مشاعره علوی
دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
یک کعبه در شکاف تمنای دوست بود
یک قبله در سکوت سجود اله بود
وقتی تو آمدی همه کودکان شهر
دیدند ماه بهر یتیمان پناه بود
در بشر روپوش کردست آفتاب فهم کن والله اعلم بالصواب
به جز از علي نباشد به جهان گرهگشايي
****
طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلايي
يا تو واگو آنچه عقلت يافته است
يا بگويم آنچه بر من تافته است
تيغ حلمت جان ما را چاك كرد
آب علمت خاك ما را پاك كرد
در كوير روزهاي تشنگي و اشك و آه
دست هايت سايبان كودكان بي پناه
هست جانسوز تر از ناله ني
كرده صد زمزمه به يك ناله طي
يا علي از جملهي طاعات راه
بر گزين تو سايهي خاص اله
هر کسي در طاعتي بگريختند
خويشتن را مخلصي انگيختند
دست حق ميراندش زندهش کند
زنده چه بود جان پايندهش کند
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود / از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
تویى كه ریشه هر ذوالمعالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى
یک نفس بر عمرو میتازی و او درمانده است
تیغ هم مثل سپر در دست دیگر مانده است
تن بی جان مرا عیش عبد میبخشد
یک نگه از تو که دارد اثر آب حیات