راسخون

جملات زیبا و خواندنی

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

انکار نکنید

انکار نکنید همتون حداقل یه بار تو بچگی‌ در یخچال رو آرم میبستین از لای درش به زور نیگا میکردین ببینین کی‌ چراغش خاموش می‌شه !
azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

به سلامتی مادر

به سلامتی مادر...

که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره مادره...

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

شکر نعمت

قیمت چشم و گوش و دست و پا...

يكى، در پيش بزرگى از فقر خود شكايت مى‏كرد و سخت مى ‏ناليد . گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته كه نه . دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى‏ كنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى ‏كنى؟
گفت: نه .
گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز .
گفت: پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است . باز شكايت دارى و گله مى ‏كنى؟!بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش‏تر و خوش بخت‏تر از بسيارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏ بينى . پس آنچه تو را داده اند، بسى بيش‏تر از آن است كه ديگران را داده اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش‏ترى هستى!

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

هواي آلوده....ظنز

در این دیار سربی ، یک استکان، هوا نیست

درد و غم و مرض هست، یک جرعه ی دوا نیست

معشوقه های این شهر بر چهره، ماسک دارند،

احوال عاشقان نیز، چندی ست روبِرا نیست

فرهاد آسم دارد ، خسرو، سیاه سرفه

هیچ آدمی به فکرِ شیرین بینوا نیست

"اطفال و سالمندان" در خانه ها اسیرند

ویران شود هر آنجا ، غوغای بچه ها نیست

تاوان دیدن تو ، سنگین تر از جریمه ست

من زوجم و تو فردی ، این شهر جای ما نیست

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

بازهم نيامدي ......اللهم عجل الوليك الفرج ...

این جمعه هم تمام شد نیامدی می دانم این تکرارها اگر هزار برابر هم شود نشان منتظر بودن نخواهد بود... اما دل تنگیم یا شاید به قول جوان پاکستانی که خیلی راحت می گفت به شدت نیازمند رهبر جهانی هستیم.. به تو نیاز داریم... آره ...! موکان عراقی هم با پوست و گوشتش احساس نیاز می کند اما نمی داند این احساس دقیقا همان حس نیاز به توست ... چقدر غریب و مظلومی مولای من.. دلتنگیم، نیاز داریم اما منتظر نیستیم !! هر چه هست این جمعه هم تمام شد و.................
azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

عشق يعني ...................

عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل، از روی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت و بری زیر پتو. بعد هر چند دقیقه یه‌ بار یواشکی گوشه‌ی پتو رو کنار بزنی و زل بزنی به سقف، تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه ؟؟؟
azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

دغدغه های فکری یک پسر ایرونی

 

دغدغه های فکری یک پسر ایرونی

۱ چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
۲ چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
۳ چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
۴ چرا تو خونه  ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
۵ چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟
۶ چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

سفره خالي

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

غم

تو اگر میدانستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی

آه ای مرد چرا تنهائی.......................
azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

هابیل وقابیل .... انسان وانسانیت..

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرد
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت
قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است...

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

واقعا...بگم چی ...

رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!
azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393