مشاعره رضوی
همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد
آنکه امروز نشسته است به مسند هشت است
بین ما مردم ایران نود و نه درصد
عدد حاجتمان پنج نباشد ، هشت است
تا چشم کار مي کند اينجا کبوتر است
چون کفتري به باب رضا خيره مي شوم
میخواستم به مشهد تو راهی ام کنند
دیدم برات کرببلا نیز داده شد
دوباره روی لبم ذکر یا رضا دارم
به سر دوباره هوای بهشت را دارم
گدایی از ازل انگار بوده در خونم
همیشه چشم به دست کریم ها دارم
ما دولت تسلیم و رضا می طلبیم
راهی سوی اقلیم بقا می طلبیم
اندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجات
از فیض ولایت رضا می طلبیم
مشهد چه شکوه و کبریایی دارد
این کعبه عجب برو بیایی دارد
هر روز در ایوانِ طلا می گویم
ایوانِ نجف عجب صفایی دارد
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
در بهشت ابدی حب وطن چون داریم
خانه ای پیش ولی نعمت ایران داریم
شک ندارم که پس از مرگ ملائک گویند
از دل مقبره برخیز که مهمان داریم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
میان شهر مدینه یگانه خواهرتان
چه نذرهاى بزرگى برایتان كرده است
تهران ـ مشهد، قطار، من، تنهایی
روی لبِ دل، تبسّم شیدایی
از دور شُكوهِ گنبدت پیدا شد
مولا، تو به پیشواز من میآیی!
یا امام رضا (ع) درد منو میدونید
یا امام رضا (ع) رو بر نگردونید
در خراسان رشد كردم - كعبه ی شعر و شعور
همت از پیران گرفتم، از رضا آموختم
ای طلا آجین ضریحت، روزنه های امید
با غبار بارگاهت كیمیا آموختم
ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم
ما جلوه خواستیم ، خدا نیز داده شد
در حرم بودم اگر ایمان مرا تطهیر كرد
در حرم بودم اگر حجب و حیا آموختم
| مر به درگهت امشب به عشق خواندى و خوانى | كـه هـر كـه سوى تو آيد شفيع او دو جهانى |