مشاعره رضوی
مثل هر روز همگی میل خراسان داریم
انتظار کرم از سفره ی سلطان داریم
مثل دشتی که ترک خورده و عطشان باشد
از خراسان طلب بارش باران داریم
السلام علیک یا ایها الرئوف
مرغم که در حرم چمنی دارم از قدیم
پروانهام که سوختنی دارم از قدیم
دل تا مقیم گوشهی بابالجواد شد
از یاد بُرد که قَرَنی دارم از قدیم
مهرت نشسته بر دل من ایها الرئوف
هستی تمام حاصل من ایها الرئوف
عشق تو گشته قاتل من ایها الرئوف
نامت علاج مشکل من ایها الرئوف
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
فروغ روشن مشکوة کبریاست رضا نشان زنده آیات هل اتی است رضا
دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن بحار رحمت و سرچشمه بقاست رضا
ای قبله ارباب وفا ادرکنی
ای معدن تسلیم و رضا ادرکنی
ای شمس شموس و خسرو خطه طوس
ای شاه ملقب به رضا ادرکنی
السلام علیک یا ایها الرئوف
یك شب بیا تو بتاب به چشمان بستهام
بشـكن سـكوت پنجره را ثامن الحجج(ع)
تــا چــون كبوتــران حــرم از دل قفـس
پـَر واكنـم به سوی شما ثامن الحجج(ع)
جرأتش نيست كسي حرف جهنم بزند
گر پيِ كار ِ گنهكار ز جا برخيزد
زائر آن است كه در كوي تو اُتراق كند
آنكه در عرش نشسته ست چرا برخيزد؟
السلام علیک یا ایها الرئوف
در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است
شمع دورش چند تا پروانه باشد بهتر است
بهتر آنکه از در هر خانه نومیدم کنند
دل اگر با غیر تو بیگانه باشد بهتر است
تا شدم معتكف كوي تو اي شمس شموس
مژده ي روشني شام سياهم دادند
گرمي و شور طلب كردم از اينجا چون شمع
چشمه ي اشك غم و آتش آهم دادند
السلام علیک یا ایها الرئوف
دامن آلوده و بار گناه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام
هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آورده ام
میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت
بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟
منی که باز برآنم که دعبلانه برایت
غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت
السلام علیک یا ایها الرئوف
تهران ـ مشهد ، مگو كه خیلی راه است
این راه كه روشن از شُهود ماه است
تهران ـ مشهد ، قسم به خورشید توس
عاشق بشوی ، مسافتی كوتاه است
تا ملائک همه پر را حرکت میدادند
دور تو، قرص قمر را حرکت میدادند
به طواف تو زمین بار دگر میچرخد
چون که خدام تو در را، حرکت میدادند
دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن
دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن
و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ
کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت
السلام علیک یا ایها الرئوف
تهران ـ مشهد ، قطار ، من ، تنهایی
روی لبِ دل ، تبسّم شیدایی
از دور شُكوهِ گنبدت پیدا شد
مولا ، تو به پیشواز من میآیی !