مشاعره رضوی
تماشا میشوی آیه به آیه در قنوت من تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست میگویم: که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم
مهرت، عجیب جای گرفته است در دلم
انگار واقعا که من هم کبوترم
از گندم کبوتران حریمت نخورده ام
اما فتاده ام به دامت و خدای را شاکرم
السلام علیک یا ایها الرئوف
مضجع ِ پاکت،قبله ی دلها
نام زیبایت،حلّ مشکلها
آینه غـیـب نـمـا را ببـیـن ترک خودى گوى و خدا را ببین
هرکه بر او نور رضا تافته است دردل خود گنج رضا یافته است
تورو خواب دیدم ,تورویادمه
همون شب که لالاییِ مادرم...
داره بوی عطرت بهم میرسه
توی خلوت کوپه ی آخرم
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا،به دادم می رسی؟
السلام علیک یا ایها الرئوف
یک عمر خواندی از غم آقای تشنه لب
با اشک های شعله ورت أیها الغریب
با تو هر روز خراسان به خودش می بالد
نه خراسان همه ایران به خودش می بالد
نه خراسان و نه ایران به خداوند قسم
همه عالم وامکان به خودش می بالد
السلام علیک یا ایها الرئوف
دله من هواتوکرده
یادتورهایم کرده
هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شـماست
این حرم را چشــمهای تــار می خواهد چه کار؟
پنجـــره فــولاد تــــو بیـــمار می خـواهد چه کار؟
دل به تو بسته طناب دار می خــواهد چــه کار؟
روسیاه آمدم فقیر توام
تشنه ی جامی از غدیر توام
در دو عالم شریف و محترمم
تا زمانی که من حقیر توام
بین این زائران ز فرط گناه
زائر پست و سربه زیر توام
این همه راه آمدم آقا
که بگویم فقط اسیر توام
میان شهر مدینه یگانه خواهرتان
چه نذرهاى بزرگى برایتان كرده است
تا که ما مشهدالرّضا داریم
نجف و شهر کربلا داریم
با خراسان حضرت ارباب
کاظمینیّ و سامرا داریم
| مى رسم خسته، مى رسم غمگين | گـرد غـربت نشسته بر دوشـم |
مهمان بارگاه توأم یا ابا الحسن
محتاج یک نگاه توأم یا ابا الحسن
هرچند روسیاهم و درمانده و بدم
اما مرا تو تذکره دادیٌ و آمدم