تویی جناب سلیمان و عالمی مورت
پیمبران الهی مطیع دستورت
زیادی است زیادی به روی سر آقا
همان سری که نباشد میان آن شورت
مشاعره علوی
یـا علی مولا علی جان ای تمام بـود و هستم
هر كه بودم هر كه هستم من فقط دل بر تو بستم
من و درماندگى صد شكر یارب
من و بیش و كمت الحمدللَّه
همین دستی که مظلومانه بستند
مگر در دست پیغمبر ندیدند
در نور چشمانت دل ناهید گم شد
در طرح لبخندت هزاران عید گم شد
تا اینکه نابینا نگردد دیدگانش
پشت نقاب ابرها خورشید گم شد
در جهان مرد عمل باش علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه میزان علیست
دادگاهی که بفردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علیست
.
تو نفس احمدی و امامت از آن توست
تو جان مصطفایی و او نیز جان توست
تنها نه مردمان و ملائک که مهر و ماه
در سایه ولایتتان صف کشیده اند
دستان تو حالا شده بالاترین دست
جبریل بوسه میزند بر اینچنین دست
وقتی که دستان تو را بالا گرفتند
تا داد، یزدان با امیرالمؤمنین دست
تا نشد پردگی آن سرّ جلی
نشد افشا که علی بود علی
یا علی ای معنی و مفهوم عنوان غدیر
ای ولای حضرتت تفسیر و برهان غدیر
با تو اسلام رسول الله کامل می شود
ای که «اَتمَمتُ لَکُم» هستی و قرآن غدیر
روی دستش بگرفت او همهٔ هستی را
جان خود را که چه جانانه وزیر آمده بود
دل پر از عشق طواف چادر خیرالنّساست
سر پر از شور نظر بر ماه روی مرتضاست
عاقبت ذرّه می افتد زیر پای آفتاب
فطرتاً این قطره با دریای رحمت آشناست
تا عشق در حوالی دل شعله می کشد
ققنوس ها در آتش آن صف کشیده اند
با شوق ریختن به تو ای برکه ی عزیز
صدها هزار رود روان صف کشیده اند
دست او در دست من، يا دست من در دست اوست
ساقي پيغمبران شد يا دل من مست اوست