♦♦♦جملات و سخنان زیبا♦♦♦
صبح تابستان، یعنی یکدیگر را به مهمانی لبخندی دعوت کنیم و دل را غرق در ترانه سرور سازیم . با بوی خوش سلام.
میلیونها مردم عمر 57 ساله کردند؛ در آن سال و پس از آن و پیش از آن بسان برگهای زرد چنان فرو ریختند که اثری از وجود آنها و احوال آنها و از خوشی و ناخوشی آنها باقی نماند؛ ولی یک عمر 57 ساله حسین [علیه السلام] چنان شور و غوغایی در جهان به سود حق و حقیقت و به زیان ستمگری و شقاوت؛ برانگیخت که کمتر کسی بر آن ناآشنا ماند و در غم و اندوه بزرگ آن انباز نشد.
کتاب زندگانی امام حسین علیه السلام - زین العابدین رهنما
صبح تابستان، یعنی ایمان بیاوریم به رویشی دوباره. صبح، سرآغاز دفتر زندگی است. یک روز خوب و با نشاط از یک صبح خوب آغاز میشود. از یک سلام تازه و یک لبخند دوست داشتنی.
صبح بدون سلام، یعنی هوای بدون اکسیژن، یعنی کوچههای ساکت و دلمرده. سلام به شما که عطر سلام تمام وجودتان را گرفته، سلام!
یک سلام گرم، یک احوالپرسی صمیمی، میشود سرآغاز یک دوستی بلند، مثل روزهای گرم و بلند تابستان، سلام!
صبح پر شکوه زندگی، در لحظههای ییلاقی تابستان، بر شما مبارک! روزهایتان آفتابی و دوستیهایتان به گرمی ظهر پر حرارت این روزها.
لحظههای شکوهمند تابستان را برای رسیدن به روزهایی درخشان، درک کنیم و برای هر ثانیه عمرمان ارزش قایل شویم. سلام بر تابستان که ما را به بهرهمندی بیشتر از روزهایمان فرا میخواند.
به تابستان سلام کن. به روزهای خوب خاطره؛ روزهایی که با لبخند صبح و عطر نان تازه و ریحان شروع شده است؛ روزهای برکت و سرشار از رزق و روزی.
سلامی به شکوه همه واژههای ناب دوستی بر همه کسانی که اهل تلاش و کارند؛ به همه کسانی که با نظر بلند به دیگران نگاه میکنند. به بلندای روزهای خوب تابستان.
سلامی به رنگ صبح؛ صبحی به رنگ آواز گنجشکان آغاز شده است. این همه زیبایی برای آن است که عاشقانه، زندگی و حضور خدا را در همه لحظههای زندگی حس کنیم.
هر که دنیا خواهد، دانش آموزد و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد.
چیزی که دانش می آراید راستی است.
ابن سینا
حیف است در این روزهای گرم تابستان، جان و دلت را از خنکای نسیم یاد خدا دور کنی. لذت این روزهای بلند در توجه بیشتر به نعمتهای خداست. سلام بر شما که روزتان را با طعم ستایش خدا آغاز کردهاید.
سلام بر آفتاب تابستان! سلام بر شما که وجودتان از گرمای محبت و عشق به خالق هستی میتپد. سلام!
خودبینی و تکبر با غرور فرق دارد. اگرچه این دو کلمه بصورت مترادف بکار میرود .
انسان ممکن است مغرور باشد اما خودبین نباشد.
غرور مربوط به عقیده و نظری است که ما نسبت به خود داریم؛
اما تکبر و خودبینی مستلزم آن است که از دیگران بخواهیم که همان عقیده را نسبت به ما داشته باشند.
به نقل از کتاب غرور و تعصب / جین اوستین / ترجمه شمس الملوک مصاحب