مشاعره علوی
لیل و نهار چون به علی دایر است و بس
ارض و سما به آل عبا سجده می کنند
هستی تمام، سلطنت مرتضی علیست
عالم بر او ز شاه و گدا سجده می کنند
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
از بعد نبي بر همه ي مخلوقات
از جانب دوست ارمغان است علي
اول وصي پيمبر اعظم اوست
بر دين رسول روح و جان است علي
یارب بگیر از قدر نشناسان علی را
سر آمده صبر از ملالت های کوفه
هر آن كس را كه من مولاي اويم
مبادا جز علي مولا بگيرد!
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
در غدیریم اگر , پس از بیعت
پاک و بی شبهه با علی باشیم
یا اگر باز کربلائی هست
عامل قول یا علی باشیم
می خواست نبی دست خدا را بفشارد
دستی که خدا داد به او دست علی بود
دور و بر نور را که خلوت دیدند
انکار تو را چقدر راحت دیدند
این کوردلان تو را ندیدند اگر
یک عمر فقط از تو کرامت دیدند
در جشن «من کنت مولاه...» آیینهٔ نور کردهست
لبریز از روشنیها چشمان پیر و جوان را
با شور و حالی فراگیر در امتداد رسالت
جبریل در حلّه نور آورده این ارمغان را
این حدیث دل بود تصنیف نیست
شیعه در محشر بلاتکلیف نیست
شیعه راهش در مسیر اولیاست
شیعه مولایش علی مرتضی است
تا پیش چشم فاطمه حیدر بلند شد
روحی لک الفدایِ پیمبر بلند شد
در فصل خطر امیر را گم نکنیم
آن وسعت بی نظیر را گم نکنیم
ما را بهار ساخته ای زَمهَریر نه
ما را بهشت کرده ای اما کویر نه
ما کعبه را بدونِ علی سنگ دیده ایم
این کعبه است قبله،ولی بی امیر نه
هدیه جبریل بود« الیوم اکملت لکم»
وحى آمد در مبارک باد مولى در غدیر