مهدی و مهدویت
دست رحمت
در آخرین دهه قرن بیستم میلادی، حوادث و وقایعی در جهان اتّفاق افتاد که با پیشبینیهای مورّخان و جامعهشناسان مغرب زمین، مخالف بود. پس از فروپاشی «شوروی سابق»، بسیاری از جوانان و نوجوانان کشورهای مختلف ـ خواه در «آمریکا» و خواه در «آسیا» و «آفریقا» ـ به مذهب و آموزههای دینی روی آوردند.
با آغاز قرن بیست و یکم، واقعه دیگری جامعهشناسان و سیاستمداران غرب را بهتزده ساخت. آمارها و سنجشهای سازمانها و نهادهایی که گرایش نوجوانان و جوانان را در جهان بررسی مینمودند، از رویکرد غیرمنتظره نسل جدید به اسلام و مبانی آن سخن گفتند.
در پایان سال ۲۰۰۴م. مراکز پژوهشهای اجتماعی با ارائه آمار دیگر به حیرت جامعهشناسان افزودند. تا قبل از این تاریخ جامعهشناسان عقیده داشتند آئین بودایی به علّت آنکه تبلیغات وسیعی را از نیمه دوم قرن بیستم آغاز کرده و خود را تنها آئین و پرچمدار مهرورزی و وحدت مردم جهان میداند، به زودی توجّه جهانیان را به خود جلب خواهد نمود؛ امّا آمارهایی که در پنج قارّه به دست آمده بود، نشان میداد که با وجود تبلیغات وسیع عوامل کلیسا و بنگاههای تبلیغاتی صهیونیستی بر ضدّ اسلام، گروههای عظیمی از معتقدان به مسیحیّت و حتّی گروههایی از پیروان آئینهای هندوئیسم، بودیسم، شینتو و کنفوسیوس به اسلام روی آوردهاند.
تبلیغات بر ضدّ آئین اسلام، به چندین قرن پیش باز میگردد؛ امّا از آغاز قرن بیستم با تحوّلاتی که در پیشرفت علوم ارتباطات و توسعه رسانهها به وجود آمد، این تبلیغات نیز وارد مرحله تازهای شد. تمام تلاش رسانههای وابسته به مخالفان اسلام در غرب و شرق، به دنبال جا انداختن این ادّعا بودند که این ایدئولوژی و مکتب، تشویقکننده انسانها به خشونت و ترور است و نفرت و انتقام را تبلیغ میکنند.
تبلیغات مخالفان، ابتدا متوجّه اصل اسلام بود؛ امّا از سال ۲۰۰۲م. این تهاجمات متوجّه شیعه گردید و حتّی برخی از سایتهای تبلیغاتی ادّعا کردند که مسلمانان قائل به مهدویّت که در اصل، همان شیعیان میباشند، بیش از دیگر مسلمانان به ترور و خشونت معتقد هستند؛ زیرا فرد منجیّ و پیشوایی که آنان انتظارش را میکشند، در صدد کشتار و انتقام است.
تبلیغ چنین اتّهامی از سال ۲۰۰۳م. شدّت بیشتری یافت و برخی از سایتهای به اصطلاح وابسته به مسلمانان و مخالف شیعه نیز این اتّهامات را تکرار میکنند. حتّی یکی از این رسانهها ادّعا کرده است که بخش عمدهای از جنگهای خشونتبار و پر تلفات تاریخ، نتیجه اعتقاد به مهدویّت است.
در حالیکه این تبلیغات نه تنها هیچگونه مدرک و سند تاریخی ندارد، برخلاف تبلیغات بیپایه این رسانهها اعتقاد به مهدویّت انسان را خشن و شیفته ترور و ارعاب نمیسازد؛ بلکه پیشوایان مکتب تشیّع، خود، پیامآور محبّت و انساندوستی بودهاند.
آنچه مبلّغان مسیحیّت را نگران ساخته، پیشرفت سریع اسلام در همه سرزمینهاست. میدانیم نزدیک به چهار قرن است که مسیحیّت، دارای سازمان تبلیغاتی مستقلّی است که همه ساله گروهی از کشیشان را آموزش میدهد و به دورترین نقاط جهان اعزام میدارد و برای به انجام رساندن مأموریت آنان، هزینههای سنگین بر عهده میگیرد. سازمانهای تبلیغاتی مسیحیّت -چه کاتولیک و چه پروتستان ـ از حمایت دولتهای متبوع خود نیز برخوردارند و برای اینکه کسی را به آیین خود درآورند، همه نوع تسهیلات مادّی برایش فراهم میآورند. با وجود این، موفّقیت چندانی به دست نیاوردهاند.
از سوی دیگر، اسلام که هرگز سازمان متشکلّی، همچون سازمانهای کشیشان، با آنهمه اعتبارات و امکانات مادّی نداشته است، همچنان مورد اقبال مردم در سرتاسر دنیاست. در آمریکا و کشورهای اروپایی در قرن حاضر، مؤسّسات وسیعی برای پژوهش و درک علل گرایش به اسلام تشکیل شده است.
یکی دیگر از عواملی که موجب جلب توجّه این سازمانها به اسلام گشته است، اقبال بسیاری از مسلمانان جهان و حتّی مسیحیان، هندوها و بوداییان در سالهای اخیر، به مکتب تشیّع و آموزههای امامان شیعه است. به همین دلیل هم سازمانهای تبلیغاتی مسیحیان، یهودیان، هندوها و وهّابیان، تبلیغات گستردهتری را بر ضدّ تشیّع آغاز کردهاند.
آنچه که نمیتوان در آن تردید نمود، این است که عامل اصلی این گرایش، آشکار شدن آیات «قرآن کریم» و سیره رسول اکرم(ص) و امامان شیعه میباشد. عطوفت و بزرگواری و مردمدوستی پیامبر(ص) و خاندانش، گستردهتر و عمیقتر از آن بود که مخالفان اسلام آن را منکر شوند. فرهیختگان عالم، پس از مطالعه قرآن کریم و بررسی سیره رسول اکرم(ص) و اهل بیت او، بر این حقیقت اعتراف میکنند که اسلام، پیامآور محبّت و نیکخواهی است.
ولتر،۱ نویسنده مشهور فرانسوی، از جمله افرادی بود که در آغاز جوانی، تحت تأثیر تبلیغات کلیسا قرار گرفت و مطالبی موهن بر ضدّ اسلام و پیامبر اسلام نوشت و آن را منتشر کرد؛ امّا پژوهشها و مطالعات بعدی وی موجب شد که از حقیقت دعوت پیامبر اسلام آگاه شود. آنگاه با صراحت نوشت:
باید اعتراف کرد که محمّد[ص] تقریباً همه آسیا را از بتپرستی رهایی بخشید و توحید واقعی را به جهانیان آموخت و با قدرت و صلابت، علیه بتپرستان قیام کرد. بسیار مشکل بود که دینی چنین ساده و خردمندانه و پاک انسانی که به وسیله مردی نیرومند و همیشه پیروز تعلیم داده میشد، نیمی از جهان را مسخّر نگرداند.۲
جان دیون پورت۳ نویسنده نامدار انگلیسی نیز در حدود یکصد سال پیش با شجاعت کمنظیری کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمّد و قرآن» را منتشر ساخت و بر همه تهمتها و افتراهای چندین قرن دشمنان اسلام، خطّ بطلان کشید و این اتّهام را که اسلام دین شمشیر، ترور و خشونت است، از چهره اسلام پاک کرد.
مارسل بوازار، پژوهشگر فرانسوی نیز در کتاب «انساندوستی در اسلام»، با ذکر آیات متعدّد از قرآن کریم که انسانها را به نیکی نمودن به همه انسانهای دیگر دعوت میکند، نشان داد که اسلام، دین عطوفت و محبّت است. وی با صراحت نوشت:
بی هر مقدّمهای، باید بگوییم که ما معتقدیم اسلام، یک وحی الهی است.۴
او جوانمردی، تواضع، امانت، پاکی، حسن خلق و بخشندگی را از صفات و ویژگیهای حضرت محمّد(ص) میداند.۵
مهدی(ع) نیز پیامور مهرورزی و دوستی است
تردیدی نیست که حضرت مهدی(عج) مانند دیگر امامان شیعه در قلّه رحمت و محبّت جای دارد. او گنجینه ارزشمند کرامت و مبلّغ مکتبی است که شعار جاودانیاش ستایش خداوندی است و رحمان و رحیم است.
حضرت مهدی(عج) پاکیزهترین خلق خدا، معدن لطف و صفا و پرچمدار عدالتخواهی است. بنابراین چگونه این پیامآور آزادی و رهایی انسانها میتواند منادی خشونت باشد؟
دشمنان آزادی و کرامت انسانی که تلاش میکنند تشیّع را عامل خشونت نشان دهند، به چند روایت ضعیف توسّل میجویند و آن را در سایتهای اینترنتی خود به نمایش میگذارند؛ در حالیکه احادیث صحیح بسیاری بر عشق و محبّت امام نسبت به مردمان حکایت دارد. در اینجا به چند نمونه اشاره میکنیم:
امیرمؤمنان، علیّبن ابیطالب(ع) از رسول اکرم(ص) پرسیدند:
«آیا مهدی از ما اهل بیت است؟»
رسول اکرم(ص) در پاسخ فرمودند: «آری. مهدی از ماست. خداوند همانگونه که دین را به وسیله ما آغاز نمود، به وسیله او به اتمام میرساند. مردم به دست ما از شرک رهایی یافتند و پس از پایان گرفتن فتنههای دشمنان، میان مردم الفت و صمیمیّت ایجاد شد. وظیفه ما از آغاز، برداشتن کینهها و عداوتهاست؛ به گونهای که همه برادر ایمانی شوند.»۶
همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمودند:
«مهدی روش مرا دنبال میکند و هرگز از روش من بیرون نمیرود.»
درباره مهرورزی مردم به حضرت مهدی(عج) فرمودند:
«امّت اسلامی به مهدی مهر میورزند و به سویش پناه میبرند. آنچنانکه زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه میبرند، عدالت را در پهنه گیتی میگستراند و صفا و صمیمیّت صدر اسلام را به آنها بازمیگرداند.»۷
حضرت علیّبن ابیطالب(ع) سرور آزادگان و پرچمدار محبّت و مهرورزی، در تمام دوران حکومت خویش تلاش نمود تا مردم را به دوران رسول اکرم(ص) بازگرداند و سیره و روش او را زنده نماید. راه و روش همه امامان و همچنین حضرت مهدی(عج) همان روش رسول اکرم(ص) و حضرت علی(ع) است.
دعاها و نیایشهایی که از امامان معصوم(ع) به ما رسیده، در واقع سرودهای مهرورزی و محبّت است. نگاهی به «دعای مکارم اخلاق» امام سجّاد(ع)، نشان میدهد که امامان شیعه تا چه حدّ از خشونت و نفرت و کینه به دور بودهاند.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْدِلْنی مِنْ بِغْضَهِ اهْلِ الشَّنَانِ الْمَحَبَّهَ وَ مِنْ حَسَدِ اهْلِ الْبَغْىِ الْمَوَدَّهَ وَ مِنْ ظِنَّهِ اهْلِ الصَّلاحِ الثِّقَهَ وَ مِنْ عَداوَهِ الادْنَیْنَ الْوَلایَهَ وَ مِنْ عُقوُقِ ذَوِى الْاَرْحامِ الْمَبَّرَهَ وَ مِنْ خِذْلانِ الْاَقْرَبینَ النُّصْرَهَ وَ مِنْ خِبِّ الْمُدارینَ تَصْحیحَ الْمِقَهِ وَ مِنْ رَدِّ الْمُلابِسینَ کَرَمَ الْعِشْرَهِ وَ مِنْ مَرارَهِ خَوْفِ الظَّالِمینَ حَلاوَهَ الَامَنَه؛
بار خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و شدّت کینه کینهتوزان را به محبّت و حسد اهل تجاوز را به مودّت و بدگمانی اهل صلاح را به اطمینان و دشمنی نزدیکان را به دوستی و گسستن خویشاوندان را به خوشرفتاری و روبرتافتن نزدیکان را از یاری نمودن به یاری و دوستی ظاهرسازان را به دوستی حقیقی و خوار انگاشتن مصاحبان را به حسن رفتار و تلخی ترس از ظالمان را به شیرینی ایمنی مبدّل ساز.»
به راستی میتوان باور کرد که حضرت مهدی(عج) که از سلاله مهرورزان و پیامآوران محبّت است؛ چون ظهور کند، بر مردمان خشم گیرد و فضایی از ترس، وحشت، ارعاب و وحشت را پدید آورد؟
احادیث و روایاتی که از دوران ظهور حضرت به ما خبر میدهد، چنین اتّهامی را نمیپذیرد. از امیرمؤمنان علیّبن ابیطالب(ع) در شرح سپاهیان حضرت مهدی(عج) چنین آمده است:
«به منزلی هجوم نکنند؛ کسی را به غیر حق مجازات نکنند؛ هتک حرمت انسانی را مرتکب نشوند؛ ناسزا نگویند؛ دزدی نکنند؛ در حقّ یتیمی ظلم نکنند؛ راهی را خوفناک نکنند؛ از مکر و حیله بپرهیزند؛ در امانت خیانت نکنند؛ کسی را که به آنها پناه میبرد؛ محترم شمارند؛ خلف وعده نکنند؛ شکست خورده را تعقیب نکنند؛ خونی را به ناحقّ نریزند؛ به کشتن شخص مجروحی اقدام نکنند … .»۸
امام رضا(ع) در وصف یوسف زهرا(ع) میفرمایند:
«وَ أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم؛۹
حضرت مهدی برای آنها، از پدران و مادرانشان مهربانتر میباشد.»
قرآن کریم که ظهور حضرت مهدی(عج) و یاران او را مژده میدهد، از صالحان و پاکانی که وارث زمین خواهند شد، سخن میگوید.۱۰
صالحان و پاکانی که دارای عمل نیک هستند، امنیّت و آرامشی پدید میآورند که ستایش خدای یکتا در جامعه امکانپذیر میشود.۱۱ چگونه این پدیدآورنده امنیّت و صلح، عامل خشونت و بیرحمی خواهد بود؟!
در خاتمه، سخن جاودانی امام باقر(ع) را پیرامون عصر ظهور حضرت مهدی(عح) یادآور میشویم که فرمودند:
«إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُم؛۱۲
آنگاه که قائم ما قیام کند، خداوند دست لطف و مرحمت خود را سر بندگان خود میگذارد تا به عقول آنان وحدت بخشد و خردهایشان را کامل نماید.»
شناخت حق از باطل در آخرالزمان وظیفه منتظران
جدیّت امتحانات و فتنههای آخرالزمان برای منتظران وضع جدیدی را ایجاد می کند که با شرایط عادی متفاوت بوده و رفتارهای خاصّی را میطلبد. آخرالزمان اقتضائات خاص خودش را دارد که باید مراقب آنها باشیم. با عنایت به ریزش های فراوان ناشی از شدّت فتنههای آخرالزمان و ضرورت افزایش ایمان، در آستانۀ ظهور علاوه بر وظایف عمومی، یک سلسله مسئولیتهای ویژهای، بردوش منتظران قرار میگیرد، که متناسب با زمانۀ خودشان است.
یکی از آخرین و مهم ترین وظایفِ منتظران “آمادگی برای برخورداری از امام معصوم و مقتدر” است. امام مقتدر، امامی است که منفعل نبوده و به دلیل اقتداری که ناشی از بصیرت و قوت ایمان شیعیان او است، اجازه نمیدهد هیچ امری به او تحمیل شود.
عملکرد امام عصر(ع) در زمان ظهور با آنچه تاکنون در سیره معصومین(ع) دیدهایم، متفاوت است. او با اقتدار و مبتنی بر علم غیب خود عمل میکند. لذا برای مواجهه با امامی که بر اساس علم خود و با حکم داودی قضاوت میکند بایستی آمادگی کسب نمود. اگر ما آمادگی برخورداری از یک امام عالِم مطلق و عاقلِ کامل را نداشته باشیم نه تنها نمیتوانیم رفتارهای او را تحلیل کنیم بلکه یک جاهایی به مخالفت با ایشان هم اقدام خواهیم کرد.
با توجه به شدت فتنهها، تشخیص حق از باطل بسیار اهمیت مییابد… چگونه میتوان در آن شرایط حق را شناخت؟ و آیا اساساً شناخت حق برای همه دشوار است؟ چه کسانی میتوانند حق را آسانتر بشناسند؟ چه باید کرد تا بتوان خود را برای آن شرایط آماده کرد؟… راه های مهم برای جلوگیری از تشخیص غلط و بالا بردن قدرت فهم چیست؟
با توجه به امتحانات جدی در آخرالزمان، وظایف خاصی متوجه منتظران در آخرالزمان است که به آن اشاره می کنیم؛ ایمان، تقوا، دعا، عمل خیر و… (وظایف عام) و عمل متناسب با اقتضائات آخرالزمان و رعایت اولویت (وظایف خاص)
در راستای نخستین وظیفه که آمادگی برخورداری از امام مقتدر و غیر مظلوم است، باید مظلومیت، تصور رایج از انسان خوب را شناخت و بدانیم که درک امام مقتدر نیاز به فهم، عقل و درک سیاسی دارد بر این اساس لازم است که بصیرت کافی را در آخرالزمان به دست بیاوریم تا دچار انحرافات نشویم.
دومین وظیفه منتظران، اطاعت از امامی که از علم غیب استفاده می کند در این زمینه باید به چند نکته اشاره کرد اول اینکه باید آمادگی برای درک امام عالم به غیبت ضرورت پیدا کند زیرا تسلط باطل در صورت عدم حاکمیت کامل حق صورت می گیرد و بعضی انسانها اسیر علم خود میشوند در این راستا برای رهایی از این فضا باید فکر را ورزش داد تا اسیر فضای گرد و غبار آخرالزمان نشود.
اگر این آمادگی صورت نگیرد، شبهاتی در جامعه به وجود می آید که مردم را نسبت به زمان ظهور و تشکیل حکومت امام عصر(ع) ناامید و بدبین می کند. مانند اینکه القا شده است که حضرت مهدی(ع) در زمان شروع قیام خود اقدام به گردن زدن مردم می کند، این مسائل نشان دهنده ضعف درک و فهم مردم از زمان ظهور است. چرا که درجه عبودیت در آخرالزمان مشخص می شود.
عقوبت تشخیص غلط در زمان ظهور، زمینههای امتحانات الهی و زمینه های سه گانه امتحانات را فراهم می کند و همان طور که سنجش قلب با عمل باید ببنیم چه کسانی با تشخیص امتحان میشوند؟
با توجه به اهمیت “تشخیص” در آخرالزمان باید بدانیم که در فضای ظهور تشخیص غلط یعنی جهنم و در این فضا “آزادی بیان” یعنی جواز تشخیص غلط.
وظیفه مهم دیگر منتظران ظهور این است که با ظهور امام زمان(ع) باید با مردم بسیار مهربان بود و توجه داشت که یاری امام زمان مستلزم دلسوزی نسبت به مردم است و دوست داشتن مردم، مهمترین اصل موفقیت در تبلیغ در این راه باید به عوامل گمراه کننده خشم انقلابی داست و به دشمنان سخت گرفت و بدانیم که بیمهری به دوستان اهل بیت(ع) از عوامل عاقبت به شری است.
شناخت حق از باطل در آخرالزمان نیز یکی دیگر از وظایف منتظران است این در حالی است که خوف و شوق هر دو با هم باید باشند تا منتظران به تشخیص درست دست یابند البته حق در آخرالزمان برای مؤمن مثل آفتاب است و حیای بیجا، عامل هلاکت در آخرالزمان می باشد.
یکی دیگر از وظایف انسان های منتظر در آخرالزمان شناخت معیارهای تشخیص حق از باطل است و با توجه به اینکه باید حق را بشناسیم و مردم را با آن بسنجیم لازم است بدانیم که موضع دشمن، راهی برای شناخت حق از باطل می باشد و با مطالعه تاریخ اهل بیت(ع) به این درک برسیم که نفاق آخرالزمان مثل کربلاست نه فاطمیه.
چگونه امام زمان (عج) بر دولت ها پیروز مى شود
حضرت عیسى (علیه السلام) به هنگام قیام امام مهدى(عج) از آسمان فرود مى آید و به آن گرامى اقتدا مى کند و به امامت او نماز مى گذارد. هم چنین فرماندهى سپاه حضرت را به دست مى گیرد و در سرکوبى دشمنان به امام یارى مى رساند. پس از این واقعه، همه مسیحیان به دستور او زیر پرچم امام عصر(عج) وارد مى گردند.
چگونه امام مهدى بر دولت ها پیروز مى شود و این تعداد جمعیت جهان تسلیم او مى شوند؟ آیا چنین چیزى امکان دارد که بر چندین میلیارد انسان، تسلط یابد و در برابر این همه دشمن پیروز از میدان به در آید؟این سؤالی است که بسیاری از کسانی که علاقهمند به مباحث مهدویت هستند، میپرسند،اما پاسخ به این سولات را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.
پیروزى و غلبه حضرت مهدى(عج) و تشکیل حکومت جهانى، ممکن است به طور اعجاز و خرق عادت انجام یابد و ممکن است با فراهم شدن اسباب و علل ظاهرى باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود ؛ چنان که پیشرفت و غلبه پیامبر اکرم و قواى اسلام بر هر دو نوع بود. بر این اساس مؤلفه ها و عوامل زیر در پیروزى سریع و قاطع آن حضرت نقش دارد:
الف) ناگهانى بودن قیام
حضرت مهدى(عج) زمانى ظهور مى کند که دشمن در غفلت و بى خبرى قرار دارد و با قیام ناگهانى ایشان (بغته)، غافلگیر شده و پیروزى هاى سریعى به دست خواهد آورد. در توقیع شریف حضرت آمده است: «پس همانا امر ما به طور ناگهانى خواهد بود».
ب) اصلاح سریع کارها با امدادهاى غیبى
طبق روایات خداوند، حجت خود را در قیام بزرگ و شکوهمندش یارى مى دهد و با انواع امدادهاى غیبى، پیروزى او را آسان و کارهایش را سریع اصلاح مى کند. و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مى فرماید: «مهدى از ما اهل بیت است خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح مى کند».
موارد امدادهاى غیبى خداوند عبارت است از:
۱٫ ایجاد ترس در دل دشمنان
حضرت مهدى(عج) یارى شده با ترس (مؤید بالرعب) است ؛ یعنى خداوند چنان رعب و ترس او را در دل دشمنان مى اندازد که قدرت هر عکس العمل شدید و سفاکانه را از آنها سلب مى کند، حتى ترس از سپاهیان آن حضرت، یک ماه جلوتر از حرکت آنها بر دشمن حاکم مى شود.
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «خداوند… مهدى را به سه لشکر تأیید مى کند… و رعب (یویده ثلاثه اجناد… الرعب)»
۲٫ یارى شده با فرشتگان
از جمله تأییدات و امدادهاى غیبى الهى، کمک فرستادن ملائک براى یارى امام مهدى(عج) و جهاد آنان همراه با حضرت است. در روایتى آمده است: «خداوند او را به سه هزار ملائکه یارى خواهد کرد…»، «هنگامى که قائم آل محمد ظهور نماید، خداوند او را به وسیله گروه هاى فرشتگان نشاندار، پیاپى، فرود آورده شده و مقرب (بالملائکه المسومین و المردفین و المنزلین و الکروبین) یارى خواهد کرد. جبرئیل، فرشته امین وحى، پیشاپیش آن حضرت و میکائیل سمت راست و اسرافیل سمت چپ او خواهد بود. ترس و رعب به مسافت یک ماه، پیشاپیش و سمت راست و طرف چپش حرکت خواهد کرد و فرشتگان مقرب در کنار او خواهند بود»
۳٫ یارى شده با نیروهاى طبیعى
براى حضرت قائم حتى زمین نیز مهیا و آماده مى شود (تطوى له الارض) بر این اساس ممکن است خداوند به وسیله نیروهایى چون باد و دیگر نیروهاى طبیعت، حضرت مهدى(عج) را یارى رساند ؛ چنان که همه نیروهاى طبیعت (باد و صاعقه و…) مسخر حضرت سلیمان (علیه السلام) بودند. با تسلط حضرت مهدى(عج) به نیروهاى طبیعت و تصرف در آنها با اذن الهى، پیروزى هایى نصیب ایشان خواهد شد.
در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «… (وقتى) قائم ما مهدى ظهور کند، تمام مشرکان در روى زمین محو مى شوند، تا جایى که سنگ به سخن مى آید و به مؤمن مى گوید: اى مؤمن! درون من کافرى است، مرا بشکن و او را به قتل برسان»
پ) توانمندى و فرماندهى بى نظیر امام(عج)
یکى از مهم ترین عوامل پیروزى حضرت مهدى(عج)، صلابت، شجاعت و رهبرى بى نظیر آن حضرت در جهاد با دشمنان دین حق است. آن حضرت در این مصاف سرنوشت ساز هم از توانمندى و نیروى جسمى و شخصى برخوردار است و هم در مدیریت و فرماندهى نظامى، مقتدرانه و قاطعانه برخورد مى کند.
امام رضا (علیه السلام) در مورد ایشان مى فرماید: «قائم کسى است که وقتى ظهور مى کند، در سن پیران است، ولى به نظر جوان مى آید. اندامى قوى و تنومند دارد ؛ به طورى که اگر دست را به سوى بزرگ ترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون مى آورد و اگر میان کوه ها فریاد برآورد، صخره مى شکند و از جا کنده مى شود. عصاى موسى و انگشتر سلیمان همراه او است»
امیرمؤمنان على (علیه السلام) مى فرماید: «پدرم فداى فرزند نیکوترین کنیزان که (ظالمان و کافران) را خوار و ذلیل خواهد کرد و جام زهرآگین به کامشان خواهد ریخت و با شمشیر با آنان برخورد خواهد کرد»
ت) یارى مؤمنان و صالحان
بسیارى از مسلمانان، از پیشتازان و پیشگامان ملت هایى هستند که به گرد آن خورشید جهان افروز حلقه مى زنند و زیر پرچم او قرار مى گیرند و به یارى مى شتابند. مهم ترین اینان ۳۱۳ تن از یاران خاص و آن گاه ده هزار نیروى زبده رزمى و… است.
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «۳۱۳ تن از یاران حضرت با او بیعت مى کنند، ولى حضرت در مکه مى ماند تا عدد یاران به ده هزار تن برسد، آن گاه به طرف مدینه حرکت مى کند»
ث) تسلیم شدن مسیحیان
براساس روایات فراوان، حضرت عیسى (علیه السلام) به هنگام قیام امام مهدى(عج) از آسمان فرود مى آید و به آن گرامى اقتدا مى کند و به امامت او نماز مى گذارد. هم چنین فرماندهى سپاه حضرت را به دست مى گیرد و در سرکوبى دشمنان به امام یارى مى رساند. پس از این واقعه، همه مسیحیان به دستور او زیر پرچم امام عصر(عج) وارد مى گردند و اسلام واقعى را مى پذیرند و از طرفداران امام عصر مى شوند. البته مى دانیم که زمامداران و ملت هاى اروپا و امریکا و بخشى از قاره آفریقا مسیحى اند و تسلیم شدن آنان، نقش بسزایى در پیروزى حضرت و بر داشته شدن موانع دارد.
امام باقر (علیه السلام) مى فرماید: «هنگامى که ده هزار پیکارگر آگاه، گرد آن حضرت آمدند، دیگر یهودى و مسیحى یافت نمى شود، جز این که به او و قیام جهانى اش ایمان مى آورند و او را تصدیق مى کنند»
روشن است که این دگرگونى عظیم، به سرعت در نظام هاى مختلف جهانى اثر عمیق خود را مى گذارد و در تسلیم شدن آنان نیز نقش خواهد داشت.
ج) جنگ ها و نابودى دشمنان قبل از ظهور
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «قبل از قیام قائم هر مرگى وجود دارد، مرگ سرخ و مرگ سفید، تا اینکه از هر هفت نفر، پنج نفر مى میرند، مرگ سرخ کشته شدن است و مرگ سفید بیمارى طاعون است»در روایت دیگرى مى فرماید: «حضرت خروج نمى کند تا این که یک ثلث از مردم کشته شوند و ثلث دیگر از دنیا بروند و ثلث دیگر باقى بمانند».
بنابراین آنچه برخى روایات درباره کشتار فراوان ذکر کرده اند، مربوط به کشتارهاى است که قبل از قیام حضرت به دست ستمگران واقع مى شود از قبیل جنگ جهانى دوم، جنگ هاى خاورمیانه، جنگ هاى دجال و سفیانى، شیوع بیمارى هاى مرموز و… .
ح) استقبال همگانى و مردمى
ظهور امام مهدى(عج) زمانى اتفاق مى افتد که مردم در مشکلات و سختى هاى فراوان هستند و با یأس از مکاتب بشرى و حکومت هاى خود، در انتظار قیام منجى موعود به سر مى برند. به همین جهت، در برابر امام مهدى(عج)، سر تسلیم و خضوع فرود مى آورند و زمام امور خویش را به دست توانمند و کارگشاى او مى سپارند ؛ بدان امید که نجات و نیک بختى بشریت را تضمین نماید. در عمل نیز چنین خواهد شد و آن حضرت ریشه فقر و ظلم، نابرابرى، فساد و… را بر خواهد کند و حکام جور را عزل خواهد نمود. از طرفى خداوند محبت و عشق حضرت را در دل مردم خواهد افکند و آنان با او بیعت کرده و در گرد او جمع خواهند شد.
در روایتى آمده است: «امت اسلامى به مهدى(عج) مهر مى ورزند و به سویش پناه مى برند ؛ آن چنان که زنبورهاى عسل به سوى ملکه خود پناه مى برند، عدالت را در پهنه گیتى مى گستراند و…».
وظیفه منتظران از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
این یادداشت نیم نگاهی است به وظایف شخصی منتظران در قبال امام زمان(ع) در بیان حکیم متأله آیت الله جوادی آملی از کتاب گرانسنگ “امام مهدی موجود موعود”.
مفسر بزرگ قرآن مرقوم داشتند: هیچ تردیدی در ظهور موفور السرور امام عصر(عج) نیست و عالم همه در انتظار ظهور ایشان به سر میبرند؛ امّا یکی از معانی ظهور یا لازمِ معنای آن، پیروزی است چنانکه یکی از بارزترین مصادیق «امر الله» همان دین الهی است. انگیزه نهایی بعثت پیامبران، پیروزی دین خدا بر تمام مکتبهای باطل یا منسوخ است: ﴿لِیظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ ولَو کَرِهَ المُشرِکون﴾ و مهمترین عامل تحقق چنین هدفی، رهبری انسانهای کامل معصوم به ویژه وجود مبارک حضرت مهدی(عج) است، زیرا آن حضرت با تأیید خاص خدا و در ظلّ زمینهسازی معصومان پیشین که همه آنان المستقرین فی أمر الله هستند و شکوفایی خردورزی و عقلگرایی مردم از یکسو و بالندگی عدالتپروری جامعه از دیگر سو موفق میشود امر خدا و دین او را اظهار و بر سایر آراء و مکاتب برتری بخشد و در پرتو غلبه فکری و فرهنگی سایر پیروزیها را به دست آورد و همانطور که در مقطعی محدود و در سایه عنایت ویژه خدای سبحان، پیروان راستین حضرت مسیح(ع) بر کافران، پیروز شدند: ﴿… فَاَیدنَا الَّذینَ ءامَنوا عَلی عَدُوِّهِم فَاَصبَحوا ظهِرین﴾برای تمام جهان نیز صلح و عدل مبسوط الهی پیشبینی شده است که وجود مبارک حضرت بقیه الله(عج) که خاتم اوصیا و عصاره همه ذوات مقدس قبلی است، عهدهدار تأمین و اظهار آن است.
وظایف شخصی منتظران
۱. هر منتظری باید اهل پیوند با خداوند بزرگ باشد و ضمن درخواست روزی در ابعاد ذیل، برای درونی کردن و استقرار این صفات در خویش تلاش کند:
أ. توفیق طاعت: منتظر راستین هم اهل اطاعت خدا، پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) است و هم توفیق چنین فرمانبری را همواره از خدای سبحان میخواهد: اللّهمّ ارزقنا توفیق الطاعه.
ب. دوری از معصیت: گناهان، موانع مسیر حرکت به سوی خدا و مهمترین عامل سقوط انسان اند، از همین رو منتظر حقیقی امام عصر(عج) باید ضمن درخواست توفیق الهی در ترک گناهان، سعی بلیغ خویش را در تحقق چنین صفتی به کار گیرد. گفتنی است گناهان، هرچند به کوچک و بزرگ (صغیره و کبیره) قسمت شدهاند، هر نافرمانی خدای متعالی گناهی بزرگ است: وبُعد المَعصیه.
ج. نیت خالصانه: اصلاح انگیزه اعمال (نیت) و خلوص هرچه بیشتر از هر شائبه شرک و ریا در جمیع مراتبش، به گونهای که چیزی جز اطاعت امر الهی و انجام دادن آنچه موجب رضای حق است در نیت انسان سهم نداشته باشد، ازوظایف اهل انتظار است: وصدْق النیه.
د. شناخت محرّمات الهی: ترک معاصی، شدنی نیست مگر با شناخت چیزهایی که خداوند سبحان با حکمت بالغهاش بر بندگانش حرام کرده است. و چون حرام یعنی آنچه دریدن پرده آن روا نیست خواه آن چیز، حق باشد یا دین و یا قانون و یا… منتظری که محرمات الهی را نشناسد و حریم آن را پاس ندارد، چه بسا به شکستن حریم آنها گرفتار آید، از اینرو شناختن محرمات الهی ضروری است: وعرفان الحُرمه.
۲. انسانی که در انتظار کریمترین انسانهای عصرش به سر میبرد، بایسته است که از خداوند کریم اعطا و ازدیاد و حفظ کرامت خود را در اسباب کرامت طلب کند و خویش هم در تحقق آن خواسته از پای ننشیند.
أ. درخواست هدایت تکوینی خاص: آنچه مایه کرامت جان آدمی است، هدایت یافتن به نور دین الهی و حفظ تقوا است. آنان که به مسیر اطاعت او هدایت نشوند، در سیاهی جهالتها و انحرافها سرگردان و از کرامت الهی انسان محروم خواهند شد. بر انسان منتظر است که با تلاش علمی و جهد عملی، زمینه افاضه هدایت تکوین را در خویش هر لحظه پرورش دهد: واکرمنا بالهُدی.
ب. درخواست استقامت در مسیر هدایت: بسا کسانی که از هدایت الهی بهرهمندند؛ امّا پس از اندک زمانی با غفلت از حق و روی آوردن به اهوا و امیال خویش از جاده هدایت به بیراهه ضلالت افتادند و نور هدایتشان را در شب دیجور گمراهی خاموش کردند، پس بر منتظران راستین بایسته است که در مسیر هدایتی که خدای سبحان آنها را به آن رهنمون شده است استقامت ورزند و با تمسّک به علم و ایمان از هر اعوجاجی دوری جویند تا مشمول هدایتهای برتر که محصول استقامت در مسیر هدایت است باشند: والاستقامه.
۳. زبان، ترجمان عقل و اندیشه انسان است، از اینرو توفیق نیک گفتاری زبان صیانت از آن برای اهل انتظار ضروری است. طبق آموزههای این دعای شریف، منتظران راستین میباید با توجّه به آنچه در پی میآید در صیانت زبان خویش کوشا باشند:
أ. سخن صائب گفتن: منتظر راستین آن حضرت میباید جز از سر راستی سخن نگوید و گفتار غیر صائب را (به جدّ یا به هزل) وا نهد: وسدّد ألسنتنابالصواب.
ب. حکیمانه سخن گفتن: گفتن سخنان بیمحتوا و بیفایده که نه در امر دین سودی میبخشند و نه در کار دنیا، کاری حکیمانه نیست. آنچه حکیمانه نیست لغو است و اهل ایمان از لغو اعراض میکنند. بر همین اساس بر اهل انتظار شایسته است که حکیمانه سخن بگویند و زبان را از سخنان لغو صیانت کنند: والحکمه.
۴. قلب انسان منتظر، ظرف مبارکی است که هر مظروفی شایسته آن نیست. در این دعای شریف هم مظروف شایسته قلب مؤمن معرفی و هم وظیفه منتظران راستین در این موضوع بازگو شده است:
أ. کسب نور علم: اکتساب علم و خروج از سیاهی نادانی، وظیفه منتظران ظهور امام عصر(عج) است و چون علوم اکتسابی بیتعلیم و تعلّم به دست نمیآیند، از اینرو تعلیم و تعلم و تلاش در جهت کسب علم حصولی و نیز تهذیب دل برای ادراک حقایق با علم حضوری، وظیفه هر مسلمان منتظری شمرده شده است.
ب. کسب نور معرفت: معرفت اخصّ از علم است و به علمی اطلاق میشود که با تمییز کامل معروف از غیر خود و ادراک خصوصیات آن همراه است. بر منتظران راستین است که به اکتساب علم بسنده نکنند و با عمق بخشیدن به گستره علوم به کسب معرفت نایل آیند، که هر معرفتی علم هست؛ اما هر علمی معرفت نیست.
یار امام زمان(ع) که دریای علم بود
متولد نینوا بود؛ شهر شهدای کربلا. یک شب قبل از به دنیا آمدن او، پدرش سید مرتضی طباطبایی، خواب دید که امام رضا(ع) به یکی از یارانشان دستور داد شمعی بر فراز بام خانه سید مرتضی برافروزد. وقتی آن را روشن ساخت نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهایت نداشت. فردای آن روز، در شوال ۱۱۵۵، در همان خانه، پسری به دنیا آمد که نامش را محمدمهدی گذاشتند. (۱) شیخ عباس قمی می نویسد: شکی نیست که آن شمع علامه بحرالعلوم بود، که دنیا را با نور خود روشن کرد و از روشنایی نور او، عالم منوّر شد. (۲) کسی که بعدها، ملاقات های پی در پی اش با حضرت صاحب الزمان(عج)، نوری به او بخشید که هرگز خاموشی نداشت.
نسب پدری او با چند واسطه، به امام حسن مجتبی(ع) می رسد و علامه مجلسی اول هم، جد مادری او بودند. نام خانوادگی اصلی آنها، طباطبایی بروجردی بود؛ ولی وقتی سید محمدمهدی به مشهد مقدس رفت و در کلاسهای درس استاد میرزا مهدی اصفهانی خراسانی شرکت کرد، یک بار استاد خطاب به او گفت: برادر! تو دریایی از علوم هستی (اخا انت بحرالعلوم عنی)؛ (۳) از آن به بعد لقب بحرالعلوم گرفت و این صفت، در خاندان او باقی ماند.
تبلیغ شیعه و طرفداری از حق، آنقدر برای علامه مهم بود که در طول عمرش بارها به شهرهای مختلف سفر کرد، ابتدا به نجف، بعد به کرمانشاه و مشهد و دوباره به نجف. در آخر هم به حج رفت و حدود دو سال در مکه ماند. می گویند علت ماندنش در این شهر سنی نشین، بیشتر هدایت مردم سنی و آموزش شیعیانشان بوده است. دست آخر هم علامه به نجف بازگشت و همانجا ماند.
در مدتی که او در مکه اقامت داشت، با هر گروه و مذهبی دیدار می کرد و جالب اینکه همه ی آنها فکر می کردند که او هم مذهب خودشان است. زیرا علامه تا اواخر حضورش در مکه، مذهبش را علنی نکرد. (۴) اما در آخر، وقتی خبر شیعه بودنش در شهر پخش شد، گروهای مختلف به ملاقاتش آمدند و با او بحث و جدل کردند؛ ولی در نهایت او با دانش انبوه خود بر تمامی آنها برتری پیدا کرد و همه آنها را با دلیلهای قوی و منطقی به سوی حقیقت اسلام جذب کرد؛ تا جایی که امام جمعه مکه، در سن هشتاد سالگی به مذهب شیعه پیوست. (۵)
کارهای مهم دیگر او در مکه تعیین و تثبیت جایگاه اعمال حج و مرکزیت دادن به مواقیت(۶) احرام بود؛ به طوری که از نظر شرعی صحیح واقع شود و همچنین اصلاح مواقف حج، یکی از گامهای ارزشمند سید بحرالعلوم بود؛ زیرا این مکانهای مقدس قبل از او چندان مشخص نبود. علاوه بر اینها، سنگهای فرش شده در حرم را که حجاج بر آن اقامه نماز می کردند تعویض نمود و سنگهایی را که از نظر شیعه سجده بر آنها صحیح است جایگزین نمود. تمام این اقدامات نشان می دهد که او تا چه حد برای شیعیان امام عصر(عج) دلسوزی داشت و تمام آنچه در توان داشت، از آنها دریغ نمی کرد.
علمت را از کجا آوردی؟!
میرزای قمی می گوید: من با علامه بحرالعلوم در درس آقا وحید بهبهانی هم مباحثه بودم. اغلب من برای او بحث را تقریر می کردم (به او توضیح می دادم) تا اینکه به ایران آمدم. کم کم شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب می کردم، تا زمانی که خدا توفیق عنایت فرمود که برای زیارت عتبات موفق بشوم. وقتی به نجف اشرف وارد شدم، سید راملاقات کردم. مساله ای عنوان شد، دیدم سید بحرالعلوم دریای مواج و عمیقی از دانشهاست. پرسیدم: آقا ما که با هم بودیم، شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده می کردید. حال شما را مانند دریا می بینم. چه شده است؟ سید فرمود: میرزا این از اسرار است که به تو می گویم و تا من زنده ام، به کسی نگو و کتمان بدار. من قبول کردم. آنگاه فرمود: چگونه این طورنباشم و حال آنکه آقایم (حجه بن الحسن (عج)) مرا شبی در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند (و بیشتر علوم را به من آموخت). (۷)
شاگرد بلند آوازه ی او مرحوم کاشف الغطاء، درباره ی شخصیت استادش چنین می گوید: «همه فضایل و اخلاق شایسته در او جمع شده بود و در دنیا هیچ فضیلتی نیست مگر اینکه از حضور او صادر شده و او دارای آن فضیلت است.» (۸)
علامه بحرالعلوم، بعد از یک عمر تلاش و تدریس، بعد از مدتی بیماری، در روز ۲۴ ذیحجه یا رجب سال ۱۲۱۲ ق، دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم بزرگ را در صحن ملکوتی امیرالمومنین علی(ع) در جوار مرقد شیخ طوسی دفن کردند.
دیدار امام در نماز
نزدیک اذان بود. معطل نکرد و راهی مسجد شد. وقتی به مسجد رسید، صدای صلوات جمعیت بلند شد. کم کم صدای اذان پیچید، همهمه ها خاموش شد و الله اکبر در فضای حرم جاری شد.
قامت که بست، سکوت خوشایندی حکم فرما شد، فقط صدای قرائت علامه می آمد. رکعت دوم نماز بود…
«… واشهد انَّ محمداً عبدُهُ و رَسولُه، اللهم صل علی محمد و آل محمد….»
ناگهان دیگر صدای علامه هم نیامد. بعضی جوانترها سر بلند کردند تا سرک بکشند. هیچ کس صورت علامه را نمی دید.
رنگ چهره علامه خبر از بهت می داد و ادب، خبر از عاشقی، خبر از حالتی نگفتنی و ژرف. کلمات از ذهنش رفته بود. گذر زمان را متوجه نمی شد. چشمهایش قد رعنایی را دنبال می کرد و قامتی متواضع را. چشمان گیرا و خال هاشمی را…
چهره ی او را در خواب و بیداری بارها دیده بود، قامتش را از دور می شناخت.
کم کم همه ی مردم شروع به سرک کشیدن کردند. صدای علامه دوباره جاری شد:
«بحول الله..»
بعد از نماز، علامه صدای زمزمه ی مردم را می شنید. رو کرد به جماعت پشت سرش و گفت:
– چه شده؟ چه می خواهید بپرسید؟
یکی از شاگردان سرش را پایین انداخت و گفت:
– می خواستیم علت مکثتان را در تشهد بدانیم.
علامه آهی کشید و لبخندی زد. سرش را رو به حرم کرد و خاطره ی دیدن «او» را مرور کرد:
«بقیه الله اعظم آمده بودند به دیدن پدرشان. با دیدن روی همچون آفتاب ایشان، حرکت از وجودم رفت، حال غریبی بود..» (۹)
شاخصه های سبک زندگی مهدوی
غایت و هدف از خلقت رسیدن به مقام بندگی است: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»(۱). برای رسیدن به این بندگی، خداوند تبارک و تعالی تمام امکانات را در اختیار انسان قرار داده و می فرماید: «سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض»(۲)؛ و حتی کسانی را شایسته بهره وری از نعمتهای مادی و معنوی زمین معرفی می نماید که به مقام عبدالهی نائل گردیده باشند: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» (۳).
امام عصر علیه السلام نه تنها عبد صالح خداوند می باشند که به عنوان “اباصالح” یعنی پدر شایستگان و صالحان معرفی می شوند؛ رسیدن به جامعه ایده آل و الهی و بهره گیری کامل از نعمت های دنیوی در گرو رسیدن به این مقام است. بنابراین خانواده به عنوان اولین و موثرترین کانون اجتماعی وظیفه انسان سازی و مصلح پروری را بر عهده دارد.
خانه و خانواده هسته مرکزی اجتماع را تشکیل می دهند و مهمترین پایگاه تربیت و انسان سازی به شمار می روند. بر این اساس اسلام بر تشکیل خانواده بسیار تاکید دارد: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الله فی التزویج»(۴) محبوبترین بنا نزد خداوند بنای خانواده است. در واقع مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است که بر اساس معیارها و ارزش های اسلامی تشکیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت.
دراین مقاله و مقاله بعد به مهمترین شاخصه های زندگی مهدوی می پردازیم تا به همراه آشنایی با این شاخصه ها و تلاش برای عملی کردن آنها بتوانیم در ایجاد جامعه ای ولایی، معتقد، منتظر و مصون از آسیب ها و خطرات اجتماعی نقش آفرین باشیم.
شاخصه های خانواده ایده آل
خانواده اولین و مهمترین کانون در شکل گیری شخصیت انسان می باشد. از ویژگی های بارز آن:
۱- کانون آرامش در زندگی: «لتسکنوا الیها»(۵)
۲- یکی از بارزترین جلوه گاه های مودت و رحمت است: «و جعل بینکم موده و رحمه»(۶)
۳- تولیدمثل و بقای نسل: امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر کلونی بر یکی از دو لنگه در دیدی، آیا می پنداری که آن بیهوده نصب شده؟ بلکه به ضرورت می دانی که آن را ساخته اند تا با لنگه دیگر، کنار هم بیاید و مصلحت (بستن در) را نتیجه دهد و بدین گونه حیوان نر را می بینی که گویی برای جفت ماده اش آماده شده است تا دوام و بقای نسل به هم برساند. پس هلاک و ناکامی و نگون بختی، از آنِ فیلسوف نمایانی که چه سان دلهایشان از این آفرینش شگفت کور است تا آنجا که تدبیر و هدفمندی آن را انکار می کنند».(۷)
۴- سازندگی فردی و اجتماعی از لحاظ اخلاقی: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن»(۸)
جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد که از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تکالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی که باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد که در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت
برترین الگوی زندگی اسلامی
اما چگونه می توان به چنین خانواده ای دست یافت. به بیان بهتر آیا شاخصه ای برای تشخیص، تشکیل و حفظ چنین خانواده ای وجود دارد؟
قرآن که کتاب انسان سازی است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را الگو و اسوه معرفی نموده: «و لکم فی رسول الله اسوه حسنه»(۹) لذا اگر کسی می خواهد حیات طیبه و پاکی داشته باشد باید ازپیامبر صلی الله و علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در زندگی خود بهره بگیرد.
در فرازی از زیارت عاشورا می خوانیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد؛ خدایا زندگی مرا همچون زندگی پیامبر و آلش علیهم السلام قرار بده».
در واقع نوعی سبک زندگی را از خداوند درخواست می نماید که محمد و آل محمد علیهم السلام به عنوان اسوه آن می باشند.
محورهای سبک زندگی مهدوی
یکی از ویژگیهای منتظران واقعی آنست که پیوسته در صدد شناخت و معرفی الگوی مناسب برای خود و خانواده می باشند.
با مطالعه در سیره آن ذوات مقدسه، معیار و ملاک اساسی در زندگی فردی و اجتماعی مخصوصا تشکیل خانواده ای دینی و ولایی که در این عصر به زندگی مهدوی معروف شده مشخص می گردد.
زندگی مهدوی بر پایه چهار محور استوار است:
۱- عقیده محور
۲- تکلیف محور
۳- دین محور
۴- عزت محور
عقیده محوری
دختر و پسر پیش از ازدواج و تشکیل خانواده و پس از آن و قبل از پدر و مادر شدن و در نهایت پس از آن باید اعتقادات صحیح را در خود ایجاد نمایند و این کاری بس دشوار است: «من نصب نفسه للناس اماما فعلیه أن یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره»(۱۰)؛ آن کس که خود را امام و رهبر قرار می دهد پیش از آموزش و تعلیم دیگران باید به تعلیم خود بپردازد.
شناخت صحیح، دقیق و جامع نسبت به ذات و صفات الهی(خداشناسی)، هدفمندی خلقت و تمام اجزاء هستی(معادشناسی)، جایگاه انسان به عنوان خلیفه الله (نبوت و امام شناسی)، جامعیت دین و برنامه عملی و نیز موانع و دشمنان فرا روی انسان از جمله مسائلی است که باید در سبک زندگی مهدوی به آن پرداخته شود.
اصول دین را باید با تفحص و بررسی باور نمود لذا راهی کوتاه برای رسیدن به این مطلوب قرار داده شده و آن شناخت امام می باشد. شناخت امام خود زمینه ای است برای شناخت خداوند. امام حسین علیه السلام می فرمایند:
«ما خلق العباد الا لیعرفوا … معرفه اهل کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته»(۱۱)؛ ای مردم بندگان را نیافرید مگر اینکه او را بشناسند [و شناخت خدا] اینست که اهل هر زمانی امام خویش را که باید از او فرمان برند بشناسند.
حتی در بیان دیگر روح خداپرستی در انسان به واسطه شناخت امام حاصل می شود. امام باقر علیه السلام فرمودند: «بنا عبد الله و بنا عرف الله و بنا وحّد الله تبارک و تعالی»(۱۲)؛ به سبب ما خداوند عبادت می شود، به سبب ما خداوند شناخته می شود و به سبب ما خداوند به یگانگی پرستش می شود.
پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه»(۱۳). این حدیث اهمیت و فضیلت شناخت خلیفه الله را بیان می نماید و هرکس به این مقام راه یابد حتی اگر در ظاهر از درک مولایش محروم گردد ولی از مقام مومنان زمان ظهور کم نخواهد داشت؛ به طوریکه غیبت امام در نزد ایشان به منزله مشاهده می باشد.(۱۴)
امام سجاد علیه السلام می فرمایند:
ایشان (کسانی که معرفت نسبت به امام پیدا نمودند) به منزله مجاهدانی هستند که در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با شمشیر جنگیده اند. آنان به حقیقت در شمار مخلصان و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان به سوی دین خدا در نهان و آشکارند.(۱۵)
تکلیف محوری
انسان پس از کسب شناخت صحیح، اعتقاد و ایمان به شناخته هایش در گام بعد وارد مرحله عمل می شود: «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات»(۱۶)
البته این به آن معنا نیست که فرد بگوید من انگیزه یا شناخت کافی نیافته ام پس تا زمان حصول آن به تکالیف خود عمل نمی نمایم بلکه باید شخص تکالیف شرعی را انجام دهد و به منظور ارتقاء درجه خود نسبت به سایر جنبه ها تلاش جدی نماید.
تکلیف مداری در زندگی اسلامی و به طور اخص در زندگی مهدوی فقط شامل مسئولیت پذیری فردی نمی شود و مسئولیتهای اجتماعی را نیز در بر می گیرد.
مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است که بر اساس معیارها و ارزشهای اسلامی تشکیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت
لذا اولین قدم در جهت مسئولیت پذیری و هدایتگری از خانواده آغاز می شود: «و انذر عشیرتک الاقربین»(۱۷)
در جایی دیگر خداوند می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا»(۱۸)
در تفسیر “نور الثقلین” آمده هنگامی که آیه فوق نازل شد فردی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید که چگونه خانواده خود را از آتش حفظ کنم. حضرت فرمودند: آنها را به آنچه خدا امر کرده است امر کن و از آنچه خدا بازداشته نهی کن. اگر از تو اطاعت کردند [از آتش دوزخ] آنها را حفظ کرده ای و وظیفه خود را انجام داده ای.
در خانواده مهدوی همه باید به مسئولیت خود عمل نمایند در عین حال به اوامر و نواهی خداوند پایبند باشند: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا لعلکم تفلحون»(۱۹)
امام باقر در تفسیر این آیه فرمودند: ای کسانی که ایمان آورده اید بر انجام واجبات و عبادات بردبار باشید، در برابر دشمن شکیبا و خود را برای یاری امام آماده و مجهز نمایید.(۲۰)
به سوی جامعه آرمانی مهدوی
برای ایجاد جامعه ای ولایی و مهدوی لازم است به معیارهای چنین جامعه ای توجه نمود. دو شاخصه عقیده محوری و تکلیف محوری اساس یک زنگی مهدوی را تشکیل می دهند. جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد که از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تکالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی که باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد که در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت.
در واقع، دو شاخصه عقیده محوی و تکلیف محوری، زمینه برخورداری از دو ویژگی دیگر یعنی دین محوری و عزت محوری را در خانواده تقویت می نمایند که در مقاله بعد به آنها می پردازیم.
مرگ پادشاه عربستان یکی از اضلاع مهم ظهور است؟
در آینده پژوهی از اصطلاحی استفاده می شود تحت عنوان “علائم شگفتی ساز” همان طور که لغت نامه انگلیسی وبستر می نویسد: امروزه از این اصطلاح برای “نام بردن از هر عامل پیش بینی نشده در هر حوزه ای” استفاده می شود. معادل رسمی تر این اصطلاح در نظریه تصمیم “رویدادهای با احتمال پائین و تاثیرات زیاد” است. شگفتی سازها، رویدادهای ناگهانی و بی نظیری اند (مانند حادثه یازده سپتامبر) که نقطه بازگشتی در مسیر تکامل یک روند یا سیستم به شمار می روند. شگفتی سازها شاید توسط علائم ضعیف اعلام شوند و شاید هم نشوند. این علائم در واقع داده های پخش، پراکنده و ناکاملی هستند که می توان از درون آنها اطلاعات آینده نگاری را استنباط کرد.
جان پترسن در کتاب معروف خود به نام “کاملا غیر منتظره” چگونگی پیش بینی شگفتی های بزرگ آینده” ضمن استفاده از اصطلاح شگفتی سازها آنها را به صورت رویدادهای با احتمال پائین و تاثیرات زیاد که به سرعت اتفاق می افتند و عواقب جارو کننده بزرگی دارند، تعریف می کند. به نظر پترسن شگفتی سازها همه را غافل گیر می کنند چرا که آنقدر سریع اتفاق می افتند که نظام های اجتماعی زیربنایی قادر به پاسخ گویی اثر بخش به آنها نیستند. البته باید بدانیم که در ساختن آینده عواملی تاثیر دارند که از جمله آنها رویدادهایی است که اراده ی انسان ها در رخ دادن آنها تاثیر چندانی ندارد و نیز توانایی های عملی بر آمده از قصدیت انسان ها. بنابراین آینده پژوهی در هر رویکردی نسبت به آینده باید در پی پژوهش پیرامون توانایی های علمی امور و به کار گیری آن ها در ساختن آینده باشد. سهیل عنایت ا… رویارویی با آینده را در قالب آینده پژوهی ترسیم کرده است. مثلث آینده پژوهی به نگاشت سه بعد کیفی متفاوت از آینده می پردازد که آینده باور پذیر را به وجود می آورند. بعد یکم کشش یا تصویر آینده است. بعد دوم فشارها یا پیشران های تغییر است. آنها معمولا به طور کلی شامل فشارهای اقتصادی، فناورانه، سیاسی و جمعیت شناختی هستند و به راحتی کمی می شوند. بعد سوم موانع تغییر است. آنها می توانند عمیق، جنسیت، طبقه، قومیت، یا موانع نهادی(مقاومت در مقابل تغییر) باشند.
با توجه به این مقدمه روشن می شود که هم پیش بینی آینده و هم مدیریت و ساختن آن فرآیند پیچیده ای و دشواری است که مولفه های مختلفی در شکل گیری آن دخیل اند ولی علایم شگفتی سازها نیز از عوامل مطرح در ساخت آینده هستند که با احتمال رخ دادن کم ولی با تأثیرات زیاد هستند که بسیار سریع رخ می دهند و نباید در تحلیل های آینده پژوهانه – بخصوص در تحلیل مباحث مربوط به نشانه های ظهور – نادیده انگاشته شوند! به نظر نگارنده یکی از شگفتی سازهای آینده مرگ حاکم حجاز به نام عبدالله است که در روایات چندی مطرح شده و در فضای مجازی نیز بازتاب زیادی یافته است. این مساله به شکل های مختلفی در روایات مطرح شده و با اینکه احتمال رخ دادن آن کم است؛ ولی در صورت اتفاق می تواند دارای آثار و تبعات زیاد و گسترده ای باشد !! بر این اساس می تواند به مولفه های مهمی در این رابطه اشاره کرد:
یکم. چند کانون مرکزی در تحولات و حوادث قبل از ظهور و آینده جهان وجود دارد که شناخت آنها و رصد کردن تحولات مربوط به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و می تواند ما را در تحلیل درست رویدادها و مباحث مرتبط با آخرالزمان و ظهور امام زمان(ع) یاری دهد. این کانون های مرکزی عبارت است از: سوریه، ایران، عراق، یمن و عربستان(حجاز ). کشور اخیر، مرکز تحولات و رویدادهای مهمی خواهد بود که تاثیرات داخلی و منطقه ای و حتی جهانی خواهد گذاشت و آینده این کشور آبستن اتفاقاتی بسیار سریع و شگفت آور خواهد بود. بنابراین دیده بانی سیاسی و نظامی این کشور در هر برهه ای از زمان، می تواند اهمیت استراتژیک و آینده پژوهانه داشته باشد!
دوم. مرگ پادشاه حجاز به نام عبدالله و خروج و برافراشته شدن پرچم های نظامی، یکی از مهم ترین اخبار قبل از ظهور است. در منابع شیعه و سنی در مورد آغاز ظهور حضرت مهدی(ع) به مرگ پادشاه یا خلیفهای اشاره شده که با مردن او گشایش و توسعه در امور به وجود میآید. نام وی در برخی روایات، “عبدالله” ذکر شده است. بعضی از روایات مرگ او را در روز عرفه تعیین میکنند که حوادثی پیاپی آن، در حجاز تا خروج سفیانی، ندای آسمانی، درخواست نیرو از سوریه از جانب حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدی(ع) به وقوع میپیوندد. پس لازم است برای فهم روایات، به تمامی جزئیات آنها توجه کنیم و صرف وجود یک نام به اسم عبدالله، نمی تواند فهم درستی از تحولات آینده به ما بدهد!
دوم . مهم ترین خبر روایی قبل از، رسیدن خبر مرگ حاکم حجاز و طلیعه و وعده دهنده ظهور امام زمان(ع) و سرآغاز رهایی و فرج است. امام صادق(ع) در این زمینه میفرماید: “زمانیکه مردم در سرزمین عرفات در حال وقوف میباشند، سواری بر شتری سبک سیر به آنجا وارد میشود و مرگ خلیفه را خبر میدهد؛ با مرگ او فرج آل محمد(ص) و گشایش کار تمام مردم فرا میرسد.”
سوم. این گونه روایات به پیدایش خلأ سیاسی و کشمکش بین قبائل بر سر فرمانروایی هم داستانند. در واقع اختلاف و کشمکش فراوان از مهم ترین ویژگی های این دوران است: “آنگاه که مرگ عبدالله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم: آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز. و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰ ) حدیثی به نقل از ابی بصیر از امام صادق(ع) وجود دارد که در آن متلاشی شدن یک سلسله حکومتی بعد از مرگ فردی به نام “عبدالله” پیش بینی شده و مژده ای نیز در آن روایت وجود دارد که بین متلاشی شدن آن حکومت و ظهور حضرت مهدی(ع) فاصله چندانی نخواهد بود.
چهارم. تلازم شگفتی بین مرگ حاکم حجاز به نام عبدالله با فراهم شدن شرایط و زمینه های قیام امام زمان در مکه وجود دارد . “عنه عن عثمان بن عیسى عن درست بن أبی منصور عن عمار بن مروان عن أبی بصیر قال: سمعت أباعبدالله(ع) یقول من یضمن لی موت عبدالله أضمن له القائم ثم قال: إذا مات عبدالله لم یجتمع الناس بعده على أحد و لم یتناه هذا الأمر دون صاحبکم إن شاء الله ویذهب ملک السنین ویصیر ملک الشهور والأیام فقلت یطول ذلک قال کلا»؛ «از امام صادق (ع) آمده است که: هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، قیام قائم را تضمین میکنم، سپس فرمود: هنگامیکه عبدالله بمیرد، مردم بعد از او بر احدی جمع نمیشوند و این امر ختم نمیشود مگر به صاحبتان انشاءالله و فرمانروایی ماهها و ایام جایگزین سالها میشود، پس گفتم: تحقق این امر طولانی است، فرمود: هرگز”. (الغیبه للطوسی ، ص ۴۴۸ ؛ بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۲۱۰).
پنجم. یکی از نشانه های نزدیک به ظهور در روایات اهل بیت(ع) تجدید خلافت عباسی (بنی العباس دوم) و وجود اختلاف بین آنها و شروع جنگ قدرت در میان این خاندان می باشد. صدور روایات متعدد در این زمینه (نزدیک به پانزده روایت) از اهل بیت(ع) نشان می دهد که تحقق این امر و جنگ قدرت نقش مهمی در ظهور دارد. از جمله در روایت معتبری آمده که از امام صادق پرسیده شد: فرج شیعیان شما چه موقعی است ؟؟ فرمود : إذا اختلف ولد العباس ووهى سلطانهم وطمع فیهم من لم یکن یطمع، وخلعت العرب أعنتها، ورفع کل ذی صیصیه صیصیته وظهر السفیانی، وأقبل الیمانی، وتحرک الحسنی، خرج صاحب هذا الأمر من المدینه إلى مکه… »؛ « هنگامی که اولاد عباس اختلاف کنند و قدرتشان به سستی و ضعف گراید و همگان بر آن ها جرأت کنند و عرب از آن ها فرمان نبرد و هر صاحب چماقی چماقش را بردارد و شامی (سفیانی) ظاهر شود و یمانی روی آورد و حسنی حرکت کند، صاحب این امر ظهور می کند».( الکافی للکلینی، ج۸ ۲۲۴، ح۲۸۵) از امام باقر هم نقل شده است :« قائم در سالهای فرد قیام می کند همچون یک، سه، پنج و فرمود … آنگاه بنی عباس (خاندان فلان) به حکومت می رسند و پیوسته در عیش و نوش به سر می برند تا آنکه بین آن ها اختلاف می افتد (و چون درگیری به وجود آمد) حکومتشان منقرض می شود و شرق و غرب حتی اهل قبله با هم به نزاع برمی خیزند و پیوسته در آن حال اند تا از آسمان منادی حق ندا برمی آورد …» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۵) به نظر برخی از محققان: «منظور از بنی فلان و بنی عباس در روایات عصر ظهور آخرین خاندان حاکم بر عربستان یعنی وهابی ها و آل سعود می باشند» (عصر ظهور، کورانی، چاپ و نشر بین الملل، ص ۲)
ششم. مرگ حاکم حجاز ( عبدالله) و تشدید اختلاف بین خاندان حکومتی و تضعیف بنی الباس دوم، تحولات بزرگی را در منطقه ایجاد خواهد کرد. اختلاف بنی عباس دوم بر سر قدرت که با مرگ عبدالله آغاز می گردد آن قدر مهم است که امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) آن را جزو علایم حتمی ظهور می دانند، می دانیم که علایم حتمی مانند خروج سفیانی یا صحیه آسمانی مسئله ای بسیار مهم می باشند و اثراتی منطقه ای و جهانی دارد، پس مرگ عبدالله و اختلاف بنی عباس بر سر قدرت نیز باید مسئه ای مهم بوده و اثرات منطقه ای و جهانی داشته باشد.
هفتم. روایت غیر معتبری در این زمینه وجود دارد که برخی در صدد تشابه سازی بین پادشاه فعلی و قبلی عربستان با افراد مطرح در روایت هستند . اما این روایت در منابع معتبر روایی وجود ندارد و قابل اعتماد نیست و سرچشمه پیدایش آن نیز روشن نشده است !! بر اساس این حدیث به نقل از پیامبر گرامی آمده است: “یحکم الحجاز رجل اسمه علی اسم حیوان، إذا رأیته حسبته فی عینه الحول من البعید و اذا اقتربت منه لا تری فی عینیه شیئاً، یخلفه أخ له إسمه عبدالله، ویل لشیعتنا منه؛ اعادها ثلاثاًً : بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحج، بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحجه، بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحجه”؛ مردی در حجاز حکومت خواهد کرد که اسمش چون اسم حیوان است؛ هنگامی که او را از دور ببینی، تصور می کنی که در چشمش کژی (انحراف) وجود دارد و هنگامی که به او نزدیک می شوی، در چشمش چیزی نمی بینی؛ بعد از او برادرش که نامش عبدالله است، خلافت می نماید؛ وای بر شیعه ما از او . . . سپس سه مرتبه تکرار کردند: خبر مرگش را به من بشارت دهید تا من ظهور حجت را به شما بشارت دهم. این حدیث در منابع روایی معتبر شیعی و نیز اهل سنت وجود ندارد و در صورت اعتبار آن ، ممکن است در زمان های مختلف بر افراد مختلف ، دلالت کند!!
هشتم. پس برای اینکه بتوانیم به کمک نشانه های ظهور، تحولات شگفتی ساز آینده را رصد کنیم، باید زنجیره ای مرتبط با حوادث و رویدادها شکل بگیرد و صرف تحقق یک یا دو مورد از آنها، نمی توان به رصد آینده پرداخت !! توجه به همه جزئیات روایات و مولفه های مختلف سازنده آینده، ضرورتی اجتناب ناپذیر است! در عین حال نباید به علایم شگفتی ساز تغییر بی توجه باشیم و نتوانیم واکنش مناسبی در برابر تحولات آینده داشته باشیم !!
نهم. درباره تطبیق این نشانه ها با افراد خاص، باید با احتیاط و دقت رفتار نمود. متاسفانه در سالهای اخیر، شاهد تطبیقات نشانه ها بر افراد و اشخاص هستیم که هر روز به شکلی بروز می کند و بعد از مدتی نادرستی بسیاری از آنها مشخص می شود. این در حالی است که این تطبیقات نه از سوی خود آن افراد است؛ بلکه از سوی اشخاصی است که سر رشته خاصی در این مباحث ندارند. مثلا اگر منظور از عبدالله در روایت، اسم باشد، در این برهه از زمان این اسم بین دو نفر از حاکمان مشترک است: یک عبدالله اردنی و دیگری عبدالله سعودی؛ و می تواند شامل هر دو شود !! اما اگر منظور اسم جنس باشد، معلوم نیست که منظور چه شخصی است، چرا که همه بندگان خدا “عبدالله” هستند، حال مؤمن یا غیر مؤمن باشند.
دهم. چون هیچ یک از علامتهای قطعی ظهور اتفاق نیفتاده است، نمیتوان با فرض اینکه پادشاه عربستان فوت کرده، به طور قطع گفت که ظهور نزدیک است. پس چه بسا علامتی مثل مرگ عبدالله محقق شود ولی ظهور با فاصله زیادی از آن رخ دهد و نزدیک بودن ظهور، با تحقق علایم حتمی ( خروج سفیانی، خسف بیداء، قتل نفس زکیه و…) همراه است؛ نه هر علامت عامی که رخ داده باشد!! البته نمی توان این احتمال را نیز نادیده گرفت که بلافاصله بعد از مرگ عبدالله، سایر نشانه های حتمی ظهور محقق نشود، مثلا در زمان ما هر آینه امکان خروج سفیانی از سوریه وجود دارد !!
یازدهم. گهگاه افراط ها و تفریط هایی ملاحظه می گردد که هر دوی این امور از سوی علمای اسلام و محققین برجسته عرصه مهدویت نهی شده اند، درست است که روایات به این نشانه ها اشاره کرده اند تا ما امید نزدیک شدن ظهور را داشته باشیم، اما تعدادی از افراد دچار این آفات شده اند و با نیت خیر، اما بدون در نظر گرفتن جوانب احتیاط، بی محابا به تطبیق های قطعی و حتمی پرداخته اند. این امر گرچه در کوتاه مدت ممکن است موج بزرگی در بین منتظران مهدی موعود (عج) ایجاد کند، اما در صورتی که این تطبیق ها صحیح نباشند و افراد یا نشانه های مورد بحث، همان نشانه های ظهور نباشند، در دراز مدت می تواند اثرات نامناسبی داشته باشند و موجب نا امیدی در بین تعداد زیادی از منتظران گردند. در این شرایط خوب است ما وظیفه خود را نسبت به حضرت(عج) در زمان غیبت تشخیص داده و در تحقق این وظیفه حداکثر تلاش خود را انجام دهیم. وظیفه ما انتظار فرج است. این انتظار جز با آمادگی و فراهم نمودن شرایط ظهور تحقق نمی یابد؛ بنابراین تا جائی که مقدور است، لازم است خود، خانواده و در نهایت جامعه را آماده پذیرایی حضرت(عج) کنیم و آمادگی خود را هر لحظه حفظ کنیم !