواري همواره جواني خوش خلق، معتقد، پرهيزکار، و در مواجهه با منکرات امر به معروف و نهي از منکر بود. ديگران را به تقوي و پرهيز از گناه سفارش ميکرد و توصيهاي موکد بر حفظ حجاب بانوان داشت. در بخشي از آخرين سفارشات وي ميخوانيم:
اي امت حزب الله اگر ميخواهيد که روحيه رزمندگان اسلام را تسلي بخشيد و ارواح مطهر شهدا را از خودتان خوشحال گردانيد، سعي کنيد در عين حال که روحيه علم و تدريس را در خودتا ن بارور ميگردانيد، در معنويتتان هم پيشرفت کنيد، چون به قول رهبر عزيزمان امام امت، تزکيه قبل از تعليم و تعلم آمده است.
روحاني شهيد عمري کوتاه ولي پر فيض داشت. وي به دفعات در جبهههاي کردستان حضور يافت و سر انجام با اعزام به منطقه عملياتي فاو، پس از حماسه آفريني و رشادتهاي فراوان، در عمليات والفجر 8، در بيست و پنجم اسفند ماه 1364 دعوت حق را لبيک گفت و پيکر مطهرش در بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پررهرو باد |
عنوان : عباس روستايي
|
عباس روستايي
شهيد عباس روستايي فرزند رجبعلي، در سوم ارديبهشت ماه سال 45 در تهران پا به عرصه گيتي نهاد.
وي تحت سرپرستي والديني مؤمن و متعهد تحصيلات ابتدايي تا دبيرستان را به ترتيب در مدارس علم و دين و کمال با موفقيت به پايان رساند و موفق به اخذ ديپلم رياضي شد.
وي در عنفوان جواني، درس عشق و ايثار و فداکاري را آموخت و در سلک عارفان و عابدان جاي گرفت.شهيد روستايي مريد امام امت(ره) بود و در راستاي پيشبرد اهداف نظام اسلامي، به پيروي از ولي فقيه و رهبر آزادگان جهان، امام خميني(ره) در راهپيمائيها و تظاهرات عليه استکبار جهاني حضور فعال داشت.
وي پس از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران در طول دوره تحصيل با عضويت در بسيج عازم جبهه شد و با حضور در عمليات مسلم ابن عقيل و حماسه آفريني و رزم بي امان با دشمنان اداي تکليف نمود.
شهيد روستايي بعد از اخذ مدرک ديپلم، با شرکت در آزمون سراسري دانشگاه در مرحله اول پذيرفته شد وليکن به لحاظ علاقه وافري كه به کسب معارف عاليه الهي داشت شرکت در حوزه و تحصيل علوم ديني را به دانشگاه ترجيح داد و پس از موفقيت در آزمون ورودي مدرسه امام صادق(ع) به حوزه راه يافت. وي پس از مدتي تحصيل در حوزه، با سعي و تلاش چشمگير به عنوان طلبه موفق و برجسته شهرت يافت. او همواره سايرين را به تقوي و پرهيزکاري و اداي نوافل و شرکت در فريضه جمعه و جماعات توصيه مينمود.
در بخشي از سفارشات ارزشمند آن طلبه شهيد ميخوانيم:
«اي امت حزب الله همچنانکه تا بحال در راه اهداف اين انقلاب قدم برداشتهايد، هم از کمکهاي خود دريغ نکنيد، تا اينکه اين کشتي پر تلاطم را به صاحب اصلي خود امام زمان(عج) تحويل دهيد.
در جاي ديگر از وصيت اين شهيد روحاني آمده است:نکته ديگر در مورد فسادي ميباشد که کم و بيش در گوشه و کنار مملکتمان وجود دارد. منظورم در مرحله اول مسئله بي حجابي ميباشد، اي امت حزب الله همچنان که ميدانيد اين شهيدان غرق به خون براي از بين رفتن همين مسائل جان خويش را فدا کردند و بنا بر اين شما نبايد بگذاريد که اين خونهاي عزيز و شريف به هدر رود و بايد که شما جلوي اين مسائل را هر چه زودتر بگيريد.
شيهد روستايي همچون مولايش حضرت علي ابن ابيطالب(ع) در عرصه مبارزه شير ژيان، در مناجات و رازو نياز با معبود عارف و زاهدي پارسا و در کمک به مستمندان يارو مددکاري با اخلاص بود.
وي پس از ورود به حوزه نيز به دفعات عازم نبرد شد. پس از شرکت در عمليات بدر در تاريخ 24/11/64 با تحضور در عمليات والفجر 8، در منطقه عملياتي فاو، بر اثر اصابت ترکش، عروجي ملکوتي يافت و به وصال معشوق شتافت و پيکر پاک و مطهر او نيز در بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : سيدعلي كاظمي
|
سيدعلي کاظمي
شهيد سيدعلي کاظمي فرزند عليرضا، در اول اسفند ماه سال 1343در تهران ديده به جهان گشود. وي پس از طي دوره ابتدايي، تحصيلات مقطع راهنمايي را نيز در مدرسه اسلامي جهان آرا با موفقيت سپري کرد و پس از آن به لحاظ علاقه وافر به کسب علوم ديني در سال 57 وارد حوزه علميه چيذر شد. بعد از گذشت يکسال، با سفر به شهرستانهاي اصفهان و قم، به ترتيب در مدارس چهار باغ، حقاني و شهيدين به فراگيري علوم و معارف اسلامي پرداخت.
شهيد کاظمي تعلق خاطري عميق به رهبر انقلاب داشت و همواره مريد امام خميني(ره) بود.پدر گرامي شهيد در اين باره ميگويد ؛ علي هر گاه از قم به تهران باز ميگشت، ابتدا به جماران ميرفت و پس از زيارت امام(ره) به منزل و ديدار خانواده ميآمد.
در بخشهايي از مناجات عارفانه وي با معبودش ميخوانيم:«خدايا توفيقي عطا کن که همانند مولايم علي(ع) در راه عبادت خالصانه تو شهيد شوم، چنان کن که گويي در محراب بوده ام، خداوندا او با فرق شکافته در محراب شهيد شد، اگر مرا لياقتي هست همانند او گردان.خداوندا از خلوصي که علي(ع) در هنگام ضربت زدن به دشمن خود داشت، جرعهاي به ما رهروان پيامبرو جانشينان او عنايت فرما و اسلام را آن چنان که با قدرت تو بيمه کرد،بيمه فرما».
همچنين در فرازهايي از وصيتنامه نافذ او ميخوانيم:جبهه محل آزمايش است، بدانيد به جبهه آمدن محبت به رهبر و اطاعت از او را زياد ميکند. اگر اطاعت قبول شود، شهادت قبول ميشود و ممکن نيست رزمندهاي شهيد شود و سالار شهدا را زيارت نکند. شهادت نور است و ديدار خدا نورعلي نور است. الآن در بهشت باز است و به آساني ميتوان رفت و در جهنم بسته است. اين شهيدان بودند که گشاينده در بهشت بودند. اي مردم سعي کنيد اين در گشاده را باز نگه داريد. خداوند اين انقلاب را به صاحب اصليش برساند و شما مردم با ايمان را در راه امام ثابت قدم بدارد.
روحاني شهيد سيد علي کاظمي در فاصله سالهاي 64-60 به دفعات در جبهه حضور يافت، تا اينکه سر انجام در بهمن ماه سال 64 در عمليات ظفرمندانه والفجر در منطقه عملياتي فاو به درجه رفيع شهادت نايل آمد و پيکر پاک و مطهرش در گلزار شهداي چيذر آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : اباذر تقي زاده
|
اباذر تقيزاده
شهيد اباذر تقيزاده فرزند عبدالله، در پنجم تيرماه سال 1339 در شهرستان مياندوآب متولد شد.
وي تحت سرپرستي مادر مؤمنه و پدر کشاورز و زحمتکش خود، دوران تحصيلي را با موفقيت پشت سر گذاشت و ضمن کمک به پدر در امور کشاورزي، موفق به اخذ مدرک ديپلم شد. او که از هوش و استعدادي سرشار برخوردار بود، سال 56در رشته مکانيک دانشگاه تبريز پذيرفته و مشغول به تحصيل شد. پس از ورود به دانشگاه فعاليتهاي سياسي خود را آغاز کرد وبه واسطه توزيع اعلاميههاي حاوي پيام امام خميني(ره) به افشاي رژيم منحوس پهلوي پرداخت. وي بعد از دو سال تحصيل در دانشگاه همزمان با شروع انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها به شهر خويش بازگشت. او که مريد امام امت(ره) آن پير فرزانه بود، پس از پيروزي انقلاب نيز فعاليت خويش را در جهت پيشبرد اهداف نظام اسلامي با عضويت در سپاه پاسداران انقلاب شکلي ديگر بخشيد.شهيد تقيزاده ضمن فعاليت در سپاه پاسداران به جهت تعلق ريشه دار نسبت به اسلام، با ورود به حوزه علميه، در رشته فقه اسلامي مشغول به تحصيل شد و پس از مدتي با فرمان امام خميني(ره) به حوزه علميه قم راه يافت.مداومت اوبه تدبر در قرآن، مناجات شبانه با معبود، تحصيل علم و معرفت و دستگيري از مستمندان و... وي را انساني عارف و وارسته از قيودات دنيوي کرد و به مسيري جاويدان سوق داد. طلبه شهيد تقي زاده سال 60 عازم جبهههاي غرب کشور شد. وي ضمن مبارزه با منافقين کوردل در کردستان با برپايي نماز جماعت و جلسات وعظ و سخنراني به نشر فرهنگ اسلام پرداخت.شهيد تقي زاده همواره جوانان را به حمايت از رهبر انقلاب، کسب علم و معرفت و خداشناسي توصيه مينمود.
وي به دفعات به جبهههاي نور عليه ظلمت عزيمت نمود، تا اينکه سرانجام در آخرين اعزام خويش در هجدهم اسفند ماه سال 1362 در عمليات خيبر واقع در جزيره مجنون، به محاصره مزدوران بعثي در آمد و پس از حماسه آفريني فراوان، جان خويش را نثار سرور و سالار شهيدان حسين ابن علي(ع) کرد و شهيد شد.پيکر پاک و مطهر اين شهيد عزيز، پس از 15 سال نزد خانواده و ميهن اسلامي رجعت نمود و در گلزار شهداي شهرستان مياندوآب آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : مهدي كهرام
|
مهدي کهرام
طلبه و بسيجي شهيد مهدي کهرام فرزند محمدعلي، در اول فروردين ماه سال 1346 مطابق با شب عيد قربان ميان خانوادهاي مذهبي و متدين در شهر آبادان متولد شد. وي دوران تحصيلات ابتدايي را با موفقيت سپري کرد و در اين اثنا با اينکه ده سال بيشتر نداشت با کمک همسالان و برادر دانشجوي خود در توزيع کتب اسلامي، عکسها و رساله امام خميني(ره)فعال بود.
پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي همراه خانواده اش به تهران آمد و در دبيرستان 22 بهمن ثبت نام کرد و در حين فراگيري علم و دانش در انجمن اسلامي هيز به فعاليت پرداخت. شهيد کهرام از روحي بلند، ايماني قوي و اخلاقي پسنديده و عزمي استوار برخوردار و همواره مولا علي(ع) را سرمشق زندگي خويش قرار داد.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«براي ما انگيزه جنگيدن آنچنان روشن است که براي اصحاب امام حسين(ع)روشن بود و امام خميني را تنها نايب برحق امام زمان(عج)دانسته و ميدانيم،آري مردانه زيستن کار هرکس نيست. مگر ما مرگ را باور نداريم؟
مگر نميدانيم روزي چه بخواهيم و چه نخواهيم از اين عالم هجرت ميکنيم؟
پس چه شده ما را که اين همه غافليم، پس براي شيعه بودن، پيرو بودن، کار لازم است و اگرما گذري کوتاه به زندگي مولاي متقيان علي(ع) نمائيم ايشان را موجودي در ابعاد مختلف ولي متعادل در حد اعلي مييابيم و به قول يکي از محبانش ـ يا علي اگر تو را شناخته بودند از زمين و آسمان نعمتها براي مردم سرازير ميشد».
شهيد کهرام براي حفظ دستاوردهاي انقلاب و نظام پس از عضويت در بسيج وطي دورههاي آموزش نظامي در پادگان امام حسين(ع) و اخذ ديپلم در رشته علوم تجربي رهسپار جبهه غرب شد و پس از 6 ماه به تهران بازگشت و به سبب علاقه و عشق فراوان به فراگيري علوم و معارف اسلامي راهي شهرستان قم شد و در مدرسه علميه امام صادق(ع) به کسب علوم حوزوي مشغول شد.وي در مدت دو سال چندين بار به جبهههاي حق عليه باطل اعزام شد و عاقبت در چهاردهم مرداد ماه 1366 در منطقه عملياتي نصر 7 در جبهه سر دشت در شب عيد قربان ـ همان شبي که پا به عرصه وجود نهاده بود- نداي حق را لبيک گفت و به ديدار يار شتافت و پيکر مطهرش در گلزار بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پررهروباد |
عنوان : احمد عنايتي
|
احمد عنايتي
شهيد احمد عنايتي فرزند شهيد محمدحسين، در سوم فروردين ماه سال 1346در گلپايگان و در خانوادهاي روحاني متولد شد. وي دوران کودکي را در دامان مادري مؤمنه و تحت تربيت شايسته پدري روحاني و مبارز گذراند و با سعي و تلاشي وافر در دوره تحصيل موفق به اخذ مدرک ديپلم شد.
جسم و جان شهيد احمد عنايتي آميخته به معنويات بود و همواره او را به سوي کمال و سعادت اخروي سوق ميداد. شهيد عنايتي پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي، جهت پاسداري از ارزشهاي نظام اسلامي،به عضويت بسيج در آمد و خدمت به اسلام و مسلمين را پيشه خود ساخت.
وي فردي متقي و پرهيزکار بود و لحظات تنهايي خور را به مناجات عارفانه با معشوق پيوند ميداد.
پس از شروع جنگ تحميلي، به پيروي از آرمان برادر شهيدش حميد، عازم جبهه کردستان شد و در حالي که مشغول نبرد با دين ستيزان بود، خبر شهادت پدر بزرگوارش را دريافت کرد و پس از آن با شورو اشتياقي مضاعف، با ورود به حوزه علميه ملا جعفر و تحصيل معارف الهي،راه پدر را پيش گرفت.
وي که پيشرفت چشمگيري در تحصيل علوم ديني داشت، همواره معرفت و آموختههاي خود را در رفتارش عينيت ميبخشيد. در بخشي از مناجات اين عارف حق که با معبود ميخوانيم:
«الهي هر که به تو اميدوار بود نجات يافت و هرکس از تو نوميد شد،لذت مناجات را از او گرفتي و او را خوار کردي، الهي بريدن از همه چيز و گرويدن به تو نهايت آرزوي من است ؛ الهي ما را قدرتي ده که بتوانيم با نفسمان مبارزه کنيم و کاري را انجام دهيم که رضاي تو در آن است.ما را از خود دور نکن که هر کس از تو دور شد هلاک شد».
از حضور او در حوزه کمتر از يکسال ميگذشت، قبل از آنکه سه حرف فقه را بياموزد، يك حرف عشق را آموخت. گرچه وي الفباي فقه را هم نخواند ولي کتاب عشق را به پايان رسانيد. او از همان نقطه آغاز کرد که پدر آغاز نموده بود و به همانجا رسيد که پدر رسيد.
در تاريخ 20/10/65 در عمليات کربلاي 5 منطقه شلمچه بود که اين جوان برومند اسلام، دعوت حق را لبيک گفت و ميهمان برادر و پدر شهيدش در عرش اعلي شد و پيکر پاکش در کنار پيکر مطهر پدر گراميش در بهشت زهرا(س) آرميد.
روحش شاد و راهش پررهروباد |
عنوان : رضا سخاوتي
|
جاويدالاثر رضا سخاوتي
مفقود جاويدالاثر رضا سخاوتي فرزند حاتم در سال 1343 در خانوادهاي مذهبي در تهران متولد شد. از همان اوان كودكي هوش و استعداد سرشاري از خود نشان داد. دوران تحصيلات ابتدايي تا متوسطه را با موفقيت كامل به پايان رساند. در دوران دبيرستان در تكثير و توزيع اعلاميهها و نوارهاي سخنراني حضرت امام خميني(ره) فعاليت چشمگيري داشت و زبان عربي را بخوبي فرا گرفت. بعلت علاقه به تحصيل پس از اخذ ديپلم در رشته پزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد، لكن به دليل اعتقاد به نشر فرهنگ اسلام و علاقه وافر به فراگيري علوم حوزوي وارد حوزه علميه قم شد و بعلت استعداد فوقالعاده علاوه بر تحصيل، در كانونهاي ابوذر و ميثم به تدريس قرآن و احكام پرداخت، در مسائل اجتماعي و سياسي روز مطالعات خوبي داشت و در كارهاي هنري از قبيل خطاطي و نقاشي از مهارت خوبي برخوردار بود. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران با عنوان بسيجي پنج بار در جبهههاي نور عليه ظلمت شركت كرد. جاويدالاثر سخاوتي مريد امام(ره) بود و در فرازي از وصيتنامه خود آورده است: «ما قطرهاي از اين اقيانوس مواج انقلابيون مسلمان هستيم كه جانمان را به كف گرفتهايم و به اطاعت از پيرمان(حضرت امام خميني ره) با تكتك سلولهاي بدن خويش براي پاسداري و دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي قيام نمودهايم.»
زنده ياد سخاوتي در آخرين حضور خود در جبهه جنوب در منطقه عملياتي فاو در سال 1365 مفقود گرديده است و تاكنون از سرنوشت وي اطلاعي در دست نيست.
ياد و خاطرش گرامي باد |
عنوان : محمدحسين رسولي
|
محمدحسين رسولي
شهيد محمدحسين رسولي فرزند مصيب در اول تير ماه سال 1347 در خانوادهاي فقير در شهرستان قم متولد شد. دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي خود را با موفقيت سپري كرد و پس از آن براي كسب علم و دانش حوزوي و معارف اسلامي به حوزه علميه قم راه يافت و از جمله طلبههاي مستعد و باهوش بود. براي به ثمر رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي همراه خانواده در راهپيمائيها و تظاهرات شركت ميكرد. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران عضو بسيج شد و از طريق حوزه علميه سه بار در جبهههاي نور عليه ظلمت و دانشگاه انسان ساز اباعبدالله الحسين(ع) شركت كرد.
در فرازهايي از وصيتنامه بلندش ميخوانيم:«اي امت تلاش و كوشش شما براي اين باشد كه رضايت خدا را كسب كنيد و گوش به سخنان گهربار امام(ره) عزيز بدهيد و سخنانش كه همان سخنان انبياست با گوش جان پذيرا باشيد.» و در جاي ديگر مينويسد:«اي جوانان مبادا در خانه بنشينيد و در رختخواب مذلت بميريد كه حسين(ع) و يارانش در ميدان نبرد و علي(ع) در محراب عبادت شهيد شدند.
و در فرازي ديگر ميآورد:«خود را وابسته به دنيا مكنيد كه دنيا فاني است و در آن هيچ انساني جاويدان نخواهد ماند. شما همه در قبال خون شهدا مسؤوليت داريد و بايد راه شهدا را ادامه دهيد جهاد تنها در جبهه جنگ نيست بلكه خدمت پشت جبهه اگر في سبيل الله باشد خود جهاد است، هر چند كوچكتر از آن هستم كه چيزي بگويم ولي عاجزانه درخواست دارم پشتيبان ولايت فقيه باشيد.»
سرانجام در چهاردهم بهمن 1361 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت تركش قلب و سر خويش را به مولا و مقتدايش سيدو سالار شهيدان حضرت امام حسين(ع) تقديم و پيكر مطهرش در امامزاده عباس چهاردانگه آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پررهرو باد |