راسخون

امتحان رانندگی

zareshahmaras کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 35
|
تاریخ عضویت : فروردین 1389 

يك روز يه روستايي  ميره امتحان رانندگي چون بلد نبوده و مي دونسته كه قبول نخواهد شد به محض نشستن شروع ميكنه به تعريف و تمجيد از محصولات لبني خود و ميگه ما پنيرهائي داريم كه نگو و نپرس اگه دوست داري و ميتنوي بخوري برات بيارم  و افسره ميگه پنير خوردن كه تونستن نميخواد همه مي تونند بخورند بعد از امتحان   افسره ميگه بفرمائيد آقا شما مردود شديد و مرد روستايي پياده ميشه و ميگه جناب سروان ديدي گفتم اگه بتوني بخوري حالا شما نتونستي پنير بخوري .

zareishahmaras کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 36
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

يه روز يكي دوستش رو ميبينه كه باند پيچي شده از شمي پرسه پسر تو چت شده صبح كه براي امتحان رانندگي ميرفتي سالم بودي ژ راستي امتحان رانندگيت چي شد ؟

يارو ميگه همون ديگه رفتم امتحان رانندگي داشتم ماشين مي روندم كه جناب سروان گفت آقا بزن چنار منم ديدم خيابان به اون گندگي يه دونه چنار بيشتر نداشت زدم به اون چنار حالا اينجوري شدم كه هيچ جناب سروان هم نميدونم براي چي ردم كرد