مهدی و مهدویت
حکومت امام حسین(ع) در زمان رجعت آخرین حکومت است؟
یکی از اعتقادات شیعیان این است که در زمان ظهور در اواخر حکومت امام عصر(علیه السلام) ائمه رجعت می کنند، بر این اساس امامان زنده می شوند، به دنیا برمی گردند و حکومت امام را ادامه می دهند.
در جلد ۵۳ کتاب بحارالانوار روایتی در این خصوص بیان شده است مبنی بر اینکه امام حسین(علیه السلام) با یاران خود زنده می شوند و به دنیا برمی گردند و امام زمان(عج) انگشتر نگین خلافت را به امام حسین(علیه السلام) می دهند و کسی که قرار است امام زمان(علیه السلام) را غسل و کفن کند و وارد خانه قبر نماید امام حسین(علیه السلام) است و نگین خاتم حکومت دنیا به دست امام زمان(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) می رسد و امام حسین(علیه السلام) حکومت را ادامه می دهند.
حجت الاسلام دکتر جواد جعفری، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در این باره پاسخ می دهد؛
حکومت امام حسین(ع) بعد از حکومت امام زمان آخرین حکومت است؟
اصل رجعت ائمه یعنی اینکه امامان بعد از ظهور امام زمان برخواهند گشت. امری است که در بسیاری از روایات و دعاهای ما وارد شده. به طوری که ما در زیارات اهل بیت می گوییم ایمان داریم به رجعت شما و اینکه امامان برخواهند گشت واقعیتی است که از سوی ما پذیرفته شده است.
طبیعی است که وقیت امام به دنیا برگردد، باید حکومت از آن امام باشد، در بعضی از بحث ها افراد می گویند که در روایات به حکومت امامان اشاره نشده اما این از واضحات است یعنی وقتی امام به دنیا برگردند معنای اینکه حکومت نکند چه خواهد بود یعنی اینکه امام در یک جهان متعالی بعد از ظهور که کاملا دینی و اسلامی است، زندگی کند ولی حکومت از آن دیگری باشد.
عملا چنین چیزی امکان ندارد. یعنی کسی که دارد حکومت می کند، از تقوا و علم و توانایی از امام پایین تر است، بنابراین هر جایی که می گوید ائمه برمی گردند قطعا بر می گردند که حکومت کنند وگرنه در جامعه ای با حضور امام اگر شخصی غیر امام حکومت کند، معلوم می شود که آن جامعه ایده آل نیست.
در رابطه با امام حسین (ع) در کتاب کافی که معتبر ترین کتاب حدیثی شیعه است در جلد ۸ امام صادق (ع) در تفسیر آیه ۴ سوره اسرا می فرمایند: منظور از “و کان وعد مفعولا” خروج و قیام امام زمان است و بعد از آن منظور خروج امام حسین (ع) است.
بعد ادامه می دهند که امام حسین با ۷۰ تن از یاران خود به دنیا برمی گردند و این یاران مردم را به امام حسین (ع) دعوت می کنند و این در زمانی است که امام زمان زنده هستند و در جامعه حضور دارد.
وقتی در قلب همه مومنان مسلم شد که این شخص که به دنیا برگشته امام حسین(ع) و حجت خداست. مرگ به سراغ امام زمان می آید، امام زمان وفات می کنند و امام حسین(ع) ایشان را غسل و کفن می کنند و در قبر وارد می نمایند.
از این روایت معلوم می شود، بعد از حکومت امام زمان کسی که عهده دار حکومت می شود امام حسین (ع) است. اما اینکه این آخرین حکومت باشد نمی توان گفت زیرا بعد از امام حسین (ع) امامان دیگر رجعت می کنند و حکومتی که امام زمان با ظهورشان تاسیس کردند. توسط امامان دیگر ادامه پیدا می کند.
از ظاهر روایات معلوم می شود که آخرین امامی که حکومت می کنند امام علی(ع) است و با از دنیا رفتن امام علی(ع) آثار قیامت پیدا می شود و بساط حیات از روی زمین برچیده می شود و قیامت رخ می دهد.
دلایل پیوند عاشورا و انتظار
«عاشورا» و «انتظار»، در تطوّر حیات مکتب شیعه، دو نقطه عطف، محسوب میشوند و با همین دو مفهوم، بسیاری از مبانی، اصول و عقاید مذهب تشیع، مورد مطالعه قرارگرفته و از سایر فرقهها و نحلههای اسلامی، باز شناخته میشود. البته ما معتقدیم که اساس و مبنای تشیع، به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گذاشته شده است و شخصیتهایی مانند حضرت علی (علیهالسلام)، حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسن (علیهالسلام) برای نشو و نشر آن زحمات فراوانی کشیده و مرارتهای بسیاری را تحمل کرده¬اند؛ اما حادثه عاشورا به عنوان انقلابی شناخته میشود که موجب شد بسیاری از زوایای تاریک و پنهان عملکرد خاندان اموی آشکار شود و اسلام حقیقی و نیز حقانیت ائمه (علیهمالسلام)، عیان گردد.
پس از واقعه کربلا و امامت ائمه بعدی (علیهمالسلام)، جریان غیبت آخرین امام شیعیان، برجسته¬ترین موضوعی است که جزء اعتقادات اصلی پیروان مکتب اهلبیت (علیهمالسلام)، به شمار میآید. این اعتقاد برخواسته از این اصل است که خداوند هیچگاه، زمین را بدون حجت نمیگذارد. بر این اساس و با غایب شدن ظاهری حجتبنالحسن (عجلاللهتعالی فرجهالشریف) از نظرها، مفهوم «انتظار» متولد، و مسئله انتظار ظهور حضرت مهدی (عجلاللهتعالی فرجهالشریف)، جزء مبانی فکری و عقیدتی واقع شد.
بر اساس این مفهوم، اگر چه حجت خدا، در پسِ پرده غیبت به سر میبرد، اما به صورت محسوس و غیر محسوس، جهانیان و خاصه، شیعیان را همواره از عنایات و توجهات خود، بهرهمند میکند و لحظهای از راهنمایی و ارشاد آنان، باز نمیایستد.
به دنبال پذیرش مسئله غیبت، این اعتقاد نیز تثبیت شد که با فراهم شدن شرایط ظهور، آن حضرت به اذن خداوند ظهور خواهد کرد و بساط ظلم و بیداد را برخواهد چید و جامعه را به سوی کمال و سعادت، هدایت خواهد کرد.
هرچند که از عاشورا، به عنوان یک واقعه و حادثه یاد میشود و از انتظار، به عنوان یک اعتقاد؛ ولی بررسی و شناخت شخصیتهای خالق این دو مفهوم و اهداف و برنامههای ایشان، این فرضیه را به دست میدهد که میان این دو عنصر اصلی اعتقادات شیعی، اتحاد و هم¬پوشانیِ کامل برقرار است.
اما این ارتباط، چیست و چگونه این دو مفهوم، در یک قالب جای میگیرند و نهایتاً به هم میپیوندند؟
این، سوالی است که پاسخ به آن، هدف این نوشتار است.
تحلیلی بر مفاهیم
پیوند: در لغت به معنی «خویشاوندی و نزدیکی نَسَبی» و همچنین به عمل «فروبردن شاخه درختی به درخت دیگر» گفته میشود.۶۸ گاهی، پیوند و رابطهای که میان دو چیز و یا دو کس برقرار میشود، آن دو را تا سر حدّ «اتحاد» پیش میبرد؛ به گونهای که میان آنان، هیچ فاصله و مرزی باقی نمیماند. مراد از پیوند در عبارت «پیوند عاشورا و انتظار»، به نوعی با هردوی این معانی سازگار است.
عاشورا: در زبان عربی، به معنی دهمین روز ماه است. عاشورا از جمله روزهایی است که نزد مسلمانان و یهودیان، اهمیت داشته و دارد. به اعتقاد یهودیان، عاشورا یا «کیپور»، روزی است که خداوند در آن، فرعونیان را در رودخانه نیل غرق کرد و حضرت موسی (علیهالسلام) و بنیاسرائیل را از دست ایشان نجات داد؛ از این رو، روز دهم ماه تشرین را -که عید کیپور نامیده میشود- روزه میگیرند و آن را کفاره گوسالهپرستیِ بنیاسرائیل، میدانند.
البته بسیاری از مورخان عرب، معتقدند که عاشورای مورد نظر یهودیان، با عاشورای مسلمانان، از لحاظ زمانی تفاوت دارد. به اعتقاد آنان، عاشورای یهود (کیپور)، روز دهم ماه تشرین (اولین ماه عبری) است.
اما در نزد مسلمانان، این روز اعتبار دیگری دارد. بسیاری از اهل سنت، این روز را روزی مبارک و خجسته میدانند و بر این باورند که در این روز، خداوند، آدم و حوا را آفریده است؛ لذا روزه گرفتنِ در این روز را مستحب میدانند. ولی در نظر شیعیان، این روز، به جهت کشته شدن امام حسین (علیهالسلام) در آن، شوم است؛ لذا این روز را روز حزن و اندوه قرار میدهند و در مساجد، برای امام حسین (علیهالسلام)، نوحه¬سرایی و مرثیه¬خوانی میکنند.۶۹
انتظار: در لغت، به معنی «چشم به راه داشتن»۷۰، و در اصطلاح «چشم انتظاری برای فرا رسیدن ظهور موعود آخرالزمان» است. هرچند که اعتقاد به «مهدویت»، در بسیاری از ادیان و مذاهب وجود دارد، اما «انتظار»، در فرهنگ شیعه، هویت یافته است. به اعتقاد مکتب شیعه، دوازدهمین وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، در پس پرده غیبت است و در زمانی که فقط خدا میداند، ظهور خواهد کرد؛ لذا اعمال و مناسکی را جهت تعجیل در فرج آن حضرت، انجام میدهند.
عاشورا و انتظار به مثابه دو فرهنگ
روشن است که منظور از عاشورا، صرف واقعهای که در آن، امام حسین (علیهالسلام) و یارانش به شهادت رسیدند نیست. چه آنکه، اگر با این رویکرد، سالگرد عاشورا را گرامی بداریم، آن را به سطح یک سنت، تنزل دادهایم. بنابراین عاشورا را باید به چشم حادثهای نگریست که رفتهرفته به شکل فرهنگی پایدار در آمده و بر باورهای اعتقادی، استوار گشته است؛ لذا میتوان ادعا کرد که حادثه عاشورا، از سطح فرهنگ نیز گذشته و به مثابه یک مکتب درآمده است. در این فرهنگ و مکتب، مفاهیمی همانند عزت، ایثار، شجاعت، ایمان، عمل به تکلیف و… به برکت حماسه امام حسین (علیهالسلام) و اصحابش، بسیار جلوهنمایی میکند.
انتظار نیز به باور ما، بر مدار معنای لغوی و حتی بر محور اعتقاد تعبدی به ظهور امام زمان (عجلاللهتعالی فرجهالشریف)، نمیگردد. انتظار در فرهنگ شیعی، مفهومی با تشعشعات همهجانبه است. در این باور، انتظار، صرفاً اعتقاد به ظهور منجی نیست؛ بلکه اعتقادی عملی و همراه با مسئولیت میباشد و مهمترین مسئولیت نیز، فراهم نمودن زمینه های ظهور و دعا برای فرج حضرت حجت (عجلاللهتعالی فرجهالشریف) است. به این ترتیب، اعتقاد به ظهور، همراه با عمل به تکالیف، رنگ و بوی عبادی پیدا میکند؛ همانگونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودهاند: «اِنتظارُ الفَرج عِباده»۷۱٫
پس انتظار نیز همانند عاشورا، تبدیل به فرهنگ شده است؛ فرهنگی که در رأس آن، اعتقاد به غیبت و ظهور دوازدهمین ولیّ خداوند، قرار دارد.
شخصیتهای اصلی فرهنگ عاشورا و انتظار
چنان چه گذشت، عاشورا و انتظار از حد یک واقعه و عقیده عبور کرده و تبدیل به دو فرهنگ قوی و بالنده شدهاند که امام حسین (علیهالسلام) و حضرت مهدی (عجلاللهتعالی فرجهالشریف)، به عنوان قهرمانان و شخصیتهای اصلی، در رأس آنها قرار دارند. در واقعه کربلا، امام حسین (علیهالسلام) مرکزیت جریان را بر عهده داشت. ایشان در تمام طول جریان کربلا- یعنی از زمانی که کاروان حسینی (علیهالسلام)، به واسطه اجبار یزید بر اخذ بیعت، تصمیم به خروج از مدینه گرفت و در مسیر پر حادثه کربلا واقع شد، تا زمانی که حماسه خونین عاشورا به وقوع پیوست- محوریت اصلی را به دوش میکشید و تصمیمات به اراده ایشان، اتخاذ میشد. هر چند که در قیام عاشورا، خاندان آن حضرت، به ویژه حضرت زینب علیها السلام و حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) نیز هنرنمایی کردهاند، اما جملگی آنان، تحت پرچمی گرد آمده بودند که امام حسین (علیهالسلام) به اهتزاز درآورده بود.
اما در فرهنگ انتظار، قهرمان و شخصیت اصلی، حضرت حجتبن الحسن (علیهماالسلام) است. در این فرهنگ، همانگونه که امام حسین (علیهالسلام)، در جایگاه امامت، حماسه عاشورا را خلق کرد، حضرت حجت (علیهالسلام) نیز از همان جایگاه، فرهنگ و عقیده انتظار را آفرید.
پنهان شدن آن حضرت از نظرها، باعث شد که پیوسته شعله شور و اشتیاق به ظهور و دیدار آن حضرت، در قلوب منتظران و پیروان، زبانه کشد. در فرهنگ انتظار، همه عناصر، پیرامون شخصیت آن حضرت قرار میگیرد. سخن گفتن از تاریخ و فلسفه غیبت، دوران غیبت، مدت غیبت، ارتباط با نائبان خاص، شرایط و زمان ظهور، وظایف منتظران و هر موضوعی که در فرهنگ انتظار مطرح میشود، به صورت مستقیم به شخصیت حضرت حجت (عجلاللهتعالی فرجهالشریف) مرتبط است.
بدین ترتیب، هنگامی که از پیوند عاشورا و انتظار سخن میگوییم، به نوعی از پیوند امام حسین (علیهالسلام) و حضرت مهدی (عجلاللهتعالی فرجهالشریف) سخن گفتهایم؛ چه آنکه، عاشورا و انتظار با نام این دو شخصیت الهی، قابلیت طرح و معنا پیدا میکند و اگر برای یک لحظه نام امام حسین (علیهالسلام) و حضرت مهدی (عجلاللهتعالی فرجهالشریف) را از مفهوم عاشورا و انتظار جدا کنیم، برای این دو مفهوم، ماهیتی جز معنای لغوی، باقی نخواهد ماند.
زندگی بهاری با یاد مهدی (عج)
از جمله القاب امام عصر (عج) ربیع الأنام (بهار مردمان ) و نَضره الأیّام (سرسبزی دوران) است. با تفکر و اندیشه در این القاب زیبای حضرت، می توان به چند مشخصه ی یک خانواده مهدوی دست یافت:
۱٫ شادابی:
همانطور که فصل بهار، فصلی آکنده از شادابی، طراوات و نشاط برای طبیعت است، لقب زیبای «ربیع الأنام»، به معنای پیام آور شادابی و سرور برای دلهای مردمان است؛ به همین مناسبت یک خانواده ی امام زمانی لازم است با حاکم کردن نام و یاد آن حضرت بر فضای خانه و بهره مندی از برکت انس با ایشان، محیطی سرشار از نشاط، بالندگی و سرور بیافرینند.
۲٫ تعادل و توازن:
یکی از ویژگیهای بارز فصل بهار، برقراری تعادل در هوا و شرایط زیست محیطی است از این رو یک خانواده مهدوی لازم است با تقویت ارتباط با بهار عالم هستی یعنی امام زمان (ع) شرایطی متعادل، متوازن و به دور از هر افراط و تفریطی را در خانه برقرار سازد.
مشخصات یک خانواده ی بهاری متعادل:
* اعضاء نه سرد مزاج و بی عاطفه اند و نه وابسته و احساسی.
* فضای حاکم بر گفتمان خانوادگی، فضایی آرام، متعادل و چون نسیمی روح افزاست.
* غلو، تندروی یا کندروی در اعمال، اخلاق و عقاید به چشم نمی خورد.
* توازن در رسیدگی به همه نیازمندی های جسم، روحی، عاطفی و روانی در کنار هم بدون اینکه بُعدی از زندگی بُعدی دیگر را تحت الشعاع قرار دهد.
۳٫ تحول در رشد:
فصل بهار، هنگامه حرکت، متحول شدن طبیعت و آغاز رشد، خیزش و شکوفایی است، یک خانواده مهدوی، با الهام از حضور بهاری امام عصر (ع)، همواره در مسیر رشد، شکوفایی، تکامل و تکاپو گام برمی دارد و از هر گونه رکود، تنبلی و توقف به دور می باشد.
اعضای یک خانواده امام زمانی دارای افکاری زاینده و اعمالی زیبا و تماشایی بوده و از پوچ گرایی، ابتذال و موانع رشد منزه می باشند.
۴٫ حیات آفرینی:
بهار فصل حیات بخشی، آفرینش زندگی و تولد دوباره ی هستی است، فصلی که روح زندگی در کالبد طبیعت دمیده می شود. خانواده های مهدوی با الهام از بهار دلها، فضای خانه را به عطر وجود او معطر می نمایند.
اعضای یک خانواده مهدوی چون گلهایی که در دامن فصل بهار شکوفا می شوند، در دامن پر مهر امام عصر خویش، به تولدی دوباره دست می یابند و این زندگی بالنده را به دیگران نیز تزریق می نمایند.
خانواده های امام زمانی با عنایات خاص حضرت و با اجابت دعوت ایشان، از حیاتی طیبه برخوردار می شوند، همانگونه که قرآن می فرماید:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ….(۱)
«ای کسانی که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد…»
۵٫ باران زایی:
از ویژگیهای فصل بهار، نزول رحمت واسعه ی الهی و باریدن باران است. اعضای یک خانواده ی مهدوی در ارتباط با بهار هستی آفرین، امام عصر (ع)، به لطافت و صفایی چون بهار دست می یابند و در سوز و گداز و مناجاتشان با خداوند چشمانی بارانی دارند. آنان در لحظه لحظه ی عصر انتظار، با قطرات زلال اشک خویش، دل خویش را بهاری می کنند.
حضرت علی (ع) می فرمایند:
(بکاءُ العیون و خشیه القلوب من رحمه الله تعالی ذکرهُ فاذا وجدتموها فَاغتَنمُوا الدّعاءَ.(۲)
«اشک چشمها و ترس دلها نشانه ی رحمت الهی است. پس هرگاه این دو را در خود یافتید دعا را غنیمت بشمارید.»
مرتبطین با امام زمان (ع)، از شقاوت و علائم بدبختی به دورند که یکی از نشانه های آن فقدان اشک چشم است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
(مِن عَلامات الشَّقاء جُمودُ العین.) (۳)
«از نشانه های شقاوت و بدبختی، خشکیدگی چشم است.»
در دعای شریف ندبه می خوانیم:
(هَل مِن معینٍ فَاُطیلَ مَعهُ العَویلَ و البُکاءِ…)
«آیا یاوری هست که نزد او ناله و گریه را طولانی کنم.»
۶٫ برکت و رحمت:
فصل بهار فصل سودبخشی و رحمت آفرینی است. خانواده های امام زمانی به برکت وجود حضرت و دعای خیر ایشان، همواره در برکت و رحمت الهی غرقند. آنانی دارای عمری با برکت، رزقی با برکت، دوستانی با برکت و زندگی مبارکی هستند و برای دیگران نیز سبب برکت و خیر می باشند.
در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:
(… و ما خَصَّنا بِه مِن وَلایتکُم طِیباً لِخَلقِنا وَ طَهارَهً لأنفُسِنا و بَرکَهً لَنا…) (۴)
« و همچنین آنچه را از دوستی شما برای ما مخصوص داشته، همه ی اینها موجب پاکی اخلاق ما و پاک شدن وجود ما و سبب برکت برای ماست…»
امام صادق (ع) در حدیثی می فرمایند:
(نحنُ أهلُ بیتِ الَّرحمَهِ و بَیتِ النِّعمَه و بَیتِ البَرَکه.) (۵)
«ما، خاندان رحمت و خانواده ی نعمت و دودمان برکتیم.»
و یا رسول خدا (ص) در حدیثی دیگر می فرمایند:
(الرَّوحُ و الرَّاحَهُ و الفَلَحُ و الفَلاحُ و النَّجاحُ و البَرَکهُ والعَفوُ و العافِیَهُ والمُعافاهُ والبُشری و النَّضرَه و الرِّضا و القُربُ والقرابهُ والظَّفرُ والتَّمکینُ والسُّرورُ و المَحَبَّهُ مِنَ الله تبارک و تعالی عَلی مَن احبَّ علیَّ بن ابی طالب (ع) وَ والاهُ وائتَمَّ بِهِ و أقرَّ بِفَضلهِ و تَولَّی الأوصیاءَ مِن بَعده وحقُّ عَلیَّ أن اُدخِلَهُم فِی شفاعتی و حَقٌّ عَلی ربّی أن یَستَجِیب لی فیهم و هُم أتباعی و مَن تَبِعَنی فَإنّهُ مِنّی.) (۶)
«آسایش و راحت، کامیابی و رستگاری و پیروزی، برکت، عفو و تندرستی و عافیت، بشارت و خرمی و رضایتمندی، قرب و خویشاوندی، یاری و پیروزی و توانمندی و شادی و محبت از سوی خداوند متعال، بر کسی باد که علی بن ابیطالب (ع) را دوست بدارد. ولایت او را بپذیرد، به او اقتدا کند. به برتری او اقرار نماید و امامان پس از او را به ولایت بپذیرد و بر من است که آنان را در شفاعتم وارد کنم و بر پروردگار من است که دعای مرا درباره ی آنان بپذیرد و آنان، پیروان من اند و هر که از من پیروی کند، از من است.»
اصل امام زمان شناسی شرط مسلمان زیستن و مسلمان مردن
اسلام آوردن به معنای تسلیم شدن در برابر اوامر الهی و سر تعظیم فرود آوردن به درگاه اوست و چون تکلیف اصلی بندگان، درک و رسیدن به این حقیقت است، خداوند آخرین دین آسمانی خود را «اسلام» قرار داده و فرمود:
«و مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلام دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنه…»(۷)
«هر کس غیر از اسلام دینی برگزیند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد…»
اسلام و تسلیم در برابر حق تا آنجا اهمیت دارد که :
* خداوند همه ی مؤمنین را به تسلیم مطلق شدن در برابر خودش(۸) و نیز مسلمان مردن (۹) فرمان می دهد.
* انبیای الهی خود را مسلمان و پیشگامان اسلام پذیری و تسلیم شدن در برابر خدا معرفی می کرده اند(۱۰) و برگزیدن این شیوه را دستورالهی می شمردند. (۱۱)
* همچنین انبیای الهی به عنوان یکی از مهمترین سفارشات و وصیت ها، فرزندان و امت خود را به مسلمان زیستن و مسلمان مردن سفارش می کردند. قرآن می فرماید: (وَ وَصَّى بِهَا
إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. (۱۲)
[ و ابراهیم و یعقوب (در لحظات آخر عمر) فرزندان خود را به آیین (اسلام) وصیت کردند که : « فرزندان من ! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است شما جز به آیین اسلام از دنیا نروید.]
* و مردان الهی نیز آخرین آرزویشان، مسلمان انتقال یافتن از دنیا بوده است، چنانچه سحره ی فرعون پس از توبه و قبل از شهادت دست به دعا برداشتند که : ( رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْراً وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ (۱۳)
گذشته از اهمیت اسلام و تسلیم پذیری در فرهنگ دینی، روایات معصومین (ع) بر اساس مستندات قرآنی، شرط مسلمانی و اسلامیت در زمان حیات و ممات را امام شناسی وطی طریق بر محور ولایت اهل بیت (ع) معرفی می کند.
اینکه خداوند متعال در آیات مربوط به عید غدیر خم، پس از معرفی حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر (ص) اسلام را مورد رضایت خود می خواند، بیانگر این مطلب است که حقیقت اسلام، ولایت محوری و تسلیم در برابر فرامین و هدایتهای امام معصوم است، چنانچه امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً…. (۱۴)
«ای اهل ایمان همگی در (حصن) اسلام، صلح و آشتی (و تسلیم مطلق خدا بودن) وارد شوید…»
فرمودند: [ مراد از «سِلم» در این آیه، ولایت علی (ع) و امامان پس از اوست](۱۵)
نیز حضرتش در روایتی ورود به «سِلم» را به امام شناسی و کسب معرفت اهل بیت (ع) تعبیر می نمایند.(۱۶)
« چنانچه در روایات آمده است: « ولایهُ عَلی ابن ابیطالب حِصنی» و ناگفته پیداست که دخول در حصن و دژ، دخول در سِلم، سلامتی و آرامش است و چه آرامشی بالاتر از اینکه انسان احساس کند رهبرش، الهی، معصوم، آگاه، دلسوز و پیشگام ترین افراد در همه ی ارزشها و کمالات است.»(۱۷)
بر این اساس یک خانواده مسلمان، برای مسلمان زیستن و مسلمان مردن و کسب «حیات طیبه » و انتقال با همین حالت به سرای جاویدان، لازم است به اکسیر و گنج «معرفت امام» خویش دست پیدا کند و همچنانکه ابراهیم و یعقوب پیامبر، به فرزندان خود توصیه به مسلمان بودن و مسلمان مردن می نمودند، خانواده های ما نیز باید برای ولایت محوری و امام زمانی بودن تلاش داشته باشند. حضرت آیه الله جوادی آملی در این خصوص می فرمایند:
(مسلمان از دنیا رفتن، از وصایای مشترک انبیاء و اولیای الهی است، چنان که به بیان قرآن کریم حضرت یعقوب (ع) به فرزندانش وصیت فرمود:
« یَا بُنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. (۱۸)
هرگز مرگ را به گونه ای دیگر بر خود روا مدارید و نامسلمان نمیرید؛ و یوسف (ع) نیز آن هنگام که مالک مصر بود و تمام قدرت های آن روز را در اختیار داشت به خدای سبحان عرض کرد خدایا: مِلک و مُلک را به من و دیگران مرحمت فرموده ای، توفیقی عطا کن تا به وصیت حضرت یعقوب عمل شود و مسلمان بمیرم: « رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ…» (۱۹)
چون قرآن زندگی کافرانه را با مرگ مساوی می داند و حیات مؤمنانه را زندگانی حقیقی می شمارد، پس مسلمان واقعی زیستن و مردن، که به معنای حیات حقیقی داشتن است، تنها در گرو شناخت ولی خدا و امام هر عصر و نیز پیروی از اوست.(۲۰)
وقتی دین، پول و قبله، زن میشود
پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود” اسلام در غربت ظهور کرد و در آخرالزمان نیز غریب خواهد شد. چه بسیارند مسلمانان که از اسلام جز پوستهای وارونه بر خویش ندارند.”
از علی (علیهالسلام) پرسیده شد:” آن زمان چه زمانی است” پاسخ گفته شد:” زمانی است که پست فطرتان همه جا را پر میکنند، بزرگواران کمیاب میشوند، روزگاری است که پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان، راستی غارت میشود و دروغ فراوان میگردد. مردمانشان با زبان تظاهر به دوستی دارند اما در دل دشمن هستند. گناه همه جا را فرا میگیرد و علنی به گناه افتخار میکنند و اسلام را چون پوستینی واژگونه میپوشند”( نهجالبلاغه . خطبه ۱۰۸)
احادیثی بی شمار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در بحارالانوار جلد ۲۲ص۴۵۳و کنزالعمال درباره روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان از شیعه و اهل سنت نقل شده که در اینجا به انها اشاره میکنیم :
شخصیتهای بزرگ، حیله گر خوانده میشوند روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد ، شخصیتهای بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده میشوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند . مؤمن در نزد آنان حقیر و بی مقدار میشود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد ، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است . در آن هنگام خداوند ، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آنها ببارد . اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند
زمانی بر مردم بیاید که چهرههایشان چهرههای آدمیان ولی دلهایشان دلهای شیاطین باشد ، بسان گرگان درنده خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند ، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند . افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.
شکم هاشان خدایان آنها، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دینشان
در جایی دیگر رسول خدا فرمود : زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دینشان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند . از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمانهای مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود . به چهار بلا مبتلا شوند. نخست: تجاوز به ناموسشان در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد .
نخست: تجاوز به ناموسشان
دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان
سوم: خشکسالی
چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان
اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند : یا رسول الله ! مگر آنها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود : آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند .
از پیامبر خدا در منابع شیعه و اهل تسنن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود: روزگاری بیاید که مردمشان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد :
نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد
دوم: ستمگران را بر آنها مسلط سازد
سوم آنکه بی ایمان از دنیا بروند
یکی از اصحاب از پیامبر پرسید: یا رسول الله دین مردمشان چگونه خواهد بود؟ پیامبر فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند . دینداریشان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد. از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند در جایی دیگر در بحارالانوار جلد۵۲ص۱۹۰ پیامبر فرمود : زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند ، آنچنان که گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد. در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مومنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند ولی به راستی با مردم نباشند ، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند . به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند
در بحار ج ۷۷ص۳۶۹ آمده است پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی . دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند . بازرگانان و کاسبانشان رباخوار و فریبکار ، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد .
روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد به دور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها . از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود .
و چون در آخرالزمان دینتان دست خوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.
هنگامی که معیشت جز با گناه تأمین نگردد در کن زال اعمال حدیث ۳۱۰۰۸ آمده است یکی از اصحاب پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟ پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچههایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد . هنگامی که معیشت جز با گناه تأمین نگردد ، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود ، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهیاش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنند و بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده ان بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاههای هلاکت سقوط کند .
و نیز از پیامبر خدا در کتاب کن زال اعمال، حدیث ۲۹۰۳۲۴ روایت شده است که فرمود : در آخرالزمان دغلبازان و فریبکارانی بیایند که حدیثهایی نو و روایتهایی جدید از دین بر شما بخوانند، آنچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیثهایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبدأ به دام تزویر و فریبشان بیافتید .
از علی بن ابی طالب(علیهالسلام) درباره آخرالزمان پرسیده شد : آیا در آن زمان مؤمنانی وجود دارند؟ فرمود: آری . باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنهها چیزی کاسته میشود؟ فرمود: نه ، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج به سر برند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که مقرب نباشد جز به سخن چینی ، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن ، و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف و بزرگواری بشمار آید .(نهجالبلاغه/حکمت ۱۰۲)
امام سجاد(علیهالسلام) فرمود : چون خداوند میدانست در آخرالزمان اهل فکر دقیق النظر خواهند آمد، از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد. بحار ۶۰/۱۸ بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید
امام صادق(علیهالسلام) فرمود : چون قائم ما قیام کند خداوند آنچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام آور نیازی نداشته باشند و به هر کجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند. بحار ۳۶/۴۵
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود :« این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود » و فرمود « در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند » کن زال اعمال حدیث۳۴۴۹۹و۳۴۵۰۰
در جای دیگری فرمودند: « چون در آخرالزمان دینتان دست خوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید که به دلهایشان دیندارند و دین انها از الایش به افکار مصون ماند.” بحار ۵۲/۱۱۱
وضعیت زنان در آخرالزمان
از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار میگردد، بیامنیّتی خانوادگی و ناموسی است، حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص میفرمایند: «سفیانی در حالی که نیزهای در دست دارد، زنی باردار دستگیر مینماید و به یکی از یارانش میگوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را میدرد و جنینش را بیرون میآورد و هیچ کس نمیتواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»
یکی از مسائلی که در حکومتهای آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی میباشد: امیر مؤمنان(علیه السلام) میفرماید: «… و آن هنگامی است که زنها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»۱
«هنگامی که زنها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آنها عملی نگردد.»۲ امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «و زنان را میبینی که بهسان مردان، مجالس (کنفرانس) راه میاندازند.»۳ یکی از مهمترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع میپیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آنها خواهند خورد. امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانههای ظهور میفرمایند: «بعضی از مردان را میبینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق میکنند.»۴ حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانههای ظهور میفرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت مینمایند.»۵
امام علی(علیه السلام) میفرمایند: «ظاهر میشود در آخرالزّمان که بدترین زمانهاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»
۱٫عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار میگردد، بیامنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر میشود که کمتر کسی میتواند یا میخواهد از آن جلوگیری نماید.»۶ حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص میفرمایند: «سفیانی در حالی که نیزهای در دست دارد، زنی باردار دستگیر مینماید و به یکی از یارانش میگوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را میدرد و جنینش را بیرون میآورد و هیچ کس نمیتواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»۷
۲٫ هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعهای مملوّ از فساد و بیبند و باریهای اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انساننما، آنچنان فراگیر میشود که حالت عادّی به خود میگیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نمودهاند، بسیار زیاد است. محمّد بن مسلم میگوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زنها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»۸ امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «و زنان را میبینی که بهسان مردان، مجالس (کنفرانس) راه میاندازند.» و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«… در آن زمان زنان را میبینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمهای ندارند.»۹ امام علی(علیه السلام) میفرمایند: «ظاهر میشود در آخرالزّمان که بدترین زمانهاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»۱۰
۳٫ افزایش زنان بیسرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونهای است که بر اثر جنگهای پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری مییابد و به همین دلیل، زنان زیادی بیسرپرست میگردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) میفرمایند: «قیامت برپا نمیشود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»۱۱ و در حدیث دیگری میفرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی میگوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری میگوید به من پناه ده.»۱۲ امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانههای ظهور میفرمایند: «بعضی از مردان را میبینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق میکنند» با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده میشود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمیتوان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.
عوامل ظهور امام زمان (ع) چیست
عوامل ظهور هر آن چیزی است که در ظهور امام زمان(عج) نقش دارد و از علل ظهور آن حضرت محسوب می گردند و در باره آن باید گفت: هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان(ع) «اراده الهی» است ولی آنچه که انسانها به عنوان زمینه سازی ظهور می توانند انجام دهند ایجاد آمادگی در خودشان است؛ چون هر انقلاب و نهضتی که برای هدف معینی به وجود می آید، در صورتی پبروز است که زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد، در غیر این صورت انقلاب با شکست روبرو خواهد شد.
قیام امام زمان(عج) از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی می تواند پیروز شود که شرایط آن فراهم گردد. [۱]
پس آمادگی مردم از علل و عوامل مهم ظهور می باشد. یعنی عموم مردم خواستار آن حضرت باشند و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشد و به عبارت دیگر باید عوامل اختیاری و قابل تغییر غیبت آن حضرت را بر طرف نمود.
توضیح اینکه؛ بر اساس آنچه در روایات، در باره عوامل غیبت آمده برخی از آنها در اختیار ما و قابل تغییر نیست مانند:
۱-بیعت کسی بر عهده آن حضرت نباشد [۲].
۲-محافظت ایشان از خطر کشته شدن [۳].
۳-آزمایش الهی [۴].
۴-علل ناشناخته
چنانکه بعضى از روایاتها بیانگر این نکتهاند که امامان معصوم از علت اصلى غیبت آگاهند، اما مأمور به بیان آن نیستند؛ لذا سر بسته و به طور اجمال حکمتهایى از آن را بیان کردهاند؛ دلیل این ادّعا روایت عبداللّه بن فضل هاشمى از امام صادق(ع) است که امام به وى فرمود: براى صاحب امر غیبتى است که چارهاى از آن نیست. هر مبطلى در آن شک مىکند. به او گفتم: فدایتان شوم، (غیبت) براى چیست؟ فرمود: براى امرى که اجازه کشف آن را براى شما نداریم. گفتم: حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: حکمت غیبت او همان حکمت غیبت حجتهاى خداوند قبل از او است. حکمت آن کشف نمى شود مگر بعد از ظهور او. همان طور که حکمت سوراخ کردن کشتى و کشتن پسر و برپایى دیوار توسط حضرت خضر(ع) براى حضرت موسى(ع) کشف نشد مگر هنگام جدایى آنها. [۵]
روشن است که این عوامل در اختیار انسان ها نیست تا بتوانند تغییر دهند.
اما برخی دیگر از عوامل غیبت قابل تغییر است چنانکه در برخى از توقیعات شریفه به این مسأله اشاره شده است که، بىوفایى مردم و گناهان آنان زمینه ساز غیبت حضرت حجت شده است.
اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلى در وفاى به عهدى که بر ایشان است عنایت مى فرمود: مبارکى دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمىافتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتى شایسته و درست شتاب مى شد. و چیزى ما را از ایشان محبوس نکرده است مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندى است که از آنها به ما مىرسد.[۶]
مضمون این توقیع آن است که بىوفایى شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانىتر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است، پس همدلى شیعیان در وفاى به عهد [آن حضرت] مىتواند عاملى براى تعجیل در ظهور باشد [۷]؛ علاوه بر این مطالب باید توجه داشت که مردم در عصر غیبت، افزون بر تکالیف عمومى، در خصوص مسأله غیبت وظایفى بر دوش دارند که با انجام آنها ضمن وصول به اجر و ثواب، گامهایى نیز در زمینه ظهور برخواهند داشت، که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
صبر
در روایتى امام رضا(ع) مى فرماید: چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را که: فارتقبوا اِنّى معکم رقیب. و این سخن او که: فانتظروا اِنّى معکم من المنتظرین. «منتظر باشید من هم با شما در انتظارم». همانا فرج پس از ناامیدى مىآید و کسانى که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. [۸]
تعبیر «علیکم بالصبر» صراحت دارد، در این که وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است. البته روشن که صبر بمعنای استقامت داشتن در اعتقاد و عمل و طی نمودن خط و مکتب آن حضرت است.
انتظار
هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مىشود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأکید بسیار بر این امر پاى فشردهاند؛ در روایتى از پیامبر صلىاللهعلیهوآله مىخوانیم که فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است [۹]. على(ع) در پاسخ کسى که از وى پرسید: کدام عمل نزد خداوند محبوبتر است؟ فرمود: انتظار فرج. [۱۰]
در روایت دیگرى امام صادق(ع) مى فرماید: نزدیکترین حالت بنده به خداوند و راضىترین چیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آنها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آنها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند [۱۱].
پر واضح است که انتظار بر دو قسم است: انتظار تکوینى و انتظار تشریعى. در انتظار تکوینى، منتظر بودن بیشتر به شکل منفى و همراه با سستى صورت مىگیرد، اما انتظار تشریعى، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، کلام امام سجّاد(ع) است که مىفرماید: منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است که غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روى رسول خدا(ص) قرار داده است. آنان حقیقتاً خالص اند و شیعیان راستین و دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند. [۱۲]
منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد که غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شک و تردید ندارد و در بعد عملى آشکارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.
اگر منتظر منفى دست بر دست مىگذارد و به بهانه این که کارى از ما ساخته نیست و کارى براى زمینه سازى ظهور نمىکند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مىافزاید، خود را آماده ظهور مىنماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر کند.
چکیده سخن آن که در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.
دعا
در برخى روایات عمدهترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانستهاند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیله محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید… . [۱۳]
انقطاع
در روایتى از امام صادق علیهالسلام مىخوانیم که فرمود: همانا این امر (ظهور مهدى (عج) نمىآید شما را مگر پس از ناامیدى».[۱۴] و در روایت دیگرى امام رضا علیهالسلام مىفرماید: همانا فرج پس از ناامیدى مىآید و کسانى که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند [۱۵].
این بدان معنا است که تا بشریت چشم امید به قدرتهاى غیرالهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدىجو و مهدىخواه نخواهد بود.
شاید بهمین جهت یکی از نشانههای آغاز انقلاب امام زمان، فراگیری ظلم و جور در جهان بیان شده است و این مطلب را از دو راه میتوان ثابت کرد:
۱- پبامبر گرامی فراگیری ظلم و جور را، نشانه آغاز انقلاب دانسته و در حدیثی که محدثان اسلامی نقل کردهاند، فرموده است:
زمین را پر از قسط و عدل میکند، چنان که از ظلم و جور پرگردد. [۱۶]
۲- فشار و اختناق هرگاه از حدّ بگذرد، مایه انفجار میگردد. انفجارهای اجتماعی، مانند انفجارهای مکانیکی است که در درجه معینی از فشار، انفجار رخ میدهد. و در حقیقت گسترش فساد به وسیله ضحاکان زمان، انقلاب را نزدیکتر میکند، و در نتیجه بذرهای انقلاب را آبیاری مینماید، تا لحظهای که بحران به اوج خود برسد و انقلاب صورت پذیرد. البته همانگونه که باید توجه داشت که صرف گسترش فساد کافی نیست بلکه رشد آگاهی هم در این زمینه لازم است.
مقصود از بالا رفتن سطح آگاهی، این است که انسانها، به موقعیت و ارج وجود خود پیببرند، و تحمل ظلم و فساد را زندگی ننگین و مرگباری تلقی کنند که شایسته مقام انسان نیست. آنگاه با ارزیابی شرایط و امکانات خود، و ستم قدرتهای طاغوتی، بذر انقلاب را در سرزمین مستعد و آماده بپاشند و با طرق گوناگون، در آبیاری آن بکوشند. ناگفته پیداست، تا زمانی که در تودهها چنین آگاهی پدید نیاید، و انسانها بر ارزش خود واقف نگردند، و امکانات خود و طرف را درست نسنجند، انقلاب کوری رخ میدهد که نمیتواند، مصالح مردم را تضمین کند.
به عبارت روشنتر: برای تحقق یک انقلاب، تنها گسترش فساد و یا وجود یک رهبر لایق کافی نیست، بلکه علاوه بر این، آمادگی روحی و فکری لازم است که مردم در موقع مناسب بهای انقلاب را که همان ایثارگری و شهادت در راه هدف است، بپردازند. در غیر این صورت، سستی و تنبلی و اکتفا به وضع موجود، در روح جامعه لانه میگزیند، و اندیشه انقلاب به ذهن آنان راه پیدا نمیکند. و با تمسک به منطق «موسی به دین خود، عیسی به دین خود»، و یا «هر کس باید گلیم خود را از آب بیرون ببرد»، «من چه کار به کار دیگران دارم» و امثال این جملات، وضع موجود را که توأم با یک نوع راحتطلبی است، بر قیام و انقلاب و تحمّل زندان و شکنجه و قتل و اعدام ترجیح میدهد [۱۷].
علاوه اینکه برای تحقق قیام حضرت مهدی علیهالسلام، یک ارتش مهیّا و نیروی ضربتی کارآمد لازم است که پشت سر امام علیهالسلام ایستاده و گوش به فرمان او باشد. از این جهت باید در جهنم سوزان ظلم و جور و فساد و تبعیض، افراد فداکاری پرورش یابند، تا پیامآور بهار عدالت باشند این گروه باید به نیروی ایمان و تقوا مجهز گردند، و جانباز و فداکار باشند.
به طور خلاصه، گسترش فساد و ظلم، اگر منجر به «انظلام» -یعنی پذیرش ظلم و ستم- بشود، هیچگاه زمینه ی قیام علیه آن نخواهد شد. بلکه تنها در صورتی مفید است که مقدمه مبارزه در جهت تحقق عدالت و نیکی باشد. بدیهی است که این مقدمه نیز هیچگاه عملی نخواهد شد، مگر زمانی که مردم، بدی ظلم را بدانند. و در برابر آن، مظاهر صلاح و تقوای فردی و اجتماعی را نیز بشناسند. و تنها راه این شناخت، دعوت مردم به سمت صلاح و تقوی است.
احادیث فراوانی داریم که گروهی در زمانهای مختلف با حرکتهای اصلاح گرانه در جوامع بشری، زمینه ساز ظهور حجت خواهند بود. این احادیث در برخی از کتب گرد آمده است. [۱۸]
ما به یکی از این احادیث اشاره می کنیم: صاحب کشف الغمه از پیامبر(ص) نقل می کنند که فرمود: «مردمی از مشرق خروج می کنند و برای حضرت مهدی زمینه سازی می کنند.»[۱۹].
تقوی و دوری از گناه
در احادیثی که پیامبر(ص) و ائمهاطهار(ع)، وظایف منتظران را معین کردهاند، همه جا سخن از تقوی، ورع، عفاف، صلاح، سداد، دوری از گناه و قرب به خداست. به عنوان نمونه، امام صادق(ع) فرمود:
هر کس خوشنود میشود که از اصحاب قائم علیهالسلام باشد، پس باید منتظر باشد، و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی، پیش از ظهور حضرتش بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور آن حضرت را درک کرده است. پس (در جهت نیکیها) بکوشید و منتظر باشید. (این انتظار) گوارا باد بر شما ای گروه رحمت شده. [۲۰]
علمای گذشته ما، درباره وظایف و تکالیف منتظران در زمان غیبت، کتابهائی مستقل نوشته یا فصولی از کتب خود را اختصاص دادهاند، مانند: کتاب «نجم الثاقب» تالیف مرحوم حاج میرزاحسین نوری (متوفی ۱۳۲۷)، دو کتاب «مکیال المکارم» و «وظیفه مردم در زمان غیبت امام زمان» تالیف مرحوم میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی (متوفی ۱۳۴۸). در این کتابها و مشابه آنها تنها بر اساس روایات معصومین علیهمالسلام به عوامل ظهور و وظایف منتظران اشاره شده است، البته از نظر عقلایى نیز مىتوان گفت: تشکیل حکومت جهانى با آن عظمت و شکوه، به صورت دفعى هر چند محال نیست، اما دلیل عقلى یا نقلى معتبر بر چنین وقوعى نداریم. هر چند ممکن است خود ظهور به دلیل عدم توقیت، به طور «بغته» و ناگهانى صورت گیرد، اما قطعا نمىتوان گفت بدون هیچ زمینهاى انجام مى شود.
شهید مطهرى مىنویسد: بعضى از علماى شیعه که به برخى از دولتهاى شیعى معاصر خود حسن ظن داشتهاند، احتمال دادهاند که دولت حقّى که تا قیام مهدى موعود ادامه خواهد یافت، همان سلسله مورد نظر باشد. [۲۱]
این سخن بیانگر آن است که علماى شیعه به حکومت زمینه ساز عقیده داشتهاند و این یک امر طبیعى است، چرا که وقتى انسان منتظر مهمان عزیزى باشدآ سعى مى کند فضا و مکان و استقبال کنندگان را در حد امکان، با مقام فرد منتظر کاملاً همانند کند. چگونه ممکن است فرد منتظر، در انتظار کسى باشد که به دلیل اجراى عدالت، پیاده کردن احکام الهى و جلوگیرى از فحشا، محکوم دادگاه او و طعمه شمشیر وى باشد؟
آیت اللّه مکارم شیرازى نیز، درباره آمادگىهاى لازم براى حکومت جهانى مى نویسد: براى این که دنیا چنان حکومتى را پذیرا باشد، چند نوع آمادگى لازم است:
۱ ـ آمادگى فکرى و فرهنگى: یعنى سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند مثلاً مسأله «نژاد» یا «مناطق مختلف جغرافیایى» مسأله قابل توجهى در زندگى بشر نیست و تقاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نمى تواند بشر را از هم جدا سازد.
۲ ـ آمادگى اجتماعى: مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، تلخى این زندگى مادى و یک بعدى را احساس کنند و حتى از این که ادامه این راه یک بعدى ممکن است در آینده مشکلات کنونى را حل کند، مأیوس گردند.
۳ ـ آمادگىهاى تکنولوژى و ارتباطى: بر خلاف آن چه بعضى مىپندارند که رسیدن به مرحله تکامل اجتماعى و رسیدن به جهانى آکنده از صلح و عدالت، تنها با نابودى تکنولوژى جدید امکانپذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانى نخواهد بود، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفى محال باشد. سپس مىافزاید معجزه، استثنایى است منطقى در نظام جارى طبیعت، براى اثبات حقانیت یک آیین آسمانى؛ نه براى اداره همیشگى نظام جامعه. [۲۲]
۴ ـ آمادگى هاى فردى: حکومت جهانى قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانى است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را به دوش بکشد.
این در درجه اول نیاز به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى و فکرى براى پیاده کردن آن برنامه عظیم نیاز دارد. منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمى نمىتواند نقش تماشاچى را داشته باشد.
حضرت مهدى(عج) در کجا ظهور مىکنند
این روزها حجاج بیتالله الحرام در سرزمین عرفات و منا و مکه معظمه مشغول انجام مناسک الهی حج هستند، سرزمینی که یادآور رخدادهای مهم در تاریخ بشریت است که در آینده هم نقش مهمی در رویدادهای جهانی دارد، خانه کعبهای که حضرت ابراهیم(ع) آن را تجدید بنا کرد و روزگاری که یکی از فرزندانش در کنار مقام فریاد بر میآورد: « أَنَا بَقِیَّهُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ» و سرانجام صالحان نوای توحید را در سراسر جهان میگسترانند.
*شباهت حضرت مهدی(عج) با حضرت ابراهیم(ع)
امام زینالعابدین(ع) در روایتی میفرمایند: «اما من ابراهیم فخفاء الولاده و اعتزال الناس»(۱)؛ اما سنت ابراهیم(ع) در آن حضرت مخفی بودن ولادت و عزلت او از مردم است و از امام صادق(ع) روایت شده است: ابراهیم(ع) در یک روز به قدری رشد میکرد که دیگران در یک هفته رشد میکنند و در یک هفته به قدری رشد داشت که دیگران در یک ماه رشد میکنند و در یک ماه به قدری که دیگران در یک سال(۲) قائم(عج) نیز چنین بود، چنانکه در خبر حکیمه رضی الله عنها آمده است.(۳)
*مکان ظهور
طبق روایات متواتر از طریق شیعه و سنى، که قیام شکوهمند آن مصلح جهانى از سرزمین و از مسجد الحرام، کنار کعبه معظمه آغاز خواهد شد و تعداد ۳۱۳ نفر از اصحاب او که فرماندهان لشکرى و کشورى آن حضرت هستند، در میان رکن و مقام با آن حضرت بیعت مىکنند، آن گاه تعداد ۱۰ هزار نفر تکمیل مىشود و وجود مقدس حضرت بقیه الله(عج) با سپاه ۱۰ هزار نفرى از مکه حرکت مىکنند و به اصلاح جهان مىپردازند.(۴)
مفضّل از حضرت صادق(ع) مىپرسد: اى آقاى من! حضرت مهدى(عج) از کجا و چگونه ظهور مىکند؟، حضرت فرمودند: «اى مفضل! او به تنهایى ظهور مىکند و به تنهایى کنار کعبه مىآید و به تنهایى شب را در آنجا مىگذراند».(۵)
در روایت دیگرى مىفرماید: «چون مهدى به در آید، به مسجدالحرام رود، رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد. دو رکعت نماز گزارد، آنگاه فریاد برآورد: «اى مردمان! منم یادگار امام و یادگار نوح و یادگار ابراهیم و یادگار اسماعیل. منم یادگار موسى و عیسى و محمد… منم صاحب قرآن و زنده کننده سنت
ایرانیان زمینه ساز ظهور/ عصر ظهور در کلام امام باقر علیه السلام
امامان معصوم علیهمالسلام به جهت اهمیت مسئله مهدویت و غیبت دوازدهمین حجت الهى، در فرصتهاى مناسب از عصر ظهور سخن گفته و شیعیان را با نشانه ها، علائم و ویژگیهاى دولت کریمه حضرت قائم علیهالسلام آشنا ساختهاند.
این آگاهیها و اطلاعرسانى آن ستارگان هدایت موجب شده است که اهل ایمان و منتظران حکومت عدل حضرت مهدى علیهالسلام بیش از پیش امیدوار و دلبسته آن عصر گشته، نسلهاى بعدى را نیز با این فرهنگ مأنوس کنند.
امام باقر علیه السلام میفرماید: بر مردم زمانى مىآید که امامشان از منظر آنان غایب مىشود. خوشا به حال آنان که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهلبیت ثابتقدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مىرسد، این است که خداى متعال خطابشان مىکند و مىفرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.
منتظران مژده باد
امام باقر علیهالسلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مىدهد که «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِکَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَکُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِىءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(۱) ؛ بر مردم زمانى مىآید که امامشان از منظر آنان غایب مىشود. خوشا به حال آنان که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهلبیت ثابتقدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مىرسد، این است که خداى متعال خطابشان مىکند و مىفرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.»
امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.
آن گاه امام باقر علیهالسلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارجگذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مىفرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیک و شایستهتان را مىپذیرم و از کردار ناپسندتان عفو مىکنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را مىآمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مىکنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل مىکردم.»(۲)
یاران وفادار
پیشواى پنجم علیهالسلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیهالسلام که در زمان غیبت، خود را براى شرکت در قیام جهانى آن حضرت آماده مىکنند، به ابو خالد کابلى فرمود: «من به گروهى مىنگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مىکنند. بارها از متولیان حکومت اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مسئولین مواجه مىشوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این که سردمداران حکومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و کسى نمىتواند جلوگیرشان شود. این حقجویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به کس دیگرى نمىسپارند. کشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.»
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد کابلى جملهاى زیبا فرمود که مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(۳) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.»
امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! ۳۱۳ نفر یاران مهدى علیهالسلام مىآیند که پنجاه نفر از آنان زن مىباشند و بدون هیچگونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مىشوند.
امام پنجم علیهالسلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیهالسلام به آیهاى از قرآن استناد کرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْدا مَفْعُولاً»(۴) ؛ «هنگامى که نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیکارجوىِ خود را بر ضد شما برمىانگیزیم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانهها را جستجو مىکنند و این وعدهاى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مىخیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»(۵)
ایرانیان زمینه ساز ظهور در کلام امام باقر
امام باقر، در وصف ایرانیان زمینه ساز ظهور، بشارتی اعجاب برانگیز، میفرمایند و ایرانیان و قوم سلمان فارسی را به فتحی عظیم و پیروزی بزرگ و درک محضر و حضور حکومت جهانی امام عصر، بشارت میدهند. مرحوم نعمانی در کتاب الغیبۀ، از قول امام باقر، چنین نقل می کند:
کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ. [۶]
(امام باقر خطاب به ابوخالد کابلی): من به قومی، مىنگرم که از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مىکنند. بارها از متولیان، اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مواجه مىشوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، اسلحه های خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این که سردمداران حکومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و کسى نمىتواند جلوگیرشان شود. این حقجویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به کس دیگرى نمىسپارند. کشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد کابلى، جملهاى زیبا فرمود که مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد. آن حضرت فرمود: اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاََسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاَْمْرِ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم. این بخش از روایت، نشان میدهد بین حکومت ایرانیان زمینه ساز ظهور و قیام امام عصر، به اندازه عمر یک انسان معمولی، فاصله می باشد که امام باقر، چنین میفرمایند.
علت نامگذاری امام عصر به قائم در کلام امام باقر
امام محمد باقر، در پاسخ به پرسش ابوحمزه ثمالى از علت نامگذارى آن حضرت به قائم- چنین فرمود : چون جدّم حسین علیهالسلام کشته شد فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فریاد برآوردند که: اى خداى و سرور ما! آیا از کسانى که برگزیده تو و فرزند برگزیده تو و بهترین آفریده تو را مىکشند چشم مى پوشى؟ خداوند عزّ و جلّ به آنان وحى فرمود که: فرشتگان من! آرام گیرید؛ به عزّت و جلالم سوگند از آنان انتقام خواهم گرفت گر چه به طول انجامد. آن گاه خداوند عزّ و جلّ امامانِ نسل حسین علیه السلام را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یکى ایستاده بود و نماز مى خواند. خداوند فرمود: با این قائم (ایستاده) از آنان انتقام مى کشد!
الإمامُ الباقرُ علیه السلام و قد سَألهُ الثُّمالیُّ عن عِلّهِ تَسْمِیهِ القائم قائماً لَمّا قُتِلَ جَدّی الحسینُ صلَّى اللّه ُ علَیهِ ضَجّتِ المَلائکهُ إلَى اللّه ِعزّوجلّ بالبُکاءِ و النَّحیبِ، و قالُوا: إلهَنا و سیّدنَا، أ تَغْفُلُ عَمَّن قَتلَ صَفْوتَکَ و ابنَ صَفْوتِکَ، و خِیَرتَکَ مِن خَلْقِکَ ؟! فأوحَى اللّه ُ عزّ و جلّ إلَیهِم: قَرّوا مَلائکتی، فَوَ عِزّتی و جلالی لَأنتقِمَنَّ مِنهُم و لو بعدَ حینٍ. ثُمّ کَشفَ اللّه ُ عزّ و جلّ عَنِ الأئمّهِ مِن وُلدِ الحسینِ علیه السلام للملائکهِ، فسُرَّتِ الملائکهُ بذلکَ، فإذا أحدُهُم قائمٌ یُصلّی، فقالَ اللّه ُ عزّ و جلّ: بذلکَ القائمِ أنتَقِمُ مِنهُم. [۷]
بانوان در حکومت جهانی امام عصر
بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژهشان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى که یک زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پایبند خواهد بود. آنچه از روایات بر مىآید، آن است که عدهاى از کارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیک امام محمد باقر علیهالسلام به نقل از آن حضرت فرمود: وَ یَجِىءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَهٍ وَ بِضْعَهَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَهً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّهَ عَلى غَیْرِ میعادٍ. [۸]
به خدا سوگند! ۳۱۳ نفر یاران مهدى علیهالسلام مىآیند که پنجاه نفر از آنان زن مىباشند و بدون هیچگونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مىشوند.»
مدت حکومت امام زمان در بیان امام پنجم
امام باقر علیه السلام میفرماید: «قائم ۳۰۹ سال حکومت میکند، همان مقدار که اصحاب کهف در غارشان ماندند، زمین را پر از عدل و قسط میکند، چنانکه از ستم پر شده باشد؛ پس خداوند برای او، شرق و غرب زمین را میگشاید و به شیوه سلیمان بن داوود سلوک نماید، آفتاب و ماه را صدا میکند، پاسخ او را میدهند و زمین برای او در نوردیده شود و به او وحی میرسد؛ پس به امر الهی به وحی عمل میکند.» [۹]
رجعت در عصر ظهور در بیان امام باقر
اندیشه «رجعت» از ویژگی های مکتب اهل بیت علیهم السلام است و پیروان آن مکتب با الهام از قرآن و سنّت بر این باورند که گروههایی از پیشینیان در هنگام ظهور قائم آل محمد به این دنیا بازخواهند گشت. سپس دوباره قبض روح شده و در روز قیامت محشور خواهند شد.
این اعتقاد مسلّم شیعی برگرفته از آیات قرآن است. در آیات متعدّدی به رجعت گروههایی از مردم در گذشته اشاره شده است. زنده شدن گروهی از بنی اسرائیل (سوره بقره، آیه ۵)، زنده شدن کشته شده بنی اسرائیل در داستان بقره (سوره بقره، آیه ۷۲)، زنده شدن عُزَیْر بعد از صد سال (سوره بقره، آیه ۲۵۹)، و داستان اصحاب کهف (سوره کهف، آیه ۱۲) نمونههایی از «رجعت» در اقوام پیشین هستند که آیات الهی به آن پرداخته است. اگر اعتقاد به رجعت، امری محال و غیر قابل قبول بود، پس این همه تأکیدات قرآن را چگونه می توان تفسیر کرد؟ امام باقر علیه السلام بر این باورِ وحیانیِ شیعه در مناسبت های مختلف، تأکید نمودند.
از این رو سید مرتضی از علمای شیعه با دریافت معارف و احادیث امام باقر، چنین نقل میکنند: خداوند متعال در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام گروهی از شیعیان را زنده می کند تا به ثواب نصرت و یاری آن حضرت نائل آمده و برقراری دولت حَقّه مهدوی را نظاره کنند و طعم شیرین حکومت آن گرامی را بچشند و گروهی دیگر از دشمنان اهل بیت علیهم السلام را محشور می گرداند تا از آنان قبل از قیامت انتقام گرفته و آنان نیز در این دنیا ذلّت و خواری کفر و نفاق را احساس نمایند. و نیز شیخ مفید، از بزرگ ترین اندیشه پردازان مکتب اهل بیت علیهم السلام، چنین می گوید: در هنگام قیام قائم علیه السلام کسانی که مؤمنِ خالص و یا کافرِ خالص باشند، به این جهان باز می گردند و غیر این دو گروه، رجعتی نخواهند داشت. [۱۰]
نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد ظهور حضرت مهدى (عج)
۱- ابوحمزه ثمالى آورده است که: در یکى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى که حاضران رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:
اباحمزه! از رخدادهایى که خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر کس در آنچه مىگویم تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد که همنام و همکنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى کسى باد که زمین را لبریز از عدل و داد مىکند همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .
یا اباحمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیهالسلام سلام و درود مىگوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت بر او واجب مىگردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمکاران! (۱۱)
۲- بانوى دانش پژوهى که به (امهانى) شهرت داشت آورده است که بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیهاى از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .
فرمود: کدام آیه امهانى؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه که مىفرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الکنس. (۱۲)
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایهاى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاک است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مىگردند و گروههایى راه حق و هدایت را مىیابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنى … و خوشا به حال آنان که او را درک خواهند نمود. (۱۳)
جهان در آستانه ظهور
در آستانه ظهور حضرت مهدى علیهالسلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مىرسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر کس و حکومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مىگردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنهانگیز و فرصت طلب به تنگ مىآیند که شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مىپرورانند. حضرت امام باقر علیهالسلام فضاى تاریک جهان قبل از ظهور را اینگونه بیان مىکند:
«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَهٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِکَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ کَلْبِ النّاسِ وَ اَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(۱۴)؛ حضرت قائم علیهالسلام قیام نمىکند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزلهها و فتنه و بلایى که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مىشوند.
آنگاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم مىشود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مىرسد؛ به گونهاى که هر کس بر اثر مشاهده درندهخویى و گزندگىاى که در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مىآید، صبح و شام آرزوى مرگ مىکند.»
امام آنگاه افزود: «وقتى که یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بنبست احساس کردند، امام غائب علیهالسلام قیام مىکند.»
مخالفین دولت مهدوى
سران جبهه باطل معمولاً افرادى خودخواه، متکبر، صاحب صفات ناپسند انسانى هستند که در مقابل حق خودنمایى مىکنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطهورند که انسانهاى حقطلب و جلوههاى فضیلت را خطرناکترین دشمنان خویش قلمداد مىکنند. به همین جهت، تمام تلاشهاى خود را براى نابودى آیین حق و رهبران الهى به کار مىگیرند. اما خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب کرده است.
قرآن مىفرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْکَرِهَ الْکَـفِرُونَ»(۱۵)؛ «(مخالفین حق)مىخواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش کنند، ولى خدا جز این نمىخواهد که نورش را کامل کند؛ هر چند کافران را خوش نیاید.»
در عصر ظهور، تلاشهاى زیادى صورت مىگیرد تا از استقرار حکومت قائم آل محمد صلى الله علیه و آله جلوگیرى شود، اما آن حضرت به لطف و مدد الهى، تمام موانع را از میان برمىدارد. سفیانى یکى از دشمنان سرسخت حضرت مهدى علیهالسلام است.
امیرمؤمنان على علیهالسلام در مورد جنایات وى به کوفیان فرمود: «بدا به حال کوفه! سفیانى چه جنایاتى در آنجا انجام مىدهد! به حریم شما تجاوز مىکند، کودکان را سر مىبرد و ناموس شما را هتک مىکند.»(۱۶)
امام باقر علیهالسلام درباره ویژگیهاى این دشمن سرسخت حضرت مهدى علیهالسلام فرمود: «اگر سفیانى را مشاهده کنى، در واقع پلیدترین مردم را دیدهاى. وى داراى رنگى بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگى خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است.»(۱۷)
امام باقر علیهالسلام مىفرماید: «گویا من سفیانى (سرکرده دشمنان حضرت امام عصر علیهالسلام) را مىبینم که در زمینهاى سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده، ندا مىدهد که هر کس سر یک تن از شیعیان على علیهالسلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله مىکند و مىگوید: این شخص از شیعیان است. او را مىکشد و هزار درهم جایزه مىگیرد.»(۱۸)
شیصبانى نیز یکى دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان کینهتوز اهلبیت علیهمالسلام و حضرت مهدى علیهالسلام مىباشد. ریشهاش به بنىعباس مىرسد و شخصى بدکردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیهالسلام به جابر جعفى فرمود: «سفیانى خروج نمىکند، مگر آن که قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق خروج مىکند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یکباره پیدا مىشود و فرستادگان شما را به قتل مىرساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانى و ظهور قائم علیهالسلام باشید.»(۱۹)
دجّال نیز فتنهگرى کذّاب و فریبنده است که موجى از آشوب و فتنه به پا مىکند و بسیارى را با دسیسههاى شیطانىاش مىفریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلىاش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مىکند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مىآیند.
اما طبق مشیت الهى و سنت تغییرناپذیرش همچنان که در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون کف روى آب نابود شدنى هستند و حضرت مهدى علیهالسلام نیز با غلبه بر سران کفر و فتنه و نفاق طومار زندگانى دشمنان فضیلت و کمال را درهم مىپیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روى زمین مىگسترد.
امضایی با نشان یهود، پای نامه مدعیان مهدویت/ سوالات بی پاسخ از پیروان مدعی یمانی
سید یمانی، فرزند امام مهدی ؟
جریان یمانی و پیروان شخصی موسوم به «احمد الحسن بصری، سید یمانی» با تشکیل کمپین هایی به زبان های فارسی، انگلیسی و عربی در شبکه های اجتماعی، مژده ظهور منجی را بشارت می دادند که طبق باور این گروه،احمد الحسن، یمانی موعود و از فرزندان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف است.فردی که قیام خود را از محیط اینترنت و فضای مجازی شروع کرد و منتظران ظهور را بسوی خود فرا می خواند!
طبق گفته های پیروان احمد الحسن یمانی، این شخص قیام خود را ۱۳ سال پیش بنابر دستور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف به فرزند خود یعنی احمد الحسن (!) آغاز نموده است.
پیروان احمد الحسن با ورود یوزرهای تازه وارد و برای بدست آوردن دل افراد با هر عقیده و دینی به اتاق های گفتگو وابسته به این جریان، با ارسال متنی شبیه به متن زیر به استقبال او برای گرویدن به این جریان، می روند:
«همانا ظهور کرد منجی بشریت. سید احمد الحسن علیه السلام وصی و فرستاده ای از جانب امام مهدی علیه السلام. یمانی موعود برای شیعیان و همان مهدی که در آخر الزمان به دنیا می آید نزد اهل سنت. و فرستاده ای از جانب عیسی مسیح علیه السلام و فرستاده ای از طرف حضرت الیاس نبی علیه السلام !»
به هر حال، صرفنظر از ادعاهای مدعی مهدویت، یمانی دروغین، احمد الحسن بصری، پیروان و انصار وی، باید به این سوالات، ابهامات و نکاتی که در ادامه ذکر خواهد شد، پاسخ دهند.
آخرین سخن و توقیع شریف امام عصر در غیبت صغری
احمد الحسن بصری، یمانی دروغین، ادعاهایی دارد و مستند این ادعاها نیز برخی روایات و احادیث مهدویت بویژه در کتاب الغیبۀ نعمانی می باشد. شاید اختلاف نسخ و حتی برخی روایات مهدویت، دست پیروان این شخص را باز گذاشته باشد، اما با سد محکمی، مواجه شده اند که کلید طلایی برای شناخت حق از باطل است و آن توقیع مبارک امام عصر مهدی موعود خطاب به آخرین نائب خویش، قبل از شروع غیبت کبری، می باشد که طبق این حدیث و توقیع شریف، هر گونه ادعای مشاهده، ارتباط خاص و دریافت حکم از امام زمان در عصر غیبت کبری، قبل از خروج سفیانی و را، باطل اعلام کرده و مدعی این ارتباط را، دروغگو و کاذب و مفتری، معرفی نموده اند. شیخ طوسی در کتاب الغیبۀ، چنین نقل میفرمایند:
… مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَهَ (أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَهَ) قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَهِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَر ... . [۱]
… هرکسی، قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی، ادعای ارتباط و نیابت خاص، داشته باشد، دروغگو، کذاب و افترازننده است … .
پیروان احمد الحسن بصری، مدعی دروغین یمانی، اگر در هر روایتی از احادیث مهدویت، قدرت مانور و بحث را داشته باشند و گاهی نیز به خواب و استخاره، متوسل شوند؛ اما در این روایت و توقیع مبارک از جانب حضرت مهدی، قطعا دست شان بسته و ناتوان از اثبات ادعاهای خود خواهند بود.
بنابراین، انصار و پیروان مدعی یمانی، باید به این پرسش، پاسخ روشن دهند که طبق جمله صریح امام عصر در پایان غیبت صغری که
خطاب با آخرین نائب خویش، فرمودند، هرگونه ارتباط و نیابت خاص از طرف امام عصر در غیبت کبری، مسدود اعلام میشود؛ پس چگونه، احمد الحسن، چنین ادعایی را دارد؟
ارتباط و نیابت خاص امام عصر در غیبت کبری، مردود است
طبق احادیث و اجماع همگانی، اعتقاد مسلّم شیعه بر این است که باب نیابت و ارتباط خاص با حضرت مهدی، قبل از خروج سفیانی و شنیده شدن ندای آسمانی، مسدود و بسته است. توضیح اینکه: امام مهدی در ماه رمضان، همزمان با ندای آسمانی، ظهور میفرمایند و در عاشورای ماه محرم از کنار کعبه، قیام و خروج. وقتی حضرت در ماه رمضان، ظهور فرمودند، آنگاه است که یمانی واقعی، شناخته می شود.
از اینرو است که امام رضا علیه السلام، به شیعیان دستور می فرمایند که با قیام های مهدی گرایانه و با انگیزه نیابت و ارتباط خاص با امام عصر، همراهی نکنند تا ندای آسمانی در آسمان و فرو رفتن (خسف) لشکر سفیانی در زمین، آشکار شود.
… وَ اسْکُنُوا … مَا سَکَنَتِ السَّمَاءُ مِنَ النِّدَاءِ بِاسْمِ صَاحِبِکَ وَ مَا سَکَنَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْخَسْفِ بِالْجَیْشِ. [۲]
… سکون و آرامش خویش را (در عدم همراهی با قیام های مهدی گرایانه و قیام قائم) حفظ کنید … تا اینکه منادی از آسمان، نام صاحب و امام شما، را ندا دهد و نیز سکون داشته باشید تا فرو رفتن و خسف لشکر (سفیانی) اتفاق بیفتد.
پیروان و انصار احمد الحسن، باید به این سوال پاسخ دهند که، خروج یمانی قبل از آغاز ندای آسمانی، را چگونه توجیه می کنند؟ احمد الحسن بصری، چگونه و با چه معیاری، ادعای مهدویت و ارتباط خاص با امام مهدی را دارد، در حالیکه هنوز، صحیه آسمانی رخ نداده است؟ و هنوز عصر غیبت کبری، به پایان نرسیده است؟
تطبیق قطعی یمانی، قبل از ندای آسمانی، باطل است
به طور کلی، در عصر غیبت، راه بر تطبیق یقینی نشانه های حتمی ظهور، بسته است، تا زمانی که ندای آسمانی در ماه رمضان، به عنوان نشانه معجزه آسا و غیر قابل جعل، شنیده شود و بعد از صیحه آسمانی در ماه مبارک رمضان و به پایان رسیدن عصر غیبت، آنگاه راه بر شناخت، تطبیق یقینی و تشخیص نشانه های حتمی ظهور از جمله یمانی و سفیانی، باز خواهد شد.بنابراین، می توان به حرمت تطبیق قطعی در نشانه های حتمی ظهور قبل از ندای آسمانی، فتوا داد. شاید به همین دلیل باشد که پیشوایان معصوم، برای شناسایی امام مهدی تـنها بـر صـیحه و ندای آسمانی، که نشانهایی اعجازآمیز و نمونهای مـنحصربهفرد و غـیرقابل مـشابهسازی است، تأکید کردهاند.
… فَإِنْ أَشْکَلَ هَذَا کُلُّهُ عَلَیْهِمْ فَإِنَّ الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ لَا یُشْکِلُ عَلَیْهِمْ إِذَا نُودِیَ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ. [۳]
… اگر هر امر و نشانه حتمی (مثل سفیانی و یمانی)، بر شما مشتبه شد، ندای آسمانی (در ماه رمضان)، برشما، مشتبه نخواهد شد که منادی (جبرئیل)، امام عصر را به نام خویش و نام پدر، ندا سر میدهد.
حال باید از پیروان احمد الحسن بصری، مدعی مهدویت و یمانی دروغین، پرسش کرد، شما چگونه به چنین شخصی، قطع و یقین پیدا کردید؟ چراکه اصولا، امکان تطبیق و تشخیص مصداق واقعی یمانی، قبل از ندای آسمانی محال و ناممکن است. زیرا، صحیه آسمانی که در ماه رمضان، رخ میدهد، چون قابلیت مشابه سازی ندارد و معجزه آسا است و همگان در سرتاسر عالم و دنیا، خواهند شنید، راه شناخت و تطبیق یمانی واقعی و دیگر نشانه های حتمی ظهور، خواهد بود.
«ستاره ی شش گوش» سمبل یهود و فراماسونری در اعلامیه های تبلیغی«احمد الحسن الیمانی»! مدعی مهدویت. این ستاره شش ضلعی همیشه به عنوان امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد. این ستاره شش پر در زبان لاتین به معنای پانتاگرام نامیده می شود، صهیونیست ها از آن در پرچم خود به عنوان سمبل تسلط بر جهان استفاده می کنند
دستور اهل بیت به ممنوعیت همراهی با قیام های مدعی مهدویت در عصر غیبت
پیروان احمد الحسن، روایات و احادیثی راکه شیعیان را دعوت به آرامش و عدم شرکت در هرگونه قیام های مهدی گرایانه، دعوت می کنند و صاحبان پرچم های مدعی مهدویت را کفر و طاغوت معرفی می کنند، چه پاسخی دارند؟ زیرا ائمه طبق روایات، به ما دستور داده اند که با قیام هایی به انگیزه مهدویت که قبل از خروج سفیانی، رخ میدهد، همراهی و بیعت نکنیم.
ائمه، در روایاتی که در ادامه ذکر خواهد شد، به شیعیان دستور داده اند که قبل از خروج سفیانی، به عنوان دشمن اصلی امام عصر، و نیز قبل از شنیده شدن ندای آسمانی، سکون و آرامش داشته باشند و به اصطلاح، فرش خانه های شان باشند (کنایه از عدم همراهی در قیام هایی که ادعای همراهی با قائم آل محمد و نشانه ظهور بودن، دارند و یا حتی خود، ادعای مهدویت، دارند) و احدی را چه یمانی باشد و چه شخص دیگری، باشد، یاری نکنند تا اینکه سفیانی، خروج کنند. آنگاه و بعد از خروج سفیانی، واجب است به سوی اهل بیت و نصرت امام مهدی و یاران ایشان از جمله یمانی و خراسانی، بشتابند (فارحل الینا، فاجیبوا الینا، فاتونا، فالینا، فانهدوا الینا بالسلاح، فانفروا الی صاحبکم) و تمام توجه شان، به سمت اخبار منطقه حجاز (کشور عربستان) و شهر مکه، محل ظهور و قیام امام مهدی، باشد (علیکم بمکۀ). از جمله، این روایات، چنین است:
در کتاب الکافی مرحوم کلینی، نقل شده است که هنگام خروج سفیانی، دعوت حق اهل بیت و دعوت امام مهدی را اجابت کنیم و شیعیان، توجه شان به سمت اخبار کشور حجاز باشد.
لَا تَبْرَحِ الْأَرْضَ یَا فَضْلُ حَتَّى یَخْرُجَ السُّفْیَانِیُّ فَإِذَا خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ فَأَجِیبُوا إِلَیْنَا … . [۴]
… از جایت حرکت نکن تا اینکه سفیانى قیام کند.هنگامى که او قیام کرد، دعوت ما (ظهور امام مهدی) را پاسخ دهید. چرا که سفیانی، از علایم حتمى است … .
و نیز در روایتی منقول از امام جعفر صادق علیه السلام، چنین نقل شده است:
َعنْ یُونُسَ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ إِذَا خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ یَبْعَثُ جَیْشاً إِلَیْنَا وَ جَیْشاً إِلَیْکُمْ فَإِذَا کَانَ کَذَلِکَ فَأْتُونَا عَلَى کُلِّ صَعْبٍ وَ ذَلُول. [۵]
یونس بن ابی یعفور از امام صادق علیه السلام، نقل می کند، که ایشان فرمودند: هنگامیکه سفیانی خروج می کند، دو سپاه اعزام می کند، یکی به سمت ما (حجاز) و دیگری به سمت شما (عراق . در این صورت به سمت ما بشتابید (و تمام توجه شما، به سمت اخبار کشور حجاز و شهر مکه باشد، زیرا محل ظهور و قیام امام عصر، می باشد) هرچند دچار سختی شوید.
و در کتاب الغیبۀ نعمانی، از امام صادق علیه السلام، نقل شده است:
یا أبا عَبدِ اللَّهِ، إذا خَرَجَ السُّفیانِیُّ فَما حالُنا؟ قالَ: إذا کانَ ذلِکَ فَإِلَینا. [۶]
(راوی از امام صادق می پرسند)، یا ابا عبد الله، هنگامیکه سفیانی خروج کرد، تکلیف ما چیست؟ امام پاسخ داد: در این هنگام، به سوی ما، بشتابید.
و امام صادق نیز در حدیث معتبری فرمودند:
یا سُدَیرُ ألزِم بیتَک وکُن حَلَساً من احلاسِه واسکُن ما سَکَن اللیلُ والنهارُ فإذا بَلَغَک أنّ السفیانیَّ قد خرج فَارحَل الینا و لو علی رِجلِک؛ [۷]
ای سدیر، از خانهات بیرون نیا و چون گلیمی از گلیمهای خانه باش و تا شب و روز آرام است، تو نیز ساکت باش، همین که خبر قیام سفیانی به تو رسید، به سمت ما (حجاز و کشور عربستان، زیرا مکه، محل ظهور و قیام امام عصر می باشد) کوچ کن، گرچه با پای پیاده باشی.
و در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام، معنای اجابت دعوت اهل بیت (فاجیبوا الینا)، به اجابت دعوت امام عصر (فانفروا الی صاحبکم)، تفسیر شده است.
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ کَیْفَ نَصْنَعُ إِذَا خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ … فَإِذَا ظَهَرَ عَلَى الْأَکْوَارِ الْخَمْسِ یَعْنِی کُوَرَ الشَّامِ فَانْفِرُوا إِلَى صَاحِبِکُمْ. [۸]
(راوی) به امام صادق عرض کرد، هنگام خروج سفیانی، چه کار کنیم؟ … (امام پاسخ داد) هنگام خروج سفیانی و تسلط سفیانی بر مناطق پنج گانه شام، به امام مهدی بپیوندید و دعوت ایشان را اجابت کنید.
همچنین امام رضا علیه السلام، به شیعیان دستور می فرمایند که با قیام های مهدی گرایانه و با انگیزه نیابت و ارتباط خاص با امام عصر، همراهی نکنند تا ندای آسمانی در آسمان و فرو رفتن (خسف) لشکر سفیانی در زمین، آشکار شود.
… وَ اسْکُنُوا … مَا سَکَنَتِ السَّمَاءُ مِنَ النِّدَاءِ بِاسْمِ صَاحِبِکَ وَ مَا سَکَنَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْخَسْفِ بِالْجَیْشِ. [۹]
… سکون و آرامش خویش را (در عدم همراهی با قیام های مهدی گرایانه و قیام قائم) حفظ کنید تا اینکه منادی از آسمان، نام صاحب و امام شما، را ندا دهد و نیز سکون داشته باشید تا فرو رفتن و خسف لشکر (سفیانی) اتفاق بیفتد.
بنابراین، از مجموع احادیث فوق، می توان به حرمت همراهی با قیام هایی به انگیزه مهدویت، فتوا داد و چنانچه، اشخاص و یا جریان هایی به عنوان حرکت های مهدوی، و به عنوان نیابت و ارتباط خاص امام عصر ، قبل از ندای آسمانی، قصد همراه کردن شیعیان را در انگیزهای باطل خویش، داشتند، باید منکوب و سرزنش کرد و دعوت شان را قبول نکرد. البته این گونه روایات، تنها قیام هایی را باطل می شمارد که رهبر آن مدعی مهدویت باشد و به عنوان قائم آل محمد، قیام کند. بنابراین منظور از نفی و عدم همراهی با اینگونه قیام ها در این احادیث،کسانی است که خود را مهدی موعود و یا دارای ارتباط خاص با امام عصر، معرفی میکنند. اینگونه روایات، شیعیان را از بیعت با اینگونه قیام ها و جریان ها، بر حذر داشتهاند و فرمودهاند: هرگاه نشانههایی همچون قیام سفیانی واقع شد، اهل انقلاب و همراهی با قیام مهدی گرایانه باشید. بنابراین روایات نهی از قیام قبل از قائم، نهی از همراهی با قیام هایی است که داعیه حکومت امام مهدی را دارند و نه نهی از تشکیل حکومت بر پایه قوانین اسلامی در عصر غیبت. و قیام در عصر غیبت، حکم متفاوتی دارد که در مقاله ای جداگانه، به آن پرداخته شده است.
بنابراین، پیروان و انصار احمد الحسن بصری، یمانی دروغین و مدعی مهدویت، باید به این پرسش، پاسخ صریح و روشن بدهند که با اینکه، ثابت شد که اهل بیت، شرکت در هرگونه قیام مدعی مهدویت قبل از ندای آسمانی، را نفی و منع فرموده اند، چگونه به وجوب یاری و نصرت یمانی مورد ادعای خویش، فتوا میدهید؟
احادیث خروج همزمان یمانی با سفیانی
پیروان و انصار احمد الحسن بصری و مدعی یمانی، باید پاسخ دهند که بر فرض محال،امام شان (احمد الحسن)، همان یمانی می باشد،درحالیکه احادیث، تصریح دارد که یمانی با سفیانی در یک روز و یک ساعت خروج میکند و یمانی به مقابله با سفیانی میرود؟ امام باقر در این خصوص فرمودهاند:
... خروجُ السفیانیِّ و الیمانیِّ والخراسانیِّ فی سَنَهٍ واحدهٍ فی شهرٍ واحدٍ فی یومٍ واحدٍ؛ [۱۰]
خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.
پس سفیانی کجاست؟ اگر پیروان احمد الحسن بصری، داعش را سفیانی، نام نهاده اند، داعش و سفیانی که خروج کرده، اما چرا هنوز خبری از خروج مسلحانه یمانی نیست؟ چراکه، جنگ با سفیانی از وظایف یمانی است که در روایات مشخص شده است.
مضاف بر اینکه، قیام یمانی، بنابر دیدگاه مشهور از سرزمین یمن و صنعاء، آغاز خواهد شد و نه عراق. همچنین، جنبش یمانی با خروج سفیانی در شام و سوریه، همزمان خواهد بود. بر این اساس، قیامی که آغازش از یمن نباشد و یا با خروج سفیانی همزمان نباشد، قطعاً، قیام یمانی نیست.
کوتاه سخن اینکه: اگر یمانی، احمد الحسن بصری، است پس سفیانی کجا است؟ آیا داعش، سفیانی است؟ اگر پیروان احمد الحسن بصری، میگویید: بله. پس چرا با آنها مقابله نمی کنید؟ زیرا جنگ با سفیانی از وظایف یمانی است که در روایات مشخص شده است.
آیا تنها پرچم هدایت عصر غیبت، پرچم یمانی است؟
پیروان احمد الحسن بصری، مدعی هستند که تنها پرچم هدایت عصر غیبت، پرچم یمانی است. در حالیکه علاوه بر توصیف پرچم یمانی به اهدی الرایات، پرچم خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، نیز به پرچم هدایت، توصیف شده است.
شایان ذکر است، خروج و قیام یمانی، تنها و فقط نشانه بسیار نزدیک بودن ظهور امام مهدی را نشان می دهد و در احادیث و روایات، برای یمانی، نقش زمینه سازی و تمهید برای حکومت امام مهدی، گزارش نشده است. بلکه در احادیث، نقش زمینه سازی برای ظهور، بر عهده قومی از مشرق زمین، ایرانیان نهاده شده است که با قیام مردی از قم (رجل من اهل قم یدعو الناس الی الحق) [۱۱] آغاز و در ادامه توسط جانشین ایشان، رایۀ الخراسانی که نیز به عنوان پرچم هدایت است و همراه ایشان، اصحاب امام عصر، حضور دارند (معهم نفر من اصحاب القائم) [۱۲]، که اولین شکست سفیانی را در عراق، به سفیانی تحمیل کرده و آنگاه پرچم خراسانی و ایرانیان، برای بیعت با حضرت، نزد امام مهدی، فرستاده میشود. امام باقر در روایت معتبری، پس از بیان قتل و غارت کوفیان توسط سپاه سفیانی، در وصف سپاه خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، چنین فرمودهاند:
فبینا هم کذلک اذ أقبَلت رایاتٌ مِن قِبَلِ خراسانَ و تَطوِی المنازلَ طیّاً حثیثاً و معهم نَفَرٌ من اصحابِ القائم؛ [۱۳]
در حالی که سپاه سفیانی مشغول قتل و غارت اهل کوفه است، به ناگاه پرچمهایی از سوی خراسان روی میآورند که به سرعت و شتابان منازل را میپیمایند. در میان آنان تعدادی از اصحاب امام مهدی نیز حضور دارند.
ایرانیان، اولین شکست سفیانی را در عراق، به سفیانی تحمیل کرده و آنگاه پرچم خراسانی و ایرانیان، برای بیعت با حضرت، نزد امام مهدی، فرستاده میشود. از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
… فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِیُّ بَعَثَ إِلَیْهِ بِالْبَیْعَهِ. [۱۴]
… وقتی حضرت مهدی ظهور فرمودند (لشکر خراسانی) برای بیعت، نزد ایشان می روند.
پس، حضور اصحاب و یاران امام مهدی در میان سپاه خراسانی، جنگ با سفیانی و شکست دادن بزرگترین دشمن امام عصر و ارسال پرچم برای بیعت با امام، بهترین دلیل بر فضیلت محور بودن و هدایت یافتگی پرچم و قیام خراسانی است. همچنین حدیث حمله لشکر خراسانی به سفیانی برای دفاع از کیان شیعه، حفظ مراکز مقدسه و عتبات عالیات در کوفه و نجف و دفع خطر لشکر سفیانی نیز دلیل و گواه محکمی بر حقانیت و هدایت پرچم خراسانی، می باشد.
علاوه بر این، امامان معصوم در چند روایات با عبارت های مختلفی همچون، ” فسارعوا الیه” [۱۵] ،“بهم ینصر الله امام الحق”[۱۶] و “فمن ادرک ذلک منکم فلیاتهم” [۱۷] به شیعیان سفارش می کنند که در یاری لشکر خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، کوتاهی نکنند.
کوتاه سخن اینکه، لشکر خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، متصف به حضور “نفر من اصحاب القائم” [۱۸] ، “قتلاهم شهداء” [۱۹] و “رایات هدی” [۲۰] می باشد، که این نشان از هدایت یافتگی، حقانیت و هدایت پرچم لشکر خراسانی و ایرانیان در کنار پرچم یمانی، دارد. و جای هیچ گونه تردیدی، نیست.
بنابراین، پیروان احمد الحسن بصری، باید پاسخگوی این پرسش باشند، چگونه است که امام شما، به عنوان یمانی، ظهور کرده است اما هنوز از خراسانی و لشکر ایرانیان، خبری نیست؟ زیرا همانطور که ذکر شد، پرچم خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، در مواجه با لشکر سفیانی، برآمده و سفیانی، را شکست خواهند داد. پس، شما چگونه مدعی هستید، فقط پرچم یمانی، هدایت گر است؟
احادیث رجعت ائمه و جانشینان حکومت جهانی امام عصر
پیروان احمد الحسن بصری، به این پرسش هنوز پاسخ ندادند که بر اساس روایات اهلبیت پس از شهادت امام مهدی، چه رخ خواهد داد؟ فرض اول این است که: دوران رجعت ائمه آغاز خواهد شد و امامان معصوم به دنیا بازگشته و حکومت امام مهدی با سرپرستی امامان،استمرار خواهد یافت؟ فرض دوم این است که: فرزندان امام مهدی، جانشین امام عصر، خواهند شد؟ و یا اینکه احتمالات دیگری وجود دارد؟ در حالیکه طبق روایت امام صادق، اولین رجعت کنده بعد از شهادت امام عصر، امام حسین(ع)، خواهد بود.
أوّلُ مَنث تَنشَقُّ عنهُ الاَرضُ وَ یَرجِعُ إلَی الدُّنیا، الحُسَینُ بنُ علیٍّ. [۲۱]
اولین کسی که زمین بر او شکافته می شود و به دنیا باز می گردد حسین بن علی (ع)است.
همچنین، در صورت قبول فرض دوم، بپذیریم که پس از امام مهدی، فرزندان آن حضرت، جانشین ایشان در حکومت جهانی اسلام، خواهند شد، پیروان احمد الحسن بصری، باید پاسخ دهند که: آیافرزندان امام عصر، پیش از ظهور امام مهدی(عج) و در عصر غیبت کبری، نیز جایگاه و نقشی خواهند داشت؟ یا اینکه نقش و جایگاهشان منحصراً مربوط به پس از ظهور و رحلت یا شهادت امام عصراست؟ مضاف بر اینکه، پیروان احمد الحسن بصری، باید اثبات کنند که امام عصر علیه السلام، در عصر غیبت کبری، ازدواج فرموده اند و دارای فرزندانی هستند.
بنابرین، پیروان احمد الحسن بصری، باید پاسخگوی این پرسش، باشند که اگر به نظر شما، فرض دوم، صحیح است، و فرزندان امام عصر، عهده دار حکومت میشوند، پس تکلیف احادیث و روایات رجعت امام حسین، غسل و کفن امام مهدی توسط امام حسین، چیست؟ زیرا، طبق این روایات، حکومت جهانی اسلام، بعد از امام عصر، در اختیار ائمه معصومین می باشد که رجعت خواهند کرد و نه فرزندان امام عصر.
درخواست معجزه از احمد الحسن بصری، مدعی یمانی
باید از پیروان احمد الحسن بصری، پرسیده شود، تاکنون موسس این فرقه و جریان مدعی مهدویت، چه معجزه ای برای صدق و راستگویی ادعای خویش مبنی بر نیابت و ارتباط خاص با امام عصر، ارائه داده است؟ زیرا مدعی فرزندی و نیابت خاص امام زمان، باید معجزه ارائه دهد. اصولا، قبل از وقوع ندای آسمانی، هر شخصی که ادعای نشانه حتمی بودن ظهور و ارتباط خاص و سفارت و نیابت خاص امام زمان، دارد، (از جمله مدعی یمانی، احمد الحسن بصری)، باید درخواست معجزه، شود؛ چنانچه قدرت بر معجزه نداشت، نشانی بر دروغگویی مدعی، است. زیرا بنابر روایات اهل بیت، معجزه، راهی برای تشخیص درستی و نادرستی دعوت حجت الهی از مدعیان دروغین است. بنابراین، همانطور که برای شناخت انبیاء و ائمه معصومین، میتوان از ایشان درخواست معجزه کرد، کسی که ادعای ارتباط خاص با امام عصر، دارد، نیز بایداز طرف امام زمان، قدرت کرامت و معجزه، داده شود تا دلیل روشنی بر صدق ادعای نیابت خاصه وی، باشد. همانطور که نوائب خاص حضرت در عصر غیبت صغری، صاحب چنین قدرتی از طرف امام عصر، بودند.
و اما شرایط معجزه؛ و البته در معجزه لازم است، فعل و عملی در برابر چشمان تعدادی از مخالفان صاحب دعوت، صورت پذیرد تا دلیلی بر حقانیت مدعی، باشد و بتوان درستی و نادرستی آن را تشخیص داد. همچنین از شرایط معجزه، عدم امکان تحدی با آن است یعنی کسی نتواند مانند آن را ارائه کند. به عنوان مثال، می توان به معجزه حضرت موسی در قرآن، اشاره کرد که سحره فرعون، از آوردن مثل آن، عاجز و ناتوان، ماندند و به حقانیت حضرت موسی، ایمان آوردند.
همچنین، می توان به درخواست معجزه ابوسهل نوبختی از حلاج -که ادعای نیابت و سفارت خاص از امام زمان را داشت- اشاره کرد، تا با نحوه مواجه و چگونگی برخورد با مدعیان دروغین و ارتباط خاص با امام مهدی، آشنا شوید:
“در زمان ابوسهل نوبختی، حلاج، ادعای سفارت و نیابت خاص از طرف امام مهدی را داشت و به همین منظور، به پدر شیخ صدوق، نامه نوشت و او را به ایمان آوردن به خودش، دعوت کرد. حتی حلاج، پا را از این هم فراتر گذاشته بود و با سفر به شهر به قم، رسما از دیگر معتمدین شیعه همچون ابن بابویه قمی، پدر شیخ صدوق، برای ایمان به خودش، دعوت کرده بود. در این میان، ابوسهل نوبختی، که از معتمدین شیعه در عراق بود، برای صدق ادعای حلاج، از او درخواست معجزه کرد. و آن معجزه این بود: حلاج، معجزه ای انجام بدهد و محاسن سفید وی (ابوسهل نوبختی) را که در سن پیری هست را به ایام جوانی، برگرداند (نوبختی از حلاج درخواست چنین معجزه ای کرد که: من پیر و محاسنم من سفید است، مرا به جوانی برگردان) اما حلاج از انجام چنین کاری، ناتوان بود و بدین ترتیب، ادعای ارتباط خاص او با ناحیه مقدسه و امام عصر، باطل شد.” [۲۲]
بنابراین، پیروان احمد الحسن بصری، باید به این پرسش پاسخ دهند که معجزه این مدعی یمانی، چیست؟ زیرا مطمئنا، یمانی دروغین از ارائه معجزه واقعی، ناتوان خواهد بود.
جمع بندی
اگر، پیروان و انصار احمد الحسن بصری، مدعی مهدویت و یمانی دروغین، توانستند به این سوالات پاسخ علمی، دهند، که البته تاکنون نتوانسته اند، آنگاه بعد از پاسخ به این سوالات، نوبت نقد و بررسی یک به یک، ادعاهای احمد الحسن بصری درباره رجعت، مصداق یمانی، ازدواج امام زمان و ادعای فرزندی امام عصر و …، فرا میرسد.
ظهور امام عصر(ع) به روایت جوادالائمه(ع)
امام جواد(ع) فرمودند: حجه بن الحسن العسگری(عج) کسی است که خداوند به وسیله او زمین را از کافران و منکران پاک سازد و از عدل و داد پر کند. زادنش از دیدگاه کسان نهان خواهد بود و شخصش از برای چشم بینندگان غایب است.(۱)
از امام جواد(ع) پرسیده شد، امام بعد از امام حسن عسگری(ع) کیست؟ فرمود: به راستی که بعد از امام حسن(ع) فرزند او قیام کننده(عج) به حق منتظر است. سوال کردند: ای فرزند رسول خدا(ص) چرا او را به این نام می گویند، فرمود: برای آن که او در وقتی قیام می کند که نامش می میرد و بیشتر کسانی که به امامت او قائل بودند، مرتد می شوند. آن گاه عرض کرد: چرا وی را منتظر می نامند؟ فرمود: برای آن که حجت آن حضرت غیبت است که روزهایش زیاد است و نهایتش به طول می کشد و در این حال صاحبان اخلاص انتظار فرج او را می کشند.(۲)
امام جواد(ع) فرمودند: خداوند برنامه ظهور حضرت مهدی(عج) را به طور ناگهانی در یک شب ردیف خواهد نمود. چنان که درباره موسی چنین کرد و به ناگهانی او را که برای برگرفتن آتش برای اهلش رفته بود، به پیامبری برگزید.(۳)
امام جواد(ع) فرمودند: حضرت مهدی(عج) وقتی قیام فرماید، اطاعت هیچ کس بر گردن او نمی باشد. (۴)
امام جواد(ع) فرمودند: قیام کننده ی ما همان مهدی منتظر(عج) است که باید در غیبتش انتظار او را کشید و در موقع ظهور او از او فرمان برد. او سومین فرزند ماست.(۵)
عبدالعظیم حسنی(ع) به امام جواد(ع) گفت: من امیدوارم که شما قیام کننده(عج) از آل بیت محمد(ص) باشید، آن که زمین را پر از عدل و قسط می کند. چنان که پر شده باشد از ظلم و جور. فرمودند: ای ابوالقاسم! هیچ یک از امامان نیست جز قیام کننده به امر خداوند و هادی به سوی دین خدا ولی آن قیام کننده(عج) که خداوند عزوجل زمین را به وسیله او از اهل کفر و انکار پاک می سازد و آن را پر از عدل و داد می کند، کسی است که ولادتش بر مردم پوشیده می ماند و شخص او از نظرشان غایب می گردد و بردن نام او بر آن ها حرام است. او همنام و هم کنیه رسول خدا(ص) است و اوست که زمین برایش پیچیده می گردد و هر سختی برایش آسان شود و از یارانش به تعداد اهل بدر سیصد و سیزده نفر از نقاط دوردست زمین فراهم آیند و این است مهدی(عج). فرمود: خداوند در سوره بقره آیه ۱۴۸ می فرماید: هر کجا باشد خدواند همگی شما را خواهد آورد و خداوند بر هر کاری تواناست. پس هرگاه این تعداد از اهل اخلاص به خدمتش مجتمع شوند، خدواند امر او را ظاهر می سازد و چون شماره یارانش به یک عقد کامل که ۱۰ هزار نفر است، رسید به اذن خداوند خروج می کند و پیوسته از دشمنان خدا خواهد کشت تا خداوند متعال راضی شود. عبدالعظیم گوید: به آن حضرت گفتم: ای آقای من! او چگونه خواهد دانست که خدای عزوجل راضی شده است؟ فرمود: در دلش رحمت می اندازد، پس هنگامی که به مدینه داخل شود، لات و عزی را بیرون آورد و می سوزاند. (۶)
امام جواد(ع) فرمودند: امام بعد از من پسرم امام هادی(ع) است که امر او امر من و گفته ی او گفته ی من و اطاعت او اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن عسگری(ع) است که امر او امر پدرش و گفته ی او گفته ی پدرش و اطاعت او اطاعت پدرش است. آن گاه امام جواد(ع) ساکت شد و عرضه شد: ای فرزند پیامبر(ص)! امام بعد از حسن(ع) کیست؟ امام به شدت گریست و سپس فرمود: بعد از حسن(ع) پسر او قیام کننده(عج) به حق و منتظر است. سوال کردند: ای فرزند رسول خدا(ص) چرا او را به این نام می گویند. فرمود: برای آن که او در وقتی قیام می کند که نامش می میرد و بیشتر کسانی که به امامت او قائل بودند، مرتد می شوند. آن گاه عرض کرد: چرا وی را منتظر می نامند؟ فرمود: برای آن که برای حضرتش غیبت است که روزهایش زیاد است و نهایتش به طول می کشد و در این حال صاحبان اخلاص انتظار فرج او را می کشند. و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران یاد و نام او را مسخره می کنند. هر کس وقت تعیین کند، دروغ می گوید. هر کس شتاب کند، هلاک می شود، هر کس تسلیم اراده ی خدا شود نجات می یابد. (۷)
امام جواد(ع) فرمودند: او هم نام پیامبر(ص) و هم کنیه ی اوست، او کسی است که زمین زیر پایش طی می شود و هر مشکلی در برابرش آسان می شود.(۸)
امام جواد(ع) فرمودند: هنگامی که پسرم علی(ع) (امام هادی(ع)) از دنیا برود، چراغی بعد از او آشکار می شود و سپس مخفی می گردد. وای بر کسی که در حق او شک و تردید بر خود راه دهد. خوشا به حال غریبی که دین خود را برداشته و از شهری به شهری فرار می کند.
چگونه به امام زمان نزدیک شویم؟!
اگر ما کارهائی که خوشایند امام زمان (ع) است انجام دهیم، علاوه بر اینکه به آنچه که می خواستیم،که کسب رضایت ایشان است،ممکن است مورد لطف ایشان قرار گرفته و دیداری که در انتظارش بودیم حاصل شود
خوب است بدانیم که امام زمان(عج) شدیداً به شیعیان خود عشق مىورزد؛ بلکه علاقه آن حضرت به شیعیان و دوستانشان خیلى بیشتر از علاقهاى است که ما نسبت به آن حضرت داریم. ایشان همواره براى شیعیان خود دعا مىکنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَیرُ مُهَمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلاناسینَ ِذِکْرِکُمْ» )بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۱۷۴ ( ما هرگز در رعایت احوال شما کوتاهى نمىکنیم و شما را از یاد نمىبریم». آنچه بر ما بایسته است، جلب رضایت آن بزرگوار است. پیوستگى با او، یعنى، مطیع او بودن. در واقع ما باید ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داریم. برای اینکه این نکته بهتر روشن شود توجه شما را به این حکایت جلب می کنیم. حضرت داود (ع) در حال عبور از بیابانی مورچه ای را دید که مرتب کارش این است که از تپه ای خاک برمی دارد ویه جای دیگری میریزد ، از خداوند خواست تا از راز این کار آگاه شود …، مورچه به سخن آمد که : معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاکهای آن تپه در این محل قرار داده است ! حضرت فرمود : با این جثه کوچک ، تو تا کی می توانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی ، و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد ؟!
درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمىشود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مىنماید
مورچه گفت : همه اینها را می دانم ولی خوشم اگر در راه این کار بمیرم به عشق محبوبم مرده ام ! در اینجا حضرت داود(ع) منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او ( محمد، محمدی ری شهری، کیمیای محبت ، ص۵۸٫) این حکایت درسی عبرتآموز است برای کسانی که ادعای عشق به مولا را دارند تا بنگرند که آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز رسیدهاند یا نه؟! البته ناگفته نماند که دشواریها و پایداری و پایمردی است که عشق و محبت را سهل و آسان میسازد. ثانیا: اگر ما کارهائی که خوشایند امام زمان (ع) است انجام دهیم، علاوه بر اینکه به آنچه که می خواستیم،که کسب رضایت ایشان است،ممکن است مورد لطف ایشان قرار گرفته و دیداری که در انتظارش بودیم حاصل شود ،در حالات (مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج سید سیستانی آمده است که فرمودند: در مشهد مقدس برای آنکه به محضر امام زمان (علیه السلام ) شرفیاب شوم ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند .
او می گفت در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه های آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید ، حال عجیبی به من دست داد ، از جای برخاستم و به دنبال آن نور به درب آن خانه رفتم ، خانه ای کوچک و فقیرانه ای بود ، از درون خانه نور عجیبی می تابید . در زدم وقتی در را باز کردند مشاهده کردم حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله فرجهم ) در یکی از اتاقهای آن خانه تشریف دارند ؛ و در آن خانه جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه سفیدی به روی آن کشیده بودند . وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم حضرت به من فرمودند : چرا این گونه دنبال من می گردی ؟ و رنجها را متحمل می شوی ؟ مثل این باشید ( اشاره به جنازه کردند ) تا من دنبال شما بیایم . بعد فرمودند این بانویی است که در دوره بی حجابی ( رضا خان پهلوی ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند .)
این داستان واقعی این واقعیت را نشان می دهد که اگر اعمال ما مورد رضایت امام زمان(ع) قرارگیرد،امکان دیدار حاصل خواهد شد،هر چند هدف رضایت اوست نه دیدار، درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمىشود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مىنماید و براى گره گشایى مادى و معنوى از ایشان به عنوان واسطه فیض الهى درخواست مىکند و خود را درمحضر ایشان مىبیند.
علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست وگرفتار شدن در منجلاب گناه است،در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلی۰است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست و گرفتار شدن در منجلاب گناه است،در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلیظ است و به سادگی قابل رفع نیست.
گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند. «سفینه الحسین اَسرَعُ و اَوسَعُ و اَنفَذ»؛ کشتی امام حسین(ع) سریع ترین، وسیع ترین و نیرومندترین وسیله ها برای رسیدن است. هر کس وارد این کشتی شد، ره صد ساله را یک شبه پیمود. گریستن بر امام حسین(ع) دل را پاک و نورانی ساخته و انسان را مستعد ارتباط با حضرت ولی عصر می سازد. گریستن بر امام حسین(ع) تا بدانجا فضیلت و اهمیت دارد که حضرت صادق(ع) فرمود: «فَمَن بَکی علی الحسین(ع) فَقَد اَدّی حقّنا… هر کس بر امام حسین(ع) بگرید، حق ما را ادا کرده است».[بحارالانوار؛ ۴۵٫]
از سید عبدالکریم پینه دوز(ره) که هر هفته به محضر امام عصر(عج) شرفیاب می گردید سؤال کردند: چگونه موفق به دیدار آن حضرت شدید؟ پاسخ داد: یک شب پیامبر ختمی مرتبت(ص) را در عالم رؤیا زیارت کردم. گفتم: یا جدّاه، یا رسول الله، بسیار علاقه دارم به محضر فرزند شما برسم و هر چه می کنم میسّر نمی شود. این امر چگونه امکان پذیر است؟ فرمود: سید عبدالکریم، فرزندم، اگر می خواهی خدمت امام زمان برسی، روزی دوبار؛ اول صبح و اول شب بنشین و بر حسینم گریه کن. می گوید: از خواب بیدار شدم و یک سال این برنامه را ادامه دادم. صبح ها می نشستم و روضه کربلا را می خواندم، غروب هم می نشستم مقتل می خواندم و گریه می کردم. پس از یکسال دیدم که راه باز شد.(با استفاده از کتاب «چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی(عج)»
چرا زمان ظهور معلوم نیست ؟
آخرین حجت خدا در روی زمین
آخرین حجت خدا در روی زمین است که وجود نازنینش به منظور تحقق یک حکومت عدل الهی درروی کره ی زمین وریشه کن ساختن ظلم وفساد ذخیره شده است وسرانجام پس ازسپری شدن دوران غیبت ظهور خواهد کرد و حکومت عدل جهانی را که آرزوی انبیاء الهی وانسانهای مومن در طول تاریخ بودهد است برقرار خواهد فرمود.
مشخصات آن حضرت
ـــ نام: «محمد» (م-ح-م-د) همنام جد بزرگوارش رسول خدا(ص).
ـــ کنیه: ابوالقاسم، مانند جد بزرگوارش رسول خدا(ص).
ـــ لقب: قائم، مهدی، حجت، منتظر، صاحب الزمان، صاحب الامر.
ـــ نام پدر:امام حسن بن علی العسکری علیه السلام؛ که حضرت مهدی(عج) تنها فرزند اوست.
ـــ نام مادر: نرجس خاتون.
ـــ تاریخ ولادت: در شب پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری.
ـــ محل تولد: شهر سامراء و در خانه امام حسن عسکری(ع).
امر چیست و صاحب الامر یعنی چه؟
یکی از القاب شریف امام زمان(عج) “صاحب الامر” است. برای روشن شدن معنی امر و این لقب حضرت باید به تفسیر یکی از آیات شریفه قران مجید در سوره مبارکه “قدر” بپردازیم.
خداوند درمعرفی شب قدر می فرماید: “شب قدر بهتر از هزار ماه است ــ فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کار نازل میشوند”. (سوره قدر، آیه های ۳ و ۴).
شخصی از حضرت علی(ع) پرسید: منظور از این (امر)در سوره قدر چیست؟ حضرت پاسخ داد: “این همان امری است که فرشتگان آن را شب قدرکه در آن هر امر محکمی فیصله داده می شود نازل می کنند از امور مربوط به آفرینش، روزی، اجل، کار، زندگی، مرگ، علم غیب آسمانها و زمین و …” (تفسیر برهان، ج۴، ص۱۵۹)
بنابراین خیر و شر زندگی انسانها که به وسیله کاتبان اعمال و فرشتگان الهی ثبت و ضبط می شود در شب قدر به منظور تعیین سرنوشت سالیانه افراد برحجت خدا نازل می گردد و امر تقدیر و سرنوشت انسانها همه ساله درشب قدر به دست باکفایت صاحب امر امام زمان(عج)رقم می خورد وبه همین جهت حضرتش را لقب صاحب الامر داده اند زیرا در این شب تحت حکومت آن حضرت براساس عملکرد سال گذشته افراد سرنوشت سال آینده آنان رقم زده می شود وبه خاطر همین سنجش واندازه گیری اعمال وسرنوشتها این شب رانیز قدرمی نامند.
امام مهدی(عج) چگونه در پنج سالگی به امامت رسید؟
ایشان در همان سالهای آغازین عمر شریف خود دارای تمام عظمت روحی ومحتوای غنی فکری شایسته امامت بودند وامامت زودهنگام پدیده ای بود که پیش ازایشان در بین تعدادی ازاجداد مطهرش تحقق یافته بود. چنانکه امام جواد(ع) در سن هشت سالگی و امام هادی(ع) در سن نه سالگی به منصب امامت رسیدند، روشن است که امامت زودهنگام یک حقیقت است و نه یک فرضیه.
اکنون این حقیقت رابیشتر توضیح می دهیم:
۱٫ نظام امامت رهبری نیروهای گسترده مردمی رااز نفوذ روحی ومقبولیت فکری خودبه دست آورده است.
۲٫ بنیان ها ونهادهای مردمی که ازآغاز اسلام پایه گذاری شدند در عصر امام باقر وامام صادق ــ علیهماالسلام ــ گسترش یافتند و مکتبی که این دو امام معصوم(ع) پی ریزی کردند موج فکری وسیعی درسرتاسر جهان اسلام ایجاد کرد وصدها متکلم وفقیه ومفسر ودانشمند در درون خودپرورش داد.
۳٫ شرایط و ضوابطی که توسط این مکتب برای تعیین امام مشخص شده بسیار دقیق و سخت است زیرا براین اساس امام باید داناترین فرد زمان خود باشد.
۴٫ پیروان این مکتب با پشتوانه مردمی برسر عقیده ی خود درباره امامت قربانیان سترگی تقدیم کرده اند ودر این زمینه انگیزه ومحرکی به جز دستیابی به رضوان الهی نداشته اند.
۵٫ امامان معصوم هیچ گاه ازپایگاه مردمی خود جدا نبودند مگر آنکه به اجبار حکومت درتبعید یازندان بودند ودرنتیجه منفصل ازامت به سرمی بردند
۶٫ دستگاه حاکم وقت دردوره ی امامان معصوم(ع)زعامت اجتماعی وولایت ونفوذ روحی آنان راخطری بزرگ نسبت به موجودیت خود می دانست وبراین اساس تمام تلاش خودرابه کار می بست تاا ین قدرت جدی مذهبی ــ اجتماعی را از میان بردارد.باتوجه به این موارد نتیجه می گیریم که “امامت زودهنگام” پدیده ای واقعی و مجرب بود؛ زیرا امامی که به صحنه می آید با وجود کودکی امامت روحی و زعامت فکری خود را بر مسلمانان اعلام می کند و آنان نیز به امامت اوایمان آورده و بدان گردن می نهند.
آفتاب در پس ابر
جهان هیچ گاه ازحجت خدا خالی نبود وتا دامنه ی قیامت نیز زمین ازحجت خدا خالی نخواهد ماند وبشریت وموجودات عالم به یمن وجود حجت خدا زندگی می نمایند واز نعمتهای الهی بهره مند می شوند.شیخ صدوق(ره) از امام جعفرصادق(ع) روایت می کند که فرمودند: “ازروزی که خداوند آدم را آفرید زمین ازحجت ظاهر ومشهود غایب ومستور خداوند خالی نمانده وهمچنان نیز خالی نخواهد ماند تا روز قیامت واگر غیر ازاین بود خداوند پرستش نمی شد”. به حضرت صادق(ع)گفته شد: “پس مردم ازوجودحجتی که غایب است و از نظرها پنهان می باشد چه نفعی خواهند برد؟حضرت صادق(ع)می فرماید:همان گونه که مردم ازپرتوخورشیدبهره می برند هنگامی که در پس ابرقرارگرفته است”.
درتوقیع اسحاق بن یعقوب ازطریق عثمان عمری نایب اول حضرت آمده است: “… واما استفاده ازوجودمن دردوران غیبت همانند استفاده ای است که ازآفتاب می برید هنگامی که درپس ابر پنهان باشد”. “و انی لامانٌ لاهلٍ الارضٍ،کما انَ النجومَ امانٌ لاهل السماء”. “من برای ساکنان زمین مایه ی امنیت آنان هستم همان گونه که ستارگان مایه ی امنیت اهل آسمان هستند”. (احتجاج طبرسی،ج۲،ص۴۷۰)
نواب اربعه
امام زمان(عج)دردوران غیبت صغری که۶۹سال به طول انجامید چهار نفر نایب ونماینده معرفی کرده است که عبارتند از:
۱-عثمان بن سعید عمری:عالمی بزرگوار ومورد اعتماد امام حسن عسکری(ع)و امام زمان(عج)بود.لقب عثمان بن سعید (ثمان)است یعنی:روغن فروش که شغلش تجارت روغن بود ودردوران خفقان طاغوت عصر نامه های مردم وپرسشهای دینی آنان رالابه لای انبانهای روغن پنهان کرده خدمت حضرت مهدی(عج)ارسال می نمود وبرای مردم پاسخ می گرفت.(غیبت،شیخ طوسی،ص۲۱۴)
امام زمان(عج)درباره او فرموده است:((ابوعمر مورد وثوق وامین من است همان گونه که امین پدرم بوده است وآنچه به شما می رساند از طرف من می رساند.))(غیبت،شیخ طوسی،ص۲۱۵)
۲-محمد بن عثمان بن سعید عمری:او که عالمی مورد اعتماد دانشمند وامین بود پس ازوفات پدرش به عنوان دومین نایب وسفیر امام زمان(عج)تعیین شد.امام زمان(عج)درباره اش می فرماید:((…در مرگ پدرت راضی به قضای الهی وتسلیم امر اوهستیم پدرت خوشبخت زندگی کرد ونیکبخت ازدنیا رخت بربست خدا اورارحمت کند…وبه ثواب جزیل عطا فرماید…از سعادت اوبود که خدا پسری همچون تو به اوعنایت کرده که جانشین وقائم مقام اوباشد…))(غیبت،شیخ طوسی،ص۲۱۹)
۳-حسین بن روح نوبختی:سومین سفیر ونماینده امام زمان(عج)می باشد.او که عالمی جلیل القدر ومورد وثوق است ازطرف محمدبن عثمان تعیین شده است.محمد بن همام گوید:((ابوجعفرمحمدبن عثمان مابزرگان وشیوخ شیعه راپیش ازفوت خود جمع کرد وگفت:اگر من ازدنیا رفتم امروکالت باحسین بن روح نوبختی است.من مامور شده ام که اورا درجای خود تعیین کنم به اورجوع کنید ودر کارهایتان به اواعتماد نمایید.))(غیبت،شیخ طوسی،ص۲۲۳)
۴-علی بن محمد سمری:چهارمین وکیل حضرت مهدی(عج)وآخرین نایب خاص آن حضرت است که به جای حسین بن روح قرارگرفته ووظایف نمایندگی حضرت راانجام داد.علی بن محمد سمری درسال۳۲۹هجری قمری درنیمه شعبان ازدنیا رفت واین سال که درآن شخصیتهای علمی ومفاخر بزرگ شیعه چون مرحوم کلینی وعلی بن بابویه قمی پدر شیخ صدوق(ره)نیز ازدنیا رفتند به سال سقوط ستارگان(تناثرالنجوم)نامیده شد.((این نواب خاص همگی ازسوی حضرت مهدی(عج)تعیین شدند وشیعیان ازآنان نیابت حضرت رانمی پذیرفتند مگر آنکه ازطرف حضرت مهدی(عج)معجزه ای توسط آنان ظاهر می شد و به گفته آنان اطمینان پیدا می کردند.)(احتجاج،طبرسی،ج۲،ص۴۷۸)
فلسفه غیبت وزمینه ظهور
دربعضی ازروایات آمده است که فلسفه غیبت امام زمان(عج)ازاسراری است که پس ازظهور آن حضرت معلوم خواهد شد همان گونه که مرحوم شیخ صدوق(ره)از امام صادق(ع)روایت کرده است:((عبدالله بن فضل هاشمی گوید ازامام صادق(ع)شنیدم که فرمودند:صاحب الامر غیبتی دارد که ناچار ازآن است…پرسیدم:چرا غیبت می کند؟فرمود به علتی به مااجازه نداده اند آشکارسازیم عرض کردم:چه حکمتی درغیبت اوست؟فرمود:همان حکمتی که درغیبت سفرای الهی پیش ازاوبوده است
حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد ازآمدن خوداو…))(مهدی موعود(عج)،ص۸۴۴)در روایات دیگرعلت غیبت حضرت مهدی(عج)رانداشتن یاوران جان برکف لازم وکافی جهت تحقق وعده ی الهی وبرقرار ساختن حکومت عدل جهانی وبه عبارت دیگر نرسیدن جامعه ونبودن شرایط طبیعی برای پذیرش عدل و قسط دانسته اند.درروایت دیگر برید عجلی گوید:((به حضرت باقر(ع)گفتم:یاران ما درکوفه بسیارند اگر به آنان فرمان دهی اطاعت خواهند نمود وازتوپیروی می نمایند؟حضرت فرمود:آیا طوری هستند که یکی ازآنان سرکیسه ی برادر دینی خود برود ومبلغ مورد نیاز خود رابردارد؟گفتم:نه.فرمود:بنابراین از نثار خون خود بیشتر بخل خواهند ورزید هرگاه قائم قیام کند…انسان سرکیسه ی برادر دینی خود می رود ومقدار مورد نیاز خود رابرمی دارد واومانع نمی شود.))(اختصاص شیخ مفید،چاپ نجف،ص۱۹)
انتظار سازنده
درروایات اسلامی ثواب وفضیلت بسیاری برای انتظار ظهور حضرت مهدی(عج)بیان شده است.شیخ صدوق(ره)ازامام صادق(ع)روایت می کند که فرمودند:((افضل اعمال امت من انتظار فرج است.))امام زین العابدین(ع)فرمودند:((غیبت به وسیله دوازدهمین جانشین ازجانشینان رسول خدا و امامان بعد ازاوطولانی شود مردم زمان اوکه معتقد به امامت اومی باشند ومنتظر ظهور او هستند ازمردم تمام زمانها بهترند.زیراخدواند عقل ودرکی به آنان داده است که غیبت امام درنظر آنان با ظهور اویکی است.خداوند آنان رادر آن زمان مانند کسانی می داند که با شمشیر دررکاب پیامبر(ص)جهاد کرده اند.آنان مخلصان حقیقی وشیعیان راستگوی ماهستند که مردم راآشکار و پنهان به دین خدافرا می خوانند.ونیز فرمود:انتظار فرج بزرگترین فرج است.))(مهدی موعود(عج)،ص۸۹۲)بنابراین انتظار پسندیده آن است که سازنده ی انسان منتظر وجامعه باشد همان گونه که فرمود:منتظران امام زمان(عج)دردوران غیبت حضرت مردم را به دین خدا فرا می خوانند وزمینه سازان ظهور حضرت می باشند.اگر ماپیروان حضرت فلسفه انتظار وآن همه ثواب واجرآن راخوب درک کنیم وباتلاش وکوشش سعی در فراهم ساختن زمینه ظهور حضرتش نماییم وتعداد قابل توجهی ازیاران مجاهد وجان برکف برای حضرت مهدی(عج)فراهم سازیم خداوند براساس قاعده ی لطف ظهور حضرتش رازودتر جلو می اندازد.
چرا زمان ظهور حضرت مهدی(عج) و ساعت قیامت معلوم نیست؟
دراینجا ما به راز و رمز مخفی بودن ساعت و تاریخ ظهور امام زمان(عج)وهمچنین ساعت وزمان برپاشدن قیامت پی می بریم زیرا خداوند وعده فرموده است تا حضرت مهدی(عج)ظاهر نشود وحکومت عدل الهی رادر جهان نگستراند قیامت برپا نشود.بنابراین چون ظهور حضرت بستگی به فراهم آمدن شرایط خاصی دارد لذا تاآن شرایط فراهم نگردد حضرت مهدی(عج)ظاهر نمی شود.از این رو حساب تاریخ وساعت قیامت نیز بستگی به ظهور آن حضرت وتحقق وعده ی الهی دارد.
اینجاست که در آخرالزمان باید قومی بپاخیزند وزمینه ی ظهور حضرت مهدی(عج)را فراهم سازند.((یمهدون للمهدی سلطانه؛سنن ابن ماجه-ج۲،ص۱۳۶۶)
واین قوم همان منتظران واقعی حضرت مهدی(عج)هستند که فلسفه ی انتظار ومعنای آن را فهمیده وبراساس آن نیز عمل می نمایند.پیامبر خدا(ص)در این رابطه فرموده اند:((روزگار سپری نخواهد شد تااینکه مردی ازسلاله ی حسین به امر امت من قیام کند وزمین راپس ازآنکه پرازظلم و جورشده است پرازعدل و داد سازد.))(بحارالانوار،ج۵۱،ص۶۶)
حضرت مهدی(عج)در روایات اهل سنت:
اعتقاد به حضرت مهدی موعود(عج)تنها مربوط به شیعه نمی باشد بلکه اهل سنت نیز به ظهور حضرت مهدی(عج)و تشکیل حکومت جهانی توسط ایشان اعتقاد و اعتراف دارند.ولی اهل سنت این موضوع را مسکوت گذاشته و زیاد به آن نپرداخته اند.اینک به چند نمونه ازکتب معروف ومعتبر اهل سنت در این زمینه اشاره می کنیم:پیامبر خدا(ص)فرمود:((اگر از دنیا جزیک روزباقی نماند خداوند آن روزرا طولانی خواهد فرمود تا درآن روز مردی ازامت من قیام کند وزمین راپراز عدل وداد سازد همان گونه که پرازظلم و جور شده بود.))(سنن ابی داود،ج۲،ص۴۲۱)ابن ماجه در سنن خود درباره خروج المهدی روایاتی نقل می کند:((…حکومت رابه مردمی ازاهل بیت من سپارند که اوجهان راپرازعدل وداد کند همان گونه که قبلا آن راپرازظلم وجور ساخته بودند.))(سنن ابن ماجه قزوینی ج۲ص۱۳۶۶)
((…مهدی از مااهل بیت است…..))،((…مهدی ازفرزندان فاطمه است…))،((…قومی ازمشرق قیام کنند وزمینه رابرای حکومت مهدی(عج) فراهم سازند.))،ونیز درکتب((سنن ترمذی))،ج۴،ص۵۰۵و مستدرک((حاکم نیشابوری))،ج۶،ص۲۹و((مسنداحمدبن حنیل))،ج۱،ص۸۴و((منتخب کنز العمال))درحاشیه ی سنداحمدبن حنیل،ج۶،ص۲۹و((فصول المهمه))،ص۳۱۰و((الصواعق المحرقه))،ص۲۰۶وتذکره((ابن جوزی))،ص۳۲۵و((یناییع الموده))،باب ۸۶ونورالابصار((شبلنجی))،ص۱۶۸و((اتحاف شافعی))،ص۱۷۹وازمنابع بسیاری دیگر دراین رابطه روایاتی نقل شده است.
توقیعات حضرت مهدی(عج)
توقیع در لغت به معنی نشان گذاشتن برچیزی، امضاءکردن نامه و فرمان، نوشتن چیزی در ذیل نامه یا کتاب، فرمان ودست خط طغرای پادشاه است (فرهنگ عمید،انتشارات امیرکبیر،تهران،۱۳۷۴،چاپ چهاردهم) و در اصطلاح، به نامه هایی می گویند که امام زمان(عج) خطاب به شیعیان خود نوشته است.
آن حضرت(عج) در دوران غیبت خود به واسطه ی نواب اربعه باشیعیان خود ارتباط ومکاتبه داشتند که دراینجا مابه فرازهایی از نامه های مبارک حضرت مهدی(عج) اشاره می کنیم:
۱-تکلیف شیعیان دردوران غیبت کبری:
در توقیع «اسحاق بن یعقوب» آمده است:((…واماالحوادث الوقعه فارجعوافیهاالی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم واناحجه الله))((اماحوادثی که برای شما اتفاق می افتد درموردآنهابه راویان حدیث مارجوع کنیدزیراآنان ازطرف من برشماحجت هستند ومن حجت خدا برشمایم…))(احتجاج طبرسی،ج۲،ص۴۷۰)
۲-عنایت ومراقبت حضرت مهدی(عج)نسبت به شیعیان:
در توقیع «شیخ مفید» آمده است:((…درآنچه می گویم ثابت قدم باش وبه هرکس اطمینان داشتی ابلاغ کن طبق آنچه که ماترسیم می کنیم تاوقتی که مصلحت باشد ازسوی خداوند برای خودوشیعیان درمکانی به دورازآنان اقامت داریم ولی به جریانها وخبرهای شماآگاه هستیم وچیزی ازاخبارشماازماپوشیده نمی ماند تادولت دنیا برای فاسقان باشد این دوری وغیبت ادامه دارد…))((اناغیرمهملین لامرکم ولاناسین لذکرکم…))((ماازامورشماشیعیان غفلت نداریم وهیچ گاه شماراازیادنخواهیم برد…))(احتجاج طبرسی،ج۲،ص۴۹۷)
عرضه اعمال بر امام زمان(عج)
یکی ازاعتقادات شیعه که مستند به قران واحادیث می باشد هماناعرضه شدن اعمال بندگان برخدا ورسول وامامان علیهم السلام است واینکه درهرعصری اعمال مردم برامام زمانشان عرضه می گردد وامام زمان(عج) از اعمال ناشایست پیروان خود ناراحت خواهد شد وازاعمال نیک آنان مسرور می شود وآنچه که درتوقیع شیخ مفید(ره)آمده است نیز برهمین مطلب دلالت دارد.امام صادق(ع)درذیل آیه ی شریفه((فکیف اذا جئنا من کل امه بشهید))(سوره نساء،آیه۴۱)چنین می فرماید:((این آیه درباره ی امت حضرت محمد(ص)نازل شده است.درهرعصری امامی ازماشاهداعمال آنان است وحضرت محمد(ص)نیز شاهد براعمال ماامامان است.)) (بحارالانوار،ج۲۳،ص۳۳۶)داودرقی می گوید:((من خدمت امام صادق(ع)نشسته بودم که ناگهان حضرت بدون مقدمه ازپیش خودبه من فرمود:ای داودروز پنجشنبه اعمال شمابرمن عرضه شددرمیان اعمالی که عرضه شده بود کارزیبای صله ی رحم تورانسبت به پسرعمویت فلانی مشاهده نمودم وازاین کارتوبسیارخوشحال شدم ونیزمتوجه شدم که درنتیجه ی این صله ی رحم که توانجام داده ای عمرپسرعمویت کوتاه شداجل اوسریعترخواهدرسید.داودمی گوید:من پسرعموی خبیث ومخالفی داشتم که ازفقروفلاکت او وعائله اش باخبرشدم.قبل ازآنکه به طرف مکه بروم مقداری برای خرجی به اوپول دادم.وقتی که مدینه رفتم حضرت صادق(ع)این مطلب رابه من فرمودند.))(بحارالانوار،ج۲۳،ص۳۳۹)ودرهمین راستا بوده است که امام زمان(عج)درتوقیع شریف خودبه شیخ مفید(ره)نوشته اند:((…وماازلغزشهایی که ازبعضی شیعیان سرمی زند هنگامی که به برخی ازکارهای ناشایست روی می آورند باخبر هستیم.کارهایی که مردان نیک گذشته ازآن دوری می جستند ولی بعضی ازشیعیان مابرخلاف پیمانی که خداوند ازآنان جهت توجه به خداوند ودوری ازگناه ازآنان گرفته است پشت سرمی اندازند…))(احتجاج طبرسی،ج۲،ص۴۹۷)
فلسفه ی طول عمر امام زمان(عج)
همان گونه که درمورد رازورمزغیبت امام زمان(عج)گفتیم خداوند وعده فرموده است که حکومت عدل وداد خود رادرروی زمین برقرار کند وچون تمام امورعالم براساس حکمت وطبق اسباب وعلل طبیعی انجام می شود-وخداوندبااینکه قدرت دارد-اما هیچ گاه ازطریق اعجازبرای حکومت پیامبران وپیروزی آنان عمل نکرده است.معجزه اگرچه تنها برای اثبات حقانیت پیامبران وپیشوایان دینی است اماپیروی مردم بایدبااختیاروانتخاب آنان باشد.بنابراین درشرایط عصرتولدحضرت مهدی(عج)چون جامعه ازآن رشدکافی برخوردارنبودکه حاضرباشدبرای تحقق عدالت ازخود مایه بگذارد.اگر حضرت غیبت نمی فرمودمانندپدران بزرگوارش شهید می شد و وعده الهی تحقق پیدا نمی کرد.بنابراین حضرت مهدی(عج)بایدعمری طولانی داشته باشدتارسالت خودراانجام دهد.
افرادی که ازعمرهای طولانی برخوردار بودند:
طولانی شدن عمرامام زمان(عج)یک استثناست.اگرکسی طول عمرحضرت مهدی(عج)رابااشکال مواجه نماید یامعتقدبه دین ومذهبی است ویامعتقدبه هیچ دین آسمانی نمی باشد.اماازمعتقدین به ادیان آسمانی مسلمانان براساس نص صریح قران براین اعتقادند که خداوند برای حضرت نوح(ع)۹۵۰سال عمرذکرکرده است((فلبث فیهم الف سنه الا خمسین عاما))(سوره عنکبوتآیه۱۴)یعنی:حضرت(ع)درمیان قوم خود یکهزارسال پنجاه سال کم(۹۵۰سال)اقامت داشت.انجیل نیز عمرنوح را۹۵۰سال بیان کرده است.امامسیحیان امروزه اعتقادشان براین است که حضرت مسیح(ع)پس ازآنکه توسط دشمنانش کشته شد پس ازچندروززنده گردیدوازمیان مردگان برخاست وبه آسمان رفت وهم اکنون نیززنده است.امایهودیان درکتاب آسمانی خودتورات نیزبه عمرطولانی حضرت نوح(ع)وشیث(ع)وبسیاری ازسلاطین مانند:فرعون اعتراف نموده اندکه درذیل اشاره می شود.((مسعودی درمروج الذهب عمرآدم را۹۳۰سال(قاموس،کتاب مقدس،ص۲۶٫شیث۹۱۲سال)
کتابمقدس،ص۵۴۲٫انوش۹۶۰سال،قنیان۹۲۰سال،مهلائل۷۰۰سال،لوط۷۳۲سال،ادریس۳۰۰سال،متوشالح۹۶۰سال(تورات،سفرپیدایش،۲۷:۵)لمک۷۹۰سال (تورات،سفرپیدایش۲۵:۵)نوح۹۵۰سال(قران مجید،سوره عنکبوت)ابراهیم۱۹۵سال(قاموس،کتاب مقدس،ص۵،با اندکی اختصار)کیومرث۱۰۰۰سال،جمشید۶۰۰یا۹۰۰سال،عمربن عامر۸۰۰سالوعاد۱۲۰۰سال ذکر می کند))(تاریخ مروج الذهب،ج۱و۲)که بیشترین استناد مسعودی به تورات است.تمام این موارد بااختلاف اندکی درتورات وانجیل آمده است.اماکسانی که هیچ اعتقادی به ادیان ندارند ازنظر علوم مرگ رایک عارضه برای انسان شناخته اند که قابل پیشگیری است واین امید رادارند که روزی انسان به زندگی جاودان دست پیدا کند.پرفسور((اتینگر))دریکی ازسخنرانی های خود می گوید:((نسل جوان روزی به این واقعیت برمی خورد که بایدمساله فناناپذیری بشروجاودانی بودن را همان گونه که مردم امروزه سفرفضایی راپذیرفته اند بپذیرد.به نظرمن با پیشرفت تکنیکها(فنون)و کاری که ماآغاز کرده ایم بشرقرن آینده لااقل خواهدتوانست هزاران سال عمرکند))(مجله ی دانشمند،شماره۶،سال ششم)
چگونه می توان ازامام غایب بهره برد؟
اولین نکته ای که باید در جهت ابهام زدایی ازاین مساله موردتوجه قرارگیردهمانااشاره احادیث معتبر به ناگهانی واقع شدن ظهور امام مهدی(عج)می باشدکه بدون زمان مشخص ویکباره روی خواهد داد.این حالت منشا فواید بسیار برای امت اسلامی است که دراینجا به تعدادی ازآنها اشاره می شود:
۱٫ حالت انتظار هرمومنی را به سوی پایداری ومقاومت در امردین داری وتقیدبه دستورات شرعی ودوری ازظلم به دیگران وغضب حقوق آنان فرامی خواند.زیرادرحکومتی که پس ازقیام ناگهانی امام مهدی(عج) به دست او برپامی گردد حق مظلوم ازظالم گرفته می شودوقسط وعدل درهمه جا گسترش خواهدیافت وبساط ظلم وجورازسراسردنیابرچیده خواهدشد.
۲٫ حالت انتظارامت اسلامی رابه سوی یک وضعیت آماده باش همیشگی برای پیوستن به ارتش امام مهدی(عج)وکسب آمادگی کامل جهت فداکاری درراه تسلط کامل امام(عج)براوضاع وگسترش قلمروحکومت ایشان درکره زمین فرامی خواند واین حالت روحیه تعاون واتحادوانسجام مومنان رابیشترمی کند.
۳٫ این غیبت فرد معتقدرابرای ایفای نقش خودوانجام رسالتش آماده می کند بویژه درحوزه ی امربه معروف ونهی ازمنکر.بدین ترتیب مسلمان همیشه مراقب وآماده خواهدبود.زیرا یاران امام مهدی(عج)نمی توانند خودرا به انتظارکشیدن دلخوش نمایندودرباره امربه معروف ونهی ازمنکراقدامی ننمایند.
۴٫ امتی که با اعتقاد به حضرت مهدی(عج) زنده و با یاد آن حضرت که یاورمومنان و خوارکننده ظالمان می باشدزندگی می کندهمواره دروجودخوداحساس عزت وسربلندی می نمایدودرمقابل دشمنان دین خدا سر تعظیم فرود نمی آورد چراکه اودرهرساعت ظهورپیروزمندانه ی امام مهدی(عج)راانتظارمی کشدپس درنتیجه چنین امتی هرگزتن به ذلت وخواری نمی دهد وقدرت متکبران راکوچک می شمارد در واقع همین نکته است که باعث وحشت واحساس ناامنی همیشگی گردنکشان می گردد.(درانتظارققنوس،سیدثامرهاشم العمیدی،ترجمه:مهدی علیزاده،ناشر:موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره)،باتلخیص وتصرف)
رجعت در دوران حضرت مهدی(عج)
یکی از اعتقادات حقه ی شیعه اعتقاد به رجعت است که روایات وآیات بسیاری برآن دلالت دارند.آیه۵۵،سوره مومن وآیه۸۲،سوره نمل وآیه۸۶،سوره اسراء بررجعت دلالت دارند.سیدمرتضی(ره)دراین باره می فرماید: “عقیده ی شیعه ی امامیه درباره ی رجعت آن است که خداوند متعال درموقع ظهورامام زمان(عج)مردمی ازشیعیان آن حضرت را که قبلا مرده بودندبه دنبابرمی گرداندتابه ثواب یاری ومساعدت ومشاهده دولت حضرت مهدی(عج) نایل آیند همچنین مردمی ازدشمنان آن حضرت را نیز زنده می گرداند تا از آنان انتقام گرفته شود”. (مهدی موعود(عج)، ص۱۲۳۲)
و نیز علامه مجلسی و شیخ مفید و سید بن طاووس و دیگرعلماء و محدثین شیعه اعتقاد به رجعت را از اعتقادات قطعی شیعه برشمرده اند. حضرت صادق(ع)می فرماید: “روزهای خداوند سه روزاست: روزی که قائم ظهور کند روز رجعت روز قیامت”.(بحارالانوار،ج۵۳،ص۵۹)
از حضرت صادق(ع)درباره ی رجعت پرسیدند: آیارجعت حق است؟ فرمودند: “آری”. پرسیدند: اولین کسی که برمی گردد کیست؟ فرمود: “حسین(ع)است که به دنبال قائم می آید”. (منتخب الانوارالمضیئه)
رجعت ویژه مومنان خالص وکافران است:
امام صادق(ع)می فرماید:((رجعت نه برای همه که برای گروهی خاص است یعنی جزمومن خالص وکافرخالص به دنیابرنمی گردند.))(بحارالانوارج۵۳ص۳۹)
وبرهمین اساس پیشوایان دین دعاهایی به پیروان خودتعلیم فرموده اند که درآن درخواست بازگشت دردولت حضرت مهدی(عج)است.درمصباح الزائر((سیدبن طاووس))(ره)زیارتی برای امام زمان(عج)درسرداب سامره روایت کرده است که ازجمله فقرات آن است:((ووفقنی یارب للقیام بطاعته والمثوی فی خدمته والمکث فی دولته واجتناب معصیته فان توفیتنی اللهم قبل ذلک فاجعلنی یارب فیمن یکر فی رجعته ویملک فی دولته ویتمکن فی ایامه ویستظل تحت اعلامه ویحشر فی زمرته وتقر عینه برویته.))یعنی:((خداوندا به من توفیق اطاعت ازامام زمان(عج)وخدمتگذاری خدمتش راعطاکن تابتوانم دولت اورادرک کنم وازنافرمانیش دوری کنم.
خداوندااگرمن راقبل ازدولت آن حضرت می راندی من راجزء کسانی قراربده که دررجعت اوبازگشت کنم ودردولت اوبه تمکن وملک برسم وزیر پرچمش قرارگیرم ودرزمره ی هوادارانش محشورگردم وچشمانم به دیدارش نورانی گردد.))
رجعت شهدا و مومنان:
عبدالرحمن قصیر گوید:((امام باقر(ع)درتفسیرآیه ی شریفه:((ان الله اشتری من المومنین انفسهم واموالهم))ازمن پرسید:آیا می دانی منظور آیه چیست؟گفتم:منظور آن است که مومنین می جنگند ومی کشند وکشته می شوند.حضرت فرمود:نه بلکه منظورآن است که هرکس ازمومنان شهیدشودبازگردانده می شود تابه مرگ طبیعی بمیردوهرکس ازمومنان به مرگ طبیعی مرده است رجعت می کند تا به فیض شهادت برسد.))(بحارالانوارج۵۳ص۷۴)درحدیث دیگرامام صادق(ع)ذیل آیه شریفه((یوم نحشر من کل امه فوجا.))(سوره نمل آیه۲۷)می فرماید:هیچ کس ازمومنان نیست که شهیدشده باشدمگرآنکه رجعت می کندتابه مرگ طبیعی بمیردو هیچ کس ازمومنان نیست که به مرگ طبیعی مرده باشدمگرآنکه رجعت می کندتاشهیدشود.))(بحارالانوارج۵۳ص۴۰)ازاین دوروایت چنین برمی آید که مومن اگرباشهادت ازدنیارفته باشد باقی مانده ی عمرطبیعی خودراطلبکار است ولذا درعصرظهورحضرت مهدی(عج)ودوران رجعت ازخدامی خواهد که زنده شودوباقیمانده ی عمرخودرادرسایه ی حکومت حضرت مهدی(عج)وخدمت به آن حضرت بگذراندواگرپیش ازظهورحضرت به مرگ طبیعی مرده است شهادت راطلبکار است ولذاازخداوندمی خواهد که رجعت داده شودتادررکاب حضرت مهدی(عج)جهادکندوبه شهادت برسد.
مسؤولیت رهبری درزمان غیبت
خداوندتبارک وتعالی درقسمتی ازآیه شریفه۵۸سوره مبارکه نساء می فرماید:((یاایهاالذین آمنوااطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم))یعنی:((ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنیدخداراوپیامبرواولیای امرخودرا(نیز)اطاعت کنید”.
این آیه اطاعت بدون قید و شرط از سه مرجع را واجب می داند:
۱٫ الله: ذات بی همتایی که دارنده ی تمام صفات کمال وجمال بوده وازهرنوع عیب ونقصی پاک است آفریننده بخشنده ومهربانی که به جهان وجهانیان وبه نظام هستی ومخلوقاتش عنایت داشته ومصالح ومفاسدآنان راازخودبهترمی داند ازاین رو اطاعت ازآن ذات بی مانند به خیروصلاح مومنان بوده وبرتمام مومنان واجب است.
۲٫ رسول: منظور وجودمبارک حضرت محمد(ص)می باشدکه به اعتباراینکه اشرف مخلوقات وخاتم انبیاست اطاعت ازاوودستوراتش راتاروز قیامت واجب می داند.
۳٫ اولی الامر: همان کسانی هستند که از سوی خداوند تبارک وتعالی منصوب به هدایت مسلمانان شده وتوسط پیامبر گرامی اسلام(ص)به مردم معرفی گردیده اند وجانشینان ایشان می باشند.این گروه همانگونه که درحدیث «جابر بن عبدالله انصاری» آمده است ۱۲ نفرند. نقل روایت بدین ترتیب بوده است که: وقتی آیه شریفه نازل گردید جابر بر پیامبر بزرگوار(ص) وارد شد و از او سؤال کرد: “یا رسول الله ما خدا را می شناسیم و اطاعتش می کنیم؛ پیامبرش را می شناسیم و از اطاعت کردن از او آگاهیم؛ اما بفرمایید که اولی الامر چه کسانی هستند که در این آیه اطاعت از آنان بر مسلمین واجب شده است؟” حضرت فرمودند: “اولی الامر که اطاعتشان بر مسلمانان واجب گردیده ۱۲ نفرندکه اولشان برادر و پسرعمویم علی(ع)است وپس ازاو پسرش حسن(ع)وفرزنددیگرش حسین(ع)وآن گاه علی ابن الحسین(ع)ملقب به سجادسپس فرزندوی محمد(ع)ملقب به باقرکه توای جابراوراخواهی دیدوسلام مرابه اوبرسان.آن گاه…وبعدفرزندش حسن(ع)معروف به عسکری وبعدازاوهمنام وهم کنیه ی من دوازدهمین رهبر خواهدبودکه دوغیبت خواهدداشت:یکی غیبت صغری و دیگرغیبت کبری”. آن گاه جابر پرسید: “یا رسول الله در زمان غیبت مردم چگونه از وجود او بهره مند خواهند شد؟”. پیامبر(ص)پاسخ داد: “همان گونه که از آفتاب در پشت ابر بهره مند می شوند”.
چنانکه در عناوین قبلی نیز مطرح گردید درغیبت صغری که مدت آن ۶۹سال طول کشید چهار نفر ازانسانهای مؤمن و متقی به عنوان “نایب خاص” نقش رابط بین امام(عج) و مردم راا یفاء می نمودند. با از دنیا رفتن چهارمین نایب خاص، باب نیابت خاصه بسته شد و غیبت کبری شروع گردید.
دراینجا سؤالی به ذهن خطور می کند بدین شرح که: وظیفه شیعه به هنگام غیبت کبرای ولی اش چه خواهد بود؟آیا ممکن است دیگربین امام(عج)ومردم واسطه ای نباشد؟پاسخ قطعا منفی است.امام مهدی(عج)درتوقیعی که به عنوان آخرین نایب خاص خودجناب علی بن محمد سمری صادر کرده اندچنین فرموده اند:((ای علی بن محمدسمری!خداونداجربرادرانت رادرسوگ توزیادگرداندتوپس ازشش روزخواهی مرد پس دیگرکسی را به عنوان جانشین معرفی مکن زیراغیبت کبری آغازشده است وهرکس ادعای نیابت خاصه کند دروغگو ومفتری است.))آن گاه امام عصر(عج)درتوقیعی دیگرکه قبلا مورداشاره قرارگرفته است چگونگی هدایت شیعیان رادرزمان غیبت چنین بیان می فرمایند:((به هنگام وقوع پیش آمدها به کسانی که راویان احادیث می باشند مراجعه نمایید زیراکه آنان حجتهای مابرشماهستندومن حجت خدا برآنان.))وبازازقول آن حضرت می خوانیم:((آن کس که فقهای جامع الشرایط رارد کندماننداین است که مرا ردکرده است وآن کس که مرا رد کند خدای بزرگ را رد وانکار نموده است.))پس می توان گفت که تنها شیعه است که از یک سوبااعتقادبه امام غایب(عج) ارتباط بین خدا وخلق را همچنان برقرار می سازد واز سوی دیگر با بازکردن باب اجتهاد به صورت دینی زنده درآمده که همواره می تواند پاسخگوی نیازهای روز باشد.
موانع عمده ظهور امام عصر(عج) چیست
از آنجائی که ما در زمان غیبت امام زمان(ع) بسر میبریم و از نعمت دیدار حضرت محروم هستیم، این سؤال گاهی به ذهن میآید، که چرا ما نباید مانند پیشینیان از محضر امام زمانمان بهره ببریم؟ البته انسانی که مهمترین هدفش، دستیابی به کمال و قرب الهی است، قطعا بدون امام و مقتدا موفق نخواهد شد.
و چه چیز از این مهمتر و حیاتیتر که انسان محضر ولی خدا و امام زمانش را درک کند و برای رسیدن به آن هدف مهم از وجود امام بهره مند شود؛ بنابراین باید دید چه چیز مانع ظهور امام عصر(ع) شده است؟
آیا در قرآن به غیبت امام زمان(ع) اشاره شده است؟
در رابطه با موضوعات مهدویت در قرآن، آیات فراوانی وجود دارد که به بحث مهدویت اشاره می کنند. یکی از موضوعات آن نیز بحث غیبت امام عصر(ع) است، در این رابطه دو نوع آیات داریم که به غیبت اشاره دارند. یک نوع به اصل غیبت اشاره دارند، یعنی اینکه کسی که حجت خداست و جانشین خداست می تواند غایب شود.
مهمترین اشکالی که برخی در این آیات می گیرند، این است که آیا امکان دارد مردم حجت خدا را نبینند و از حضور ظاهری او محروم شوند که برخی آیات قرآن اشاره می کند که امکان دارد حجت خدا غایب شود.
در این خصوص یکی آیه ۴۸ سوره مریم است که جریان حضرت ابراهیم(ع) را بیان می کند؛ وقتی به حضرت ابراهیم(ع) گفتند: اگر تو این سخنانت را ترک نکنی و بدگویی بت ها را نکنی و مردم را به توحید دعوت نکنی، ما تو را سنگسار می کنیم، حضرت در پاسخ گفتند: من شما را و آنچه را که غیر از خدا می پرستید وا می گذارم و به جای دیگری می روم و از جمع شما خارج می شوم.
پس می شود که حجت خدا در جامعه باشد و در اثر اینکه مردم او را تهدید به کشتن می کنند و خطر جانی او را تهدید می کند، از آنها دوری گزیند.
آیه دوم، آیه ۲۰ سوره قصص است که اشاره به جریان حضرت موسی دارد، کسی خدمت حضرت آمد و گفت: بزرگان شهر برای کشتن تو جلسه گرفتند و من به تو می گویم که این شهر را ترک کنی، وقتی حضرت به عنوان حجت الهی شنید که تهدید به مرگ شده، قران می فرماید: حضرت موسی شهر را در حالی که ترسناک بود ترک کرد و فرمود خدایا مرا از قوم ظالمین نجات ده.
ما در جریان حضرت ابراهیم(ع) و حضرت موسی(ع)، نص آیات قرآن را داریم که اگر حجت خدا تهدید به مرگ می شود، جامعه را ترک می کند و غایب می شود.
همچنین در رابطه غیبت امام دوازدهم دو آیه را می توان بیان کرد که در روایات ما ائمه که مفسران قرآن هستند، گفتند که اشاره به غیبت امام عصر(ع) دارد، یکی آیه ۳۰ سوره ملک که خدا می فرماید: ای پیامبر(ص) به مردم بگو که اگر یک روز صبح بلند شوند و ببینند آب هایی که در اختیارشان بوده همه در زمین فرو رفته چه کسی آب را در اختیارشان قرار خواهد داد که در کتاب کافی از امام موسی کاظم(ع) آمده که اگر امام شما غایب شود، چه کسی امام دیگری جایگزین آن خواهد کرد که نشان می دهد که منظور از ماء معین غیبت امام عصر(ع) است.
آیه دیگر آیه ۲۰ سوره لقمان است که خداوند می فرماید: آیا نگاه نمی کنید که خداوند هر آنچه در آسمان و زمین است، در اختیار شما قرار داده است و نعمت های ظاهری و باطنی را بر شما ارزانی کرده که امام موسی کاظم(ع) در کتاب کمال الدین می فرمایند: منظور از نعمت باطنی امام غایب است.
موانع ظهور امام عصر(ع) چیست؟
موانعی که گفته می شود موارد متعددی است، یکی از آنها که به عنوان مانع اصلی ظهور است، در بیان امام عصر(ع) آمده است که اگر همین را در زندگی عملی کنیم، مهمترین کار را کردیم. نامه ای که امام عصر(ع) به شیخ مفید نوشتند که در احتجاج طبرسی آمده است. امام زمان(ع) خطاب به شیخ مفید فرمودند: چیزی ما را از شیعیان دور نکرده و مانع حضور ما میان شیعیان نشده مگر آنچه که به ما می رسد از طرف شیعیان که ما آنها را زشت و ناشایست می دانیم. اعمالی انجام می دهند که ما آنها را برای شیعه برگزیده نمی دانیم.
بنابراین یکی از مهمترین موانع ظهور بحث گناهان و نافرمانی هایی است که شیعیان دارند و این گناهان موجب می شود که ظهور با موانعی روبرو شود.
وظایف منتظران در تحقق ظهور چیست و نشانه های ظهور چه تاثیری در تعجیل یا تاخیر ظهور دارند؟
نشانه های ظهور تاثیری در تعجیل یا تاخیر ظهور ندارند، نشانه فقط نمایان کننده یک واقعه است. شورش سفیانی، قیام یمانی و خراسانی و یا صیحه آسمانی فقط نشان گر ظهور هستند و تاثیری در تعجیل و تاخیر ظهور ندارند.
ولی وجود منتظران تاثیر اساسی در مسیر ظهور دارد. یکی از شرایط مهم ظهور بحث یاران کارآمد است، اگر یاران وجود داشته باشند یعنی منتظران واقعی وجود داشته باشند. یکی از زمینه های مهم ظهور محقق می شود و ظهور به تعجیل می افتد ولی اگر منتظران خالص نباشند، ظهور به تاخیر می افتد.
یکی از روایات در این حوزه جریان هارون مکی یا شیعه تنوری است. امام صادق(ع) فرمودند: ما وقتی ۵ نفر یار نداشته باشیم هیچ وقت خروج نمی کنیم یا امام صادق(ع) در روایتی می فرمایند: به خدا سوگند اگر من به تعداد این بزغاله ها شیعه داشتم بر من سکوت کردن جایز نبود.
شباهت امام مهدی(عج) به حضرت داوود(ع)
“مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم” یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت اللّه سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(۱۳۴۸ ـ ۱۳۰۱ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیهاللّه(عج) که حقش بر گردن ما افزونتر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.
اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى نویسد:
“چون ما نمی توانیم حقوق آن حضرت(عج) را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، بجا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت(عج)، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، می باشد.”
شباهت به داوود نبی(ع)
حضرت داوود(ع) را خداوند در زمین خلیفه ساخت و فرمود: ای داوود ما تو را در زمین خلافت دادیم. حضرت مهدی(عج) را نیز خداوند خلیفه خود در زمین نمود و فرمود: آیا چه کسی جز خداوند دعای مضطر را به اجابت می رساند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد.
حضرت داوود(ع) خداوند آهن را برایش نرم کرد که در قرآن آمده و آهن را برایش نرم ساختیم. امام مهدی(عج) نیز خداوند آهن را برایش نرم کرده است. حضرت داوود(ع) سنگ با او سخن گفت و صدا زد: ای داوود مرا بگیر و جالوت را با من به قتل برسان. امام مهدی(عج) نیز علم و شمشیرش او را صدا می کنند و می گویند: این ولی خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان.
در روایت آمده است: سنگ در زمان ظهور آن حضرت هنگامی که کافری زیر آن پنهان می شود مومن را صدا می زند و می گوید: این مومن زیر من کافری است او را بکش. پس مومن می آید و کافر را می کشد.
حضرت داوود(ع) جالوت را کشت. قائم نیز دجال که از جالوت بدتر است را می کشد. حضرت داوود(ع) به الهام در میان مردم حکم می کرد. حضرت مهدی(عج) به حکم داوود قضاوت خواهد کرد و از بینه و شاهد نمی پرسد و نیازی به آن ندارد.
حضرت داوود(ع) نوشته ای از آسمان بر او نازل شد که مهری از طلا بر آن بود، در آن نوشته سیزده مساله بود. حضرت مهدی(عج) نیز نوشته ای با مهر طلایی به همراه دارد که در کمال الدین از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: گویی قائم را بر منبر کوفه می نگرم که یارانش ۳۱۳ تن به عدد اصحاب بدر پیرامونش هستند و آنهایند صاحبان پرچم ها و آنهایند حکمروایان الهی در زمینش بر خلایقش، تا اینکه از قبای خود نوشته ای بیرون آورد که با مهری زرین ممهور باشد.
پیمانی از رسول الله(ص)، پس مانند گوسفندان بی زبان از دور و برش پراکنده می شوند و کسی از آنها باقی نمی ماند مگر وزیر و یازده نقیب، چنانکه با موسی بن عمران باقی ماندند، پس در زمین می گردند ولی راهی جز او نمی یابند پس به خدمتش باز می گردند.
ترویج خواب و رویا در جریان احمد الحسن / دعوت به استخاره برای انتخاب مذهب در جریان مدعی یمانی
انکار علم رجال، درایه و فقه الحدیث
اولین گام و یکی از مهمترین مولفههای پیروان و انصار احمد الحسن، در بحث تبلیغ و اثبات دعاوی خویش، رد و انکار علم “رجال الحدیث” است، زیرا میدانند که علم رجال، همچون سدی محکم جلوی انحراف از روایات و احادیث است، بنابراین مبلغان این جریان از همان اول میگویند که ما چیزی به نام علم رجال نداریم.
اگر پیروان احمد بصری کمترین مطالعه ای در حوزه تاریخ داشته باشند و مطالعه آن را نیز بدعت ندانند متوجه می گردند که در طول تاریخ و خصوصا در دوران صدر اسلام، برخی افراد طماع و شیاد بودند که با دریافت طلا و مبالغی مأموریت داشتند به نفع خلفای بنی امیه روایت جعل نمایند و تمام این روایات مزین به قال النبی(ص) می باشد. به عنوان نمونه، روایتی از پیامبر نقل شده است که خداوند، جبرئیل، من (پیامبر) و معاویه را بر وحی خود، امین دانست و نزدیک بود که معاویه به خاطر فراوانی حلمش و امین بودنش بر کلام الهی، به پیامبری مبعوث شود. درحالیکه جعلی بودن این حدیث، بر هر صاحب عقل و خردی امری واضح و مبرهن است. حال آیا عقل سلیم می پذیرد، هر حدیثی را پذیرفت؟
مضاف بر اینکه، گاهی امامان در مقام تقیه به سر می بردند و سخنان خود را در لفافه بیان می نمودند لذا لازم است معیارهای چون: راوی حدیث، شرایط زمان و مکان، فضای صدور احادیث و سایر قرائن علاوه بر قرینه سندی، مورد بررسی قرار بگیرد تا صحت و سقم حدیث، مورد بررسی، قرار گیرد.
امام صادق در مورد مُغَیره بن سعید که یکی از غالیان زمان حضرت بود، اینگونه میفرمایند: مغیره بن سعید در کتابهای اصحاب پدرم (امام باقر)، روایاتی را وارد کرد که پدرم آن احادیث را نفرموده بود.
أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ: لَا تَقْبَلُوا عَلَیْنَا حَدِیثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّهَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِیثِنَا الْمُتَقَدِّمَهِ فَإِنَ الْمُغِیرَهَ بْنَ سَعِیدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَ فِی کُتُبِ أَصْحَابِ أَبِی أَحَادِیثَ لَمْ یُحَدِّثْ بِهَا أَبِی فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَیْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّهَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّه. [۱]
بر ما تنها حدیثی را بپذیرید که با قرآن و سنت موافق باشد یا همراه آن شاهدی از احادیث پیشین ما بیابی؛ چون مغیره بن سعید که نفرین خدا بر او باد، در کتابهایِ شیعیان پدرم احادیثی را که نفرموده بود، جای داد؛ پس از خدا پروا کنید و آنچه را که با سخن پروردگارمان و سنت پیامبرمان مخالفت دارد، به ما نسبت ندهید؛ زیرا ما هرگاه حدیث نقل میکنیم، میگوییم: خدای عز و جل فرمود؛ رسول خدا(ص) فرمود.
بنابراین، در بررسی حدیث اهل بیت، علم رجال و فقه الحدیث، ضروری و واجب است؛ لکن، آنچه بایددر علم رجال حدیث، بدان توجه کرد، دو مطلب است: اولا: ضعف سند حدیث دلیل بر عدم صدور آن از معصوم نمی باشد. ثانیا: صحت سند حدیث دلیل بر صدور آن از معصوم نمی باشد. بلکه باید در کنار قرینه سندی، سایر قرائن از جمله، فضای صدور روایت، زمان و مکان آن و عصر صدور روایت و اقول دیگر مذاهب اسلامی، بررسی شود و آنگاه به صحت و یا سقم حدیث، نظر داد.
ترویج خواب و رویاء
یکی دیگر از مهمترین ادله پیروان احمد الحسن بصری یمانی، ترویج افراطی خواب و رویاء است و عنوان میکنند که: شما نیت کنید، احمد الحسن را در خواب ببینید و یک سری اذکار “من در آوردی” نیز به شخص میدهند که بخوانید و سه روز هم روزه بگیرید، امام زمان به خواب شما میآید و میگوید با پسر من، بیعت کنید. اتفاقاً خیلیها هم اینکار را کردند و در خواب چیزی ندید. گرچه بر فرض محال اگر کسی در خواب چیزی ببیند، خواب، حجیت ندارد. و طبق آیات قرآن و احادیث، شیطان با اولیاء خود، الهاماتی دارد و هنگام خواب، شیاطین به انسان ها حمله می کنند. و اصولا، مگر “انتخاب دین” در خواب بوده است که ادامه آن، نیز با خواب باشد؟
سوال از پیروان احمد الحسن بصری، این است که: چرا افراد را به خواب گرایش میدهید؟ سوق افراد به خواب و ایمان به احمد الحسن از طریق خواب در حالی که امام صادق(ع) در این خصوص می فرماید:
… َإِنَّ دِینَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ یُرَى فِی النَّوْم . [۲]
… دین خداوند برتر از آن است که در خواب دیده میشود ـ .
علاوه بر این، حتی شخص مدعی یمانی(احمد بصری) و یارانش،این نکته را قبول دارند که اجنه و شیاطین می توانند خواب سازی کنند و خود را به جای معصوم نشان بدهند. [۳] شیخ مفید نیز، می فرماید:
و مع ذلک فإنا لسنا نثبت الأحکام الدینیه من جهه المنامات. [۴]
در مذهب شیعه، احکام دینى را به وسیله رؤیا و خواب اثبات نمى کنیم.
بنابراین، تردیدی در این امر وجود ندارد که شیاطین می توانند برای انسان ها خواب سازی، نمایند و به تعبیر عامیانه آنها را خواب نما، کنند. که در آیاتی از قرآن اشاراتی به این مطلب شده است. [۵] و اگر به فرض، رویایی نیز در مدح این جریان، دیده شود،حمل بر رویای شیطانی، می گردد.
همچنین، در روایات متعددی تصریح شده، که مومن نیز خواب های آشفته دارد و همیشه رویاهای او صادقه نمی باشد. به عبارت دیگر، اینچنین نیست که یک فرد به صرف ایمان و تقوا،هیچ گاه خواب اشتباه و بدون تعبیر و یا القائات شیطانی نبیند. شیخ صدوق در روایتی از امام صادق، چنین نقل می کند:
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ الْمُؤْمِنُ یَرَى الرُّؤْیَا فَتَکُونُ کَمَا رَآهَا وَ رُبَّمَا رَأَى الرُّؤْیَا فَلَا تَکُونُ شَیْئاً فَقَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا نَامَ خَرَجَتْ مِنْ رُوحِهِ حَرَکَهٌ مَمْدُودَهٌ صَاعِدَهٌ إِلَى السَّمَاءِ فَکُلَّمَا رَآهُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاءِ فِی مَوْضِعِ التَّقْدِیرِ وَ التَّدْبِیرِ فَهُوَ الْحَقُّ وَ کُلَّمَا رَآهُ فِی الْأَرْضِ فَهُوَ أَضْغَاثُ أَحْلَام …. [۶]
محمد بن قاسم نوفلى گوید: به امام صادق گفتم چه بسا، مؤمن خوابى بیند و همان طور واقع شود و بسا خوابى بیند و اثرى ندارد؟ فرمود چون مؤمن بخوابد از روحش حرکتى تا آسمان بکشد و هر چه را روح مؤمن در آسمان که محل تقدیر و تدبیر است بیند حق است و هر چه را در زمین بیند، اضغاث و احلام آشفته است … .
ترویج افراطی استخاره
یکی دیگر از دلایلی که مبلغان جریان احمد الحسن بصری، یمانی دروغین، استفاده میکنند باب “استخاره” است که عنوان میکنند: شما نیت کنید، کتاب قرآن، را باز کنید، خود قرآن شما را راهنمایی میکنند. استخارههایشان نیز این گونه است که به سود خود تعبیر میکنند و کاملا عوام فریبانه است یعنی اگر خوب بیاید میگویند: احمد الحسن بر حق است و اگر بد بیاید میگویند: شما، در نیت خویش، صادق نبودید و اگر به احمد الحسن ایمان نیاورید، دچار بلا میشوید.
نباید این اصل فراموش شود که استخاره نیز مثل خواب، حجت شرعی، نیست. و تنها بعد از تحقیق و مشورت و مطالعه در جوانب امر، آن هم در موارد محدود، باید به استخاره، مراجعه شود. و اصولا، ترویج استخاره، بدون مشورت و استفاده از عقل، مخالف مبانی اسلامی است و ما در اسلام برای انتخاب دین و مذهب با استخاره سفارش نشده ایم. بلکه مطابق فتوای علما و کارشناسان دینی، اصول دین، باید آگاهانانه و با بینش انتخاب شود. از طرفی، در عصر حاضر، که می توان، به آراء و نظریات این شخص (مدعی یمانی و نیابت خاص امام عصر)، دست یافت و راه حق را انتخاب کرد، دیگر چه نیازی است که دین مان را با استخاره، انتخاب کنیم؟
دعوت به مناظره و مباهله
پیروان احمد الحسن بصری، مدعی دروغین یمانی، مخالفین خویش را به مناظره و گفتگوی علمی، فراخوانده اند، لکن غافل از اینکه، شخص موسس این جریان، احمد اسماعیل بصری، ناتوان از پاسخ به برخی از مسائل پیش و پا افتاده علمی و فقهی می باشد.
به عنوان نمونه به ماجرای درخواست گفتگو و مناظره یکی از مراجع قم با وی، چنین است:
“خبر احمد الحسن بصری به یکی از مراجع مقیم در قم، میرسد. ایشان، در ابتدا، فکر می کنند که احمد الحسن، جوانی است که امر، بر او، مشتبه شده است. آن مرجع، تصمیم می گیرند وی را آگاه کرده که احمد الحسن، به مرگ جاهلی از دنیا نرود. … در ادامه، آن مرجع،در مییابد که قضیه فراتر از مشتبه شدن امر است و این شخص با تاسیس فرقه و جریان، در پی گمراهی و اضلال است.این عالم عظیم الشان، میفرماید:، خب بگویید کجا هستیدمن به حضور شما، بیایم. احمد الحسن در پاسخ، می گوید: شما میخواهی آدرس مرا پیدا کرده و مرا به قتل برسانید. آن مرجع، مجددا میفرمایند: که یک کشور سومی پیدا کنید تا در آنجا با هم مناظره کنیم ولی احمد الحسن،کناره گیری می کند.آن مرجع در نهایت، میفرماید: من ۴۰ جلد کتاب در فقه نوشتهام، شما اشکالات کتاب مرا بگویید، مگر شما امام سیزدهم، نیستید و عصمت، ندارید؟! احمد الحسن در پاسخ، جمله مضحکی بیان می کند: من وقت خواندن کتاب شما را ندارم. درحالیکه اگر بر فرض محال، احمد الحسن، عصمت داشت با علم الهی، سریعاً باید میگفت در جلد فلان، صفحه فلان، مشکل دارد.” بنابراین، ادعای واهی و پوچ مناظره و گفتگو، به همین سادگی، رنگ باخت.