مشاعره علوی
توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود
اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند می شد یه کیسه داشت که بر می داشت
خرما و نون و خوردنی هر چی که داشت تو اون می ذاشت
راهی ی کوچه ها می شد تا یتیمارو سیر کنه
تا سفره ی خالیشونو پُر از نون و پنیر کنه
شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پُرِ بارون بکنه باغای بی شکوفه رو
عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه
باید مثِ علی باشه هر کی که اهل دین باشه
بعدِ علی کی می تونه محرم رازِ من باشه
دردِ دلم رو گوش کنه تا چاره سازِ من باشه
فردا اگه مهدی بیاد دردا رو درمون می کنه
آسمون شهرمونو ستاره بارون می کنه
چشاتو وا کن آقا جون بالای خستمو ببین
منو نگا کن آقا جون دل شکستمو ببین
نيروي ولايتش محك بر همگان
بر جمع خلايق امتحان است علي
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
تا نام تو پیچید در آن شبه جزیره
شد پاك از این خاك گناهان كبیره
زد چنگ به دامان تو هر ایل و عشیره
شد ثابت و سیار در اوصاف تو خیره
جز ساقی كوثر ز كسی جام نگیریم
"ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم"
مُهری از مِهر علی کنده به یاقوتِ دلم
از ازل تا به ابد شکر کنم بر حکّاک
کعبه سنگیست که آیینه سرای تو شده
حال از شش جهت انگشت نمای تو شده
پردهی بیت که بر دامن او چنگ زنند
به امیدی متمسک به ولای تو شده
هر طرف بنگرم، علي (ع) بينم
نه در آن كوچه يا در اين خانه
هرکس که شد غلام تو با احترام شد
پس خوش بحال آنکه برایت غلام شد
فردا فقیر کویتو آقاست در بهشت
قنبر به لطف نام تو عالی مقام شد
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
دارد دلم هوای تو یا مرتضی علی
دنیای من فدای تو یا مرتضی علی
اسلام من تو هستی و این است باورم
دین نیست جز ولای تو یا مرتضی علی
گشتم نبود بهتر از اينجا نگرد نيست…
تا حاجت تمام دلم را روا کند
باید خدا به پای علی ام فدا کند
آن قدر قیمتی است فدای علی شدن
خود را فداش حضرت خیر النسا کند
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد
در اولُ الاولين عيان كيست علي است
در آخر الآخرين نهان است علي
یکی از چارده دریا تو هستی – امام اولِ دلها تو هستی
«ولی» غیر از تو آری هست، اما - «امیرالمومنین» تنها تو هستی