یادنامه شهدای روحانی
عنوان : عنايت الله نصير
|
عنايتالله نصير
شهيد عنايتالله نصير فرزند رجبعلي،در 25 تيرماه 1341در روستاي بابا سليمان شهريار و در خانوادهاي متوسط و زراعت پيشه ديده به جهان گشود. او که تنها فرزند ذکور خانواده بود، تحت سرپرستي والديني مؤمن ومتعهد دوران تحصيل خود را با موفقيت طي کرد و پس از اخذ ديپلم به لحاظ شکوفايي جوانههاي عشق الهي در قلبش راهي حوزه علميه شهريار شد. وي ضمن تحصيل علوم و معارف ديني با خدمت به اسلام و مسلمين دانش و معلومات خويش را عينيت بخشيد و هر روز بيش از پيش در جهت نيل به کمال گام برداشت.
پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي به عضويت انجمن اسلامي روستاي خويش در آمد و با نظراعضاي انجمن به لحاظ برخورداري از حسن تعهد و امانت داري، مسؤوليت امور مالي انجمن را عهده دار شد.
او مريد امام(ره)بود و همواره به تلاوت قرآن و توسل به ائمه معصومين(عليهم السلام) مداومت داشت. وجود صفات ارزشمندي چون ايمان و تقوي،اخلاص، حسن خلق و... همواره شهيد عنآيتالله را در جهت حق و حقيقت سوق ميداد و به سوي معبود فرا ميخواند. وي پس از شروع جنگ تحميلي جهت حفظ و حراست از آرمانهاي ارزشمند انقلاب و نظام اسلامي عازم جبهههاي نبرد حق عليه باطل شد و حماسههاي زيادي خلق کرد.
در فرازي از وصيتنامه پر فيض اين شهيد عزيز ميخوانيم:«خداي را در تمام زمانهاو مکانها فراموش نکنيد که با ياد خداست که قلب جلا پيدا ميکند و روشن ميشود. قرآن را زياد تلاوت نمائيد؛توسل به ائمه اطهار را فراموش نکنيد که هر شخصي بخواهد به کمال برسد بايد به چهارده معصوم(ع) اقتدا نمايد و ا زاوامرشان پيروي نمايد.»
همچنين در بخشي ديگر از سفارشات ارزشمند وي آمده است:«به سخنان حضرت امام(ره) گوش فرا دهيد و به فرمانهايش عمل نماييد تا به سعادت دنيوي و اخروي نايل آئيد.خانواده شهدارا فراموش نکنيد که آنها حق بزرگي بر گردن مومنين دارند.»
طلبه شهيد عنايت الله نصير عليرغم سن کم، گامهاي شايستهاي در جهت نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص)برداشت و سرانجام در آخرين حضور خود در جبهه پس از حماسه آفريني و رزم بي امان با دين ستيزان در تاريخ 12/2/65 و در منطقه عملياتي فکه،با هجوم به قلب دشمنان جان خويش را به مولا و مقتدايش حسين بن علي(ع) تقديم کردو ميهمان عرشيان شدو پيکر مطهرش نيز در گلزار بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : عليرضا قاسميان دهكردي
عليرضا قاسميان دهکردي
روحاني شهید عليرضا قاسميان دهکردي فرزند رضا قلي،در چهاردهم ارديبهشت ماه سال 1344 در خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد. دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي رابا موفقيت سپري کرد.او که علاقه وافر ي به فراگيري قرآن کريم داشت، در دامن پر مهر مادر تلاوت قرآن و اقامه نماز را فرا گرفت.
در اوايل انقلاب اسلامي عليه رژيم ملعون شاهنشاهي به همراه ساير همسالانش در محل، نسبت به پخش اعلاميههاي امام خميني(ره) همت گماشت. در تظاهرات عليه رژيم منحوس پهلوي حضوري فعال داشت و حتي يکبار توسط سربازان رژيم دستگير و پس از چندي آزاد شد.
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به ادامه تحصيل در مقطع متوسطه پرداخت و همواره در نمازهاي جماعت و جمعه حاضر و فعالانه به ارشاد همکلاسيهاي خود مشغول بود. در اين اثنا در جبهههاي حق عليه باطل در منطقه جزيره مجنون نيز حضور يافت.وي پس از اخذ ديپلم به دليل علاقه وافرش به فراگيري علوم ديني وارد حوزه علميه احمديه شد و نسبت به کسب معارف، ادبيات صرف و نحو و فقه اسلامي همت گماشت و پس از يکسال به عنوان مدرس مشغول تحصيل شد.
زنده ياد قاسميان دهکردي از روحي بلند،ايماني قوي و اخلاقي پسنديده برخوردار بود و به زندگي به عنوان ميداني براي ايفاي رسالت و انجام مسؤوليت نگاه ميکردو ابدا پايبند به دنيا نبود.
وي به عنوان مبلغ و رزمنده از طريق بسيج سپاه پاسداران در عملياتهاي مختلف همچون: فتح فاو،کربلاي 4،شلمچه،آزادي مهران و حمله جزيره مجنون حضور يافت و عليرغم مجروحيت در عمليات کربلاي 5، پس از بهبودي نسبي خود را براي شرکت در جبهههاي حق عليه باطل آماده نمود. سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در 21 فروردين ماه سال 1366در عمليات کربلاي 8 درمنطقه شلمچه به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيکر مطهرش در گلزار بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
عنوان : جواد كريمي دوزجي
|
جواد کريميدوزجي
روحاني شهيد جواد کريميدوزجي فرزند حسن، در دوم آذرماه سال 1345در خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد.دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد. در دوران تحصيل در دبيرستان شهداي هفت تير، به مبارزه عليه هواداران گروهکهاي معاند و ضد انقلاب از جمله تودهايها،منافقين و... پرداخت.
پس از پايان دوره متوسطه به توصيه دوستان وارد حوزه علميه شد و در مدرسه مروي و سپس در مسجد امينالدوله ثبت نام کرد و در محضر اساتيدي چون حضرت آيت الله حق شناسي به کسب علوم ديني پرداخت.
زنده ياد کريمي دوزجي که از روحي بلند،ايماني قوي و اخلاقي پسنديده برخوردار بود و همواره امر به معروف و نهي از منکرمي کرد،بارها مورد ضرب و شتم دشمنان نظام اسلامي قرار گرفت.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«با بذل جان و مال و اولاد در راه خدا، درهاي رحمت الهي را به سوي خود بيش از پيش باز کنيد و لبيک گوي نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان باشيد که(لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون) و بدانيد اين نثار خونها و بذل مالها و فرزندان در راه اسلام و دين الهي، سرانجام به فتح و ظفر الهي و تابش فروغ خيره ساز طليعه پيروزي و غلبه مستضعفين بر مستکبرين و جهان خواران ختم خواهد شد.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي به عضويت بسيج درآمد و به عنوان مبلغ مذهبي براي نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) در جبهههاي جنگ تحميلي حضور يافت.
وي عليرغم مجروحيت و سوختگي شديد در يکي از مناطق جنگي پس از بهبودي نسبي، خود را براي شرکت در جبهه نبرد حق عليه باطل آماده ساخت. سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در پنجم مرداد ماه سال 1367 در عمليات مرصاد به ديدار يار شتافت و به نداي هل من ناصر ينصرني رهبر و مقتدايش لبيک گفت. پيکر مطهر اين شهيد عزيز درگلزار شهداي بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : حميدرضا آگاه
|
حميدرضا آگاه
روحاني شهيد حميدرضا آگاه فرزند اسدالله، در دو م ارديبهشت ماه سال 1343 در خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد. دوران تحصيلات خود را تا مقطع سوم متوسطه با موفقيت به پايان رساند و به سبب علاقه و عشق فراوان به فراگيري علوم و معارف اسلامي، در مدرسه رضويه قم ثبت نام کردو به کسب علوم حوزوي مشغول شد.
شهيد آگاه از روحي بلند، ايماني قوي، اخلاقي پسنديده و رويي گشاده برخوداربود.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«امام مصداق حرکت انسان از تولد تا موت است و هر کس که بخواهد در طول اين راه(تولد تا مرگ) موفق باشد ملزوم بر اين است که در هر زمينهاي از فرمان ايشان اطاعت کند.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي، پس از عضويت در بسيج و طي دورههاي آموزشي نظامي در پادگان غدير اصفهان، رهسپار جبهههاي حق عليه باطل گرديد.
زنده ياد آگاه چندين بار به عنوان نيروي اطلاعات عمليات و مبلغ مذهبي براي نشر فرهنگ ناب محمدي(ص) در جبهههاي جنگ تحميلي حضور يافت و در اين اثنا از تحصيل علوم ديني نيز غافل نبود و در عملياتهاي مختلفي چون:
بيت المقدس،رمضان،بدر،کربلاي 4و... شرکت کرد.
وي عليرغم مجروحيت شديد در منطقه جنگي پاسگاه زيد، پس از بهبودي نسبي خود را براي شرکت در جبهههاي حق عليه باطل آماده نمود و در عمليات بدر به عنوان نيروي اطلاعات عمليات و شناسائي شرکت کرد و پس از گذشت يک ماه بي خبري، پيروزمندانه به جمع خانواده اش بازگشت. جاويدالاثر آگاه با وجودي که هنوز چند ماهي از ازدواجش نگذشته بود، بنا به درخواست مسؤولين،براي شرکت در عمليات برون مرزي مجددا راهي جبهههاي نور عليه ظلمت شد و در آخرين حضور حماسه ساز خويش در چهارم دي ماه سال 1365 در عمليات کربلاي 4، منطقه شلمچه به ديدار يار شتافت. پيکر مطهر اين شهيد عزيز در بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر هرو باد |
عنوان : عبدالوهاب محمدحسين
|
عبدالوهاب محمدحسين
شهيد عبدالوهاب محمدحسين در سال 1960 ميلادي در شهر کرکوک عراق متولد شد. از همان آغاز کودکي در دامن پر مهر مادر،فرائض ديني را آموخت و به اداي نماز و شرکت در مجالس مذهبي مقيد بود. وي دوران تحصيلات خود را تا پايان مقطع راهنمايي با موفقيت سپري کرد و پس از آن براي کسب علوم و معارف اسلامي راهي حوزه علميه نجف شد، لکن به علت جو اختناق حاکم از سوي رژيم بعث از سوي دولت عراق تحت تعقيب قرار گرفت و مجبور به ترک تحصيل شد.وي در مدت اقامت خود در عراق در تجمع و گروه بندي و تهيه اسلحه و مهمات براي مجاهدين عراقي تلاش فراوان کرد و براي مبارزه با رژيم بعث،در عملياتهاي مختلف و افزايش فشار رژيم صدام بر مبارزان و مجاهدان عراق، به فرمان حضرت آيت الله حکيم به ايران اسلامي سفر کرد و از طريق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي راهي جبهههاي نبرد حق عليه باطل شد.با توجه به تسلط وي به زبان کردي به صفوف اکراد عراقي نفوذ و اخبار و اطلاعات مفيد و ارزندهاي را براي سپاه اسلام جمع آوري کردو در اختيار مسؤولين اطلاعات عمليات قرارداد.او که فردي خوش خلق، صبور و خويشتن دار بود و روحي آزاد داشت، سرانجام در يکي از عملياتهاي برون مرزي غرب کشور در سال 1361 در منطقه کردستان عراق در حين نبرد بادشمن بعثي،به شهداي کربلا پيوست و پيکر مطهرش در خاک عراق به جاي ماند.
روحش شاد و راهش پر رهروباد |
عنوان : حسين گشاده رو
|
حسين گشادهرو
روحاني شهيد حسين گشادهرو فرزند محمد رضا، در اول فروردين ماه سال 1347در خانوادهاي مذهبي و متدين در تهران متولد شد. از همان آغاز کودکي علاقه شديدي به شرکت در مراسم سوگواري سالار شهيدان امام حسين(ع) داشت. دوران تحصيلات خود را تا پايان سال اول متوسطه باموفقيت سپري کرد و در اين اثنا به مطالعه کتب شاعران بزرگ پرداخت. به دليل استعداد شکوفايش در سرودن اشعار، مورد توجه معلمان مدرسه قرار گرفت و همراه آنان در مجالس شب شعر و سخنرانيهاي مذهبي حضور فعالي پيداکرد.
شهيد گشاده رو از روحي بلند ايماني قوي و اخلاقي اسلامي برخوردار بود و در زندگي کوتاه اما پر برکت خود همواره آرزوي شهادت داشت.در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:
«اخلاص را در کارهاي خود قرار دهيد و با تقوي باشيد و ازکمبودهايي که در اين جنگ براي شما پيش ميآيد، به صدا در نياييد زيرا وقتي که جنگ به پيروزي برسد،شما شرمنده خواهيدبود.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي به عضويت بسيج درآمد و هفتهاي چند شب تا سحر، به پاسداري مشغول بود و در مجالس سخنراني اساتيدي چون استاد انصاريان حضوري فعال داشت.
وي به دليل عشق و علاقه فراوان به فراگيري علوم و معارف اسلامي، در مدرسه حاج آقا مجتهدي تهراني ثبت نام کردو به کسب علوم حوزوي مشغول شد.
زنده ياد گشاده رو پس از طي دورههاي آموزشي نظامي در پادگان امام حسين(ع)براي نشر فرهنگ ناب محمدي(ص) راهي جبهههاي حق عليه باطل گرديد. در آخرين حضور حماسه ساز خويش در پانزدهم آذرماه سال 1365 در جبهه مهران به ديدار يا رشتافت و پيکر مطهر اين شهيد عزيز در گلزار بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : عباس شمس درخشان
|
عباس شمس درخشان
روحاني شهيد عباس شمس درخشان فرزند صمد، در دهم شهريور ماه سال 1343 در خانواده ا ي مذهبي و متدين در تهران متولد شد.
وي دوران تحصيلات خود را تا مقطع متوسطه با موفقيت سپري کرد وبه دليل علاقه وافرش به فراگيري علوم ديني و کسب معارف اسلامي،مشغول تحصيل در علوم حوزوي شد. با اوج گيري انقلاب اسلامي به تکثير نوار و پخش اعلاميههاي امام(ره) مبادرت ورزيد و در نوشتن شعار روي ديوارها، نصب تصاوير حضرت امام خميني(ره) نقش به سزايي داشت.
در روز هفدهم شهريور در درگيري بين عمال جيره خوار رژيم ستمشاهي و امت بپاخاسته حضوري فعال داشت و تا چند قدمي شهادت نيز پيش رفت، اما اراده الهي بر آن تعلق گرفت تا بماند و در امتحان ديگري او را به سوي خود فرا خواند.
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي به عضويت بسيج در آمد و به فعاليت و پاسداري در مسجد امام حسن عسگري(ع) مشغول شد و بعد از مدتي به علت تغيير محل سکونت،مسجد نور را پايگاه فعاليتهاي خويش قرار داد.
پس از شروع جنگ تحميلي و قبل از اتمام تحصيلات دوران متوسطه، راهي جبهههاي حق عليه باطل گرديدو پس از شرکت در عمليات مسلم ابن عقيل در منطقه سومار براي ادامه تحصيل به تهران بازگشت و هنگام برگشت از حادثهاي خونين و سخت جان سالم به در برد.
زنده ياد شمس درخشان از روحي بلند، ايماني قوي، اخلاقي پسنديده و رويي گشاده برخوردار بود. در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:
«شما را وصيت ميکنم به شرکت در مجامع عمومي از قبيل نماز جمعه،دعاي کميل، ندبه و راهپيمائيها که ا زنظر رواني در خود ما اثر تقويتي و در دشمن اثر تضعيفي شديدي دارد. در مقابل بد گويان از انقلاب و امام و دولت اسلامي به شدت بايستيد. ديگر اينکه به هيچ وجه راضي نيستم که منافقان، بدگويان سخن پرداز و همچنين ديگر اصناف حزب الشيطان در تشييع جنازه و يا مجلس ختمم شرکت کند، مگر آنکه اين کار موجب هدايت او شود.همچنين دوست دارم در برگزاري مراسم ختمم از اسراف بپرهيزيد و آن را ساده اما با محتوا برگزار کنيد.»
شهيد شمس درخشان چندين بار به عنوان مبلغي مذهبي براي نشر فرهنگ ناب محمدي(ص)در جبهههاي حق عليه باطل حضور يافت.وي عليرغم مجروحيت در عمليات والفجر مقدماتي،پس از بهبودي نسبي خود را براي شرکت در صحنه نبرد آماده نمود. سرانجام در حضور حماسه ساز خويش در 29 آبان ماه سال 1362 در عمليات والفجر4(پنجوين) به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيکر مطهرش در گلزار شهداي قم آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : محمدكاظم ثابتي
|
شهيد محمدکاظم ثابتي فرزند حسن، در بيستم ارديبهشت ماه سال 1348 در تهران ديده به جهان گشود. دوران تحصيلات ابتدايي را در مدرسه علم و دين گذراندو تحصيلات راهنمايي و متوسطه را که مصادف با سالهاي بعد از پيروزي انقلاب بود،در دبيرستان حمزه طي کرد.
او از مؤسسين انجمن اسلامي مدرسه اش به شمار ميرفت. سال آخر دبيرستان علاقه به تحصيل علوم ديني در وي شکفته شد و بدين منظور با عزيمت به شهر خون و قيام قم،در حوزه علميه امام صادق(ع)ثبت نام و افتخار شاگردي آن امام همام را کسب نمود.
او به انقلاب و آرمانهاي متعالي آن عشق ميورزيد و با هر قشر و گروهي که نسبت به انقلاب موضع خصمانه داشت، با منطق و استدلال به مباحثه و ارشاد ميپرداخت.پس از شروع جنگ تحميلي به عضويت بسيج در آمد و عليرغم سن کم با سعي و تلاش وافر به جبهههاي نور عليه ظلمت اعزام شد.
شهيد ثابتي علم و ايمان را لازمه يکديگر ميدانست و در جبهه نيز ضمن جهاد از مطالعه غفلت نميورزيد. او عاشق سالار شهيدان و فرزند خلفش امام امت بود. هميشه با وضو بود و به تلاوت قرآن و تدبير در آيات نوراني آن علاقه فراوان داشت و ديگران را نيز به اين امر تشويق مينمود.در فرازي از آخرين سفارشات وي آمده است:
«عزيزان،يک مسئله مهمي که همه انسانها کم وبيش گرفتار آن هستند، غفلت است. وابستگيها و زيباييهاي زود گذر دنيا آنچنان انسان را مجذوب خود ميکنند که فراموش ميکند ابتدا چه بوده و رسالتش چيست و به کجا خواهد رفت. اما بدانيد که عمر خيلي زود ميگذرد و مرگ آنچنان غافلگيرانه ميآيد که ديگر فرصت هيچ کاري نداريد و آنوقت افسوس ميخوريد که چرا در راه خدا قدم برنداشتهايد.»
در بخشي ديگر از وصيتنامه اين شهيد ميخوانيم:«شما جوانان عزيز قدر خود و موقعيتي را که در آن قرار گرفته ايد بدانيد و سعي کنيد در جنبههاي تعليم و تعلّم و تزکيه و تقوي،خود را رشد دهيد. تا بتوانيد رسالت خطير پاسداري از خط امام(ره) وصدور انقلاب به سراسر جهان را به نحو احسن انجام دهيد.»
طلبه شهيد ثابتي پس از چندين بار حضور فعال در سحرگاه سوم دي ماه سال 65 پس از فراغت از مناجات با معشوق، در عمليات کربلاي 5 در منطقه عملياتي شلمچه، بر اثر اصابت گلوله دشمن به سجده گاهش،وضوي خون ساخت و به فيض شهادت نايل آمد.پيکر مطهر اين طلبه شهيد نيز تاکنون در منطقه به جاي مانده است.
روحش شاد و راهش مستدام باد |
عنوان : حجت الاسلاممحمدجواد صديقيان
|
حجت الاسلاممحمدجواد صديقيان
حجت الاسلام و المسلمين شهيد محمدجواد صديقيانکاشي فرزند محمدعلي، در سال 1330در شهر مقدس قم در خانودهاي مذهبي و متقي چشم به جهان هستي گشود. از سن نه سالگي وارد حوزه علميه قم شد و تحصيلات خود را تا پايان دوره سطح در حوزه به پايان رسانيد. پس از گذراندن دوره سطح، وارد دوره خارج فقه شد و از محضر علما و مراجع بزرگ و عاليقدر حوزه کسب فيض نمود.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و در دوران اختناق رژيم ستمشاهي شهيد صديقيان از طريق سخنرانيها و خطابههاي خود عليه نظام منحوس پهلوي فعاليتهاي به سزايي از خود نشان داد. وي تا سال 1357 هر ساله سه ماه در شهرستانها و روستاها، به بيداري و آگاهي مردم و افشاگري حکومت مستبدانه شاه ميپرداخت و براي نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) مجاهدتها و رشادتهاي چشمگيري نشان ميداد. بدين سبب مدتي ساواک وي را تحت تعقيب قرار دادو دو مرتبه قصد دستگيري او را داشت و مکررا تذکر ميداد که اگر عليه نظام سخنراني کند دستگير خواهد شد. شهيد صديقيان در سال 1341 ازدواج کرد که از ثمره اين ازدواج سه پسر و يک دختر به يادگار مانده است. در سال 1356 که اعتصابات و تظاهرات گسترده مردمي شروع شد، وي براي افشاگري رژيم راهي بندر عباس شد و در آنجا مردم را به قيام عليه حکومت خودکامه پهلوي دعوت نمود وپس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي ارزشمند انقلاب و نظام به فعاليتهاي خود شدت بخشيد و در سال 1359 وارد قوه قضائيه شد و در سنگر خطير حساس قضاوت به نبرد با دشمنان انقلاب برخاست.
وي ابتدا رياست شعبه 10دادگاه محاکم مدني خاص را عهدهدار گرديد و سپس به رياست دادگاه شعبه 110همان محاکم منتقل شد.
شهيد صديقيان فردي خوش رفتار و گشاده رو بود و در همه احوال خدا را بر کارهاي خود حاضر و ناظر ميديد. اکثر مراجعين دادگاه که کارشان با شهيد صديقيان بود،از برخورد و اخلاق حسنه وي خرسند بودند، طوري که حتي متهمين دادگاه و طرف مقابلشان به حکم صادره از سوي شهيد با رضايت قلب گردن مينهادند. آخرالامر شهيد محمد جواد صديقيان کاشي در اول اسفند ماه سال 1364 همراه با شهيد محلاتي و ديگر همرزمان قوه قضائيه هنگام عزيمت و بازديد از جبهههاي نور عليه ظلمت، بر فراز آسمان خون رنگ اهواز،آماج گلوله هواپيماهاي دشمن بعثي شدند که روح پاک و مطهر اين شهيد عزيز در ملکوت اعلي به سيد و سالار شهيدان پيوست و پيکر مطهرش در بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پرورهرو باد |
عنوان : مهدي فراهاني نسب
|
مهدي فراهانينسب
طلبه شهيدمهدي فراهانينسبفرزند علي اصغر،در هجدهم دي ماه سال 1339 در خانوادهاي متدين، متوسط و روحاني در تهران پاي به عرصه گيتي نهاد.در دوران طفوليت تحت تعاليم پدر روحاني اش قرار گرفت و به فراگيري نماز، قرآن کريم و فرايض ديني پرداخت. در سن هفت سالگي تحصيلات ابتدايي را شروع کرد و پس از کلاس پنج ابتدايي در مدرسه علميه مجتهدي تهران به فراگيري دروس عربي، جامع المقدمات و سيوطي پرداخت. مقداري از شرح لعمه و مکاسب را نزد پدر آموخت و همزمان در امتحانات اول و دوم راهنمايي تحصيلي نيز قبول شد.وي براي ادامه تحصيل علوم حوزوي مدتي را در مدرسه شهيد مطهري سپري کرد و پس از آن راهي شهر مقدس قم شد و در حوزه علميه از محضر گرانقدر آن حوزه بهره گرفت.
در دوران شکوفايي انقلاب اسلامي به تکثير و توزيع اعلاميهها و نوارهاي سخنراني حضرت امام(ره) همت گماشت و در راهپيمائيها و تظاهرات عليه رژيم منحوس پهلوي فعالانه شرکت کرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي مدتي در مناطق محروم از جمله چابهار به تبليغ و نشر فرهنگ اسلام و تشيع پرداخت و پس از بازگشت به عضويت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آمد.
شهيد فراهاني نسب دو مرتبه به مکه مکرمه و مدينه منوره مشرف شد و در اين سفر روحاني ضمن ايجاد ارتباط با مردم سوريه و اردن و عربستان سعودي به ترويج فرهنگ مذهب شيعه پرداخت. براي اولين بار به کردستان اعزام شد و در سردشت به مقابله با گروهکهاي ضد انقلاب پرداخت. پس از مراجعت به تهران به خدمت سربازي اعزام و در نيروي دريايي مشغول به خدمت شد و چون روحاني بود، در سياسي عقيدتي نيروي دريايي به تشکيل کلاسهاي آموزش قرآن، احکام و کلاسهاي عقيدتي مبادرت ورزيد. پس از فراغت از خدمت سربازي، سرپرستي کميته انقلاب اسلامي و بسيج شهرک وردآورد قلعه حسنخان را عهده دار شد.وي که حضور خود را در جبهههاي نبرد حق عليه باطل مؤثر ميديد از طريق تيپ علي بن ابيطالب شهرستان قم به عنوان رزمنده راهي جبهههاي نور عليه ظلمت شد و در عمليات محرم شرکت کرد. سرانجام در آخرين حضورش در نوزدهم بهمن ماه سال 1361 در عمليات والفجر مقدماتي بر اثر اصابت تير به پاي راستش مجروح شد و تاکنون خبري از وي به دست نيامده است.
ياد و خاطرش گرامي و جاويد باد |
عنوان : فتاح ناظمي
|
فتاح ناظمي
روحاني شهيد فتاح ناظمي فرزند ابوالفضل، در 24 آبان ماه 1340 در خانوادهاي مذهبي و متدين در جوشقان عالي متولد شد. در سال 1341 همراه خانواده اش به قم آمد و آنجا ساکن شد و پس از آن در سال 1346 راهي تهران شده و در جواديه مقيم شدند.شهيد ناظمي مسائل اوليه ديني را نزد پدرش فرا گرفت و به جهت رشد و بالندگي سريع در تعليم مسائل ديني شروع به آموزش درس قرآن نزد حاج اسدالله هوده نمود. طولي نکشيد که نزد ارباب فنوني چون مرحوم حاج حسن بيگلري و مرحوم استاد حاج بيوک آقا محمدي کسب فيض نمود و تجويد قرآن را آموخت.
وي در سال 1345 به فراگيري صرف و نحو عربي نزد استاد حاج محمد رضايي پرداخت و از آن جهت که علاقه زيادي به درس علوم
اسلامي داشت،در سال 1359پس از اخذ ديپلم به حوزه علميه شهر مقدس قم عزيمت نمود و در مدرسه امام صادق(ع)مشغول به
تحصيل شد. با علاقه وافري به يادگيري آن علوم الهي همت گماشت و ا زمحضر اساتيدي چون استاد پهلواني وحاج آقا مجتبي تهراني و حاج اسماعيل دولابي کسب فيض نمود. زنده ياد ناظمي در مراسمهاي دعاي ندبه،دعاي توسل و دعاي کميل در مهديه تهران از زمان مرحوم حاج شيخ احمد کافي شرکت دائمي داشت. علاقه شديدش به مستحبات سبب شد که نماز شب او هرگز ترک نشود.هميشه دائم الوضو بود و شبهاي چهار شنبه در مسجد جمکران به دعا و نيايش مشغول بود.
شهيد ناظمي قبل از انقلاب اسلامي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي خود را ضد رژيم طاغوت شروع نمود و پس از شهادت حاج آقا مصطفي خميني با پخش نوار و اعلاميههاي امام و شرکت در تظاهرات و راهپيمائيها فعاليت خود را گسترش دادتدريس قرآن وي در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) در جواديه و تشکيل کتابخانه و متحول کردن مسجد ا زنظر اسلامي و حرکت بخشي به آنجا، نمونهاي از فعاليتهاي اجتماعي اوست.
زنده ياد ناظمي علاقه زيادي به آشنا سازي جوانان به معارف اسلامي داشت،لذا آنها را به آموزش در اين جهت دعوت و تشويق مينمود. به همين منظور هيأتي در محل به نام متوسلين به حضرت ابوالفضل(ع) تأسيس نمود و به ارشاد و تدريس و تفسير قرآن پرداخت و تشکلي نوين به جوانان مسجد و محل داد که هم اکنون هم آن هيأت به يادگار از آن شهيد بزرگوار برقرار است. علاوه بر آن هيأت،جلسات اصول عقايد با تعدادي از جوانان مسجد در منزل خود برقرار کرده بود و به راهنمايي و ارشاد نو جوانان ميپرداخت.
شهيد ناظمي بسيار آرام و باوقار و مؤدب بود و از معاصي صغيره و کبيره دوري ميجست. تحمل شنيدن غيبت و تهمت را نداشت. به نظم و نظافت اهميت بسياري ميداد و طبق برنامهاي که تنظيم نموده بود، روز و شب در مراقبت و محاسبه نفس خود کوشش فراوان مينمود.
در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز چنين ميخوانيم:«بار خدايا، معبودا، معشوقا، خالقا! از تو ميخواهم که ياريم کني، ياورم باشي، توکل و اعتمادم به توست، مرا به خود وا مگذار، درخواست و سوالم ازتوست، مأيوسم مکن، رغبتم به فضل و احسان توست، محروم و نااميدم مفرما. خدايا ميداني که براي لقاء تو به جبهه آمدم و اميدم جز وصل تو نيست و تو دست رد بر سينه اميدواران نميزني و آنان را ميخواني.»
وي پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي،چندين بار به عنوان مبلغ و رزمنده براي نشر فرهنگ ناب محمدي(ص)در جبهههاي تحميلي حضور يافت و در عملياتهاي متعددي چون، فتح المبين،بيت المقدس و والفجر مقدماتي حضور داشت و چندين بار مجروح شد و در فواصل ميان حملات دشمن، به قم مراجعت مينمود و ادامه تحصيل ميداد و ميکوشيد تا عقب ماندگي درسي را جبران نمايد. سرانجام در آخرين حضور حماسه ساز خويش در نوزدهم اسفند ماه 1362 در جزيره مجنون، به نور ابدي و سرچشمه لايزال هستي پيوست و پيکر مطهرش در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : مجتبي ابوالحسني دولابي
|
مجتبي ابوالحسني دولابي
طلبه شهيد مجتبي ابوالحسني دولابي فرزند مصطفي، در اول آبان ماه سال 1345 در خانواده مؤمن و مذهبي در تهران متولد شد. دوران تحصيلات ابتدايي،راهنمايي و متوسطه را با موفقيت به پايان رساند و در ضمن تحصيل در انجمن اسلامي دبيرستان فلسفي فعاليت به سزايي از خود نشان داد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي. همزمان با تشکيل بسيج مستضعفان به عضويت بسيج مسجد علي بن ابيطالب(ع) در آمد و پس از فراگيري آموزشهاي نظامي و عقيدتي، طولي نکشيد که به عنوان يکي از اعضاي فعال شناخته شد و در شوراي بسيج مسجد عضويت يافت. شهيد ابوالحسني بي ريا و دقيق به مسؤوليتهاي محوله جامه عمل پوشاند و در اداره امور بسيج بسيار موفق بود. پس از اتمام تحصيلات دوره متوسطه و اخذ ديپلم در رشته رياضي فيزيک، به سبب تقيد به آموختن احکام و مباحث ديني و علاقه فراوان به علوم حوزوي راهي شهر مقدس قم شد و در مدرسه علميه امام صادق(ص) ثبت نام کرد.استعداد و کوشش و علاقه مندي او به شناخت معارف و تعاليم دين مبين اسلام به حدي نمايان بود که زبانزد خاص و عام شد. زندگي ساده او مثال زدني بود و ساده زيستي و پرهيز از تجملات و اسرافکاري را سرلوحه خود قرار داده بود.
با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران شهيد ابوالحسني هشت مرتبه در جبهههاي نور عليه ظلمت حاضر شد و با تمام توان در حفظ دستاوردهاي انقلاب و نظام اسلامي کوشش کرد. وي براي اولين مرتبه در سال 1362 در جبهه کردستان به مصاف ضد انقلاب داخلي و دشمن بعثي رفت و رشادتها ي کم نظيري از خود نشان داد. او در آخرين حضور حماسه ساز خويش در منطقه شلمچه و در عمليات ظفرمندانه کربلاي 5 در تاريخ 26/10/1365 نداي حق را لبيک گفت و به ديدار معبود شتافت و پيکر مطهرش در گلزار بهشت زهرا(س) آرام گرفت.
شهيد ابوالحسني در بخشي از وصيتنامهاش آورده است:«حالا موقعي است که به نداي هل من ناصر ينصرني حسين(ع) لبيک بگوئيم و به جبهه برويم و ادامه دهنده راه شهدا باشيم،... اي پدر و اي مادر! ميدانم من بسيار به شما زحمت دادم. انشاالله اين حقير را ميبخشيد. از کشته شدن من در اين راه هيچ ناراحتي به خود راه ندهيد. بلکه افتخار کنيد که توانسته ايد قدمي در به ثمر رساندن انقلاب برداريد. من امانتي بودم در دست شما که اين امانت را به صاحبش برگردانيد.»
ياد و خاطره اش تا ابد زنده باد |
عنوان : مسلم(بهروز) شهرابي
|
مسلم(بهروز) شهرابي
طلبه شهيد مسلم(بهروز) شهرابيفرزند مرادعلي، در اول فروردين ماه سال 1344در تهران و در خانوادهاي مذهبي متولد شد. از همان آغاز کودکي با شنيدن سيره ائمه معصومين(ع) به ايشان عشق ميورزيد و با دين مبين و الهام بخش اسلام آشنا شد. دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت سپري کرد و دوره متوسطه را با تحصيل در هنرستان و رشته راه و ساختمان به پايان رساند. شهيد مسلم شهرابي از جمله کساني بود که چهره اش انسان را به ياد خدا ميانداخت و صورتي مملو از روحانيت، صفا، صداقت و مهرباني داشت و هميشه کلماتي زيبا و دلنشين بر زبانش جاري بود.وي در دوران شکوفايي انقلاب اسلامي در راهپيماييها و تظاهرات عليه رژيم ستمشاهي شرکت فعال و چشمگيري داشت و در سقوط کلانتري نارمک تا پاي جان از خود ايثار و فداکاري نشان داد.
پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي، فعاليت خود را با فروش کتب مذهبي و سودمند سامان بخشيد و به عضويت بسيج در آمد و به عنوان يک بسيجي اسوه زبانزد خاص و عام بود وچون چراغي فروزان در ميان بسيجيان مسجد سجاد ميدرخشيد.با شروع جنگ تحميلي عليرغم اينکه شانزده سال بيشتر نداشت، به صف شيردلان ورزمندگان پيوست و در عمليات کربلاي 1در منطقه مهران با سمت بي سيم چي با دشمنان ميهن اسلامي به نبرد برخاست.
او در دومين حضور خود به عنوان آرپي جي زن به مصاف دشمنان رفت و پس از انجام ماموريت به سبب عشق و علاقه به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) مصمم شد تا در مدرسه قائم حوزه علميه چيذر ثبت نام کند.او مشتاقانه به فراگيري علوم و معارف اسلامي پرداخت و پس از چندي، انجام وظيفه در جبهههاي نبرد حق عليه باطل را بر افزودن دانش طلبگي مقدم دانست و براي پاکسازي منطقه کردستان از عناصر گروهکهاي ضد انقلاب ودشمن زبون بعثي راهي جبهه کردستان شد و بار ديگر به نداي هل من ناصر ينصرني بت شکن زمان امام خميني(ره)پاسخ گفت و به عنوان تخريبچي در گردان تخريب محمد رسول الله(ص) حضوري فعال يافت.
در ميان دست نوشتههاي شهيد آمده است:
«بار الها بار ديگر آمده ام به در خانه ات تا خود را امتحان کنم، آمدم دگر بار امتحان پس دهم ؛تا ببينم آنقدر که مرد شعار هستم مرد عمل هستم يا نه؟ انشاءالله که خدا به من توفيق عطا کند تا بتوانم جبران گناهانم را بکنم.»
وي پس از پايان ماموريت به حوزه علميه قم رهسپار شد تا نزد اساتيد گرانقدر حوزه علميه به ادامه تحصيل بپردازد، لکن چون تنها فرزند ذکور خانواده بود و به پايگاه بسيج مسجد سجاد دلبسته بود،براي ادامه تحصيل مجددا راهي تهران شد و در حوزههاي علميه مجتهدي و مهديه به کسب علوم حوزوي پرداخت. در تحصيل مهارت و پشتکار عجيبي از خود نشان داد و تزکيه را مقدم بر تعليم دانسته در اين راه مجاهدت فراوان کرد.
سرانجام شهيد شهرابي در آخرين حضور قهرمانانه اش در منطقه عملياتي فاو در عمليات والفجر 8 در تاريخ بيستم اسفند ماه سال 1364 به فيض عظماي شهادت نايل شد و پيکر مطهرش در گلزار بهشت زهرا(ص)در کنار ديگر شهيدان آرام گرفت.
در فرازي از وصيتنامه اين شهيد عزيز ميخوانيم:«خواسته ام از خانواده وملت شهيد پرور اين است که واقعا نسبت به اين انقلاب که راه اصيل اسلام را ميرود وانشاءالله برود،وفادار باشيد و برايش جان فدا کنيد. نگذاريد اين نداي آزاديبخش و با ايمانش کافران،جنايتکاران وچپاولگران شرق و غرب را از ميان بردارد وتنها با يک کار ميشود اين کار را کرد.آن هم با وحدت کلمه،اتحاد و از خود گذشتگي و راه اصيل را ادامه دادن است، که انشاءالله به اميد خدا پيروز شويد.»
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : حجت الاسلام حاج محمد روحاني نژاد
|
حجتالاسلام حاج محمد روحانينژاد
شهيد حجتالاسلام و المسلمين حاج محمد روحانينژادفرزند حسن، در سال1319در شهرستان خدابنده از توابع زنجان در خانوادهاي مذهبي و متدين متولد شد. تحصيلات خود را تا پايان دوره فوق ليسانس الهيات ادامه داد و دوره فقه و اصول را در حوزه علميه سپري کرد. وي سالها به عنوان مدير کاروان حج به مکه مکرمه و مدينه منوره تشرف داشت و در سال 1357 پس از انجام مناسک حج ابراهيمي به کشور عراق سفر کرد و در نجف اشرف با امام خميني(ره) ملاقات نمود،در اين ملاقات از رهنمودهاي حضرت امام خميني در سازماندهي امت حزب الله براي مبارزه و تظاهرات عليه رژيم ستمشاهي بهرهمند گرديد و پس از مراجعت به ميهن با تمام توان به افشاگري رژيم منحوس پهلوي و سازماندهي جوانان براي شرکت در راهپيمائيها و تظاهرات پرداخت. وي همراه با عدهاي از علما و روحانيون در تحصن دانشگاه تهران فعالانه شرکت کرد و ستاد استقبال از ورود تاريخي حضرت امام(ره)به ميهن اسلامي، فعاليت چشمگيري از خود نشان داد.پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي شهيد روحاني نژاد به عنوان فردي امين از سوي رهبر کبير جمهوري اسلامي، مأموريت يافت تا به مصادره اموال وابستگان رژيم همت گمارد.او در حفظ اموال و اشياء بيت المال وسواس و دقت کم نظيري از خود نشان داد. از جمله فعاليتهاي سياسي او ميتوان به مبارزه با گروهکهاي معاند و محارب استان مازندران و گيلان اشاره کرد. وي پس از سرکوب منافقين شهر ساري و پاکسازي عناصر ضد انقلاب و برچيدن دکههاي تبليغات مارکسيستي،مقدار قابل توجهي سلاح گرم نيز از آنان به غنيمت گرفت.
با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، بارها در جبهههاي نبرد حق عليه باطل حضور يافت. در اولين حضور با گروه جنگهاي نامنظم شهيد چمران همراه شد. در دومين مرحله اعزام به جبهه جنوب به شدت مجروح شد و از ناحيه پا و کمر آسيب ديد.در حضور سوم خود در جبهههاي نور عليه ظلمت همراه با رزمندگان، عدهاي از دشمنان بعثي را به اسارت گرفتند و سرانجام در آخرين حضور افتخار آفرين خود در تاريخ ششم فروردين ماه سال 1361 در منطقه عملياتي فتح المبين، پس از عبور از ميدان مين و قطع پا توسط مزدوران بعثي و اصابت گلوله مستقيم دشمن بعثي به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيکر مطهرش در گلزار شهداي قم آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |
عنوان : غلامحسين نام آور
|
غلامحسين نامآور
طلبه شهيد غلامحسين نامآورفرزند محمود، در اول دي ماه سال 1341 در قريه بندرسر رودبار از توابع شهر تهران و در ميان خانوادهاي شريف و مذهبي، چشم به جهان هستي گشود. وي از همان آغاز کودکي با تربيت پدر و مادر مومن خود با آل محمد مصطفي(ص)و ائمه اطهار انس گرفت و عاشقي پيشه کرد.به واسطه شغل پدر هر يک از مقاطع تحصيلي را در يکي از شهرهاي ميهن اسلامي با موفقيت سپري کرد و سرانجام پس از طي دوره راهنمايي با کسب اجاه از پدر براي فراگيري علوم و معارف اسلامي در شهر سمنان،وارد مدرسه علميه شد و از محضر اساتيد بزرگواري چون آيات عظام حاج شيخ محمد علي عالمي و آقاي شاهچراغي بهره گرفت. وي در سال 56 به سبب انتقال پدر به تهران براي ادامه تحصيل راهي شهرستان قم شد و نزد آيت الله حسين نوري همداني به تلمذ پرداخت. اوقات فراغت از تحصيل را به فراگيري علوم قرآني پرداخت و براي جوانان کلاسهاي احکام و آموزش قرآن تشکيل داد. با شکوفايي انقلاب اسلامي با شرکت در راهپيمائيها و تظاهرات شهرستان قم،در کنار ياران انقلاب قرار گرفت و بدين وسيله در تکثير و توزيع اعلاميهها و نوارهاي سخنراني حضرت امام خميني(ره)و ارسال آن به تهران فعاليت چشمگيري نشان داد.او فرزند خرداد ماه 1342 بود و از سربازان امام(ره) و بدين سبب علاقه وافري به پير و مراد خود روح الله داشت و همين امر موجب شد تا عکسهاي متعددي از امام را هميشه همراه داشته باشد. در يکي از روزهاي اعزام خود از تهران به قم توسط مأمورين پاسگاه پليس راه قم مورد ظن قرار گرفت و پس از تفتيش وسايل شخصي اش بازداشت شد. وي پس از رهايي از بازداشت پليس راه به صف تظاهر کنندگان شهر خون و قيام پيوست و در پيروزي انقلاب فعالانه شرکت داشت.به هنگام اعتصاب و تعطيلي حوزههاي علميه قم به روستاي زادگاه خويش سفر کرد و در آن محل به نشر فرهنگ ناب انقلاب و دين مبين اسلامي پرداخت وجوانان را همراه خود کرد. کلاسهاي آموزش قرآن و احکام او و سخنرانيهاي افشاگرانه اش در موردحکومت سفاک پهلوي، روح تازهاي در کالبد روستائيان زادگاهش دميد با وجود سرماي فصل زمستان و برف و يخبندان راهپيمايي و تظاهرات کم نظيري را هدايت کرد.
شهيد نام آور پس از مراجعت مجدد به قم در مدرسه علميه امام صادق(ع) ثبت نام کرد و با تمام توان به يادگيري علوم حوزوي پرداخت. در زمان اوج گيري تظاهرات و رو در رو شدن امت شهيد پرور با رژيم ستمشاهي در اثر حمله مزدوران و تير اندازي به سوي مردم،وي مورد اصابت گلوله قرار گرفت. در ساعت سه بعد از ظهر روز دهم آبانماه سال 1357 به لقاءدوست شتافت و پيکر مطهرش پس از انتقال به تهران در بهشت زهرا(س)آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد |