مشاعره علوی
تو جمال بی مثال حیّ سبحانی علی جان
دست حقّ، بازوی احمد، قلب قرآنی علی جان
نقش تو بود و تیشه ی پیکر تراش ها
یاد تو بود در سَرِ مرمر تراش ها
از در شروع شد و همه ی قلعه را شکست
دستِ تو بود و حیرتِ خیبر تراش ها
اهل عالم اهل عالم در غدیر خم بیایید
تـا بـه فرمان محمد با علی بیعت نمایید
در مسيري كه به سوي حق است
مقصد قافله ها تا مهدي است
تاراج دل به تیغ دو ابروی دلبر است
مستی قلب عاشقم از جام کوثر است
بر سر در بهشت خدا حک شده چنین
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است
تو را از رسولان سر آورده است
تو را شور شورآور آورده اند
تصدق بفرما به پیغمبران
برای تو انگشتر آورده اند
در فصل خطر امیر را گم نکنیم
آن وسعت بی نظیر را گم نکنیم
تنها ره جنت از علی می گذرد
ای همسفران غدیر را گم نکنیم
مشتاق ولایت امیریم هنوز
محتاج همان خیر كثیریم هنوز
از چشمه كوثرِ على مى نوشیم
ما تشنه جام الغدیریم هنوز
ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم / سر کوی او مکان کن بنگر که در کجایی
یا محمّد این علی بر مؤمنین مولاست بلّغ
یا محمّد بعد تو حامیّ او زهراست بلّغ
غرق خون، مثل سرانجام علي
يا امين الله اعظم حيدر
ساقي اشك محرم حيدر
روز محشر که گذرنامه جنت طلبی
آن گذرنامه به امضاء و به فرمان علیست
دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علیست
تا که ساقي اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »(1) وجه باقي اوست، «اِنّي لا اُحبُّ الافِلين»
1- يمين به ابجد 110 ميشود. «هر كسى در گرو دستاورد خويش است بجز اصحاب يمين» - آيات 38 و 39 سوره مدثر
نخلهــا جملــه گواهـند خــدا مـیداند
که علی تشنه، ولی تشنۀ اشک سحر است
تو همانی که خدا گفت: تو رب الارضی
سجده بر اشهد ان لایی الّات کنم