مشاعره علوی
تا شناساند به مـردم آن ولی اللّه ر
? والِ مَن والاه ? خواند ، ? عادِ مَن عاداه ? ر
رفتم طواف بیت و ندیدم به جز علی
از گلشن مَطاف نچیدم به جز علی
هر چه صدا زدم: که مرا می شود مجیب؟
از کعبه پاسخی نشنیدم به جز علی
یا رب به حقّ شیعیان مرتضایی
ما را نما با یا علی کرببلایی
| یا رب به محمد و علی و زهرا | یا رب به حسین و حسن و آلعبا | |
| کز لطف برآر حاجتم در دو سرا | بیمنت خلق یا علی الاعلا |
آنكه در خانه حق شد متـولـد ز شرف
خـانـه زاد احــد و محـرم اسـرار عـلیست
تا حاجت تمام دلم را روا کند
باید خدا به پای علی ام فدا کند
در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: علي
تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علي
یک نفس بر عمرو میتازی و او درمانده است
تیغ هم مثل سپر در دست دیگر مانده است
تفسير مبين فطره الله علي است
عشقش به دل پير و جوان است علي
يکسر همه حق شده همه عشق
تا شاهد حق به بر گرفته
هر چه خوبي که آفريده خدا
همه يک جا شده خلاصه: علي
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است
تویی بهشت که بی تو جهنم است زمین
علی اگر که تویی ابن ملجم است زمین
نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد
در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد