سخنان بزرگان در مورد آینده
گذشته به چنگ تو نايد دگر
وز آينده ات نيز نبود خبر.
حال ما را غم آينده مشوش نکند
در بهاران نبود فکر زمستان ما را.
نقد حال تو شود بي غمي عالم قدس
چون غم رفته و آينده ز دل دور کني
خوشه اي روز جزا تاج سليمان باشد
دانه اي را که نثار قدم مور کني.
ساخت فارغ ز غم رفته و آينده مرا
وه که ساقي خبر از ماضي و مستقبل داشت!
امروز چون به دست تو دادند تيغ فتح
کاري بکن که پيش تو فردا سپر شود.
بر حال گذشته ي ما هرگز نکني حسرت
اميد به الطافش آينده همي دارم.
اين يک دم عمر را غنيمت مي دان
از رفته مينديش وز آينده مترس!