علم و بشریت
کنکاشی جدید در الفبای الکتریکی مغز
بیگ بنگ: محققان دانشکده بینالمللی مطالعات پیشرفته (SISSA) در تریست و موسسه ایتالیایی فناوری (IIT) از روورتو با همکاری یک دانشمند ایرانی نشان دادهاند که الفبای مغز ترکیبی از سرعت و زمانبندی دقیق پالسهای الکتریکی است.
به گزارش ایسنا، پژوهش هومن صفایی و همکارانش نشان داده که سیستم عصبی دارای یک زبان چند کاناله است که کد عصبی یا الفبای پردازش کننده اطلاعات در مغز را میسازد. سیگنالهای عصبی از توالی پالسهای الکتریکی تشکیل شدهاند که در میان کانالهای ارتباطی یا مدارهای عصبی حرکت میکنند. بررسیهای قبلی نشان داده بود که اطلاعات هم در سرعت و هم در توزیع دقیق زمانی پالسها وجود دارند. برای تشخیص یک پیام از پیام دیگر، سرعت پالسها در طول زمان نسبتا طولانی دهها میلی ثانیهای تغییر میکند. این کد سرعت پالس از سالها قبل شناخته شده بود اما کد زمانبندی در مقیاس میلی ثانیه، دستاورد جدیدی است که محققان به نمایش آن پرداختهاند.
آنها همچنین دریافتند که برخلاف تصورات پیشین، زمانبندی پالسها ممکن است تاثیر بیشتری نسبت به سرعت آن داشته باشد و این که هر دو کد متمم یکدیگر برای تشکیل یک پیام آموزندهتر هستند. در آزمایشات انجام شده توسط محققان، موشها با استفاده از سبیلهایشان به بررسی سطوح دارای بافتهای مختلف پرداختند. تفاوت بافت سطوح باعث تولید فعالیت عصبی در قشر مغزی آنها میشد که محققان آن را ثبت و بررسی کردند.
این پژوهش نه تنها نشان داد که زمانبندی پالس، میزان اطلاعات بیشتری را نسبت به سرعت پالس منتقل میکند بلکه همچنین ترکیب دو کانال، دقیقتر از عملکرد تک تک آنهاست.
روشی جدید برای ترمیم آسیب نخاعی
یک فناوری جدید به نام «ای – دیورا» با یک آزمایش موفقیت آمیز نشان داد این امکان وجود دارد سلولهای عصبی قطع شده یا آسیب دیده اعضا را بتوان با کاشت گیرنده، دوباره به سلولهای نخاع مرتبط کرد.
به گزارش رادیو فردا، این کاشت گیرنده عصبی خصوصیت هایی دارد که بدن آن را پس نمیزند. «استفانی لاکور» مدیر اجرای این پروژه در موسسه پلیتکنیک فدرال لوزان، میگوید: «ارتباط با سلولهای عصبی و کاشت گیرندهها ممکن است ولی بدن آن را پس میزند. چون عضو کاشت شده رفتاری مثل بافت بدن ندارد و به همین دلیل عفونت پیش آمده و عضو پس زده میشود.»
وی میافزاید: «ما نوعی گیرنده قابل کاشت توانستیم بسازیم که هم نرم است، هم قابلیت انعطاف دارد و هم مانند ماهیچه کش میآید. این گیرنده میتواند هم محرک الکتریکی و هم محرک شیمیایی را منتقل کند.» تیم تحقیقی توانست با کاشت این گیرنده، توان راه رفتن به موشهای مورد آزمایش که قطع نخاع شده بودند، باز گرداند. پس از کاشت و بعد از چند هفته تمرین، موشهایی که قطع نخاع بودند، توانستند دوباره راه بروند. «جان هانت»، رییس بخش مهندسی درمانی دانشگاه لیورپول هم گفته این تحقیق اجازه میدهد افقی تازه به سمت بهبود بیماران با اختلال نخاعی، گشوده شود.
این گیرنده میتواند بدون ایجاد هیچگونه آسیبی به نخاع وصل شود، و پیامهای ارسالی را به عضو منتقل کند. فناوری «ای دیورا» e-Dura به معنای سختشامه الکترونیک – E-Dura Mater- نام گرفته و رفتارهای بافت های در برگیرنده نخاع را تقلید میکند. خانم لاکور در این ویدیو که در شبکه یوتیوب موسسه پلیتکنیک فدرال لوزان منتشر شده، به طور کوتاه آن را توضیح داده ومیگوید قدمها برای وارد کردن این فناوری به بازار، در حال برداشته شدن است.
دانش ِ پنهان در فیلم”تبدیل شوندگان”
آخرین نسخه از فیلم تبدیل شوندگان به کارگردانی فیلم ساز خلاق، مایکل بی در جولای ۲۰۱۴ روی پردۀ سینما رفت. این فیلم تولید شرکت فیلم سازی پارامونت است که قسمت چهارم تبدیل شوندگان بشمار می آید و ما را با یکی از پیشرفته ترین نسل های فضایی که از هوش مصنوعی برخوردار هستند، آشنا می کند.
تبدیل شوندگان ظهور بیگانگانی با هوش مصنوعی را بررسی می کند که قادر به تغییر شکل هستند و از سوی دیگر یک نسل کهن فضایی نیز به شمار می آیند که در تکنولوژی از هیچ نگاهی با ما قابل مقایسه نیستند. در فیلم به این پدیده با جزئیات پرداخته شده که آنها در نحوه ی استفاده از تکنولوژی خیلی مهارت دارند و این نسل با سابقه چند میلیارد ساله در پیشرفت فناوری حتی اکنون خودشان نیز به بخشی از تکنولوژی تبدیل شده اند.
با درک چنین تکنولوژی فوق العاده پیشرفته ای که در جریان چند میلیارد سال به تکاپوی علمی خود رسیده است باید از کتاب فیزیکدان برجسته میچیو کاکو کمک گرفت. کاکو در کتاب “جهان های موازی” اشاره ای به احتمال وجود موجودات بیگانه ای می کند که ممکن است در صورت نابودی جهان ما نیز قادر به نجات دادن خود و کوچ جهان دیگر باشند. وی می نویسد بیگانگانی که در طول چند میلیارد سال به چنین پیشرفت های علمی و تکنولوژی های فوق العاده ای رسیده اند برای بقا و بازسازی نسل خود یک ذخیره گاه اطلاعاتی کوچک از ساختارهای حیاتی خود می سازند و با عبور از یک کرمچاله که به باور دانشمندان می تواند راهی برای ورود به جهان دیگر باشد، این اطلاعات مهم را مجددا بر مبنای ساختمانی یک نسل زنده یا نسلی با هوشی مصنوعی بازسازی کنند.
به این صورت این نسل بیگانه و فوق پیشرفته در جهانی دیگر قادر به ادامه ی زندگی خود می شوند. اما پیدا کردن یا ساختن چنین کرمچاله ای، کار ساده ای نیست، کاریست که شاید به چندین هزار سال پیشرفت علمی نیاز داشته باشد. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که چنین بیگانگانی برای یافتن چنین کرمچاله های طبیعی چندین هزار سال در کیهان به کاوش بپردازند و فواصل بی نهایت زیادی را طی کنند.
وقتی در پی نقد یک نوع از تکنولوژی هستیم که چند میلیارد سال تکامل علمی داشته و به هوش مصنوعی رسیده، باید کمی دقت کنیم، چون ما با یک زاویه علمی کمتر از ۳۰۰ سال به آن نگاه می کنیم و در پی تعریف کارکرد آن هستیم. اما فرضیه های علمی می تواند به ما در این امر یاری برساند، بنابر این اصلا چیزی عجیبی نیست که در فضا نسل های از موجودات فضایی وجود داشته باشند که درست مانند فیلم تبدیل شوندگان به چنین پیشرفت های عظیم علمی رسیده اند. خیلی ها شاید این فیلم را از این نگاه نقد نکنند، آنها تا حدی در تکنولوژی پیش رفته اند که درک اش برای ما کمی سخت است، حتی می توانند سیاره های مجددی برای زیستن خلق کنند و با ماشین های تبدیل اطلاعات دقیق و کد بندی شده این عملیات را سریع تر انجام دهند.
به باور میچیو کاکو فیزیکدان، شماری از نسل های بیگانه به حدی پیشرفته خواهند کرد که حتی به جهان های موازی پنهان در ابعاد بالاتر هم سفر خواهند کرد. آقای کاکو خاطر نشان کرده که این بیگانگان حتی می توانند با یک ذخیره گاه اطلاعاتی کوچک خودشان را جابجا کرده و بعد از انتقال از فواصل دور دست دوباره خود را بازسازی کنند؛ یعنی همان اطلاعات ذخیره شده را تبدیل به خودشان کنند. بنابراین نمی شود گفت آنها پیشرفته اند، بلکه باید به دنبال یک واژه جدید برای چنین حدی از پیشرفت بود! تبدیل شوندگان تصور شما را از جهانی که در آن زندگی می کنید تغییر می دهد، و این همان تصور است که شما را از مرز ها بیرون می کشد.
فرایند عصبی مغز شبیه سازی شد!
یک گروه تحقیقاتی آمریکایی موفق به طراحی مداری شدهاند که قادر به شبیهسازی فرآیندهای عصبی مغز است. این مدار از یک ترانزیستور تشکیل شده که کانال آن از جنس اکسید ساماریوم نیکل (SNO) است، دلیل اصلی استفاده از ساماریوم نیکل خاصیت شکل پذیری آن است.
به گزارش انجمن فیزیک ایران، بررسی و بازتولید فرآیندهای عصبی مغز در بین متخصصین علوم اعصاب حائز اهمیت است. برای بازتولید فرآیندهای عصبی لازم است رفتار سیناپسها شبیهسازی شوند. ویژگی منحصر به فرد سیناپس هنگام رویارویی با محرک، خاصیت “شکل پذیری” آن است. دستگاههای تقلید کننده عصبی (نورومیمتیک)، وسایل الکترونیکیِ ساختگیای هستند که از رفتار نورونهای موجود در مغز تقلید میکنند. این دستگاهها برای مطالعه و بررسی چگونگیِ عملکرد مغز و یا برای طراحی مدارهایی که از توانایی محاسبه مغز الهام میگیرند، استفاده میشوند. این دستگاهها نورونها و سیناپسهای بین آنها را توسط مدارهایی که سیگنالها را در یک شبکهی متصل مبادله میکنند، بازسازی مینمایند. (سیناپس ساختاری است که به سیگنال اجازه میدهد تا از یک نورون یا سلول عصبی به دیگری برود)
اما مدارهای معمولی به آسانی قادر به بازتولید توانایی سیناپسها، برای تقویت و تضعیف در طول زمان به هنگام تحریک نیستند. این ویژگی کلیدیِ سیناپس که به “شکل پذیری” معروف است، پایه و اساس یادگیری و حافظه را شکل میدهد. یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه هاروارد به سرپرستی شریرم راماناتان، اکنون مدارهای نورومیمتیکی را ایجاد کردهاند که قادر به باز تولید شکل پذیریِ سیناپسها است. طرح آنها قادر است انواع گوناگون فرآیندهای عصبی مانند یادگیری، فراموشی و ذخیرهسازی خاطرات را شبیهسازی کند.
آنها از یک واحد سیناپسگونه که قبلا شرح داده بودند استفاده میکنند. این واحد سیناپسگونه در واقع ترانزیستوری است که جریان آن به مقاومت ویژه کانالش که از اکسید ساماریوم نیکل (SNO) ساخته شده، وابسته است. ویژگیهای اکسید ساماریوم نیکل، خاصیت شکل پذیری منحصر به فرد آن است. بر خلاف نیمههادیهای مرسوم، این سیستمِ همبسته، بازهی بزرگتری از مقاومت ویژههای ممکن را در بر میگیرد. هنگامیکه سیناپسی بصورت الکتریکی تحریک میشود، مقاومت ویژه مقادیر متفاوتی میپذیرد.
محققان بر اساس چنین رفتارِ قالب پذیری، مدارهای کوچکی متشکل از چندین ترانزیستور که قابلیت انجام فرآیندهای گوناگون عصبی را داراست، ایجاد کردهاند. این ابزارها برای مثال قابلیت فرآیند یادگیری را دارند که در آن دو محرک به هم مربوط میشوند. (مانند ارتباط بین غذا و صدای زنگ در آزمایش معروف پاولو با سگها) آنها همچنین میتوانند فراموش کنند (اگر گاهی محرکها با یکدیگر جفت نشوند، ارتباط و همبستگی فراموش میشود) و اطلاعات محرک دریافت شده را ذخیره نمایند.
کوسهها نابغه های ریاضی هستند!
کوسهها آبزیان بزرگی هستند که از میلیونها سال پیش در آبهای اقیانوسها فرمانروایی میکنند. این شکارچیان ترسناک که قدمتی طولانیتر از دایناسورها در زندگی روی زمین دارند، همیشه موجب وحشت انسانها و دیگر آبزیان بودهاند. طبق بررسیهای انجام شده، علاوه بر اینکه کوسهها شکارچیان خوبی هستند، ریاضیدانان ماهری هم هستند که البته باید گفت بیشتر با شعور اند تا باهوش!
به گزارش جام جم، البته باید گفت که بسیاری از آنها مانند کوسه نهنگی که در آبهای خلیج فارس هم وجود دارند، برای انسانها بیخطر هستند و حمله نمیکنند؛ البته تشخیص انواع آنها برای انسانهایی که اطلاعات زیادی راجع به کوسهها ندارند، دشوار و امکانپذیر نیست. این آبزیان ترسناک با اتکا به حس شنوایی بسیار قوی خود و حساسیت بالایی که در تشخیص حتی یک قطره خون دارند، شکار خود را از فاصله خیلی دور تشخیص دهند. به همین دلیل همیشه در فیلمهایی که کوسهها نقش شکارچی را برعهده دارند با ریختن خونی در آب، کوسهای از دور نمایان میشود.
این موجودات با شعور در شرایطی که با فراوانی غذا روبهرو باشند براحتی طعمه خود را شکار میکنند اما در غیر این صورت، خاصیت ریاضیدانی آنها به یاریشان میآید که در اصطلاح «پرش لوی» نامیده میشود. اصطلاح پرش لوی (Lévy flight) بعد از اینکه ریاضیدان فرانسوی پل لوی در نیمه اول قرن بیستم در کتابهای ریاضی به موفقیتهای زیادی دست یافت، نامگذاری شد. پرش لوی به مجموعه پیچیده قدمهای تصادفی که طول آنها بصورت توانی تغییر میکند، گفته میشود. کوسهها با حرکات تکنیکی خود میتوانند بدون نیاز به توانایی فوقالعاده در جهتیابی یا داشتن نقشهای، طعمه خود را پیدا و شکار کنند. در واقع کوسهها و دیگر شکارچیان آبزی از پرش لوی برای تعیین جای طعمه خود استفاده میکنند.
چگونه کوسهها پرش لوی را انجام میدهند؟
کوسهها از علائم محیط اطراف خود مانند آبهای متلاطمی که آنها را احاطه کرده استفاده میکنند. با متلاطم شدن جریان آب این آبزیان شکارچی، چرخشهای مداومی مانند حرکات چرخشی دست یک نقاش حرفهای که رنگ را روی بوم با قلم موی خود میچرخاند انجام میدهند. این علائم میتوانند برای کمین شکارچی مفید باشند. با استفاده از علوم ریاضی که به نام «تئوری متلاطم» (turbulent theory) شناخته شده، مشخص میشود که بهطور طبیعی در زمانی که آبزیان با تلاطمی مواجه شدند، مسیر حرکت خود را تغییر میدهند و برنامهریزی برای پرش لوی صورت میگیرد. کوسهها اجباری ندارند تا برای اجرای پرش لوی، مراحل فیزیولوژیکی و عصبشناسی پیچیدهای انجام دهند. بلکه همینکه مسیر خود را از تلاطم بزرگی تغییر دادند، ناخودآگاه پرش لوی صورت خواهد گرفت.
هوش کوسهها
هیچکس تا به حال نتوانسته هوش کوسهها را اندازهگیری کند. ولی محققان معتقدند اگر چنین اتفاقی بیفتد کوسهها در این آزمایش سربلند بیرون نمیآیند. طبق بررسیهای انجام شده بین کوسهها، کوسه ماهی سواحل اروپا و امریکا به نام thresher شاید از بین دیگر کوسههای دنیا رتبه بالاتری در هوش کسب کند.
پیش بینی فناوری ها و رویدادهای علمی آینده
تاریخ علم مملو است از پیش بینی های هوشمندانه یا آینده نگری های اعجاب انگیز نوابغ و دانشمندان و مخترعان. در روزگاری که تصور اختراع زیردریایی یا هلیکوپتر ؛ سفر به ماه و یا سیستم های ارتباطی مانند اسکایپ یا تلفن همراه برای پیشینیان ما غیرممکن بود؛ تنها عده ای با بهره گیری از قوه خلاقانه و ابتکارو نبوغ می توانستند تکنولوژی ها و رویدادهای آینده علمی را بصورت محدود پیش بینی کنند.
مطالعه تاریخ علم به ما نشان می دهد که بسیاری این پیش بینی ها که در آرشیو نشریات قدیمی علمی در دسترس اند اشتباه از آب در آمده اند. تعدادی از آنها اما بسیار به فناوری ها و یافته های علمی روزگار ما نزدیک هستند یا صرف نظر از جزییات؛ دقیقا شبیه به فناوری های زمان ما هستند. برخی از این پیش بینی ها در واقع بر مبنای باورهای دانشمندان در همان عصر و منطبق با پارادایم علمی رایج همان دوره بیان می شدند و به همین جهت؛ عذر بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان و مخترعان بزرگ بابت پیش بینی های خطا موجه است.
البته گاهی برای اثبات نادرستی برخی عقاید ؛ صدها و هزاران سال زمان لازم است و برخی از نظریات نیز در کشاکش دوران پس از گذشت قرن ها رد و تایید؛ دوباره اثبات می شود. مثلا باور ارسطویی مبنی برای اینکه جرم سنگین تر سریع تر از جرم سبک تر به زمین می رسد برای حدود دو هزار سال تا زمان گالیله در جامعه علمی پذیرفته شده بود. یا ایده نیوتن مبنی بر وجود اتر برای انتشار نور تا حدود ۳۰۰ سال تا زمان آزمایش مایکلسون و مورلی در اوایل قرن بیستم کاملا بدیهی و پذیرفته شده بود. برای سالیان دراز ، جامعهء علمی وجود شهاب سنگ را ناممکن می دانست. مثلاً لاوازیه استدلال میکرد که سنگ ها نمی توانند از آسمان فرو افتند چون چیزی در آنجا نیست. توماس جفرسون نیز پس از خواندن گزارش دو استاد هاروارد چنین بیان کرد: من فرو افتادن دو استاد یانکی از آسمان را ممکن تر از افتادن سنگ ها باور میکنم!
سی جی دوکاس C.J.Ducasse فیلسوف، حدود ۲۰۰ سال پیش نوشت که امکان شنیده شدن صدای فردی در دو سوی آتلانتیک ظاهراً از نظر فیزیکی ناممکن است. مردم آن زمان تصور میکردند که تنها راه این کار استفاده از هوا به عنوان وسیله مخابره صداست و هوا نمیتواند پیامی را به این دوردستی حمل کند! آنها حتی نمی توانستند تصور کنند که می توان از خط تلفن یا امواج رادیویی بهره برد و صدا را در آن سوی آتلانتیک شنید.
نمونه ها و مثال های تاریخی از پیش بینی های درست و نادرست آینده فناوری فراوانند. مثلا توماس. جی. واتسون مدیر IBM در سال ۱۹۴۳ اعلام کرد. فکر میکنم در سراسر جهان به ۵ دستگاه کامپیوتر نیاز باشد. امروزه ما به این پیش بینی می خندیم و از چنین اظهارنظرهایی حیرت می کنیم. بحث بر سر این است که چه تضمینی وجود دارد آیندگان از اظهار نظرهای دانشمندان و موسسات پژوهشی زمانه ما حیرت نکنند؟
مثلا در سال ۲۰۱۳ استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور اذعان داشت که بشر ۱۰۰۰ سال فرصت دارد که زمین را ترک کند و پژوهش های فضایی برای یافتن جایگزینی برای زمین اجتناب ناپذیر است. پیش بینی های بلند پروازانه ای نیز در گوشه و کنار در نشریات و مجلات علم وفناوری منتشر می شود. پیش بینی آپلود کردن مغز یا به عبارتی ذهن و آگاهی انسان بر روی بدن مجازی تا سال ۲۰۴۵؛ کاشت سنسورها در بدن برای درمان بیماری ها ؛ شهرهای فضایی در سیاره مریخ؛ پیش بینی و توصیف شهرهای معلق آینده؛ خودروها و هواپیماها و فروشگاه های صدها سال بعد؛ گاهی ورای تصورات امروزی ماست.
غیر از دانشمندان و پژوهشگران؛ موسسات پژوهشی بزرگ نیز پیش بینی های خود را از آینده علم و فناوری منتشر می کنند. در سالهای اخیر؛ موسسه تامسون رویترز Thomson Reuters ده پیشبینی درباره تحولات علم و تکنولوژی تا سال ۲۰۲۵ میلادی را منتشر و پیش بینی کرد که چگونه این فناوری ها زندگی ما را در دو دهه آینده متحول خواهد ساخت. IBM یکی از غول های فناوری نیز به صورت دوره ای پیش بینی های پنج سال آینده در حوزه فناوری از پزشکی گرفته تا صنایع الکترونیک؛ هوافضا؛ آموزش و … را منتشر می کند.
رئیس شرکت تامسون رویترز،درباره پیشبینی آینده میگوید: «ما گوی پیشگویی نداریم که بتوانیم در آن آینده را ببینیم. اما چیزی بهتر از آن داریم که نقل قولهای منابع علمی و اطلاعات درباره اختراعات ثبت شده هستند. وقتی این اطلاعات را با هم در یکجا بررسی کنیم، میتوانیم دستاوردهای جدیدی را ببینیم که زندگی همه ما را در آینده تغییر خواهند داد.
شناسایی ژن رابطۀ عاشقانه
پژوهشگران دانشگاه پینگ در چین ادعا میکنند روابط عاشقانه به افزایش یا کاهش نوعی ژن ارتباط دارد. آنها دریافتند رفتارهای عشقی نظیر احساس تمایل و نزدیکی به جنس مخالف به سطح هورمون سروتونین در مغز مربوط است.
دانشمندان معتقدند ژن ۵-HTA1 مسئول تنظیم هورمون سروتونین در بدن است. بررسیهای تیم علمی نشان می دهد، رفتارهای مرتبط با عشق با سطوح سروتونین در مغز ارتباط دارد و در حیوانات، کاهش سطوح سروتونین توسط گیرنده ۵-HT1A جذابیت جنسی جنس مونث را کاهش داده و خشونت وی در قبال جنس مذکر را افزایش میدهد. نوع C این هورمون در مقایسه با نوع G سطح سروتونین را بیشتر افزایش میدهد. هر نفر دو نسخه از این ژن را به ارث میبرد. دو نسخه از نوع C یا دو نسخه از نوع G یا شاید هم دو نسخه ترکیبی از C و G باشد که البته شکل توزیع بستگی به این دارد که پدر و مادر کدام نوع را به فرزند منتقل کردهاند.
۵۷۹ دانشجوی چینی در مطالعات فوق شرکت کردند. نیمی از شرکتکنندگان که حامل دو نسخه از نوع C بودند (یک C از پدر و یک C از مادر) گزارش کردند که در یک رابطه دو نفره هستند، اما آنها که حامل یک یا دو نسخه از نوع G بودند فقط حدود ۴۰ درصد شانس حضور در یک رابطه عاشقانه را داشتند. بعلاوه مشاهده شد حاملان نوع G به مراتب عصبیتر و افسردهتر هستند. با توجه به این که بدبینی، نگرانی و روان نژندی ضمن تخریب تعاملات اجتماعی به کیفیت و ثبات روابط عاشقانه هم آسیب جدی وارد میکند، میتوان نتیجه گرفت بین نوع G ژن ۵-HTA1 و اختلالات روانی ارتباط وجود دارد و حاصل آن شاید عدم ازدواج یا شکست عشقی باشد. نباید از نظر دور داشت که تفاوت ژنتیکی بین دو گروه ذکر شده فقط حدود ۱٫۴ درصد است و این گوناگونی ناچیز در توضیح دورنمای روابط زن و مرد به هیچ وجه کافی نیست.
پژوهشگران اضافه میکنند اگر همین مطالعه روی جمعیت دیگری انجام شود، ممکن است نتیجه فرق کند. در دهه ۸۰، دانشجویان چینی از نظر قانونی حق برقراری روابط عاشقانه را نداشتند، اما جمعیت مورد بررسی متشکل از افرادی بودند که بعد از لغو این قانون وارد دانشگاه شدند و میتوانستند آزادانه انتخاب کنند که میخواهند تنها بمانند یا شریک زندگی داشته باشند. این نتایج شاید چندان حائز اهمیت به نظر نرسد، در حالی که اگر یافتههای اخیر صحت داشته باشد از نظر آماری تأمل برانگیز است.
گامی بزرگ برای تولید سلول مصنوعی از سیلیکون
در مسیر تولید سلولهای مصنوعی، محققان موفق به تولید تراشه سیلیکونی شدهاند که برخی عملکردهای پایه سلولی مانند تولید پروتئین از DNA را کپیبرداری میکند.
به گزارش ایسنا، سلولها بطور مداوم پروتئینهایی را بوسیله دستورالعمل کدگذاری در توالی DNA تولید میکنند؛ میزان تولید هر پروتئین توسط سایر ژنها کنترل میشود. محققان موسسه علوم وایزمان در یک دستاورد مهم برای تولید سلول مصنوعی، سلول بر روی تراشهای را با استفاده از سیلیکون تولید کردهاند.
سیستم جدید این امکان را برای محققان فراهم میکند تا چگونگی فعال یا غیر فعال شدن ژنها را در خارج از سلول زنده بررسی کنند. تراشههای سیلیکونی با استفاده از یک روش اختصاصی تولید میشود؛ در این روش ابتدا سطح سیلیکون با ماده شیمیایی حساس به نور پوشش داده میشود؛ از الگوهای نور برای ایجاد نقاطی استفاده میشود که در آنها DNA به رشتههایی شبیه برس مسواک متصل میشود.
در نهایت یک محفظه گرد و کوچک ایجاد میشود که بوسیله یک مویرگ باریک به عرض ۲۰ میکرومتر به یک کانال بزرگتر متصل میشود که برای حمل جریان مایع استخراجی از سلول باکتریایی مورد استفاده قرار میگیرد. این سیستم امکان تولید شبکه سادهای از ژنهای تعاملی را فراهم میکند. گام بعدی این تحقیق، تولید الگوهای پیچیده و شبکههای بزرگتر عنوان شده است که کنترل صدها ژن مختلف در هزاران سلول مصنوعی بصورت یکجا را امکانپذیر میکند. نتایج این دستاورد در مجله Science منتشر شد.
کاشف ساختار “DNA” نوبل فروخته شده را پس می گیرد!
شاید وقتی جیمز واتسون، کاشف ساختار DNA برنده جایزه نوبل سال ۱۹۶۲ شد هرگز فکر نمی کرد روزی به دلیل شرایط نامساعد مالی مجبور شود ارزشمندترین دستاورد زندگی خود، که نتیجه سال ها تحقیق و پژوهش در حوزه علم ژنتیک بوده است، را بفروشد.
جیمز واتسون که در سال ۱۹۶۲ همراه فرانسین کریک و موریس ویلکینس برای کشف ساختار مولکول “DNA” برنده جایزه نوبل شد، نخستین دانشمندی است که در زمان حیاتش جایزه نوبل خود را به فروش رساند.
به گزارش بیگ بنگ از دویچه وله، این نخستین بار است که دانشمندی در زمان حیات خود تصمیم می گیرد این جایزه را بفروشد. او این روزها که هیچ درآمدی از طریق فعالیت های علمی به دست نمی آورد، احساس می کند در این سن و سال که شاید بیش از هر زمان دیگری به توجه نیاز دارد مورد بی مهری قرار گرفته و برای این که به همه دنیا اعلام کند واتسون هنوز زنده است چنین تصمیم خبرسازی گرفته است.
جایزۀ نوبلی که با فروخته شدن به قیمت ۴٫۷ میلیون دلار رکورد فروش مدال های نوبل را شکست.
مدال جایزه نوبل جیمز واتسون، کاشف ساختار مولکول “DNA” در حراجی کریستیز به قیمت گزاف به فروش رفت. این پژوهشگر سرشناس از هفت سال پیش به دلیل سخنان خود در یک مصاحبه دچار مشکلات مالی شده بود، و در نهایت تصمیم گرفت در سن ۸۶ سالگی نوبل خود را برای فروش به حراج بگذارد. پنجشنبه شب (۴دسامبر / ۱۳ آذر) همراه همسر و پسرش در حراجی معروف کریستیز در لندن حضور پیدا کرد و در این حراجی شاهد بود که قیمتهای پیشنهادی برای خرید مدال جایزه نوبل او، بالا و بالاتر رفت و در نهایت خریداری ناشناس تلفنی با پیشنهاد پرداخت ۴ میلیون و ۷۶۰ هزار دلار رکورد خرید مدال نوبل را شکست.
واتسون پس از فروختن مدال نوبل خود به روزنامه “نیویورک تایمز” گفت که از نتیجه حراجی راضی است و اعلام کرد که تصمیم دارد بخشی از این پول را به چند مرکز علمی اهدا کند که از او در گذشته حمایت کردند.
جیمز واتسون ۷ سال پیش با سخنانش خشم بسیاری را برانگیخت. او در مصاحبهای با روزنامه انگلیسی “ساندی تایمز” گفته بود که به آینده آفریقا خوشبین نیست. او گفته بود: «تمامی سیاستهای اجتماعی بر این اساس بنا شدهاند که هوش و ذکاوت مردم آفریقا نیز مانند ماست، آن هم در حالی که تمامی آزمایشها نشان میدهند که واقعأ این طور نیست.» او سپس به دلیل ابراز این سخنان عذرخواهی کرد اما رسوایی آن مصاحبه برای او دردسرساز شد و به گفتهی روزنامه “گاردین” گرفتار مشکلات مالی شد.
در جریان حراجی کریستیز افزون بر مدال نوبل او، دو دستنوشتهی او یکی برای سخنرانی پس از دریافت نوبل و یکی برای سخنرانی پس از دریافت جایزه تدریس یک روز بعد از دریافت نوبل هم به حراج گذاشته شد. یک خریدار برای هر دوی این دست نوشتهها ۶۱۰ هزار دلار پرداخت کرد. مدال نوبل فرانسین کریک، همکار واتسون سال گذشته به قیمت ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار یورو در این حراجی فروش رفت. کریک سال ۲۰۰۴ میلادی در ۸۸ سالی درگذشت.
آلیشر عثمانف – ثروتمند روسیه ای
آپدیت مجدد: تنها چند روز پس از فروش نوبل، ثروتمندترین مرد روسیه اعلام کرد خریدار ناشناسی که نوبل دانشمند آمریکایی، جیمز واتسون را به قیمت ۴٫۷ میلیون دلار خریداری کرده، او بوده و اکنون قصد دارد این جایزه را به صاحبش بازگرداند. آلیشر عثمانف غول فولاد و ارتباطات روسیه گفت آقای واتسون لیاقت این جایزه را داشت و از اینکه واتسون مجبور شده تا چنین جایزهای را به حراج بگذارد، ناراحت است.
عثمانوف در مصاحبهای اعلام کرد او خریدار تلفنی ناشناسی بوده که هفته گذشته مدال طلای نوبل را از حراج به قیمت ۴٫۷ میلیون دلار خریداری کرد. وی گفت به نظر من وضعیتی که یک دانشمند خارقالعاده مجبور شود مدالی را که به خاطر دستاورد مهمش به دست آورده، بهفروش برساند غیرقابل پذیرش است. جیمز واتسون یکی از بزرگترین بیولوژیستهای تاریخ بشریت است و جایزه نوبلش بهخاطر کشف ساختار DNA باید به او تعلق داشته باشد.
انتشار نامۀ اینشتین به ماری کوری
یک زیست اخترشناس آمریکایی اخیرا گنجینه بزرگی از نامههای جدید اینشتین را بطور آنلایندر اینترنت منتشر کرده که در یکی از آنها، وی ماری کوری را در مورد چگونگی کار با شورای نظارت وقت نصیحت کرده است.
آلبرت اینشتین در نامه ای که در سال ۱۹۱۱ برای ماری کوری نوشته است، وی را در خصوص انتقادات شورای نظارت نصیحیت کرده است.
به گزارش ایسنا، در سال ۱۹۱۱ ماری کوری تحت انتقادات مضحک بسیاری قرار داشت. با وجود دریافت جایزه نوبل برای کار پیشگامانهاش در حوزه رادیواکتیویته، تلاشهای وی برای گرفتن جایی در آکادمی علوم فرانسه رد شده بود که یکی از دلایل مهم آن، زن بودن وی و همچنین شایعاتی در مورد یهودی بودنش بود. در نامهای که دیوید گرینسپون، دانشمند ارشد موسسه علوم سیارهای در اینترنت قرار داده، آلبرت اینشتین شایعات مختلف را بیارزش شمرده و کار وی را ستوده است. اینشتین در این نامه از اعضای شورای نظارت وقت با عنوان «خزندگان» یاد کرده و از ماری کوری خواسته تا به حرفهای بیارزش آنها اهمیتی ندهد. متن این نامه به شرح زیر است:
تصویری از نامه تازه منتشر شدۀ آلبرت اینشتین به ماری کوری
«خانم کوری بسیار محترم،
لطفا به من نخندید که بدون داشتن حرفی منطقی به شما نامه نوشتهام. اما من با دیدن رفتاری که عوام جرات کردهاند با شما داشته باشند، بسیار عصبانی شدم. اگرچه مطمئنم شما پیوسته این اراذل و اوباش را تحقیر میکنید. من باید به شما بگویم که چه میزان عقل، انرژی و صداقت شما را تحسین میکنم و خود را از اینکه در بروکسل به شخصه با شما آشنا شدم، بسیار خوششانس میدانم. هرکسی که در میان این «خزندگان» نیست، اکنون مانند سابق مطمئنا از داشتن شخصیتهایی مانند شما و پل لنگوین خوشحال است، افراد واقعی که میتوان از ارتباط داشتن با آنها احساس خاص بودن کرد. اگر اراذل و اوباش به گفتن هجویات در مورد شما ادامه دادند، به آنها اهمیت ندهید و آن را برای خزندگانی بگذارید که برای آنها گفته شده است.
با دوستانهترین احترامات برای شما، لنگوین و پرین،
آ. اینشتین
پینوشت: من قانون آماری حرکت مولکول دو اتمی را در میدان تابش پلانک با استفاده از یک شوخی خندهدار و محدودیت طبیعی تعیین کردهام که بر اساس آن، حرکت ساختار از قوانین مکانیک استاندارد پیروی میکند. اگرچه امید من برای معتبر بودن این قانون در واقعیت بسیار کوچک است.»
آیا برای تشکیل حیات، واقعا به DNA نیاز هست؟
دانشمندان شورای تحقیقات پزشکی امریکا نخستین آنزیمهای ساخته شده از مواد ژنتیکی مصنوعی در جهان را تولید کردند. این کار می تواند یک گام بزرگ به سوی ایجاد حیات مصنوعی باشد.
پیش از این تصور میشد DNA و RNA تنها مولکول هایی هستند که اطلاعات ژنتیکی را ذخیره میکنند، اما دانشمندان نشان دادند مولکول مصنوعی XNAs نیز می تواند اطلاعات ژنتیکی و فرآیندهای کاتالیزوری مورد نیاز برای حیات را پشتیبانی کند.
به گزارش ایسنا، آنزیمهای مصنوعی جدید از مولکولهایی تشکیل شدهاند که در طبیعت یافت نمیشوند و قادر به ایجاد واکنشهای شیمیایی در آزمایشگاه هستند. یافتههای جدید مبنی بر بررسیهای پیشین تیم تحقیقاتی بود که در آن، محققان مولکولهای مصنوعی موسوم به XNAs را تولید کرده بودند و این مولکولها میتوانستند مانند DNA، اطلاعات ژنتیکی را دخیره یا منتقل کنند.
در تحقیق جدید، تیم علمی با استفاده از این مولکولها به عنوان بلوکهای سازنده، آنزیمهای مصنوعی موسوم به XNAzymes را خلق کردند که واکنشهای ساده مانند برشدادن یا متصلکردن قطعات کوچک RNA را (درست مانند آنزیمیهای طبیعی) نیرودهی میکنند. تا پیش از این تصور میشد DNA و RNA تنها مولکولهایی هستند که همراه با پروتئینها اطلاعات ژنتیکی را ذخیره میکنند و همچنین قادر به تولید آنزیم هستند. با این حال، تحقیق جدید نشان میدهد جایگزینهای ممکنی برای مولکولهای طبیعی وجود دارند که میتوانند فرآیندهای کاتالیزوری مورد نیاز برای حیات را پشتیبانی کنند.
حیات در سیارات خارج از منظومه شمسی می تواند بجای RNA از XNA منجر به تکامل گونه های متفاوتی شود.
دانشمندان بر این باورند تولید DNA مصنوعی در گذشته و آنزیمهای مصنوعی جدید از بلوکهای سازنده موجود در طبیعت، این احتمال را مطرح میکند مبنی بر این که چنانچه حیات بر روی سیارات دیگر وجود داشته باشد، شاید از مجموعه کاملا متفاوتی از مولکولها به وجود آمده باشد و این موضوع تعداد سیارات احتمالی میزبان حیات را افزایش میدهد. آنزیمهای تولیدشده XNAzymes قادر به سرعتدهی واکنشهای ساده مانند برشدادن و متصلکردن رشتههای RNA در لوله آزمایشگاهی هستند. یکی از این آنزیمها حتی میتواند به رشتههای مولکولهای XNA ملحق شود و چنین موضوعی نشاندهنده یکی از نخستین گامها برای خلق یک سیستم زنده است.
چون آنزیمهای مصنوعی XNAzymes بسیار باثباتتر از آنزیمهای طبیعی هستند، دانشمندان معتقدند این مولفهها میتوانند در طراحی درمانهای جدید برای طیف گستردهای از بیماریها شامل سرطانها و عفونتهای ویروسی به کار روند. این بیماریها از فرآیندهای طبیعی بدن برای ریشهدوانیدن استفاده میکنند.
موجودی که ۴ سال مهمان مغز یک چینی بود!
سالها بود که یک مرد پنجاه ساله چینی ساکن انگلیس دچار طیف وسیعی از علائم عصبی ناتوانکننده مثل سردرد، از دست دادن حافظه و تشنج بود و همه این مشکلات بدون علت شناخته شدهای اتفاق میافتاد. او بوهایی را حس میکرد که دیگران قادر به استشمامش نبودند.
Kim Kyung-Hoon مردی که چهار سال یک انگل در مغزش زندگی میکرد.
به گزارش جام جم، انجام آزمایشهای مختلف نشان از التهابی در مغز وی داشت، اما تشخیص علت دقیق علائم مذکور ممکن نبود. سرانجام در یک بیوپسی نهایی، در بیمارستان ادنبروک در کمبریج جراحان علل مسائل عصبی پیش آمده را کشف کردند. آنها موفق به کشف یک کرم نواری یک سانتیمتری در مغز بیمار شدند که مدت چهار سال آنجا جا خوش کرده بود.
این کرم کوچک پیش از این که به وسیله جراحی از مغز مرد برداشته شود توانسته بود به اندازه ۵ سانتیمتر از سمت راست مغز به سمت چپ مغز حرکت کرده و تغییر مکان بدهد. در MRI مغز این بیمار، دستهای از حلقهها در لوب تمپورال داخلی راست مشاهده شد. محققان موسسه ولکام تراست سانگر موفق به نقشهبرداری از ژنوم این انگل خاص شدند. این انگل یک گونه بسیار نادر شناخته شده موسوم به Spirometra erinaceieuropaei است و محققان امیدوارند اطلاعات ژنتیکی به دست آمده به تشخیصهای بهتر این انگل و موارد مشابه آن در آینده و درمان آن کمک کند.
به گفته دکتر هایلی بنت، محقق ارشد این پروژه، عفونت به وجود آمده در اثر سکونت این کرم، بندرت در انسان دیده میشود. از سال ۱۳۳۲، فقط ۳۰۰ مورد چنین حالتی گزارش شده که عمدتا در چین و آسیای جنوب شرقی بوده است. بنت میگوید: این انگل در آب زندگی میکند و اعتقاد بر این است که افراد آلوده شده با خوردن سختپوستانی نظیر خرچنگ یا گوشت خام دوزیستان و خزندگان در معرض ابتلا به این انگل قرار گرفته باشند. همچنین ممکن است قرار دادن گوشت خام قورباغه روی چشم به عنوان یک درمان سنتی چینی باعث نفوذ انگل به بدن انسان شود. اندازه این کرم در روده سگ و گربه که میزبانهای دیگر این انگل هستند به ۱٫۵ متر نیز میرسد.
اسکن مغزی سر این مرد حرکت این کرم را در طول زمان نشان می دهد.
این انگل در مغز انسان باعث التهاب بافتها شده و در نتیجه سردرد و تشنج به وجود میآورد. تغذیه کرم از طریق جذب چربیها به وسیله پوست انجام میشود، زیرا این کرم انگلی فاقد دهان است. متاسفانه مغز ما محیط بسیار مناسبی برای رشد و نمو کرم است، زیرا پر از اسیدهای چرب برای خوردن است. اطلاعات درباره این انگل بسیار اندک است و هنوز به طور یقین مشخص نیست که چه گونههایی مستعد میزبانی این انگل هستند. انسان میزبان تصادفی این انگل است که کمتر دچار آن میشود.
محققان هنگام بررسی ژنوم کرم دریافتند طول دیانای آن بسیار بزرگتر از حد انتظار بوده و تقریبا قابل مقایسه با ژنوم انسان است. ژنوم این انگل حدودا ۱۰ برابر بزرگتر از ژنوم کرمهای نواری دیگری است که توالی آن مشخص شده است. از همه مهمتر این که تحقیقات نشان داده این کرم به داروی البندازول که یک داروی ضدکرم است و به طور گسترده استفاده میشود، مقاوم است. اکنون با توجه به نقشهبرداری از ژنوم این کرم، محققان میتوانند به داروهای جدیدی که برای از بین بردن و هدف قرار دادن این کرم و کرمهای نواری دیگر مناسب است، دست یابند.
بنت معتقد است که ایجاد یک پایگاه داده جهانی از اطلاعات مربوط به انگلها و اطلاعات ژنتیکی آنها نظیر تعیین توالی دیانای در مسیر تشخیص و درمان آفات و عفونتهای انگلی که مشکل قابل توجهی در سراسر جهان است، کمک شایانی به پزشکان میکند. از دیدگاه بالینی، کرمهای نواری معضل بزرگی در سراسر دنیا بوده و بزرگترین علت وقوع صرعهای قابل پیشگیری در کشورهای در حال توسعه هستند.
دانشمندان ارزشمندترین کتابها را نوشتهاند
بررسی جدید در انگلستان نشان داده نیمی از ارزشمندترین کتابها توسط دانشمندان برجسته نوشته شدهاست.
کتاب علمی “تاریخچه ی کوتاه زمان” نوشتۀ استیون هاوکینگ یکی از کتب ارزشمند در رای گیری شناخته شد.
به گزارش ایسنا، انجمن Foilo در انگلستان طی رایگیری به دنبال تعیین ارزشمندترین آثار بود و نتایج نشان داد نویسندگان این آثار چالز داروین، آلبرت اینشتین، استیون هاوکینگ و جورج اورول و هارپر لی بود. نتایج نشان داد از هر سه کتاب ارزشمند، دو کتاب توسط دانشمندان نوشته شدهاند. در این بین، کتاب “منشا گونهها” از داروین ۳۵ درصد آرا را کسب کرد در حالی که «تاریخچه کوتاه زمان» استیون هاوکینگ ۱۷ درصد آرا را از آن خود کرد. اما انجیل با کسب ۳۷ درصد آرا رتبه نخست این نظرسنجی را بدست آورد.
در این پژوهش، ۲۰۰۰ نفر از مردم عامه انگلیسی شرکت داشتند و از آنها خواسته شد از میان ۳۰ کتاب ارزشمند، سه کتاب را انتخاب کنند. معیار این انتخاب محبوبیت یا لذتبردن از خواندن نبود و در طول تاریخ، کتابها ایدههای و کشفیات موثرترین متفکران جهان را نشر دادند. این رایگیری نشان دادند نیمی از ۱۰ کتاب ارزشمند آن طور که عامه انگلستان رای داده بودند، توسط دانشمندان برجسته نوشته شدهاند.
از شرکتکنندگان خواسته شد میزان تاثیرگذاری و اهمیت کتابهای انتخابشدهشان را بر روی دنیای مدرن ارزیابی کنند. کتابهای علمی دیگر انتخابشده در این بررسی «نسبیت اینشتین» با کسب ۱۵ درصد و کتابPrincipia Mathe (اثر سه جلدی درباره بنیان ریاضیات) نوشته آلفرد نورث وایتهد و برتراند راسل ۱۲ درصد آرای محبوبیت را کسب کردند.
کتاب Double Helix که یک زندگینامه خودنوشت درباره کشف ساختار دیانای توسط جیمز دی واتسون است، نیز رده دهم این رایگیری از آن خود کرد. آثار کلاسیک داستانی نیز در میان این ۱۰ کتاب برتر بودند. از آن میان میتوان به رمان ۱۹۸۴ جرج اورول اشاره کرد که مقام پنجمی را از آن خود کرد و کتاب هارپر لی با عنوان «کشتن مرغ مقلد» که رده هفتم را از آن خود کرد.
آیا حیات در زمین، منشاء فضایی دارد؟
دانشمندان در کشفی که همگان را شوکه کرد، دریافتند دیانای میتواند در شرایط دشوار فضا و همچنین ورود دوباره به جو سالم بماند.
به گزارش ایسنا، دانشمندان دانشگاه زوریخ که رشتههای دوگانه کوچک دیانای را به محفظه خارجی یک موشک متصل کرده بودند، با مشاهده دوباره آنها شگفت زده شدند زیرا نیمی از نمونههای دیانای طی این سفر سالم مانده بودند. این امر علیرغم دمای بیش از ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد در طول این پرواز کوتاه به فضای زیر مدار زمین و بازگشت به کره خاکی بود. چنین موضوعی این احتمال که مولکولهای حیات فرازمینی از فضا به زمین رسیده باشند، را تقویت میکند.
ماموریت زیرمداری Texus-49 از پایگاه Esrange در کرونا واقع در شمال سوئد به فضا اوج گرفت و در اصل برای مطالعه تاثیر گرانش بر ژنهای سلولهای انسانی انجام میشد که در داخل موشک حمل میشدند. اما دانشمندان تصمیم گرفتند علاوه بر این، برای آزمایش اثرات سفر فضایی بر روی دیانای، این مولفه را در سه مکان واقع بر محفظه خارجی موشک قرار دهند و با کمال تعجب بخش عمده دیانای را سالم یافتند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند دنبالهدارها بلوکهای آلی سازنده حیات مانند آمینواسیدها را در آغاز تاریخ زمین به کره خاکی تحویل دادهاند.با این حال برخی دیگر بر این باورند دیانای (مولکول اساسی حیات) احتمالا در غبار شهابسنگ به زمین رسیده است. ۱۰۰ تن از این غبار هر روزه به زمین وارد میشود. دستاورد جدید دانشمندان سوییسی فرضیه رسیدن مولکولهای حیات به زمین در آغاز تاریخچه این سیاره را تقویت میکند.
پاک کردن حافظه با نور
محققان دانشگاه کالیفرنیا در تلاش برای کشف چگونگی فعالیت حافظه و چگونگی کنترل آن، حافظه موش را با استفاده از فلش های نور پاک کردند.
تصویری از دکتر “کارل دیسورت” که با استفاده از روش «اپتوژنتیک» توانست حافظۀ موش ها را پاک کند.
این شیوه یک تئوری پایه در مورد چگونگی فعالیت بخش های مختلف مغز برای بازیابی خاطره های دوره ای ارائه می دهد. «کارل دیسورت» از دانشگاه استندفورد، این شیوه را به نام «اپتوژنتیک» (optogenetics) ابداع کرده است؛ این شیوه روش جدیدی برای دستکاری و مطالعه سلول های عصبی با استفاده از نور ارائه می دهد. این شیوه به سرعت به روشی استاندارد برای بررسی عملکرد مغز تبدیل می شود. وی و همکارانش در این مطالعه از موش هایی استفاده کردند که از لحاظ ژنتیکی به گونه ای اصلاح شده بودند که زمانیکه سلول های عصبی آنها فعال می شد به رنگ سبز فلوروسنس در می آمدند و پروتیینی را بیان می کردند که باعث می شود این سلول ها در مقابل نور روشن از فعالیت بیافتند.
به این ترتیب محققان می توانستند ردیابی کنند که کدام سلول عصبی در کورتکس و هیپوتالاموس در جریان فراگیری یک عمل و بازخوانی خاطره فعال می شود و با استفاده از یک کابل فیبر نوری آنها را از فعالیت باز دارند. محققان موش ها را در قفس هایی قرار دادند که شوک الکتریکی ملایمی دریافت می کردند. معمولا موش ها زمانی که در یک محیط جدید قرار می گیرند شروع به جستجو می کنند.
اما زمانی که در قفسی قرار می گیرند که قبلا شوک دریافت کرده اند از ترس واکنش در یک مکان می مانند و تکان نمی خورند. محققان ابتدا سلول های عصبی را که آموخته بودند در این قفس شوک الکتریکی دریافت می کنند، مشخص کردند و متوجه شدند که این سلول ها در جریان بازخوانی خاطر دوباره فعال می شوند. محققان سپس با استفاده از فلش های نور این سلول های عصبی خاص را در هیپوتالاموس از فعالیت انداختند و حافظه موش ها را از این خاطره بد پاک کردند.